Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
ما را در اینستاگرام دنبال کنید @parsclup
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
ترجمــه از « __Galadriel__ & iredprincess »
خب... میدونم چی فکرتون رو درگیر کرده.
که چرا چنین خارپشتِ به شدت خوشتیپی
رو باید چنین مردکِ دیوونهای بااون سبیلِ عهد بوقیـش دنبال کنه ؟
باید روراست باشم، انگار که تمومِ زندگیـم در حال فرار کردن بودم.
خیلی زیاده ؟ زیادی دارم تند میرم ؟
یه جورایی کارم همینـه. میدونید چیه ؟ بیاید به عقب برگردیم.
این جزیره خونهی منـه.
همهچیز داشت: سواحل شنی، آبشار،
دسترسی عمومی به این پیچپیچکیهاعم وجود داشت.
و من هیچوقت مجبور نبودم که سوار سرویسِ مدرسه بشم.
چون میتونم تو کمتر از دو ثانیه کلِ جزیره رو دور بزنم.
تازه، مدرسهای هم وجود نداشت.
میدونم. خیلی جزیره قشنگیـه درسته ؟
با قدرتی خارقالعاده به دنیا اومدم و بهم میگفتن که باید مخفی نگهشون دارم.
و مثل هر بچه دیگهای، دقیقا خلافـش رو انجام دادم.
ایشون پنجهطلاست، منو بزرگ کرده.
واسه خودش یه پا جبارسینگـه. البته اگه خوراکِ جبارسینگـم حشرات و موش بود.
ممکن بود یکی ببیندت سونیک!
هیچکس منو ندید. من خیلی سریعـم!
و میخواستم اینو برات بیارم.
بخواب رو زمین!
کاشف به عمل اومد که قدرت خفن داشته باشی، آدم بدایی که تشنهی قدرتِ خفن هستن رو به خودت جذب میکنی.
و من راه رو بهشون نشون دادم.
خوب گوش کن سونیک.
تو قدرتی داری که من تا حالا هیچ جایی ندیدم.
و این یعنی که همیشه یه نفر هست که خواهانـش باشه.
تنها راهِ امنیت داشتن اینه که خودت رو مخفی کنی.
اینجا با دنیای ما خیلی فاصله داره، اونجا حتما جات امنـه.
- من نمیخوام که بدون تو برم! - باید بخوای!
حلقهها مهمترین داراییِ تو باید باشن.
اگه پیدات کردن، ازشون استفاده کن.
هیچوقت از فرارکردن دست برندار. حالا برو!
پنجهطلا!
- خداحافظ سونیک! - نه!
نه!
بیخیال، یه ماشین ؟
حوصلهـم سر رفت.
تام صدام رو میشنوی ؟ هستی ؟
نه وید، راستش رو بخوای رو موجای مکزیکوعم
با ریجانا جون.
خدای من، عالیه. لطفا برام عکس بفرست.
نه وید، من سر پستـم هستم.
الان ؟ چطوری انقدر زود رسیدی ؟ مکزیکو که خیلی دوره.
صبر کن، فکر کنم یه چیزی دیدم.
هی رفیق، به کجا چنین شتابان ؟
بچه اینورا زندگی میکنه.
متاسفم، واسه مزه ریختن بود.
چی ؟
تام اینجا بهت نیاز داریم. یه تیراندازی اینجا شده.
شوخی کردم. یه سگِ نون بیگل دزدیده، اما طرف حقش رو میخواد.
رفیق داشتی خودت رو به کشتن میدادی.
چته تو، معتادِ آدرنالینی ؟
حتما خیلی سخته وقتی همیشه انقدر کند باشی.
بذار بهت بگم، امروز شانس بهت رو کرده.
تا حالا اینجوری احساس زنده بودن کردی ؟
خیلی عالیه، داری خوب پیش میری.
خدای من!
شانس آوردیم!
بین خودمون بمونه، باشه ؟
اصلا منو ندیدی، منم که اصلا اینجا نبودم.
انتظار چی داشتی ؟
یه خارپشتِ کوچولوی کثیف که به کمک نیاز داره ؟
دوباره فکر کن، چون من بهترین زندگیـم رو دارم روی زمین میگذرونـم.
کتابخونه دارم.
یه باشگاهِ خونگـی.
و تجهیزاتِ یادگیریِ دفاع شخصی.
نه!
و اگه یه وقتی لو رفتم، از دستورات پنجهطلا پیروی میکنم،
و از حلقههام استفاده میکنم تا به یه سیاره جدید برم.
یه دنیای کوچیکِ قشنگ و امن که پُر از قارچـه.
قارچهای چندش و بوگندو...
از قارچ متنفرم.
اما بیاید بهشون فکر نکنیم.
اینجا گرینهیلزـه.
بهترین جای کرهی زمین.
اینا مردمِ منـن و باید بگم که منـم موجودِ فضاییِ دوست داشتنیشـونم.
خب حالا ندونن من وجودِ خارجی دارم.
شخص موردعلاقهام، ارباب دوناتهاست.
نگهبانِ این شهر،
و محافظ همهی موجوداتِ کوچیک و بزرگ.
صبح بخیر دونالد، دیزی، دفی.
ارباب دوناتها با خانم پرتزل زندگی میکنه.
با حیوونا خیلی خوبه و بطرز عجیبی بدون استخون بدنیا اومده.
یه نفر توی شهر هست که درواقع بهم جذب شده.
بهم میگه اهریمنِ آبی.
- دیشب تقریبا تو چنگـم بود. - به کارلِ دیوانه سلام کنید.
باهمدیگه خوش میگذرونیم.
میدونم که اونجایی!
و میدونم که وجود داری!
نه ندارم.
شبایی که فیلم میبینیم رو خیلی دوست دارم.
لطفا، لطفا...
ایول! کیانو تو سرمایه ملی هستی.
- اگه پیدات کنم... - کارت تمومه بچه زرنگ.
یه بمب توی اتوبوسه.
کارت تمومه بچه زرنگ. چه دیالوگ خوبی.
اساسا ما مثل یه خونوادهایم.
اگرچه هنوز باهم آشنا نشدیم.
فکر نمیکنی انزوای طولانی مدتت شاید یکمی روانیت کرده ؟
دیوونه ؟ من ؟ نه بابا. اشتب گیر آوردی.
و علی رغم همه این به اصطلاح رفقات،
هنوزم از ته دل احساس تنهایی میکنی ؟
احتمالا میترسی که تا آخرش تنها باشی ؟
هی! نه، نه...
برید کنار! زود باشید! زود باشید! برید کنار!
برید کنار، آشغال خورا!
مدی تو که دامپزشکِ نمونهی گرین هیلزی،
بگو جحوری از شر این راکونها خلاص شیم ؟
سلام اوزی، حالت چطوره ؟
تو که آشغال نمیخوری، میخوری ؟
چیشده ؟
- همون چیزیه که فکرشو میکنم. - آره.
- کوچیکه، یعنی بده ؟ - فقط... بازش کن.
توماس عزیز، ما درخواست شمارو با
توجه به تجربیات و بررسی سابقهـتون برای
اداره پلیس سن فرانسیسکو بررسی کردیم،
و مفتخریم که به اطلاعتون برسونیم که با پیوستن شما به گروهمون موافقت شده.
خدای من!
سن فرانسیسکو چرته ؟
اشتباه شد.
- هیچوقت شک نداشتی نه ؟ - نه.
- باورم نمیشه. - میدونم. تو موفق شدی!
اونا چین ؟
توی دیوار آپارتمان اجاره ای پیدا کردم.
گفتم منو اوزی فردا بریم اونجا،
و یه سری خونه هارو ببینیم.
خیلی داره سریع اتفاق میفته.
پسر دیوونگیـه، درخواست میدی و قبول میشی.
- خب بررسی سابقه مونده. - وای.
امیدوارم نفهمن که از وایفای همسایه استفاده کردی.
باید بگم که هنوزم استفاده میکنم.
اما مدی...
مطمئنی که مشکلی نداری ؟
توماس مایکل واچوفسکی،
تموم مدتی که به دانشکده دامپزشکی میرفتم تو چیکار میکردی ؟
شغل دوم داشتم تا اجاره رو دربیارم و...
شغل سوم برای شهریه.
تو خودت رو برای من فدا کردی، منم خوشحال میشم که اینکار رو بکنم.
عزیزم مطمئنی که مشکلی بااین موضوع نداری ؟
منظورم اینه که فقط یه واچوفسکی داشته برای 50 سال از اینجا محافظت میکرده.
این تغییر بزرگیـه.
من خوش بینم.
وقتـشه که این آقا بره بیرون و خودش رو نشون بده.
