Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* " Pari.Bboom - LILIAM ":مترجم
داری حس بدی بهم میدی
به عنوان دوست دخترت طبیعیه ازت همچین چیزی بخوام
ولی یجوری رفتار میکنی انگار غیر منطقی حرف میزنم
ببخشید که گذاشتم کار به اینجا بکشه
... ولی - ... خوشبختانه میتونی منو بهونه کنی -
تا این وضعیت مزخرف رو درست کنی
نمیتونم به سونگ ای بگم که بره
نه فقط اون از هون یا گارین هم نمیتونم بخوام که برن
وقت انجام این کار تموم شده
... به جاش
برمیگردم خونه مامان بابام
... دوستات خونه تو میمونن
و تو، خودت میری خونه ننه بابات ؟
اصن معنی میده آخه ؟
... دلت نمیخواد
که فقط من و تو باشیم ؟
... معلومه که میخوام، ولی - گفتی دوستم داری -
گفتی خیلی خیلی دوستم داری
پس چرا من الویت اولت نیستم ؟
... اگه میخوای هی تحقیرم کنی
دیگه برای دیدن من به خودت زحمت نده
" اولویت او "
آخه چطوری الان تصمیم بگیرم ؟
من تنها زندگی نمیکنم، میدونی که ؟
امروز بسته است
فعلا قطع میکنم بعدا حرف میزنیم
داری میری دانشگاه ؟
آره. امروز رستوران بسته اس ؟
قراره آب از ساعت 1 ظهر قطع بشه واسه تعمیرات و اینا
چرا زودتر خبر ندادن ؟
خونه هم ؟ - آره. مال کل ساختمونه -
اگه میخوای دوش بگیری برو سونا
اصلا بهتره همونجا هم بخوابی
باشه فهمیدم
راستی با کی داشتی تلفنی حرف میزدی ؟
یکی هست حالا. لازم نیست بدونی
روز خوبی داشته باشی
خوابیدی ؟
کاش میشد بخوابم و دیگه بیدار نشم
چرا ؟ اتفاقی افتاده ؟
... سه هیون فهمید
که دوستام دارن تو خونه ام زندگی میکنن
چطوری ؟
گارین اشتباهی بهش گفت
... و من فقط نگران هون بودم
باید بیشتر حواسمو جمع میکردم
خب، به نظر نمیاد کوتاه فکر باشه
اگه وضعیت رو براش توضیح بدی درکت میکنه
مشکل سونگ ایه
چرا ؟
... میدونی
... از اینکه با یه دختر دیگه زندگی کنم
متنفره
که چی ؟ نمیخواین تا ابد باهم زندگی کنین که
... حالا که بحثش شد
من امشب خونه تو میمونم
چرا ؟ - آب خونه ما قطع شده -
... نزدیک بود برم سونا بخوابما
بعد یاد تو افتادم
خب برو همون سونا من دیگه اتاق خالی ندارم
خب میتونم با یکی شریک شم
!نگو که میخوای با من بخوابی ؟
تو نه
هی، نکنه منظورت سونگ ایه؟
استاد اومد
سلام
... چرا تو
... داری میری
سر کار پاره وقتت ؟
آره، بعدا میبینمت
بدش من
کمکت میکنم
باشه، بریم
چرا؟ چیشد؟
بعد از اینکه به شماها همه چیو گفتم احساس سبکی میکنم
دروغ گفتن واقعا کار من نیست
بهرحال هیشکی با قدرت دروغ گفتن به دنیا نیومده
... میدونی
مردم وقتی تحت فشارن میتونن دروغ بگن
مرسی که درک میکنی
این چیه ؟
اینا ... قرص نیستن ؟
!چرا اینقدر زیاد ؟
اونا مال منن
مال توعن ؟ واسه چی ؟
مریضی ؟ - نه مریض که نیستم -
فقط یکم مشکل خواب داشتم
