All language subtitles for Second wife (La otra esposa) 2007

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

เฮ

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

‏Oh. ا [موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

เฮ

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

اندازهست

تنگ که نیست

دوچی خوشت اومد

عالیه گذاشتم شبیام خودت دستم ببندی

[خنده]

به جای خنده برو چمدونتو ببند

بستم ‏Ja.

[موسیقی]

เฮ

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

بفرمایید

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

‏S نخوام نداریم چرت پاره آقا رو بدوزیم

خیلی نامردی

جدی خوشف حال تویسا

[خنده]

۴ روز آزگاره داری منو با خوندنی خارجت

کله سمیدار می‌کنی

من خارج می‌خونم

پس کی می‌خونه

یک خارجی نشونت بدم من بده

[خنده]

تقصیر منه که میخواستم سرگردم رمانتیک مگه

دستم بهت نرسه

وگرنه

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

همون شب اول خونه فرزانه [موسیقی] عاشقت

شدم

عاشق چیم شدی دی

بشم

مگه چند تام [موسیقی]

و

از جدی عاشق چی میشدی که تو بشکستی

عاشق فس [موسیقی] زدن

یادته وقت قرار شد کتابمو ویرایش کنی چقدر

شرط ش گذاشتی

[موسیقی]

یادته وقتی بهت گل دادم جلوی خودم دادیشون

به فرزانه یادته

خب مردی [موسیقی] که بعد از رفتن زنش عهد

کرده که هیچ زن زنیو تو زندگیش راه نده که

به یه زن دیگه رز سرخ نمیده

[موسیقی]

[موسیقی] ببین عشق این تصادفه دیگه

وقتی پیش بیاد دیگه [موسیقی] پیش اومده

فقط معلوم نیست کدوم باید قسارت دادی

هیچ کدوم حافظ میده

[موسیقی]

خسارت همه عشقها رو حافظ میده. می‌خواست

نگه عشق [موسیقی] پیدا شد و آتش به همه

عالم زد.

بله

عذر می‌خوام شما

حق داری نشناسی ی

کرتیون

آره خودمم

رویا طوری شده؟

نه رویا خوبه اتفاقاً می‌خواد باهات حرف

بزنه

حرف بزنه

مگه اصلاً منو یادش مونده؟

۵ سال و نیم که ۱۰۰ سال نیست

برای یه بچه‌ای ۶ ساله

حالا اصلاً برا چی زنگ زدی؟

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

پشت این گل خبریه

گله دیگه

بهرام چی شده؟

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

چقدر اینجا رو دوست دارم

اینجا رو

تو رو

همه این سه سالو

من حتی چقدر با تو خوشبختم

دیگه داری منو می‌ترسونی بهرو

چرا نمیگی چی شده؟

اگه به من مربوط نیست اضراری ندارم

مگه میشه چیزی به من مربوط باشه و به تو

مربوط نشه؟

میگم

ولی بعد از این سفر وقتی برگشتیم.

هر چقدر خبر بدی باشه بهتر از بی‌خبریه.

خبر گذاشتن یه آدم خیلی بی‌رحمه.

[موسیقی]

کتون داره برمی‌گرده.

[موسیقی]

کدومه بودی که خوش باورم منو که کفتی و

گفتی ازش پرخرم منه گفتم کی هستی تو گفتی

یه

مگه قرار نبود شما بریم پالو دلت تو گفتی

که

چرا داری سر هیچی سفرمونو خراب می‌کنی؟

سر هیچی

آره اگه تو نبودی شاید یه چیزی بود ولی

حالا از هیچی هم کمتر

ببین بهرام

اگه همه حتی مادرت از وجود من بی‌خبرن به

خاطر یه روزی بود مثل امروز

دیدی پیش‌بینی من بیخود نبود بود.

این همه مخفی‌کاری هم هیچ فایده‌ای نداشت

چون به محض اینکه برگرده خودم بهش میگم.

وقتی رفتن رویا یه سالشم نبود تازه دست و

پا شکسته می‌گفت بابا

خالم که ۶ سالشه ۵ سالش منو ندیده من براش

چه معنیی دارم

بعد بهش بگن این آقا رو می‌بینی این

مرتیکه باباته همون که اصلاً ندیدیش

من فقط براش یه اسمم همین

اگه با همه این حرفا خواسته چی؟

اصلاً اگه خودت خواستی چی؟

چیکار داری می‌کنی؟

به کی می‌خوای زنگ بزنی؟

کتایون

می‌خوام بگم ۳ ساله ازدواج کردم زنم خیلی

دوست دارم می‌خوای بیای ایرون شو بیا ولی

رو من حساب نکن

تو دیوونه شدی کاش

که این دیوونه همون رو رهبر کرده بودم شرط

و شروطی تو که فقط برای من دردسر درست کرد

این ۳ سال همیشه این موقع میومدیم اینجا

که به قول خودت سالگرد عشق بگیریم

مهب من همه عمرم قد این ۳ سال خوشبخت

نبودم

اون روزا دیگه تموم شدن بهرام

یه دیوار داره بینمون میاد بالا نمی‌بینی؟

نه

من یه دونه حاجرم نمی‌بینم.

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ا

[صدای آواز]

[موسیقی]

[موسیقی]

داری چیکار می‌کنی توی سرما؟

آخه چرا زندگی من باید به خاطر زنی نابود

بشه که یه روز با رفتنش، یه روز با اومدنش

همه چیو به هم می‌ریزه؟ چرا؟

من زندگیمونو دوست دارم مهتاب

منم زندگیمونو دوست دارم

واسه همینم نمی‌ذارم هیچکس حتی خود تو

اونو خرابش کن

نمی‌خوام به روزایی برسم که وقتی پیش منی

به فکر اونایی یا وقتی من به فکر توام

پیشم نیستی

ا [موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

به چی داری فکر می‌کنی؟

به اطمینانی که داشتیم

به کتی که داره برای پس گرفتن زندگیش

برمی‌گرده.

اون وقتی رفت زندگیشو با خودش برد. چیزی

نداره که برای پس گرفتنش برگرده.

تازه تا موضوع ما رو بفهمه اونقدر مغروره

که خودش می‌ذاره میره.

یادتو می‌گفتی اونی که من می‌شناسم محاله

برگرده. پس اینی که داره برمی‌گرده رو

نمی‌شناسی.

حالا وقت محاکمهست.

سلام ماده.

ببخشید باتریم شارژ نداشت.

چشمت روشن. من همیشه خواب یه همچین روزی

رو می‌دیدم. بالاخره نظر و نیازم جواب

داد. این دو سه شب از خوشحالی چشم رو هم

نذاشتم

خب حالا گریه نکنی گریم که نیست

منم خیلی دلم می‌خواد گریه کنم

[موسیقی]

[موسیقی]

مادر بود نگران شده بود

و خبر داشت

خب حالا کی میام

نمیشد درباره [موسیقی] یه چیز دیگه حرف

بزنی

درباره هرچی حرف بزنیم بازم داریم به همین

موضوع فکر می‌کنیم

[موسیقی]

حالا می‌خوای چیکار کنی؟

تو بودی چیکار می‌کردی؟

والا من یه لحظه هم نمی‌تونم خودمو جای تو

بذارم.

تو با یه تصمیم هوایی و رویایی ازدواج

کردی واسه همینم الان همه چیت رو هواست.

حالا وقت این حرفا نیست.

وقتی

هم که وقتش بود گوش شنوا نبود.

چیکار می‌کردم؟

می‌شدم زن دوم یه مرد زندار

مگه حالا نیستی

نه نیستم

من ۳ سال تنها زن زندگی مردی بودم که زنش

رفته بود و معلوم نبود کجاست این خیلی فرق

می‌کنه آره فرقش اینه که حالا دیگه هیچکس

اون مرد نیستی

چون زنی که قانون و فامیل و عرف قبولش

دارن داره میاد تا به استناد همون یه خطی

که توی شناسنامه بهرام بشینه سر جاش

اونوقت تو دلت خوش تو فکر می‌کنی اگه

ازدواج ما رسمی و علنی بود من تو این

شرایط چیکار می‌کردم؟

ممکن بود همین کارو بکنی

ولی اونوقت اون کتایون بود که برنمی‌گشت.

پس فعلاً کسی که حق انتخاب داره منم.

تو اصلاً می‌فهمی چی داری میگی؟ بعد از ۳

سال دو دست زندگیتو داری میدی به یه زن

دیگه و دلت خوشه حق انتخاب با توئه.

خلاصه با حق یا بی‌حق اگه بری بازنده

تویی.

به هر حال من بازندهم

چه برم چه بمونم.

بهرامو چطوری راضیش می‌کنی؟

من که بعید می‌دونم بذار ازش جدا شی.

ما از اول قرارون این بوده. حق فسخ با

منه.

تو اینجا می‌مونی هیچ جام نمیری.

فهمیدی؟

اینجا خونه توئه.

