All language subtitles for The.Walking.Dead.S10E02.WEB-DL.TBS.iMovie-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه گذشت...

‫یکی از ماسکهاشونو امروز پیدا کردیم.

‫- اونا در حالت آماده باشن. یکی یه ماسک پیدا کرده. ‫- یه ماسک؟

‫خب حداقل یکیشون توی محدودی ما بوده.

‫- اونا برگشتن؟ ‫- نمیخواد وحشت ایجاد کنیم.

‫اگه مچمون رو سمت محدوده خودشون بگیرن.

‫هیچی دیگه، جنگ میشه.

‫چرا هنوز به محدوده‌شون احترام میذاریم.

‫وقتی آلفا اصلا اینجا نیست؟

.تقدیــم می‌کنــد iMovie-DL تیــــم ترجمـــه‌ی .:. WwW.iMovie-DL.Co .:.

هفت سال پیش

.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Rain Angel © پری ســــا

‫باز شو.

‫نه!

‫مامان!

‫عجله کن مامان!

‫مامان!

‫مامان، زود باش!

‫مامان!

‫متاسفم مامان...

‫دوباره داشتی ما رو به کشتن میدادی.

‫مامان، یه مرد اونجاست.

‫وقتشه که گروه برگرده.

‫گرداوردی بیشتری لازمه،

‫تا نگهبانهای بیشتری پیدا بشه.

‫ما خیلی از دشمن دوریم.

‫ترسشون فروکش خواهد کرد.

‫مهم نیست کجاییم، اونا ما رو خواهند ترسوند.

‫بخاطر کاری که کردیم، ما رو خواهند ترسوند.

‫به من شک داری؟ به ماموریتمون؟

‫هرگز.

‫وقتی خواستی بری، خواهرها رو با خودت ببر.

‫اونا یه موهبت واقعی دارن، ‫مرده‌ها رو بو می‌کشن.

‫نمیخوایم آسیبی بزنیم.

‫میتونی حرف‌ بزنی؟

‫مامان، از این کار خوشم‌ نمیاد. ‫خواهش می‌کنم.

‫ادامه بده و ما رو بکش.

‫اما دو چیز رو بدون ‫اول اینکه من به سادگی نمی‌میرم.

‫و دوم اینکه باید دخترم رو هم بکشی.

‫چون من بدونش زمین رو ترک نمی‌کنم.

‫یک شب.

‫ممنون.

‫این راهرو رو ترک نکن.

‫فکر می‌کنی میتونم برم حموم؟

‫- ببخشید مامان، اما این بو... ‫- آب هست؟

‫اون یه هیولاست؟

‫الان همه‌مون هیولاییم.

‫هوشیار باش.

‫ممکنه ساختمون‌ها پر باشن.

‫همشونو جمع کنم؟

‫هر چقدر که بتونیم پیدا کنیم.

‫جدا شید. ‫وقتی جدا شیم بهتر مسیریابی می‌کنیم.

‫شنیدی؟

‫حواسش بهت هست.

‫خورشید امروز حس متفاوتی داره.

‫احساسش می‌کنی، خواهر؟

‫انگار داره پوستت رو می‌سوزونه.

‫بس کن، دوباره رفتی توی ابرها.

‫اون متوجه میشه که به هدفمون...

‫و به اون متعهد نیستی.

‫اینو نگو.

‫وقتی فرصتش بود باید رهات می‌کردم.

‫صداشونو می‌شنوم.

‫اونجا.

‫هیس.

‫داشتی آهنگ میخوندی؟

‫من که بهش نمی‌گم خوندن.

‫دیگه اینکارو نکن.

‫اسمت چیه؟

‫مرده‌ها اسم ندارن.

‫ما هم نباید داشته باشم.

‫بدون اسم و گذشته.

‫اون دسته از ما اون بیرون اگر اونقدر ‫قوی باشن تا زنده بمونن،

‫میتونن به سادگی همدیگه رو بشناسن.

‫از هیچی نمی‌ترسن.

‫فقط میخوان که تغذیه کنن.

