All language subtitles for Of.Kings.And.Prophets.S01E07.480p.Web.x264.Rmteam

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

پیامبر واقعیت رو گفت دیوید همونطور که دخترتون رو گرفت تاج و تخت تون رو هم میگیره

باید راه خلاقانه تری هم برای توافق بر سر تفاوت ها مون باشه

من نیاز به یه شریک برای درخواست صلح دارم

تاج و تخت متعلق به سائول یا دیوید نیست

من تو فکر جاناتانم

من به یه ارتش نیاز دارم - یه ارتش توی کیلا هست -

میخوایم شهر رو از دست سگ های فلسطینی آزاد کنیم

میذارم این پادشاه جوان پیروز بشه

بکشیدشون همه شونو بکشید

تو خدا نیستی ساموئل تو فقط یه انسانی

REZA : مترجم R.a_54@yahoo.com

من دیگه حرفی ندارم

ای کاش میتونستم زندگی بهتری برات فراهم کنم

تو توانایی های دیگه ای داری که میتونه اینکارو بکنه شاه دیوید

دوباره بگو - شاه دیوید -

یه بار دیگه

الان دیگه آقای خودت شدی چوپان - آره ولی منظورم اینه که اون حرف خیلی خوبه -

حالا میبینم

اگه یادت رفته ، لازمه بگم که من به تازگی کل شهرو رو آزاد کردم

جنگ ها رو یا میبازی یا میبری ولی یه پادشاه همیشه یه مسئولیتی داره

پسر عمو ، باید بیای دم در

به یاری گفتی بره سمت بتلهم ؟ - آره -

ولی چرا میخوای پدرت رو برداری بیاری اینجا ؟ اینجا واقعا داغونه

ردیفش میکنیم

میخوام خانوادم نزدیکم باشن - ... وقتی میگی که -

اینو دم دروازه شهر پیداش کردیم لباس ارتش سائول هم تنشه

برادر من برای صبح اومدم - صلح ؟ -

تو با ایشبل اومدی دنبال من

به برادر خونیت خیانت کردی باید اعدامت کنم - من دیگه با اونا نیستم -

سائول مسیر تو رو تا نوب رو دنبال کرد

ولی از اینکه تو جات امنه عصبانی شده

اون پیامبر و همه ی کشیش ها رو کشت

داری دروغ میگی - خبراش به زودی میرسه -

نصف گیبه علیه اون شدن

وقتی سائول سرپا بشه و قیام کنه احتمال زیاد به کیلا میاد

اومدم به تو بپیوندم برادر

ازم میخوای الان بهت اعتماد کنم

برای وفاداریت چه اثبات و سندی دارم ؟

اون طرف دیوار ها رو ببین

آماده

برات لشکر آوردم

گیبه

از شرق چه خبر ؟ تو منطقه ی سمت راست همه چی ردیفه ؟ بله سرورم -

ولی تلفات سنگین آزارمون میده

مردم اونجا خوب ساماندهی و مسلح شدن

چیزی ام دستگیرتون شد ؟

دوتا از رهبراشون رو شکنجه کردیم ولی چیزی نمیدونستن

من شنیدم که تعدادی از سربازا به خاطر رفتار پدرم فرار کردن

بله سرورم

این حرفی که میگم رو پخش کن

هر کسی که پستش رو ول کنه توی میدان شهر آویزونش میکنیم

این خانواده به خاطر پیامبر رنج زیادی کشیده

... حالا که ساموئل دیگه نمیتونه این خانه و اعضاش رو نفرین کنه

میتونیم یه بار دیگه با هم ادامه بدیم

جاناتان تو از سیاه چال فرار کردی و چند نفر از محافظ ها رو کشتی

