Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این برنامه شامل صحنههای جنسی و خشونتآمیزیست که ممکن است برای همه مناسب نباشد
!حرکت کنید
!حرکت کنید
میشنوید، یهودیها؟
!این موسیقیِ پادشاهانـه
!موسیقی واگنر! موسیقی رایش
ادامه بدید
عالیـه
...یا الان یا هیچوقت
!یک...دو...سه
!موسیقی یهودیها رو قطع کنید
!موسیقی لعنتی یهودیها رو نزنید
میشنوید؟
نشنیدید چی گفتم؟
الان چی گفتم؟
!بس کنید
!کافیـه
!تمومش کنید
چه مرگتونـه؟
میخواید بمیرید؟
!بس کن
!کافیـه
!تمومش کن
...خب
چرا نگاه میکنید؟
!برید
!بسه دیگه
...حرکت کنید
!همین الان
!برید
!برید، برید
ترجمه از آریـن .:: Cardinal ::.
...و در روز دوم، خداوند
شکارچیان را آفرید
یالا، بیاید بریم - ...مایر -
یه بررسی پروندهی دیگه - نمیدونستم داریم -
مهدکودک اداره میکنیم
اگه قشنگ بگردیم، ممکنه یه چیزی اینجا توی
پروندههای ریکتر باشه
پس بیاید شروع کنیم
آقای او، من به خاطر اینکه شما نوهی
روث رو دوست دارید، خطر زندان رو به جون نمیخرم
پولی که بهم میدید، برای اینکار کافی نیست
فقط تویی که بهش پول میده، عزیزم
یه سری از ما مسئولیتهایی داریم
،مایر، روث خدا بیامرز
،نمیخواست اون پسر
از اینجا سر در بیاره - حق با اونـه -
اون باید اینجا باشه - نه، نباید باشه -
چرا، همینطوره
ولی اون اینو نمیخواست
بهم اعتماد کنید. اعتماد کنید و خودتون میبینید
کارل هولستدر کیـه؟ - چی گفتی؟ -
کارل هولستدر کیـه؟ - هولستدر؟ -
آره
...جین مارتین، یا همون هاینز ریکتر
آره - این نامه بین وسایلش -
توی اسباببازی فروشی بوده
...دستورات شمارهی چهار رو»
درسته - «برای کارل هولستدر بفرستید... -
...نیویورک، پورت واشنگتن» - آره -
اوشنوی، پلاک 147
یه پیام رمزگذاری شدهست - آره -
واسه خودت براونِ دایرهالمعارفی هستی (اشاره به رمانی با همین اسم)
نمیشه ذات موجودی رو عوض کرد
خرس شکار میکنه
خوک میرینه
نازی هم دسیسه میچینه
هیچ کارل هولستدری توی لیست نیست
پس بانک اطلاعاتی رو میگردیم. یالا
بیاید شروع کنیم
همه اینجا جا میشیم؟
آوردن اون بچه، اشتباه بزرگی بود
میدونی چیه؟ من بچه نیستم. باشه؟
مراسم بارمیتزوام 7 سال پیش بوده، خواهر
،یکم کتاب لاویان خوندم ،با آهنگهای مانگو جری رقصیدم
،بعد خوندن کتاب سفر پیامبرانم روشل رکنستین
از رو شلوار برام جق زد
میدونم فکر میکنید یه بچهام که ،هنوز کیر در نیاوردم
ولی به سن قانونی برای مشروب خوردن و سیگار کشیدن و
...عضو شدن توی ارتش رسیدم پس بچه نیستم
و اگه قصد ندارید برید سراغ یه کازینوی سرخپوستها و
،رمزنگارهای ناواهو رو استخدام کنید
فکر کنم بهم نیاز داشته باشید
،اگه کوچیکترین اشتباهی ازت سر بزنه بلایی به سرت میارم که
هر دفعه مری پاپینز رو توی
تلویزیون میبینی، شلوارت رو خیس کنی
گرفتی، بچهجون؟
مراسم بارمیتزوا دوست داری؟
به مراسم ما خوش اومدید
نوبت توئـه، لانی
،خب، این ستارهمون نیازی به معرفی نداره
ولی بیاید به این بچه بگیم که با کی طرفـه، باشه؟
شروع کن، روشل
پسرها و دخترها، سلام
،عضو سابق امآی6
که حالا مسئول مدیریت و طرح مأموریتـه
خواهر هریت، بیاید و شمع شماره یک رو روشن کنید
!مبارکـه
ممنون، ممنون
!آمین
اتاق خواب من پر از پوسترهای
این یهودیِ قوی و رویاییـه
لانی فلش، استاد تقلید و تغییر چهره
بیاید و شمع شمارهی دو رو روشن کنید
!خودشـه! واقعاً خودشـه
!خدای من، من عاشق فیلمهاتم
!یه رابرت ردفوردِ یهودیـه
