Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در واکینگ دد گذشت
یکی از نقاباشون رو امروز پیدا کردیم
نگرانن، یکی یه پوست پیدا کرده - یه پوست ؟
پس، حداقل یکیشون طرف مرز ما بوده
برگشتن ؟ - نیازی نیست وحشت راه بندازیم -
اگه طرف مرز اونا مچمون رو بگیرن
.تمومه. اعلان جنگه
چرا هنوزم به مرزا احترام میذاریم
وقتی آلفا حتی اینجا نیست
باز شو
نه
مامان
عجله کن، مامان
مامان
مامان، عجله کن
مامان
خیلی متاسفام، مامان
دوباره داشتی به کشتنمون میدادی
مامان، یه آقایی اونجاست
مترجمین Erfan Tabarsi & Amirali_Ringleader
:تقدیم میکنند Movie Twitte و Survivors چنل های @MovieTwitte & @VR_TWD
سروایورز، بهترین و تخصصی ترین چنل واکینگ دد در ایران
مووی توئیت، منبع نظرات شما و مردم در مورد تمام فیلم و سریال ها
زمانش رسیده که دسته برگرده
باید جمع آوری های بیشتری انجام بشه
محافظین بیشتری پیدا کنیم
ما خیلی از دشمن دوریم
ترسشون فرو کش میکنه
هر جا که باشیم از ما میترسن
ترسشون به خاطر کاری که کردیم برمیگرده
به من شک داری ؟ به ماموریتمون ؟
هرگز
وقتی جدا میشی، خواهر ها رو ببر
یه موهبت واقعی دارن عطری برای مردگان
ما قصد صدمه زدن نداریم
میتونی حرف بزنی ؟
.مامان من از این وضع خوشم نمیاد ...لطفا
بیا و سعی کن ما رو بکشی
...ولی دو چیز رو بدون یک، من به راحتی نمیمیرم
و دو، باید دخترم رو هم بکشی
چون این زمین رو بدون اون ترک نخواهم کرد
یک شب
ممنون
این راهرو رو ترک نکنین
فکر میکنی بتونم خودمو بشورم ؟
...ببخشید مامان، ولی بوش - اینجا آب هست ؟ -
اون یه هیولاست ؟ -
الان همه ما هیولا هستیم
حواستون باشه
ساختمون ها میتونن پر باشن
همشون رو جمع کنیم ؟
تک تک اونایی که میتونیم پیدا کنیم
جدا شو جدا از هم بهتر میتونیم ردشون رو بگیریم
شنیدی چی گفتم ؟
داره نگاهت میکنه
امروز خورشید... احساس متفاوتی داره
میتونی احساسش کنی، خواهر ؟
انگار که گرماش داره درون پوستمون میسوزه
تمومش کن سرت دوباره رفته تو ابر ها
...اون میبینه که به هدف متعهد نیستی
به آلفا
این حرفو نزن
وقتی فرصتشو داشتم باید ولت میکردم
صداشونو میشنوم
اونور
داشتی میخوندی ؟
من که بهش خوندن نمیگم
دیگه اینکارو نکن
اسمی داری ؟
مرده ها اسم ندارن
و ما هم نباید داشته باشیم
بدون اسم یا گذشته
اونایی که به اندازه کافی برای بیرون بودن قوی هستن
میتونن همدیگه رو با یه نگاه بشناسن
هیچی احساس نمیکنن
فقط میخوان تغذیه کنن
آزاد هستن
چطور کارت به اینجا کشید ؟
با مرده ها درگیر شدم
چند ماه پیش باعث شدن از کمپی که توش بودم فرار کنم
به خاطر همین اونو سرت میکنی ؟
مامان، برگرد
ازش خوشم میاد
از صدای مرده ها
تنها آهنگی هست که هیچوقت نمیخوام تموم بشه
خواهر، تمرکز کن
مشکلت چیه ؟
تقاصشو پس میدی
متاسفم
متاسفم
متاسفم
...احساس نمیکنم
اونجا جاش بهتر باشه
دوستش دارم، و رفته
با اونا توی جای بهتریه
وایستا
اون الان به دسته متعهد نیست
اعمالش کل دسته رو به خطر انداخت
