Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ول
کلاس داریما
دل من همیداد گفتی گوایی که باشد مرا روزی
از تو جدایی
جدایی
ولی هرچه خواهد رسیدن به مردم بر آن دل
دهد هر زمانی گوایی
من این روز را داشتم چشم از این غم نبوده
است با روز من روشنایی جدایی گمان برده
بودم ولیکن نه چندان که یکسو نهی آشنایی
به جرمت چراندی مرا از در خود گناهم نبود
است جز بیگناهی
بدین زودی از من چرا سیر گشتی نگا را بدین
زود سیری چرایی
که دانست کس تو مرا دید باید به چندان وفا
این همه بیوفایی
سپردم به و دل ندانسته بودم بدینگونه مایل
جور و جفایی
دریغا دریغا که نبودم که تو بیوفا در جفا
کجایی همه دشمنی از تو دیدم ولی کن نگویم
که تو دوستی را نشای
نگارا من از آزمایش بهاییم مرا باش تا بیش
از این آزمایی
مرا خارداری و بیخواهی
نگر تا بدین خو که هستی نپایی
تفسیرش بمونه برای جلسه
همش حرف حرف حرف
مسابقه حافظ و مولوی با گوته و شکسپیر
حرفای خوب
حرفای قشنگ به درد نخور
ببخشید
بفرمایید
میخواستم بگم این شعر فراری که خوندی
خیلی قشنگ بود
خب
میخوام بدونم این سرک روی کی اثر گذاشته.
خب
سادگی شعر فراخی روی شعرای خیلی مؤسسه
چیزی که الان یادم میادش
نمونه کاملتر توزلای فراخیه.
یعنی تأثیر سبک خراسان نیروی سبک عراقی
ولی خوب نخوندینش.
بله. توی این شعر یه سوز احساسی هست که
اصلاً تو صدای شما نبود.
همین که تو شعر هست کافی نیست
ولی خوب خوندنش خیلی تأثیر داره.
تا شنوندهش کی باشه؟
اگه کسی هم بخواد بشنوه با این همه سر صدا
سر صدا که مال شماهاست؟
نه اگه خوب میخوندین همه ساکت میشدن
اونوقت اونایی که میخواستن بشنوم سر حال
میومدن
دیگه از من گذشته که با شعر خوندم کسی سر
حال بیاد
پس تکلیف شعر چی میشه؟
بهتره هر کس شعر خودشو بخونه.
یعنی چی؟
یعنی این حرفا رو فراموش کنیم. بذارین منم
به کارم برسم.
من از مردم همین شهرم.
همه آدمهای این شهرم دوست دارم
چون تقریباً هیچ کدومشونو نمیشناسم.
از آدمای بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده
کشیدیم. اگه کسی حرف این مجسمهها رو باور
کنه باید بین خودش و مردم نرده بکشه.
من این حرفا رو باور کردم اصلاً باور
کردنی هست
توان هر که دانا بود واقعاً
من با اینا غریبم با مجسمه آدما با آدمای
مجسمه
اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد.
آدما از دور دوست داشتنیترن.
اینو لازم نداری؟
شاید میترسم.
شاید خیالاتیمو میترسم با پیدا کردن دوست
مجبور بشم از خیالبافی دست بردارم.
اما اگه دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشن
تا آخر عمر به هم دروغ بگن، بهتره تنهایی
بشینن و به چیزایی فکر کنن که دوست دارن.
اینجا ساختمونا بیشتر از آدما حرف میزنه
یا لااقل من حرفاشونو راحتتر میشنوم.
یکی میگه قراره منو بکوبن و دوباره بسازن.
یکی دیگه از طبقههای تازهش میگه
این یکی دوست قدیمی منه
با تکتک آجاراش حرف میزنم و فکر میکنم
اونم به هیچ ساختمونی به اندازه من نزدیک
نیست شعرای قدیمیو تو گوش ساختموی قدیمی
زمزمه میکنم چون به نظرم با این حرفا
جورترن
روزا پیاده روی فایده نداره.
صدا و نور و شلوغی مزاحم خیالبافی آدمه.
باید صبر کرد تا شب بشه.
خیالبافی منو ارضا میکنه کتابه
و جایی که کتاب باشه آدمی هم هست که چند
دقیقهای تحملش کنم و تحملم کنم.
میخواستی نیا دیگه
سفارشمو جور نکرده باشه دیگه نمیام.
میدونم
اینجا نمیای ریخت ما رو ببینی که
سفارشهای استاد حاضره. رومیز آقا فقط
یکیش موند واسه یکی دو روز دیگه
تو هم با من نبودی
مثل من با من
خیالت راحت باشه
چاپ اول به اون تمیزی گیرت نمیاد
این یکی مهرم داره
این همه سال نگه داشته حالا بفروشه
نه صاحبش مرده بچههاش دارن وسیلههاشو
حراج میکنن.
حیف
واسه تو که بد نشد کالکسیونت تکبیر میشه
بذارم به حساب
نه
بده این بیشتر نشه بهتر حساب که نیستم
نه
حسابت بد نیست
فکرتم خوبه
کتابخونت که نایابه
افسوس
اخلاقت چرکه
اونم تو هر جا بعدی بگرد یه دونه تر
تمیزشو برام پیدا کن
خداحافظ
روشنی زیادم چیز جالبی نیست آدم همه چیزو
میبینه و همه اونو میبینن توی تاریکی
آدم میتونه خیال کنه که چیزی جایی کسی
منتظرشه
اما توی روشنایی اصلاً خبری نیست معلومه
که خبری نیست
سلام علیکم
علی
کجا میری هیچجا قدم میزنم
کیفتو باز کن
کتاب شعره
یکی شعره
کارت شناسایی
ببخشین شما چی درس میدی؟
ادبیات
آقا من یه سؤال دارم حوصله دارین جواب
بدین
بفرمایین
به نظر شما منظور این شاعرا چی بوده که
این همه شراب و جام و می و اینا ریختن تو
شعراشون حالا نمیشد یه مسئله دیگهای بزنن
که مردم به اشتباه نیفتن
والا به نظرم دلیلش این بوده که شبا
میشستن یه گوشه فکر میکردن و شعر
میگفتن اگه شبا عوض فکر کردن راه
میافتادن تو کوچه قدم میزدن هوس این
کلمهم از سرشون میفتاد
[موسیقی]
بالاخره اومدی
Ah. [صدای جیغ]
ببخشید آقا مجبور شدم شما رو صدا کنم
نترسیدی از چلو بیفته توی چپ؟
نه از دور یه نگاهی انداختم به قیافهتون
نمیومد مزاحمش
به قیافه شما میادین وقت شب سر خیابون
وایسین
نه به قیافم نمیاد
ولی من واقعاً منتظر کسی بودم
[صدای خرناس]
شکی نیست اما این ماشینای مدل بالا
نمیذارن آدم زیاد منتظر کسی بمونه
من باید چند دقیقه دیگه اینجا منتظر بم
بمونم. ممنون از کمکتون.
نه دلم میخواد بمونم. بدم نمیاد بدونم
ماشین طرف شما چه مدلیه.
