All language subtitles for Mr.Jones.2019.jirienazka

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال

نمی‌خواهم حاشیه‌ای بر اثرم بنویسم

اگر به خودیِ خود گویا نیست، اثری ناموفق است

می‌خواستم داستانی را روایت کنم که همه آن را دریابند

داستانی چنان ساده که حتی کودکان نیز آن را درک کنند

حقیقت عجیب‌تر از آن بود که به شیوه‌ی دیگری بتوان بیانشان کرد

من برای چنین زمانه‌ای زاده نشده‌ام، شما چطور؟

،دنیا را هیولاها اشغال کرده‌اند اما به گمانم نمی‌خواهید از آن چیزی بشنوید

،می‌توانستم رمان‌های عاشقانه بنویسم رمان‌هایی که مردم واقعاً خواهانش هستند

،شاید اگر زمانه‌ی دیگری بود همین کار را می‌کردم

اما اگر داستان هیولاها را در قالب ,,,حیوانات سخنگویی در مزرعه روایت کنم

،شاید در آن صورت گوش کنید شاید متوجه شوید

آینده در خطر است، عزیزان

پس لطفاً با دقت معنای نهفته را درک کنید

،آقای جونز، مالک مزرعه‌ی مانر" ",,,شب درِ مرغدانی را قفل کرده بود

[آقای جونز]

هیتلر و گوبلس هر دو اونجا بودن

،تا چشم بر هم گذاشتیم ,,,سوار هواپیمای هیتلر بودیم، ریشتهوفن

سریع‌ترین و قدرتمندترین هواپیمای سراسر آلمان

,,,توی هواپیما، گوبلس روزنامه‌ها رو می‌خوند

,,,در حالی که هیتلر

هیتلر نقشه‌ی اروپا رو بررسی می‌کرد

,,,و ناخواسته به این فکر افتادم که

اگه این هواپیما سقوط کنه تاریخ اروپا به‌کل عوض میشه

،خب، متشکرم، مرد جوان بابت این صحبت‌های پراحساس

ولی آلمانی‌ها نگران آشوب‌های کشور خودشون هستن

،آتش‌سوزی رایشستاگ آشوب نبود یه تاکتیک بود

حالا نازی‌ها بهانه‌ای برای سرکوب تمام مخالف‌ها دارن

ولی از کجا این‌قدر مطمئنی؟

گوبلس بهم گفت

جنگ در ذهن آدم‌ها شروع میشه

گوبلس باور داره که حکومت رایش هزار سال دوام خواهد داشت

و این یعنی بدون شک به سمت شرق و لهستان پیش‌روی می‌کنن

،جنگ جهانی بعدی، آقایون از حالا شروع شده

,,,هیتلر به زودی یاد می‌گیره که

برگزاری تظاهرات با اداره‌ی کشور خیلی فرق داره

می‌بینم که آقای جونز بهتون گفته که ما درگیر جنگیم

،ببخشید وسط جلسه مزاحم میشم از مسکو تماس گرفتن

کیه؟ - با آقای جونز کار دارن -

یه لحظه ببخشید، آقایون

می‌دونی کی بود؟

روسی حرف می‌زد

که این‌طور؟

باید بری خونه

خونه که داری، نه؟

خونه‌ی من اینجاست

آخه هیچ‌وقت نتونستم ,,,نگرش راهبردیم رو اثبات کنم که

برای مقاومت در برابر هیتلر نیازه که با استالین متحد بشیم

مردی که داره معجزه می‌کنه

خانم استیونسون، می‌دونین ارزش روبل چقدره؟

خیلی زیاد نیست - اقتصاد جهان فروپاشی کرده -

اون‌وقت شوروی داره ولخرجی می‌کنه

آخه چطوری؟

چی شده؟ چرا برام فنجون چایی آوردی؟

اشتباه کردم

در مورد شغلت

تعدیل نیروها بیشتر از اونیه که انتظار می‌رفت

واقعاً بودجه‌ای نیست

خیلی متأسفم

منتظرته که قبل از رفتن ببینیش

پسرم

،این رکود بزرگ، با خساراتش مثل یه جنگ جهانی دیگه‌ست

خداحافظ، قربان

خدمت به شما باعث افتخارم بود

مشاور امور خارجه‌ای عالی‌تر از تو گیرم نمیاد

قربان، دور و بر شما رو ,,,آدم‌هایی با ده‌ها سال تجربه گرفتن

اما شما به من بیشتر نیاز دارین، قربان

من تنها کسی هستم که حقیقت رو بهتون میگم

انگار بقیه هیچ‌کدوم درک نمی‌کنن که وضعیت چقدر خطرناکه، قربان

برات یه توصیه‌نامه نوشتم

متشکرم، قربان

این برای شماست

هنوز تموم نشده

گزارش من در خصوص مسئله‌ی شورویه

و پاسخت چیه؟

,پاسخی ندارم استالین تماس‌هام رو جواب نمیده

هنوزم می‌تونین منو به مسکو بفرستین

تا ازش بپرسم پول‌هاش رو از کجا میاره

ولی بعد از گفتگوت با استالین چه اتفاقی می‌افته؟

برمی‌گردم به ولز

توی مدرسه‌ی پدرم در بری تدریس می‌کنم

ازدواج می‌کنم و سر و سامون می‌گیرم

،و بعد یه روز ,,,بعد از یه زندگیِ طولانی و راحت

با فریاد از خواب بیدار میشم

من خودم توی بری با فریاد از خواب بیدار شدم

,,,من,,, قربان

مطمئنم توی بری با فریادتون اکثر آدم‌ها رو بیدار کردین

[حقیقت غالباً تلخ است]

