All language subtitles for Barot.House.2019_persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

خانه باروت

خوب ، حالت چطوره ؟ عالی عالی -

حالت چطوره ؟ عااالی -

اون خیلی شیطونه

شریا ، اینقدر بازیگوشی نکن بزارش سرجاش

عزیزم ، بزارش سرجاش

! تبریک میگم

شروتی ، برو ببین سینها خوابیده یا نه

دخترم ، این متعلق به خداست

مامان آروم بگیر عزیزم -

گوش کن ، تو غذا نمک کمتری بریز

میتونیم بعدا بهش اضافه کنیم گوش بده -

تو غذا کمتر نمک بریز

میتونیم بعدا بهش اضافه کنیم چشم -

وروجک! اوه

! گوشواره های مامان

دختر قشنگم

برو بیرون بازی کن ، تو آشپزخونه نه

مالهار ، بیا قایم موشک بازی کنیم

الآن نه, میخوام برم طبل بزنم

اون اینجاست با اجازه تون من میرم

میبینمتون برای عروسی میام

ببین کی اینجاست

عمو ، میای قایم موشک بازی کنیم

باشه ، بیا بازی کنیم

تو برو قایم شو منم پیدات میکنم ، خوبه

تو نمیتونی پیدام کنی پیدات میکنم ، حالا میبینی, حاضری ؟

یک

به مامانم میگم

خانه باروت

تنها تنها داری خوش میگذرونی ها؟

منم میخوام عکس بگیرم بیاین ، همه بیاین ، وقت سلفیه

سلفی ؟ آها, - شریا! شروتی

مامان بیا زود باشین -

بیا این سمت ، بیا

نزدیکتر وایسین منم تو عکس بیافتم, - حتما

مالهار ، برو لطفا شریا و شروتی رو صدا کن - اونا کجان ؟ -

حداقل یکی بگیرم ‌, - یالا برو برو ببین نکنه خوابیده باشن -

برو ، زود بیارشون سریع بیارشون -

مامان ، وسط وایسا

اینجا چیکار میکنی ؟ دارم نقاشی میکشم -

شریا رو ندیدی ؟ نه -

مالهار ، سینها کی بیدار میشه ؟

احساساتی ؟ میبینم تو تا دیروز از چای من خوشت می اومد -

شروتی داره نقاشی میکشه و شریا هم هیچ جا نبود

چی ؟ منظورت چیه ، هیچ جا ؟ -

همه جا رو کامل گشتی ؟ آره بابا -

عمو هم طبقه بالا نبود خودم میرم ببینم -

شریا

شریا! شریا شریا -

شریا! - مامان اونجا رو بگرد همینجا بمون! - خودمم میام, - نه

! اون اینجا داشت بازی میکرد, شریا

شریا! مامان همراه سینها بمون شریا! - کجا ممکنه رفته باشه ؟

مالهار ، خونه رو گشتی ؟ شریا! شریا -

! شریا ! شریا -

! شریا

! شریا

شریا پسرم ، با ماشین برو -

بشین

تو برو داخل

من خودم بهت زنگ میزنم, باشه ؟

محکم بشین

آمیت

پلیس هنوز هیچی پیدا نکرده

آمیت

آمیت

آمیت

آمیت! آمیت

آمیت

! آمیت! آمیت

! آمیت

! آمیت

مالهار ، بیا قایم موشک بازی کنیم

الآن نه, میخوام برم طبل بزنم

چرا جسد رو جابجا کردین ؟

این یک صحنه جرمه شما اونو دستکاری کردین

با کسی دشمنی نداشتین ؟

خصومت؟

قربان ، یه همسایه

کی؟

آنتونی

آنتونی

یک! دو

! سه! چهار

پنج! شیش جکی -

هفت! هشت! نه

جکی حاضری یا نه ، من اومدم -

هی ، قایم موشک

بیا اینجا

بیا اینجا

مالهار کجاست ؟ من نمیدونم ، عمو -

منظورت از گفتن عمو چیه ؟ داداشت سگ منو برده

اونو دزدیده

اگر دفعه بعد گیرش بندازم ، قلم پاهاشو خورد میکنم

هی ، کجا داری میری ؟

هی ، دارم باهات حرف میزنم

! دهه نودیا

جکی ، یالا ،پسر

جکی

جکی

دوست‌ تو کیه ؟

عمو آنتونی یا من ؟

! جکی ، بپر! جکی

اون احمق

اینجا زندگی میکنه ، ولی وفاداریش واسه اوناست

عزیزم ، مساله ای نیست

اون سگ منه باید با من بازی کنه

باشه ، هیسسس تو میتونی ارواح رو ببینی ، نه ؟ -

چه شکلی ان ؟

بابا میگه اونا اینجا زندگی میکنن

اونا هیچ نگرانی ای ندارن

همه روزا واسشون جمعه ست

نقشه رو یادته که ؟

من توپ رو پرت میکنم

و تو هم میدوئی سمت عمو آنتونی

جکی

الآن که وقت خسته شدن نبود

تو منو تو هچل انداختی

بازیاتو باهاش کردی و خسته شدی ،نه ؟

نه عمو ، من تو جاده پیداش کردم

و آوردمش پیش شما

جکی ، برو جکی برو -

مزخرفه

مراقب باش پسر

این توپ خودته ، مگه نه ؟

بگو آره

دفعه بعد که گیرت بیارم ، پاهاتو میشکنم

ادبت میکنم

عمو ، خواهش میکنم نزنش

پس برو واسه خودت سگ بگیر

نزنش " ، برو بیرون"

