All language subtitles for Shabhaye Roshan 1381 - 1080p - شبهای روشن - فرزاد موتمن (1080p_25fps_H264-128kbit_AAC).persa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کلاس داریما دل من همی داد گفتی گواهی که

باشد مرا روزی از تو

جدایی ولی هرچه خواهد رسیدن به مردم بر آن

دل دهد هر زمانی گواهی

من این روز را داشتم چشم از این غم نبود

است با روز من روشنایی جدایی گمان برده

بودم ولیکن نه چندان که یک سو نهی

آشنایی به جرم چرندی مرا از لر خود گناهم

نبو است جز

بی‌گناهی بدین زودی از من چرا سیر گشتی

نگار را بدین زود سیری

چرایی که دانست ک از تو مرا دید باید به

چندان وفا این همه بی‌وفایی

سپردم به تو دل ندانسته بودم

بدین گونه مایل به جور و

جفایی دریغ دریغ که آگه نبودم که تو

بی‌وفا در جفا تا کجایی همه دشمنی از تو

دیدم ولیک کن نگویم که تو دوستی را نشایی

نگارا من از آزمایش بهایم مرا باش تا بیش

از این

آزمایی مرا خوار داری و بی قط خواهی نگر

تا بد این خو که هستی

نپایی تفسیرش بمونه برای جلسه ب همش حرف

حرف

حرف مسابقه حافظ و مولوی با گته و

شکسپیر حرفای خوب حرفای قشنگ به درد

نخور ببخشید

دست

بفرمایید میخواستم بگم این شعر فرخی که

خوندی خیلی قشنگ

بود

خب میخوام بدونم این روی کی اثر

گذاشته

خب سادگی شعر فروخی روی شوهرای ب خیلی

موثر

ب چیزی که الان یادم

میاد غزلش نمونه کامل‌تر تغزلی فروخی یعنی

تثیر سبک خراسانی روی سبک عراقی ولی خوب

نخوندین ش بله توی این شعر یه سوز و

احساسی هست که اصلاً تو صدای شما نبود

همین که تو شعر است کافی نیست ولی خوب

خوندنش خیلی تأثیر داره

تا شنونده کی باشه اگه کسی هم بخواد بشنوه

با این همه سر صدا سر صدا که مال شماهاست

نه اگه خوب میخوندن همه ساکت میشدن اونوقت

اونایی که میخواستن بشنون سر حال میومدن

دیگه از من گذشته که با شعر خوندنم کسی سر

حال بیاد پس تکلیف شعر چی میشه بهتره هر

کس شعر خودشو

بخونه یعنی چی یعنی این حرفا رو فراموش

کنی بذارین منم به کارم برسم

من از مردم همین

شهرم همه آدم‌های این شهرم دوست

دارم چون تقریباً هیچ کدومشونو نمی‌شناسم

از آدمی بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده

کشیدیم اگه کسی حرف این مجسمه‌ها رو باور

کنه باید بین خودش و مردم نرده بکشه من

این حرفا رو باور کردم اصلاً باور کردنی

هست توانا بود هر که دانا بود واقعاً

[موسیقی]

من با اینا غریبم با مجسمه آدما با آدمای

[موسیقی]

مجسمه اینجا نمیشه به کسی نزدیک

شد آدما از دور دوست داشتنی ترن

اینو لازم

نداری شاید

می‌ترسم شاید خیالاتی و می‌ترسم با پیدا

کردن دوست مجبور بشم از خیال بافی دست

بردارم اما اگه دو نفر به قیمت دوستی

مجبور بشن تا آخر عمر به هم دروغ بگن

بهتره تنهایی بشینن و به چیزایی فکر کنن

که دوست

دارن اینجا ساختمونا بیشتر از آدما حرف

می‌زنه یا لاقل من حرفاشونو راحت‌تر

می‌شنوم

یکی میگه قراره منو بکوبن و دوباره بسازن

یکی دیگه از طبقه‌های تازش

میگه این یکی دوست قدیمی

منه با تکتک آج اراش حرف می‌زنم و فکر

می‌کنم اونم به هیچ ساختمونی به اندازه من

نزدیک نیست شعرای قدیمیو تو گوش ساختمونی

قدیمی زمزمه می‌کنم چون به نظرم با این

حرفا جور ترن

روزا پیاده روی فایده

نداره صدا و نور و شلوغی مزاحم خیالبافی

آدمه باید صبر کرد تا شب بشه

[موسیقی]

[موسیقی]

یکی از مدود چیزایی که حس خیال بافی منو

ارضا می‌کنه

کتابه و جایی که کتاب باشه آدمی هم هست که

چند دقیقه‌ای تحملش کنم و تحملم

کنه

سلام سلام میخواستی نیای دیگه سفارشمو جور

نکرده باشه دیگه نمیان میدونم اینجا نمیای

ریخت ما رو ببینی

که سفارشهای استاد حاضره رو میز آقا فقط

یکیش موند واسه یکی دو روز

دیگه مث

من خیالت راحت

باشه چاپ اول به ا تمیزی گیرت نمیاد یکی

مهرم

داره این همه سال نگه داشته حالا

بفروشه نه صاحبش مرده بچه‌هاش دارن وسیله

هاشو حراج

می‌کنن

حیف واسه تو که بد نشد کلکسیون تکمیل

میشه بذارم به

حساب نه بده این بیشتر نشه بهتره

اونی که پیدا

نکردی آقا اون یکی کتابه پیدا نشد همونی

که گفتم نداشت آقا تا پس فردا غروب حتما

پیداش

میکنن من فردا شبم یه سری میام

اینجا بد حساب که

نیستم

نه حسابت بد نیست

فکرتم

خوبه کتابخون که

نایابه

افسوس اخلاقت

چرکه اونم تو حراج بعدی بگرد یه دونه تر

تمیزش برام پیدا

کن

خدافظ سلامت

روشنی زیادم چیز جالبی نیست آدم همه چیزو

می‌بینه و همه اونو می‌بینن توی تاریکی

آدم می‌تونه خیال کنه که چیزی جایی کسی

منتظرشه اما توی روشنایی اصلاً خبری نیست

معلومه که خبری نیست

[موسیقی]

سلام علیکم

بی کجا میری هیچ جا قدم

می‌زنم کیفتو باز

کن کتاب شعره یکی

شره کارت شناسی

ببخشین شما چی درس میدین

ادبیات آقا من یه سؤال دارم حوصله دارین

جواب بدین بفرمایین به نظر شما منظور این

شاعرا چی بوده که این همه شراب و جام و می

و اینا ریختن تو شعراشو حالا نمیشد یه

مسئله دیگه‌ای بزنن که مردم به اشتباه

نیفتن والا به نظرم دلیلش این بوده که شبا

میشستن یه گوشه فکر می‌کردن و شعر می‌گفتن

اگه شبا عوض فکر کردن راه می‌افتادند تو

کوچه‌ها قدم می‌زدن هوس این کلمه از سرشون

میفتاد

‏station

بالاخره اومدی

[موسیقی]

