Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
"من فقط میخوام زنده بمونم"
!توروخدا کمکم کنین
!یکی کمک کنه
!کمکم کنین
کسی نیس؟
!توروخدا کمکم کنین
!یکی کمک کنه
هیشکی نیس؟
!توروخدا، کمکم کنین
...کسی نیس
کسی نیس؟
یکی کمک کنه
توروخدا
!یکی کمک کنه من نمیخوام اینجا باشم
کمکم کنین، توروخدا
کمکم کنین
کمک لازم دارم
کمک
کسی نیس؟
توروخدا کمک کنین
کسی نیس؟
من اینجام
هنوز اونجایی؟
آره اینجام
من اینجام
کمکم کن، من هیچی نمیبینم
...یکی افتاده رو زمین
...تکون نمیخوره
...فکر کنم مُرده
باشه
باشه
...الان
،الان میام پیشت همینجوری حرف بزن
زود بیا، این تکون نمیخوره - باشه، دارم میام -
خیله خب
خیله خب
...فقط، تکون نخور
!توروخدا نه - چیزی نیس، چیزی نیس، کاریت ندارم -
کی هستی؟
!نزدیک من نشو
!همونجا وایسا
کی هستی؟
!نزدیکم نشو
من نمیدونم اینجا کجاس ...یا اینکه چجوری اومدم اینجا
من تو خونه بودم
داشتم تلویزیون نگاه میکردم
حالام که اینجام - یادت نمیاد چی دیدی؟ -
همین الان به هوش اومدم
چیزی نمیدیدم
،صداتو شنیدم و اومدم سمتت ببخشید اگه ترسوندمت
کی هستی؟
من گرنت ام
باشه
داری میای؟
آره، داریم میایم
باهامون حرف بزن - با احتیاط راه برو -
...یکی اینجاس
خیله خب
داریم میایم
آروم باش، آروم باش، منم، چیزی نیس
هی، باهامون حرف بزن
زودباشین
شمایین؟ فکر کنم دارم میبینمتون
بیا بیا، دیگه داری میرسی
باشه
اسمت چیه؟ - آنا، اسمم آناس -
چجوری اومدی اینجا؟ - نمیدونم -
چه بلایی سر این اومده؟
...نمیدونم بیدار که شدم دیدم اینجاس
مرده...؟ - ...نه زندهس -
زندهس
اسم تو چیه؟
من جردن ام
خیله خب
چه اتفاقی واسمون افتاده؟
نمیدونم
کسی هست؟
کسی اینجا نیس؟
کجا میری؟
،اگه یه جوری سر از اینجا درآوردیم
پس حتما یه راه خروجی هست
دیوارای اینجا... خیلی محکمن
.یه روزنه پیدا کردم میرم ببینم چیه
بهش اعتماد ندارم - هیسس -
گرنت؟
گرنت؟
،نه، من جلوتر نمیرم اگه خودش همونی باشه که مارو زندانی کرده چی؟
گرنت؟
کی هستی؟
گرنت؟
جردن
یکیو پیدا کردم
شوکه شده - میخواد از هم جدامون کنه -
گرنت؟
گرنت؟
خیله خب
!نترس نترس، منم
جردن
جردن
!عقب وایسا
چرا؟ فکر میکنی من زندانیتون کردم؟
ها؟
نمیدونم
ببین، میدونم دلیلی واسه اعتماد کردن نداری
ولی الان ازت خواهش میکنم بهم اعتماد کنی
من نمیدونم اینجا چه خبره
نه
چی میخوای؟ جلو نیا
!نهههه
!برووو
برو برو
!ای حرومزاده
!آروم بگیر
چی از جونم میخوای؟
...واسه چی
گرنت
!داری دستمو میشکونی
،گوش کن ...گوش بده چی میگم
وقتی ولت کردم، آروم میگیری، خب؟
از جات تکون نمیخوری، خب؟
باشه؟
...همهمون همگی باید آروم باشیم
باید تمرکز کنیم
قول میدی آروم بگیری؟
ولم کن
خیله خب
خیله خب... گوش کن چی میگم
