Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بــیال استیشــن با افتخار تقدیم میکند @blstation
...اون جسدی که تو مزرعه پیدا شد رو
فکر کنم بابام کشته بوده
پس حادثه نبوده
پارن تو چاتفا رو کشتی، مگه نه؟
بعضی آدما مثل ابرا میمونن اگه ناپدید بشن روزا روشن تر از قبل میشه
منظورت چیه، پی چومپو؟
...ازت پرسیدم
تو بودی که چات رو کشتی؟
...اگه این دنیا یه رقابت بزرگه
پس قانوناش معیار مشخص کردن حد و مرزه
جواب منو بده
مسئله ریاضی که ازت نپرسیدم
پرسیدم تو چات رو کشتی یا نه؟
پی چوم، منظورت از این حرفا چیه؟
خودت ببین
این تویی، پارن
اون شب تو بار
اومدی و خودتو جای چات زده بودی
بعدشم اومدی باهام حرف زدی که بهتره خودمو پرت کنم پایین، مگه نه؟
چرا این کارو کردی؟
هان؟
و نقش بازیکنا اینه که وانمود کنن
دارن طبق قوانین بازی میکنن
ولی همیشه یه نقشه تقلب و خیانت بزرگ تو ذهنشون آماده داشته باشن
من به اشتباه افتادم و فکر کردم
شاید چات هنوز زندهست
ولی الان متوجه شدم
...تمام این اتفاقا کار کسی بود
که خودشو به جای چات زده بوده
تا منو خواهرامو خر و الاغ فرض کنه
با اعصاب و روانمون بازی کنه
و اون پدرسگ تو بودی
آخه من چرا باید همچین کاری کنم؟
من عاشق چات بودم
...دقیقا عین خواهر خودم عاشق شماهام- بسه فیلم بازی نکن-
دو دقیقه ننه من غریبم بازی درنیار
حالت تهوع گرفتم از چرت و پرتات
از همونجا که گفتی چات آدم خیلی خوبی بوده شک کردما
حتی اگه از مریخم به این قضیه نگاه کنی بازم تابلوئه الکی و دروغه
آخه چرا باید بهتون دروغ بگم؟
درسته که هیچکس به زبون نمیاره
ولی همه ما خوب میدونیم
...تنها کسی که تو دنیا بیشتر از همه
از ما متنفره قطعا تویی
...چون تو این بازی
کسی که مقصره، لزوما بازنده نیست
...اما برنده
چون جلوی داورا بهتر از بقیه نقش بازی کرده، برنده شده
Hide & Sis
من رسیدم
شماها کجایین؟
زود باش بیا تو
بیای تو خودت میبینی
زود باش بیا دیگه
...بذار ببینم
!پیداتون کردم
چه خوشگل شدی جیگر
برای نقش اصلی یه سریال تست داشتم
بعدش یه راست اومدم پیش شماها
تولدت مبارک باشه، پی چوم
قربونت بشم
چطور بود؟
چی گفتن؟
نتیجه رو بهم گفتن
!گفتن که من قبول شدم
پس امشب باید جشن بگیریم
بیا ببینم
یه نفس همشو برو بالا
...بابت اون شب
از دستمون ناراحتی، مگه نه؟
چون ما فرار کردیم و تو اونجا گیر افتادی
زود باشین، فرار کنید
!بدویین
!پی چوم
کجا رفتین دخترا؟
!چات
...میدونم
آرزوت بود بازیگر بشی
میخواستی مثل من و چات وارد حرفه بازیگری و مدلینگ بشی
...ولی چون اون شب آتیش سوزی شد
رویاهات به فنا رفت
میدونم که از ما متنفری
مگه اشتباه میگم؟
...تو واقعا فکر میکنی
چون سر اون قضیه از شماها متنفر شدم زدم چاتفا رو کشتم؟
حتی همین الانم نمیتونم ...هرجایی که میخوام برم
!نمیتونم هیچ غلطی بکنم
