Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زیرنویس از مینوت آدرس کانال تلگرام @SubMin
اینا جدهای ما هستن
اونا ۵۷ تا چیز داشتن
بعدش جنگ جهانی...
و تورم شروع شد
مهم نبود. اونا به خدا و زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتن
اینا پدربزرگ و مادربزرگمونن
اونا ۲۰۰ تا چیز داشتن
بعدش هیتلر اومد
و بعدش هیچی نداشتن
اما مهم نبود. اونا به آینده معتقد بودن
که کلید موفقیت بود
اینها والدینمون هستن
اونا ۶۵۰ تا چیز داشتن
بعدش دیوار برلین و
یک فایل استاسی اومد (استاسی: وزارت امنیت داخلی آلمان)
اما مهم نبود، آلمانا متحد شدن و اونا به آزادی اعتقاد داشتن
و این ماییم
بطور میانگین ۱۰،۰۰۰ تا چیز داریم
ده هزارتا
ما موفقیم
آزادی داریم. آینده هم همینجاست
حالا چی؟
پل
پل بیدار شو
ببین وقتشه
اما همین الان رفتیم تو تخت که
اوه پل، صبحا خیلی بداخلاقی
- ساعت چنده؟ - نُه و نیم صبح
- هوا چطوره؟ - برفی و منفی دو درجه سانتیگراد
- اوه، این پیشبینیا بیخودن - مهم نیست!
حدس بزن امروز چی منتشر میشه پل؟
آلبوم The Human Race Ultra Boost از Pharrell Williams?
بهتره عجله کنی پیشفروش پنج دقه دیگه شروع میشه
- چی؟ ببینم! - پیدام کن
من اینجام! اینجا! نه اینجا!
نانا!
پل! انقد یبس نباش
شت!
- داری شوخی میکنی؟ - چیه؟
- داری چیکار میکنی؟ - ورزش!
با اون معاملهی راست
برو! یالا
- لباس کجاست؟ - تو جعبههاس
- کدومن یکی؟ - زیر اونی که عکس قهوهساز داره
خندهداره. اول اخبارو خوندم، بعد ترامپ یه توییت کرد
بعدش ویدیوی گربه نگاه کردم و از اون رسیدم به YouPorn
ترامپ، گربه، YouPorn
مرکل، خرسای قطبی، YouPorn این یه نفرینه!
- پیداش کردم. کدوم کفشا؟ - کانیه وستا
سفیدا
- دیشب کی کارتو تموم کردی؟ - ۲:۵۳ صبح
پل بسه. اون همینطوری خوبه
امروز اولین جکشو ساخت
امروز فروخته میشه و تو هم یکم استراحت میکنی
انقد با کارت نخواب
من با کارم نمیخوابم
شت! دارم یه تومور درمیارم!
آخرین نفر میبازه!
دیوانهای؟ موهای من نه!
- فکر کنم یکم دیگه هم ریخت - چی؟
هربار! چطور میتونی هربار باورش کنی؟
چون اصلاً بانمک نیست. یه مشکل جدیه!
وقتشه بدیم ماهیتابه رو درست کنن
پشت سرمون شبیه Deepwater Horizonه (نام یک سکوی نفتی که آتش گرفت)
- تو خوشحالی تونی؟ - چی؟
خوشحال. خوشحالی؟
قضیه چیه؟
خب، من...
خوشحال میش اگه پاتو روش بذاری و پات سوراخ نشه
آروم باش. فقط دو سه تا دیگه هست
۱۰۰ تا چیز
شماره ۱۲۶!
از کجا میدونستم همه انقد سحرخیزن؟
همشون مثه مان
فکر میکردم ما خیلی خاصیم
اگه همشون فکرای ناب داشته باشن چی؟
- اوه خدا تونی، پاشو بریم! - پل!
ببخشید، شما چیکار میکنین؟
ما مینیمالیست هستیم. (مینیمالیست: سادهگرا)
- آها - ما دقیقاً با ۱۰۰ تا چیز زندگی میکنیم
دئودورانت مطمئن جزو این چیزا نیست
فکرتون چیه؟
ما یه اپلیکیشن طراحی کردیم که کمک میکنه وسایل غیرضروریمونو دور بندازیم
- چرا؟ - کی سود میبره؟
- هیچکس - ما این منطقو رد کردیم
مردم باید دوباره آزاد بشن
چیزها باید یه ارزشی داشته باشن ما فقط همین یک سیاره رو داریم
مرگ بر خرید اجباری
اوه! این...
همه چیزی که گرفتم «اوه» بود
- جامون امنه - خدا رو شکر
684!
اوه...سلام
- من آنتون کاتز هستم و ایشون پل هستن - صحیح
بریم سر اصل مطلب که جذابه
ما تو ساعت ۱۳ام هستیم و پرستار من میخواد آخر هفته رو بره خونه
من آنتونیِتا کرچر هستم، ارشد بخش استعدادهای درخشان اروپا
این آقایون هم آقای بِشت و آقای دروگر هستند وکیل وکیل وکیلِ مشتریمون
و ایشون دیوید زاکرمن هستن
- کی؟ - کجا؟
- زاکرمن - ما رو میبینه؟
بله، هر کسی وارد اینجا میشه میتونه استیو جابز بعدی باشه
این شوخی بود
هیچ استیو جابز بعدیای وارد اینجا نمیشه
خب، واسمون چی دارید؟
راستش خیلی سادهس
به این فکر میکردم که چرا صدای تلفنم شبیه تلفن بقیهس
بدون توجه به اینکه من ازش استفاده کنم، یا تونی، یا مادرم، یا هرکی دیگه
همیشه همون صدای کسلکننده هست
بنابراین به این فکر کردم که چرا تلفنمون...
شخصیت نداشته باشه؟
شخصیتی کاملاً مخصوص خودمون
چطور میخوای اینکارو بکنی؟
من یه نرمافزار نوشتم که میتونه احساساتمون رو از طریق صدامون تشخیص بده
و خودشو باهاش وفق بده
خب، ببینیم چیه
- الان؟ - نه
الان نه. هر وقتی بجز الان الان بدترین وقته
معلومه که الان. پس کِی؟
سلام نانا
نانا؟
امم...نانا؟
چیه پل؟
خدا رو شکر. فک کردم رفتی
اما خب، اون کجا میتونه بره؟
پل تو بانمکترین کسیای که میشناسم!
همچنین تنها کسی هستی که میشناسم
این هم دومین جوکش!
- دوس داشتی؟ - بینظیر بود!
خودم ساختمش
- تو عالیای! - تو عالی ای!
- بس کن! - پل دوست دارم
ادائه. من بدون دعوت عمراً همچین حسی پیدا کنم
اون فقط دوسم داره
تصور کن اینو با دادههات ترکیب کنیم
- احتمالاتش خیلی خیلی زیاد میشه - نه نه!
بینهایت احتمال وجود داره!
با قدرت محاسبه تو میتونستیم مشاوره روانشناسی بدیم،
همراه افراد پیر باشیم، مشاور کودکان باشیم،
دیگه لازم نبود کسی کار کنه یا تنها بمونه
میتونستیم آدما رو خوشحال کنیم!
ببخشید
بشریت ۱۳ ساعته که منو خوشحال نگه داشته
شادم شادم شادم...
اشتیاقت بهم حالت تهوع داد
خیلی متشکرم
احتمالاً داری فکر میکنی به تو چی میرسه
اینها مسیرهای پیادهروی پل تو سه ماه اخیره
و این پله،
و این هم جزئیترین خصوصیات و بخشهای شخصیتش
در حالیکه پل داشت نانا رو میساخت
ما تمام جزئیات خصوصیشو استخراج کردیم
ما حس شوخ طبعیشو میشناسیم،
تمام ترسها و تمایلاتشو میدونیم،
و مهمتر از همه نقاط ضعفشو میدونیم
ببخشید...چی؟
بهعنوان امتحان، چندتا پیشنهاد لباس به پل دادیم
و اون همهشونو خرید همهشونو
تمام ۱۵۱ محصولو
اسنیکرایی که نمیپوشه چون میخواد نو بمونن،
کلاهای لبهداری که نمیپوشه که یه وقت گم نشن،
کاندومهایی که لازم نداره...
چون لازم نداره
در مورد اینکه
صنعت پول خرج کنه که پل رو انقد خوب بشناسه نظرت چیه؟
دیدی؟ مطمئن بودم پرستارمه
بچهها احتمالاً کنار یه اتوبانی تو فرانکفورت/اودِرن
ببخشید، من...
- چند دقه وقت داری؟ - الان نه
داری شوخی میکنی؟ من یه طعمه بودم؟
اگه بهت میگفتم درست کار نمیکرد
الانم شبیه یه احمقم که هرچی میبینه رو میخره
- خب هرچی دیدی رو خریدی - نه من...این اون...واقعاً؟
پل تو یه نابغهای
اما خودکنترل نیستی تو مصرفکنندهها تو جندشونی
- بخاطر همین بینقص بودی! - من یه مصرفکننده نیستم...
