Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[ این فیلم شامل صحنههای سیگار کشیدن و مصرف الکل است
هشدار: سیگار کشیدن و مصرف الکل برای سلامت انسان مضر است ]
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
مادر، امروز صبح آتشفشان باهام صحبت کرد
راه و رسم قدیمی باید بسوزه تا راه و رسم جدید متولد بشه
پیداشون میکنیم
سه شخصی که نجاتمون خواهند داد
قول میدم
برای آتش!
ممنون، مامان
پیشگویی آغاز شده
پسرت معشوقهش رو پیدا خواهد کرد،
دخترت پادشاه رو سلاخی خواهد کرد
و من…
قهرمان رو…
به آتش خواهم سپرد
« قـربـانـی »
من که چیزی نمیبینم
خیلی پرپشت و زیادن
باد کولر رو حس میکنم که به پوست سرم میخوره
انگار به شدت دارن میریزن
خب بهشون دست نزن
توهم زدی
نه، نزدم
پس دوباره میریم ترکیه و برات مو میکاریم
واقعاً پسرفت کردم
۳ هفته پیش راهبهها بودم و الان نگران ریزش مو شدم
اونا که یه تار مو هم نداشتن ولی خوشحال بودن
بهخاطر اضطراب داشتنه، میدونی، بهخاطر این دنیاست
بابام تا روزی که مُرد سرش پر از مو بود
بیخیال، خوبم
حس میکنم به یه چیزی نزدیک شدم، میدونی
دنیا امشب «مایک تایلر» واقعی رو میبینه، شخصیت واقعی من رو میبینن
فقط میخوام به مردم نشون بدم که آدم مفیدیام، به درد میخورم
راستی، اگه کسی به شعلهافکن اشاره کرد، بهش توجه نکن
چرا کسی باید بهش اشاره کنه؟
کسی که اشاره نمیکنه، اما…
پس چرا چنین حرفی میزنی؟
- خیر سرت نمایندهمی - باشه، من انداختمش توی سرت،
الان درش میارم، ببین… تموم شد و رفت
به جز اون، خیلی آروم و متشخص باش
میدونی، خوش بگذرون و برقص
خودت رو نشون بده
نشون بده که برگشتی
برگشتم که چی بشه؟
لعنتی
صبر کن ببینم
این یه لیموزین برقیه؟
الیور، یعنی من الان دارم با یه ماشین قراضهی بنزینی از دههی ۹۰
میرم توی مراسم مربوط به تغییرات آبوهوایی شرکت کنم؟
ماشین رو نگه دار!
تو که عاشق لیموزینی، میگی خیلی بامزهان
خب امروز بامزه نیستن
برنامه عوض شد
از پیادهرویم فیلم بگیر
نمای پشت سرم رو بگیر، اون…
آره، باشه
آره، خوبه
قیافهی قهرمانانهت رو بگیر
- گرفتی؟ - آره
خوبه
چیزی زیرش ننویس، بذار تصویر قدرتش رو نشون بده
مایک، مایک، اینجا رو ببین
سلام، بچهها
بهخاطر کرهی زمین تصمیم گرفتیم پیاده بیایم
ممنون، بچهها
خب این دو نفر رو ببینید
بهخاطر کرهی زمین پیاده اومدیم
امشب کامل متحول میشیم
هیچوقت برای انجام دادن کار درست دیر نیست
اینجا توی این جزیرهی مقدس یونانی
که با انرژی آتشفشانی شخص «هفائستوس» در جوشوخروشه
میخواستیم در ستایش شگفتیهای سیارهمون
یک سرود حماسی خلق کنیم [ کرهی زمین را دوباره سرد و خفن کنیم ]
همراه با «ساندرا»ـی خیرهکننده
خیلی خوشحالیم که نابغهی مهربونمون رو داریم
اینجا «بن براکن» رو داریم،
نابغهی فناوری و تحولآفرین جهانی،
و همسرش «گلوریا» اسطورهی موسیقی پاپ
که گفته میشه آلبوم جدیدش کامل از دیدگاه یک سیل روایت میشه
خیلی قدرتمنده
واقعاً باعث افتخارمه
که بخشی از این مراسم بزرگ هستم…
خوبی؟
آره
آره، فقط…
بهخاطر در مرکز توجه بودنه
میخوای دستم رو بگیری؟
نه، اینجا نه
عجیبوغریب نباش
مهمون بعدیمون نیازی به معرفی نداره
لطفاً مایک تایلر رو تشویق کنید
- خیلیخب، نوبت توئه، گاوچرون - باشه
- توجه همه رو به سمت موهات نبر - باشه، باشه
گلوریا. گلوریا
[ اتحاد پوسایدن ]
- مایک. مایک - مایک. مایک
جوونی،
جذابی، یه راز داری
همهمون مایک تایلر رو از فیلم پرفروشِ
«اکتاویوس: آخرین سنتوریون» میشناسیم
همچنین برای بازی در نقش اصلی در فیلم «کلمیتی کریک» نامزد اسکار شده
این اولین حضور مهم مایک در صحنههای بینالمللی بعد از مدتهاست
هی
گم شدی؟
میتونم کمکت کنم؟
[ زنان بومی رنگینپوست. تمام ]
میک تایلر
گلوریا براکن هستم
سلام، آره، میشناسمت
بس کن. تمومش کن
دوستت دارم
وای، عجب
مطمئنم شنیدی که یه شرکت تولید فیلم راه انداختم
یه پروژهی بینظیر دارم که باید با هم بسازیمش
- واقعاً به نظرم میتونیم… - خب، اوضاع سلامتت چطوره؟
سرت چطوره؟
آروم گرفتی؟
دیگه همسردزدی نمیکنی؟
دیگه خبری از شعلهافکن نیست، آقای اکتاویوس؟
نه، جناب
رفتاری که اون روز داشتم خیلی…
زشت بود، اما داغدار بودم
به ته خط رسیده بودم،
عمیقترین درونکاوی رو انجام دادم و…
به نظرم در نهایت آدم بهتری شدم
آره
ببخشید
گلوریا، بن، ببخشید
- باید… معذرت میخوام - برو
کون لقت
- هی - مشکلی نیست
آدم معروفیام
سلام، دیکِی، استاد
مایک، خوبی؟
استراحت کردی؟
