Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
ميخواي اينو ببيني اين فلش حاوي
فيلمهاي شب تصادف جاناتانـه
فيلم روي اين فلش ميتونه تبرئهاش کنه
به من کمک کن و اين مال تو ميشه
حاضري براي نجات برادرت چيکار کني؟
تو، توي دزديدن الماسي به ارزش چندين دلار کمک کردي
اشتباهات زيادي کردم
ولي اينکار رو نکردم
کارتم دزديده شده
يکي ازش براي ورود به اتاق مدارک استفاده کرده
کي ميتونه کارتـت رو دزديده باشه
...تو شعبده بازي يه ضرب المثلي هست که ميگه
ما شعبده بازها محافظ يه گاو صندوق خالي هستيم
که درست هم هست
تنها چيز داخل گاو صندوق، خب، شعبدهست
و همونطور که همه ميدونن، درست نيست
صندوق 3626. درستـه؟
بله. حالا کليدم کجاست؟
از يه گاو صندوق خالي چطوري محافظت ميکنيم؟
...اولش داستاني از چيزي که داخلشه ميگيم
...يه گنج گرانبها، يه شي فوق العاده که ميدونيد
اونجا نيست
حقيقت اينـه که همهاش حقهست
گاو صندوق ما خاليـه و هيچکس اهميتي نميده
مردم واسه شعبده ديدن اومدن - داره چه اتفاقي ميوفته؟ -
!بنزينـه
در دنيا واقعي، چيزي که تو گاو صندوقـه اهميت داره
...کسايي گنج رو نگه رو نگه ميدارن، باقي رازها
...در حالي چندتا شامل خطره
فقط منتظرن تا ما رو بسوزونن - !نه! نه -
::. ارائه شده توسط وب سايت رسانه کوچک .:: « WwW.LiLMeDiA.TV »
:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـي :.: .: mml.moh :.
کانال اخرين زيرنويس هاي تيم ترجمه وب سايت رسانه کوچک @lilmediasub
تو ميتوني. بهش حقيقت رو بگو
دونات گرفتم
سلام دينا
بيا داخل
اصلا خوابيدي؟
شايد
نه، فکر نکنم خوابيدم
اينها چيه؟
هر جا که بودم
با هرکسي که تو چند روز گذشته در ارتباط بودم
مامورهاي تحقيق "دمح" ريز به ريز رو ميگردن و نميتونم چيزي رو بيرون بريزم
"دمح؟"
دفتر مسئوليت حرفهاي
ولي همه ميدونن که تو الماس لينکس رو ندزديدي
از نشان من استفاده شده
آره
...آره، در اون مورد
ميدونم تو دزديديش
فقط نميفهمم چرا
سعي ميکردم به جاناتان کمک کنم تا به پروندههاي ويرايش شده برسه
يکي نشان رو از من دزديد
به خاطر جاناتان اين کار رو کردي
تو پروندهها چي بود؟
داشتيم چيزي رو قايم ميکرديم؟
هيچي
زن مرموز از تو و جاناتان استفاده کرده
و حالا هم الماس لينکس رو داره
و احتمالا منم اخراج بشم
ولي تو کاري نکردي - مهم نيست -
من مامور افبيآي هستم و از نشانـم
توي يه کار غير قانوني جرايم بزرگ استفاده شده
...ممکنه از اسلحهام هم استفاده شده باشه
...ا... ا
...اگه ميدونستم هيچوقت چنين کاري نميکردم
...که
کارم اشتباه بود، خب؟ کارم اشتباه بود
و واقعا متاسفم، مايک
پسرها بيدار شدن
آره
بايد بري
دينا نشان مايک رو واسه تو برداشته، نه؟
افبيآي ميدونه؟
نه
زن مرموز يه مامور اين داخل داره
...و دوباره داشتم طبق خواسته اون پيش ميرفتم
و دينا به خاطرش آسيب ميبينه
دوباره
شايد به چيزي که لايقش هستيم رسيديم
نه، فکرش هم نکن
ما... تو لايق همچين چيزي نيستيم، جاني
و هرکاري که لازم باشه ميکنم تا دستگيرش کنم
خودت اينو ميدوني
دوباره شروع کردي، کم داره تکراري ميشه
چند بار بهم گفتي از اينجا مياريم بيرون؟
باشه
من برنامهاي بي نقص دارم
که قول ميدم زندگيت رو پس بگيري
کدوم زندگي؟
من وجود خارجي ندارم، يادتـه؟