قبلاً اینطوری نشده بود
چی؟
- زنگ زد - کی؟
اون
اون؟
چهار میلیون یورو پیشنهاد داده
نپرس چرا چون نمیشه توضیح داد
- اما... - آره!
ماه دیگه میره تو کنوانسیون Digital Midget
و میخواد باهات ملاقات کنه
چهار میلیون!
هی تونی، میشه در مورد کاره صحبت کنیم؟
- کدوم؟ - پیشنهاد کار!
- الان؟ - آره دیگه تحمل ندارم
عین هری پاتر دارم تو یه زیرپله زندگی میکنم
هروقت پدرمادرم میان مجبورم تو Airbnb یجا رو اجاره کنم
سلام، شنیدم شما استیو جابز بعدیاین
- جانم؟ - جابز. استیو
جاب؟ منظورش شغل بود؟
- بتی فکر کنم اون... - چاقی؟ این کار خودمه
هفت سال کار بادومزمینی کردم تقریباً ۳۰ سالمه. احتیاج به شغل ثابت دارم
اگر فکر میکنی با قرتی بازیات میتونی خودتو بچپونی،
مراقب باش چون جفت پاهاتو میشکونم
یه فوتبالیست واسه خودت پیدا کن!
چی؟
امم...هیچی رانی، پل رو ندیدی؟
یجایی داره میترکونه!
صحیح. من...امم...
پل و من قرار بود یچیزیو بگیم
اما نمیدونم کجا رفته
وقتی پل پنج سال پیش در مورد ایدهش بهم گفت...
- هیچوقت فکر نمیکردیم... - حرف بیخود!
- ببخشید - هی پل! اوناهاش
- آره ایناهام - خب. بیا.
ببخشید!
باید یه اسنیکر جدید سفارش میدادم
- خب. من کجا بودم؟ - نمیدونم. کجا بودی؟
- وقتی پل در مورد فکرش باهام حرف زد... - خب!
- ...هیچکدوم نمیدونستیم... - فکرمو بهش گفته بودم
- هیچوقت انتظار نداشتیم... - غیرقابلانتظار!
- که یه پیشنهاد... - ووو! یه پیشنهاد مشتی!
- قراره به این کارت ادامه بدی؟ - اوخ! نه نه نه
متأسفم. باشه؟
- لطفاً - ممنون
خب امم... فقط میخواستیم بابت زحمتات تشکر کنیم
اولین موهای زائد تونی تو ۱۷ سالگی دراومد
همیشه شاگرد آخر بود
کلاً دیر عقلرس شد
همیشه تو شورتش دستمال توالت میذاشت
خب، فهمیدم چه خبره
واسه همین بود که همهی ماهیچهها و تعریفا رو جمع کرد
پل از اینکه فهمیدیم جندهی مصرفکنندههاست، ناراحته
واقعاً؟ کی جندهی مصرفکنندههاست؟
- اذیتت میکنه نه؟ - تو میکنی
تو هیچ خودکنترلیای نداری
- ساعتم، قهوهسازم... - دائماً در حال تماس با آمازونه
گیرههای صخرهنوردی و سقوط آزادم... من تونیام که موهاشو از دست داده!
من بدون همشون میتونم زندگی کنم، چون هویتم رو از اونا نمیگیرم
اروا عمت. تو دو ساعتم نمیتونی نبودِ چیز میزاتو تحمل کنی
- صد روز! - عمراً!
شرط؟
پل!پل!پل!
من همهی چیزامو میندازم دور تو هم میتونی؟
- همه چی؟ واقعاً؟ - آره، هر...
خیله خب، هر روز یه چیز رو بهت میدم اوه، صحیح...
و هرکی دووم نیاره نصف سهامشو میده به بقیه
دیوانه شدی؟
اوه! این مال وقتیه که کم بیاره و بره
اگر مسئله پوله، پس یکم ترسیده
چون خسیسه
تونی! تونی!
پل! پل! پل!
عالی شد! حالا ده نفرو داریم که مراقبن گند نزنیم
کسشر! همشون مستن فردا همه چیو فراموش کردن
«روز اول»
تونی!
شت!
مامان کمک لازم داری؟
کیر!
چه خوب!
سلام
آره، این یه کیره!
پوست ختنهگاه
درسته. پوست ختنهگاهم هست تو هم داریش
خیلی خوبه که تونسته اینو ببینه
اِلکه و من نمیتونیم بهش کمک کنیم
ببین! شبیه یه مار پیتونه که یقه اسکی پوشیده
دیگه واقعاً باید برم روز خوبی داشته باشی
تونی؟
اوه خدا...
خدا رو شکر که زندهای همه چی رو بردن
همه چی! مبلام، همه چیزو
اوه خدا، تلفنم! باید زنگ بزنیم به...
شبیه استیک شدی
- رو هیتر خوابیدم - چرا؟ چی...
چی شده؟
واقعاً نمیتونی الکلو مدیریت کنی
بیهوش شدم
احتمالاً قاطی داشته
اوه خدا، تو که اخبارو شنیده بودی
ملتو بیهوش میکنن، چیزاشونو میدزدن...
چی؟
درش بیار! درش بیار! درش بیار!
- نه - آره
- نه نه نه نه... - بله، و این ایدهی تو بود
اما هیچکس جدی نگرفتش
هیچکس جدی نگرفت تا وقتیکه حرف سهامو وسط کشیدی
من مست بودم. قبول نیست!
معلومه که قبول نیست
جفتمون گفتیم بیخیالش شیم یه جوک بود
- هر دومون، با هم - هر دومون
- ظاهرو حفظ میکنیم - آره
- چکار میخوان بکنن؟ - چکار میتونن بکنن؟
صب بخیر رفقا!
مطمئناً کار برده که بتونین باهاش هماهنگ شین
سلام
اجارهی ۱۰۰ روز آیندهتون پرداخت شده. هممون پول گذاشتیم
حتی من، با حقوق کارآموزیم
قوانینو اینجا نوشتیم
هر نیمهشب میتونی یکیشونو برگردونی
کفش و جوراب یکی حساب میشن خیلی سخاوتمندیم
تو شرکت غذا هست
کارتای بانکی و پولاتون اینجاست
اگر اینو باز کنین میبازین
اینا سهمای آخر هفتههاتونه
بتی آوردشون
سوپرفود با زغال اخته و اسموتی برای هنگاور
- مرسی - اوه...رانی
لازم نیست در مورد قوانین انقد سختگیر و دقیق باشی
میدونی این چیه؟
این بیکینیایه که کری فیشر تو جنگ ستارگان پوشیده بود
تو کریستیز حراجش کرده بودن حدس بزن کی داشت قیمت میداد؟
اوکی
گوش کن رانی...
تونی یه حرفی داره
پل میترسه نتونه کنار بیاد
- آره! - مردک بازنده!
راست میگه
تو با هیچی شروع کردی
آره. بدون کلید
عینک هم نداری
درسته، و...
اینم باید بره
- بتی! - بله!
تو گفتی با هم بیخیالش میشیم
آره و بعدش یادم اومد جای سهامم امنه
چون نمیتونم به تو ببازم!
نه، من اینکارو نمیکنم. خدایا!
من ماشینو میبرم
صحیح. پس اولینی که برمیگرده اینه
چی؟
تونی، یچیزی برام بیار!
شت! تونی!
- وسایل من - احمقا
- همه چیز هنوز اینجاست - همه چی قاطی شده
بیاین منطقی باشیم
بیاین منطقی باشیم
گرم کن، لباس بپوش، خشک کن
لختیاتو بپوشون، گرم کن، لباس بپوش
تلفنم
لباسام
اون جنسش کشمیره، باید به چوبرختی بزنیش
نانا! نانا، صدامو میشنوی؟
داری شوخی میکنی دیگه
من کت رو میبرم. آمادهام
و تو؟
این اولین چیزته؟
- آره - میری خونه؟
شت
این خوبه
کتتو باز کن
چرا؟
- نشونم بده - نه
- داداش! - هر دوتاش برند دیوید بکامه. یکی حساب میشه!
- درش بیار - چی؟
کت خیلی نازکه سوییشرت خیلی کوتاهه
ظاهراً هیچ بسته امدادیای هم از جنگ جهانی دوم تو گاراژم نمونده
شلوار یا سوییشرت؟
شلوار. سوییشرت!
سوییشرت... اه، نمیتونم انجامش بدم!
بس کن! نه!
سلام، قصد مزاحمت نداشتم
میتونم؟
اوه خدا رو شکر مرسی
میتونی قطع کنی، پیداش کردم!
اوه من کته رو برمیدارم
سوییشرته یکم کوتاهه
کیر!
هرکی اول برسه خونه میتونه دوش بگیره
چی؟ نه این وان منه
شونههات نرمال نیستن زیادی پروتئین میخوری
حالا چی؟
«روز دوم»
دیگه نمیتونم تحمل کنم
انگار یکی دکمه «توقف» رو فشار داده
موسیقی زندگیم رفته فدای صدای فکرامو میشنوم
تا حالا توجه کردی چه فکرای کسشری میکنی؟
اگر پنج دقه دیگه گوش بدم خودمو از پنجره پرت میکنم بیرون
این روز اصن تمومم میشه؟
- تاره ۸:۴۵ صبحه - خدایا!
