Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بــیال استیشــن با افتخار تقدیم میکند @blstation
شما ندیدی کی میخواست به پیچا صدمه بزنه؟
پی بوآ
یعنی اون روز چات هم اونجا بوده؟
حتما یکی از ما سه تا خواهر قضیه رو به بابا گفته بوده
من تمام مدارک رو برات از بین بردم
الان دیگه زندگیت تو دستای منه
بهترین راه برای اینکه دروغگوی خوبی باشی اینه که وانمود کنی بلد نیستی دروغ بگی
احتمالش هست که طرف تولید کننده سفارش ارکیده رو افزایش بده، بابا
شما واقعا دید فوق العادهای داشتی که شرکت رو اینجوری مدیریت کردی، بابا
پس شاید مجبور بشیم مزرعهمون رو گسترش بدیم
آره، تو فکر خودمم بود
اطلاعاتش تو پوشه بعدی هست
میتونی بعدا بخونیش
...و اینکه
میشه تو جلسه بعدی ارائهاش بدم؟
آره
کارت خیلی بهتر شده
خوب یاد گرفتی برنامه ریزی طولانی مدت داشته باشی
بوآ رو الگوی خودتون قرار بدین
همتون باید یه روزی مثل بوآ بشین
...چون یه روزی میرسه که
تمام داراییهای من مال شماها میشه
اگه قراره سر میز شام فقط راجب کار ...حرف زده بشه
دیگه چرا اسمشو میذارین شام خانوادگی؟
باید بگیم جلسه شبونه داریم
کار و خانواده فرقی باهم ندارن
آره راستی
...داشت یادم میرفت
خانواده ما همیشه همینجوری بودن
اصلا به احساسات همدیگه اهمیت نمیدیم
فقط سود و منافع برامون مهمه
چومپو
خیلی کم پیش میاد همه دور هم جمع بشیم
...خواهش میکنم فقط یه امروز
داستان درست نکن
داستان؟
کی باعث شده که من از خونه اومدن متنفر باشم؟
اگه میخوای سر ناتات با من قطع رابطه کنی
راه باز جاده دراز
ولی نمیشه که خانوادت رو بذاری کنار
ببخشید عزیزم
باشه
اگه قراره همه خودتونو بزنید ...به اون راه و سکوت کنید
و میخواین دهنمو ببندم و ساکت باشم
پس منم ساکت میشم
ولی نمیتونم فیلم بازی کنم که احساس خاصی دارم
اگه شماها میخواین فیلم بازی کنید
!پس راحت باشین
ولی من یکیو حساب نکنید
!چوم
چیه؟
شنیدن حقیقت تلخه؟
چومپو
برگرد بشین سرجات ببینم
هیچوقت از شما دوتا انتظاری نداشتم که مادر و پدر نمونه باشین
...ولی حداقل
نمیتونید وانمود کنید که بچههاتون رو دوست دارین؟
نتونستی بزنی به هدف، بابا
!تمومش کن
فکرشم نمیکردم یه روزی برسه که ...دیوونه یه مرد بشی
در حدی که دیگه نتونی درست و غلط رو از هم تشخیص بدی
خودت چی مامان؟
تو میدونی درست و غلط چیه؟
...اینکه از روی احساسات واکنش نشون بدی
ممکنه خیلی قویتر از چیزی باشه که فکرشو میکنی
تو یکی نمیخواد منو نصیحت کنی
خودتم خیلی بلد نبودی خودتو کنترل کنی
چون ممکنه شرایط رو عوض کنه
...و اوضاع رو از حالت خوب
به افتضاح برسونه
یا زندگی یه نفر رو عوض کنه
!امکان نداره اتفاقی باشه (مهندسی در حادثه مزرعه گل کشته شد)
باباتون
حتما باباتون اونو کشته
به مامان قرص خواب دادم
احتمالا تا فردا ظهر بیدار نمیشه
شماها ماجرا رو فهمیده بودین؟
