All language subtitles for HДxan.1922.720p.WEB-DL.AAC2.0.H.264

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آقای سیب‌زمینی تقدیم می کند مترجم:‌بهنام ویرایش: یاشار

دانلودِ رایگان بهترین آثارِ سینمای هنری Telegram.me/pureCinema

ساحره (جادوگری در گذر اعصار) ©1922 AB Svensk Filmindustri زیرنویسِ این فیلم از رویِ دو ترجمه‌ی انگلیسی انجام شده است‫.

نمایشی با نگاهِ تاریخی-فرهنگی‫…

در 7 بخش و با تصاویرِ متحرک

بنیامين کريستينسن فيلم نامه نويس و تهيه کننده اين فيلم بوده

بين سال هاي 1919 و 1921

برای فیلم برداری از یوهان آنکرستیرن

و براي کارگرداني هنري از ریچارد لو قدردانی می کنم

منابع اصلی من در تهیه‌ی این فیلم در برنامه نمایش سینما ذکر شده است ‫[مترجم:‌ در تیتراژ چیزی نبود و احتمالن توزیعِ فیزیکیِ منابع در سال‌های سینما‫ رخ داده است‫]

بیایید نگاهی به تاریخ عرفان و تصوف داشته باشیم‫…

تا فصلِ مرموزی که در این تاریخ با نامِ ‫«ساحره»‫‫ شناخته می‌شود را شرح دهیم

اعتقاد به جادوگری و افسون‌گری…

احتمالا به قدمت بشریت است‫.

هنگامی که انسان اولیه با امری غیر قابل درک مواجه می شد‫…

تبیینِ چراییِ این اتفاقِ غیرِ قابلِ درک همواره جادو و ارواح شیطانی بود‫. ‫[در این زمینه می‌توانید به کتابِ دو سرچشمه‌ی دین و اخلاق برگسون مراجعه کنید‫]

در ایران ، باور بر این بود که موجودات خیالی‌ای که در تصاویرِ بعدی نشان داده می‌شوند…

علتی برای بیماری ها هستند‫. ‫[متاسفانه جست و جوی مترجم برای یافتنِ اطلاعاتی در موردِ تصویرِ ذکر شده از ایران به نتیجه‌ای نرسید‫]‫‫

دانشمند انگلیسی راولینسون و دانشمند فرانسوی ماسپرو

تصاویری از ارواح شیطانی را نشانمان می دهند

باور بر این بوده است که این ارواح در میان اولین تمدن ها ساکن بوده اند‫.

اعتقاد به ارواح شیطانی ، جادوگری و سحر

نتیجه‌ی انگاره‌هایی خام در بابِ رمز و راز کیهان است‫.

در این تصویر چگونگیِ درکِ مصری‌های باستان از شکلِ جهان را می‌بینیم‫.

(طبق صحبت های ماسپرو)

مصریان باستان معتقد بودند که کوهستان های مرتفع

زمین و آب را در همه جهات احاطه کرده اند

باور بر این بود که آسمان از فولاد ساخته شده بود و توسط ستون هایی محکم نگه داشته می شود

ستون‌هایی که بر روی کوهستان های مرتفع قرار داشتند

ستارگان چونان لامپ‌‌ها توسط طناب هایی از آسمان آویزان بودند

بر طبق اعتقادات تمدن های باستانی دیگر

آسمان گنبدی‌‌شکل بود و زمین به شکلِ یک تراسِ [مسطح و صاف] بود

‪‫‫[‬با گذرِ زمان‫]‬ «ارواحِ شیطانیِ» دورانِ باستان به «شیطان‌های» فولکلور‌های دورانِ وسطی تبدیل شدند

موجوداتی که این سو و آن سو می‌خزیدند و و کودکان را وسوسه می‌کردند

شیاطین در مرکز زمین زندگی می کردند

و [باید بدانیم که] در دور‌ه‌ی متاخرِ اعصار میانه‫…

زمین فلکی ثابت قلمداد می‌شد که در مرکزِ جهان قرار داشت.

بشرِ قرونِ وسطی اولین لایه‌ای که …

به دورِ زمین و آب‌هایش قرار داشت را «لایه‌ی هوا» تصور می‌کرد…

سپس لایه ای از آتش‫…

و خارج از لایه‌ی آتش ، سیارات قرار داشتند: یعنی اجرام آسمانیِ در حال حرکت.

هر سیاره ای به فلکِ [مدارِ] گردان و شفاف خود متصل بود‫. ‫[‬تا به حال به معنایِ چرخ و فلک فکر کرده‌اید؟]

و خارج از فلک‌های سیاره ای‫…

هر کدام از ستاره های ثابت در آسمان خود جای گرفته بودند‫. ‫[ برای فهمِ نظریه‌ی افلاکِ قرونِ وسطی و تاثیر آن فهمِ بشریت خواندنِ کمدیِ الهی دانته توصیه می‌شود‫]‫

بر فراز همه این ها ، در دهمین فلکِ بلورین‫…

خداوندگار در میان گروه کُری نه نفره از فرشتگان نشسته‫ و حافظِ فلک‌های گردان است‫.

‫‫[مترجم: برای آگاهیِ بیش‌تر از اسطوره‌‌های افلاک‫، به خصوص در ایران، رجوع کنید به لینک‌های زیر‫: https://goo.gl/qUaOmh https://goo.gl/NR2oxN جست و جوی نظراتِ بطلمیوس، ارسطو و هم‌چنین اسطوره‌های یونانی و رومی نیز توصیه می‌شود‫]

در آن سویِ کیهان، در اعماق مرکز زمین‫، جهنم قرار دارد‫.

