Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم می کند sharpmovie sharpmovie.blog.com sharpmovie2010@gmail.com
بفرمایید
یه مقدار روش کار کنید و بعد ببریدش پیش چانگ وو
باشه
واقعاً معذرت میخوام
مسئله ای نیست
برای تاگوچی اتفاقی افتاده؟
دو روز شده که رفته مرخصی
میگن قراره ازدواج کنه
یعنی میخواد استعفا بده؟
من نمیدونم
اگه اینطور باشه که باید خوشحال باشیم
چند سالشه؟
احتمالاً بیست و سه یا بیست و چهار سالشه
بیست و سه یا بیست و چهار
شغل شوهر شما چیه؟
من هنوز ازدواج نکردم
جدی؟ مجردین؟
من و پدرم با هم زندگی میکنم
آها، متوجهم. شما دیر یا زود باید ازدواج کنید
اگه یه شوهر خوب پیدا کنید که عالی میشه
بفرمایید داخل
سلام
چی شده؟
همین الآن رسیدم یوکوهاما
جدی؟ دفعه پیش زنت عصبانی شد؟
نه، عصبانی نشد. حتی به نظرش جالب اومد
واقعاً؟ مشروب آدما رو به حرف میاره
آره، همینطوره
میچیکو چند سالشه؟
چطور؟ بیست و چهار سالشه
یه پسر خوبی هست که شاید بخوای روش فکر کنی
برای چی؟
معلومه، خواستگاری
زنم پیداش کرده خیلی ازش خوشش اومده
تازه از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شده الآن اونجا انترنه
حدوداً 29 سالشه
آره، همینطوره. خب نظرت چیه؟
ام، ازدواج؟
خواستگار دیگه ای هم براش اومده؟
نه، کسی نیومده. تا حالا تو فکرش نبودیم
نبودید؟
خودش هم قصد ازدواج نداره هنوز بچه ست، اصلا حس زنونه نداره
اشتباه میکنی. حس زنونه داره و خوبش هم داره
جدی؟
بله، جدی داره. شوهرش بده مشکلی براش پیش نمیاد
جدی؟ هوری زنگ زد گفت میخواد درباره گردهمایی همکلاسیا حرف بزنیم
کی؟
امشب، توی فنگ شونگ احتمالاً به تو هم زنگ زده
از وقتی دوباره ازدواج کرده پرانرژی تر شده
شاید شروع کرده ویاگرا خوردن
شاید
پس حالا که درباره دخترت حرف زدیم، بهش فکر کن
باشه پس امشب میای؟
نه، میخوام برم مسابقه بیسبال دا یانگ و بای شن رو ببینم
یه تیر و دو نشون بود
میتونی بازی بعدی رو تماشا کنی
نه، من بازی به این مهمی رو برای دیدن هوری از دست نمیدم
این حرفا رو نزن بیا دیگه
نه،نه، ببخشید نمیتونم
میتونی! بیا بریم
نه،نه، امشب نه
شماره ی 4 کواتا حملات چهارمین دور نیمه ی دوم رو شروع میکنه
شماره ی 4 کواتا
شماره ی 4 کواتا
اول یه پرتاب کوتاه
تو نیمه ی دوم
کواتا از سنگ یوان
جوبشو با اطمینان تکون میده
گیرنده ی توپ تیم بای شن، گو چوانه
پرتاب اول تند و مستقیم میره
کواتا ضربه نزد و منتظر یه فرصت مناسبه
حالا
پرتاب دوم یکم به سمت چپ میره ببخشید معطل شدید
حالا یه پرتاب خوب و یه پرتاب بد
کواتا چوبشو تکون میده انگار منتظره پرتاب سومه
سومی، یکم بالاتر
گل زدن؟
گوآن جینگ هیوتان رو کجا دیدی؟
تو اتوبوس برقی. یه آدم عجیبی اونجا بوده
که روزنامه باطله جمع میکرده
به نظرش آشنا میومده و آخر سر یادش میاد هیوتانه
حتماً هیوتان خیلی پیر شده
فکر میکردم مرده باشه
نه، امثال اون به این راحتی نمیمیرن
حتی اگه کسی بخواد بکشدش نمیمیره
هنوز از دستش عصبانی ای؟
اون یارو همه اش لهجه ی چینیش رو مسخره میکرد
کارای اون خیلی وحشتناک بود اما گذشته ها گذشته
پس باید به خاطر اون بریم
اگه اون بیاد، من نمیام
خواهش میکنم اینجوری نکن این گردهمایی به خاطر اون برگزار میشه
اگه تو نیای حوصله مون سرمیره. بیا دیگه
آره، بیا دیگه
نه، نه
کدوم تیم جلوئه؟
هنوز مساوی ان. 0:0 ساکی گرم
مرسی
این بطری خالیه باشه
آقای هوری، دیر شده، چرا خانمتون نیومده؟
ام
چی، سای زی هم میاد؟ آره، میاد
میاد؟ بله میاد
الآن رفته دوستاشو ببینه ولی بعدش میاد اینجا
چه زن جوون و قشنگیه
ممنون
این روزا هر جا میری سای زی رو هم میبری؟
آره تقریباً
از اونام خوردی؟ چی؟
از اونا
نه، هنوز که لازمم نشده و لازمم هم نمیشه
شما چی خانم صاحبخونه؟
چی؟
از اونا
شما به شوهرتون از اون داروها دادین برای اون کارا
وای، به هیچ وجه برم ساکی گرم کنم
بازم میخوای؟ آره
بین خودمون بمونه
چی؟
جدی میگم
چیه؟
به حساب خودستایی نذارید، اما جدی خوبه
چی؟
زن جوون داشتن! راحت میتونیم باهم کنار بیایم
ببین چی میگه
نه جدی میگم، واقعاً همینطوره
زنت چند سال از دخترت بزرگتره؟
سه سال، اما مهم نیست
تو خیلی شانس آوردی
معلومه، خیلی خوشبختم چرا تو دوباره ازدواج نمیکنی؟
من؟ یعنی انقدر خوبه؟
ولش کن. تو همینجوری هم خوشبختی الآن باید فکر ازدواج دخترت باشی
ولی من واقعیتو گفتم
متوجه شدیم بیخیال
بین خودمون بمونه
آقای هوری، خانمتون اومدن
جدی؟
بفرمایید
بیا
چی شد؟ دوستاتو دیدی؟
آره
بیا تو
خوش اومدین
خوش اومدین
ببخشید بهتون سر نزدم
حالتون چطوره؟
ام
بفرمایید
بفرمایید، بفرمایید بشینید
ممنون
چیزی که میخواستی خریدی؟
آره
خب، پس بیا پیش ما
راستش ترجیح میدم
میخوای بری خونه؟ داروی منو گرفتی؟
آره
پس بده یکم ازش بخورم