چیو؟
میدونی که دارم راجب چی حرف میزنم
خب دقیقا چیو میگی؟
باید اول بگی منظورت چیه
که من بگم ما میدونستیم یا نه
اون حرفی که پی چوم اون روزی زد
پس یعنی همتون خبر داشتین، مگه نه؟
ببینم تو از قبل خبر داشتی؟
پس اول تو باید بگی که میدونستی یا نه
مهم نیست که من میدونستم یا نه
مهم اینه که بابا چیزی فهمیده یا نه
چه ربطی به بابا داره؟
میگم بگو بابا فهمیده یا نه؟
بابا همه چیو فهمیده، مگه نه؟
چات
اگه نگی دقیقا چیا میدونی
منم نمیتونم چیزی بهت بگم
...دقیقا برای همینه که همیشه میگن
اول فکر کن بعد حرف بزن
تو متوجه نمیشی
خانواده ما دیگه هیچی برای از دست دادن نداره
...چون تک تک کلماتی که به زبون میاری
ممکنه باعث مرگ یه آدم زنده بشه
Hide & Sis
اون روز چاتفا، سربسته همه چیو بهم گفت
ولی من متوجه نشده بودم
اگه زودتر میفهمیدم منظورش چیه شاید الان این اتفاقا نیفتاده بود
بابا، مامان و عمو کاجورن الان نمرده بودن
چاتفا هم ناپدید نمیشد
پیبوآ اینجوری نمیشد
فکر میکنی خواهرت باعث شده چاتفا ناپدید بشه؟
…نمیخوام اینجوری فکر کنم
ولی هیچ دلیل دیگهای پیدا نمیکنم
دیگه به هیچی فکر نکن
فعلا باید استراحت کنی
…فردا صبح
پلیس میاد اظهاراتتو بگیره
وقتی دیگه هیچکس دورت نیست که بهش اعتماد کنی
واقعا چجوری باید زندگی کرد؟
یاد بگیر فقط به خودت اعتماد کنی
…تنها کسی که قرار نیست هیچوقت بهت خیانت کنه
خودتی
تازه منم که داری
پس تنها نیستی
یالا بگو
تو واقعا کی هستی؟
…اون مهندسی که
…سر زمینتون افتاد مرد
پدر من بود
…اون که فقط کارمندمون نبود
دوست پسر مامانمم بود
حالا اومدی انتقامشو از ما بگیری؟
دنبال انتقام گرفتن نیستم
میخوام بدونم واقعا چیشده
ببینم حدسهای چاتفا درست بودن یا نه
…چاتفا شک داشت که مرگ پدرت
کار بابای من بوده؟
حداقل یه بارم که شده زبونتو به حقیقت باز کن
…راستشو بگو توام ته دلت
همین فکرو میکنی
…قبول دارم که بابام فرشته نبود
ولی اونقدرم آدم وحشتناکی نبود که کسی رو بکشه
…مطمئنی
پدرتو خوب میشناسی؟
…آخه
پلیس درنهایت گفت مرگ بر اثر حادثه که
…حادثه بوده
…یا طوری وانمود شده که
انگار حادثه بوده؟
میخوام سیستم تصفیه مزرعه رو عین روز اولش درست کنی
همون که همیشه گند میزنه به کارمون
…باید بری تو انبار مواد
پشت مزرعهست
…ولی اون انبار خیلی وقته درش قفل شده
از همون موقع که یکی توش مرد
مهندس خودش این سیستمو طراحی کرده
یعنی از همه بیشتر بهش وارده
…بعد از اون قضیه
بنده مسئولیتشو قبول کردم و استعفا دادم
…پس این بار
برو و خودت درستش کن
بله قربان
از دست دادن آقای چاتچای واقعا ضرر بزرگی برای شرکته
چون ایشون یکی از مهندسهای کلیدی ما بود
راسته که مرحوم باعث نشت مواد شیمیایی شدن؟
همون قضیه که الان همه شرکتو بابتش سرزنش میکنن
این خبرو از کجا آوردین؟
منبعش معتبره؟