هيچ زندگي براي من اون بيرون نيست
دينا آخريش بود
و حالا اونم رفته
حالا کي داره حرفهاي قديمي رو تکرار ميکنه؟
قراره فرق داشته باشه، جاني
فقط بايد بهم اعتماد کني
به افبيآي اعتماد کن با هم اينکار رو انجام ميديم
کاري نيست که برات انجام نداده باشيم
بذار حدس بزنم. کِيـه
يه پرونده داري که بايد بري سروقتش
سرقت بانکـه
مشکلي با اين نداري؟
نه بابا
هي، ببخشيد دير کردم
بايد اظهاريهاي به "دمح" درباره مايک ميدادم
چطور پيش رفت؟ - نميشه گفت -
اين آدمها فهميدنشون مشکله
تو خوبي؟
چيه؟
هيچي
چيه؟
وقتي بچه بودم
من و بابام تو يه سرقت بانک بوديم
...يادت باشه، کمرون دزدهاي شهر
هر دوشنبه صبح طعمههاشون رو از لبخند و پولهاي تو دستشون ميشناسن
پولاتو تو حساب بذاري، جاش امنتره
خوبه
حداقل يکي از پسرهام به حرفهام گوش ميده
هميشه اينو ميگي
جدي؟ ديگه چي ميگم؟
تو وگاس بازي نميکني، وگاسـه که تو رو بازي ميکنه
اولين دلار تنها دلاره
و مامورهاي پليس واسه بدبختهاست
درسته
من کارم خوبـه
!همه بخوابن رو زمين
!همين حالا
نشنيدي چي گفتم؟ - صبر کن! صبر کن -
ما 3112 دلار داريم
و يه دلار و شونزده سنت پول خورد
ميتونيد بريد
به هر آدم بي پروا و احمقي صدمه بزنيد
حداقل بذار پسرم بره
!بابا
فکر کنم ضربه رواني روم گذاشته
خودم ميتونم حلش کنم
نه، منم هستم
قرباني پرسيلا هوئـه، هشتاد ساله
آتش شروع شده و پشت درهاي اضطراري گير افتاده
فقط آتش نشاني رسيد تموم کرده بود
دزدي بانک بود يا آتش سوزي؟
هر دو
وقتي آتش رو خاموش کردن فهميدن يکي از صندوقها گم شده
صندوقِ کي؟
به يه حساب الکي ثبت شده
ولي نيروي ويژه سرقت بانک به ويليام آرچر وصلش کردن
ويليام آرچر
...بذار حدس بزنم راننده مسابقات ماشين ميلياردر
جواهر دزد بين المللي و سارق بانک
بهتر از اون
ويليام از دهه هشتاد تا اوايل قرن جديد
سرقتهاي بانک استادانهاي انجام داده
سال 2007 بود که ديگه خبري ازش نشد
خيلي خب، پس دزدها صندوقها رو
تسريع کننده آتش پُر کردن بعدش آتش رو واسه خالي کردن اتاق روشن کردن
و به خودشون واسه بازکردن قفلها وقت بيشتري دادن
که منطقي هم مياد چون که من حداقل نيم ساعت لازم دارم
تا يکي از قفلها رو باز کنم و من تو اين کار ماهرم
نيم ساعت؟
با آتشي مثل اون هيچکس ده دقيقه هم جون سالم به در نميبره
بطور کلي درستـه ولي امروزه فقط به
لوازم اکسيژن و يجور محافظ نياز داري
...مثل يه لباس آتش نشاني مخصوص
يا ژل دفع کننده آتش
ما از اين ژل تو نمايشمون استفاده کرديم و بوي خيلي گندي ميداد
آره
تقريبا همچين چيزي بود
مالِ قرباني بوده؟
اون از قصد اينجا گير افتاده
تا صندوق رو بدزده
دنيل هستم
بهم موقعيت تيم پزشکي قانوني
و جنازه قرباني رو بگيد
ممکنه زنده باشه
کار خودش بوده، کِي
امنـه
از شر ماشين خلاص شو کمرون اونجا بود
چيزي که ميخواستي رو پيدا کردي؟
هنوز نه
پليس تيم پزشک قانوني واقعي
رو بيهوش حدود يک کيلومتري بانک پيدا کرده
مهاجمان با توصيفات تليس و دکار
مطابقت دارن - آره -
کار خودش بوده... زن مرموز
چندين سرقت مشابه در اروپا بوده
هر بانکي که
صندوق اماناتي به اسم ويليام آرچر داشته بهش دستبرد زده شده
خيلي خب، ميدونيم زن مرموز بعد از کالاهاي
...تو اين عکس
... کتاب، ساعت، ويولون، الماس لينکس رو داره