یه نفر ما رو آورده اینجا
دلیلشو نمیدونم
منم به اندازه ی شما ترسیدم و گیج شدم
،ولی نارو زدن به همدیگه ،حمله کردن به همدیگه
دردی ازمون دوا نمیکنه، فهمیدین؟
باشه
...فکر کنم یکی دیگه هم اینجاس - !الکس -
اسم من الکسه
شما کی هستین؟
من چجوری اومدم اینجا؟
الان کجاییم؟
سوال خوبیه
دماغت چرا شکسته؟ چیشده؟
...وقتی بیدار شدم
یه یارو منو انداخت توی ماشین
چند بار بهم مشت زد
.بعدشم با یه چیزی زد تو سرم .بعدش بیهوش شدم
قیافهشو دیدی؟
...چجوری میدیدم بابا !نصفه شب اومد سراغم
چیز دیگه ای یادت میاد؟
هرچیزی که بتونی بهمون بگی - آره، آره -
قبل از اینکه دماغمو بشکنه
یه جا نگه داشت که اسرار و آرزوهاشو واسم تعریف کنه
باید از اینجا بریم بیرون
،خیله خب بچه ها پخش بشین
بچسبید به دیوار
دنبال یه روزنه یا خروجی بگردین
کی گفته تو باید رئیس باشی؟
.داشتم بهتون توصیه میکردم تو هرکاری دلت میخواد بکن
"روز اول، بعد از 5 ساعت"
"موضوع"
"بی اعتماد"
"سرگردان"
"آنها سرشار از امید هستند"
"روز دوم"
بذار بریم بیرون
،با توجه به شکل آجرا بنظر نمیاد از اینجا وارد شده باشیم
اینم قفل شده تو سنگا
اون دیگه چجور ساعتیه؟
...ساعت نیس
به نظرم از اینجا میتونیم بریم بیرون - آره؟ -
!درو باز کن
!این در کوفتیو باز کن
حرومزاده
یا خدا
فکر کنم از اونجا اومدیم تو
این همونی نیس که اون موقع دیدیم؟
...منطقی نیس
آبه
گرنت
این حرومزاده واسه ما آب گذاشته
تقریبا اندازه ی دو هزارتا بطری آبه
واسه دو ماه کافیه
بچه ها
اسکولمون کرده؟
کسی نیس؟
هوی... ما رو از اینجا بیار بیرون
کسی نیس؟
صدامو میشنوی؟
ما رو از اینجا بیار بیرون
صدامو میشنوی؟
،قراره ما رو بکشه بخاطر همین آوردتمون اینجا
نه... همه چی درست میشه
ما رو انداخته اینجا تا بمیریم
...نه... چون ما رفیق داریم، خونواده داریم
بلخره یکی تا الان باید فهمیده باشه ما گم شدیم و دنبالمون بگرده
مگه نه؟ - چرت و پرت الکی نگو -
امکان نداره ما رو پیدا کنن - از کجا میدونی؟ -
...چون هیچکس نمیدونه ما کجاییم ...ما وسط جهنمیم
!تخم داری بیا پایین حرومزاده ی بیناموس
صدامو میشنوی؟
میشنوی یا نه؟
...توروخدا آروم باش - !بگیرمت دهنت سرویسه -
ایول... عالی شد
یه کابل 9 متری اینجا داریم
!هی، آروم بگیر، نکن
!سیکتیر
نمیدونیم قراره چقدر اینجا بمونیم
من قرار نیس اینجا بمونم
مثه کصخلا بشینیم اینجا آب بخوریم تا وقتی اون یارو بیاد دهنمونو سرویس کنه؟
!ریدم توش
میشه چند لحظه کله خر بازی درنیاری؟
ما به اون آب احتیاج داریم
نه بابا؟
!پس اینو بخور
!نکن
هیچکدوم دلمون نمیخواد اینجا بمونیم
ولی تا وقتی یه راه فرار پیدا کنیم به این آب احتیاج داریم
توروخدا
چرا این همه آب واسمون گذاشتن؟
"روز سوم"
خوبی؟
آره
