All language subtitles for Modern Love - 01x06 [Show-Time.ToP]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

الهام گرفته از داستانهای شخصی ستون «عشق مدرن» در روزنامه نیویورک تایمز. برخی عناصر به صورت نمایشی در آمده‌اند

ارائـه‌ای از تـیـم تـرجـمـه‌ی شـوتـایـم « WwW.Show-Time.iN »

:ما را در تلگرام دنبال کنید T.Me/Showtime

تو از رویاهای من پا رو فراتر گذاشتی

تو آدم باهوش، زیبا

موفق، مهربونی هستی

و بالاخره ۲۱ سالت شد

هرکی پدرت بود بهت افتخار می‌کرد

ولی حدس بزن چیه

همه پدر تو نیستن

من پدرتـم

باورم نمی‌شه چقدر خوش شانسـم

...«به سلامتی «تمی

توی تولد ۲۱ سالگیـش

ممنون بابا ولی نباید انقدر خوشحال باشی

داری جلوی «مدی» منـو خجالت زده می‌کنی

نه، خوشم اومد ادامه بدین

من رو ببخش، مدی

آخه هر روز که تولد ۲۱ سالگی دختر کولوچوی آدم نیست

اوه، بس کن دیگه

امیدوارم اولین سال بزرگسالیـت

تو رو توی مسیر تبدیل شدن به زنی شگفت انگیز قراره بده

که همه‌مون می‌دونیم سرنوشتـت همینـه

دوستت دارم، تمی

اگه بس نکنید جدا می‌گم

بالا میارم

و من از ۱۸ سالگی بزرگ و بالغ بودم، بابا واقعا می‌گم

تو هم تازه ۲۱ سالت شده، مدی، درسته؟

آره، همین سه ماه پیش

خب، امیدوارم پدر تو مثل این پیرمرد دل نازک

تو رو خجالت زده نکرده باشه - نه، بیخیال -

نه، خجالت زده‌ام نکرد

من اینطوری ۲۱ سالگیمو جشن گرفتم

تولد و جشن من جوری نبود که

لزوما پدرم تایید کنه

اما هیچ عیبی نداره چون اونجا نبود

بابا نداشتن چیزیـه که بهش عادت کردم

حتی دیگه اونقدر بهش فکر نمی‌کردم

...باید از جعبه‌دنده متغیر پیوسته استفاده کنیم

...تا وقتی که یکی منـو خیلی زیاد

یاد اون انداخت این مرد

همیشه روی پلیورش خورده نون و شیرینی بود

شقیقه‌هاش سفید شده بود

روی موهاش کم پشت بود

ولی خوشتیپ بود

مثل بازیگر نقش بابا توی تبلیغ شرکت ای‌ای‌آرپی می‌مونه

زندگی «جان» بهش وابسته‌ست

اساسا، مثل باباهای تو فیلم پورن بود

تنها مشکلـش این بود که

شکم گنده‌ای نداشت

یکی از ویژگی‌های مطلوب بابا بودنـه

اینه که شکمش باید به زانوش چسبیده باشه

یه نقشه کشیدم

دارم واسه اتاق خوراکی کلوچه درست می‌کنم دست به دست کن

حرفی ندارید؟

...آ

می‌دونستم کلوچه با تیکه‌های شکلات رو تیک می‌زنه

می‌دونستم

...آم

پس شبیه بابات بود. یه شام ساده بود دیگه، درسته؟

هر بهانه‌ای پیدا می‌کردم تا دم دفترش پرسه بزنـم

در حالت عادی آهنگ‌های کلاسیک گوش می‌کرد

مثل یه نابغه با اعتماد به نفسِ روباتی

دنبال یه دلیل بودم تا برم توی اتاقـش

تا میز و کتاب‌هاش رو ببینم

شاید گلدون داشته باشه

