All language subtitles for Jaanwar.1999.DVDRip.Bollywoodiha.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollywoodiha.com سفارشي از آقاي سعيد سلطاني

اين چه سياهي است که در دل طبيعت سکونت کرده ؟

رقص مرگ است و شکارگاه عقاب ها

نه سايه اي از درخت است و نه جايي براي زندگي

اين سرزمين بي طلوع است

مردم از ترس مرگشان فرار مي کنند

چرا مردم يادشان رفته که به اين سرزمين وابسته اند؟

باشد که جايي خشکسالي نيايد

همه جا پر شده است از درد و نا اميدي

اميدي براي زندگي کردن نيست

انسان هرچيزي ار تحمل ميکند

اما توان تحمل گرسنگي را ندارد

ديگه نميتونم زنده بمونم، پسرم

هيچ اتفاقي برات نميافته، مادر

گرسنگي طاقتم رو بريده منو تنها بذار و برو پسرم

من ترکت نميکنم مادر صبر کن الان با غذا برميگردم

منتظرم بمون مادر به زودي برميگردم

عمه تو رو خدا يه ذره به من نون بديد

قضيه مرگ و زندگيه عمه

داداش کالي فقط يه ذره نون بهم بده مادرم داره ميميره

من واسه هميشه مديونت ميشم

زن عمو در رو باز کن توروخدا نذار من يتيم بشم

من هيچکي رو به غير از مادرم ندارم

تو رو خدا يه ذره نون به من بديد مادرم داره ميميره

هيچکي اينجا نيست ؟

.تيم ترجمه‌ي باليوودي‌ها با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollywoodiha.Com

مامان نگاه کن واست نون آوردم

من برات نون آوردم مادر بگيرش

تو بايد قوي باشي و ياد بگيري که ديگه تنها باشي

چي شده مامان ؟ چه اتفاقي برات افتاده مامان ؟

چي شده مامان ؟

نميتوني منو تنها بذاري مادر

پسرم با گريه کردن مرده زنده نميشه

اشکاتو پاک کن

تو امروز آخرين درس زندگي رو هم ياد گرفتي

...اونايي که گدايي ميکنن از مردم کتک ميخورن

و همه مردم در برابر چيزي که مال خودشون نيست حريص ميشن

سلطان به کسايي که واسه خودشون ارزش قائلن کمک ميکنه

دستمو بگير و با من بيا

بيا پسرم با من بيا

نترس با من بيا پسرم

اينجا مال سلطانه و همه اينا بچه هاي من هستن

اينم عبدل خواهرزاده منه اون اينجا رو اداره ميکنه

داري به چي نگاه ميکني ؟

اين تفنگ شکاره اينم هفت تيره

دوست داري شليک کني؟ بگيرش پسر ...برو شليک کن

با ديدن تو روياهاي قديميم برام يادآوري شد

...افکار من و شجاعت تو

منو به تمام موفقتا ميرسونن

و اون موقع‌س که من به تو مقام ميدم ......بادشاه

:ترجمه تخصصي توسط باليوودي‌ها مترجم: محسن شيرخاني/ اشعار: سامان کياني

قربان جاسوسمون خبراي مهمي برامون آورده

راس ساعت 8 امشب قراره مغازه دايال رو سرقت کنن

دستاتونو ببريد بالا وگرنه بهتون شليک ميکنم

زود باش

عبدل زودتر

من بهتون سه ثانيه وقت ميدم

دستاتونو ببريد بالا و از ماشين پياده شيد

...يک ...دو

اين حرص و زياده خواهيت امروز مارو به کشتن ميده

محشره، بادشاه ما امروز از اقيانوس آتش برامون الماس آورده

من بيست سال پيش بهت کمک کردم

...تو يه بچه بودي و من تو رو محرم خودم کردم

من کار درستي کردم

امروز دارم ميبينم که همه روياهايي که داشتم دارن به حقيقت تبديل ميشن

تو يه قهرماني و از اين به بعد تو همراز سلطاني

" شال رو سرم ميخواد بره کنار "

" قلبم داره تند تند ميزنه "

" النگو هام و خلخالم جرينگ جرينگ صدا ميدن "

..." و هي ميگن "

" بيا اي مرد زندگي من "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

..." بيا "

" بيا... محبوبم بيا "

" بيا محبوبم.. بيا "

" بيا ديگه بيا "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

" ديگه بي تو دلم اروم و قرار نداره "

" تميدوني که بي تو چطور دارم سر ميکنم "

" بيدارم و انگار خوابم "

" توي عشقم غرق شدم "

" عاشق و ديوانه شدم "

" داستان عشقي تو شدم "

" موهام پريشون شده "

" همش تلو تلو ميخورم "

" بيا حال و روزم رو ببين "

" ديگه خواب از سرم پريده "

" بيا محبوبم.. بيا "

" بيا عشقم.. بيا "

" بيا عزيزم بيا "

" بيا ديگه بيا "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

" ياد تو خوش بوء "

" توي شکوفه ها دنبالتم "

" در چشمان مردم "

" توي خيابونا دنبالتم "

" اين چشما تشنه هستند "

" چشم به راه تو هستن "

" نميدونم که کي مياي "

" کي خوابم به حقيقت مبدل ميشه؟ "

" دارم تلو تلو ميخورم "

" بيا و منو بگير "

" چرا اينقدر عذابم ميدي "

" بيا در کنارم "

" توي دلم نگهت ميدارم "

" ديگه نميتونم تنها باشم " " بيا عزيزم بيا "

" بيا عشقم بيا "

" بيا دلبرم بيا "

" ديوانه ام بيا "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

" بيا اي مرد زندگي من "

" که در انتظار تو هستم "

.." بيا "

" بيا عشقم بيا "

" بيا محبوبم بيا "

" بيا ديگه بيا "

" بيا اي مرد زندگي من " " بيا عزيزم بيا "

" که در انتظار تو هستم " " بيا محبوبم بيا "

" بيا ديگه بيا "

لباست پاره شده برو براي خودت لباس نو بخر

چي شده سپنا؟ چرا اينجوري شدي ؟

توي اين دنياي حيوانات براي اولين بار يه آدم رو ملاقات کردم

يعني چي؟

همه فقط به هيکل من توجه داشتن

اما اين مرد امروز اولين کسي بود که لباس پاره من به چشمش اومد

مبارکه بادشاه

تو ممکنه منو نشناسي ولي من تو رو خوب ميشناسم

تمام پرونده هات دست منه

اسم من آرجون پرادانه

بازرس آرجون پرادان

...ديشب بعد از سرقت جواهر فروشي

و با زيرکي خودت تونستي از دستم فرار کني

اما من متاسف نيستم

چون ميخواهم در حين ارتکاب جرم دستگيرت کنم

و ميخوام براي اولين و آخرين بار بهت اخطار کنم

تو بايد خيلي شانس بياري که هر بار بتوني از دست من فرار کني

اما براي دستگير کردنت فقط يه بار بايد شانس همراه من باشه

پس سرکار از اينجا برو بيرون

وگرنه مجبوري به خاطر سرنوشتت گريه کني

من تو خيالات زندگي نميکنم

من خودم سرنوشتمو مشخص ميکنم

بادشاه آخرين پيشنهادم به تو اينه که

يا براي هميشه خلاف رو کنار بذار يا دست دوستاتو بگير و از اين شهر برو

چون من با کفنتون بالاي سرتون وايسادم

براي من فرقي نميکنه که کار تو باشه يا کار من

همه چي پنجاه پنجاهه سلطان

جاي تحويل جنسا رو تو مشخص کن و زمانش رو هم ما مشخص ميکنيم

چه وقتي سه بعدازظهر ...کجا؟-

پشت معبد رامتک

يه ماهي کوچيک ميتونه بيرون از چاه زندگي کنه.

اما وقتي بزرگ ميشه بايد اونو به رودخونه برگردوني

و همه ماهي ها هم دوست دارن توي اقيانوس زندگي کن

الان وقت اون رسيده که دنياي جرم و جنايت زير سلطه من باشه

الان وقت فرمانرواييه معامله ساعت سه فردا

بايد معامله رو چند روز عقب بندازي چون پليس در حالت آماده باشه

منظورت چيه ؟

بازرس پرادان تو کارش خيلي سختگيره و هميشه آماده س

..همونقدري که ما تو کارمون وارديم و سخت گيريم

اون هم با اراده ي زيادش توي کارش انجام ميده

تو نگران اون مرد نباش بادشاه

من جاسوس اونو کشتم

ديگه کسي کاراي مارو به اون نميگه

ايست بادشاه وگرنه بهت شليک ميکنم

تو ميخواستي جون کسي رو نجات بدي که ميخواست جونتو بگيره ؟

زودباش

وايسا اين بادشاهه من بميرم کمک بيارم

چه اتفاقي برات افتاده ؟ تو خوبي ؟

چرا کسي صدامو نميشنوه ؟ کسي صدات رو نميشنوه-

حتي خدا هم بهم گوش نميده

شما کي هستيد ؟ من دوستشم ..عبدل-

ميخواستم واسه اون کمک بيارم شما نگران نباش-

من همينجا زندگي ميکنم کمکش کن تا بلندش کنيم

ما بايد هرچه زودتر اونو پيش يه دکتر ببريم يا بايد ببريمش بيمارستان

نه..نه هيچکس نبايد بفهمه که يه مرد زخمي تو اين خونه س

آخه کي ميتونه با همچين مرد خوبي مشکل داشته باشه ؟

يه مرد خوب نبايد براي خودش دشمن درست کنه

چون دشمنا خودش دنبالش هستن

بازواش رو سفت بگير

تمام روز رو ميخواي تو خواب و خيال بگذروني ؟ يالا بايد زود بري سرکار

اين پرنده کيه ديگه ؟ کجا تورش کردي ناقلا ؟

وارد اين کارا هم شدي ؟ دايي-

آروم باش...اين هيولا ميفهمه اون فقط زبون من رو متوجه ميشه

اون کيه ؟ يه مريضه-

اين مريضه عشقته ؟

داري منو ميپيچوني؟ من يا اينو ؟

اون زخمي شده

دخترم اين کارها مال مردماي بزرگه.