چه دارویی؟
ویتامین
ویتامین؟ آره
چطوره بیای خونه بخوری؟
آره گمونم بهتره. پس بریم؟
با اجازه من مرخص میشم
پس گردهمایی همکلاسیا چی؟
میسپرمش به شما، درست انجامش بدید
با اجازه
مواظب خودتون باشید
تو میدونی که من از بازی بیسبال گذاشتم و اومدم اینجا
بازی شبونه بازی خوبی نیست
پس شامت چی؟
خونه میخورم
خب، شب بخیر
بعداً میام گله و شکایتاتون رو میشنوم
آخه چطور به این وضع افتاد؟ احمق
همم
من که اصلاً نمیخوام اینجوری باشم، حالمو به هم میزنه
درو قفل کنم؟
بله
خوش اومدین ممنون
وای، بازم که بوی مشروب میدین
زیاد نخوردم جدی؟
پدر، کویچی رو ندیدین؟
مگه اینجا بود؟
همین الآن رفت
چی کار داشت؟
کار خاصی نداشت. ولی پیراشکی آورده فقط یکیش مونده
عجب
خوش اومدین ممنون
پدر، شام میخورید؟
نه، ممنون
پس من این دوناتو میخورم باشه
خانوم تومی زاوا از فردا دیگه نمیاد
چرا؟
زن برادرش فوت کرده و اون قراره برگرده روستا
جدی؟ کس دیگه ای رو پیدا کردی؟
از این و اون پرس و جو کرد
اما آدم مناسبی پیدا نشد
عجب مصیبتی
اگه همه مون زود بیدار شیم مشکلی پیش نمیاد
تو هم همینطور کازو
من نه. فردا روز مرخصیمه
منم تا ظهر پا نمیشم
پس فقط من صبح زود پا میشم؟
پس میتونید بعد رفتن من خونه رو تمیز کنید
اگه خواستین دیر بیاین، خبر بدین
تو هم همینطور کازو وگرنه شام براتون نمیذارم
خواهر، میتونی شلوار خاکستریه منو برام پیدا کنی؟
تو کمد طبقه دومه خودت برو پیداش کن
موندم کویچی چیکار داشته
نمیدونم
بهش تلفن بزنید حتماً تا حالا رسیده خونه
من برگشتم
دیر کردی
رفته بودم خونه ی پدرم امروز زود اومدی؟
نه زیاد
پدرت چی گفت؟
خونه نبود جدی؟
میچیکو اینو پس فرستاد
الگوی لباسم. خوب شده بودن؟
نمیدونم، بعداً دوباره میرم خونه ی پدر
آره خوبه
آقای یاموکا رو میشناسی؟
کی؟
همسایه طبقه سوم
همونکه کارمند بیمه است؟
آره. زنش بیمارستان بود
واقعاً؟ چرا؟
وقتی اومد خونه یه پسر کوچولوی ناز آورده بود
پسر کوچولو؟
میخوان اسمشو بذارن کویچی مثل تو
ازشون خواستم اینکار نکنن
کویچی اسم قشنگیه
چطور؟
اصلا اسم خوبی نیست. فکر کن این بچه بیچاره بزرگ که شد بشه مثل تو
همین یه دونه کویچی کافیه
انگور میخوری؟ سر راه خریدمشون
باشه فردا، خسته ام رختخوابمو بنداز
من میخوام بخورم
خودت بندازش
اگه پول یخچال رو اول بدیم بهمون تخفیف میدن
بفرمایید تو
اوه
میچیکو
بله
پدرت باهات حرف زد؟
در مورد چی؟
یه خواستگار برات پیدا شده پسر خوبیه
نه
پدرت هیچی نگفت؟
عجب آدم به دردنخوریه
خودت نظرت چیه؟ میخوای ازدواج کنی؟
راستشو بگو
آخه، اگه من ازدواج کنم اون دو تا تو دردسر میفتن
چرا؟
نمیدونم، اما مطمئنم تو دردسر میفتن
اما نمیتونن به خاطر مشکل خودشون زیر بار این کار نرن
اگه دلیلش این باشه هیچوقت ازدواج نمیکنی
اشکالی نداره اگه من ازدواج نکنم
نه، خیلی هم اشکال داره
تو نباید بمونی و پیر دختر بشی
بهتره سر فرصت درباره اش با پدرت حرف بزنی
بفرمایید تو
خانوم هیرایاما
پدرتون امشب توی دورهمی همکلاسیای شرکت میکنه؟
بله
که اینطور
خب
مطمئنی؟ کاملاً. درسته؟
پس از مدرسه اخراج شدی؟ بله همینطوره
اون دفعه سر چی بود؟
یه نامه عاشقانه نوشته بود
و شیر شاه پیداش کرد
استاد، از شیر شاه چه خبر؟
شیر شاه؟
آقای میاموتو، معلم ریاضی
اوه، فوت کرده آدم خوبی بود
امپراطور چی؟
آقای سوکاماتو؟ همون که تاریخ درس میداد؟
صحیح و سالمه
تو توتوری زندگی میکنه هر سال عید برام کارت پستال میفرسته
و آقای آمانو، که فیزیک درس میداد
آهان، همون دوره گرده؟
بهش میگفتین دوره گرد؟ پسرش الآن سناتور شده
اونم با خیال راحت بازنشسته شده
پس اوضاع آقای آمانو هنوز خوبه، نه؟
استاد، شما یه دختر داشتین، درسته؟
بله همینطوره
دختر قشنگی هم بود
دارین خجالتم میدین
چند تا نوه دارین؟
خب، میدونین، زنم چند سال پیش فوت کرد
برای همین دخترم هنوز مجرده و به من میرسه
پس حتماً خیلی احساس تنهایی میکنید
زیاد نه ولی حتما بچه های شما دیگه بزرگ شدن
تو نوه داری؟
نه
زن جدیدش در اصل جای نوه شه
تازه نه فقط این و بین خودمون هم بمونه
میگه خیلی خوبه
هوری، تو نایب رئیس کلاستون بودی درسته؟
اون هنوزم نایب رئیسه
رئیس، زنشه
همینطوره
چه خوشمزه اس، چی هست؟
مارماهی
مار دریایی؟
نه، مار ماهی
آهان، مار ماهی
خیلی خوشمزه ست
مارماهی
از دو کلمه مار و ماهی تشکیل شده
بازم میخواین استاد؟ آبجو؟
ممنون
حتماً شما و دخترتون احساس تنهایی میکنید
درسته، اما من دیگه عادت کردم
اما نمیدونم نظر دخترم چیه
خب، از همه تون ممنونم غذای عالی ای بود
یکم دیگه؟
ممنون
بله، واقعاً برام لذتبخشه
چهل سال از وقتی دبیرستانتون تموم شد میگذره
همه تون آدمای مهمی شدین و سرتون شلوغه
با این حال لطف کردید و وقتتونو برای پذیرایی از هیوتان صرف کردین
