Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
میدونستی؟ چی؟
اینکه کلاوس زندهست و تو نیویورکه؟
سَم تهدید کرد که منو به مقامات گزارش میده
مگر اینکه بهش اطلاعات بدم درباره سیستم دفاع راداریمون
!سَم
ما تو جنگیم. اون دشمن بود اون دوستم بود
دستور از برلین
کلاوس آدم شریفیه اون خائنه
نه آره
دیگه از دست شوهرا، باباها و داداشا خسته شدم
دوباره بریم تو لونه کوسهها؟ نه
به آفریقا
یهو بیخبر پریدی رفتی آلمان و نمیخوای بگی چرا
بک توسط یکی از اعضای سفارتخانه مورد سوءاستفاده قرار گرفت
چی؟ باید منو از اینجا دربیاری
...گروبر
اون رمانی که میخواستم بنویسم؟
انگار توش هستی
درد داره؟
فکر کنم تا حالا تیر نخوردی
نه
ولی کلی چیز دیگه هم هست که تا حالا نکردم
هیچوقت تیر نخوردم
...هیچوقت بهترین دوستمو نکشتم
.هیچوقت با یه خواننده کلوب شبانه نخوابیدم
راسته که درباره دخترای سیاهپوست میگن؟
میتونی بهم بگی
...هیچوقت تو سلول اعدام نبودم پس به یه محکوم به اعدام لطف کن و برو سر اصل مطلب
حرف حساب
خب، من از طرف دریاسالار کنتون پیام دارم
میگه شاید یادت نیادش تو جوون بودی
یادمه
به دعوت بابام اومد کیل
گفت بهت یه مدال قایقرانی داده
،خب پس حافظهش خیلی خوب نیست
مدال رو به خواهرم داد
اون همیشه تو آب از من تندتر بود
شاید باید اون کاپیتان زیردریایی میشد
شاید
خب، من و دریاسالار یه سوال ازت داریم
نظرت درباره جنگ چیه؟
ای کاش هیچوقت شروع نشده بود حالا که شده؟
فقط واضح بگو چی از جونم میخوای
یه پیشنهاد برات دارم
بیشتر از صندلی برقی حال میده؟
گفتی اسمش گیزه بود
نه، اسمش فورستر بود
اون عضو گِشتاپوِ
چی؟! گشتاپو؟
از کجا میدونی؟
چی کار کردی، رفتی بیرون؟
نه یادت باشه کجا پیدات کردم، احمق
قرار گذاشته بودیم نرفتم بیرون
حتی یه بارم تو این مدت لعنتی، اوکی؟
فقط یه بار تو ''لا روشل'' دیدمش
پس اینجا چی کار میکنه؟ من از کجا بدونم؟
لعنتی
الان وقت این گندکاریا نیست
،هر کاری که اینجا داره میکنه نمیذارم کارمونو خراب کنه
منظورت چیه؟
وقتی به هوش بیاد، میفهمیم چی بلده
بعد میزنیمش
نمیفهمم چرا خودت زحمت کشیدی اومدی
یه دعوتنامه کتبی کفایت میکرد
همونطور که گفتم، یه گپ درباره تجربههاتون میتونه
برای پرستیژ فرهنگی رایش فوقالعاده مفید باشه
و... خواستم اینو حضوری بهت بگم
ببخشید، ولی فکر نمیکنم ...این تنها دلیل باشه
همینه
چی؟
ببخشید
...یه آشنا تو لیسبون
اینو بهم داد
از من خواستن حضوری بهت بدمش
اینو از کجا آوردی؟
از یه آقاى آمریکایی
اونم مثل من خوشحال میشه اگه تو لیسبون صحبت کنی
فکراتو بکن
شب بخیر
سلام منو برسون
بابا؟
اون مرد کی بود؟
یه مهمان محترم و یه پیشنهاد کاملاً غیرمنتظره
لیسبون؟
رئیس سفارت آلمان دعوتش کرده
خودش اومد خونهمون
زیادهروی به نظر میرسه ولی حتماً دلایلی داشته
پس تو هیچی نمیدونستی؟
نه ولی عجیب نیست؟
بابات هر کاری دلش بخواد میکنه
تازه، شما هافمنها همیشه یه غافلگیری تو آستینتون دارین، نه؟
ببخشید، باید برم ترتیبات سفر خودمو درست کنم
به برلین، برای بحث درباره استراتژیهای جدید با افسراى ارشد
انگار اعتبارم داره کمکم بهتر میشه
و قصد داشتی برنامههاتو بهم بگی؟