جایی برای رنج دائمی کسانی که توسط شیطان وسوسه شده اند

در قسمت فوقانی تصاویر بعدی

(از زبان تاریخ نگار فرانسوی لاکروئیس)

ما شیاطینینی را می‌بینیم که لعنت‌شدگان را در خمره هایی بزرگ فرو می کنند‫. ‫[‬در مسیحیت کسانی که لعنت‌شده‌اند تا ابد در عذاب جهنم باقی می‌مانند‫]

گناهکاری مستقیما در آتشی پرتاب می شود‫… ‫[در مسیحیت تفاوتی است میانِ گناه‌کار و لعنت‌شده]

که در زیر یکی از دیگ ها جلز و ولز می‌کند.

یکی از شیاطین گوگردی بس آسیب‌زا را از طریقِ یک شیپور‫…

که به منبعِ گوگرد‌ها وصل است به داخل گلوی مرد روانه می‌کند‫.

دو هیولا با دندان های تیز خود برخی از لعنت شدگان را عذاب می دهند.

من یک بازنماییِ ماشینی، قدیمی و عجیب را از جهنم یافتم‫…

که فهمِ خوبی را از اعتقادات در قرون وسطی ارائه می دهد

بنگرید اشتیاقِ این دو شیطان را‫…

که در پیِ روشن‌نگاه‌داشتنِ آتش در زیرِ دیگ‌ها هستند‫.

در زمان قرون وسطی ، شیاطین و جهنم

واقعی و چون ترسی دائمی در نظر گرفته می شدند‫.

در آن دوران تصور می‌شد که جادوگران با «شیطان» پیمانی نامشروع را امضاء کرده‌اند‫…

و به همین دلیل بود که به ستون‌های چوبی میخ می‌شدند و سوزانده می‌شدند‫.

‫[در این تصویر] شخصِ معلق در بالای تصویر یک شیطان است که آمده تا با بالا کشیدنِ ساحره به سمتِ آسمان‫ او را نجات دهد‫. ‬

‫[در مسیحیت میانِ «شیطان» و «شیاطین» یا «یک شیطان» نیز تفاوت وجود دارد. «شیطان» (با حرفِ تعریف) همان کسی است که آدم و حوا را فریب داد اما «شیاطین» یا «یک شیطان» فرزندان و مریدانِ او هستند. در تمامِ ترجمه‌ی فیلم این تمایز را پاس داشته‌ام‫‫]

دو تصویر بعدی از توده هیزم ها‫…

تصاویری از زندگی آلمانی ها در گذشته هاست‫.

در این تصویر ساحره ای در حال دوشیدن یک دسته تبر است

در تصویر بعدی ساحره ای بر کفش یک مرد طلسم گذاشته است‫.

جادوگران معمولا در انجمن‌ها[ی جادوگری] همدیگر را ملاقات می کردند

و پس از جمع شدن، برای مثال، ممکن بود‫…

دزدکی به سمت انباری رفته و گاوی را طلسم کنند‫.

نماد کجِ کوچک قابل توجه زیر نقاشی

معمولا برای محافظت در برابر جادوگران بر سردرِ انبار حک می شد

در این نقاشی قدیمی و ابتدایی ، ساحر و ساحره

در حال خواندنِ ورد‌ها و طلسم‌هایی برای آتش زدنِ یک روستا هستند

باور بر این بود که ساحره ها مردم مبتلا به بیماری را طلسم کرده‌اند‫…

آن هم با استفاده از پودر و معجون‌های جادوگری.

توجه کنید که چگونه فرد بیمار ، برهنه در تخت خوابیده است‫.

این نحو خوابیدن در گذشته معمول بوده است‫.

باوری عامیانه وجود داشت که ساحره زمانی برهنه و عور است که ‫در شب‫…

در زمانی که اصطلاحا بزمِ جادوگران برپا است‫، با شیاطین می‌رقصد‫.

‫[بزمِ جادوگران نام گردهمایی فرضی جادوگران است که به باور مسیحیان سده‌های میانه در شب‌های ویژه‌ای برگزار می‌شد‫]

زنانی که میلِ شرکت در این بزم را داشتند‫…

پنهانی و مخفیانه خود را به یک ساحر می‌رساندند‫…

یعنی جایی که آن‌ها می توانستند کمرِ [باسن] خود را به «مرهم [پماد] جادوگری» آغشته کنند‫.

جادوی مرهم به آن‌ها اجازه می‌داد‫…

که در آسمان پرواز کنند‫.

دکترهای فرانسوی ، بورنویل و تنتوریر

تصاویرِ زیر از بزم جادوان را به من دادند‫…

مراسمی شیطانی و مخفی…

که هزاران زن ادعا داشته‌اند که در آن شرکت نموده‌اند‫.

در بزم ، جادوگرها و ساحره ها

اول به صلیب مقدس کلیسا بی حرمتی می کردند

شیطان ، با دادنِ نام های شیطانی به کل شرکت کنندگان آن‌ها را تعمید[ی شیطانی] می‌داد‫.

و ضیافتی تشریفاتی برگزار می شد

معمولا غذای این بزم‫…

از مرده های پای چوبه دار آماده می شد‫.

همه ساحره ها احترام خود به شیطان را با بوسیدن پشت [باسن] وی نشان می دادند

پس از رقصی شادمانه با شیاطین‫…

ساحره ها در اولین خروس خوان به سمت خانه پرواز می کردند‫.