،فعال حقوق سیاهپوستان، راکسی جونز
که هیچ جزئیاتی از چشمش پنهان نمیمونه
،میشه این جاعل و پاک کنندهی صحنهی جرم
شمع شمارهی 3 رو روشن کنه؟
!قدرت مردم
!ایول، عزیزم
این سلاح انسانی بعد از سه تور طولانی از ویتنام به وطن برگشته
،جو میزوشما، سرباز ابدی شمع شمارهی چهار رو روشن کنید
!خدا به آمریکا برکت دهد
میندی و موری، شما از بزرگترین
ترس زندگی، جون سالم به در بردید
،میشه شما مخترعین و متخصصین سلاح نابغه
شمع پنجم رو روشن کنید؟
و بالاخره، مهمونی بارمیتزوای من
بدون این فرد مهم ممکن نمیشد
،مایر آفرمن، میلیونر تأمین کنندهی مالی
،استاد نقشه کشیدن و سردستهی خودخواندگان
بیاید شمع ششمام رو روشن کنید
!خیلی خب، همگی بگید سیب
!سیب
عالیـه
،حالا که همه با هم آشنا شدیم
،بریم این کارل هولستدرِ حرومی رو پیدا کنیم
باشه؟
همه چیز رو بررسی کنید
آره - تمام پروندهها رو مطالعه کنید -
دنبال هر چیزی مربوط به کارل هولستدر
یا پلاک 147اُمِ اوشنوی بگردید
...پس این
بانک اطلاعاتیـه
این نتیجهی زحمات روثـه
اون اینکارو کرد
مثل کاری که نوح قبل اون کرد
،روث یه کشتی ساخت
،تا گونهی رو به انقراض این زمانه رو حفظ کنه
یعنی خاطرات و حقیقت
چطوری؟
چطوری این کارا رو کرده؟
تمام پروندهها و سوابق محرمانه رو
پیدا و جمع کرد
با هزاران بازمانده مصاحبه کرد
کاش وقتی زنده بود، دربارهی همهی اینا میدونستم
اون هنوزم زندهست، پسرم
یاد و خاطرهاش توی بانک اطلاعاتی زندهست
اون قلب تپندهی اینجاست
حسش نمیکنی؟
اون اینجاست
از کجا شروع کنم؟
!سامرز
!سامرز، باز کن
!هی، خانم، ساعت پنج صبحـه
،جناب، اگه خیر و صلاح خودتونو بدونید
برمیگردید تبلیغِ
پمپ کیرتونو میبینید، باشه؟
من خستهام، گشنهام، توی فلوریدام
الان با من در نیُفت، باشه؟ !سامرز
چه غلطی میکنی؟ - هی -
...تو
رفتم خونهی گرتل
چی؟ تمام شب اونجا بودی؟
یه حدسی داشتم
پس...دوباره اونجا رو گشتم
و اینو پیدا کردم
ولی ناسا گفت اون پناهندهی جنگی بوده
با اینحال ایناهاشش
مثل یه دختر سفیدپوست توی
کنسرت اینگلبرت هامپردینک هیجانزدهست
پس فکر میکنی اون یه...نازی بوده؟
به نظرم یه شیمیدانِ نازی بوده
.سیکلون ب .آفتکُشِ صنعتی
با همین گاز مسمومش کردن
همونطور که گفتم، انگار قضیه شخصی بوده
...فکر کنم
گرتل یه ارتباطی با اتاقهای گاز داشته
خدایا
نازیها چطوری وارد آمریکا شدن؟
با اولین پرواز برمیگردم نیویورک تا سر در بیارم
با ادارهی مهاجرت حرف میزنم تا ببینم چی میتونن بهم بگن
.آره، من هم اینجا یکم تحقیق میکنم .ببینم چی دستگیرم میشه
اگه چیزی پیدا کردم، بهت زنگ میزنم
خیلی کوچیک به نظر میومد، مگه نه؟
شبیه یه هیولا نبود
پیر و کوچیک و معمولی به نظر میومد
هیولاها میتونن کوچیک باشن
هیولاها میتونن پیر باشن
حتی ما هم میتونیم هیولا باشیم
کِی میرسیم؟ - بسه. بسه. پاهاتو ببر پایین -
من میخوام «تایلر ببره» رو توی دنیای والی» ببینم»
هیس - بادومزمینی؟ -
نه، اون حساسیت داره
من میخوام
بفرمایید
بادومزمینی؟
خیلی بده؟
حساسیتش. یعنی...مرگباره؟
میتونه باشه. آره
ترسناکـه. راه بدی برای مُردنـه
...خب
به زودی یه درمانی پیدا میشه
تا نشه بیخیال نمیشم
من هم همینطور
...میدونی
حساسیتها یه اختراع مدرن هستن
مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی
چون قدیما به طبیعت اجازهی حکومت میدادیم و
افراد ضعیف و مریض رو از ما جدا میکرد
ما رو...پاک و خالص نگه میداشت