مرده که نمیتونه از خودش دفاع کنه
…قبل از اینکه متهمش کنین
اصلا به خانوادهاش فکر کردین؟
…عمدا دوباره برگردوندیش
که بکشیش
چرا باید بکشمش؟
مگه چه اشتباهی کرده بود؟
بگو دیگه
…چیکار کرده بود
که باید میکشتمش؟
دیگه گریه نکن
…وگرنه مردم فکر میکنن
…طرف که مرده
شوهرت بوده
نه زیردستت
مامان
اینو همیشه یادت بمونه
…تا آخر عمرت جز خودت
به هیچکس اعتماد نکن
هیچوقت نکن
مخصوصا
آدمای این خونه
فهمیدی؟
میفهمی چی میگم؟
تو همه چیزو میدونستی نه؟
چندین سال از ازدواجمون میگذره
…فکر کردی نمیدونم
چجور آدمی هستی؟
…چندین و چندساله زیر یه سقفیم
معلومه که باید خوب منو بشناسی
ولی برعکس اصلا نشناختیم
!مامان
داری چیکار میکنی؟
…این ساعته
پیش تو باشه
به هیچکس نده
معذرت میخوام
!نه
!مامان
!مامان
…خانوادم انگار
نفرین شدن
…مگه جز ما خانواده دیگهای هم هست که
خواهرا و پدر و مادر بیفتن تو جون هم همدیگه رو بکشن
…یه زمانی فکر میکردم
…خیلی خوش شانسم
که تو یه خانواده پولدار به دنیا اومدم
معروف و پولدار
همیشه همه دلشون میخواست حتی شده فقط فامیلیمو داشته باشن
ولی واقعا باید در این حد "از دست دادن" همراهش باشه؟
…هیچی بدتر از این نیست که
کسی که باید دوستت داشته باشه، بهت ضربه بزنه
…میدونی
چی بیشتر از همه دیوونم میکنه؟
خودم
همیشه خیلی خودخواه بودم
فقط به خودم فکر میکردم
انگار دنیا فقط دور خودم میچرخید
و ترکهایی که داشت تو زندگیمون میخورد رو ندیدم
…و امروز
همه چی از هم پاشید
رسما تو همه چی گند زدم
به عنوان سرپرست خانواده
به عنوان یه خواهر بزرگتر
به عنوان یه دختر
ریدم با زندگی کردنم
بابام همیشه میگفت
…چیزی که سرت میاد
اشتباهایی نیست که مرتکب شدی
در اصل نتیجه کاراته
که هم روی خودت تاثیر میذاره هم بقیه
دیگه خودتو سرزنش نکن
به هرحال که الان نمیتونی چیزی رو درست کنی
قبل از اینکه تو بخوای دخالتی کنی این اتفاقا افتاده بود
مامانم از خیلی وقت پیش با بابات رابطه داشت آره؟
دلیل اینکه هی میرفت آمریکا برای دیدن بابات بود؟
…و تو
اونجا با چات آشنا شدی
آره
چه جالب
پدر مادرا باهم بودن بچههاشونم عاشق هم شدن
زندگی همینه دیگه… جالبه
پس دیگه خودتو اذیت نکن
میتونی ناراحت باشی
ولی نذار زیاد طول بکشه
چون تو لیاقت شادی رو داری
من؟
منِ حال بهم زن؟
کسی که خانوادشو نابود کرد؟
من لیاقت شاد بودنو دارم؟
من حتی نمیدونم لیاقت زنده موندن رو دارم یا نه
هیچکس نمیتونه زندگیتو شکل بده
جز خودت
…اگه فکر میکنی
هرکاری که تا الان کردی اشتباه بوده
پس خودت دست به کار شو جمعش کن
نفرین این خانواده رو تموم کن
باید چیکار کنم؟
من که پیشتم
کمکت میکنم سر از همه چی در بیاری
خاله چوم
خاله چوم کجایی؟
خاله چوم؟
خاله چوم؟
خاله چوم؟
خاله چوم؟
کاپیتان چین
ببخشید بیاجازه اومدم داخل
اتفاقی از کنار یه فرنی فروشی معروف رد شدم گفتم برات یکم بیارم