من عاشق گرین هیلزم اما...
میدونی، میخوام مشکلات واقعی مردم رو حل کنم.
میخوام یکی روی مسئله مرگ و زندگی ازم کمک بخواد،
و بتونم یه کمکی بکنم.
- میفهمم. بهت افتخار میکنم. - ممنونم.
و با قلبی اندهگین باید به همتون بگم که
من جایگاهی رو در اداره پلیس سن فرانسیسکو قبول کردم
که باید برم.
برام سخته که وطنم و دوستانم رو ترک کنم.
اما این چیزیه که باید انجامش بدم.
تا رشد کنم هم به عنوان یک پلیس و هم به عنوان یک مرد.
نظر تو چیه سرگروهبان جونم ؟
بدک نبود نه ؟
حالا کاری که باید بکنم اینه که...
به همه بگم که کی دونات نیست.
بازیکنارو.
خفنه.
رده نهم، آماده.
سونیک آماده ی رفتن به میدون میشه.
درمقابل خشن ترین بازیکن گرین هیلز
به نام سونیک می ایسته.
خب تمرکز کن سونیک.
اگه این بازی رو ببری، همه توی گرین هیلز عاشقت میشن.
بندازش واسه یارو سمت چپیه، کارش درسته.
بااون یارو نمیتونم.
سونیک بدو سونیک بدو سونیک!
گرفتمش، گرفتمش.
نگرفتمش.
برو خونه! برو خونه!
یالا!
امنه!
آره آره تونستم.
دیدید ؟ تونستم! من تونستم.
واقعا تنها هستم.
تنهای تنها، برای همیشه.
مطمئنم هیچکسی این نور گنده آبیِ رو ندید نه ؟
- سلام وید. - سلام تام. ویدم.
چه خبر شده ؟
- خدای من انگار برق رفته. - آره عیزم.
برقا رفته، کل شهر وحشت زدن.
- باید چیکار کنم ؟ - باشه خونسرد باش.
نفس عمیق بکش، به گیل زنگ بزن،
ببین میتونن خط اصلی رو پیدا کنن یا نه،
بعدش ببین زیم میتونه ژنراتور رو به برق جانبی وصل کنه
- بخاطر خوراکی ها. - قبل گیل به زیم زنگ بزنم ؟
- به گیل... الو ؟ اونجایی ؟ - بهت زنگ میزنم.
الو ؟ دستوراتت تموم شد ؟
باشه پس. تو میتونی.
اولینچیزی که گفت انجام بده چی بود ؟
باشه آروم باش.
بیست دقیقه پیش منبعی، کل برقِ شمال غربی
اقیانوس آرام را مختل کرد. چی میدونیم ؟
اول فکر میکردیم مربوط به تابش الکترومغناطیسیـه.
اما پالس های الکترومغناطیسی چنین قدرتی رو ندارن.
ناسا اعلام کرده که ممکنه فوران خورشیدی بوده باشه.
اداره برق اعلام کرده هیچگونه عملکر ناقصی مربوط به برق وجود نداره.
بنظر میاد که خوب فهمیدیم چی نیست.
میتونه مقدمه یه حمله بزرگتر باشه.
- من پیشنهاد میکنم بخش پنج و ششم رو سرهم کنیم... - نه، ن.
اینجا به ذهن پیشرفته تری نیاز داریم. ذهنی که به تکنولوژی آشنا باشه.
- میخوای از موش آزمایشگاهی استفاده کنی ؟ - نه فقط موش آزمایشگاهی.
یه موش آزمایشگاهی با جربزه.
اون کسی که تو ذهنمه رو که نمیگی.
- میدونم یکم عجیبه. - عجیب ؟
- نه نه امکان نداره! - مریض روانیه.
اما باهوشـه، پنج تا دکترا داره. آی کیوشـم خیلی بالاست.
و تکنولوژی پهپادیـشم بدردبخوره.
- مطمئنی میتونه از پسش بربیاد ؟ - تاسیسات خیلی خوبی داره.
- کودتای پاکستان رو یادته ؟ - نه.
- یا جنبش آذربایجانیستان ؟ - اصلا کشور نیست.
دقیقا و باید بخاطرش از رباتنیک تشکر کنی.
باورم نمیشه اون روانی رو داری میاری وسط.
منم باورم نمیشه اما...
چاره دیگه نداریم.
دارن میان.
بله سرگرد.
چه...
رئیس اینجایی تو ؟
- بله. - نه اشتباه گفتی.
- اسم... - من رئیسم.
- من! - اسم من سرگرد...
- بن! - من رئیسم.
تا بحال همچین چیزی ندیدی ؟
مثل یه موز میمونه که کل دنیا میمونای گرسنه ان.
اجازه بده روشن سازی کنم.
در سلسله مراتب رتبه بندی شده پی در پی بر اساس سطح اهمیت بحران
اختلاف در بین ما بسیار گسترده است که قابل سنجش نیست. مامور استون.
- دکتر فکر میکنه شما نمیفهمی. - میخوام عملیات خاکروبی رو فعال کنم.
ده مایل برای هر سمتی احتمالا کافیـه.
- هنوزم داره خنده دار بهم نگاه میکنه ؟ - آره همینطوره.
بگو بس کنه یا پیشینهـش رو میریزم رو دایره.
اگه از خیره شدن دست برنداری، آقای دکتر نگاه نزدیکتری...
- من کر نیستم. - بهش بگو که الان نیروهاش گوش به فرمان من هستن.
ببخشید ؟ گوش کن رفیق. من نمیدونم میفهمی...
ببخشید سرگرد، اسمت چی بود ؟
- بنین... - واسه هیشکی مهم نیست! مهم نیست.
گوش کن، سرگرد بی اهمیت.
میدونی چرا کسی براش مهم نیست که تو کی هستی ؟
چون هیچکس به دستاوردهای ضعیفت اهمیت نمیده.
و هیچکسم براش مهم نیست که مامانیت
چقدر به مهارتهات توی بچگی افتخار میکرده.
تا حالا "تار شارلوت" رو خوندی ؟ لو دادم، آخرش میمیره.
اما یه کیسه تخم مرغ گنده پس میندازه.
بچه های من.
ببینید از تخم مرغهای من چی درمیاد.
میدونی چیِ ماشین هام رو دوست دارم ؟
کاری که بهشون گفته رو انجام میدن. از برنامه ریزیشون استفاده میکنن.
تعطیلات نمیخوان که برن مست کنن و عشق و حال.
و توهم باید کاری که میگم رو بکنی.
اون طرف مسخره بازیات وایسا.
و ببین چجوری تجهیزاتم کارشون رو میکنن.
- استون حسش میکنی ؟ - حسش میکنم دکتر.
این تحوله استون.
تحول!
- مامور استون ؟ - دکتر.
توی این تصویر چیز جالبی میبینی ؟
- اصلا دکتر. - معلومه که نمیبینی.
چشمات که واسه ردیابی توسط
گرگهای آمریکایی آموزش ندیده.
خارق العادهان.
نه چیزی که خارق العاده ست...
من قد و وزن و ستون فقرات دقیق این موجود رو بدست آوردم.
و سیستمم هیچ تشابه ایی رو در هیچ کجای این قلمرو
حیوانیِ کره زمین نمیتونه پیدا کنه.
این قطعی برق حمله تروریسی یا لولوخرخره نبود.
این یه چیز کاملا
جدیده.
تمامی واحدهای جستجو رو برای پیدا کردن ردپا فعال سازید.
این قدمی کوچک برای بشریتـه،
و جهش بزرگی برای بنده.
باشه باشه، هیچی نشد.
یکم بیسبال بازی کردی و یکم ناراحت شدی.
از کونتـم یه جرقه ای در رفت که باعث شد بیفتن دنبالت.
خب، خیلهخب، زمین دیگه جای امنی نیست.
وقت نقشه دمـه، سرزمین قارچی. باید برم وسایلم رو جمع کنم.
خیلهخب فقط وسایل ضروری.
خب مسواک، خمیردندون، ژل مو، دید شب، کلاه بامزم.
این گرمک نصف شده و شمع بودارم.
کل کالکشنن کتابهای کمیکـم.
صندلی کیسه ای. اصلا صندلی کیسه ای تو کولهـم جا میشه ؟ نه، نه.
البته که نه، احمقانه س.
خب دیگه چی ؟ حلقه ها. آره حلقه هام.
بزن بریم. حلقه بالا. سرزمین قارچی دارم میام.
نه! خدای من اونا بیرونن. باید از اینجا برم.
خداحافظ غارِ من.
- سلام. - سلام.