آره، رفیق. خوبم
واقعاً خوبم. از همیشه بهترم
برای برگشتن سر کار آمادهم، میدونی؟
میخوام از موقعیتم برای انجام دادن کار معنادار استفاده کنم
چیزی که تغییری ایجاد کنه
خوبه، پسر، آره
اون قضیهی آتیش خیلی مهم نیست
نه، میدونم. میدونم
حس کردم انگار روی یه فرکانس همموجیم
همنوایی با کیهان، داداش
الان کجایی؟
خب، در واقع داستان جالبی داره
الان توی…
یه معدن قدیمی توی یه مراسم خیریه تغییرات آبوهواییام
توی یه جزیرهی عجیبغریب یونانی…
و احتمالاً ترکیهایام که وسط ناکجاآباده
ولی من واقعاً از اون مراسمها متنفرم
- خب… - همه با جت شخصیشون میرن اونجا
و بعدش گوشت صدفهای بیچاره رو میخورن،
و اون بخش مزایدهش هم یه نمایش مسخره برای خودنماییهای خیرخواهانهست
هیچکس در واقع چیزی فدا نمیکنه
الان دارم در موردش تحقیق میکنم
- «سنگهای اقیانوس»؟ - خب…
اون نسلکشی تمامعیار جانداران دریاییه،
کرمماهی مرکب و شقایقها، داداش
نباید با اقیانوس دربیُفتی
به خدا بن براکن یه آدم شیطانصفته
منم کامل موافقم، رفیق
در واقع منم برای همین اومدم اینجا
اومدم حقیقت رو توی روشون بگم
میدونی، زدم به دل دشمنها
نمیخوام هیجانش رو برات خراب کنم، اما…
خودت میبینی
درسته. خوبه
خب وقتی چیزی برای خوندن به دستم رسید خبرت میکنم
باشه، و گوش کن، فقط میخوام بگم فیلمنامههای زیادی خوندم
و به نظرم خیلی نادره…
الو؟
گندش بزنن [ تماس به پایان رسید ]
[ زمین رو نجات بدید، همهمون رو نجات بدید ]
گفتم «همنوایی با کیهان»؟
احمق بیشعور
گور باباش
نمایشنامهنویس متظاهر
گندش بزنن، مایک
همونطور که میبینید
همهی این ارزهای دیجیتال کوچیک و جدید اوضاعشون خوبه
بیچاره میشی
آینده توی همین چیزهاست، میدونی؟
مخصوصاً این یکی
یکی از بهترینهاست
احتمالاً اون یکی نه
بذارید یه چیزی رو نشونتون بدم
در واقع خیلی خندهداره
نگاه کنید
کلاسیکه
خشم!
خشم!
همهچیز تقلبیه!
با آرامش به آن شب نیک وارد نشو! [ فروپاشی مایک تایلر روی فرش قرمز ]
من اکتاویوس نیستم!
میخوام واقعی باشم! [ اکتاویوس ]
من یه متقلبم!
پایان یک امپراتوری
ازم فیلم نگیر!
من یه قهرمان نیستم!
خیلی بیارزشم
شب افتتاحیه این کار رو کرد
من مایک تایلرم!
زنهاتون رو گاییدم!
گند زدم!
دلقک!
- خفه شو، عزیزم - عشقم
برای اینه که حسودیت میشه. هر بار همین کار رو میکنی
با همه همین کار رو میکنی. اما نشونت میدم
- کجا میری؟ - ربطی به تو نداره، آشغال
به شوهرم اهمیتی نده
بعضیوقتها دوست داره خودش رو یه قلدر و ظالم نشون بده
درسته، درسته
چطوری، میک؟
سال سختی بوده
میتونی به هر چیزی که فکر میکنی میخوای دست پیدا کنی، ولی…
وقتی بیدار میشی بازم یه خلأ توی قلبت حس میکنی
نمیدونم خبر داری یا نه، اما…
امسال پدرم رو از دست دادم و…
- خیلی متأسفم - مشکلی نیست
- خبر نداشتم - غیرمنتظره بود و…
براش آماده نبودم
اون یهجورایی…
تنها راهنما و مربیم بود
فقط دلم برای پدرم تنگ میشه
بیا یه عکس برای دخترم بگیریم
- قطعاً - عاشق سلفیه
- صبر کن، بذار اون رو برات درست کنم - آره
فوقالعادهای، میک
حتماً
احمق…
بزدلِ آشغالِ خودشیفتهی سوسول
…زمانی نماد سلطهی انسان بر جهان طبیعی بود
و حالا میتونیم اون رو پس بگیریم و به پناهگاهی برای هماهنگی تبدیلش کنیم
همونطور که میبینید، اتحاد پوسایدن چشماندازی قهرمانانه
برای آیندهی سیارهمون پیش رومون میذاره
[ زندگیهای سطحی ] [ صدفهای بیچاره ]
هی، حالت خوبه؟
از دستم عصبانی نشو، اما فکر کنم باید یه کاری بکنم
نه. نه [ سیارهی بیمار ]
نه [ کون لق همهتون ] [ بن براکن ]
فقط معاشرت کن، باشه؟
یادته؟ آروم و متشخص باش
بعضی چیزها از آروم و متشخص بودن مهمترن، الیور
مایک؟
رفیق؟
- قرصهات رو… - آره، قرصهام رو خوردم، باشه؟
قضیه اونطور نیست
قضیه در مورد رسالتمه
در مورد انجام دادن کار واقعیه
پس حس کردیم بهتره اینجا توی یونان جمع بشیم
مهد تمدن
…راههای زیادی برای تأثیرگذاری توی دنیا وجود داره
اما مجبور نیستید حرف من رو باور کنید
بیایید از زبون خود بن بشنویمش
سلام
من بن براکن هستم
بیایید باهاش رو در رو بشیم
تغییرات آبوهوایی همینالانش هم رخ داده
یه حادثهی غمانگیزه
و تقصیر ماست
جنگلزدایی
سیلها
طوفانها
افزایش جمعیت
جنگلسوزیها
مادر طبیعت دشمن ما نیست
آتیشش فقط مخرب نیست
الهیه
به لطف علاقهی همسرم گلوریا به ماهی بادکنکی،
این مواد معدنی شگفتانگیز رو در اعماق اقیانوس کشف کردم
این سنگها فرصت دوم ما هستن
با انقلاب پوسایدن،
