All language subtitles for 01x13 - Transposition.KILLERS.English.C.orig.Addic7ed.com

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

زمانی در زندگی هر شعبده بازی میرسه

که باید با موسیقی رو به رو بشه

و این یه استعاره نیست

منظور موسیقی پایان نمایشـه

پرده به پایین میاد

و به دنیای واقعی برمیگردی

جایی که قوانین اجرا میشن

مشکل اینجاست ما شعبده بازها خیلی کله شق هستن

به راحتی روی صحنه تسلیم نمیشیم

میگم که ده دوازده تا اتهامات فدرالی داری

توطئه، سرقت بزرگ

قاچاق کالاهای دزدیده شده در سراسر مرزهای خارجی

قتل رو که دیگه نگم

اینو نمیشه فراموش کرد - فراموش نمی‌کنیم -

ولی میخوام با جاناتان بلک شروع کنم

میدونم مدارکی برای اثبات بی گناهیش داری

اون مدارک رو میخوام

تا وقتی جاناتان آزاد نشه از این اتاق بیرون نمیری

خیلی خب، باشه

شروع کن نوشتن چیزهای زیادی واسه صحبت هست

مگه اینکه بخوای اول درباره دنک حرف بزنی

کی؟

کی؟

نه، فراموشش کن

بیا درباره جاناتان حرف بزنیم

...اولین بار تو میدان تایمز همدیگه رو دیدیم

بس کن

دنک کیه؟

این واست یجور جوکـه؟

بستگی داره

دزدیدن یه شخص بزرگ خارجی

درست قبل از سخنرانی در سازمان ملل خنده داره؟

درباره "ایندار دنک" چی میدونی؟

لطفا بگو که قضیه رو جدی نگرفتی

پروتکل معمول رو فعال کنید

به دفتر ایالت تماس بگیرید آژانس رو خبر کنید

ایندار دنک فقط یه شخص بزرگ خارجی نیست، آقای بلک

اون شاید بهترین فرصت برای دموکراسی در اروپای شرقی باشه

داره حقیقت رو میگه

دنک دو ساعت دیگه تو سازمان ملل سخنرانی داره

البته که داره

بیخیال، فقط داره ما رو معطل می‌کنه

داره باهامون بازی می‌کنه

با تمام احترام، موافقم

نمیتونیم به حرف‌های زن مرموز اعتماد کنیم

اون فقط میخواد با نقشه آلیستر بلک از اینجا بیرون بره

و هر چی که این قضیه هست بهش کمک می‌کنه

اگه دروغ نگفته باشه چی؟

ایندار دنک داره

اولین شخص دموکراتیک کشورش در انتخابات 60 سال گذشته میشه

وقت نداریم

با هتل ایندار تماس بگیرید با تیم امنیتیش هماهنگ کنید

و مطمئن بشید به سلامت و در امنیت به سخنرانیش میرسه

هی، هی، پس زن مرموز چی؟

تا وقتی به پاپوش دوختن برای جانی اعتراف نکنه هیچی ازش نداریم

نوشته‌ای می‌نویسم که "کِی" رو زود در سازمان ملل مرخص کنن

میتونه قبل از ناهار بیاد سر بازجویی از زن مارموز

هی

ما به حرفش میاریم

قول میدم برادرت رو آزاد می‌کنیم

آقای دنک، مامور ویژه کی دنیلز از اف‌بی‌آی

اطلاعات موثقی داریم

که ممکنه سو قصدی بهتون بشه

قربان، باید شما رو به هتل برگردونیم

آروم باش، کاستایا

اگه هربار که زندگیم در خطر بود سخنرانی نمی‌کردم

هیچی نگفته بودم

به سازمان ملل میریم

دنک نمیخواد صبر کنه

من دنبالش میرم ولی تیم پشتیبان عملیاتی ندارم

نزدیک بمون. تیم امنیتی سازمان ملل متوجه موضوع شده

واقعا؟

میخوان این موقع روز از خیابون 42وم رد بشن

برنامه ویز به بولداوی چی میشه؟

اهل اینجا نیست از این چیزها سر در نمیارن

تا حالا امن بوده

نزدیک سازمان ملل هستیم

وارد تونل فرست اونیو شدیم

یه کامیون سفید ناشناس تو تونل هست

بعد از بررسی دوباره دو کامیون سفید هست

دارن به سمت ماشین اصلی میرن

کامیون‌ها سد راه ماشین شدن

دیدم رو به خودروی دنیل از دست دادم

اوه، یه تله‌ست

به اداره پلیس و تیم امنیتی سازمان ملل خبر بده

به سمت تونل فرست اونیو برن

یانکی ده هستم یونگا سی‌پی حمله در حال انجامـه

هدف در بین دو کامیون سفید در خیابون 42وم و فرست اونیوست

تکرار می‌کنم... دو کامیون سفید رنگ

چی می‌بینی، کِی؟

کامیون‌ها بین ما و خودروی دنک هستن

یکی جلوئـه

برو جلو

!لعنتی! راهمون رو بستن

نگران نباش، پلیس تو راهـه

کامیون‌ها جای دوری نمیرن

شک دارم

::. ارائه شده توسط وب سايت رسانه کوچک .:: « WwW.LiLMeDiA.TV »

:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـی :.: .: mml.moh :.