کار ما رقاصاي دوره گرد نيست

اگه تو خيابونا نرقصي چجوري ميخواي شکمت رو سير کني؟

تو به فکر گرسنه موندن مني يا به خاطر مشروب خوردن خودت اينجوري حرف ميزني

من فقط مشروب ميخورم و بس تو رو که نميفروشم

روزي که بخواي اينکارو بکني سرتو از بدنت جدا ميکنم

حالا گروتو گم کن و از اينجا برو يالا از خونه من برو بيرون

اگه دوباره اينجا ببينمت خونت رو ميريزم

ميخواي اين خونه رو فاحشه خونه کني نبينم ديگه اينورا پيدات شه

دايي من لعنتي

تو خودتو ناراحت نکن... هر روز اين اتفاق ميافت ه و ديگه عادي شده

من نميتونم کمکت کنم اين خيلي مشکله واسه يه دختر تنها زندگي کردن خيلي سخته

..درسته که دايي من دائم الخمره

اما براي گول زدن مردم که ببينن يکي بالاي سر من هست، کافيه

ببين لباس نو خريدم حالا ديگه اعتراضي نداري ؟

ميتونم بيام داخل ؟

چه قيافه اي داري درست مثل هنرپيشه ها

اسم اون هنرپيشه چي بود ...خيلي معروف بود نامبر وان

بشين عبدل

تو الان توي بيمارستاني يا خونه ي زنت ؟

خفه شو بابا

بيا شر بخور اين دوست منه باجرنگي-

راستيتش من راننده سوپراستارها هستم

من براتون چاي ميارم عاليه-

چه خبر عبدل ؟ همه راه هاي ورودي شهر رو بستن-

اين پليسا زندگي رو برامون جهنم کردن

سلطان الان توي سلطانپوره و فعلا اونجا ميمونه

بقيه افراد هم توي شهر پراکنده شدن

سلطان گفت تا زماني که اوضاع خودت .. و شهر روبه راه نشده

بايد مخفي بموني...يعني همينجا بمون

جنسا کجان ؟

اونا مال يکي ديگه ن من جاي امني قايمشون کردم

عبدل اگه خبر خاصي اتفاق افتاد به باجرنگي بگو بياد و بهم بگه

بميخواد ريسک کني...باشه برو

من بعدا پولشو بهت ميدم بعدا؟-

بيا اين پولو ببين خانوم اينو بذار اينجا و برو

صبرکن سپنا... صبر کن دخترم

شرمنده م که امروز صبح اون حرفا رو بهت زدم

فراموشش کن ... خواهش ميکنم

فقط خودم ميدونم که چطور يه دختر يتيم رو تو اين دنيا بزرگ کردم

فقط همين يه بار منو ببخش

تو مگه پول نميخواي ؟

يه مرد جنتلمن بهم گفته که بهت هزار روپيه قرض ميده

اونم قبول کرده

سخت کار کن و پولشو بهش برگردون

تو هزار روپيه ميخواي ؟ بله-

...من ازتون قرض ميخوام کم کم پول رو بهتون برميگردونم

داييت آدم خوبيه

بيا اينم انعامت

تو هم هرچي ميخواي بردار دو هزار پنج هزار ...هرچي ميخواي

من فقط هزار روپيه ميخوام

داري چيکار ميکني ؟ بذار من برم دايي

عصباني نشو عزيزکم

داييت در ازاي يه بطري شراب تو رو به من فروخته

بذار برم

نزديک من نشو

جلوتر نيا

مگه نميگم نيا

!ميگم جلو نيا

ولم کن

دايي

ولم کن...دايي

بذار برم

:به کانال ما در تلگرام بپيونديد Telegram.me/BollywoodihaOfficial

تو خيلي تنهايي درسته ؟

من ميخوام اين رابطه رو بين خودمون بوجود بيارم

اشکاتو پاک کن سپنا

دايي تو از شيطان هم پست تره

تو به اين غريبه اعتماد ميکني؟

.." تو چشمام اشک شادي حلقه زده "

" عطشي زندگي را در نفسهام ميبينم "

" اولين باره که تو دلم "

" احساس عشق بوجود اومده "

" اينايي که ميگم حقيقته "

" اينايي که ميگم حقيقته " " به خدا قسم "-

" من عاشق شدم " " عاشق محبوبم " -

" اينايي که ميگم حقيقته، من ديگه عاشق شدم "

" ديگه انتظار کشيدن سخت شده "

" کجا دلم رو باختم؟ " " به خدا قسم "-

" اينايي که ميگم حقيقته " " عاشق محبوبم " -

" اينايي که ميگم حقيقته، من ديگه عاشق شدم "

" ديگه انتظار کشيدن سخت شده "

" کجا دلم رو باختم؟ " " به خدا قسم "-

" اينايي که ميگم حقيقته " " عاشق محبوبم " -

" دنيا ديگه خيلي زيبا به نظر ميرسه "

" دنيا ديگه خيلي زيبا به نظر ميرسه "

" اينجا با تو خيلي دلنشين تر شده "

" چقدر اين ديدار لذتبخش شده "

" اصلا تو حال و هواي خودم نيستم " "يعني چي شده؟

" حالا بيشتر از خدا به تو اعتقاد دارم "

" حالا بيشتر از خدا به تو اعتقاد دارم "

" کجا دلم رو باختم؟ " " به خدا قسم "-

" من عاشق شدم " " عاشق محبوبم " -

" ديگه شب و روز به راحتي نميگذره "

" ديگه شب و روز به راحتي نميگذره "

" حتي يه لحظه هم يادت از ذهنم بيرون نميره "

" هيچ سالي مثل امسال نبوده "

" دلم تا بحال چنين حالي نداشته "

" زندگي بي تو برام دشوار شده "

" زندگي بي تو برام دشوار شده "

" کجا دلم رو باختم؟ "

" به خدا قسم "

" من عاشق شدم " " عاشق محبوبم " -

فقط به خاطر يه تيکه نون بابوي بيگناه تبديل به يک جانور شد

اسم جديدش هم بادشاه بود ....يه مجرم که

اصلا به قانون توجهي نداره ...بادشاه

الان ديگه سنگيني از رو شونه هام برداشته شد سپنا

اگه تو بخواي همين الان اينجا رو ترک ميکنم و ميرم

چون هرکسي اين چيزها رو از من بفهمه ازم متنفر ميشه

بادشاه هر کسي ممکنه که راه راست رو گم کرده باشه

بيا برات نون آوردم بخورش

من اينو با تمام عشقم برات آوردم

عشق به تو همه زخمهاي منو خوب کرد

مطمئنم اگه تو همسر من بشي زندگي من سراسر شادي ميشه

ما نميتونيم فقط با شادي و با هم بودن خوشبخت بشيم بادشاه

هيچ مصيبتي بالاتر از فقر و گرسنگي تو اين دنيا نيست

عشق ميتونه ما رو کمک کنه ولي قلب به تنهايي براي زندگي کافي نيست

اما ما نميتونيم اينجوري زندگي کنيم

پس من براي آخرين بار پول جمع ميکنم

انقدر پول جمع ميکنم که هيچ فقزي تو زندگي ما نمونه

هنوز آماده نشدي سپنا ؟

نکنه فراموش کردي که امروز عروسي چانداست

اون غريبه رو هم با خودت بيار

نگاه کن ببين چه زوجي هستن اين دوتا

" صورتش از خورشيد درخشانتر شده "

" لبهاش رو نگاه کنيد؛ مثل جام شرابه "

" راه رفتنش رو ببينيد چه دلرباست "

" عشوه هاش تو دنيا نظير نداره "

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

هي بهش نگاه ميکنم " " نور او همه جا را درخشان کرده

" رايحه خوش بوي اون، به مشامم ميرسه "

" رنگ عشق همه جا رو آذين بخشيده "

.." به همه دنيا دارن ميگن که "

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" عزيزم تو زندگي من هستي "

" فداي اون عشوه هات بشم "

" عزيزم تو زندگي من هستي "

