All language subtitles for The Strange Thing About The Johnsons 2010 WEB

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

« مـسـئـله‌ی عـجـیـب خـانواده‌ی جـانـسـون »

!هی، کفشاتو بپوش پسر - ...صبر کن! من -

یا خدا

!دارم تمیز می‌کنم - .یا نپوش -

هی؟ اونجا اوضاع چطوره، پسرم؟

...ببخش که یهو وارد شدم

.به حریم شخصیت

.حق داری برای خودت فضا داشته باشی

میتونم یه لحظه بیام تو؟

آیزیا، اشکالی نداره بیام تو؟

.آره

یعنی می‌تونم بیام تو دیگه؟

.آره

.من چیزی ندیدم

...ببین پسرم

کاری که داشتی می‌کردی، کاری که من

...نباید بدون در زدن قطعش می‌کردم

.ببخشید

کاری که داشتی می‌کردی ...کاملاً طبیعیه

.و عادیه و کاملاً قابل درک

...و من نیومدم که معذبت کنم. فقط

فقط اومدم مطمئن شم .که احساس عجیبی نداری

.هیچ دلیلی برای خجالت نیست

.همه این کار رو می‌کنن

...همه هم - تو هم می‌کنی؟ -

.خب، همه انجامش می‌دن

.پس تو هم انجامش می‌دی

.منظورم اینه که چیز رایجیه، آره

.چیزی که برای همه طبیعیه

.و هر کسی حق داره که حریم خصوصیش رعایت بشه

و من اون مرز رو رد کردم

...پس من

.ببخشید اگه عجیب شد

فقط می‌خواستم مطمئن بشم که احساس بدی نداری

.و خودم باعث حس بد شدم

وقتی قایمش می‌کنی زیر پتو .بینمون یه تابو درست می‌شه

می‌دونی تابو یعنی چی؟

.آره

،خب، دیگه تابو نیست

...چون در موردش حرف زدیم

.و با هم صادق بودیم

.باشه

.ببخش اگه این قضیه عجیبه

.عجیب نیست

.خوبه، چون نباید هم عجیب باشه

...خب

.پس می‌ذارمت تنها باشی

بابا؟

.دوستت دارم

.منم دوستت دارم

اگه دست مامان رو بذاریم رو شونه‌ی مرد خونه، چطوره؟

اینجوری؟

.عالیه، فوق‌العاده‌اید

.همه لطفاً رو به دوربین نگاه کنن، ممنون

.محشرین

.یه خانواده‌ی قشنگ با یه لبخند حسابی

!بی‌نظیر

یه لبخند از بابای خانواده هم داشته باشیم؟

لبخند نزده بودم؟

.ببخشید، فکر کردم زدم

.خب لطفاً یه لبخند قشنگ دیگه هم بزنید

.خودشه

.عالیه

.خب، خیلی خوبید

[ چهارده سال بعد ] .و حالـا یه لبخند گنده از هر دو خانواده‌ی خوشحال

.یه خانواده

ببخشید؟

.امروز ما یه خانواده‌ی بزرگیم

.یه‌دفعه شلوغ شد

.همین‌جوری دوستش دارم

دکمه‌های سرآستینم پیدان؟

.آره، دیده می‌شن، مشکلی نیست

.مطمئنی؟ چون مثل پادشاه شدم

.مرسی برای همه‌چی، بابا

بگیم پنیر؟

،می‌تونی بگی پنیر، بگی تاکو .هر چی دلت خواست بگو

...ولی اگه یه فقط یه کوچولو موچولو

راستی، کسی شوهرمو دیده؟

.شوهرِت اونجا بود، تازه باهاش حرف زدم

فکر کنم... آیزایا چی؟

.نه، نمی‌دونم، ندیدمش

.فکر کنم برم دنبالش - .باشه، بعد می‌بینمت -

سلـام! کیک‌رو دوست داشتی؟ - .عاشقشم -

.خب، یه تیکه دیگه بردار

.خوشحالم دیدمت - .بعداً حرف می‌زنیم -

.باشه

سلـام! آیزایا رو دیدی؟ - .نه، ندیدمش -

.یکم دیگه می‌بینمت

!سلـام. خیلی دلقکی

سلـام عزیزم! آیزایا رو دیدی؟ - .نه -

همه خوش می‌گذرونین؟

.خانوم، چه خوشگل شدی - .زود برمی‌گردم، صبر کن -

عزیزم؟

می‌ری به بابات بگی شام حاضره؟

می‌تونم کمک کنم میز رو بچینم؟

.اوه... نه عزیزم، همه چی تحت کنترله

[ چطور یاد گرفتم نفس بکشم اشعار و درک‌های ناگهانی سیدنی جانسون ]