تو این زمونه، خب، یه دارویی برای هر چیزی هست
با اینحال تمام مردم یهو مریض شدن
و مریضها انقدر خشونت و عذاب ایجاد کردن که
آدم برای سر عقل موندن باید سوار یه هواپیما بشه و
پول بده و با حیواناتِ
انسانمانند عکس بندازه
فقط چون به خدمهی مهربون هواپیما میگیم که
یه پسربچه نباید بادومزمینی بخوره
یا شاید باید بخوره
،چون اون خود سمّـه
و این درمانـه
پس...بادومزمینی میخوای؟
،«امشب در «فرست ویت فریست
بیف سیمپسون در قتلعام وحشتناک خانوادهاش
چیزای کوچیکـه که بیشتر دلم براشون تنگ میشه
...خوردن پیتزای لیتل سزارز
،«تماشای سریال «مرد ششمیلیوندلاری
بغل کردن روی مبل
«فقط گفتن اینکه «دوستتون دارم
کاش کار بیشتری از دستم برمیومد
کاش...من جای اونا بودم
...ولی لاتیِ من همیشه میگفت
عشق یعنی هیچوقت مجبور نشی بگی که متأسفی
این ارائهی مخصوصی از
فرست ویت فریست بود
،و حالا برمیگردیم سراغ برنامههای عادی
«می اند د چیمپ»
ما رو یادت نیست، مگه نه؟
فکر نکنم
،مادرم همیشه میگفت «موری، قیافهی فراموش شدنیای داری»
،از 5 تا 8 سالگیم ،هر بار که منو میدید
دوباره خودشو معرفی میکرد
جونِ تو
...خب، تو فقط
یه پسربچه بودی...پنج یا شیش سالت بود
مادربزرگت تو رو آورد تا ما رو توی «آرتز دلی» ببینی
آره، آره - یادتـه، موری؟ -
بچهی خیلی نازی بودی
دقیقاً شبیه اون بودی
هی، یه چیزی پیدا کردم
یه نامهی اساس* از اردوگاه بوخنوالد (گردان حفاظتی حزب نازی)
،اسم یه مهندس نازی توشـه کارل هولستدر
.مهندس. اردوگاه بوخنوالد .قطعاً به هم مرتبطن
آره
،کارل هولستدر
نینواز بوخنوالد
اون رئیس تشریفات اردوگاه بوخنوالد
یه مهندس رادیوی باهوش
اون مرکز کنترل اردوگاه رو اداره میکرد
،ولی در روز شنبه
،نمایش وحشتناکش رو برگزار کرد «ستارهی بوخنوالد»
!عصرتون بخیر، اهالی بوخنوالد
،مسئول مراسمهای شما
سروان هولستدر صحبت میکنه
با یه قسمت دیگه از برنامهی
!ستاره بوخنوالد خدمتتون هستم
یه رقابت آوازخوانی بود
یه استعدادیابیِ سادیستی
هر شنبه، هولستدر ده نفر رو جمع میکرد و
مجبورشون میکرد برای جونشون آواز بخونن
...اگه کسی خارج میخوند
،اون یه ر بمل هستش
شمارهی 218763
...اگه کلمات رو یادت میرفت
یالا، 217742
«در سرزمین پربرکتِ پدران ما»
...یه نفر ربع پرده جلوتر میخونه
تا اینکه فقط یه نفر باقی میموند
...خب، آقای هولستدر
بیا ببینیم
نظرت دربارهی شکارچیان چیه؟
حسابی منو میترسونن
!آره
حالا چطوری استخدامشون کردی، پروفسور ایکس؟
نه
...خب
رفتم سراغ یه واسطهی ازدواج
ولی اون فقط یه واسطه نیست
آره، ممنون
خدای من
سلام، عزیز دلم - باورم نمیشه -
من هم باورم نمیشه
عزیزم - بیا بشین، مایرلی. بشین -
چه محلهای
میدونم. خیلی باکلاسـه
درسته. خیلی خوشحالم با لباس خوب اومدم
سی سالـه توی محلهی جدیدمون توی منهتن هستیم
،با من افطار نمیکنی توی سوکای من شرکت نمیکنی
این واسطهی قدیمی چیکار کرده که لایق چنین احترامیـه؟
خب، من دنبال همسر نمیگردم، هیلدا
...پس...اگه مشکلی نداری
چهل سالـه که دلت پیش روث گیر کرده
این طولانیترین «منو دوست داره یا نداره»ی دنیا
هستش، بعد از داستان یعقوب و راحل
خدایا
این همه محافظ برای یه واسطهی پیر یکم زیادیـه، مگه نه؟
خب، میدونی، موجودی خطرناکتر از
یه مادر یهودی با دختر مجرد به ذهنت میرسه؟
توی روز واسطهی ازدواجی
ولی خودتو دست کم نگیر، چون کار خانمهای
شایعه پراکن رو تبدیل به کاسبی کردی
دفترچه تلفن رو تبدیل به یه سلاح کردی