قابِ عکس از گذشته‌اش

بله؟

سلام، می‌تونم کمکتون کنم؟

آهنگتون

صداش خیلی بلنده؟ - نه، نه -

واسم سوال بود اثر کیه

آها، یویو ما

چلو سوتزِ باخ‌ـه خوشت میاد؟

آره، خیلی... خیلی

خیلی‌خب

یه قهوه‌ می‌دید؟ با شیر

سلام

سلام

تو داری واسه همه کلوچه با تیکه‌های شکلات درست می‌کنی

خودمـم

همه‌اش رو می‌خورم، دارم چاق می‌شم مدلین

فقط بابام منـو با اسم کامل صدا می‌کرد

آدم‌ها معمولا مدی صدا می‌کنن

قهوه دوست داری؟ منم دوست دارم

اردک دوست داری؟

کی... کی اردک دوست نداره؟

دوست داری یه وقتی شام بخوریم؟

خب، یه مهندس ارشد هست تو محل کارمون

که داره روی هوش مصنوعی کار می‌کنه

می‌دونی، پهپادهای زیر دریایی برای جمع آوری داده‌های اطلاعات هواشناسی

مقیاس شوری دریا، می‌دونی سطح‌های کربنی

چیزهای نابغه طور

چه باحال

امشب می‌خوام باهاش شام بخورم

چقدر چندش

چندش نیست، مشکلی نداره

چطور؟ - سی سال از من بزرگتره -

واسشون فرقی نداره

می‌دونم ولی خیلی پیره

مثل بابام می‌مونه حتی بوی اونـو می‌ده

بوش کردی؟

مدارک بردم سر میزش و خم شدم بهش بدم

و بوی خفیف پیرمردی شنیدم

مثل بوی بابام

یه چیز عادیـه، می‌دونی؟

بوی مردهای مسن

ها - تو اینترنت نگاه کن -

اون‌ها بنزوتیازول و نونانول بیشتری تولید می‌کنن

از کون نه؟

متابولیتـه

خفه شو

بوی قرص معده هم می‌ده

فکر کنم مشکل گوارشی داره

واسم سواله برای همین چاق‌تر نمی‌شه یا نه

خب - امشب دقیقا چه خبره؟ -

کجا می‌رید؟

خونه‌اش

واست غذا می‌پزه؟ قراره دیگه

قرار نیست

واسه همین لباستـو اتو کشیدی؟

من هر روز اتو می‌زنم - از کی تا حالا؟ -

از الان

باشه مدی

هرچی تو بگی

...فقط توی این قراری که قرار نیست بهش ندی چون

اینطوری قرار به حساب میاد

قرار نیست

باشه، باشه

قرار بود

اما یه جورایی قرار پدرانه بود

یعنی سوال‌هایی که پرسید رو ببینید

خب مدلین، سفر دوست داری؟

رویای بزرگت برای آینده‌ات چیه؟

با قایم شدن توی بخش تحقیق و توسعه چیکار می‌کنی؟

همه‌شون سوالات کاملا پدرانه بود

صورتت سر جلسه‌ها اینطوریـه

انگار داری واسه رمانـت

یادداشت کمدی انسانی می‌نویسی

تو آدم مشاهده‌گری هستی همیشه داری تماشا می‌کنی

مثلا همین الان، داری آشپزیتـو نگاه می‌کنم

خوشحالم اومدی

خیلی مطمئن نبودم بیای

می‌خوام این ریزوتو رو مزه کنی

باید خامه مانند با یکم برنج باشه

فوت کن

دختر خوب

خامه‌اش خوبـه

مطمئنا قرار بود

بعد از دسر می‌ری خونه

آروم باش

پیتر؟

اینجا هستم

بیا اینجا

می‌خوام این رو بشنوی

شومان این قطعه رو قبل اینکه دیوونه بشه واسه‌ی زنـش نوشت [ آهنگساز آلمانی ]