- چیز بعدی چیه؟ - بهت نمیگم
این یعنی چی؟
- هوی، درویش کن! - گچ از کجا آوردی؟
داری تقلب میکنی! منم گچ میخوام
- برو بالا - حوصلم سررفته
- باهاش کنار بیا - هروقت بخوای میتونی کنار بکشی
- کیرم دهنت! - ببخشید؟
مامان!
سعی کردم بگیرمت اما گوشیت خاموش بود
میدونم!
چکار میکنی؟
- ۱۰۰ روز - ۱۰۰ تا چیز
چرا؟
- واضح نیست؟ - هست؟
- هست؟ - این یک بیانیهی سیاسیه
این یک بیانیه علیه مصرفگراییه
آره، اینم یه راهیه
مطمئنم یه روزی میفهمه!
من فکر میکردم ستون فقرات نداری
تو سال ۸۹ ما رو با آب از دیوار برلین دور کردن
چرا؟ تا ما بیشتر و بیشتر و بیشتر بخریم
پس انسانیت چی؟
- امم...ولفگانگ؟ - پول همه چیز نیست
اون داستانت چطور پیش میره؟ اپت؟
گفته بودی یکی ازش خوشش اومده
امم...آره مامان، اما...
بابتش چقدر میگیری؟ ۵۰۰۰ تا؟
- نه دقیقاً - ۴۰۰۰ تا؟
رنات بس کن. من مفتخرم بهت جوانی برمیخیزد
بچهها یچیزی براتون میگیرم که بخورین
یکم پول بهم بده
یه مک دونالد سر کوچه هست
ای بلاها!
تو سال ۸۹ واسه انتخابات آزاد جنگید
و الان یا به AfD رأی میده یا رأی نمیده
اون نمیتونه تحمل کنه که تهش حق با مارکس بود
حالا که حرف مارکس شد...
مادرت چطوره؟
داره سفر میکنه و در مورد پایان غرب سخنرانی میکنه
بعضی آدما خیلی خوششانسن
البته بخاطر بقیهس
خسته به نظر میای
غذای کافی میخوری؟
من و پدرت داریم میریم دریای بالتیک
چندتا کوپن از مجله جدا کردم
یکم نیاز به رمانتیک بودن و اینا دارم
وگرنه دلیل ازدواجمو فراموش میکنم. پل؟
پل برو دنبال مامانبزرگ
وگرنه از صندلیا میره بالا و پنجرهها رو تمیز میکنه
اوه نه. مامان!
آنتون نیشتو ببند تو هم باهاش میری!
یچیزی هم بپوش
«روز سوم»
- نانا! - پل!
- دلم تنگ شده بود - منم دلم تنگ شده بود!
جوک نگو، نشون بده
وقتی جوک میگی چطور نشون بدم؟
نانا؟
«روز هفتم»
امم...این تقلب نیست؟
من ۰.۰۲ ساعت خوابیدم پشتم و گردنم درد میکنن
سه روزه پیپی نکردم، ازبس بهمون موز و اسنک انرژیزا دادی
یک کلمه به تونی بگی R2D2 رو میکنم تو کونت
- میفهمم - باشه
- عالی - پل؟
دارم میام!
بتی؟
میخوام شرطمو عوض کنم
۵۰۰ تا رو تونی
پس هیچکس رو پل شرط نمیبنده
پس در برابر کی داریم شرط میبندیم؟
دیوید زاکرمن ازم خواست که بهت بگم بسیار مشتاق دیدارته
و ما این اجازه رو به خودمون دادیم که یه راهنمای مختصر امنیتی برات بفرستیم
ارزش این مرد از کل تولید داخلی اتریش بیشتره
برای همین چند موردو در نظر داشته باش
اونی که در مورد اتریش گفتم شوخی بود
ارزشش این مرد سه برابر بیشتره
مقررات امنیتی نصفشون
پس کاغذم تموم شد
- اوه پل، مادرت زنگ زد! - تف!
مامانبزرگ؟
مامانبزرگ، ببین کیو آوردم!
مامانبزرگ؟
مامانبزرگ!
اعتراضات تموم شد؟
- آره مامانبزرگ. از شر وسایلمون خلاص شدیم - اما پل داره میبازه
این کیه؟
- منم، تونی - آنتون کاتز، مامانبزرگ
- قبلاً با ما زندگی میکرد - میدونم
- کی؟ - تونی!
تونی
تونی خوشتیپه؟
درسته
یبار دستگاه بخورمو شکستی
برام از ازگبیرگ (نام شهر) آورده بودن الان یه بازوش شکسته
- نه اون پل بود - ببخشید؟ گوش کن
باید روشنش میکردم و تو ازم دورش کردی
اون تنها چیزی بود که نمیتونستی داشته باشی مادر بزرگم، جااسانسیم
میبینی چقد رقتانگیزی؟
مامان نصف اسباببازی فروشی رو برات خرید
برای من شلواز تخمی میخریدن، واسه تو لگو
شماها زن ندارین؟
نه مامانبزرگ، وقتشو نداریم
از زمان آنا کلوسکه عاشق نشده
اون چی شد؟
بخاطر یکی دیگه ترکم کرد مامانبزرگ
بخاطر کی؟
- خواهش میکنم - واقعاً؟
خدای من پل، اون واسه زمان دبیرستانه. ول کن!
- من یسری روابط طولانی... - آره طولانی
- ...و خوب داشتم - کلمه «خوب» قابلبحثه
بهتر از اینه که هر شب با یکی بخوابی که اعتماد به نفستو ببری بالا
- همشون پتیاره بودن - پتیاره؟
بهتر از جندهخانوم تو با ممه های مصنوعیشه که
نمیتونی یه دختر باشخصیت تور کنی
از ده فرسخیشون بوی جندگیشون میاد
من میرم دستگاه بخور رو پیدا کنم
بهتره یه چپق صلح بکشیم
ببین نانا
- این یکی یا... - آره، اینو دوست دارم
- یا این یکی؟ - با اون کفشا؟
مطمئناً اسکار د لا رنتا رو میخوام
سلام
با سیگار کشیدن مشکل دارین؟
بخاطر نگهبانه بخشی از لباسمه
میشه یه عکس بگیرید؟
حتماً
- اوکی - باشه وایسا
نانا میتونی صدامو بشنوی؟
متأسفم پل، اما حد دادههای این ماه تموم شده
چی؟ غیرممکنه
شما دو تا اینجا چیکار میکنین؟ این یه پروژهی هنریه؟
شرطبندیه
- شرطبندی؟ - ۱۰۰ روز بدون مصرفگرایی
- شماها ازونایین که درخت بغل میکنن؟ - نه واقعاً
- پس واسه چی؟ - همینطوری
این که احمقانهس
رو پیرهنت یه سوتین تنت کردی و تو یه گاراژ زندگی میکنی
- این مُده و منم اینجا زندگی نمیکنم - زید میخوای؟
فکر کنم متوجه نشدم چی گفتی
- چی؟ - چی؟
آره، یک...زید؟
زید؟
تف! هیچی ندارم بپوشم
غذای گیاهی کسشر درست نکن فقط، باشه؟
حالا چی میگی، هان؟
نمیتونم یه دختر باشخصیت پیدا کنم؟
اگه با سرعت اینترنتتان مشکل دارید...
- ...لطفاً بگویید «چهار» - چهار
به دلیل تعداد بالای تماسها، شما در صف انتظار قرار میگیرید
زمان انتظار برابر است با ۲۷ دقیقه...
۳۱ دقیقه
۴۵ دقیقه
آیا تاکنون در اینترنت به دنبال مشاور اینترنت گشتهاید؟
سایت www.voda...
مایک اشمیت، چطور میتونم کمکتون کنم؟
الو؟
- الو؟ - خواهش میکنم! نه نه نه...
نه نه نه!
زمان انتظار شما برابر است با ۱۳۰۰ دقیقه
شما به اولین کارشناس متصل خواهید شد
نجاتم بدین
- تو چت شده؟ - گوزپیچم
اوه نه...
نمیتونم آنلاین شم چون پولی ندارم و بدون آنلاین شدن هم نمیتونم پولی بدم
- اوه خدا - من جهنمو به چشم دیدم
دنیا همینجوری تموم میشه، تو صف انتظار کال سنتر
بیا تو، یکم آب شیر برات میارم
یچیز افتضاح از زندگیت بگو که یکم امیدوار بشم
اوضاع چطوره؟
- اوضاع چی؟ - زید
چه اوضاعی؟
بد پیش میره؟
نه. چرا؟
خب چون هیچی نداری که سرگرمش کنی
بدون پروتئینت لاغر و بدریخت شدی
بدون قرصات موهات دارن میریزن
چی؟
- کجا؟ - پشت سرت. خیلی کمه
تف! یه عکس ازش بگیر
یالا
- چشمات خشک شدن؟ - چی ازم میخوای؟
چهار ساعته پشت خطم. چهار ساعت از زندگیم که دیگه برنمیگرده
- قرار بود موبایل تو وقتم صرفهجویی کنه - پس بذارش کنار
- چی؟ - بذارش کنار
- دیوانه شدی؟ - دیدی؟
تو نمیتونی تنها باشی
همیشه به یه چیزی نیاز داری داراییهات احاطهت کردن
کسشره
هیچوقت فکر کردی چرا همهی چیزایی که بهت پیشنهاد دادیم رو خریدی؟
- کسشره! - آره!