اغلبِ این صحنه‌ها مبتنی بر تصاویرِ مشهوری است که از بزمِ جادوران ‫…

در قرون وسطی و رنسانس به دستِ ما رسیده است

ادامه دارد

ساحره بخش دوم

حال از خلالِ تخیلاتمان به خانه زیرزمینی یک جادوگر می رویم

در سال 1488 از [تولد] پادشاهمان [مسیح]‫‫‫.

‫امشب ستاره ها بر فراز تپه‌ی اعدمیان، به زیبایی، می درخشن‫

اه ، چه بوی تعفنی

بدن دزد خیلی وقت بود پای چوبه دار حلق آویز شده بود

وقتی انگشت این دزده زیادی خشک بشه

دیگر نمی تونه قدرت شفابخشش رو موقعِ دم‌کشیدن پس بده‫.

زود باش باز کن ، کارنا ، تا رهگذرا منو ندیدن

میتونی لطفت کنی و معجونی از عشق به من بدی

که قدرتش از یه مرد مومن کلیسا هم بیشتر باشه؟

بفرمایید بانوی جوان ، این معجون رو بگیر که از مدفوع گربه و قلبِ کبوتره‫…

و زیر نور ماهِ کامل دم کشیده

یه قطره از این معجون توی نوشیدنی یه مرد قلبش رو درجا نرم می‌کنه

کارنا ، می تونی یه معجون قوی تر از این بهم بدی؟

اگه بانو بخواد که مرد عقلش رو واس خاطرِ عشقش از دست بده‫…

معجونی دارم که توی ماه می دم کشیده

از یه گنجشک نر جوان و بامزه

سکه هات رو نگه دار بانو ، اول ضماد [مرهم و پماد] منو بو کن

این ضماد خوبیه

باعث می‌شه آرزوت برای یه شب سفر به بروکن برآورده بشه ‫‫[‬بروکن: کوهی در شمالِ آلمان. بروکن استعاره از «رفتن به آسمون‌ها»‌ یا همون «سکس» داره‫]

یواشکی این ضماد رو روش بمال

و راهبِ مومن احتمالا خودش مستقیما به اتاقت بیاد

شما توی شب با همدیگه میرید اون بالاها

و اون کلی بوسه‌ی شهوانی نثارت میکنه

گوش کن برادر ، در حیرت گرفتار شدم…

آیا نباس قبل از اینکه با هم‌دیگه واردِ یه هم‌چین تهورِ جسورانه‌ای بشیم، دعا بخونیم؟

آه مادر مقدس ، ما را ببخش

برای اینکه بدن مرده یک نفر رو با چاقو تشریح می کنیم

از سر کنجکاوی بی موقع نیست که چنین گناه بدی را مرتکب می شویم

اما با این کار ممکنه که دلیل بسیاری از‫ ‫…

بیماری های وحشتناک برای ما روشن بشه‫.

کمک ، زود باشین

به آرامشِ گورستان توسط دو تا جادوگر بی‌حرمتی شده

قرونِ وسطی این چنین بود‫… یعنی زمانه‌ای که جادوگری و کار‌های شیطانی ‫…

در هر جایی پیدا می‌شد. ‫‫[کنایه به تشریحِ بدن در سکانسِ قبلی است‫]

و بدین دلیل بود که چیزهای غیرعادی ، درست به شمار می رفتند

زن لعنتی ، تو نباید اینجا بخوابی

و پاهای مردم درست‌کار رو طلسم کنی

ساکت باش

الان [به فرمانِ من] دهن کثیف تو تا ابد باز باقی می‌مونه

این اتفاق همان‌طور که برای شیطان افتاد، برای ساحره‌ها نیز افتاد‫:

در آن زمانه باور مردم به شیطان انقدر قوی بود که شیطان [تبدیل به یک موجودِ]واقعی شده بود

شیطان همه جا هست و به هر شکلی در می آید‫.

او خودش را به شکل کابوس ،یک اهریمنِ خشمگین

یک اغواکننده ، یک عاشق و یا یک شوالیه نشان می‌دهد

همدم شیطان می‌تواند جوان و زیبا باشد

اما او[زن] اغلب پیر ، فقیر و بینواست‫.

آیا به جهتِ این ترس ابدی تو از آتش و سوختن است که تو هر شب پس از شبِ قبل مست می کنی؟

تو ، ای پیرزن بی‌نوایِ قرون وسطایی؟

وقتی ناقوس عصرگاهی در شب به صدا در می‌اید

و تمام آتش ها در شهر با خاکستر پوشیده می شوند

شیطان ، آپلونه را وارد ماجراجوریی‌های خودش می‌کند‫.

در بالایِ آسمان‌ها قلعه‌ی رویا‌های آپلونه قرار دارد‫.

و در آن‌ها شیطان مخفی‌ترین امیالِ وی را اجابت می کند

ادامه دارد

ساحره بخش سوم

در کتاب مناسک و حقوق آلمان قدیم نوشته فرانتس هاینمن

می توانیم تصاویری از قاضیان تفتیش عقاید مذهبی کلیسا را موقع کار ببینیم

‫[در این تصویر] یک زن مظنون به جادوگری داخلِ آب انداخته شده

تا روشن شود که آیا او گناهکار است یا خیر‫.

در «تاریخ آداب و رسوم» ادوارد فاش به ما نشان می‌دهد‫…

که چگونه بر متهم بند می‌زده‌اند.