با یه کم دیگه مشروب چطورید استاد؟
خوبه ممنون
بعد از جنگ مردم خیلی بی احساس شدن
با محبتی که شما امشب در حق من کردین
من آدم خیلی خوشبختی ام
ممنونم، از همه تون ممنونم
چی شده؟
کلاهم کجاست؟
نمیشه یکم دیگه بمونید؟
من میرسونمتون خونه
نه، دیگه باید برم
استاد، کلاهتونو پایین تحویل دادین
اه، جدی؟
میخواین برین؟
اینو بخورم بعد
استاد، اینو با خودتون ببرید
وای، ممنون بازم ازتون ممنونم
خب همگی
منم باهاشون میرم فکر خوبیه
بازم ازتون ممنونم
خداحافظ
خیلی بهم خوش گذشت
مواظبش باشید
خداحافظ
رفتن؟ آره
به نظر من که به هیوتان خوش گذشت
تا حالا مارماهی نخورده بود اما نوشتنشو بلد بود
حتی شیرینی تخم مرغی کاوایی رو هم خورد
اشتهاش خیلی خوبه
ولی خیلی پیر شده همه پوستش چین و چروک بود
هیوتان چروک شده؟ ولی عصر خوبی بود
بازم میخوای؟ ممنون
ساکی مونده؟
آره
همینجاست از این طرف
حالتون خوبه استاد؟ خوبم
آخ، ویسکی همه اش تموم شد
تموم شد؟
هی، تاماکو بیاید تو
تاماکو
چی شده پدر جان؟
خیلی خوش گذشت
ببخشید، یکم مست شده
خیلی خوش گذشت
پدر
خیلی خوش گذشت
آقای کاوایی و آقای هیرایاما منو رسوندن خونه
معذرت میخوام که به زحمت افتادین
همیشه همینجوریه
ساکت شو! این حرفا چه معنی داره خیلی خوب بود. کاوایی
بله؟
تو الآن آدم مهمی شدی، اما قبلاً خیلی یاغی بودی دسته کم گرفت بودمت
توموکو، آبجو بیار
لطفاً زحمت نکشید
اما شما راه خودتونو دور کردین
با اجازه دیگه باید بریم
الآن نرید. زوده هی، هیرایاما
بله؟
هیرایاما
پدر جان
بطریم کجاست؟ اون ویسکی درجه یک؟
همه اش رو تو ماشین خوردین
واقعاً؟
آهان، آره، درسته تو همیشه حافظه ی خوبی داشتی
لطفاً مواظبش باشید
ما دیگه مرخص میشیم
معذرت میخوام که به زحمت افتادین
با اجازه با اجازه
الآن نرید کاوایی، هیرایاما
تاماکو، آبجو بیار
چقدر خوش گذشت
هیراما، کاوایی
مار دریایی نه، مار ماهی
بفرمائید
سوگای گفته بود که هیوتان یه مغازه سوپ فروشی داره؟
اگه میدونست میگفت من که غافلگیر شدم
دخترش هم آدم عجیبیه
رفتارش خیلی خشک و رسمی بود
تعجبی نداره که هیوتان احساس تنهایی میکنه
من که اصلاً دوست ندارم مثل اون بشم
اما میشی
نه، نمیشم
میشی. زودتر میچیکو رو شوهر بده
نظر تو اینه؟ معلومه
من چیزیم نمیشه
آقایون بازم آبجو میخواید؟
نه ممنون باید برگردیم سر کارمون
آقای هوری امروز نمیان؟
چه زن جوون و قشنگی دارن
خیلی خوشگله مگه نه؟
چی؟
گفتم رقت انگیز نیست؟
چرا همینطوره
چیزی شده؟
دیشب مراسم وداع بود
وداع کی؟
هوری
مسخره بازی در نیار
امروز روز مبارکی نیست برای همین خاکسپاری افتاده فردا
جدی میگین؟
داشتیم برای خاکسپاری برنامه ریزی میکردیم بهتره دیگه حلقه ی گل قبول نکنیم
آره، حروم میشن حلقه گل نه
چطور مرد؟
از فشار خون بالا
زن جوون گرفتن باعث بدبختیش شد
جدی میگین؟
شما هم مواظب باشین نباید زیاده روی کنید
شما ها خیلی بدجنسید همین الآن خودش اومد
خوش اومدین
داخل منتظرن
ببخشید دیر کردم
موجب خوشحالیه
خوشحالم که هنوز زنده و سر حالی
چی؟
هنوز زنده ای؟
چی؟
یه جوکیه بین خودمون
راستی، همه موافقت کردن
جدی؟ چه عالی
حتی اونایی که نیومده بودن هم میخوان مشارکت کنن
اگه هر نفر 2000 ین بده میشه 20،000 ین
پس اینکارو بکنیم؟ آره
میشه تو براش ببری؟
من؟
خونه ی تو از همه به اونجا نزدیکتره هیوتان خیلی خوشحال میشه
اصلاً فکر نمیکردم همچون جایی زندگی کنه
کار سرنوشته دیگه
مثل سرنوشت من
انقدر به خودت نناز
با اجازه
چه خوبه
پولشو میذارم همینجا
ممنون
معذرت میخوام
کیه؟
بابت اون شب معذرت میخوام
ازتون ممنونم که آوردینش خونه
کاری نکردم. خونه ام نزدیکه
استاد هستن؟
بله، هستش پدر جان، پدر
چیه؟
ببین کی اومده
بفرمایید بشینید
آقای هیرایاما ممنون که اون شب اومدید
باعث افتخارم بود
قابلی نداشت
معذرت میخوام که کنترلمو از دست دادم و رفتارم اونقدر زشت بود
بعدش دخترم حسابی ادبم مکرد واقعاً معذرت میخوام
نه اصلاً تقصیر خودمون بود
بعد از 40 سال میتونم بگم بهم خوش گذشت
بفرمایید
یکم شوچو بیار
آبجو بهتر نیست؟
آبجو رو ترجیح میدی؟
همین خوبه زحمت نکشید
زحمتی نیست یکم آبجو بیار
جدی میگم زحمت نکشید
چیز زیادی برای پذیرایی نداریم
به خصوص برای آدمی با ذائقه ی
خاص شما
خواهش میکنم زحمت نکشید
چیزی میخوری برات درست کنم؟ نه، ممنون
راستش، میخواستیم اینو از طرف همه تقدیم شما کنیم
این چیه؟
یه یادگاری
نه، نه نمیتونم قبولش کنم
این کارو نکنید
چیز زیادی نیست خواهش میکنم قبول کنید
نه، نمیتونم
همینکه برای گردهمایی تون دعوتم کردید کافی بود
خوش اومدین
ممنون
رامن گوشت خوک
یه لحظه ببخشید
من دیگه باید برم استاد
باشه. ببخشید که انقدر تو زحمت افتادی
بازم بهتون سر میزنم خوشحال میشم
با اجازه تون
کاپیتان؟ خودتون هستین قربان؟