کانال اخرين زيرنويس هاي تيم ترجمه وب سايت رسانه کوچک @lilmediasub

هنوز اثری از کامیون‌ها یا ماشین دنک نیست؟

دوربین‌های امنیتی از کار افتادن

اداره پلیس میگه هیچ کامیونی

در 20 بلوک اونطرف‌تر با کامیون‌های مورد نظر مطابقت نداشته

فقط... فقط ناپدید شدن

چطور ممکنه؟

کل تونل رو بررسی کردیم

هیچ خروجی مخفی یا دست اندازی نبود

چطوری سه تا ماشین رو

وسط منهتن ناپدید می‌کنی؟

چی فکر می‌کنی؟

حقه فیلِ هودینی؟

نمیدونم، درست نمیاد

کم، واقعا امیدوار بودم

که دیگه کارمون با اینجور مسائل تموم شده باشه

ما زن مرموز رو گرفتیم

آره، منم امیدوار بودم اما یه فریبکاری دیگه و جانی آزاده

معامله همینـه - کمرون -

ایشون کاستیا ورادین رییس تیم امنیتی آقای دنک هستن

سلام - متوجه نمیشم -

چطور ممکنه اون کامیون‌ها و ماشین دنک

با وجود پلیس و دوربین‌هایی که همه جا هست قایم کرده باشن؟

اگه جلوی اون متعصبان رو نگیریم ...احتمالا اون رو

صبر کن، چی؟

اونو میکُشن

نه، منظورم قبلش بود

گفتی قایم کردن

من به ناپدید شدن فکر می‌کردم ولی اگه حق با تو باشه چی؟

اگه کلمه قایم شدن مثل عروسک روسی ماتروشکا باشه چی؟

چی؟ روسی‌ها اینکار رو کردن؟

...اوه نه، ببخشید منظورم

روسی‌ها نبود

یه اصطلاح شعبده بازی که اشاره داره به

عروسک‌هایی که تو همدیگه جا میشن

گمونم تو روسیه ساخته باشنش

کمرون، میشه انقدر نگی روسیه؟

صحیح. ببخشید

خب، اگه مشکل این باشه که

ما داشتیم دنبال سه تا ماشین میگشتیم ...ولی در حقیقت

باید دنبال یه ماشین میگشتیم؟

خیلی خب، باید بیشتر توضیح بدم

من فکر می‌کنم کامیون‌ها ...ماشین دنک رو زنجیر بستن

و بسط دهنده کامیون اولی

به کامیون دومی بسته شده

که ماشین دنک به وسیله یه پنل خیلی بزرگ پنهان شده

پس کل قضیه درباره تغییر قیافه بوده

شبیه یه هجده چرخ کردنش

یه تغییر سریع کلاس غیر از ماشین‌ها

خیلی هوشمندانه‌ست

تو رو یاد کسی انداخت؟

بگو چی میدونی

در نظر می‌گیریم که به موقع نرسیدین، ها؟

یا رسیدید

ولی بازم ناپدید شده؟ خدایا

اصلا میدونی ما میتونیم به خاک سیاه بشونیمت؟

بهتون قول میدم، من دخلی به این جنگِ با "دنک" ندارم

واقعا میگم خوشحالم که حرف بزنم

منتها فقط با یه نفر

اینجا چه خبره، کم؟

یه سکسکه کوچک

ترتیب اینو بدیم، تو آزادی

از بازیش هنوز سر در نیوردی؟

نه هنوز. اون دستبنده زده‌ست تو نه

درست عمل کن

خوشحالم می‌بینمت، داداش

خیلی وقت بُرد

آره، شرمنده

از وقتی اومدم بالاشهر جا به جایی واقعا رو اعصابـه

فکر خوبی بود؟

فقط یه دقیقه وقت بده تا گرم بشه

خب، این دنک کجاست؟

دوست‌های اف‌بی‌آی‌ـم ازم میخوان

قبل این که داخل یه سیاه چاله عمیق تاریک

تا آخر عمرت بفرستنت بفهمم یارو کجاست

شوخی نکن. من اینجا بودم‌ها، یادتـه؟

ولی تو یه چیزی میدونی

به یه دلیلی منو کشوندی اینجا

اوه جانی، من فقط میخواستم اون صورت خوشگلت رو ببینم

اوه. خب پس فکر کنم کارمون تموم شده

هرگز نمی‌بینمت، خانم

داری میری؟