دو جلاد با استفاده از پارو ، متهم را‫…

به داخلِ آب فشار می‌دهند‫؛ جایی که هیچ تکیه‌گاهی برای [ایستادن] او نیست‫‫.

اگر زن روی آب شناور بماند ، بیرون کشیده و سوزانده خواهد شد

و اگر غرق شود قاضیان خدا را به جهتِ بی گناهی او شکر می کنند

اکنون محاکمه‌ی یک جادوگر را از ابتدا تا انتها نشان خواهم داد

این رخداد در زمانه‌ای اتفاق افتاده است که پاپ‫…

کشیش های تفتیش عقاید را به آلمان اعزام کرده بود‫.

آه…نمی‌شه که شوهرِ من با یک ضربه و یه دفه دچاراین گیجی بشه

مگه اینکه یه جادوگر اونو طلسم کرده باشه

آرام باش آنا ، همسر چاپگر

قدرت سرب به زودی مشخص می‌کنه که قضیه چیه‫.

آه ای زحل قدرتمند ،اگر چسپرِ چاپگر طلسم شده‫…

به این سرب عنایت کن تا طلسمِ چسپر رو به ما نشون بده‫. ‫[واژه‌ی Lead هم به معنا «راهنمایی کننده» است و هم سرب]

تو شکل سرب نوشته شده

که گیجی جسپر به خاطرِ یک جادوگری بی رحمانس

آه . پیتر صب‌کن ، این جادوگرِ شیطانی کجاست؟

احتمالا اون جادوگر رو ببینی قبل از اینکه خودت بخوای‫…

حتی قبل از اینکه من بخوام‫.

یا عیسی مسیح ، صلیب مقدس و زخم ها

من صدای اومدنت رو نشنیدم ، ماریای بافنده

آه بانو ، منو عفو بفرمایید

یک زن بدبخت که ملتمسانه از این در به اون در میره

گشنته ماریا؟ اگه هستی که بشین

بیا ، بخور ، اگه میتونی ، به نام عیسی مسیح

مراقب باش ، خواهر ، مراقب باش این زنیکه چشمای شیطانی داره

جوانترین خادم دستگاه تفتیش افکار

حرفاش رو با یک خانم غریبه نمی زنه

چه عجیب

وقتی زن جوان بازوی منو گرفت احساس آتش گرفتن کردم

خانم جوان آیا شما کاملن ملتفت هستید که‫…

این اتهامی که به این زن میزنید زندگیش رو به خطر میندازه؟

به صلیب مقدس قسم بخور که شما دشمنان خونی نیستید

جوونها زود باشین! [بگیریدش] قبل از اینکه اون روی پاش بلند بشه

‫[بگیریدش] تا جادوی شیطان نتونه همه ما رو به موش تبدیل کنه

حالا تو میتونی یه مرگ سوزان داشته باشی ، همونجوری که لایقش بودی

تو معشوقه لعنت‌شده‌ی شیطان

ادامه دارد

ساحره بخش چهارم

دو زن متاهل معتمد ، لباسِ متهم رو در زندان عوض خواهند کرد

تا احیانا او در زیرِ لباس‌هایش پودر‌های جادوگری را پنهان نکرده باشد

ماریای بافنده که دستگیر شده بود الان اینجاس؛ متهم به جادوگریه‫!

اوستا حسابی بگرد‫ش‫!

ممکنه در موهای جادوگر پودر‌های جادوی مخفی شده باشه

اکنون خواب‌های شبانه‌ی متهم توسطِ قاضیهای تقتیش عقاید به وی دیکته می‌شوند

دو مرد متشخص سعی می کنند تا به نحوی دوستانه او را متقاعد کنند که اعتراف کند

اگر او سرسختانه اتهاماتش را رد کند

آن‌ها از نوعی شکنجه روانی استفاده خواهند کرد

زن ، اینجا هفت کلامِ مقدس عیسای مصلوب را ببین

که بر روی این پوست تقدیس‌یافته نوشته شده است

من آن‌ها را بر گردن او آویزان می کنم

تا باشد که شیطان دیگر در سکوتش او را یاری نکند‫.

آیا این زن طولِ این موم تقدیس‌یافته را می‌بیند؟ مومی که [به جهتِ تقدیس‌یافتنش] بدنِ مسیح است؟‌

برای این که متهم نتواند در زمان ورودش قاضی‌ها را طلسم کند‫…

او را از پشت به داخلِ اتاق شکنجه می‌برند‫.

برای آخرین بار می پرسم ‫…

آیا متهم میخواد برای جادوگری و اعمال بدش اعتراف کنه؟

پس بگذارید دردش آغاز گردد

شاید که ما بتوانیم نقطه‌ی پایانی بر درندگیِ قلب او بگذاریم

آه ، شما مردان دانا

چطور از من توقع دارین به چیزی که حقیقت نیست اعتراف کنم؟

خب ، راسموس جلاد اکنون اجازه بده که بدنِ شیطانی جادوگر بسوزد‫.

بذارین یه نفسی بگیره ، راسموسِ جلاد و لوسن

از پیچ‌های شکنجه استفاده کنید هر بار یکم فرو کنید تو بدنش، تا وقتی که به گناهانش اعتراف کنه

آه مردان دانا ، اعتراف می کنم که

فرزندان زیادی را که پدرشان شیطان بوده به دنیا آورده ام

و موقعِ زایمان کارنا و گروهِ جادوگر‌هاش کمکم کردن

اگر من از درد و رنج در امان بمونم‫…

اعتراف می‌کنم که ترینا به من مرهم جادوگری مالید

آه بله ، مردان دانا ، من بی نوا بر روی جاروی ترینا

تا بروکن پرواز کردم

و مادربزرگ شیطان با تمام قدرت جادوگریش اون‌جا بود

و بسیاری از اوقات زنی که به اندازه کافی اعمال شیطانی انجام نداده بود

شیطان باهاش به طرزی ناراحت کننده رفتار می‌کرد‫.

