Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
"الهام گرفته از داستانهای شخصی ستون "عشق مدرن در روزنامه نیویورک تایمز
.برخی عناصر، به داستان اصلی اضافه شدند
عشق مدرن (عشق امروزی)
منـو همونطور که هستم بپذیر، هر کسی که هستم
: ترجمه و زیرنویس Sadeq Dreamer
پروفایل سایت دوستیابی تو کی هستی ؟
من کی ام ؟
... من
توصیف کردنم کار سختی ـه
خب ، هر کسی رو سخت میشه توصیف کرد
ولی من ، واقعا توصیفـم کار دشواری ـه
... چون من یه
مسئله کوچولو دارم.... چیز کوچیکی ـه
.در همون حد نه این که مسئله مهمی باشه
... خب نسبتا مهم ـه
بستگی داره چطور بهش نگاه کنی
، ریزه میزه نیست ولی عظیم ـم نیست
یه مسئله ایی هست ، همین ... اما
اما چطور برا شما بگم ـش
آها
میخواهید بدونید کی هستم : من اینم
سالها پیش تو یه سوپرمارکت دنبال هلو میگشتم
یعنی بدجوری هوس هلو کرده بودم
میدونی مثل وقت هایی که از خواب پا میشی
و جوری هلو هوس کردی که داری دیونه میشی
خب، یعنی اونجوری
و دارم میلرزم
یعنی واقعا بدنم میلرزه
همونطور که انتخاب تیپ ـه خرید رفتن اول صبح ـم
یک پیراهن پولک دار که عاشقشم
که ضمنا هیچ وقت نمیتونم یه رویداد ـه مناسب برای پوشیدنـش پیدا کنم
با حال روحیم هماهنگ ـه
واقعا توی حال خوبی بودم
که یه جورایی مشکل همینه
و موقعی که فکر میکردم حالم دیگه از این بهتر نمیشه
... چشمم افتاد
به پیشخون سبزیجـات
جستجوی ظاهری من برای هلو در واقع
جستجویی برای ماجراجویی بود
شاید حتی عشق
فقط اونموقع نمیدونستم
اگه بتونی عشق رو اول صبح تو سوپرمارکت پیدا کنی
میدونی که میشه بهش اعتماد کنی
هیشکی اینجا دنبال مخ زنی نیست
هیشکی اینجا دنبال یه سکس راحت یا یه رابطه یه شبه نیست
مرد ها غرق در شهامت مستی نیستن یا نعشه کوکایین
مرد های اینجا اصل جنس اند
تازه، اگه خوشت نیومد و بخوایی بپیچونی لازم نیست مثل اوسکول های بدبخت
دل شب بزنی بیرون
اینجا مغازه ست
هنوز جنس برا معامله هست
سفت و آبدراش رو دوست دارم
و بدون لَک - دنبال چی میگردی ؟ -
هوس سالاد میـوه کرده بودم ولی وسایلش رو نداشتم
اینکه حسابی تازه باشه - آره -
بخاطر همینه کلی دور ریزداره
مجبوری از هرچی یکم بخری
ولی وقتی دوباره بخوایی سالاد میوه درست کنی همه چی یکم مونده ست
وجدانم اجازه نمیده سالاد میوه رو فقط برا خودم یه نفر درست کنم
مگه اینـکه کلی بچه داشته باشی که دورت وول بخورند
و یه همسری که تو خوردن میوه هات کمک کنن
حالا زن و بچه داری ؟
تا تو خوردن میوه هات کمکت کنن ؟ - من؟ نه -
نه ؟ - نه، ندارم -
منم ندارم
این چیزی ـکه دنبالش میگردی
گمونـم
در نهایت
نه منظورم هلو بود
آها، هلو
آره - آره -
صحیح
آره ، قطعا برای هلو اومدم
اره
.... تو ردیفی
یه جورایی به نظر وحشتناک انرژی داری
اون بخاطر چهار گرم کوک ـی که صبح زدم
چی؟
نه، یه دوشبی میشه نخوابیدم
میشه گفت سه شب - عمرا -
ضرب العجل کاری چیزی داشتی ؟