به هر حال اگه وایسادن من ناراحتتون
میکنه میتونم برم.
هرج میل شماست.
[گلویش را صاف میکند]
میگم
به قیافه شما هم نمیومدیم وقت شب دنبال
کسی بگردیم
دنبال کسی نمیگشتم
یعنی منتظر کسی نبودین
نه باز خوش بالا شما که منتظر یکی هستین
شما چیکارین
ادبیات درس میدم
پس معلمین
معلم دانشجوها
پس باید حسابی اهل شعر و قسته باشین
شما هم هستین
زیاد از وقتی مدرسه میرفتم کتاب میخوندم
ولی تو این یکی دو ساله خیلی جدیتر شدم
ساعت چنده؟
شما که خودتون ساعت دارین
گفتم شاید عقب مونده باشه
از ۱۱ گذشته نه
۱۱ و نیمه
نیومد
کی نیومد
به کی میشه گفت
منتظر کسی هستین
به شما اعتماد کنن
تا چه موضوعی باشه؟
نمیدونم بابت سواد شماست یا حس خودم
ولی دلم میخواد بهتون اعتماد کنم.
دلم میخواد باهاتون رو راست باشم و حرفمو
بزنم فقط به یه شرط.
چه شرطی؟
بدون عشق.
چه عشقیم؟ من حتی اسم شما رم نمیدونم.
منظورم آینده است نه الان.
مطمئنم که شما میتونید بهم کمک کنید
ولی
دلم میخواد بهم قول بدین تا حس نکنم
بهتون لطفهای میزنم.
تو این وضعیت شما تنها کسی هستید که باهاش
خیلی راحتم.
باشه قول میدم راستش منم خیلی وقته با کسی
حرف نزدم
شما چرا تنهاییید
هیچوقت فکر نکردین که میشه از تنهایی
درراومد
شما اگه منتظر کسی نبودید سوار ماشین
میشدید که از تنهایی دربیایین؟
نه
میگشتم دنبال آدمی که مثل خودم باشه.
من نمیگردم
چون از خودمم خوشم نمیاد.
آدم عجیبی هستین.
شمام همین طور.
به خودتون زحمت ندین. با این وز نمیشه
جایی رفت.
باید قبلاً فکرشو میکردیم.
اگه اومده بود لازم نبود فکر چیزی باشم.
کسی رو دارین که پیشش بمونین؟
چند نفری هستن
ولی نمیخوام پیششون برم.
واقعاً میخواین بهتون کمک کنم؟ بله حس
میکنم شما میفهمین من چی میگم.
پس لطف کنین راستشو بگین.
ببخشید که انقدر روک حرف میزنم. من به
کسی اعتماد ندارم ولی اگه اعتماد کنم
حتماً بهش کمک میکنم.
پس چطور وایسادین و نرفتین؟
نمیدونم. شاید غافلگیر شدم. شایدم بعد
از این همه وقت فکر کردم بشه با کسی حرف
زد و پشیمون نشد.
مشکل شما چیه؟
من اونجا منتظر بهترین آدمی بودم که تو
زندگیم دیدم.
اما نیومدی؟
نه ولی قرارمون چهارشبه. امشب شب اول بود.
خیلی وقت میشناسیدش؟
۲ سالی میشه.
سال دوم دانشکده بود که دیدمش
قرار گذاشتیم یه سال بعد هم جایی که جدا
شدیم همدیگه رو ببینیم
چی شد که جدا شدیم
جدا نشدیم جدامون کردن
تو این مدت باهاتون تماس نگرفت
جایی نبود که بتونه [موسیقی] تماس بگیره
به منم گفت تو اون یه سال تماس نگیرم
بهتره
چرا
فکر میکنین بیاد؟
گفت قرارهون بین ساعت ۱۰ تا ۱۱.
میدونی چرا؟
نه.
میگفت د تا آدم کنار هم مثل ۱۱ میمونه.
یه آدمم مثل ۱۱ میمونه. به شرطی که فقط
به پاش نگاه کنی.
شما هیچ حرف امیدوار کنندهای ندارین که
بزنیم.
چرا
فکر نمیکنی الان دارن پدر مادرتون در به
درب شن؟
نه خیلی وقته مردن.
من با مادربزرگم زندگی میکنم.
اونم فکر میکنه من اومدم تهران دیدن
دوستم.
دفعه [موسیقی] اولیه که همچین اجازهای
بهم داده.
ولی من هیچ دوستی ندارم که پیشش بمونم.
اگه پیداش نشد چی؟
بینش اصلاً فکر نکرده بودم.
قبلاًهم انتظار کشیده بودن
ولی یه ساعت امشب ۱۰۰ سال گذشت.
یعنی عشق انقدر سخته؟
آره ولی سختیشم [موسیقی] خوبه
شما اصلاً هیچوقت
نه اصلاً هیچوقت
آخه چطور؟ بالاخره تو دوره دانشجویی بعدشم
تدریس آدم با خیلیا برخورد میکنه.
بله خیلیا. شاید گیرکارم همین باشه.
به نظرم شما دشمن خودتون باشین.
وگرنه [موسیقی] آدم اینقدر زندگی به خودش
سخت نمیگیره.
[موسیقی]
اون قاب چرا خالیه؟
هنوز عکس مناسبش پیدا نشده.
پیدا میشه.
اكبر
کمک کنیم پیداش کنم. ممکنه به خاطر من تو
درد سر افتاده باشه.
یه نشونههایی ازش دارم ولی تو این شهر
نمیدونم چیکار باید کرد.
میخوام روزا دنبالش بگردم و شبا منتظرش
باشم.
قول میدم زیاد مضارم شما نشه.
باشه
هر کاری که بتونم میکنم
راستشو بخوای واسه منم بد نیست
لااقل از این تنهایی و بیخاصیتی در میام
از این گذشته یه خورم از عاشق چیزی یاد
میگیرم
فردا چیکار کنیم
منظورت امروزه
اول یه چند ساعتی بخواب بعدش اگه زنده
بودیم یه فکری میکنیم.
تو اون اتاق راحتتر نیستین.
اشکالی داره من اینجا بخوابم.
آدم حس میکنه همه نویسندهها مواضب بشن.
قبل از اینکه شما رو ببینم فکر میکردم
خودم آدم خیال بافیم.
این درست از تو قفل میشه. اگه کاری داشتین
به من بگین.
نه
اینجا همه چی هست.
شب بخیر
صبح بخیر
بله
دیدین هر دومون زنده ده موندین
ببخشید اگه بیدارتون کردم
نه کار خوبی کردید شما صبونی خوردین
خیلی وقته
عجب گنجی اینجا دارین
من از بچگی د تا رفیق بیشتر نداشتم
اگه میخواستم بشنوم کتاب میخوندم
اگه میخواستم حرف بزنم مادرم بود
دیگه نیست
چرا بعضی وقتا میاد ولی دیگه حرفای منو
نمیشنوه
حرفی هم نمیزنه که من بشنوم
فکر نمیکنید اگه شما خوشبخت بشید اون
راضیتره.