باید چیکار می‌کردم؟ می‌فرستادمش اتاقش؟ نمی‌ذاشتم از خونه بیرون بره؟

اگه بخوام پسرم رو محکوم کنم .اول باید خودم رو محکوم کنم

و برای گناهانی که در حق تن خودم کردم .هردوی ما گناهکاریم

بابا؟

[ ...فایل بسته نمی‌شود. خطای شماره 509 ]

...اوه لـامصب، زود باش دیگه

.بابا؟ وقت شامه

.بفرمایین

.داغه

.اخ

یکی از اینا می‌خوای؟ - .نه، نمی‌خوام -

.بلژیکی‌ان

.می‌دونم، مرسی ولی نمی‌خوام

می‌دونی که اینا رو برای خودم نگرفتم، بابا برای تو خریدمشون

پس من یکی برمی‌دارم

خب، مال باباست باید اول از خودش اجازه بگیری

می‌دی سیب‌زمینی‌هارو لطفاً؟

می‌خوای؟

شاید بعداً

ممنون عزیزم

ممنون از خودت

بیسکوییت می‌خوای؟

حتماً

[ مردِ پیله‌ای - اعترافات سیدنی جانسون ]

جوآن منو ببخش

سلـام - سلـام -

یادم رفت دستشویی خرابه از مال تو استفاده کنم؟

نه نه، مامانت اون توئه

منتظر می‌مونم

انقدر نترس

...بذار یه چیزی بهت بگم، بابا

از یه شاعر، انتظار شیوه بیان بهتری داشتم

ببخشید

برای چی؟

برای هیچی؟

برای چیزی که نوشتم

چی نوشتی؟

منظورت زندگی‌نامه‌ته؟

همه‌ی اون سیصد صفحه؟

دوستت دارم، بابا

ولی این کارو سخت می‌کنه

این یکی رو می‌سوزونم

و اگه یه نسخه‌ی دیگه‌ش رو این دور و بر ببینم قسم می‌خورم به یه توبیخ ساده ختم نمی‌شه

