All language subtitles for [@blstation].Hide.And.Sis.E04.VIU.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بــی‌ال استیشــن با افتخار تقدیم میکند @blstation

پی مانگ‌کورن؟

تو نمیدونی موبایل خواهرت کجا ممکنه باشه؟

نه، نمیدونم

عاشق کسی باشی یعنی قدرت شکستن دلتو بهش دادی ولی اگه بهش اعتماد کنی نه (جولیان مور)

بعد از حادثه کسی وارد اتاقش نشده؟

منم نمیدونم

تیم تحقیقات ما دارن همه تلاششونو میکنن

اگه چیزی به ذهنت اومد

خیلی خوب میشه اگه بگی و بهمون کمک کنی

سلام، من میخوام یه مورد جرم رو گزارش بدم

مربوط میشه به پرونده پوپاچیندا

...شبی که اون اتفاق افتاد

من یه آقایی رو دیدم که از عمارت رفت بیرون

فکر کنم یارو همون دور و اطراف زندگی میکنه

تازه تو دستش یه قیچی بود که خون ازش می‌چکید

سلام، شما آقای تانا هستین؟

بله خودمم

باید منزلتون رو بازرسی کنیم

معذرت میخوام

حتما، بفرمایین تو

یه لحظه وایسا

باید یه چیزی بهت بگم

این دست خط خواهرمه

نمیدونم از کجا پیداش شد (نفر بعدی تویی)

