Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سينما تقديم ميکند .:: 30nama.best ::.
: هیولاهای هرج و مرج
نامی رایج برای گروهی از هیولاها در اساطیر نورس
که با غول ها همکاری کردند و علیه خدایان جنگیدند
معروفترین نوع آن ها "مار میدگارد" و گرگ فنریر" و "سگ هلهوند" نام دارد"
: یادداشت
من مطمئن نیستم که دیروز چه اتفاقی افتاد اونا یه چیزی بهم دادن
چی توی اون شراب عسل بود؟
من کنترلم رو از دست دادم
من توی آینه چی دیدم؟
ویدار، نه
آره. شورای جنگ
نباید اول جنگی رخ بده؟
ما همه قبول داریم که هزار سالی میشه که یکی مثل اون نیومده
تو حتی هنوزنمیدونی که اون اصلا چیه
نه، اما همهمون میدونیم که اون میتونه کارهایی بکنه که انسان ها نمیتونن
برای همین هم اون حتما از جهان قدیم میاد
فکر میکنی اون یکی از اوناست؟
غیرممکنه اونا همشون اون موقع مُردن
میدون نبرد بزرگی بود هرج و مرج تمام بود
از زمان نبرد بزرگ، کسی به جز ما نبوده
نه، اما الان برگشتن و این نیازمند اقدام کردن هست
همه چشمها به ما هست
ما باید بدونیم اون کی یا چی هست قبل از اینکه کاری بکنیم
تبر منتظر تو هست تا تصمیم بگیری تو کدوم طرفی، فیور
درست مثل اون موقع
اگه اون مثل ما باشه چی؟
اون موقع، نزدیکترین متحدی میشه که تا به حال داشتیم
پیشنهاد میکنم قبل از اینکه به جنگ بریم، اینو بفهمیم
اون فقط یک پسر بچه هست، ویدار
: ترجمه و زیرنویس « Ali.N EmJay»
رگناروک قسمت چهارم: گینونگاگپ
خب بهم بگو. چطوری بود؟ چطوری زندگی میکنن؟
قشنگ...با کلاس - آها-
آره، اونا ششمین خانواده ثروتمند توی نروژ هستن
یا فکر کنم پنجم....یک بار توی تلویزیون گفتن
داریم در مورد شام دیروز صحبت میکنیم
مهمون های زیادی بودن یا فقط شما بودین؟
فقط ما بودیم
خب...؟
به یکم هوای آزاد نیاز داشتم
اونا چی پوشیدن؟
لباس هاشون خیلی رسمی بود یا بیشتر خودمونی بود؟
در واقع، اون هرگز ... خیلی خودمونی نمیپوشه
اما بهت خوش گذشت؟
آره
اون بهرحال میفهمه
من دیروز یکم مست کردم، مامان
چی؟
من یکم مست کردم
مشروب میخوردی؟
اونا شراب و الکل و شامپاین سرو کردن ... و
شراب عسل - شراب عسل؟ شوخیتون گرفته؟ -
آره، اما یادت نره که اونا خیلی بینالمللیتر هستن، مامان
چونکه توی یک شهر کوچیک آشغالی توی نروژ ... زندگی میکنن به این معنی نیست که
و ممکنه "ماگنه" یکم زیادی خورده باشه
شراب عسل...اساطیر نورس
"دبیرستان اِدا"
تورید؟ ما باهم قرار ملاقات داریم؟
آره، فکر کنم الان وقتش باشه یکی داشته باشیم
خواستم ببینم که این درسته که شما دیشب "ماگنه" رو مست کردین؟
نه، اون بدون کمک ما خودش اینکارو کرد
اما شما سر شام الکل سرو کردین. درسته؟
یک لیوان شراب خوب در کنار غذا آره اینکارو کردیم
و شامپاین و تکیلا؟
...نه، این - ! و شراب عسل -
میدونی که سرو کردن الکل به افراد زیر سن قانونی به شدت خلاف قوانینه. درسته؟