پس چطوری میتونم چاتفا رو بکشم؟
چطوری بزنم بکشمش؟
پس واقعا هنوزم نمیتونی راه بری؟
آره
!پی چوم
داری چیکار میکنی؟
میخوای چیکارم کنی؟
!پی چوم
پی چومپو، داری چیکار میکنی؟
!پی چومپو
پی چومپو
پی چومپو، این کارو نکن
!پی چومپو
پی چومپو، چیکار داری میکنی؟
میخوام مطمئن بشم
که پاهات واقعا کار میکنن یا نه
!لطفا این کارو نکن
چرا این کارو باهام کردی؟
امکان نداره
تو قاتل چاتفایی
!من نکشتمش
!من چات رو نکشتم
من چات رو دوست داشتم
خیلی زیاد دوسش داشتم
اگه چات نبود من مرده بودم
!صبر کنید
چی شده؟
پارن کو؟
پارن؟
شاید زودتر از ما در رفته باشه
ولش کن، بیا بریم
!زود باش بریم چات
!چات نرو
!چات
!پارن
!پارن
!پارن
!پارن، پارن، پارن
!پارن
!پارن
من جونمو به چات مدیونم
اگه اون شب چات برنمیگشت منو نجات بده
من الان زنده نبودم
معذرت میخوام
توروخدا منو ببخش
...هیچوقت فکرشم نمیکردم
به من مشکوک بشی
من از دست شماها ناراحت نبودم که ولم کردین و فرار کردین
...تازه ازتون یه دنیا ممنونم
که به کمک چات منو نجات دادین
باعث شدین به موقع برسم بیمارستان
وگرنه الان زنده نبودم
ببخشید
اینجا چه خبره؟
من داشتم تو خونه دور میزدم
حواسم نبود پرت شدم پایین پلهها
پی چومپو اومد کمکم کنه
ولی زورش نرسید
میشه لطفا منو ببرین طبقه بالا؟
حتما
جسد توی چاه؟
آره
اونجا یه زمانی واقعا چاه بوده
ولی بعد اون اتفاق، روشو پوشوندن
جسد کی بود؟
چرا میگی اون آدم باعث همه این اتفاقاست؟
…راستش دقیق یادم نمیاد زنه کی بود
آخه خیلی بچه بودم
اما یه چیزی رو خوب یادمه
بینهایت مهربون بود
بگو ببینم
چقدر پول میخوای؟
من هنوز با چیزی موافقت نکردم
خیر سرت زن و بچه داری
نمیترسی یه روز به خاطر کارایی که میکنی اون بدبختا تاوان پس بدن؟
فکر کنم بهتره بریم داخل درموردش صحبت کنم
من نمیتونم دیگه حتی یک ثانیه اینجا بمونم
دیگه نمیتونم خودمو بزنم به اون راه که انگار چیزی نمیدونم
خب الان از من چی میخوای؟
شما نمیخواد هیچ کاری کنی
منم که باید برم
…اون اولین باری بود که
عصبانیتشو دیدم
…همیشه یه لبخند قشنگ رو لباش بود و
باهام خیلی مهربون بود
و دقیقا همون روز آخرین باری بود که دیدمش
اصلا یادت نیست که کی بود؟
حتی اسمشم یادم نمیاد
…ولی با چیزایی که تو ذهنمه
فکر کنم یکی از کارکنای مزرعه بود
…اتفاقی یکی از کثافتکاریای بابا رو فهمیده بود و
اونم حسابی ازش عصبانی شده بود
مگه پدرت چیکار کرده بود؟
اینم نمیدونم
یعنی هممون یه شکایی داشتیم
ولی جرأت نداشتیم چیزی بپرسیم
فکر کنم دیگه وقتشه واقعیتو قبول کنم
که خانواده من همیشه یه آسیبی به اطرافیاشون زدن
حتی به همدیگه و بچههاشونم رحم نکردن
…بچه همچین خانوادهای بودن
واقعا سخت و دردناکه
دیگه نمیخوام این حس لعنتی رو تحمل کنم
میخوام یه نفس راحت بکشم
قبلا دوست داشتم مثل بابام بشم
میخواستم آدم موفقی بشم