میخواستم برات پیغام بفرستم
آلبرشت، اگه ناامیدت کردم
و فکر میکردی ...ازدواجمون یه جور دیگهست
بس کن
طلاق منتفیه
وقتی از برلین برگردم دوباره خونه زندگی میکنم
و تو هنوز زن من میمونی
با همه کارایی که خونوادهت سرم آورده اینو بهم بدهکاری
اگه تو یا بابات یه بار دیگه آبروم رو ببرین
نابودتون میکنم
همهچیز همین بود
واقعاً جای درستیه؟ آره
اینم از وقتشناسی ژاپنیا
خدمه دارن بیقرار میشن
نمیتونم تا ابد عملیات رو براشون مرور کنم
دستور اینه که ''بار رو تحویل بگیر و ببر ''به هر قیمتی
پس منتظر میمونیم و خدمه هم آماده تو عرشه پایینی میمونن
این بار لعنتی چی میتونه باشه؟
تو ضیافت چی گفتن؟
تکنولوژی آلمانی در ازای منابع باارزش؟
آره، ولی چه منابع باارزشی دارن که ما نداریم؟
زنای ژاپنی
این باریه که با خوشحالی تا آلمان برمیگردونم
احمقا
شانس آوردی، تو و ویلی افتادین تو تیم قرقرهکشی اردمان
اون بدک نیست
من و هری با اُلی هستیم
فکر میکنی خوشم میاد سوار قایق بشم با شما موشهای فاضلابی؟
چرا نمیتونیم تمرینهامونو بیرون انجام بدیم، بهجای این قوطی حلبی؟
هواپیماها. باید هر لحظه آماده شیرجه باشیم
خب، نمیدونم حاضرم چی بدم تا یه دل سیر توی اقیانوس شنا کنم
اون کون بوگندوتو تکون بده ویلیِ بچه ننه
خودت تکون بده موش فاضلاب
هی، چه مرگته؟
خل شدی؟ دیگه تمومه
بهت گفتم
اینجا چه خبره؟
غیرقابل قبوله شماها سربازای نیروی دریایی آلمانین
این عواقب داره اردمان، اتاق کنترل
باید درباره تنبیه حرف بزنیم بله، ستوان دوم
شماها همینجا وایسین
بهت گفتم
فقط یه جفت
آروم باشین. دستورات جدید اومده شماره یک، ستوان والش
بله، قربان
بعد از اینکه کاروان اُ.اِن.اِس 185 رو سالم تحویل ناوشکن ''اِچ.اِم.سی.اِس آلبرتا '' دادیم
باید بریم جبلالطارق، اونجا قراره اسال۱۲۹اف رو اسکورت کنیم
تا لیورپول برمیگردونیم
و یه چیز دیگه هم هست آقایون لطفاً برای هر نفر یه لیوان
بله، قربان
یه تلگرام اومده درباره یه موقعیت خیلی جدی تو خونه
از رابطام خواسته بودم منو در جریان بذارن
چیه، قربان؟ پادشاهه؟ چرچیل؟
به نظر میرسه
صبح زود
یه پسربچه به اسم جوزف دیوید از یه خانوم به اسم آنابل
تو منطقه ساسکس به دنیا اومده
مادر و پسر حالشون عالیه ولی پدر
تو شوکه، ولی بهزودی حالش خوب میشه
به سلامتی جوزف دیوید مرسر خدا حفظش کنه
به سلامتی جوزف دیوید مرسر
بهبه بهبه
تبریک، قربان
بهتره برگردم رو عرشه
فرصت خوبیه که توپچیها رو سروسامون بدم
آفرین، آقای مرسر
تبریک
چرا بهم نگفتی، مرسر؟ به نظرم مناسب نبود
این دلیل درخواست انتقالت بود؟ نه، قربان. همهمون خانواده داریم
انتظار رفتار ویژهای ندارم
پس... چون با فرماندهی من مخالف بودی
صداقتت رو خیلی دوست دارم، مرسر
یه قول بهم بده
بله، قربان؟
پسرت، وقتی فرصت کردی باهاش صادق باش
...بهش بگو چقدر برات مهمه
هر وقت فرصت کردی
بله، قربان
ممنون، قربان. نصیحت خوبیه
خب، بجنبید این لَگن رو ببریم جنوب، جبلالطارق
یه تغییر آبوهوای خوب
این کاروان جدید، تند و تیز میره
پس مطمئن میشم اینبار یه مرخصی درستحسابی بگیری
همه اونایی که شیفت نیستن برن اتاق اژدر جلویی
راه باز کنین برای اعلیحضرت