آره، البته میتونی به چشم یه چیز خوب بهش نگاه کنی که
ما تحت شرایط امنی، مشروبات الکلی رو به جوونهامون معرفی میکنیم
اهوم... یا اینکه میتونیم سر این به توافق برسیم که ... تو فقط به تعلیم و تحصیل "ماگنه" برسی
و من به تربیت کردنش برسم این تا الان خیلی عالی جواب داده
واقعا؟
یادمه که چند هفته پیش تو توی اون صندلی نشستی
و بهم گفتی که چقدر اوضاع بدجور پیش رفته
بذار یه چیز رو شفاف کنم
ماگنه" پسر من هست و من خیلی خوب میشناسمش"
اون مهربونه و خوش قلبه
و تو نباید اون رو دست کم بگیری
وقتی ما اینجا رسیدیم، شما با من یک کاری کردین
همیشه در درونت بوده من فقط چشمات رو باز کردم
اما چه خبره؟
من دیروز خودم رو توی آینه دیدم
من شبیه خودم نبودم
... من شبیه - تور" بودی" -
تور؟ اما من "تور" نیستم
ماگنه، انسان ها همیشه از تاریکی میترسیدن
از نیروهای خشن طبیعت میترسیدن
! و همینطور بی عدالتی
چیزی که تو دیدی بهت یه فرصت میده فرصتی برای اقدام کردن
اتفاق بعدی ای که میفته ، چیزیه که تو خودت از طریق اعمالت مشخص میکنی
غول ها هنوز اینجا هستن
اونا دارن دنیا رو نابود میکنن در حالیکه انسان ها یه گوشه وایستادن و تماشا میکنن
و هنوز هیچکس جرات جنگیدن با اون هارو نداشته
گری! چه خبره؟ ... من کلی پیام برات فرستادم و
پیام ها برات میان یا نه؟
آره میاد اما گفتم شاید بهتر باشه بری سراغ نفر بعدی توی صف
! هی
وقتی اونا داشتن منو مسخره میکردن تو همونجا ماست وایستادی
خب بچه ها ... بزودی وقت سفر سنتی کوهستانیمون
برای شاگردهای سال آخر هست
سه روز توی طبیعت با تجهیزات کامل
ما به کوهی به اسم "گینونگاگپ" میریم
کسی میتونه بگه "گینونگاگپ" به چه معنیه؟ ! آیشا
... در اسطوره ی خلقت وایکینگ ها
گینونگاگپ جایی ـه که سرما و گرما باهم در آمیختن
و جهان خلق شد - ! آره -
خیلی خوب بود، آیشا خب چه کسانی بودن که زمین رو اشغال کردن؟
ترکیبی از خدایان و غول ها
درسته، لاریتس
و اگه دستت رو بالا میکردی، ده نمره میگرفتی
... خب... خدایان و غول ها
ما داستان "تور" رو خوندیم
در مورد اینکه چطور توی خونه ی غول ها مورد آزمایش قرار گرفت
وقتی بهش شراب عسل دادن بخوره
اما غول ها چه کسانی بودن؟
! هیلده
مثل "ترول" ها نبودن؟ آدم بدهای داستان [غول يا كوتولهى ساكن غار و دخمه]
نه، این یک برداشت کاملا یک طرفه هست
مدت ها به غول ها به چشم خدایان نگاه میشد
مردم اونارو میپرستیدن و هرچی که داشتن رو برای اونا قربانی میکردن
حتی حیوون هایی که زنده بودن
تا وقتی که در نهایت توسط به اصطلاح "خدایان" کنار زده شدن
آره. خیلی خوب بود، ساکسا
... اما چیزی نبود که
یا بهتره بگم این غول ها از کی میترسیدن؟
اینا جذابترین آهنگ های امروز عصر بود
که اسپانسرشون "صنایع یوتول" بود
سلام - سلام -
بذار ببینم ... سه تا دوبل چیزبرگر میخوام
یک با گردهی اضافه و پنیر اضافه
و کُلی بیکن و نصف یک مرغ گریل شده