واسه همین قرص خواب و ضد استرس گرفتم
هنوزم مصرف میکنی ؟ - ! نه -
از وقتی با شما بچه ها آشنا شدم حالم بهتره
واسه همین دارم میریزمشون دور چون دیگه بهشون احتیاجی ندارم
! تموم شد
! دیگه میرم. فعلا
تا اونجا باهات میام
باشه
... مشکل بی خوابیت
خیلی شدید بود ؟
یجورایی
دکترم گفت مشکل من یه مشکل روحیه
که فکر کنم راست میگفت
از وقتی با شما بچه ها آشنا شدم واقعا حالم بهتر شده
خصوصا تو، هون
چی ؟ - ... راستش -
همیشه به رابطه ته او و سونگ ای حسادت میکردم
ولی حالا خودم بهترین دوستو دارم
بهترین دوست ؟
تو بهترین دوست منی، مگه نه ؟
... اوهوم
مهمترین فاکتور یه شهر هوشمند که بر اساس علم بنا شده
اعتماد بین اعضای جامعه اشه
گزارش گروه 5 رو با این جمله به پایان میرسونم
... در حال حاضر و در آینده
چیزی که ارزش مکان زندگی رو مشخص میکنه
... علم نیست
... بلکه مردمیه که
اونجا زندگی میکنن
سونگ ای خسته نباشی - کارت عالی بود -
آفرین - گل کاشتی دادا -
پس با یه جشن چطورین ؟ - عالیه -
من که پایه ام - منم همینطور -
گوشت خوک و سوجو
فوق العاده میشه - یه چیز چرب و چیلی میخوایم -
آره آره - ! وای نمیتونم صبر کنم -
ارشد مینا میتونه این دفعه مهمونمون کنه
پیشاپیش ممنون - من ؟ -
پیشاپیش ممنون واسه شام
هوووف خیلی خوشحالم که بالاخره تموم شد
گرفتیم A+ به نظرم هممون
آخر هفته بیاین خونه من
خونه شما ؟
آره، مامانم اینا رفتن سفر اروپا
! من آزادم
چیش خوبه وقتی هیشکیو نداری که باهاش از این آزادی لذت ببری ؟
ایش
بعدا می بینمتون
باید حرف بزنیم
چرا ؟
" ما اسم تورو واسه گزارش پروژه فرستادیم حتی با اینکه کار خاصی واسه اش انجام ندادی
" پس تشکر کن
میخوای اینو بگی ؟ - ... درباره ته او -
و خونه اش
آره
این بهترین کار بود
پرنسس به قصر برمیگرده
... و من به جایی که بهش تعلق دارم
این بهترین کار بود
بقیه پول چند دقیقه دیگه واریز میشه نگران نباش، ما هواشو داریم
ممنون
پنج میلیون وون به حساب چوهون واریز شد
چوهونِ عوضی
چه غلطی کردی ؟
... اون روز
... که من از خونه بیرون شدم
هیچ جایی رو نداشتم که برم
!ته او تنها دوستیه که داری ؟
... البته که دوست های دیگه ای هم دارم
... ولی
حتما خیلی برات جالب بوده
شرط میبندم قایم کردن این موضوع براتون سرگرم کننده بوده
ما از قصد دروغ نگفتیم
... با اینحال
معذرت میخوام
مامانم فرار کرد
و منم از خونه ام بیرون شده بودم
نمیتونستم با کسی این وضعیتِ شرم آور رو در میون بذارم
به غیر از ته او
هیچوقت بهت نخندیدم یا فکر نکردم که سرگرم کننده اس
من هیولا نیستم، خودتم میدونی
و منم یه آدم آشغال نیستم که وضعیتت رو درک نکنم
ولی بازم دونستنش منو ناراحت میکنه
دوست پسرت چی ؟ مشکلی با این قضیه نداره؟