شت، شت، شت!
قرصای مو!!
نانا، از وقتی همو دیدیم من چندتا چیز خریدم؟
۱۵۱
- الان چندتا دارم؟ - ۲۴
آمریکاییا نسخهی تست برناممونو میخوان
براشون بفرست خب
- اما... - ببخشید؟
این یک مکالمهی خصوصیه
اما نانا...
چرا چیزایی که لازم ندارم رو سفارش میدم؟
چون خرید خوشحالم میکنه پل
نانا، خوشحالی چیه؟
- نانا؟ - میتونم «شادی» رو گوگل کنم برات
بتی!
گوش کن. چیزی که میخوام بگم راز بین ما دوتاست
هیچکس نباید بفهمه
اوه خدا!
خدا این وسط چکارهس؟
میدونستم همچین روزی میرسه
تو کریستین گرِی هستی و من آناستازیا استیل هستم
چی؟
تو رییس خوشتیپ و بگارفتهای منم کارآموز خجالتی
که بعد از رفتن تو اتاق شکنجهت عاشقت کردم
در مورد چی حرف میزنی؟
fifty shades of grey
نخوندمش
مهم نیست
کمکتو لازم دارم
قرار دارم و باید یچیزی درست کنم
قرار داری؟
نمیدونم والا
و یکیو میخوام که بره سوپرمارکت برام خرید کنه
این تقلب حساب نمیشه؟
من بودم چیزی نمیخریدم
مواد اولیه یجوری توی یخچال ظاهر شدن
- البته که تو... - نت ۲/۵K
حقوق ۱۴ ماه ۱۲ هفته مرخصی با حقوق
- اوه این آدمای بیلیا... - تونی! من و پل اون بس...
الان وقت عوض کردن لنزای طبیتون نیست؟
اون لنزا هفتگیان میتونن یکم دیگه هم بمونن
باشه
به تو ربطی نداره اما فکر کنم وقت خرید جدیدشونه
- هیچی نمیتونم بخرم که - عینک چی؟
عینک!
بوی کون گاو میاد
موهام افتضاحن و بخاطر اینی که بهم دادی دارم جوش میزنم
- یه نگاهی تو آینه بنداز - و حالا عینک؟ مطمئناً
شبیه ۱۵ سالهها میشم من یه قرار دارم!
تو فقط میخوای من شبیه...
اوه خدا!
سلام
من زیاد قرار نذاشتم
و تو این زمینه متخصص نیستم
ولی اگر جات بودم بخشِ پوشیدن شلوار رو حذف نمیکردم
مجبورم با عینک عوضش کنم
اینطوری بهتره، باور کن
بیا تو
باشه
خوشت اومد؟
من فلفل ندارم
نمکم ندارم نمیتونم آشپزی کنم
اما شراب دارم
بله لطفاً
میتونم؟
اوه صحیح
اینم از این
به سلامتی
خب لوسی...
بگو وقتایی که تو گاراژا پرسه نمیزنی چیکارا میکنی؟
خواهش میکنم، این مزخرفات «چیکارا میکنی» رو ول کن
من...
من اصن نمیدونم کی هستی
تو هم ایدهای نداری که من کی هستم
میتونیم هرکی دلمون میخواد باشیم
پس بیا یچیز الکی بسازیم
- هرچی؟ - آره، یچیز تصادفی بگو
بداهه بگو. بدون فکر کردن
یک، دو، سه
من یه میلیونرم
میلیونر؟
از چی؟
یه اپلیکیشن فروختم
یه اپ...
میلیونر؟
تو یه آپارتمان خالی؟
نمیتونم به کسی اعتماد کنم، همه دنبال پولمان، واسه همین ادای فقیرا رو درمیارم
ادای فقیرا رو درمیاری چون دنبال عشق واقعیای
- مثه بقیه - کسی که منو واسه خودم بخواد
یا کسی که بخاطر رازات تو رو بخواد
اون زن کی میتونه باشه؟
سئوال خوبیه
آقای میلیونر تو خیابون ببینتش نمیتونه بشناستش
اون نسبتاً جذابه،
اما سلیقهی خوبی توی لباس داره
«نسبتاً جذابه»
میلیونر داره تستش میکنه
همه کار کرد که دختره بترسه
اون شلوار پاش نیست
- آشپزی افتضاحی کرد - بدون نمک
- اوضاع رو براش سخت کرد - اما...
دختره با این چیزا خر نمیشه
فکر میکنم امشب عالی شدی
خیلی بالاتر از حالت نرمال
یچیزی داره از چشمت میاد
یچیز زرده. نمالش
اوه خدا!
میدونم یکم قرمزن اما فقط بخاطر لنزاست، من...
اوه خدا!
- شت شت شت... - لطفاً اینو نگه دار
داری چیکار میکنی؟
چای بابونه
- فکر خوبیه به نظرت؟ - تو پمپ بنزین فقط اینو پیدا کردم
- خیلی داغه که - نه بابا
این بابونه نیست، نعنائه
- چی؟ - بوش کن
متأسفم
اوخ
نمیتونستم مقاومت کنم. پرستارا سکسیان
واقعاً؟
میتونم چشمامو باز کنم؟
مطمئناً نه
تکون نخور
یکم گرممه
من یچیزی رو درمیارم اگر مشکلی نداری
میدونم یکم غیرحرفهایه
اما...
یه دلیلی داشته که منو از دانشگاه پرستاری اخراج کردن
دقت کن. آروم
سلام! فکر کردم ممکنه به...
سلام
- سلام - تونی کجاست؟
- تو دستشویی - تو داری مزاحمت ایجاد میکنی!
چرا؟ داری چیکار میکنی؟
تکون نخور وگرنه چای کیسهایها میفتن
- چای کیسهای؟ - بیا تو
- من ۱۵۱ تا وسیله خریدم. ۱۵۱تا! - چون خوبه!
- فکر کنم بیشتره - بخاطر اینه که خوشحالت میکنه
بخاطر اینکه خوشحالم میکنه
- پیرهن زیبایی تنته - متشکرم
اما وقتی چیزی میخرم که حس خوشحالی کنم، معنیش چیه؟
اینه که خوشحال نیستی
دقیقاً
اگه اینطور نبود خرید نمیکردی
چه دلیلی داره که بخوام که بیشتر بخرم؟
این تصمیم در اختیار تو نیست
مغز تو مال دوران پارینه سنگیه
همیشه از گشنه موندن میترسه
سیمکشیش این شکلیه. ذخیره کن و بخور
من نئاندرتال نیستم، اختیار دارم
کسشره! هیچ آزادیای وجود نداره
- نداره؟ - مثلاً گوشیت
جوری طراحی شده که مغز باستانیتو سرگرم کنه
باید وابسته باشی نمیتونی باهاش بجنگی
پس مسئلهی خوشحالی نیست اصن؟
مسئلهی تعهد خوشحالیه
آدما باید حرکت کنن همیشه در حال دوییدن دنبال هویجِ سر چوبن
معنیش این نیست که هیچکس نمیتونه خوشحال باشه یا اینکه شرکتا همه از بین میرن
دقیقاً.
این چی...تو چیکار میکنی؟
- چیکار داره میکنه؟ - من نمیدو...
میرم دستشویی
- شت! تو میبینی؟ - من اینجام
مرسی که خاموشش کردی!
خیلی به خط پایان نزدیک بودم
و اصلاً آسون نبود یه نگاهی بهم بنداز!
بعد میای تو با Ecumenical Church Dayت
- کل این زمان رو داشتی حرف میزدی - این در مورد آنا کلوسکهس
- چی؟ - تو خیلی انتقامجویی
«باشه، بیا در مورد خوشحالی حرف بزنیم»
میدونم قصدت چیه
امشب اون دافی رو تور میکنم، میتونی سر زندگیت شرط ببندی!
- فکر کردم برات مهمه که چی... - منو تا در ببر
برو
- چرا؟ - برو سمت در
خب، امم...
ببخشید، امم...
پل مجبور شد بره تو تختش
اون رفت
شنیدم
میخوای دافی رو تور کنی
ببخشید؟
تو به خط پایان خیلی نزدیک بودی
فکر کنم سوءتفاهم شده
منم همینطور فکر میکنم
وایسا وایسا وایسا...
وایسا وایسا وایسا...
اَه. ببخشید
مامانبزرگ؟
براتون یکم غذا درست میکنم
- مامانبزرگ! - اوه چقد سنگینه
مامانبزرگ!