میتونیم منبع جدیدی از انرژی درست کنیم
تا سیارهی عزیزمون رو حفظ کنیم
و این قدرت رو بهمون میده
تا به کسایی کمک کنیم که قربانی تغییرات آبوهوایی شدن
میتونیم آیندهای سبزتر و بهتر در اختیار بچههامون بذاریم
پس تسلیم نشید
چون اینجا، در پوسایدن،
تازه شروع به کار کردیم
ازم فیلم بگیر
چی؟
هیچکس تشویق نکنه. تمومش کنید
ببخشید. شرمنده. معذرت میخوام
توی یه معدنیم، در مورد سیارهی از دست رفتهمون آواز میخونیم،
و میگیم راهحل نجات دادنش اینه که بیشتر استخراج کنیم؟
از تجاوز به زمین خسته شدیم، پس میخوایم به اقیانوس تجاوز کنیم؟
تجاوز نه
خیلی ریاکار هستیم
نشستیم اینجا خاویار و صدفهای بیچاره میخوریم
و شقایقها چی؟
درست نمیگم؟
شما خدای اقیانوس نیستید، آقای براکن
میدونید چیه؟
شقایقها رو تشویق کنید، بچهها
یالا
آره، فکرش رو میکردم
میدونستم تشویق نمیکنید
باید بهتر عمل کنیم
عجب شور و اشتیاقی، مایک
کار ما در این بنیاد
ایجاد بستری برای گفتوگوی آزاد و دموکراتیکه
چطور بود؟
مردم شوکه شدن و هنوز دارن سعی میکنن حرفم رو هضم کنن؟
شقایق رو درست گفتم؟
فکر کنم
خیلیخب، بذارش توی صفحه
- مطمئنی؟ - بذارش توی صفحه
- سریع بذارش - باشه. خیلیخب
آدمهای درستوحسابی میفهمن
اما حالا بریم سراغ اجرای شگفتانگیز
یه رقص آیینی و احیاگرانه
از گروه بومی «آتاهوالپا تلالتکوتلی»
که با جرئت این سوال رو میپرسه
که آیا رقص میتونه دنیا رو شفا بده؟
[ مادر طبیعت ]
دختر
من بیمارم
دختر، تو همیشه بیماری [ دختر طبیعت ]
اما این بار خیلی جدیه
دارم میمیرم
« ابرطبیعت »
حتماً باید اینطوری به زخم من نمک میپاشیدن؟
فکر نمیکنم در مورد تو باشه
کجا میری؟
داری دیوونه میشی، مایک
هیچکس از سر جاش تکون نخوره
بس کنید! تمومش کنید!
- توی معدن مواد منفجره کار گذاشتیم - آفرین!
لطفاً!
- این بخشی از نمایشه؟ - نه
تمومش کنید!
کافیه!
دنیا ۲ روز دیگه به پایان میرسه
باید تعادل رو برقرار کنیم و زمین رو با آتش نجات بدیم!
برای آتش!
برای آتش!
گوشیت رو تحویل بده! بندازش!
همه لطفاً آرامشتون رو حفظ کنید
این یه اتفاق عادیه
- سعی میکنیم… - تکون نخور!
سعی میکنیم در سریعترین زمان ممکن حلش کنیم
- جونتون اصلاً در خطر نیست - تکون نخور!
یه اتفاق عادیه
- بشونیدش روی زمین - چی؟
- همینالان! - بهم دست…
نه!
نه! نه!
این یه اتفاق عادی نیست!
دستش رو قطع کرد؟
- آره - یا خدا
حالا…
گوشیهاتون رو تحویل بدید!
[ متصل شد ]
گندش بزنن!
[ دهنت رو ببند، مایک تایلر ]
لعنتی!
تف به این شانس!
وظیفهی ما…
وظیفهی ما…
اینه که تا ماه خونین بعدی ۳ نفرتون رو به سرنوشتشون برسیم
این یه مأموریت شرافتمندانهست
برای نجات زمین
۲ روز دیگه یه اتفاق میافته که باعث انقراض میشه
ما برای جلوگیری از انقراض اومدیم اینجا
فقط به ۳ نفرتون نیاز داریم، و اون ۳ نفر امشب مشخص میشن
جوانترین اول دنبال قدرت میگرده
نه! نه!
نه!
- نذار از ترست لذت ببرن، گلوریا - نه!
گلوریا!
حالا پسر دنبال عشق واقعی میگرده
مادر طبیعت
دختر طبیعت
مادر طبیعت، دختر طبیعت، مادر طبیعت
یا دختر طبیعت
دختر طبیعت
- بیا - چی؟
بیا بریم
متأسفم. متأسفم
متأسفم
شرمنده
دوستت دارم
چی؟
و حالا من…
بزرگترین فرزند…
دنبال قهرمان میگردم
قهرمانی پیدا نمیکنم
این آدمها حال به هم زنن
آتشفشان بهت گفت قهرمان رو اینجا پیدا کنی
ازش راهنمایی بخواه
مردم باید انتخاب کنن
همه بلند بشید
بلند بشید سر پا
میخوایم ۲ رود آدمی تشکیل بدیم
پس بعضیها بمونید اینجا، و بعضیها هم بمونید اینجا
بعضیها بمونید اینجا، بعضیها هم بمونید اینجا
گوش کنید!
من اشاره میکنم و شما بهم بگید قهرمان کیه
بین خودتون انتخاب کنید
دست بزنید
برای قهرمان دست بزنید
یالا
من اشاره میکنم و شما دست بزنید
این قهرمان چیه؟
قوانینت رو نمیفهمیم، دختر
رأی بدید کی قهرمانه تا قربانی بشه
نه! بذار بریم…
- نه، لطفاً تمومش کن - نه
نه! لطفاً نکن!
لطفاً! لطفاً آروم باش!
گوش کنید. گوش کنید
میخواد بین گروگانها یه رأیگیری برگزار کنه
- آره - بر اساس میزان تشویق
- آره - میگه توی ۲ ردیف بمونید
و با انگشتهاش به شخصی که میخواید قهرمان باشه اشاره میکنه
مثل دستگاه سنجش تشویق
پس لطفاً میزها رو جابهجا کنید
یالا، یالا، شما هم همینطور
میز و صندلیها رو جابهجا کنید. نمیخوایم تا فردا اینجا باشیم
یالا، بچهها، بجنبید
باید چهرههاتون رو ببینم
۲ رود…
میزها رو کنار بزنید
۲ رود آدمی تشکیل بدید
۲ تا رود
ممنون
بیا جلو
دست بزن!