بدون شک بقیه بهت کمک کردن

حالا بهم بگو چرا باید یه همچین خیانتی رو ببخشم ؟

نباید ببخشین اون اجازه داد دیوید با میکال از شهر خارج بشه

اینکارو کردم تا از خانوادمون در برابر عذاب خدا محافظت کنم

چطوری تونستی جلو روی بابات دیوید رو انتخاب کنی ؟ - خفه شین -

میتونستم از کاخ فرار کنم ولی کنار شما موندم

تو چی فکر میکنی ؟ باید بذارم جاناتان دوباره وفاداری منو به دست بیاره ؟

بله سرورم - البته که اینو میگی -

این سوال رو از آدم اشتباهی پرسیدم وفاداری خودت هم خیلی سفت سخت نیست

وقتی حسابامو با دیوید تسویه کنم نفر بعدی تویی

ریزپا ؟ - ملکه از حسادت پیامبره نسبت به شما بهم هشدار داده بودن -

شاید پیامبر به دلیل کمک به دیوید در خیانتش مستحق مرگ بوده

حالا داری میبینی که دیوید اون آدم درست و روشنایی واقعیه

این شورشیا هیچ علاقه ای به اقدامات پدرم ندارن

اونا میخوان کل خاندان ما رو بکشن

ما حواسمون به این بی حرمتی هست

کشتار بیشتر اونارو وفا دار نمیکنه هر اقدامی عواقب خودش رو داره

من گذاشتم دور این میز کنارمون بشینی صبر و شکیبایی منو امتحان نکن

پدر ، این صحبتا اتفاقی نیستن

من شک دارم و فکر میکنم یه نفر تحریکشون میکنه - منم همینطور -

همونطور که میدونیم این فرد میتونه هر کسی باشه حتی شاهزاده جانشین شما

مراقب حرف زدنت باش برادر

اگه میخوای خودتو ثابت کنی میتونی بری بفهمی چه کسی داره اینکارو میکنه - همینکارم میکنم -

بعدش ما میریم به کیلا تا خواهرتو نجات بدیم

وقتی دیوید شکست خورد میتونی سرش رو از تنش جدا کنی

مردم اسرائیل دیگه نمیتونن از یه پادشاه دیوانه دستور بگیرن

سائول به زودی با ارتشش از راه میرسه و وقتی رسید ما باید آماده باشیم

میتونی از ما در برابر کل ارتشش دفاع کنی ؟

دیوید گلایث رو کشت الوهیم هم طرف اونه

اگه بذاریم تو بمونی فلسطینیا طلب انتقام میکنن و باز همون آش و همون کاسه

یه بار ازتون دفاع کردم بازم اینکارو میکنم

میدونیم سائول تو راهه اگه فرار کنیم

اون میتونه تک تکتون رو بکشه و من نمیتونم بذارم چنین اتفاقی بیفته

ازمون میخوای ارتشت رو تامین کنیم ؟

یه شهر مستحکم رو به راحتی نمیشه تسخیر کرد

میتونیم سائول و ارتشش رو پشت دروازه شهر نگه داریم

ولی اگه وارد شهر بشه باید به ذخایر آذوقه هایی دسترسی داشته باشم

که مطمئنم شوهرت کنترل اون هارو در دست داره

ما قدرت دفاعیمون رو تقویت میکنیم و سائول رو مجبور میکنیم جنگ رو تموم کنه و متقاعدش میکنیم که این کارمون هیچ ضرری براش نداره

آدم شجاعی هستی

آدم احمقی هستی

تاجر نابال ؟ - خودمم -

تو قول وفاداری به شاه فلسطینیا ، اکیش ، دادی و هنوزم از دادن غذا به ارتش من امتناع میکنی