...بوی شراب و پرتقال

و اعتماد می‌داد

رو تختی خاکستری داشت

تسلی دهنده‌ی مسنی بود

توی بهشت بودم

خیلی خوبـه

فکر کردم خوشت بیاد

گلف بازی می‌کنی؟

نه، واسه چی؟

چون چمن روی جورابتـه

واقعا؟

آره، نگاه کن

حالا چطوره؟

وایسا، پرتشـون نکن - واسه چی؟ -

دوستشون دارم

نه، دارم راحت‌تر می‌شم

چطوری تو رو راحت‌تر کنم؟

...اوم

...چرا واسم

داستان تعریف نمی‌کنی؟

چه داستانی؟

داستان بچگی‌هام

خب، اونموقع نمی‌شناختمت

درسته اما اگه من می‌شناختمت چی؟

دارم بازی می‌کنم، بازیـه

خیلی‌خب، چه بازی؟

خب واسه یه دقیقه وانمود کن بابای من هستی

بابات... وانمود کنم باباتـم؟

فقط اگه دلت میخواد

و بابای واقعیـت کجاست؟

وقتی ۱۱ سالم بود مُرد

متاسفم

...و می‌خوای

نه، نه، اگه که فکر می‌کنی عجیبـه

نکن - یکم که عجیب هست -

پس بیخیال

فـ... فراموشش کن

...روزی روزگاری

نه، نکن، نکن - ...نه -

دختر کوچولویی بود

چشم‌های بزرگ آبی رنگی داشت

با موهای کوتاهِ طلایی

و اسمش مدلین بود

نه، نگو دیگه

نه، نگو، خجالت کشیدم

خیلی شراب خوردم و دارم مثل خل‌وچل‌ها رفتار می‌کنم

جریان چیه؟

هفته‌ی پیش رفتم تولد دوستم

و باباش برگشت

کلی این حرف‌های «من بهت افتخار می‌کنم» زد

«که «تو زن جوون با استعدادی هستی

« به همه‌ی آرزوهات می‌رسی »

« همه‌چیز درست می‌شه »

حرف‌های خیلی منو تحت تاثیر قرار داد

من هیچوقت کسی نداشتم این حرف‌ها رو بهم بزنـه

و از اون موقع داغون بودم

متاسفم - نه، نه -

هی، درک می‌کنم

واقعا؟‌ چطوری؟

چون من خودم بابا هستم

واقعا؟‌ - اوهوم -

چندتا بچه داری؟

دو تا

چند سالشونـه؟

خب، از تو بزرگ‌تر هستن

خدایا

بریم - باشه -

بعد از اون، من و آقای نابغه رابطه‌ی دوستانه‌ای داشتیم

اما چند هفته‌ای فاصله گرفتیم

از اینکه فهمیدم چقدر دلم واسش تنگ شده شوکه بدم

حداقل جوراب گلفـشو برداشتم

توی همون شبی که ریزوتو خوردیم جوراب‌ها رو برداشتم

فهمیدم کمکم می‌کنن بخوابـم

آقای نابغه اون شب گفت منـو درک می‌کنه

«چیزی نیست. درک می‌کنم»