" فداي اون عشوه هات بشم "

" رنگ آبي اون چشماش "

" اگر يه لحظه نبينمش، دلم آروم نميگيره "

" بدنش از جنس ابريشمه، با موهاي سياهش "

" اين لباس رنگارنگش پاک ديوانه ام کرده "

" آخه هر کاري که ميکنه جذابه "

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" محبوبم، دنيا خيلي بي رحمه "

" من و تو قرار نيست از هم جدا بشيم "

" محبوبم، دنيا خيلي بي رحمه "

" من و تو قرار نيست از هم جدا بشيم "

" حرف زدنت خوب و کلامت شيرينه "

" همش دارم خواب ازدواجمون رو ميبينم "

" عزيزم، وقتي کنارتم شبام دل انگيز ميشن "

" ديگه نه به عشق نياز دارم و نه کمبودي دارم "

" قسم که يه لحظه هم نميتونم ازت دور بمونم "

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" صورتش از خورشيد درخشانتر شده "

" لبهاش رو نگاه کنيد؛ مثل جام شرابه "

هي بهش نگاه ميکنم " " نور او همه جا را درخشان کرده

" رايحه خوش بوي اون، به مشامم ميرسه "

"يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

"يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

بادشاه اگه بتونيم جنسا رو تو بازار به صورت آزاد بفروشيم.. کلي سود ميکنيم

خيلي خوب ميشه اگه قبل از اينکه با راگو شتي حرف بزنيم.. فکر کنيم

اگه خبر داشتم به جاي اسلحه .. قراه بهمون مواد بدي

هرگز کمکت نمي کردم

يعني تو همه چي رو اشتباه ميبيني ؟

اون روزي که اين اسلحه ها عليه مردم عادي اسفاده بشه

اون روز همه چي رو ميذارم کنار

يعني در نبود سلطان تو اين حقو داري که چنين حرفي بزني ؟

شتي لازم نيست تو حد من رو بهم يادآوري کني

اگه اسلحه ها رو ميخواي پول رو بده و ببرشون

براي جورکردن اين پول يه خورده زمان ميخوام

چند روز؟ چهل و هشت ساعت-

پس فردا بيا ديبا بار و جنساتو تحويل بگير

پول رو بده و جنساتو تحويل بگير

شما اينجا قربان

راگو شتي ازم خواسته بيام رو تراس

عبدل مراقب خودت باش

محموله رو آوردي ؟

ميخواي ببينيشون ؟ کلاهبرداري اصول خاص خودشو داره-

پس پولو بده و ببرش

کيف رو بذار زمين بادشاه

يادت مياد چي بهت گفتم ؟ بالاخره يه روزي تو رو در حين ارتکاب جرم دستگير ميکنم

اون روز رسيد

بگيريدش

صبر کنيد

بادشاه کجاست ؟ بهم بگيد

بگيد ببينم

کجايي بادشاه ؟ باورم نميشه-

چون فقط شما ميگيد خواهرزاده من فاحشه نيست

اگه اون پسره اينجا اومده بود فقط با رضايت اين دختر بوده

اون اينجا مونده بود چون اين دختر ميخواست

اگه شب و روز با هم بودن با رضايت خودشون بوده

حالا شماها ميگيد خواهرزاده من مايه ننگه ؟

... ما همه چيز رو ديديم و همه چي روشنه

ولي تو هنوز اونو يه زن پاکدامن ميبيني

خواهش ميکنم يه طناب بياريد و منو دار بزنيد

ولي کسي حق نداره به خواهرزاده من دست بزنه

خواهش ميکنم اين بازي رو تمومش کن

آفرين به تو دايي آفرين تو که سلطان بي شرف بودن هستي

خيلي هوشمندانه من رو يه فاحشه نشون دادي

وظيفه يه دايي از يه مادر خيلي سنگين تره

... و تو...اگه مادرم منو به يتيم خونه ميبرد يا ميکشت

خيلي بهتر اين ميشد

لااقل کسي اعتمادش رو نسبت به اين روابط از دست نميداد

امروز جلوي همه مردم تصميم نهايي گرفته ميشه

که يا اين هرزه تو اين خونه زندگي ميکنه يا من

حالا زود بگو اون مردي که باهات زندگي ميکرد کي بود ؟

چي شده سپنا ؟

امروز همه ميخواستن بدونن که من و تو چه رابطه اي با هم داريم

انسانيت چيزيه که نيازي به رابطه نداره

اما ادما به اين چيزا احتياجي ندارن

امروز همه ميخواستن بدونن من و تو چه صنمي با هم ديگه داريم

کي ميخواد بدونه بين من و سپنا چه رابطه اي هست ؟

...حرف بزن بادشاه

اسم رابطه س من و تو چيه ؟

کي ميخواد از رابطه من و سپنا چيزي بدونه ؟

ديگه هيچکي اين سوال رو از تو نمي پرسه

فردا ساعت پنج عصر کنار معبد شيو منتظرتم

مياي ديگه ؟

.." اميدوارم که مثل دنيا " .." مثل رسوم ها "

.." مثل قول ها " .." مثل قسم ها "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

" دنيا تغيير ميکنه، فصل ها ميان و ميرن "

" ولي دل من تغيير نخواهد کرد "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

.." زير سقف آسمان "

... "بهم قول دادي که "

" در قبال دلم.. عشقت رو بهم بدي"

" قسم به آسمون و زمين "

" به جان تو قسم "

" تفکرات، روياها عوض ميشه "

" اما تو تا ابد تپش قلبم خواهي بود "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

اگر که تو من رو فريب بدي " "ديگه نميدونم چکار بايد بکنم

" اگر من رو ترک کني، شاهد مرگ من خواهي بود "

تنها مقصد من تو هستي " "بهشت من آغوش توست

" مسافرا.. راه ها عوض ميشن "

" اگر تو منو صدا بزني، فورا ميام پيشت "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

" مثل فصل ها.. هيچوقت تغيير نکني "

" تغيير نکني "

" تغيير نکني "

اون نمياد

بازم منتظرش بمون

اما اين دنياي منه اون نمياد

تو خيلي خوش شانسي که سوار ريکشا شدي و ميخواي بري ازدواج کني

من خودم وقتي ازدواج کرده بودم يه ماديان سفيد سفارش داده بودم

..اون يه ادم احمق بود که

ازم دور شو

دخترم خيلي وقته که تو اينجايي منم بايد در معبد رو ببندم و برم خونه

ميبيني چقد هوا بده انگار قراره که طوفان بشه

مگه قرار نبود عروس بشي ازدواج کردي ؟

...پدر

برو کنار

...پدر

اينچا ساختموني نيست معلوم نيست اين بچه از کجا اومده ؟

قطار بمبئي دچار سانحه شده

دويست نفر کشته شدن و نزديک سيصد نفر زخمي شدن

همه پليسا و آتش نشانا اونجا مشغولن

...مادر نوه ي من کجاست ؟-

بعد اين همه سال اون به دنيا اومده بود

خبري از پسرم نيست جناب ؟

توي حادثه اي به اين بزرگي پيدا کردن اون بچه کوچيک خيلي سخته

...بين اجسادي که از داخل آب بيرون آورديم گشتيم اما

اما چي ؟

چرا بين جنازه ها دنبال پسرم گشتيد ؟

چرا ؟ کي بهتون اجازه داد اونجا دنبالش بگرديد؟

بعد از هزار تا نذر و نياز خدا اونو به ما داد

خدا نبايد به اين راحتي اونو از ما بگيره

و اين مرد رفته بين جسدها دنبال بچه من بگرده

صبور باش يه خورده آروم باش

آديتيا يه چيزي بگو خواهش ميکنم

باشه... ولي تو آروم باش همه چي درست ميشه

پنج روپيه زولبيا به من بده

داداش دو روپيه شير بهم بد ه بچه م خيلي گرسنه س

اينو بگير دوباره

ميتوني يه کمي شير بهم بدي ؟

بيا

...چه تب بالايي داره اگه نبرمش دکتر ممکنه

حالا چيکار کنم ؟

کيه ؟

چرا نيومدي معبد ؟

تو چه دردسري افتادي که نيومدي منو ببيني ؟

...که از من برات مهمتر بود که از من ارزش بيشتري داشت

همش تقصير توئه

توي دردسر افتاده بودم سپنا بين مرگ و زندگي گير کرده بودم

چون گير کرده بودي پسرت رو برام آوردي ؟

تو منو فريبم دادي تو منو گولم زدي

تو يه دروغگويي تو متاهل بودي و به من نگفتي

در رو باز کن

درو باز کن بادشاه

تو هيچ وقت زندگي آرومي نخواهي داشت هيچ وقت

در رو بشکنيد

تو با احساسات من بازي کردي تو يه دروغگويي

بادشاه تو نميتوني فرار کني

بادشاه کجاست ؟ کجا رفت ؟

Instagram.Com/BollywoodihaOfficial Facebook.Com/BollywoodyHa

آخه چرا اين بچه رو تو دامن من گذاشتي ؟

آخه چرا با دادن اين بچه من رو مسئول همچين رابطه اي کردي ؟

مگه نميدوني من کيم ؟

من نه آينده اي دارم و نه هيچ چيزي ديگه اي

من نميتونم همچين مسئوليتي رو به عهده بگيرم من خودم نيازمندم که کمکم کني

گناهکاري مثل من تحمل اين مسئوليت رو نداره

تو هميشه دعاي بنده هاي مخلصت رو گوش ميدي

حالا دعاي منو گوش کن

اين بچه رو در پناه خودت و زير سايه خودت حفظش کن

" پروردگار نظاره گر است "