بریم خونه

فکر کردی جهانگردی ؟

این ور و اون ور ، ول میگردی جکی پیدا شد

کار اون پسربچه همسایه بود

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار کجاست ؟

اون کجاست ؟

ببین آنتونی، من به خاطر این متاسفم‌ - متاسفی ؟ -

مالهار اونو با سنگ زده

شاید تصادفی بوده لعنت بهت -

این تصادفی نبوده هی -

هی آنتونی ، تقصیرو گردن مالهار ننداز

راس,,, نه

بیا

بیا ، بیا داخل

آروم باش

اون مثل بچه م بود

مالهار تو خونه بود این عادلانه نیست ، آمیت -

لعنتی اصلا انصاف نیست

بیا آنتونی, بیا

نه سوفی ، من اینو یادم نمیره

اونا باید تاوانشو پس بدن

قربان ، اون حسود بود

جکی با مالهار صمیمی بود

برای همین اون فکر میکرد

پسر من سگشو کشته

سگش کشته شد ، پس اونم دختر شما رو کشت

از این داستانا واسه من نباف

حقیقتو بهم بگو این حقیقته -

,,,سگ اون ، جکی اعضای خانواده ت چند نفرن ؟ -

من 2 تا دختر دارم ، شروتی و سینها

همسرم ، مادرم

مالهار

,,,آجی و

شریا

آجی کیه ؟

اون برادر کوچیکترمه الآن کجاست ؟ -

آجی

اوراق تفکیک خونه رو امضا کن

آجی ، چند بار بهت گفتم

تا زمانیکه من زنده م این خونه تقسیم نمیشه

چرا نمیشه ؟

مگه اینجا خونه من نیست ؟ یا تو میخوای همه چی رو به آمیت بدی ؟

تو شرم و حیا نداری ؟

برادرت تمام این خونه رو ساخت اونم فقط با مسافرکشی

با یک تاکسی مامان ، اون تاکسیِ پدر بود -

اگر پدر زنده بود ، من الآن بیکار نبودم

برو بمیر

تنهایی نه ، شماها هم ، همراه من میمیرین

تنهایی نمی میرم لیاقتت این بود که تو زندان بپوسی -

خوب مگه چه اشکالی داره که زندان بودم ؟

مبارزای آزادی طلب مشهورم زندان بودن

اونا به خاطر قاچاق زندان نبودن ، آجی

مامان

موضوعو عوض نکن

سهم منو از این ملک بده

بعدش هرچقدر میخوای ناز اون پسر سوگلیتو بکش ساکت باش -

اینجا محیط زندان نیستا

اول یاد بگیر چطور با بزرگترت حرف بزنی, برو گمشو

,,,داداش برو بیرون -

برو بیرون

پس اون ادبت کجاست که دمپایی سمت من پرت میکنی ؟

با خودشم فکر کرده ، خیلی مودب و با تربیته

انگار منو از تو‌ جوب پیدا کردن

مالهار ، تو هیچوقت تکالیف مدرسه تو کامل نمیکنی

هی ، استاد

اونوقت کی این تکالیفو انجام میده ؟

! یالا دست پرورده بابا -