پادشاه دریاها و اعماق
اعلیحضرت ماهیصفت
پادشاه نپتون
مرسی، مردای دریا
نگهش دار، پسرم
مرسی که اینقدر گرم از من استقبال کردین. مردای دریا
دوست دارم از یه مهمان خیلی ویژه استقبال کنین
حتی گرمتر از استقبال از من
زیباترین افسونکنندهترین
...خواستنیترین
و شدیداً شدیداً سکسی
خانم نپتون
امروز یه بازی خیلی خاص داریم
همونطور که شاید بدونین ما نزدیک ساحل آفریقاییم
شاید ندونین
که تو مسیرمون به اینجا از یه خط ویژه رد شدیم
خط استوا چی؟
کدومتون جَوونا تا حالا از خط استوا رد شدین؟
اینجا
بقیتون
باید آیین پاکسازی ویژه خانم نپتون رو بگذرونین
...خب
لباسا رو دربیارین
این یه دستوره
دربیار! دربیار بجنب
بیا دیگه! دربیار، دربیار
زود باشین
آقای پترز، آقای تاوشر شمام باید لباساتونو دربیارین
دربیار! دربیار! دربیار! دربیار
ستوان دوم بوخنر
میدونی که استوا این دور و برا نیست
اینقدر آلمانی نباش، رئیس
باشه، خوبه ولی کوتاه نگهش دار
فکر نکنم بخوای اینجوری با ژاپنیا روبهرو شی
بفرما
همه آمادهان برای حموم ویژه خانم نپتون؟
پس بجنبید! بشور، بشور، بشور
اینجوری نکن یه کم بشورش
جابهجا
میخوام مثل سوت تمیز باشه
تمیز! حالا تمیزی
حالا بخش دوم آزمون پادشاه نپتون
زیر این سه تا لیوان شوهر عزیزم و پادشاه دریاها
سه لیوان دارو قایم کرده
یه لیوان پر از اشناپسه
مدتهاست از اینا نخوردم
دومی یه معجون لطیفه
و سومی پر از شاش خود پادشاه نپتونه
...خب
کی میخواد شانسشو امتحان کنه؟
بجنب، کرمر تو همیشه میخوای اولی باشی
اشناپس اینجاست اوکی
به سلامتی موشای فاضلاب یو-۹۴۹
آره
تقریباً بهخوبیِ این موش فاضلابی
میتونین شریکای تجاری درجه یکی باشین
تو چه کاسبیای، پسرم؟ ... اوم
جیببری، اعلیحضرت
جیببری؟
میفهمم
چیزی هست که بخوای به خانم نپتون بگی؟
آره
ستوان دوم بوخنر قبلاً دستشو بلند نکرد
راست میگه
عجب کلکی
ستوان دوم
پس اونم باید آیین رو بگذرونه
دربیار! دربیار! دربیار! دربیار
تو
فکر میکردم مُردی کی گفته نمردم؟
ساعت چنده؟
هنوز زوده
زود برمیگرده
لا روشل
چقدر گذشته؟
یه عمر
بیشتر از اون
نُه ماه
اینجا چی کار میکنی؟
اول تو تو دستبند داری، نه من
میتونی بذاری برم
اینجا چی کار میکنی؟
یه فرمانده زیردریایی سقوط کرده
که یهو معجزهآسا تو نیویورک پیداش میشه
یه خائن به میهن
من خائن نیستم
تو هیچی نمیدونی مخصوصاً درباره من
میدونم داری از گروبر اخاذی میکنی چرا؟ بهم بگو
بگو واقعاً چی شد
میتونم کمکت کنم
میتونم تو آلمان یه حرف خوب برات بزنم
قول یه گشتاپویی
نمیتونم برگردم آلمان پس چی؟
هر چی اون میگه بکنی تا برگردی آمریکا؟
به نظرم مثل یه خائن میمونه بگو چقدر میدونی
اگه بگم؟ بعدش چی؟
قفل شدی
پس من تنها اسیر نیستم
حرف میزنه؟
خب... میدونم اسمت گیزه نیست
فکر کنم کپ هولدینگز چندان فرصت سرمایهگذاری خوبی نیست
هویتت لو رفته، فورستر
یا میگی واقعاً چرا اینجایی یا میمیری
میذاری این کارو بکنه؟
کلی آلمانی سعی کردن بکشنش. مگه نه، کلاوسی؟
نمیذاریم همهچیزو بهخاطر تو به خطر بندازیم
راستی، رفیقمون با بابات تماس گرفته
اولی میره تو زانوت
اگه کاری که اینجا میکنین اینقدر مخفیه
نمیتونین بذارین کسی صدای شلیک بشنوه