ولی خونه ما نیست

دیگه نیست

تمومش نمی‌کنی

[موسیقی]

تو نباید تو این شرایط منو تنها بذاری

پس کی باید این کارو بکنم

وقتی سرا سامون گرفتی بود دی وقتی حسابی

بهشون عادت کردی وقتی دیگه هیچی ازم باقی

نموند اونوقت اجازه میدی برم

О. [موسیقی]

من دارم میرم دفتر

هر وقت تونستی حرف بزنی زنگ بزن

شب که میام می‌خوام اون چراغ روشن باشه

من به هیچ قیمتی نمی‌ذارم ترکم کنی

همین

[موسیقی]

سلام

تنها اومدی

تو انگار چشم نداری منو یه دقیقه راحت

ببینی ناسلامتی اومدم مهمونی مجردی فرهادو

خوابوندم سپردم به احمد و راه افتادم

به یاد اون شبا که تا سحر بیدار می‌موندیم

چایی می‌خوردیم خیال می‌بافتیم یادته

فرزنم جونم از کجا می‌دونستی بهرام خونه

نیست [موسیقی]

انگار مطمئنه که قرار نیست بیاد ها

مسافرا امشب میان نه

توم فرستاده که نذاری من سکته کنم

تو نمی‌خوای یه چایی به ما بدی؟

تو بردار چند بار زنگ زده قطع کرده بذار

خیالش رد بشه که تو اینجایی

نصف شبیه به کی انقدر زنگ می‌زنی مادر؟

آموزش شماره ۷۲۰ هوا

تو چته بهرام عرض کنم زش هست

کاشونو قبلاً می‌پرسیدی

چیو می‌پرسیدم

شماره ۷۲۰ هواپیمای جمهوری اسلامی

کی گفته گفته که فقط تو باید جریمه این

وضعو بدی مگه بهرام مسئول نیست مقصر نیست

مگه نمی‌تونست وقتی عاشق تو شد زیر سنگم

شده کتایونو پیدا کنه و بهش بگه داره

ازدواج می‌کنه مگه نمی‌تونست حداقل همون

روز که کتایون زنگ زد بهش همه چی رو بگه

اگه نگفت لابود خودشم از ته دل مخالف نبود

فقط نگو من نذاشتم

مهتاب

به خودتم فکر کن.

اگه بری یه جانشین حاضر و آماده است که

هیچ تره‌ای هم واسه تو و بهرام خورد

نمی‌کنه. بیا بخور فشارت افتاده.

ببین فرزانه از حرفی که می‌زنم ناراحت

نشو. امشب میخوام تنها باشم.

اومدم. [موسیقی]

‏sub

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ا [موسیقی]

‏Oh. [موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ببخشید

رویا اینجا خونمونه

می‌بینی چقدر روشن و بزرگه

دلت روشن

دو روز تمومه که با کارگر افتادم به جونش.

من اگه می‌دونستم با یه همچین استقبالی

روبهرو میشم زودتر میومدم.

مثلاً کی میومدی؟

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

والا من به آژانس می‌رفتم آخه بعد شب اوله

که رسیده

مادر بحث نکنیم سو باشید

برای همه چی ممنونم

انشاالله خوش باشیم بالاخره خیالم از

زندگی بهرام راحت Тتاب

مهب

مهتاب

من که صدای نفساتو می‌شنوم.

می‌دونم تو هم داری صدای منو می‌شنوی.

باشه امشب رام نده. حق داری

[صدای خرناس]

ولی فردا اگه بخوای این کارو بکنی درو

می‌شکونم.

مطمئن باش

[موسیقی]

یه زنگ بزن بهرام بیاد ناهار و دور هم

باشیم

اتفاقاً تنها اومدم یهکم راجع بهرام

باهاتون صحبت کنم

طوری شده

نه فقط خیلی تو خودشه انگار از یه چیزی

خیلی ناراحته

مطمئنم اگه رویا نبود حتی یه لبخندم

نمی‌زد

بهش حق بده از آخرین تلفنی که زدی آب پاکی

رو دستش ریختی از وقتی جاتو عوض کردی و

ردتو به کلی گم کرد نمی‌دونی چی به روزش

اومد

نه سر کار می‌رفت نه به خونتون سر می‌زد

شب و روز مراقبش بودم. شبا تو خواب داد

می‌کشید. گریه می‌کرد. می‌ترسیدم دیوونه

بشه.

چند بار خواستم بهت زنگ بزنم. بهت التماس

کنم برگردی.

اما نه شمارتو داشتم نه اون می‌ذاشت.

[صدای بند آمدن نفس] می‌گفت من زنیو که با

التماس برگرده نمی‌خوام.

فکر نکنید منم خیلی خوش بودم. توی اون همه

شلوغی مدام احساس تنهایی می‌کردم.

وقتی رفتم مطمئن بودم که بهرامم میاد.

اشتباه می‌کردم.

وقتی قرار شد از کانادا بریم امریکا با

خودم گفتم انقدر بی‌خبر می‌ذارمش که

بی‌طاقت شه و بیاد. ولی بازم اشتباه کردم.

چشمم گذاشتم دیدم دو سه سال گذشته و به

همه چی عادت کردم.

بی‌خبری از بهرامم نشون می‌داد که اونم

عادت کرده.

حالام که برگشتم فکر می‌کنم اشتباه کردم.

به دلت بد نیار مادر تازه چند روزه که

اومدی

بهش فرصت بده.

مادر

تو این مدت

زنی تو زندگی بهرام نیومده. [خنده]

این فکرا رو از سرت بیرون کن. صبر داشته

باش.

یه بار با دلت تصمیم گرفتی خیر ندیدی. این

دفعه عقدتو به کار بنداز بهتره همه چیو

بسپاری به رویا

یعنی حالا باید رویا واسطه شه که بهر منو

بخواب

اولشاره

رویا راهو باز می‌کنه

مامی

چرا توکس نیستی

راستی بهرام اون عکسی که از تو مامان

گرفته بودم کو

امروز که اونجا بودم یادم افتاد

دهنتو باز کن

چیکار چیکار می‌کنی بهرام؟ رویا که د ساله

نیست.

کم غذا می‌خوره.

گرسنهش باشه می‌خوره. بعدم خیلی قرمه سبزی

دوست نداره.

فقط دوست دارم.

پس چرا پختی؟

به خاطر تو بختم

دیگه. به خاطر من هیچ کاری نکن.

مامی ددی کجا رفت؟

جایی نمیره برمی‌گرده

[صدای زنگ]

چیه کتایون

بهرام کجایی

چطور مگه چی شده

حالا رویا بد تعو داره باید ببرم میش دکتر

اگه نمی‌تونی بیای آژانس بگیرم

نه الان میام

[موسیقی]

‏Oh. [موسیقی]

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

ا ا [موسیقی]

[موسیقی]

ا

ا

[موسیقی]

مگه نگفتم اگه بد خواب شدی منو بیدار کن؟

انگار تلفن [موسیقی] داشت زنگ می‌زد.

تو گریه [موسیقی] کردی

خیلی حال و روز درستی [موسیقی] داری نشستی

نبش قبرم می‌کنی

فرزانه من دارم تقاس پس میدم

من همینو تنها گذاشتم

تو تنهاش گذاشتی یا اون طلاقت داد

اون به خاطر من این کارو کرد

چون فکر می‌کرد دیگه دوستش ندارم.

مگه داشتی؟

خب به قول خودت علاقه دخترمو پسرعمویی بود

دیگه.

منم اگه جای اون آدم کله شرق بودم حاضر

نمی‌شدم که تو بقیه عمرتو صرف پرستاری از

پاشو

پاشو بریم بخوابیم وگرنه تا صبح خودتو

محکوم به اعدام می‌کنی.

دوست دارم اینجا رو مرتب کنم.

به زور که نمیشه خوابید.

خیلی خب. پس من رفتم بازم بخوابم.

راستی کی بود زنگ زد؟

جواب ندادم.

من که تلفن اتاقمو قطع کردم. تلفنای این

خونه یا سردرد میاره یا دردسر.

[موسیقی]

[موسیقی]

بیا بگیرشو [موسیقی]

بیا بگیرشو خلاصم

دوباره شروع نکا آخه از این همه گریه چی

نصیبت میشه

تو از این همه بی‌رحمی چی نصیبت بهت میشه

من لااقل از دست تو راحت میشم

من از تو لجباسترم

یعنی اونقدر که حاضری با مردی زندگی کنی

که اصلاً دوست نداره

تو داری دروغ میگی چرا قبلاً از این حرفا

نمی‌زدی قبل از این اتفاق

شاید وقتی آدم تنش ناقص میشه

عقلش کامل میشه

تو عاقل نشدی دروغگو شدی

اصلاً برات مهم نیست که من جز تو کسی رو

ندارم

می‌دونی چی برام مهمه چی دلم بخواد

اینکه آخرین باری باشه که می‌بینمت

دیگه تحمل این وضعو با تو ندارم می‌خوام

خلاص شم

حسارت به تو از حسارت به این صندلی هم

برام سخت‌تره.