…ولی الان فهمیدم که
اصلا دلم نمیخواد ذرهای مثل اون باشم
تا کی میخوای ازم فرار کنی؟
تا وقتی دیگه نبینمت
معذرت میخوام
بخوای هزار بار دیگهام ازت عذرخواهی میکنم
ولی اونموقع هرچی با خودم کلنجار رفتم نتونستم خودم و آرزوهامو فدا کنم
…پس واسه اینکه از زیر بار مظنون بودن در بری
حاضر شدی هر کاری بکنی
…قبول کن
آدم خودخواهی هستی
کلا خانوادگی بیوجدانین
واسه فرار از غلطایی که کردین به هر کاری دست میزنین
بهم دروغ گفتی
از بقیه سواستفاده کردی
یه بند با ذهنم بازی کردی
سر خودت بلا آوردی
…حتی الان به خودتم دروغ میگی
…که مجبور بودی
این کارارو کنی
همینه آره؟
طرز فکر آدمای پولدار و خودخواه همینه؟
میتونی هرچقدر دلت میخواد بد و بیراه بارم کنی
ولی هیچوقت نمیفهمی با چه خطرایی ...سر و کله زدم
که مجبور شدم این دروغا رو بگم
…میگی جونت تو خطر بود
که مجبور شدی در این حد دروغ بگی
ولی جون بقیه چی؟
اونایی که به خاطر دروغات نابود شدن چی؟
جون اونا مهم نبود؟
دقیقا لنگه پدرتی
متاسفم
ولی نمیتونم آدمی مثل تورو دوست داشته باشم
هی
!آروم باش
خودم باید میفهمیدم
یه دختر مثل اون چرا باید منو بخواد
خب معلومه دنبال یه چیزی بوده
شاید خودش نمیخواست این کارو کنه
ولی واسه زنده موندن مجبور شده
به نظرم هنوز همه چی رو نگفته
چرا؟
مثلا چی مونده دیگه؟
اون اسکلته رو یادته پیدا کردیم؟
چون دوربین ضبط کرده بود که اون مرده انگار داره یه چیزی رو از زمین درمیاره، نه؟
…اگه عمدا اون کارو کرده باشه
که اسکلتو پیدا کنیم چی؟
ممکنه همچین چیزی باشه؟
…اون مرد، اسکلت
و مرگ چاتفا
امکان داره به هم ربط داشته باشن؟
…طبق حرفای پیچا
میگفت ممکنه اون اسکلت مال کسی باشه که قبلا با پدرش کار میکرده
قضیه مال خیلی وقت پیشه
همه کارگرای قدیمی رفتن
هیچکس نمیدونه چیشده
خب، پس نباید از یکی از اونایی که رفتن بپرسیم؟
چرا
آدرس سرپرست سابق مزرعه رو دارم
کیه؟
اسمش فای بوده
میخوای خودت بری باهاش حرف بزنی؟
قطعا قتل بوده
پدرت عمدا پدر منو کشت که رو کثافتکاریای خودش لو نرن
…حتی اگه بگم درکت میکنم
بازم ذرهای از درد تورو کم نمیکنه
واسه اینکه رو حرومزاده بازیاش سرپوش بذاره
جون چندتا بدبختو باید میگرفت؟
…میگفتی خانوادت انگار نفرین شدن
…ولی حتی اگه 7 نسل بعدتونم نفرین بشن
بازم تاوان کارایی که بابات کرده رو نمیدن
این چیزایی که سر شماها اومده
…حتی قابل مقایسه با
یک دهم کارایی که بابای مریضت کرده نیستن
…میدونم
یه "ببخشید" چیزی رو حل نمیکنه
ولی واقعا دیگه کاری از دستم برنمیاد
…من
بهجاش متاسفم
میدونی چیه؟
الان با تمام وجودم از بابات متنفرم
تو سرم فقط یه چیز میچرخه
اینکه چطور باید باباتو به زانو در میاوردم
…که بفهمه درد
یعنی چی
میدونی؟
از خودم خیلی بیشتر متنفرم
که دیگه هیچکاری از دستم برنمیاد
به محض اینکه همه چی تموم بشه