راست میگی
فقط میخوام از لیسبون در برم
از کجا میدونستی هافمن اینجاست؟ نمیدونستم
تعقیبت کردم، دیدمت با گروبر
فرستادنم اینجا تا یه قتل رو بررسی کنم. دورفمن
اونم عضو گشتاپو بود
قرار بود یه خائن آلمانی تو لیسبون باشه
ولی من یه چیز دیگه کشف کردم صبر کن، صبر کن. چی کشف کردی؟
یه دانشمند، به اسم بک
وفادار به آلمان
خب، تو بک رو میشناسی
داشت پاپوش براش میدوختن و قاچاقی از لیسبون میفرستادنش بیرون
چرا؟ نمیدونم
یه توطئه، یه معامله
برای تنگستن
همهچیز روبراهه؟
هفته پیش اینجا ندیدمت
نامزدم اینجا بود از مرخصی ایتالیا برگشته بود
چند وقت؟ چهار روز
سه شب
یه اتاق تو هتل هانزا گرفتیم
یکی شکایت کرد که خیلی سر و صدا کردیم
48 ساعت پردهها رو کشیدیم
نمیدونستم یه مرد میتونه اینقدر دووم بیاره
و همه اون پوزیشنها مثل چی؟
یه بار یه پام رو زمین بود و اون یکی تو سینک
...اون پشت سرم بود دهنتو ببند
فقط ساکت باش و سبزی خرد کن این آدما گرسنهان
بجنب
شب بخیر شب بخیر
بله؟ اوم، من اهل کیل نیستم
اینجا خیابان توره؟ فکر کنم آره
اوه، خوبه دنبال چی میگردی؟
...اوم
...من... خب
ما دوتا چطوره؟
خب، ملوان خوشتیپ؟
... خب میفهمم
...معمولاً اینکارو نمیکنم ...تا حالا نرفتم
اوکیه. میفهمم
تو خیلی از خونه دوری
یه همدم لازم داری
وقتی آدما تنها میشن، کارایی میکنن که تو حالت عادی نمیکردن
...این
غیرمنتظرست چی؟
...اینکه یکی مثل تو
یه اتاق نزدیک اینجا داری که بتونیم بریم؟
میتونیم همینجا انجامش بدیم
با دهنم انجامش میدم
بس کن
اینجا چه خبره؟
توضیح بده ...من
... گفت باهام میاد چطور جرأت میکنی همچین حرفی بزنی
لطفاً بهش بگو بس کن! بس کن
...این
این... سوءتفاهم بود
اون فقط حرفمو اشتباه گرفت
گمشو از اینجا
مشخصاتشو بگیر
فرماندهت از رفتار تو خبردار میشه
بله، فرمانده
مرخصی
میخواستم پیشنهاد بدم تو کارت بهت کمک کنم
ولی حالا باید از طرف نیروی دریایی آلمان ازت عذرخواهی کنم
کاری هست که بتونم برات بکنم؟
میخوام برم خونه یه سری کارا دارم که باید انجام بدم
خودم میرسونمت
لطفاً باشه
مرسی
اون ملوان مطمئن میشم انتقالی بگیره
اگه بخوای
خیلی ممنون
واقعاً
تحسینت میکنم
خیلی قوی هستی
برادرتو از دست دادی بعد بابات داره زجر میکشه
و همیشه چطور ...از شوهرت حمایت میکنی
بعضی وقتا فکر میکنم اصلاً متوجهش میشه یا نه
خیلی سرش شلوغه
من دوستتم
کسی که میتونی کامل بهش اعتماد کنی
خیلی ازت قدردانی میکنم
ببین، پرتغالیها با توافقات محدود شدن
که چقدر میتونن به هر دو طرف بدن
شنیدم آلمانیها دارن هر کاری میکنن که بیشتر بگیرن
حتی از راههای بانکی معمول هم نمیرفتن مستقیم با شمش طلا پرداخت میکردن
با مدارکی که میگه تو این مخفیگاهه
میتونیم ثابت کنیم آلمانیها دارن غیرقانونی ازشون تنگستن میخرن
پرتغالیها مجبور میشن معامله رو تموم کنن
این جزو نقشهمون نیست گفتی بابام داره میاد
اون نقشه فقط شروع یه چیزیه
ممکنه هنوز ماهها طول بکشه تا اثر کنه
... اگه راست بگه اگه...اون راست بگه
...یعنی هیچ تنگستنی برای آلمان
یعنی جنگ یه سال زودتر تموم میشه، شایدم بیشتر
اگه این اتفاق بیفته
سهم اعتبارشم مال تو میشه
ممکنه تله باشه
خدای من