تو داری مارو مجبور میکنی تا به هدف خودت که خدمت به سائوله برسی - اون غاصب نیست -

با این حساب اون از ما میخواد تا علیه شاه فعلی مبارزه کنیم

خواستم تا از جونمون محافظت کنیم

من نخواستم تقدیس بشم و هیچوقت هم نخواستم تاج و تخت رو از کسی بدزدم

ولی اشتباه نکن من دیگه فرار نمیکنم

من مجبور شدم مقابل پادشاه فلسطینیا زانو بزنم تا جون خانواده ام رو نجات بدم

اما دیگه جلوی کسی زانو نمیزنم

باید به خاطر این بی احترامیش میزدم لِهِش میکردم

به خاطر توهین شخصی به خودت اشتباهات پدر منو تکرار نکن

ولی همه مون توش با هم مشترکیم

شاید حرف های نابال درست باشه

جنگیدن یا پدرم فقط اونو تحریک میکنه

اون 86 تا کشیش رو فقط به خاطر اینکه به ما کمک کردن کشت

همین الانش هم تحریک شده

من نمیخوام کاری علیه پدرت انجام بدم که بهش آسیب بزنه

ولی با این وضع پدرت نه پیشنهاد صلح آمیز منو قبول میکنه و نه حرف نابال رو

بذار با نابال صحبت کنم

من توی کاخ بزرگ شدم میدونم با آدمای یه دنده باید چطور حرف زد

آدم خطرناکیه

بهم اعتماد کن

خیلی خب

گات پایتخت فلسطین

مردم اسرائیل مخالف پادشاه سائول هستن

ارتشش باید جلوی شورشش رو بگیره - دیوید چی ؟ -

سائول میخواد وقتی شهر ساکت شد بره سراغش - ممنون ریزپا -

حواست باشه هنگام خروج چند تا از اون نقره ها برداری

من نقره های تو رو نمیخوام

من هر روز جونم رو به خاطر به خطر انداختم ... به خاطر اینکه تو

بهم قول انتقام گرفتن از ادومیتی ها به خاطر جنایتی که در حق خانواده ام کردن رو بهم دادی حواست به حرف زدنت باشه - نیست -