ببخشید آقا مجبور شدم شما رو صدا کنم

نترسیدی از چاله بیفته توی چاپ نه از دور

یه نگاهی انداختم به قیافتون نمیومد مزاحم

بشی

به قیافه شما میاد این وقت شب سر خیابون

وایسین نه به قیافم

نمیاد ولی من واقعاً منتظر کسی

بودم شکی نیست اما این ماشینای مدل بالا

نمی‌ذارن آدم زیاد منتظر کسی

بمونه من باید چند دقیقه دیگه اینجا منتظر

بمونم ممنون از

کمکتون نه دلم میخواد بمونم بدم نمیاد

بدونم ماشین طرف شما چه

مدلیه به هر حال اگه وایسادن من ناراحت

می‌کنه می‌تونم

برم هر جور میل شماست

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

میگم به قیافه شما هم نمیومدم وقت شب

دنبال کسی

بگردیم دنبال کسی نمی‌گفتم یعنی منتظر کسی

نبودین نه باز خوش بال شما که منتظر یکی

هستین شما چیکاره

این ادبیات درس میدم پس

معلمین معلم

دانشگام پس باید حسابی اهل شعر و قصه

باشین شماهم هستین زیاد از وقتی مدرسه

می‌رفتم کتاب

می‌خوندم ولی تو این یکی دو ساله خیلی

جدی‌تر شدم

ساعت

چنده شما که خودتون ساعت

دارین گفتم شاید عقب مونده

باشه از ۱۱ گذشته نه ۱ و

نیمه

نیومد کی

نیومد به کی میشه گفت

منتظر کسی هستین به شما اعتماد

کنم تا چه موضوعی

باشه نمیدونم بابت سواد شماست یا حس

خودم ولی دلم میخواد بهتون اعتماد کنم دلم

میخواد باهاتون رو راست باشم و حرفمو بزنم

فقط به یه شرط چه

شرطی بدون

اشق چه عشقی من حتی اسم شما ارم نمی‌دونم

منظورم آینده است نه

الان مطمئنم که شما می‌تونید بهم کمک

کنید

ولی دلم میخواد بهم قول بدین تا حس نکنم

بهتون لط پهی می‌زنم

تو این وضعیت شما تنها کسی هستید که باهاش

خیلی

راحتن باشه قول میدم راستش منم خیلی وقته

با کسی حرف

نزدم شما چرا تنهایید

هیچوقت فکر نکردین که میشه از تنهایی

درومد شما اگه منتظر کسی نبودید سوار اون

ماشین میشدید که از تنهایی در بیاین

نه میگشتم دنبال آدمی که مثل خودم

باشه من

نمی‌گردم چون از خودمم خوشم نمیاد آدم

عجیبی هستین شمام همین طور

[موسیقی]

به خودتون زحمت ندین با این وض نمیشه جایی

رفت باید قبلاً فکرشو میکردین اگه اومده

بود لازم نبود فکر چیزی

باشم کسی رو دارین که پیشش

بمونین چند نفری

هستن ولی نمیخوام پیششون

برم واقعاً میخواین بهتون کمک کنم

بله حس می‌کنم شما می‌فهمین من چی میگم پس

لطف کنین راستشو بگین ببخشید که انقدر روک

حرف می‌زنم من به کسی اعتماد ندارم ولی

اگه اعتماد کنم حتما بهش کمک می‌کنم پس

چطور وایساد این و نرفتین نمیدونم شاید

غافلگیر شدم شایدم بعد از این همه وقت فکر

کردم بشه با کسی حرف زد و پشیمون

نشد مشکل شما چیه

من اونجا منتظر بهترین آدمی بودم که تو

زندگیم دیدم اما نیومدی نه ولی قرارمون

چهار شبه امشب شب اول

بود خیلی وقت میشناسیدش دو سالی میشه سال

دوم دانشکده بود که دیدمش

قرار گذاشتیم یه سال بعد همون جایی که جدا

شدیم همدیگه رو

ببینیم چی شد که جدا

شدیم جدا نشدیم جدامون

کردن تو این مدت باهاتون تماس

نگرفت جایی نبود که بتونه تماس بگیره به

منم گفت تو این یه سال تماس نگیرم

بهتره چرا

[موسیقی]

فکر میکنین

بیاد گفت قرار اون بین ساعت ۱۰ تا ۱۱

میدونی چرا نه میگفت د تا آدم کنار هم مث

۱۱ میمونه یه آدمم مثل ۱ میمونه به شرتی

که فقط به پاهاش نگاه کنی شما هیچ حرف

امیدوار کنندهی ندارین که

بزنی

چرا فکر نمیکنی الان دارن پدر مادرتون در

به در دنبال خیلی وقت

مردن من با مادربزرگم زندگی

می‌کنم اونم فکر می‌کنه من اومدم تهران

دیدن

دوستن دفعه اولیه که همچین اجازه‌ای بهم

داده ولی من هیچ دوستی ندارم که پیشش

بمونم اگه پیداش نشد چی بینش اصلاً فکر

نکرده

بودم قبلاً هم انتظار کشیده

بودن ولی یه ساعت امشب هزار سال گذشت یعنی

عشق انقدر

سخته آره ولی سختیشم

خوبه شما اصلاً هیچوقت نه اصلاً هیچوقت

آخه چطور بالاخره تو دوره دانشجویی بعدشم

تجریس آدم با خیلیا برخورد می‌کنه بله

خیلیه شاید گیر کارم همین باشه به نظرم

شما دشمن خودتون باشین وگرنه آدم اینقدر

زندگیو به خودش سخت نمی‌گیره

[موسیقی]