‫اونا آزادن.

‫چطوری سر از اینجا در آوردی؟

‫با مرده‌ها درگیـــر شدم،

‫چند ماه پیش منو از اردوگاهم ‫فراری دادن.

‫برای همین اینو می‌پوشی؟

‫مامان، برگرد.

‫ازش خوشم میاد...

‫صدای مرده‌ها.

‫تنها آهنگیه که نمی‌خوام تموم شه.

‫خواهر، تمرکز کن.

‫مشکلت چیه؟

‫تاوانش رو خواهی داد.

‫متاسفم.

‫متاسفم.

‫متاسفم.

‫من حس نمی‌کنم...

‫بهتره که اونجا باشه.

‫دوسش دارم و اون رفته.

‫اون در جای بهتری باهاشونه.

‫بس کن!

‫حالا متعهد نیست.

‫رفتارهاش کل گروه رو تهدید می‌کنه.

‫رها کردن بچه‌ش اونو شکسته.

‫هرگز نمی‌فهمی رها کردن بچه‌ت ‫چه حسی داره.

‫هنوز به لیدیا فکر می‌کنی.

‫خیلی قبلتر از اینها که ‫کارشو تموم کنم برام مرده بود.

‫اون پایین بیارش پیش من.

‫منتظرم.

‫همینجا میخوابی.

‫من بیرون خواهم بود.

‫جای ساکتیـــه.

‫چرا کلی بالش بزرگ روی دیوارهاست؟

‫تا به آدمایی که اینجا هستن، آسیبی وارد نشه.

‫آدمایی مثل اون مردی که بیرونه؟

‫این دیوارها کسی مثل اونو ‫نمیتونه کنترل کنه.

‫ازش خوشت میاد؟

‫آره.

‫نمیخوام.

‫هیچ وقت بدون اون نخوابیدی...

‫نمیخوامش.

‫من دیگه بچه نیستم.

‫من اون خرگوش مسخره رو نمی‌خوام.

‫نمیخوام بترسم.

‫دوست دارم بیشتر شبیه تو باشم، مامان.

‫خیلی منتظر بودم که اینو بشنوم.

‫و امیدوارم که بشی.

‫چون اگه نتونی

‫هیچ راهی جز تنها گذاشتنت نخواهم داشت.

‫خواهش می‌کنم مامان، ‫هیچ وقت تنهام نذار.

‫قول میدم کارم اون بیرون بهتر باشم. ‫جدی میگم.

‫حالا می‌بینی.

‫دوستت دارم مامان.

‫دیگه منو با این اسم صدا نکن.

‫آلفا، ببخشید.

‫خواهش می‌کنم.

‫دیگه درباره‌ش حرف نمیزنم.

‫خواهش می‌کنم.

‫ماسکتو بردار.

‫زانو بزن.

‫هیس.

‫هیس.

‫هیس.

‫ممنون.

‫ممنون.

‫ممنون.

‫آلفا بخششش رو بهت نشون داد؟

‫دیگه گمراه نمیشم خواهر.

‫ما هم درمورد اونجا فکر می‌کنیم.

‫خیلی امن به نظر می‌اومد. ‫حیوانات اهلی داشتن.

‫میتونیم همگی برگردیم، میتونیم...

‫چرا؟

‫منو زیر سوال نبر.

‫اما اگه دوباره گمراه بشه ‫جلوی همه پوستشو زنده زنده می‌کنم تا همه ببینن.

‫گروه رو بهم میزنه.

‫پس حواست بهش باشه، مطمئن شو ‫ضعفش روی بقیـــه تاثیر نمیذاره.

‫بقیه به حد کافی از دشمن حرف ‌می‌زدن، ‫از زندگی‌ای که دیدن.

‫این زندگی نیست، یه فانتزیه.

‫و گروه باید اینو دوباره بفهمه.

‫باید ببیننش. از نزدیک.

‫- می‌بینن. ‫- کی؟

‫به زودی.

‫راضی هستی؟

‫دیدم که شبها بیرون کمپ پرسه میزنی.