پس شايد ويليام چيزي از توي اين عکس دزديده
و زن مرموز فکر ميکنه تو يکي از صندوقها قايمش کرده
يه صندوق ثبت شده ديگه به اسم ويليام آرچر هست
همينجا تو نيويورکـه هدف بعديشـه
اونجاست که دستگيرش ميکنيم
زن مرموز ميدونه بهش مشکوکيم
آماده مياد
فرض ميکنيم اون از قبل حواسش به بانک بوده
تلرز، تو کارهاي هر روزهات رو انجام بده
لطفا برچسب اسمتون رو نگاه کنيد و اسم جديدتون يادتون باشه
و لبخند فراموش نشه
مشتريها، مطمئن بشيد به راحتي حرکت ميکنيد
و يادتون باشه هدف ما استاد فريبکاريـه
يکمي سرتون بچرخه نگاه کنجکاوانه، از دستمون پريده
آقايون، ميدونم شما مامور افبيآي نيستيد
ولي اگه شما رو با افرادمون عوض کنيم هدفمون متوجه ميشه
...متوجهيم مثل يه سه شنبه عادي رفتار ميکنيم
به کجا رسيد؟
گانتر ديگه کارش با در تمومـه
همين که زن مرموز رو شناسايي کردي اين دکمه رو بزن و در قفل ميشه
اگه سعي به فرار کنه، به هرجا که دست بزنه
بهش هفتصد ولت برق وارد ميشه - ...هفتصد -
گانتر، اين نميکُشتش؟
احتمالا ولي مشکلي نميبينم
زنده ميخوايمش تا جاناتان رو تبرئه کنيم
باشه
خب ميارمش رو 650 ولت
مطئن شو گانتر به کُشتنش نميده
آروم باش، حواسم هست - ممنون -
تو اتاق صندوق امانات بهت نياز دارن
حالت چطوره؟
من خوبم، عاشق بانک و اين مسائلم
عاليه
با جاناتان حرف زدي؟
نه
...اگه به جايي نرسيديم
نميخوام دوباره نا اميدش کنم
تو شرايط خوبي نيست
چي شده؟
...هيچي، فقط
من تو ساختمون مزايده اشتباهي کردم؟
يعني اگه الماس لينکس رو به زن مرموز ميدادم الان آزاد بود
الماس کجاست؟ گرفتيش؟
نه
يعني تو دستم بود
...اگه به زن مرموز ميدادم اونوقت
چرا ندادي؟
براي کمک به برادرت بايد به همکارت خيانت کني؟
اون منو باور داشت، بهم اعتماد داشت
و جاني هم برادرتـه
حرکت درستي کردي
الماس رو هم بهش ميدادي بهت خيانت ميکرد
آره
بعلاوه، اگه الماس رو بهش ميدادي
ردتو ميگرفتم و مينداختمت تو هلفدوني
987آخرين صندوق ويليام
...خيلي خب، يه سوال اگه از يه صندوق امانات کوچيک رو باز کنم
مياي دنبالم
و ميندازيم آب خنک بخورم؟
آره، خوبه که حکم جستجو گرفتم
حالا ميتوني بازش کني
اثري از زن مرموز هست؟
منفيـه. راهرو امنـه
حواست باشه
خب، شنيدم از مايک داره تحقيقات ميشه
آره - آها -
فقط تشريفاتيـه ديگه، نه؟
يعني، همه ما ميدونيم که مايک الماس رو ندزديده
مامورهاي افبيآي بايد کامل و بي نقص باشن
در بهترين حالت، به خاطر ناتواني در محافظت از اموالش بهش تذکر ميدن
در بدترين حالت، اخراجش ميکنن و هيچوقت نميتونه ديگه در اجراي قانون کار کنه
و... و اگه يکي پا پيش بذاره
...يا اعتراف کنه - اخراجش نميکنن -
دزديدن نشان پونزده سال زندان داره
يه جاي کار ميلنگه
صبر داشته باش، کمرون طبق برنامه داريم پيش ميريم
نه، نه، نه، يه لرزشي هست
ميتونم حسش کنم
اين ديوارها از فولاد و سيمانـه
...نبايد
منم حسش ميکنم
اون چي بود؟
...اينجا لرزش بيشتره، اين
از توي بانک دزدي نميکنه
از بغل داره دزدي ميکنه
!موفق شدم
اون ديگه چي بود؟
از زيرزمين وارد شدن
صندوق ويليام رو درست از ديوار بيرون کشيدن
تمام مامورها، هدف صندوق در دستشه و در حال حرکتـه
منطقه رو قرنطينه کنيد !هيچکس خارج يا داخل نشه
!کمرون، صبر کن
يه ورودي شصت متري توي زير زمين ساختمون هست