خوشبخته که زورکی نمیشه.
نه زورکی نیست. شما آدم موفقی هستین.
چیزای زیادی میدونین.
دونستن خوشبختی نمیاره.
راحتی که میاره. آدمی که میدونه خیالش
راحتتره.
شاید همین دونستن عذابش بده.
مهم نیست. اگه دنیاش عوض بشه به عذابش
میرزه.
دو سه سال پیش منم معنی این عذابو
نمیفهمیدم.
شایدم از دیدن کتابای شما کیف نمیکردم.
خیلی خوبه که یه نفر چش آدمو باز کنه.
باورم شد که شما آدم خیالبافی هستین.
چرا خیالباف؟
همون آدمی که میگین دنیاتونو عوض کرده.
دیشب شما رو تو خیابون
گفتم که قراره ما چهارشبه.
ببخشید بد حرف زدم
شایدم حق با شما باشه ولی حرف خوبو همیشه
آدمای خوب نمیزنن
شما که خودتون بهترین حرفا رو درس میدین
مطمئنین همه این آدما عین حرفاشون بودن
شاید به خودتون بگین که من خیالبافم
یا الکی خوشم
یا پرروهام
ولی فکر کنم ته دلتون منظور منو خوب
بفهمین
من یه آدرس پستی دارم و چند تا شماره تلفن
اینقدر بهش اعتماد داشتم که بیشتر از این
ازش نشونی نخواستم
ببخشید ازتون اجازه نگرفتم
باید بهتون میگفتم ولی من نیست
مهم نیست
بعضی بعضی وقتا چیزایی که به فکر آدم میاد
بهتره جلو چشمشم باشه
شما امروز کلاس دارین؟
نه فردا کلاس دارم
ولی شاید فردا نرفتم
حالا نامه نوشتن دارین؟
بالاخره چی شد؟
شما یه دقیقه اجازه بدین.
من که ۱۰ دقیقه اول ساکت بودم.
میدونم ببخشید ولی باید یه چیزی بگم که
قابل نوشتم باشه.
آدم با کسی که دوست داره باید راحتتر از
این حرفا باشه.
بله ولی من هیچوقت اینو بهش نگفتم.
بهش گفتم که منتظرش میمونم
اما نگفتم که دوستش دارم.
چرا؟
نمیدونم.
برام سخت بود که هرچی تو دلم میگذره بهش
بگم.
راستش ترسیدم اگه بگم همه چی خراب بشه.
اما اون گفت بله
بله خیلی زیاد
پس نمیخواین حرف دلتونو براش بنویسین
چرا ولی همشونن
هم میخوام بفهمی که موضوع برام مهمه هم
فکر نکنه حالا چه خبره
مخصوصاً اینکه شب اولم نیومده
تو یه سال خیلی چیزا ممکنه عوض بشه
والا من تو این زمینه خیلی صاحب نظر نیستم
چون خیلی ساله برای من چیزی عوض نشده.
[گلویش را صاف میکند]
نمیدونم چی بگم.
اصلاً مغزم کار نمیکنه.
میخوام ازتون یه چیزی بخوام.
میدونم واسه شما کاری نداره
ولی برای من سخته.
اگه واقعاً یه نفرو دوست داشته باشین و
بخواین حرف دلتونو بهش بزنین
چی براش مینویسین؟
نمیدونم چون تا حالا هیچ وقت این اتفاق
نیفتاده.
شما وزن منو میدونین.
خودتونو جای من بذارین.
ببین من
میدونم آسون نیست ولی خواهش میکنم قبول
کنیم.
از جان عزیزترم در شهریم که با تو برایم
غریب نیست اما دیشب را بی تو در غربت
گذراندهام. سهم من از عشق گوشه سرد و
تاریکی از این دنیاست که با یاد تو گرم و
روشن مانده است. کاری کن که باور کنم
انتظار خود عشق است. آشکارا نهان کنم تا
چند دوست میدارمت به بانگ بلند. چطوره؟
اونقدر خوبه که فکر کنم بفهمه من ننوشتمش.
خیلی شانس آوردم با شما آشنا شدم.
به نظرم خدا شما رو برای من فرستاده.
بعید نیست برعکسشم درست باشه
چون خود عادت داره چند تا کارو با هم بکنه
مثلاً بعد از این همه سال منو مجبور کنه
احساساتی بشم و نامه عاشقانه بنویسم
ولی از حق نباید گذشت احساسی شدن کار
سختیه
ولی به زحمتش میارسید
بله
ولی یه لحظه فکر کردم ۱۸ سالمه
کی پستش میکنین
اگه بخواین همین الان واسه سریترین پست
ممکن.
اون شعری که آخر نامه نوشته بودین مال کی
بود؟
سعدی
ا سعدی از این شعرا هم داره
بهترین کارش در واقع همین غزلاشه
من زیاد با ادبیات قدیم آشنا نیستم از
سعدی همون چیزا یادمه که توی مجلس خوندیم
از کسی که بوستان و گلستانو گفته این شعرا
یه خورده عجیب نیست
اصلاً بشر همه کاراش عجیبه
مثلاً به خاطر یه نفر خطر میکنه نصف شب
توی شهر غریب سر خیابون وایمیسته
ولی حاضر نیست به همون آدم یه دوستش داره
عجیبتر اینکه یه نفر استاد ادبیات باشه
کلی هم شرا عاشقانه بلد باشه ولی خودش
عاشق کسی نشده باشه
بالاخره هر کسی یه عیبی داره دیگه
از سعدی شعر دیگه یادتون هست
خیلی
یکیشو میخونین
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم شناخوشم بی تو
آشپزخونهشونم مثل کتابخونه به هم ریخته
بود
زیاد بهشون نمیرسم
رفته یه دفعه
اون گردو خاکی که من دیدم سابقهش بیشتر از
این حرفاست متفکرا تنبلن معمولاً
چه
به صاحب یه همچین دستختی جز خبر خوب نباید
داد.
خبرت به بعدی دستخت من باشه دیگه واویلا.
نه بد نیست نمیشه راستشو به تو گفت
رفتم اون آدرسی که داده بودی
کسی رو که تو دوست داری هیچکس نمیشناسه.
آدرس عجیب غریبی بود.
از تمام نشونیهایی که داده بودی رفته.
کل گشتم تا پیداش کنم. اگه گفتن واقعیت
خوشبختی و جوونی و امیدتو نابود میکنه چه
بهتر که دروغ بشنوی؟ البته بعضیا
نمیشناختنش
ولی اونایی که میشناختنش کلی ازش تعریف
کردن.
خلاصه این دوست شما کلی آدم سرشناسیه.
براش پیغم گذاشتم که یکی منتظرشه.
پس از قرار امشب بعد منتظرش باشیم.
شاید
اینجور که شما گفتین شاید نه حتماً.
اگه حتماً گفتن من راحتت میکنه حتماً.
میدونی از چی خوشحالم؟
از اینکه وقت قرارتون داره میرسه.
اون که به جای خود. از اینکه اصلاً از
کارای من تعجب نمیکنی.