از پیشت میرم
و امیدوارم دیگه هیچوقت همو نبینیم
باورم نمیشه
که خودت اتفاقی از پلهها پرت شدی پایین
ولی اگه نمیخوای راجبش حرفی بزنی پس منم چیزی نمیگم
میتونم یه چیزی بپرسم؟
چرا پلیس شدی؟
بابام پلیس بود
مشغول انجام وظیفه بود که فوت شد
قبلنا اصلا نمیدونستم رویای واقعیم چیه
تا روزی که مراسم ختم بابامو دیدم
دیدم که وقتی کار خوب انجام میدی، مردم با چه احترامی تا اون دنیا بدرقت میکنن
میخواستم منم مثل بابام مورد احترام باشم
...ولی بعد از مرگ
دیگه چه نیازی به احترام و تمجید مردم هست؟
فرق من و بابام دقیقا همینه
من پلیس شدم چون میخواستم
تا وقتی که زنده هستم مردم بهم احترام بذارن
واقعا دوست دارم بدونم
اینکه به رویات برسی چه احساسی داره
از همون روزی که به دنیا اومدم
...هیچوقت نشده که
بتونم به رویاهام برسم
...رویاهایی که قبلا تو دلم داشتم
خیلی وقته که رهاشون کردم
ولی رویای اینکه یه زندگی معمولی
کنار کسی که واقعا عاشقمه داشته باشم
اونقدرام سخت نیست، مگه نه؟
ولی الان دیگه هیچکس کنارم نمونده
فقط میخوام یکی کنارم باشه
این خواسته زیادیه؟
وای
اون دارو چیه؟
داروی منه
واسه چیه؟
شبیه داروهای معمولی نیست
...راستی
چی شده که اومدی اینجا؟
...خب
من پارن رو از پلهها هُل دادم پایین
اول گوش کن
...اون شبی که بالای پشت بوم بودم
یکی رو دیدم که خودشو جای چاتفا زده بود
و فکر کردم دیگه پیداش کردم
آخه من دست اون یارو رو چنگ انداختم
رو دست پارنم دقیقا همونجوری چنگ افتاده بود
مگه چون سگ مست بودی توهم نزده بودی؟
منم اولش فکر کردم حتما توهم زدم
ولی وقتی جای چنگ رو دستشو دیدم
مطمئن شدم که توهم نبوده
تازه یکی یه سبد گل فرستاده بود تا ما رو تهدید کنه
واسه همین از پلهها پرتش کردی پایین
که ببینی واقعا میتونه راه بره یا نه؟
آره
زده به سرت؟
...خدایا
حالا تهش چی شد؟
داشت فیلم بازی میکرد؟
نه، نتونست بلند بشه
واقعا دیگه نمیتونه راه بره
اگه قاتل واقعی چاتفا رو پیدا نکنم
مامانبزرگ ناتات دست از سرم برنمیداره
پس داری به هر دری میزنی
که شاید مامانبزرگ ناتات قبولت کنه
و متوجه بشه تو قاتل خواهرت نیستی؟
...خب
میخوام قاتل خواهرمم پیدا بشه دیگه
...پس فکر میکنی
اگه خودتو به مامانبزرگش ثابت کنی
قبولت میکنه که با ناتات باشی؟
...یادت رفته که
پی ناتات از همون اول ولت کرده بود؟
ناتات چون چات از من فیلم داشت ...و تهدیدش کرده بود
قبول کرد با چات ازدواج کنه
خب اینا رو از خودش درآورده
واقعا حرفاشو باور کردی؟
پی ناتات و چاتفا یواشکی باهم تیک و تاک داشتن
حتی قبل از آشنایی تو با پی ناتات
اشتباه میکنی
چاتفا ناتات رو از تو ندزدیده بود
...تو بودی که
ناتات رو از چاتفا گرفتی
یعنی انقدر نگرانی عروسکت رو از دست بدی که به هذیون گفتن افتادی؟
هرجور که دوست داری فکر کن
بدتر از اینام از دستم برمیاد