فرنی؟
راستش چون تنها زندگی میکنی، یکم نگران شدم
به منطقه کلی نیرو اضافه کردیم اما خب بازم کافی نیست
عه یادم نبود که خدمتکار داری
پس حتما شام خوردی
اشکال نداره
میبرمش خونه
نه لطفا
خاله چوم از ظهر معلوم نیست کجا رفته
احتمالا رفته خرید و هنوز برنگشته
اتفاقا گشنهام شده بود
پس بفرما
ممنونم
…اگه شما نمیومدی
مجبور میشدم یه نودلی چیزی بخورم
گاری نکردم که
…خب میخوای
شماره همدیگه رو داشته باشیم
که اگه یه وقت اتفاقی افتاد سریع بهم خبر بدی؟
جانم؟
جانم؟
(پارن)
این همه کِم بدبختو جر دادم
الان خودم بدتر از اون شدم
ببخشید که نتونستم حضوری بهتون بگم
…من دارم استعفا میدم
…چون دیگه نمیتونم تو خونهای کار کنم
که پر از خاطرات مرگ رئیس عزیزمه
امیدوارم درکم کنید
مواظب خودتون باشید، خانم پارن
رفته؟
اصلا چیزی نگفت بهت؟
فقط همینایی که تو نامه بود و برات خوندم
البته خاله چوم حق داره ناراحت باشه
ولش کن بذار بره بنده خدا
برات یه پرستار و خدمتکار جدید میگیرم
فعلا میتونی تنها بمونی؟
میخوای بیام پیشت؟
نه بابا، خوبم لازم نیست
باشه پس
من برم به کارم برسم
ولم کنید
چی از جونم میخواین؟
!الهی زیر گل برید
تف تو قبر پدرتون
!ولم کنید
شماها دیگه کی هستین؟
حیوونای نفهم
میگم از کدوم قبرستون پیداتون شده؟
چی از جونم میخواین؟
نمیخواد بدونی
فقط بدون اخراج شدی
گورتو گم کن و حتی سایهات هم اینورا نیفته
مگه اینکه بخوای بمیری
فرستادیمش رفت
یعنی همینجا تموم میشه؟
اگه برگرده چی؟
هرچقدرم روانی باشه بازم جونش براش عزیزه
از بچگی بالا سرمون بوده
نمیخوام بیشتر از این پیش برم حتی اگه لازم باشه
فعلا تنها راهش همینه
پس اگه بازم کاری بود یا چیزی خواستی بهم بگو
باشه
!آی
خوبی؟
زیاد عمیق نبرید
خوبم
تو فکر پی بوآ بودی؟
آره
منم دیشب تا صبح فکرم پیشش بود
اصلا نتونستم بخوابم
ببخشید که دیشب من پیشت نموندم تا مراقبت باشم
و کاپیتان به جام پیشت موند
همه چیو بهش گفتم
یعنی تا کجاشو گفتی؟
نگران نباش
چیزی راجب تو نگفتم
...فقط یکم راجب خانوادمون
و ماجرای مامان و بابا بهش گفتم
...ولی یه چیزی رو
هیچوقت ازت نپرسیده بودم
چیو؟
تو به بابا گفته بودی که مامان داره خیانت میکنه؟
نه، من چیزی بهش نگفتم
اصلا قصد همچین کاری رو هم نداشتم
منم که چیزی بهش نگفتم
ولی به حرفت اعتماد دارم
آخه دلیلی نداشتی بخوای بری به بابا بگی
فقط یه نفر این وسط میمونه که مشکوکه
منظورت بوآست؟
نمیدونم والا
بوآ
...راجب مرگ مامان و بابا
نمیدونم دلیلش دقیقا چی بوده
...ولی راجب چاتفا و عمو کاجورن
هرجفتمون دلیلشو خوب میدونیم
ببخشید مزاحم شدم
این سبد گل رو برای خانم پودپیچایا فرستادن
به کسی گفته بودی که بیمارستانی؟
نه، به هیچکس چیزی نگفتم
اگه خواهرات قابلاعتماد نیستن خب بزن همشونو بکش) (!تا تو بشی تنها بچه عزیز خانواده
درد میگیره؟
خانم پرستار