چی ؟
... داشتن دوستایی از جنس مخالف
شاید به نظر بی خطر بیاد
ولی همه رو مضطرب و ناراحت میکنه
خوب بهش فکر کن
موندن با ته او واقعا تنها انتخابیه که داری ؟
... یا
تموم این مدت، اینکه اون بهترین دوستته رو فقط بهونه کردی ؟
! یکم رامیون تست کنین سلام، بفرمایید
ایستگاه تست شیوون رامیون
واقعا خوشمزه اس، یکم امتحان کنین
! بازم بیاین
... یکم رامیون
الو ؟
الو ؟
گارین، حالت خوبه ؟
هون، الان کجایی ؟
تو کجایی ؟ چرا صدات آرومه ؟
توی دردسر بزرگی افتادم
نمیدونم چطوری فهمیدن
ولی خانم کیم و بقیه الان اینجان
فکر کنم فهمیدن اینجا کار میکنم
همونجا بمون. الان میام
نذار بگیرنت، باشه؟
باشه ولی عجله کن
لعنتی
... مشترک مورد نظر در دسترس
... اگه فبلم بزرگ شدنت با مادر و پدرت باشه
خیلی عالی میشد نظرت چیه ؟
این میتونه یکم خوشحالش کنه ؟
نام گذاری نشده
عه، اومدی - آره -
اینا برای چی ان ؟ - میخوام شام درست کنم -
آشپزخونه اتو بهم قرض بده
سونگ ای بهت گفت شام درست کنی ؟
واو ، اون واقعا باور نکردنیه
نه اینطور نیست
فقط خواستم براش غذا درست کنم
مطمئنم سونگ ای همیشه مسئولیتِ غذا درست کردنو به عهده داشته
آره، درسته
راستی، اون نمیدونه ها
که من اینجا میخوابم امشب - چرا ؟ -
سورپرایزه - خدایی ؟ -
... آخه خونه من
واسه لاو ترکوندن شماهاس ؟ - آره دقیقا -
! گارین
! اوه گارین
! اوه گارین
! گارین
! هون
بیا اینجا
الان میام
باشه
همینجا قایم شدی ؟ خوبی ؟
وقتی خانم کیم رو دیدم مغزم هنگ کرد
پس فرار کردم اینجا
وسط شیفتم بودم
نگران نباش
مطمئن باش تو رو از اینجا میبرم بیرون
باشه ؟
بزن بریم
... هون
تو اومدی که منو نجات بدی ؟
بذار اول از اینجا خلاص شیم
باشه
سو دوهیون
آره، اعتراف میکنم یه مرد ایده آله
اون قاطع و باهوش و مردونه اس
! جدا همه فن حریفه
فکر کنم به اندازه کافی خوب هست که دوست پسر سونگ ای باشه
نه وایسا
دوست خوب بودن با دوست پسر خوب بودن فرق میکنه
اون از اون تیپ هایی نیست که بذارن دوست دخترشون ببره
تازه یجورایی هم سرد به نظر میرسه
همچنان میخوای بهم خیره بشی؟
چی؟
نه بابا، تو فقط تو معرض دید منی
میخوای کمکت کنم ؟ - نه همه چی رو به راهه -
تخم مرغ داری ؟ - آره، اونجا -
هر چی می خوای بردار
مال هان سونگ ای
مال یون ته او
مال هان سونگ ای ، مال یون ته او
مال هان سونگ ای ، مال یون ته او
... نمیفهمم چطور ممکنه که
... اونا بیان فروشگاهی که من توش کار میکنم
اونم تو زمانی که شیفت منه
این قطعا اتفاقی نیست
چطور میدونستن من اونجا کار میکنم ؟
هرچی، تو منو از اون فاجعه نجات دادی
اگه بخاطر تو نبود نمیتونستم از اونجا فرار کنم
ممنونم، هون
واقعا واقعا ممنون
... من بهشون گفتم
... من کسی بودم که