از اولشم اشتباه کردم
که فکر کردم تو قابل اعتمادی
پی ناتات چی؟
تا الان چند هزار بار بهت دروغ گفته؟
ولی انقدر خری که بازم باورش میکنی
من بودم که برات هرکاری کردم
چرا هیچوقت منو نمیبینی؟
خب مجبورت نکردم برام کاری کنی
اینو فراموش نکن که رابطه ما از اولم عشقی توش نداشته
خسته نمیشی صبح تا شب نقاشی میکشی؟
نه، اصلا
چون یه سری تکنیک خاص بلدم
خیلی خوبه
انگاری اصلا بلند پرواز نیستی
تازه خسته هم نمیشی
من عاشق اینم که تو سکوت زندگی کنم
خوشم نمیاد با بقیه رقابت کنم
...ولی فکر میکنم آدمی مثل تو
اگه یه روزی واقعا چیزی رو بخواد خودشو براش به آب و آتیش میزنه
براشم مهم نیست از راه درست باشه یا غلط
به چشم من همچین آدمی هستی
چون منم دقیقا مثل خودتم
باشه، الان میام
من باید برم
بعدا بازم مدل نقاشیت میشم
گشنت شده؟
آره
شام چی بخوریم؟
هرچی تو بگی؟
باشه
تو همینجا وایسا
مطمئنید که درست تشخیص دادین؟
بله
چون همین چند وقت پیش یه حسگر مادون قرمز جدید نصب کردیم
چون قبلا یکی وارد منطقه ممنوعه شده بود
سیستم هشدار داد
منم سریعا شما رو خبر کردم
پس لطفا شما اون طرف رو چک کنید
اگه چیزی بود بهم خبر بدین
منم این طرف رو چک میکنم
بله قربان، حتما
پس خودت بودی
...من
...میتونم توضیح بدم
توضیحاتو بذار واسه اداره پلیس
اونجوری که شماها فکر میکنید نیست
من کار اشتباهی نکردم
هرکی که گیر میوفته دقیقا همینا رو میگه
لطفا برگرد
دستتو بذار پشت سرت
!زود باش، باید بریم
!هی
!چین
زود باش برو دنبالشون
!لعنت بهش
گند زدیم، فرار کردن
...لعنتی
حالا چیکار کنیم؟
...چرا بهم نگفته بودی
سیستم امنیتی جدید نصب کردین؟
این موضوع رو خودم تو جلسه ارائه دادم
ولی قبل از اینکه اجرا بشه اینجوری شد
خبر نداشتم که انجامش دادن
چرا همچین موضوع مهمی رو یادت رفت؟
خودت چی؟
خودت یه چیز مهمی رو فراموش نکردی؟
چیو؟
یادت رفت بهم بگی
پرونده بابات
قاطی پروندههای تو انبار شده بود
...اولش فکر میکردم
چون مامان و بابامون باهم رابطه داشتن با چات آشنا شدی
ولی ماجرا اینجوری نبود
صفحه آخرشو ببین
بهم دروغ گفتی
تو اصلا معشوقه چاتفا نبودی
برادرش بودی
چاتفا دختر آسوک پوپاچیندا نبوده
...دختر چاد
بابای تو بوده
پس کی میخواستی بهم بگی؟
از اولشم نمیخواستم بهت بگم
چرا؟
میترسی یه وقت چات نمرده باشه و ارث و میراث از دستش بپره؟
اینم یه قسمتشه
ولی از همه مهمتر امنیت چاتفا بود برام
میترسیدم اگه کسی حقیقت رو بفهمه
چاتفا تو خطر بیوفته
میدونستم
از اولشم نباید به آدم مرموزی مثل تو اعتماد میکردم
فقط ازم استفاده کردی
ازت استفاده کردم؟
یادت رفته من نجاتت دادم؟
خب نجاتم دادی چون یه چیزی ازم میخواستی
یه دنیا راز مخفی داری
بازم توقع داری بهت اعتماد کنم؟
...یادم رفته بود
تو دختر همون مردی هستی که بابامو کشته