البته من خیلی وقت دیگه از چیزی تعجب
نمیکنم. به نظرم همه چی عادیه.
حتی وضع من به نظر شما عادیه؟
نه ولی اگه تکرار بشه و یه آدم هر شب بره
یه جا وایسه
قرار نیست هر شب باشه.
امشب میاد
این سربالای پدر آدمو درمیاره
دیشب از این خیابون نیومده بودین
نه دیشب مسیرم سرراز بود
میخواین برگردیم از خیابون بغلی بریم
حالا دیگه باز خوب آدم مطمئنه یکی منتظرش
هست وگرنه به چه عشقی این سربایی رو میره
بالا
وقتی هم مطمئنه کسی منتظرت نیست راحت میری
بالا
پس به نظر شما من چرا سخت میرم
برای اینکه مطمئن نیستیم مردیم
صبر کن جلوتر نرو
ما رو نمیبینن
بذارچه
اومدیم و دیدم
مسئلهای نیست
برای من هست
مثل اینکه یادتون رفته
چرا چرا وایسادی ترسیدیم
نه
سردت نیست
نه خیلی هم سرد نیست
آدم وقتی منتظره چقدر زمان بد میگذره.
منتظرم نباشه خیلی خوش نمیگذره.
اگه جای بودین چیکار میکردین؟
[صدای خرناس]
راستشو بگم.
دروغ بهتون نمیاد.
منتظر نمیموندم.
نشد. اگه قرار بود منتظر بمونین چیکار
میکردین؟
با خودم حرف میزدم یا شعر میخوندم که
وقت بگذریم.
چه شعری؟
نمیدونم. شما که منتظرین باید بدونین. یه
چیزی بخونین که منتظر بودن یادتون بره.
آنها کجاییند که میآمدند و میرفتند.
افسانه خیابان میشدند.
خانهها را برمیافروختند.
خاک را متبرک میکردند.
راه درازی انگار طی شده است. این قصه
کودکان بسیاری را شاید به خواب برده باشد.
من بوی خاک را میشنوم که در پی گرمای
ماست.
قصه همیشه از دل شب آغاز میشده است.
حالا تو بخون.
به من گفت بیا.
به من گفت بمان.
به من گفت بخند
به من گفت بمیر
آمدم
ماندم
خندیدم
مردم
شده تا حالا با کسی برخورد کنین که به
دلتون بشینه؟
آره ولی به دلشون ننشستم
یعنی چی؟
یعنی قبلاً یه نفر به دلشون نشسته بود.
آدم نمیدونه با شما چهجوری حرف بزنه.
چرا؟ من که حرف عجیب غریبی نزدم.
گاهی آدم دلش میخواد با یه نفر دو کلمه
حرف بزنه.
خب
اونوقت اگه اون نخواد دو کلمه حرف اینو
بشنوه چی میشه؟
خب میره سراغ یه نفر دیگه.
اگه نشد
اونقدر میگرده تا پیدا کنم.
راههای دیگه هم هست. مثلاً
مثلاً از خودش میپرسه
من چرا باید یه نفر احتیاج داشته باشم که
باهاش دو کلمه حرف بزنم؟
اصلاً خودم به خودم میتونم بیشتر از دو
کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو راحتتر
بفهمم.
اگه کسی به اینجا برسه دیگه نه میگرده نه
انتظار میکشه.
غیر از اینه.
شاید غیر از این باشه.
مثلاً بعضی از آدما چون خیلی احساسات از
ابرازش میترسن برای توجیه خودشون از این
حرفا میزنن.
غیر از اینه
۱۱ و نیم شد.
[موسیقی]
[موسیقی]
یه دقیقه صبر
[موسیقی]
[موسیقی]
نترس
مادرم
میبینیم
دیگه حتی باهم حرفم نمیزنه.
چرا با شما زندگی نمیکنه؟
نمیدونم.
شاید اونم دلش میخواد تنها باشه.
[موسیقی]
[موسیقی]
نخوابیدی؟
خوابم نبرد
خیلی وقت بیاری [موسیقی]
آره فکر کنم
چایی هم که گذاشتی
میخوری بریزم
آره گریهم گرفت اصلاً یادم
بهتری؟
بهتر شدم.
به نظرت من اشتباه نکردم.
نصف قرارت مونده.
به همین زودی جا زدی؟
نه جا نزدم.
اولش فکر کردم نکنه اتفاقی براش افتاده
بعد گفتم شاید خبر بده
ولی حالا
فکر میکنم ایراد از منه.
گدایی همه جورش بده.
گدایی عشقی از همش بدتره.
وقتی فکر میکنم میبینم به همه چی پشت پا
زدم و زندگیمو گذاشتم سر یه قراری که
تو میگی من سباک شدم
خب عشق آدمو سباک میکنه ولی سباک نمیکنه
نمیفهمم چی میگی
عشق باعث شده که تو بابت یه کلمه حرف یه
سال صبر کنی و وقتش که شد به همه چی پشت
پا بزنی و بیای اینجا
فقط آدمی که عشق سبکش کرده باشه نمیتونه
همچین کاری بکنه
ولی وقتی میگی سبک شدی منظورت اینه که
خودتو پایین آوردی
اگه اون هیچوقت نیاد
عشقش کاری کرده که تو بردر بیاری کارایی
بکنی که تا حالا هیچوقت فکرشم نکردی
اگه منظورت از سبک شدن بالا رفتنه سبک
شدیم
ولی اگه منظورت از سبک شدن کوچیک شدنه
عاشق هرچی کوچیکتر بشه بالاتر میره.
فکر نمیکنی همه این حرفا تو ادبیات
قشنگه؟ زندگی با ادبیات فرق داره.
همه این حرفا واسه اینه که زندگی یه خورده
شبیه ادبیات بشه.
آدم با تو حرف میزنه سبک میشه. سبک به
اون معنای که خودت گفتی.
میدونی از چی خوشم میاد؟
از چی؟
از اینکه خیلی باهات راحتم.
فکر کن اگه کس دیگهای بود یه جوری اذیت
میکرد اصلاً قابل اعتماد نبود
ولی تو با بقیه فرق داری
این عادت شب گردن واسه من یکه بد نشد
خودمم تا حالا ازش بدی ندیدم
واقعاً خوش به حالش
خوش به حال کی
البته اگه پیداش بشه دیگه بعید شب تنهایی
بری قدم بزنی
فکر کردم چی میخوای بگی.
تو مطمئنی تا حالا عاشق کسی نشدی؟
اینجور که تو میپرسی خودمم کمکم دارم
مشکوک میشم
ولی بذار بهت بگم
من آدم خیالاتی
سال به سالم خیالاتیتر شدم
هیچوقت دوست زیادی نداشتم
راستش هیچ احتیاجی هم حس نکردم
شاید فقط یه دوست قدیمی دارم که اونم این
اواخر که میبینمش
دیشب باهاش قرار داشتم
بابت اومدن با توالش گذاشتم چیکارست
کتابفروش
بازم کتاب
فکر کنم اگه بخوای کسی رو دوست داشته باشی
اول باید از سنگر کتابات بیای بیرون تا
بتونی طرفتو درست ببینی به هر حال هر کی
با تو باشه واقعاً آدم خوشبختیه
از کجا معلومه
فهمیدنش با زناست
اونا ممکنه هیچوقت راستشو بهت نگن ولی ته
دلشون راحت میفهمن کی داره چهجوری
نگاهشون میکنه.