اون قاب چرا

خالیه هنوز عکس مناسبش پیدا نشده

پیدا میشه

کمک کنین پیداش کنم ممکنه به خاطر من تو

دردسر افتاده

باشه یه نشونه‌های ازش دارم ولی تو این

شهر نمی‌دونم چیکار باید

کرد میخوام روزا دنبالش بگردم و شب منتظرش

باشم قول میدم زیاد مزم شما نشه

باشه هر کاری که بتونم

می‌کنم راستش بخوای واسه منم بد

نیست لاقل از این تنهایی بی خاصیتی در

میام از این گذشته یه خورم از عاشقها چیز

یاد

می‌گیرم فردا چیکار

کنیم من منظورت

امروزه اول یه چند ساعتی بخواب بعدش اگه

زنده مونیم یه فکری

می‌کنیم تو اون اتاق راحت‌تر

نیستین عشق اشکالی داره من اینجا

بخوابم آدم حس می‌کنه همه نویسنده‌ها

مواضع بشن قبل از اینکه شما رو ببینم فکر

می‌کردم خودم آدم خیال

بافیم این در از تو قفت میشه اگه کاری

داشتین به من بگین

نه اینجا همه چی

هست شب

بخیر صبح بخیر

بله دیدین هر دومون زنده موندین

ببخشید اگه بیدارت کردم نه کار خوبی کردید

شما صبحونه خوردین خیلی

وقته عجب گنجی اینجا دارین

من از بچگی د تا رفیق بیشتر

نداشتم اگه میخواستم بشنوم کتاب

می‌خوندم اگه میخواستم حرف بزنم مادرم بود

دیگه نیست چرا بعضی وقتا میاد ولی دیگه

حرفای منو نمیشنوه حرفی هم نمی‌زنه که من

بشنوم فکر نمیکنید اگه شما خوشبخت بشید

اون راضی تره خوشبخته که زورکی نمیشه نه

زورکی نیست شما آدم موفقی هستین چیزای

زیادی می‌دونی دونستن خوشبختی

نمیاره راحتی که میاره آدمی که می‌دونه

خیالش

راحت‌تره شاید همین دونستن عذابش

بده مهم نیست اگه دنیاش عوض بشه به عذابش

میرزه دو سه سال پیش منم معنی این عذابو

نمی‌فهمیدم شایدم از دیدن کتابای شما کیف

نمی‌کردم خیلی خوبه که یه نفر چش آدمو باز

کنه

باورم شد که شما آدم خیالبافی هستین چرا

خیالباف همون آدمی که میگین دنیاتون عوض

کرده دیشب شما رو تو خیابون گفتم که قرار

ما چهار

شبه ببخشید باید حرف

زدم شایدم حق با شما باشه ولی حرف خوبو

همیشه آدمای خوب

نمیزنن شما که خودتون بهترین حرفا رو درس

میدین مطمئنین همه این آدما عین حرفاشون

بودن شاید به خودتون بگین که من خیال بافم

یا الکی خوشم یا پر

روئم ولی فکر کنم ته دلتون منظور منو خوب

بفهمین من یه آدرس پستی دارم و چند تا

شماره تلفن اینقدر بهش اعتماد داشتم که

بیشتر از این ازش نشونی نخواستم

ببخشید ازتون اجازه

نگرفتم باید بهتون می‌گفتم ولی من نی مهم

نیست بعضی وقتا چیزایی که به فکر آدم میاد

بهتره جلو چشمش م

باشه شما امروز کلاس

دارین نه فردا کلاس

دارم ولی شاید فردام

نرفتم حالا نامه نوشتن

دارین بالاخره چی شد شما یه دقیقه اجازه

بدین من که ۱۰ دقیقه اول ساکت

بودم می‌دونم ببخشید ولی باید یه چیزی بگم

که قابل نوشتن باشه

آدم با کسی که دوست داره باید راحت‌تر از

این حرفا باشه بله ولی من هیچوقت اینو بهش

نگفتم بهش گفتم که منتظرش

میمونم اما نگفتم که دوسش دارم

چرا

نمی‌دونم برام سخت بود که هرچی تو دلم

می‌گذره بهش بگم راستش ترسیدم اگه بگم همه

چی خراب بشه اما اون گفت بله بله خیلی

زیاد پس نمیخواین حرف دلتونو براش بنویسین

چرا ولی همشون نه هم میخوام بفهمی که

موضوع برام مهمه هم فکر نکنه حالا چه

خبره مخصوصاً اینکه شب اولم

نیومده تو یه سال خیلی چیزا ممکنه عوض

بشه والا من تو زمینه خیلی صاحب نظر نیستم

چون خیلی ساله برای من چیزی عوض

نشده نمی‌دونم چی

بگم اصلاً مغزم کار

نمی‌کنه می‌خوام ازتون یه چیزی

بخوام می‌دونم واسه شما کاری نداره ولی

برای من

سخته اگه واقعاً یه نفرو دوست داشته باشین

و بخواین حرف دلتونو بهش بزنین چی براش

می‌نویسیم

نمی‌دونم چون تا حالا هیچ وقت این اتفاق

نیفتاده شما وض منو می‌دونین خودتونو جای

من

بذارین ببین من می‌دونم آسون نیست ولی

خواهش می‌کنم قبول

کنی از جان عزیز ترم در شهریم که با تو

برایم غریب نیست اما دیشب را بی تو در

غربت گذراندم سهم من از عشق گوشه سرد و

تاریکی از این دنیاست

که با یاد تو گرم و روشن مانده است کاری

کن که باور کنم انتظار خود عشق است آشکارا

نهان کنم تا چند دوست می‌دارمت به بانگ

بلند چطوره اونقدر خوبه که فکر کنم بفهمه

من

ننوشتم خیلی شانس آوردم با شما آشنا شدم

به نظرم خدا شما رو برای من فرستاده بعید

نیست بر عکسشم درست باشه چون خدا عادت

داره چند تا کارو با هم بکنه

مثلاً بعد از این همه سال منو مجبور کنه

احساساتی بشم نامه عاشقانه

بنویسم ولی ازق نباید گذشت احساس تی شدن

کار سختیه ولی به زحمتش میرسید بله ولی یه

لحظه فکر کردم ۱۸

سالمه کی پستش میکنین اگه بخواین همین

الان با سریعترین پست ممکن

[موسیقی]

اون شعری که آخر نامه نوشته بودین مال کی

بود سعدی

ا سعدی از این شعرا هم داره بهترین کارش

در واقع همین غزلا شه من زیاد با ادبیات

قدیم آشنا نیستم از سعدی هم همون چیزای

یادمه که توی مجلسه

خوندیم از کسی که بوستان و گلستان گفته

این شعرا یه خورد عجیب

نیست اصلاً بشر همه کاراش عجیبه مثلاً به

خاطر یه نفر خطر می‌کنه نصف شب توی شهر

غریب سر خیابون وای میسته

ولی حاضر نیست به همون آدم بگی دوستش داره

عجیب‌تر اینکه یه نفر استاد ادبیات باشه

کلی هم شر عاشقانه بلد باشه ولی خودش عاشق

کسی نشده

باشه بالاخره هر کس یه عیبی داره

دیگه از سعدی شعر دیگه یادتون هست

خیلی یکیشو

میخونین بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو

بیا ببین که در این غم چ ناخوشم بی

تو شب از فراغ تو می‌نالم ای پری

رخسار چو روز گردد گویی در آتشم بی

[موسیقی]

تو دمی تو شربت وصلم نداده‌ای

جانا همیشه زهر فراغت همی چشم بی

تو اگر تو با من مسکین چنین کنی

جانا دو پایم از دو جهان نیست درکشم بی

[موسیقی]

تو پیام دادم و گفتم بیا خوشم

می‌دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی

[موسیقی]

