Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بــیال استیشــن با افتخار تقدیم میکند @blstation
چاتفا یه فیلم از تولد چومپو داره
گوشیش روشن شده؟
آره
من و چِین داریم میریم بررسیش کنیم
...ولی لوکیشنش
نمیدونم چطوری ممکنه تا اونجا رفته باشه
امید واقعا خطرناکه چون باعث میشه آدما دیوونه بشن رد در رستگاری در شائوشنگ-اثر استیون کینگ
خیلی زود میبینمت
!پنبه
کجایی پنبه؟
پنبه
...تو دنیا هیچ چیز وحشتناکتر از
از دست دادن امید نیست
!پنبههه
...چون وقتی امید از دست بره
شور و شوق زندگی رو هم با خودش میبره
پنبه مرده
عمو چرا این کارو باهاش کرد؟
بهش فکر نکن، عزیزم
بابات که به چیزی مشکوک نشد؟
چرا اخمات تو همه؟
...فسقلی
بابات که تنبیهت نکرد پس چرا زانوی غم بغل گرفتی؟
پی به جای من تنبیه شد
من به بابا همون چیزایی که گفته بودی رو گفتم
واسه همین پی کتک خورد
ولی اگه این کارو نمیکردیم
بابا بو میبرد که قضیه چی بوده
که اون هاپو کوچولو چرا اینجا بوده
و چی باعث شد که بمیره
اگه اینجوری میشد
...من و تو هر دوتاییمون
تو دردسر میافتادیم، چاتفا
اگه تو چیزی نگی
و منم به کسی حرفی نزنم
هیچکس چیزی نمیفهمه
یه چیزی رو میدونستی؟
...اعتماد زمانی به وجود میاد که
با همدیگه رازهای مشترک داشته باشیم
هرچی رازهای مشترک بیشتری داشته باشیم
بیشتر عاشق همدیگه میشیم
...و درنهایت تبدیل به عروسکهایی میشیم
که هیچوقت نمیتونن به فکر خودشون باشن
Hide & Sis
واقعا میخوای بری کمپ؟
حتما کلی خوش میگذره
منم میخوام باهات بیام
بذار هر وقت بزرگ شدی میبرمت نینی کوچولو
حالا انگار بزرگم بشم بابا اجازه میده برم
اگه بهش نمیگفتی که حتما ...برای درسای دانشگاهت باید بری
عمرا اجازه نمیداد که بری
آره
میدونی چیه؟
وقتی رفته بودم ازش اجازه بگیرم مثل سگ استرس داشتم
...فکرشو بکن
من تاحالا با دوستای دانشگاهم بیرون نرفتم
میترسم سر همین موضوع کلی بهم بخندن
پی بوآ
هیچوقت نمیتونم کارای بابا رو درک کنم
همش میگه چون دختریم باید مراقب باشیم
نباید اصلا شیطونی کنیم یا یه وقت پاکدامنیمون لکه دار بشه
ولی آخه مگه قراره چیکار کنیم؟
تا وقتی که خطایی نکنیم چه اشکالی داره؟
زیاد بهش فکر نکن
احتمالا بابا از روی نگرانی اینا رو میگه
باشه
راستی چوم کجاست؟
دل دردش بهتر شد؟
امشب نیومده بود سر میز شام بخوره
منم ندیدمش والا
!آخ
!پی چوم
از پنجره اومدی تو؟
آره دیگه
اگه از در میومدم تو که بابا پوست از سرم میکند
برو کمکش کن
بیا کمکت کنم
مراقب باش
!نمیخوام! خودم میتونم راه برم
داری میفتی زمین
مواظب باش
آروم، مراقب باش
...گفتم که کمک نمیخوام
وای
آروم راه بیا
وای، میخوام بالا بیارم
اینجا بالا نیار، صبر کن
!چومپو
چومپو رفت بخوابه
الان که هیچی حالیش نیست
فردا باهاش حرف میزنم
باشه
...از فردا
هیچ کدوم حق ندارید بعد از ساعت 5 بعد از ظهر برگردین خونه
هر شب باید کنار هم شام بخوریم