مایک…
مثل اینکه از سخنرانیم خوششون اومده
مایک، واقعیه
چی واقعیه؟
خیلی متأسفم
گوش کن، مراقب خودت باش، خب؟
مثل یهجور برنامهی تعاملیه
همه گوشیهاشون رو تحویل دادن؟
ممنون. ممنون
چندین سال بود اینقدر تشویق نشده بودم
هی
اونا تروریستن
چی؟
تروریست هستن
سلام. پلیس یونان صحبت میکنه
ما ساختمون رو…
شما چطور میگید دور ساختمون رو گرفتید؟
- محاصره - محاصرهتون کردیم
بیایید بیرون!
هی، پادشاه،
برو باهاشون حرف بزن. قطعاً به درد میخوری
مایک تایلر رو بفرست. عالی سخنرانی میکنه
میتونم انجامش بدم
دقیقاً باید چیکار کنم؟
بهشون بگو نمیخوایم کسی آسیب ببینه و راه رو برامون باز کنن،
نصف گروگانها رو آزاد میکنیم
وقت اضافه نداریم
دنیا ۲ روزه دیگه که ماه خونین طلوع میکنه نابود میشه
۲ روز؟
عجب. باشه، قضیه خطریه
دلیل چیه؟ داستانتون چیه؟
یه گروه ثبتشده هستید؟
میتونم صفحهی کمک مالیتون رو معرفی کنم؟
چون مردم حتماً دوست دارن شما رو دنبال کنن
جایی که قراره بریم هیچکس نمیتونه دنبالمون کنه
باشه، مشکلی نیست
فقط چی صداتون کنم؟
ما مبارزانی هستیم که از آرمانهای دیرینهی زمین دفاع میکنیم
چه خفن و سختکوش
حله
آرمانهای دیرینه
آرمانهای دیرینه
آرمانهای دیرینه
آرمانهای دیرینه
- برو - باشه
نیروهای ویژه ۲۰ دقیقهی دیگه میرسن
خیلیخب، گوش کنید
یه عده آدم داخل هستن، و میخوان نصف گروگانها رو آزاد کنن
پس میشه از در ورودی فاصله بگیرید؟
مایک تایلره!
بگیرش! بگیرش!
آرمانهای دیرینهای برای نجات سیاره دارن
همون یارو بازیگر سنتوریونـه؟ فیلم اکتاویوس؟
- اکتاویوس - زنم عاشق اون فیلمه
این نبرد بین جوونها…
و ساختار حاکمیته
و جوونها برنده میشن، بچهها
انقلاب همیشه در آخر برنده میشه
به این دلیله که آتشی الهی در وجودشون شعلهور شده
و خودمون هم باید الهام بگیریم
میدونم که من الهام گرفتم
خیریههای تقلبیتون رو بیخیال بشید
این تغییر واقعی و شجاعت واقعیه
طبیعت بیماره، و برگزاری مراسم خیریه مثل زدن چسبزخم روی قانقاریاست
- چی؟ - اما این بچهها شجاعت دارن
که پا رو کامل قطع کنن!
تا عدالت نباشه، آرامشی در کار نیست
تا عدالت نباشه، آرامشی در کار نیست
تا عدالت نباشه، آرامشی در کار نیست
قدرت دست ماست
اکتاویوس، برگرد
اکتاویوس، برگرد!
اسمت چیه؟
من مایکم
اسم تو چیه؟
جون
- سخنرانیت از صمیم قلب بود؟ - اکتاویوس
آره، آره، آره، کامل
اکتاویوس، برگرد! پلیس!
اهل کجایی؟
در اصل اهل تکسارکانای آرکانزاسم، شهر داغونیه
اما میدونی، الان توی ملیبو زندگی میکنم
یه بازیگرم
تو اهل کجایی؟
من اهل آتشم
- صحیح - آدم خاصی هستی، مایک
هر اتفاقی هم که بیُفته ازت میخوام این رو یادت باشه
قهرمان رو ببینید
برای آتش!
ممنون
درود
آره
منتظر علامت بمونید بعدش برهنهها رو آزاد کنید
و بقیه رو همینجا نگه دارید
اون یه دسته؟
آره، یه دسته
ولی واقعی که نیست، نه؟
واقعیه
تبریک میگم، الان سخنگوی گروه داعشِ طبیعتدوست شدی!
یا خدا، میکُشنمون؟
واقعاً میخوان بکشنمون؟
یا خدا. واقعاً میخوان بکشنمون
دستهات رو بده!
خیلیخب، آروم باش
برمیگردم
باشه بابا
چی شده؟
نگران نباش، دختر طبیعت
از برهنهها برای فرار کردن استفاده میکنیم
♪ Who by Fire - Leonard Cohen ♪
مایک تایلر بازیگر سنتوریون در بین گروگانهاست
و ظاهراً به سرعت دچار سندرم استکهلم شده
هی
پول میخواید، درسته؟
اونقدر بهتون پول میدم که کل درختهای موز آمازون رو از اول بکارید
- فقط مبلغ رو بگو - پول و شهرت و قدرت نمیخوایم
شما رو با هدایت نیروهایی فراتر از ساختارهای شکنندهی بشر انتخاب کردیم
خونسرد باشید
- مثل خودشون باهاشون حرف بزنید - دارید ما رو کدوم گوری میبرید؟
باید بهم کمک کنید
این یارو میخواد بلایی سرم بیارم، مشخصه
کمکش کن، دستهات رو نبستن، بزدل
بزدل نیستم
درست حرف بزن
وگرنه زنت رو میگام
این تنها توهینیه که بلدی؟
ببخشید
پسرفت روانیه
شرمنده
هی
اینقدر بهش نگاه نکن، هابیتِ چاقالو
یا خدا
یا خدا. بیچارهام. وای
دختر طبیعت
باید یاد بگیریم همدیگه رو دوست داشته باشیم
نه، نباید اون کار رو بکنیم
چرا؟
لطفاً
نیروهای من اومدن
هی!
اینجا!
اینجا!
وای، گندش بزنن!
لعنتی!