نمی‌خوام بدون داشتن پای فرار هر روز چشم

به چشات بیفته که داری با ترهم و خستگی و

ناچاره نگاه می‌کنی. می‌فهمی

دیگه نمی‌خوام.

[موسیقی]

[موسیقی]

نصف شب زنگ زدم جواب ندادی

اول صبح اومدی گلوگذاری

نه

اومدم بریم صابونه بخوریم

آدمی که از لوله و چاک و اینجور چیزا سرشه

نداره باید بره دوباره عینشو بخره.

این یکی چقدر اندازهست؟

عین خودت

مهتاب مهتاب می‌فهمی چی داری میگی

با تمام وجود چون عین یه خنجر تو قلبمه

برو دیرت میشه

تنه می‌زنی

ما یا نباید با هم حرف بزنیم یا اگه حرف

می‌زنیم تنه به نظر میاد

تقصیر خودته

یه حرف تازه بزن این زخم زبون تازگیو خیلی

دارم ازت می‌شنوم

عجب جهنمی شده زندگی جفتمون

آره راست میگی با و این بیرون رفتنا دزدکی

هم از این داختر میشه

اگه منو نبینی جهنمت بهشت میشه

آروم میشی

من که دیگه مگه خواب آرامشو بگم

[موسیقی]

[موسیقی]

چیه مادر من [موسیقی] صحبت کتایون گفت

بی‌صبونه رفتی

پس تحت نظرم

تو چته بهرام اونوقت که بی‌سرا وسامون

بودی اخلاقت بهتر بود آخه چرا داری

زندگیتو خراب می‌کنی

من حتی یه بارم کار اونو به رخش نکشیدم

اونوقت اون از راه نرسیده اومده شکایت

اصلاً چه انتظاری داره از من بگم بخندم

باهاش برم گردش

این کمتر ترین توقع یه زنه

نمی‌تونم

نمی‌خوام

چرا نمی‌فهمی

برام یادت باشه اگه پای زن دیگه‌ای وسطه

این کتایونی که مادر بچته نهون

حالا اجازهست برم

تو که نمی‌خوای دوباره رویا رو بی‌پدر کنی

یادتم نره کتایان توی این شهر جز تو

هیچکیو نداره خدا رو خوش ش نمیاد.

اینکه زنی توی این شهر یا اصلاً توی این

دنیا فقط منو داشته باشه دلیل خوبی برای

علاقه من بهشه.

[صدای آه]

آره

راحتم بذارین.

خواهش می‌کنم.

بهرام

بهتاحتا

چی شده برام

هیچی می‌خوام باهات حرف بزنم

دلم تنگه

[صدای آه]

چرا اوضاع رو از این کس بدتر می‌کنی؟

نصف شبه

نمیگی ممکنه صداتو بشنوم؟

همه خوابن

منم تو حیاتم

زنگ زدم بگم فردا صبح میام خونه نری تا

بیاما

می‌خوام اونجا باشم

خونه خودمون

[موسیقی]

سلام

صبح بخیر [موسیقی]

چقدر زود بیدار شدی

تو که زودتر بیدار شدی

[موسیقی]

کجا مگه صبحونه نمی‌خوری نه دیگه هم شد

سلام بدی

سلام بابایی از صدای ما بیدار شدی

اتفاقاً چه خوب حالا سه تایی با هم صبونه

می‌خوریم

رویا بدو دست و صورتتو بشرو زودی بیا

زود حاضر میشه

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

باز مامانو خواب کردی راه افتادی

ای ناخ

بیا بشین ببینم

خوابش کردی

نه خوابش نکردم خودش گیره کرد قرف خورد

خوابید

چرا

ببین بینم

مامان تو آمریکام گریه می‌کرد.

بله بعد قرش می‌خورد می‌خوابید.

تو ازش نمی‌پرسیدی چرا گریه می‌کنه؟

یواشکی گریه می‌کرد ولی من می‌فهمیدم.

نکنه توم قرص می‌خوای تا بخوابی.

نه من بستنی می‌خوام. هفت تا

همش ش

بی

بفرمایید

نریزی رو لباست

مرسی ددی

سلام

سلام بهرام

خواب که نبودی

چه عجب تلس شکستی

عکسو چرا برداشتی

مگه ناراحت شدی

از خوشحالیم که نیست دارم بهت زنگ می‌زنم

ولی تو انگار خیلی سر

تو که از ترس من کله سر از خونه می‌زنی

بیرون

عکس میخوای چیکار

کجایی تو

بستنیفروشی

یادته

این وقت شب

رویا بستنی می‌خواست این وقت شبم که همین

جا فقط بازه خب بگو گوش می‌کنم

نه چیزی ندارم دیگه بگ بگم

ببخش این موقع بازم شد

منظورت چیه؟

هیچی واقعاً هیچی بیخود زنگ زدم خوش باش

قضیه عکسم فراموش کن

رویا رو چیکار کردی؟

براش بستنی خریدم گذاشتمش خونه

برکت اون چی اون چیزی عوض نکرده بود

مسخره می‌کنی

خب آخه واقعاً مسخرهست

چی مسخرهست

وضع همهمون دائم داریم ادای چیزی رو

درمیاریم که وجود نداره

[موسیقی]

خان چی شده

اومدم ماشینو نشون بده

آره این وقت شب بازه

کارم تموم شد میام شماها بخوابین

دیدی مسخرهست هست

اینجا شده تعمیرگاه فقطم آخر شبازه

چرا رک و راست بهم نمیگی که دیگه دوستم

نداری

چرا [صدای خرناس]

بهتره بری بهرام برو خونت خونتون همون

جایی که تمام این شبا بودیم

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

چی شد؟

خونه نیست حتماً تو راهه اگه تا ظهر گزارش

نرسه داد سردبیر میره هوا

می‌خواستم بهت زنگ بزنم.

جداً

از تلفن عمومی کجا؟ بذار همین اول ب

تصمیمتو گرفتی هیچکسی هم نمی‌تونه عوضش

کنه

پس بهتره تو هم به جای نصیحت به من کمک

کنی یعنی بدون اینکه صدام دربیاد قولت بدم

توی چاه‌ها تو از کجا می‌دونی چاهه یا

راهه؟

آخه دیوانه فکر می‌کنی کجا این دنیا داری

زندگی می‌کنی که بار و بندیلتو بستی و راه

افتادی؟

اصلاً کجا می‌خوای بری؟ کیو داری که بری

پیشش؟ تو داری منو از چی می‌ترسونی؟

من خوب می‌دونم کجای این دنیا دارم زندگی

می‌کنم. تو مملکت خودم. هر نقطهشم بخوام

زندگی کنم حقمه. کی می‌خواد این حقو از من

بگیره؟

از چی باید بترسم؟ از یه مشت اراجیف؟ از

کج نگاه کردن بعضیا به یه زن تنها و بیوه؟

مگه من ۶ سال بعد از امیر تنها زندگی

نکردم؟

آسون نیست. آره ولی محالم نیست.

حالا کجا می‌خوای بری؟

هر جای دوری که اتوبوسش داره راه میفته

بی‌مرخصی.

بیا این استفهامه.

تو حالت خوبه؟

نه ولی عقلم سریع راش

من دارم میرم خونه مادر دنبال رویا تو

نمیای؟ نه

برو تو ماشین می‌رسونمت.

چیزی گم کردی؟

خودم پیداش می‌کنم.

تو برو سوار شو. درن ماشین بازه.

با هواپیما می‌رفتی بهتر نبود؟

دوست ندارم زود برسم. چقدر می‌مونی؟

فعلاً هیچی نبارس چون خودمم نمی‌دونم. فقط

می‌دونم که دارم میرم همین

بهرامم که چیزی نمیگی دیگه دلم براش

می‌سوزه

کهه حرفشو نزن.

من حرفشو نزنم تو هم فکرشو نمی‌کنی

اونجا الان خیلی سردا لباس گرم برداشتی

خواهر که هیچی تو از یه مادرم بد پیلا

داری

من و تو که هر دو یالغوز خدایی هستیم نه

مادری نه خواهری

من که هر دوشو دارم

منم دارم ولی داره میره

الای سرمو بخوری زودتر برگردی

[صدای خرناس]

مرتب ب

از رفتنم دلگیر نشد.

وقتی تونستی به جدایی کوتاه [موسیقی] عادت

کنی حتماً یکی رو هم تحمل می‌کنی.

بیشتر از این نمیشه توی برزخ معطل موند

حتی اگه [موسیقی] ایسگای بعدی جهنم باشه

دیگه موندن توی خونه‌ای که هر گوشش پر از

خاطره است برام عین عذابه

تو این چند وقت تنها کاری که نکردم

[موسیقی] زندگی بود

می‌خوام برم می‌فهمی

می‌خوام برم تا تو برام بهرام باقی بمونی

و این خونه خونه ما حتی توی خیال

می‌خوام همون مهتاب باقی بمونم که

می‌شناسیم و می‌پسندیم.