تو تعمیرکار دنیای یهودیها هستی، نه؟
...پس
،اگه برای عروس یا حتی یه سکس نیومدی
میدونی، آدم به این فکر میفته که چرا یه آقایی از خیابون پارک
این همه راه رو برای دیدن من اومده
برو سر اصل مطلب، عزیزم
،خب...من و روث
یه چیزی پیدا کردیم
...دوتا دکتر نازی
که اینجا بین ما زندگی میکنن
پس بهت نیاز داریم، هیلدا
،اگه توی این قضیه کمکت کنم خیلیها متوجه میشن
توی زمینهی کاریِ من، توجه یعنی مرگ
31سال از آزادی میگذره
،میدونی، توی این 31 سال من 345تا زوج رو فرستادم خونهی بخت که
منجر به تولد 957 یهودیِ جدید شده
و هفتتا خانم هم در حال حاضر باردارن
باید برای خدا کافی باشه، مایر
فکر کنم مسئولیت بهتر کردن دنیا
برای این 957 نفر هم به عهدهی منـه
میگی نازیهایی بین ما هستن؟
...پس گمونم ازم میخوای که
یه تیم
افراد خیلی ماهر و پنهان رو میخوام
ما یه تیم نیستیم، عزیزم
نه - نه؟ -
ما در راه خدا کار میکنیم
این یجور...اجتماع خداییـه
،تو گروهی رو میخوای که بلد باشن چطوری قوانین رو زیر پا بذارن
کسایی که خودشون عدالت رو اجرا میکنن
«یه گروه اراذل، درست مثل فیلم «دوازده مرد خبیث
957
،هیلدا، اگه خدا این رو نشنوه
پس حتماً کَره
957
هنوز 5,999,043 نفر کم داریم
آره
ولی هنوز وقت داریم، درسته؟
آره
،یالا
بریم این اراذل رو واست پیدا کنیم
رفتی سراغ یه واسطهی ازدواج
تا یه گروه شکارچی نازی تشکیل بدی؟
این...یهودیترین چیزیـه که به عمرم شنیدم
چرا قبول کردن؟
به موقعش...میتونی داستانهاشون رو بفهمی
اسرارشون رو
و شاید تو هم مال خودتو بهشون بگی
کمی بعد میریم. وقت شکاره
.فقط...گفتم نه من دخترعموی
خپلِ گندهات، یعنی
ایلین شکناشتاینِ غیرقابل تحمل رو
نمیشونم نزدیک خودمون، موری
.این عروسیـه ایمیـه .همونجایی میشینه که ایمی میخواد
میدونی که هنوزم ازم به خاطر نیومدن
به شام مراسم سیمخاط تورا ازم عذرخواهی نکرده
شب قبلش، شوهرش فوت کرده بود
خب، دقیقاً. یعنی یه روز برای تماس گرفتن وقت داشت
سوار ماشین شو
باشه
شرمنده، رفیق
شرط میبندم تابحال یه ستارهی فیلم ندیدی
در چه حالی؟
خوبم، آره
میدونی، ترسش از بین میره
چی؟ نه، نه
...نه، من...ردیفم. فقط
،به اندازهی یه کیر ختنه نشده
توی مراسم ختنه ترسیدی؟ من هم همینطور بودم
راحتتر میشه. بهم اعتماد کن
میدونی، من روث رو مثل مادربزرگ خودم دوست داشتم
،ولی اگه چند سال جوونتر بود
احتمالاً یجور دیگه دوستش داشتم
میدونی منظورم چیه؟ میزدمش به بدن
میکردم توش
خیلی زشتـه، مرد - هی، وقتی پیدام کرد، وضعم خراب بود -
خب؟ اون منو کوبید و از نو ساخت
نه به خوبی کریس کریستوفرسون
کون اونو باید بذارن توی موزهی لوور
...اون...لعنتی معجزهست
ولی اون نجاتم داد
اون نجاتت داد؟ - آره -
آره، روث خانم خیلی خاصی بود
،و به خاطر اینکه اونو دوست داشتم تو رو هم دوست دارم، داداش
پس اگه هرکدوم از این کیریها ...واست شاخ و شونه کشیدن، من
،خب، باهاشون در نمیفتم
،چون حسابی ازشون میترسم
ولی صد درصد پشت سرشون بهت میگم که
«آره، آدمای عنیان»
قابلتو نداره. لانی فلش هواتو داره
چیکز و بوتیهول عمراً اینو باورشون نمیشه
آره، بوتیکال کیه؟
...بوتیهول و چیکز. اونا
دوتا بچه توی محلهی منن
آره. خب، کاش میتونستن الان تو رو ببینن، نه؟
یه ابرقهرمان یهودیِ واقعی
.نگران نباش، مرد .حسابی خوش میگذره
درست مثل فیلمهاست
این تابستان
نازیها مراقب باشن
این ارتشِ شب میخواد شما رو بکُشه
رایش؟ بی رایش