اصلا نیازی نیست به هم اعتماد کنیم
تو اومده بودی اینجا تا حقیقت پشت پرونده مرگ بابات رو بفهمی
حالا دیگه همه چیو میدونی
...پس ما دوتا
نمیشه دیگه کنار هم بمونیم
کسی متوجه نشد که اومدی تو؟
نه
چون گفته بودی حواسمو جمع کردم
چیزی شده؟
چرا گفتی بیام اینجا؟
تو و چات باهم تو رابطه بودین
...و قبل از آشنایی با من
باهاش خوابیده بودی؟
لطفا دروغ نگو
التماست میکنم
آره
...قبل از آشنایی با تو
من با چات خوابیده بودم
ولی باهاش تو رابطه نبودم
اصلا رابطه خاصی باهم نداشتیم
میدونم در حق چات بدی کردم
خب ببخشید
درک میکنم که چاتفا چرا منو نبخشیده بود
...واقعا دیگه نمیدونم
چه احساسی باید داشته باشم
تو ازم سوءاستفاده کردی
گولم زدی
بارها و بارها منو بازی دادی
چوم
میدونم کلی کار اشتباه در حقت کردم
ولی الان میخوام جبران کنم
ببخشید که سر صبح مزاحم شدیم، خانم چومپو
مشکلی نیست
اتفاقی افتاده؟
ما حکم بازداشت شما رو داریم
ممنون میشیم برای تحقیقات تشریف بیارید
تحقیقات برای چی؟
این قیچی براتون آشنا نیست، خانم چومپو؟
...طبق تحقیقات ما
تایید شده که خون روی این قیچی متعلق به خانم چاتفا بوده
احتمال میدیم که سلاح قتل ایشون همین قیچی بوده
...و علاوه بر اثرانگشت خانم چاتفا
اثرانگشت شما هم روش پیدا شده
اینجا چیکار میکنی؟
اگه اومدی جنس بفروشی من پول ندارم
نه خانم
من دنبال یه نفر به اسم فای میگردم
قبلا مدیر مزرعه شرکت پوپا بوده
اگه پیداش کردی سلام منم بهش برسون
منظورتون چیه؟
ده سالی میشه که گم و گور شده
من خواهرشم ولی ازش خبری ندارم
بدون هیچ حرفی غیب شده؟
یه بار یهویی به مامانم زنگ زد
گفت با شوهرش مشکل پیدا کرده
میخواد بچشو بیاره بذاره پیش ما
ولی آخرشم نیومد
یه مدت پیش، همه جا میگفتن شوهرش مرده
ولی بازم برنگشت خونه
اگه واقعا میخوای ببینیش
باید بری سمت خونه شوهرش
یه خدمتکار داره به اسم چومچای اون احتمالا همه چیو میدونه
یه لحظه ببخشید
شوهر فای کی بوده؟
اسمش کاجورن بود
فای میخواست یه شوهر پولدار تور کنه
ولی سلیقش ریده بود و با یه کارگر مزرعه ریخته بود رو هم و تهشم باهاش فرار کرد
...خانم فای، مدیر مزرعه
اسم شوهرش کاجورن بود؟
پس یعنی اسم دخترش پارنه؟
بله؟
!پی چوم
امیدواریم به پیشرفت تحقیقات ما کمک کنید
شما میدونین این قیچی رو کی تحویل داده؟
صلاح میدونم جواب ندم
...حتی اگرم چیزی نگید
خودم میدونم کار کی بوده
بذارین بهتون بگم
اون یارو اصلا قابل اعتماد نیست
من به این راحتیا به کسی اعتماد نمیکنم
مخصوصا به اون کسایی که اسمشون تو این پرونده درگیره
من فقط به شواهد و مدارک اعتماد دارم
اگه بگم اون مدرک ساختگیه چی؟
میتونید ثابت کنید؟
...خب
...حقیقت اینه که، اون شب
...من
...من با
چومپو به کسی صدمه نزده
من میتونم اثباتش کنم
...چون اون شب
من پیشش بودم
اون موقع که چاتفا چاقو خورد و پرت شده پایین