مامانبزرگ نمیتونی اینجور کارا رو انجام بدی
- من نکنم کی بکنه؟ - میخوای با اون چیکار کنی؟
چند روز پیش دو تا پسر اینجا بودن
- ما بودیم - میدونم
من و تونی
تونی خوشتیپ؟
درسته
این چه ربطی به چمدون داره؟
یادم نمیاد
وقتی فرار کردیم اینو نگه داشتم
نمیتونستیم بیشتر برداریم
- میتونم؟ - حتماً
وایسا، پس...
هرچی داشتی اون توئه؟
شیش نفرمون تو یه اتاق
تو کمپ مهاجرا زندگی میکردیم هیچکس ما رو نمیخواست
تقریباً مثه الان
آره
آدما فراموشکارن
این بابابزرگه؟
نشونم بده
شبیه بابابزرگه؟
پس کیه؟
این پیرهنو از دستمالای رو میزمون درآوردم
دیگه بهشون احتیاجی نداشتیم
- خندهشو ببین - امکان نداره
داره. ببین
خیلی خوشحالی
خب...
جوون بودیم. زنده بودیم
همین خودش خیلی بود
چی شده پل؟
هیچی مامانبزرگ دود اذیت میکنه
بیا اینجا هی، بیا اینجا
مثه قدیما
مامانبزرگ من ۳۷ سالمه
همه چیز واست ساده بوده مامانبزرگ
هیچی نداشتی
اما هنوزم خوشحال بودی
ما همه چی داریم
هروقت بخوایم غذا میخوریم هر غذایی بخوایم میخوریم...
هیچکس بهمون شلیک نمیکنه هیچکس زندانیمون نمیکنه
هیچ دلیلی واسه غمگین بودن نداریم
شما جنگو داشتین
پسر بینوا
چرا هیچوقت نمیتونیم طولانی مدت خوشحال باشیم؟
خوشحالی مثل آبه پل
اگر بخوای بهش بچسبی، همیشه با مشتهای بسته زندگی میکنی
پرستار!
ما کمک میخوایم
نمیتونم این قطره بیخودو بریزم
هی نگاه نکن
تکون نخور، وگرنه میریزن
باشه، اوکیه...
اینجا چیکار میکنی؟
خیلی از نیمهشب گذشته
میخواستم اومدنتو ببینم
من هنوز لباس نپوشیدم
بهت کمک میکنم
ایول
چجوری این همه رو داری؟
این همهش نیست
آره...
وایسا...
دلم میخواد بیشتر ببینمت
آره
به یه شرط
چی؟
هرچی اینجا هست، همینطوری میمونه
باشه
نمیای دنبالم
باشه
- استرس داری؟ - نه بابا
- ده دقه دیگه؟ - ردیفه!
اونو نمیپوشی؟
کتشلوارتو برداشتی؟
یا کتشلوار یا چای
اوه خدا، دارن میان!
دارن چیکار میکنن؟
- به نظرت وقت عینک زدن نیست؟ - خوشت میاد
از جلوی پنجره بیا اینور و یکار خفن انجام بده
مثه چی؟ قهوه نوشیدن؟
برو!
- دارن چیکار میکنن؟ - هیچی. چی...
معلومه سوار ماشین الکتریکی میشه
پروتکل رو خوندی؟
- صفحه ۲۰۰ بیخیالش شدم - چشماش درد میکردن
عالیه، دکتر دروجر، لطفاً اینو بنویسید
اگر بدرفتاری کنی، من شغلمو از دست میدم!
و اگر نتونم هزینهی پرستارمو بدم
و اونم نتونه هزینهی پرستارشو بده
یک زنجیرهی اقتصادی طاقتفرسا درست میشه
که منجر به انتخاب یک راستگرا میشه
شنیدی چی گفتم؟
لطفاً آقای بشت، خلاصه اجرایی
فقط وقتی اسمتونو گفتن صحبت کنید
دوستانه رفتار میکنی، یعنی غیرآلمانی
وقتی کسی شوخی کرد خیلی متین میخندی
اما خودت هیچوقت شوخی نمیکنی
سلام بچهها
از آشناییتون خوشحالم
سلام
- شما... - تونی
خوشوقتم فکر میکنم ایدهی این پروژه مال شماست
اوه نه، من بخش تجاریشو انجام دادم در واقع ایده مال ایشونه
آها
- سلام. من دیویدم - سلام
خوشحالم که بالاخره دیدمتون
- تو صفحهی ۴ ما پیشنهاد میکنیم که... - ببخشید
ببخشید که حرفتون رو قطع کردم، اما میخوام این دوست کوچولومون رو امتحان کنم
این جدیدترین دستگاهه
فهمیدین چی گفت؟
کار میکنه؟
دیدین؟ این خودِ آیندهس!
بهتره کسشرای قانونی رو بذاریم کنار حوصلهمو سر بردن
ما از حماییتون خوشحال میشیم بچهها این یه فکر بینظیره
نباید یکی بهش بگه فنلاندی حرف میزنه؟
امروز اومدم اینجا که باهاتون همکاری کنم
اگر که هنوز تمایل به فروش دارید...
حالا...میشه؟
بله حتماً
دیوید عزیز...بله
نه
- منظورش بله س - نه
ببخشید، خیلی ببخشید، فکر کنم خراب شده من همش دارم «نه» میشنوم
- آره - نه
- آره - نه
- عصبانیای؟ - فقط صبر کن
دیوید عزیز، باور کن خیلی خوشحالیم که خوشت اومده
اما میدونی...
چون تو خوشت اومده، کسای دیگهای هم خوششون اومده
آدمای بزرگ
چی؟
که اینطور
میتونم بپرسم کی؟
متأسفم که اجازه ندارم بگم گ...گل
چی؟
حدس میزنم قیمت اپتون بالا رفته
امم...نه
اونا نمیخوان اپ رو بخرن میخوان کل شرکت رو بخرن
با چه قیمتی؟
۱۴ میلیون
چی؟ ببخشید
ببخشید، دیوید...
- من به شدت با این قضیه مخ... - باشه
۱۴ میلیون
تو مرد خوبی هستی
تو خیلی مرد خوبی هستی
- عقلتو از دست دادی؟ - ۱۴ میلیون!
آیا کسی جمجمهتو باز کرده و توش پیپی کرده؟
- ۱۴ میلیون! - صدامو میشنوی؟
میشنوی چی بهت میگم؟
۱۴ میلیون یورو پل نوبت توئه
هرکاری بخوای میکنی، نه؟
بدون خبر من معامله های تپل میکنی چرا بهم نگفته بودی؟
- چون هیچ معامله ای وجود نداره - چی؟
داشتم بلوف میزدم
چی؟
بیخیال بابا، اون میدونه. کودن که نیست
اما هنوز نمیتونه نه بگه
- چرا؟ - چون اطلاعاتو میخواد
واسه اون اصن مهم نیست که اپمون گوگولیه و مردمو میخندونه
واحد پول اون، دادهس
این اپ منه! خودم اختراعش کردم!
و با تشکر از من الان ارزشش ۱۴ میلیون یوروئه!
اما مسئله پولش نبود. میخواستیم واسه آدما یکار خوب بکنیم
پل توروخدا غر نزن
آدما حتی نمیدونن چی واسشون خوبه
یچیزی میخوان اما یکار دیگه رو انجام میدن
خوشحالی وجود نداره. فقط نیاز به غریزه و اصول داریم
سیستم بره به جهنم تنها هدفش بردنه
- واسه همینه که همیشه میبازی - من نمیبازم
میبازی. کی رو پل شرط بست؟
هیچکس؟
دلیلش چیه؟
خیله خب بچهها، به نظرتون زمان جشن نیست؟
بالاخره! تو واقعاً باید ازم تشکر کنی
یالا، بیا شامپاینو الان باز کنیم!
من واسه این عن خوششانسی آوردم
نمیخوام وقتمو سر اندازهگرفتن کیرا تلف کنم
آره، چون تهش هممون میدونیم کی میبازه
ببخشید؟
شاید به خاطر همینه که اعتماد به نفستو اینطوری باد میکنی
- من به اون سطح تنزل نمیکنم - بهتره نکنی
- مسئله اندازه نیست - نسبیه. تو آسیا تو پادشاه میشی
- مال تو نصفش پوست سرشه - حداقل سرش پوست داره
- این خلاف یهودیته - باز واسه ما یهودی شدی؟
کیر من خوبه!
کی گفته؟
منابع مختلف بصورت مستقل این رو تأیید کردن
- اوه واقعاً؟ کی؟ - مثلاً آنا کلوسکه
- من سر همه چیزم شرط میبندم - چی؟
بیست روز مونده همه سهاممو شرط میبندم که میبازی
چی؟
یالا، تو بازیکنی برنده همه رو میبره
و عوامل نصفش رو
اما تقلب در کار نباشه میتونی رعایت کنی؟
بتی دیگه دستور نده
- نمیدونم منظورت چیه - بیخیال! من احمق نیستم
اسکامپی و شراب سفید تو یخچال هست قطره چشم؟
- این تقلبه - تقلبه؟
- کی داره معاوضه میکنه؟ - کی داره همه چی رو یکی حساب میکنه؟
- مثلاً چیا؟ - قرصای مکمل مو
- باید هر دونه رو یکی حساب کنم؟ - بله
دلم میخواد ببینم تو چی رو انتخاب میکنی موهات یا ۱۴ میلیون یورو
تلفنت ۴۰ تا چیز تو یه چیزه
اوکی. باشه.