معذرت میخوام شما؟
افسر جزء درجه ی اول ساکوموتو قربان
اوه، ساکوموتو یادم اومد
ایشون کاپیتان ناوشکن ما بودن
شوخی میکنی
درسته تو رفتی دانشکده نیروی دریایی
درسته
خیلی از اون دوران گذشته
نظرتون چیه باهم یه نوشیدنی بزنیم کاپیتان؟
پدر جان، سفارش منو کنسل کن
غذای اینجا زیاد خوب نیست، مگه نه؟
بریم یه جای دیگه
خوشحالم میبینم حالت خوبه
ممنونم قربان
یه تعمیرگاه ماشین همین نزدیکیا دارم
بیاین یه سر بزنید فقط یه لحظه
نظرتون چیه؟ خواهش میکنم
باشه اگه اشکالی نداره
خواهش میکنم بیاین فعلاً پدر جان
ممنون که اومدین به امید دیدار
کاپیتان، چی شد که ما تو جنگ شکست خوردیم؟
سؤال خوبیه
قطعاً شکست وضعو سخت تر کرد
وقتی برگشتم، خونه مون آتیش گرفته بود غذایی نداشتم
قیمتا سر به فلک کشیده بود میشه خاموشش کنی؟
چشم
از پدر زنم پول قرص کردم و مغازه رو راه انداختم
کار و بارم بد نیست
اون دختری که تو خونه ات دیدم تنها بچه اته؟
نه، یه دختر بزرگترم دارم شوهرش دادم
همین روزاست که پدربزرگ بشم زود دست به کار شدن
مطئنم وضع شما بهتر بوده قربان
نه. منم زندگی سختی داشتم
تا اینکه دوستام برام این کارو پیدا کردن
اما کاپیتان اگر ژاپن پیروز میشد چی میشد؟
ام، نمیدونم
بازم ویسکی یه بطری کامل برامون بیار
اگه ژاپن پیروز میشد، الآن جفتمون توی نیویورک بودیم کاپیتان، نیویورک
نه یه سالن مسخره به اسم نیویورک خود شهر نیویورک تو آمریکا
اینطور فکر میکنی؟ بله
بفرمایید مرسی
به خاطر شکست ما، بچه هامون عاشق چیزای خارجی ان و هر کاری میکنن
و خودشونو تکون میدن تا بشن مثل آهنگای آمریکایی
اما اگه پیروز شده بودیم
اون چشم آبیا الآن موهاشونو مثل سامورایی درست میکردن
آدامس می جویدن و
صداشونو عوض میکردن
اما به نظر من خوب شد که شکست خوردیم
جدی؟ آره، شاید
اون نظامیای احمق دیگه نمیتونن برامون قلدری کنن
منظورم شما نیسیتین کاپیتان شما اصلاً اینجوری نبودین
ممنون
بازم بخورید
برید بالا
من اومدم
خوش اومدین
کجا رفته بودی؟ حموم
این موقع شب؟
امروز سرمون خلوت بود میخواین براتون بریزم؟
روزای خلوت خوشگل تر میشی کاپیتان، ایشون صاحب اینجان
خوشوقتم
خوش اومدین
مثل اینکه زیاد میای اینجا
آره تقریباً امیدوارم شمام بیاین
ایشون کاپیتان ناو جنگی مون بودن
خیلی خوشوقتم میخوای اون آهنگ رو بذارم؟
دوباره؟ آره، بذارش کاپیتان،بیاین بازم مشروب بخوریم
خیلی خوشحالم
شروع شد
همراهی کنید کاپیتان
نه، اینجوری
وضعیت جوی امروز آسمان صاف و دریای آرام
خوش اومدین ممنون
کویچی اینجاست جدی؟
بازم مشروب خوردین؟
زیاد نخوردم چرا، خوردین
خوش اومدین ممنون
به نظر سرحال میاین
یکی از دوستای قدیمیمو دیدم
رفتیم یه جای عجیبی
پدر جان، شام نمونده زنگ نزدید
شام خوردم با یه زنی هم آشنا شدم
کجا؟
تو یه بار کوچیک شبیه جوونیای مادرتون بود
منظورتون صورتشه؟
هیکلش هم همینطور البته اگه زیاد با دقت نگاه نمیکردی
وقتی پایینو نگاه میکرد اینجاش هم شبیه اون بود
جدی؟
چند سالشه؟
فکر کنم 28،29
وقتی مامان تو اون سن بود هنوز من به دنیا نیومده بودم
یه پیراهن عجیب پوشیده بود و دستمال به سرش بسته بود
مامان هم اونجوری لباس میپوشید؟
نه، اون همیشه کیمونو میپوشید
اما تو دوران تخلیه
حتی از شلوارای بابا هم می پوشید
دوست دارم برم این بار که میگید کجا هست؟
آره، بیاین یه روز بریم .Mind you,she's no spitting image
پس منم میام
من نمیام ترجیح میدم نبینمش
ام
چی شده اومدی اینجا؟
خب،آم
فهمیدم میچیکو، حموم آماده است؟
امروز گرمش نکردم؟
جدی؟
کویچی
چی شده؟
50هزار ین احتیاج دارم که یخچال بخریم
باشه، اما الآن تو دستم نیست خیلی فوریه؟
هر چی زودتر بهتر
میگم میچیکو تا دو سه روز دیگه برات بیاردش
خیلی ممنون
میچیکو، صابون میخوام
باشه
بفرمایید
یه چند تا گوجه فرنگی داری بهم بدی؟
آره
جارو برقیتون چطوره؟
ام، کارش خوبه
بیا. سردن
ممنون ما هم یخچال سفارش دادیم
عجله نکنید. هر روز مدلای جدیدتری میاد تو بازار
راست میگی خب، ممنون
زود اومدی خونه؟
نه، همین الآن رسیدم اون چیه؟
نگاه کن
چرا اینا رو خریدی؟
میچیکو پولو آورد؟
نه، هنوز نه
جدی؟
چرا اینا رو خریدی؟
حراج بودن
خریدیشون؟
پولشو بعداًمیدم
دوست میورا چند تا جدید گرفته بود میخواست اینارو بفروشه
خیلی خوبن واقعاً مفت بودن
میخوای بخریشون؟
با کدوم پول؟ من اجازه نمیدم
میچیکو قراره برامون پول بیاره یکم بیشتر خواستم
چقدر قرض کردی؟
50هزار ین
ولی بازم نباید پولتو خرج همچین چیزایی کنی
تو فقط پولو حروم میکنی
نه،اینطور نیست
یعنی این پول حروم کردن نیست؟ منم دوست دارم یه چیزایی بخرم
اما جلوی خودمو میگیرم
برو پسشون بده
دیگه نمیتونم
چرا میتونی پسشون بده
آخه اصلاً با درآمد تو کی میتونی بری گلف بازی کنی؟
روزایی هم که زود میای داری از خستگی میمیری