مامان مامان ، بابا عمو رو با دمپایی زد

من از بازار واست نون قهوه ای میگیرم

خوب ، تو برای ناهار برنامه رژیم غذایی خاصی

داری که باید از اون پیروی کنی - آره

خوب ، نونوایی اونجاست

مامان ، تو برو من کارتمو فراموش کردم

باشه ، پس من میرم باشه -

زده به سرت ؟

خواب و خیال میبینم

یا اینکه تو واقعا اینقدر خوشکل شدی ؟

بزار بهت سیلی بزنم

برو ‌‌, غروب همون جا میبینمت

چه ساعتی ؟ هینا -

گفتم ، گمشو! عوضی

اون داشت منو می پایید

! بووو اوه -

صبح که خیلی شجاعانه رفتار میکردی

هنوزم هستم

مراقب باش

وقتی سعی داری شجاع باشی ، احمق نشو

این احمق میخواد تو رو بگیره

پس باید عجله کنی

وگرنه پدر و مادرم منو شوهر میدن

نگران نباش, امروز ، تو خونه یه نمایش راه انداختم

واقعا ؟ آره -

قربان ، آجی فقط از این خونه سهم میخواد

ولی اون نگران خانواده ش نیست

اون همیشه ول میچرخه و مشروب میخوره

تو بقیه رو مشکوک نشون میدی

ولی حقیقت اینه که ، شما جسدو تکون دادین

چرا ؟

آمیت

خیلی خوب ، شریا و شروتی رفتن بخوابن

شما دوتا هم برین بخوابین ، ساعت 10:30 شبه

,,,مامان چی چی رو مامان ؟ -

و تو! فردا موهاتو کوتاه میکنی ، فهمیدی ؟

بزار همینجوری بمونه

اون شبیه ذاکره ( نام یک موسیقیدان هندی ) و مثل اونم ساز میزنه

درسته ؟ بابا بابا -

من شبیه کی ام ؟

شبیه شما یا شبیه مامان ؟

هی! شریا یه سوال پرسید ، آمیت

عزیزم ، تو به من رفتی ,‌خوبه ؟

یالا ،همین الآن هر دو تو رختخواب

شب بخیر ، بابا

شب بخیر ، استاد شب بخیر -

آمیت ، این کارو نکن

اون دخترمونه

دخترمون ؟ البته که آره -

منظورت چیه ؟

تو هنوز عقلت نیومده سر جاش ؟

باونا ، الآن وقتش نیست ، خوب ؟

چرا ؟ چرا نه ؟

تو به این افتخار میکنی که بابای مالهاری

تو فکر کردی شروتی و شریا هیچی متوجه نمیشن ؟

اونا دیگه بچه نیستن تو داری اونا رو میرنجونی

اینطوری نیست که بهشون اهمیت نمیدم ، خوب ؟ واو -

میدونم که گناهِ اونا نیست

گناه از اونا نیست ؟

گناه از اونا نیست ؟

تو داری در مورد بچه ها حرف میزنی ، ممکنه صداتو بشنون

خوب پس بزار بشنون

اونا باید بدونن پدرشون چطور آدمیه

لعنتی من هنوزم دوستت دارم -

,,,اما اما ؟ -

اما چی ؟

بگو! بگو!