صدور ویزا طول می‌کشه، آقای جونز

چرا برای رفتن به مسکو این‌قدر عجله داری؟

شنیدم این وقت سال مسکو زیباست

آره؟ ماه مارس؟

و ویزای مطبوعاتی می‌خوای؟

این چیه؟ - مقاله‌های من -

,,,باید یه نامه از سردبیرتون بیارین

یه توصیف سه صفحه‌ای از چیزی که ,,,در مورد روسیه خواهید نوشت

نسخه‌ای از تمام مقاله‌هایی که تابه‌حال نوشتین، و آدرس ناشرتون

من نه سردبیر دارم، نه ناشر

,خبرنگار نیمه‌وقتم مستقل کار می‌کنم

کی هزینه‌های سفرتون رو میده؟ - خودم -

،پس خبرنگار نیستی می‌خوای خبرنگار باشی

من قبلاً با هیتلر مصاحبه کردم

قصد دارم با استالین مصاحبه کنم

خیلی بامزه‌ای، آقای جونز

صحیح

گرت جونز

این بخشش آسون بود

مسکو, 71795

مسکو, 71795

آقای کلب؟

بله؟ - تلفن دارین -

خیلی خب, ببخشید

پل، منم گرت جونز از لندن

گوش کن، می‌خوام بیام مسکو

گرت، چند وقته سعی دارم بهت زنگ بزنم

پس می‌خوای بیای اینجا؟

پل، دوباره به کمکت نیاز دارم

این بار می‌خوام برام مصاحبه‌ای با استالین ترتیب بدی

جانِ من بگو راهی بلدی

برو پیش والتر دورانتی توی نیویورک تایمز

,,,اون نفوذ داره, من

فعلاً اینجا عنصر نامطلوب هستم

,گوش کن، باید حتماً باهات حرف بزنم یه خبر گنده پیدا کردم

,می‌تونی این خبر رو علنی کنی اوضاع بدتر از اونیه که فکر می‌کردیم

پل؟

پل؟

درخواست ویزاتون پذیرفته شده

و ترتیبی دادیم که شما در هتل متروپل مهمان ما باشی

هتل متروپل؟

می‌خواستم نزدیک ایستگاه قطار ,,,یه هتل قدیمی پیدا کنم

ولی این خیلی بهتره

وقتی رسیدی توی سفارت بریتانیا نام‌نویسی می‌کنی

بعد توی دفتر مطبوعات شوروی نام‌نویسی می‌کنی

در صورت عدم نام‌نویسی، ویزات باطل میشه

متوجه شدی، آقای جونز؟

خیلی دوست دارم به جز مسکو جاهای دیگه‌ای رو هم از کشور زیباتون ببینم

درست بعد از مصاحبه‌تون با استالین

موفق باشین، آقای جونز

گرت

این ساختمون جدیده

یه اتاق دوست‌داشتنی بود

شوروی در عرض 5 سال بیشتر از دولت ما توی 10 سال ساخت‌وساز کرده

باید کارخونه‌ها رو ببینی

،چند تا مهندس بریتانیایی اینجا هستن از مترو-ویکرز

باید باهاشون حرف بزنی - حتماً -

کجا برات جا گرفتن؟ هتل متروپل؟ - بله -

لندن اوضاع چطوره؟

لوید جرج و مک‌دونالد بحران اقتصادی رو حل کردن؟

بهترین خبره‌ها رو مسئولش کردن

بهترین خبره‌ها ما رو توی این هچل انداختن

از کرملین درباره‌ی هیتلر چی شنیدی؟

لوید جرج ازت خواسته اینو ازم بپرسی؟

از هیتلر می‌ترسه؟

متأسفانه نه

ببخش, داریم روزنامه رو برای چاپ می‌بندیم

مقاله‌ت رو خوندم

فکر می‌کنی هیتلر واقعاً به حرف‌هایی که می‌زنه باور داره؟

خیلی‌ها میگن هیتلر دیوانه‌ست

توی دنیای دیوانه، دیوانگی چیه؟

توی لندن، زمزمه‌ها میگن جنگ در راهه

بریتانیا تحمل جنگ جدیدی رو نداره

شوروی تحملش رو داره؟

،مهندس‌های بریتانیایی کارخونه‌های جدید

استالین چطوری این همه هزینه‌ می‌کنه؟

لابد با پول

پس با روبل پرداختشون نمی‌کنه

می‌دونی این کشور چقدر غنی و پهناوره؟

جنوبش سرتاسر مزارع گندمه

غلات، طلای استالینه

باید غلات زیادی باشه

برنامه‌ی پنج ساله، تولید سالانه رو بیش از دو برابر کرده

خب، واقعاً برای چی اومدی، آقای جونز؟

ازتون کمک می‌خوام که ترتیب مصاحبه‌ای رو با استالین بدین

چند سالته؟ 27، 28؟

اهمیتی داره؟

چنان به تعطیلات آخرهفته با لوید جرج ,,,توی بیرون شهر عادت کردی

که خیال می‌کنی دیگه می‌تونی با سران هر کشوری چایی بخوری؟

,انتظاری ندارم فقط سؤال‌هایی دارم

,حسابش با عقل جور در نمیاد کرملین ورشکسته‌ست

پس چطوره که شوروی یهو داره ولخرجی می‌کنه؟

کی داره این پول‌ها رو تأمین می‌کنه؟

,,,ببخشید

اینکه همیشه سؤال‌هام بیشتر از جواب‌هامه، منو عصبی می‌کنه

کی تو رو سوار هواپیمای هیتلر کرد؟

کمک گرفتم

از یه خبرنگار

پل کلب بود که کمکم کرد سوار هواپیمای هیتلر بشم

بهم خبرداد که کِی و کجا می‌تونم پیداش کنم

اتفاقاً، باید برم پیشش

،توی هتل متروپله امیدوارم امشب ببینمش