رئیس
خدای من، غولپیکره
هوبر، علامت بده بله، قربان
آمادهباش برای ورود به بندر آمادهباش برای ورود به بندر
به فرمانده خبر بدین
ویتگنشتاین تفنگ پرتاب طناب رو بیار
بله، قربان
هر چیزی که اجاره رو نمیده بندازین بیرون، ملوانا
آمادهباش برای ورود به بندر آمادهباش برای ورود به بندر
هی، ویلی، بیدار شو بالاخره رسیدن
گمشو
کابوس دیدی؟
تب داری
خوبم. نگران نباش
نیدرمایر، کرمر، باهام بیاین بله، قربان
بیا دیگه
اونجا کد مورس، رئیس
پنج تُن
اردمان! وینچ؟ تقریباً آمادهست
طناب بکسل رو محکم کنین و قایق رو آماده کنین
تیوب؟ جوخه قایق دو
جایگاهتون رو تو دماغه بگیرین و منتظر ژاپنیا باشین
کاپیتان گفت چی چی میگن؟
میگن بار پنج تُن وزن داره
25 تا جعبه، هر کدوم ۲۰۰ کیلو
ولی ما فقط میتونیم چهار تُن ببریم بیشترش خطرناکه
دستور اینه که «به هر قیمتی»، قربان
میدونم
وزنههای تنظیم چی؟
وزنههای تنظیم رو از انبار اتاق کنترل بندازین تو آب
تفنگ پرتاب طناب مرسی
میخوان قایقا موازی باشن صد متر فاصله
چرند محض هیچوقت نمیتونیم طناب بندازیم
جعبههای ۲۰۰ کیلویی رو بیخیال بهشون بگو ۴۰ متر
تفنگ پرتاب طناب بیشتر از این نمیره
شلیک خوبی بود، رئیس همه برن موقعیت بندری
اردمان بگو طناب راهنما رو بگیرن
بله، قربان
خب، بچهها اینا رو به سینههای نحیفتون وصل کنین
روشنشون کنین وقتی رو قایق بودیم، اوکی؟
گرفتین؟
آمادهست، گروهبان؟ آمادهست، موشای فاضلاب؟
طناب آمادهست جوخه رو بندازین تو آب
راه بدین. راه بدین، راه بدین
مواظب باش
ثابت! ثابت
بیا دیگه، بپر پایین
بیا
چراغقوه رو روشن کن
وایدنر، بجنب
میتونی تا صبح وقت نداریم
پاروها
بجنبید
آروم و یکنواخت با یه کم شور و شوق
علیه موجها پارو بزنین. آروم
بیا دیگه! تندتر
تندتر
هری، اونورو نگاه کن
با یه کم شور بیشتر بیا دیگه
پارو
بجنبید! قایقو ثابت نگه دارین لعنتی، خیلی گندست
سلام طناب! طناب بدین
خوبه
حالا
...بار رو
بار رو بلند کنین، لطفاً، بزرگا
محکم بگیر، ملوان
اوه، خدا، تو این چیه؟ بچه فیل؟
ما چی هستیم، سیرک یا چی؟
محکمش کن! بار رو محکم کن
تندتر
خوبه! بلند
بلند، بلند
حالا بجنبید. پارو
تموم کردن
بکشینشون اینور، بچهها
بکش! بکش
بکش! بکش
حالت خوبه، نازنازی؟
من نازنازی نیستم
ضعیف نیستم مثل هر کدوم از شماها قویم
طنابا رو ببند
بار محکمه؟
خوبه. بکشین
بکشین! ورشو! ورشو
بجنب، ویلی الان بکشینشون اینور! اینور
آروم
آروم
بجنب
چی شده؟
هی، حالت خوبه؟
قربان، فکر کنم ویلی زخمی شده
ببرینش زیر عرشه و یکی دیگه جاش بیارین
بیا، بجنب دستتو بنداز دورم
بیا دیگه
اینو بده اینجا
راز حل شد. طلای غارتی
اردمان، بار رو جا بده
ملوانا بار رو زیر عرشه جا بدین
طنابا رو باز کنین
طنابا رو باز کنین
پاروها رو بگیرین
طناب بیشتر، بیشتر مواظب باش، امواج
محکم بگیرین، موشای فاضلاب
پارو
تندتر
خب. حالا داره بدجوری میشه
خوبه
بعدی
... آروم، آروم مواظب باش، موج
پاولی! پاولی
پاولی ملوان
جعبه رو محکم بگیر ... ولی پاولی
الان
پاولی به هر قیمتی تو قایق بمون
فهمیدی چی گفتم، ملوان؟ باید نجاتش بدیم
ملوان
بشین
...پاولی! پاولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.