ولی اون روزی که ماشینم ترمز بریده بود

وقتی در کاپوت رو باز کردم اینو پیدا کردم

...راستش من فکر میکنم

...نشتی دادن روغن ترمز ماشینم

اتفاقی نبوده

خیلی ممنون که همکاری کردین

حتما تماس سرکاری بوده

قربان شما، وظیفه بود

خداحافظ شما

به سلامت

...ببینم

کجا رفته بودی؟

رفتم یکم خوراکی و مواد غذایی بخرم

چیزی شده بود؟

چیز خاصی نبود

یکی زنگ زده به اداره پلیس گزارش داده ...که شب غیب شدن چاتفا

منو دیده بوده که از عمارت بیرون میومدم

یه قیچی خونی هم تو دستم بوده

جدی؟

خب چی شد؟

پیداش نکردن

بعدشم رفتن

عه؟

اگه میخوای تمام و کمال به یکی خالی ببندی

چیزی شده؟

نه

پس باید جوری خودتو بزنی به اون راه

که انگاری بلد نیستی دروغ بگی

اولین راهی که بتونی باهاش ...اعتماد یه نفر رو به دست بیاری

اینه که وانمود کنی بی آزاری

دنبال چیزی می‌گردی؟

دنبال قیچی بودی؟

نه بابا

من بهت احترام میذارم چون خیلی شجاعی

...ولی اگه از این میزان شجاعتت

تو جای اشتباهی استفاده کنی

تهش شبیه احمقا میشی

اگه من امروز دستگیر می‌شدم

...فکر کردی انقدر خرم

...و به پلیسا نمی‌گفتم

که اون شب کیو اونجا دیده بودم؟

هیچوقت یادت نره

من از پی ناتات فیلم دارم

پلیسم قطعا به شواهد عینی علاقه بیشتری داره

...اما اعتماد

ممکنه فقط یک بار به هر کسی داده بشه

ولی خیلی خوش شانسی

چون هنوزم داره کنارت بهم خوش میگذره

...ولی اگه خدایی نکرده

صبرمو از دست بدم

...شاید

دیگه کارات برام بامزه نباشه

...همین که گیر بیفتی

ممکنه دیگه هیچ شانسی نداشته باشی

Hide & Sis

اوضاع تو خواب راه رفتنت بدتر از قبل شده؟

آره

انگاری هی داره بدتر و بدتر میشه

بعد از اینکه بیدار میشی معمولا چه احساسی داری؟

احساس گیجی و سردرگمی

...همش به خودم میگم

باز دوباره شروع شد؟

چرا وقتی خواب بودم باید اون اتفاق میفتاد؟

...و

خیلی می‌ترسم

می‌ترسم اون چیزایی که تو خواب می‌دیدم واقعا اتفاق افتاده باشن

اگه نتونی استرست رو کنترل کنی

مشکل راه رفتنت تو خواب هی بدتر میشه

دکتر

حتی اگه خوابام به نظرم خیلی واقعی بیان

…بازم دلیل نمیشه که

واقعا اتفاق بیفتن مگه نه؟

اومدی کمکم کنی یا بیشتر دردسر درست کنی؟

خودت گفتی

اگه چیزی یادم اومد بهت بگم

احتمالا قبل از اینکه چیزی یادت بیاد

با مغز میخوری زمین اسمتم یادت میره

من از وقتی چشم باز کردم وسط این جنگلا دوییدم

چیزی نیست که از پسش برنیام

تو خوابت می‌دوییدی دیگه؟

والا من هروقت دیدمت یه گوشه نشسته بودی مشغول نقاشی بودی

یه بار ندیدم با یکی مشغول بازی باشی

خب من کلا ترجیحم تنهاییه

منم همینطور

ولی فکر نمی‌کردم منو یادت باشه

معلومه که یادمه

مگه میشه فراموش کنم؟

بابات حالش بد شده

بابا! خوبی؟

!بابا

چیشده؟

قفل در شکسته

چند ساعت اون تو گیر کرده

خیر سرت نگهبانی، چطوری نفهمیدی؟

!برو ا‌ونور بینم

ببریمش سریع بیمارستان

بابا حالت خوبه؟

!بابا

!طاقت بیار الان میرسونیمت

اون موقع من خیلی بچه بودم

و نشد باهات حرف بزنم

تسلیت میگم

خیلی ازش گذشته

دیگه یادم نمیاد اون موقع چه حسی داشتم

ولی بابام همیشه خودشو مقصر می‌دونست

اتفاق بود دیگه کسی نمی‌خواست همچین چیزی پیش بیاد

اتفاق بود؟

از کجا می‌دونی اتفاقی بود؟

وایسا منم بیام

چرا انقدر تند میری؟

!صبر کن بیام

وایسا خب

چیشد؟

دردت گرفت؟

چیزی نیست

خوبم

واسه امروز کافیه دیگه

بیا برگردیم

آروم پاشو

فکر کنم بودن من امروز بیشتر اذیتت کرد تا کمکت

ولی حداقل سعیتو کردی

خواهرات خیلی عجیبن

خواهر کوچیکشون گم شده

ولی ذره‌ای ‌تلاش نمی‌کنن دنبالش بگردن

ببخشید

نمی‌خواستم چیز بدی درموردشون بگم

هرکدوم‌شون لابد گرفتاری خودشونو دارن

یه چیزی بپرسم

…قضیه بابات

واقعا اتفاقی نبود؟

بازم تسلیت میگم

در مورد پسرت هم نگران نباش

هزینه‌ مدرسه‌شو مزرعه میده

دیگه زیادی منو دست ‌کم گرفتی

شاید فقیر باشم

ولی احمق که نیستم

فکر کردی نمی‌فهمم چی قایم کردی ازمون؟

چرا بهشون پول دادی که پرونده رو ببندن

هان؟

شوهر منو چرا کشتی؟

ها؟

چرا شوهرمو کشتی؟- خانم آروم باشین-

واقعا نمیدونم

سنی نداشتم که

شاید یه چیزایی تصورات خودمه

ولی بابام واقعا تلاششو کرد بهتون کمک کنه

گذشته دیگه گذشته

به نظرم دیگه برو خونه یکم استراحت کن

پیچا

پیچا

!پیچا

(سه ماه قبل)