و سه تا سیبزمینی بزرگ و سه تا نوشابه، لطفاً
پس همون چیز همیشگی؟ - اهوم -
مرسی
سلام - سلام! چطوری؟ -
خب... گمونم دووم میارم
شنیدم دارین میرین کوهنوردی.آره؟
... آره، تا جای
قراره واست چطوری باشه؟
... خب، قراره
من و "ایزولده" وقتی بچه بود، زیاد اونجا میرفتیم
برای همینم خاطرات زیادی از اونجا دارم
.... همه پاتوق های مخفی ای که داشتیم
برای همینم احتمالا خیلی دردناک باشه
میخوای بریم خونه ما و کار کنیم؟؟
حتما
! ماگنه
من اون نمونه خونی رو که بهم دادی، آزمایش کردم
و کاملا درست میگفتی دو نوع خون وجود داشت
خون جلویی مال "ایزولده" بوده
و اونی که روی کلاه بود؟
مال یک حیوون بوده میتونی بهم کمک کنی بقیش رو بخونم؟
! صبح بخیر
. خب، همگی گوش بدین
از امروز یک دانشآموز جدید داریم که به کلاس ملحق میشه
... این خانوم خوشگل جوون که اسمش
"ایمان"
... آره، ما یه جای خالی داریم به خاطر اینکه
شاید "آیشا" رو بشناسی. نه؟
چرا باید "آیشا" رو بشناسم؟
خب، بهرحال ما یه صندلی خالی اونجا داریم
پس لطفا برو اونجا بشین .باشه؟
دختره تازه وارد - ایمان -
آره...ایمان
امروز قراره خلاصهی موضوع کارهاتون رو بررسی کنیم
گروهی جلو میریم
گری و ماگنه اول نوبت شماست
باشه
با اینکه نروژ سنت ها و موسسات دموکراتیک قدرتمندی داره
با این وجود کسب و کارهای بزرگ ... و سرمایهگذارهای کلان هستن که
بیشترین تاثیر رو روی جامعه ما میذارن
بیشتر از چیزی که ممکنه در وهله اول متوجه بشیم
به عنوان مثال ... آینده یک اجتماع میتونه کاملاً
به یک کسب و کار بزرگ بستگی داشته باشه ... به خاطر همه شغل هایی که ایجاد کرده و
جدی؟ باز دوباره قراره قشر ثروتمند رو مقصر بدونیم؟
ببخشید... میدونی که ما اینجا مشکلات محیط زیستی بزرگی داریم . درسته؟
و با این وجود هیچ اتفاقی نمیفته هیچ کس کاری نمیکنه
با وجود اینکه تخلیه های خطرناکی ... انجام میشه
عکس دست دادن شهردار با پدرت رو توی بروشور خوشآمدگویی "ادا" میبینیم
میشه لطفا حرف بزنم؟
چیزی که میگی درسته ولی تا یه حدیش درسته
چونکه ما نگران پیشرفت هستیم
و پیشرفت همواره پر خطر و ریسک بوده
زمانی بود که یخ میزدیم برای همینم آتش رو ساختیم درسته؟
درسته که بعضی اوقات خونه هامون و گاهی تمام روستاها آتش میگرفتن
اما هرگز دوباره به زندگی بدون آتش برنمیگردیم
ماشین ها هم همینجوری هستن
صدها نفر هرساله توی تصادفات رانندگی میمیرن ! هر سال
برای همینم ماشین های امنتری میسازیم دیگه به زمان کالسکه و اسب برنمیگردیم
اصلا میدونی که مردم مریض هستن؟
آدم های بدبخت بیکاری هستن که توی خیابونا راه میرن
اما شما براتون مهم نیست با اینکه دلیلش شما هستین
آره، معلومه که میدونم
اونا تا جایی که میتونستن به پیشرفت کمک کردن
بالاخره یکی باید جلوتر بره
منظورت چیه که "به پیشرفت کمک کردن" ؟
بابای من به خاطر این ، به شدت مریضه و خونهنشین شده