... نه ، میدونی فقط
بعضی وقت ها زندگی جالب تر از اونی ـه که بگیری بخوابی
میدونی منظورم چیه ؟ - صحیح -
اینو به خرسها بگو (خواب زمستانی)
هرچند دونستن اون چیزای دیگه ام که گفتی خوبه
چه چیزای دیگه ایی
اون چیزایی که گفتی میخوایی
چند تا بچه ، شوهر
چطور
وقتی بخوایی با یه نفر بری سر قرار
دونستن این چیزا خوبه
آره ، مفیده
خیله خب، ... کجا میریم
با تو، هرجایی
واقعا ؟ - بله -
حسابی روزام رو شارژ کردی
من خسته بودم
تا دیر وقت بیدار بودم، داغون پاشدم بی انگیزه بودم
و یه دفعه "ریتا هوریث" تو مغازه میاد سمتم (بازیگر سینمای کلاسیک)
ادم تو زندگی از کنار این چیزا به سادگی نمیگذره
مگه اینکه احمـق باشی
عاشقت ـم - چی؟ -
عاشق طرز حرف زدنتـم
عاشقشم
ممنون
و ممنون که امروز اینجا اومدی
قابلت رو نداره
پس ، پنچشنبه عصر میبینمت
.عالی
... میدونی
یه دفعه سر کار رفتن جذابیتش رو برام از دست داد
دوست داری بریم صبحونه بخوریم ؟
همین الان باهات اشنا شدم - قراره باهام بری سر قرار -
درسته، ولی قرار باید شام باشه
صبحونه صمیمی ـه فرق میکنه
صبحونه، مثل اینه شلخته و درهمی
و خسته ایی و چِقـری
آرایشی در کار نیست ، نور زیاده
میتونه زشت و زننده پیش بره
شامـم میتونه همین طور باشه - الکل رو برا همین گذاشتن -
یه قهوه چطوره ؟
قهوه رو میتونم - باشه -
میتونم یه کلوچه ام بگیرم
نه اون صبحونه میشه
پنج شنبه میبینمت
♪ الان با یه مرد آشنا شدم ♪
♪تو بخش هلو ♪
♪ با برقی که تو چشم ها شه♪
♪ امروز دنیا مهـربونه ♪
♪ و شگـفت انگیـزه ♪
♪ یه ابرم تو آسـمون نیست ♪
خیله خب ، کافیه
لا لا لـند" که نیست" (فیلم موزیکال)
شادم ولی هنوزم زندگی واقعیـه
کلیتش رو گرفتی چطوره
پرونده حق مالکیت معنوی
چی بود - رپـر ی که از یه گروه موسیقی شکایت کرده بود -
بخاطر سمپل ـی که استفاده کرده بودن ولی پولش رو نداده بودن
اره ، یادمه رپـر ی که از یه گروه موسیقی شکایت کرده بود
خیلی خر تو خر بود میخوایی من روش کار کنم
اصرار دارن خِبره ترینمون روش کار کنه
از اون کلمه استفاده کردن - البته -
من خبره ترین بودم تا تو پیدات شد
حالا نگاش کن مثل گربه نارنجی ـه که سرشیر گیرش اومده
شبیه "ریتا هیورث" شدی
تو دومین کسی هستی که امروز اینو بهم میگه
کی گفته - یه آقایی -
یه اقای خوب ؟ - خیلی خوب -
کجا دیدیش گمونم تا دیر وقت پشش بودی
چون همچین ریلکس تازه ساعت 10 صبح اومدی سرکار
و قیافت یه جوری ـه که اینگار دیشب خونه نرفتی
تو سوپرمارکت دیدمش امروز صبح
چی ؟
کی تو سوپرمارکت قرار جور میکنه خدایی
من تو بخش گوشت سرد و پنیر بودم اون تو میوه و سبزیجات
میدونستیم که این عشق ـه - شاید این یکی رو بتونم ببینم -
فکر کردم با اون نوارنده ـه هستی
بودم ، با هم جور نبودیم
زیادی سخت گیری
راستی
معاونت نیروی انسانی ازم خواسته بهت بگم
4روز غیبت داشتی اونم در طول 20 روز
ظاهرا ماه پیش ـه
میدونم ، میدونم
بخاطر مشکل روده هام ـه