آره فکر کنم
چیکار میکنی؟
...من آجر به آجر اینجا رو گشتم
اگه راه فراری وجود داشته باشه همین جاست
یه دلیلی داره که این قسمتِ دیوار اینجوریه
بنظرت راه فرار همینه؟
نمیدونم
ولی بلخره میفهمم
،نمیخوام انرژی منفی بدم ولی چجوری میخوای دیوارو با یه لیوان خراب کنی؟
یه خونه ی کاغذی رو تصور کن - خب -
وقتی دوتا از کاغذا رو برداری چی میشه؟
فرو میریزه
بنظرم اینجا هم همونجوریه
اگه یه تیکه از اینجا رو خراب کنم
بقیه ی دیوار خودش میریزه پایین
...بنظر غیرممکن میاد ولی
من 20 سال کارم با ساختمون بوده
اگه بهم وقت بدین، این دیوارو میارم پایین
بنظرت غیرممکن نیس؟ - ...غیرممکن نیس -
فقط یه کم زمانبره
...به هرحال باید سوالتو بپرسی
...حتما این کارا یه دلیلی داره دیگه ینی از ما چی میخواد؟
من یه حسابدار سادهم
متاهلی؟
طلاق گرفتیم
تو چی گرنت؟
نه، همسرم فوت کرده
،بذا ببینم ینی هیچکدومتون اون بیرون خونوادهای ندارین؟
نه
و دوستهای زیادی هم ندارین، ها؟
تو از کجا میدونی؟
شرط میبندم اون دو نفر دیگه هم همین وضعیتو دارن
لوک
لوک
آروم، آروم
یه چند تا سوال ازت داشتم
من به شما دیوثا هیچی نمیگم
...ما فقط میخوایم متوجه بشیم که اون چرا ماها رو انتخاب کرده
هیچ دلیل خاصی نداره
هرکس این کارو کرده یه کصخل روانیه
اون بیناموس زندگیمو ازم گرفت
ما میتونیم بشینیم اینجا و راجب انگیزه های یارو بحث کنیم
درحالی که اون یارو اون بالا نشسته و
به این فکر میکنه که با اسباب بازیای جدیدش چیکار کنه
...متوجه حرفم نشدی ...من میخوام بفهمم که
به تخمم که میخوای بفهمی، خب؟
مرسی از همکاریت
...یه رابطه ای وجود داره باید بفهمیم اون چیه
چه رابطه ای؟
...نمیدونم احتمالا ما باید نقاط مشترکی باهم داشته باشیم
تو تنها زندگی میکنی؟
آره
راجب زندگیت بگو
چی میخوای بدونی؟ - نمیدونم، هرچی، علایقت، زندگیت -
سر کار میری؟ خونواده ای، کس و کاری داری؟
دوس پسر داری؟
...فکر نکنم دوس پسرم کمکی بکنه
یه بار تصمیم گرفتم باهاش زندگی کنم ...ولی همه چی بدتر شد
از آسیب زدن به من خوشش میومد
دلم میخواست بمیره
یه بار خواستم بکشمش
ولی نتونستم انجامش بدم
...اولش فکر کردم اون منو انداخته اینجا
...ولی غیرممکنه، چون
اون مرده
بنظرم فهمیدم نقاط مشترکمون چیه
من به جرم قتل همسرم متهم شدم
،کیم سرطان داشت ...دیگه طاقتش تموم شده بود و ازم کمک خواست
...و منم کمکش کردم
دو سال رفتم زندان
،همه چیمو از دست دادم ...خونهم، کارم، دوتا دخترام
اونا هیچوقت درک نکردن
...شاید بخاطر همینه که اون مارو انتخاب کرده
تو و گرنت جفتتون متهم به قتل شدین
لوک، خواهشا همین یه سوالو جواب بده
تو هم کسیو کشتی؟
تقصیر من نبود
من نمیخوام به کسی آسیب بزنم
من... فقط... پول احتیاج داشتم