,اینجاش خوبه مثل همین ادامه‌ش بده

ستاره‌ی منه

بهش متکی‌ام

پل کلب از دنیا رفته

یه دزدی, سه روز پیش

نمی‌دونستی؟

نه

دوستی نزدیکی داشتین؟

توی برلین با هم آشنا شدیم

یکی از دوست‌هام بود

کجا این اتفاق افتاد؟

بیرون هتل متروپل

،امشب چند نفرو دعوت کردم اینجا اکثرشون خبرنگارن

می‌خوای بیای؟

بله, بله، البته

ممنون

خوش اومدین

آقای جونز؟

شما دو شب اقامت خواهید داشت

نه، یه هفته اینجا می‌مونم

به من گفتن دو شب

ویزای من برای یه هفته‌ست

روی مهرش نوشته شده

,شب‌های بعدش اتاق خالی نداریم مترو-ویکرز قراره یه همایش برگزار کنه

هتل دیگه‌ای این نزدیکی می‌شناسین؟

متأسفانه شما فقط اجازه دارین اینجا بمونین

اونم فقط دو شب

باشه پس، دو شب

اینجا چه خبره؟

هتل فضای امنیتی به خودش گرفته

یه دزدی رخ داده

,لازم نیست نگران باشی اینجا فوق‌امنیتیه

اهل کجایی؟ - ولز -

از طرف روزنامه‌ی وسترن میل اومدی؟ - مستقلم -

یوجین لاینز هستم از یونایتد پرس

,بله، می‌شناسمتون گرت جونز هستم

از مقاله‌تون در مورد احداث تورین برقی لذت بردم

پس باید بهترین مهندس‌های مترو-ویکرز رو بشناسی

ال,سی, تورنتون و جان کوشنی - خوشوقتم -

حالتون چطوره؟ - سلام -

این هفته مترو-ویکرز قراره همایشی توی هتل برگزار کنه؟

!نه

کی همچین حرفی زده؟

بیاین دیگه، انگار نوشیدنی لازم دارم

چرا این قدر چهره‌ت آشناست؟ قیافه‌ش آشنا نیست، لاینز؟

تو همون ولزی هستی !که با هیتلر مصاحبه کرد

حتماً باید با ما بیای

همه به خونه‌ی دورانتی میان

بهترین مهمونی‌های مسکو

!سلام

خونه‌ی دورانتی بودی؟

بله

میشه اینو ببری بالا روی میزش بذاری؟

الان اون تریاک کوفتی رو کشیده

!هی

دفترش درِ سوم از سمت چپه

نتونستم جلوی خودمو بگیرم

یه نگاه اجمالی به مقاله‌ت انداختم - واقعاً؟ -

,,,ولی - هیس -

این کیه؟

ناظر کبیر منه

به نظرم خوب نوشته بودی

ممنون

گزارشت از کارخونه‌های جدید تانک و هواپیمای استالین برام جالبه

,برای آمریکایی‌هاست دورانتی می‌خواد اونا رو بکشونه اینجا

پس دورانتی می‌خواد واسطه‌ی صلح بشه؟

انقلاب بدون سرمایه‌گذاری خارجی موفق نمیشه

دولت بریتانیا اینجاست - اون کافی نیست -

آمریکایی‌ها باید ببینن که می‌تونن اینجا پول در بیارن

تحریم‌های واشینگتن بالاخره تموم میشه

و انقلاب دوباره روی غلتک پیشرفت می‌افته

چه چاره‌ی دیگه‌ای داریم؟

,,,فقط نمی‌دونستم دورانتی هدف سیاسی داره

یا اینکه به رئیس‌جمهور آمریکا مشاوره میده

تو پل کلب رو می‌شناختی؟

همه پل رو می‌شناختن

نمی‌دونی روی چی کار می‌کرد؟

,خونه‌ی من اینجاست شب به‌خیر

ایدا, اولین شبه که اینجام

مایلی با من یه کاسه سوپ بُرش بخوری؟

نه

توی مسکو موفق باشی

صبح به‌خیر

میشه بیام تو؟

ضرب‌الاجل دارم

داری روی چی کار می‌کنی؟

دارم برای خبری در مورد بازدهی کشاورزی اشتراکی‌سازی در مقایسه با نظام‌های زراعی قدیم تحقیق می‌کنم

,باید خیلی جالب باشه منابعت چیه؟

,,,ببین، زیاد وقت ندارم

پس اگه موضوعی هست بگو

منابعم میگن تو مشاور امور خارجه‌ی لوید جرج هستی، دیگه این سمت رو نداری؟

چرا، هستم

سوابق منو بررسی کردی

,ببین، باید به کارم برسم ضرب‌الاجل این‌طوریه

چی می‌خوای؟

خبری که هیچ‌کس درباره‌ش حرف نمی‌زنه

،خودم دارم می‌بینم حساب‌کتاب‌ها منطقی نیستن

اینجا یه خبری هست

به نظرم پل پیگیرش بوده

هیچی نگو، فقط گوش کن

پل داشت روی خبری کار می‌کرد که می‌ترسید ازش حرف بزنه

روزی که پل به قتل رسید من باهاش حرف زدم

به نظر می‌رسید دنبال اینه که حرف بزنه

نمی‌دونی چرا؟

خیلی کله‌شق بود

"بهش می‌گفتن "پل حواری

من دیدمش که چهار تا گلوله به کمرش خورده بود

گفتن دزدی بوده

پس به نظرت دزدی نبوده؟

پل روی چی کار می‌کرد؟

،دست بردار، بگو دیگه پل روی چی کار می‌کرد؟

اوکراین

طلای استالین

و خبرنگارها اجازه ندارن برن اوکراین

روزی که بهش شلیک شد می‌خواست همون‌جا بره

تو پل نیستی

برو خونه، گرت

[,,,آقای جونز، مشاور سابق من]