این حرف‌هاش بود

شاید احتیاج داشتم دوباره ببینمـش

غمگین به نظر میای

چرا نمی‌خندی؟

اگه بخندی خوشگل می‌شی

می‌دونی چیه؟ کار من این نیست که واسه تو خوشگل باشم

من هروقت دلم بخواد، می‌خندم

پس اگه زشت باشی واست مهم نیست؟

چرا جاده رو نگاه نمی‌کنی و کارتـو تو سکوت انجام نمی‌دی؟

لازم نیست با این لحن صحبت کنی، فقط دارم خوش رفتاری می‌کنم - !مراقب باش -

وقتی راننده‌ی اوبر از روی مهربونی جوری ترتیب داد

تا سرم ضربه بخوره، می‌دونستم باید به کی زنگ بزنم

ازش چیزی می‌خواید، سرکار؟

می‌خوام ببرمش اورژانس تا چک آپش کنن

نه، اورژانس نه

ممکنه ضربه مغزی شده باشی بهتره دنبالش رو بگیری

من بودم به حرف بابات گوش می‌کردم

می‌تونی بری

ممنون، سرکار

بیا

خوشحالم می‌بینمت

حتی توی اون شرابط

ممنون که اومدی

خوشحالم که زنگ زدی

غافلگیر شدم ولی خوشحالم

دلم واست تنگ شده بود

منـم

واقعا نیازی به ام‌آر‌آی نداشتم

ضربه آنچنانی نخورده بودم

اما پیتر نگرانی پدرانه خیلی زیادی داشت

که حس کردم موظفـم تا این ترس‌هاشـو آروم کنم

و ام‌آر‌آی درد نداشت حتی یکم

ترس از فضای بسته داری؟ - خیلی -

توی فضاهای خیلی کوچیک وحشت زده می‌شم

من همین‌جام

می‌‍‌شه پامـو بگیری؟

باشه، پاتـو می‌گیرم

اگه انگشت‌هامو جمع کردم یعنی ترسیدم

باشه، اگه انگشت‌هات رو جمع کردی می‌فهمم ترسیدی

پات رو فشار می‌دم تا بدونی همه‌چیز مرتبـه

همه‌چیز مرتبـه

اون ام‌آر‌آی‌ـو خیلی دوست داشتم

انگار بهترین ۴۵ دقیقه‌ی عمرم بود

تا چند هفته بعد، آقای نابغه هر مشکلی داشتم

بهم کمک می‌کرد

بیا - ممنون -

انگار بابای رویایی بود

عنـت اون توئـه؟

باورت می‌شه؟ - واقعا نه -

اصلا

اون محشره - می‌دونم -

منـم یکی می‌خوام

یکی داری

درستش کردم

من و آقای نابغه شروع کردیم آخر هفته‌ها رو بیرون رفتـن

یه جوری، می‌فهمید باهام چطوری تا کنه

از دست این بزه

انگار آدمه - خدای من، چقدر زشته -

داشت حالم خوب می‌شد

حتی محض رضای خدا، می‌ذاشتم پیتر واسم پشمک بخره

که واقعا بی رنگ بود، حتی واسه آدمی مثل من

و واسم اسباب‌بازی شیر دریایی خرید

!بابا! بابا

بیا... بریم

چرا منـو می‌کشی؟

!بابا - بریم میمون‌ها رو ببینیم -

داری از دست اون بچه‌ فرار می‌کنی؟

از چی حرف می‌زنی؟

!اوه، جاناتانـه که. سلام

تو باغ وحش چیکار می‌کنی؟ می‌تونستی بهمون یه زنگ بزنی

می‌دونم، واسه من عجیبـه اینجا باشم

انتظارش رو نداشتم

مدی هستم، با پیتر کار می‌کنم

لـ... «لزلی» هستم

لزلی دخترمـه

حالا یکشنبه‌ها هم کار می‌کنی؟

آره، بی رحمانه‌ست

...می‌دونی، اون‌ها

بهمون فشار میارن، آدم‌های سنگدلی هستن

و تصمیم گرفتی واسه استراحت بیای باغ وحش

چقدر بامزه

عجیبـه - آره -

شیر دریایی داری

آره، آره، دارم - می‌شه بغلش کنم؟ -

دوستش دارم

خیلی‌خب عزیزم، پسش بده - !نه -

نمی‌خوام - می‌دونی چیه؟ -

بذار باشه، واسه خودش مشکلی نداره

...آ - درست می‌گم؟ -

درست می‌گم؟

درسته، آره، البته

مال توئـه

تشکر کن - ممنون -

گوش کن، من دیگه باید برم سر کار

خیلی‌خب، با بابابزرگ خداحافظی کن، جاناتان