!پی چوم

کی از هنگ‌کنگ برگشتی؟

دیروز اومدم

کارم زودتر تموم شد

یکم سوغاتی هم گرفتم

گفتم بیارم تا خراب نشدن

…میگم

ناتات اینجاست؟

…پی ناتات

درحال حاضر ناتات یه شغل ثابت داره

به زودی قراره به جای پدرش مدیر عامل بشه

بچه‌ها خیلی وقته همو میشناسن

…دیگه وقتشه

واسه خواستگاری آستین بزنیم بالا

سلام بابا

سلام مادربزرگ

عه

گفته بودی فعلا هنگ‌کنگی که

دیگه کارم زودتر تموم شد منم برگشتم

ناتات و مادربزرگ اومدن شما رو ببینن بابا؟

اومدن خواستگاری چاتفا برای ناتات

اگه واقعا عاشق همن

من مخالفتی ندارم

…ولی مادرشون

خیلی رو دختراش حساسه

مخصوصا چاتفا که ته تغاریشه

متاسفانه هنوز از آمریکا برنگشته

مشکلی نیست صبر کنیم تا بیاد؟

نه‌ نمیشه صبر کنیم

میخوام سریعتر ازدواج کنیم

!پی چوم

خوبی؟

خودت چی فکر میکنی؟

کِی قرار بود بهم بگین؟

اگه زودتر نمیومدم و با چشمای خودم نمیدیدم

هیچکدومتون بهم‌ نمی‌گفتین نه؟

چوم

بیا برگرد بشینیم سر میز

این کارت دور از ادبه

من بی‌ادبم؟

مگه براتون مهمه؟

از بین شماها کسیم به من اهمیت میده؟

کسی بهم احترام میذاره؟

تا دیدین من خارجم و فرصت مناسبه پشت سرم یواشکی هرکاری خواستین کردین

خواهر من، باور کن منم تازه فهمیدم

ولی بازم جلوتر از من میدونستی

پس کی قرار بود بهم بگین؟

روز عروسی؟

یا هروقت بچه‌هاشون رفتن مهدکودک؟

خدایی

چطور تونستین این کارو با من بکنید؟

چرا گذاشتین اون لاشی ناتاتو از من بدزده؟

...تو که میدونستی من و ناتات

تو و ناتات چی؟

ادامه حرفتو بگو

تو و ناتات چی؟

مگه قرار میذاشتین؟

نه، قرار نمیذاشتین

قصدت از این کارا چیه؟

من قصد بدی ندارم

چون بین تو و ناتات هیچی نبوده

فقط تو یه کوچولو روش کراش داشتی

کراش داشتن با قرار گذاشتن فرق داره، مگه نه؟

چوم، نکن

!بیا اینجا ببینم

...اگه برای چیزی که میخوای

همه تلاشت رو نکنی

پس یعنی اونقدرام برات مهم نبوده

...از امروز به بعد

من دیگه خواهری به اسم کثیف تو ندارم

...مگه تمام این مدت

به من به چشم خواهرت نگاه می‌کردی؟

بله؟

الان؟

!چومپو

چرا از این طرف اومدی

گفتم که از در پشتی بیا تو

چرا نمیتونم از این طرف بیام تو؟

کلی خبرنگار منتظرت وایستادن

ولشون کن، بیا بریم دیر شده باید میکاپ بشی

!عه وا، خانم چومپو

!خانم چومپو! خانم چومپو

خانم چومپو، چندتا سوال راجب پرونده خواهرتون داریم

فعلا خبر جدیدی نیست؟

نظرتون راجب اینکه میگن نامزد خواهرتون با شما رابطه داشته چیه؟

ببخشید

الان هنوز زمان مصاحبه نیست

لطفا اول یکم بهمون زمان بدین

دیر شده و باید حاضر بشه

متاسفم

ببخشید

لطفا یکم اطلاعات بدین

زیاد زمان نمی‌بره

چه احساسی دارین؟

!خانم چومپو

ممنون

فکر کنم بهتره برم

نمیخوام راجب این پرونده مصاحبه کنم

نمیشه دختر