!اونجاست، اونجاست
!صبر کن! کمرون، در فعاله
!فعاله - !کمرون -
!کمرون
خوبي، پسر؟
حتي نميتونه حقه کارت رو اجرا کنم
اولين حقهاي که پدرم يادم داد
بدنت چهارصد ولت برق بهش وارد شده
يکم وقت بده
دستگيرش ميکنيم
حالا داري از خودت حرف در مياري
چي؟ - هيچي -
...فقط
شايد آدمهايي اون بيرون هستن که از همه چيز قسر در ميرن
ميدوني؟
خيلي باهوش و حقه باز هميشه ميبرن
يعني اگه به خاطر
يه نگهبان معمولي نبود من مُرده بودم
از اين قسر در رفت
حرفهات تموم شد؟
ببين، واسه خودت و برادرت ...احساس تاسف ميکني، مشکلي نداره
ولي تو وقت خودت نه اينجا
نه وقتي هنوز مامورها دارن کار ميکنن
متاسفم
نباش
الان پرونده رو حل کردي
اين فيلمها مال اولين بانکـه هموني که آتش گرفت
اين همون نگهبانيـه
که زن مرموز رو به سمت صندوقش ميبره
اون تو دوتا بانک بود
با زن مرموز کار ميکنه
کِي، تو حرف نداري
اليور اسکات، 56 ساله
نگهبان بانک و تنها ساکن يه خونه چهار ميليون دلاري
اولين کارش بعنوان نگهبان بانک به سال 2007 برميگرده
خودشـه، نه؟ اليور همون ويليام آرچره
سال 2007 آخرين کارش رو انجام داده و بعدش تو نيويورک بازنشسته شد
و تو آخرين محل زندگيش يه کار گير اورده
به مشخصاتش ميخوره
ولي چرا بايد از صندوق امانات خودش دزدي کنه
و با زن مرموز کار کنه؟
يعني، چه ربطي به اين ثروت گمشده
و پدر پدربزرگت داره؟ - نميدونم، خب؟
فقط دارم رو نظريهها کار ميکنم
جزييات رو بدست ميارم
صبر کن، يکي داره در ميزنه، خيلي خب
آقاي اسکات، افبيآي هستيم ميخوايم ازتون چندتا سوال بپرسيم
و ممنون که جونم رو نجات دادين
البته، البته، يه لحظه عاليه، جورج، فهميدم
ببين، ميشه واسم سفارش بدي؟
آره، 1625-352
کوفته کباب، نون پيتا، حموص يه سيخ سينه مرغ
آره، شرمنده
البته، لطفا بفرماييد داخل
خونه قشنگيه، نه؟
عموي پولدار
دستت چطوره؟
داره بهتر ميشه، ممنون
براي چندتا بانک کار ميکنيد، آقاي اسکات؟
من واسه بانکها کار نميکنم
من واسه شرکت شعبه امن کار ميکنم
و شرکت نگهبانهايي خارج از بانک استخدام ميکنه
و وقتي توي بانک فرست نشنال آتش سوزي شد
سر انجام وظيفه بوديد؟ - بله -
درستـه، عجب هفتهاي بود
ببخشيد، اشکالي نداره؟
رستوران اورينت نبود داشت يه پيغام ميفرستاد
...عاليه جورج، فهميدم
عاليه جورج، فهميدم پشت سر هم Gسه تا کلمه
اين کلمه بندي يه پيغام رمزيـه
روشي که برادران دونپرت روي صحنه ارتباط برقرار ميکردن [ شعبده باز ]
تاريخچه ويژه نمايشهام رو ديدي
چيز ديگهاي نبود چي گفت؟
سومين کلمه کوفته بود پنجمين کباب
دومي پيتا، پس ميشه
افبيآي اينجاست
!تکون بخور
تو بهم شليک نميکني الان جونمو نجات دادي
!بس کن - از سر راهم برو کنار -
ميتونستي بذاري همون دم در بميرم ولي اينکار رو نکردي
چرا؟ - اسلحه رو بنداز -
پرتش کن سمتم
بيخيال، ميدونيم زن مرموز يه چيزي
از يکي از صندوقهات ميخواد فقط نميدونيم چيـه
بهمون بگو، ويليام - من ويليام نيستم -
پس کي هستي؟
نميدونستم قراره اونجا باشي، کمرون
اگه ميدونستم هيچوقت کمکش نميکردم
طاقت بيار! تکون نخور
دنيلز هستم. به يه آمبولانس در 57 جاسلين نياز دارم
متاسفم
حداقل بذار پسرم بره
!بابا
تو بودي
نميخواستم اونجا باشي
نقشه اون بود
...حالا! گفتم همگي - صبر کن! صبر کن -