میشه از ماشین تحریرت استفاده کنم؟

چرا؟

مال خودمو از خونه نیاوردم

شعر می‌نویسی؟

همیشه جایی میری که جات اونجا نیست؟

یکی از شعرهات رو بخون

مادرم قدیم‌ها برام شعر می‌خوند

اکثراً شعرهای ولزی

می‌شناسم نوری که نامش شکوه است"

,,,و شمار نورهای حاکمی

که بر بلندای اعماق دوردست "پرتو آتش می‌افشانند

"شعر "نبرد درختان

پنج دقیقه وقت داری

فقط یه دقیقه لازم دارم

[آقای جونز، مشاور گرانقدر من]

[می‌خوام برم اوکراین]

بفرما بخور - ممنون -

خاویار؟ - نه، ممنون -

نوشیدنی؟ - من نوشیدنی نمی‌خورم -

ممنون که بدون هماهنگی قبلی قبول کردین منو ببینین

حرفشم نزن

,مشاور خارجه‌ی لوید جرج به مسکو اومده میزبانی ازت باعث افتخاره

ولی اگه جسارت نباشه ,,,خیلی عجیبه

که ویزای مطبوعاتی گرفتی

نه ویزای دیپلماتیک

چرا مشاور امور خارجه‌ی لوید جرج باید به عنوان خبرنگار بیاد مسکو؟

این چیه؟

یه معرفی‌نامه از طرف کارفرمام، لوید جرج

روابط بین دو کشورمون بالاخره عادی شده

بهترین مهندس‌های ما اینجان, مترو-ویکرز داره کمک می‌کنه برق کارخونه‌هاتون رو تأمین کنین