بگو چرا مامان داره دعوا میکنه ؟ -

این اولین بار نیست من بهت میگم -

یک شب

یک زن از گورستون

مامانو مسموم کرد

یک زن ؟ بله -

اون یک زن زیبا بود

ولی کچل بود

بعدش شروع کردن به نوازش کردن گیسوهای مامان

با اون دستای درازش

اون موهای مامانو میخواست

,,,میخواست موهای مامانو بچینه که

متوجه من شد

اون اومد سمت من

اون نزدیک شد

نزدیکتر

نزدیکتر و بعدش مامان ،نگاش کن -

مالهار

مامان ، مالهار داره ما رو میترسونه

چند بار بهت گفتم ، بچه ها رو نترسون

برادر بزرگتر اینطوری باید رفتار کنه ؟ ببخشید ، مامان -

"ببخشید ، مامان"

حالا برو تو رختخواب

بگو

خالیش کن ، خالیش کن

خداحافظ بابا ، من دارم میرم خدانگهدار -

یالا ، عجله کنین

الآنه که بارون بزنه

سه! چهار! پنج

شیش! هفت

هشت! نه! ده

حاضری یا نه! من اومدم

قربان

قربان ، ی مشکلی پیش اومده

مامان بچه ها قبول نمیکنه جسدو بده

شریای من خیلی خوشکل شده

با گوشواره های من

مامان آروم بگیر ، عزیزم -

گوش کن ، تو غذا نمک کمتری بریز

میتونیم بعدا بهش اضافه کنیم

تو غذا نمک کمتری بریز

میتونیم بعدا بهش اضافه کنیم

وروجک

اوه ، گوشواره های مامان

دختر خوشکلم

برو بیرون بازی کن ، تو آشپزخونه نه

هیسس

پلیس بیرون منتظره

ما باید جسدو تحویل بدیم

نه! نه باونا ، عزیزم -

نه! نه ,,,باونا -

نه عزیزم -

عزیزم ، این کارو نکن نه! نه -

عزیزم

نه! ولم کن

نه ,,,عزیزم -

مامان ، شریا کجاست ؟

! صدامو میشنوی ؟ مامان

صبحونه ی شریا سرد شده

عزیزم

بابا ، من چه شکلی ام ؟

شبیه شما یا شبیه مامان ؟

قربان ، لطفا اسم کامل شریا رو اینجا بنویسین

چرا فرار کردی ؟

قربان ، من ترسیده بودم

قربان ، نمیخوام دوباره بیافتم زندان، ایندفعه من بی گناهم

خودمون درباره ش تصمیم میگیریم

آنتونی رو هم همراش بیارین ! قر-قربان -

مگه من چی گفتم ، قربان ؟

شریا

,,,نه

آااااخ

وای مَرد

، وقتی اینجا این کارا رو میکنی پس اون داخل میخوای چیکار کنی ؟

میتونم بیام تو ، قربان ؟ بفرمایین -

قربان ، هینا هستم

هینا دسای میشناسمت -

مگه دختر آقای دسای نیستی ؟ بله ، قربان -

بشین لطفا ممنونم قربان -

بگو چه کاری از دستم برمیاد ؟

قربان ، من به خاطر آجی اینجام

قربان ، اون کاملا بی گناهه

اون شب اون همراه من بود

همراه تو ؟

چیکار میکرد ؟

از اونجا که بعد مدتها همدیگه رو میدیدیم ، داشتیم جبران مافات میکردیم

بیا عمو بیا قایم موشک بازی کنیم

آه، یالا بیا بازی کنیم

تو برو قایم شو ، منم پیدات میکنم خوبه ؟

تو نمیتونی پیدام کنی پیدات میکنم حالا میبینی, حاضری ؟ -

یک

چون همه مشغول برگزاری فستیوال "جانماشتامی" (خدای کریشنا) بودن

ما هم فکر کردیم میتونیم با هم خلوت کنیم