آره

میتونم میرم

تازه، چرا باید به یه دیپلمات گمشده اهمیتی بدم؟

موافقم

واسه همین کار رو قبول نکردم

در هر حال ریسکش زیاد بود

...اگه اتفاقی توی محوطه خط آهن بروکلین میوفتاد

پوشش کافی واسه فرار نبود

محوطه خط آهن بروکلین؟

از این خوشم نیومد، داره واسمون پاپوش درست می‌کنه

بهترین سرنخیـه که گیر اوردیم

بریم

همین‌جاست... نقطه پایانی دزدیدن دنک

به نیروی پشتیبان خبر میدم

!کاستیا

سرویس اطلاعاتی ما منابعی داره

میگن "دنک" رو توی این ساختمون نگه داشتن

به افرادت بگو عقب بکشن

این پرونده اف‌بی‌آی‌ـه

نه، وظیفه منـه که از "دنک" محافظت کنم

وظیقه من تا نجاتش بدم

...اون‌ها اختیار برای

دارن "دنک" رو میبرن

!برید، برید، برید

دنیلز هستم، نیروی پشتیبان بفرستید

من در خط آهن بروکلین هستم ورودی جنوب شرقی، تیراندازی شده

همین‌جا بمون

!برید، برید

!اف‌بی‌آی! اسلحه‌تون رو بندازید

!برید

!دنک

حالت خوبه؟

خوبم - مطمئنی؟ -

یه شاسی بلند مشکی از خط آهن بروکلین به خیابون 30ام

به سمت غرب میرن

به نیروی ویژه خبر بدید محموله رو گرفتیم

جاش امنـه

ما گرفتیمش

پرونده آخرت هم بستی

فکر می‌کردم خوشحال‌تر از این‌ها باشی

این مال افراد کاستیاست

می‌بینی چطور نوک گلوله چین خورده؟

مانع باروت ار ریختن باشه

پس تو صدای شلیک رو شنیدی گلوله بیرون اومده

اما در واقع شلیکی صورت نگرفته

این گلوله بدون ساچمه‌ست

کمرون، من الان تیر خوردن یه نفر رو دیدم

آره، منم دیدم

وقتی افتاد زمین اینو پیدا کردم

قوطی کربن دی‌اکسیده این خون مصنوعیـه

دقیقا همون چیزیه که نیاز داری تا از یه نفر خون بره

خب منظورت چیه؟ تیراندازی، نجات؟

فریب بوده

!آقای دنک - !ببخشید قربان -

نه... سوالی نباشه لطفا

باید چیزی رو بگم

امروز تا حدود ضربه‌ای به من وارد شد

تمام تار و پود بدنم میخواد ژنرال اسمبلی رو مقصر نشون بده

اما نمیتونم

من خانواده‌ای دارم که باید بهشون فکر کنم

بنابراین از انتخابات پیش رو کنار میکشم

برنامه دارم هرچه سریعتر به کشورم برگردم

!آقای دنک! آقای دنک

خب، با عقل جور در نمیاد

اسب‌های وحشی نمیذاشتن پاش به سازمان ملل باز بشه

و حالا که آزاد شده نظرش عوض شد؟

یکی آتو ازش داره

آقای دنک حالتون چطوره؟

یکم کوفته‌ام

بازم متشکرم که کمکم کردید

بیانیه‌ای که درباره کنار کشیدنتون اعلام کردید

اگه کسی مجبور به اینکارتون کرده میتونید به ما بگید

ازتون محافظت می‌کنیم - نه -

اصلا و ابدا. من خوبم

...قربان، متوجهم

ما غریبه و خارجی هستیم ولی میتونید به ما اعتماد کنید

و اگه "کِی" گفته باشه ازتون محافظت می‌کنه

سر حرفش هست

همه چیز مرتبه

سفارت حتی جشنی به خاطر من تدارک دیده

جنش به مناسبت نجات پیدا کردنشون

در واقع چرا شما نمیاید؟

هردوتون برای نجات من بودید

لطفا تشریف بیارید - ممنون -

داریم حرکت می‌کنیم

واسه تو هم همه چیز عجیب بود؟

آره. چون که واقعا هم عجیب بود

[ کنسولگری ژنرال. اون‌ها زنم رو گروگان گرفتن ]