‫من همینجام.

‫همونطور که همیشه بودم.

‫دوست دارم باهات به کشتن ادامه بدم.

‫اوه، تو فرق کردی.

‫آدمایی که قبل این ماجرا منو می‌شناختن

‫ممکنه همینو بگن.

‫در هر حال هرگز بهشون اعتماد نکردم.

‫به سختی به بقیــه اعتماد می‌کنم.

‫منم.

‫آفرین مرد بزرگ!

‫- مرد بزرگ؟ ‫- خیله‌خب.

‫آقای بی!

‫فکر کردم قرار نیست اسم داشته باشیم.

‫این اسم نیست. حرفـــه.

‫پس اگه من بی باشم، تو چی هستی؟

‫اِی.

‫پس وقتی صورتتو پوشونده باشی ‫می‌تونی باهاشون حرکت کنی؟

‫موضوع فقط حرکت کردن باهاشون نیست.

‫باید مثل اونا بشی، ‫احساسشون رو درک کنی.

‫چه احساسی دارن؟

‫هیچی.

‫فقط دو جور آدم توی این دنیا مونده...

‫اونایی که انقدر شجاعن تا با مرده‌ها قدم بزنن

‫و بقیـــه.

‫پس بهم بگو، بی...

‫تو کدومی؟

‫برو.

‫در طلوع آفتاب.

‫برنگرد.

‫چه حسی داشت، اینکه باهاش تنها باشی؟

‫دقیقا همونطور که تصور می‌کنی.

‫اون قدرتمنده، خیلی آروم.

‫دوباره به راه راست هدایت شدم.

‫پس دیگه به بچه‌ت فکر نمیکنی؟

‫خوشحالم قربانیش کردم.

‫همونطور که آلفا دخترش رو قربانی کرد.

‫گفت وقتی در حال مرگ تماشاش می‌کرده

‫یه قطره اشکم نریخته.

‫اون آلفاست.

‫گریه نمی‌کنه.

‫خیلی متاسفم.

‫که هر چی داریم رو به خطر انداختم.

‫میدونم.

‫دیگه این کارو نکن.

‫هرگز.

‫واقعا اون حرفت جدی بود

‫که گفتی کاش منو رها کرده بودی؟

‫بخواب خواهر.

‫هدایتشون کن به عقب.

‫تکون نخور. صف رو خراب نکن.

‫خیلی زیادن.

‫توی مسیر بمون.

‫میخوامشون.

‫بیارش.

‫یه بچـــه آوردی اینجا؟

‫نه!

‫از کاری که کردی پشیمونی؟

‫اون متعهــــد نبود.

‫دیگه به ما تعلق نداشت.

‫باید از آلفا محافظت می‌کردم.

‫و کردی.

‫این سرنوشتت بوده.

‫مثل شیـــر که وقتی توله‌ش ناله می‌کنه ‫اونو خفــــه می‌کنه

‫زمانی که همنوعمون رو می‌کشیم، قویتریم.

‫این خالص‌ترین، صادقانه‌ترین راه

‫برای نظم دادن به آشوبـــه.

‫خلوص نیت تو، هرگز فراموش نمیشه.

‫بله، آلفا.

‫بزرگی رو در تو می‌بینم.

‫یه پارگی هست.

‫درستش کنم؟

‫تنهامون بذار.

‫صدمه دیدی؟

‫هرگز انقدر آروم نبودم.

‫آروم؟

‫سه نفر رو از دست دادیم، ‫و بسیاری از مرده‌ها رو

‫بعد تو آرومی؟

‫یه درگیری بزرگ بود.

‫یه شفافیتی در بحبوحـــه آشوب وجود داره

‫اون از هیچی نمی‌ترسه.

‫همگی الان هیولاییم.

‫همگی الان هیولاییم.

‫همگی الان هیولاییم.

‫همگی الان هیولاییم.

‫برای شجاعت و فداکاریت

‫و اولویت قرار دادن نیازهای گروه

‫من تو رو گاما نامگذاری می‌کنم.

‫به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما.