یه راست میری میخوابی پس چوب گلف به چه دردی میخوره؟
بیخیالشون شو
هر بار میزنی تو خال
این چوبا خیلی خوبن
مارکشون مک گرگورسه
اوهوم
یکم کهنه شدن اما بازم به این قیمت می ارزن
میدونم
دلم میخواست میتونستم بخرمشون اما اصلاً پول ندارم
از شیکوآوا بپرس اون میخردشون
تو نمیخوای؟
میخوام، اما وضع مالیم خوب نیست
زنت مخالفت کرد؟
اوهوم
مارکشون مک گرگورسه
آره خیلی خوبن
تصمیمتو بگیر
بهتره نخرم
یعنی زنت انقدر ترسناکه؟
نه، اما اگه بخرم تا ابد غر میزنه بده یه بار دیگه امتحان کنم
وقت زیادی نداریم
چیزی نیست
ساعتو کوک کن داره خواب میره
چرا انقدر بداخلاقی میکنی؟ اگه میخوای برو گلف بازی کن
من نگفتم حق نداری بازی کنی
مثل بچه های لوس میمونی
اگه میخوای بیشتر پول خرج کنی بیشتر پول در بیار
هیچی نمیگی؟
ساعت
بفرمایید
سلام سلام
خوش اومدی روز خوبیه، مگه نه؟
آره بیا تو
سلام
خوشحالم که خونه ای فکر کردم رفتی گلف بازی کنی
برادرت میخواد با بداخلاقیش یکشنبه مونو خراب کنه
چرا؟
از خودش بپرس؟
چی شده؟ پدر اینو برای تو فرستاد
بدش به من ممنون
جدی میگم، چی شده؟
نمیتونه هر طور دلش میخواد این پولو خرج کنه
ساکت باش
یه چیزی چشمشو گرفته بود برای همین پول بیشتری قرض کرده
ساکت
بعدش خفه شو
بفرمایید
سلام
خوش اومدین ممنون
کویچی، آقای میورا اومده
سلام
سلام. چی شده؟
به خاطر چوبا اومدم دوستم میگه
خوش اومدین ممنون
چی شده؟
دوستم میگه باید طبق قولت بخریشون
ما نمیخوایمشون ولی بیاین تو
باشه
بیا تو
مطمئنی؟ باشه
متأسفانه دوستم روی پولش حساب کرده بود
اینجوری اونم نمیتونه چوب نو بخره
آقای میورا، میخواین ما رو مجبور کنید؟
نه این چه حرفیه
این چوبا خیلی خوبن دوستم گفته که
حاضره قسطی هم بفروشه
جدی؟
قسطی هم باشه نمیشه به هیچ وجه
مطمئنید؟ هیچ راهی نداره؟ ده ماه، ماهی 2 هزار ین. خیلی مفته
نه به هیچ وجه
اگه من جای شما بودم میخریدمشون
پس چرا نمیخرید؟
نمیتونم پولشو ندارم
پس سعی نکنید بفروشیدشون به ما ببرید پسشون بدین
مطمئنید؟
متأسفم که زنتو ناراحت کردم
مهم نیست. از صبح تا حالا همینجور بداخلاق بوده
با این حال متأسفم
بفرمایید
قسط اول
مطمئنید؟
آره. اگه نخریمشون تا ابد غر میزنه
چه خوب کویچی
چوبای خیلی خوبی ان
همینطوره
حواست باشه فقط نه تا قسط مونده
باشه خب، من دیگه برم
به این زودی؟ پولو گرفتی و در میری؟
با یه نفر دیگه هم قرار دارم
منم دیگه میرم
تو هم میری؟
یکم دیگه بمون میچیکو
نمیتونم میخوام برم پیش دوستام
به پدر سلام برسون
ازش تشکر کن
خداحافظ
میتونیم تا یه جا با هم بریم آره
ببخشید مزاحم شدم
خداحافظ خداحافظ
خداحافظ
جدی با این کار موافقی؟
مگه نمیخوایشون؟
چرا، میخوام
ولی منم یه چیزی برای خودم میخرم
چی؟
یه کیف چرمی
گرون هست اما میخرمش
برادرتون خیلی از زنش حساب میبره مگه نه؟
ولی جلوی ما قلدری میکنه
شاید بهتر باشه که آدم از زنش حساب ببره
شاید اما نه خیلی
جدی؟ نمیشه شما رو درک کرد
قطار داره میاد
بفرمایید تو
چی شده؟
میخواستم بابت همه چیز ازتون تشکر کنم
شنیدم داری ازدواج میکنی تبریک میگم
اومدم خداحافظی کنم
متوجهم ببینم، 23 سالته یا 24؟
.24
پس هم سن دختر منی امیدوارم خوشبخت بشی
خیلی ممنونم
بفرمایید تو
این آقا میخوان شما رو ببینن
جدی؟ بفرستیدش تو
چشم
خانم تاگوچی، لطفاً قبل از اینکه برید یه سر دیگه بیاید اینجا
چشم. با اجازه
بفرمایید
خوش اومدین
حتماً سرت شلوغه ببخشید که سر زده اومدم
نه اصلاً بفرمایید بشینید
لطف کردی که اومدی دیدن من
هدیه تونو زیر جعبه چاپ استیک پیدا کردم
اصلاً حرفشو نزنید بفرمایید بشینید
من مستحق این همه محبت نیستم
این حرفا رو نزنید، بفرمایید بشینید باشه
رفتم تک تک بچه ها رو دیدم تا بابت لطفتون تشکر کنم
خیلی لطف کردین کاوایی رو هم دیدین؟
متأسفانه تو دفترش نبود
که اینطور میخواین برین خونه؟
آره. اینجا آخرین جاییه که باید میومدم
پس بیاین با هم بریم خونه
باشه، اما کارت چی
نه، کارم تموم شده
زنگ بزن آقای کاوایی تو شرکت دایوا
لطفاً خانوم تاگوچی رو هم دوباره بفرست اینجا
خداحافظ
ممنون
استاد، چی شده؟ یه لیوان دیگه میخورید؟
ممنون
خوشحالم
خیلی خوشحالم ببخشید مزاحمتون شدم
هیوتان دیگه نمیتونه مشروب بخوره
چی؟
استاد، یه لیوان دیگه چی؟
آره، ممنون
شما ها خیلی خوشبختین من خیلی تنهام
چرا احساس تنهایی میکنید؟
تنها و غمگینم
آخر کار، زندگیمون توی تنهایی میگذره تنهای تنها
اشتباه بزرگی مرتکب شدم
خودخواهی من زندگیشو نابود کرد
منظورتون چیه؟
دخترم برای خودم نگهش داشتم
فرصت ازدواج داشت اما من زنم مرده بود
اشتباه از من بود گذاشتم فرصتا از دست برن
من دیگه برم
میرید خونه؟
آره
چه عجله ایه؟ یکم دیگه بخورید
خب، باشه
""Make hay while the sun shines."
