All language subtitles for Wraith.2017.480p.WEB-DL-fa-AlfaTango

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

زیرنویس از AlfaTango اولین کار بنده بود.کمبودها رو ببخشید

باد میوزه هر طرفی که میخواد

میتونین صداشو بشنوین

اما نمیتونین بگین که از کجا میاد یا کجا میره

همانطور که نمیتونین بگین که چجوری مردم از روح بدنیا میان.

بر اساس یک داستان واقعی

واستا-

چیه؟-

کلیدا کجان؟-

!!!عشقم...یادت رفته .دست من بودن

فقط واسه اینکه نذاشتی من رانندگی کنم

دلیل این نمیشه که نتونم یه درو وا کنم

خوبی؟

!هیس

!هیس

آفرین! شما تو مرحله ی !کلیدو بذار تو قفل برنده شدی

بعلههه

!!!وای نه

خبببب..پایه ای؟

:)))من همیشه پایه م تو کی؟

بله....در جریان هستم

خجالتم خوب چیزیه ها؟!!بی ادبا

!!مامان

هی

توام شنیدی؟

چیو؟

من یه چیزی شنیدم

چی مثلا؟

چی شنیدی؟

.مثه لوسی بود .اما لوسی نبود

شایدم هیچی نشنیدم

!!شاید توهم زدی

آره

آره شاید

نه، من فکر نکنم توهم باشه.

نمی خوام بمیرم

الان وقتش نیس که بمیرم

شوخیت گرفته؟

!!!اهای، مامان، بابا

گفته بودم توی کار دوران سخت زیادیو گذروندم

یه برهه ی داغون

الان که مامان شاغله پس مجبور نیستیم بریم

من اسیر فکر کردنم عزیزم

اما نویسنده بودن معنیش این نیس که شاغلم

مگه اینکه یکی پیدا بشه بیاد این نوشته هامو بخره

این ماجرا شبیه اینه که تابلوی (فروشی) بزنی جلوی خونه

متوجهی؟این حالت معنیش این نیست که چیزی فروختی

تا زمانی که یکی پیدا شه که خریدار واقعی باشه

البته ما فقط داریم تموم گزینه هامونو روی میز نگه میداریم

اینجا خونه ی ماست!!

نمیتونین فقط واسه اون موضوع بفروشینش

خب، هرکی که بیاد باید یه قیمت عالی پیشنهاد بده

تا ما بخوایم فقط به پیشنهادش فکر کنیم

خب..اون کسایی که اینجا رو حدودای سال 1800 ساختن

اونا هم این خونه رو واسه خودشون ساخته بودن

اونا هم هیچوقت فکرشو نکرده بودن که یکی دیگه بیاد اینجا زندگی کنه

الان منظورت چیه؟؟

خب دیگه.منظورم اینه که اینجا واسه هیچ شخص خاصی نیست

مام یه مدت اینجا مسافریم درست مثه قبلیا

مطمینا هم ما آخرین کسایی نیستیم که اینجا زندگی میکنن

علارغم هدفی که اینجا واسش ساخته شده

شما متوجه منظور من نمیشی اینجا خونه ی منه

من اینجا زندگی میکنم

شما که یادتونه، اوایلی که اومدیم اینجا

تصور زندگی تو یه خونه ی قدیمی با حال و هوا و جو تاریخی

بی نظیر بود

اما تعمیرات و هزینه ی نگهداریش هیچوقت تمومی ندارن

مالیات هم که کمرمونو شکوند

منظورم اینه که ملت رو ببین همیشه ی خدا بیرونن

اینم واسه خودش مثه یجور گردشگری میمونه

کدوم تعمیرات؟؟؟؟

لوله کشی منظورم اینه که لوله ها مال عهد بوقن.

- پشت بوم. - حیاط.

علفا هم که نان استاپ فقط هی بلندتر میشن

چه کسی کوتاهشون بکنهه یا نکنهه

بابا که بیکاره!! اون میتونه ردیفشون کنه

گذشته ازین زمستونم تو راهه که خودش جلوی رشدشونو میگیره وینتر ایز کامینگ ------به یاد مرحوم ند استارک------

پس مشکل حل شد

این خونه یه نمه واسه یه خونواده سه نفره بزرگه

نظر من اینه که دیگه وقتش شده که بذاریم یه سری دیگه بیان اینجا زندگی کنن

معلومه که شماها تصمیمتونو قبلا گرفتین

ازتون بدم میاد

ما که درین مورد این موضوع هزار بار صحبت کرده بودیم!!

میدونم! باید به اونم یکمی زمان بدیم

!!وای نه

همینو کم داشتیم

آخه الان؟

- ♪ تولدت مبارک ♪ ♪ ♪ تولدت مبارک ♪

- ♪ تولدت مبارک، لوسی جون ♪ - ♪ تولدت مبارک، لوسی جون ♪

- ♪ تولدت مبارک ♪ ♪ ♪ تولدت مبارک ♪

خیله خبببب!

.تولدت مبارک، عسلم- یه آرزو کن-

خییله خبب

...خب.خب

خب؟- خب، چی؟-

ای وای مننن

!!!کادوها رو یادم رفت

وای نههههه

بعله- مامان؟-

ایشاللا سال دیگه عزیزم- بابایی؟-

!!خنده دار نبودا

میدونی، فکر کنم ممکنه یه چیزایی

!!تو اتاق نشیمن دیده باشم

توام دیده بودی؟ اره فک کنم منم دیدم

شاید چنتا جرقه و کمان

بجنب دیگه- خیله خب.بریم-

!!بجنب آب دزدک یکم بهمون حال بده

تو که میدونی اینجا تولدا چقد مهمن

خیله خب..گرفتمش

اره یکم بگیرش

چطوره که این اولی باشه؟

خب...چه آرزویی کردی؟

نمی تونم بهتون بگم

اوه- چه جوریه؟-

نمیتونی بهمون بگی یا نمیخوای بگی؟

آره-

آخه یکم داستانش عجیب و غریبه

خوب حالا، به هر حال تولدت مبارک، .