شما اصلا براتون مهم نیست ! و ما یک قرون هم خسارت نمیگیریم
پس قضیه در مورد باباته؟
خب گمونم باید سراغ یک گروه دیگه بریم
آیشا، تو میخوای ...؟
آره - عالیه -
سلام، ماگنه گرسنه ای؟
فکرکردم "گری" دوستته
تو بودی از خانوادت دفاع نمیکردی؟
چه خبر؟ آماده ی کوهنوردی هستین؟
بیصبرانه منتظرم برم توی یک سوراخ توی زمین برینم
! و توی دریاچه یخزده شنا کنم
اونقدر هم سرد نیست
... پدر ما رابطهای تجاری ای داره که
مجانی بهترین تجهیزات کوهنوردی رو برامون جور میکنن
یک روز باید یه سر بیاین
مجهزتون میکنیم تا بتونین اونجا دووم بیارین
همه چیز نو هست؟ - آره -
فقط یه سر بعد مدرسه بیاین و آمادتون میکنیم
! حتما، میایم اونجا
میشه لطفا بری کافهتریا و برام یک آب معدنی بخری؟
آره، باشه اما به شرطی که یکی هم واسه من بخری، دخترهی مایهدار
میفهمی چی میگم؟
بلدی به زبان قدیمی صحبت کنی؟
امشب دوباره امتحان میکنیم
میدونی چقدر بامزه ای؟ آره
بامزه نیست؟ عاشق شیرینیه
شیرینی دوست داری؟ چندسالشه؟
دقیق نمیدونم خیلی وقته داریمش
اینا جدیدترین و بهترین تجهیزاته
! لعنتی همینجور رایگان بهمون میدین؟
آره.آره
ماگنه کجاست؟
اون گفت که چیزی لازم نداره گفت که کارهای مهمتری واسه انجام دادن داره
اینا عالیه
نمیدونم میخوای چی بگم، ماگنه
گفتی که مدارک و شواهد جدیدی داری ... اما
این خون "ایزولده" هست
و این خون آدمیزاد نیست خون حیوونه
بوی کاملا متفاوتی داره
وقتی به کوهستان رفتیم، هیچ خونی روی ژاکتش نبود
ممکنه ژاکتش رو در آورده باشه و روی زمین گذاشته باشه
فکر نمیکنی عجیبه که روش خون هست؟
نه
اما نباید یه کاری کنیم؟
نباید از پلیس در مورد خونها بپرسیم؟
بیخیال ژاکت شو
خواهش میکنم، ماگنه
خب چطور پیش رفت؟
اون نیومد
مگه بهت نگفتم؟
اون خیلی سوال میپرسه
هنوز داره در مورد مرگ "ایزولده" تحقیق میکنه
باید خیلی وقت پیش میکُشتمش و ریسک نمیکردم
ما توی شهر کوچیکی زندگی میکنیم که پر از آدم های فضوله
و الان دوتا از اون آدما مُردن
! آره، اما ما که اون رو اینجا نمیکُشیم
تو قراره کوهنوردی بری و منم میام
من باهاش صحبت میکنم
و اگه لازم باشه، همونجا کار رو تموم میکنیم
سوانح زیادی توی کوه ها رخ میده
تا موقعی که رایگیری نکردیم، کاری نمیکنی
شبیه این سیاستمدارها شدی
من خودم رو با زمان وفق دادم تو هم بهتره همینکارو کنی
! سخن از کسی که توی وانِ پر از شیر حموم میکنه
بیخیال...گوش کن دیگه این خیلی الکی و وقت تلفیه
الان امروزه همه باید باهم برابر باشن
بزودی باید از زن خودم اجازه بگیرم که
کی میخوام کاریش کنم
! خیلی بهت میاد
وقتی یکم پول بیشتری دستم بیاد لباس های جدیدی برات میگیرم
اشکالی نداره هرچی لازم بود توی اتاق زیر شیروونی پیدا کردم
از کجا رفتی همه اونارو دزدیدی؟
هدیه ای از طرف خانواده "یوتول" بود اونا خیلی چیزمیز زیاد داشتن
و همینجوری قبول کردی؟