،ارائهای از اوریون پیکچرز
شکارچیان
با عضو جدید، جونا هایدلبام
در نقش کدشکن
جونا؟
ردیفی؟ با خودت مِنمِن میکردی
...آره، خوبم. فقط یه کوچولو
گلوم میخارید، میدونی؟
سرفهام اومد
،وقت رفتنـه
کدشکن
ادارهی مهاجرت و شهروند سازی
.سلام، بتی. میلی هستم ،پروازم تأخیر داشت
...ولی یه ساعت دیگه میام اونجا، پس
.خودتو خسته نکن، میل .پروندهای که خواسته بودی رو پیدا کردم
خب؟ - گرتل فیشر. هیچی توش نیست -
منظورت چیه هیچی توش نیست؟
نمیدونم. تخلیه شده. خالیـه
همهی پرندههاتون خالیان؟ - نه، فقط مال اون و یکی دیگه -
انگار برادرشـه. هانس فیشر
هانس فیشر؟
پروندههای خانوادهشون فقط گم و گور شدن
مادرم مجبورم کرد امروز صبح باهاش ورزش کنم
مجبورم کرد روش جلوگیری از بارداری رو باهاش انجام بدم
،داداش، اگه فکر میکنی این روش مؤثره
مطمئن باش نیست
پلههای لعنتی
هی، جِی
جواب نمیده. از دستمون عصبانیـه
باید باهامون حرف بزنی، داداش
.آره، نباید ولت میکردیم ...باید
ببین، ما متأسفیم، باشه؟
ما...نباید جا میزدیم
خونه نیست
دو روزه ندیدمش
دو روز؟
راستش داشتم نگران میشدم
قضیه خیلی مشکوک به نظر میاد
کدوم گوری رفتـه؟
آره، هانس و گرتل
چند سالی با هم صحبت نمیکردن
میدونی که خواهر برادرا چطوری ممکنه از هم جدا بشن
،ولی وقتی پسرش دربارهی تصادف زنگ زد
خیلی ناراحت شدم
گرتل خیلی خانم خوبی بود
ممنونم، خانم فیشر - بفرمایید -
...میشه بپرسم
چرا افبیآی در این باره تحقیق میکنه؟
.خب، اون برای ناسا کار میکرد .فقط یه رویهی استاندارده
راستش، فرنی، امیدوار بودم که بتونم با شوهرت صحبت کنم
...خب
متأسفانه امکانش نیست
هانس 6 ماه پیش توی یه تصادف عمرشو داد به شما
متأسفم
آره، اون...دیروقت با ماشین میومد خونه
به خاطر شیوع آبله مرغون توی شهر تا دیروقت کار میکرد
هیچوقت نمیذاشت یه بچه هم
بدون درمان بمونه
،پلیس گفت به نظر میاد موتورش ترکیده
نیروی اون...باعث شده دندوناش از دهنش بریزن بیرون
متوجه چیز عجیبی قبل مرگ شوهرت نشدی؟
اون نگران نبود؟
کسی اذیتش میکرد؟
نه. منظورتون چیه؟
اوه، فقط میخوام همه چیز رو بررسی کنم
اون خیلی خوشتیپ بوده
نوشته بود که هانس هم
مثل خواهرش، پناهندهی جنگی بوده
زمان جنگ چیکار میکرد؟
هانس یه دکتر بود
صلیب سرخ
به یهودیها هم کمک میکرد؟ - بله -
نظرش نسبت به اونا چی بود؟
خب، نظر همه نسبت به اونا چیه، عزیزم؟
اونا یهودیان
ببخشید...میتونم از دستشوییتون استفاده کنم؟
اینجا چیکار میکنی؟
ممنونم. ممنونم که وقت گذاشتید
!کرک، کاپیتان کرک! حرف بزن
!خدایا، کاپیتان کرک
کونم بذار، اسپاک
،کیرتو بکن توی بخش موشکهای فوتونیام
نیمه والکانِ عوضی
صبح بخیر، سناتور اوهر - یعنی چی؟ -
.میدم دستگیرتون کنن !میگم بکُشنتون
نه، نه، نه، نه، عزیزم. اینکارو نمیکنی
،تو دوست داری نقش بازی کنی پس بیا همینکارو بکنیم
اوضاع از این قراره، آقای اوهر
شما به اطالهی بررسیتون برای برداشتن تحریمهای
،محصولات آمریکای جنوبی خاتمه میدید ،و اگه اینکارو نکنید
این عکسها میرن روی صفحهی اصلیِ تمام روزنامهها
از اینجا تا سیارهی والکان
شما دیگه کی هستید؟
ما آدم خوبا هستیم، کاپیتان کرک
میخوایم دنیا رو نجات بدیم
بیاید حساب کارل هولستدر رو بذاریم کف دستش، باشه؟
من کمک میکنم وارد خونهاش بشیم
روکسی پردهها رو میکِشه
جو از منظره لذت میبره
موری و میندی فضا رو آماده میکنن
...لانی
هر کاری دلت میخواد میکنی
...آم
من چیکار کنم؟
،اعضای بالغ، از اینجا