تو آشپزخونه شونم مثل کتابخونه به هم

ریخته

بود زیاد بهشون نمی‌رسم واق ش هفته یه

دفعه اون گرد و خاکی که من دیدم سابقش

بیشتر از این حرفاست متفکر تنبل

معمولاً چه

خبر به صاحب یه همچین دست پختی جز خبر خوب

نباید داد خبرت به بعدی دستپخت من باشه

دیگه وا ویلا نه بد نیست نمیشه راستشو به

تو گفت رفتم اون آدرسی که داده بودی کسی

رو که تو دوست داری هیچکس

نمی‌شناسه آدرس عجیب غریبی بود از تمام

نشونی هایی که داده بودی رفته

گشتم تا پیداش کن اگه گفتن واقعیت خوشبختی

و جوونی و امیدتو نابود می‌کنه چه بهتر که

دروغ بشنوی البته بعضیا

نمیشناختن ولی اونایی که میشناختنش کلی

ازش تعریف

کردن خلاصه این دوست شما کلی آدم

سرشناسی براش پیغام گذاشتم که یکی

منتظرشه پس از قرار امشب باید منتظرش

باشیم

شاید اینجور که شما گفتین شاید نه

حتماً اگه حتما گفتن من راحتت می‌کنه

حتماً می‌دونی از چی

خوشحالم از اینکه وقت قرارتون داره می‌رسه

اون که به جای خود از اینکه اصلاً از

کارای من تعجب

نمیکنی البته من خیلی وقته دیگه از چیزی

تعجب نمیکنم به نظرم همه چی عادیه حتی وضع

من به نظر شما عادیه نه

ولی اگه تکرار بشه و یه آدم هر شب بره یه

جا وایس قرار نیست هر شب

باشه امشب

میاد این سربالای پدر آدمو در میاره دیشب

از این خیابون نیومده بودین نه دیشب مسیرم

سرراست بود میخواین برگردیم از خیابون

بغلی بریم حالا دیگه باز خوبه آدم مطمئنه

یکی منتظرش هست وگرنه به چه عشق این

سربالی رو میره بالا وقتی مطمئنی کسی

منتظرت نیست راحت میری با

پس به نظر شما من چرا سخت میرم بالا برای

اینکه مطمئن نیستی

مردد صبر کن جلوتر نرو ما رو نمی‌بینم

بذار رت شه اومدیم و دیدم مسئله‌ای نیست

برای من هست مثل اینکه یادتون رفته

چرا وایسادی ترسیدیم

نه سردت نیست نه خیلی هم سرد نیست

حق وقتی منتظره چقدر زمان بد

میگذره منتظرم نباشه خیلی خوش

[موسیقی]

نمیگذره اگه جای بدین چ کار

می‌کردی راستشو بگم دروغ بهتون

نمیاد منتظر

نمیموند نشد اگه قرار بود منتظر بمونین

چیکار می‌کردی با خودم حرف می‌زدم یا شعر

می‌خوندم که وقت بگذره چه

شعری نمی‌دونم شما که منتظرین باید بدونین

یه چیزی بخونین که منتظر بودن یادتون بره

آن‌ها کجاین که می‌آمدند و

می‌رفتند افسانه خیابان

می‌شدند خانه‌ها را برمی فروختند خاک را

متبرک

می‌کردند راه درازی انگار طی شده است این

قصه کودکان بسیاری را شاید به خواب برده

باشد

من بوی خاک را می‌شنوم که در پی گرمای

ماست قصه همیشه از دل شب آغاز میشده

است حالا تو

بخون به من گفت

بیا به من گفت بمان

به من گفت بخند به من گفت

بمیر

آمدم

ماندم

خندیدم

مردم شده تا حالا با کسی برخورد کنین که

به دلتون

بشینه آره ولی به دلشون

ننشستم یعنی

چی یعنی قبلاً یه نفر به دلشون نشسته

بود آدم نمی‌دونه با شما چه‌جوری حرف بزنه

چرا من که حرف عجیب غریبی نزدم گاهی آدم

دلش میخواد با یه نفر دو کلمه حرف بزنه خب

اونوقت اگه اون نخواد دو کلمه حرف اینو

بشنوه چی میشه خب میره سراغ یه نفر

دیگه اگه نشد اونقدر می‌گرده تا پیدا کنه

راههای دیگه هم هست مثلاً

مثلاً از خودش می‌پرسه من چرا باید یه

نفرا احتیاج داشته باشم که باش دو کلمه

حرف

بزنم اصلاً خودم با خودم می‌تونم بیشتر از

دو کلمه حرف بزنم و حرفهای خودمو راحتتر

بفهمم اگه کسی به اینجا برسه دیگه نه

می‌گرده نه انتظار

می‌کشه غیر از اینه شاید غیر از این

باشه مثلاً بعضی از آدما چون خیلی

احساساتی از ابرازش می‌ترسن برای توجیه

خودشون از این حرفا می‌زنن یر از

سینه ۱۱ و نیم

شد نگران نباش هنوز دو شب دیگه فرصت

[موسیقی]

هست ا

[موسیقی]

‏st

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

می‌بینی دنیا یه همچین جاییه بازم میگی به

مصیبتش میرزه

[موسیقی]

[موسیقی]

نترس مادرمه

می‌بینی دیگه حتی باهم حرفم نمی‌زنه چرا

با شما زندگی نمی‌کنه

نمی‌دونم شاید اونم دلش می‌خواد تنها

[موسیقی]

باشه ‏ah

[موسیقی]

نخوابیدی خوابم

نبرد خیلی وقت بید داری آره فکر

کنم چایی هم که گذاشتی

می‌خوری

بریزم آره گرهم گرفت اصلاً یادم

[موسیقی]

[موسیقی]

رفت

بهتری بهتر شدم

[موسیقی]