آهای

کسی اونجاست؟

اوه، پسر

مسخره نشو

هی

......یا حضرت

منظورم اینه که چجوری اتفاق افتاد؟

همونجوری که همیشه اتفاق میوفته

مال همون شب مهمونیه؟

آره

فکر کنم کوچولوی ما... مال بعد مهمونیه

مطمئنی؟

ینی همون قدر که میتونم به بیبی تست اعتماد کنم

میخوام هفته ی آینده واسه پیگیری دکتر گرین رو ببینم

اوکی خیله خب !!!بیا واقعا ببینیم چه خبره

بعدش چی؟

بعدش فقط میتونه مضحک باشه

میفهمی دیگه؟

امشب یکمی زودتر میام خونه

جک سیمونز قراره بیاد تا یه نوشیدنی باهم بزنیم

جک؟ واقعا؟

مناسبتش چیه؟

.یه فکرایی در مورد شراکت داره .از راه اندازی یه خط تولید تازه صحبت میکرد

ازون پسرایی نیست که چوپان دروغگو ان؟

خب، نمیشه گفت که آدمیه که همیشه بهترین تصمیمو

در زمینه اون خط تولید دارو میگیره

آره ولی اون موقع که بود.مگه نه؟

آره

عشقم..میخوای امشب بریم بیرون؟ شامو باهم بخوربم؟

خودم و خودت

جک هنوز یکم از پولای خونواده شو نگه داشته

خوشنامی منم همراهش بشه

فکر میکنم اینجوری میتونیم حتی سرمایه گذاریهای بیشتری جذب کنیم

نگرانیت از کجاست؟

منظورم این نیست که بخوام جلوی کاری رو بگیرم

فقط... فقط هیچوقت حس خوبی نسبت به جک نداشتم

بابام با یک بنده خدایی همکاری میکرد برای اینکه زمانی که خودش نبود،

حداقل سبک کارشو توضیح بده

ولی..تو که میدونی بعضی وقتا همه چیز میره

تا اون انجام بشه..گرفتی؟؟

!!فکر کنم

این خونه تسخیر شده

چطور؟

دیشب، احساس کردم تو اتاقم تنها نیستم

مطمینی که آیپدت رو خاموش کرده بودی؟

فکر میکردم می تونم رو شما حساب کنم مامان!!

تو که میدونی این خانه بیشتر از صد سال سن داره

سروصداها و تق و توقها

همگی طبیعی ان

مطمینم هیچ چیزی نیست که در موردش نگران بشیم

و میدونی دیگه!! ارواح و اجنه و ....

میدونی که همه شون فقط چرندن؟

نگین که یه خونه مثه اینجا لاقل یدونه روح نداره!!

خوب، وقتی که این خونه را خریدیم، !!!روحیاب که چیزی نشون نداد

چی میشه اگه این یک روح جدید باشه؟

چجوری ممکنه یک روح جدید باشه؟

همونجوری که شما تو هر زمینه ای استادی!!!

لوسی!

دنیس؟

دنیس؟

دنیس؟

لوسی؟

شنیدن که می گفتیم باید بریم عقب روی واگن. (خودداری از خوردن مشروب)

اونا مارو گذاشتن عقب روی واگن

من مثل علامت تعجب شده بودم

و آدام مثل علامت سوال!! (مثل این دیگه تمرین آماتور نیست شده بود)

الان ذاتا یه آماتوری

سایر اخبار

وقت تمیزکاریه خونه ست

یه زن باهوش میگه: چیو نگه دارم و چیو بندازم دور

یکی توی انجمن ما یه دست مبلمان برنده میشه

اوه!!

اوه اوسکار!!

اوه عشقم!!

سگ طفکی من

شرمنده رفیق

بفرما رفیق

پسر خوب

خیلی شرمنده م

عسلم، میری ببینی کیه؟

آره

کیه؟

احتمالا جک

وای ببینش!!! چقدر بزرگ شدی

کلاس چندمی عمو؟

- هشتم - کلاس هشتم

مدحله ی خیلی مهمیه که الان توشی

اممممم

سلام، دنیس.

یه نگاه یه این خانوم کوچولو میکنی؟

- بله، ایشون دخترمه. - اممم

- بریم توی دفتر من - اوکی.

فقط به دختر کوچولوت گفتم چجوری این همه بزرگ شده ،.

درست قبل اینکه همدیگه رو ببینیم.

حتما باید یه بابای خیلی سربلند باشی باشی.

- اسکاچ؟ - اوه، نه

نه، من فعلا الکل نمیخورم

ممکنه یه لیوان شیر بهم بدی؟ لطفا

اینجوری انگار یه شراب خاص فرانسوی دارم (sauvignon blanc شراب مخصوص شهر بوردو(

اوه، صبر کن

ببخشید میتونم...

می تونم به جاش یکم آب خوردن با لیمو بخوام؟؟

ممنون

فقط تورو خدا نگو باز یه رژیم جدبد گرفتی

نه، فقط یکمی مراقبم

اصن راه نداره. تو که نمی خوای به من بگی...

چی؟

خانوما وقتی نوشیدنی نمیخورن که...

خجالت داره! تو با بابا ازون کارا کردین ؟

لوسی!

به خودت بیا

پس فکر میکردی فرشته ها میان بچه رو درست میکنن؟؟

بی شوخی چجوریه؟

بعدا بهت میگم (فعلا باش تو کف).