پس دارت میزنم تا با یه پادشاه اینطوری صحبت نکنی

به غیر از فاحشه ی سائول بودن دیگه هیچی نیستی

دیگه هیچوقت بهم نگو فاحشه

تو به انتقامت میرسی ولی بعد از اینکه من به انتقامم رسیدم

پس چرا وقتی سائول آسیب پذیره بهش حمله نکنیم ؟ الان بریم به سمت گیبه

چرا برم پیش سائول وقتی خودش داره میاد پیش من ؟

تمام غذاهای توی شهر خراب شده

اگه میوه و غذای تازه میخوای این رفتارت رو تموم کن

هر کدوم از این آدمای فقیر که میمیرن هدف ما علیه سائول رو ضعیف تر میکنن

تا کی میخوای وانمود کنی متحد اون هستی ؟ - پس همین الان باید کارمونو شروع کنیم -

جاناتان کجاست ؟ - جاناتان علیه پدرش نمیشه -

اگه سائول بره اون باید تاج و تخت رو بگیره ، این قانونه

جاناتان هیچ اشتیاقی برای رهبری نداره

من و تو امور مربوط به سلطنت رو مدیریت میکنیم

من همیشه عاشقت بودم از همون اولین روزی که دیدمت

وقتی سائول رفت ما میتونیم با هم ازدواج کنیم - حتی تصورش هم غیر ممکنه -

واقعا فکر میکنی آدمی که زده اونهمه کشیش رو کشته میاد کار تو با دیوید رو میبخشه ؟

یه آدم مسن و یه خائن ... پیوند بی نقصیه

اون مشکوک شده که یه خائنی این وسط هست ، ولی به تو مشکوک نیست

اون تو رو میکشه ، مگر اینکه اول تو اونو بکشی

دیوید دیگه چه جور پادشاهیه زنش رو فرستاده تا منو متقاعد کنه

من زن دیوید هستم ولی دختر سائول هم هستم

ازت میخوام تجدید نظر کنی

تو پدرت رو ول کردی تا این راهزن رو نجات بدی

من نه شوهرم رو ترک میکنم و نه پدرم رو ترک کردم من مصالحه میخوام

لطفا بشین

چه چیزی اینقدر مطمئنتون کرده که پادشاه به دلایلتون گوش میده ؟

اون همین الان هم کشتن مردم رو شروع کرده

ما تهدیدی براش به حساب نمیایم - حضورتون در اینجا برای همه یه خطر محسوب میشه -

آبیگل ساکت باش - بذارین حرفشو بزنه -

اگه پدرت مصالحه رو قبول نکنه کل این شهر رو به آتش میکشه

ما میخوایم با اینکار به دیوید کمک کنیم

میتونیم ماه ها از این شهر دفاع کنیم

فقط نیاز به آذوقه شما داریم تا افردمون رو باهاش سیر کنیم

قبول نمیکنم

نیومدیم ازت اجازه بگیریم

منم مذاکره نمیکنم

دفعه ی بعدی انگشتاتو قطع میکنم

این خط اینم نشون این نابال برامون دردسر میشه

بدون اون تو ام برای جنگ آماده نیستی

حق باتوئه اگر گرسنه باشیم نمیتونیم بجنگیم

تو احترام مردم اینجا رو به دست آوردی ، از دستش نده

نابال به اکیش احترام میذاره نه من

اون از اکیش میترسه تو آزادی خواه مهربانی

اون باورش نمیشه که این عواقبی داشته باشه

پس کاری میکنیم باور کنه

میتونی طبق دستور پادشاه دیوید رو بکشی ؟

امیدوارم کار به اونجاها نکشه

بامزه است پدرم به دیوید میگه خائن اصلا اونو نمیشناخت

اون از خشم پدر من میترسه

چرا همش با مادرت وقتش رو میگذرونه ؟

شاید دستمون به سائول نرسه ولی خب معشوقه اش پیشمونه

میخوام هر چی بلدی بهم یاد بدی میتونم پولشو بهت بدم

تمرینات من برای دخترایی که توی کاخ زندگی میکنن نیست

قصری که به زودی از دستش میدیم

میدونم اگه پادشاهی ما سقوط کنه چه اتفاقی برای من میفته

لطفا کمکم کن

امیدواری دقیقا چی ازم یاد بگیری ؟

تو شفا میدی تو میکشی

میتونی از خودت محافظت کنی

تو قدرتمندی

جهانی از قدرت وجود داره که تو روحت هم ازش خبر نداره

ارزش یادگرفتنش بیشتر از طلاست

قیمتت چه قدره ؟

همه ی چیزی که بودی

اسلحه هاتون رو بندازین یا هر چی دیدین از چشم خودتون دیدین

کاری که گفتن رو بکنید

مامور ها رفتن خونه تا پادشاه قدرتمندشون رو بیارن

شما درخواست من رو رد کردین - شوهر من آدم یه دنده ایه ، درست مثل خودت -

خودتم خوب میدونی ، سائول و اکیش برای اینکه هر جیزی که دارین رو ازتون بگیرن ، هیچ درنگی نمیکنن