‫- به افتخار گاما. ‫- به افتخار گاما.

‫- به افتخار گاما. ‫- به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما. ‫به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما. ‫به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما. ‫به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما. ‫به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما. ‫به افتخار گاما.

‫به افتخار گاما. به افتخار گاما. ‫به افتخار گاما.

‫ساعت‌ها نبودی.

‫از دستم عصبانی هستی؟

‫هیچ حسی بهت ندارم.

‫منم حسی ندارم، همونطور که آلفا میخواد.

‫اون کجاست؟

‫چند وقت قبل دیدم داره میره سمت اردوگاه قبلی.

‫همگی الان هیولاییم.

‫همگی الان هیولاییم.

‫همگی الان هیولاییم.

‫لیدیا؟

‫لیدیا؟

‫لیدیا؟

‫راهت رو گم کردی؟

‫تو چی؟

‫بهت گفتم هیچ وقت اینجا نیا.

‫باید دخترم رو پیدا کنم.

‫برام مهم نیست.

‫اینو نگه داشتی؟

‫این برای لیدیاست.

‫تو گفتی اون مرده. ‫گفتی اونو کشتی.

‫میخوای برگرده.

‫نباید می‌اومدی اینجا.

‫چرا؟

‫چرا بهم دروغ گفتی؟

‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده

‫مهم نیست چقدر آرزوشو داشته باشی

‫یا چقدر سخت تلاش کرده باشی که ‫اونو با کس دیگه‌ای جایگزین کنی.

‫اون رفته، آلفا!

‫نه!

‫اون دخترمه. بچه‌مــه.

‫نمیتونستم بکشمش.

‫نباید بدونن.

‫نباید بدونن لیدیا زنده‌ست.

‫نباید بدونن.

‫نمی‌فهمن.

‫لیدیا مرده.

‫لیدیا برای من مرده.

‫زمانی که به دنیا اومد مرده بود...

‫چون مثل من نبود.

‫چون مثل من نبود. ‫چون مثل من نبود.

‫مثل من نبود.

‫مثل من نبود!

‫مثل.. من... نبود!

‫مثل من نبود!

‫مثل من نبود!

‫بهتر از خودت می‌شناسمت.

‫تو پلیـــدی، درست مثل من.

‫اما نشکستی!

‫برای همین ساخته شدی.

‫نه! بس کن! نه! ‫سعی داره نجاتت بده.

‫دخترم.

‫- مامان، من قوی بودم. ‫- بودی عزیزم.

‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

‫اما دیگه حق نداری، ‫حق نداری منو تنها بذاری.

‫می‌شنوی؟

‫دنیا رو به تاریکی رفت،

‫تا بتونیم مسیر جدیدی رو ببینم.

‫پس بیا.

‫زود باش.

‫با من در تاریکی قدم بزن.

‫با من قدم بزن

‫تا هیچ وقت دیگه تنها نشی.

‫بی من.

‫من آخر دنیام.

‫من آخر دنیام.

‫من آخر دنیام.

‫ما آخر دنیاییم.

‫ما پایان دنیاییم.

‫با ما بیا.

‫نمیتونم تنهاش بذارم.

‫مجبور نیستی.

‫نزدیک مرز دود دیدم.

‫دشمن ممکنه ازش رد شده باشه.

‫باید یه درسی بهشون بدیم.

‫و گروه نظاره‌گر خواهد بود.

‫برمی‌گردیم.

‫ما در تاریکی قدم برمیداریم.

‫ما آزادیم.

‫در خون حمام می‌کنیم.

‫ما آزادیم.

‫هیچی رو دوست نداریم.

‫ما آزادیم.

‫از هیچی نمی‌ترسیم.

‫ما آزادیم.

‫به هیچ کلمه‌ای نیاز نداریم.

‫ما آزادیم.

‫تمام مرگ رو در آغوش می‌گیریم.

‫ما آزادیم.

‫این پایان دنیاست.

‫الان پایان دنیاست.

‫ما پایان دنیاییم.

.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Rain Angel © پری ســــا

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.