نمی‌خوام با تحقیر و ترهم به تهمونده خودم

نگاه [موسیقی] کنم و بگم بیچاره اینجوری

تموم شدی؟

من همین حالا با حقی که دارم صیغه عقدمونو

فسخ می‌کنم و از میون همه [موسیقی] چیز

این زندگی فقط ۳ سال خاطرات عاشقانه رو با

خودم می‌برم.

เฮ

[صدای زنگ]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[صدای آواز]

[موسیقی]

آخه ای جونم

ممنونم

طفل معصوم با شکم خالی خوابش برد

من چند بار بهش زنگ زدم موبایلش خاموشه

نکنه جر و بحثتون شده.

ما اونقدر با هم حرف نمی‌زنیم که کارمون

به بحث بکشه.

مثل د تا همسایه داریم با هم زندگی

می‌کنیم.

کاملاً جدا و بی‌مسئله.

تنها دلخوشیم اینه که بهرام پدر خیلی

خوبیه.

بهتره شام بخوریم. فکر نکنم دیگه بیا.

[صدای زنگ]

سلام بهرام

سلام

بیا تو

زیاد مزاحم نمیشم

چی شده

فرزان مهتاب کجاست

مهتاب

نگو نمی‌دونم

اینم می‌دونی که زیر سنگم باشه پیداش

می‌کنم

فرزانه تو این ۳ سال تو تنها ها رفیق و

محرم هر دومون بودی

حالام هستی

پس رنج عذاب منو کم کن

کجا رفته

سلام

سلام

به مادر در یه زنگ بزن خیلی نگران بود

خوابشده

تو راه می‌زنم

تو راه کجا

دارم میرم سفر

چه سفر بی‌موقعی

زیاد طول نمی‌کشه

به رویا چی بگم

تو اون ۵ سال وقتی ازت می‌پرسید بابام کوچ

چی بهش می‌گفتی؟

تو اون ۵ سال اگه می‌خواستی می‌تونستی

پیداون کنی و بیای پیشمون. حالا نمی‌تونیم

ازت بپرسیم کجا داری میری؟ چیکار داری

می‌کنی؟ چرا داری میری؟

تو آزادی هرجوری می‌خوای فکر کنی.

تو این زندگیم اون که آزاده من نیستم.

منم نیستم.

[موسیقی]

در

[موسیقی]

جواب نمیدن

عرض کردم که

شما مطمئنین داخل اتل نیستن

کلید اتاقشون که نیست

میشه برم بالا

رفتن مهمان به اتاقام ممنوعه

خب اگه یه اتاق بخوام چی

اونوقت می‌تونید برید اتاق خودتون

سرکار خانم اون خانم همسر منه

شناسنامه لطفاً

بله

بله

خانم کسرا

بله مهمون دارین خیلی وقته منتظرم

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

چطوری فراری؟

آخه این چه تصمیمی بود که گرفتی ها؟

فکر کردی به این آسونیاست؟

آسون نبود

از تهرون که سر از کار زمینم بری دنبالت

میام

ولی دیگه پیدا نمی‌کنی

دیدی که پیدات کردم

من اون مهتابی که تو دنبالش می‌گردی نیستم

ما برای همیشه همدیگه رو گم کردیم

آقای دکتر آبدی به

دیگه تموم

[موسیقی]

فکر کردم رفتی

تا یه جواب روشن نگیرم نمیرم.

من و تو شرعاً و قانوناً با هم هیچ نسبتی

نداریم. از این روشن‌تر.

تو که می‌گفتی نسبت آدما رو دلشون معلوم

می‌کنه. نه شناسمه و قباله.

حالا هم میگم. برای همین معنای نسبت تو رو

با رویا از خودت بهتر می‌فهم.

گناه من چیه که قبل از این رابطه زن و بچه

داشتم؟ خودت میشه بگی من باید چیکار کنم؟

اون کاری که با کتایو نکردی با من بکن.

خداحافظی کن مرد و مردمه

ومثل كلمه

جیم

خی

مهتاب خانم کسرا

به خدا خودمم پسرمود

کارشناسایی نشون بدم

[موسیقی]

چه خبر

واسه شکایت رفته بودی شاه شرا [موسیقی] یا

می‌خواستی عهدی ببندی؟

[موسیقی]

[موسیقی]

بهتر شدی

[موسیقی]

حالا کجا می‌رفتی هتل

میگم نکنه دیگه واقعاً نتونی حرف بزنی

خودت توی شیراز چیکار می‌کنی؟

برف پارو می‌کنیم آب و حز می‌کشیم

من خیلی وقتی که اینجام

شنیده بودم تهران ولی نمی‌دونستم کجایی

خب تو تقصیری [موسیقی] نداری مقصر پدرای

خدا بیامرزدمونهن

اگه منو به زور به تو غالب نمی‌کردن لااقل

دخترم و پسر ماهای یه قابل معاشرت

می‌موندی

اینطوری نگو

چطوری

لهچم شیرازی شده

[صدای خرناس]

امیر تو چقدر عوض شدی بدی

برعکس تو

حتی می‌دونی از کجا شناختمت؟

از راه رفتنت

حالا تو می‌خوای اینجا بمونی؟ دقیقاً

نمی‌دونم تا وقتی پولم تموم بشه

یعنی ارث و میراث عمو ته کشید

آخراشه เฮ

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

فکر نمی‌کردم

که به این زودی دوباره منو ببینی

ببین چی پیدا کردم

کنار مزار افتاده بود

حافظ داره باهات حرف می‌زنه

چی داره میگه

میگه

خیلی زرنگی

سؤال نخرید و جوابم می‌خوای

انگار حالت بهتر

از اون وقتی که دیدمت

هرچی یادم رفته بود دوباره داره یادم

میاد.

[صدای خرناس]

برای همین اون موقع حالت خوب بود حالا

نیست. تقصیر منه.

امروز برنامهت چیه؟

نمی‌دونم. شاید برم یه جای آروم قدم بزنم.

چقدر جای قشنگیه.

چند وقت ازدواج کردی؟

ببین متا من از کاری که کردم راضیا

مطمئنم اگه ۱۰۰ بارم برم گردونم به قبل

بازم همون کارو می‌کنم

اما اون حلقه حتماً یه حلقه معمولی نیست

نشونه ازدواجه

و از اون بیشتر نشونه عشق

خب چرا تنها اومدی اونم با این حال خراب

تا وکیلت نیاد حرف نمی‌زنی.

کی

همون امیر

باورت میشه؟ کلیم از دیدنش خوشحال شدم.

مامانم واقعاً راست می‌گفت تو یه تخت کمه.

[خنده]

اینو که درباره تو می‌گفت.

من و تو که براش فرقی نداشتیم. خیلی خب

حالا تعریف کن ببینم. قشنگ مو به مو.

نمی‌دونی چقدر حرف زدم باهاش راحت شده.

همه چیزو بهش گفتم.

چی میگی؟

همه چی رو؟

حتی

آره حتی همه اون چیزاییو که فکرشو

نمی‌کردم تا آخر اون به کسی بگم.

مفصلشو برات می‌نویسم.

می‌نویسی؟

مگه تو خیال نداری برگردی؟

حالا حالا ها نه تازه دارم از شیرازم

میرم. امیر برام کار پیدا کرده

ولی نپرس کجا. فعلاً تو ندونی بهتره

اینجوری خودتم راحت‌تره.

چه خبر از بهرام؟

نابود.

بیشتر شبا تو آپارتمان خودتون می‌خوابه.

انگار هنوز منتظر یه معجزهست.

دیگه هیچی نگو.

تحملشو ندارم.

[صدای خرناس]

ببخش معطل شدی.

تا حالا اون طرفا رفتی؟ نه ولی هم که یه

جزیرهست خیلی خوبه

این کارت آقای رئیسیه مسئول روابط عمومی

یه خونه سازمانی واست جور کرده مستقل راحت

باشی منم ما این یکی دو روز سه سرکشی

میمون طرف

واقعاً نمی‌دونم چهجوری ازت تشکر کنم

تو این چند روزه انقدر اتفاقهای عجیب

افتاده که اصلاً نمی‌دونم چی باید بگم

تا همین چند وقت پیش اصلاً فکرشو نمی‌کردم

که بتونم بدون ب

بتونم حدس بزنم الان چه حالی داره

متا تو

عجولانه تصمیم نگیر واسم فکر کن ببین

مطمئنی هیچ راهی واسه

تو که می‌گفتی

مطمئنم امیر مطمئنم

نمی‌خوای قبل از رفتن یه سفر برگردی تهران

تازه دارم به دوری از همه چیز عادت می‌کنم

همین

[صدای سرفه]

تو حالت خوب نیست؟

چیزی نیست من قرصمو بخورم

[صدای خرناس]

من

به رئیسی یه چیزی گفتم که شاید تو خوشت

نیاد

چی

بهش گفتم تو زن منی

امیر میر

این هیچ معنی نداره. فقط نمی‌خواستن با

سؤال و کنجکاوی آرامش تو رو به هم بزنن.