نخیرم من زیست شناسی خوندم

شما باردار میشی، که یعنی شما می خواهید نوزاد داشته باشید.

خوب، نه لزوما.

منظورم اینه که، حداقل الان،.

زنها هنوزم اون نوعی ان _ که ذهنیت خودشونو میسازن.

در مورد این دسته از کارا

اوه

شما قبل اینکه منو داشته باشی هم مجبور بودی همچین تصمیمی بگیری؟

نه، عسلم

البته که نه

اوه، ممنون

مرسی

خیلی ممنون

به هر حال، این فقط یه بحث از فرضیاته.

پس فقط برای خنده س؟

تو الان چه حسی در مورد داشتن یه برادر یا خواهر کوچولو داری؟

واسم عجیب غریبه

مطمئن نیستم

در واقع. می تونه یجورایی باحال باشه،

آره؟ تا حالا شده...

شده که احساس عجیبی نسبت به 14 سالگی

و داشتن یک خواهر کوچولو داشته باشی؟

- دختره؟ - هی...تند نرو

من هیچوقت نگفتم که باردارم

این فقط یه... فقط یه بحث فرضیه.

من که میدونم اینجایی

تا حالا به احساس تنهایی کردی؟

اونقدر تنها که حتی کسی ندونه که زنده ای؟

یه جیزی شبا تو اتاقمه

چی مثلا؟

مطمئن نیستم هر چیزی

صدایی هم در میاره؟

نه .فقط اونجاست

میدونی...

وقتی سن الان تو بودم مواد مصرف میکردم.

-تو هم مواد زدی؟ - دنیس

نیست که حقوقم خیلیی میرسونه که موادم بزنم؟

پس چجوری این موضوعو توضیح میدی؟

اوه...اون عکس بازوی خودته؟؟

آره، اما خودم نگرفتمش

من مطمئنم یه ماجرایی داره.

شده گوشی تو جیبت باشه خودکار شماره بگیره؟ اینم مثه همون درمورد عکسه .

بابای بامزه

اون بامزه بود

مامان

می تونم کمکتون کنم؟

سلام- .سلام-

مری اسکایر هستم یکی از کتابدارای اینجام

دنبال چیز خاصی هستین؟

یا فقط داری دور میزنی؟

داشتم سعی میکردم که یکمی از تاریخچه ی

بعضیی از خونه های این اطرافو پیدا کنم.

من درست تو همین خیابان زندگی می کنم- اینجا؟ تو خیابان ویسکانسین؟-

عهه، نه،تو خیابون فارست ایم- آها، کدوم خونه؟-

آدرسو میگی؟- نه،خونه رو میگم.کدوم خونه؟

خونه بابکاک؟ خونه هاوک؟

کیمبرلی گیلبرت Shattuck. بوچانان

راستش من تو خونه کلارکسون هستم

خب

این طرفا اسم رو بهتر از آدرس میشناسن

مام همینجوری وسایلمونو پیدا میکنیم

خب.دقیقا چیو میخواین از تاریخجه ها بدونین؟

.خودمم نمیدونم چی میخوام فقط واسم جای سواله

که قبلا کیا اونجا .زندگی میکردن

!!میدونی مثلا کی بودن.چه شکلی بودن

خوب،فکر کنم قراره عاشق این اتاق بشی

اینجا جاییه که تموم اطلاعات مربوط به خونه های تاریخی نگه میداریم.

!!اینو ببین

عههه

آره، الکساندر کلارکسون.

اون یه فرآیند کاغذ سازی اختراع کرده بود

بعدش با همون کار فقط پول پارو میکرد

شوخی کردم

خزانه داری آمریکا از کاغذای اون واسه چاپ پول استفاده کرد

اسکناس

میدونی.این عکس رو که نگاه میکنی

شاید داشتن به عید پاک میرفتن

می خوام در موردشون بیشتر بدونم.

خب،هرچی که خواستیو ببین راحت باش

تاریخچه ی مدنظرت به بزرگی تاریخ هرکس دیگه ایه

شایدم بزرگتر

لطفا هیچکس تکون نخوره-

!!آقای اشتاین گلها خیلی ریبا به نظر میان

مرسی بابت همه چی شما خیلی زحمت کشیدین

(ممنون(به آلمانی

از عید پاکتون خیلی لذت ببرین

مام امیدواریم که عیدتون مبارک باشه

پس ایشون به معنی واقعی کلمه پول با پول درآورد.

شاید ماهم باید با دیلم کف پوشا رو در بیاریم

تا ببینیم چیزی ازون پولا مونده یا نه

به هر حال هنوز داستان تموم نشده

هنوز دلیلشم نمیدونم

اما اینو میدونم که

یه غمی اینجا وجود داره

مثه یه مالیخولیا

یه روح

بفرما!!!بهت که گفتم

شاید اون بابا میخواد وام مسکنو با ما قسمت کنه.

اشتاین

فامیلیشون اشتاین بود.

کی؟- خدمتکاراشون-

خونواده کلارکسون

اونوقت جنابعالی کجا اینو دیدی؟

نمیتونم بگم

انگار خودم تو همه این ماجرا بودم

نتونستم هیچ سابقه ای از خدمتکار خونواده کلارکسون پیدا کنم.

منظورم اینه که ممکنه خونواده ی خدمتکاره هم با اونا زندگی میکردن

اما نه لزوما اینکه باهم یه جای مشترک ساکن بوده باشن.