نمیخواستم تو روت بگم

ولی دیگه هیچکس درخواست کار بهت نداده

فعلا فقط همین چندتا مراسم مونده

منم از بینشون برات گلچین کردم

اونایی رو قبول کردم که پول خوبی میدن

تازه به نظرم فرصت خوبیه

تا بتونی یکم جلوی بقیه ناراحتیت رو نشون بدی

شاید اینطوری یکم کمتر هیت بگیری

...بذار برات ساده‌اش کنم

باید از این موقعیت حسابی استفاده کنی

چون همین پرونده و داستان چاتفا

باعث شده یکم مردم بهت توجه کنن

به کسایی که عین قاشق نشسته می‌پرن وسط حرف بقیه میگن فضول، مگه نه؟

خب من دارم حقیقت رو میگم

باید از چاتفا ممنون باشی که گم شده

...وگرنه

تو خوابم نمیدیدی که به همچین مراسمی دعوت بشی

ج*نده خانم

سارا تمومش کن

داری عین سگ چیهوا پاچه بیچاره رو میگیری

واقعا از دست مردم تایلند ناراحت شدم

که اجازه میدن هر خری انقدر راحت مورد توجه قرار بگیره

...اصلا براشون مهم نیست که

طرف ممکنه خودش مظنون پرونده قتل باشه

فقط براشون مهمه کی خبرساز شده

چیکار داری میکنی؟

عه وا، ببخشید عزیزم

میخواستم مگس وز وزوی تو اتاق خفه شه

ولی فکر کنم رفته تو دهن تو

وایسا ببینم

چیه؟

بشین ببینم

تا الان که زبونت خوب دراز بود

تنت میخاره قربانی بعدیم تو باشی؟

من که مظنون پرونده قتل هستم خب تو رو هم میکشم، چیزی نمیشه که

بازم زر بزن دیگه

شنیدین چی داره میگه؟

تهدیدم کرد که میخواد منو بکشه

با اون دهن گشادت

حتی اگه منم خلاصت نکنم

خودت به زودی جون میدی، سارا جون

ولی قربون دستت

...زر زرایی که کردی باعث شد

بفهمم چطوری باید حلش کنم

...قبول دارم

که اون روز کنترلمو از دست دادم

چون خیلی استرس دارم

چات عزیزم

لطفا برگرد پیش ما

دلم برات تنگ شده

پیچا

...من

ماشین زد بهم؟

یه خراش کوچیک بود

خیلی جدی نبود

دکترا گفتن چون شوکه شدی غش کردی

جاییت که درد نمیکنه؟

فعلا هیچی نمیدونم

ترجیح میدم همین گیج و منگ بمونم

...و به جز اون

ولش کن

یه خوابی دیدم

خواب دیدی؟

خوابی بودم که سال‌ها ندیده بودمش

اما ربطی به قضیه الان نداره

...حالا که یکم بهتری

امیدوارم همه چی یادت بیاد

اگه هرچیزی یادت بیاد خوب میشه

مثلا صورت راننده رو یادت بیاد یا اینکه ماشینش برات آشنا بوده یا نه؟

مگه نتونستین ماشینه رو بگیرین؟

نه

خیلی تند می‌روندن

شایدم شوکه شدن چون فکرشو نمی‌کردن یهویی بزنن به من

بعید میدونم

بیشتر فکر میکنم قصد داشتن زیرت کنن

منو زیر کنن؟

طبق اتفاقاتی که تو این چند روز پیش اومده

فکر میکنم هدف بعدیشون تو باشی

...بله، نمیشه انکارش کرد

احتمالا اولین سناریویی که به ذهن همه رسیده

سناریوی کشت و کشتار بین خواهرا سر ارث و میراث بوده

اما این موضوع درمورد من یکی صدق نمیکنه

من حتی اون زمانی که مادر و پدرم ...در قید حیات بودن

خودم کار می‌کردم و خرجمو در می‌آوردم