...نمیدونم چرا فوری تسلیم نشد ...قرار بود کار آسونی باشه
قرار بود سریع کارو تموم کنم
...مجبور شدم اون کارو بکنم
...چاره ای نداشتم
پس یه نفرو کشتی
...اون خودش تفنگ کشید خلاصه... یا من باید میمردم یا اون
ینی الان داریم مجازات میشیم؟
بخاطر این اینجاییم چون... یه نفرو کشتیم؟
وایسین
من این کارو نکردم
من کسیو نکشتم
من هیچ کار اشتباهی نکردم
من شبیه شماها نیستم
من قاتل نیستم
!من دفاع از خود کردم کصخل
...یه اشتباهی شده
...یه اشتباهی شده
من نباید اینجا باشم
!شماها یه اشتباهی کردین
!من شبیه اینا نیستم
!توروخدا منو بیار بیرون
!هرکاری دلت میخواد با اینا بکن !مهم نیس
آروم بگیر دیگه - باشه ولم کن -
یه اشتباهی شده
من نباید اینجا باشم
من بی گناهم
"روز چهارم"
یه چاقوئه
اون...؟
چی نوشته؟
جردن؟
چی نوشته؟
بدن انسان نمیتواند بیشتر از سی روز" ".بدون غذا دوام بیاورد
...حالا فهمیدم از جون ما چی میخواد
...نمیـ
...نمیدونم
داری دروغ میگی
نه، نمیدونم
ما رو اسکول نکن
بگو چی میدونی
...تو گفتی همگی توی این مشکل شریکیم
...این چاقو بطور خاص
طراحی شده تا گوشت و عضله رو پاره کنه...
چاقوی مخصوص بریدن انسانه
"دور از ذهن"
"غیرقابل تصور"
...اون واقعا میخواد که ما
چرا باید همچین چیزی بخواد؟
چرا یه انسان باید همچین چیزی بخواد؟ - چون عقلش گوزیده -
قرار نیس همچین اتفاقی بیوفته
بهتر نیس پیش من باشه؟ یه وقت دستت اوف میشه
میدونی چیه؟
،میخواستم مثه آدم باهات رفتار کنم ولی دیگه خستم کردی
،دفعه ی بعد هولم بدی دهنتو سرویس میکنم، فهمیدی؟
!خفه شین، گوش کنین
...این صدای
صدای چیه؟
صدای موزیکه - !کمک! یکی کمک کنه -
چیشد؟ خسته شدی؟ - یه صدایی شنیدم -
،چیزی نیس، صدای موزیکه .کسی اینجا نیس، نگران نباش
آره، منم شنیدم
کسی اینجاس؟
کسی این پایینه؟
!کمککک !کمککک
هیسس
کسی اون پایینه؟
!کمممک
اون پایین آدم هست
باید از اینجا بریم - اون پایین آدمه، باید نجاتشون بدیم -
!کمکمون کنین - !صداتونو میشنویم -
!از اینجا نجاتمون بدین
ما این پایینیم
آنتن نیس
برید کمک بیارید
هلن؟
ما اینجاییم
توروخدا
هنوز هستین؟ - چیشد؟ -
توروخدا جواب بدین - داد بزنین، داد بزنین -
ریدم توش
نه، نه توروخدا
توروخدا نه
کمک - نه نه، توروخدا نکن -
توروخدا نکن - کمک -
توروخدا نکن
نه نه، توروخدا
نهههه
"روز پنجم"
خوبی؟
آره
...داره سرد میشه
قند خونت داره میوفته
این اتفاق چجوریه؟ اینکه بخاطر گرسنگی بمیری
...قرار نیس این اتفاق بیوفته، از اینجا - فقط میخوام بدونم -
دونستنش فایده ای نداره - جردن، خواهشا -
سه تا مرحله داره
فعلا، بدنت داره کالریِ آخرین غذایی که خوردی رو مصرف میکنه
چربی بدنت یواش یواش آب میشه
...دمای بدن و فشار خونت میاد پایین