اونا بیشتر توی سایه بودن

و اون سوابق اگه احیانا وجود دارن

اگه نگیم غیر ممکنه بدست آوردنشون کار خیلی سختیه

منظورم اینه که باید چیزی باشه

در مورد شهروندی، رای دادن یا ثبت نام مدرسه چی؟

کتی، این آدما مال بیشتر صد سال پبشن

یعنی خیلی قبلتر از گوگل

و حتی اگه اونا هیچ بچه ای داشتن

اینو محتمل میکنه که اونا وجود داشتن

اوه، به اونا به زبان مادریشون تو خونه تدریس میشده

باید یه چیزی باشه

یه پدر مادر و یه دختر حدودا 12 ساله بودن

و شما پایه ی استدلالهات رو ...گذاشتی روی

هی، باید یه سابقه از ورودشون به کشور موجود باشه

نظرت در مورد بارنامه کشتیها چیه؟ از سال....مثلا از

یه جایی حدود سال 1800؟

اوکی...من تسلیمم یکم هم تعجب میکنم

منظورم اینه که اکثر ملت توجه شون بیشتر به

خونواده های سرشناسه

اربابای قدرت و صنعت و داراییاشون

اونوقت موضوع مورد علاقه ی جنابعالی !!!!خدمتکاره

اون ممکنه هنوزم اونجا باشه

تو خونه ی من

کی؟؟؟؟

دخترشون

اوووه

انگار شما دفتی با ربکا ملاقات کردی

تو میشناسیش؟؟؟

اسمش ربکاست؟

مثل هر خونه ی دیگه ای اینم گذشته خودشو داره

خیلیا ادعا کردن که ارواح ساکن خودشون رو دارن

در واقع، یه داستانی هست میگن که خانوم اسمیت

چشم و هم چشمی زیادی با خانم کیمبرلی داشت

واسه همینم روح دومشو به رخ اون میکشید

حالا ربکا هم روح دوم شماست

شما چیز دیگه ای هم در مورد اون می دونین؟

خب قرار نیست که اونو اینجا پیدا کنی بهت میگم باید چیکار کنی

خب قدم بعدی چیه؟

تا کجا میخوای جلو بری؟

نمی دونم واللا

...فقط

احساس میکنم یجورایی این قضیه واسم مهمه

...واسه خونواده م

انگار اون یکی از آشناهام باشه

اصن ارواح چرا میمونن؟

واسه یه وابستگی احساسی به اون مکان؟

واسه یه کار ناتموم؟

از اشتیاق؟یا حسرت؟

چرا ازش نپرسیدی؟

آهای

اونجایی؟

تو تله افتادی؟ یا چیز دیگه ای شده؟

هی، لوسی.

چطوری، عسلم؟

تو اتاق من صدای خراشیدن میاد

بابا بیدار شو؟

یه جورایی توی اون منطقه.

آره،فکر کنم توی دیوار باشه

شایدم طبقه پایین

بیا،آبدزدک، بریم بررسیش کنیم.

چراغ قوه رو ندیدی؟

نمیدونم

باید یه جایی همین دور و بر باشه

خب،احتمالا یه نوع جونده یا همچین چیزی باشه

شاید موشه

فردا میگم یه موشگیر :)بیاد

کتی؟- مامان؟-

ظاهرش که میگه خوابه

پس اون چی بود؟

این موضوع هر لحظه داره عجیبتر میشه

تو که کسی از دوستاتو نیاوردی اینجا؟آوردی؟

!!!!بابا...فردا تعطیل نیستا

من فکر می کنم که صداش داره از اتاق زیر شیروونی میاد

...خوب

چرا اینو فردا بررسی نکنیمش؟

واقعا؟

خیله خب بابا

بریم ببینیم چیه

وای

خیلی وقت میشه که از این بالا نرفته‌ام.

یادت بیاد بابا

جنابعالی میگفتین روح چرت و پرته

آره، گفتم، من؟

....یا حضرت

اینو ببین

الو

کجایی؟

تورو به مولا ولمون کن واقعا فکر میکنی کیب اینجاست؟

خب، من که هستم.

یک راه پله مخفی

در مورد این راه پله چیزی میدونستی؟

من فکر میکردم هر اینچ از این خونه رو بررسی کردم.

خب، من فکر کنم که این راه خدمتکار باشه

احتمالا میره پایین میرسه به آشپزخانه

یا یه جایی دیگه .توی طبقه اول

احساس نمیکنی که کلید لامپ باشه؟

شما که میدونی ممکنه اینجا .قبل از برق ساخته شده باشه

باشه

همینجا بمون من میخوام برم طبقه اول

تا ببینم از کجا بیرون می آید

من میخوام رو دیوارا تق تق بزنم

و وقتی که نزدیک شدم منو در جریان بذار

آره، خوب

خوب

بابا

بابا، من شارژم کمه داره کاملا شارژم تموم میشه

بابا؟

بابا، کجایی؟

بابا! بابا آخع شما کجایی؟

بابا لطفا منو از اینجا بیار بیرون.

بابا

[لوسی] پدر!

بابا!!! یه نفر اینجاست

بابا لطفا منو از اینجا بیار بیرون

صدامو میشنوی عزیزم؟- !!!!!کمککککک-

اوکی دارم میام

گرفتمت عزیزم

خوبی؟- نخیرم-

!!!حالا باز همینو ازم بپرس

الهی دخترم ببخشید که تنهات گذاشتم

میدونی چیه؟

چرا فقط برنگردیم بخوابیم؟

میتونیم صبح خیلی بهتر و بیشتر بگردیم

خیله خب.ما تموم گوشه و کناره های این خونه رو چک کردیم

!!!اینم جواب معما

اینجا یه چیزی پایین لوله ناودون گیر کرده

هاها

همونطور که گفتم، فردا زنگ میزنم که شکارچیای موش بیان

اونا میان هرچی گه گیر کرده باشه رو در میارن

اینم ازین

اونا میکشنش؟

خب، این موجود هرچی که هست الان گیر افتاده

پس اگه بیرون بیاد ممکنه که برگرده

و دوباره اینجا گیر بیوفته

پس در جواب سوالت باید بگم بله

اونا (شکارچیا) احتمالا وقتی بگیرنش میکشنش

خیله خب.بجنب بیا

همین کم بود

گوشیتو وردار با مامانت تماس بگیر

بهش بگو بیاد اینجا درو واسه مون وا کنه

شارژ گوشیم تموم شده ها یادت رفته؟

ای بخشکی شانس

آه، چه حسی

اگه بتونم از نردبون بالا برم و مامانتو بیدار کنم

ممکنه هم زمان عملیات نجات موشه هم بشه.