اجازه هست دوستانه و بی‌پرده صحبت کنم؟ - البته -

لوید جرج بود که اون مصاحبه رو ,,,با هیتلر ترتیب داد

و فهمیدیم نگرانی‌هامون بی‌دلیل نبوده

به عنوان خبرنگار اومدم تا توجه آلمانی‌ها جلب نشه

,,,توی لندن این نگرانی وجود داره

،که در صورت حمله‌ی هیتلر شوروی نتونه از خودش دفاع کنه

حمله کنه؟

شما هم روزنامه‌ها رو می‌خونین و مثل ما عواملی توی آلمان دارین

همه‌شون یه چیز رو می‌شنون، مگه نه؟

اگه بخوایم جلوی پیش‌روی هیتلر رو بگیریم باید دو جبهه ایجاد کنیم

شما می‌تونین جبهه‌ی شرقی رو حفظ کنین؟

آقای جونز

مترو-وکیرز شاید بتونه ,,,برامون کارخونه‌ی نون بسازه

ولی در مقایسه با !مهندس‌های شوروری هیچی نیستن

ما هواپیماها و تانک‌های جدید می‌سازیم

,,,توی خارکیف - توی اوکراین؟ -

چی؟ - توی اوکراین؟ -

بله، بله، توی اوکراین

,,,اصلاً

آقای جونز، چرا خودت نمیری ببینی؟

خوشحال میشم ,,,سفری برات ترتیب بدم

,,,تا ببینی ما چقدر آماده‌ایم

برای مقابله با حمله‌ی آلمان

یا بریتانیا

پل قبل از رفتنش اینو بهم داد

،تمام اطلاعات اونجاست جایی که می‌خواست بره

می‌خواست اگه هرگز برنگشت این پیشم باشه

رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال

چای میل داری؟

ببین حالا کی هدف سیاسی داره

من هدف سیاسی ندارم

مگر اینکه به حقیقت بگی هدف سیاسی

آره، ولی حقیقتِ کی؟

,حقیقت فقط یه نوع حقیقت داریم

چه ساده‌لوحانه

خبرنگاری شرافتمندانه‌ترین شغله

،حقایق رو دنبال می‌کنی هر جا که لازم باشه

نباید جانبداری کنی

پدرم مأمور روابط خارجه‌ست

،تقریباً توی برلین بزرگ شدم هیچ‌جا مثل اونجا نیست

آزادی، هنر، موسیقی، فرهنگ

نازی‌ها دارن به سرعت همه‌چیزو نابود می‌کنن

,,,و من می‌ترسم

نگران جون دوست‌هام هستم

دارن تمام اعضای حزب کمونیسم رو دستگیر می‌کنن

،کمونیسم باید موفق بشه چاره‌ای نداریم

جوری حرف می‌زنی انگار برای استالین کار می‌کنی

فراتر از استالین, من به جنبشی باور دارم که بزرگ‌تر از هر شخصیه

اگه در اشتباه باشی چی؟

این دیگه امکان‌پذیر نیست، مگه نه؟

،همون‌طور که طبیعت چرخه داره تاریخ هم چرخه داره

هیچی جز جنگ و رکود نبوده و حالا وقت بازسازیه

وقت مبارزه برای آینده و آینده‌ی مردم واقعی: کارگرها

و این کاریه که شوروی داره انجام میده

تو به حکومتی باور داری که به کمر دوستت تیر شلیک می‌کنه؟

,,,نه، من من به این جنبش باور دارم

بزرگ‌تر از تک‌تک ماست

،پل کلب یه انسان بود که قربانی شد متوجه هستی چی داری میگی؟

چایی؟

میرم بازم چایی دم کنم

محشرترین آلت موسیقی تاریخه

خیلی عجیبه

باید این‌طوری بزنی

این‌طوری؟ - همین‌طوری -

و کل آهنگش همینه؟

,آره، آهنگش همینه تنها آهنگیه که من بلدم بزنم

مادرم چیز زیادی نیاورد ,,,ولی این تنها چیزیه

مادرت توی اوکراین انگلیسی درس می‌داد؟ استالینو؟

اون قدیم‌ها اسمش هیوزفکا بود

,,,اتفاقاً

نقشه‌ی کلب منو به جایی می‌بره که قبلاً مادرم زندگی می‌کرد

مادر من وقتی 11 سالم بود از دنیا رفت

"می‌گفتن "در حین خواب

به نظرم خودکشی کرد

،اگه پدرم رو می‌دیدی دلیلش رو درک می‌کردی

پدرت هنوز توی برلین مستقره؟

خونه‌مون اونجاست

همون‌جا با پل آشنا شدم

با من بیا، ایدا

بیا محل زندگی مادرم رو ببین

بیا کشاورزهایی رو که می‌شناختنش، پیدا کنیم

رسیدیم اوکراین

اوه، بله

از کجا فهمیدی؟

مادرم یه مدت اینجا زندگی می‌کرد

,,,من,,, میرم

،آری، رفقا" این جواب تمام مشکلات ماست

در یک کلمه خلاصه شده است: بشر

بشر یگانه دشمن واقعی ماست

,,,بشر را از صحنه خارج سازید

تا ریشه‌ی گرسنگی و بیگاری "تا ابد خشکیده شود

چنین بود که گویی" ,,,مزرعه ثروتمندتر شده است

بدون اینکه خود حیوانات ذره‌ای ثروتمندتر شده باشند

البته به استثنای خوک‌ها و سگ‌ها

,,,همه‌ی حیوانات باهم برابرند

"اما بعضی حیوانات از دیگران برابرترند

آیا می‌دونین که ممکنه لندن این کار رو اقدام جنگی بدونه؟

واشینگتن چطور؟

چی؟ سؤالی رو جواب نمیده؟ - منظورت چیه سؤالی رو جواب نمیدین؟ -

این رسواییه، باورم نمیشه

آقای کوشنی؟

,,,آقای جونز

تعجب می‌کنم که لوید جرج مشاور امور خارجه‌ش رو به خطر انداخته

این کارو نکرده

نکرده؟

یعنی میگی باید آزادت کنیم؟

مهندس‌ها چطور؟ اونا رو هم باید آزاد کنیم؟

:این کاریه که می‌کنیم

,,,تو رو برمی‌گردونیم پیش لوید جرج

ولی بقیه‌ی جاسوس‌ها رو نگه می‌داریم

و وقتی مشاور امور خارجه‌ی لوید جرج ,,,به انگلستان برگرده

,,,و حقیقت رو درباره‌ی مشاهداتش بگه

مهندس‌هاتون زنده می‌مونن

آقای جونز

از سفرتون به حومه‌ی شهر لذت بردین؟

خوبه

کشاورزان شاد و مفتخر رو دیدی؟

بازدهی استثناییِ مزارع اشتراکی‌مون رو دیدی؟

و شایعات وجود قحطی، فقط شایعه هستن

چی هستن؟

شایعه - و؟ -

قحطی‌ای وجود نداره

تکرار کن

هیچ قحطی‌ای وجود نداره

خوبه

,,,همون‌طور که می‌دونی

کسایی هستن که می‌خوان انقلاب ما شکست بخوره

،ولی ما اجازه نمیدیم چنین اتفاقی بیفته مگه نه، آقای جونز؟

نه

ترتیب سفرت به انگلیس رو دادم

چمدونت رو برات آوردیم اینجا

آقای جونز

می‌خوام بدونی که من قانعشون کردم بذارن بری

حقت نیست که به خاطر شجاعتت زندان بیفتی

تو می‌دونستی، آقای دورانتی

چی رو می‌دونستم؟

استالین چقدر داره بهت پول میده؟

چی باعث شده اینجا بمونی و براشون دروغ بگی؟

,,,تو اصلاً نمی‌دونی

که امروزه گزارش دادن از مسکو چقدر کار سختیه، مگه نه؟

,البته که نه, نه تو فقط یه بچه‌ای

وظیفه‌ی خبرنگار نیست که بگه "چطور جرئت می‌کنی، آقا؟"