جدی ؟ واقعا متاسفم که اینو میشنوم
مهم نیست که چقدر توی کارت خوبی
واقعا نمیشه جلو روسا مون
از کسی که اینجوری غیبت میکنه دفاع کرد
میدونم، کاملا گرفتم
باشه ، چون نمیخوام از دستت بدیم
تازه اومدی اینجا و من یجورایی ازت خوشم میاد
منم یجورایی ازت خوشم میاد
بعدا بریم مشروب بخوریم و توهمه داستان اون مرده رو میگی
حتما - باشه -
و این جاست که مشکل شروع میشه
نمیدونم چی راش میندازه
قند خون ، فعل و انفعالات شیمیایی
روانشناختی ـه؟ کی که بدونه
... ولی میاد
مثل یه هیولا از فیلم های سیاه و سفید از راه میرسه
و مهم نیست چقدر سریع بدوی اون بهت میرسه
و فقط یه جا هست که نمیتونه پیدات کنه
"سلام ، "لِکسی
هان
جف" ام"
زنگ زدم فقط آدرست رو چک کنم
آها
مگه بخوایی کنسل کنی
هنوز دو دقیقه وقت داری
نه
بیا اینجا
برا قرار
... پس
ریتا هوریث برا خودش قرار جور کرد نه ؟
سلام
سلام ، جف
وای - لعنتی -
شرمنده
اشکال نداره
شروع خوبی نبود
خوبی ؟ - چیزی نیست -
راستی
این چـیه
یه هلوی چوبی کنده کاری شده ست
از چوب درخت زبان گنجشک
چوپ تراشی ؟ (خراط)
نه، چوب تراش نیستم
تو یه مغازه دیدم
سمبلیک به نظر اومد
آها
چه قشنگ
بریم ؟
باشه
کجا دوست داری بریم
برام مهم نیست یه جای معمولی
روبراهی
البته
خب، چی میخوایی بخوری
.موزلی (غذایی برای وعده صبحانه)
الان باید سخت بشه پیدا کرد
یه جایی رو بلـدم، بیا
"بفرما "لکس - "ممنون، "سینتیا -
احتمالا خواهر دوقولو نداری ؟
.نه
خیلی ممنون، سپاسگزارم - خواهش میکنم -
... این خیلی
... میخوایی بریم
بستنی بگیریم ؟
.باشه
البته، آره ، آره
ایول
... میخوایی بیایی بالا برای قهوه ایی
یا سکسی چیزی ؟
من ردیفم راستش
درک میکنم
باید بذارم بری به کارت برسی
چه کاری ؟
به هر کاری که امروز بعدازظهر میکردی
و مشخصه از این قرار برات جالب تره
نباید احساس تکلیف بکنی برا اینکار
نه ، نه این نیست
... من حالـم
خیله خب آره یه ذره احساس تکلیف میکردم
ولی اونجوری که فکر میکنی نیست
... میدونی اخه
مریضـم
منظورم اینه که سرما خوردم
فقط خیلی سرحال نیستم
متاسفم
... چرا زودتر نگفتی
... تو
آره استراحت میکنم
یه بار دیگه درست حسابی انجامش میدیم
بهم زنگ بزن
ببین چی میگم
تو به من زنگ بزن، اگه خواستی
شمارمـو داری
از دبیرستان شروع شد
یه روز، میخواستم تو رختخواب بمونم
والدینم گذاشتن از اونجا که از لحاظ فیزیکی توان بیرون اومدن
از تختم رو نداشتم فکر کردن که مریضم
21روز بعد، من هنوز اونجا بودم
بچه ها روشی فوق العاده ایی برای برخورد با اطلاعات جدید دارند
اونا نمیدونند فلان مورد خاص
اونجوری که باید نیست
اینجا بود که من مهارت زندگی با این شرایطم رو یاد گرفتم
میتونستم جبران کنم با دوره هایی که بهره وریم و چند برابر میکردم
به دانش آموز ممتاز تبدیل میشدم
اینجوری میتونستم 50 درصد سال ام رو از دست بدم
با فوق العاده با استعداد بودن تو 50 درصد دیگه سال