به نظرت من اشتباه

نکردن نصف قرارت مونده به همین زودی جا

زدی نه جا

نزدم اولش فکر کردم نکنه اتفاقی براش

افتاده بعد گفتم شاید خبر بده

ولی حالا فکر می‌کنم ایراد از

منه گدایی همه جورش

بده گدایی عشقی از همش

بدتره وقتی فکر می‌کنم میبینم به همه چی

پشت با زدم و زندگیم گذاشتم سر یه قراری

که تو میگی من سبک

شدم خب عشق آدمو سبک میکنه ولی سبک بک

نمی‌کنم نمی‌فهمم چی

میگی عشق باعث شده که تو بابت یه کلمه حرف

یه سال صبر کنی و وقتش که شد به همه چی

پشت پا بزنی و بیای

اینجا فقط آدمی که عشق سبکش کرده باشه

می‌تونه همچین کاری

بکنه ولی وقتی میگی سبک شدی منظورت اینه

که خودتو پایین

آوردی اگه اون هیچوقت

نیاد عشقش کاری کرده که تو پر در بیاری و

کارای بکنی که تا حالا هیچوقت فکرشم نکردی

اگه منظورت از سبک شدن بالا رفتنه سبک

شدیم ولی اگه منظورت از سبک شدن کوچیک

شدنه عاشق هرچی کوچیک‌تر بشه بالاتر

میره فکر نمی‌کنی همه این حرفا تو ادبیات

قشنگه زندگی با ادبیات فرق داره همه این

حرفا واسه اینه که زندگی ی خورده شبیه

ادبیات

بشه آدم با تو حرف می‌زنه سبک میشه سبک ب

اون منا که خودت

گفتی می‌دونی از چی خوشم میاد از چی از

اینکه خیلی باهات

راحتم فکر کن اگه کس دیگه‌ای بود یه جوری

اذیت می‌کرد یا اصلاً قابل اعتماد

نبود ولی تو با بقیه فرق

داری این عادت شبگردی زم واسه من یکی بد

نشد خودمم تا حالا ازش بدی ندیدم

واقعاً خوش ب

حالش خوش بحال کی البته اگه پیداش بشه

دیگه بعیده شب تنهایی بری قدم

بزنی فکر کردم چی میخوای

بگی تو مطمئنی ت حالا عاشق کسی نشدی

اینجور که تو می‌پرسی خودمم کمکم دارم

مشکوک

میشم ولی بذار بهت

بگم من آدمی

خیالاتی سال به سالم خیالاتی تر شدم

هیچوقت دوست زیادی

نداشتم راستش هیچ احتیاجی هم حس

نکردم شاید فقط یه دوست قدیمی دارم که

اونم این اواخر کم

میبینمش دیشب باهاش قرار داشتم بابت اومدن

با تو قالش گذاشتم چیک

کارست کتاب فروش بازم

کتاب فکر کنم اگه بخوای کسی رو دوست داشته

باشی اول باید از سنگر کتابات بیای بیرون

تا بتونی طرفتو درست ببینی به هر حال هر

کی با تو باشه واقعاً آدم

خوشبختیه از کجا معلومه فهمیدنش با زناست

اونا ممکنه هیچوقت راستشو بهت نگن ولی ته

دلشون راحت می‌فهمن کی داره چه‌جوری

نگاهشون

می‌کنه باور

نمی‌کنی داره باورم میشه می‌خوای بیشتر

باور کنی به من نگاه کن

من می‌دونم تو آدم بهتری

هستی ولی دلم پیش

اونه واسه همینه که اگه اون آدم

برنگرده چیزی از عشقش پیش من

نمی‌مونه ولی من و تو اگه الان از هم

جداشی محبت و احترامم سر

جاشه می‌بینی منم مث تو خیالت

اگه دلم بخواد برگرده فقط یه دلیل دارم

چی اینکه از دوست داشتن پشیمون نشی نه به

این سدود جا

نمی‌زنم هنوز دو شب دیگه

مونده خیلی دلم میخواد بفهمم تو با کسی که

دوست داری چه جوری رفتار

می‌کنی باز داری خیالبافی می‌کنی نه جدی

میگم میخوام بدونم

اگه واقعاً میخوای بدونی چارش

آسونه فردا از صبح با من بیا تا

بفهمی تو فکر کن با کسی هستی که دوست

داری منم فکر می‌کنم اینم یکی از همه

خیالت

همیشگیه قرارمون که یادت

نرفته نه یادم

نرفته بدون

عشق خوشحالم همونقدر خوشحال که یه آدم

علکی خوش یاه آدمی که خبر خوشی داره اما

کسی رو نداره که بهش خبر بده

[موسیقی]

تو همه چیزو درباره من می‌دونی ولی من

هیچی از تو نمی‌دونم چی میخوای بدونی

دار و ندار من همون خونه بی وسیله است که

دیدیم قص خونه رو از حق و تدریس دانشکده

کم کنی چیزی ازش نمیمونه لابد بیشتر پولت

م میره پای

کتاب تو که میدونی دیگه چرا

می‌پرسی یعنی هیچ رازی نیست چیزی که بهش

دلبسته باشی جایی که دلت میخواد بری البته

غیر از کتاب فروشی چرا حوصله داری بریم

سینما بدم نمیاد خیلی وقت سینما نرفتم

منم دلم میخواد فیلم خوب

ببینم اما نه فیلم خوب پیدا میشه نه

سینمای خوب منظورت چیه راز نگهدار هستی

نباشم اینجا کسیو نمیشناسم رازتو براش باش

کنم خوب اینجا رو نگاه کن اینجا کجاست این

همون سینماییه که من خیلی دوستش دارم شوخی

می‌کنی نه بهترین فیل فیلمای عمرمو تو این

د تا سینما دیدم ازشون کلی خاطره دارم چی

شد سوخت جفت سینماها با هم جزغاله شدن

وقتی داشت می‌سوخت من اینجا بودم انگار

آدمی که یه عمر باهاش بودی یهو پر بزنه و

بره و پشت سرشم نگاه

نکنه فکر می‌کنی کسی فیلمای این سینما

یادش

بمونه ولش کن منو بگو ترو آوردم اینجای

خرابه نشونت

میدم چه فیلمی دوست داری ببینی

[موسیقی]

ب شما نگهدار ره

ره شاید یه روزی وقتی این داستانو برای

باران دختر رضا تعریف کنن خنش بگیره که

اگه اصرار ما درجم نبود اون هیچ وقت پا به

این دنیا نمیذاشت

[موسیقی]

به نظرت تو این زندگی واقعی کسی حاضر میشه

تا این حد فداکاری کنه شایدم همچین کسی

پیدا شد من که خودم حاضر نیستم راستش من

عادت دارم خودمو بزارم جای آدم اصل لیفی

اگه من بودم اینقدر تحمل

نمی‌کردم شاید ایراد سینما همین باشه که

یه جاهای خیالبافی آدمو کم می‌کنه وقتی یه

قصه می‌خونی هرجوری که دلت می‌خواد

میبینیش ولی توی سینما همون چیزی رو که

نشونت میدم باید باور

کنی تو این زمینه من از تو خیالباف ترم

مثلاً وقتی قهرمان فیلم با دختر عروسی

می‌کنه من جای دختره تا مرحله دعوا و

جداییشون م میرم به نظرت مسخره است نه در

واقع هر کسی داره تو خیال خودش با زندگی

همین کارو

می‌کنه اینم یه راز دیگه دارم رازهای

قدیمیمو برات فاش می‌کنم تا جا برای راز

جدیدم بازتر بشه

‏c

[موسیقی]

با تو این همون شهری نیست که من می‌شناسم

جاهایی میرم که هیچوقت

نرفتم از رازهایی حرف می‌زنم که هیچوقت با

کسی نگفتم با تو جاهایی رو میشناسم که

پیشتر نمی‌شناختم و جاهایی رو که

می‌شناختم بهتر اولین کتاب شعری که خوندی

یادته آره هنوز مدرسه ابتدایی می‌رفتم که

یه روز یواشکی رفتم سروقت کتابای پدرم

اسمش چی بود میاد در لجن چه اسم عجیبی

شرشم همین طور عجیب بود بً که دوباره

خوندمش خیلی هم به نظرم عجیب نیومد ولی

اسم فوق‌العاده‌ای

داره پروانه مسین آیین بار بر پا نشسته

بود در پهنه

لجن و هر دو روی آن خط

بود خطی به سوی پوچ خطی به مرز هیچ

از هم

گریختیم بر خط سرنوشت خوناب

ریختیم قدیمیا رو جمع کردیم

نه اون پشته روی میز اگه میخوای نگاهی

بکنی اون

پشته همون پشت

پیداش کردی چی رو دیشب قرار بود بیام یادت

رفت نه یادم نرفته همین فردا بیا بگیرش

فکر کنم تو باید بیای سراغ من

چطور ببین اینا چطوره

این یکی که عالیه واسه مبتدی عالیه یا

واسه

استادا تذکرة العلیا واسه همه

عالیه گوش

کن به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر

شده صحرا شد چندان که که پای مرد به گلزار

فرو شود پای من به عشق فرو شد چندان که

پای مرد به گلزار فرو شود پای من به عشق

فرو

[موسیقی]