همه ی چیزی که من میخوام یه مقدار آذوقه برا سرباز هامه میشه بیام تو ؟

بله سرورم شما هر موقع بخواین میتونین بیاین داخل

این کارا لازم نیست

یه معشوقه ی آسیب دیده به درد پدرم نمیخوره

چرا اینهمه از قصر دور شده بودی ؟ اونم توی یه همچین زمانی ؟

برو لطفا

پس به خاطر همین نجاتم دادین ؟ به خاطر اینکه من جزو دارایی های سائول حساب میشم ؟

نه ، اتفاقی که برات افتاد ، سرنوشتیه که هیچ زنی نباید تجربه اش کنه

خیلی از مرد ها هستن که به خاطر زن یکی دیگه جونشون رو به خطر نمیندازن

سائول آدم خوش شانسیه که تو رو داره

آره

اگه من نباشم اون پادشاهیش رو میبره لب پرتگاه

حال و احوالش بهم میریزه و من باید ردیفش کنم

متاسفم

من نیستم

بتلهم

یسی

... یسی

پدر دیوید ؟

تو کی هستی ؟ - من اومدم تا به کیلا ببرمت -

پسرت شهر رو از فلسطینیا گرفته و میخواد ازت محافظت کنه

من توی گیبه بهش خیانت کردم لایق محافظت اون نیستم

تو که اسرائیلی نیستی چرا قسم خوردی کنار دیوید باشی ؟

چون پسرت ، مثل من ، از قشر ساده و ضعیف به اینجا رسیده

اون باعث شده من باور کنم یه قدرتی بالاتر از چیزی که ما میبینیم و لمسش میکنیم هست

و اینکه ما میتونیم کارای بزرگی انجام بدیم اگه جرات باور کردن رو داشته باشیم

میبینم که همسرم دعوتت کرده و بهت آذوقه داده

این تنها تصمیم عاقلانه است

بعدا به حسابت میرسم - اون کاری به غیر از محافظت کردن از تو انجام نمیده -

با هدر دادن دارایی هام ؟ - این بهتر از اعلام جنگ کردنه -

ببرش ، میتونی آذوقه و غلاتم رو ازم بدزدی ، ولی وفاداریم رو نه

نه ، وفاداریت رو برای اکیش گذاشتی کنار - آره -

وقتی اون برگرده کجا میخوای قایم بشی ؟

نمیخوام قایم شم

مهم نیست

تکبرت قبل از رسیدن اون تموم میشه

زانو بزن

چی ؟

زانو بزن

تو برای من پادشاه به حساب نمیای

اون روزی که تو به خاطر خیانتت اعدام بشی من شادی میکنم

بهت گفتم زانو بزن

تو گفتی سائول مجرمه ولی نابال به خاطر رفتارش اعدام شد

من در قبال تامین امنیت شهر مسئولم اون چاره ای برام نذاشت

ساکت - ما دارش میزنیم -

ساکت

دیوید دزد نیست شوهر من یه احمق بود

و این جرات رو به خودش داد تا با پادشاه تقدیس شده ای که کل این شهر رو آزاد کرده رو به رو بشه

وقتی دوران عزاداری من تموم بشه هر چیزی که دارم به دیوید میرسه

بخشیدن سهم خودت یه چیزی ولی الان میتونه هر چی داری ازت بگیره ؟

طبق قانون هر چیزی که دارم متعلق به اونه

من و دیوید با هم ازدواج میکنیم

میفهمم که پادشاه ها باید چندتا زن داشته باشن

ولی چرا یه غریبه باید پیشنهاد ازدواج بده ؟

مگه مهمه ؟ - آره -

بهم بگو این ازدواج سر نمیگیره - وایسا میتونیم راجع بهش فکر کنیم - راجع به چی فکر کنیم -

اگه ما باهم ازدواج کنیم همه ی منابعی که میخوایم در اختیارمونه

... نه فقط آذوقه ، بلکه ، افراد ، پول ، اسلحه

راه های دیگه ای هم برای تامین منابعمون هست

ولی حقیقت اینه که بدون آبیگل ما نمیتونیم کیلا رو سرپا نگه داریم

اگه نتونیم کیلا رو حفظ کنیم من هیچ قلمرویی ندارم

اونوقت تا کجا میخوای این پادشاهیت رو گسترش بدی دیوید ؟

تا جایی که برای تحقق یافتن سرنوشتم لازمه

این همون حرفیه که پدرم گفت

مایلم بهای تو رو بپردازم

... تا خود قبلیم رو

انکار کنم

من جونم رو فدای خدای تو میکنم

پیامبران تو فکر میکنن کاری که من انجام میدم جادوی سیاهه

در حالی که من فقط یه کلید دارم یه کلید که میتونه در های بهشت رو هم باز کنه

نمیتونم چیزایی که ازشون عبور میکنی یا واردشون میشی رو پیش بینی کنم

متوجهی ؟ - آره -

آزادی خودت رو میخوای ؟

آره

همه رو برای عصرونه بیارید

... مطمئنی که غوغای داخل شهر آروم شده و

ما میتونیم بریم سمت کیلا و دختر عاشق مون رو پس بگیریم

میتونم راحت صحبت کنم سرورم ؟ - اگه باید اینکارو بکنی ، بکن -

پیامبر گفت که شما باید نسبت به از دست دادن پادشاهیتون بر حزر باشید

حالا اون مرده

ولی خب یه پادشاه باید تصمیمات سختی رو بگیره

به سلامتی سائول کسی که قدرتش کل اسرائیل رو فرا گرفته

برای سائول - برای سائول -

... ولی تو کل خانواده ی کشیش ها رو کشتی

کسایی که از زمانیکه موسی مارو از مصر آورد بهمون خدمت کرده بودن

برای اون کارت باید تاوان پس بدی

تو مخالف الوهیم شدی کسی که خواسته بود دیوید تاج و تخت پادشاهی رو بر عهده بگیره

برای این کارت باید بمیری

چی ؟

داره خفه میشه یکی باید کمکش کنه

کمک کسی براش کارساز نیست شرابش مسموم شده بوده

تو از کجا میدونی ؟ - چون اون میخواست اینکارو با شما بکنه -

خودت با چشمای خودت اینو دیدی ؟ - بله همسر شما اینکارو کرد -

اون از خیانت ایتان پرده برداشت بدون اون الان شما به جای اون مرده بودین

ایتان این شورش و غوغا رو شروع کرده بود اون میخواست جاناتان به جای تو روی تخت پادشاهی بشینه