چیکار میکنی ؟
داریم با ریچل و جوجو رنگ آمیزی میکنیم.
بنظر یکمی جالبـه.
هی یه خبر خفن، برقامون رفته.
کل شهر برق نداره.
انگار یه نشونهای بود که بهم میگه باید از اینکار منصرف بشم.
- وید حتما دیوونه شده. - آره.
و چیز زیادی هم برای از دست دادن نداره.
خواهرت چطوره ؟ متقاعدت نکرد که منو ول کنی ؟
نه اما بهم گفت که گوشیت رو چک کنم یه وقت نرم افزار دوستیابی نصب نکرده باشی..
تنها نرم افزارایی که دارم نصب شده بودن.
- و آلیو گاردن. - چون تو اونجایی...
تو خونوادمی.
امکان نداره!
راکونها برگشتن و وقت غافلگیر کردنـشونه.
بهتره که غافلگیریت اسلحه بیهوش کننده من نباشه. اونا فقط گشنشـونه.
و اینکه اون برای خرساست.
- خوبه، الان میدونم که کار میکنه. - تام!
شوخی کردم، فقط میخوام بترسونمشون.
- احتمالا تا سرحد مرگ. دوست دارم خدافظ. - تام...
ط-ل-ا-ق
خیلهخب با کمترین خسارات به املاک ارباب دوناتها وارد شدم.
برو که رفیتم.
چونکه روی زمین نموندی اشکالی نداره. عوضش داری به یه جای امن میری.
یه دنیای امن و پُر از قارچ، قارچها بهترین دوستات میشن.
بدبختانهـس، نمیتونم اینکار رو کنم.
باید انجامش بدی، هیچ چاره دیگهای نداری.
خیلهخب.
پلیس نیویورک، اتاق رو بررسی میکنیم. چنگالا بالا.
میو ؟
سن فرانسیسکو ؟
نه.
چی ؟
اهریمن آبی.
- سلطان دونات ؟ - تو حرف میزنی ؟
تو...
- نیومدی که منو بدزدی ؟ - تو منو دزدیدی!
باشه، راست میگی. تو چی هستی ؟
چرا توی گاراژ من قایم شده بودی ؟
به یه جای امن نیاز داشتم،
و تو تنها کسی بودی که به ذهنم رسید سلطان دونات.
- چرا هی بهم میگی سلطان دونات ؟ - چون با دوناتا حرف میزنی.
و سرکاری میخوریشون.
- بازم راست میگی. - صبر کن... قارچا کجان ؟
چرا هنوز روی زمینـم ؟ چی... نه، حلقههام رو گم کردم!
چی ؟
چه اتفاقی داره میفته ؟ دوستای توعن ؟
- اصلا حس و حال بررسی شدن رو ندارم. - فکر کردی فقط خودت نگرانی ؟
من حتی شلوارم پام نیست.
چی...
- اومدن دنبالـم! - کیا اومدن دنبالت ؟
- چه ربطی به من داره ؟ - الان وقت توضیح دادن ندارم.
- اما باید کمکـم کنی. - نه مجبور نیستم. چرا ؟
خب پاهام که اسلحهی کشندهای محسوب میشن
انگار خمیر شدن.
به کمکت نیاز دارم، لطفا. بحث مرگ و زندگیـه.
باشه، باهام بیا.
یکم کمک لازمه.
- خب اینجا بمون و ساکت باش. - نقشه خوبیـه، عالیـه.
چطوری انقدر خوب باهم کار میکنیم ؟ درواقع داریم جملات همدیگرو تموم میکنیم.
باشه خدافظ.
سلام علکم.
میتونم کمکتون کنم ؟
صبح بخیر دوست کشاورز من.
من...
از اداره برق اومدم، برای بررسی قطعیِ برق.
اگه مشکلی نیست یه نگاهی به داخل خونه بندازم ؟
شوخی نکن. از اداره برق اومدی ؟
حتما دوستم اسپنسر رو میشناسی. باهمدیگه بیسبال بازی میکردیم.
اسپنسر مرد خوبیـه.
- آره آره... بفرما تو. - عالیه.
هرجای خونه رو میخوای نگاه کن، فقط...
نگه اداره برق با خارج از خونه سروکار نداره ؟
جوریکه حتی اگه خونه نباشی هم کارشون راه میفته ؟
درضمن دوستم اسپنسر توی شرکت گازـه.
تازشـم فریزبی کارـه. حالا میخوای بهم بگی که...
چرا فکر میکنی انقدر احمقـم که اجازه میدم پات رو توی خونـم بذاری ؟
- عذر میخوای آقای... ؟ - واچوفسکی.
اما همه بهم میگن تام.
به جز دندونپزشکـم که تیم صدام میکنه.
اما خب انقدر اینطوری صدام کرده که دیگه تصحیح کردنـش مسخره بنظر میاد.
خب تامی که دندونپزشکش تیم صداش میکنه.
حتما متوجه هستید که قطعی برق در این شهر رخ داده.
آره برقی نداریم متوجهام.
بیست دقیقه پیش، پالس انرژیـی رو مشابه با همون چیزی که
مسبب این اختلالات بوده رو ردیابی کردم.
گوش بده، آقای... ؟
دکتر. دکتر رباتنیک.
اما دندونپزشکـم راب صدام میکنه.
ببین دکتر رباتسکیز...
میدونم کاری که دارید خیلی مهمه.
اما هیچ ربطی به من نداره، میتونید از همه اهالی شهر بپرسید.
- همه منو میشناسن. - قطعا همینطوره.
مطمئنم انقدر مشهورید که داداشیای
سر پمپ بنزینـم شمارو میشناسن.
که این دوستیتونـم به سالهای خیلی قدیمی برمیگرده.
و شاید یه روزی به هدفتـم رسیدی.
که واسه همشون سنگ تموم بذاری.
اما واقعیت اینه که من تموم کارایی که دوست داری انجام بدی رو قبل از اینکه چهار دستوپا
بیفتم یاد گرفته بودم.
من فرمول تولید میکردم وقتیکه تو فرمول میخوردی.
- من شیر مادر میخوردم. - خوبه.
بکوبونـش توی صورت یتیمـم.
آقای واچوفسکی شما با قانون 904، ماده 10، تبصره 104 آشنا هستید ؟
- بله. - هرکسی که به دشمن ایالت متحده
کمکرسانی کنه، مستحقه مرگـه.
و اگه منـم که مچت رو میگیرم،
وضعت بدترم میشه.
بدتر از مرگ ؟
باشه، من یه توپـم. فقط یه توپ معمولیـم.
من ورقلمبیدهام.
ساکت شو. نه خودت ساکت شو. حرف نزن. خودت حرف نزن سونیک.
امیدوارم با اشعه ایکس منو اسکن نکنن.
من ناهار خوبی نخوردم.
نترس. نتر... نترس.
نترس. نترس.
دارم میترسم!
چرا راه پلهـت رو موکت نکردی ؟
در مقایسه با...
- لوله های قدیمی. - آره.
احتمالا خونه تکونیـه. چیز مهمی نیست اینجا.
هی!
مشکل اینه که
من هیچوقت اشتباه نمیکنم!
خب گمونم واسه همه چیز یه دفعه اولی هست.
کیک میخوری ؟
شنیدم راکونها دهنشون در مقایسه با بقیه موجوداتی که آشغال میخورن تمیزتره.
اونجارو ببین.
حق با من بود.
متعجب نشدنـم رو ببین.
باید از اول شروع کنیم ؟
پنج ثانیه بهت وقت میدم که بهم بگی کجاست. پنج.
- نمیدونم از چی حرف میزنی. - چهار.
هی آقای جدی من پلیسـم و شما داری یه افسر پلیس رو تهدید میکنی.
چطور میشه کسی که اصلا وجود نداشته رو تهدید کرد ؟ سه.
زود باش، مغزت رو به کار بنداز.
شاید یه چیزی به ذهنت برسه که بتونه کمکت کنه زنده بمونی.
دو...
یک!
صبر کن! بهش آسیب نرسون.
حس افراطیـی داره.
پشتـم بمون.
نگران نباش، میتونم حلش کنم.
باورت میشه دیجی کالا میخواد محصولاتـش رو با اینا پخش کنه ؟
نقشهی وحشتناکی بود، چه فکری کردم پیش خودم ؟
الان بالا میارم!
پاشو!
باید از اینجا بریم.
نگو که فقط همینکار رو میتونی بکنی. من تازه شروع کردم.
اگه دلت یه سواری خواست بهم بگو.
دکتر!
حالت خوبه ؟
الان دیدم یه آقایی با عجله از اینجا رفت و فکر کردم...