رویا هات رو دنبال کن
تو کالج "وسر" ام همین بود
هفته ها تو خوابگاه بودم بدون اینکه بیرون بیام
و هفته ها بعدش تو کتابخونه جبرانش میکردم
و نمره های عالی میگرفتم
تو چه مرگـته ؟
و بعدشم به نیویورک اومدم
رقابت های زیادی در شرکت های متعدد رو برنده شدم
تا وقتیکه یکی، یکی
همـشون متوجه دقت من به جزئیات میشدند
بیگاری و شب کاری هامو وقتی روی پرونده کار میکنم
که در واقع سوابق فاجعه بار حضور و غیابـم رو جبران نمیکرد
در کنار همه اینها مبل های بیشمار روانشناس ها
روان تحلیل گری ها شوک درمانی ها
درمان های شناختی-رفتاری
دارو درمانی هر چی که بگی
در همین حین با بهانه های مختلف
کارفرماها، خانوده و دوستان رو
در سعادت بی خبری باقی میذاشتم
فقط زمانی پیدام میشد که مطمئن بودم میتونم باعث تحسین دیگران بشم
زندگیـم اینجوری شده بود
و هیچ کسی واقعا نمیدونست کی هستم
بله، لکس دونهی ام
قطعا، بله هستم
تا فردا ؟
بله، تا فردا میتونم انجامش بدم مشکلی نیست
... اما
تا زمانی که ابر ها در نهایت کنار میرفتند
میتونستم باهاش کنار بیام
حالا که حرفش شد
.یه صبح ـه بی نقص
پرنده ها کنار پنجره ام جیک جیک میکنن
بوی چمن تازه ـه هَرس شده میاد
!جف
جف، مهربون ترین مرد دنیا
جف با دوست داشتنی ترین لبخند
و تمام پتانسیلی که برای زندگی داره
و نویدی که در یک عدد انسان میبینی
ساعت 6 و نیم برای زنگ زدن به جف زوده ؟
نه، اشکال نداره
الو
جف - بله -
لکسی ام
واقعا
خیلی زود زنگ زدم ؟ خیلی زود نیست ، هست؟
.بگو که خیلی زود نیست - زود برای چی ؟ -
.صبحونه ایندفعه تو موزلی میخوری
و من استیک میگیرم
تو معکوس همه چی هستی
میدونی، در واقع شاید هستم
حالت خوبه
اون شب خیلی سر حال نبودی
چیزی نیست ، هیچی فقط خسته بودم
وحشتناک سر کار سرم شلوغ بود الان دیگه مهم نیست
میتونم امشب ببینمت؟ میخوایی شام بخوریم
بریم سینما ؟ بریم کلوپ
نمیدنم، فقط میخوام ببینمت
گندش بزنن، امشب یه جورایی برام سخته
سه شنبه چطوره ؟
سه شنبه ؟ تا سه شنبه یه عمر فاصله ست
کی میدونه اصلا تا سه شنبه زنده باشیم
.فردا ست گمونم شانس ـه زیادی داریم
میدونی الان کی تو قدرت ـه ؟ (ترامپ)
نه، نه، نه تو 24 ساعت میتونه هراتفاقی بیوفته
بیا انجامش بدیم امشب مگه چِشـه
خیله خب چیـه امشب اینـقدر خاصه
چون نمیخوام یه روز دیگه رو بدون شناختن تو هدر بدم
چه قشنگ
پس، امشب میبنیمت
خونه من؟ غذا میپزم
.باشه
خیله خب، خداحافظ
شما رو نمیدونم ولی وقتی تو همچین فازی ام
مثل اینه که تو تیتراژ آغازین ـه نمایش تلوزیونی خودمم
♪ خیابان ـه لکسی ـینتون ♪
♪ باد در موهایت ♪
♪ شهر نام تو را صدا میزند ♪
♪ لکسی ♪
♪ موسیقی ـه جاز و راک ♪
♪ در میـدان واشنگتن ♪
♪ اگر یه وقت شک داشتی ♪
♪ که میتونی از یه کوه سعود کنی ♪
♪ الان فرصت تو ـه ♪
♪ لکسی لکسی، لکسی دختر،♪
♪ نیویورک شهر تو ـه ♪
♪ لکسی لکسی، لکسی دختر،♪
♪ بالایی یا که ♪
♪ پایین ♪
امروز چطوری لکسی ؟