از نیمهشب:
موبایل ممنوع، معاوضه ممنوع، همه چیز حساب میشه، هیچی از اداره برندارید
اگر مچتو بگیریم، بلافاصله میبازی
قبول
- هوی! - گفتی بعد از نیمهشب
متأسفم
- عقلتو کلاً از دست دادی؟ - چرا؟
تو رو مسئول من کرده؟
نه
پس چرا تو داری جاسوسیمو میکنی نه اون؟
امکان بخشش اون بیشتره
خجالت بکش
- همتون خجالت بکشین! - ۱۴ میلیون؟
دوستی محدودیتای خودشو داره
یه گاز؟
- امم...پل؟ - بله، چیه؟
مادرت
- دیروز؟ چرا بهم نگفتی - گوشیت خاموش بود
- اوه شت. راست میگی - همه چی عالی پیش رفت
الان گچ گرفتنش هنوز یکم منگه
اما میتونی بری عیادتش
خوشحالش میکنه
به بیمارستان عادت نداره الان بابا پیششه
خیلی ناراحتکنندهس چرا این کارو میکنه؟
انتظار میرفت که دیر یا زود بیفته
به هیچکس گوش نمیده
با وسایلش چیکار داری؟
دارم میبینم کدوما رو میتونه ببره خونه
- خانه سالمندان؟ - پالی...
دیگه نمیتونه تنها زندگی کنه همیشه نمیتونیم کنارش باشیم
جاش خوبه میتونه سرگرم بشه
یعنی داری برنامهی نصف زندگیشو میریزی، یا چی؟
اومدم بپرسم چیزی لازم داری؟
- من؟ - آره، بهعنوان سوغاتی
ببین
میدونی اون کیه؟
نه
فکر کنم عشق واقعیش بوده
یک سرباز روسی
دیدی؟
ما هیچی نمیدونیم مامان
حتی اگر ما ندونیم معنی این کارا چیه، پس کی اهمیت بده؟
اینجا بدون مامانبزرگ فقط کلکسیون وسایله
مسئله خاطرات اون نیست، بلکه خاطرات توئه
میخوای چیزی رو برداری یا نه؟
نه
چته پل؟
هیچی، این هفته هیچ فضایی ندارم
لازمت داریم که برای اسبابکشی شنبه کمکمون کنی
- به تونی بگو - باشه میگم
- و برو بیمارستان ملاقاتش - چشم
- سیگارشم ببر، وگرنه قاطی میکنه - من پولی ندارم مامان
- وایسا، من... - نه مامان
این خلاف قوانینه
مراقبت کن مامان
مرسی برای کمکت
داروی روانی
این چیه؟
خدافظ. هفته دیگه میبینمت
خدافظ
تو هم روز خوبی داشته باشی
یکی دوتا چیز هست که میخوام بدونم
اینجا نه، باشه؟
داریم اینجا چیکار میکنیم؟
اینو بگیر
دستتو بده به من
بفرما، ۲۵۰۰ یورو
گوچی، ۴۰۰۰ یورو
پرادا، حدود ۶۰۰۰
کلش چقدر میشه؟
۶۸۷۴۳ یورو
چجوری پول همه اینا رو دادی؟
اولش حقوقم بعدم کارتای اعتباری
بعدشم پولای دزدی از کیفای دوستام
و اونام خیلی راحت قبول کردن؟
بذار اینطوری بگم: دوستای زیادی برام نمونده
نشونم بده
ای خدا!
تمرین لعنتی
- چرا باید این کارو بکنی؟ - تا بفهمیم هنوز درمان نشدیم
انگار به ریمایندر احتیاج دارم
و حالا؟
باید همهی وسایلی که تو این هفت سال داشتمو بذارم کنار
باید برم به یه آپارتمان مخصوص، برم پیش روانپزشک
باید با واقعیت روبرو شم
باید بگم خیلی خوب داره پیش میره
همه وسایلتو قایم میکنی و شبا میشی پرنسس
تو درک نمیکنی
ببین، اگر یکی تو رو بفهمه، اون منم
اگر همه وسایلم برن...
چی از من میمونه؟
قبل از شرط...
من ۱۰۰۰ تا وسیله داشتم
۱۰۰۰۰ تا
هفته پیش ۷۷ تا داشتم
- الان حس بهتری داری؟ - نمیدونم
یه حسی...
نسبت به آزادیت داری
در مورد تو آزاد و گرسنه
ببخشید، امروز فقط یه نصف موز خوردم
لطفاً بهش نگو
من دو ساعت در روز میتونم اونی باشم که میخوام
اونم ازم نگیر
باشه
قول
قول میدم. فکر میکنی چجور آدمی هستم؟
خب؟ گرسنه؟
اگه جای تو بودم خیلی منتظر نمیموندم
- چرا؟ - امم...
هیچی
چیزی نگفتم چی باید میگفتم؟
هیچی ندارم بگم شب بخیر
چرا نباید منتظر بمونم؟
هیچی، فقط یه...
اونطوری نگام نکن. بدم میاد
- دئودورانتم کو؟ - پل منو نگاه کن
منو نگاه کن!
با چشم باز
آها. حالا چی شده؟
هرکی زودتر پلک بزنه باخته
قبول نیست. من همیشه میبازم
دقیقاً
اوکی. امروز اون نمیاد
راضی شدی؟
- چرا؟ ما از کجا میدونستیم؟ - میدونم دیگه. انقد نپرس
بهتره کلکی تو کارت نباشه
اصلاً بامزه نیست
- واسه من خیلی مهمه - مهمه?
- اون دختره - اون دختره؟
اسمش چیه؟
فامیلی هم داره؟
کجا زندگی میکنه؟ کارش چیه؟ چند سالشه؟
هی، قبول نیست! میدونی که دلم میخواد بدونم
- اما؟ - اما بهم نمیگه
و چرا بهت نمیگه؟
تونی هر دومون میدونیم معنیش چیه: اون بهت نزدیک بشه، تو سرد میشی
مثه همیشه
اجازه میدی اعتماد به نفستو ببرن بالا بعدم میندازیشون کنار
دوباره آنا کلاسکه رو شروع نکن
تونی...
تو به هیچکس نیاز نداری
تو حتی نمیدونی دلتنگ کسی بودن چه حسی داره
چون هیچی تا حالا ازت کم نشده تو بینقصی
خودت، خودِ خودت
اونو ول کن مرد
اگر واقعاً دوسش داری...
بذار کنارت بمونه
ببخشید، من...
من...
مهم نیست
من اینجام
چی شده؟
هیچی
بیا تو
میدونی ۴۰ درصد غذاهامون دور ریخته میشن؟
بنظرت احمقانه نیست؟
چون بنظرم دورریختنی نیستن
نگاش کن
شما اینجا چیکار میکنید؟
داشتیم تماشات میکردیم
- من؟ - آره
من میدونم تو چی میخوای، من نانا رو بهت کمتر نمیفروشم
- میدونم ارزشش همینقدره - نه نیست
نیست؟
ارزشش خیلی بیشتره
- چی؟ - خیلی سادهس. قشنگیشم همینه
منظورم اینه که، گوگولیه، باعث شادی مردم میشه
- کاملاً بیگناهه - آره
این بهترین سلاحه پل
چی؟
تو این ماشین کوچولو رو تبدیل به یه شخص کردی
مردم گوش میدن
هرچی بخواد بشنوه رو بهش میگن
باهاش میخندن و باهاش گریه میکنن
اونا فراموش میکنن که این یه آدم نیست
بعدش چی؟
میتونیم اونا رو خوشحال کنیم
میتونی همه چی بهشون بفروشی اونا نمیتونن نه بگن
بهتر از این پل
اونا دیگه نمیخوان که نه بگن
ازت میخوام بیای پل
بیا اون سمت
سمت تاریک؟ (دارک ساید = یک تیکه از جنگ ستارگان)
نه نه پل
اون طرف اقیانوس. بیا اون طرف اقیانوس
بفرما
هر موقع که آماده بودی
بگیرش هنوز خوردنیه
ببخشید، من...
من چرا نمی... احمقانهس
قول میدم آسیبی بهت نزنم، دور هم نمیندازمت
به اون گوش نده لطفاً
بهت گفته بود
آره... نه...
چی دقیقاً؟
مراقبت کن تونی
تو چیز درستشو فهمیدی
مثل دیوژنز (نوعی مشروب) تو بشکه
دنیا حال به هم زنه
فقیر بودن بهت بینش میده!
به چی نگاه میکنی؟
هنوز قابلخوردنه لازم نیست بندازیمش دور
احمقای مصرفگرا!
اون رفت
چی؟
مبارکه
چرا اینکارو کردی؟
چرا چیکار کردم؟
ضبط شد؟
همشونو دزدید؟
اون تا خرخره زیر قرض بود و...