بعد بخوام سر ارث و میراث و سهام بجنگم؟

اصلا حوصله این چیزا رو ندارم

خودم به اندازه کافی درآمد دارم

اما راجب اینکه بقیه اعضای خانوادمون

...مثل من فکر میکنن یا نه

درحال حاضر جوابی ندارم که بدم

باید یکم گوش چومپو رو بکشی

...گفتن همچین حرفی به مطبوعات

فرقی با تهمت زدن به اعضای خانواده نداره

به نظر من که به کسی تهمت نزد

کاملا رک و مستقیم جواب داد

میخوای همینطوری پیش بره؟

جدا جدا بریم مصاحبه کنیم تا مطبوعات طرف تو رو بگیرن؟

این خبرنگارا دارن از ما سوءاستفاده میکنن

میخوان خانواده ما باهم درگیر بشن

منظورت از این حرفا چیه عمو جون؟

احتمالا عقلت نمی‌رسه که بفهمی

...ولی زیاد طول نمیکشه

که شروع کنن به فضولی کردن راجب خانوادمون

هرچی پیدا نشدن چاتفا بیشتر طول بکشه

ما شکننده‌تر میشیم

مگه تو خانوادمون چیزی هست که نگران باشیم یه وقت لو نره؟

...شایدم تو و بابا

چیزی رو از من پنهان کردین و خبر ندارم؟

زیاد زمان نمی‌بره

به زودی میفهمی که خواهرات چه غلطی کردن

بله؟ بوآ هستم

کاپیتان؟

میخواین مزرعه و انبار رو بررسی کنید؟

حکم قانونی بازرسی داریم

باید به تیم ما اجازه بازرسی اینجا رو بدین

حقیقتا نمیخواستیم کار به اینجا بکشه

اما خب چیزی از جنگل دستگیرمون نشد

و مزرعه شما هم متاسفانه نزدیک جنگله

پس شاید اینجا چیزی پیدا کنیم

حتما، راحت باشین و نگاه کنید

راستش من زیاد به اینجا سر نمیزنم

چون عمو کاجورن مسئول اینجاست نه من

لطفا اگه چیز مشکوکی پیدا کردین حتما به منم اطلاع بدین

پس با بازرسی انبار شروع می‌کنیم

حتما، بفرمایین

معمولا تو اینجا چی نگهداری می‌کنید؟

کود شیمیایی و طبیعی

کاپیتان

پشت انبار یه چاله پیدا کردیم که روش پر شده

اینجا قبلا یه برکه کوچیک بود

اما مدت‌هاست که روش بسته شده

ولی انگاری همین تازگیا پر شده

شما چیزی راجبش نمی‌دونید؟

والا من چیزی نمیدونم

پس ببخشید ولی حتما باید بررسی بشه

سروان

لطفا وسایل بیارید که اینجا رو بکنیم

چشم

ممنونم

که منو رسوندی

بهتر بود یه شب تو بیمارستان بمونی

دکتر هنوزم راضی نبود که مرخص بشی

کلی کار ریخته سرم

و دوست ندارم بیخودی خواهرامو نگران کنم

حتما یهویی خیلی نگرانت کردم، مگه نه؟

ببخشید

این چه حرفیه

من اون لحظه اونجا حضور داشتم

البته که باید کمک می‌کردم

تمام این کارا جزو وظایف پلیسه؟

معلومه که هست

ولی الان ساعت کاریت خیلی وقته که گذشته

داروهات رو صندلی عقبه

یادت نره

بیا

ممنون

داری با کاپیتانه لاس و لوس میزنی؟

میخوای بهش بدی که دیگه مشکوک نباشه بهت؟

منظورت چیه چوم؟

امروز تصادف کردم

واسه همین منو تا خونه رسوند

تصادف کردی؟

چیزیت که نشد؟

نه، خیلیم جدی نبود

داستانش درازه

بعدا برات تعریف میکنم

ولی من تو ماشین یه چی دیگه دیدما