خوبی؟
باور کن من آدم دوستداشتنیای نیستم
نه، هستی
آدم پاک و سادهای هستی
اون یکی خیلی غمانگیزه
پاک نیستم، من…
صبر کن، چی؟
کدوم یکی؟
عمیقترین باوری که داری چیه؟
خب… باشه
فکر کنم عمیقترین باورم
قدرت داستانها برای تغییر دنیاست
یه داستان میگی و دنیا تغییر میکنه؟
آره، آره
بابام این رو بهم یاد داد
چی…
عمیقترین باور تو چیه؟
من به قدرت پاککنندهی مرگ اعتقاد دارم
باشه
جون؟
بله، مایک؟
قصد که ندارید ما رو بکشید، درسته؟
این… خیلیخب…
هنوز ۲۰۰ گروگان سرشناس در معدن «جولنیر» در اسارت هستن
در بین اونا، مایک تایلر موکل شما به یه چهرهی مشهور اینترنتی تبدیل شده
در حال حاضر به عنوان «تروریست جذاب»،
«پادشاه اصیل» و «قهرمان واقعی» معرفی میشه
اما نظر تو چیه؟
نگرانشی؟
گوش کن، مایک از پس خودش برمیاد
آدم خفن و سرسختیه
بهترین تمام دورانه
یه قهرمان واقعیه
- ممنون، الیور - خواهش میکنم
تصاویری از گذشتهی این گروه داریم
و هشدار میدیم که تماشای این تصاویر برای بعضی از بینندگان ناراحتکنندهست
آتش!
این سازمان ۲۵ سال پیش
توی همین جزیرهی یونانی تشکیل شد
و از سوی مقامات، کمخطر ارزیابی شد
برای آتش!
این سازمان توسط زوج دانشمند برندهی جایزهی نوبل
گونار و فریا جولنیر تأسیس شد
و اعضاش عمدتاً فرزندان این زوج
به همراه گروه کوچیکی از دانشمندان کشورهای شمال اروپا
و خانوادههاشون هستن
گونار جولنیر در ابتدای مسیر شغلیش به شهرت رسید
اما در سالهای اخیر بهخاطر نظریههای نامتعارفش
در مورد الگوهای آتشفشانی طرد شده
این ویدیو حاوی اظهارات دلخراش دخترشه
کابوس دیدم
آتشفشان دوباره باهام حرف زد
دنیا قراره به پایان برسه
برای باز شدن مسیر تو و بابایی باید بمیرید
متأسفم
پلیس یونان همچنان در تلاشه اطلاعاتی از این تصاویر به دست بیاره،
و همچنان خواستههای این گروه نامشخص هستن
ارائـ ـ.ــه از سـ ـایـ.ـتِ سـ ـینـ.ـمـ ـا
میدونه میخوایم بکشیمش
فقط میخواد بترسونهمون
نمیتونه از سرنوشتش فرار کنه
دوستت دارم، آبجی
کوه آتش من رو راهنمایی میکنه
گرسنهست، و اگه تا ماه خونین بعدی یه قربانی درستوحسابی نکنیم،
همهمون رو میخوره
پس…
باید شما رو تقدیم ماگماش کنیم
وای، لعنتی
چی گفت؟
میخوان بندازنمون توی آتشفشان
چنین حرفی زد؟
نه
تو رو میاندازیم توی آتشفشان
پادشاه رو به زور میاندازیم توی آتشفشان
اما قهرمان…
خودش سرنوشتش رو انتخاب میکنه
قهرمان منم؟
آره
فکر کنم اشتباه میکنی
جون هیچوقت اشتباه نمیکنه
درسته
و باید به انتخاب خودم بپرم…
توی آتشفشان. آره
صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید
من چی؟
تو رو دستهای ستایشگر پرت میکنن
وای، ریدم توی این زندگی
نترس، دختر طبیعت
این سرنوشتته
اسم من دختر طبیعت نیست، باشه؟
داشتم نقش بازی میکردم
این رو میفهمید؟
اسم من «کِیتی»ـه
ببخشید. جون؟
چرا میخواید ما رو بندازید توی آتشفشان؟
برای نجات دادن دنیا
پس حالا پادشاه، خالصترین عشق و قهرمان
باید این معجون مقدس رو بنوشن
تا مرگ و تولد دوبارهی قهرمان رو تجربه کنن
باعث میشه قهرمان ایمان پیدا کنه
همه باید در این سفر همراهش باشیم
تا وقتی با مرگ روبهرو نشی هیچچیز واقعی نیست
بگیرید و بخورید
- وای، نه - چی هست؟
نه، امکان نداره بخورم
به زور به خوردشون بدید
همهی قربانیها باید ازش بخورن
باشه
خیلیخب، نمیتونم
شرمنده، اما دیگه نمیتونم تحمل کنم، باشه؟
خیلی احمقانهست
عجیبالخلقههای مشرک،
با این کلیشههای قربانیکردنتون،
مثل پادشاه شرور،
شوالیهی بیمصرف و باکرهی جذاب…
شرمنده که خشونت به خرج دادم
صبر کن. جون؟
جون، گفت «باکره»؟ چون من باکره نیستم، خب؟
خیلی دیوونهواره
- من باکره نیستم - آروم باش، فدایی
فدایی؟
کی فداییه؟
نه، نه، گور باباتون
من حتی اونقدر جذاب هم نیستم. ولم کن!
برو عشقت رو آماده کن
اما ازم متنفره
چیکار کنم که ازم خوشش بیاد؟
قلب زیبات رو نشونش بده، آرتور
- ازش سوال بپرس - اون چی بود خوردم؟
نباید کنترلم رو از دست بدم
نباید کنترلم رو از دست بدم
من اصلاً برای این نقش مناسب نیستم
باکره نیستم
یه عالمه رابطهی جنسی حیوونی، عجیبوغریب و کثیف داشتم
کنترلت رو از دست نده، مایک
کنترلت رو از دست نده. نباید…
- مایک؟ - بله؟
چی میبینی؟
نمیدونم
من خود واقعیت رو میبینم
قهرمان رو میبینم
تنها کاری که باید بکنی…
اینه که بذاری بمیری
من این رو درست کردم
خیلی قشنگه
ازش خوشت میاد؟
نه
عـه
این جای موردعلاقهمه
فصل بهار پر از سوسنهای عنکبوتی قرمز میشه
چرا نمیتونی دوستم داشته باشی؟
چون…
چون باهام روراست نیستی
در مورد عشقت بهم بگو
- کیه؟ - اون یکی اشتباهه
- تو پاکی - نه، عزیزم
من یه آشغالم
برای اینکه این کار رو بگیرم وانمود کردم یه بومی هستم
- بیخیال - یه بومی نیستم
محض رضای خدا پاکستانیام
و اهل اِسکسام
فقط الکی مثل «پوکاهانتس» حرف زدم و همه باور کردن
حقیر و خودخواهم
واقعاً بدترین آدم دنیا…
بس کن! باید تو باشی!
اگه عاشق جون باشم باید اون رو بکشم
این نفرین منه
من نفرین شدم
جون؟
عاشق خواهرت شدی؟
برای اینکه پیشگویی عملی بشه، اون باید قربانی بشه
نمیتونم خواهرم رو بکشم
یا خدا
چرا من اینطور خلق شدم؟
میتونم عوض بشم
باید امتحان کنیم
باید بپذیریم…
بهم دست نزن!