هم باید فقیر باشیم هم سربلند؟
میبینم که به نظر تو هم باید میومدی
من هیچی از اونا نمیگیرم
اونجا میبینمت - میبینمت -
خوبه که اون کوله پشتی رو دوباره میبینم
مال پدرت بود
هممم
کیسه خواب قدیمیش رو هم پیدا کردم و چاقوش هم اونجا بود
مراقب خودت باش. باشه؟
یادت باشه سر چی توافق کردیم
حادثه ای رخ نده - میدونم -
باشه، میبینمت - خوش بگذره -
اوه خدای من...تو خیلی سریع راه میری اینو میدونستی؟
اینطور فکر میکنی؟ - آره -
... من خیلی وضعیت جسمانیم بد نیست اما
فقط بقیه کُند راه میرن
اون پایینی ها اونان؟
آره، میتونم هیلده، داگنی، ساکسا و آیدا رو ببینم
میتونی ببینیشون؟ من که فقط نقطه میبینم
من بدون عینک هام بهتر میبینم
خیلیخب. اون چیه اونجا پرواز میکنه؟
شاهین زبرپا
یک چیزی هم توی چشمش هست - آره -
یک گوزن مُرده - ها؟ -
کجا؟ - اونجا. میخوای بریم ببینیم؟ -
چی؟ دوباره بریم پایین؟ نه، حالا که اینجاییم نمیتونم باز برگردم پایین
بیخیال - نه.نه. من میرم اردوگاه رو پیدا کنم -
مطمئنی؟
آره. مطمئنم میتونم از اینجا پیداش کنم و اگه گم شدم، میدونم پیدام میکنی
باشه آقای لاریتس
آقا...آقا...زودباش
میدونم که خیلی جدی و عمیق ... به نظر میاد اما
باشه - قراره کی باشه؟ -
باید یکی رو انتخاب کنی
باید "جنی" رو انتخاب کنی ! آره، اینجوریه
ایمان" رو واسه من انتخاب کن" ... بعد ما دوتا
...نه، من نمیخوام
میخواین باهامون بازی کنین؟
یکم واسه این کار سنتون بالا نیست؟
! نه بابا فقط بدجور میخوایم بدونیم چی تو ذهنتون میگذره
گمونم بدونین من میرم تنهایی قدم بزنم
! خوش بگذره
... خیلی خب
جنی" رو انتخاب کن، زود باش. "جنی" رو انتخاب کن" ... اون هنوز انتخاب نشده
و بعد میتونی بری...آره اینکارو کن زودباش...اه...اصلا باحال نیستی
باشه، الان نوبت "اولا" هست من نمیخوام
من نمیخوام
آره، اما اینجوریا نیست
نه، اینجوری نیست - ! ماگنه! تو رو انتخاب میکنم -
چی؟
ما ازت یه سوالی میپرسیم و باید صادقانه جواب بدی
آره
و من میخوام احساس واقعیت رو نسبت به "گری" بدونم
اون خوشگلترین و مهربونترین آدمی ـه که میشناسم
! آخی
عاشقشی؟
ها؟
نباید اینجور چیزهارو جلوی همه بگی
چرا؟
... چونکه اینجوری خودت رو آسیبپذیر نشون میدی
و اونا میتونن از حرفات علیهت استفاده کنن
اما حقیقت داره - ... ماگنه -
من واقعا معذرت میخوام ... که باعث شدم فکر کنی
تو آدمی هستی که سریع تحت تاثیر یه چیزایی قرار میگیری و جدی میگیریشون
نه،فراموشش کن تقصیر منه
... معذرت میخوام
من بهت اهمیت میدم ازت خیلی خوشم میاد اما نه اونجوری که فکر میکنی
و گمونم دارم عاشق "فیور" میشم
فقط محض اطلاعت گفتم
سلام ماگنه
تو اینجا چیکار میکنی؟ - به همین زودی داری میری؟ -
کی میدونه؟
اریک کجاست؟
فکر کنم نیاز داشت تنها باشه
از موقعی که اون اتفاق افتاده، اینجا نیومده
اما...چیزه...میتونی توی غذا بهم کمک بدی؟