واقعاً خیال می‌کردی می‌تونی با استالین مصاحبه کنی و تفاوتی ایجاد کنی، مگه نه؟

یه سوغاتی از سفرم

پوست درخت

تنها چیزیه که مردم برای خوردن دارن

,,,خیلی خب, این

اینو کنار جایزه‌ی پولیتزرت نگه دار

,,,آقای جونز عزیز

,,,در زندگی هر انسان، زمانی می‌رسه

که باید آرمانی رو انتخاب کنه که بزرگ‌تر از خودشه

بزرگ‌تر از مجموع تمام جاه‌طلبی‌های کوچیکش

شاید یه روز تو هم انتخاب کنی

,حیف شد خبرنگار خوبی می‌شدی

به گمونم حالا حسابی سرشون شلوغ بشه

فقط باید چند روز صبر کنیم

ایدا؟

!آه، اومد, جونز

,سر و وضعت عالیه خوشحالم می‌بینمت

می‌خوام با نویسنده‌ی جدیدم آشنا بشی

گفتی با چه اسمی صدات کنم؟

اریک بلر - گرت جونز هستم -

کتابی با اسم بلر چاپ نکرده

اوه، ممنون

نه, باید دنبال اوروِل بگردی

,جرج اوروِل از اسم رودخونه گرفته

ممنون

به نظرم آقای جونز نوشیدنی لازم داره

خب، نوشیدنی نمی‌خوره

می‌دونی، فکر کنم تو تنها همکارم هستی که نمی‌خوری

پس شاید یه کار واقعی انجام بدی

یکیمون باید این کارو بکنه

تو خیریه راه انداختی، لئونارد - نه -

اصلاً

"آس و پاس‌ها در پاریس و لندن" حسابی پرفروش میشه

لئونارد میگه داری کتابی درباره‌ی شوروی می‌نویسی

,,,اوه، من

متأسفانه خیلی وقته که دارم این حرفو می‌زنم

یه خبر دارم

,,,ولی اگه اعلامش کنم

شش مرد بی‌گناه می‌میرن

کدوم مردها؟ - مهندس‌های بریتانیایی؟ -

!اوه

,,,ولی اگه این خبر رو بنویسم

شاید جون میلیون‌ها نفر نجات پیدا کنه

به نظرم حقیقت رو بگو

,,,گذشته از عواقبش، وظیفه‌ی توئه

و حق ماست که حرفت رو بشنویم

عقل سلیم اینو میگه، مگه نه؟

مسکو شش شهروند بریتانیا را که به عقیده‌ی من بی‌گناهند، به عنوان اهرم فشار نگه داشته

اگر ما در غرب ,,,به این باج‌خواهی تن بدهیم

احتمالاً اجازه خواهیم داد فاجعه‌ای بی‌سابقه رخ بدهد

جماهیر شوروی آن بهشت موعود کارگران نیست

آن آزمایش بزرگی نیست که در مطبوعات می‌خوانیم

استالین هیچ دستاورد جدید و خیره‌کننده‌ای نداشته

مگر اینکه کشتن میلیون‌ها مردم بی‌گناه از نظر شما دستاورد باشد

اشتباه نکنید

اگر بگذاریم استالین از زیر بار ,,,مسئولیت این قحطیِ مصنوعی در برود

افراد دیگری مثل او خواهند آمد

خیلی متشکرم

متشکرم - ممنون -

عجب خبر بزرگی

شاید شوروی داره تمام تلاشش رو می‌کنه

بهترین تصمیمات ممکن رو می‌گیره

با توجه به شرایط خاصی که دارن

پس مدارس مجانی‌شون چی؟ بیمارستان‌های مجانی؟

بله، ولی به چه قیمتی؟

جامعه‌ی مساوات‌خواه‌تری وجود داره

،فقط بی‌نقص نیست نمی‌تونیم انتظار داشته باشیم بی‌نقص باشه

هر آزمایشی وقت می‌بره، جونز

"جامعه‌ی مساوات‌خواه"

همون نظام استثماریه که اینجا وجود داره

منتها بدتره

تصورشم نمی‌تونی بکنی که چقدر بدتره

می‌دونم چی دیدم - البته که می‌دونی -

,,,البته که می‌دونی، ولی

ولی باید شرایط موجود رو هم در نظر گرفت

گوش کن چی میگم

استالین اون مردی نیست که فکر می‌کنی

یعنی میگی امیدی نیست؟

چرا نیویورک تایمز خبر قحطی رو منتشر نکرده؟

یه نگاه به منبع خبر بنداز

وردستِ لوید جرج وسط این جنجالِ مهندس‌های بریتانیایی یهو این خبرو علنی کرده

منظورت چیه؟

همه‌ش یه جریان احساسیِ غلوشده‌ست

مگه لندن دنبال یه جنگ دیگه‌ست؟

ته و توی این قضیه رو در بیار

البته

فردا لازمش داریم

،اما درست در همان لحظه" ,,,گویی با یک اشاره

تمام گوسفندان هم‌صدا ,,,با صدای بع‌بع بلندی فریاد زدند

"!چهار پا خوب، دو پا بهتر"