که باید جلوش رو بگیری ؟
دهنت رو وا کن
و بگو که فکر کردی باید جلوش رو بگیری.
نه فکر کردم که شاید باید بیام ببینم شما حالت خوبه یا نه.
میدونی بدترین چیز درمورد باهوش ترین آدم دنیا بودن چیه ؟
- همه احمق بنظر میان. - ایول ایول.
این یکی رو حالیته.
این موجود هرچیزی که هست، ما باید ازش محافظت کنیم،
از کار بندازیمش و منبع انرژیش رو پیدا کنیم.
و اگه مقاوت کرد...
تیکه تیکه اش میکنیم،
عضو به عضو.
ببینیم که چی روش تاثیر داره.
- استون. - دکتر.
به واحد خطای دید زنگ بزن.
بهشون بگو که عینک جدید میخوام.
خودشون میدونن که چه مدلی دوست دارم.
و اون خار رو هم بیار.
چشم دکتر.
خیلهخب رفیق.
باید همین الان حرف بزنی.
تو کی هستی ؟ چی هستی ؟
من خارپشتـم، حس میکنم که تابلو بود.
- و توی بد دردسریَـم. - توی بد دردسری هستی ؟
تو که نزدی تو صورت یه مردِ دولتی عجیبوغریب.
فکر میکنی مشکلی پیش میاد برات ؟ من حلقههام رو از دست دادم ؟
حلقه ؟ چی میگی ؟
ببین، با حلقهها میشه بینِ دنیاهای مختلف سفر کرد.
و برای من الان روی اون ساختمونهای
هستن که تا حالا فقط روی تیشرتت دیدمش.
پس میخوام که منو به سن فرانسیسکو ببری.
تا بتونم حلقه هام رو بگیرم و به سرزمین قارچها برم.
- سرزمین قارچها ؟ - آره.
درسته.
- خیلهخب رفیق، برو پی کارت. - جونم ؟
ببین الان بدترین موقعیت برای چنین دردسریه خب ؟
خواستی جونت رو نجات بدم که دادم.
حالا خواهش میکنم برو و حلقه و سرزمین قارچهات رو خودت پیدا کن.
تو بهترین حالت روی تخت بیمارستان بیدار میشم
و دکترم هم بهم میگه که کلونوسکوپیـم موفقیت آمیز بوده.
- باشه ؟ پس خدافظ. - باشه پس خدافظ.
خدافظ.
- چرا نمیری ؟ - نمیدونم سن فرانسیسکو کجاست.
- غربـه. - غرب ؟
- مستقیم برو، میبینیش. - باشه پس.
الان دارم باهات خدافظی میکنم.
خب به اقیانوس آرام برخورد کردم
و یه سری چیزهارو فهمیدم.
اصلا نمیدونم کجا دارم میرم.
آب شور بو میده.
اصلا نباید الان روی این سیاره باشم اما هستم.
- چرا ؟ چون تو بهم شلیک کردی. - میدونم.
تو بهم شلیک کردی!
میدونم، بار اول شنیدم. نمیخواد که...
بیخیالش، ناز نازی.
من خیس شدم، سردمه.
رو سرم ماهیـه!
و ظاهرا تنهایی هم نمیتونم از پسـش بربیام.
- خیلهخب، بیا بالا. - جدی ؟ میخوای کمکـم کنی ؟
گمونـم تموم این اتفاقات یکمیـش تقصیر منـه.
نه فقط یکمـی، کاملا. کاملا تقصیر توعه.
باشه کلا تقصیر منه. میای بالا یا نه ؟
آره.
سفر.
دارم چیکار میکنم ؟
خیلهخب. توی مسیر یه سری قوانین داریم. اولیش اینه که
همیشه باید همون چیزی که من میگم رو انجام بدی.
- فهمیدی ؟ - فهمیدم ارباب دوناتها.
میشه انقد نگی ارباب دوناتها ؟
اسم دارم، اسمـم تامـه.
منم سونیکـم.
سونیک ؟ سونیک.
پس سالهاست که داری جاسوسی همه مارو میکنی.
خب من که اسمش رو جاسوسی نمیذارم.
همه داشتیم خوش میگذروندیم، فقط من دعوت نشده بودم.
و هیشکیـم نمیدونست که من هستم اونجا.
باورم نمیشه کارل دیوانه راست میگفت.
آره، باید از این به بعد کارلِ کارآگاه صداش کنید.
- خدای من همین الان وایسا! - چیه ؟ چیه ؟
بزرگترین توپهای رابر دنیا، باید اینو ببینیم.
نه نه، ما نیومدیم خوش بگذرونیم خب ؟
دولت میخواد تورو تشریحـت کنه و منم قراره دستگیر بشم. موضوع جدیـه.
حق با تو بود، چرت بود. گیفت شاپش اما خفن بود.
یه پد ماوس برات گرفتم.
کِی میرسیم ؟
وقتی برسیم میرسیم.
خیلهخب، میخوام برم ببینم وید خبر داره که چه خبره یا نه.
میخوای بری توی اون باکس شیشهای وید رو ببینی ؟
چی هست ؟ تلهپورت ؟
باجه تلفنـه.
اکثرا موادفروشا و فراریایی مثل ما ازش استفاده میکنن.
توی ماشین بمون. نمیخوام کسی ببیندت.
باشه!
باشه، باشه، اونجا خفنتـرین جای جهانه اما تو باید توی ماشین بمونی.
قوی باش. قوی باش.
سلام. اداره پلیس گرین هیلز.
- وید منم. - خیلی خوشحالم که زنگ زدی.
یه یارویی اومد اینجا یه سوالایی میپرسید که خیلی ترسناک بود.
یکم شبیه مردان سیاه پوش بود،
اما زیاد شبیهشون نبود و اصلا هم جذابیت ویل اسمیت رو نداشت.
صبر کن، چجور سوالی ؟
سوالاتی درمورد ترور.
بهشون گفتم که... با تام تا ماهیگری رفتم.
اصلا نمیدونه چحوری بمب درست کنه. حتی طعمه درست کردن برای ماهی رو هم بلد نیست.
باشه. وید به من گوش کن. این موضوع خیلی مهمه.
بهشون نگو که باهم صحبت کردیم خب ؟
ببین، فکر کنم همین الانـش بدونن.
آقای واچوفسکی.
تام.
میخواستم بدونی که تنها کسی که تا حالا زده بود توی صورتم
یه قلدری توی مدرسهـمون بود.
توی سلف خوابوند تو صورتم که خیلی کم هم کبود شد
واسه اینکه به استخون صورتم اصابت نکرد.
من رو در مقابل کل مدرسه تحقیر کرد.
و میدونی که در جواب چیکار کردم ؟
فکر میکنم که به مدیر مدرسه گزارش دادی
چونکه خب خودت میدونی که چنین رفتارهایی واقعا قابل قبول نیست.
نه به مغزش ضربه وارد کردم
و بااستفاده از تکنولوژی این مشکل رو حل کردم.
بمدت سه سال پسره غذاش رو با نی میخورد.
و هیچوقت دیگه هیچ جایی نباختم تا به امروز.
ایولا به من پس نه ؟
نه چونکه قراره همون بلا سر تو هم بیاد!
دارم میام دنبالت آقای واجوفسکی!
و وقتی که دستم بهت برسه...
الو ؟ الو ؟
- الو ؟ الو ؟ - فکر کنم واقعا قطع کرد.
- واسه اینکه اون چراغِ خاموشه میگم. - ممنون افسرِ ریده مغز.
اگه بهم یه دقیقه وقت بدی میتونم پیداش کنم.
نه خودت رو اذیت نکن، فقط همونجا بشین و بشین.
بای بای.
کسی نمیخواد حافظهـم رو پاک کنه ؟
اینو به مردم میگم.
خیلهخب غذای خوبی نیست اما خب...
سونیک ؟
نه، نه.
چطور مطوری همبازی.
من همبازیت نیستم، بپر باید بریم.
اما این یارو خفنا اینجان، باید ریشاشون رو ببینی.
ایشالا یه وقت دیگه، پاشو. باید بریم.
اگه بمونم قول میدم تا آخر سفرمون یه کلمه هم از دهنـم درنیاد.
از الان... شروع شد.
به پیستون پیتز خوش اومدید، چی میل دارید ؟
من ناچو، بال مرغ با گواک میخوام. کلمه خنده داریه نه ؟ گواک گواک.
بچهها اجازه ورود به اینجارو ندارن. چی پوشیده این ؟ ماسکـه ؟
راستش 43 سالـشه و یه بیماریِ پوستیِ خیلی نادری داره.