یا خدا… خدایا…
وای، خدا
شرمنده
جون!
جون!
آرتور!
آرتور!
چیزی نیست. چیزی نیست
کجاست؟
اون عاشق واقعیم نیست
بذارید بره
پیشم بمون، جون
پیشتم
متأسفم
متأسفم
میترسیدم
چون تو بودی
از اول هم تو بودی
همهمون رو بیچاره کردم
چون دوستت دارم
منم دوستت دارم
فکر کنم کمکم یه حسی داره بهم دست میده
این واقعیه؟
اون واقعاً مرده؟
آره
و کیتی هم رفت
کیتی کیه؟
دستم رو میگیری؟
لطفاً
محکمتر
چیزی نیست، رفیق
پرتت نمیکن داخل آتشفشان
مایک، بهم گفتی داستانهات میتونن دنیا رو تغییر بدن، اما…
توی داستانهات وقتی میمیری واقعاً نمیمیری
و وقتی عاشق میشی واقعاً عاشق نمیشی
خودت هم میدونی
چیزی که اینجا دارم بهت پیشنهاد میدم واقعیه
حقیقته
حقیقتِ وجودت
کمکم حس میکنید معجون حقیقت رو از درونتون بیرون میکشه
بهش اجازه بدید
فکر کنم این دقیقاً همون چیزیه که دنبالش میگشتم
دیروز مادرم رو کشتم
عجب
صبر کنی، چی؟
و فردا پدرم رو میکشم
نه، اون کار رو نکن
خدایا، دلم برای بابام تنگ شده
میدونستید ماهیهای بادکنکی برای به دست آوردن دل جفتشون
کف اقیانوس نقشونگارهای شنی درست میکنن؟
نمیخوام مثل اون بمیرم
غرق در درد بود
نمیتونم تنها باشم
میخواستم کف اقیانوس برای گلوریا نقشونگارهایی بکشم
دارم فروپاشی میکنم
تو تجسم همهی ما هستی، مایک
آره
برای همین قهرمان تویی
یه قهرمان انسانی
غرق نشو، قهرمان
خودت رو رها کن
بیا، پسرم
توی داستانهات وقتی میمیری واقعاً نمیمیری
و وقتی عاشق میشی واقعاً عاشق نمیشی
گریه کن! یالا، گریه کن!
واقعاً اشک بریز!
این گریهت واقعی نیست
گریه کن! بهتر گریه کن!
تسلیم شو، اکتاویوس
تسلیم شو!
میتونی بهتر از این عمل کنی! یالا!
و خیلی حیفه، اکتاویوس، چون حقیقت اینه که یه عوضی آشغالی
با هر زنی که بودی بهش خیانت کردی و هیچوقت بهم بچه ندادی
از همهچیز فرار میکنی! اصلاً کی هستی؟
چی میبینی؟
کِی دست از سرم برمیداری؟
بیخیالم شو
بابا؟
برو
مسیر خودت رو انتخاب کن
نمیبینی؟
کات!
اطرافت رو ببین
دنیات تقلبیه
همهش تقلبیه
فقط آتش واقعیه
حرکت!
کی هستی؟
کی هستی؟!
کمکم کن!
اکتاویوس، دختر طبیعت داره میمیره…
بهخاطر ما بپر
فقط تو میتونی دنیا رو نجات بدی
بهخاطر ما بپر
دنیا رو نجات بده
بهخاطر همهمون بپر
مایک!
دوستت داریم، مایک!
یالا، مایک!
تو اینطور آدمی هستی
[ خروجی ]
دنیا داره فریاد میزنه
اسم تو رو صدا میزنه
بیدار شو!
نشونمون بده واقعاً چهجور آدمی هستی!
از پسش برمیایی، مایک. لطفاً بپر!
این لحظهی درخششته
یالا، بپر، عوضی کچل!
تسلیم شو، اکتاویوس!
بپر، بزدل!
بهخاطر همونمون بپر!
بپر، یالا! بپر!
مایک، یالا، بپر!
- بپر! بپر! - بپر! بپر!
- بپر! - بپر!
- بپر! بپر! - بپر! بپر!
- بپر! بپر! بپر! - بپر! بپر! بپر!
- بذار بمیری! - بپر! بپر!
- بپر! بپر! - بپر! بپر!
- بپر! - یالا!
[ کتاب کوهستان آتش ]
بابا؟!
مایک تایلر؟
خوبه
برگشتنت بهخیر
تو کی هستی؟
کجام؟
در امانی
لطفاً بیا بریم توی آشپزخونه
تخممرغهای مرغهای خودمون هستن
حتماً خیلی گرسنهای
بخور
لطفاً
تو نجاتم دادی؟
آره، از لحظهای که از معدن خارج شدید تعقیبتون کردم
اون بچهها دیوونهان
آره، اونا…
یه نظام اعتقادی دارن. خیلی هم پیچیدهست
یه فرهنگ عامهی وحشیانه ساختن
مربی و هدایتگرشون یه دانشمند نابغه بود
که عمرش رو وقف مطالعهی آتشفشانها کرد
اما از دید علمی. کاملاً علمی
توی چشمهام نگاه کن، مایک
فردا آتشفشانمون فوران میکنه
و بیشتر موجودات زندهی کرهی زمین رو میکشه
دنیا توی یه تاریکی تاریخی فرو میره
رویدادی که باعث انقراض میشه
دخترم جون فکر میکنه میتونه جلوش رو بگیره
توهم زده
صبر کن ببینم
گفتی «جون» دخترته؟
آره، و مثل همهی پیامبران دروغین
برای پاسخ به سوالهایی که علم نتونسته جوابشون رو بده
افسانههایی ساخته
به تحریک زن جادوگرم،
جون قوانین دیوونهواری برای خودش ساخت
و این عقیده که پدر و مادر باید بمیرن
تا پیشگویی محقق بشه؟
خب من حس نمیکنم نیاز باشه بمیرم
چرا باید بمیرم؟
پس علم و منطق چی میشه؟
صبر کن، همهچیز واقعیه؟
من…
مایک، توهم نزدی
من آوردمت اینجا تا به جون ثابت کنم که تو قهرمانش نیستی
فقط یه قربانی بیچارهای
بهت توصیه میکنم بمونی همینجا، چون اینجا در امانی
هی
احمقها
جون و مایک فرار کردن
ترسیدن و شما رو تنها گذاشتن
مأموریت دیگه لغو شده
یه دختر کوچولوی عجیبوغریب بود، خب؟
و یه دختر هم رئیسشون بود
و یه برادر هم داشت که به طرز غمانگیزی عاشقش شده بود
یا خدا، احتمالاً الان مُرده
امیدوارم حالش خوب باشه
دارن مایک تایلر و بن براکن رو میبرن به سمت یه آتشفشان، خب؟
تا به عنوان قربانی بندازنشون توی آتشفشان
در رو ببند
جون!