مرحله ی دوم ممکنه چند هفته طول بکشه
،بعد از اینکه چربی هات آب شد بدنت شروع میکنه به آب کردن عضله هات
بخاطر همین ضعیف تر میشی
فشار خونت میاد پایین تر
احساس سرگیجه میکنی
موقع وایسادن و راه رفتن دچار مشکل میشی
کبدت دیگه مواد مغذی و گلوکز تولید نمیکنه
عضلهدرد میگیری
هر صدایی اذیتت میکنه و سردرد میگیری
عصبی و تندمزاج میشی
پروتئین های غیرضروری از بین میرن
بدنت دیگه به جزئیات و چیزای کم اهمیت توجهی نمیکنه
و تمرکزش فقط روی بقاء و زنده موندنه
...و آخرش
بدنت واسه زنده موندن به هر دری میزنه
،توی مرحله سوم
سیستم کلی بدنت شروع به خاموش شدن میکنه
سوخت و ساز بدنت کاهش پیدا میکنه
و اعضای بدنت منقبض و کوچیک میشن
پروتئین های ضروری، آخر از همه ازبین میرن
عملکرد سلول ها متوقف میشه
درواقع، بدن از خودش تغذیه میکنه .و خودشو میخوره
درد داره؟
آره
.الن هنری، آسیب شناس پزشکی قانونی هستم جریان چیه؟
چیزی که مشخصه اینه که کنترلشو از دست داده و از جاده پرت شده پایین
،مادر وقتی پیداش کردیم تموم کرده بود فقط یه پسربچه زنده مونده
حالش چطوره؟
،بدنش افت دمای شدید داره بنظر میاد یک هفته اینجا بوده
از وقتی پیداش کردیم یک کلمه هم حرف نزده
...بنظر میاد که
...مثل اینکه - چی؟ -
بنظرم خودتون برید ببینید بهتره
یا خدا
تا حالا چیزی شبیه این دیده بودید؟
نه
"روز هفدهم"
تونستم
تونستم... دیوارو کندم
حالا باید یه چند تا آجرو دربیارم
با سه شماره - ول کن بابا فقط بزن -
یه کم طول کشید... ولی گفتم موفق میشم
...یکی قبلا این کارو انجام داده بوده
عاقبت ما هم همین میشه
بیا بریم
واقعا فکر میکردم اینجا راه خروجه
الان وقت ناامید شدن نیس
بهت احتیاج داریم
منو ببین
منو نگاه کن
یه راه دیگه پیدا میکنیم
آره... یه راه دیگه پیدا میکنیم
...بذا ببینم چی اینجاس
فکر کنم اون میخواسته ما اینجا رو پیدا کنیم
همینجوری الکی اینجا رو نساخته
،اگه بتونیم قوانین بازی رو بفهمیم میتونیم بخش غلبه کنیم
چجوری بفهمیم؟
...این آخر از همه مرده
چی شده؟
...هیچی فقط هوای اینجا یه کم خفهس
تو بیماری، آره؟
نه، خوبم - من بیمارا رو تشخیص میدم -
میتونم کمکت کنم
بیماریت چیه؟
آریتمی دارم [ضربان قلب ناهماهنگ]
،یه اختلال قلبی جزئیه تقریبا یک ساله متوجه شدم
...باید دارو مصرف کنی ...باید دراز بکشی
نباید خودتو خسته کنی
...بدون داروهات، اگه قلبت - جردن -
خودم میدونم
"روز بیستم"
یالا، چارلی
اون بامزهس
قراره یه خونوادهی شاد و بزرگ باشیم
بیخیال، برو پیشش
همینه، حالا درست شد
قراره یه عالمه بچه داشته باشی
آفرین چارلی، پسر خوب
!ای دیوث
!همین دوتا واسم مونده بود
پس فکر کنم دیگه اینم لازم نداری
پلشت
میدونی دلم واسه چی تنگ شده؟