همین

ولی این یه دروغ دنباله داره.

حالا کی می‌تونم برم؟

هرچی زودتر برم زودتر از این سرگردونی در

میام.

[موسیقی]

کدومه

می‌کنم. [موسیقی]

[موسیقی]

سلام

سلام

خیلی خوش اومدید

شما باید آقای رئیسی باشید

بله بله خیلی خوشحال همسرم شیلا

خیلی خوشبختم

ببخشید مزاحم شدم اختیار دارین تازه ما رو

خوشحالم کردین اینجا اومدن مسافری که

قراره همکار جدید ما بشه یه حادثه جالبه

چه هوای خوبیه

تازه شما بهترین موقع سال اومدین چند ماه

دیگهشو باید ببینین

بفرمایید

از همین اول تو دل خانم کسار رو خالی نکن

آدم از اول بدونه کجا اومده بهتره اینجوری

تحملشم آسونتره بفرما

بفرما لطف

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

مطمئنم که پشیمون نمیشید بهخصوص که کسرا

می‌گفت از جزیره خوشتون میاد همین ژیلا

اوایل همش نق می‌زد می‌گفت برگردیم

برگردیم

حالا به جای نق آه می‌کشم دلم برا

شلوغیهای تهران تنگ میشه من برخلاف شما

فقط دلم برای آرامش لنگه

بفرمایید

اینم چشم‌انداز ویژه

سفارش اکید مهندس کسرا را

این کلید خونه مهتابه گفتم یه وقت نیاد

پشت در بمونه

حتماً احمده

الو سلام

کی رسیدی

بچه‌ها چطورن

بهرام اونجاست

آره تب کوچولو قطع شد

پس من بعداً زنگ می‌زنم

نه واسه چی

نزدیک توئه

[صدای خرناس] همینجوریاست

حالش چطوره

خوبه

خب چه خبر

اینطوری نمی‌تونم حرف بزنم

بعداً زنگ می‌زنم

خداحافظ

حالا واسه چی قفلو عوض کردی؟

شکست

فرزانه

فقط بگو حالش خوبه

بستگی داره به چه حالی بگی خوب

زندهست

همینشم غنیمته

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

سلام

سلام گفتم شاید دلتون برای کوفته تنگ شده

باشه

چرا زحمت کشیدین من شبا شام نمی‌خورم

چرا شما که هیکلتون خوبه

خیلی ممنون

چیکار می‌کردین

یه مقداری داشتم اینجا رو جمع و جور

می‌کردم

گریه که نمی‌کردین

نه برای چی

نمی‌دونم م دلتنگی

تنهایی

راستی آقای کسرو نمیاد پیشتون

چایی آمادهست می‌خوری من همه چی می‌خورم

ولی شما انگار زیاد اهله خوردن نیستین ولی

اینجوری شاید دهنتون آب بیفته

[موسیقی]

چی شد

[موسیقی]

خانم کسرا

[موسیقی]

ساعت من کجاست؟

اون که همیشه دستته

نیست حالا تو برداشتی

نه

پیشم منه

دست

به چه اجازه‌ای برش داشتی

ببخشید

چرا با بچه اینجوری حرف می‌زنی

حالا مگه چی شده یه ساعته

هرچی که هست نمی‌خوام کسی دست بهش بزنه

[موسیقی]

[موسیقی]

اینجوری تنها [موسیقی] که نمیشه

تنها

تنها

تنها [موسیقی]

بهرام پا نمیشی

دیر میشه‌ها رویا خوابش می‌بره.

چرا انقدر رویا رو می‌فرستی خونه مادرت؟

خودش دوست داره.

پس منم باهاش برم که دیگه تو آوردنش مزم

تو نشی.

این تنها راه حلیه که به نظرت می‌رسه.

چقدر دلم می‌خواد یه شب با هم بریم خونه

مادرت؟

خب بریم.

ما وقتی می‌تونیم بریم خونه مادرت که

کتاییون عروسه یه خونواده دیگه باشه.

شاید تا ۱۰ سال دیگه هم این اتفاق نیفته.

اگه ازدواج کنه میفته.

چیه بهرام حواست کجاست؟

تو این ۵، ۶ سال هیچوقت از سرت نگذشته که

بخوای ازدواج کنی.

برای چی اینو می‌پرسی؟

همین طوری.

چون خیلیا وقتی شوهرشونو ول می‌کنن میرن

خارج بعد از چند وقت تقاضای طلاق میدن چون

دوباره می‌خوان ازدواج کنن.

انگار حالت خیلی بده. من این کارو نکردم.

بریم.

تو فکر کردی هر رفتاری بکنی من باید طاقت

بیارم؟

من فقط یه سؤال کردم اونم یه سؤال احمقانه

همین.

نه اتفاقاً نه سؤال تو احمقانه است نه من

احمقم. از وقتی برگشتم مدام با سکوت و

نگاهت ازم پرسیدی چرا برگشتی؟ حالا هم که

به حرف افتادی می‌پرسی چرا طلاق نخواستی؟

تو چته؟

من چمه تو چرا مثل خیلیا وقتی دیدی خبری

از ما نیست طلاق غیابی ندادی؟ واقعاً بهش

احتیاج نداشتی؟

میای یا برم؟

بله

تویی مهتاب

داری گریه می‌کنی؟

نه

آخه مگه ممکنه

حالا می‌خوای چیکار کنی؟

چیکار می‌تونم بکنم؟ بالاخره باید یه کاری

کرد.

منم هنوز نمی‌دونم چیکار.

بیا تهرون.

[صدای خرناس]

باید عقلامونو بذاریم رو هم.

همین فردا حرکت کن. یه روزم یه روزه مهتاب

برای چی بیام؟

تو مثل اینکه اصلاً حالت نیست.

ببین مهدا تا حالا هر کاری کردی بهت هیچی

نگفتم ولی این دفعه رو نمی‌ذارم با لجبازی

تصمیم بگیری میای یا بیا

بهرام ممکنه جایزه بگیره

جایزهش چی هست

جایزهش خیلی مهم نیست مامان مهم اینه که

مطرح میشه مشهور میشه

توی این دنیا هرچی آدمو کمتر بشناسن بهتره

رویا کجاست مامان؟

با پدرش رفت بیرون.

مگه بهرام اینجا بود؟

آره صبح زنگ زد رویا هم اصرار کرد بیاد

اینجا با هم رفتن بیرون

ولی از جایزه و این چیزا حرفی نزد.

حتماً می‌خواسته غافل‌گیرتون کنه. من و

رویاهم قراره همین کارو بکنیم. اگه جایزه

رو گرفت صبح زود با گل و کیک بریم دفترش.

انگار اوضاع خیلی بهتره.

هی بفهمی نفهمی

احساس می‌کنم ۱۰۰ سال تهرانم

هر جا دلت میخواد بگو ببرمت تا مهد کودک

فرار تعطیل شه منم تعطیلم

همون خونه خودم بهتره

اگه بهرام اومد چی

اون بیاد اونجا چیکار

به هر حال هم کلید داره هم دل تنگی

که آخر شبو زنگ می‌زنم اون گوشی رو

برمی‌داره

تو زنگ می‌زنی به یه خونه خالی

بالاخره دوست تهم دیگه باید یه خورده خوله

۴۰ باشن

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

روز اولی که شرط گذاشتی [موسیقی] هر کدوم

فقط چیزی رو بپوشیم که اون یکی خریده

باشه.

نمی‌دونستم که چه رسم غریبیو داری باب

می‌کنی. [موسیقی]

زدی میشه این کف برام بگیری؟ اون

چه خوشگله

شماهم بفرمایید اینجا لطفاً

سلام

سلام بفرمایید

ببخشید میشه اون کیفو لطف کنید

کدوم یکی

اونی که دستمان کرده

چیز دیگه نمیارت

تموم میشه [صدای خرناس]

پچک

اگه میشه یه کادم برای مامون بگی

اینجا چیزی برای مامونت نداره آخه

طبقه حالا لباس زنونه هست.

صحیح

ببین مه

تو دو راه بیشتر نداری راه اول و بهتر

اینه که همه چی رو بهرام بگی

و راه دوم

اینکه از دستش خلاص شی

تو که خیال نداری یه بچه بی‌پدر دنیا

بیاری

چطور براش شناسنامه می‌گیری؟ به فرض که

گرفتی؟

چطور تنهایی بزرگش می‌کنی؟ به فرض که

کردی؟ وقتی پرسید پدرم کیه؟ کجاست

چی بهش میگی؟

فکر می‌کنی یه هفته تماماً تو اون جزیره

داشتم به چی فکر می‌کردم؟ کافیه موضوع رو

بهرام بگی. همه چی تمومه.