یکمم مشکل روانی
واسه همینه که لوش دادی؟
من لوش ندادم
انقد حسودی که نمیتونی حتی یه لحظه خوشحالیمو ببینی؟
چی؟
تو میخوای من هیچوقت نبینمش
فقط گفتم واسه اون خوب نیستی هرچقدر دلت میخواد ببینش
چجوری؟ ها؟ چجوری؟
اسمشو نمیدونم
نمیدونم خونهش کجاست خودت گفتی!
نمیتونم بهش زنگ بزنم!
- اصن نمیدونم موبایل داره یا نه! - معلومه که داره!
شب اول به تلفن خودش زنگ زد
- از تلفن تو - چی؟
شمارش رو گوشیت هست
کسش...
درسته
حالا فهمیدی نه؟
چیو؟
واسه همین اینکارا رو کردی؟
- ها؟ - تا من به تلفنت دست بزنم و...
تو شرطو ببری؟
- ۱۴ میلیون یورو ارزش داشت - عصبانیای؟
این شکلیای دیگه
فقط وقتی همه دور و ورتن خوشحالی و این غمگینترین حالت ممکنه!
حالا میفهمم
همش یه سوءتفاهم بزرگه
خوشحال میشم برام توضیحش بدی
همیشه فکر میکردم دوستای خوبی هستیم
خیلی وقته همو میشناسیم
یه فرقی بینشون هست
ناامید شدم
تو بردی. با پولت خوشحال باش
اون نمیدونست کجاست
نصف شب سعی کرد بلند بشه
با اون لگن شکسته
یکم گذشت تا بفهمن
دومین عمل خیلی سنگین بود
تو کجا بودی؟
چکار داشتی که انقد مهم بود؟
نمیدونم
نمیدونم
شرط لعنتی
ازش متنفرم
اون بهترین دوستته
نه
نه ما دوست نیستیم
- ما مثه خرگوش و جوجهتیغیایم - چی؟
مال داستانیه که رو نوار کاست ضبط کرده بودی که شبا برامون بذاری
- در مورد مسابقه بود؟ - آره
اون همیشه بهتره، قویتره و سریعتره
- اما... - دیگه بسه
اوه پلی جون
ترجیح میدی اون پسرت باشه
نه؟
راستشو بگو
این دیگه چه مزخرفاتیه؟
نمیدونم
هرکاری که انجام میده خوبه
همیشه با من بداخلاق بودی
پلی جان، اون فقط زندگی سختتری داشتی
اوه پل احمق
سلام، شما با لوسی دنسک تماس گرفتید
بعد از صدای بوق پیام بگذارید
الو؟
اوه...ببخشید
لوسی؟
لوسی!
لوسی!
برو!
اوه تویی
- هنوز هستی؟ - نه!
گوش کن...
ببخشید که تو موقعیت دودلی قرار گرفتی
پل یه بازندهس!
نمیدونه کی بس کنه نباید این کارو میکرد
مگه چکار کرده؟
خب...
اون لوت داد
همه وسایلت مصادره شده
خیلی متأسفم. برات درستش میکنم
هیچکس منو لو نداده
خودم خودمو معرفی کردم
چی؟
تو گفتی هیچ آزادیای وجود نداره
واسه همین فکر کردم...
الان بهترین وقت واسه اثبات خلاف این داستانه
لوسی!
خیله خب، چقدر بدهکاری؟
۶۸۴۷۳ یورو
- چی؟ - آره
- همین؟ - ببخشید؟
من میدم
چی؟
درست نفهمیدی. من بُردم!
تا خرخره تو پولم
۶۸۰۰۰ تا پول خورده!
نقدی پرداختش میکنم
تونی من و تو قدر آسمون و زمین فرق داریم
چرا؟ مشکل همیشه هست و ما حلش میکنیم
- تو حلشون میکنی - باشه...
من حلشون میکنم
و فکر میکنی این تهشه؟
آره! چرا که نه؟
چون هنوز درمان نشدم
برام مهم نیست
برات مهم نیست؟
اینجا آپارتمان منه
اینجا جاییه که زندگی میکنم
بهم تکلیف شده
یه نگهبان قانونی دارم
اگر بیشتر از چند یورو داشته باشم بلافاصله خرجش میکنم
تو زندگیم خیلی دروغ گفتم
والدین خودمم دیگه باهام حرف نمیزنن
اما برات مهم نیست
یه سوراخ تو روحم هست
که از بین نمیره
نه با پول و نه هیچ چیز دیگهای
بهم نگاه کن و بگو برات مهم نیست
دیدی؟
تو احتیاج به کسی داری که قد تو بااستعداد باشه
کسی که بتونه پابهپات بیاد
نه کسی که با مقایسه کاری بکنه که یکم حالت بهتر شه
من پروژهت نیستم
تبریک میگم تونی
«روز نود و نهم»
پل؟
نمیتونی منو نادیده بگیری بالاخره یه روزی از سوراخت درمیای
ببخشید
- هنوز هیچی؟ - هیچکس ندیدتش
باید نگران باشیم؟
قراردادا رو از آمریکاییا گرفتی؟
وکیلا گفتن تو صندوق پستیه
چه سورپریز خوبی!
- سلام ولفگانگ - بیا تو تونی
بازی شروع شده
رنات هم هست؟
نه اون...
اون داره خونه مامانبزرگو جمع میکنه یسری ممکنه خوششون بیاد
تو چخبر؟
چرا تو ختم نبودی؟
چی؟
نمیدونستیم چرا نیومدی
اون هیچی بهت نگفته؟
ما شانسشو نداشتیم
شما دوتا چتونه؟
اون هیچوقت منو نمیبخشه
یالا. دراز بکش
مثل قدیما
رنات، من ۳۵ سالمه
هیچکس نمیبینه
یالا
شرط لعنتی
میدونی تونی...
وقتش رسیده که بچهبازی رو بذاری کنار
شما یچیز واقعی تو زندگیتون نیاز دارید
چمیدونم! زن، خانواده
اون موقع میفهمید مشکل واقعی یعنی چی
شاید
مطمئناً
میتونی سفارشمو بکنی؟
اون خیلی یهدندهس، کوتاه نمیاد
ترجیح میده بمیره اما از آپارتمانش بیرون نیاد
تونی، پل رفت
اون تو کالیفرنیاست
یه بلیت فرست کلاس
کی پولشو میده؟
نه
پل!
پل!
- بگو «سلام تونی» - سلام تونی
سلام ویلی
میشه به پل بگی ماشینشو تعمیر کنه؟
الکه نمیتونه لکه های روغن روی شلوار ویلی رو پاک کنه
تو خیابون یه رودِ روغن راه افتاده
طبیعت لعنتی
واقعاً باید مخزن روغنتو درست کنی
نصف شهرو روغنی کردی
گرین پیس (یه شرکت محیط زیستی) اعلام وضعیت اضطراری کرده
نکنه این ورژن تو از جا گذاشتن ردپا با خرده نونه؟
نمیتونی اینکارو بکنی نمیتونی همینجوری منو تنها بذاری
میشه منو ببخشی؟
دقیقاً بخاطر چی؟
که زدمت
باشه
- واقعاً؟ - آره
پس...
با هم خوبیم الان؟
نه
خب دیگه چی؟
خودت بگو
واسه اینکه بد باهات رفتار کردم
باشه× بخشیده شدی
- بابت قمار کردن با پولمون؟ - بخشیده شدی
- برای سوءاستفاده از اطلاعاتت بدون اجازت؟ - بخشیده شدی
واسه گفتن اینکه تو عکس دوربین اتوبان تو مایورکا، گفتم تو راننده بودی؟
بخشیده شدی
بخاطر تحویل دادن مقاله پایانترمِ تو به اسم خودم؟ چی؟
دیگه چی؟
داری شوخی میکنی دیگه
آنا کلوسکه؟
- اون قضیه چی واسه بخشیدن داره؟ - سئوالت جدی بود؟
برای بار هزارم: تقصیر من نبود
- تو هنوز نمیفهمی نه؟ - پل اون دنبالم اومد
اعتراف کن!
اعتراف کن احمق!
چی میخوای؟
حداقل اگر دوستش داشتی میتونستم ببخشمت
اگر انقد واست مهم بود چرا بهش زنگ نزدی؟
چون مسئله الان آنا نیست، تویی، توی عوضیای!
میخوام که اعتراف کنی!
نمیدونم چجوری
تو هیچ اهمیتی بهش نمیدادی
میخواستی منو آزار بدی
البته!
- چی؟ - میخواستم رابطتونو خراب کنم
میخواستم یچیزیتو ازت بگیرم
نمیخواستم تو زندگی بینقصت این یکی رو هم داشته باشی
چی؟
تو همه چی داری
خونه داری خانواده داری
- اونا خودتو بخاطر خودت دوست دارن - اونا خانوادهی تو هم هستن
من همیشه باید برای جلبِ کوچکترین توجهات هم میجنگیدم
داستان خرگوش و جوجهتیغی رو یادته؟
آره! آره، تو همیشه خرگوشه بودی
حسش اونطوریه همیشه در حال دویدن
همیشه سریعتر، همیشه جلوتر
و مهم نیست خرگوش چقدر تند بدوئه...