که جلوی رشدش رو میگیره و ظاهرش رو...
اینطوری میکنه.
ظاهری که باهاش زاده شدم، اعتماد به نفسی که در مسیر پیدا کردم.
- برامون نوشابه زرد بیار لطفا. - باشه.
- یکی طلبـم. - تا حالا روی این صندلیا ننشسته بودم.
خیلی نرمـه، اینجارو باش، میچرخه.
آره.
- حالم بد شد. - خوش میگذره بهت ؟
میخوای از لیست آرزوهات پاکـش کنی ؟ شب خوبیـه برات نه ؟
لیست آرزوها چیه ؟
...لیست آرزوها یعنی
لیست یکسری کارهاییـه که خیلی ...مشاقی انجام بدی، قبل از اینکه
.غزل خداحافظیِـت رو بخونـی
من که هیچ وقت تجربهی خوندنِ .غزل خداحافظیـمو نداشتم، گمونم باید لیستمو آماده کنم
سونیک
چرا؟ چی شده؟
خیلی کارا هست که تا .الان هیچوقت انجام ندادم
...و الان میخوام زمین رو برای همیشه ترک کنـم
.گمـونم فرصتهامو از دست دادم
خب حدس میزنم اینجا یکی از اونجاهایه ...که میتونی کلی عشق و حال کنی
!اونـم توی مدت خیلی کمـی
!گمونم میتونیم از یک ساعت چشم پوشـی کنیـم
چی؟ میخوای لیست آرزوهات رو همراهِ من برآورده کنی؟
-البته، چرا که نـه؟ -از این کارت پشیـمون نمیشی
.مطمئنم که میشم
!امتیاز ویژه
واسا ببینم کلهی این گاوِ گم شده یا دوتا ماتحت داره؟
- خیلی آسونه - باشه
.من یه کابویـم، عشقم
خوبم
آره
.آره به ریشم بخنـد
.کارت خوب بود رومیو
- خوشحالم بهت خوش میگذره - بله که خوش میگـذره
از این بهتـر نمیشه چی میتونه بدِش کنـه؟
میتونیم کمکتون کنیم؟
- خوشمون نمیاد آدمایی مثل شما این اطراف بپلکن -مثل ما؟ مگه چمـونه؟
شیک و ژستی
چطور به خودتون اجازه میدین؟
میدونی چیه؟ ما دیگه داشتیم میرفتیم مگه نه؟
- مشکلی نیست -نه، نه، عیبی نداره
.نه،نه، داریم میریم
من دقیقا میدونم .این شرایط رو چجوری کنترل کنم
.کارت تمومه بچه زرنگ
شما فقط با یه جوجه تیغی بدبخت ...و ملبس شده که
که کلی فیلم اکشن دیده باید بجنگید، چیکار میکنی؟
چیکـار میکنـی؟
زده به سـرم؟ این باید میشکست، نه؟
لطفا بشکن. لطفا بشکن .لطفا بشکن دیگه بطری، لطـفا
سونیک؟
- کارت خوب بود -ممنون، عالی بود، درسته؟
خیلی خب، بعدی کیه؟ کی میخواد بیاد جلو؟
کی میخواد جرش بدم؟
کسی پیشخدمت منو ندیده؟ !هنوز منتظر بال مرغای سرخ شدهای که سفارش دادم هستما
آ...تـو
واقعا؟
- نباید بریم بیرون؟ - آره، وقت رفتنـه
!محشـر بود
واسا ببینم، انعام دادیم بهشون؟ !مهم نیست
.اینو ببین. اینو ببین .همیشه میخواتم این کارو بکنم
- بگیرینشـون - میبینمتون احمقـا
خیلی مطمئن نیستم .اما فکر میکنم از من خوششون اومد
- بله! بله -آره
آخ
- بدجور زدنت - خوبم، از این بدترشم خوردم
دیدی چقدر دستمال توالت مصرف کردم؟
نفر بعدی که بخواد بره توالت میبینه !هیچی نیست که باهاش خودشـو پاک کنـه
زمین چسبناک شده بود، کل جمعیت وحشی شده بودن !اون همه آدم عجیب غریب ضد ما بودن
!اما هیچی جلوی سلطان دونات و بلو بلـر رو نگرفت
.یکی دیگه رو از لیستم خط زدم
.تو یه فسقلی عجیب و غریبـی
- باشه - خب، الان میخوایم چیکار کنیم؟
.میخوام تی وی ببینم و بخوابم
- تو هم باید همین کارو بکنی - اما این آخر شبم روی زمینـه
-میخوام از تمام لحظاتش لذت ببرم - ...خیلی خوب، پس
هر کاری که بشه توی این اتاق انجام داد !آزادی که انجام بدی
!چه لحظات خوبی
اوه، بیخیال
-وحشتناک بود! چی خوردی مگه؟ - فکر کنم یه نوع سوسیس مکزیکی
.شاید نیاز باشه خزهاتو روی اون چک کنی رفیق
این سیارهای که قراره بری توش چه شکلیه؟
اصلا شبیه زمین نیست، اینو مطمئنم .هیچ انسانی توش وجود نداره
فقط هوای قابل تنفس و .قارچهای غول پیکر و اینجور چیزا داره
.خب با این دید بهش نگاه کن
.حداقل تو تنها قارچ اونجا نمیشی
!نه،دیگه هیچوقت این حرف رو به من نزن
.خوشم اومـد
.خیلی دلم برای اینجـا تنگ میشـه
میدونم باید زمین رو ترک کنم که در امان باشم اما اگه پنجهطلا اشتباه کرده باشه چی؟
شاید میتونستم اینجا برای خودم یه زندگی داشته باشـم
.خیلی خب، دیگه باید بخوابیم
تو بخواب، نگران من نباش میخوام تمام شب رو بیدار بمونم
.تا جایی که میتونم از زمین لذت ببرم
.البته بچه جون
تا وقتی که سر ساعت هشت بزنیم به جاده
توماس واچوفسکی، متهم به ارتکاب یک عمل تروریستی وطنی
.واچوفسکی مسلح و خطرناک است
اطلاعات مربوط به محل زندگی وی باید فورا به
.مقامات محلی گزارش داده شود
نگفت کجا میره؟
.شاید، شایدم نـه
.عمرا اگه بهت بگم
.برو کنار مامور استون
...ظاهرا این شهروند خیرخواهمون ضرورتِ این
.مسئله رو متوجه نیست
واقعا؟
به این میگم یه سناریوی پلیس خوب، پلیس بد
!خودتو در معرض خطر قرار دادی
...بر اساس سریعترین مسیر به سمت سانفرانسیسکو
سرعت تقریبی وسیله نقلیهـشون ...و شرایط آب و هوایی محلی
...اونا الان باید
...دقیقا
.اینجا باشن
- این بینظیـرِ قربان - ممنون... بابت هیچی
- توی لیست آرزوهات چی داری؟ - من؟
- آره، خب هر کسی برای خودش یه لیست آرزوها داره نه؟ - ...خب، البته، اما
.یعنی، تو داری زمین رو ترک میکنی
.و منم قصد ندارم به این زودیا بمـیرم
اوه همچین هم مطمئن نباش !بهترین دوستت جاذبِ خطـرِ
تو خودت رو به عنوان بهترین رفیقم انتخاب کردی؟
یکمی گستاخانه بود ...اما... یعنی
...دوست دارم، البته! اما
.میدونی ما بهترین دوستای هم نیستیم
.تو دیشب روم پتو کشیدی و بهم شببخیر گفتـی
- باشه، باشه، بهترین دوست حیوونت - خب برای من میشه سگم آزی
.بیا از خیر این مکالمهی بهشدت تحقیرآمیز بگذریم
.لیست آرزوها. بدش به من
.باشه، یه آرزو هست
...توی گرین هیلز من همیشه احساس میکردم
نمیدونم، بیشتر شبیه یه پرستار بچهـم تا یه پلیس واقعی، میدونی؟
بهخاطر همین، میخوام یه شانس داشته باشم .که تحت فشار زیاد خودمو ثابت کنم
میخوام برم سانفرانسیسکو و .یه پلیس گشت خیابانی بشم
و نمیدونم .ببینم میتونم از پسش بربیام یا نه
چی؟
- چرا قیافت این شکلی شده؟ - داری گرین هیلز رو ترک میکنی؟
- باشه -امـ... اما...اما چرا؟
-چرا باید گرین هیلز رو ترک کنی؟ - شاید برات سخت باشه که درک کنی
اما گرین هیلز شهر کوچیکیـه !خیلی شهر کوچیکیـه
.اصلا کوچیک نیست، صدها نفر توش زندگی میکنن
!شهر کوچیکیـه رفیـق
شهر فوق العادهایه .و مردمش بهت نیاز دارن
بیخیال، من کانال آبهاشون رو تمیز میکنم توی زمستون خودروهاشون رو هل میدم که روشن شن
اونا میتونن از هر کسی بخوان .تا اینکارارو براشون انجام بده
البته، اونا میتونن به کسای دیگه زنگ بزنن .اما به تو زنگ میزنن
اِنی، مینی، ماینی
میهم