اون پدر بچهست. حقشه بدونه باید بدونه

مسئوله

یعنی بذارم همون بلایی سرم بیاد که ازش

فرار می‌کردم

بشم زن دوم

بشم زن بابای رویا

چرا نمیگی میشم زن مردی که دوسش دارم میشم

مادر بچم مادر بچم که هستم چه بابهرام چه

بی‌بحرام ولی این که تو میگی می‌دونی

نتیجهش چیه؟ آره

به هر حال فوراً راضیت می‌کنه که زنشی

اونوقت کتایون می‌ذاره میره رویا که حالا

خوب می‌دونه باباش کیه و چقدرم خوبه باز

بی‌پدر میشه حالا خودت به من بگو بچه من

که اصلاً باباشو ندیده و می‌تونم نبینه

بهتره بی‌پدر بشه یا بچه کتایون

نه فرزانه

مامی این مال شماستی برات خریده

انتظارشو نداشتم

پس تو چرا هدیه‌ای که برای بهرام خریدی

نشونش نمی نمیدی

به چه مناسبت

حالا

شب عروسیمون یادته

اون شبم بارون اومده بود با لباس عروس

رفتیم قدم زدیم لبو خوردیم

چه دیوونه بازیایی بود

انگار هزار سال پیش بود

بچه سرما نخوره

شب خیلی خوبی بود باعث شدی که مادرم کلی

خوشحال بشه

منم دیگه از مدت‌ها بلا تکلیف نبودم.

میشه نریمخونه؟

می‌خوام باهات حرف بزنم

از این فاصله

زیر این سقف کوچیک

نه توی خونه گله گشاد با اتاقهای جدا

جدایی

از تو از همون اولم سخت بود

وقتی سخت‌تر شد که

فهمیدم هیچی جای تو رو نمی‌گیره

می‌خواستم برگردم

همه غرورم نمی‌ذاشت

شاید شرمنده بودم

وقتی بهت زنگ زدم که دارم میام

فهمیدم که خوشحال نشدی

ولی اومدم

گفتم میام فوقش پسم می‌زنی و برمی‌گردم.

هنوزم نمی‌دونم چرا پسم نزدی.

[صدای خرناس]

می‌دونم هیچی مثل سابق [موسیقی] نیست.

بهرام می‌دونم.

[موسیقی]

بذار سعیم بکنم.

بهم فرصت بده

کمکم کن

کمکم کنرام

[موسیقی]

[موسیقی]

بهرام

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

داشتم خواب کترونو می‌دیدم.

مگه آدم خواب کسی رو که ندیده می‌تونه

ببینه؟

از کجا می‌دونی ندیدمش؟

کجا

تو فرودگاه.

معلومه تمام دیشبو به جای خودت به اون فکر

می‌کردی. ولی من دیگه نمی‌ذارم تو به کسی

جز خودت فکر کنی. واسه همینم نمی‌پرسم که

عصر میای یا نه. به زور می‌برمت.

امروز میریم مراسم فردا صبح زودم میریم

سراغ بهرام

فردا باید همه چیز مشخص شه

از فردا می‌ترسم

[موسیقی]

احمد اومدم

برو عزیزم

سلام سلام خوبی

آشنا شو احمد یار غار بهرامه فرزان خانمشه

کسایون خانم بهرام

بفرمای بفرمایید تو خدا

چه خبر اونورا چطور

خوب شلوغ ولی می‌دونی که هیچ چه وطن آدم

نمیشه

آ بهرام اومد

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

اینجا

[موسیقی]

[موسیقی]

و اما جایزه بهترین کتاب

هیئت داوران بعد از بررسی کلیه آثار ارائه

شده لوح و جایزه بهترین کتاب را به خاطر

تازگی موضوع تحقیق جامعه بازگشایی مفاهیم

عمیق و معنوی به کتاب شناخت انسان از منظر

عشق و ایمان نوشته آقای بهرام فرزان تقدیم

می‌کنم. [تشویق]

[تشویق]

[تشویق]

[تشویق]

[تشویق]

[موسیقی]

ممنونم

[تشویق]

[موسیقی]

[تشویق]

ممنونم از هیئت محترم داوران و همه شما

من صحبت زیادی ندارم فقط دلم میخواد به یک

نکته اشاره کنم

این جایزه

بیشتر از من متعلق به یار بسیار عزیزیه که

در به ثمر رسیدن این کتاب و خصوصاً ویرایش

متن اون سهم بزرگی داشته. بسیار متأسفم که

در این لحظه اینجا نیست و چون از فروتنی و

آزادگیش باخبرم می‌دونم که بردن اسمش شادش

نمی‌کنیم.

متشکرم.

[تشویق][موسیقی]

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

تو فس

۸ تایم

این دوستت که گفتی تو نوشته نوشتن کتاب

کمکت کرده من می‌شناسمش

اسمش چیه؟

کسرا

این آقای کسرا واقعاً ناراحت میشد اگه

اسمشو می‌بردی

مگه برای تو فرقی هم می‌کنه؟

هیچی

همینوری

خب دیگه کاری نداری

شب می‌مونی؟ آره نمی‌تونم تو این شبو

تنهاش بذارم.

فکر کنم آخرش مهتاب و بهرام به هم برسن.

من و تو از هم جداشیم.

نترس من و تو تا آخر عمر بیخریش همین.

من که زیاد مطمئن نیستم. تو دیگه حواست به

زندگی خودت نیست.

چرا هست؟ میری بچه رو از خونه خواهرت

برمی‌داری. شبم پیش خودت می‌خوابونی. صبحم

صبحونهشو میری می‌رسونیش. من

می‌دونستم خوشحال میشی.

[موسیقی]

قیافه [موسیقی] رو خوب شد بهرام ندیدت

فرزانه

چیه دلخوری آخه از چی از اینکه فهمیدی

بهرام زن و بچه داره

مگه نمی‌دونستی

تو فکر می‌کنی بیشتر از من بهرامو دوست

داره؟ نه فقط اون مجال داره عشقشو نشون

بده این امکانو تو بهش دادی

بیا این هدیه بهرامه

بهرام نترس نمی‌دونه تو اینجایی

داده به احمد گفته مطمئنه می‌رسونمش دست

تو

طبق معمول از چایی هم که خبری نیست نیست

خداوکیلی جای اون همه جایزه و گل اگه یه

چایی به ما می‌دادن بهتر نبود

[موسیقی]

ای کاش من و این کتاب با هم به دست‌های تو

[موسیقی] بوسه می‌زدیم.

افسوس

اونور که اصلاً نمیشه پار کرد باز اینجا

بهتره

خیلی دلم شور می‌زنه من نمی‌تونم پامو

بذارم دفترش

من میارمش سوئیچ رو ماشینه بپا جریمهمون

نکنن

رنگتم که پریده یه دستی به اون سر و صورتت

بکشی جای دوری نمیره ها

فرزانه دیر کنی میرما

قربون اون دلشورت برم เฮ

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

آ

ای وای رویا چی شد

چرا راه افتادی همه چی ریختی به هم ببخشید

خانم

خواهش می‌کنم

خیلی لطف کردی

بریم تو ماشین بست مرتب کن

[موسیقی]

[موسیقی]

خیلی لطف کردی با اجازهتون

[موسیقی]

هنوز نیومده بهتره یه دور بزنه

سلام فرزند خانم

سلام

حالتون چطوره

خب پس کمک از طرف یه آشنا بود.

بله خیلی خوشحال شدم. به آقای فرزان سلام

برسونید.

ما رو به هم معرفی نمی‌کنید. ای

وای ببخشید حواسم نبود. ایشون کسگی خانم

همسر دوست احمد. ایشونم دوست صمیمی من

خانم مهتاب کسرا.

[موسیقی]

مامی نمیای.

[موسیقی]

منو می‌بخشید.

[موسیقی]

هنوزم می‌خوای وایسی

[موسیقی]

[صدای زنگ] مامی نمی‌بینیم داش بابا

تیکه نمیره

مهب

نمی‌خوای یه کلمه هم حرف بزنی؟

می‌دونم همه چی تقصیر منه ولی آخه کی

فکرشو می‌کرد؟ نه تو تقصیری نداری هیچ‌کس

تقصیری نداره

تو اصلاً دیدیش

قیافهشو

تغییر حالتشو چشاشو اون بچه رو

ولم کن فرزند

من دیگه امکان نداره سراغش برم هیچوقت

تموم شد

هلو سلام

سلام رویا جان میشه گوشیو بدی به مامانت

مامی با شما کار دارن

کیه مامان جون

نمی‌دونم یه خانمه

مرسی

بله

من مهتابم

مهتاب کسرا می‌خواستم بگم

دارم میرم بهرام مال تو رویا

[موسیقی]

[موسیقی]

من دیگه واقعاً به ایستگاه آخر رسیدم و هر

دو دستمو مقابل سرنوشت بالا گرفتم. تسلیم

تسلیم.

فکر نکن زندگی حالا برام سخت‌تره. برعکس.

از اینکه دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه [موسیقی]

بهم بگه تنها و بیکسم حس خوبی دارم.