۱۰، ۹، ۸، ۷، ۶، ۵، ۴، ۳، ۲، ۱

سال نو مبارک

سال نو مبارک

سال نو مبارک - سال نو مبارک -

اوه خدای من، نمی‌تونید بدون اینکه خداحافظی کرده باشم، برید

ما هم نمی‌تونیم

شب‌تون بخیر و ممنون که اومدین

هی، تا سه‌شنبه‌ی بعدی - تا سه‌شنبه‌ی بعدی -

خداحافظ، سال نو مبارک

می‌دونی؟

فکر کنم می‌مونم کمکشون می‌کنم

می‌خوای تمیز کنی؟

می‌خوام کمکشون کنم جمع کنن یه عالمه کثیف‌کاری براشون گذاشتیم

همه چی درست می‌شه

فقط یه کم دیرتر میام خونه، خب؟

فقط همین

یه نفر صبح بیدار می‌شه با این حس که روز افتضاحی پیش رو داره

می‌دونستم

مطمئنه که روزش افتضاح می‌شه

در واقع همین حس بی‌حوصله‌اش باعث می‌شه واقعاً افتضاح بشه

،با قدرت نگرش خودش هر چیز خوبی که ممکن بود سر راهش بیاد رو خفه می‌کنه

قبل از اینکه بهش برسه

،و اگه هم چیز خوبی اتفاق بیفته رو برمی‌گردونه اون‌طرف

چون خودش خودشو محکوم کرده به زندانی از منفی‌بافی

حالـا از اون طرف یه نفر که صبح با انرژی و مثبت بیدار می‌شه

چیزای خوب رو سر راهش می‌بینه

...چون با قدرت... اون

بابا؟

راجع به قفل کردن دَر چی گفته بودیم؟

این رو توی کتابت ننویسی

اون چیه؟

باز یکی دیگه از کتاباته؟

ازم می‌خوای عصبانی باشم؟

ازت هیچی نمی‌خوام

یا شاید دارم از خودم می‌خوام؟

فقط دارم می‌رم بیرون

چقدر رقت‌انگیزی، بابا

اگه می‌خوای معذرت‌ بخوام، باشه معذرت می‌خوام

متأسفم برای اتفاق دیشب زیاده‌روی کردم، ولی تو چی؟

یعنی فقط منم؟

من فقط یه هیولـام که سوءاستفاده کرده و تو قربونی درمانده و بی‌پناهی؟

یا یه دست صدا نداره؟

من که فکر می‌کنم نداره

اگه من کاری کردم، تو هم اون کارو با من کردی

!اون سرتو تکون نده

همه‌ی کارایی که تو زندگیم کردم به خاطر تو بوده و تو و تو و واسه چی؟

!من که اینو نخواستم! این مال توئه! تو شروعش کردی

،ولی من الـان اینجام، توش گیر کردم !همه وجودم رو گذاشتم، کامل قبولت کردم

،ولی تو فقط پدرم نیستی .دوستمم هستی، بهترین دوستم

،و شاید بتونیم قبول کنیم که این یه چیز قشنگه

نه یه چیز منحرف و فاسد .و له‌شده زیر وجدان به‌هم‌ریخته و گیج تو

.تو همیشه همه چیزای خوب زندگی‌تو نابود کردی

.از همون اول به این قضیه ریدی

.هیچ‌وقت بهش فرصت ندادی که یه چیز خوب باشه

می‌تونی راحت با یه فاحشه بی‌احساس توی تختی عاری از عشق بخوابی

و می‌تونی اون کتاب عقب‌مونده‌ت رو در مورد پسر عقب‌موده‌ت بنویسی

ولی حتی یه کلمه نمی‌نویسی .راجع به کاری که خودت کردی

.این فقط عشقه، بابا

.و بزرگه

.و ترسناکه

ولی یه فرق هست بین کسی که می‌ترسه .و یه بزدل

.الـان... داری دلمو می‌شکنی

!بابایی

!نه! نه

!بهش دست نزن

!گورتو از اینجا گم کن

[ به یاد و خاطره‌ی سیدنی جانسون 1956-2010 ]

می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم، آیزایا - از کی اونجا بودی؟ -

حالت چطوره؟

چرا بابات گریه می‌کرد وقتی از مهمونی مدرسه رسوندت خونه؟

عذر می‌خوام؟

...شب مهمونی مدرسه‌ت

وقتی رسوندت خونه

خب؟

اون داشت گریه می‌کرد

واقعاً؟

...داشت گریه می‌کرد و

بهم نگاه نمی‌کرد

جدی می‌گی؟

...رفت توی دستشویی در رو روی خودش قفل کرد

و کل شب گریه کرد، گریه کرد .در حالی که شیر آب باز بود

اصلـا اینو یادم نمیاد

از همون موقع شروع شد؟

اون ده سال پیش بود

از کجا یادم بیاد دقیقاً اون شب چی شد؟

شب مهمونی مدرسه

ده سال پیشه. برای اینکه یادِ آدم بمونه باباش ،تو یه زمان و شب خاص چیکار کرده

زمان خیلی زیادیه

زودتر شروع شد، درسته؟

می‌دونم

کی... کی شروع شد؟

...مامان

تو احساساتی‌ای... منم احساساتی‌ام

ما خودمون نیستیم - تمومش کن -

تو اصلاً نمی‌دونی داری چی می‌گی

کاملاً می‌دونم دارم چی می‌گم

من نه

ولی فکر می‌کنم چیزی که داری می‌گی خیلی زشته

و فکر می‌کنم اگه صدای خودتو بشنوی با من موافقت می‌کنی

تو یه هیولـایی

تو پدر خودتو کشتی

چطور تونستی؟

چی؟ صبر کن

!به من دست نزن

بهت اخطار می‌دم، مامان - تو به من اخطار نمی‌دی -

من بیشتر از تو عاشقش بودم

!تو مریضی

!مریض

!مریض

مترجم: علی نصرآبادی Ali_EmJay@aol.com

Telegram @ ShadyAsylum

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.