این سبد گل رو کی فرستاده؟
سلام
من خواهر اون خانمی هستم که این دسته گل رو براش فرستادن
باهاتون تماس گرفته بودم
واقعا متاسفم
مشتری گفته بود قراره دوستشو سورپرایز کنه
روحمم خبر نداشت میخواد تهدیدش کنه
اطلاعات کسی که فرستنده بود رو ندارین؟
اسمش چی بود؟
اسمشو نگفت
فقط میدونم که یه خانم بود
خانم بود؟
بله
میخواین فیلم دوربین مداربسته رو چک کنید؟
بله
چند لحظه صبر کنید
ببخشید
این خانم نبود؟
ببینمش
آره فکر کنم
مطمئنین که خودش بوده؟
همین خانمه بود
اینم فیلم دوربین مداربسته
...درمورد
...دیشب
...من
خب چی؟
...فکر کنم
چون دوتایی خیلی مست بودیم
...میشه
وانمود کنیم اتفاقی نیفتاده؟
...راستش
...من دیشب
یه لحظه کنترلمو از دست دادم
چون بخاطر مشکلات خانوادمون اصلا نمیتونم درست فکر کنم
چون نمیتونی درست فکر کنی؟
سر همین با من خوابیدی؟
اگه عقلم سرجاش بود
هیچوقت دست به مرد خواهرم نمیزدم
باشه
فکر میکنم هیچی نشده بوده
هرجور تو راحتی
...ولی
هنوزم میخوام باهم همکاری کنیم و حقیقت رو پیدا کنیم
...پس
اگه چیز مهمی نبوده
لطفا فراموشش کن
حله
میخوام یه چیزی ازت بپرسم
چرا چات اون ساعت رو بهت داده بود؟
بهت که گفتم
مامانتون بهش گفته بوده نباید به خواهراش چیزی بگه
باید از خودت بپرسی که چرا مامانتون همچین حرفی زده بوده
خیلی بهش فکر کردم ولی هیچی به ذهنم نرسید
...حتما اون ساعت یه چیزی فراتر از
ارزش مالی براشون داشته
آره حتما
چون عموت هم اون ساعت رو میخواسته
عمو کاجورن رو میگی؟
اون شب برای همین یهویی دیدمت
از کجا پیداش کردی؟
اون روز منم اونجا بودم
اون روزی که مامانم به بابام شلیک کرد
نمیدونم به کی میتونم اعتماد کنم
تو دنیا فقط به تو اعتماد دارم
خواهرات چی؟
نمیشه بهشون بگی؟
هیچکس قابل اعتماد نیست
شاید اونا همه چیو به بابا گفته بودن
...کنجکاوم بدونم چرا
مامان گفت که من باید نگهش دارم؟
حتی الان که گم شده
عمو کاجورن همش داره دنبالش میگرده
عمو کاجورن؟
همون داداش کوچیکه آقای آسوک؟
آره
به خدمتکار گفته کل خونه رو دنبال ساعت بابام بگرده
حتما یه دلیلی داره
ولی نمیدونم چطوری برم دنبالش بدون اینکه عمو کاجورن متوجه بشه
...اگه انقدر دنبالش میگرده
خب بذار پیداش کنه
ناشناس: چیزی که میخوای دست منه
کی: از کجا گیرش آوردی؟
ناشناس: اونش به تو مربوط نیست
کی: از کجا معلوم قلابی نباشه؟
کی: باید پشتش رو چک کنم
کی: چقدر میخوای؟
پس چرا هنوز نیومده؟
کجا رفت؟
اون روز نتونستم عموت رو ببینم
چون یکی تا جنگل کشوندش
و همونجا هم کشتش
...پس
میشه منم ساعت رو یه نگاهی بندازم؟
حتما این ساعت یه چیزی داره
یه چیزی داره که عمو کاجورن انقدر دنبالش بوده
...حتما یه راز پنهانی داره که
حتی مامانم نمیخواسته کسی راجبش بدونه
ببینش
ساعت از کار افتاده؟
چرا عقربههاش کار نمیکنن؟
بذار بازش کنم ببینیم
!وایسا