چیزی که ازش فراری بودم
نور خورشید
مسخره س نه؟ ...آخه من مثه جغد بودم
عادت داشتم شبا برم بدوئم
هیچ وقت توی روز نرفتم
چون شبا خلوت تره، باحال تره
حالا دلم واسش تنگ شده
میفهمم چی میگی
...وقتی نور خورشید صورتتو نوازش میکنه
با خودم میگم کاش قدرشو بیشتر میدونستم
دخترای من وقتی بچه بودن
از تاریکی وحشت داشتن
واسه همین یه فانوس واسشون درست کردم
که شبیه خورشید بود
هرشب
وقتی میخواستن بخوابن
:این شعرو واسشون میخوندم
پرتوی نوری شفاف"
تاریکی شب را به عقب خواهد راند
".به زودی میبینمت، هنگام طلوع آفتاب
قشنگ بود
همیشه آرومشون میکرد
تا وقتی که همسرم مرد
الان کجان؟
توی کالیفورنیا
بنظرم هرچی از من دور باشن واسشون بهتره
متاسفم
همیشه فکر میکردم هنوز کلی وقت دارم
داری
هنوزم وقت داری
چون از اینجا میریم بیرون
موفق میشیم
دهن سرویس
سلام
لامپو عوض کرده
الکس یه چیزی بهم گفت
یه چیز مهم
!ولم کن ضعیفه
جردن
انجامش بده
جردن
نه، اینکارو نکن
جردن
نه
"روز بیست و دوم"
...منتظر بودم ببینم کی بلخره عاشقم میشی
پررو نشو جناب
اول تو باید منو ناهار دعوت کنی
...تازه
،استخون ترقوهت شکسته اینجوری از بغل کردن دخترا محروم میشی
...بدشانسی پشت بدشانسی
آره، فعلا که اینجوریه
- Look at him. -Jordan.
منو باز کن
!بازم کن
بازم کن
وجهه ی خودتو خراب کردی
حق نداشتی بهش حمله کنی
حق نداشتم؟
...حق و حقوق
،آنا، الکس
!منو باز کنین
تا وقتی از اینجا بریم همینجوری میمونی
...اینو نگاه کن
بذا یه چیزی بهت بگم ضعیفه
تا وقتی اون ساعته کار میکنه ...قرار نیس از اینجا بریم بیرون
!و من نمیذارم عاقبتم مثه اون جنازه ها بشه
پس چی؟
میخوای همون کاری رو کنی که اون ازت میخواد؟
میخوای وحشی بشی؟ میدونی که بخاطر همین ما رو آورده اینجا
اینو میخوای؟
!جواب بده
من فقط میخوام زنده بمونم
اگه به همدیگه حمله کنیم زنده نمیمونیم
چاره ی دیگه ای هم داریم؟
فقط یکی از ماها بمیره کافیه
اونجوری واسه همه غذا هست
،اون دیگه داره نفسای آخرشو میکشه خودتم میدونی
خفه شو
!خفه شو، ما وحشی نیستیم
منو باز کن
!دستامو باز کن حرومزاده
!دستامو باز کن
!صداتو ببر
میخوای گلومو ببری؟
حرومزاده ی خائن
حالا کی وحشیه؟
من دارم از آدمای اینجا محافظت میکنم
...زودباش گلومو ببر دیگه
زودباش
میدونی چقدر طول میکشه تا کل خون بدنت از شاهرگت خالی شه؟
پنج دقیقه
.تمام
بعدش میری پیش خدا
...یه کار دیگه هم میشه کرد
،اگه از اینور تا اونور گلوتو ببرم از خونریزی زیاد میمیری
اینجوری بیشتر طول میکشه
و دردشم بیشتره
،به محض اینکه خونریزی شروع بشه دیگه نمیشه جلوشو گرفت
...اگه فقط یه بار دیگه
...بخوای به یکی از ماها آسیب بزنی
میدونم کجا رو ببُرم
این دفعه دیگه بهت رحم نمیکنم
"روز بیست و سوم"