هیچکس حق نداره بهونه بیاره
...حتی اگه مریض شدین
و حالتون در حدی که برید بیمارستان بد نبود
همتون باید سر شام حاضر باشین
چشم
و بیدلیل حق ندارید شب بیرون خونه بمونید
...ولی
...راستش
من فردا قراره با بچههای دانشگاه برم کمپ
بوآ
اگه تو الگوی خوبی واسه خواهرات نباشی
دیگه هیچ کدوم حرف گوش نمیکنن
اما من که کار اشتباهی نکردم
قبلا بهت گفته بودم
...تا زمانی که مامانتون برگرده
مسئولیت مراقبت کردن از خواهرات به گردن توئه
ولی الان ببین چی شده
اجازه دادی خواهرت تا نصفه شب تو خیابونا باشه
و مست و پاتیل برگرده خونه
...اگه اتفاقی براش میفتاد
بعدا چطوری میخواستی جبران کنی؟
به عنوان خواهر بزرگتر
تو باید مسئولیت بقیه رو گردن بگیری
...حتی اگه خودت
کار اشتباهی انجام نداده باشی
فهمیدی؟
بله
هی
تکون نخور
آروم
چته؟
معلومه داری چه گهی میخوری؟
چرا اون کارو کردی؟
چیکار کردم؟
چرا عمو کاجورنو کشتی؟
عمو کاجورن؟ ها؟
…من نکشـ
چرا کشتیش آخه؟
ببین، گمونم قاتی کردی
واقعا میخواستی بزنی؟
ول کن بیصاحابو
!روانی
چطوری میتونی حتی به کشتن من فکر کنی؟
!منِ خر نجاتت دادم
نجات دادنت بخوره تو سرت
گوش کن ببین چی میگم
…اگه من کمکت نکرده بودم
الان قاتل بودی بدبخت
گرفتی چی میگم؟
…یا شایدم قرصام
فهمیدی؟
هوی آروم
تف تو گور پدرت
اه لعنتی
اینجا دیگه کدوم گوریه؟
به نظرم دیگه بسه
میدویی به کجا برسی؟
تا چند کیلومتر اونورتر هم یدونه موجود زنده نیست
میخوای بری عمارت؟
بیا بشین میرسونمت
باشه؟
چرا باید بهت اعتماد کنم؟
والا اینو من باید بپرسم
واقعا دیگه چجوری میتونم بهت اعتماد کنم؟
یه شب کامل بیهوش بودی
حتی نوک انگشتمم بهت نخورد
ولی پنج دقیقه نشده چشم باز کردی، هار شدی
خیلی خب
اشکالی نداره
میتونی انقدر راه بری تا از خستگی بیفتی بمیری
ولی دیگه هر زحمتی که تا الان کشیدی
دود میشه میره هوا
تو همین ابهامت میری اون دنیا
همینو میخوای؟
پس اول باید جواب سوالمو بدی
تو کی هستی؟
چاتفا رو از کجا میشناختی؟
!بهت میگم
چرا نگم؟
همه چیو بهت میگم
ولی همین وسط باید وایسیم حرف بزنیم؟
آفتاب سوراخمون کرد
…اگه تو اون کله بیخاصیتت نقشهای باشه
این دیگه تو دستت نمیره
مستقیم میره تو حلقت
میدونم میزنی
خیلی خب
اگه مدرکی پیدا کردین بهمون بگین
پس میرم این اطرافو یه نگاهی بندازم
حتما بفرمایید
احتمالا جسدو پیدا کردن
نذار کسی ببینتت
وگرنه دستگیرت میکنن
اونور جنگل منتظرت میمونم
!هوی نرو
سلام
سلام روزخوش
کجا میخواید برید؟
مستقیم، اگر بشه
ولی گویا همکاراتون مشغولن
متاسفانه فعلا جاده مسدوده
از مسیر دیگهای باید برید
چشم حتما
ممنون
بریم اونورم چک کنیم
کل محدوده با ماست
عمو کاجورن واقعا مرده؟
همین قرصان دیگه
چرا پس هنوز تو خواب راه میرم؟
(چات)
هنوز خانم بوآ پیداش نشده؟ درسته؟
نه هنوز
ماشینش هم همونجا پارکه
پس لطفا اتاقشو نشون بدین یه نگاهی بندازم