اون‌وقت خودت داری چه غلطی میکنی؟

فکر کردی خرم و هیچی نمی‌فهمم؟

پاشدی رفتی جلوی مطبوعات به خانوادت تهمت میزنی

تو دقیقا کدوم طرفی؟

پیچا جون

حداقل اون کاری که تو ذهنته رو انجام ندادم

ببخشید

...از وقتی چات گم و گور شده

انگاری اصلا خودم نیستم

حس میکنم دیگه به هیچکس اعتماد ندارم

...ولی برعکس تمام دنیا

به شما دوتا خیلی اعتماد دارم

بایدم داشته باشی

ما خواهراتیم دیگه

آخه این چات گور به گور شده کجا رفته؟

میشه خفه شی و آروم باشی؟

پلیسا دارن میان

کمک میکنن پیداش کنیم دیگه

...ولی تو خونه به این بزرگی

الان فقط ما سه نفریم

...پلیسا ممکنه

بهمون مشکوک بشن

هان؟

گوه میخورن به ما مشکوک بشن

ما سه تا الان حتی نمیدونیم دقیقا چه بلایی سرمون اومده

چون فقط ما سه تا بودیم که دیدیم

از بالا پرت شد و بعدشم غیب شده

به نظرت مسخره نیست بریم بهشون بگیم

ما سه تا اونجا بودیم ولی نمیدونیم خواهرمون کجا رفته؟

آخه چرا باید حرفمونو باور کنن؟

خب ما از کجا بدونیم چی شده؟

!پی چوم

آخه کی باورش میشه؟

یکم عقلتو به کار بنداز

امروز ما وصیت‌نامه بابا رو خوندیم

و تمام ثروت بابا ارث رسید به چاتفا

دقیقا همین امروزم چاتفا پرت شد پایین و گم شد

بدتر از اون در طول این حادثه

فقط ما سه تا اینجا حضور داشتیم

شماها به من اعتماد دارین؟

نه والا

ولی مجبوریم به همدیگه اعتماد کنیم

...اگه به هم اعتماد داریم

پس هرکی باید اسم اون یکیو به زبون بیاره

که به هر سه‌تامون مشکوک باشن

جانم؟

خل شدی؟

خب مگه روانی چیزی هستیم چرا راستشو نگیم که از هیچی خبر نداریم؟

نمیتونیم این کارو کنیم، چومپو

...اگه این کارو کنیم

همه فکر میکنن داریم دروغ می‌بافیم، مگه نه؟

اما یه شرط داره

هیچکس نباید خیانت کنه

و حق نداره چیزی به جز این بگه

...به نظر شما

کی از همه مشکوک‌تره؟

پی بوآ

پی چومپو

پیچا

قبول دارم

از قضیه مامان و بابا تا اتفاقی که واسه چات افتاد

رابطمون هی خراب‌تر شده

مگه از اولش خوب بود؟

ولی من دیگه نمی‌خوام اینطوری باشه

چون الان از همه طرف تحت فشاریم

اونور که مطبوعات افتادن تو جونمون

از اینور حتی به عمو کاجورن هم نمیتونیم اعتماد کنیم

البته تعجبی هم نداره

زن خودشم ولش کرد رفت دنبال یکی دیگه

مامان که همیشه میگفت

عمو کاجورن هیچوقت خیر مارو نمی‌خواد

آره

…از الان به بعد

باید تا جایی که میتونیم بهم اعتماد کنیم

چومپو

میفهمم چرا اون مصاحبه رو کردی

ولی دفعه بعد قبلش بیا بهم بگو باهم یه فکری کنیم

باشه

پی

تصادفی که تعریف کردی

یکم مشکوک بود

ولی اگه بازم همچین چیزی پیش اومد

سریع باید بهم بگی، بی معطلی

از حالا به بعد

نباید هیچ رازی بینمون باشه

حالا که قراره رازی نباشه

پس باید یه چیزی بگم بهتون

رفتم خونه چاتفا