بای‌بای بابابزرگ

خیلی‌خب، زود می‌بینمت جاناتان؟

شنبه‌ی هفته دیگه قرارمون واسه

چاشت سر جاشه یا سر کاری؟

اوه، اونموقع می‌بینمت

خیلی‌خب - بای‌بای رفیق -

خداحافظ - خداحافظ -

می‌خوام تمساح ببینم

تمساح؟‌ اینجا تمساح نداریم

بدویید، بدویید

ریز به ریزشـو دوست داشتم

واقعا؟

...چون... فکر می‌کردم ممکنه

فکر می‌کردم ممکنه از اون قسمت بابابزرگ بودنـم خوشت نیاد

شوخی می‌کنی؟ عاشقش بودم

عاشق تمامش بودم

جز اون جا که شیر دریاییمـو دادم رفت

اسمشو گذاشته بودم آقای شیر دریایی

متاسفم

رفیق

چقدر قشنگه

رنگ قشنگیه - بیا -

شیکـه، نه؟ - یه کت جنس خوب می‌خوای -

اینـو بپوشی سرما می‌خوری

می‌تونم توش زندگی کنم - می‌خوایش؟ -

۳۹۵دلاره

اما می‌خوایش؟

باورم نمی‌شه مال منـه

خیلی دوستش دارم

می‌دونی چیه؟ یه لطفی کن - چی؟ -

بیا، بیا اینجا - بله؟ -

بذار یه کاری کنم

بیا کلاهت رو بذارم

خدای من

خیلی خوشگلی

چه غلطی می‌کنی؟

چیه؟ عصبانی شدی؟

این چه کاری بود؟ - یه بوس ساده بود -

فکر می‌کردم رابطه‌مون داره به جایی می‌رسه

فکر می‌کردم ازم خوشت میاد

نه، نه اونطوری - واقعا؟‌-

...یعنی، غافلگیر شدم - تو نزدیک ۳۰ سال ازم بزرگتری -

می‌خوای سنـم رو بهانه کنی؟

چند هفته‌ست واسم ناز و عشوه میای، مدلین

من ناز و عشوه میام؟ - آره -

!من کاری جز گفتن نکردم

چی رو گفتی؟ بهم چی گفتی؟ چی؟

با... با نشونه و... کلمات

گفتم که احساساتـو جریحه دار نکنه

که من به اون چشم بهت علاقه ندارم

چی پیش خودت فکر می‌کردی؟

...می‌شه آروم باشی و جوری

جوری رفتار نکنی که حداقل تو هم تا حدی تقصیر داری؟

با من توی تخت دراز کشیدی؟ - بغل ساده بود -

اوه، اسمش رو این می‌ذاری؟

چون سینه‌هات رو بهم فشار می‌دادی

و نگو که اینطوری نبود - خدای من -

!عمدی نبود

باهاشون چیکار کنم؟ جلومـن دیگه

معنای خاصی نداره

اونوقت چجور بغلی بود؟

پـ... پدرونـه

پدرونـه؟

پس من بابات هستم؟

درباره‌اش... درباره‌اش حرف زده بودیم

باید بزرگ بشی، واست خوب نیست

اونوقت کردن آدمی که ۴۰ سال ازت کوچیکتره خوبـه؟

۴۰سال؟ ۴۰ سال از کجا اوردی؟

این کار، پرخاشگری بیش از حدی

واسه کسیـه که اجازه دادی واسش یه کت گرون قیمت بخرم

همینـه

باورم نمی‌شه به خاطر خودخواهیـت

رابطه‌مونـو کم کردی

این چیه؟ کت واسه سکس؟

جدی هستی؟

این کارت فقط داد و ستد بود؟

...وایسا، چیکار می‌کنی؟ درش - ...نه، من -

بپوشش، بپوشش، بیا، بپوشش - ...نه، فقط -

متاسفم، باید... نباید اون حرف رو می‌زدم

می‌خوام کت رو داشته باشی

معامله نبود، به هیچ وجه

داری یخ می‌زنی، بپوشش

نه، دیگه نمی‌خوام به اون کت دست بزنم

!گور پدر اون کت

...خب بیا پس

کت من رو می‌پوشی؟

از دستم خارجه، منظوری نداشتم

...خب؟ فقط... من

حس می‌کنم احمقم، خب؟

من کودنـم

البته که قرار نبود

چون مهربونی واست کت بخری

...چون به یکی احتیاج دارم، چون

چون می‌خواستی یکمی مراقبم باشی

چطور... چطور فکر کردم این کارها واست کافیه؟

...نمی‌دونم مدلین، طبق تجربه‌ای که داری

واسه بیشتر مردها کافیـه؟

نمی‌دونم

با تجربه‌ای با مردها ندارم