بهشون گفتم تو کجا کار میکنی
چی ؟
... وقتی بیرون بودی
اونا اومدن خونه ته او
با آگهی های شخص گمشده
... و
جایزه اش خیلی وسوسه انگیز بود
اولش واقعا شوکه شدم هیچوقت نخواستم تورو بفروشم
... ولی
... وضعیت الانم
اودیشنی که فکر میکردم قبول شدم رو رد شدم
... و بدجور به پول نیاز داشتم
متاسفم، گارین
چرا ؟
... فکر میکردم
ما باهم دوستیم
ببخشید
من اومدم
سلام - سلام -
دوهیون، اینجا چیکار میکنی ؟
خونه اش در حال تعمیره پس امشب اینجا میمونه
واقعا ؟
لبخندشو نگاه
شام خوردی ؟
یکم غذا برات آماده کردم
واو ! همه اینارو خودت درست کردی ؟
!همشون خوشمزه به نظر میرسن
انتظار نداشته باش خییلی مزه اشون عالی باشه
فقط میخواستم وقتی فرصتش جور شد برات غذا درست کنم
مرسی. مدتی میشه که کسی برای من غذا درست نکرده
خیلی خیلی ممنون
بشین
خوشمزه اس ؟
! خوشمزه اس
واقعا ؟ - آره -
اینم بخور
این چیه ؟
پنکیک میگو
! واقعا خوشمزه اس
ته او، توهم بیا بخور
باشه
تو هم بخور
اینم تست کن
! این یکی حسابی پخته - ! طعمش عالیه -
من بعدا میخورم
همشو بخور - حتما -
اینم بخور - اوهوم اوهوم -
چیکار داری میکنی ؟
هوا داره سرد میشه
بعضیاشونو باید بیارم داخل
دوهیون کجاست ؟
دنبال یه نفره که امشب جاش شیفت وایسه
فکر کنم پای تلفنه
واقعا واسه امشب عزمشو جزم کرده
سه هیون چطور؟
باهاش حرف زدی؟
آره – چی گفت؟ مطمئنم عصبانی بوده -
هرکسی تو همچین شرایطی عصبانی میشه
تو نگران نباش. خودم حواسم هست
هی، چطور وقتی میدونم
سر چی دعواتون شده، نگران نباشم؟
دیگه یه تراژدی معمولی
واسه پسراییه که تنها زندگی میکنن
یکی دیگه ست که دلت میخواد باهاش تنها باشی
ولی همینجوری مزاحمه که در خونهات رو میزنه
امشب 4 تا داشتم، نه؟
راست میگی
داری با یکی قرار میذاری
ولی چون ما اینجاییم، نمیتونی دعوتش کنی خونهات
هی، نمیخواد اینقدر جدی بگیری حالا
فکر نمیکردم اینقدر طولانی بخوام اینجا بمونم
امروز از مامانم حتی بیشترم متنفرم
، اگه می دونستم کجاست به ثانیه نکشیده میرفتم پیشش
بهرحال فکر نکن این باریه که خودت تنهایی باید به دوش بکشی
منم به فکر راه حلم
نمیخواد، راه حلِ چی؟
نگران نباش و همین جا بمون
... گارین، گوش بده – !ولم کن -
گارین
!گارین
وایسا ببینم، چی شده؟ داری میترسونیم
آروم باش و باهامون حرف بزن چی شده؟
نمیخوام. دارم میرم
کجا میخوای بری این ساعت؟ جاییو نداری که بری
هرجایی بهتر از اینجاست
نمیخوام یه ثانیه دیگه هم کنار چوهون باشم
مامانم راست میگفت
، گفت با آدمای زیادی بودن هیچ فایدهای نداره
و بهتره تو دنیای خودم بمونم
فکر می کردم داره سرکوبم میکنه
ولی اشتباه نمیکرد
اون بدترین آدمه
وایسا ببینم، از چی حرف میزنی؟
یه جوری توضیح بده ما هم بفهمیم