مایک، لطفاً بهش توضیح بده که تو قهرمانش نیستی
دارم تلاش میکنم از دست خودت نجاتت بدم
آقا، میشه لطفاً بذارید اونم حرفش رو بزنه؟
مطمئنی؟
بهت گفتم بار بعدی که بیام پیشت…
برای اینه که بکشمت
مأموریتمون رو ول کردی
میدونی برای اینکه آتشفشان قربانیمون رو بپذیره، باید بمیری
و بهم نگو باور نداری
چون باور داشتی، تا اینکه پای خودت وسط اومد
نه، باور نداشتم
- چرا، داشتی - نه، نداشتم
- چرا، داشتی - دارم تلاش میکنم جونت رو نجات بدم
دروغگو!
برو بیرون، مایک
بهم بگو چی میبینی
پس همهچیز…
تقلبیه
نه، جنگل زیباییه
با بتن و کشت گیاه بدون خاک خودش رو از دنیای واقعی دور کرده
طبیعت رو پس زده
ما رو ترک کرد، اقوام رو شستوشوی مغزی داد
و همه رو بردهی علم کرد
نه، میخواستم همهتون رو بیارم اینجا تا در امان باشید
این مکان یه شاهکاره که میتونه در برابر فاجعهی پیشرو دووم بیاره
بیفایدهست! با ترس و لرز ساختیش!
نه، با عشقی که نسبت به خانوادهم داشتم ساختمش
ترجیح نمیدی دستشویی خوبی داشته باشی
بهجای اینکه توی جنگل کنار خرسهای برینی؟
دنیا دوباره متولد میشه!
هیچوقت به حرفهام گوش نمیدی!
چون یه احمقی!
میتونم برم دستشویی؟
- آره! - آره!
پشت اون دره
و اونجا چند تا لباس نو هم هست
ممنون. شرمنده
پیرمردِ…
ترسو،
رقتانگیز،
و تأسفآور
صبح بخیر، با دفتر «سیاِیاِی» تماس گرفتید
دفتر الیور مکگرگور. مایک تایلر هستم
مایک کارت داره
مایک
واقعاً خودتی؟
الیور! خداروشکر!
یا خدا، رفیق. کجایی؟
نمیدونم. توی یه پناهگاه زیرزمینی پیش یه دانشمند دیوونه
بابای جونـه. گوش کن
همه دیوونهی این آتشفشان شدن
- مدام میگن دنیا قراره به آخر برسه… - هی
- مایک تایلر پشت خطه! - پشت خط نگهش دار
- تماس رو ردیابی کنید - پس دو گزینه دارم
اینکه همینجای امن بمونم
خیلی قهرمانانه نیست
یهکم حوصلهسربره…
شاید بیفایده هم باشه
و گزینهی دیگه اینه که داستان جون رو پیش ببرم
که الان خیلی برام منطقیه، ولی باید کامل ایمان داشته باشی
- منطقیه؟ - هی، مایک
الان جای امنی هستی؟
آره، آره، در امانم
هیچکس نمیخواد هلم بده
انگار زئوسم
باید یکیش رو انتخاب کنم
خیلیخب، گوش کن
بمون همونجایی که هستی، و ما میاییم سراغت، باشه؟
توی خطر نیستی؟
نه. نه، توی خطر نیستم
الان کمتر از همهی مردم دنیا توی خطرم
چی؟
اونا نمیتونن هلم بدن
خودم باید انتخابش کنم
صدام رو میشنوی؟
مایک؟
مایک، قضیه چیه؟
فقط من…
میتونم خودم رو بکشم
مایک، گوش کن
دیکِی تماس گرفت
عاشق سخنرانیت شده
میخواد توی فیلمش بازی کنی
موفق شدی
همه دوستت دارن
اخبار فقط تو رو نشون میده
یه ستاره هستی
پول زیادی میتونی دربیاری
فکر میکنی الان اون چیزها برام مهم هستن، الیور؟
قضیه در مورد پول نیست
در مورد موضوع خیلی مهمتریه
حس میکنم به آستانهی یه چیزی رسیدم
کاری که باید انجامش بدم، و خیلی ترسناکه
چی؟
ببین، نمیخوام آسیب ببینی
آره، خودمم نمیخوام آسیب ببینم
نمیخوام آسیب ببینم
برگرد خونه
باید برگردی خونه
باشه
باشه
بذار بگم باید چیکار کنیم
آمادهای؟
صدام رو میشنوی؟
میرم لبهی آتشفشان میمونم، دقیقاً لبهش میایستم،
و تو میایی نجاتم میدی
باید یه بالگرد جور کنی، و دقیقاً لحظهی آخر
میایی و نجاتمون میدی
اما باید تصویرش رو بگیری
اون تصویر خیلی مهمه، برای اینکه همه بتونن ببیننش
جون هم فکر میکنه واقعیه، و من میتونم خود واقعیم باشم، و…
همین کافیه
مایک، گوش کن
اونا دوستدار تو نیستن
من دوستدارتم
به حرفم گوش نمیدی
نه، تو گوش نمیدی
تو نمایندهی کوفتیم هستی
پس کارت رو انجام بده
پیش آتشفشان میبینمت
کدوم آتشفشان؟ یه عالمه آتشفشان داریم
نمیدونم. نمیدونم
همونی که قراره فوران کنه
خودت پیداش کن!
یالا، بچهها. بجنبید! یالا!
بجنبید!
میدونم هنوز باور دارید که آتشفشان برای این لحظه شما رو برگزیده
پدرم چیزی نداره به شما پیشنهاد بده
هی، خب…
بهش فکر کردم، و…
- میخوام بپرم - ایول!
برای نجات دادن دنیا
اما اگه بخوام اون کار رو بکنم باید جون رو رها کنی
میخوای دخترم رو به کام مرگ بفرستی؟
احمق!
دلقک!
بازیگر!