خیله خب گرفتی چیکار کنی؟

بیا اینجا.اینو نگه دار

اوکی اونجایی؟

بجنب

یکم برو بالاتر- خیله خب-

نردبونو نگه داشتی؟

من تو این زمینه زیاد کاربلد نیستم

میتونی نگهش داری؟

بجنب ازونجا بیا بیرون

بالاتر- بدو دیگه-

موش موشی بیا بیرون عمو

بیا بیا بیرون بیا

مواظب باش بابا مواظب باش.

بابا، شما قهرمان منی

اگه واسه امرور غروب تمومی اجازه میفرمایید بریم تو خونه؟

بریم

خوبی؟

لوسی؟- وای، دیگه چیه؟-

لوسی!

این چیه؟

تا حالا اینو دیده بودی؟

فقط چند روزه تا چشم رو هم بذاری برگشتم

نمیتونی با اسکایپ باهاشون ملاقات کنی؟

تو که میدونی ماجرا از چه قراره

وقتی خودم شخصا برم از هرکس دیگه که این کارو نمیکنه جلو میوفتم.

خب الان وقتش نیست.

هیچوقت وقتش نیست

کی برمیگردی ایشاللا؟

واللا خودمم خبر ندارم

چطور؟

خب هنوز یه موضوعاتی موندن

که باید در موردشون تصمیم بگیریم دنیس

خب منم باید تکلیفمو روشن کنم

یا این پیشنهاد یا یه کار با جک

منظورم اینه که ، کار مشاوره دیگه اون چیزی نیست که قبلانا بود

حداقل توی کار کاغذ نه

الووو

سلام، لوسی. عمو جک هستم

بدو بیا، هوای بیرون خیلی مزخرفه

من میام اونوری تو هم بپر تو ماشین

با اون مرده حرف نزن

بجنب

مرسی من تقریبا رسیدم خونه

بجنب سوار شو

سوار اون ماشین نشو

بجنب سوار شو

تا دم در خونه تون همراهیت میکنم

اینم از این.میخوای کمکت کنم تا کمربند ایمنی رو ببندی؟

نه،مرسی

!!!نگاش گن مثه موش آب کشیده شدی

خب بارون میاد

شرط می بندم نمیتونی صبر کنی تا از شر این لباسای خیس راحت شی

بعدش بری یه دوش داغ مشتی بگیری.نه؟

آقای سیمونز من زیاد با موضوع

این بحثی که باهم داریم راحت نیستم

اوه.منو ببخش خانوم کوچولو

من فقط میخواستم رفتار خوبی داشته باشم

آقای سیمونز؟فکر کنم اون پیچ که میره سمت خونه ما رو رد کردین

آقای سیمونز- لطفا منو جک صدا کن-

شما پیچ مسیر مارو رد کردین یکم عقبتر بود

بله خودم میدونم

من فکر کردم شاید دلت بخواد یکمی بیشتر سواری کنی

تا خشک شی

حالا خفه شو و گوشت با من باشه

هرکاری هم بهت میگم مو به مو انجام میدی

بعدش سروقت برای شام با مامان جونت میرسی خونه

...اگه بابام در مورد این موضوع چیزی بشنوه

بابات الان تو شهر نیست

توروخدا بذار همینجا پیاده شم- خفه شو-

لوسی تویی؟- آره-

ببخشید من نتوستم بیام دنبالت عزیزم

من یکم با این سرم شلوغ بود

اینطور که به نظر میاد فعلا قراره بباره

مامان فکر میکنم حالم بده

میرم یه دوش بگیرم

آره فکر خوبیه

من شام رو حاضر میکنم.

کی بابا میاد خونه؟

امم، فردا

گفته بود که یه جلسه دیگه هم با جک داره

میشناسی آقای سیمونز رو؟

یه شانسی داریم که احتمالا بتونیم خونه رو نگه داریم

من بعید میدونم این اتفاق بیوفته

چی گفتی عزیزم؟

هیچی

بله، فردا میبرمش که دکتر آلن ویزیتش کنه

محض احتیاط

فقط نمیتونم باور کنم که اون میخواسته همچین کاری کنه.

باور نکردنیه

من میرم پیش پلیس- نه، نه، نه، نه-

من...نه نیاز نیست فعلا اونا بیشتر ازین بدونن

کاشکی من اونجا بودم

خیله خب

ببخشید که با این موضوع روبرو شدی

دوستت دارم

منم دوستت دارم

اوکی.خدافززز

خدافزز

بیا اینجا، عشقم

اگه هر اتفاقی واست میوفتاد من میمردم

عاشقتم

خوب بخواب.باشه؟

!!تویی

چجوری میدونستی که (سیمونز)یه لاشیه؟

تو نمیدونستی؟

پس چرا سوار ماشینش شدی؟

سردم بود

بعدشم چون دوست بابام بود فکر میکردم آدم خوبیه

اونو کشتی؟

نه، اما ممکن بود اون تورو بکشه

تو کی هستی؟

من میخوام خواهرت باشم

تو کی هستی؟

می خوام زندگی کنم.