این بع‌بع، پنج دقیقه ,,,بدون وقفه ادامه پیدا کرد

,,,و زمانی که ساکت شدند

,,,دیگر مجال هرگونه اعتراض از بین رفته بود

"چون خوک‌ها به خانه برگشته بودند

آقای دورانتی منتظر منه

،می‌دونی، اگه روزی خواستی از شوروی بری نمیذارن اونا رو با خودت ببری

اونا رو به عنوان اهرم فشار اینجا نگه می‌دارن

به علاوه‌ی تمام آتوهای دیگه‌ای که کرملین ازت داره

فکر کردم می‌خوای حقوقت بیشتر بشه

وقتی بقیه به حرف بیان چیکار می‌کنی؟

بقیه‌ای وجود خواهد داشت

،بدون شکستن چند تا تخم‌مرغ نمیشه املت ساخت

،کاری که اینجا داره انجام میشه بشر رو متحول خواهد کرد

خب، عزیزجان، اون صندلی رو بیار اینجا

بجنب

یه ذره هم نگران نیستی که ,,,چه بلایی سر آقای جونز میارن

اگه یه‌وقت حرف‌هاش رو باور کنن؟

،اون صندلی که اونجاست بیارش اینجا، بذارش اینجا

یه کم نزدیک‌تر

,,,در تمام مدتی که مسکو بودم

هرگز ادعایی مضحک‌تر از ادعاهای آقای جونز نشنیده‌ام

زود باش

تایپ کن

مطمئناً شرایط در جماهیر شوروی ایدئال نیست

,,,هنوز دشواری‌های بزرگی در مسیرِ

حرکت استالین به سوی مدرنیته وجود دارد

حرکت استالین به سوی مدرنیته

می‌تونی جونش رو نجات بدی

خب؟

گزافه‌گویی‌های گرت جونز ,,,که خود بدنام است

,,,تصویری دروغین از روسیه‌ی مدرن امروزی است

که مردم، استالین را تحسین می‌کنند و دوست دارند

امضا، ایدا بروکس

بیا

بلیت سفرت به آینده

یه دوست قدیمیه توی نیویورک, سردبیره

تنها هیولاهایی که دارن، بانکدارهان

انتخاب با خودته، ایدا

به سرنوشت پل فکر کن

,,,امروز صبح یه تماس تلفنی فوری از طرف

آقای لیت‌وینوف وزیر امور خارجه‌ی شوروی، دریافت کردم

چیزهای ناراحت‌کننده‌ای راجع به سفر غیرمجازت گفت

به آقای لیت‌وینوف اطمینان دادم ,,,که بیانیه‌ی مطبوعاتیت رو پس می‌گیری

و فوراً این مسئله رو حل می‌کنی

وگرنه مهندس‌هامون رو تیربارون می‌کنن؟

اون موضوع به تو ربطی نداره

اونا رو گروگان گرفتن، قربان

دارن فشار میارن تا حرف نزنیم

تو قوانین مهمی رو در یه کشور خارجی نقض کردی

تو هم به اندازه‌ی من !می‌خواستی به حقیقت پی ببری

!تو چند هفته پیش از کار در اینجا مرخص شدی

دیگه نه برای من کار می‌کنی نه دولت انگلستان

اگه یه کم عقل داشته باشی به حرفم گوش می‌کنی

اون‌قدر جنگ دیدی که دیگه قتل آدم‌های بی‌گناه برات مهم نیست؟

چطور می‌تونم روستاهای خالی رو پس بگیرم

بچه‌های یتیمی که از گرسنگی رنج می‌برن؟

هنوز می‌تونیم کاری کنیم، قربان

هنوز می‌تونیم کمک کنیم - آقای جونز -

نباید بذاریم استالین از این کار قسر در بره

دقیقاً انتظار داری چیکار کنم؟

,,,تمام روابط رو قطع کنم

اونم زمانی که همین الانش اقتصادمون به زانو در اومده؟

تو از اعتمادم سوءاستفاده کردی

به کشورت خیانت کردی

بدون معطلی حرف‌هات رو به‌طور علنی پس می‌گیری

پات رو از گلیمت درازتر کردی

من,,, من ساکت نمیشم، قربان

روزنامه‌ها دارن میگن دروغ گفتی

!همه‌شون دارن میگن دروغ گفتی

بحرانی سیاسی بین شرق و غرب" بروز پیدا کرده است

آخرین اتهامات را مردی به نام گرت جونز بیان کرده

باید توجه داشت که آقای جونز مشاور سابق دیوید لوید جرج است

ادعای منشی لوید جرج این است که شوروی دچار قحطی شده است

,,,به‌شخصه با کارشناسان مختلفی صحبت کرده‌ام

و می‌توانم تصریح کنم که ,,,در طول برنامه‌ی 5 ساله، شرایط دشوار است

خدای من

اما خوانندگان من می‌توانند "خاطرجمع باشند که خبر قحطی کاملاً کذب است

نیویورک تایمز؟

"دورانتی ادعاهای آقای جونز را پوچ خواند"

حیف که ذکر کرده منشی لوید جرج بوده

گرت

تو باهوش‌تر از همه‌مون بودی

اصلاً فکر نمی‌کردم کارت به اینجا بکشه

فکر می‌کردن تا الان نخست‌وزیر بشی

قبلاً توی این قرن یه نخست‌وزیر ولزی داشتیم

نباید زیاده‌خواه بود

،خیلی خوشحالم که استخدامت کردم جدی میگم

ببین، به ناشر قول دادم که تو رو از روابط خارجی و سیاست دور نگه دارم

ولی حوزه‌های دیگه‌ای مثل فرهنگ باقی می‌مونه

برین، گرت جونز رو یادته؟ برگشته, قهرمان برگشته

صبر کن ببینم، فرهنگ؟ - بله -

هر چیزی که باعث بشه مردم فراموش کنن توی چه وضع بدی هستیم

،خب، تو پیش منی امیدوارم مشکلی نداشته باشی

,,,و اینجا جامون کاملاً دنج

!صبح به‌خیر، صبح به‌خیر، صبح به‌خیر

خبر فوری از مسکو

شوروی بقیه‌ی مهندسان بریتانیایی را آزاد خواهد کرد

اما ممکن است تا هفته‌ی آینده به وطنشان بازگردند

مقامات شوروی در واشینگتن امروز به موفقیت بزرگی رسیدند

,,,پس از مذاکراتی طولانی با کاخ سفید

ایالات متحده رسماً جماهیر شوروی را به رسمیت شناخت

به سلامتی - !به سلامتی -

صاحبان شرکت‌های آمریکایی ,,,مدت‌ها خواستار این حرکت بودند

تا تجارت خود را گسترش دهند

اما مردی که گفته می‌شود رئیس‌جمهور روزولت را متقاعد کرده، والتر دورانتی است

که در میان خوانندگانش به لقب مرد ما در مسکو" شناخته می‌شود"