در واقع ، وقتی وارد اتاق آجی شدم

شریا داشت میدوئید بیرون که بره قایم شه

بعد از اون ، من و آجی با هم بودیم

قصه ی خوبیه

داشتین جبران میکردین

پس اون حتما خونواده تم ملاقات کرده

میخوای پرس و جو کنم ؟ بپرس -

من همچنان سر حرفم میمونم که اون همراه من بود

کار یکی از اعضای خونوادست

فعلا بیا از همسایه شون بازجویی کنیم

حواست به آمیت م باشه

حالت چطوره ؟

خوبم ،قربان

درست بشین

وگرنه کمرت آسیب میبینه

اسمت چیه ؟

آنتونی ! آنتونی -

تو باید نون دوست داشته باشی ، نه ؟

چون از دیشب اینجایی ، حتما گرسنه ای

جتوا قربان -

تو چه جور ادمی هستی ؟ این چه طرز برخورد با مهمونه ؟

یک چیزی بهش بده

یک چیزی بخور

دهنتو باز کن

قربان ؟ بخور -

نونا تازه ست

قربان

چرا کشتیش ؟

قربان ، من نکشتمش

قربان ، اون پسره سگمو کشت

چون سگتو کشت ، تو هم میزنی بچه هاشو میکشی ؟

نَ-نه قربان ، من هیچکی رو نکشتم

اون واسم پاپوش دوخته

ولی به گفته ی پدر روحانی

تو اون شب توی قبرستون بودی

بله قربان اونجا بودم

سوفی ام همرام بود

و شریا رو هم دیدم

هی قایم موشک ، بیا اینجا

,, ولی قربان

قربان ، من فقط ,, فقط ازش خواستم

که قایم شه

اینجا چیکار میکنی ؟

قایم موشک

برو اونجا قایم شو

برو برو، هیچکی پیدات نمیکنه

منم اینجام‌، خوبه ؟

بعدش ما مجبور شدیم برای ی کار ضروری از شهر خارج شیم

واسه همین منم کاملا قضیه شریا رو فراموش کردم

با کشتن اون دختربچه چی گیرم میاد قربان ؟

خوبه حالا تو داری ازم سوال جواب میکنی ؟

جتوا ، فکر کنم جناب هنوز گشنه ست

به نظر میاد مغزش درست کار نمیکنه بهش غذا بخورون, - نه

نه! نه ، قربان ، خواهش میکنم نمیخوام

نه! نه! قربان ,,,تا وقتیکه راستشو -

نگفته بهش غذا بخورون

نه ، قربان

,,,شروتی

قربان ، منو نزنین

دونگ میخوای نه ؟

نه

برادرت همه چی رو بهم گفته

نه ،قربان

میخوای ازدواج کنی ؟

با کی میخوای ازدواج کنی؟

دوست دخترت شوهر کرد

با ی مهندس

منم دعوت بودم

ولی به خاطر تو نتونستم برم

بهم بگو

وگرنه ، همینجا میپوسی

پشت میله های زندان تا اخر عمرت

خوبه ؟

چند بار میخوای زمینو بسابی ؟

باید تمیزش کنم مامان

باید تمیزش کنم

ببین اینجا کاملا قرمزه

کف زمین

باید تمیزش کنم

میرم سینها رو حموم بدم

آب گرمش آماده ست

مامان ، خودم میبرمش حموم بیا -

بیا بغلم ، کوچولوی من

اوه ، عزیزم

مامانی میخواد ببرتت حموم

آخ مامان بزرگ -

باونا

وای مامان مالهار ، نگهش دار -

سینها ببخشید مادر -

خوبی ؟

لطفا بلند شو اوه -

با من بیا

اوه عزیزم

لازم نبود بلندش کنی خودم انجامش میدادم

عزیزم

آب آب ووش

آب آب ووش

آب آب ووش

آب آب ووش