باور نمیکنی؟
داره باورم میشه.
میخوای بیشتر باور کنی به من نگاه کن.
من میدونم تو آدم بهتری هستی
ولی دلم پیشونه.
واسه همینه که اگه اون آدم برنگ
چیزی از عشقش پیش من نمیمونه.
ولی من و تو اگه الان از هم جاشیم محبت و
احتراممون سر جاشه.
میبینی منم مثل تو خیالات.
اگه دلم بخواد برگرده فقط یه دلیل دارم.
چی
اینکه از دوست داشتن پشمان نشی.
نه به این سودی جا نمیزنم.
هنوز دو شب دیگه مونده.
خیلی دلم میخواد بفهمم تا با کسی که دوست
داری چهجوری رفتار میکنی.
باز داری خیالبافی میکنی؟
نه جدی میگم میخوام بدونم.
اگه واقعاً میخوای بدونی چالش آسونه.
فردا از صبح با من بیا تا بفهمیم.
تو فکر کن با کسی هستی که دوست داری
منم فکر میکنم اینم یکی از همه خیالت
همین شکیه
قرارمون که یادت نرفته
نه یادم نرفته
بدون عشق
خوشحالمونقدر
خوشحال که یه آدم الکی خوش یا آدمی که خبر
خوشی داره اما کسی رو نداره که بهش خبر เฮ
تو همه چیزو درباره من میدونی ولی من
هیچی از تو نمیدونم.
چی میخوای بدونی؟
دار و نظر من همون خونه بیوسیلهست که
دیدیم.
قصه خونه رو از حق و تدریس دانشکده کم کنه
چیزی ازش نمیمونه.
بیشتر پولتم میره پای
تو که میدونی دیگه چرا میپرسیم؟
یعنی هیچ رازی نیست. چیزی که بهش دلبسته
باشی. جایی که دلت میخواد بری البته غیر
از کتاب فروشی.
چرا حوصله داری بریم سینما؟
بدم نمیاد. خیلی وقت سینما نرفتم.
من دلم میخواد فیلم خوب ببینم
اما نه فیلم خوب پیدا میشه نه سینمای خوب
منظورت چیه؟
راز نگهدار هستی؟
نباشم همینجا کسیو نمیشناسم رازتو براش
کنم
خوب اینجا رو نگاه کن
اینجا کجاست؟
این همون سینمایه که من خیلی دوسش دارم
شوخی میکنی؟ نه بهترین فیلمای عمرمو تو
این دو تا سینما دیدم ازشون کلی خاطره
دارم
چی شد سوخت جفت سینماها با هم جساله شدم
وقتی داشت میسوخت من اینجا بودم انگار
آدمی که یه عمر باهاش بودی یهو پر بزنه و
بره و پشت سرشم نگاه نکنه
فکر میکنی کسی فیلمای این سینما یادش
بمونه
ولش کن منو بگو تو رو آوردم اینجای خرابه
نشونت میدم
چه فیلمی دوست داری [موسیقی] ببینی
بگی بقیه
[موسیقی]
به نظرت تو این زندگی واقعی کسی آزار میشه
تا این حد فداکاری کنه؟
شایدم همچین کسی پیدا شد.
من که خودم حاضر نیستم.
راستش من عادت دارم خودمو بذارم جای یادم
اصلی فیلم. اگه من بودم اینقدر تحمل
نمیکردم.
شاید ایراد سینما همین باشه که یه جاهای
خیالبافی آدمو کم میکنه.
وقتی یه قصه میخونی هرجوری که دلت
میخواد میبینیش.
ولی توی سینما همون چیزیرو که نشونت میدم
باید باور کنی.
تو این زمینه من از تو خیالباترم.
مثلاً وقتی قهرمان فیلم با دختر عروسی
میکنه من جای دختره تا مرحله دعواها و
بعد جداییشونم میرم. به نظرت مسخرهست؟
نه در واقع هر کسی داره تو خیال خودش با
زندگیم همین کارو میکنه.
اینم یه راز دیگه دارم رازای قدیمو برات
فاش میکنم تا جا برای راز جدیدم بازتر
بشه.
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
با تو این همون شهری نیست [موسیقی] که من
میشناسم. جاهایی میرم که هیچوقت نرفتم.
از رازهایی حرف میزنم که هیچوقت با کسی
نگفتم. [موسیقی] با تو جاهایی رو میشناسم
که پیشتر نمیشناختم و جاهایی رو که
میشناختم بهتر.
اولین کتاب شعری که خوندی یادته؟
آره هنوز مدرسه ابتدایی میرفتم که یه روز
یواشکی رفتم سروقت کتابای پدرم.
اسمش چی بود؟
میاد در لجنگ.
چه اسم عجیبی؟
شعراشم همین طور عجیب بود. بعد که دوباره
خوندمش خیلی هم به نظرم عجیب نیومد ولی
اسم فوقالعادهای داره.
پروانه مسین
آیین بار بر پا نشسته بود در پهنه لجن
و هر دو روی آن خط بود
خطی به سوی پوچ خطی به مرز هیچ
از هم گریختیم
بر خط سرنوشت خونا بریختیم
قدیمیا رو جمع کردیم
نه
اون پشته روی میز
اگه میخوای نگاهی بکنی اون پشته
همون پشت
پیداش کردی
چی رو
دیشب قرار بود بیام یادت رفت
نه یادم نرفته همین فرده بیا بگیرش
فکر کنم تو باید بیای سراغ من
چطور
ببین اینا چطوره Да.
این یکی که عالیه.
واسه مبتدیا عالیه یا واسه استادا؟
تذکرتة العولیا واسه همه عالیه
گوش کن
به صحرا شدم عشق باریده بود و زمینتر شده
به
صحرا شدم
چندان که پای مرد به گلزار فرو شود پای من
به عشق فرو شد
چندان که پای مرد به گلزار فرو شود پای من
به عشق فرو
[صدای سوت زدن]
خیلی که گرون حساب نمیکنید.
من هیچوقت با گرونفروش رفاقت نمیکنم.
نه جدا از قیمت ما به آشناها امانتم میدیم
اونور خیابون یه تلفن هست بذار دوباره زنگ
بزنم ببینم خبری میشه یا نه
اینجا که تلفن هست
اونجا راحتترن شاید خودش باشه
تا حالا اینجور ندیده بودمت
واسه اینی که تا حالا اینجوری نبودم
کجا باهاش آشنا شدی؟
تو خیابون پیداش کردم.
[موسیقی]
مسخره
همین دیگه
راستشم که به کسی باور نمیکنه.
فردا کجا باید بیام؟
برو بخونه میخوام کتابامو رد کنم.