خیلی خب، به نظر میرسه رییس جمهور بولداوی

درک کمی از انتخابات آزادانه و منصفانه داره

اون به یکی به اسم کاستیا پول داده تا ایندار رو بدزدن

و بعد نجاتش رو جوری صحنه سازی کنن تا دولتـش خوب به نظر برسه

در حالی که از اول زن ایندار رو در کنسولگری گروگان گرفتن

یه جایی نگه داشتنش که اف‌بی‌آی نمیتونه بره

باهوشـن

متوجه نمیشم - خیلی ساده به نظر میاد -

نه، متوجه نمیشم چرا من اینجا هستم

مشغول جمع کردن وسایل سلولم بود

در حقیقت کار کوچکی بود ولی ازش لذت میبردم

میخواستم دوباره ببینمت

تمام اون حرف‌هایی که توی بایگانی زدی

در مورد اینکه کمرون چطور زندگیت رو نابود کرد

همه‌شون دروغ نبودن

من دروغگوی قهاری‌ام

من تو رو میشناسم، جاناتان - خیلی خب، نه -

کافیه. این نگاه موذیانه من تو رو میشناسم، جاناتان کافیه

مدام میگی منو میشناسی

کم رو میشناسی پدرمون رو میشناسی... چطوری میشناسی؟

کار خانوادگیتون شعبده‌ست

کار خانوادگی من جرم و جنایت

و مادرم کارش حرف نداشت

یه دزد با استعداد

رهبری گروهی که در سراسر اروپا دزدی می‌کرد رو به دست داشت

گهگاهی، یه متخصص باز کردن گاو صندوق

...به اسم ویلیام آرچر استخدام می‌کرد

معروف به سباستین بلک، پدرت

اون نزدیک‌ترین شخص پدر به من بود

دستت رو بده

بازش کن

ولی من واقعا نمیشناختمش

توی ریکیاویک

...اونجا بود که حقیقت رو پیدا کردم

...اون یه شعبده باز

و یه پدر بود

واسه همین پیشِ کم اسم ریکیاویک رو بُردی

فکر می‌کردی اون اونجا بوده

تو بودی

حالا منو یادت میاد؟

نه

شاید این کمکت کنه

نه. بازم هیچی

کاستیا ورادین به طور دیگه به اسم رومان تولاک معروفـه

یا هر شش اسم مستعار دیگه‌ای که بهش ربط دادیم

اون یه سلاح اروپاییـه آماده‌ی استخدام

برای دیکتاتورها و الیگارشی‌هاست [ گروه کوچک و پولداری که حکومت در دستشان است ]