،اینجا و اینجا
وارد منزل باشکوه
پلاک 147اُمِ اوشنوی میشن
تولیدکنندهی موسیقیِ پولدارِ دردسرساز
توی استودیوی ضبطشـه
،ما میشینیم
،بعد مایر میتونه یکم برقصـه
،یکم عشق بازی کنه
و امشب کِیف و حال کنه
حالا بیاید بریم سر مرحلهی کُشتنِ
این احمق عذابآور، باشه، عزیزای دلم؟
انگار کلید 247ب هستش
نه، احمق، اون یه 247الف هستش
باشه
صبرکن - دارم صبر میکنم -
حالا
واو. انگار لیست مهمونهای
مهمونیِ گیِ سالانهی فردی مرکوریـه
همونجا پیتر، پاول و ماری
اتفاقی واسم جق زدن
مثلث پ.پ.میمِ کلاسیک
اریک فولسوم
یه اسم هنری داغون، درست مثل لانی فلش
هی، اگه میخوای میتونی منو
لئونارد فلژستین صدا کنی، عزیزم
بسه دیگه
سلام، کارل
...برای یه مدت طولانی
تو کابوس ما بودی
حالا بذار ما کابوست باشیم
خدای من. میدم دستگیرتون کنن
...میگم بگیرنتون و - بهمون شلیک کنن؟ -
با گاز بکُشنمون؟ زنده زنده چالمون کنن؟
هیچوقت از موسیقیات خوشم نمیومد
...اون
...برای امثال تو
موسیقی همیشه برای خشونت بود
...برای غرور و
مرگ
،ولی برای ما
،موسیقی یعنی خاطره
،یعنی قیام
یعنی زندگی
مردم ما با موسیقی زنده میمونن
چیکار میکنه؟
چیزی رو بهش میده که مردممون هیچوقت نصیبشون نشد
یه محاکمه
...پس شما قاضی و
...هیئت منصفه و
جلاد من هستید؟
نه، من هیچکسی نیستم
من چیزی جز گزارشنویس نیستم
اونا...میلیونها نفر...قاضی و هیئت منصفه هستن
...میلیونها نفری که از قبر
خواستار عدالت هستن
تو متهم به هزار فقره قتلِ
مردم یهود در اردوگاه بوخنوالد هستی
و همینطور در رابطه با قتل میلیونها نفر
همدستِ رژیم نازی هستی
خب...ادعای شما چیه؟
ادعام اینه که برید به جهنم
الان مدارک رو ارائه میدیم
شهادتهای بازماندگان
،نامههای اساسِ نازی که در اونها از کارل هولستدر
به عنوان سروان اساس یاد میشه
در نهایت، عکسی از سوابق نازی که
نشون میده این مرد، کارل هولستدر هستش
تأیید میکنید که این عکس شماست، جناب؟
خودمم، آره
ولی من کارایی که تهمتش رو بهم میزنید رو نکردم
ما شهادت داریم
آره - گزارشهایی که مستقیم از بازماندهها گرفته شده -
...از هایرم فلاوستين
اون اهل بروکلینِ نیویورکـه
...بازماندهی بوخنوالد. و
از رافی اشنايدر، بازماندهی بوخنوالد
از جروم پوتنيتسكی
از...مورديكای كلينگر
از الکساندر کوهن
از لوید اِوان و لودویگ پلتز
از ساموئل کانتل
اشلومو وکسمن
...از...من
همش پروپاگانداست
همش دروغـه
راکس؟
،کارل هولستدر
،شما به جرم هزار فقره قتل
متهم شناخته شدید
!برو به جهنم
جهنم در مقایسه با راه رسیدن
به جهنم، خیلی هم بد نیست
یعنی چی؟
میخوای بشینی؟ خیلی خب - باشه. باشه، حتماً -
اون چیه؟ - یه ایستگاه رادیوییِ خونگیـه -
دارن یه چیزی پخش میکنن
،خب، دارن با همدیگه ارتباط برقرار میکنن
آره - چه ارتباطی؟ -
چی؟ بذار ببینیم الان چی داره پخش میشه
.دو قایق کوچک در شب روی دریا»
«ده جوجه اردک در طویله
«شش مادر راهی شرق شدند»
«و بچهی کوچکی به دنیا آمد»
برنامه کودک رایش سوم خیلی ترسناکـه
یادم بنداز برای بچههای آیندهام پخشش نکنم
اول یادت میندازم هیچوقت بچهدار نشی
اگه همون «دستورات شماره 4» باشه چی؟
اگه یجور پیام خیلی مخفی مخابره بکنن چی؟
خب، پس اینا رو خفه میکنیم
وایسا، وایسا، وایسا
یه لحظه صبرکن
اگه خاموشش کنی میفهمن، درسته؟
میفهمن دنبالشونیم - آره، همینطوره. آره، آره -
داره برای کجا فرستاده میشه؟
تا کجا؟ برای چند نفر؟
خب...خب، ما نمیدونیم