شد خیلی که گرون حساب نمی‌کنی

من هیچ وقت با گرون فروش رفاقت

نمی‌کنم نه جدا از قیمت ما با آشناها

امانت م

میدیم اونور خیابون یه تلفن هست بذار

دوباره زنگ بزنم ببینم خبری میشه یا نه

اینجا که تلفن هست اونجا راحت ترم شاید

خودش باشه

تا حالا اینجور ندیده بودمت واسه اینه که

تا حالا اینجوری

نبودم کجا باهاش آشنا

شدی تو خیابون پیداش

کردم مسخره

همین دیگه راستش م که بگی کسی باور

نمیکنه فردا کجا باید

بیام روب بیا خونه میخوام کتابامو رد

کنم مجبور نیستی همشو رد کنی میتونی نه

دلم میخواد ا اتاق خلوت

کنم واسه آدمی مثل

من شاید خیلی پیش تا بتونه از وسط خیالاتش

بزنه

بیرون از این گذشته فقط عشق

نیست پولم

لازمه پولت نقد

باشه خیالت راحت مشتری دست بخت کتاب باز

میارم

برات باید اون خونه رو تعمیر

کنم میخوای خودتو مهک بزنی

شاید ببینم می‌تونم یا

نه یا همه چی یا

هیچی قرن ۱۹

نیستا تو نگران تقویم

نباش با این همه خوشی هنوزم

تلخی شاید مال اینیه که بهش عادت

ندارم

ببخشید من کارم تموم

شد میتونم کتابا رو بردارم اگه ممکنه

فعلاً امانت ب میزارم به حساب

من از این شماره هم رفته

گفتن مدتی موقت اینجا

بوده خیلی وقت ازش خبر

ندارن چرا زندگی

اینجوریه زندگی اینجوریه چون آدما

اینجورین زندگی با آدما معنی پیدا

میکنه نگران نباش چند سعت دیگه میبینیش از

کجا انقدر مطمئنی خودش بهت گفت اصلاً فک

کن داری با قدم می‌زنی نمیشه اینجوری فکر

کرد چرا تو که تخیل قوی داری اگه الان

پیشش بودی کجا می‌رفتی هر جا اون می‌خواست

پس می سوار شیم جایی که من بلدم یه کمی

دوره کجا هست یه جای گرم که غذای خوب داره

[موسیقی]

غذا چطور بود خوب همه چی

خوبه کاش بهتر بود تو از چیزی

ناراحتی تو چطور جواب منو

بده نمی‌دونم به خودم میگم کاش همه چی

بهتر بود راستش هیچ وقت تو موقعیتی که

الان هستم نبودم

نمی‌دونم چیکار باید کرد تا مشکلی پیش

نیاد داشتم فکر می‌کردم کاش فیلم بهتر بود

کاش جای بهتری بود که آدم

ببینه منم هیچوقت فکر نمی‌کردم به همچین

وضعی برسم آدم نمیتونه درست تصمیم

بگیره از یه طرف میگم منتظر موندن

اشتباهه اما بازم دلم میخواد شب بشه

و تو اگه کسی رو دوست داشته باشی اینقدر

منتظرش میذاری نه یه کاری می‌کردم که

انتظار یادش بره نه اصلاً بهت نمیاد کسی

رو منتظر

بذاری هر کسی راز خودشو

داره هیچوقت فکر کردی دارم بهت دروغ

میگم

نه هیچوقت منو بزن دیگه عوزی

نگرفتی نه فقط گاهی فکر کردم شاید خودت از

رازت مهم‌تری

شاید راز اون پشیمونی

باشه به هر حال اونقدر وقت داشته که

پشیمون

بشه فقط بحث این آدم نیست فکر می‌کنم همه

آدما همینجور

باشن حتی بهترین آدمم مثل یه راز از آدم

دورن

میدونی همه فکر میکنن اگه حس واقعیشونو

نشون بدن همه چی به

می‌ریزه هیچکس حرف دلشو راحت

نمی‌زنه خب اگه نمیخواد می‌تونه شب اول

همون لحظه اول بیاد و

بگه فکر نمی‌کنی آدم واسه مخفی کردن

احساسشون دلیل دارن دلیلشون اصم دورشون

می‌کنه چه دلیلی از عشق

مهم‌تره اینو گوش کن

وقتی حواست نیست

زیباترینی وقتی حواست هست فقط

زیبایی حالا حواست

هست باورت میشه یه همچین آدمی شر مال

خودشه آره چطور مگه میگم بی وفاییش به

صداقتش

در چند تا هوادار مثل تو داشته باشه دیگه

اصلاً

نمیاد یه شع گوش می‌کنیم

آره با صد هزار مردم تنهایی بی ص۰ هزار

مردم تنهایی این شعر نوئه دیگه نه نه خیلی

نو مال ۰۰ سال پیشه شوخی می‌کنی به نظر

خیلی تازه میاد شاید کهنه اونا نداره یا

خوبه یا

بد این ماجرا که تموم شه اولین کارم اینه

که برم سراغ

ادبیات میخوام از اول شروع کنم کمکم

می‌کنی شرطش اینه که اول کار حوصله سر نده

یاد گرفتنم مثل هر کار دیگه‌ای صبر و

حوصله لازم داره دیرت نشه

[موسیقی]

دیگه نمیاد دیر نشده دیگه

نمیاد صبر

کن مگه دوستش

نداری

نمی‌دونم فکر می‌کنم درست

نشناختمش یا اون منو درست

نشناخته وگرنه الان باید جایی بود که تو

هستی وقتی

نیست یعنی یه جای کار

اشتباهه تو به خاطر خودت میای اینجا نه به

خاطر اون نه به خاطر خودم نیست به خاطر

عشقی که هر دوتون داشتین حالا فکر می‌کنی

اون

نداره اگه اون الان بیاد دیگه هیچ کاری

اشتباه

نیست اینقدر مطمئن حرف می‌زنی که آدم

مجبور میشه اعتماد کنه نه مجبور نشو کاری

که دوست داری

بکن الان چی دلت میخواد

الان دلم یه شعر

میخواد باشه یه شعر می‌خونم شرطش اینه که

شعر بعدی خودت بخونی

[موسیقی]