...من و چومپو
...ما
...چیزه
تو اتاقش باهم بودیم
پس امکان نداره چومپو بهش چاقو زده باشه
اگه جیپیاس ماشینم رو بررسی کنید
متوجه میشین اون شب تو عمارت پوپاچیندا بودم
...قشنگ مشخص میشه که چه زمانی
رفتم اونجا و دقیقا کِی برگشتم
علاوه بر اون مموری کارت دوربین ماشینم نشون میده که ساعت چند با چومپو حرف زدم
تمام اطلاعات اینجا هستن
کِم
خواهرم کجاست؟
!پی چوم
!پی
آخرین تی بگ چایی بود که تو آشپزخونه داشتیم
تا داغه بخورش
مرسی
خانم پیچا، فعلا هنوز بیگناهی خانم چومپو ثابت نشده
اما شما نگران نباشین
اما تو این مدت، ما مدرک جمع میکنیم
تا بیگناهی ایشون رو ثابت کنیم
نگران نباش
من مجرم نیستم
پس هیچ ترسی ندارم
برمیگردم خونه خودم
توام باهام میای؟
با خودم ماشین آوردم
خودم برمیگردم
فکر کنم بهتره یکم دیگه استراحت کنم
باشه
برای امروز ممنونم
از اولشم باید همین کارو میکردم
(مامان بزرگ)
فردا کلی کار داریم
باید سوالای مامان بزرگم رو جواب بدم
و با مطبوعات مصاحبه کنم
پس امشب جوابات رو آماده کن
نمیخواد از قبل چیزی آماده کنم
تصمیم گرفتم فقط حقیقت رو به همه بگم
من برم دیگه
باشه
(تانا)
الو؟
دیگه به من زنگ نزنیا
هیچ حرفی بین ما دوتا نمونده
قطع نکن، گوش بده
من قیچی رو به پلیسا تحویل ندادم
یکی اومده تو خونه من و قیچی رو برده
...خانواده خودت از همه بیشتر
درباره قیچی خبر داشتن
چای گرم کمکت میکنه بهتر بخوابی
مگه نه؟
بازی زندگی خطرات زیادی داره
هر برد یه جایزه همراهش داره
...و برعکسش
هر باختی بهایی داره که باید بپردازی
شماها به این راحتیا جون نمیدین
باید کلی زور بزنم
...فرقی نداره که روش بازیت
درست باشه یا غلط
از دستم ناراحت نشو
...فکر کن داری بهای
کاری که بابات در حقم کرده رو پس میدی
!حرومزاده خراب
!پی
هیچی به اندازه برنده شدن مهم نیست
!پیچا
!پیچا
!پیچا
...پیچا، نباید بخوابی
این تصویر خبر داغی میشه، مگه نه؟
خواهرایی که همدیگه رو کشتن" "تا از عذاب وجدانشون رها بشن
ولی فکر نکنم زنده بمونید و ببینیدش
دهنتو باز کن
...پس بازیکنا اینو هیچوقت نباید یادشون بره
!بخورش
!بخورش
!بخورش
!آخ
اگه انقدر از بابام متنفری خب بفرما تو جهنم ازش انتقام بگیر
...اگه قوانین عادلانه نیست
لازم نیست حتما طبق قوانین بازی کنن
دستت به خواهرم نخوره، جـ*نـده پیری
!آی
احتمالا تصادف ماشین با درخت بوده @blstation
اون بود که چات و عمو کاجورن رو کشته @blstation
همه اینا رو خودت تنهایی پیدا کردی؟ @blstation
...بذار فقط یکم دیگه @blstation
همینجوری پیشت بمونم @blstation
تحقیقات پرونده سارا پیشرفتی نداشته؟ @blstation
پلیسا همه چیو فهمیدن @blstation
...من مشکوکم که @blstation
اون وصیتی که خوندیم، ممکنه که دوباره نوشته شده باشه @blstation
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.