مجبور نیستی همشو رد کنی میتونی؟ نه دلم
میخواد اون اتاقو خلوت کنم
واسه آدمی مثل من
شاید خیلی پیش نره تا بتونه از وسط
خیالاتش بزنه بیرون
از این گذشته فقط عشق نیست
پولم لازمه
پولت نقد باشه
خیالت راحت مشتری دست به رخت کتاب باز
میارم برات
باید اون خونه رو تعمیر کنم.
میخوای خودتو محک بزنی؟
شاید ببینم میتونم یا نه.
یا همه چی یا هیچی.
قرن ۱۹ نیستا.
تو نگران تقیم نباش.
با این همه خوشی هنوزم تلخی
شاید مال اینکه بهش عادت ندارم
ببخشید
من کارم تموم شد
میتونم کتابا رو بردارم اگه ممکنه فعلاً
امانت ب
میذارم به حساب
از این شماره هم رفته
گفتن مدتی موقت اینجا بوده
خیلی وقت ازش خبر ندارم
چرا زندگی اینجوریه
زندگی اینجوریه چون آدما اینجورین
زندگی با آدما معنی پیدا میکنه
نگران نباش چند ساعت دیگه میبینیش
از کجا انقدر مطمئنی خودش بهت گفت
اصلاً فکر کن داری با همون قدم میزنی
نمیشه اینجوری فکر کرد.
چرا؟ تو که تخیلی قویی داری. اگه الان
پیشش بودی کجا میرفتی؟ هر جاون میخواست.
پس میار شیم. جایی که من بلدم یه کمی
دوره.
کجا هست؟
یه جای گرم که غذای خوب داره.
غذا چطور بود؟ خوب همه چی خوبه
کاش بهتر بود
تو از چیزی ناراحتی
تو چطور
جواب منو بده
نمیدونم
به خودم میگم کاش همه چی بهتر بود
راستش هیچوقت تو موقعیتی که الان هستم
نبودم
نمیدونم چیکار باید کرد تا مشکلی پیش
نیاد
داشتم فکر میکردم کاش فیلمه بهتر بود
کاشای بهتری بود که آدم ببینه
منم هیچوقت فکر نمیکردم به همچین وضیری
برسم.
آدم نمیتونه درست تصمیم بگیره.
از یه طرف میگم منتظر مودن اشتباهه
اما بازم دلم میخواد شب بشه و
تو اگه کسی رو دوست داشته باشی اینقدر
منتظرش میذاری؟
نه یه کاری میکردم که انتظار یادش بره.
نه اصلاً بهت نمیاد کسی رو منتظر بذاری.
هر کسی راز خداشو داره.
هیچ وقت فکر کردی دارم بهت دروغ میگم؟
نه.
هیچوقت منو با زن دیگهای عوضی نگرفتی؟
نه فقط گاهی فکر کردم شاید خودت از رازت
مهمتری.
شاید رازمون پشیمونی باشه.
به هر حال اونقدر وقت داشته که پشیمون
بشه.
فقط بحث این آدم نیست. فکر میکنم همه
آدما همینجور باشن.
حتی بهترین آدما هم مثل یه راز از آدم
دورن.
میدونی
همه فکر میکنن اگه حسیشونو نشون بدن
همه چی به هم میریزه.
هیچکس حرف دلشو راحت نمیزنه.
خب اگه نمیخواد
میتونه شب اول همون لحظه اول بیاد و بگه.
فکر نمیکنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون
دلیل دارن؟
دلیلشون ازم دورشون میکنه. چه دلیلی از
عشق مهمتره؟
اینو گوش کن.
وقتی حواست نیست زیباترینی
وقتی حواست هست فقط زیبایی
حالا حواست هست
باورت میشه یه همچین آدمی
شر مال خودشه
آره چطور مگه
میگم بیوفاییش به صداقتش در
چند تا هوادار مثل تو داشته باشه دیگه
اصلاً نمیاد
یه شعر گوش میکنیم.
آره.
با ۱۰۰ هزار مردم تنهایی. ۲۰۰ هزار مردم
تنهایی.
این شعر نوعه دیگه. نه
نه خیلی نو مال ۱۰۰ سال پیشه.
شوخی میکنی؟ به نظر خیلی تازه میاد.
شعر کهنه اونا نداره. یا خوبه یا بد.
این ماجرا که تموم شه اولین کارم اینه که
برم سراغ ادبیات.
میخوام از اول شروع کنم.
کمکم میکنیم.
شرطش اینه که اول کار حوصلهت سر نره. یاد
گرفتنم مثل هر کار دیگهای صبر و حوصله
لازم داره.
دیرت نشه.
الله
دیگه نمیاد
دیر نشده
دیگه نمیاد
صبر کن.
مگه دوستش نداری؟
نمیدونم.
فکر میکنم درست نشناختمش
یا اون منو درست نشناخت
وگرنه الان باید جایی بود که تو هستی.
وقتی نیست.
یعنی یه جایی کار اشتباهه.
تو به خاطر خودت میای اینجا نه به خاطر
اون.
نه به خاطر خودم نیست.
به خاطر عشقی که هر دوتون داشتین حالا فکر
میکنین اون نداره.
اگه اون الان بیاد دیگه هیچ کاری اشتباه
نیست.
انقدر مطمئن حرف میزنی که آدم مجبور میشه
اعتماد کنه؟
نه مجبور نشو. کاری که دوست داری بکن.
الان چی دلت میخواد؟
الان
دلم یه شعر میخواد.
باشه.
یه شعر میخونم. شرطش اینه که شعر بعدی
خودت بخونی. قبوله؟
مرگ را پروای آن نیست که به انگیزهای
اندیشد.
اینو که میگفت که سر پیچ خیابون وایساده
بود.
زندگی را فرصتی آنقدر نیست که در آیینه به
قدمت خویش بنگرد یا از لبخنده و اشک یکی
را سنجیده گزین کند.
اینو یکی میگفت که سر سراحی وایساده بود.
عشق را مجالی نیست حتی آنقدر که بگوید
برای چه دوستت میدارد.
والله اینم یکی دیگه میگفت.
سرو لرزونی که راست وسط چهارراه هرورباد
وایساده بود.
نریم
نمیمونیم
ساعت تو هنوز ۱۱ نشده
یه شعر مونده به ۱۱
پس خودت بخون
به همین زودی قرارهم یادت رفت
فقط به یه شهر
چی بدون عشق
نه فقط یه جوری نگاهم نکن انگار داری
غلطامو میگیری
حول میکنم
تو شروع کن.
من اصلاً بهت نگاه نمیکنم.
اما نمیدانی چه شبهایی سحر کردم
بی آنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکای من
در خلوت خواب گوارایی.
وانگاه گه شبها که خوابم برد هرگز نشد
کاید به سویم حالهای یا نیم تاجی گل از
روشنا گلگشت رویایی
در خوابهای من
امیر
یه لحظه فکر کردم خودشه
نبود
نه اشتباه گرفتم
طرف یه جوری نگاه میکرد انگار زیاد بدش
نیومد.
تو حالت خوبه؟
باید بد باشه.