" راه هاي بي پناه فرياد ميزنند که "

" آهاي مسافر بي رحم من "

" بيا در آغوش من "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

" درد من را ببين "

" ترکم نکن و نرو "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

" آن کس که دلش به رحم نمي ايد "

" جانور است يا حيوان "

" آن کس که خود را شريک درد ديگران ميداند "

" تنها اوست که انسان است "

"در هر زمان.. آن کس که به درماندگان ياري ميدهد "

" اوست که تنها ناجي است "

.." از پاره تنت "

" اينگونه جدا مي شوي؟ "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." رهگذر "

.." اي رهگذر "

" به خاطر تو، من خدا هم ترک گفتم "

وفايم را به تو نشان دادم " " اما تو بي وفايي

" تمام آن قول و وعده ها دروغ بود"

" من به تو اعتماد کردم اما تو فريبم دادي "

" از چشمانم مدام اشک جاري ست "

" و مدام ميگن که تو بي وفا بودي "

" با رفتنت به من درد دادي "

" با رفتنت به من درد دادي "

" شيشه دلم را شکستي "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." من تنها و يتيمم "

" کسي را در دنيا ندارم"

" يه شيطان صفت مياد و من رو با خودش ميبره "

" بهم ظلم ميکنه و تنفر رو يادم ميده "

" راهي را به من نشان ميده، که مقصدش گناهه "

" و انساني ديگر به جانور تبديل ميشه "

" به جانور تبديل ميشه "

" به جانور تبديل ميشه "

" پس اگر نميخواي زندگي يکي ديگه تباه بشه "

" و اگر فکر ميکني يه نفر ديگه هم نبايد شاکي باشه "

کشتي را به ساحل برسون " " خار رو از گلها جدا کن

" راه رو نشونم بده و زندگيم رو بساز "

" زندگيم رو بساز "

" تباهي رو از من دور کن "

" رشته تباهي رو از من قطع کن "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." رهگذر "

.." اي رهگذر "

.." اي رهگذر "

تو الان شيش ماهه که اينجا زنداني شدي عبدل

...ميتونم اتهاماتت رو تغيير بدم به شرطي که

حمل و خريد و فروش اسلحه و .. فردا تو دادگاه اتهام توئه

و براي تو حداقل مجازات رو در نظر ميگيريم

دليل اين دلرحميت چيه ؟

تو چي ميبيني همدردي يا خودخواهي ؟

ميخوام بدونم بادشاه کجاست

عبدل...بسه ديگه

چقد منو ميزني سرکار چقد ؟

حتي اسم اون رو هم به زبونم نميارم

قربان چرا شما بادشاه رو فراموش نميکيند ؟

پرونده اون رو ببنيد و تمومش کنيد

نه دستگيري بادشاه تا ديروز وظيفه من بود

اما از امروز تنها هدف زندگي منه

...تازماني که اونو دستگير نکنم نه مقامي ميخوام

و نه ميخوام از اينجا انتقال پيدا کنم

اگه بادشاه مرده پس من جسد اون رو ميخوام

...واگه زنده باشه و فراري شده

پس يه روزي به اينجا برميگرده

ببخشيد آقا

گوش کن بابا چي رو ؟ من چهارتا پسر دارم-

و هيچکدومشون تو نيستي پس چرا منو بابا صدا ميکني ؟

مثل يان ميمونه که بگي داداش (نه من داداش نيستم (گنگستر-

ميخواي منو به کشتن بدي ؟

ميتونم رفاقتي يه سوالي ازت بپرسم ؟ رفاقتي ؟؟؟-

ما همين الان همو ديديم کي با هم رفيق شديم ؟

به خاطر انسانيت که ميتونم ازت سوال بپرسم ؟ حتما...بپرس-

بابوي آهنگر رو کجا ميتونم پيدا کنم ؟

بابوي آهنگر؟ الان بهت ميگم

...مسير مستقيم رو برو همينو که رفتي

يه الکل فروشي رو سمت چپت ميبيني

... وبعدش- اونجا پيداش ميکنم ؟

نه اون که لب به مشروب نميزنه اونجا نيست

بعدش ميري به مغازه سيگار فروشي ميرسي اونجا پيداش ميکنم ؟-

نه اونجا که کسي نيست

پس اين آهنگر رو کجا ميتونم پيدا کنم ؟

هرچي گفتم رو فراموش کن و از اينجا که ميگم برو

...برو سمت راست و ادامه بده-

يه کمي که بري به يه درخت بزرگ ميرسي

خيلي زير اون درخت معطل نشو

چرا؟ مگه روح داره ؟ نه روح کجا بود دارم ادرس رو بهت ميگم-

اگه از سمت چپ درخت بري

يه کور رو پيدا ميکني

يه مرد کور عينک فروش ؟؟

اون قبل از اينکه کور بشه کارش همين بود

اونجا ميتونم پيداش کنم ؟ نه اونجا چيکار ميکنه آخه ؟-

بابو چشماي تيزي داره چه نيازي داره اونجا بره

همينطور که بري جلو به يه عمارت قديمي ميرسي

تو اون عمارت يه پيرمرد رو ميبيني ؟ اما بابو اونجا نيست ؟-

...نه نيست ولي اگه از اون پيرمرد بپرسي اون بهم ميگه کجاست ؟-

چرابهم نميگه ؟ چون اون ناشنواست-

من فکر ميکنم مرتکب گناه شدم که ازت پرسيدم بابو کجا زندگي ميکنه

اون کجا زندگي ميکنه ؟ همينجا درست پشت سرت

اينجا ؟ آره خب-

پس چرا اين همه منو سردرگم کردي؟ تو ازم پرسيدي کجا ميتونم ببينمش-

ازم نپرسيدي که خونه ش کجاست من گه خوردم داداش-

بفرمائيد اين چيه ؟-

برو يه چايي بخور ...کمي که بري سمت راست بعدش-

من چايي نميخوام باشه پسرم-

منو پسرم صدا نکن چرا ؟-

چون من باباهاي زيادي رو ديدم ولي کسي مثل تو خشک و بي حوصله نديدم

من حوصلتو سر بردم ؟

اينجا خونه بابوي آهنگره ؟

من دو ساعته که دارم دنبال ادرست ميگردم زود باش بهم بگو

اين چه کاري که با خودت کردي ؟

چرا اينجا زندگي ميکني ؟ اين چه کاري که داري انجام ميدي ؟

اين چه اسمي براي خودت انتخاب کردي بابوي آهنگر

براي اين صدات کردم که اين چيزارو بهت بگم

... از وقتي که اين بچه پاشو تو زندگي من گذاشت

نميتونستم که بادشاه باشم

چطور ميتونستم با اين دستام اين بچه رو بلند کنم؟

بلندش کنم و بغلش کنم در حاليکه اسلحه تو دستام باشه ؟

...چطور ميتونستم اين بچه رو بلند کنم و رو پام بايستم ؟

دستايي که هميشه اسلحه داشت و پاهايي که هميشه از دست پليس فراري بودن

توي سرنوشت بادشاه شخصي به اسم سلطان وجود داشت

اما نميتونستم بذارم که بدبختيام رو اين بچه هم داشته باشه

منم نميخواستم که يکي مثل سلطان بشم

و حتي نميخواستم يکي مثل بادشاه رو بوجود بيارم

و خواستم يه شروع دوباره داشته باشم

بادشاه مرده باجرنگي

پس سپنا چي شد ؟ چه بلايي سر اون اومد ؟

سپنا يه رويا تو زندگي بادشاه بود

اونم همراه بادشاه از بين رفت

الانم توي زندگي بابو فقط يه رويا وجود داره

اين بچه راجوي من

بايد آينده خوبي براي پسرم بسازم

يه انسان خوب ازش بسازم

به خاطر آينده ش گذشته خودمو نابود کردم

توي جشن آقاي کانا خيلي خوش گذشت

داداش اگه تو بودي بيشتر خوش ميگذشت

چي شده مامتا ؟ چرا غذاتو نميخوري ؟

!نميدونم پسرم تا الان غذاشو خورده يا نه

تو بايد الان همه چي رو فراموش کني

فراموش کنم ؟ پسرمو فراموش کنم ؟

پسري رو که نه ماه تو رحم خودم نگه داشتم رو بايد فراموش کنم ؟

نه...من هرگز نميتونم اونو فراموش کنم حتي اگه همه تلاشمو بکنم بازم نميتونم

اون پسر منم بود

ما نميتونيم با مرور کردن گذشته ها زندگي کنيم

مامتا زندگي کسي رو از ما ميگيره ولي نميتونيم تغييرش بديم

به خودت بيا...خواهش ميکنم

" اگر نبينمت آروم و قرار ندارم "