بهتره دیگه درباره اون بخش از زندگی

[موسیقی] من که باید برای همه و همیشه

فراموش بشه حرفی نزن.

من فقط به بچه‌ای که تو راهه دارم فکر

می‌کنم.

[موسیقی]

سلام امیر چه بی‌خبر کی اومدی؟

درست ۳۸ دقیقه پیش

چه خوب کار کردی برای مموریت اومدی

نه برای دیدن تو اومدم باهات حرف بزنم

جدی باور کنم

اون وقتاهم دیر باور بودی

تو باز شروع کردی اون وقتا اون وقتا پس

بذار من برم ماشینو بیارم

مگه بهت ماشینم دادم

ماشین آقای رئیسی زیر پای منه

دیگه پارتیمون کلفته دیگه

دیروز با فرزانه حرف زدم

بهم گفت تو دیگه غیرممکنه با اون زندگی

برگردی

اگر غیر از این بود حاضر بودم هر کاری

بکنم تا بهش برسیم

حالام نمی‌خوام درباره چیزی حرف بزنم که

بی‌فایده است.

پس می‌خوای درباره چی حرف بزنی؟

درباره بچه‌هایی که می‌خواد به دنیا بیاد.

درباره تو که حقت با سربلندی تو این جامعه

زندگی کنی. خودم

که این اتفاق برام مثل یه معجزه است.

مهتاب می‌خوام اجازه بدید

من چیزیو بهش بدم که خودتم دارش.

نام خانوادگی کسرال

[موسیقی]

نترس

من نمی‌خوام [موسیقی] مزاحم زندگیت بشم

حتی نمی‌خوام مزاحم عشقی بشم که می‌دونم

هنوزم داری

من ۴ سال از بهترین سالی زندگی تو رو خراب

کردم. سالایی که [موسیقی] هیچوقت

برنمی‌گردم.

حالا واسه جبرانم که شده

بذار منم یه سهم [موسیقی] کوچیک تو حل این

مشکل بزرگ داشته باشم.

همین

هیچ توقعی هم ازت ندارم. [موسیقی]

لا [موسیقی] لا لا

پسرم

پسر

مردم

سر پرشور

منی و دل پردردم

آره دل پر دردم

روزی که خسته میشم

میفتم

از پا اونوقت باید تو بشی

عصای

بابا جانم عصای

بابا

لا لا لا

پسرم

پسر

مردم

خوابید

اون از اولم خواب بود [صدای خرناس]

پس واسه دل خودت می‌خوندی

داشتم به یه آرزوی چندین ساله جواب

می‌دادم.

جونم جونم

اون چیه؟

[صدای خرناس]

کارت تولد بچهست. مشخصات زمان تولد روش

نوشته شده.

ببینم.

جنس پسر

وزن ۳ کیلو و ۶۰۰ گرم قد ۵۲ سال

یه خطکشه

اینجا که همه چیو نوشته جز اسمشو

هیچ بچه‌ای تو بیمارستان اسم نداره

خب تو خونه چی تو که می‌خوایم صداش کنیم

بچه

خودت اسمشو انتخاب

من

چرا که نه

یعنی من هرچی بگم قبوله دیگه

اصلاً بذار ببینیم چه اسمی به قیافه این

پهلوون میاد

حالا مجبور نیستی همین الان انتخاب کنی

یافتم

چی

بهرامب

[موسیقی]

دیگه این بهرامو هیچکس نمی‌تونه ازت بگیره

[موسیقی]

بهرام

اینجا چیکار می‌کنی؟

سلام

چه خبر؟

دارم از آپارتمان مهتاب میام

انگار دارین یه کارایی می‌کنین می‌خواین

بفروشینش؟ ن

خودش اینطور خواسته

خب بفروشینش به من اصلاً بالای قیمت حتماً

وکالت دارین دیگه

امکان نداره

دست بردار فرزاد می‌دونم از من دلخوری

ولی انگار منم حقی دارم

حالا که یه مش خاطره برام مونده می‌خوام

حفظشون کنم

تو برای حفظ خاطراتت به خونه احتیاج داری؟

با من بحث منطقی نکن. داغون‌تر از اونیم

که جواب بدم.

به مهتاب چی بگم؟

هیچی

لازم نیست چیزی بهش بگی.

ما که نمی‌خوایم بریم محضر. اصلاً اصل سند

به اسممون بمونه.

تمومه

یه هفتهست دارم خودمو برای اومدنت آماده

می‌کنم.

واقعاً باورت میشه فرزانه.

انگار همین دیروز بود که اومدم به این

جزیره.

بهرام فسقلی من حالا یه مرد ۱۲ ساله است.

یادت میاد چقدر نگران بودیم؟

حالا بیا و ببین که چقدر به امیر وابسته

شده.

فکر نکنم هیچ پدر و پسری اینجوری همدیگه

رو دوست داشته باشه.

اون با تمام وجود امیرو به عنوان پدرش

پذیرفته.

خدا کنه بشه حالا حالاها بدون عذاب وجدان

واقعیتو ازش مخفی کرد.

چه می‌دونم.

بهرام رویا تا شموف نکردم بیاین

خبر از هدی داره یا نه هنوز

نکنی یه وقت بگی نمیام

این دفعه دیگه می‌برمش تازه فقط ۱۰ روزه

شیز

گ

اینم از کاده دختر عروس خب این اونوقت چیه

مامان

یه سوپرایزه بازش کنین میفهمین

بهرام

بهتره خودت به این دامادو بیاری شاید

رونما میخواد

فکر می‌کنم مرسی عزیزم

بهرام

از اون لحظه نا که مداو

بهرام

در

چه مخ نشسته

مفا یار شکستم

ازی شکستم

هنوز

تو ساریانم

حدودت گفتی

آورم من که گفتی و گفتی

پر

تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بیان تا گفتم

دلتون

تو گفتی که

پس چی شدین جشن سالگردتون شما که

می‌خواستین د تایی با هم خلوت کنین

خب می‌گفتین من و مادربزرگم می‌رفتیم

سینما

بذار راحت باشن بریم شامو حاضر کنیم

خودشون میان

پس کیک چی میشه

بعدش

اگه ماهو داریم

ما

توم

خسته نشدی از این همه رفتن و اومدن

بابا شما مگه بازنشستگی ندارین

امیر گوشت با منه یا نه؟

امیر

[موسیقی]

چی شد؟

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

کی میای فرزانه؟

بیشتر از همیشه بهت احتیاج دارم.

[صدای نفس‌نفس زدن]

امیر سعی می‌کنه خودشو سر حال [موسیقی]

نشون بده اما من دارم آب شدنشو می‌بینم.

از دنیا چه خبر؟

دست به دست می‌گرده مثل همیشه.

بهترین خبر اینکه هیچ جارامش اینجا رو

نداره.

تو کی بیدار می‌مونی؟

تا هر وقت که بتونم

این شبا رو ترجیح میدم بیشتر بیدار بمونم.

نکنه داری پیر میشی.

فکر کردی؟ من هیچوقت پیر نمیشم.

تو نمی‌خوای برگردی تهران؟

برگردم واسه چی؟

همیشه که نمیشه اینجا زندگی کنی بهرام

داره بزرگ میشه

اون که شکایتی نداره

فردا آخرین امتحانشه حسابی نگران بود

تو انگار نگران‌تری

راستشو بگو باز چه نقشه‌ای تو سرت

این دفعه من نیستم که نقشه می‌کشم

منظورت چیه

هیچی بابا تو چرا فکر می‌کنی حتماً تو

حرفای بی‌سرا ته من یه مظوری هست؟

میرم ببینم خوابیار

هی پهلوون خوابیا بیدار

بیدارم بابا

چرا فقط به خاطر یه امتحان

امتحان سختیه

تو می‌دونستی که امتحانی دوران مدرسه

آسون‌ترین امتحانی زندگین

آره مامانم همیشه میگه اما همین مامان

خانم وقتی این نمره کم می‌گرفته

خب

یه ساعت توی بغل مامانش گریه می‌کرده

[خنده]

الان بدم نمیاد تو گاهی وقتا یه سطو بغلم

گریه کنی

جدی میگین

نگفتم حالا

[موسیقی]

چی شده مامان؟ بدخواب شدی؟

مامان؟ بابا داره می‌میره.

این چه حرفیه مامان؟

پس برای چی میره بیمارستان؟

عزیزم آدما برای خوب شدن میرن بیمارستان

نمردن.

اما بعضیهم تو بیمارستان می‌میرن.

بیشترشونم خوب میشن. تو امید داشته باش.

منم می‌تونم بیام بیمارستان.

نمی‌دونم.

ربنا اتنا فدنیا حسنه.

و فیآخرهة الحسنه

و غنا عذاب النار به رحمتک یا ارحم

الراحمین.

الله اکبر.

سبحان ربی العظیم و به حمده سمع الله لمن

حمده. الله اکبر.

سبحان ربی الاعلی و بحمده.

الله اکبر.