نه تو حالت بد نمیشه چون آدم خودخواهی
نیستیم. چیزی نمونده بود از شرم خلاص شه.
برعکسش نبود.
چرا برعکسش باشه؟
نمیشه رو اون آدم یه خورده شبیه تو بود.
عکسش که میگه شبیه خودش باشه بهتره.
اینکه آدم خودشو بزنه به اون را صنعت
ادبیه.
نه صنعت ادبی نیست.
استعداد خدادادیه
بفرمایید
مزاحم نیستم
آدم تو خونه خودش مزاحمه
هرچند من اونقدر اینجا راحتم که فکر
میکنم خونه خودم
همه زندگیتو به هم ریختم نه
آره
یعنی اینقدر ازم دلخوری
نه هنوز اون مرحله دلخوری نرسیدهم
به هر حال از فردا شب دیگه مزاحم بیزاحم
یعنی مطمئن میاد
اگرم نیاد فرقی نمیکنه
میخوام برگردم همون جایی که بودم
فراموش کردن تو تنهایی راحتتره
حالا چرا باید فراموش کنی؟
اگه اون تونسته فراموش کنه منم میتونم.
میبینیم
هنوز دوستش داریم.
از کجا معلومه؟
هنوز میخوای کارایی رو بکنی که اون کرده.
میخوای پا به پاش بریم؟
به هر حال
شاید این آدم جدی مغرور همونی نبوده که من
فکر میکردم.
میدونی
شاید من اون اصلاً با هم جور نبودیم
یا فکر میکردیم که جوریم.
دوست داشتنم سخته ها.
[صدای خرناس]
آره
دارم میفهمم.
چهجوری میفهمی؟
تو که میگی تا حالا کسیو دوست نداشتی
از کجا معلوم
پس تو هم راز خودتو داری
آره
به نظرم این قضیه مصریه
فرصت گری به آدم نمیدیم
حیف نیست هنوز یه شب دیگه مونده
واسه دلاری من میگی وگرنه خودتم میدونی
که نمیاد
نه
مطمئنم اونی که دوست داره میبینیش.
یه چیزی هست که بعد جوری ذهنمو مشغول
کرده.
چی؟
چی باعث میشه کار و زندگیتو به خاطر من
تعطیل کنی؟
نه تعطیل نمیکنم فردا درس دارم.
تفره نرو.
به نظرم داری یه چیزی رو
چهجوری بگم؟
داری به خاطر من فداکاری میکنی و من
بابتش خیلی ممنونم.
واقعاً بهتر نیست یه کمی از این محبت و
صرف آدمی بکنی که دوسش داری.
نگران نباش.
بالاخره اونم میفهمه که من دارم چیکار
میکنم.
فقط خواستم بدونی من آدم قدرنشناسی نیستم.
بابت همه زحمتها این مدت ازت معذرت
میخوام.
واقعاً امیدوارم خوشبخت بشی و کسی رو که
دوست داری پیدا کنی.
فقط مواظب باش کتاباتو به رخش نکشی چون
زنا تحمال رقیبو ندارن.
من مردم این شهررو دوست دارم چون یکیشونو
میشناسم.
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
تا حالا فکر میکردم قصهها بخشی از روح
نویسندهشونن ولی حالا میفهمم که شخصیتها
چطور خواننده و نویسندهشونو هرجا بخوان
میبرن. شاید یه شعر دنیای شاعرشم به
اندازه شنوندهش عوض کنه.
[موسیقی]
سلام
سلام
میبخشید اگه دکورش بهم ریخته به قلص من
دیگه بهتر از این نرسید
چه حالتی داری که کار رو خودت کوچیک کنی
دیگه بهتر از این
شاید چون آدم کوچیکیم
ببین
در واقع فرستنده نامست که شناخته نشده
نگیرندش
به هر حال من فردا صبح میرم
اگه امشبم میمونم مس قرار به خودمه.
میبینی استاد زندگی به زور شبیه قصه
نمیشه.
شاید اگه قصه رو عوض کنی همه چی درست بشه.
آدم پرشر نیست.
میشه گفت خیلی هم آرومه
ولی تو آرامشش یه چیزی هست.
همیشه فکر میکردم جور دیگه اتفاق بیفته.
منم آدم آروم
اما مطمئن بودم که فقط یه دفعه پیش میاد.
شاید خیلی آرومتر از حال. اگه عشق تو
وجود این دختر اونقدر هست که بابتش از همه
چیش بگذاره حرفم به همچین آدم
شاید تهموندهش به این زودیا اجازه نده که
عشق کس دیگهای رو قبول کنه
حس میکردم سرح حالم همه چی درسته
خیلی چیزا رو باید بدونم
انقدر به خودم مطمئن بودم که حس میکردم
میتونم کوهو جابهجا کنم
همون اعتماد به نفسی که پیدا کردم باعث شد
و فکر کنم میشه بدون اونم زندگی کرد
شایدم تنها
تا آخرون
اگه دوست داشتن یه آدم غایب بتونه همچین
اثری داشته باشه دوست داشتن کسی که همراه
آدمه باید خیلی عمیقتر باشه این درسیه که
تو به من دادی
تو چه فکری
هیچی
چرا به یه چیزی فکر میکردی
دلم میخواد بدونم
داشتم فکر میکردم که عشق تو دست کمی از
خیالبافی من نداره
خیلی دلم میخواد بدونم قبل از دیدن اون
آدم چی فکر میکردی.
درباره چی؟
درباره عشق.
تصورت از طرف مقابلت همین بود.
اصلاً
همیشه فکر میکردم یه جور دیگه باید اتفاق
بیفته
ولی مطمئن بودم فقط یه دفعه پیش میاد.
حالا چرا یه دفعه؟
نمیدونم.
شاید بعداً بازم پیش بیاد
ولی خب برا اولش اصلاً فرق داره
واسه من که اینجوری بود
دیگه چرا بود
هنوز یه شب دیگه مونده
نه دیگه
فکر کنم آدم خودشو گول نزنه بهتره
قبل از این هیچوقت درباره عشق خیالبافی
میکردی؟ زیاد
ولی اینا بیشتر مال دوران نوجوونیه
بزرگتر که میشیم همه چیز چهجوری بگم
بیربطه
آدما منظورشون چیز دیگهایه ولی یه حرف
دیگه میزنن
منظورمو که میفهمی
دارم یه چیزایی میفهمم
بعدشم تنهایی خیلی سخته
به خودت نگاه نکن کمتر کسی تحملشو داره
اون آدم
خب درسته که نیومده
ولی محبتش واقعی بود.
میدونست کتاب خیلی دوست دارم. همیشه برام
میآورد.
میبینی استاد
واقعیت با خیالبافی فرق داره. این درسیه
که خودت بهم دادی.
چه درسی؟
گفتم که تنهایی سخته.
من تو این چارش ۱۰ سال بزرگتر شدم. فکر
میکنی اگه تنها بودم الان این وضو داشتم؟
نه بهت میگم.