- جوجهتیغی... - ...زودتر رسیده بود
فاک
جوجهتیغی بُرد
چون تنها نبود
اما تو تنها نیستی
هی، نمیتونی یهو ناپدید شی
بدون تو نمیتونم
از گِل متنفرم
تو چشمام گِل رفته
- بسه دیگه - یکم بالاتر
تو شعله نگهش دار وگرنه میپره
برای مامانبزرگ
برای مامانبزرگ
کجا پیداش کردی؟ تو سطل آشغال؟
همه سمساریای محل رو گشتم
اون بابتش ۱۲/۵۰ یورو میخواست
واسه این خیلی زیاده
تو روز ۹۹ام یچیزی خریدم
فکر کردم شرطو باختم
من قبل از تو تسلیم شدم
کِی؟
منکه نشنیدم
تو هیچی نگفتی
سلام بتی
کجا میری؟
با این کفشا خیلی دور نمیرم
شبیه کسی شدی که با یه تیربار لوازم آرایش بهش شلیک کردن
این تیپ اِدله. فهمیدی؟
وزن مژه مصنوعیا ۳۰ گرمه نمیتونم چشمامو باز نگه دارم
دو ساعت طول کشید که منو تو این لباس ۴۰۰۰ یورویی دوختن
چطوری پولشونو دادی؟
کارت اعتباری یک پیشپرداخت برای پیروزی
- انقد مطمئنی؟ - تو نیستی؟
- اوه هستم - دارن میان!
- شت، جفتشون تونستن - امکان نداره
- من باختم - چی؟
- چی؟ - تو؟
- من شرطمو عوض کردم - هیچکس هم نشنید
- بلند و واضح بیانش کردم - کِی؟
منم باختم
- چی؟ - باور نمیکنم
- واسه این برنامه نریخته بودیم - معنیش واسه ما چیه؟
همه چیزو بین خودمون تقسیم میکنیم
همه یه سهم مساوی میگیرن
تو، ما، همه
- چند نفریم؟ - ۱۲ نفر
میشه نفری چقدر؟
- ۱۴ رو تقسیم بر ۱۲ کن کسخل - میشه نفری ۱،۶۶۶،۶۶۶ یورو و ۶۶ سنت
- برای همه - چی؟
نشستن رو صندلی شرکتای جذب بازیگر بسه،
«آقای کارگردان میشه مدادتونو بردارم؟» دیگه بسه
من ستاره مرگو میخرم (مربوط به جنگ ستارگان)
- من یه باشگاه فوتبال میخرم - خیلی گرونه
- هرتا - صحیح
- اوه خدا خیلی هیجان دارم! - کجا میری؟
- میرم بالا بیارم - وایسا، ما میخواستیم...
میخواستیم یه پیشنهاد بدیم
هرکسی بخواد میتونه سهمشو تو شرکت سرمایهگزاری کنه
ما داریم یک کار منحصربهفرد میکنیم
مثلاً چی؟
قراره از بازی بیایم بیرون
پولی که بردیم رو برمیداریم...
و یچیز واقعی میسازیم
مثل چی؟
میتونیم زمین بخریم
میتونیم یجایی درست کنیم که توش پول همه چیز نباشه
میتونیم خودمون غذاهامونو پرورش بدیم میتونیم خرید و فروششون کنیم
میتونیم واقعاً پایدار باشیم
شاید تعدادمون کم باشه
اما ایدههای بزرگ همیشه از جاهای کوچیک شروع میشن
و همه میدونن نمیشه با این روش ادامه داد مگه نه؟
ما انقلابی هستیم!
ما ریگ کفشاشونیم
- پل؟ پل! - دست بکار میشیم
- پل! - ما...چی بود؟
آمریکاییا تازه نانا رو منتشر کردن
- چی؟ - ها؟
«دیوید زاکرمن» یکبار دیگه انقلابی در جهان به پا کرد
از دیشب ۷۰۰ میلیون موبایل
میتونن اپلیکیشن تشخیص صدای «نانا» رو نصب کنن
سلام رانی
آمادهای به سمت آینده قدم برداری؟
۱۴!
چی؟
باشه، یادت باشه یچیزی ببری خونه
من دارم با این، قرضامو میدم
چون...
لیاقتشو دارم
هی بتی، اجازه بده برات یه نوشیدنی بخرم
نه، وقتی مست میکنم همش دلم میخواد بمال بمال کنیم
- الانشم مستی - واقعاً؟
آره
تموم شد
اوهوم
- پس باید اینم تجربه کنیم - چیو؟
پولدار بودنو
همین الان استرس گرفتم
پول تموم شه، دافیا برن...
همه چیز بره
الو؟
ببخشید، اما ترجیح میدم دافیا رو داشته باشم
دوسش داری؟
آره
باشه
باشه چی؟
یالا
سلام
سلام
میخواستم بهت بگم...
من بینقص نیستم
نمیتونم درست ببینم،
اما از این عینکا متنفرم چون زشتم میکنن
صبحا دهنم بوی سگ مُرده میده
وقتی گرسنه م خیلی غرغرو میشم
مشکل خوندن دارم و اسما رو فراموش میکنم
هیچوقت نمیتونستم با در بسته تو اتاق بخوابم چون باید میدونستم مامانم اون بیرونه
همیشه باید حق با من باشه و همیشه من باید سخنرانی کنم
و خیلی نمیتونم متعهد باشم، اما خیلی میخوامت
بازم بگم؟
میخوام بگم که هممون یه سوراخ تو روحمون داریم
هممون امیدواریم یه روزی یچیزی این سوراخو پر کنه
پول، توجه، هرچی
یه آدم
شاید این کسشره
شاید باید رو این تمرکز کنیم که هیچوقت تموم نمیشیم
اون موقع شاید دست از نابودی همدیگه برداریم، اما ما با همدیگه...
کامل نیستیم
درسته، و...
من دارم کچل میشم
فکر کنم به یه تشک جدید احتیاج داری
- سنجابا دارن تو تشکت خونه میکنن - اوه نه
هنوز لازمش داشتم
یه جدیدشو بخر
نمیتونم
چرا نمیتونی؟ فکر کردم پولداری
خب امم...
مشخص شد که اون کار یکم غیرعقلانی بود
همش همینقدر دارم
به ترتیبِ اهمیت
- نظم و ترتیب خیلی مهمه - آره
چیزی که اینجا میبینی پنج تا چیزی ان...
که بدونشون نمیتونم زندگی کنم
من فقط چهارتا میبینم
اوه خدا...
خیلی بلایی،
انقد خوب گفتی که اشکم داره درمیاد
- پل بهم پیشنهادش داد - بله، البته
اما فکر میکنم خیلی خوبه
به نظرت ورشکستگی زمان خوبی واسه تعطیلاته؟
بهترین زمانه
- نیاز به چند روز واسه فکر کردن داریم - باشه. و بعدش؟
خواهیم دید
خدافظ
خدافظ
چجوری میخوای زندگیتونو بگذرونین؟
پول زیادی لازم نداریم مامان
- خدافظ - خدافظ
اما خیلی ناجوره
اونا اختراعتو دزدیدن
نباید بذاری قسر در برن
تعداد وکیلای تو از جمعیت برلین بیشتره
نه، دیگه دیر شده
شاید این یه فرصت خفنه
منظورت چیه؟
خب...
برنامهی ما رو کامپیوتراشونه
اپلیکیشنمون رو ۷۰۰ میلیون گوشی نصب شده
اگه یه راه درروی ریز توش باشه چی؟
رفیق، اونا زیر و روش کردن
منظورم ویروس نیست
پس چی؟
یه توافق کوچولو
بهعنوان تیر آخر
اونوقت نانا میگه
الان چیکار میتونه برام بکنه
و تو بهش چی میگی؟
نمیدونم
شاید نانا مستقیم با آدما صحبت میکنه
شاید بهشون نشون میده که دقیقاً چه اطلاعاتی رو جمع کرده
یا ازمون بپرسه دلمون میخواد چطور زندگی کنیم
چه اینکه چیزهایی که میخریم باعث شادشدن زندگیمون شه،
چه خونههامونو شبیه سمساری کنه
اون میگفت: «آینده اینجاست
ما دقیقاً وسطشیم
اما باید به فکر خودمون باشیم.»
میدونی بهترین جاش کجاست؟
اینکه زاکرمن مجبوره باهامون راه بیاد نمیتونه عقب بکشه
به سختی اعتراف میکنه که نانا رو دزدیده
همش ایدهی خودش خواهد بود
تو که...
نه، تو اینکارو نکردی
فکر کنم کار خودمه
متأسفم
سلام نانا
صبح بخیر پل
چه روز زیبایی
آره، عالیه
وقتشه؟
اوهوم
وقت بیدار شدنه
سه...
دو...
یک
زیرنویس از مینوت آدرس کانال تلگرام @SubMin
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.