چیکار کردی ؟

با پدرم چیکار کردی ؟

ایتان حرف منو گوش کن بذار آخرین چیزی باشه که میشنوی

من پادشاهم الان و تا همیشه

بابت اون آذوقه ها ممنونم ولی از پیشنهاد ازدواج غافلگیر شدم

فکر کردی میتونی شوهرمو ازم بگیری و تنها ولم کنی ؟

قصدم بیوه کردن شما نبود

خوشحالم اینکارو کردی

من کسی بودم که دارایی های نابال رو به ثروت تبدیل کرد

بهتره یه زن رو توی تخت داشته باشی به جای اینکه یه مرد ، پاش بیخ گلوت باشه

پادشاه جدید نیاز به حامی داره

نمیخوای یه زن توی تختت باشه ؟

میکال زن اولمه

ازدواج ما میشه یه وسیله برای راحت شدن نجات شهر و نجات جون تو

هر چی شما بگین سرورم

کاری که باید انجام میشد رو انجام دادم - سارا میتونه به خاطر کشتن پدرش تو رو ببخشه ؟ -

فرستادمش بره جودا

سوال اینه که من شما رو به خاطر کشتن پدرم میبخشم یا نه - اول سائول بود که زندگی منو تهدید کرد -

تو بهش خیانت کرده بودی

من تو رو از خیانت تبرئه کردم حالا اون کسی نیستم که انتظار سپاس داشته باشه ؟

به عنوان یه مادر تو همیشه لطف و سپاس من رو دنبالت داری

تو اشتباهات وحشتناکی کردی پدرت دیوانه شده

ازت خواهش میکنم قبل از اینکه در کنار اون بمیری اینو بفهمی

حاضرم بمیرم ولی از هر دوتون محافظت کنم

بذارید تمام مردم گیبه چهره ی خیانتکار رو ببینن

ایتان از جودا

ایشبل

میفهمم چرا باهام جنگیدی برات احساس تاسف نمیکنم

تو وفاداریت به پدر رو ثابت کردی امیدوارم به این روند ادامه بدی

برای کشتن دیوید آماده ای ؟

اگه بخواد روی هر یک از اعضای خانوادم شمشیر بکشه بدون شک اینکارو میکنم

ولی اون اینکارو نمیکنه - برادر -

بذار ببینیم وقتی برسیم به کیلا چی پیش میاد

اسب ها نمیتونن از دیوار ها رد بشن میخوای فقط با یه عده سواره نظام به کیلا حمله کنی ؟