تو این فکر بودم که خودمو بکشم
یا داد بزنم که از احساسات من سواستفاده
شده یا همه مردم یه مش پست و عوضین.
حتی بدتر از اینم ممکن بود پیش بیاد
اما من شانس آوردم که همراه خوبی داشتم
صاحب اون عکس هنوزم برای من محترمه
بذار اصلاً نیاد
بذار خودم تنهایی از پس دلم بریام
میبینی
عشق همیشه یاد گرفت حتی از آدمی که خودش
میگه هیچوقت عاشق نبوده
شاید قبلاً یه جور دیگه فکر میکردم
ولی حالا
به لطفتون من دیگه اون دختری که شب اول
دیدی نیستم.
امروز چیکار میکنی؟
میرم خرید
باید برای مادربزرگم یه چیزایی بخرم که
باور کنه به فکرشو بودم.
تو با من نمیای؟
نه یکی دو تا کار دارم که باید بهشون
برسم.
قرارمون ۸ شب
همون رستوران دیشب
چتر داری؟
دارم ولی فکر کنم چند دقیقه ببندمش
از بارون خوشم میاد
خداحافظ
تنها نشستهانم
و حواسم نیست که دنیا با من است.
واسه پولدار شدن بعد روزی رو انتخاب کردی
صورتت چی شده؟
کوچی بازم چند نفر از کتابهای ما خوششون
نیومده
مسخره
همینه دیگه راستشم که میگی کسی باور
نمیکنه
تو راست میگی
واقعیت با خیالبافی فرق داره
دارم خیالاتمو بیرون میریزم تا جا واسه
تنها واقعیت زندگیم باز بشه
ا
دیگه چیزیش نمونده
مطمئنی پشیمون نشدی
تو مطمئنی چه کار آوردی
هم من مطمئنم هم صاحب چکی حیفت نیومد
تو حیفت میاد هر روز چند تا از همینا رو
بفروشیم
کتاب خوب باید بره پیش خواهانش
دل خوبم همینجوره
فقط نمیشه فروختش
قرارون یادتون
تو که همه رو فروختی این یکی رو میخوای
چیکار کنی
یادگار
میخوام امروز یادم بم
[موسیقی]
[موسیقی]
تویی مادر
بیا جلو
دلم میخواد یه چیزی بهت بگم.
اگه نشنیدی مهم نیست.
اگه نفهمیدی مهم نیست.
اگه چند روز پیش با این قیافه میدیدمت
خیلی دلم میگرفت. ولی حالا میگم شاید با
این وض دوستای بیشتری پیدا کنی.
چرا نیومد؟
یعنی ممکنه اصلاً نیاد.
شاید اتفاقی به یه آشنا برخورده باشه
یا اصلاً خود اون آدمو دیده باشه.
یعنی ممکنه เฮ
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
میبخشید اگه دیر کردم خیابونا خیلی شلوغه
تو چطوری
انتظار انقدر سخته
تو این همه وقت چطور طاقت آوردی
وسایل توتقانه
Ah.
این چیه؟
میشه ببینم
کتابه
خودت خوندیش؟
نه خیلی وقته دنبالشم
بالاخره یه کتاب پیدا شد که من خوندمو تا
نخوندیش
اینو برات کنار گذاشتم
میآ لجن
خوب به حرفام گوش کن. شاید بعداً دیگه
فرصت گفتنش پیش نیاد.
کتابامو فروختم
چون فکر کردم برای شروع باید بهتر از این
باشم.
میخوام اون خونه رو تعمیر کنم.
شاید خیلی چیزا رو از نو ساختم.
کسی که قراره اونجا زندگی کنه باید براش
همه چی فراهم باشه.
مطمئنی کسی رو که دوست داری پیدا کردی؟
آره
تو تنها کسی هستی که تا حالا دوست داشتم.
مطمئنی از سر تراهم حرف نمیزنی؟
من خیلی به این موضوع فکر کردم.
وقتی اون شب اول به من گفتی نمیخوای عشق
کسیو قبول کنی
هیچوقت فکر نمیکردم بتونم دوستت داشته
باشم.
اما هر روز که گذشت اعتمادم بیشتر شد.
قالب حرفی که میزنم مطمئنم.
با من ازدواج میکنی؟
من نمیدونم چی بگم.
اگه تو بودی چی میگفتی؟
یه شب تا صبح قدم میزدم و بعدش میگفتم
آره.
من قبلاً وضمو بهت گفتم.
هرچند الان دیگه مثل گذشته نیست.
میخوام با خودم رو راست باشم.
نمیخوام به خاطر انتقام از یه نفر دیگه.
منظورمو میفهمی.
همین که به خودت دروغ نگه کافیه.
همین قدر بدون که حس منم کمتر از تو نیست.
ببین گفتنش سخته
فقط شاید اگه بهم فرصت بدی
Ja.
رویا تویی
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
ا
[موسیقی]
[موسیقی]
ا
[موسیقی]
خواننده عزیز
شبی زیبا بود از آن شبها که تنها به
هنگام جوانی به درک آن تواناییم
آسمان به دانسان پاک و پرستاره بود که
انسان با دیدن آن بیاختیار از خود
میپرسید
چگونه مردمانی چنان بدندیش و هوسکیش در
زیر چنین آسمانی به زندگانی سرگرمند؟
از من دلخوری؟
آدم هیچوقت از کسی که دوست داره دلخور
نمیشه.
آره.
دلخور نمیشو اگه خطایی دید خیلی زود
میبخشه.
من خطایی ندیدم که ببخشم.
خیلی دنبالت گشتم تا پیدات کردم.
چرا؟ باید میدیدمت.
اگه تو نبودی من این همه منتظرش
نمیموندم.
من الان پیش کسیام که دوسش دارم. این دوست
داشتنم مدیون تان.
قراره خیلی زود عروسی کنیم.
ولی تو این چهار شب به چیزایی رسیدم که با
هیچی نمیشه عوضش کرد.
فقط نگران بودم به زندگیت لطمهای نخورم.
پس به حرف منم گوش کن.
شاید فکر کنی در حق من بدی کردی
ولی اشتباه میکنی.
این چهار شب خوشبختی واسه یه عمر بس بود.
عشقی رو که تو حس کردی من فهمیدم.
سعی میکنم همیشه نگهش دارم.
هیچوقت فراموشت نمیکنم.
یه شعر میخونی.
این دفعه؟ تو میخوای منتظرش بذاری.
چهار شب منتظرش موندم. پس حق دارم
[موسیقی] چند دقیقه تلافی کنم.
چی دوست داری بشنوی
هرچی خودت دوست داریم
دل من همی داد گفتی گوایی
که باشد مرا روزی از تو [موسیقی] جدایی
ولی هرچه خواهد رسیدن به مردم
بر آن دل دد هر زمانی گوایی
من این روز را داشتم چشم از این غم
[موسیقی]
نبوده است با روز من روشنایی
[موسیقی]
جدایی گمان برده بودم ولیکن
نهچند آنکه یک سونهی آشنایی [موسیقی]
به جرم چران دیورا از در خود
گناه نبود از
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
เฮ
[موسیقی]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.