""Waste not your thoughts on eternity." ""Drain your glass ere life is gone."
استاد، استاد
بذار بخوابه خیلی احساس تنهایی میکنه
آره
حواست باشه تو به این عاقبت دچار نشی
نه، من نمیشم
اگه میچیکو هم بشه مثل دختر هیوتان چی؟
نمیشه
امکان داره بشه پس زودتر شوهرش بده
وگرنه عاقبتت میشه مثل هیوتان
چی؟ هیوتان؟ من کجام؟
یکم استراحت کنید استاد ما میرسونیمتون خونه
شمایی آقای کاوایی؟
بازم بهش فکر کن
باشه
شمائید، پدر؟
آره، من اومدم
درو قفل نکنید کازو هنوز نیومده خونه
خوش اومدین
چی شده؟
گوش کن
چی شده؟
تو برای ازدواج آمادگی داری؟
چی؟
ازدواج آمادگیشو داری؟
این حرفا رو نزنید
جدی میگم، کاملاً جدی
پدر جان، دوباره مست کردین
یکم مشروب خوردم اما حرفم جدیه
احتمالاً بیشتر از یکم خوردین چی شد که به این فکر افتادین؟
خیلی چیزا بیا اینجا
یه لحظه صبر کنید الآن تموم میشه
من خیلی در موردش فکر کردم لطفاً بیا اینجا
اگه من برم شما دو تا چیکار میکنید؟
نمیشه کاریش کرد تو دیگه 24 سالته
دقیقاً پس هنوز وقت دارم
چشم به هم بذاری میبینی خیلی دیر شده
من از اینکه دوست داشتی تو خونه باشی و کمک کنی، سوءاستفاده کردم
چه فرقی میکنه؟
پدر، من اصلاً قصد ندارم به این زودیا ازدواج کنم
نمیشه اینکارو کرد شما هم اینو مثل من خوب میدونید
چی؟
شما هم میخواین من اینجا بمونم
این حرفو نزن اینطور نیست
چرا هست
اگه من برم شما و کازو چیکار میکنید؟
یجوری سر میکنیم
چطوری؟ از پسش بر نمیاین
چی باعث شد به این موضوع فکر کنید؟
یعنی نمیخوای هیچوقت ازدواج کنی؟
من نگفتم که اصلاً نمیخوام ازدواج کنم
خیلی از دوستام ازدواج کردن
خیلیاشون هم مادر شدن
پس دیگه نوبت توئه
نه من همینجوری راحتم
میدونم که این سالا بهترین سالای زندگی مون هستن
اما نباید بذاری از دست برن
من خیلی بهش فکر کردم
اگه فکر کردین پس انقدر بی ملاحظه نباشید
من بی ملاحظه نیستم
چرا هستید
میچیکو، میچیکو
من برگشتم. درو قفل کنم؟
آره. قفل کن
پدر، شما خونه اید؟
آره
خواهرم کجاست؟ همینجا
خواهر، من شام میخوام
چی شده؟
کازو بله؟
به نظرت خواهرت از کسی خوشش میاد؟
شاید
جدی؟
اونو نمیدونم اما من از یه دختری خوشم اومده
جدی؟
بله. تومیکو شیمیزو
اهل کجاست؟
نمیدونم اما گاهی باهاش حرف میزنم
کارش چیه؟
مهماندار اتوبوسه
خیلی کوچولو و تپلی و نازه
عجب
هی، خواهر یه چیزی بیار بخورم
خودت برو تو آشپزخونه یه چیزی درست کن
چرا؟
برو خودت به کارای خودت برس
من برگشتم
ببخشید دیر کردم شام چی داریم؟
تو یخچال گوشت دودی و تخم مرغ پیدا کردم
منم همبرگر خریدم
برنجو گذاشتی بپزه؟
آره،تقریباً حاضره
امروز ساعت ناهار میچیکو اومد محل کارم
برای چی؟
پدرت میخواد شوهرش بده
به کی؟
اگه میچیکو بره چجوری میخوان از پس کاراشون بر بیان؟
میخواد چیکار کنه؟
میچیکو هم همینو میگفت
پس یعنی ازدواج نمیکنه؟
من نمیدونم
اما پدرت چند روزه بهش گیر داده
میچیکو خسته شده
حالا طرف کی هست؟
یکی که آقای کاوایی معرفی کرده پدر هم طرف رو دیده
به نظرش خوبه
میچیکو ازش خوشش نیومده؟
اینو نفهمیدم
اما به نظر نمیومد که مخالف ازدواج کردن باشه
پس مشکل چیه؟
سؤال خوبیه
اصلاً برای چی اومده دیدن تو؟
خب، فکر کنم من میتونم احساساتشو درک کنم
واقعاً؟
بفرمایید
بفرمایید تو
خوش اومدین
زود اومدی خونه آره
خوش اومدین پدر
بفرمایید تو
براتون گوشت پخته آوردم
ممنون
خیلی ممنون
میخواین برین خونه؟
آره، اما میخوام باهات حرف بزنم میتونی بیای بیرون؟
هنوز شام نخوردم
جدی؟ شام پیش ما بمونید
نظرت چیه یه سر بریم بیرون؟
اگه اصرار دارید
اگه بیای خوبه
باشه
مطمئنم میخواد در مورد میچیکو حرف بزنه
آره
بریم
زیاد وقتشو نمیگیرم
مواظب خودتون باشید
خداحافظ
ببخشید
الآن
بفرمایید ممنون
دیگه نمیخورید؟ نه
یکی دیگه لطفاً
بفرمایید
این شبیه مامانه؟ به نظر من که نیست
اگه دقیق نگاه کنی نیست اما یه شباهتایی دارن
شاید خب، حالا این خواستگاره کیه؟
پسر دوم یه خونواده ی اصیله سالم و قابل اعتماد به نظر میاد
به نظر من که خوبه
ولی مگه میچیکو از یه نفر دیگه خوشش نمیاد؟
اینطور فکر میکنی؟
بله
نظر منم همینه کازو میگه از یکی به اسم میورا خوشش میاد
میورا؟ همون همکار تو
اون؟
چطور آدمیه؟
پسر خوبیه به نظر من که خوبه