نه من یه آدم اونجا دارم ، در بین افراد دیوید

اون در رو برامون باز میکنه

حالا این آدمت کی هست ؟

جاده ی کیلا

میخواستی منو ببینی ؟ - الیاب صبر کن -

من یاری رو فرستادم به بتلهم تا بره دنبال پدرمون

وقتی سفر رو شروع کردیم اون مرد ، خوشحال بود

چی شد ؟ - چند هفته بود که مریض شده بود -

زخم هاش عفونت کرده بودن

اون بعد از ازدواج من با اونا برگشت

باید وقتی که من فرار کردم گیر افتاده باشه

الیاب

من خیلی متاسفم این تقصیر منه

نه

نه مرگ پدر تقصیر تو نیست

اون شب قبل از عروسی تو در اسارت اشبیل بود

و اینقدر شلاق خورد تا ایشبیل فهمید تو تقدیس شدی

تو اینو دیدی ؟

خودمم پشت سرش گفتم من تو رو سرزنش کردم

من گفتم اتفاقی که برای مادرمون افتاد به خاطر بزدلیِ تو بود

ولی من توی خونه ی سائول میخ شده بودم وقتی پدرمون داشت شکنجه میشد

من یه بزدلم

دیده بان های ما ارتش سائول رو در طرف شرف دیدن اون مستقیما داره به طرف ما میاد

بعد از این قضیه به خدمتت میرسم

-Bemanna chestnutst - صبر کنید ، صبر کنید -

سائول میاد سمت دروازه شهر تا راحت بتونه وارد بشه و کَلَکِتو بکَنه

تو از کجا میدونی ؟ - چون این فرمانی بود که بهم داده شده بود -

پس ارتشتم پرید نه ؟ - نه فقط من دستور داشتم -

بعد از اون اتفاقای توی نوب ، من خودمو قاطی فراریا جا زدم و اونا رو وادار کردم تا ازت پیروی کنن

دروازه ها محافظت شده ان بهت قول میدم تو وفاداری منو نسبت به خودت داری - وفاداری ؟ -

تو پادشاه تقدیس شده ای

ازت طلب بخشش میکنم

بخشش ؟ بخشش اون کجاست ؟

بهم یه فرصت بده تا در کنارت بجنگم

دیوید بهش اعتماد نکن

شمشیر برادرم رو بهش بدید

لازمت میشه

تو قول دادی روی پدرم شمشیر نکشی

ما راجع به صلح حرف زدیم اون برادرم رو فرستاده تا منو بکشه

ما باید بجنگیم

بذار یه فرصت برای صحبت کردن ردیف کنم میتونیم جلوی این خون و خونریزی رو بگیریم

پدرت پاش رو فراتر از یه صحبت گذاشته ، ببین

بحث و جدل اون با خودش و الوهیمه نه با تو

چیکار باید بکنم هان ؟ - بذار من شمشیرت باشم -

نمیتونم تو رو از دست بدم متاسفم ولی مخالفم

تو بر این افراد حکمرانی میکنی نه روی من

وایسین - وایسین -

میکال ؟

آخه تو چطوری فرار کردی ؟ - زندانی نبودم -

تو توسط دیوید دزدیده شدی - اسارتی در کار نیست -

دیوید شوهر منه و در خدمت شماست

اون بهم خیانت کرد - درست نیست -

دیوید اون رو شستشوی مغزی داده - جاناتان میدونه حق با منه نه ؟ -

تو درست فکر نمیکنی

خیلی از حد فراتر رفتی ولی الان با من برمیگردی

من خونه نمیام

نه

ارتشت رو به گیبه برگردون ما نمیخوایم با شما بجنگیم

دیوید یه سری کمان دار داره که آماده روی دیوار ها ایستادن

اونا برای دفاع اونجا هستن - تو اونو به من ترجیح میدی -

خدا دیوید رو انتخاب کرده نه ساموئل

اگه باهاش صحبت کنید شمام همین حس بهتون دست میده - برش گردونید عقب -

خواهر باید اطاعت کنی - پیشروی میکنیم -

تو همه چیز رو واضح و آشکار دیدی

اونا تورو عوض کردن جاناتان

فلسطینی ها ان

پدر

ما محکومیم ، اونا بایدم اینکارو بکنن ما باید خبر دار میشدیم اونا برمیگردن

من میدونستم

من روش حساب کرده بودم

آتش

اون تیر ها از طرف کیلا نمیان برای فلسطینی هاست

ما رو صاف آوردی تو دام شون ؟

حمله

اون دختر رو بذارش روی یه اسب و ببرش خونه

ژنرال همه ی سواره نظام ها در اختیار شمان جلوشونو بگیرید

میکال باهام بیا

سائول ارتشش رو ول کرده داره با میکال فرار میکنه

مطمئنا جاش امنه - نمیدونیم -

بعد از اینکه با فلسطینیا جنگیدیم میکال رو پیداش میکنیم دیوید

قرار نیست بجنگیم

اسلحه هاتون رو بندازین

کاری که گفت رو بکنین

سلام دیوید - شاه اکیش -

به خاطر لطفی که قبلا در حقم کردین من در خدمت شما هستم

جلوم زانو بزن

اگه میخوای بهم خدمت کنی زانو بزن

زانو بزن

REZA : مترجم R.a_54@yahoo.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.