,,,حیواناتِ بیرون، از خوک به آدم"

,,,و از آدم به خوک

و باز از خوک به آدم نگاه کردند

ولی دیگر ممکن نبود "یکی را از دیگری تشخیص داد

!این گرت جونزه

مامانم میگه دیوونه‌ست

گرت؟

روبه‌راهی؟

اون خانم‌های کلیسا حاضر نشدن حرف بزنن، نه؟

عجله نکن

مقاله‌ت رو به زودی تحویل میدی؟

!اومده

خدای من

کی اومده؟

هرست

ویلیام راندولف هرست

تابستون‌ها میاد این نزدیکی, سنت‌دوناتس

هرست اومده

مدت زیادی اینجا نبودی

البته

!البته هرست سنت‌دوناتس رو خریده

کجا داری میری؟

باید باهاش حرف بزنم

گرت, وایسا کارت دارم, گرت؟

!گرت، صبر کن! گرت

!گرت، صبر کن

تابستون هر سال سعی می‌کنیم با هرست مصاحبه کنیم و هر سال رد می‌کنه

ولی امسال نه

,من دیگه کمک سردبیرم باید با احتیاط عمل کنم، می‌فهمی؟

باشه

من باهاش مصاحبه می‌کنم

زده به سرت؟

نمی‌تونم بذارم بری سنت‌دوناتس

،اعتبار خودتو به خطر انداختی نمیذارم اعتبار منو به خطر بندازی

کمکی از دستم بر میاد؟

من برای وسترن میل کار می‌کنم

خب، می‌بینی که، سرمون شلوغه

من تازه از مسکو برگشتم

یه خبر دارم که صفحه‌ی اول روزنامه‌های آقای هرست چاپ میشه

پس پیشنهاد می‌کنم با روزنامه‌هاشون حرف بزنی

مگه نگفتی خبرنگار وسترن میلی؟

چرا باید خبرت رو به آقای هرست بدی که رقیبتونه؟

روزنامه‌های آقای هرست وکلای بیشتری داره

متأسفانه بی‌اجازه وارد ملک شدی

پس باید ازت بخوام بری

,,,اگه فقط یه دقیقه بهم وقت بدین

ممنون, ممنون، دوچرخه‌م رو بده

من با اجازه‌تون از آشپزخونه اومدم تو

!اِرِس

آقای هرست، باور کنین یه حرفی دارم که بهتره بشنوین

!پیتر

خبری دارم در مورد اینکه پولیتزر اشتباه وحشتناکی کرده، آقای هرست

ولش کن

سی ثانیه وقت داری

تازه از مسکو برگشتم

با قطار به جنوب رفتم

و روستاها رو دیدم که یکی پس از دیگری خالی بودن

آه، خبر قحطی

با چشم‌های خودم دیدم، آقای هرست

دنیا اخیراً یکی از بهترین خبرنگارهاش رو از دست داده

مردی که می‌دونم سعی کردین استخدامش کنین

سال‌ها دنبال کلب بودم

فکر می‌کنی کشتنش؟

شما هم همین فکرو می‌کردین

چرا می‌خواستن پل بمیره؟

به همون دلیلی که دارن منو بی‌اعتبار می‌کنن

مطمئنی که خبر قحطی بود که اونو به کشتن داد؟

یه خبرنگار که همکارش بود تأیید کرد

,,,و اگه بذارم یه مقاله از تو چاپ بشه

یا باید حرف تو رو باور کنن یا جایزه‌ی پولیتزرِ دورانتی

آره, آره

!"قحطی در جماهیر شوروی"

!"مرگ در اوکراین" !نوشته‌ی گرت جونز

!"مرگ در اوکراین" !مقاله‌ی گرت جونز رو بخونین

,,,گرت عزیز

من برلین توی خونه هستم

چه سریع اوضاع فرو پاشید

فعلاً دوباره دارم برای برلینر تاگه‌بلات می‌نویسم

تا اینکه توقیفمون کنن

مقاله‌ت رو خوندم

حق با تو بود

فقط یه حقیقت وجود داره

تبریک میگم، گرت

پل اگه زنده بود خیلی بهت افتخار می‌کرد

,,,دفعه‌ی بعد عازم هر جا که هستی

حتماً چیزهای لازم رو همراه خودت ببر

گاهی تا چند روز متوالی، حیوانات" چیزی جز پوشاله و چغندر برای خوردن نداشتند

به‌نظر می‌آمد گرسنگی را از نزدیک لمس می‌کنند

بسیار حیاتی بود که این موضوع را از دنیای خارج پنهان نگاه دارند

ویران شدن آسیاب بادی ,,,به آدم‌ها جسارت بخشیده بود

و دروغ‌های تازه‌ای را "درباره‌ی مزرعه‌ی حیوانات از خود می‌ساختند

,,,در ماه اوت سال بعد، 1935

گرت جونز در حین تهیه‌ی گزارش در مغولستانِ داخلی به دست راهزنان ربوده شد

او اطلاع نداشت که راهنمای سفرش با پلیس مخفی شوروی در ارتباط است

وی یک روز پیش از تولد 30 سالگی‌اش به ضرب گلوله کشته شد

والتر دورانتی در سال 1957 در سن 73 سالگی در فلوریدا از دنیا رفت

جایزه‌ی پولیتزرِ او هرگز پس گرفته نشد

به یاد میلیون‌ها کشته‌شده‌ی هولودومور، قحطیِ ساخته‌ی دستِ استالین

رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.