آدم ربایی و شکنجه از تخصصاتشـه

صورت "دنک" رو تو بیمارستان دیدم

ترسیده بود

نمیتونیم بذاریم زنش آسیبی ببینه

مشکل خاک کنسولگری خارجیـه

نمیتونم ماموریت انجام بدیم

اون‌ها یه زن رو گروگان گرفتن باید یه کاری کنیم

این پرونده مخصوص تیم منـه

میدونی که ما توی سفارت هیچ آزادی عملی نداریم

نداریم ولی ما دعوت شدیم

و همه‌مون عضو اف‌بی‌آی نیستیم

خب، یعنی من به صورت رسمی ...ناظر اف‌بی‌آی هستم، پس

متاسفانه چنین مقامی وجود نداره، آقای بلک

چی؟

داری میگی از خودت در اوردی؟

خب، این همه مدت ...داشتم به همه می‌گفتم

کمرون، کار داریم

صحیح. ببخشید

گروگان رو نجات بدیم

واقعی نیست؟ واقعا مقامم الکیـه؟

باید زن دنک رو داخل کنسولگری پیدا کنیم

و هردوشون رو بیرون بیارم نقشه چیه؟

خیلی خب، ممنون از اطلاعاتت

میدونیم که کاستایا بخش خصوصی مربوط به خودش رو در سفارت داره

از دو در امنیتی میگذره

...هر کدوم هم رمز عبور خاصی داره پس

باید کاستیا رو گول بزنیم تا رمزها رو بهمون بده

آره، درسته

داری حرفه‌ای میشی

خب، واسه همین رییسـه دیگه

خیلی خب، ادامه بدید

ما قراره یه نسخه کپی صد در صد

از کنسولگری بولداوی درست کنیم

کاستیا رو فریب میدیم و گولش میزنیم که رمز رو وارد کنه

که کاملا دیوونگیه

یعنی چی... منو دارید

میدونی من عاشق آجیلم

هیچ راهی نیست که بتونیم

یه کپی دقیق از سفارت توی 24ساعت بسازیم

پس به یه ساختمون مشابه نیاز داریم

یکی رو پیدا کن. به دیکنز میگم

و به جانی نیاز داریم

بیرون از زندان، تو ماموریت و میتونی بهش اعتماد کنی

چون که میدونه باید قبل اینکه آزاد بشه

این پرونده رو حل کنیم

باشه. چیز دیگه؟

من مایک رو میخوام

یعنی مایک رو نمیخوام

به مایک نیاز داریم، میدونی به افراد نیاز داریم

نه قدرت مردونه... اونطوری نه

...فقط... باید مایک رو مطلع کنیم

دینا، اون تعلیق شده فعلا مامور نیست

اما دینا درست میگه

میتونیم از مهارت مایک استفاده کنیم

میدونی، بعنوان یه مشاور

میدونی، محض اینکه مطمئن بشیم ...قوانین زیادی رو زیر پا نمیذاریم

حقوق، حالا هرچی

باشه، بهش زنگ میزنم

...اوم

...میتونم... میشه

بذار من زنگ بزنم

سلام مایک، میشه حرف بزنیم؟

دینا، اینجا چیکار می‌کنی؟

برنامه باشگاهت رو یادمه خیلی عجیبه؟

یکم، آره

خیلی خب ببین، نیومدم که عذرخواهی کنم

حالا عجیب شد

این قضیه مهم‌تره مربوط به زن مرموزه

همگی داریم روی یه فریبکاری ...کار می‌کنیم و

به سیاست ربط داره و گروگان و جاسوس داره

و فکر نمی‌کنم جواب بده

و آدم‌ها... آدم‌های ما ممکنه آسیب ببینن

دینا، من دیگه مامور اف‌بی‌آی نیستم

نه میدونم ولی هنوز عضوی از تیم هستی

ببین، ما با دیکنز در این باره صحبت کردیم

و میگه میتونی به ما کمک کنی

میدونی، تو مثل... مثل یه ناظر میشی

مثل کمرون ولی خیلی خفن‌تر

ببین، انتظار ندارم هیچوقت منو ببخشی. واقعا میگم

اما هنوز بهت نیاز داریم

این عالیـه

معماری که ساختمون سفارت بولداوی رو طراحی کرده

اینم ساختمون هم طراحی کرده

همون سبک، همون پله

این یارویی که میخوایم گولش بزنیم کوره؟ چون کمک می‌کنه

بیخیال، یکم خر حمالی

چندتا حواس پرتی

این دوتا ساختمون رو شبیه می‌کنیم

اوه، خر حمالی - آره -

باید فکر اینجاش رو می‌کردم !فریبکاری نجات پیدا کرد

آفرین جاناتان

خوشحالم می‌بینم قوت قلب دادنتون پیشرفت کرده

...خبر خوب کنسولگری قلابیمون رو پیدا کردیم

عالی نیست ولی اگه بتونیم کاستیا رو تو لابی نگه داریم

راهرو و اتاق امنش به کارمون میاد

آره، در اون مورد

داشتیم به عکس سفارت واقعی نگاه می‌کردیم

و یه مشکل جزیی‌ توی نمای بیرون داره

یا بهتره بگم، چیزی نزدیک ساختمونـه

از هر زاویه‌ای میتونی ببینیش

چیه؟ نشان مخصوص داره؟

اوه، فقط ساختمون امپایر استیتـه

اوه چیزی نیست، جا به جاش می‌کنیم

میگه جا به جاش می‌کنیم

مایک، دینا، کنسولگری رو بررسی کنید [ کنسولگری بولداوی ]

به یه عکس واسه مطابقت نیاز داریم

این مضحکه - خودت مضحکی -

مهاجرت گنجشک تابستونی

شگفت انگیزترین اتفاق در اروپای شرقیـه

تابستون؟ من هزار دلار

واسه بلبط هواپیما نمیدم و به خاطر سکته ناشی از گرما بمیرم

تو پاییز میریم

عذر میخوام. کمکی از دستم برمیاد؟

بله، برای ویزا اومدیم

که دارم به خاطرش پول میدم پس انتخاب با منـه که کی بریم

آه! قلعه بورداف

مردم میرن اروپا تا قلعه‌ها رو ببین، نه پرنده‌ها رو

خانم، نمیتونید عکس بگیرید

نه، میدونم

قلعه بورداف در هنگام تابستان »