قبوله مرگ را پروای آن نیست که به انگیزه

اندیشد اینو یکی می‌گفت که سر پیچ خیابون

وایساده

بود زندگی را فرصتی آنقدر نیست که در

آیینه به قدمت خویش بنگرد یا از لبخنده با

اشک یکی را سنجیده گزین

کند اینو یکی می‌گفت که سر سراهی وایساده

بود عشق را مجالی نیست حتی آنقدر که بگوید

برای چه دوستت می‌دارد

واله اینم یکی دیگه

می‌گفت سرو لرزونی که راست وسط چار رای

هرور باد وایساده

بود

نریم نمیونی

ساعت تو هنوز ۱۱ نشده یه شعر مونده به ۱۱

پس خودت بخون به همین زودی قرار ما یادت

رفت فقط به یه شر چی بدون عشق

نه فقط یه جوری نگاهم نکن انگار داری غلطم

می‌گیری حول

می‌کنم تو شروع کن من اصلاً بهت نگاه

نمی‌کنم اما نمی‌دانی چه شب‌هایی سحر کردم

بی آنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکای

من در خلوت خواب گوارایی

وانگاه گه شب‌ها که خوابم برد هرگز نشد

کاید به سویم هاله‌ای یا نیم تجی گل از

روشن گل گشته

رویایی در خواب‌های

من امیر

یه لحظه فکر کردم خودشه نبود نه اشتباه

گرفتم طرف یه جوری نگاه می‌کرد انگار زیاد

بدش نیومد تو حالت خوبه باید بد باشه نه

تو حالت بد نمیشه چون آدم خودخواهی نیستی

ی چیزی نمونده بود از شهرم خلاص شی برعکسش

نبود چرا برعکسش

باشه نمیشد اون آدم یه خورده شبیه تو بود

عکسش که میگه شبیه خودش باشه بهتره اینکه

آدم خودشو بزنه به اون را صنعت ادبیه نه

صنعت ادبی نیست استعداد خدادادیه

بفرمایید مزاحم نیستم آدم تو خونه خودش

مزاحمه هرچند من اونقدر اینجا راحتم که

فکر می‌کنم خونه

خودمه همه زندگیتو به هم ریختم

نه

آره یعنی اینقدر ازم

دلخوری نه هنوز اون مرحله دلخوری نرسیده

به هر حال از فردا شب دیگه مزاحم بی مزاحم

یعنی مطمئن میاد اگرم نیاد فرقی

نمی‌کنه میخوام برگردم همونجایی که که

بودم فراموش کردن تو تنهایی

راحت‌تره حالا چرا باید فراموش کنی اگه

اون تونسته فراموش کنه منم

می‌تونم

می‌بینیم هنوز دوستش داریم از کجا معلوم

هنوز میخوای کارای رو بکنه که اون

کرده میخوای پ با باش بریم به هر

حال شاید این آدم جدی مغرور همونی نبوده

که من فکر

می‌کردم می‌دونی شاید من و اصن با هم جور

نبودیم یا فکر می‌کردیم که

جوریم دوست داشتنم سخته

ها

آره دارم می‌فهمم چجوری می‌فهمی

تو که میگی تا حالا کسیو دوست

نداشتی از کجا ملوم پس تو هم راز خودتو

داری

آره به نظرم این قضیه

مسریه فرصت گریه به آدم نمیدی حیف

نیست هنوز یه شب دیگه مونده واسه دلداری

من میگی وگرنه خودتم می‌دونی که

نمیاد نه

مطمئنم اونی که دوستت داری میبینیش یه

چیزی هست که بعد جوری ذهنمو مشغول

کرده

چی چی باعث میشه کار و زندگیتو به خاطر من

تعطیل

کنی نه تعطیل نمی‌کنم فردا درس دارم تفره

نرو به نظرم داری یه چیزی

رو چجوری

بگم داری به خاطر من فداکاری می‌کنی و من

بابتش خیلی ممنونم

واقعاً بهتر نیست یه کمی از این محبت و

صرف آدمی بکنی که دوستش

داری نگران

نباش بالاخره اونم می‌فهمه که من دارم

چیکار

می‌کنم فقط خواستم بدونی من آدم قد نشناسی

نیستم بابت همه زحمت این مدت ازت نذرت

میخوام واقعاً امیدوارم خوشبخت بشی و کسی

رو که دوست داری پیدا

کنی فقط مواضب باش کتابو به رخش نکشی چون

زنا تحال رقیبو

ندارن من مردم این شهر دوست دارم چون

یکیشونو می‌شناسم

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

تا حالا فکر می‌کردم قصه‌ها بخشی از روح

نویسنده شونن

ولی حالا می‌فهمم که شخصیت‌ها چطور

خواننده و نویسنده شونو هرا جا بخوان

می‌برن شاید یه شعر دنیای شاعرش م به

اندازه شنونده عوض کنه

[موسیقی]