بالایی یا پایین
"خودت چی فکر میکن، "الک
♪این دنیای قشنـگی ـه♪
-♪ برای یه دوختر دوقطبی ♪ -♪دختر دوقطبی ♪
♪این دنیای قشنـگی ـه♪
♪ دو، دو، دختر دوقطبی ♪
♪ برای یه دوختر دوقطبی ♪
♪ دو، دو، دو ♪
♪ تو یه دوختر دوقطبی هستی ♪
وای
باید آثار دوقطبی رو از اینجا تمیز کنم
ریتا هوریث فیلم "گیلدا" 1946
اون موقع لذت محض بود
هالیود بدون شرمندگی در بهترین حالت خودش ـه
هرچی دقیق جای خودش ـه
هر حرکتی خودش یه عکس ـه یک قدم اشتباه برداشته نمیشه
بعدش نقل قول معروف ریتا هوریث یادم اومد
هر مردی که شناختم با گیلدا " به رختخواب رفت
"و با من از خواب بلند شد
و من خیلی غمگین شدم
.خواهش میکنم
یالا، یالا
زود باش
زود باش ، زودباش
یالا، یالا
و بفرما ایناهاش
.سکوت
سکوت بیزار کننده ـه رفتن یه مرد ـه دیگه از زندگـیم
قبل از اینکه از در خونه ام وارد بشه
سکوت ـه ساخته دست خودم
مثل یه مادر غیرتی دیونه که پسرهای نوجون رو
از دم در چخه میکنه وقتی دخترش بالا توی اتاقش حبس شده
آیا میمـوند؟
جف
اگه میدونست
اگه صاف و پوست کنده :توی سوپرمارکت میگفتم
راستی، من دوقطبی ام
دارم باهش کنار میام، تو هم میایی
با تمام توان فرار میکرد یا میرفت سمت بخش غذا های یخ زده
با یه "خیلی هم خوب" و لبخند مودبانه
این مردی ـه که هلوی لک دار نمیخواست
با دختر روانی داغون چطور برخورد میکنه
،لطفا برگرد .برنگرد
،لطفا برگرد .برنگرد
خواهش میکنم..... برگرد
و بعدش دراز کشیدن
با یه مرد عالی ـه مهربون ـه زیبا
که از درب خونه ام داره دور میشه
یه چیزی به من میگه این شرایط باید تموم شه
نه بیماری اون هیچوقت تموم نمیشه
... اما اینکه به مردم فرصت اینو ندم
که خودشون در باره من تصمیم بگیرند
که حداقل یه کارت ـی برای بازی بهشون بدم
مطمئنا یکی اون بیرون هست
که منو همونـجوری که هستم میپـذیره
یک انسان که وجود دو انسان در تو رو میپـذیره
نمیتونی فقط یک بخش خودت رو به یکی نشون بدی
اون هالیود ـه .اون گیلدا ست
و زیباست
ولی دوام نداره
. هی
صبر کن
بدون خداحافظی میخواستی بری
البته که نه میدونی
فقط نمیخواستم خیلی بزرگش کنم
متاسفم که تصمیمشون به نفع تو نشد
من بدون تو بیچاره میشم اینجا
اشکال نداره چیزی نمیشه
بهرحال، رفتن و تغییر رو دوست دارم
یه جای جدید؛ هیجان انگیزه
میشه بریم قهوه بخوریم
البته، حتما
باشه. یه لحظه
منظورت الان بود
حالا کجا میخوایی بری ؟
نمیدونم
یه مقدار پس انداز دارم برا همین
لازم نیست سریع یه کار پیدا کنم
میخوام یه مدت کار نکنم شاید یکم سفر برم
راستی اون مرد سوپرمارکت ـیت؟ چطور پیش رفت
اون نشد
متاسفم
مدت زیادی با کسی نمیمونی، مگه نه
گمـونم اینطوری باشه
گمونم، آدم یه بار جوونی رو تجربه میکنه
من دو قطبی ام
واقعا ؟
.بله
از وقتی 15 سالم بود
چطور هیچ وقت بهم نگفتی
بی خیال کی یه بیمار روانی رو استخدام میکنه
اونم تو حرفه حقوق
خودمون به اندازه کافی دیونه نیستیم
.ببخشید