" اگر نبينمت آروم و قرار ندارم "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" اين ديگه چطور رابطه ايه؟ "

" اين ديگه چطور رابطه ايه؟ "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" ميتونم به تنهايي دردها رو تحمل کنم "

" با تو خيلي خوشحالم "

" ميتونم به تنهايي دردها رو تحمل کنم "

" با تو خيلي خوشحالم "

هرچي که بخواي برات فراهم ميکنم " " زندگيم رو فداي تو ميکنم

"هرچقدر که بخواي دوستت دارم "

" هرچقدر دلت بخواد دوستت دارم "

" تنها تو هستي که دوستش دارم "

" تنها تو هستي که دوستش دارم "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" تو هم پدر من هستي هم مادرم "

" هم قلبمي هم زندگيم"

" تو هم پدر من هستي هم مادرم "

" هم قلبمي هم زندگيم"

" حتي وقتي بزرگ شدم، تنهام نذار "

" پدر دستم رو ول نکن و من رو تنهام نذار "

" پدر دستم رو ول نکن و من رو تنهام نذار "

" تو به خاطر من، چه سختيا که نکشيدي "

" تو به خاطر من، چه سختيا که نکشيدي "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" اگر نبينمت آروم و قرار ندارم "

" اگر نبينمت آروم و قرار ندارم "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

" با ديدن تو دلم آروم ميگيره "

مسير مدرسه نيم ساعته اما تو دو ساعت و نيم طولش دادي

اگه راجو يه خورده دير بياد از فکر و خيال ديوونه ميشم

خب حداقل گوش کن ببين چي به سرم اومد

اين دولت نه به فکر زاد و ولده نه ترافيک

انقده ترافيک تو خيابون بود انگاري قرار بود مادوري ديشکيت از اونجا رد بشه

و داره تو جيپش ميرقصه

و چند تا حزب سياسي بودن که همينجوري ميرفتن و شعار ميدادن

کل وقتمون تلف شد

همش دروغه

راستش واسه يه دختر سوت کشيد ..و وقتي اون دختر برگشت

ديديم که اون يه پسره

من داشتم از خنده منفجر ميشدم بابا

ديگه هيچ وقت اين حرف رو نزن

من ميخوام که تو هم مثل من باشي پسرم

اينا چجوري ثروتمند شدن بولا

براي بچه اي که سالهاست گمشده

چه معني داره که هر سال هر سال تولد ميگيرن ؟

اون مدير مدرسه ماست و ميتونه هر کاري بکنه

حالا که بچه ش نيست چه مهموني براش گرفته

اگه بود مطمئنا دنيا رو زير و رو ميکرد

چطور امکان داره که اين همه بگذره و اون بچه پيدا نشده باشه

اون مطمئنا مرده

چرا اين حرف رو ميزندي ؟ اگه خدا بخواد اون زنده س و هم سن منه

يه بار ديگه بگو چي گفتي ؟

من گفتم اگه خدا بخواد به زودي پسرتون پيدا ميشه

دوباره بگو ؟ خواهش ميکنم گريه نکنيد-

حتما پسرتون رو پيدا ميکنيد

اين حرف تو باور منم بيشتر کرد

چقد خوب حرف ميزني کي يادت داده انقده خوب حرف بزني ؟

بابام يادم داده

چه مادر خوش قسمتي داري

مادرم ؟ من مامان ندارم

ديگه نگو مادر نداري من مادر تو هستم

...ميتوني منو مادر صدا کني ميتونم ؟-

البته

يه بار منو مادر صدا کن...يه بار مادر-

ديگه هيچ وقت نگو مامان نداري من مادرتم

اينبار يه خورده ديرتر شهريه مدرسه ت رو ميدم راجو

ما نميتونيم دوباره دير کنيم

بهم بگو بابا چيه ؟-

من امروز مادر رو ديدم

مادرتو ديدي ؟

کي بود ؟ کدوم مادر ؟

تو مامان نداري

من هم باباتم هم مامانت

تو به جز من کسي رو نداري

بايد ببينم اين کدوم آدم گستاخي که ميخواد با تو رابطه داشته باشه ؟

!تو فقط مال مني پسر خودمي و خواهي بود

تو فقط مال مني ..فقط مال مني مال هيچکي نيستي

مثل سايه دنبالش باش چون اين مارو به بادشاه ميرسونه

سلام آقا

مترجم: محسن شيرخاني ناظر ترجمه و مترجم اشعار: سامان کياني

پسرم بعد از هفت سال از زندان آزاد شده

پليسها همش دنبال ما بودن

براي همين بود که نميتونستم به ملاقاتت بيام عبدل

بادشاه کجاست ؟

توي اين همه سال پيش شما نيومده ؟

پس بادشاه همه پولها رو بالا کشيده و در رفته

من پول نميخوام من بادشاه رو ميخوام

امروز که تو برگشتي انگار دست و پام رو پيدا کردم.

اما قدرت اصلي من بادشاهه

و مردي که قدرت نداشته باشه باز هم فلجه

به هر قيمتي شده من بادشاه رو ميخوام

.."دلبر"

.."دلبر"

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

" تشنگي تو تن منه، دلم بيقراره "

" پس بيا يارم، اينقدر عذابم نده "

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

" يکي افتاده دنبال زيبايي من "

" يکي هم عاشق حرکات من شده "

" يکي افتاده دنبال زيبايي من "

" يکي هم عاشق حرکات من شده "

" چطور قايمش کنم؟ چطور مداواش کنم؟ "

" شوق جواني ام رو؟ "

" ديگه نميتونم، آتش جدايي رو تحمل کنم "

.."دلبر"

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

.."دلبر"

.."دلبر"

" از شب تا صبح چشم انتظارتم "

" تمام شب رو تنها سپري ميکنم "

از شب تا صبح چشم انتظارتم " " تمام شب رو تنها سپري ميکنم

" کي گوش ميده، کي ميفهمه آخه "

" که چه حال خرابي دارم؟ "

" معشوق بيرحم من، حالمو درک نميکنه "

.."دلبر"

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

" تشنگي تو تنمه، دلم بيقراره "

" پس بيا يارم، اينقدر عذابم نده "

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

.."دلبر"

" به شکل فريبنده اي، اندام محرک من به حرکت در مياد"

عبدل بادشاه کجاست بهم بگو ؟

منم ميخواستم همينو از تو بپرسم

تو داري از من ميپرسي ؟ من از اون دروغگو هيچ خبري ندارم-

اون منو گول زد

اون داييم که انقده خورد و مرد

و منم با رقصيدن خودمو به اينجا رسوندم

... من با اين اميد زندگي ميکنم که يه روزي بادشاه رو

پيدا کنم و بکشمش

اين تنها فرصت من براي انتقام از بادشاهه

رسوندن تو به اين هدفت هدف منم هست

...بيا اينجا راجو بيا پسرم

چطوري؟ خوبم-

تو گرسنه اي ؟

ميخواي ببيني مادر برات چي آورده ؟

همه اينها براي پسرم

حالا بهم بگو که چي دوست داري

من نميتنوم اين غذاها رو بخورم چرا نميتوني ؟-

چون اگه اينو بخورم غذاي خودم ميمونه

اونوقت بابام عصباني ميشه و منو دعوا ميکنه

خب بيا من غذاي تو رو ميخورم تو هم اينو بخور خوبه ؟

اينجوري ديگه بابات دعوات نميکنه ؟ نه نميکنه-

بشين

شما هم بخوريد ميخورم-

اين غذاها رو دوست داري راجو ؟ آره عاليه-

براي اولين باره که دارم اين غذاها رو ميخورم خيلي خوبه غذاي من چطوره ؟

خيلي خوب بود پسرم

فردا با من مياي بريم گردش ؟ باشه-

ولي فردا نه چرا نه ؟-

بچه هاي خوب ميرن مدرسه

بچه هاي خوب حرف مامانشون رو هم گوش ميدن

حسابي خوش ميگذره و منم قبرات اسباب بازي ميگيرم

پس کلاسام چي ؟

اونو به من بسپار

من نميتونم چيزي بخورم امشب پدر چرا نميتوني ؟-

گرسنه م نيست

تو خوبي ؟ آره خوبم-

امروز گرسنه م نيست

حالا چي ؟ امشب غذامو به شيرو ميدم

خوش ميگذره ؟ آره خيلي خوبه-

خوشت اومد؟ آره-

فوق العادس

...من بازي نميکنم شما داريد تقلب ميکنيد

بابا

بابا...منو تنها بذاريد

بابا

پسر من به محبت آدمهايي مثل شما نياز نداره

به ترحم آدمهايي مثل شما نياز نداره خانم

ما فقيرها فقط چيزي داريم که ما رو گرم کنه

و تا زنده ايم همونو رو خودمون ميکشيم

سعي نکنيد به ما اين راهو نشون بديد

من چه اشتباهي کردم ؟

من فقط ميخواستم عشقم رو بهش نشون بدم

و کي گفته با محبت من به اون محبتش به شما کم ميشه ؟

تو اين مدرسه بچه هاي ديگه اي هم هستن که به محبت شما پولدارها احتياج دارن

اگه اين براي شما کافي نيست بريد به يه يتيم خونه و محبت خودتون رو به اونا نشون بديد