ما 3112 دلار داريم
« صبر کن، صبر کن، ما » داشت پيغام رمزي ميداد
داشت يه چيزي بهت ميگفت
ميتوني بري
به هر آدم بي پروا و احمقي صدمه ميزني
حداقل بذار پسرم بره
اسلحه اون يارو رو بگير
مامور مخفي
مامور مخفي داشت... داشت بهت هشداد ميداد
اون... اون باهات کار ميکرد
پدرت ويليام آرچر بود
بابا ويليام آرچر بود
ديوونه کنندهست
بابا يه شعبده باز بود نه يه سارق بانک بين المللي
هيچ جوره نميتونست از ما قايمش کنه
واقعا؟
منو بيست سال از دنيا قايم کرد
...اينو ببين. اين تاريخها
...سرقتهاي بانک ويليام آرچر در سراسر اروپا
همهشون در محدوده 48 کليومتري تاريخ تور شعبده بازيمون بود
و ويليام سال 2007 ناپديد شد سالي که بابا مُرد
کجاش خنده داره؟ - همهاش -
اسم خودشو گذاشته بود ويليام آرچر
حقه امضاش
گرفتن تير
برعکس ويليام تل [ اسطوره سوييسي ]
به سمتش تير پرتاب کردي
چطوري نفهميدم، جاني؟
نميخواستي بفهمي
...تمام دوران بچگيمون، همهاش
يه دروغ بود
بابا تو يه صندوق حبست ميکرد وجود من رو انکار ميکرد
فکر ميکني تمام اين زمان مخفيانه آدم خوبي بوده؟
اينطور نبوده، کم
ولي تو ميدونستي
بايد به سلامتي بخوريم
کارهاي قديمي رو بکنيم
به سلامتي پدرهاي پست
!به سلامتي پدرهاي پست
فکر ميکنم بابام ميخواسته من و جاني عالي بشيم
واسه همين آدم آشغالي بود
با عقل جور درمياد
والدين هميشه نا امني و سستي رو به سمت بچههاشون هل ميدن
واسه همين پدرم مجبور کردم دوازده سال رقص بالروم کار کنم
فکر کنم بهتره بيخيالش بشيم
کارهاي پدرت تو رو تعريف نميکنه، کم
تو مرد خوبي هستي
و هيچي اينو تغيير نميده
گانتر درست ميگه به سلامتي مردهاي خوب
به سلامتي مردهاي خوب
به سلامتي تو، جاني و مايک
و به سلامتي مايک
آره - به سلامتي مايک -
خب، اين عاليـه
...تمام اين کار و نبوغ
براي پيدا کردن من
به کمکت نياز دارم
ميتونم از اينجا ببرمت بيرون، جاناتان
آزاديت رو بهت بدم
که بيشتر از اون چيزيـه که کمرون قرار بود بده
از چي داري حرف ميزني؟
کمرون چيکار نميکنه؟
خيلي متاسفم، کار من بود
من بودم
دينا
سلام - اينجا چيکار ميکني؟ -
...مـ.. فقط ميخواستم بايد با ديکنز حرف ميزدم
امروز مرخصي گرفته. چي شده؟
باشه واسه بعدا
اينها چيه؟
تو دهه نود، ويليام آرچر تو يه روز
سه تا سرقت کرد هيچوقت نتونستيم دستگيرش کنيم
هفده ژوئن 1992
بذار حدس بزنم... سباستين يه جايي اون نزديکيها اجرا داشته؟
با حقه گرفتن مرگ دهن مردم رو از تعجب باز ميکرده
و يه نظريه دارم که چطور سه تا سرقت انجام داده
هر سه بانک مستقيم بالا ايستگاه مترو بودن
راه فرار عاليايـه
دقيقا. جز تونلها که تقاطعي نداشته
نميتونم بفهمم چطور وقت کافي داشته
تا از يه بانک به بانک ديگه بره
به يه نقشه مترو قديميتري نياز داري
سال 1924، متروي اصلي
حالا خيلي از ايستگاهها و خطوط متروکه شدن
ولي به اين معني نيست که هنوز وجود نداشته باشن
اين سه تونل تقاطع داشتن
از کجا ميدونستي؟ - کمرون -
ميخواست يه کوپه قطار در حال حرکت رو
واسه ويژه برنامه شبکه ايبيسي ناپديد کنه واسه همين مجبورمون کرد
سانت به سانت رو سيستم مترو تحقيق کنيم
ببين
ايستگاهي که تونلها تقاطع دارن
از بايگاني خيلي دور نيست
داري دروغ ميگي
فقط کم بايد بهم الماس لينکس رو ميداد
و تو آزاد ميشدي