همهاش تقصیر منه
خدمتکار شخصی گارین اومده بود دم خونه
یه آگهی بهم داد
، و اطلاعات از محل اقامتش
ده میلیون وون می ارزید
... چوهون، نگو که
هی، زده به سرت؟
آره
زده به سرم، چیه؟
، اگه برگردم پیش مامان بابام بابام قلم پامو خورد میکنه
سونگ ای جایی واسه رفتن نداره
ولی تو اینطوری نیستی، اوه گارین
یه خانواده داری که دنبالته مایه دارم هستی
، اگه میخوای خودتو پیدا کنی پول مامانتو خرج کن تا پیدا کنی
تو سوییت هتل از زندگیت ناله کن !بچه مایه دارا این کارو میکنن
!خفه شو
از خودت خجالت میکشی، نه؟
واسه همین داری سر من خالی میکنی؟
، حداقلش من از وقتی اومدم اینجا از خودم خجالت نکشیدم
تو چی اونوقت؟
از خونه نزدی بیرون که زندگی خودتو بکنی؟
... این اون زندگیای بود
که میخواستی؟
دارم خفه میشم. نمیتونم اینجا بمونم
!هی، گارین، وایسا
!گارین
من میارمش
چطور بهت اعتماد کنیم؟ - من شروعش کردم، خودم درستش میکنم -
و اینکه
، اگه گارین واقعا رفت
منم میرم – چی؟ -
منم از اینجا میرم
کی به رویای من اهمیت میده؟
لیاقت رسیدن بهشو ندارم
چیکار کنیم؟ بریم دنبالشون؟
نه، خودشون باید حلش کنن
نیا دنبالم
دنبالت نمیام
فقط دارم میبینم کجا داری میری
پول داری اصلا؟
... من یه جاییو میشناسم
که میتونی مجانی بخوری و بخوابی
به عنوان یه گزینه بهش نگاه کن
یعنی اوکی شدن بچه ها؟
چطور وقتی سر پول فروختتش، ببخشدش؟
، آدم تو فشار که باشه
ممکنه انتخاب اشتباهی کنه
دقیقا. چوهون اخیرا اوقات خیلی سختی داشته
چیه؟ یه کاری میکنین من سنگدل بنظر بیام
بگذریم، من میرم بالا باید کارای دانشگاهمو تموم کنم
اوهوم، منم میام بالا
ته او – بله؟ -
تو اول برو بخواب
من میرم با سونگ ای حرف بزنم
هنوز خوابم نمیاد
بگو برگرده پایین
میخوام باهاش تنها باشم
خودت دوست دختر داری پس میدونی منظورم چیه
چی شد؟
میدونم تریپ مراقبتای برادرانه برداشتی
ولی تمومش کن – من کی اینجوری کردم؟ -
برو باهاش خوش بگذرون
تو اول بخواب من هروقت خواستم، میخوابم
اسم منو به متصدی پیشخوان بگو
اینجا میتونی بخوری، یا کتاب بخونی
هرکاری بخوای، میتونی بکنی
میبینی که، اینجا خیلی مایه دارم
امتیازات عضویت
من اون گوشه ساکت میشینم به من توجه نکن
برو فقط
نمیخوام اطرافم باشی
مطمئنی بدون من مشکلی برات پیش نمیاد؟
فکر کن من یکی از گلدونهام
یا یه کتاب طنز تو قفسهام
پس این اتاق توئه
چیزی واسه دیدن نداره تقریبا تمام چیزیه که دارم
بازم، تا حالا اتاق یه دخترو ندیده بودم
معمولا انقدر شلخته نیستم
اینا رو زیاد استفاده میکنم واسه همین مرتبشون نکردم
کلی هم باید اینور اونور بری
قابل درکه
، هروقت به اینا نگاه میکنم حس میکنم وضعیت خودمو نشون میدن
بدون اینکه جایی داشته باشن با بقیه چیزا قاطی شدن