بله حتما
اتاقشون دست نخورده
از همون روز که غیبشون زده همینطوریه
اگه خانم بوآ رو دیدین؟
یا اگه باهاش تماسی داشتین
لطفا سریع بهم خبر بدین
چشم
گفتم گیر افتادی تموم شد دیگه
همه جا پر پلیسه
…نه از
تو جنگل کناری عمارت یواشکی اومدم
کسی ندیدت؟
وایسادم پلیسا رفتن بعد اومدم
یکی گوشی چاتفا رو کرده تو قاب من
و گذاشته بود تو کشوی کمدم
چی؟
اصلا از روزی که چاتفا غیبش زد این گوشیه هم نبود
یکی داره عمدا برام پاپوش درست میکنه
هم سر چات هم عمو کاجورن
…الان من
شدم مظنون اصلی
آقای آسوک نمایندشونو فرستادن؟
بله
بهتون نگفته؟
من معمولا سر غذا از کار حرف نمیزنم
…فقط گفتن که
بیستمین سالگرد کاریتون هستش
ما هم براتون یه هدیه ناقابل تهیه کردیم
دیوونهای دختر؟
وسط همچین جایی واسه من پول آوردی؟
دیگه زیادی داره بهم بیاحترامی میشه
…نه راستش قصد جسارت
سلام قربان
منو یادتون میاد؟
چاتفا هستم
دختر آقای آسوکساپون
قبلا باهم آشنا شدیم
…اون روز که با پدرم برای گلف اومده بودیم
آها چاتفا
دختر آخریه، درسته؟
بله
ایشونم بوآ هستن، بزرگترین خواهرم
چرا اولش اومدی نگفتی چیزی پس؟
پس دختر آقای آسوکساپونی؟
احتمالا پیبوآ نمیدونه چقدر با بابا دوستای نزدیکی هستین
ولی من کامل شمارو یادمه
…با بابا صحبت کرده بودم
…که خوب میشه به مناسب سالگرد کاریتون
یه سفر به ژاپن بریم
یه سفر ویآیپی با مهمونای خاص
خدانگهدار
به بقیه آدماش خبر میده
فعلا لازم نیست نگران باشیم
من نمیخواستم بدونه دختر کیام
چرا دخالت کردی؟
ولی مامان گفت بیام کمکت
گفت زیادی رک و راست حرفتو میزنی
احتمالا حریف همچین ادمی نمیشی
ولی بابا خودش اینکارو بهم سپرده
خب شاید مامان یه چیز میدونسته
مثلا عرضهات در چه حده
…میخوای به بابا ثابت کنی
که بدون اسم و اعتبارش هم میتونی کارو پیش ببری
…ولی اصلا به یه چیز فکر نکردی
قدرت زبونبازی
…به نظرت
چی باعث میشه مردم گول بخورن و رام شن؟
پول
نه انگیزه و امید
امید قدرتمندترین چیزه
حتی وقتی چاقو گذاشتن بیخ گلوت
اگه امید داشته باشی که زنده میمونی
دیگه از هیچی نمیترسی
اکثر قربانیهای اینترنتی و پشت گوشی هم همینجوری گول میخورن
بهشون امید پول دادن
امید ازدواج یا مهاجرت دادن
برای همینم حاضر شدن هرکاری بکنن
حتی اگه اشتباه باشه
فقط باید بفهمی دقیقا چی میخوان
…بعد با امید لالشون کنی
که اگه طبق خواستهات عمل کنن
بهش میرسن
فقط کافیه کاری رو بکنن که ازشون میخوای
…این آدمی که دیدی
امید و انگیزهاش اینه که به آدمای رده بالا وصل شه
…بعضیا دنبال قدرتن
…بعضیا شهرت
…بعضیا احترام
…بعضیا عشق
یا حتی دیده شدن تو جامعه و خانوادشون
نه پول
همیشه کاری رو شروع میکنی به تهش فکر کن
درستو که نصفه نیمه خوندی
بعد زبون در آوردی منو نصیحت کنی؟
این چیزا به سن و تجربه ربطی نداره
به نظرم
من نسبت به شماها، این چیزا رو بهتر از مامان یاد گرفتم