نظر میچیکو چیه؟
جواب واضح نمیده اما فکر کنم ازش خوشش میاد
پس مشکلی نیست
چطوره تو یجوری بفهمی نظر میورا چیه؟
باشه حتماً فکر کنم شوهر خوبی بشه
به نظرم بهتره بذاریم با کسی ازدواج کنه که دوستش داره
اینجوری خوشبخت تر میشه
درسته تو اولین فرصت باهاش حرف میزنم
لطف میکنی
امروز خیلی ساکت و خلوته میخواین دوباره اون آهنگ رو بذارم؟
نه، مسئله ای نیست
کدوم آهنگ؟ هیچی
ولی اگه اون بره شما تنها میشید
آره، اما الآن دیگه وقت ازدواجشه
ببخشید معطل شدید
شما زنگ زدین؟
بله؟
دو تا دیگه از اینا
و یکی از اینا چشم
بازم میخوای؟
آره
خوب مشروب میخوری
نه زیاد ظرفیتم با دو تا بطری بزرگ کامل میشه
گوش کن چی شده؟
تو میخوای ازدواج کنی؟
مورد مناسبی سراغ داری؟
مناسبیش رو نمیدونم اما آره سراغ دارم
واقعاً؟
آره جدی میگم حاضری باهاش ازدواج کنی؟
خب، یه مشکلی هست
نگران چی هستی؟ مشکلی داری؟
خب
تو آمادگیشو داری
درسته. قضیه اینه که، یکی تو زندگیم هست
جدی؟
هنوز ازدواج نکردیم اما با همیم
جدی؟
تو هم میشناسیش
کی هست؟
میوکو اینوئه
آهان، اون
به نظرت خوب نیست؟
چرا. دختر خوبیه
فعلاً به کسی نگو هنوز چیزی نگفتیم
نمیگم
نامزد کردیم
کی؟
بعد از اردوی پارسال تابستون شرکت
از اون موقع تا حالا؟
ولی هنوز بهش دست نزدم
دروغگو
خب، دست همو گرفتیم
عجب
تو کی رو در نظر داشتی؟
ولش کن
بگو دیگه من بهت گفتم طرف کیه
امم
کی رو در نظر داشتی؟
خواهرم
خواهرت؟ میچیکو؟
آره
میچیکو هم در جریانه؟
آره بگذریم
کاش زودتر بهم میگفتی
من حتی یه بار ازت پرسیدم
گفتی فعلاً قصد ازدواج نداره
جدی؟ من گفتم؟
معلومه
میچیکو هم همینو گفت منم منصرف شدم
چطوره یه بطری دیگه آبجو بگیریم؟
که اینطور پس تقصیر منه
چه حیف شد باید زودتر بهم میگفتی
بعضی چیزا قسمت آدم نیست
آره، همینطوره
بازم سفارش بدیم
باشه
خیلی خوشمزه ست
تقصیر منه
باید زودتر به این فکر می افتادم
باید بهش بگیم چی شده
متأسفانه همینطوره
میشه تو بهش بگی؟
من؟
دلش پیش میوراست
امروز صبح ازش پرسیدم
به نظرم بهتره شما بهش بگید
دلم براش میسوزه
منم همینطور آخه بهش چی بگیم؟
چایی میخورین؟ کویچی؟
ممنون
میچیکو؟ بله؟
یه لحظه بیا اینجا
بگیر بشین
چی شده؟
نمیخواستم دخالت کنم
اما به کویچی گفتم از میورا بپرسه نظرش درباره ی تو چیه
قضیه اینه که، اون قبلاً تو رو دوست داشته
اما الآن دیگه نامزد کرده
باید زودتر به این فکر می افتادم
معذرت میخوام
حتی منم هیچوقت متوجه نشدم از میورا خوشت میاد
تقصیر من بود که زودتر ازت نپرسیدم معذرت میخوام
اشکالی نداره پدر، اشکالی نداره
میخواستم از انتخابهای پیش روم باخبر باشم
خوشحالم که ازش پرسیدین
واقعاً؟
پس چطوره که این کسی که پدر میگه رو هم ببینی؟
اینکارو میکنی؟
باشه
پس مشکلی نیست؟
نه، میسپرم به خودتون
خوب شد
راحت باهاش کنار اومد
میترسیدم گریه کنه
منم فکر میکردم بیشتر از این ناراحت بشه
به نظر خیلی آروم بود
آره، خوشبختانه
خواهرم چش شده؟ منظورت چیه؟
انگار داره گریه میکنه
هی، چی شده؟
چی شده؟
ببین، من در مورد این پسره هم اصراری ندارم
اگه ازش خوشت نیومد بگو
ولی حداقل یه بار ببینش باشه؟
باشه
خوبه
میای پایین چایی بخوری؟ بیا پیش ما
ببخشید کسی هست؟
بله؟
خوش اومدین بفرمایید تو
آقای هوری هم اینجاست
جدی؟
بفرمایید خواهش میکنم
اومدش؟ بله
بفرمایید بشینید ممنون
سلام
دیر کردی آره
هوری، تو کی اومدی اینجا؟
شنیدم تو قراره بیای
که اینطور اگه این حرکتو بری
تقریباً مساوی این
من میبرم
از خودت پذیرایی کن
باشه
همونطور که تلفنی هم در مورد اون پیشنهاد ازدواج حرف زدیم
خب
میتونیم یه قرار ملاقات ترتیب بدیم؟
معلومه
میشه بپرسی از نظر اون کی بهتره؟
قضیه چیه؟
میچیکو
وایسا ببینم نمیتونی دو نفرو بذاری سر کار
وایسا ما جواب بدیم بعد
قضیه چیه؟
تو که پیشنهاد کاوایی رو رد کردی
اومدش سراغ من چون شنبه بود و تعطیل بود
یه قرار گذاشتیم همدیگرو دیدن منم یه دختر خوبی رو معرفی کردم، مگه نه؟
آره
دختر خوبی نیست؟
چرا. خیلی خوبه
خواهر منشیمه یکم از میچیکو قد کوتاه تره
اما خیلی جذابه
عجب
24سالشه
اونا هم عجله داشتن
جدی؟ پس جوابشون مثبته؟
فکر کنم همینطوره
مثل اینکه عاشق هم شدن
واقعاً؟
بله
بله
خیلی لفتش دادی متأسفم
عجب
انقدر بدجنس نباشید
..