انتخاب راحتي بود
البته، نفهميدم که دارم مجبورش ميکنم
انتخاب ديگهاي بکنه
بين تو و کِي
کِي رو جاي تو انتخاب کرد
مثل بابات که کمرون رو به جاي تو انتخاب کرد
ميدونم چه حسي داره
اون درد
جاناتان، من زندگيت رو ازت نگرفتم
از اون زندگي آزادت کردم
و حالا ميخوام چيزي که حقته رو بهت بدم
وراثـت
چي؟
در سال 1906، اون ميلياردرها پدر پدربزرگت رو استخدام کردن
تا بخشي از ثروتشون رو پنهان کنه
تا از زير ماليات بر ارث در برن
اوه، تو از خدمات درآمد داخلي هستي
فهميدم - اونم به سختي -
حالا اين ثروت هنوز اون بيرونـه
ميلياردها ثروت
پنهان شده
منتظر ماست
دنبال يه همکار ميگردم
همکار؟
واقعا؟
بهم اعتماد نداري
متوجهم
بيا
يه تير تو مغزم خالي کن
...و باقي عمرت رو تو زندان بگذرون يا
اون ثروت نهايي رو پيدا کن
انتخاب با توئـه
خب چي ميگي؟
فقط پنج دقيقه ديگه
وقت بيدار شدنـه، کمرون
چطور اومدي داخل؟
يکم کمک گرفتم
خيلي خب
خب، انتظار داري باور کنم جاني با تو کار ميکنه
از خودش بپرس
هيچ راهي نيست، کم بايد کمکش کني
اون بُرده
چرا داري اينکار رو ميکني، جاني؟
در نهايت دليلشو بگم؟ همه چيز رو بهم گفته
ميتونستي با الماس لينکس رو بهش دادن
منو بياري بيرون
ولي نميتونستي به "کِي" خيانت کني
اوه، جاني
مدام بهم ميگفتي هرکاري واسه آزاد کردنم ميکني
من بهت اعتماد کردم !و تو همينجا ولم کردي
...هرکاري که پارسال کردم
خيلي خب، مشاوره خانوادگي باشه واسه وقت خودتون
من نصف دنيا رو رفتم
تمام تيکههاي پازل پدر پدربزرگت جمع کردم
ولي هنوز به خودکار نياز دارم
فرض ميکردم سباستين بايد توي
...يکي از صندوق اماناتش قايمش کرده باشه اما
حقيقت اينـه که خودکار رو به اون ندادن، نه؟
به تو دادن
شايد
پس خودکار کجاست؟
روحمم خبر نداره
ولي حالا که هستي
از کجا ميدونستي پدرم ويليام آرچره؟
باهاش کار ميکردم
باهاش کار ميکردي؟
وايسا، چي؟ - نه، نه، نه، نه -
خودکار کجاست؟ مگه اينکه ميخواي منتظر بمونم
تا يکي از اون دوستهاي کوچولوت برگرده
همينو ميخواي؟
شايد يکيشون بدونه
!اون خودکار کوفتي رو بده بهش
باشه، خدايا
اين خط براي سه ايستگاه بروکلين استفاده ميشده
ساخت و سازش محشره
اوغ! اينجا جاييـه که وقتي سيفون توالت ميکشي
آب جمع ميشه و تمساحها ميان زندگي ميکنن - تا وقتي موش نباشه مشکلي نيست -
!خدايا، بسه بچهها داريم کار ميکنيم
کِي، به چي فکر ميکني؟
خب، سباستين از اين تونلها به راحتي
براي دور زدن پليس استفاده ميکرده آدم باهوشي بوده
سباستين يه نابغه بوده هيچوقت باهاش کار نکردم
شايعات ميگن آدم سخت گيري بوده
زود باشيد بچهها بايگاني بايد از اين سمت باشه
ممنون
باشه
چيزي که ميخواستي رو گرفتي
شکار گنجت مبارک باشه
لطفا بهم خبر بده تو و جاني کجا مستقر شديد
تا بتونم يه هديه قشنگ واستون بفرستم
هنوز کارم باهات تموم نشده
خب، من کارم با خودم تموم شده پس... شب بخير
يالا
بيدار شو، بيدار شو، بيدار شو
تو، بازش کن - چي؟ اون صندوقچه رو؟
شرمنده خانم قُلِ اشتباهي رو گرفتي
بابام فقط باز کردنش رو به جاني ياد داد
و قسمش دام هيچوقت رازش رو بهم نگه
...پس
اينم يه تربيت درخشان ديگه از سباستين بلک
تو گفتي واست مهم نيست
البته که مهم بود
ساعت روي قفسه رو ميبيني؟
...رمزش هرچيـه که ساعت ميگه