سلام

سلام میبخشی اگه دکورش ب هم ریخته قبل

ناقص من دیگه بهتر از این نرسید چه عادتی

داری که کار خودتو کوچیک کنی دیگه بهتر از

این شاید چون آدم

کوچیکی ببین

در واقع فرستنده نام است که شناخته نشده

نگیر

ازش به هر حال من فردا صبح میرم اگه امشبم

میمونم مث قرار با

خودمه می‌بینی استاد زندگی به زور شبیه

قصه

نمیشه شاید اگه قصه رو عوض کنی همه چی

درست

بشه آدم پرشر وشوری

نیست میشه گفت خیلیم آروم

ولی تو آرامشش یه چیزی هست همیشه فکر

می‌کردم جور دیگه‌ای اتفاق بیفته منم آدم

آرومی بود اما مطمئن بودم که فقط یه دفعه

پیش میاد شاید خیلی آرومتر از حالا اگه

عشق تو وجود این دختر اونقدر هست که بابتش

از همه چیش بگذره حرف زدم همچین آدم شاید

تهم مونش به این زودیا اجازه نده که عشق

کس دیگه‌ای رو قبول کنه حس می‌کردم سرح

حالم همه چی

درسته خیلی چیزا رو باید

بدونم اینقدر به خودم مطمئن بودم که حس

می‌کردم می‌تونم کوهو جابهجا کنم

همون اعتماد به نفسی که پیدا کردم باز شد

و فکر کنم میشه بدون اونم زندگی

کرد شایدم تنها تا آخر عمر اگه دوست داشتن

یه آدم غایب بتونه همچین اثری داشته باشه

دوست داشتن کسی که همراه آدمه باید خیلی

عمیق‌تر باشه این درسیه که تو به من دادی

تو چه

فکری

هیچی چرا به یه چیزی فکر

می‌کردی دلم میخواد بدونم

داشتم فکر می‌کردم که عشق تو دست کمی از

خیالبافی من

نداره خیلی دلم میخواد بدونم قبل از دیدن

اون آدم چی فکر می‌کردی درباره

چی درباره

عشق تصورت از طرف مقابلت همین

بود

اصلاً همیشه فکر می‌کردم یه جور دیگه باید

اتفاق

بیفته ولی مطمئن بودم فقط یه دفعه پیش

میاد

حالا چرا یه دفعه

نمی‌دونم شاید بعداً بازم پیش

بیاد ولی خب بار اولش اصلاً فرق

داره واسه من که اینجوری بود دیگه چرا

بود هنوز یه شب دیگه

مونده نه

دیگه فکر کنم آدم خودشو گول نزنه بهتره

قبل از این هیچ وقت درباره عشق خیالبافی

میکردی

زیاد ولی اینا بیشتر مال دوران

نوجوونی بزرگتر که میشی همه چیز چه جوری

بگم بی

ربطه آدما منظورشون چیز دیگه‌ایه ولی یه

حرف دیگه میزنن منظورم که

میفهمی دارم یه چیزایی میفهمم بعدشم تن ی

خیلی سخته به خودت نیگاه نکن کمتر کسی

تحملشو

داره اون

آدم خب درسته که

نیومده ولی محبتش واقعی بود می‌دونست کتاب

خیلی دوست دارم همیشه برام

میآورد می‌بینی

استاد واقعیت با خیالبافی فرق داره این

درسیه که خودت بهم

دادی چه درسی

گفتم که تنهایی

سخته من تو این چهار شب ۱۰ سال بزرگتر شدم

فکر می‌کنی اگه تنها بودم الان این وضو

داشتم نه بهت

میگم تو این فکر بودم که خودمو

بکشم یا داد بزنم که از احساسات من سو

استفاده شده یا همه مردم یه مش آدم پست و

عوضین

حتی بدتر از اینم ممکن بود پیش

بیاد اما من شانس آوردم که همراه خوبی

داشتم صاحب اون عکس هنوزم برای من

محترمه بذار اصلاً

نیاد بذار خودم تنهایی از پس دلم

بریام

می‌بینی عشق هم میشه یاد گرفت حتی از آدمی

که خودش میگه هیچوقت عاشق نبوده

شاید قبلاً یه جور دیگه فکر

می‌کردم ولی

حالا به لطف توون من دیگه اون دختری که شب

اول دیدی

نیستم امروز چیکار می‌کنی میرم

خرید باید برای مادربزرگم یه چیزایی بخرم

که باور کنه به فکرش

بودن تو با من

نمیای نه یکی دو تا کار دارم که باید

بهشون برسم

قرارمون ۸

شب همون رستوران

دیشب چتر

داری دارم ولی فکر کنم چند دقیقه

ببندمش از بارون خوشم

میاد خداحافظ

تنها نشسته‌ام و حواسم نیست که دنیا با من

است

واسه پولدار شدن بعد روزی رو انتخاب

کردی صورتت چی

شده

هیچی بازم چند نفر از کتابای ما خوششون

نیومده

مسخره همینه دیگه راستش م که میگی کسی

باور

نمیکنه تو راست

میگی واقعیت با خیالبافی فرق

داره دارم خیالاتم بیرون می‌ریزم تا جا

واسه تنها واقعیت زندگیم باز بشه

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

دیگه چیزیش

نمونده مطمئنی پشیمون نشدی تو مطمئنی چکا

آوردی هم من مطمئنم هم صاحب چک حیفت

نیومد تو حیفت میاد هر روز چند ت از همینا

رو

بفروشی کتاب خوب باید بره پیش

خواهانش دل خوبم همینجوره فقط نمیشه

فروختش قرارمون

یادتون تو که همه رو فروختی این یکی رو

میخوای چیکار کنی

یادگاریم میخوام امروز یادم بمونم

[موسیقی]

‏c

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

تویی

مادر بیا

جلو دلم میخواد یه چیزی بهت

بگم اگه نشنیدی مهم

نیست اگه نفهمیدی مهم نیست

اگه چند روز پیش با این قیافه میدیدمت

خیلی دلم می‌گرفت ولی حالا میگم شاید با

این وز دوستای بیشتری پیدا کنید

[موسیقی]

چرا نیومد

یعنی ممکنه اصلاً

نیاد شاید اتفاقی به یه آشنا برخورده

باشه یا اصلاً خود اون آدمو دیده

باشه یعنی ممکنه

[تشویق]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

[موسیقی]

‏h اگه دیر کردم خیابونا خییلی شلوغ

بود تو

چط انتظار انقدر

سخته تو این همه وقت چطور طاقت

آوردی وسایل تو اتاقی

[موسیقی]

این

چیه میشه

ببینم

کتابه خودت خوندی ش نه خیلی وقته دنبالشم

بالاخره یه کتاب پیدا شد که من خوندم اون

ت نخوندی ش

اینو برات کنار

گذاشتم میآد در لچن

خوب به حرفم گوش کن شاید بدا دیگه فرصت

گفتنش پیش نیاد

کتابامو فروختم چون فکر کردم برای شروع

زندگی باید بهتر از این باشم میخوام ا

خونه رو تمیر

کنم شاید خیلی چیزا رو از نو

ساختم کسی که قراره اونجا زندگی کنه باید

براش همه چی فراهم باشه مطمئنی کسی رو که

دوست داری پیدا کردی

آره تو تنها کسی هستی که ت حالا دوست

داشتن مطمئنی از سر ترحم حرف نمیز

می‌زنی من خیلی به این موضوع فکر کردم

وقتی اون شب اول به من گفتی نمی‌خوای عشق

کسیو قبول

کنی هیچوقت فکر نمی‌کردم بتونم دوستت

داشته

باشم اما هر روز که گذشت اعتمادم بیشتر

شد حال به حرفی که می‌زنم

مطمئنم با من ازدواج

می‌کنی من نمی‌دونم چی بگم اگه تو بودی چی

می‌گفتی ی شبت صبح قدم می‌زدم و بعدش

می‌گفتم

آره من قبلاً وسمو بهت

گفتم هرچند الان دیگه مثل گذشته نیست

می‌خوام با خودم رو راست باشم

نمیخوام به خاطر انتقام از یه نفر

دیگه منظورمو

می‌فهمی همین که به خودت دروغ نگه

کافیه همینقدر بدون که حس منم کمتر از تو

نیست ببین گفتنش سخته

فقط شاید اگه بهم فرصت

بدی رویا

ی

[موسیقی]

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

ا

[موسیقی]

[تشویق]

خواننده

عزیز شبی زیبا بود از از آن شب‌ها که تنها

به هنگام جوانی به درک آن

تواناییم آسمان بدانسان پاک و پرستاره بود

که انسان با دیدن آن بی‌ اختیار از خود

می‌پرسید چگونه مردمانی چنان بداندیش و

هوس کیش در زیر چنین آسمانی به زندگانی

سرگرم از من دلخوری

آدم هیچوقت از کسی دوست داره دلخور

نمیشه

آره دلخور نمیشه اگه خطایی دید خیلی زود

می‌بخشه من خطایی ندیدم که ببخشم خیلی

دنبالت گشتم تا پیدات کردم چرا باید

میدیدمت اگه تو نبودی من این همه منتظرش

نمیموندم

من الان پیش کسیم که دوستش دارم این دوست

داشتنم مدیون

توم قراره خیلی زود عروسی

کنی ولی تو این چهار شب به چیزایی رسیدم

که با هیچی نمیشه عوضش

کرد فقط نگران بودم به زندگیت لطمه‌ای

نخورم پس به حرف منم گوش

کن شاید فکر کنی در حق من بدی

کردی ولی اشتباه

می‌کنی این چهار شب خوشبختی واسه یه عمر

بس

بود عشقی رو که تو حس کردی من

فهمیدم سعی می‌کنم همیشه نگهش

دارم هیچوقت فراموشت نمی‌کنم

[موسیقی]

یه شعر

میخونی این دفعه تو میخوای منتظرش بذاری

چهار شب منتظرش موندم پس حق دارم چند

دقیقه تلافی

کنم چی دوست داری بشنوی هرچی خودت دوست

[موسیقی]

داری دل من همی داد گفتی

گواهی که باشد مرا روز از تو

جدایی ولی هرچه خواهد رسیدن به

مردم بر آن دل دهد هر زمانی

گواهی من این روز را داشتم چشم از این

غم نبو است با روز من

روشنایی جدایی گمان برده بودم

ولیکن نه چندان که یک سوهی

آشن به جرمت چران دی مرا از در خود

گناهم نبود

[موسیقی]

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

است ا

[موسیقی]

‏c

[تشویق]

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

[تشویق]

[موسیقی]

م

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.