کوله پشتیت رو بذار و باهم کمی گپ میزنیم
! زودباش دیگه
بوی خوش شکار وحشی! مگه نه؟
میخوای امتحان کنی؟
به قطعات کوچیک تقسیمش کن
تو اینجا چیکار میکنی؟
فقط خواستم ببینمت
این همه راه اومدی تا فقط منو ببینی؟
آره
شاید من ترجیح بدم تنها باشم
پس اشکال نداره بری؟
میدونی که خیلی ازت خوشم میاد. نه؟
واقعا همینطوره
اما تو میتونی با هرکسی باشی نمیفهمم چرا منو انتخاب میکنی
چونکه تو خودتی
خیلی کلهشقی و شجاع هستی
میخوای یک کار جالب کنیم؟
چی؟
! بیا
! بیا دیگه
چیکار کنیم؟
میریم پاراگلایدرسواری
از بالای گینونگاگپ
چتر دونفره هست. من هدایتش میکنم در امان نگهت میدارم
بهم اعتماد کن
خوشمزهترین قسمت گوشتش، رون هاش هست
... اما بخوام باهات روراست باشم
به نظرم قلبش بهترین قسمتشه
من یک گوزن مُرده توی راه پیدا کردم قلبش در آورده شده بود
تو قبلا اینکارو کردی کار با چاقوت خوبه
سرزمین کهن رو یادته؟
نبرد رو یادته؟ ! آخرین نبرد عظیم
شیپورهایی که جنگ رو اعلام کردن؟
زبان قدیمی رو بلدی؟
آره. بلدم
نمیتونی از کاری که کردی، قِصِر در بری
لاریتس؟
اهوم؟ - گری" رو ندیدی؟" -
پیش فیور هست
فیور؟ اون اینجا چیکار میکنه؟
نمیدونم والا
اومد و اون رو بُرد و از اون طرف رفتن
میخواستن برن پاراگلایدرسواری
! گمونم تصمیمش رو گرفته باشه
! باشه
چیکار میکنی؟ - کوله پشتی ماگنه رو میگردم -
حق با من بود اون یه تهدیده
اون گوزن رو پیدا کرده ! و خدا میدونه دیگه چی چیزایی رو میدونه
مال اونه. پتک توی ماشین اون تمام این مدت دنبالمون بوده
! تریم
[صحبت به زبان قدیمی نورس ها]
پیداش کن.. چیزی بشو که زمانی بودی و کاری رو بکن که باید میکردی
! بکشش
... نمونه آزمایش آبت
... پس اینجا بوده
توی پاتوقمون قایمش کردی
خدای من...خیلی فضولی چیز دیگه ای نیست بخوای بدونی؟
چرا اون تیکه چوب رو توی آشپزخونتون دارین
که توش پر اون همه چاقو هست. چه خبره؟
اون دیگه فکر من نبوده و میدونی بدتر از اینا چیه؟
نه که ترسناک باشه اما سر چاقوها همیشه کثیفه
هرچقدرم تمیز کنی درست نمیشن
این نکته خیلی خوبی بود بهش فکر نکرده بودم
... خیلی فکر مسخره ایه که اینکارو کنی
آره خیلی اذیتکننده هستش ... و هر وقتم
آره ازش متنفرم فکر من نبوده
بابا میخواست خلاقیت به خرج بده و اینجوری شد
آره اما باحال به نظر میاد
جدی؟ مرسی.. بهش میگم
! اه
نباید اون لیوان آخری رو میخوردم
ساعت چنده؟
هی؟
میدونم که به اندازه ای که من ازت خوشم میاد تو از من خوشت نمیاد
اما هر چقدر لازم باشه حاضرم برات صبر کنم
میخوای برسونمت؟
! تریم
! تریم
نمیتونی هیچوقت وارد اینجا بشی
فهمیدی؟ - اهوم -
خیلی خیلی مهمه که اینو بفهمی
! خدای من چی شده؟
: ترجمه و زیرنویس « Ali.N EmJay»
سینما، مرجع دانلود فیلم و سریال .:: 30nama.best ::.
instagram.com/officialcinama
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.