دستهام رو باز کنید
قهرمان تصمیمش رو گرفته
به حرفش گوش نکن
پرتت میکنم توی طبیعت
پس آزمون بزغاله رو انجام میدیم
آزمون بزغاله چیه؟
اگه صحیح و سالم از آزمون خارج بشیم
مشخص میشه که تو اشتباه میکنی
و حق با آتشفشانه
و اونوقت پدرم رو میکشید
آزمون بزغاله چیه؟
طبق منطق جون، برگزیدهها با جادو محافظت میشن
حاضری برای اثبات کردن یه حرف به پدرت بمیری؟
برای آزمون بزغاله آماده بشید
آزمون بزغاله چه کوفتیه؟
آزمون ایمانه
لطفاً نکشیدش
اون دخترمه
آتشفشان ازش محافظت نمیکنه
هی، هی
یادتون باشه، پدرم باید بسوزه
نه، مایک، کمک! کمک!
- مطمئنی؟ - معلومه که مطمئنم
میکشیدش
توی چشمهات میبینمش
آمادهای
همهمون الکی میمیریم
بدو!
فرار کن!
میکشیدش، کودنهای ناسپاس!
مایک، بدو!
برو، برو، برو!
جون، بیا!
نه، نکن!
یالا، بیا!
یا خدا!
یا خدا!
یا خدا!
یه الههای!
قشنگترین موجودی هستی که تا حالا دیدم
یا خدا، جون!
باید ببریمت بیمارستان
چرا تیر خوردم؟ باید ازم محافظت میکرد
چطور اجازه دادی چنین اتفاقی بیُفته؟
چی ازم میخوای؟
[ گونار ۲ ]
میتونستی فرار کنی
چرا فرار نکردی؟
هی
قبلتر صدای بالگرد شنیدم
تو باهاشون تماس گرفتی؟
- کمک خبر کردی؟ - نه
حالش چطوره؟
باور نمیکنم
میشناسمت!
جون!
جون!
میدونم خودت هم میدونی که مایک نمیپره
بازیتون میده تا بیان نجاتش بدن و یه عکس خوب میگیره
بعدش چی؟ ها؟
من و تو الکی میمیرم
فکر میکنی این یارو بهخاطر خیالپردازی تو بیخیال زندگیش میشه؟
واقعبین باش، دختر
با واقعیتها روبهرو شو
اون یه مار حیلهگره!
بهت خیانت میکنه
برمیگرده به ملیبو تا روی تختش که میتونه دماش رو تنظیم کنه
با زن یه نفر دیگه بخوابه
به حرفش گوش نده، جون. یه دروغگوئه
فکر میکنی خداشونی؟
چه بازیای راه انداختی، ها؟
عیسی رو دوباره سفیدپوست کنی؟
خفه شید!
هر دو تاتون، ازتون متنفرم
عوضیها، مادرم مُرده!
برادرم مُرده!
بهخاطر شما حکم مرگ پدرم رو صادر کردم
زندگیم رو صرف این کردم
توی انزوا زجر کشیدم
فکر میکنید برای یه دروغ این همه سختی کشیدم؟
برای یه داستان؟
باشه، هی، هی
یادت باشه، خودم باید انتخاب کنم
خیلیخب
باشه، قراره بمیرم
قراره بمیرم
باورم نمیشه قراره کنار بازندهی «گلدن گلوب» بمیرم
فکر کردی میتونی باهاشون دوست بشی، ها؟
فکر نمیکردی واقعاً بکشنمون
نمیتونستی واقعیتی رو قبول کنی که مردم اینقدر روانیان
اون روانیها فکر میکنن میتونن طبیعت رو نجات بدن
اما با یه عکس یا مراسم کومبایا نمیتونی نجاتش بدی
با فناوری تغییرش میدی، و من اون کار رو میکنم
طبیعت باید تحت سلطه باشه، عوضی
هر چیز دیگهای یه افسانه برای ابلهها و هَوَلهاست
کیرم توی طبیعت!
وای، دخترک بیچاره
زندگیت حروم شده
ولی من تا همینجاش هم پیروز شدم
دنیا رو نجات دادم
لعنتی
گوش کن چی میگم، کل زندگیای که داشتی
تو نصف پاراگراف توی کتابی که در مورد من مینویسن خلاصه میشه
من مشکل رو برطرف میکنم
من پیروز میشم
من پیروز میشم،
تو شکست میخوری
میفهمی؟
من تا ابد در خاطرهها زنده خواهم بود!
مایک! مایک!
گوش کن، مایک
خیلی مهمه. گوش کن، پسر
مایک!
- باید از اینجا بری - فقط یه لحظه صبر کنید، بچهها
- و به گلوریا بگو… - لطفاً یه لحظه صبر کنید!
…که من ماهی بادکنکیشم
و میخواستم کف اقیانوس براش نقشونگارهایی بکشم، باشه؟
بهش بگو، باشه؟
و بهش بگو…
قبل از مرگم مثل یه بزدل ناله نمیکردم
بگو مثل یه پادشاه مُردم
صبر کنید!
آماده نیستم
نه، نه، صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید
بذاریدم روی زمین. آماده نیستم!
بذاریدم روی زمین
بذاریدم پایین!
آماده نیستم!
لوئیز!
لوئیز!
لوئیز، لطفاً! بهت نیاز دارم!
کمک! مایک!
جون!
مایک! مایک!
قرار نبود اینطوری باشه
خیلی میترسم، مایک
خیلی میترسم
نمیخوام مثل یه ترسو بمیرم
مثل یه ترسو نمیمیرم
لطفاً بگو که همراهمی
همراهتم!
برای آتش!
پلیس صحبت میکنه
فوراً از اونجا فاصله بگیرید!
از دهانهی آتشفشان فاصله بگیرید!
آقای تایلر، اومدیم کمکتون کنیم!
پلیس صحبت میکنه
مایک
دوستت داریم، مایک!
باید همینالان بریم!
نردبان رو بگیر!
مأمورها دارن تلاش میکنن مایک تایلر رو نجات بدن
در حالی که آتشفشان هر لحظه ناپایدارتر میشه
متخصصهای سراسر جهان دارن احتمالات مختلف رو بررسی میکنن
تا جلوی این فوران رو بگیرن
۲ روزه که این فوران ناگهانی
ثبات زمینشناختی سراسر جهان رو تهدید میکنه…
[ خبر فوری ] [ مأمورها در حال نجات مایک تایلر هستند ]
یا خدا…
ترجمه از «امــیــررضــا» ARZ_110_SUB@
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید officialcinama@
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.