...اما نمی‌دونم چه... احساس می‌کنم

...که

یکی با نیت خوب مواظبت باشه

اگه واقعا فکر می‌کردی رابطه‌تون قراره

افلاطونی باشه انتظار زیادی داشته

خب این وسط نقعش از رابطه با تو داشتن چیه؟

من، تمامِ من

جز سکس

مطمئنی نمی‌خوای با بابابزرگ بخوابی؟

بهش علاقه‌ ندارم

دست بردار تمی، خودت می‌گفتی چندشه

چندش که هست ولی کی اهمیت می‌ده؟

باید بدی‌ها و خوبی‌هاشـو قبول کنی

و لامپ خونه خراب شده

یکی باید درستـش کنه

فکر نمی‌کنی بتونی یه فرصت دیگه بهش بدی؟

چشم‌هامـو بستم و سعی کرد احساس خوبی

در مورد سکس با آقای نابغه داشته باشم

واقعا سعیمو کردم

احساس خوبی داره؟ خوشت میاد؟

...تو خیلی جذابی، انگار

هیچی نگو، باشه؟ - اوهوم -

اما نمی‌تونستم خودمـو با اون تصور کنم

به اون مدل واسم جذاب نبود

تصمیم گرفتم به کل بیخیال آقای نابغه بشم

مدلین؟

بله؟

می‌شه یه دقیقه بیرون باهات صحبت کنم؟

چی شده؟ - یه چیز مهمی -

باید بهت بگم

خدای من، اخراج شدم

چی؟ - اخراج شدم، داری منـو اخراج می‌کنی؟ -

نه، صبر کن، یه لحظه صبر کن - درست می‌گم؟ درست می‌گم؟ -

...نه، نگاه کن، فقط - چـ... چون معمولا اینطوری می‌شه -

...اجازه می‌دی - ناراحتـت کردم -

واسه همین یه راهی پیدا می‌کنی

تا منو از جلو چشمت دور کنی

و از مدیرها نظرهای منفی می‌گیرم

و می‌فهمن که زیاد کپی می‌گیرم

و... و می‌خوان اخراجم کنن - ببین، نگاه کن، نگاه کن -

از این خبرها نیست

واقعا؟ - آره -

ما جفتمون تو رابطه بودیم

هیچوقت تقصیرها رو گردن تو نمی‌نذازم

کاری نمی‌کنم تا از اینجا بری

باشه؟

...نگاه کن، می‌خواستم باهات تنها باشم تا

...بهت بگم

که من دارم می‌رم

چی؟

دارم می‌رم

یکم استراحت کنم

چی؟ یه دفعه؟

تونستم مرخصی بگیرم

بـ... به خاطر من؟

آره

...متاسفم، من... من... هیچوقت

نه، ناراحت نباش، ناراحت نباش

...من هیچوقت... هیچوقت - آره، می‌دونم -

تجربه تازه‌ای بود

داری گریه می‌کنی؟

...و... واسه

واسه گریه کردن یکم پیر نیستی؟

چرا نمی‌تونم گریه کنم؟

چرا نمی‌تونم احساسی داشته باشم؟

چون که پیرتر هستم؟

مزخرفه که، می‌دونی

آدم‌های مسن می‌تونن خودشون رو کنترل کنن

ما هم یه چیز رو تجربه می‌کنیم

سعی می‌کنی بفهمی چی شده

خیلی متاسفم

می‌خوام یه چیزی بهت بگم

و می‌خوام واقعا گوش بدی و قبولش کنی، مدلین

باشه

...می‌خوام بدونی که

تو دختر فوق العاده‌ای هستی

باهوشی

مبتکر و زیبایی

...و به هرچی که

هرچی دلت می‌خواد می‌رسی

تو بزرگ شدی تا یه زن جوون خارق العاده بشی

تو همون دخترِ آرزوی هر پدری هستی

...من خیلی

خیلی خیلی بهت افتخار می‌کنم، مدلین

توی اون لحظه یه چیزی عوض شد

دیدنِ اینکه آقای نابغه ازم فاصله می‌گیره بهم احساس آزادی داد

حس رهایی

حرف‌هاش آدم رو متحول می‌کرد

یه دفعه من بالاخره بزرگ شدم

!صبر کن

:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـی :.: @mml_moh

ارائـه‌ای از تـیـم تـرجـمـه‌ی شـوتـایـم « WwW.Show-Time.iN »

:ما را در تلگرام دنبال کنید T.Me/Showtime

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.