باید همگامی رو تغییر بدیم
باشه، خب، سریع جوابش رو پیدا کنید
...تا اونموقع
کاری میکنم آقای نوازندهی پیانو، یه آهنگ برامون بخونه
باید کل عقبش رو بردارم
خب، پس برش دار
سلام، کارل
،حالا میتونیم این بازجویی رو بدون درد انجام بدیم
یا با درد
به خودت بستگی داره
نظرت چیه؟
،بذار اینو ازت بپرسم
با کی در ارتباطی؟
چی مخابره میکنی؟
لالایی برای بچهها
سمفونی هم پخش میکنم
اُپرا هم همینطور
حتی گاهی آهنگهای گروه آبا رو هم پخش میکنم
گاهی به اولین تماسگیرنده جایزه میدم
باشه، جو
فکر کنم آمادهایم
گوشها حساسترین اعضای بدن هستن
تعادل و فعالیتهای بدنی رو تحت کنترل دارن
،حالا کارل
آخرین فرصتتـه
باشه، جو، بیا شروع کنیم
چی مخابره میکنی؟
!نمیدونم دربارهی چی حرف میزنید
خدای من
بس کن، بس کن، بس کن
خواهش میکنم
خدای بزرگ. کوتاه بیا، مرد
پردهی گوشش رو پاره میکنی. بس کن
چه غلطی میکنی؟
!خدای من
مشکلی نیست - !از گوشش داره خون میاد. بسه دیگه، مرد -
خودمون میدونیم
...خدای من، من فقط
...من فقط
برام نوار میفرستن
من...پخششون میکنم. کارم همینـه
کی؟ کی بهت میگه اونا رو پخش کنی؟
...یه مردی هست، یه مرد
...یه مرد، نمیـ
فقط اونو تابحال دیدم
ریکتر؟
!کسی رو به اسم ریکتر نمیشناسم
،قسم میخورم، نمیدونم
اسمشو نمیدونم
ما از اسمهای واقعیمون استفاده نمیکنیم
خدای من
اون مثل من یه مرده
یه مرد که آوردنش اینجا
آوردنش اینجا؟ کی آوردتش اینجا؟
!شما
شما
مایرلی، همین الان باید بیای
داره برای تمام سه ایالت پخش میشه
حواست بهش باشه
آب. آب
آب. خواهش میکنم
خدایا
نمیدونستم از چی حرف میزنن - خفه شو، مرد -
،ولی اولین بار که صداشو شنیدم همسنِ تو بودم
نمیخوام حرفات دربارهی هیتلر رو بشنوم
هیتلر رو نمیگم. واگنر
پدرم مرد ظالمی بود
معتقد بود موسیقی نشانهی ضعفـه
،اگه زیر لب آهنگ میخوندم بیرحمانه منو کتک میزد
ولی وقتی 17 سالم بود، شنیدمش
صداش از سالنهای برلینر فیلارمونی میومد
هیچوقت نمیخواستم به کسی صدمه بزنم
...من فقط یه پسربچه بودم
که از دستورات پیروی میکردم
احتمالاً مثل خودت
خفه شو
خفه شو - ،اگه همین راهو ادامه بدی -
تو هم میشنویش
تا ابد
صدای زنگ توی گوشهات
...واسه همین
مجبورشون میکردم آهنگ بخونن
تا صداش قطع بشه
صدای زنگ
تا دوباره بتونم موسیقی رو بشنوم
آب میخوام
باشه، باشه - آب میخوام، خواهش میکنم -
لعنتی، باشه. باشه - خواهش میکنم -
ممنونم
فقط سرتو ببر عقب
لعنتی
هی، آروم باش
...اگه میخواید پسره زنده بمونه
...باید بذارید از این خراب شده
!نه
چی؟
چه غلطی کردی؟
اون تنها سرنخمون بود
!بچهی لعنتی - باشه، باشه، باشه -
!تقصیر توئه! میزنم میکُشمت - آروم باش -
نمیخواستم اینطوری بشه - !بچهی آشغال -
بچه گند زد. هولستدر رو به کُشتن داد
پیامها رو هم قطع کرد
باید بریم
باید بریم. بیاید
هر چی میتونید بردارید
ببریدش، ببریدش
!جونا
هی
آره. جونا، جونا
آره
بیا، بیا اینجا
جونا - به خاطر من مُرد. به خاطر من مُرد -
نه، نه. یه نازی بود، آره
و اگه به خاطر جو نبود، تو رو میکُشت
حتماً تو رو میکُشت - نه. به هر حال بازم میکُشتیش؟ -
،وقتی همه چیز رو گیر آوردی
بعدش اونو میکُشتی؟
بازم میکُشتیش؟ بازم میکُشتیش؟
من عدالت رو اجرا میکردم، آره
آره - نه، نه، نه -
لعنتی. باید میگرفتیمش
چی؟ - باید تحویلش میدادیم -
به کی؟ - میتونستیم تحویلش بدیم -
به کی تحویلش میدادیم؟
پلیس لعنتی. پلیس، مأمورای فدرال