ول کردن بچه اش اونو شکست
تو هیچوقت درک نمیکنی که رها کردن بچه ات چه حسی داره
تو هنوزم به لیدیا فکر میکنی
اون خیلی قبل تر از اینکه کارشو تموم کنم برام مرده بود
توی غار بیارش پیشم
منتظر میشم
تو اینجا میخوابی
منم همین بیرون
ساکت میشه
چرا همه جای دیوارا بالشای بزرگ هست ؟
برای اینکه آدمایی که اینجا بستری میشدن به خودشون صدمه نزنن
افرادی مثل اون مردی که بیرونه ؟
این دیوارا هیچوقت نمیتونن کسی مثل اونو کنترل کنن
ازش خوشت میاد
نمیخوامش
...تو که هیچوقت بدون اون نخوابیدی
نمیخوامش
من دیگه بچه نیستم
اون خرگوش احمقانه رو نمیخوام
نمیخوام بترسم
میخوام بیشتر شبیه تو باشم، مامان
مدت خیلی زیادی برای شنیدن این حرف صبر کردم
...و امیدوارم که بشی
چون اگه نشی
چاره ای جز ول کردنت ندارم
مامان خواهش میکنم منو هیچوقت ول نکن
قول میدم اون بیرون بهتر عمل کنم اینکارو میکنم
میبینی
دوستت دارم، مامان
انقدر منو مامان صدا نزن
آلفا، متاسفم
خواهش میکنم
دیگه دربارش حرف نمیزنم
خواهش میکنم
نقابت رو در بیار
زانو بزن
ممنون
ممنون
ممنون
آلفا بهت رحم کرد ؟
دیگه هیچوقت سرگردون نمیشم، خواهر
ما هم همش به اون مکان فکر میکنیم
.خیلی امن به نظر میومد .اونجا گاو و گوسفند بود
.میتونیم برگردیم ...میتونیم اونجا
چرا ؟
منو زیر سوال نبر
ولی اگر بازم سرگردون شد، پوستش رو زنده زنده میکنم تا همه ببینن
دسته رو به هم میزنه
پس حواسمون بهش هست، مطمئن میشیم ضعفش روی بقیه تاثیر نذاره
بقیه همین الانشم درباره دشمن صحبت کردن، درباره زندگی که اونجا دیدن
.این زندگی نیست .یه خیاله
و دسته باید دوباره اینو یاد بگیرن
باید از نزدیک ببیننش
میبینن - کی ؟ -
بزودی
راضی هستی ؟
دیدمت که شب تنهایی سرگردون از کمپ دور شدی
...من همین جائم
همون طور که همیشه بودم
از کشتن با تو خوشم میاد
تو متفاوتی
افرادی که منو قبل از این میشناختن
احتمالا همین حرفو بزنن
به هر حال که هیچوقت به اون افراد اعتماد نداشتم
به سختی به کسی اعتماد میکنم
منم همین طور
آفرین، مرد بزرگ
مرد بزرگ ؟ - باشه -
آقای ب
فکر کردم اسم نداریم
.این اسم نیست .یه حرفه
پس اگه من "ب" هستم تو چی میشی ؟
" آ "
پس وقتی خودتونو میپوشونین میتونین بینشون حرکت کنین ؟
قضیه فقط "حرکت کردن" بینشون نیست
باید بهشون تبدیل بشی، چیزی که اونا حس میکنن رو حس کنی
اونا چی حس میکنن ؟
هیچی
...فقط دو نوع آدم توی این دنیا موندن
اونایی که به اندازه کافی برای قدم زدن با مرده ها شجاعن
و بقیه آدما
پس بهم بگو، ب
تو کدومی ؟
برین
تا طلوع آفتاب
برنگردین
تنها بودن با اون چه حسی داشت ؟
همون طور که تصور میکنی
قدرتمنده خیلی آروم
دوباره سرم درست شد
پس دیگه بهش فکر نمیکنی ؟
خوشحالم که اون فداکاری رو کردم
همون طور که آلفا دخترش رو فدا کرد
گفت وقتی مردنش رو تماشا کرد
یک قطره اشک هم نریخت
اون آلفاست
گریه نمیکنه
منو ببخش...
بخاطر اینکه چیزی که اینجا داریم رو به خطر انداختم.
میدونم.