بیا
مرسی
بیا... یه ذره بخور
اون داره میمیره
بکشینش که ما هم غذا بخوریم
اون میتونه جون ما رو نجات بده
...این دیگه چه بیناموسیه
ولی راست میگه
من دارم میمیرم
نه
هنوز کارای ناتموم داریم
جردن
اون شعره چی میگفت؟
همون که واسه دخترات میخوندی
"به زودی میبینمت، هنگام طلوع آفتاب"
آره
...آره
جردن
جردن
بکشش
گرنت
گرنت
گرنت
چیزی نیس
هنوز نمردم
...این جمله رو یه جنگجوی بزرگ گفته بود
اصن خنده نداشت
خنده نداشت
"روز بیست و چهارم"
!شرمنده
!بلند شین... آره... همینه، بلند شین
!بلند شو
!بلند شین
!بلند شین، پاشین
!همینه، پاشین
منو باز کنین
!منو باز کنین، من با شمام
!من با شمام
!برو گمشو اونور حرومزاده، من با شمام
...بیناموس من با شمام، بازم کن
!بازم کن
!من با شماهام کصخلا، بازم کنین
!دستامو باز کنین
...این کارو نکنین
"
"ف
"فا
"فاز
"فاز
"فاز ی
"فاز یک
"فاز یک
"فاز یک ت
"فاز یک تک
"فاز یک تکم
"فاز یک تکمی
"فاز یک تکمیل
"فاز یک تکمیل
"فاز یک تکمیل ش
"فاز یک تکمیل شد
"فاز یک تکمیل شد"
"فاز یک تکمیل شد"
"روز بیست و پنجم"
بهت گفتم که باید بمیره
...همتون هیولایین ...هر سه تاتون
همین دیروز تو جای من بودی، یادته؟
چی میگفتی...؟
میدونم کجا رو ببرم
...راستش
من دکتر نیستم
...ولی میدونم باید چیکار کنم
یه کار بد
هیولاها یا وحشیا
هیولاها یا وحشیا
آره
واسم مهم نیس
حالا یا میتونی انسانیتت رو ...تا جایی که میتونی حفظ کنی
یا کاری رو انجام بدی که باعث بشه زنده بمونی
...و اینکه دوس پسرت
فکر نمیکردم انقدر خوشمزه باشه
همتون این پایین مثه سگ میمیرین
نه
دوباره رو اعصاب من راه نرو
"روز بیست و هفتم"
بخور
...اونا خوابیدن
آب لازم ندارن
میدونی که داری ضعیف تر میشی
منو باز کن
توروخدا - نمیتونم -
اونا همون بلا رو سر خودتم میارن
الان دارن کنترلت میکنن
بعدش میکشنت
به عنوان یه دکتر، زیاد باهوش نیستی
الکس بهم گفت که گرنت مریضه
اون نگران بود
بامزهس نه؟
من بودم که لوک رو قانع کردم که این بهترین کاره
قانع کردنش راحت بود
زود خر میشه
احمقه، ولی حرف گوشکن
فقط باید رگ خوابشو بلد باشی
،اگه انقدر احمق نبود همون دفعه ی اول تمومش میکرد
راستش فکر میکردم قانع کردن الکس سخت تر باشه
ولی اونقدرا هم سخت نبود
کامل قاطی کرده بود
دیدی، جردن؟
منم که تصمیم میگیرم کی زنده بمونه و کی بمیره
حالا کی داره کیو کنترل میکنه؟
"روز بیست و هشتم"
گوشت انسان یه جوهره ی ذاتی داره
روح شخص رو تسخیر میکنه
وقتی شروع به پوسیدن میکنه
تبدیل میشه به سم
واسه آدم خوب نیس
میتونه نابودت کنه
مگه نمیبینی؟
باید تا وقتی تازهس خورده بشه تا جوهرهش خالص باقی بمونه
این دیوونه شده
دیوونه؟
نه
...برای اولین بار توی زندگیم
رها و آزادم...