اون‌جا مراسمِ عشایِ ربانیِ تف‌کردن ‫[و بی‌احترامی به صلیب] از هر چیزی مقدس‌تر بود‫.

یک وعده غذایی از وزغ و کودکان غیر مسیحی هم

توسط کارنا پخته شده بود.

گوش کن ، ماریای بافنده ، آیا تو دیدی‫…

که شیطان چطور علامت خودش رو روی پیشانی جادوگرها میذاره؟ ‫‫‫[‬علتِ خنده‌شون ربطِ قضیه به باسنه‫]

آه مردان دانا ، من دیدم که جادوگر‌ها‫…

پشت [باسن] شیطان رو می بوسیدند

و مادر آنا ، زنِ چاپگر‫…

‫(که برای من آرزوی مرگی در آتش کرده‌بود‫)

من یه بار دیدم که اون زن لعنت‌شده شیطان رو به نرمی بوسید

و خدمتکارش سیسل ، اون احمق پیر هم اونجا بود

و السا که چند وقت پیش منو زد

اونم باید باید رویِ چوبه‌ی آتش بسوزه

اون از جلوی در خونه مارتین نویسنده

با خواهرش تو یک شب مهتابی رد می شد

و اونها مارتینِ نویسنده رو

با آبی که روی در خونه‌اش ریختن طلسم کردن

و این درست همون شبی بود که مرگ جونِ مارتین نویسنده رو گرفت

حالا هم همه چیو در مورد او جادوگرهایی می‌گم‫…

که تو خیابونِ محلِ زندگیم پشتِ سرم راه می‌رفتن و داد و فریاد راه می‌انداختن.

ادامه دارد

ساحره بخش پنجم

بدین طریق ، چرخه‌ی بی پایان عصر جادوگری آغاز شد‫.‬

بدین طریق ، چرخه‌ی بی پایان عصر جادوگری آغاز شد‫.

هر جادوگری ده نفر دیگر را نیز لو می‌داد‫.‬ و والیان شهر کار‌های بسیاری برای انجام‌دادن داشتند‫. ‬

اگر با دستگیری یک جادوگر مخالف باشی ، ‫[حکمن‬] خودت نیز باید یک جادوگر باشی

سرنوشت آنای جوان ، زن چاپگر ، غل و زنجیر شدن بود‫.

حالا فقط دو نفر در خونه خالی از سکنه چسپر چاپگر باقی مونده بودند

در عصر جادوگری خیلی خطرناک بود که فردی پیر و زشت باشد

اما آن دوره برای جوانها و افراد زیبا نیز چندان امن نبود

برادرم . کمکم کن افکار من آلوده است

بدن خودت را برهنه کن برادر

اون‌قدر به بدن گناهکار و روح بیمارت شلاق میزنم [تا از لکه‌ی گناهان] پاک شود

آه برادر ، چرا شلاق زدنو متوقف کردی؟

حالا حتما روح من لعنت خواهد شد

پدر هنریک ، برادر جان افسون شده

یه ساحره به حجره‌اش اومده و اغواش کرده‌.

جادوگره مچِ دستِ برادر جان رو گرفته‫

بلند شو برادر ، پدر هنریک داره میاد

برادر شما که به اون بانویِ جادوگر اتهام نمی‌زنید…

می‌زنید؟

حتما میدونی مجازاتِ اونایی که‫…

علیه یک ساحره شهادت نمی‌دن چیه؟‌

بانویِ جوان، آن‌ها با تحمیلِ آزمون‌های بی‌نقصِ خودشان بر شما‫…

مچِ شما را نیز خواهند گرفت.

به نام تثلیث مقدس ، اگر تو یک جادوگر نیستی

اکنون اشک‌هایت جاری خواهد شد‫.

خودت قضاوت کن ، تو نمیتونی اشک بریزی

فقط هم به این خاطر که با یه شیطون ‌هم پیمان شدی‫.

بیایید فرض کنیم که این زن جوان مقاومتِ خودش را ادامه دهد‫.

فرض کنیم هیچ تهدید و هیچ دردی نتواند او را وارد به اعتراف کند‫.

‫[بنا بر این فرض] سعی و جست و جو کردم تا بفهمم که قاضیان‌ِ عالی‌رتبه‌ی تفتیش عقاید…

در چنین شرایطی چگونه عمل می کنند

و در برابرم صحنه هایی را می بینم که باور دارم‫…

میزانِ سیاهی و پلشتی‌شان بر پرده‌ی سفیدِ سینما‫ بیش از خودِ واقعیت نیست‫.

بیدار شو ، بانوی جوان برات [خبر] یه شادی بزرگ رو آوردم

ببین بانوی جوان ، من به تو آزادیت رو میدم

البته اگه به عنوانِ جبرانش به من یه کوچولو لطف بکنی‫.