آب آب ووش هی -

هی ، چیکار داری میکنی ؟

بابا ، مامان بزرگ افتاد واسه همین

مامان اونو داد دست من

من فقط حمومش میدادم

اینطوری آخه ؟

دیوونه شدی ؟ باونا

مامان

چت شده بابا ؟

بابا ، چت شده ؟

,,,بابا

بابا ، این بازیه ؟ بابا ، این کدوم بازیه ؟

بابا ، چیکار داری میکنی ؟

مامان

بندازمت اینجا ؟

بندازمت پایین ؟

با شروتی ام همین کارو کردی ، نه ؟

نه

خفه شو! ساکت

خفه

خفه چی شده ، آمیت ؟ -

آمیت چیزی نیست -

خفه

نه

,,,نه

میخواستی سنیها رو تو آب خفه کنی ، نه ؟

! من داشتم حمومش میدادم بابا

میخواستی تو آب خفه ش کنی ، نه ؟ ,‌‌, نه -

آره ، میخواستم تو آب خفه ش کنم

شروتی و شریا چی ؟

شروتی و شریا

نه ، منو نزن واسه چی شروتی و شریا رو کشتی ؟ -

واسه چی شروتی و شریا رو کشتی ؟ - من کشتمشون! ,, - چی ؟

باشه قبول! من کشتمشون

من هر دوشونو کشتم

اونا که خواهرای من نبودن ، مگه نه ؟

تو همیشه با مامان دعوا میکردی

بابا ، بابا ,, خوبی ؟

بابا

بابا ، خوبی ؟

,,,بابا

گ-گ-گ-گورستون ؟

تو گ-گورستون ؟

آره! ما داشتیم قایم موشک بازی میکردیم

وقتی داشتیم بازی میکردیم وارد گورستون شدیم

,,,تو بودی که بهم گفتی

که هیچکی اونجا قایم نشده

اونجا همه خوابیدن ، مگه نه ؟

خوب ، منم اونجا گذاشتمش که بخوابه

و اونم من بودم که جکی رو کشتم

س-سنگ

با سَ-سنگ اونو کشتی ؟

آره ، با سنگ زدم کشتمش

آره ، من اون کارو کردم و شروتی ؟ -

ندیدیش که افتاده بود ؟

بابا! بابا! حالت خوبه ؟

بابا ، نباید اتفاقی واسه تو بیافته

بابا ، من به خاطر تو اینجام ,, اجازه نمیدم هیچ اتفاقی واست بیافته

بابا! بابا

بابا! بابا! من اجازه نمیدم هیچ اتفاقی واست بیافته

بابا! بابا! حالت خوبه ؟

بابا! بابا! حالت خوبه ؟

بابا! بابا! حالت خوبه ؟

بابا! بابا! من اجازه نمیدم هیچ اتفاقی واست بیافته

,,,بابا

مالهار

این کلیدای انباره

من همه وسایل آشپزخانه چاقو و,,, رو بسته بندی کردم

و اونا رو توی انباری کنار گذاشتم,,,

این کلیدا رو دست هیچکی نده ، مامان

پسرم ، میتونم ازت ی چیزی بپرسم ؟

تو فکر میکنی آجی دخترا رو کشته باشه ؟

ها ؟

این کلیدا رو دست هیچکی نده ، مامان

من بچه ها رو نکشتم

دارم راستشو بهت میگم

تو حالت خوبه ؟

,,,ذاکر

جلسات تمرین طبل زنیت چطور پیش میره ؟

یادته ؟

قبلا تو مدرسه آواز میخوندیم

ما پیروز میشیم

ما پیروز میشیم

ما پیروز میشیم

یک روزی

کجا میری ؟

میرم بخوابم

از حالا به بعد ، تو کنار من میخوابی

بابا

آمیت سلام ، پدر -

,,,شما خوب میدونین که

تو خونه مون چه اتفاقاتی افتاده

,,,میشه لطفا

براش دعای خیر کنید ؟

بله حتما ، پسرم

آمین

ممنونم ، پدر

ممنون

خدا حفظت کنه

ممنون