اما لطف کنيد و پسر من و فراموش کنيد

من اسباب بازي ميخوام بابا شما هيچ وقت براي من چيزي نميخريد

من اون اسباب بازيا رو ميخوام تو اسباب بازي ميخواي باشه من برات ميخرم-

من برات ميگيرم پس گريه نکن

هر طوري شده برات ميخرم خودم همه چي رو برات محيا ميکنم

اما نميذارم کسي بهت صدقه بده

به خاطر بيست و پنج هزار روپيه خودمو به کشتن نميدم

هر خطري رو به جون ميخرم اما اين کار فقط خودکشيه

ببين سليم تو بهترين بدلکار سينما هستي

تا حالا بدلکاريهاي زيادي انجام دادي اما الان واسه اينکار به من نه ميگي ؟

آخه اينکار غيرممکنه اما -

چرا غير ممکنه ؟

اين مهمترين بخش فيلم منه و نميتونم ازش بگذرم

اگه سليم نميتونه قبول کنه پس کي ميتونه اينکارو انجام بده ؟

من ميتونم

فقط به من يه فرصت بديد من ميتونم اين کار خطرناک رو انجام بدم

باور کنيد من از اين امتحان پيروز بيرون ميام آقا

...اما فقط يه شانس آقا-

بابا اين چه کاري بود که انجام دادي ؟

بدون اينکه فکر کنيد چيکار کردي؟ اگه اتفاقي برات ميفتاد چي ميشد ؟

اونوقت چه بلايي سر من ميومد بابا من هيچي نميخوام بابا

هيچي نميخوام

من به غير از عضقتون هيچي نميخوام باا

من پدرمو ميخوام و هيچي به جز داشتن شما منو خوشحال نميکنه

هيچ چيزي نميخوام هيچي

بابا

تنها کسي که ميتونه همچين کار خطرناکي رو انجام بده بادشاهه

چرا انقده آشفته شدي ؟

راجو رو ببر داخل باجرنگي

چرا اومدي اينجا ؟ از اينجا برو

نبايد با دوست قديميت اينجوري حرف بزني بادشاه

توي اين هفت سالي که من زندان بودم حتي يه بارم به ملاقات من نيومدي

بگذريم...يه ادم باشرف ميتونه يه ادم ديگه رو فراموش کنه

اما يه مجرم هرگز کسي رو فراموش نميکنه

بعد اين همه سال از زندان آزاد شدم

اما تو از ديدن من خوشحال نشدي ؟

...ببين من در مورد زندگيم نه ميخوام چيزي بگم

و نه به تو علاقه اي دارم پس از اينجا برو

باشه حتما ميرم ولي قبلش پولاي منو بهم برگردون

از کدوم پول داري حرف ميزني ؟

عجب آدم ساده اي يه کمي به مغزت فشار بيار

اون پولي که قبل از اينکه دستگير بشم دستت بود

چول تو رو پليس مصادره کرده

هيچي با من نبود هيچي؟-

اگه پولي نداشتي اين خونه و زندگي و آسايش رو از کجا آوردي ؟

از همونجايي که پليس پولهاي منو مصادره کرده ؟

نه..ما هميشه توي تمام دزديا شريک بوديم

اما تو براي منافع خودت به من خيانت کردي

...بس کن اگه يه کلمه ديگه از دهنت بيرون بياد

اونوقت بادشاهي رو ميبيني که که فراموشش کرده بودم

بادشاه تو خودت رو ميتوني فراموش کني اما سلطان رو نه

اون نه تو رو فراموش کرده و نه فراموش ميکنه

...به ياد بيار سلطان همون همون باروتيه

با يه جرقه کوچيک از طرف من تمام اين خوشيا رو منفجر کنه!