بازم
تا ابد که اینجوری نمیمونن
همین جا بمون چندتا عکس دارم که از خونه آوردم
واسه بچگی هامن
کجا گذاشتمشون؟
سونگ ای
بیا اینجا
اینجا خونه خودمه؟
در ضمن زیر شیروونی خودمه
نه، اشتباه میکنم
چرا اینقدر اذیتم میکنه؟
... فکر میکنی
گارین واقعا بره؟
چطور؟ نگرانی؟
خب در واقع برمیگرده خونهاش
پس نگران نیستم – پس چی؟ -
چوهون گفت اگه بره، اونم میره
موندم من باید بعدش چیکار کنم
، اگه جای دیگهای واسه موندن پیدا کنی
من ترجیح میدم بری اونجا
چارهای جز اینجا موندن نداری
منم میفهمم
ولی
حالا که زندگیت اینجا ، با ته او رو دیدم
فکر کنم از الان به بعد اذیتم کنه
ببخشید
راه حلم ندارم حتی اونوقت اینارم میگم
نه بابا، می فهمم
فکر کنم تو رابطه بودن
خیلی خودخواهت میکنه
یون ته او
چت شده تو؟
لعنت بهت
!هان سونگ ای، سفت بچسب
!هان سونگ ای
!هان سونگ ای
هی سونگ ای، کجا میری؟
... فقط
!سونگ ای
واسه چی همچین خوابی دیدی؟
خوب بهش فکر کن
موندن با ته او واقعا تنها انتخابیه که داری ؟
... یا
تموم این مدت،اینکه اون بهترین دوستته رو فقط بهونه کردی ؟
یکی دیگه ست که دلت میخواد باهاش تنها باشی
ولی همینجوری مزاحمه که در خونهات رو میزنه
، اگه جای دیگهای واسه موندن پیدا کنی
من ترجیح میدم بری اونجا
گارین، بیدار شدی؟
کجا رفته بودی؟
رفتم خونه
بیا، لباسات
با اینا راحت نیستی
برو عوضشون کن. دستشویی اون سمتیه
من میرم دیگه
اوهوم
کتابخونه میبینمت – هوم، برو -
کجا میری؟
سالن چد رسانهای
دیشب با دوهیون راجع به چی حرف زدین؟
لازم نکرده بدونی
عه؟
حالا راجع به جزئیات مکالمهتون کنجکاو نیستم که
ته او
چیه؟
... اگه گارین و هون
واقعا از خونه برن
منم میرم
مطمئن نیستم چی پیش میاد
ولی فکر کردم باید بدونی
کجا میخوای بری؟
اون دوتا میتونن برگردن خونهی مامان باباشون
تو که نمیتونی
فکر کنم بتونم یه مدتی پیش یوریم بمونم
مامان باباش فعلا خونه نیستن
خوبه دیگه
شر مزاحما که کم شه
تو و سه هیونم مشکلی ندارین دیگه
منم دیگه جایی واسه موندن دارم
تو هم میتونی از دل دوست دخترت در بیاری
درست بنظر میاد
موافق نیستی؟
خب
آره گمونم
چه خواستی بری، چه نخواستی
اول برگرد خونهی ته او
از صبح شکمت خالیه
تو کاناپه مچاله شده بودی
نصف شبم که بیدار میشدی
تو نخوابیدی؟
چطور بخوابم؟
وقتی یکی راحت میتونست یه کاریت کنه
گارین
میدونم که الان از پرروییم متنفری
من خودمم از خودم متنفرم پس میتونم تصور کنم چه حسی داری
اگه میدونی
از جلو روم برو کنار
معذرت میخوام
واقعا بی فکری کردم
هیچوقت اینقدر عاجز نبودم
حتما عقلمو از دست دادم – منم قبلا همچین حسی نداشتم -
حس خیانت رو
تو همچین شرایطی
چیکار باید بکنم؟
... میدونم اعتماد کردن