- کارات با عقل جور در نمیـاد - میشه آروم باشی؟
از شهر خیلی خوبی اومدی ،با مردم خیلی خوب
!و طبق برداشتای من، آدم بدا میخوان بکشنت
...علاوه بر این، چی از این مهمتره که
از کسایی که دوسشون داری محافظت کنی؟
...ببین، میفهمم
آره
میدونی چیه؟ درموردت اشتباه فکر میکردم .تو سلطان دونات نیستی
!بیشتر شبیه سلطان احمقایی
اصلا متوجه شدی که هارپون گیر کرده توی داشبورد ما؟
سونیک
من مجبور شدم خونهـم رو ترک کنم !خونه و زندگیت عالیه و داری ترکش میکنی
چرا اینکارو میکنی؟
- !بدنت -!نه، نه، دوباره نه
- محکم بشین - چرا؟
.چون میخوام اینکارو بکنـم
سونیک
سونیک
!گمونم یه جون اضافه داشتـم
آره، عزیزم
سونیک - یک، تانک گنده - صفر
ببخشید فیلم اینو میگیریم؟
- چطور نمردی؟ - نمیدونم والا
اما میبینی دارم میرقصم؟
- آره میبینم داری میرقضی - همش همین بود؟
.نه، اما ممنون بابت پرسشت
سونیک
- برگرد سوار ماشین - تو برو، من خودمو میرسونم
.فکر کنم اون تانکـه بچه زایید
!داره میاد
- نوبت منه - همین الان نوبتت بود، الان نوبت منه
انقد دعوا نکنین وگرنه اون !ماسماسک رو پرت میکنم بیرون
.آره درسته بابا
- کجا دارین میرین؟ - فقط ماشین رو برونـم
این با من
اگه از پسش بر نیومدم، ولم کن
.تو این کار واردی
سلام به همگی !به لایو من خوش اومدین
امروز در حال از بین بردن رباتها هستیم، قدم اول
!بله! تونستیم
نه نتونستیم، این دیگه چیه؟
تا حالا کنجکاو شدی بدونی مالیاتت کجا میرن؟
نوبت منه .فقط حواست باشه مستقیم بریم
!سرعت ماشین رو با کروزکنترل ثابت کردم
حس میکنم وین دیزلـم .همهش بخاطر خونوادهست تام
یه پیشنهاد سریع .مثل توپ جمع شو و برو بزن خورد و خمیرش کن
تو از کجا یاد گرفتی رانندگی کنی؟
همینجا توی این کامیون !همین الان حین صحبت کردنمون
.دستم بهش نمیرسه، منو ببر نزدیک تر
-چی؟ - !منو ببر نزدیک تر، ترمز کن
- منظورت اینه؟ -!اون یکی ترمز
.یه فرصت بهم بده
.این یکی نازه، بزار نگهش داریم
اوه بیخیال
چطور یه چیز انقد دوست داشتنی .میتونه انقد وحشتناک باشه
بیمه اتوموبیل داری دیگه، نه؟
گم شـو
- این بنظر خوب نمیرسه -نه، بوق زدن چیز خوبی نیست، از شرش خلاص شو
.دارم سعیم رو میکنم
فقط از پنجره بندازش بیرون !در هر صورت بندازش
- نمیتونم از شرش خلاص شم - باشه من میکشم کنار
- پرتش کردم؟ - نه
.همینجا وایسا
.داره میره، داره میره
.من هنوز اینجام
!از من دور شو، بهش میخ زدم
سونیک
نه، نه
بیخیال حالت خوبه
.بیدار شو، بیدار شو
کشتیمشون؟
.اوه، نه... اونا اونجان
.شانس آوردن که زنده موندن، اون دوتا
میتونیم باهم یکم صحبت کنیم؟
.به دیوار بچشسب
.میدونی، وقتی بمیری دلم برات نگ نمیشـه
انسانها غیرقابل اعتماد و احمقـن .و اصلا برام اهمیتی ندارن
،اما ماشینام سختکوش و بیرحمـن
!اونا همه چیز منـن
جالبه
.طاقت بیار رفیق، حالت خوب میشه
.حالت خوب میشه
- التماست میکنم ریچل، نه! اظطراریـه -نه،نه، امروز نه. خداحافظ، بای بای
- میشه تمومش کنی؟لطفا بازش کن. مدی؟ - بای بای
- اینکارو با من نکن لطفا، خیلی مهمه - تام! اوه خدای من! ریچل بزار بیاد تو
به پلیس زنگ میزنم نه به اف.بی.آی زنگ میزنم، به سی.آی.ای زنگ میزنم
- الان به یکی زنگ میزنم - اینکارو نکن
-به مادرت زنگ میزنم - باشه، فهمیدم
- ...مدی میشه ما -تام، اینجا چه خبره؟
تو تمام اخبار هستی .سعی کردم بهت زنگ بزنم
مجبور شدم گوشیمو نفله کنم .تا نتونن ردم رو بگیرن
- موبایلش رو نفله کنه؟ - تعقیب؟ تو؟
- !عمو تامی - جوجو سلام
-حالا برادرزادهت هم، همدستته توی خیانت ملیـت - نه نیست
- میشه آروم باشید - !آروم باشیم؟ من آروم نمیشم
.آره آروم باشید، انقدر حرف نزنید .نه آزی لطفا.میدونم، خوشحالم از دیدنت
- نه، نه، آزی، بسه - اوه خدا، یا عیسی مسیح
اون چیه تام؟ پولوتونیومـه؟ میشه ایمیلش کرد؟
...آره، پلوتونیومـه، میشه لطفا میشه لطفا بریم تو اتاقت و صحبت کنیم؟
.تمومش کن آزی، ساکت
- .بخاطر همین بود که گفتم مرد خوبی نیست - ...من دخالت نمیکنم
- نه آزی، ساکت شو - در الان باز شد
- قفلـه - نه، باز شد
آزی، نه، آزی! نه، نه
اوه، منو بگیر جوجو
خداروشکـر
میشه یه لیوان آب بخورم؟
.فقط فکر کردم شاید لاته با شیر بز استرالیایی بخواین
بنظرت شبیه کودنهام؟ !معلومه که لاته میخوام
.خیلی خوشمزه درست میکنی
.نمونهی اولیه آماده است
با این نوع قدرت ماشینهام میتونن بالاخره .به ظرفیت نهاییشون برسن
.اون حالش خوب میشه جوجو
خداروشکر قراره حالش خوب بشه درسته؟
من یه دامپزشکم تام .حتی نمیدونم اصلا دارم به چی نگاه میکنم
...خب، اون یه جوجه تیغیه !یا خودش اینطور میگه
- حرف میزنه؟ -تقریبا بدون وقفه
باشه
- ...لعنتــ - چیه؟
.نبضش خیلی تند میزنه
.خب، ممکنه برای اون نرمال باشه
- نمیدونم، باید کمکش کنی مدی - من فیزیولوژی بدنش رو نمیشناسم
بنظر نمیرسه استخون شکستهای داشته باشه ...فقط
خیلی داغون شـده
.به اون پاهای کوچولوی ضعیفش نگاه کن
طاقت بیار رفیق .حالت خوب میشه
جوجو، مامان رو باز کن...، جوجو
.طناب دور مامانی رو باز من عزیزدلم
!جوجو
.باید برم توالت
اون حالش خوب میشه، اره؟
انگار میخواد بهوش بیاد .به زودی بیدار میشه
!اوه داروی استشمامی داروی استشمامی خاصی برای حیوونا نداری؟
مثل گربهها، یا طوطیها یا همچین چیزی؟
-نه، اونا(دامپزشکها) برای گربهها همچین چیزی نمیسازن -باید بسازن
من داروی استشمامی انسانی .توی جعبهی کمکهای اولیهـم دارم
خیلی خب
بیا رفیق
باید زود برم
من کجام؟ الان چه سالیه؟ راک رئیس جمهـورِ؟
رفیق حالت خوبه، آروم باش
- سلام خانم پرتزل - سلام
تام؟
-بله؟ -میتونم باهات صحبت کنم؟
جوجهتیغی فضایی، همیجا بمون .سعی کن استراحت کنی
زدی تو خال، من توی استراحت کردن عالیهـم .از همه بهتر استراحت میکنـم
.هنوز داره حرف میزنه
اول از همه، میتونیم بفهمیم که من .چقدر خوب خودمو کنترل کردم
- عالی بودی - زهرترک نشدم
-نه -کاملا آروم بودم
ممنون
،دوم اینکه
اینجا چه خبره؟ اون یه موجود فضاییه؟
خب، یادته کارل دیوونه در مورد شیطون آبی چیا میکنه؟
- اون خودشه، وقعیه؟ -آره
اون اینجا چیکار میکنه؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
،درواقع یه جورایی با اون تفنگ .مسکنت بهش شلیک کردم
-!نه، نزدی - من... از قصد نبود
،اوکی، خیلی برام سخته که توضیح بدم
،و یه جورایی ممکنه دیوونگی به نظر بیاد
اون باید به ساختمون ترنس آمریکا بره، منم قول دادم ببرمش
فضایی؟