« ...بسیار زیباست

گوش میدی؟

باید دیگه عکس نگیرید

فهمیدم، باشه - ببخشیدش -

وقتی کار به پیروی از قوانین میرسه یکمی ساده و بی تجربه‌ست

اوه، واقعا؟

واقعا؟ الان؟

اسم کاری که با من کردی رو چی میذاری؟

تو ایتالیا

فکر نمی‌کنی یکم

کینه غیر منطقی به دل گرفتی؟

حب، چطوری باید بهت اعتماد کنم؟

واسه زمان پروازمون رو میگم

نمیدونم

...اما شاید تمام این... سفر

ایده بدی بوده

خب، شاید

خب، من باید برم

ممنون

خب جاناتان، این نقشه توئـه؟

میخوای دوباره کنسولگری رو بسازی

کاستیا رو به داخلش گول بزنی و اونم رمز عبور رو وارد کنه

و از اون رمز برای ورود به کنسولگری واقعی استفاده کنی

و زن دنک رو آزاد کنی؟

یعنی، یجورایی دیوونگیـه

برادر منم یجورایی دیوونه‌ست

بالاخره یه چیزی که سرش با هم موافقیم

تنها مشکل اینـه که چطوری کاستیا رو گول بزنیم؟

من میتونم

من چندین ساله میشناسمش

البته، مدرکی میخواد که ثابت کنه واقعا من هستم

پس باید اونجا باشم

که به صورت تصادفی ما رو

توی آزاد کردنت از دست اف‌بی‌آی دخیل می‌کنه

اوه، گمونم حق با تو باشه

و چرا باید بهت اعتماد کنیم که فرار نمی‌کنی؟

حقیقتا، اف‌بی‌آی و کمرون

دلیلی برای اعتماد به من ندارن

هر بار بهشون دروغ گفتم

...اما تو

تو بهم اعتماد داری

و چرا چنین فکری می‌کنی؟

ریکیاویک

یادته، به تک تک نمایش‌هات اومدم هر پنج شب

!هی

بیا اینجا

برو طبقه پایین

اینجا چیکار می‌کنی؟

تو جات اینجا نیست تو دختر من نیستی

تو شعبده باز نیستی

در بهترین حالت، تو آینده یه مجرم بشی

میخوام از زندگیم بری بیرون و از پسرم فاصله بگیری

یا مطمئن میشم مثل بقیه خانواده‌ات بیوفتی زندان

پدرت تو یه لحظه منو ازت متنفر کرد

من واسه اون یا تو کافی نبودم

اون کمرون بلک شگفت انگیزه

پس واسه همین اینکارها رو کردی؟ زندگیم رو نابود کردی؟

چون که پدرم یه حرومزاده بی رحم بود؟

اینو خودمم میدونستم، خانم

پس بهم بگو منو یادت نمیاد

بگو دارم بهت دروغ میگم، جاناتان

پیشنهادت رو به تیم میگم

محض اطلاعت باید بگم من تمام این

داستان ساختگی که به برادرم خوروندی رو باور نمی‌کنم

جواب نمیده

مردم به چیزی که میخوان باور دارن، کمرون

یعنی ریکیاویک؟ واقعا؟

مثل بقیه چیزها از خودت در اوردی

داشتم درباره تو حرف میزدم

تو نسخه‌ای از بچگیت رو انتخاب کردی

که اونجا زندگی برادرت رو خراب نکردی

خیلی خب

نه، متوجهم درست نیست ولی متوجهم

...فکر می‌کنی من زندگی

میدونی چیه؟ نه من به ساز تو نمیرقصم

نه، نقشه تو اینه که فرار کنی

پس باید بهت بگم

نقشه من اینه که با بیست تا مامور اف‌بی‌آی محاصره‌ات کنم

پس خوش بگذره

هی

خیلی طول کشید

بگو ببینم، واسه کاره یا لذت؟

اف‌بی‌آی بهت شک کرده

همه جای پارک مامور گذاشتن

میخواد وارد کنسولگری بشن

و سعی کنن زن دنک رو آزاد کنن

!تمام مامورها، حرکت کنید

!برید، برید، برید

!ایست

!هی

!فقط برون! عجله کن

!برو کنسولگری بولداوی

کمربندت رو ببند

[ کنسولگری بولداوی ]

حواستون به دنک باشه

از شعبده بازی تو غربت متنفرم

حس یه پیشخدمت با سیتی کوکتل میگو رو دارم

میدونی تو لاس وگاس من هرشب واسه پنج هزار نفر اجرا می‌کردم؟

حالا خودتو ببین، داری یه زن بیگناه

و بهترین امید یه کشور دیگه برای دموکراسی رو نجات میدی

میدونی چیه؟ حق با توئـه

من هنوز هم شگفت انگیزم

خیلی خب

عالی میاید [ کنسولگری جعلی بولداوی ]