چون فکر میکنی دختر موردعلاقشی پس میتونی همچین کارایی کنی؟
من امروز فقط اومدم کمکت کنم
پس این توهم دشمنیتو بذار کنار
و یه بارم شده بهم اعتماد کن
هرچی بیشتر بهم اعتماد داشته باشیم
بیشتر واسه هم عزیز میشیم
راستی نپرسیدم ازت
چرا کمکم کردی؟
…تا قبل این قضیه
میخواستی بکشیم، حتی عین استاکرا افتاده بودی دنبالم
…دقیقا همون موقع که افتادم دنبالت
تصمیم گرفتم کمکت کنم
چون حس میکنم بیگناهی
دیدمت که داشتی تو خواب راه میرفتی تا رسیدی به جنازه عموت
اگه همون لحظه از اونجا نمیبردمت بیرون
با بدبختی باید خودتو نجات میدادی
هیچکس جز من شاهد نبود
و احتمالا مجبورت میکردن اعتراف کنی
پس قاتل رو دیدی؟
نه
…ولی با اون قضیه گوشی
احتمالا کار همون کسیه که تو ماجرای چاتفا هم دست داشته
…خب حالا
بالاخره میگی بهم؟
رابطهات با چاتفا چی بوده؟
چاتفا همیشه "مانگکورن" صدام میزد
بهخاطر این تتوم
من کسیام که از ته دلم عاشقش بودم
حتی بیشتر از جون خودم
یعنی چات یواشکی دوست پسر داشته؟
…خب طرف کم چیزی هم نیست
حق داشته
یعنی از کجا پیداش کرده؟
تیندر؟
آخه احمق الان این مهمه؟
این فکرا چیه دیگه
مهم اینه که میتونم به این آدم اعتماد کنم یا نه
عه
چیکار میکنی؟
...چیزه
هیچی
کاری نمیکردم
خب برنامه بعدیمون چیه؟
نیازی نیست تو کاری انجام بدی
فقط منتظر بمون و تماشا کن
منتظر چی بمونم؟
منتظر بمونم تا پلیسا با حکم و دستبند بیان دستگیرم کنن؟
اصلا میخوای خودت بری خودتو تسلیم کنی؟
آخه به اتهام چی بخوان دستگیرت کنن؟
درحال حاضر تو فقط ناپدید شدی
احتمالا فکر میکنن که تو خطری
نمیدونم
آخه تا ابد که نمیشه فراری بمونم
حتما اولین بارته که فراری شدی
...ولی من
کل زندگیم درحال فرار کردن بودم
...پس حداقل
میشه بهم بگی از کجا چات رو میشناختی؟
خب، فعلا معلوم نیست که تا کی قراره پیش هم بمونیم
باید یکم بیشتر همدیگه رو بشناسیم دیگه
مگه نه؟
اولین بار چاتفا رو تو آمریکا دیدم
!ایول
عین آب خوردن بود
راحت بود؟
کارت حرف نداشت پسر
چرا به اون یارو شلیک کردی؟
خوب صورتمو دیده بود
چاره دیگه نداشتم
اگه این سری انقدر خوب جواب داد پس میتونیم ماهی یه بار امتحانش کنیم
هر ماه امتحانش کنیم؟
آره
من یکی از پسش برنمیام، داداش
...لعنتی
!یاخدا
آروم باش، آروم
ببخشید داداش
حالت خوبه؟
جلوی در خون ریخته
همه چیز خوبه؟
اوه، حتما کار گربم بوده
...شاید
با یه گربه دیگه دعواش شده و چنگش زدن
چیز مهمی نیست
مطمئن باشم دیگه؟
آره بابا، خیالتون راحت
مرسی بابت پیگیری
این دفعه من کمکت کردم
...دفعه بعدی
میشه نوبت تو که کمکم کنی
اونجا برای اولین بار دیدمش
زندگی خیلی شلوغ و پر از هیجانی داشتم
برام فرقی نداشت وارد چه گروهی از آدما شدم یا چه کاری قراره انجام بدم
بازم به کارم ادامه میدادم
تا وقتی که چاتفا رو دیدم
و بعدش همه چیز عوض شد
چرا؟
...حس میکردم
با بقیه دخترایی که دیدم خیلی فرق داره
خیلی قوی به نظر میومد