تنهام بذار

تورو خدا تنهام بذار خواهش میکنم

فکر میکنم لازمه که این بنده خدا رو ببینی

من کسی نیستم که بگم کتابخونه به مورد تطابقی برخورده باشه

اما توی مورد شما، فکر می کنم شاید ایشون بتونه

اون اصل جنسه

الان بازنشسته ست، البته اگه یکی با تخصص ایشون

بتونه هیچوقت بازنشسته شه

از کجا میشناسیش؟

این اواخر خیلی سعی کرد بهم کمک کنه

امیدوارم بتونه به تو هم کمک کنه

ممنون

ببخشید؟

ببخشید؟

الووو

بله؟

سلام.ببخشید ...اونجا

اونجا اون جلو هیچکس واسه پذیرش نیست

پس مجبور شدم سرخود بیام تو

اوه ایشون احتمالا رفته بیرون قهوه بخره

میتونم باهاش تماس بگیرم اگه چیزی میخوری

آه نه مرسی

با خامه باشه؟ قند؟

ممنون عالیه

السا،لطفا یه کاپوچینو هم به سفارش قبلی اضافه کن

ممنون

رابرت الریخ

پدر الریخ

اوه، کتی لوکنس.

کتی لوکنس.

من تا حالا اسمتو نشنیده بودم

توی کلیسای ما یه لیست هست،

که با هر اسم مرتبا به روز میشه

من برای همه شون روزانه دعا میکنم

شما هر روز برای چند صد نفر دعا می کنین؟

چند هزار نفر

بعضیاشون هستن که هنوز بدنیا نیومدن

بعضیاشونم هستن که نفسای آخرشونه

شما اهل کدوم منطقه ی کلیسایی هستین؟

اوه...هیچکدوم

یه جامعه مذهبی دیگه؟

نه فعلا خیر

اوه

خواهش میکنم

بفرمایید بشینید

ممنون

چجوری میتونم کمکتون کنم خانم لوکینس

از کجا میدونستین که من متاهلم؟

خب، وقتی ازتون پرسیدم اهل کدوم منطقه این،

"شما گفتین، "ما نیستیم

این یعنی یه خونواده

درست عرض کردم؟

اسم شوهرم دنیس ه

و ما... ما واقعا توی هیچ نوع از

عقاید مذهبی بزرگ نشدیم

ما یه دختر داریم، لوسی. 14 سالشه

یچه دیگه ای ندارین؟

نه

بنابراین...

چرا شما اینجایی، کتی؟

راستش مطمئن نیستم

ما داریم در مورد خونه مون یه تحقیقاتی انجام میدیم.

این خونه حدود 125 سال قدمت داره

امم همم- و در مورد ساکنین قبلیش-

ما شگفت زده شدیم ...به خاطر اینکه

میبینم که یکی از سیستم امنیتی ما عبور کرده

السا، ایشون کتی لوکینز هستن

خوشوقتم خانم لوکینز.

به همچنین، خیلی ممنون

ممنون

خب..خانم اسکایر ه کتابدار

ایشون گفتن که احتمالا واسه بحث درین مورد

شما میتونبن منبه خوبی باشید

لیدی دوست داشتنی

من فقط یبار ایشونو دیدم

من اصلا نمی دونم منظورشون چی بود

این خجالت آوره اما ما فکر می‌کنیم

که ممکنه یه چیزاییی تو خونه مون باشه.

...مثلا

یه روح

!!!!یه روح؟

شما ترس یا وحشتی توی خونه تون احساس کردین؟

هر نوعش خودتون یا خونواده تون

بله

خانم لوکینز، لطفا اینو متوجه باشید که من اینجام تا به شما کمک کنم

اون موضوعی که به من نگفتین چیه؟

متاسفم، پدر، من... من...

اگر چیزی توی خونه تون وجود داشته باشه

بخوام رک بگم

باید یه فضای خالی واسش وجود داشته باشه که اون اونجا باشه.

یه فضای خالی؟

یه خلا یه پوچی

پدر...شما فکر میکنی ممکنه جای چه چیزی خالی باشه؟

یه چیزی که میتونه از خودت و خونواده ت

محافظت کنه

...خب پس

وقتی چیزی گرسنه بشه یا بیوفته تو دام

تو خبردار میشی

خب چرا؟

افتادی تو تله؟

....کسی

کسی تهدیدت کرده؟

چطوری پیش میره؟

من باردارم، یادت رفته؟

سفر تو چطور بود؟

مثه همیشه

زمونه سختی شده. طبق معمول

برمیگردیم سر کار

هر کسی می خواد یه مشاور استخدام کنه

اما هیچکس نمی خواد براش پولی بده

خب با این داستان به کجا رسیدی؟

!من کجام

!!!!تو کجایی

تو منو اینجا ول کردی تا تنهایی با این ماجرا روبرو بشم

من...

میخواستم به هر تصمیمی که میگیری احترام گذاشته باشم

من هنوز حتی نمیدونم اصن تصمیمی واسه گرفتن هست یا نه.

یعنی چی؟

حس میکنم خیلی تنهام

و توی توی این خونه

یه چیزی اینجا هست دنیس

یا اینکه یکی دیگه هم اینجاست

حق با لوسی بود

کتی!!!تو که نمیخوای بذاری چنتا فکر و خیال

قضاوتتو خراب کنن؟

این یکی از معضلات دوران بارداری یا همچین چیزاییه؟

این هورمونای من نیستن که باهات حرف میزنن

!!!این واقعیته

خیله خب

میتونیم همین الان این کارو بکنیم؟ از لحاظ مالی؟

پول

میدونی چیه؟

خودم حواسم بهش هست

خودم حواسم بهش هست

ابرفرززز

تو کی هستی؟

اینجا چه خبره؟

بابایی !!!!!یا حضرت فیل

من میگم که حدود 9 هفته ست که بارداری

توی سه ماهه اولی

ام...