...نه. جونا، جونا، بهت که گفتم
کسایی که ترتیب این چیزا رو میدن
قبلاً اینو بهت گفتم، مگه نه؟
توی این کشور، فرشتهی عدالت شاید ،واسهی همه کور باشه
...ولی برای خیلی از ما
کَر هم هست
خبر داری ایالات متحده چندتا نازی رو توی نورمبرگ اعدام کرده؟
دوازدهتا
دوازده جنایتکار از بین 8 میلیونتا
و این سربازهای ابدی دوباره دست به کار شدن
این هیولاها
،تعجبی نداره که فکر میکردن میتونن بیان اینجا
پس ما باید تنهایی...کار خدا رو بکنیم
کار روث رو، جونا
کار روث
بیا
داریم مراسم ماریف رو از دست میدیم
ماریف چیه دیگه؟
مراسم شبانه
برای خوندنِ نوحهی عزاداری برای روث
نه، به این اعتقاد ندارم - اوه، جونا -
مهم نیست اعتقاد داری یا نه
برام مهم نیست به بابانوئل اعتقاد داری یا نه
مهم نیست. به خاطر روث هستش، نه تو
وظیفهی خانوادهی روث اینه که واسهی روحش دعا کنن
،و اگه فقط یه روح لایق این باشه روح اونـه، درسته؟
یالا، جونا. بیا
برام سوغاتی نگرفتی؟
گوشِ میکی ماوسی چیزی؟
چقدر دلت برام تنگ شده بود؟
مشکل چیه، مامانی؟
میدونی، مردم فکر میکنن که فلامینگوها صورتیان
یه تصور غلطِ رایجـه
اونا سفیدن
کاملاً سفید
،خون قرمز شکاری که میخورن
باعث میشه اون رنگی بشن
چرا پیگیر گرتل فیشر شده بودی، کارآگاه؟
چی پیدا کردی؟
هیس، هیس. چیزی نیست
طوری نیست
هی، هی، هی. گوش کن
هیس
میدونم استرس بیش از حد میتونه برای بچه بد باشه
پس چطوره به جاش یه بازیای بکنیم؟
که البته از پرندهها الهام گرفته شده
اردک
هی
اردک
غاز
واو، واو، هی، هی
!هی! هی
!نه! نه
یه عکسی بود
از گرتل و هیتلر
اون یه نازی بوده
دیگه کی در این باره میدونه؟ - هیچکس جز من خبر نداره -
کِیف میده. یه دور دیگه
!نه. نه. نه! نه
هی
ماکارونی
ماکارونی
گوشت چرخ کرده - نه -
!نه، نه، نه
اون یه مأمور افبیآی بود
اون...اسمش میلیـه
میلی موریس
...هانسل و گرتل داستانش رو بلدی؟
...دوتا بچهی آلمانی با موهای بلوند و چشمای آبی
که یه ساحرهی پولدار پیر رو توی جنگل پیدا میکنن
بچهها...میگن که ساحره میخواد اونا رو زنده زنده بخوره
میدونی، از خون مسیحی خوبشون برای غذا استفاده کنه
پس بچههای آلمانی هلش میدن ،توی یه اجاق
سوختنش رو تماشا میکنن و دار و ندارش رو میدزدن
و این میشه پایان خوش داستان
فکر کنم...اون ساحره یهودی بوده
...میدونی، گمونم ساحره صداش میکردن، ولی
ولی در واقع منظورشون یهودی بوده
یه پیرزن یهودی که توی جنگل زندگی میکرده
که از شهر بیرون شده بوده و کاری به کار کسی نداشته
بعدش جوانان هیتلری زنده زنده سوزوندنش
آره
،قصهها واسه ما نوشته نشدن
،ولی ماییم که باید با هیولاها بجنگیم
میدونی؟
من برات یه قصه مینویسم
یه قصهی جدید
برای خودم و خودت
الو؟ - توی برنامهی «فرست ویت فریست» منو دیدی؟ -
روزنامهی پُست نوشته از یه پیشخدمت
توی یه بوئینگ ۷۴۷ که فلسطینیها ربودنش شجاعترم
میشه گوشی رو بدی به اون؟
چیکار داری؟
من...چی؟
کارتر طرف ماست و بنادر تحت کنترلمونن و
...تحریمها - باهاتون تماس میگیریم -
اگه نیازی به تماس باشه
آمین - آمین -
،تمام کسانی که برای مراسم عزاداری اومدید
لطفاً برای احترام به یاد و خاطرهی عزیزان درگذشته، بایستید
تو هم میشنویش
یه صدای زنگ توی گوشهات
آمین - آمین -
میشه برای اون هم بخونم؟
برای کی؟
نه، نمیتونم اینکارو بکنم
نه - نمیتونم اینکارو بکنم -
جونا
!جونا
ترجمه از آریـن .:: Cardinal ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.