...اما از درون
به شدت حساس بود
و همیشه به مراقبت نیاز داشت
آره
چاتفا دقیقا همینجوری بود
هیچوقت تو عمرم دلم نمیخواست مراقب کسی به اندازه چاتفا باشم
این دفعه چقدر تایلند میمونی؟
زیاد نمیمونم
فقط اومدم چندتا کار برای بابام انجام بدم
کارم که تموم بشه برمیگردم
مگه چیزی شده؟
نمیدونم دفعه بعدی بازم میتونم ببینمت یا نه
چرا همچین چیزی میگی؟
...خب حس میکنم
هر لحظه ممکنه که ناپدید بشم
هی
چی شده؟
بگو کی اذیتت کرده؟
شاید از اولم الکی دنبال چیزی میدوئیدم که قرار نیست بهش برسم
...میدونی که من
چقدر با بقیه خانوادم فرق دارم
...اما با این حال
هنوزم دلم میخواد خواهری باشم که دوسش دارن
هی
...اگه دیدی کسی اینجا نمیخوادت
میتونی بیای پیش من باهم زندگی کنیم
من تا ابد مراقبتم
اگه یهویی غیب بشم چی؟
بعدش دنبالم میگردی؟
معلومه که آره
شده از زیر سنگ پیدات میکنم
اون شب، قرار بود همو ببینیم
ولی هرچی منتظر موندم چاتفا نیومد
پس اومدم جلوی در عمارت شما
...پس یعنی
اون شب تو هم تو عمارت بودی؟
آره
ولی چاتفا رو ندیدم
به جاش تو رو دیدم
دیدم که تو خواب راه میرفتی و برگشتی سمت اتاقت
پس حتما فکر میکردی مجرم اصلی منم، نه؟
خب شاید تو حال خودت نبودی
اینجوری بهش فکر میکردم
بعدش چی شد؟
...خب قبلش دیدم که
قبل از اینکه بخوابی
یکی اومد تو اتاقت
...اون لحظه
زیاد به نظرم عجیب نیومد چون اشکالی نداشت اگه بخواد بیاد تو اتاقت
ولی وقتی دیدم داره داروهاتو دستکاری میکنن
نسبت بهش مشکوک شدم
هی
قیافتو یه جوری نکن انگار ترسیدی
آدمای اینجا ممکنه فکر کنن که ازشون میترسی
خب من واقعا گرخیدم
بگو ببینم
چرا منو برداشتی آوردی اینجا؟
اینجا قراره به جواب سوالت برسی
جواب کدوم سوالم؟
...جواب اون سوالم
که چطوری میتونم از زندان فرار کنم؟
...در حال حاضر
جنابعالی مظنون پرونده قتلی
هیچ تفاوتی با این بنده خداها نداری
کیه؟
مغازه بستهست
اومدم غذا تحویل بدم
پولش کو؟
این دفعه میخوای از دست کی فرار کنی؟
نمیخوام فرار کنم
به جاش دنبال یکی میگردم
اگه پیداش کنی میخوای باهاش چیکار کنی
که انقدر عاجزانه دنبالش میگردی؟
این دارو رو آوردم که ببینی ترکیباتش دقیقا چیه
میگما
اینا دیگه کیان؟
آدمای بازار سیاه
میخوام فقط ترکیبات دارو رو بفهمیم
چیزی نیست
تموم شد؟
خیلی زود متوجه نشدی؟
...سریع تموم شد
چون هیچی توش نبود
پر از آرد بود
یعنی چی؟
توشون پر از آرد خوراکی بود دیگه
همون آردی که باهاش نون درست میکنیم
یعنی هیچ تاثیری نداره
پس واسه همینه که بدتر شده بودی
راست میگی
من فکر میکردم چون برگشتم عمارت یکم حالم دوباره دگرگون شده
چرا خاله چوم باید محتویات قرص منو عوض کنه؟
چی میخوای؟
این جـ*نـده رو میخوام
دوست دختر منو میخوای چیکار؟
...اگه طرف فقط دوست دخترته
خب بدش به من
کاری نداره که بابا
خب از اول به خودم میگفتی
اگه میخوای برش دار
بیا اینجا ببینم
!آخ
!بدووو