فکر میکنین ممکنه هرجور عوارضی داشته باشه؟

نه هنوز زوده

این یه فراینده کاملا ایمن و بی خطریه

بدون هیچ آسیب و خطر و هر چیز دیگه ای

میتونم واسه هفته آینده ت برنامه ریزی کنم؟

اوه...

بله

سلام

پیداشون کردم

کیو؟- خونواده اشتاین رو-

خدمتکارای خونواده کلارکسون. تو درست میگفتی.

اسمشون اشتاین ه

و در مورد دخترشون چی؟

اونا هیچ دختری نداشتن

اصن بچه نداشتن

مطمئنی؟

اون زمان خونواده ها همیشه با هم یجا به خاک سپرده میشدن

مخصوصا اگه بچه شون زودتر از خودشون فوت میشده

...پس

پس ربکا کیه؟

اون ممکنه وجود نداشته باشه

ممکنه اصن هیچوقت بوجود نیومده باشه

چه حسی داره؟

چه حسی؟

حس زنده بودن

بعضی وقتا میتونه دردآور باشه

اما نه همیشه

شاید نه همیشه، اما اخیرا، بیشتر وقتا

اگه من یه روزی بتونم لمست کنم

و تو بتونی احساسش کنی

میفهمی که اون منم؟

چرا تو اینجایی؟

من میخوام اینجا باشم من باید اینجا باشم

اینجا خونه ی منه

خب، اما چرا؟

من می خوام زندگی کنم.

لوسی؟

بله

یه اتفاق بدی قراره بیوفته

نه!

مولوخ (نام یکی از خدایان قدیم کنعانیان).

چطوری، کتی؟

دوباره دیدیش؟

بله

و تماس برقرار شد؟

بله

با من صحبت کرد

یک کلمه گفت.

گفت:مولوخ اگه اشتباه نکنم

یا گفت ملوک

شما میدونین معنیش چیه؟

من نمیتونم اون کلمه رو در اینجا بگم. اینجا خیلی مقدسه

و اون اسم، خیلی کفرآمیزه

اگرچه ممکنه که بتونی یه عکس پیدا کنی

اون تنها یک نمایش ساده از مولوخ خواهد بود.

همچنین با اسم مولک هم شناخته میشه

و مادر همه انواع دیگه کفر پلیدیه

مولوخ اسم یک خدای باستانی عامونیت ه

اون توی کتاب تثنیه حضور داره ا (کتاب دوم تورات)ا

و بعد اون یبار دیگه تو کتاب لاویان (کتاب سوم تورات).ا

در اورشلیم یه دره

به نام ---جهنم--- وجود داره

جایی که بنی‌اسرائیل از دینشون برگشتن

و پیروان خدایان دروغین زیادی

از جمله مولوخ

فرزندان خودشون رو در آتش قربانی کردن

اونا بچه هاشون رو قربانی کردن؟

نوزادانشون رو به آتش کشیدن.

مولوخ خواستار اون شده بود

چطور تونستن این کار رو بکنن؟ چرا باید همچین کاری میکردن؟

جهان کفر ستمگر بود.

اونا امنیت، رفاه و موفقیت میخواستن

اما اگر ثروت آنها در دریا در معرض خطر بود

و کشتی نجاتشان به موقع میرسید

هدیه ی شکر و قدردانی یک بچه بود

و اگر بدبختی بزرگی به ایشان نازل میشد

بازهم بچه بهای آن بود

داستان غمگینی بود؟

بله مطمینا غمگین بود

اما چرا بچه ها

منظورم اینه که این نیمه خدا چی از جون بچه ها می خواست؟

مولوخ ادای خدا رو در میاره

با خواستن هر آنچه خدا داره و اون نداره.

من نمی گم که خدا از هر چیز بیشتر از قبلی متنفره

اما خون بی گناه یک کودک

یه فداکاری واقعی به مولوخ ه

جدای از غرور ما، به نظر می رسه که ما کنترل داریم.

اما خدا نویسنده تموم زندگیهاست.

او خودش صاحب زندگیه

...سوال اینه، کتی

تو فکر میکنی معنیش چیه؟

من فکر میکنم دخترت تو خطر ه

یه خطر مرگبار

الان باید برم

کجا میری؟

یجای دور

چرا؟

----مولوخ----

مولوخ چیه؟

ویرانگر زندگی

و داره میاد اینجا؟

دقیقا همینجا

هی یه لحظه واستا

چرا مولوخ میاد؟

اون دعوت شده

نه!

بذار من برم!ولم کن

ازم دور شو- ...عزیزم-

جلوشو بگیر- ولم کن-

...هی- ...نه! ول کن-.

ول کن

آه، خدا

نه

اوو

دنیس؟ دنیس!

خواهر، کجایی؟

دنیس؟

هی تو خوبی؟

نمیدونم

اینجا چه خبره؟- !!!نمیدونم-

آه!

اوه، پدر الریخ

ایشون کشیشی هستن که در موردشون بهت گفته بودم.

بله بفرمایید داخل لطفا.

شمام همینطور، کتی؟

شمام از اینجا اومدن من خوشحالی؟

بله بله، خوش اومدی

ممنون

این خونه هیچوقت برکت داده نشده

سنت مایکل و فرشتگان مقرب

در نبرداز ما دفاع کنید

سپر ما باشید در برابر شرارت...