یه چیزایی پیدا کردم

طرحای منو فرستاده بود واسه شرکتای دیگه

که در عوضش بشه سفیر برندشون

وای

واقعا؟

مهم‌تر از اون

اینم پیدا کردم

روزی که چاتفا ناپدید شد

با یکی به اسم مانگ‌کورن قرار داشت

کی هست حالا؟

منم نمیدونم

…ولی احتمالا

یکی از دوست پسراشه دیگه

بالاخره خوشگل بود خب

انواع ‌و اقسام مرد و پسر ریخته بود دورش

…ولی الان

کی دیگه قراراشو تو دفتر خاطراتش مینویسه؟

اونم چات که همه چیشو تو گوشیش می‌نوشت

آره دقیقا

نمیدونم والا

ولی

بخون چیا نوشته

فقط قراراش با مانگ‌کورن این توئه

درمورد بقیه چیزی نیست

(قرار با مانگ‌کورن)

(قرار با مانگ‌کورن)

…ممکنه

چات چیزی رو قایم کرده باشه ازمون؟

پی بوآ؟

هوم؟

نمیشه امشب بمونی؟

عین قدیما قبل خواب بشینیم حرف بزنیم

صبح زود جلسه دارم آخه

باید برم

فردا میام باز

تو چی؟

نمیری خونه؟

نه شب میمونم

تو برو

پس من رفتم

پی بوآ

ممنون

بابت همه چی ممنونم

کاری نکردم که

ولی از این به بعد

باید بیشتر بهم اعتماد کنیم

چون‌ دیگه کسی برامون نمونده

اعتماد چیز عجیبیه

ساختنش خیلی سخته

!برو دیگه

حال بهم زن شدیم

چندشم شد

خیلی خب

پس فعلا تا بعد

بر‌و به سلامت

پی چوم

بیا بریم اتاقامون

راستش شب اینجا نمی‌مونم

چرا؟

کارت اتاق چاتو داری آره؟

ولی تو یه چشم بهم زدن از بین میره

پی مانگ‌کورن؟

تو چاتفا رو کشتی آره؟

چی؟

میگم تو چاتفا رو کشتی؟

برای اینکه روابط موندگار بشن

(نتیجه آزمایش بارداری چاتفا پوپاچیندا)

…باید رازا

(منفی)

تا حد ممکن مخفی بمونن

میدونستم

‫(انتقال سهام از چاتفا پوپاچیندا ‫به بونتاریکا پوپاچیندا)

…اگه فکر میکنین منصفانه نیست

و چیزی رو میخواین بهتون برگردونم

اینکارو میکنم

به هرحال شرکت هیچوقت مال تو نمیشه

اگه از چات بخوام سهمشو بهم بفروشه

ورق برمیگرده نه؟

‫(انتقال سهام از چاتفا پوپاچیندا ‫به بونتاریکا پوپاچیندا)

کی میخوای جمع کنی بری؟

احتمالا امشب

چیزیت که نشد؟

ببخشید فکر کنم خیلی پامو رو گاز فشار دادم

حواسم نبود

چون هرچی بقیه کمتر بدونن

کمتر درد میکشن

اگه اسم مظنونو از رو خودت پاک کنی

یه ارث کلفت میره تو جیبت آره؟

ببین چقدره که حتی ترمز ماشینم دستکاری کردی

این پولی که گرفتم

واسه همچین کاری خیلی کمه پیچا جون

دیگه هیچوقت درموردش حرف نزن

یالا پاشو برو

حتی اگه قرار باشه تهش تبدیل به هیولا بشی

فکر نمی‌کنی چوم اگه بفهمه نابود میشه؟ @blstation

بهم خیانت کردی @blstation

آخه با خواهرت؟ دلت اومد؟ @blstation

تو زمین ما چاله می‌کنین؟ @blstation

پیدا کردی؟ @blstation

توروخدا بگو چاتفا نیست @blstation

همیشه عاشق چات بودی نه؟ @blstation

پس فکر کن من چاتفام @blstation

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.