محشره

گانتر، چرا ساختمون امپایر استیت

مثل برج پیزا کوفتی خم شده؟

!درستش کن - !داریم سعیمون رو می‌کنیم -

داری میگی هیچ راه دیگه‌ای

واسه جعل ساختمون امپایر استیت نیست؟

پروژکتور دیجیتال چی؟

جردن گفته اینو بگی؟

!لعنتی! نمیشه بلندش کرد

!از طرف خودت حرف بزن، رفیق

جردن شنیدی؟

ساختمون امپایر استیت گیر کرده

دریافت شد

آدرس رو درست اومدیم؟

قربان، من راننده تاکسی حرفه‌ای هستم

نه یه راننده دلقک اوبر که از برنامه ویز کمک می‌گیره

من پشت دستم نقشه شهر رو تتو کردم

به معنای واقعی کلمه میگم

تتو کردم واسه وقتی گم شدم

ولی مجبور نیستید حرفم رو باور کنید

فقط ستاره شمالی نیویورک رو دنبال کنید

ساختمون امپایر استیت

دینا، کاستیا داره میاد داخل

اینجاست! همه سر جای خود

عصر بخیر، آقای ورادین

کی، کمرون، توی موقعیت

کاستیا اینجاست - دریافت شد -

خوشبختانه درست روی دسته کارت پیداش میشه

حالا اگه میشه یه لطفی بهم کنید ...و کارت رو امضا کنید

نوبت توئه، کمرون

خب، "کِی" قراره کارتتون رو

به وسط دسته هل بده

پس، همونطور که از فاصله خیلی نزدیک می‌بینید

کِی قراره دسته کارت رو

با شماره سه بندازه بالا

1, 2, 3

حالا کی میخواد شعبده واقعی ببینه؟

...بیشتر اهل پول هستی تا

رمز اولین در، 6715

می‌شنوی؟ - باشه -

وارد شدم

خیلی خب، کاستایا دم در دومـه

خیلی خب

کم

کم، اون وایساده

فکر کنم صفحه کلید یه مشکلی داره

!لعنتی

کم، صفحه کلید واقعی مربع داره؟

آره. واسه چی؟ مال تو نداره؟

نه و فکر کنم کاستیا فهمیده

مطمئنا فهمیده

حبسش می‌کنم

خیلی خب، دوتا عدد اول چیه؟

یک و نُه

کمکی می‌کنه؟

نه. معلوم شد که نه

یعنی میتونیم حدس بزنیم

ولی حدود صد تا احتمال وجود داره

از علامت مربع دیگه حرفی نزنیم

کم، واسه حدس زدن وقت نیست

و کاستیا به این زودی‌ها قرار نیست چیزی بهمون بگه

خدایا! خیلی خب

کمرون، چیکار می‌کنی؟

به یکی که کاستیا رو میشناسه زنگ میزنم

توی آخرین اتاق کاستیا هستن و به آخرین رمز عبور نیاز دارن

دو عدد اول 1 و 9 رو دارن

دوتای آخر چیه؟

زندگیشون تو خطره. بهم بگو

بلد نیستم - ولی تو کاستیا رو میشناسی -

دیگه داری خیلی دین و ایمانت رو، روی من میذاری

صبر کن، یه فکری دارم

بگو جانی گیر کرده، نه من

ببین جواب میده یا نه

جاناتان منتظره

رمز رو بدست نیاریم اون نمیتونه بیرون بیاد

کد سرویس امنیتیش رو بزنه، 1924

1924

دارم میزنم

خیلی خب، وارد شدم

مشکلی نیست، چیزی نیست

من واسه کمک اومدم، خب؟

لینا رو آزاد کردم میبرمش بیرون

آفرین، کم

بچه‌ها، این در هر لحظه ممکنه بشکنه

کم، لینا رو آزاد کرده من میرم دنبال دنک

میتونم کمکت کنم

اوه! خیلی متاسفم

شرمنده

عذر میخوام، قربان

نتونستم نادیده بگیرم ولی متوجه شدم

گردنبند دوست دخترتون رو گردنش نیست

باید بدم دستگیرت کنن

نه، راستش کار من نبود

کار اون آقای متشخص بود

شاید بخوای جیبش رو یه نگاهی بندازی

جون زنت رو نجات دادیم نزدیکم بمون

داریم میریم بیرون

اینکار رو نکن تو، توی خاک کنسولگری نیستی

اینجا آمریکاست

کی اهمیت میده؟

فقط میخوام بدونی هر زمانی از سال

باهات میام بولداوی

خیلی خب

طبیعی رفتار کنید، خب؟

این یه حقه نیست

شما فقط یه زوج مزدوج هستید که دارن از مهمونی میرن

شاید افراد کاستیا نباشن

به نگهبان لبخند بزنید

میرید خونه، آقای دنک؟

یادت نره رای بدی

باریکلا

امنـه

و بعدش وایساد و درست تو چشم‌های نگهبان زل زد

و گفت، یادت نره رای بدی

تعجب نداره که دنک به انتخابات برگشته

در واقع لینا خواسته که برگرده

به نظر زن سرسختی میاد هرچی به من بگه میگم چشم

ممنون که زندگیمون رو نجات دادین

اوه، باعث افتخار بود

و با دیکنز صحبت کردم

و گفت تعلیقت تموم شده

یه چیزی درباره کار قهرمانانه گفت و میخواد که برگردی

!اف‌بی‌آی رو میگم

دیکنز میخواد به اف‌بی‌آی برگردی

!خفه شید

...شماها

کار تیمی بود

منم بودم عصبانی میشدم

...ولی بیا روراست باشیم بیشترش تقصیر من بود

میگم یه فرصت دیگه بهش بده

جادوش؟

نمیشه خرابش کرد

هی، این مثل آینده ما میمونه

همه ما قبل نمایش شام بخوریم

به دوتا برادرهامون برای برگشتن به صحنه نیاز داریم

می‌شنوم که لاس وگاس داره صدامون میزنه

هواپیماهای شخصی جنگ توییتری با دیوید کاپرفیلد

جیغ و داد طرفدارها و یه اضافه حقوق معقول برای تیمت

خیلی معقول - خیلی معقول، آره -

!برنامه زنده کمرون بلک - !آره -

!حالا جاناتان بلک هم هست

!آره! جاناتان

واقعا؟ لاس وگاس؟

میشه... میشه بلیط بگیرم؟

!اوه مایک - آره، آره، آره -

اون کیه؟ - !این کمرون بلکـه -

...تا

!دا

این یجور حقه‌ست؟

نه

نه، من هیچوقت تو اولین دیدار اسمم رو نمیگم

وقتی زمانش رسید خودت میفهمی

منصفانه نمیاد

همه میدونن من کی هستم

...باید بگم، اجرای اون حقه