چرا منو دست میندازی کشیش؟

موجودِ بدبختی مثل من چه لطفی میتونه به تو بکنه؟

به من هنر زیبای تبدیل این آب به طوفان رو یاد بده

خانم جوان ، حالا که نمیخوای حرفامو باور کنی…

بلند شو و نگاهی به محوطه بیرون زندان بنداز

نگهبانا رفتن؟

آره اونا رفتن بیرون، خانم ، کلیدا الان دست منه

و من میتونم مخفیانه تو رو امشب به خارج دروازه های شهر ببرم

و قسم می خورم که هیچ‌وقت هیچ حرفی در موردِ شما نزنم خانم‫…

‫[منظورم] تمامِ چیزاییه که قراره در موردِ جادو با طوفان برام آشکار کنی.

بانو، اون جسپر ، پسر چاپگر رو یادت میاد ؟

همونی که به غیر شما در این دنیا کس دیگه ای رو نداره؟

آه پدر هنریک اشک های این زن جوان رو ببین

نگاه کن ، اون گریه می کنه پس نمی تونه یک جادوگر باشه

پسر نادان ! مگه نمیدونی که جادوگرا مخفیانه چشمشون رو

با آب دهن خیس می کنن جوری که ما باور کنیم که دارن اشک میریزن؟

بفرما خانم ، این بچه رو ببین که بی‌نوا و مثل یک بی اصل و نسب

بدون تو در کنار باقیِ توله‌های جادوگرا هلاک خواهد شد

همینجا وایسین و به تمام حرف های این زن گوش کنید

که بتونید بعدا علیهش شهادت بدین

اگه من به حرف بیام آیا شما مخفیانه‫…

درهای زندان رو برای من و بچم باز می کنین؟

پس به شما میگم که یه بار شنیدم که یه سنگ تراش مسافری چنین گفته‫:

وقتی جادوگرا تندر میخوان

دستاشون رو توی آب میذارن

تو ای ساحره‌ی سرسخت ، فردا قبل از این که آفتاب طلوع کنه

بالای تیرِ چوبینِ اعدام، زنده سوزونده خواهی شد

و در نهایت ای بانو، آن‌ها تو را نیز ‫…

به عنوانی عبرتی برای انسان‌ها، چونان بویی خوش برای خدا خواهند سوزاند‫.

و توده های هیزم یکی بعد از دیگری در میدان شهر می‌سوزند‫…

تا روزی که قاضیان ، به شهر بعدی نقلِ مکان کنند‫.

در هر نقطه‌ای که این قاضیان قدم بر آن می‌گذارند‫…

جنون جادوگری، چون طاعونی روحانی، همه چیز را به یغما می‌برد‫.

در طول چند قرن کوتاه

بیش از 8 میلیون ، زن ، مرد و کودک به عنوان جادوگر سوزانده شدند

ادامه دارد

ساحره بخش ششم

اعترافاتی از جادوگران وجود دارد که کاملا دیوانه کننده است

برای مثال بسیاری از زنان اعتراف کرده‌اند که به گربه تبدیل شده‌اند

و شبانه وقتی دو شیطان حیوان صورت‫..

جلوی در کلیسا نگهبانی می‌دادند‫، محراب را [به کثافتِ خود]آلوده ساخته‌اند. ‫[ریشه‌ی واژه‌ی آلوده‌کردن به خوک برمی‌گردد‬‫]

اما اعترافاتی نیز وجود دارد که

ممکن است بسی به حقیقت نزدیک باشد‫.

فی‌المثل اعترافاتی که در زمانه‌ی حکمرانیِ خرافات به دست آمده‌است‫.

بسیاری از زنان بدین جهت اعدام شده‌اند‫‫:

آن‌ها اعتراف کرده‌بودند که با «گره‌های مشکل‌گشا‫» یک تخت زناشویی را طلسم کرده‌اند

به ازای هر گره یک حاملگی از بین می رفت

و شادی کل خانه می‌توانست‫…

به واسطه‌ی موهای جادوگر و صلیب فلزی از بین برود‫.

به احتمالِ بسیار زیاد خیلِ عظیمی از زنان از چنین حقه جادویی ای استفاده می کردند

و به اثرات مخرب چنین حقه‌هایی باور داشتند

اما برای فهمِ دقیق و کامل از «اعترافاتِ جادوگران‫»‫…

بایست نگاهی دقیق تر به وسایل اتاق شکنجه بندازیم

احتمالا به واسطه‌ی این ابزار‌ها‫…

من و شما نیز مجبور می‌شدیم که به استعداد‌های راز‌آمیزمان اعتراف کنیم‫. اینطور نیست؟

دکتر فرانسوی پل رنیارد

راه استفاده از این گردن بند را توضیح داده است‫‫.

گردنبند با چهار طناب قوی، محکم به دورِ گردن بسته می شد

مچ دست و پای متهم‫…

به دو میله آهنیِ پیچ شده به سقف وصل می شد

وقتی یک دیگِ آتش ، زیر قربانیِ بیچاره قرار می گرفت‫…

خودش را به شدت تکان می‌داد‫…

‬‫[و به خاطرِ این مکانیزم‫] میخ های گردنبند وارد گردنش می شد

دکتر رنیارد تصویر دیگری را نیز نشان می‌دهد که خودش به اندازه‌ی کافی گویا هست‫.

این تصویر نامی ساده و شیک دارد: «پس از بازجویی‫»

بازجویی زجرآور‫…

ترجیحا با یک گیره‌ی شکنجه شروع می‌شد که برای مثال دور شست قرار می‌دادن‫.