!بدو
!فرار کن! بجنب
کجا فرار میکنی؟
بگو خواهرت کجاست؟
چی داری میگی؟
سعی نکن منو گول بزنی
خوب میدونم کی هستی
گفتم بگو خواهرت کجاست؟
!بیا اینجا
کجا در میری؟
میخواستی منو کجا ببری؟
!جوابمو بده
خواهرت به من پول بدهکاره
خب تو به جاش بدهیشو بده
پول برای چی؟
گفتم واسه چی بهت بدهکاره؟
!پول واسه اینکه کاری کنم یکی غیب بشه
فقط قراره کاری کنم ناپدید بشه، مگه نه؟
حسابی خرپولی
ولی خیلی خسیسی
...واسه ناپدید کردن یه آدم
باید خیلی بیشتر از اینا سر کیسه رو شل کنی
...کارم که تموم شد
بقیه پولمو باید بدیا
باور کن خودش بود
انگار از باسن فیل افتاده بود پایین و دستکش دست کرده بود
کدوم خواهرم بود؟
میگم کدوم خواهرم بوده؟
چاتفا رو کجا قایم کردی؟
من قایمش نکردم
خودش یهویی غیبش زد
منظورت چیه؟
خودش غیبش زد
من باهاش کاری نکردم
اومدن، پاشو بریم
بوآ
میگم بگو کار کدوم خواهرم بوده؟
کدوم یکی از خواهرام تو رو اجیر کرده؟
کدوم خواهرم بوده لعنتی؟ بگوووو- بوآ! باید بریم-
هی
الان بهتری؟
هی
زیاد به حرفای اونا اعتماد نکن
واقعا نمیدونم
دیگه واقعا نمیدونم باید حرف کیو باور کنم
یا به کی اعتماد کنم
حقیقت شاید یکم دردناک باشه
ولی اگه میخوای بفهمی که ...مقصر اصلی ماجرا کی بوده
پس باید تلاشتو بکنی
اینجا سالها خالی بوده
گوشیو روشن میکنم
دقیقا همینجا
این کارو نکن
اگه سیگنال این گوشی براشون بره
پلیس قطعا پیدامون میکنه
حداقلش شاید بتونیم از تو گوشیش خبری از چاتفا بگیریم
اینجوری با یه تیر دو نشون میزنیم
نگران نباش
قبل از اینکه پلیسا برسن اینجا، فرار میکنیم
نه
نگران اون نیستم
...نگرانم که
بفهمم کی این کارو باهام کرده
...من
نه
دیگه نمیخوام فرار کنم
باید همه چیو بفهمم
...تو تاریکی و گرگ و میش شب
مغز آدما هم ممکنه تاریک بشه
چون فکر میکنن شب خیلی طولانیه
و فقط وقتی که دوباره روز بشه این تاریکی از بین میره
پی
خودش غش کرد
...اگه غش نکرده بود
میخواستی با خواهرم چیکار کنی؟
کاری نمیخواستم بکنم
میخواستم فقط بترسونمش
...ولی تو اعماق قلب آدما
اونجایی که از دید ما خارجه
شاید سرد و تاریک باشه
...و انقدری بیرحم باشه
که حتی از تصورات ما هم ترسناکتر باشه
ولی من واقعا فکرشو نمیکردم کار این خواهرت باشه
نه
کار پی نبوده
...الان یادم اومد
که کار کی بوده
احیانا شما ندیدی کی به پیچا صدمه زد؟ @blstation
پی بوآ بود @blstation
خانواده من رازهای زیادی دارن @blstation
همه چیو بهت میگم @blstation
تمام مدارکی که برعلیهت بود رو از بین بردم @blstation
حتما از اول من سرنوشتت بودم @blstation
هویت واقعی تو چیه؟ @blstation
!جواب منو بده @blstation
صبر کن @blstation
زده به سرت، خاله؟ @blstation
!اونی که زده به سرش تویی @blstation
کجا فرار میکنی؟ @blstation
!زنیکه پیرسگ! ولم کن ببینم @blstation
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.