تو الان به من سيلي نزدي بادشاه تو به صورت سلطان سيلي زدي

...حالا يا سلطان مياد اينجا و

يا تو ميري اونجا و جوابت رو ميگيري

تصميمش به عهده خودته

حالا من بايد بفهمم که بابوي آهنگر کيه

صبر کنيد

سلطان من اومدم اينجا که برات توضيح بدم

به اين سگهات بفهموني که سعي نکنن شکار کنن

هر چقد که از من دورتر بمونن عمرشون طولاني تر ميشه

بعد از اين همه سال بالاخره به ديدنم اومدي

به جاي خوشحالي به من بي احترامي ميکني ؟

...رابطه ي بين ما کدوم رابطه رو ميگي سلطان ؟-

تو در ازاي يه تيکه نون منو به يه حيوون تبديل کردي

و براي هر چيزي منو يه گناهکار بار آوردي

...الان نه من به تو ديني دارم

نه با تو رابطه اي دارم

تو يه يتيم گرسنه بودي و من به تو يه زندگي جديد دادم

سعي نکن به جاي اينکه منو پدر خودت بدوني خودت رو پدر من بدوني

من خودم يه پدرم سلطان

توي قلب يه پدر چقد عشق واسه بچش وجود داره

اما من راه خودم و ميرم و تو راه خودتو دنياي ما کاملا متفاوته

توي دنياي جرم و جنايت راه هاي زيادي وجود داره بادشاه

اما براي بيرون رفتن راهي وجود نداره

از بچگي اين فقط تو بودي منو ميشناختي سلطان ولي منو درک نکردي

من به خاطر ترس از نتيجه فکر نميکنم

من تصميم آخرمو گرفتم و براي همين براي آخرين بار اومدم اينجا

من ديگه برنميگردم من دارم ميرم

پس خاطراتمون کجا رفته پسرم ؟

ورود و خروج از اينجا فقط با اجازه ي منه

کي ميخواد جلوي منو بگيره ؟

برگرد و ببين

... اگه امروز بادشاه زنده بود

همتون رو زنده زنده دفن ميکرد

اين دستاي بابوي آهنگره

اين دستها از دستاي بادشاه هم محکمتره

اما انسانيت اونو محدود کرده

چيزي که آدمهايي مثل شما هرگز نداشتن و نخواهند داشت

...اين دستها ميخواد آخرين نصيحت رو به شما بگه

اين رآخرين اخطار من به شماست

نه عبدل با کشتن بادشاه مرتکب اين اشتباه نشو

زمان باعث شده قدرت بادشاه زياد بشه

اين فقط يه تست کوچيک بود

بادشاه زنده براي ما ارزش بيشتري داره من اونو زنده ميخوام

من اونو به هر قيمتي شده پيش خودمون برميگردونم

سلام عمو سلام-

بابوي آهنگر اينجا زندگي ميکنه بله بفرمائيد داخل-

اون الان خونه نيست ولي خيلي زود برميگرده

بفرمائيد بشينيد من ميرم براتون آب بيارم

اسمت چيه ؟ راجو-

چند سالته ؟ هشت سالمه-

دارم ميبينم...خب کلاس چندمي ؟

کلاس چهارم خوبه-

اسم بابات چيه ؟ باباي من بابوي آهنگره-

تو از بابات عکس داري ؟

آره من هميشه عکس بابام رو وسط کتابم ميذارم

واقعا ؟ چرا؟

شما هميشه عکس خدا رو به همراه خودتون داريد؟

البته که دارم چرا داريد؟-

چون ميپرستمش و بهش ايمان دارم

دوستش دارم شما خودتون جواب خودتون رو داديد-

منم به خاطر همين هميشه عکس بابام رو همراه خودم دارم

اون بهترين باباي دنياست

اگه به يه چيزي فکر کنم قبل از اينکه بهش بگم اونو برام مياره

اون خيلي منو دوست داره

ميدونيد ما فقير هستيم و همه کسايي که دور و برمونن فقيرن

همه بچه هاشون ميرن مدرسه دولتي

ولي بابام منو بهترين مدرسه شهر ميفرسته

شغل پدرت چيه ؟

مگه نميبينيد ؟ اين مغازه ي آهنگري مال بابامه

شب و روز مشغول آهنگريه تا بتونه مخارج من رو تامين کنه

اون يه دوست داره سرکار پرادان

اون از من ميخواد که يکي مثل اون بشم درستکار و با صداقت

بابا

اين باباي منه عمو...راستي يادم رفت اسمتون رو بپرسم ؟

برو تو راجو

چه بچه دوست داشتنيه

اونو با يه فرهنگ خوب و خيلي درست بزرگش کردي

بابو مرد آهنگر

من هفت ساله که دارم دنبال يه مجرم ميگردم

تو اين مدت خيلي فرصت ارتقا درجه رو داشتم

اما من قبول نکردم

به خاطر اينه که من هنوز يه بازرسم

اما احساس ميکنم چيزي که بدست آوردم از اون چيزي که از دست دادم بيشتره

ميتوني اونجا بوداي مقدس رو ببيني

اون سيدرارت تو يکي از شبا زن و بچه ش رو ول کرد ورفت

و براي پيدا کردن حقيقت رفت وسط جنگل

و بعد از سالها اون مرد برگشت

و همسرش به همراه پسرش پيشش رفتن

زنش عصباني بود و کنترلش رو در برابر بودا از دست داد

و ازش پرسيد تو به چه حقي يه پسر رو از داشتن پدر محروم کردي ؟

قبل از اينکه زنت رو ول کني چه فکري کردي ؟ چرا بي عدالتي رو در حق ما انجام دادي ؟

و بودا بهش گفت که : شوهر تو سيدارت بود

پدر اين بچه سيدارت بود

اوني که شماها رو ترک کرد سيدارت بود

اما اوني که جلوي روي تو ايستاده سيدارت نيست

بدون روح بدون هيچ چيزي

اون مردي که سالها دنبال شکارش بودم بابو

و امروز من کسي رو ملاقات کردم که اون شخص نيست

منو ببخش

تو سرنوشت رو از کسي نگرفتي

تو خودت تقدير و سرنوشتت رو تغيير دادي

من اشتباه کردم

ساوانت حق با تو بود

پرونده بادشاه رو ببنديد اون خيلي وقته که مرده

از اين برنامه ها هر روز تو مدرسه ما نيست

شما هم بيا بابا

من تو کل عمرم هيچ برنامه اي رو شرکت نکردم حالا چيکار کنم ؟

من امروز خيلي کار دارم خودت برو

درسته که همراهت نيستم اما دعاي خير من مثل هميشه همراهته

کجا فرار ميکني ؟

ببينيد خانم من نه رابطه اي با شما داشتم و نه ميتونم داشته باشم

من به جز پدرم کسي رو ندارم

و به غير از خوشحالي اون هيچي برام ارزش نداره

براي همين ازتون خواهش ميکنم ديگه هيچ وقت منو نبينيد

...اما

خانم توي اتاق هيئت مديره همه منتظر شمان

همين الان خبر رسيد حال مانيش خرابه

پس کي امروز آهنگ مادر رو در مراسم بخونه؟

راجو صداي خوبي داره

اون ميخواد چي در مورد مادر بخونه؟ اون که اصلا مادر نداره

اون چه ميدونه مادر چيه؟

" مادر... مادر "

" مادر... مادر "

" مادر... مادر "

" مادر... مادر "

خواستي که بيام کنارت " " براي همين گريه کردم

خواستي که بيام کنارت " " براي همين گريه کردم

" ياد تو هميشه به خاطر من مياد "

" دلم برات تنگ ميشه "

خواستي که بيام کنارت " " براي همين گريه کردم

خواستي که بيام کنارت " " براي همين گريه کردم

" ياد تو هميشه به خاطر من مياد "

" دلم برات تنگ ميشه "

" کساني که دست خير مادر بالا سرشونه "

" اونايي که مادر دارن، خيلي خوشبختن "

" کساني که دست خير مادر بالا سرشونه "

" اونايي که مادر دارن، خيلي خوشبختن "

اونايي که مادر ندارن " "جسم دارند اما روح ندارند

" برات لالايي ميخونه، مامان ميخوابونت "

" برات لالايي ميخونه، مامان ميخوابونت "

" ياد تو هميشه به خاطر من مياد "

" دلم برات تنگ ميشه "

" بيا تا تو را در آغوش بگيرم "

" تا در تپش قلبم پنهانت کنم "

" بيا تا تو را در آغوش بگيرم "

" تا در تپش قلبم پنهانت کنم "

" اشک از چشمانم جاري شده "

" اين اشکها مدتهاست که در انتظارتن "

" چقدر عذابم ميده، داره جونم رو ميگيره "

" چقدر عذابم ميده، داره جونم رو ميگيره "

" ياد تو هميشه به خاطر من مياد "

" دلم برات تنگ ميشه "