زمان که در حالِ ضبطِ این فیلم بودیم‫…

یکی از بازیگرای زن من اصرار داشت که این گیره‌ی دورِ شست را امتحان ‌کند‫.‬

من هیچ‌گاه اعترافات وحشتناکی که ‫‫…

در کمتر از یک دقیقه به زور از این زن جوان گرفتم را فاش ‌نخواهم کرد‫‫.

در صومعه های زمان قرون وسطی ، ترس از شیطان‫…

به سرعت بدل به یک یاسِ ناامیدانه شد‫.

راهبه‌های بسیاری مجازات های [بدنی] تاسف باری را بر روی خودشان انجام می‌دادند.

در ابتدا معمولا فقط یکی از راهبه‌ها عقلش را از دست می‌داد‫…

اما ناگهان در پیِ او کل صومعه دچار جنون می شد‫‫…

جنونی رازآلود و مسری‫.

این زنان افسرده در دست نوشته هایی که‫…

تا به امروز نیز باقی مانده، با زبانی ساده و تاثربرانگیز شرح‌داده‌اند…

که چگونه شیطان به صومعه نفوذ کرده است‫.

‫«از من دور شو ای شیطان‫» ‫[انجیلِ متی؛ ۱۶:۲۳]

‫باشد که تمام قدیسینِ‌ پاک‌نهاد در برِ من باقی مانند‫

خواهر سیسلیا با خودِ شیطان سر و سری دارد‫.

به چه سبب است که این زنانِ مومن بایست زجر بکشند‫…

پیش از آن که اعصابشان تسلیم شود و دیوانگی سربرآورد؟

در شرح حال آن‌ها همواره‌ این استغاثه‌ی نومیدانه یافت می‌شود‫:

شیطان ما را به جبر به این [وضع] کشاند‫.

آه مادر مقدس ، شیطان قدرتِ وحشتناکی داره

نگا کن! داره منو مجبور می کنه که آخرین چیزی که میخوام رو انجام بدم‫.

منو در تیرِ چوبینِ اعدام بسوزونید ، پدران مقدس

نمی بینید که شیطان منو مجبور به این کار کرده؟

منو ببرید ، نمی‌بینیدش؟

خودِ شیطان اونجا ایستاده و منو تهدید می کنه

ادامه دارد

ساحره بخش هفتم

از تسخیر‌های واقعی شیطان گذر می‌کنیم‫

‫(یعنی خلسه و تشنج)

و به زمان حال میایم

اکثر جادوگران در دوران قدیم زنان فقیر بودند

زنانی که امروزه در سازمان‌های دینی و خانه‌های سالمندان ‫…

تحتِ مراقبت قرار می‌گیرند‫.

یک یا چند ویژگی ای که ممکن بود یک زن پیر را مشکوک جلوه دهد‫…

کافی بود تا در عصر جادوگری سرانجامی جز دادگاه نداشته باشد‫.

بیایید باور نکنیم که شیطان فقط به گذشته اختصاص داشته

پیرزن دوست داشتنی ای که نقش ماریای بافنده را در فیلم من بازی می کرد

یک بار چهره فرتوتش را

در موقع توقف فیلم برداری به سمتِ من گرفت

و گفت : شیطان واقعیه

اونو وقتی در کنارم نشسته بود دیدمش

با اجازه پیرزنی دیگر ، کتاب دعای یک زن را‫…

نشان می دهم (‫آن هم در سال 1921 ‫)

زنی که ادعا می کند صورتِ واقعی شیطان را می‌شناسد‫.

جنون جادوگری را می‌توان با اصطلاحِ علمیِ «فروپاشیِ روانی» تبیین کرد‫.

این همون چیزیست که من سعی می کنم در ادامه به تصویر بکشم‫.

از بیننده‌ها میخواهم که مطلبِ زیر را به خوبی درک کنند‫:‫

در ادامه‌ی فیلم از چهره‌هایی به عنوان بازیگر استفاده کرده‌ام‫…

که بیماری های مختلف مرتبط با همین اختلالات عصبی داشتند‫.

من به شخصه یک زن جوان خیلی عصبی را میشناسم

که اغلب در خواب راه می رفت

دقیقا به مانندِ جادوگری که شیطان او را راهبری می‌کرد‫…

این زن نیز‫‫…

چه در خواب و چه در بیداری‫‫…

در برابرِ اشتیاقِ عجیبش جهتِ روشن‌کردنِ کبریت تسلیم شده بود.

در برابرِ اشتیاقِ عجیبش جهتِ روشن‌کردنِ کبریت تسلیم شده بود.

آیا میانِ تسخیر‌شدن [شیطانی] و ترسِ‌ بیمارگونه‌ای که این زن از آتش در خودش پرورش می‌دهد …

رابطه‌ای وجود دارد؟ ‫‫(‬این ترس ‫پس از به آتش کشیده‌شدنِ خانه‌اش توسطِ یک شخص‬ به وجود آمد‫‫)‬

وی احساسِ خودش را چنین اظهار نموده:

مبارزه با نیرویی ناشناخته و قوی‌تر از خود‫.

آیا چیزی سحرمانند در موردِ این خواب گرد وجود ندارد؟

کسی که در خواب پاورچین پاورچین همراه با کبریت‌هایش در خانه حرکت می‌کند؟

آیا او ما را به یاد راهبه ای نمی‌اندازد‫…

که شیطان وی را مجبور به راه‌رفتن در کلیسا، آن‌هم با یک چاقو،‫ کرده بود؟

این زن بیچاره نیز در این شرایط گیج‌کننده‫…

تنها آن کارهایی را در موقعِ خواب انجام می‌دهد که بیش از هر چیزی از آن می‌ترسد‫.