میخوای با دست خودت بازش کنی؟
حتی دستکش دستت نکردی
اصلا میدونی این ساعت چقدر میارزه؟
آره
پس میگی چیکارش کنیم؟
ببریمش یه جایی برامون بازش کنن؟
میخوای همه بفهمن این ساعت الان تو دست ماست؟
...پس
خیلی دقت کن
...ولی
وزن این ساعت خیلی عجیبه
چرا مثل بقیه ساعتها نیست؟
منظورت چیه؟
میدونی بابات ساعت چند به دنیا اومده بوده؟
چطور مگه؟
میخوای فالشو بگیری؟
چی میگی
نه بابا
اون قدیما که طلا اینا میدزدیدم
یه ساعتهایی رو دیده بودم
که اگه میخواستی پشتشون باز بشه
باید حتما رو یه عدد خاصی تنظیمش میکردی
دقیقا مثل رمز گوشی
...پشتشون یه محفظه داشت
که میتونستی چیزای کوچیک توش قایم کنی
...شاید
اون چیزی که عمو کاجورن انقدر میخواست
و مامانت قصد داشت مخفیش کنه
خود ساعت نبوده
اون چیزیه که پشتش مخفی شده
پارن، یه خدمتکار جدید برات پیدا کردم
میگن کارش حرف نداره
فکر کنم کارشو خوب بلده
بعدا بهت زنگ میزنم، پارن
جناب افسر
بله؟
پرونده خانم سارا دست شما بود، درسته؟- بله-
من دوست خانم سارام
تو معبد همو دیده بودیم
نتونستم با مامان سارا صحبت کنم
سر همین نمیدونم پرونده چطوری پیش رفته
حقیقتا سر همون پرونده اومدم اینجا
یکی از قربانیایی که تو کما بود به هوش اومده
اومدم ملاقاتش
احتمالا تحقیقات به زودی شروع میشه
اینجوری خیلی خوب میشه
چون هرچی مدارک بیشتری گیر بیاریم
پرونده سریعتر جلو میره
درسته
اگه دیگه کاری ندارین من برم
بله
تانا: کجایی؟
تانا: مست کردی؟
چوم، کجایی؟
پاتوق همیشگیمون
پاتوق همیشگیمون؟
همون بار؟
آره
فکر میکنی چقدر باید شجاع باشی که خودتو بکشی؟
!آتیش
چی داری میگی؟
ولش کن
مهم نیست
به نظرم اون کسی که تصمیم میگیره ...بمونه و زندگی کنه
از بقیه شجاعتش بیشتره
گوش کن ببین چی میگم چوم
...اگه این دنیا عدالت حالیش میشد که
هیچکس از سر بدبختی نمیمرد
...پس اون کسی که تو اوج ناامیدی
تصمیم میگیره بمونه و بجنگه
اون از همه شجاعتش بیشتره
هیچکس دلش نمیخواد احمقانه رفتار کنه
و با حرفای شیرین بقیه گول بخوره
خانم پیچا بهم گفت که براش پیام تهدیدآمیز بفرستم
و بهم گفت ماشینش رو دستکاری کنم
(نفر بعدی، تویی)
...ولی یه وقتایی
حقیقت خیلی دردناک میشه
مردن راحتترین کاره، مگه نه؟
بازم روحت اومده منو تسخیر کنه؟
نه
اومدم با خودم ببرمت
برای همین آدما همیشه دروغ میگن
تا تو رویای شیرین خودشون غرق بشن
...با اینکه خیلی خوب میدونن
اگه از خواب شیرین بیدار بشن
فاجعه بزرگی در انتظارشونه
!هی
!داداش
!جنازه
!جنازه
یعنی این اتاق مخفی جاییه که تمام رازها پنهان شدن؟ @blstation
پس واقعا اتفاقی نبوده @blstation
در آرامش بخوابی @blstation
دیگه بیکار نمیشینم @blstation
لطفا بذارین من دوباره مسئول پرونده باشم @blstation
میخوام امروز تمام حقیقت رو بگم @blstation
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.