شروعش تو لاس وگاس ...و پایانش تو میدان تایمز

بدجوری تحسین بر انگیز بود

...باید روراست باشم حتی نمیخواستم انجامش بدم

...ولی بعدش

فراموشش کن

ببخشید، نمیتونم

کمرون بلک مشهور دوست دختر هم داره؟

یادم نمیاد جایی خونده باشم

میدونی چیه؟

نه

کمرون بلک دوست دختر نداره

بخشی از من آرزو داره که اون شب راهتو میکشیدی و میرفتی

تمام من چنین آرزویی داره

خب چرا چنین کاری کردی؟ چرا بهمون کمک کردی؟

به دو دلیل

اون پنج شب در ریکیاویک

آخرین باری بود که من واقعا شاد و خوشحال بودم

مثل یه بچه واقعی

دیگه ازت متنفر نیستم، جاناتان

پدرت درست مثل من چنین احساسی بهت القا کرده

کافی نبود

و فکر می‌کنم تو این بیست سال گذشته

هرشب به اون هفته فکر کردی

فکر می‌کنم واسه تو هم آخرین باری بود که واقعا شاد و خوشحال بودی

نه به خاطر اینکه من اونجا بودم

به خاطر اینکه کمرون نبود

چطور ممکنه اینو بدونی؟

همیشه میگفتی این سکه پدرت بوده

ولی اون سکه رو بهت نداده، مگه نه؟

من دادم

دلیل دوم چیه؟

باید ارزشم رو به اف‌بی‌آی ثابت می‌کردم

...کمک کردنت که به دنک کمک کنی

خب، همین به فرارم کمک کرد

!صبر کن، صبر کن

نه، نه! باید یه راه دیگه‌ای باشه

...نمیتونم بذارم همینطوری - مجبوری -

هی، هی، قضیه چیه؟ داره چی میشه؟

زن مرموز با وزارت دادگستری معامله کرده

دارن به برنامه محافظت از شاهدین میبرنش

میذارید همینطوری بره؟

بهمون اطلاعات مهمی

از سه تا از پنج آدم تحت تعقیب پیشنهاد داده

میخواد درباره‌شون صحبت کنه

پس جاناتان چی؟ در مورد اون چی گفت؟

هیچی. امتناع کرد

با این حال بازم معامله کردی؟

تصمیم با من نبود

نه، نه، نه، نه باید جلوش رو بگیرید

جلوش رو بگیر درست همین‌جاست

نمیتونم، نمیتونم

...چـ - خیلی متاسفم، کمرون -

نه

ممنون

نه، نمیخوام باهات حرف بزنم

خوبه. پس فقط بشین و گوش بده

من یک سال از زندگیت رو تلف کردم

و تلف شد رفت. نمیتونی پسش بگیری

و تقصیر منـه ...چون من گند زدم

اونم بدجور

هر بار که بابا زندگیمون رو سیاه می‌کرد

من چشم‌هام رو میبستم

و تصور می‌کردم میخواد به اتاق برگرده

و با لبخند بگه همه‌اش حقه بود

و بگه « تادا » و یه آس از آستینش بیاره بیرون

اما هیچوقت اینکار رو نکرد

و حالا مُرده پس نمیتونه اینکار کنه

اما من میتونم

نقشه آلیستر

از اف‌بی‌آی دزدیدی

آره

داری میری؟

آره

گذاشتن زن مرموز آزاد بشه، یادتـه؟

گوش کن، اون مصونیت داشت

ولی الان داره یه یه مکان امن میره

...قراره توی برنامه محافظت از شاهدین تا

اوه دست بردار. فکر می‌کنی نمیتونه از دادن اطلاعات به اف‌بی‌آی طفره بره؟

هی

هی، من تسلیم نشدم

نه، بس کن - ...میتونیم یه راه دیگه پیدا کنیم -

بس کن، کی

دیگه باورت ندارم

با جاناتان حرف زدی؟

آره

اونجور که برنامه داشتم پیش نرفت

...همون دقیقه‌ای که زن مرموز فرار کرد

...و جفتمون هم میدونیم که فرار می‌کنه

میره هرجایی که تو نقشه‌ست

و ما اونجا منتظرش میمونیم

ما؟

از اینجا فراریت میدم

میدونی چقدر خطر داره؟

آره، میدونم

و اهمیتی نمیدم

کارم با اف‌بی‌آی تموم شده

جدی؟ "کِی" چی؟

آره، کارم با اونم تموم شده

حرفت رو باور نمی‌کنم

جانی، هیچوقت نباید میذاشتم

بابا اونجوری باهات رفتار کنه

نباید مجبورت می‌کردم بعد از اینکه مُرد هم اجرا نکنی

و نباید مجبورت می‌کردم اون حقه میدان تایمز رو اجرا کنی

اونم وقتی خودت نمیخواستی

و نباید بهت میگفتم کار کردنم با اف‌بی‌آی

تو رو آزاد می‌کنه چون آزادت نکرد

من هر دفعه انتخاب‌های اشتباهی کردم

امروز این اشتباهات تموم میشه

واقعا میخوای منو از اینجا فراری بدی

آره، بیا بریم

نه

نه، نمیتونم بذارم چنین کاری کنی

خودت اینو میخواستی، جانی

وقتی هردومون مجرم فراری بشیم چه فایده‌ای داره؟

...جانی - نه -

جواب منفیـه

باید برم

کمرون

هی، کمرون

کمرون، منو ببین

اگه باید بری، درک می‌کنم

اگه میخوای به جاناتان

به طرزی که من نباید بدونم کمک کنی

اینم درک می‌کنم

ببین، اگه فرصت داشتم به عقب برگردم و جون خواهرم رو نجات بدم

هرکاری می‌کردم... هرکاری

پس نمیخوام اون کسی باشم که جلوت رو می‌گیره

نمیخوان اون شخص زندگیت باشم

نمیخوام واست فقط یه مامور اف‌بی‌آی باشم

باورم نمیشه نمیخوای فرار کنی

خب، من همچین حرفی نزدم

...گفتم که

نمیخوام با تو فرار کنم

ممنون

...فقط

فقط بهم قول بده دوباره می‌بینمت

قولی در کار نیست

...کمرون

سلام جاناتان

آماده‌ای؟

اسمت رو بهم بگو

« پایان سریال »

:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـی :.: .: mml.moh :.

::. ارائه شده توسط وب سايت رسانه کوچک .:: « WwW.LiLMeDiA.TV »

کانال اخرين زيرنويس هاي تيم ترجمه وب سايت رسانه کوچک @lilmediasub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.