خیله خب
ملوان زبل
هنوز یه خوشگل خانوم دیگه داریم
و مطمئن باش از دوس پسرش خوشمزه تره
جردن خیلی ضعیفه
جوهره ی وجودیش داره از بین میره
لوک؟
بیا اینجا بینم
باید با همدیگه باشیم، فهمیدی؟
همه دستمون تو یه کاسهس، یادته که؟
بقای اصلح، مگه نه؟
قرار شد فقط اون دیوث و دوس دخترشو بکشیم
فقط چند روز دیگه مونده
موفق میشیم - آره -
زنده میمونیم، میفهمی؟ - زنده میمونیم -
فقط چند روز دیگه - چند روز دیگه -
فقط چند روز دیگه
پاشو ببینم جوجو
"روز بیست و نهم"
!نههه
!حرومزاده
!درو باز کن تخم سگ حرومی
!درو باز کن !دهنتو سرویس میکنم
!کونده خوار
...موفق شدیم
موفق شدیم
،سی روز دووم آوردیم !موفق شدیم
!موفق شدیم حرومزاده !سی روز دووم آوردیم، زنده موندیم
!موفق شدیم !زنده موندیم
!تونستیم !تونستیم
!موفق شدیم
!سی روز دووم آوردیم
!موفق شدیم، زنده موندیم
!زنده موندیم بیناموس !سی روز دووم آوردیم
!کون لقت
!کون لقت بیناموس
همینو میخواستی حرومزاده؟
"روز سی و یکم"
جردن؟
میدونم از دستم ناراحتی
...بخاطر اتفاقایی که افتاد ازت معذرت میخوام
،توروخدا درکم کن فقط میخواستم زنده بمونم
حق با تو بود
اون قراره بهم آسیب بزنه
اون خیلی قوی تر از منه
همه ی آب ها پیش توئه جردن
بذار بیام تو، بعدش درو قفل میکنیم
توروخدا
التماست میکنم، کمکم کن
تو یه دکتری
اگه نذاری بیام تو، من میمیرم
توروخدا
توروخدا، من نمیخوام بمیرم
آنا؟
بله، بله
تنهایی؟
آره... اون خوابیده
،زودباش، بذا بیام تو !سریع، زودباش
بذا بیام تو
زودباش، بذا بیام تو
خدافظ آنا
جردن، توروخدا
!درو باز کن
"روز بیست و سوم"
...پرتوی
...نوری شفاف...
...تاریکی را...
...به عقب خواهد راند...
.به زودی میبینمت، هنگام طلوع آفتاب...
!بهم نگاه نکن
وقتی دارم غذا میخورم بهم خیره نشو
!بهم نگاه نکن
!بهم نگاه نکن
!بهم نگاه نکن
!بهم نگاه نکن
!بهم نگاه نکن
...بهم نگاه نکن
...بهم نگاه نکن
هنوز داره بهت نگاه میکنه
من میدونم تو چی میخوای
میخوای اینو بخورم؟
بعدش چی؟
بعدش میذاری برم؟
!کون لقت
...ترجیح میدم بمیرم
ولی کاری که تو میخوای رو انجام ندم
بنظرم تو ضعیفی
...داشتی دنبال جواب میگشتی
دیگه از بازیت خسته شدم
"روز سی و چهارم"
"نخواهد خورد"
"روز سی و ششم"
دیگه از بازیت خسته شدم
"به زودی میبینمت"
...من
.من بردم
...پرتوی نوری شفاف
تاریکی را به عقب خواهد راند...
.به زودی میبینمت، هنگام طلوع آفتاب
".نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو «شرفش» را بدهد"
« خفنترین آرشیو فیلمهای ترسناک » .:: @ScaryVerse1 | اسکریورس ::.
« MEHDiSK | زیرنویس »
« خفنترین آرشیو فیلمهای ترسناک » .:: @ScaryVerse1 | اسکریورس ::.
MEHDiSK | زیرنویس »
« تلگرام | @ScaryVerse1
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.