سبحان ربی الاعلی و بحمده

الله اکبر اشهد ان لا اله الاله وحده لا

شریک له

بهرام می‌خواست بدونه می‌تونه مامان بیاد

بیمارستان یا نه

می‌بینی وقتی به هم می‌ریزی چقدر روش

تأثیر می‌ذاری به خاطر اونم که شده

بیشتر حواسش به توئه تا من بهتره باهاش رو

راست باشیم

پناهانکایی فای فایده‌ای نداره

اون حقشه که به سؤلاش جواب روشن بدیم

گاهی وقتا جواب روشن بهی سؤال اونقدر تلخه

که تا آخر عمر فراموش نمیشه می‌دونم خیلی

نگرانی ولی دلت شور نزنه من نمی‌ذارم بار

گفتن هیچ خبر تلخی بیفته گردن تو

دیشب با خودم می‌گفتم من چقدر بیشتر از

بهرامشکا و خنده‌های تو رو دیدم

با خودم می‌گفتم فقط من نمی‌دونم پدر بچه

تو بودن چه لذتی داره.

بعد وحشت کردم

از خدا خواستم منو ببخشه که این همه

خوشبختی رو از اون گرفتم و نصیب خودم

کردم.

بسه دیگه امیر تو هیچ چیزو از هیچکس

نگرفتی. آخه چرا انقدر خودتو عذاب میگی؟

اینا عذاب نیست. من وقتی عذاب می‌کشم که

یه حرفی تو دلم باشه اون نتونم به تو بگم.

حالا دیگه راحت شدم.

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

مهدام من خیلی بیشتر از سهمم از دنیا

گرفتم [موسیقی]

طلبی که ندار دارم هیچ

بدهکارشم [موسیقی]

هستم

خوش به حالت امیر خوش به حال خدا با بندهی

مثل تو چهجوری به اینجا رسیدی و همه ما رو

جا گذاشتی

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

چی شده؟ اومدم یه مقداری پول ببرم.

قضیه آلمان جدیه.

آره هفته دیگه

ولی میگن اینجور وقتا جراحی اوضا رو بدتر

می‌کنه

چه اینجا چه خارج چاره‌ای نیست

ترکشای جا مونده تو تنش دارن کار خودشونو

می‌کنن

دکتر چی میگه

میگه باید برای هر چیزی آماده باشه ولی

این میون تنها کسی که آماده هر چیزیه خود

امیره تازه بهرامم ست

همیشه فکر می‌کردم تنها حرف سختی که یه

روز باید بهش بگم قضیه پدرشه

چقدر برای همچین روزی روی امیر حساب کرده

بودم

پشت تختو میاری بالا

دکتر گفت پایین باشه بهتره

اینطوری نمی‌تونم راحت حرف بزنم

دیگه بالاتر از این نمیاد راحتی

یه آینه به من میدی

[صدای سرفه][گلویش را صاف می‌کند]

[صدای خرناس]

فکر کنم اون پرده رو یه خورده بکشی بهتر

باشه.

اینطوری سرحال‌تر به نظر میام. نه

ساعت چنده؟

باید نزدیک ظهر باشه.

اومد من میرم بیارمش

[صدای نفس‌نفس زدن]

[موسیقی]

[موسیقی]

[صدای خرناس]

سلام بابا

سلام پهلو

با دست پر اومدی دیگه

بازش نکردم گذاشتم اول شما باز کنید.

اصلاً سه تایی بازش می‌کنیم.

مهتاب کجایی؟ بیا جلو.

اوه اوه اوه

۲۰

۲۰

ایله آفرین.

اونقدرم مهم نیست.

چیچی مهم نیست باید پدر و پسری مثل خودت

باشی تا بفهمی چقدر مهم

چی شد بابا

چیزی نیست یهو به نمره‌هات حسودیم شد

عمل سختیه

من که تخت می‌خوابم سختیش مال دکتراست

قلبتونو چطون می‌زنه

آدم وقتی خیلی خوشحاله مثل بچه‌ها میشه

قلبش تند می‌زنه.

یعنی الان شما خوشحالین؟

آره.

حتی اگه بهم بگن امروز روز آخر عمرته.

من اصلاً از این حرفا خوشم نمیاد.

چرا؟ بالاخره همه روز آخر دارن.

اما هیچکس نمی‌دونه اون روز چه روزیه.

ولی من همیشه دلم می‌خواسته که بدونم.

چرا؟

چون آدم ممکنه یه روز از خونه با عجله بره

بیرون بدون اینکه پسرشو بوسیده باشه.

یا حرفای نگفتهشو گفته باشه

با عجله میره چون فکر می‌کنه شب برمی‌گرده

و فرصت داره که با بچهش درد دل بکنه اما

یهو اتفاق

مثلاً

مثلاً یه ماشین بهش می‌زنه و تموم

می‌میره.

چرا این حرفو می‌زنین؟

آدم وقتی خیلی مریضه بیشتر به رفتن فکر

می‌کنه تا به موندن.

و چون فکر می‌کنه کمکم می‌فهمه که رفتن

خیلی بهتره از موندن طولانی مدت رو تخت

بیمارستانه.

یواش یواش حوصلهش سر میره. حوصله دکترا

ارم سر می‌بره.

حوصله عزیزاشم سر می‌بره.

اونوقت از خدا می‌خواد که بهش آرامش بده.

بعد انگار خدا باهاش حرف می‌زنه.

بهش میگه خودتو از بار تمام غصه‌ها سبک

کن. اونقدر سبک که مثل یه پرز روی تخت

بلند شی و به آسمون بیای و به اون آرام

بشی که بخوای برسی.

تو نمی‌خوای من به آرامش برسم.

من نمی‌زنم. نمی‌زنم شما برین.

[موسیقی]

آروم باش پسرم

آروم باش

رفتن که همیشه تلخ نیست

به خصوص وقتی که آدم فرصت داشته باشه سر

پسرشو یه ساعت [موسیقی] رو سینهش بذاره و

ماشیل کنه

آرومش [موسیقی]

آروم

به هر حال مامان

اینجوری بابا بیشتر ناراحت بکنش

بذار

ما همونو قرار داشتیمش [موسیقی]

بذار ‏Oh.

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ا

بیدار داری

ساعت از دو هم گذشتهها

بهتره یه کم بخوابی فردا کلی کار داریما

مگه

مگه نمی‌خوایم مراسم تمام و کمال باشه

باید حواست بهرامم باشه مثلاً مسافره ی

حواسم هست

مامان

جونم آدم چطوری می‌تونه مردم مردونه با

مادرش حرف بزنه وقتی که نه مادرش مرده نه

هنوز خودش مرد شده

خب بستگی به حرفی داره که می‌خواد بزنه

فکر می‌کنم من و تو برای بعضی از حرفا

بتونیم مرد به حساب بیایم

اینو جدی میگین

خب معلومه آره عزیزم

می‌تونی اینو بهم ثابت کنین

بابا امیر اینو بهم ثابت کرد [موسیقی]

باهم راجع به چیزهایی حرف زد که باید

حتماً مرگ میشدم تا بشوم [موسیقی]

ازم قول گرفت تا روزی که شما نخواین نه

چیزی بپرسم نه [موسیقی] سراغ کسیو بگیرم

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

سلام.

پس کجایی تو؟ مگه نمیای؟ همه مهمونا سراغ

تو می‌گیرن.

حوصله مهمونی ندارم. هر وقت تموم شد زنگ

بزنین بیام عقبتون.

باشه خداحافظ. خداحافظ

امسال المپیاد ریاضی چهره برخشت نوجوون ۱۲

ساله‌ای که جوون‌ترین شرکت کننده ایرانی

این رقابت بود بهرام کسرا

آقای سرا تبریک از

خیلی ممنون

میشه برای ما بگی وقتی ما اول کردی چه

احساسی داشتی

بیشتر به خاطر پدر و مادرم خوشحال شدم

که موفقیت مال اوناست

پس بهتره نظر مادر اینقب

خانم کسرا تبریک عرض می‌کنم

خیلی ممنون مرسی

پسر شما موفقیت بزرگی برای ایران عزیزمون

کسب کردی. می‌خواستم نظر شما رو در این

مورد بگیرم.

من خدا رو شکر می‌کنم به خاطر هدیه‌ای که

به من داده.

چهجوری براتون توضیح بدم؟ فکر می‌کنم خیلی

زن خوشبختی هستم.

فقط فقط یه مادر می‌تونه حال امروز منو

بفهمه.

من بهرامم افتخار می‌کنم.

اون بالاترین انگیزه من برای ادامه

زندگیه.

خانم کسرا من می‌تونم با پدر بهرامم صحبت

کنم؟ ایشونو تو فرودگاه ندیدن.

متأسفانه پدر بهرام پیش ما نیست. [موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی][صدای آواز]

ا

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ه

[موسیقی]

เฮ [موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

เฮ

[موسیقی]

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

ا [موسیقی]

[موسیقی]

‏Oh.

[موسیقی]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.