ساعت، دقيقه، ثانيـه
اوه بيخيال، جدي ميگي؟
خاليـه
چيزي که ميخوام تو صندوقچه نيست
زيرشـه
جاني، يه راه پلهست خبر داشتي؟
نه
کم، نميخواي بهم بگي چه اتفاقي داره ميوفته؟
جاني، اين راه پله چندش ما رو به سمت يه اتاق چندش اورد
و دوستِ چندشت داره يه جعبه از چيزهاي چندش باز ميکنه
اين قفليـه که پدر پدربزرگت طراحي کرده
...حالا، نوبت اينه که سردابه رو باز کنيم
هر پنج مرد بايد مصنوعاتشون رو با خودشون بيارن
تا کسي نتونه تنهايي بياد و همه چيز رو بکشه بالا
دقيقا
خب، چرا با همديگه برنگشتن؟
چرا همه اين پول رو ول کردن؟
زد و خورد
مرگ
جنون
آليستر از اين موقعيت استفاده کرد
تا ثروتي که استخدام شده بود ازش محافظت کنه رو بدزده
شگفت انگيزه
خيلي خب
نوبت توئه
بذار سر جاش
چرا حس ميکنم يه تلهست؟
فکر ميکني چرا اوردمت؟
اين امتحانيـه که آليستر فقط ميتونه ازش رد بشه
يا شايد... وارثـش
خودشـه
مردي که سر ميز نشسته
يه آدمک مکانيکيِ اصلـه
خيلي باحالـه
يه ماشينـه شکل اوليه رباتهاست
اونو ساخته تا عمليات تعيين شدهاش رو دنبال کنه
مردفهم ميکني؟ [ توضيح چيزي به شخصي مشخصا توسط يک مرد به يک زن بهصورتي که مرد آن را با حالت مهربانانه بيان ميکند ]
خودم ميدونم چيه
شعبده باز رابرت هودانـه
که اونها در آخر قرن نوزدهم کامل کرده
فقط يه کليد باقي مونده خودکار آليستر
ولي زندگيم رو بايد به دست يه آدمک الکترونيک بسپارم
خب از لحاظ فني داري روي زندگي من شرط ميبندي ولي ممنونم
برو بده بهش
باشه
فکر کنم به کاشيها وصلـه
کم، حالت خوبه؟
آره، واسه چي؟
يهو يادت افتاد که برادريم؟
نميذارم بميري
من شاهد اين قضيه ميشم
خيلي خب، با کاشيها حمله ميکنه
سوال اينجاست که کدوم کاشي خطرناکتره؟
...هر کدومش يه شابلون داره قلب، گشنيز، پيک، خشت
بايد الگويي باشه
آره
فقط يه سري ورق نيست بافتهاي متفاوتي دارن
بعضيهاش نرمـه... بعضيهاش زبر
روشي که شعبده باز آسهاي کارت رو زبر ميکنه
ميدوني، تا بتونه بدون نگاه کردن پيداشون کنه
ممنون
کم، کفشهات رو در بيار
چرا هيچوقت اون حقه ويژه رو انجام ندادين؟
همون حقه با قطار؟
هنوز مشغول طراحيش بوديم که جاناتان دستگير شدن
وقتي آزاد شد ممکنه برگرديم سر طراحيش
فکر ميکنيد همهتون برميگرديد سر شعبده بازي؟
به سختي از مبارزه با جرم فاصله ميگيريم
نميدونم، ممکنه استخدامتون کنم
شايد فقط تو
...بعضيهاش نرمـه، بعضيهاش زبر، پس
...حدس ميزنم
خيلي خب
نرم، خوبـه
زبر، بد
کم يادت باشه هرچي به آدمک نزديکتر بشي
وقت کمتري براي واکنش دادن داري
چي شد؟
چيزي نيست، هنوز زندهست؟
مراقب باش
وگرنه چي؟
برادرم از پشت بهم خنجر ميزنه؟
پدرم يه سارق بانک بين المللي در مياد؟
يا نميدونم، اگه مراقب نباشم
...شايد يه رواني خوشگل
...که اسمشو هم حتي نميدونم
زندگيم رو تو اتاقي زير بايگاني خانوادگيم به خطر ميندازه
...ميخوام همه بدونن
هنوز يکم مستم
گور پدر مراقب بودن
کم
چيه؟
مراقب باش
ممنون
قهوه بزرگ ميخوري؟
تو باعث شدي برق منو بگيره
چي مينويسه؟
داره يه نقشه ميکشه
نقشه؟
البته، اين يه سردابه نيست
اينجا جاييـه که نقشه رو قايم کرده
نزديکيم، جاناتان
ارزشش رو داشت؟
تمام آدمهايي که کُشتي تمام زندگيهايي که نابود کردي؟
مطمئن نيستم
وقتي کارم تموم شد بهت خبر ميدم