این تسخیرشدگی ، این خوابگردی‌ها درحالت گیجی‫…

با بیماری های عصبی ای که به آن‌ها هیستری می گویم سازگارند‫.

و ارتباط‌های میان جادوگر‌های قرون وسطی‫…

با فرد هیستری مدرن بسیار بیش از آن چیزی است که تا کنون گفتیم‫.

برای مثال به یاد می‌آوریم که

جادوگر ، شبانه ملاقات هایی با شیطان داشت‫.

امروز دیگر آن شیطان وجود ندارد ولی به جایش بازیگری معروف‫…

یک روحانی محبوب یا یک دکتر شناخته شده‫…

کسانی هستند که می‌توانند آرامش شب را زیر و رو کنند‫.

بی‌شک فرد هیستریک خواهد گفت که‫...

این افراد معروف از طریق دیوار یا پنجره به سراغ او آمده‌اند‫.

توجه کنید که چگونه آگاهانه این زنِ نا آگاه بقیه را نزدیک تختش نگه داشته‫.

فرد مبتلا به هیستری ، همیشه‫…

یک سری ادا و اطوارِ مصنوعی را نشان می‌دهد‫.

در قرون وسطی باور بر این بود که در طول بزم جادوگران‫…

شیطان تعدادی علامت نامرئی روی بدن جادوگران می‌گذارد‫…

جایی که به کلی هر حس از بین می‌رود‫.

جلاد معمولا نقاط غیر حساس بدن را

در پشت متهم پیدا می کند‫.

من به وضوح دیدم که تو یک جادوگری

تو حتی نمی تونی ابزار رئیس رو پشتت حس کنی

امروزه این بی احساسی عجیب و غریب نشانه‌ی هیستری قلمداد می‌شود‫.

نه دکتر، من اصلا چیزی رو پشتم حس نمی کنم

بله ، این همونیه که فکر می کردم ، دختر شما از بیماری هیستری رنج میبره

با توجه به چیزایی که گفتین، من شدیدا توصیه می کنم‫…

که ما دخترتون رو برای این حالتی که ایجاد شده در کلینیک من بستری کنیم‪.

خیلی زشت می‌شه که دخترتون ‫…

مجبور به صحبتای ناخوشایندی با پلیس بشه‫.

جادوگر کوچک بیچاره‌ی هیستری

در قرون وسطی شما در مقابل کلیسا بودید‫.

در روزگارِ امروز جایِ کلیسا را قانون گرفته‫.

از شما میخوام که به دفتر من بیاین

یا ترجیح میدین که به پلیس زنگ بزنم؟

اسمتون ؟ کارت شناسایی دارین؟

آدرستون؟ شما توی خونتون تلفن دارین؟

تشکر ، خوبه ، میتونین برین من بعدا باهاتون تماس می گیرم

اگه خانواده من در مورد این موضوع چیزی بدونن من به زور توی خونه حبس میشم

بهتون التماس می کنم! درک کنید که من یک فرد مریض و ناراحتم

نمی دونم دارم چیکار می کنم

من قادر به زندگی با این ترس همیشگی توی دوران جنگ نیستم

من یک فرد شکست خوردم

انگار یه قدرت نامعلومی‫…

منو مجبور می‌کرد که این دزدی وحشتناک رو انجام بدم

اینجا رو نگاه کنید ! فقط این کتاب گرون قیمت کوچیک روسی رو دزدیدم

چی کار باید باهاش بکنم ؟ من حتی یک کلمه روسی بلد نیستم

شوهرم توی جنگ کشته شد. اون زمونا اینجوری نبودم ‫…

بهتون قول میدم که پیِ این قضیه رو نگیرم‫…

اما ازتون میخوام که دیگه هرگز به مغازه من نیاین‫.

قرن ها گذشته و خداوندگارِ قرون وسطی‫…

دیگر بر تختِ خودش در فلکِ دهم تکیه نزده‫.

ما دیگر در کلیسا با نگاه خیره و وحشت زده

به نقاشی های دیواریِ شیاطین نگاه نمی‌کنیم‫.

جادوگرها دیگر سوار بر جاروهاشون بر پشت بام ها پرواز نمی کنند‫.

اما آیا خرافات هنوز هم در میان ما شایع نیست؟

آیا تفاوتی آشکار‫…

بین جادوگر و مشتری‌اش ، در زمانه‌ی اکنون و پیشین وجود دارد؟

ما دیگه [آدم‌های] پیر و فقیر [جامعه‌] را نمی سوزانیم

اما آیا معمولا اونها به سختی رنج نمی کشند؟

و این زن کوچک که ما او را هیستریکی ، تنها و ناراحت خطابش کردیم‫…

آیا او هنوز هم برای ما یک معما نیست؟

امروزه ما افراد ناخوش را در موسسه های روانی‫…

یا اگر فرد ثروتمند باشد داخلِ یک کلینیک مدرن نگه‌می‌داریم‫…

و بعد با این تصور که‫…

دمای مطبوعِ دوشِ کلینیک جایگزین شیوه های وحشیانه و قرون وسطایی شده‫…

خودمان و جدانِ خودمان را تسلی می‌دهیم

پایان تیم ترجمه‌ی آقایِ سیب‌زمینی ترجمه:بهنام ویرایش: یاشار دانلودِ رایگانِ بهترین آثارِ سینمایِ هنری Telegram.me/pureCinema

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.