می خواین الان خونه رو برکت بدین، پدر؟

برای اون خیلی هم دیره

خب، ما میتونیم کاری انجام بدیم؟

نه

فقط همینجا بمونید

همان طور که دود از بین می‌رود

آن‌ها اینجا از بین خواهند رفت

به عنوان موم ذوب قبل آتش

ستمگران در حضور خدا

گمراه خواهند شد

لوسی

از ما در برابر تمام نیروهای

شیطانی و اهریمنی

و ارواح ناپاک

و امثالهم محافظت کن

و با نقاط قوت و قدرت پرورگار ما عیسی مسیح به ما نیرو بده

آمین یا رب العالمین

با عزمی راسخ و مقدس از عبادتگاهمان

بااعتماد به نفس به کار خود ادامه می‌دهیم

و حملات و نیرنگهای شیطان

را دفع میکنیم

دنیس و کتی لوکینز...

آه

پس اینجایی

جونور

ممکن است پروردگار ملامتمان کند، ما با شرمندگی دعا می کنیم،.

و تو،ای شاهزاده ی آسمانی، که باقدرت خدا

میزبان آسمانها شدی

دوباره به هم رسیدیم

تو همونی که اسمت پریشانی ه

کفرگوییه

ای صاحب تمام زندگی

و صاحب ایمان ما

حاکم اینجا

برو به جهنم، شیطان روح پلید

این همان کسیست که کودک را ادعا می کند

کتی و دنیس لوکینز.

او که در من است

بزرگتر از اوست کسی که در جهان است.

و چه کسی ممکن است تو باشی، یکی از بچه های من؟

این خانواده من است...

چطوری؟

زنده

Hmm

این دعای من خواهد بود.

چه اتفاقی افتاد؟

رفته

همین؟ اون... رفت؟

بله لاقل الان رفت

...خب، یه چیزی هست

یعنی

خیلی ساده ست

فقط هرچی خواست رو بهش ندین.

لطفا از زندگی اون تو محافظت کنید.

تا زمانی که شما محافظت میکنی،

امکان نداره دیگه چیزی از هیچ روح خبیثی بشنوی

فکر نمیکنم که منظورمو فهمیده باشی

چرا فهمیدم

مواظب لوسی باش

هر دومون میدونیم در مورد چی صحبت می کنم.

تو این خونه مواظب تموم زندگی باش

به هر حال، دروغ گفتن به یه کشیش. راه خوبی نیست

تا حالا احساس خوب کاتولیک شدن رو درک کردی؟

موقع اعتراف میبینمت

میبرمت خونه

نه

میتونم خونه مو پیدا کنم

داشتم یه عنکبوت رو تماشا میکردم که تار خودشو میتنید

اون در اوج سادگی خیلی با شکوه بود.

از بدنش ابریشمو بیرون آورد .

اونو تو همچین الگوی پیچیده پوشوند.

من واقعا درمورد هنری که تو کارش بود شگفت زده شدم،

بعد یک مرد آمد. تا محل رو رنگ کنه

و اون روی همه چیزو رنگ کرد

تار عنکبوت را از بین برد، و همچنین عنکبوت رو

من نمیدونم که عمدا این کارو کرد یا همینجوری تصادفی پیش اومد

من عنکبوت بیچاره رو تماشا میکردم که از درد به خودش میپیچید

همانطوری هم خفه شد،

اون پاهای زیادی داره به چیزی نیاز داره تا بهشون اتکا کنه ،

میل به بقا.رفتن به دنبال هوا رفتن به دنبال نور

اون توی زیستگاه طبیعیش بود

اما یه دفعه دنیا اومد و رو سرش خراب شد

با مرگ اون عنکبوت یه قسمتی از وجود منم مرد

حالا به من بگو چرا اینجایی

نمیدونی؟

نه

ما یه خونواده شاد بودیم

کامل نبودیم

اما همه چیز هم بد نبود

تا اینکه تو پیدات شد

تقریبا اون روزو یادم میاد

مطمینم که همینطوره

خب پس چرا اینجایی؟

من اینجام که دختراتون محافظت کنم.

دخترها؟

غیرممکنه

مگه؟

تو اون دختر پیش بندپوش نیستی

اون هیچوقت نبود

میتونم؟؟

خوبی؟

مرسی خوبم

احساس خوبی دارم

من توی ذهنم آرامش دارم

خب، من فکر نمی کنم چیزی بالاتر ازون وجود داشته باشه

که بخوام به شما پیشنهاد کنم

در چند ساعت آینده بهت خوش بگذرد

...در روزهای گذشته

خانوما برای چند روز اقامت نموندن؟

همونطور که گفتی، روزهای قدیمی.

سلام، لوسی.

اون چروکیده ست

امم هم

اون میره

و دوباره حدود 40 سال بعد برمیگرده

میتونم نگهش دارم؟

البته

بفرمایید

جالبه

احساس میکنم انگار از قبل میشناختمش

انگار که مال من بوده

باحاله

می تونید یه عکس بگیرید؟

حتما، عزیزم

هنوز اسم واسش انتخاب نکردین؟

من نظرم اینه اسمشو ربکا بذاریم

خیلیم قشنگه

بله

آه، کلاهتون که رفت

هی نوبت منه.

میخوای بری پیش بابایی؟

خوب، اجازه بده...

بفرمایید- بگیر که اومدم-

معجزه هیچوقت تموم میشه؟

میدونی، به ضرب المثل قدیمی ایتالیایی اعتقاد داری؟

که هر بچه با نون خودش زیر بازوش میاد.

نون؟

تو یدونه نون داریی؟؟

Hmm؟

باید قبل اینکه بخوام تو هوا پرتش کنم چند هفته منتظر باشم؟

فکر کنم این همین کارو بکنی خوبه، عزیزم.

خیله خب بریم پیش مامانی

یفرمایید

سلام، عزیزم.

بله برو پیش مامان

عالیه دیگه،الان ایشون رسما از من عزیزتره

خب میخوای مجبور شی که ازون همراه

با یه خواهر کوچولو که کنارته استفاده کنی

وای خدا جون...این خودشه؟

حاضری؟

زیرنویس از Alfatango

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.