به کسی که اذیتت کرده، چقدر سخته
ولی بازم
یه شانس دیگه بهم بده
بیشترین تلاشمو میکنم
تا دوباره اعتمادتو بدست بیارم و بهترین دوستت بشم
خوبه دیگه
شر مزاحما که کم شه
تو و سه هیونم مشکلی ندارین دیگه
چون با بقیه زندگی میکنم از ایده ی خونه خالی متنفرم؟
یا
از اینکه تو بری متنفرم؟
برگشتید
دیشب کجا خوابیدید؟
کتاب فروشی
انتخاب خوبیه
خب پس
فکراتو کردی؟
واقعا داری میری؟
بیا
داری میری؟ - آره -
ولی نه همین الان فعلا خونه ی یوریم اینا میمونم
مامان باباش فعلا نیستن
کجا زندگی میکنه؟ به دانشگاه نزدیکه؟
نزدیکه. به اینجا هم نزدیکه
عالیه پس
میشه اکثر اوقات برسونمت خونه؟
اوهوم – برای ته او هم خوبه -
دوست دخترش خوشحال میشه
دقیقا
چیه؟
!عه! بفرما، دوست قدیمی من، هان سونگ ای
به خونه خوش اومدی
چی؟ کِی برگشتید؟
یکم پیش برگشتم
تمیز کاریم که تموم شد، دوکبوکی درست میکنم. تو هم میخوای؟
چه خبره؟ گارین کجاست؟
تو اتاقشه. برو ببین
چی شده؟ پس همین جا میمونی؟
فعلا
هونو بخشیدی؟
نه
هنوز از دستش عصبانیم
هرچی بیشتر بهش فکر میکنم عصبانی تر میشم
وقتی دیدم صدمه دیدم
گفتم باید یاد بگیرم چطوری بهش غلبه کنم
تصمیم گرفتم اینکارو بکنم
... اگه اینو میخوای
!سونگ ای، بریم آبجو بخریم
مگه میشه جشن نگیریم، هان؟ بدو بیا
واسه چی کبکش خروس میخونه؟
فکر کنم خیلی سوسکی اکیپمونو دوست داره
وقتی گفتم میمونم، از خوشحالی پرید هوا
محلهمون استثنائا امروز خیلی خوشگل نشده؟
مناظر همیشه به حست بستگی دارن
حتما از یه چیزی خوشحالی
آره، هستم
... امروز، یکم پیش
که تو خونه تنها بودم
یه جوری بود
فکر کردن به اینکه ممکنه همتون برید
یه جس عجیبی بهم داده بود
واسه من و سه هیون بهترین حالت نیست
ولی باید یه راه دیگه براش پیدا کنم
تصمیم گرفتم قبول کنم
که زندگی با شماها رو دوست دارم
خیلی وقتا شلوغ و رو اعصابه
اذیت کننده هم میتونه باشه ولی خوش میگذره
میدونی که گارین و هون چقدر حرف میزنن
هیچوقت ساکت نمیشن
... واسه همین
بدون منم چیزی نمیشه
هوم؟
ته او
من میخوام از خونهات برم
یوریمو دارم که پیشش بمونم الان نه، چند روز دیگه میرم
چرا؟
گارین و هون که میمونن
فکر کردم فقط چون تنها موندنمون عجیب میشد، میخواستی بری
خب
کسایی که باهاشون قرار میذاریم
حس خوبی ندارن
اکثر اوقات سر میزنم
شاید هر روزم اومدم اذیتت کردم
ما 20 ساله گیر هم افتادیم
وقتشه از هم دور بودنو تمرین کنیم
طبیعیه این کارو بکنیم
نمیخوام رفته رفته از هم دور شیم
... چون
نرو
... چون
... من
دوستت دارم
*پرشـين دريــم تيم* " Pari.Bboom - LILIAM ":مترجم
"براي حمايت از مترجم، زيرنويس را از کانال ما دانلود کنيد" @PersianDreamTeam
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.