نه. نقشه رو بيار
نه
تو برنده نميشي
کي قضيه درباره بُردن بوده؟
دست بردار، من به اين نياز دارم من همه چيز رو از دست دادم
ميتوني خودت بهم بدي يا ميتونم از جنازهات بگيرم
منم که اسلحه دارم، کم
درسته
...ولي من
اينو دارم
به نظر تو تله افتادي
بايد تا حالا ميدونستي
من هميشه يه نقشه دومي دارم
کِي وقت کردي گلولهها رو بدزدي؟
اوه نه، کار من نبود
نه، کار من بود
با هم کار ميکرديد
هيچ راهي نيست، کم بايد کمکش کني
جاني ميتونه گاهي اوقات آدم عوضي باشه
ولي واسه ميلياردها دلار منو نميفروشه
اولين چيزي بود که بهم گفت
توي جمله Hسه تا
اون بُرده
يک... اولين حرف هر کلمهاي
جاني، چرا داري اينکار رو ميکني؟
بالاخره دليلش؟ همه چي رو بهم گفت
حتي بهم گفت تو رو خلع سلاح کرده [ بهم اعتماد کن ]
هرچند اينو خودمم ميتونستم بفهمم
تو نميبري
دست بردار، من به اين نياز دارم من همه چيز رو از دست دادم [ سکه رو بنداز رو کاشي ]
از پيغام رمزي استفاده ميکرديد؟
يجورايي غافلگير شدم نفهميدي
خيلي ضايع و ساده بود
!هي - ولي جواب داد -
خب، من قراره برم سراغ افبيآي و چند تا پليس
و از اينجا ميبريمت بيرون
تو فقط ثابت وايسا
خيلي خب
!تکون نخور
صداي تير بود
يکي تو تونلـه
کمرون، داره چه اتفاقي ميوفته؟
يه بار شايعهاي شنيدم که ميتوني گلوله رو بگيري
!افبيآي! از سر جات تکون نخور
نزديکتر نيا، کِي
همکارت پيشِ منـه و اگه مجبور بشم ميکُشمش
اسلحه رو بنداز
واقعا؟
چون فکر ميکنم بدوني چطوري قراره پيش بره
من از اينجا باهاش ميرم بيرون و تو هيچکاري نميتوني بکني
کفشهات کجاست؟
چي؟
!بهم شليک کردي
بيشتر به اون شليک کردم
چي؟
کارت خوب بود، کِي
بايد همه چي رو خراب ميکردي، کمرون
حق داري سکوت اختيار کني
تو بازداشتي
دستگيرش کرديم، جاني
باورم نميشه تموم شده ما دستگيرش کرديم
ميدوني که انتظار چند تا بليط رديف اول
براي نمايش بزرگ برگشتنت دارم
نمايش من؟
البته، آره
وقتي شروع کرديم مگه از شعبده بدت نميومد؟
ازش خوشم اومد
دليلي نداره که
که ديگه بيام اينجا و کمک کنم، نه؟
فکر ميکردم فقط براي کمک به جاناتان با افبيآي کار ميکردي
خوشم اومده
مايک
اينجا چيکار ميکني؟
بايد با ديکنز حرف بزنم ميخوام بهش بگم
برگرد و برو لطفا
تحقيقات بسته شده - ...نه، نه، من... من -
افبيآي بهم حکمي داد که روزهايي که مرخصيام حقوق ندارم
و يه يادداشت هم رو سوابقم گذاشت که در واقع خيلي هم سخاوتمندانهست
ولي اگه کسي شهادتم رو انکار و نقض کنه
من اخراج ميشم و ميوفتم زندان
تموم شده، دينا
رابطه ما هم تموم شده
...من ميگم که يه ده دوازده تا اتهام فدرالي داري
توطئه، سرقت بزرگ
قاچاق کالاهاي دزديده شده در سراسر مرزهاي بين المللي
ديگه از قتل چيزي نگم
اون يکي رو نميشه فراموش کرد - نه، فراموش نميکنيم -
ولي دوست دارم با جاناتان بلک شروع کنم
ميدونم مدارکي داره که بي گناهيش رو اثبات ميکنه
اون مدارک رو ميخوام
تا وقتي جاناتان آزاد نشه از اين اتاق بيرون نميري
:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـي :.: .: mml.moh :.
::. ارائه شده توسط وب سايت رسانه کوچک .:: « WwW.LiLMeDiA.TV »
کانال اخرين زيرنويس هاي تيم ترجمه وب سايت رسانه کوچک @lilmediasub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.