مدی، شوهرت عقلشو از دست داده
میتونی از این فرصت برای ترک کردنش استفاده کنی .کسی قضاوتت نمیکنه
.با اینا دیگه پاهات آسیب نمیبینن
واقعا؟
.تا حالا هیچکی بهم هدیه نداده بود
!باید کفش رو از لیست آرزوهام خط بزنم
.خیلیخب، چه خوشگلن
خیلیخب
گفتی دوست داری وقتی آدما مشکل جدی براشون پیش میاد کمکشون کنی، درسـته؟
!خب، الان دقیقا داری همینکارو انجام میدی
،این جوجه تیغی آبی فضایی هم جز "آدمها" حساب میشه، نه؟
-فکر کنم، آره -آره
- آره فکر کنم -باشه
من عاشقتم. بهت گفته بودم اینو؟ لیاقتتو ندارم، میدونستی؟
!من میدونم
،خب
،تو باید همون دوست صمیمی تام باشی .که همش راجع بهش حرف میزنه
.خب، هیچ جذابیتی نمیبینم
.بس کن، خیلی چندشه این کارت
- سلام -سلام
،خب
!وانتم هنوز میرونه، اما کلا وضعش زیاد جالب نیست
،به نظرت خواهرت مشکلی نداره اگه ماشینشو قرض بگیریم؟
!منو مسخرهی خودت گیر آوردی
-مشکلی نداره -آره، بیا بریم
!این خونهی منـــه
!واو، واو ... الان نوبت منه .و الان میکشونمش اونجا
!ببخشید. و ... چه پارک خفنی شد
- تو چی هستی، دیونهای؟ - چیزی مونده که بهش نزده باشی؟
- چرا گذاشتی این فضایی بیاد برونه؟ - هی، من هممونو آوردم اینجا
!و لطفا، پنج تا ستاره بدین
پس، اینه دیگه؟
!ایناهاش. اینم از ساختمون مورد نظرت
-واو! اونو ببین - الان چی میشه؟
- !اوه ... اون که رفت - آره
.خوب نیس. به یه گکلید مخصوص نیازه که بری روی سقف
حالا چی؟
!الان وقتشه که از قدرتی که دارم سواستفاده کنم
!یکی روی سقفه و قصد خودکشی داره
،باید عجله کنیم، وگرنه یه جسد .له شده میمونه رو دستمون
این همه راه از مونتانا اومدی؟
!آره، چون قضیه خیلی جدیـه
باشه
!یه نفرو نجات دادی
یالا. یالا
چقدر دیگه مونده؟ !نمیتونم اینجا نفس بکشم
سلام؟ کسی اونجاست؟
بچتونو گذاشتید توی اون کیف؟
نه
،یعنی آره، یه بچست .اما بچهی من نیست
بچهی خودت نیست؟
آروم باشین، من پلیسم، باشه؟
،به علاوه، خودش دوس داره اون تو باشه مگه نه رفیق؟
چرا باید داین تو رو دوست داشته باشم؟
،این از اون قفس سگی که قبلا !منو توش گذاشته بودی بدتره
!چقدر شوخه
باشه
،نه، من از تاریکی اینجا ترسیدم کسی اونجا نیست؟
توی اون کیف چی گذاشتی؟
یه شیشه گوز ترشیده؟
،خیلیخب، خیلیخب دنبال چی میگردی؟
!این
خب، الان چی میشه؟
،الان، فقط باید به جایی که میخوام نیم دیگهی حلقه ظاهر بشه فکر کنم
- و پرتش کنم -پس، این آخرشه؟
- ما موفق شدیم؟ - آره. موفق شدیم
،هی، ببخشید که نشد تمام کارای .مربوط به لیست آرزوهات رو انجام بدیم، پال
!مشکلی نیست، اونایی که ضروری بودن رو انجام دادم
- ... شما دوتا خیلی بامزهاین، انگار -اوه، لطفا، جی؟
- ما بامزه نیستیم - نه، بامزه نیستیم
،ما فقط دوتا شیطون غیرقابل کنترلیم .که با قواعد خاص خودمون زندگی میکنیم
- دقیقا. آره -واقعا؟
،و قوانینمون شامل ابراز کردن !احساسات قلبی هم میشه
هر چی تو بگی
خب پس
خیلیخب
- باید بری، آره؟ - ... آره، باید برم، پس
- من باید برم. ماهم باید بریم - پس، میبیــ...، خب، بای بای
فقط یه چیز دیگه
ببخشید که انقدر بهت سخت گرفتم
،میدونم خیلی برات تصمیم سختیه که گرین هیلز رو ترک کنی
و از چیزایی که دوستشون داری دور بشی
خیلی دردناکه
مطمئن نیستی که میخوای بری، نه؟
.نمیخوام برم، ولی نمیتونم اینجا بمونم
تا وقتی اینجام، جون همه رو به خطر میندازم
نمیتونم اینکارو بکنم
،فقط میخوام بدونی که این دو روز گذشته
بهترین روزهای زندگیم بودن
میدونی هیچوقت فکرشم نمیکردم اینو بگم
،اما واقعا دلم برات تنگ میشه !شیطون کوچولوی آبی
منم همینطور، دونات لورد
ممنونم
برای چی؟
برای نجات جونم
اوکی، کسی احیانا گزینهی " گوشیم رو پیدا کن"رو فعال کرده؟
!به سانفرانسیسکو خوش اومین، آقای واچفسکی
از این وضعیت لذت میبرین؟
،این همون روانی دولتیه که قصد داره مارو بکشه
!البته، ناموفقه
،خوبیت رو میرسونه که حین راهت .به کامیک-کان بهمون سر زدی
آره، راستی اون چیه پوشیدی؟
!لباس مخصوص پروازه
،که برای تعدیل دمای بدنم و .همچنین کاهش کشش طراحی شده
!آره، و هنوزم تو یکیشونی
!خوبشم هستم، داری با آتیش بازی میکنی، توماس
،اوه،حالا که بحث دما و داغی و هاتی شد !میبینم که یه معشوقهی هات با خودت آوردی
اسمی هم داره؟ یا باید اونو " وثیقهی خسارت" صدا کنیم؟
!هی، حرف دهنتو بفهم
،مگه اینکه بخوای از اون چیزی که !قبلا بهت دادم، بیشتر بهت بدم
!با مشت زدم تو صورتش
،اوه، با مشت مستقیم صورتشو صاف کردی فوق العاده بود
،دیگه حرف زدن بسه !وقتشه که دکمههارو فشار بدم
!این تخم مرغای پرندت خیلی بامزن، آقای تخم مرغی
،اما بزار واقعیتو بهت بگم !هیچوقت نمیتونی منو بگیری
،اعتماد به نفس
!یه جانشین احمقانه به جای هوش
.اصلا خوب نیست
... سونیک، میدونم تو سرعت فوق العادهای داری، ولی مدی و من
کاملا بیدفاعین، و احتمالا میترکوننتون؟
.احتمالش خیلی زیاده، آره
!نگران نباشین، من دقیقا میدونم باید چیکار کنم
!انتظار اینو نداشتم
،اما انتظار داشتم که انتظاری نداشته باشم .پس دیگه حساب نیست
!یالا
!یالـ...یالـ...بالا، یالا
.سلام تام. خوشحالم اینجایی
.میتونی یکم کمک کنی !بِسی پیر داره ازیمان میکنه
یه دقیقه صبر کن
میتونم یه توصیهی خوب بهت بکنم؟
.فرار نکن
.اگه فرار کنی بیشتر آسیب میبینی
!و برای مفصلهاتم بده، ثابت شده بهت
.خیلیخب اگمن، میخوای سریعتر بریم؟ پس بزن بریم
!راه سختیه
!یه پیچ غیرقانونی بود، به هر حال
خب، دوباره اینجاییم
خیلی چیزارو باهم گذروندیم
،الان فهمیدی که چرا یه دکتر-ربات رانی هست
!که یه جوجه تیغی آبی فوق العاده سریع رو دنبال میکنه
میخوای بدونی آخرش چی میشه؟
!آره، منم همینطور
،چجوری ممکنه؟ کسی تا حالا .انقدر بهم نزدیک نشده بود
!دارم رد میشم
!ببخشید، آقا
!اینم از این، چه فضای خوبی برای دویدن
!نمیتونم گمش کنم
!اگه نمیتونی شکستش بدی، پس باید کورش کنی
دید ندارم، چیزی نمیبینم
!اجازه نداری بری اون بالا
!اون یکی از عجایب هفت گانست
- از اینجا برین -!برین! برین
!تو یه موجود فسقلی شگفت انگیزی
،خیلی بامزه میشه اگه برگردونمت آزمایشگاه
،برای یه هجوم تهاجمی از .روشهای اکتشافی که روت انجام شه
آخرین حرفت چیه؟
گواک
.من این لغتو دوست دارم
،نمیدونم چطور بگم که چقدر ،پیشرفتهای غیرمنتظرهی علمی
.بخاطر تست روی حیوانات انجام شدن
!خیلی خودخواه شدی
- سر راه من؟ - چی..؟
فکر کردی چه خری هستی آخه؟
من سلطان دوناتم و ته یه حرومـــ ...!