...دیگه اینکارو نکن
هیچوقت
چیزی که صبح گفتی رو جدی گفتی؟
که آرزو میکردی کاش منو ول کرده بودی؟
بگیر بخواب، خواهر
برشون گردونین
ثابت باشین دسته رو متلاشی نکنین
خیلی زیادن
چرخه رو حفظ کنین
من میخوامشون
اون رو هم بیار
شما ها یه نوزاد آوردین این بیرون؟
نه
از کاری که کردی پشیمونی؟
اون متعهّد نبود
دیگه بین ما جایی نداشت
من باید از آلفا محافظت میکردم
و اینکار رو هم کردی
این سرنوشت تو بود
...همونطور که یه شیر، تولهش رو خفه میکنه
ما هم وقتی گوشت و خون خودمون رو بکشیم، قویترین میشیم
...این خالصانه ترین و صادقانه ترین راهه
تا درون آشوب، نظم رو برقرار کنیم
خدمت خالصانه تو هیچوقت فراموش نمیشه
بله آلفا
من درون تو، ارزش و بزرگی میبینم
باید براش آماده بشم؟
تنهامون بذار
صدمه دیدی؟
هیچوقت انقدر آرامش نداشتم
آرامش؟
سه نفر از افرادمون رو از دست دادیم، ...به علاوه تعداد زیادی از مرده ها
و تو آرامش داری؟
این یه فاجعه بود
در دل آشوب، نظم و ترتیب وجود داره
اون از هیچی نمیترسه
الان دیگه هممون هیولاییم
.الان دیگه هممون هیولاییم
الان دیگه هممون هیولاییم
الان دیگه... هممون هیولاییم
بخاطر شجاعت و فداکاریت
و اینکه نیاز دسته رو به نیاز خودت ترجیح دادی
تو رو گاما نامگذاری میکنم
به افتخار گاما
به افتخار گاما
به افتخار گاما- به افتخار گاما-
به افتخار گاما- به افتخار گاما-
به افتخار گاما - به افتخار گاما -
به افتخار گاما- به افتخار گاما-
به افتخار گاما - به افتخار گاما -
به افتخار گاما- به افتخار گاما-
به افتخار گاما - به افتخار گاما -
-به افتخار گاما -به افتخار گاما
چند ساعته که رفتی
از من عصبانی هستی؟
من هیچ حسی به تو ندارم
.من هم از احساس خالی ام .همونطور که آلفا میخواد
اون کجاس؟
دیدمش که به سمت کمپ قبلیمون رفت
الان دیگه هممون هیولاییم
الان دیگه... هممون... هیولاییم
الان دیگه هممون هیولاییم
لیدیا؟
لیدیا؟
راهتو گم کردی؟
تو چطور؟
بهت گفتم هیچوقت این طرف نیای
من... من باید دخترمو پیدا کنم
اهمیتی نمیدم
اون رو نگه داشتی؟
این برای لیدیاس
گفتی که اون مرده، که تو کشتیش
تو میخوای برگرده
نباید میومدی اینجا
چرا؟
چرا بهم دروغ گفتی؟
اون هیچوقت برنمیگرده
مهم نیست چقدر آرزوش رو داشته باشی
یا چقدر تلاش کنی که با یه نفر دیگه جایگزینش کنی
اون رفته آلفا
نه
اون دختر منه اون بچه ی منه
نمیتونستم بکشمش
اونا نمیتونن خبردار بشن
اونا نباید بدونن لیدیا زندهس
نباید بدونن
خیالت راحت باشه
لیدیا مرده
لیدیا برای من مرده
از همون لحظه ای که به دنیا اومد برام مرده بود
چون شبیه من نبود
چون مثل من نبود چون مثل من نبود
مثل من نبود
!مثل من نبود
مثل... من... نبود
مثل من نبود
مثل من نبود!
من تو رو بهتر از خودت میشناسم
تو درون خودت شیطان داری آره، دقیقاً مثل من
ولی شکسته و درمونده نیستی
تو برای این ساخته شده بودی
!نه! وایسا! نه اون داره سعی میکنه نجاتت بده
عزیزم
مامان، من قوی بودم - معلومه که بودی عزیزکم -
و من خیلی بهت افتخار میکنم
ولی دیگه هیچوقت، هیچوقت منو اینطوری ول نکن
شنیدی؟
این دنیا، به تاریکی کشیده شد
تا ما بتونیم یه مسیر جدید رو ببینیم
پس بیا
بیا
با من توی تاریکی راه بیا
با من بیا،
و دیگه هیچوقت دوباره تنها نمیشی
بِ من
من پایان دنیا هستم
من پایان دنیا هستم
من پایان دنیا هستم
ما... پایان دنیا هستیم
ما پایان دنیا هستیم
با ما بیا
نمیتونم ولش کنم
مجبور نیستی
من لب مرز دود دیدم
دشمن ممکنه از مرز رد شده باشه
باید بهشون یه درسی بدیم
و دسته نظاره گرش خواهد بود
ما برمیگردیم
ما در تاریکی راه میریم
ما آزاد هستیم
ما در خون غسل میکنیم
ما آزاد هستیم
ما هیچ عشق و علاقه ای نداریم
ما آزاد هستیم
ما هیچ ترس و وحشتی نداریم
ما آزاد هستیم
ما به هیچ کلمه ای نیاز نداریم
ما آزاد هستیم
ما مرگ رو در آغوش میگیریم
ما آزاد هستیم
این پایان دنیاس
الآن پایان دنیاس
ما پایان دنیا هستیم
مترجمین Erfan Tabarsi & Amirali_Ringleader
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.