توي همچين شرايطي بيماران مستعد دچار ضعف جسماني ميشن

معمولا دچار افسردگي ميشن

با اين آمپولي که زدم به زودي خوب ميشه

شنيدم که امروز خيلي خوب آواز خوندي

اما نگفتي کي اين آواز رو بهت ياد داده ؟ بابام عمو-

اون بهترين باباي دنياست

ما خيلي فقيريم ولي هيچ کمبودي تو زندگيم احساس نکردم

راجو بابات خيلي مرد خوبيه تو نميخواي منو به اون معرفي کني ؟

صد در صد

خوش اومديد...خوش اومديد

بفرمائيد بشينيد تا من بابامو صدا بزنم

اين عکس کيه راجو ؟ اين عکس بابامه-

و اين ؟ اين منم عمو-

چه اتفاقي افتاد عمو ؟ چيزي رفته تو چشمتون ؟

وقتي خوشحال ميشم اينجوري ميشه پسرم

امروز از خونه يه فقير بزرگترين ثروت دنيا رو بدست آوردم

من ميرم بابام رو صدا بزنم

کجا رفت؟ همين الان اينجا بود-

کسي اينجا نيست همين الان اينجا بود-

اين چيه ؟ بخونش

بابوي آهنگر هر چي زودتر بيا خونه من

شما با من کاري داشتيد ؟

خوش اومدي بابو

...يه طوفان بزرگتر از اوني که الان بيرونه

توي قلب من داره بيداد ميکنه

من چه کمکي ميتونم بهتون بکنم ؟

تو تنها کسي هستي که ميتوني اين طوفان رو بخوابوني

من يه آهنگرم آقا هر چي ميخواي صريح و رک بهم بگو

...هفت سال پيش بعد از سانحه قطار

ما از پسرمون جدا شديم

همراهم بيا

اينجا همون اتاقيه که براي اولين بار پسرمون اينجا چشماشو باز کرد

ما تمام وسايل پسر کوچيکمون رو تا الان همونجوري نگه داشتيم

...فقط

فقط به خاطر اينکه همسرم مامتا مطمئن بود که پسر ما زنده س

و به خاطر همينه که هر سال براش جشن تولد ميگيره

و تمام هديه هاش رو براش نگهداري ميکنه

خب چرا اين چيزا رو به من ميگي ؟

چون من پدر اون بچه م و مامتا هم مادرشه

نميخواي بدوني اون بچه کيه ؟

اين پسر منه

تو چجوري پسر ما رو پيدا کردي ؟ داري در مورد کدوم پسر حرف ميزني ؟-

خودتو به اون راه نزن بابو راجو پسر ماست

من نادون نيستم آقا

شما ميخوايد پسر منو از من بگيريد

راجو پسر منه فقط پسر منه

بابو من عکس راجو رو توي خونه تو ديدم

و اين نميتونه تصادفي باشه

وقتي مامتا راجو رو ميبينه قلبش شروع به تپيدن ميکنه

و اين اصلا اتفاقي نيست

همون لالايي که مامتا هميشه ميخونه

اونو از زبون راجو ميشنوه اينم نميتونه اتفاقي باشه

راجوي تو بچه گمشده ماست

...وقتي مامتا بفهمه که پسرش زنده س

اون هدف زندگيشو دوباره بدست مياره

همين اول بگم هيچکي نميتونه منو از پسرم جدا کنه

من حتي يه لحظه هم بدون اون نميتونم زندگي کنم

اون نفس منه اون همه زندگي منه

اما اون خون منه

خون ؟ تو داري در مورد چه خوني حرف ميزني ؟

وقتي که يه سالش بوده احتمالا 5 کيلو وزنش بوده

اما پسر من الان سي کيلوئه

عرق من توي رگهاش جريان داره

اين رشدش هم به خاطر زحمتايي که من براش کشيدم

ميخوام ببينم کي ميتونه پسر منو ازم بگيره

اين همه چي نيست و کار از فهموندن بين من و تو گذشته

برو هرچي از اين ثروت ميخواي بردار

يه کارخونه براي خودت بخر

...اين چک رو بگير و مبلغي رو توش بنويس

که هفت نسل بعد از تو هم بتونن ازش استفاده کنن

ولي خواهش ميکنم پسرمو به من برگردون

خواهش ميکنم پسرمو برگردون

تو يه پدري و داري با يه پدر در مورد پسرش معامله ميکني ؟

... باشه فرض کن من پول تو رو قبول کردم

و حالا پولو بهت برميگردونم

حاضرم تمام عمرم رو برات نوکري کنم

حالا اون بچه رو به من برگردون

بچه رو فراموش کن اون گهواره تو اون اتاق رو بهم بده

محبت مادرانه ي زنت اونجاست

ميتوني اونو به من بدي ؟ ميتوني ؟

تو اون بچه رو پيداکردي بابو اون که بچه تو نيست

تو ميخواي پدرو مادر اون بچه رو ازش دور کني و سرنوشتش رو تغيير بدي ؟

راجو از خون اون مرده و از خون تو نيست

منو کجا آوردي؟ تو رو پيش هدفت آوردم-

منظورت چيه ؟

من حتي نميتونم به بادشاه دست هم بزنم چون سلطان اونو زنده ميخواد

اما تو بايد انتقامت رو ازش بگيري

و براي انجام اينکار مجازي

اين خونه بادشاهه

اسم من مامتاس

همون زني که تا چندين سال بعد از ازدواجش بچه دار نميشد

خيلي به درگاه خدا دعا کردم که يه پسر بهم بده

بعد از کلي نذر بالاخره خدا به من بچه داد

و اونو براي هفت سال از من گرفت

اون هميشه ساکته

بعد از هفت سال دوري از پسرم الان من پيداش کردم

... من براش گريه ها کردم

ولي خدا اونو به من برنگردوند

... تو از اون خدا هم براي من بزرگتري

چون زندگي جديد و خوبي به پسر من دادي

تو سرنوشت اونو ساختي

...تو اونو به بهترين مدرسه فرستادي و

ازش يه انسان خوب ساختي

اون لطفي که خدا در حق من نکرد

امروز تو ميتوني اون لطف رو در حق من بکني

...بهت التماس ميکنم

خواهش ميکنم پسرمو به من برگردون راجوي منو برگردون

...اگه تو به يه سنگ تبديل بشي

اونوقت هيچ آدمي نميتونه به بقيه اعتماد کنه

اين سکوتت رو کنار بذار و بچه م رو برگدون

توروخدا بهم جواب رد نده

لطفا منو نااميد نکن

بلند شو مامتا

...اشکاي تو حتي خدارو هم ناراحت ميکنه

اما روي اين مرد تاثيري نداره

با سکوتش جواب مارو داد

ديگه نذار بيشتر از اين تحقير بشيم بريم

:به کانال ما در تلگرام بپيونديد Telegram.me/BollywoodihaOfficial

من لايق اين نيستم که منو ببخشي

و شايسته عشقت نيستم

من همون دختر بدبختيم که با دست خودش زندگيشو نابود کرد

...همون بدشانسي که به خاطر شک بيجاش

تمام خوشيهاي زندگيشو نابود کرد

و امروز اومده بودم تا با دستهاي خودم زندگيمو نابود کنم

...اما بعد از اينکه اومدم اينجا

فهميدم که تو انسان بسيار بزرگي هستي

من نابود شدم بادشاه من توي تاريکي اسير شدم

حمايتت رو ميخوام بهت احتياج دارم

به عشقت احتياج دارم

منو ببخش بادشاه

امروز باهات عهد ميبندم

تک تک نفس هام و طپش هاي قلب من متعلق به توئه

بابوي آهنگر ثابت کرده که يه آدم درستکاره

... برابر مدارک و اظهارات سرکار پرادان

...ثابت شد که پدر و مادر راجو

آقا و خانم اوبري هستن

بنابراين دادگاه به بابو فرصت ميده تا سريع بچه رو پيش پدر و مادر واقعيش برگردونه

برو راجو نه-

من بابامو ول نميکنم من جايي نميرم

نه.......بابا

نه.... منو ولم کنيد

من ميخوام پيش بابام زندگي کنم منو ولم کنيد

بادشاه با اين نون رابطه ي خيلي عميقي داره

من به خاطر همين نون اون رو تبديل به يه حيوون کردم

به خاطر من زندگي ميکرد اون سگ وفادار من بود

و اون حالا بر عليه من شده و به يه آدم تبديل شده

نه من آدم نميخوام من همون حيوون رو ميخوام

من بادشاه رو ميخوام

من فقط بادشاه رو ميخوام

اين موتور آتشي رو نگاه کن چرا غاش دارن خاموش و روشن ميشن

ميدوني چي از همه بهتره ؟ يه ادم بدقواره

من ميخوام برم پيش بابام

هرچي دوست داري بردار ميخواي اينا رو براي تو بردارم ؟

ميخوام برم پيش بابام بيا از اين شيرينيا بخور پسرم-

مادر من بدون پدرم نميتونم زندگي کنم

تو روخدا منو پيش اون ببر من بدون اون نميتونم زندگي کنم

مادر،آديتيا ميخوام ازتون يه خواهش کنم

...حالا که پسرمو پيدا کردم

حس ميکنم براي هميشه اونو گمش کردم

آرزوي هر پدر و مادري خوشحالي بچه هاشه

...اما من به خاطر خودخواهي خودم

خوشحالي پسرمو ازش گرفتم

اما من نميخوام به خاطر خودم اون مادر بي عاطفه باشم

ميخوام شادي رو به پسرم بدم

نه من فقط ميخوام بچه م رو در حال شادي کردن ببينم

ميخوام شادي رو به راجو برگردونم

آرزومه که اون شاد باشه

ميخوام شما حمايتم کنيد

ممکنه الارقم پيروزيم بازنده بشم

و اون برنده بشه در حاليکه باخته

شما کي هستيد ؟ چي ميخوايد؟

بچه رو کجا ميبريد ؟

اين نون رو به بابو بده خودش ميفهمه

بابو اونا بچه م رو بردن

بعد از اينکه برديمش خونه متوجه شديم که اون بدون تو نميتونه زندگي کنه

... و خواستيم اونو پيش تو بياريم

ولي چند تا جاني اونو با خودشون بردن

اونا کي بودن؟ نميدونم-

فقط اين نون رو دادن به ما و گفتن خودت ميدوني

اينو ببريد

جون بادشاه به جون اين بچه بسته شده

...ميخوام در عوض جونش

دوباره بادشاه رو مال خودم کنم

بادشاه برده من بوده و تا ابد هم بايد باشه

بهت گفته بودم که هيچ وقت تو زندگي من دخالت نکن سلطان

امروز جونت رو ميگيرم

بادشاه پسرم به فکر اين پدر پيرت باش

رابطه اي که تو فراموش کردي من نميتونم فراموش کنم

تو منو ترکم کردي

من براي اينکه تو رو برگردونم هيچ راهي به جز اين نداشتم

من تو رو ميخوام پسرم

اما زندگي تو اين بچه س

پس برش دار و برو يه جاي دور برو پسرم

بابا

بابا

تو به خاطر اين بچه لعنتي عليه من شدي ؟

به خاطر همين مجازاتت ميکنم بادشاه

بابا

به بدترين شکل ممکن مجازاتت ميکنم

اينا سگاي شکاري منن و ميتونن .. پسرت رو طوري تيکه تيکه کنن

که تو هيچ کاري نتوني براش انجام بدي

مجازات آدماي خائن فقط مرگه

و مرگ اين پسر هم باعث و بانيش اون انسانيت درونته

من تو رو ميکشم

نه سلطان

بابا کمکم کن

بابا

نه سلطان تو نميتوني همچين کاري کني اونو ولش کن

کمکم کنيد

پسرمو ول کن ولش کنيد

تو رو خدا ولش کنيد

بابا کمکم کن

بابا

بکشيدش

خدايا خودت از پدرم محافظت کن

بابا

ارائه شده توسط رسانه باليوودي‌ها wWw.Bollywoodiha.Com

برو اونجا ساوانت

چي شده پسرم ؟

اين همه خون ؟ حالت خوبه ؟

کجا ميري بابا ؟

بابا تو رو خدا منو تنها نذار

من به جز تو چيزي نميخوام منو تنها نذار

من نميذارم جايي بريد

دارم بهت ميگم که تو بايد پيش پدر و مادرت بري همين و بس

فهميدي چي گفتم ؟ شنيد چي ازت خواستم ؟

حالا برو

من روي حرف شما حرفي نميزنم بابا

من ميدونم که بدون من حتي يه لحظه هم نميتونيد زندگي کنيد

ولي اگه ميخوايد با پدر و مادرم زندگي کنم من مخالفت نميکنم

من براي شادي شما هر کاري انجام ميدم

هرکاري که شما ميکنيد براي آرامش و رفاه منه

من بدون شما نميتونم زندگي کنم پدر

ولي سعي ميکنم که بتونم

من دارم ميرم بابا

:ترجمه تخصصي توسط باليوودي‌ها مترجم: محسن شيرخاني/ اشعار: سامان کياني

" رشته دل ها جدا ناشدنيه "

" پيوند نفس ها فراموش نشدنيه "

" چقدر ميخواي بري و تنهام بذاري؟ "

" با شکستن اين رابطه، تباه ميشم"

" با شکستن اين رابطه، تباه ميشم"

"مگه کسي ميتونه اينطور عزيزش رو بذاره و بره؟ "

"مگه کسي ميتونه اينطور عزيزش رو بذاره و بره؟ "

" با ديدن توست که دلم آروم ميگيره "

" با ديدن توست که دلم آروم ميگيره "

پسرم

هيچ وقت منو ترک نکن بابا...هيچ وقت

همه شادي ما بچه مونه بابو

ولي اون بدون تو نميتونه زندگي کنه

... پس به خاطر اين

ميتوني به عنوان عضو خانوادمون با ما زندگي کني ؟

وقتي خدا بخواد همه به مقصدشون ميرسن

تو زندگي منو ساختي

از پا قدم شماست که من امروز پدر شدم

من يه پسر دارم و اون کاملا به من رفته

واقعا؟ بذار نگاش کن

اون درست شبيه پدرشه

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

" يارم.. دلدارمه، فقط عشقم رو به پاي اون ميريزم"

First Edited - Farsi Version 03.28.2016 - By Samandf Copyright© Bollywoodiha.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.