پس چرا الان داری بهم میگی
چون تو بیشتر از یه همکاری
و باید بدونی با چی سروکار داری
اگه قراره خارج از محیط کار همـو ببینم
که من دوست دارم ببینمت
ولی دوران افسردگی فوق العاده حادی دارم
اونقدر افسرده میشم که به سختی میتونم تکون بخورم
اطرافم بودن غیر ممکن میشه
به زور میتونم تلفن رو جواب بدم
بعنوان یه دوست، نمیشه روم حساب کرد
احتمالا بدترین دوستی ام که ممکنه گیرت بیاد
هیچکدوم از معیار های دوستی رو ندارم
پنج دقیقه پیش جلسه داشتم
باشه - "فیلیس" -
اون هایی که از مدیریت اومدن تو دفترم
بگو جلسه امروز کنسل ـه
فردا میبینمشون
آره، بهشون بگو خیلی شرمنده ام
میخواهی ناهار بخوریم ؟
میشه مِنـو بیارید
الان کجایی ، از لحاظ حال روحی
دارم از افسردگی در میام
امشب حسابی شیدا میشم
تو اولین آدمی هستی که اینو بهش گفتم
گفتنش به من چه حسی داره ؟
مثل اینه که یه فیل پاش رو از رو سینه ام برداشته
خیلی خوشحالم که بهم گفتی
خیلی چیز ها رو توضیح میده
اگه نمیدونستم
یکم کار رو سخت میکرد
که بخوام باهات ارتباط کامل برقرار کنم
اونجوری که دلم میخواد
پس میخوایی بعضی وقتها بریم مشروب بخوریم
دوست داری بریم سینما
دوست داری با مردم معاشرت کنیم
همشون رو
تو باحال ترین آدمی بودی که با هاش بودم
اینـو رها نمیکنم
. ممنونم
ممنون از تو
شگفت انگیزه که اعتماد به یک دوست واقعی تو زندگیت
چه کارها میتونه بکنه
لحظه ایی که به سیلویا گفـتم
مثل اینکه یه دفه یه سَـدی شکسته شد
به دوست پسرای قدیمیم در طول سالهای گذشته زنگ زدم
همکارام، که بدون هیچ دلیلی یه دفعه باهشون قطع ارتباط کرده بودم
تقریبا احساس غرور نسبت به بیماریم داشتم
کاشف بعمل اومد من دوقطبی ام
تصفیه کننده بود بشکل عجیبی شفا دهنده بود
این که چطور بخشنده بودن و درکم میکردن
و اینـکه چطور قدر آدم های زیادی رو نمیدونستم
و به خودم قول دادم
هیچ کسی نباشه که تمام داستان ـه من رو ندونه
خوب هاش رو ، بد هاش رو
و دیونگی هاشو
حالش چطوره
ماجرای جف مال دو سال پیش بود
دو سال طولانی گذشته از وقتی که
جستجو برای یافتن دکتر مناسب
و پیدا کردن دُز داروی مناسب رو شروع کردم
میدونم درمانی برای عدم تعادل شیمیایی در مغزم وجود نداره
همـونقدر که درمانی برای عشق وجود نداره
ولی یه قرص زرد کوچلو هست که خیلی دوستش دارم
و یه قرص آبی هم هست
و چند تا کپسول صورتی خوشگل
و یه مشت از رنگ های مختلف دیگه
که زندگیم رو تغییر دادن
حالت های خُلقیـم رو دارم ... ولی
ولی دیگه منو بین شخصیت های دوگانه نمی چرخونند
و من به حلقه قرار های عاشقانه بر گشتم
واضحه، چون بخاطر همین دارین ایـنو میخونید
به برنامه "تیندر" فکر کردم ولی بعدش
تو همین سایت های قدیمی دوستیابی مستقر شدم
و حالا هم اینجام
.من ایـنم
اگه نمیترسونـتـتون
.راحت باشین و برام پیام بزارید
: ترجمه و زیرنویس Sadeq Dreamer
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.