.خلبان اتوماتیک، تنظیم شود
چرا؟
چرا باید جونتو بخاطر این "چیز" به خطر بندازی؟
!بخاطر همینه دوستی ندارم
،بعدش اینه که، باید ساقدوش یه نفر
.توی عروسی که میخوان بیرون از شهر بگیرن بشی
!انگار کسی کارای مهمتری برای انجام دادن نداره
بگذریم، کجا بودیم؟
اوه، آره
!تو داشتی میمردی
!این کلانتر ماست که داری باهاش درگیر میشی
تو شیطون آبی رو میشناسی؟
!و هر کسی که ببینه میدونه خیلی واقعیه
!و توسط من ساخته شده
- مراقب باش - فقط ... بزارش اونور
تام
.نمیخوام بینزاکتی کنم
!اما اینجا یکی به یخ برای تازه شدن بدنش نیاز داره
!اون فقط یه موجود احمق کوچیکه
!اون به اینجا تعلق نداره
،این موجود کوچولو
!در مورد انسان بودن، خیلی بیشتر از تو میدونه
!اسمش هم سونیک بود
و اینجا شهرش بود
و دوستم بود
!همش واسه خودت
!همه برگردین
!فکر کنم تو چیزی داری که مال منه
!این قدرت منه
!و دیگه ازش برای فرار کردن استفاده نمیکنم
!ازش برای محافظت از دوستام استفاده میکنم
!الان انجامش دادی
،حدس بزن چی، اگمن .من زمین رو ترک نمیکنم
!تو میکنی
سلطان دونات؟
- بهت که گفتم از پسش برمیای -هی، ما از پسش براومدیم
- اینا مال توان - خیلی ممنونم
،ولی دیگه نباید کسی رو .از بالای ساختمون پرت کنی پایین
میدونی که، نمیتونم قول بدم
- کارت عالی بود، خوک فضایی - ممنونم، سلطان دونات
.باید قضیهی ایت " سلطان دونات " رو بهم توضیح بدی
نه، خیلی ببخشید، این قضیه بین من و آقا کوچولومونه، درسته؟
... اینا مسائل ما هستن، تو هم مسائلت با
- ... خواهرت - اوه، خدای من، خواهرم
!سریع باش! سریع باش
!جوجو، دستبند ورزشی منو بپوش
.بعدش لااقل چندتا قدم نصیبم میشه
نمیتونیم برگردیم اونجا
خب، مگه مجبوریم؟
!چون الان یجورایی دقیقا انگار خونهایم
واقعا؟
الان یجورایی حس میکنم ،گزینهس " نجات جون " رو
از لیست آرزوهام خط زدم
الان تنها کاری که میخوام بکنم، اینه که .زندگیمو با آدمایی که دوسشون دارم بگذرونم
.میخوام گزینههای این لیست رو تیک بزنم
باشه، خوشم اومد
!خیلیخب، همگی، چیزی برای دیدن نمونده
!پخش شید، این فقط یه روز هادی توی گرین هیلزه
کارل، اون اره برقی رو بده من
یالا، بیا بریم
،یه جوری رفتار میکنین انگار تاحالا جنگ بین
!یه موجود فضایی و یه یه ربات دکترا دار ندیدین
به اندازه رنگ داری؟
- بله، آقای مدیر -دوبارخ میخوای؟
اونو ببر...اونـ
آقا و خانوم واچوفسکی؟
بله؟
،یه هدیه به منظور نشانهی قدردانی دولت از شما
برای ساکت موندن در مورد اتفاقاتی که !اخیرا، به هیچ وجه نیفتادن
!واو
- .موندم توش چیه - پول برای تعمیر خونه؟
- نامه از طرف رئیس جمهور؟ - میبینید
باشه
- رستوران الیو گاردن؟ - آره
،آخه اینجوری که گفتی " میبینید" گفتم
!شاید یه چیزی بهتر از حدسای ما باشه
شما تا حالا " کاسهی تموم نشدنی پاستا" اونجا رو تست کردین؟
!هیچوقت تموم نمیشه
!به نظرم خیلی جالبه
خب، ممنونم .خیلی متشکریم ازتون
،اوه، هی، فکر کنم دیگه میشه پروندهی اون آقای رباتی رو ببندیم، هان؟
یهویی غیب شد؟
،متاسفم، اما همچین کسی وجود نداره .و هیچوقت هم نداشته
.کاش واقعیت این بود
،شما که احیانا تصادفی با
یه موجود فضایی کوچیک، بعد از اون حوادث نداشتین، نه؟
.عمو سم خیلی دوست داره باهاش صحبت کنه
!خیلی اتفاقی، شاید واسه یه صبحونه
اوه، منظورت اون موچود آبیه؟ .نه. نه، هیچی نمیدونیم
.شک دارم که دوباره در موردش چیزی بشونیم
- خیلیخب -باشه
-.ممنونم -!عالیه
آره
،راستشو بخوای خیلی راجع به .اون کاسهی پاستا هیچانزدم
خب، الان میخوایین فیلمی چیزی ببینین یا نه؟
،ببخشید، رفیق، شب مدرسست !وقتشه که بری توی غارت
!چی؟ الان که ساعت 3 بعد از ظهره
!میدونی وقتی خستهای چه شکلی میشی، بیخیال
من؟ من شبیه هیچی نمیشم
- شماها خیلی بیمزهاین - آره، آره، میدونیم
-هی، رفیق، کجا داری میری؟ - تو گفتی باید برگردم توی غارم
آره گفتیم
اوه خدا، شوخیتون گرفته؟
!باورم نمیشه
... چجوری
اون ... این ... همشون اینجان
اینو ببین! شوخی میکنی؟ !و این کیسه؟ امکان نداره
اصلا چجوری اینارو گرفتین؟ چحوری همه اینا رو گرفتین؟
!عاشقشم! عاشقشم
!خب، به خونه خوش اومدی
خیلی ممنونم
اوه، نه، نمیشه
!هیچ حیوون دیگه ای تو اتاقم نباید بیاد
صبر کن، داری چیکار میکنی؟ .ازم دور شو
،بس کن. دارم بهت هشدار میدم من نانچیکو دارم
!هی، بس کن، میتونی بمونی
!درک من از عقل، کامله
درست نیست، مامور سنگی؟
چرا نمیری یه شروع تازه داشته باشی؟
!برو یکم سنگ کشف کن
!سنگکشفی بیحیال، خیلی خندهداره
مشکلت چیه؟
!اینم وضعیت ما، سارهی غیرقابل سکونت
بدون منبع، بدون ذخایر
ظاهرا هم راهی به خونه وجود نداره
!یه مرد معمولی اینجا میمیره
!تا کریسمس میام خونه
!سنگکشفی
!یالا! تشویق کن
در دقایقی جلوتو یک صحنهای باقی مانده لطفا خارج نشوید
اگه این مطالعات درست باشن، اون اینجاست
!پیداش کردم
.فقط امیدوارم دیر نکرده باشم
ترجمــه از « __Galadriel__ & iredprincess »
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
ما را در اینستاگرام دنبال کنید @parsclup
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.