به چی میخندین؟
همه ی حرفاشون دروغ بود
قبل از اینکه شما بیاین نقشه کشیدن
جدی؟ ای پست فطرتا
شما که ترتیب خاکسپاری منو داده بودین چی؟ حالا بی حساب شدیم
آره گمونم
اما واقعاً ترسوندینم
خیالم راحت شد
آقای هیرایاما، اگه میچیکو بره شما احساس تنهایی نمیکنید؟
خب
آخه نمیشه که تا ابد رو دخترش حساب کنه
امیدوارم میچیکو ازش خوشش بیاد
خوشش میاد
منم همینطور فکر میکنم
وقتی همه چیز مرتب باشه عشق دو طرفه است، مثل زندگی من
هی،نوبت توئه
جدی؟نوبت منه؟
الو؟ بله درسته. چی؟
بله، دو تا ماشین داریم ولی یکی دیگه هم میخوایم
اگه کوچیک هم باشه خوبه. درسته لطفاً عجله کنید
زود میان
خوبه، ماشین هم جور شد برو در پشتی رو قفل کن
چه روز پر مشغله ای
تا وقتی که مستخدم بگیرین میگم آکیکو بیاد کمکتون
چیزی نیست اون خودشم کار داره
هنوز چیز نشده؟
منظورتون چیه؟
حامله
نه، فعلاً نه نمیتونیم از پس مخارجش بر بیایم
یعنی پیشگیری میکنی؟
بله
تقریباً
زودتر بچه دار بشو
خوشت نمیاد وقتی 50 سالت شده تازه بخوان برن دبیرستان
حق با شماست
وقتی من به دنیا اومدم شما چند سالتون بود؟
.26
26؟
عروس آماده ست
جدی؟ ممنون
خیلی ممنون
ما زودتر میریم ممنون
بفرمایید تو
پس آماده شدی
همم
خیلی خوشگل شدی میچیکو
واقعاً خوشگل شده
برای رفتن حاضری؟
پدر جان
میدونم، میدونم
همسر خوبی باش سعی کن خوشبخت بشی
حالا پاشو بریم
واقعاً؟ بله
حالا دیگه نوبت توئه
یعنی چی؟
نظرت چیه یه زن جوون بگیری؟
با کمک اون قرصا؟ آره
هی، بس کنید
هوری، تو یواش یواش به نظرم آدم کثیفی میای
کثیف؟ چطور؟
خودت میدونی
چرت نگو من آدم تمیزیم
روزا تمیزی شبا کثیف
آهان، فهمیدم معلومه
یعنی چی معلومه؟
آقای هیرایاما، کویچی و زنش میان پیش شما زندگی میکنن؟
نه، هنوز کازو پیشم هست یجوری سر میکنیم
زوجهای جوون باید باهم تنها باشن
درسته، ما پیرا نباید مزاحمشون بشیم
بله
شما پدر خیلی خوبی هستین آقای هیرایاما
ممنون خواهش میکنم
میدونین، راستش پسرا بهترن
درسته
دختر داشتن هیچ فایده ای نداره
پسر یا دختر فرق نمیکنه
دیر یا زود همه شون میرن و پیرارو تنها میذارن
تو دیگه باسه چی غر میزنی؟
خب، منم دخترمو شوهر دادم
خب بزرگ کردنشون به زحمتش نمی ارزه
درسته
به قول هیوتان آخر کار، زندگیمون توی تنهایی میگذره
خوشحال باش که مثل اون نشدی
هم، هیوتان خب، من دیگه میرم
میخوای بری؟
آره، با اجازه
حالتون خوبه؟ میخواین تاکسی خبر کنم؟ زحمت نکشید
بابت همه ی زحمتایی که کشیدین ممنونم
قابلی نداشت
از شما هم ممنونم
مطمئنی حالت خوبه؟
خوبم، تا ایستگاه پیاده میرم
میخوای باهات بیام؟
نه، زحمت نکش. همینجا بمون
این مال شماست؟ نه مال منه
ممنون خداحافظ
بازم میخوای؟
آره
اون چش شده؟
میخواد تنها باشه دلش برای دخترش تنگ شده
اولین شب بعد از شوهر دادن دختر همیشه برای پدر سخته
درسته
بعد از این همه که زحمت میکشیم بزرگشون میکنیم به این زودی تنهامون میذارن
آره
ارزششو نداره
خوش اومدین
خوش اومدین
ممنون
آقای ساکاموتو همین الآن رفت
جدی؟ یه لیوان مشروب بهم میدین؟
با آب؟
نه، خالی
چشم
قبل از اینجا کجا بودین؟ مراسم خاکسپاری؟
یه همچین چیزی
بفرمایید
میخواین اون آهنگو بذارم؟
آره
کایو، اون آهنگ مارش رو بذار
باشه
اطلاعیه از مرکز فرماندهی امپراطوری
نیروی دریایی امپراتوری، به مدت 5ساعت و نیم با دشمن درگیر بود
و شکست خورد بله، شکست خورد
پدر دیر کرده نمیدونم کجا رفته
آره، دیر کرده
شاید پیش آقای کاواییه
با اینحال بازم دیر کرده
آره
خب، برگشت
خوش اومدین
خیلی مشروب خوردین؟
پدر، کجا بودین؟
خوش اومدین اه، تو هم اینجایی؟
خیلی دیر کردین
حتماً خسته شدین آره
اما خوب بود، مگه نه؟
آره، خوب بود امیدوارم خوشبخت بشه
نگران نباشین،میشه
میچیکو دختر باهوشیه مشکلی پیش نمیاد
آره، امیدوارم مشکلی پیش نیاد
نگران نباشین چیزی نمیشه
ما دیگه باید بریم
باشه
بهتون سر میزنم اگه کارم داشتین بهم زنگ بزنید
باشه
پدر جان، با اجازه
دارین میرین؟
بهتون سر میزنم
باشه
فعلاً با اجازه
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ . مواظب خودت باش
شب بخیر
شب بخیر
پدر، من میرم بخوابم
باشه، برو
پدر
چیه؟
انقدر مشروب نخورید
باشه
مواظب خودتون باشین نمیرین بمونین رو دست من
حالم خوبه
کشتی های آهنین ما در حال دفاع و حمله
برید بگیرین بخوابین
باشه
قلعه های امن و شناوری هستند
چی دارین وزوز میکنیم؟ بگیرین بخوابین
اگه سرما بخورین تقصیر من نیست
من که خوابیدم
باشه
فردا باید زود بیدار بشیم
من براتون صبحونه درست میکنم
تک و تنهام
قلعه های شناوری که از سرزمین خورشید تابان، محافظت میکنند
sharpmovie : ارائه از sharpmovie.blog.com sharpmovie2010@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.