آمیت آمیت ، ببین چطور زخمی شده

فورا میرم دارو بیارم

بابا ، من زخمی شدم

الآن چطور میتونم مثل ذاکر شم ؟

ی زخم کوچیکه

نمیمیری

یکم شیر بخور

عزیزم شیرتو بخور

نه ، کوچولوی من

تو بشین ، من میرم ببینم مامان ، خودم میرم میبینم -

میرم ببینم

آمیت کجاست؟

خودشم نمیدونه

میتونیم بیایم تو ؟

آها بفرمایین

ببخشید

اتفاقات زیادی واستون افتاده

,,,و ما

ببین

بیا گذشته ها رو فراموش کنیم

,,,میخوام بگم که

من اینجام

من خیلی متاسفم

پسرم ، سر وصدا نکن

گوش کن پسرم

لطفا برو بیرون بازی کن

برو بیا ، بریم -

فورا بیا

باونا ، لطفا خودتو کنترل کن آروم باش

با من بیا بالا

طبل زنی مالهار پیشرفت کرده ، نه ؟

کجاست ؟ چی ؟ -

چیه ؟ مالهار کجاست ؟ -

مالهار

هی ، اون داخله, آمیت

مالهار کجاست ؟

حتما بیرون داره با روشن بازی میکنه

مگه چی شده ؟

مالهار

مالهار

مالهار

اون کجاست ؟

بابا، اون میخواست بره دستشویی

ممنونم ، ممنون که اومدین

آمیت ؟ مراقب پسرت باش -

یالا ، بریم

نزدیک بچه ها نشو

تو

پوستتو میکنم گرفتی چی گفتم؟

چیه ، آمیت ؟ اون مراقب بچه بود

تو چه مرگته ؛ آمیت؟

ببخشید

مامان ، من بلندش میکنم

میتونی بلندش کنی ؟

مطمئنی ؟ آره -

ممنون ، پسرم

تو پسر قوی ای هستی

مواظب باش

,,,گوش کن ، به روشن بگو

به روشن بگو بعدا باهاش تماس تصویری میگیرم

باشه ، با احتیاط رانندگی کن

روشن عزیزم لطفا امروز با اسباب بازیات بازی کن

مامان خیلی سرش شلوغه

روشن

روشن

کمک

چه اتفاقی افتاده ؟ پسرمو کشته -

پسرم ، روشن کشته شده چه اتفاقی افتاده ؟ - - بیا اینجا

زود بیاین

چی شده ؟ یک نفر پسرمو کشته -

اون روشنمو کشته با پلیس تماس بگیرین -

روشن

سوفیا

سوفیا سوفیا -

واو ، استاد

تمرینت خوب پیش میره ؟

خوب پیش میره

شنیدی ؟

واسه ی لحظه گوش دادم

بیا! بیا پیش بابا

بیا

چت شده ، بابا ؟

بابا خسته ست

خوب چرا نمیخوابی ؟

نه

نمیتونم بخوابم

به خاطر اینه که من تو رختخواب جیش کردم ؟

نه

به خاطر اینه که تو خسته نمیشی واسه همینه

تو چرا نمیخوابی ؟

بعد خوابیدنت

زندگی قشنگتر میشه

نه ؟ بله ، بابا -

هر روز ، روزِ تعطیله آره -

اوه ، جمعه

امروز کریکت بازی کردی ؟

آره

چند امتیاز گرفتی ؟

118 چندتا پرتاب ؟ -

سه تا

آفرین

اونجا ببندش

برو

,,,تو

تو اونو کشتی ، نه ؟

بهم بگو آره -

چرا ها ؟

چرا کشتیش ؟

ها

چیکار داری میکنی ، آمیت ؟

هیچی مامان بزرگ ، داریم بازی میکنیم

مالهار پسرم

ببین ، فشار زیادی رو منه

تو 15 سال اخیر ، اینقدر جرم اتفاق نیفتاده بود

تو فکر میکنی آنتونی هر دو دخترتو کشته

واسه همین پسرشو کشتی

حق با منه ؟

حرف بزن

پسره کشتش, اون اینکارو کرده

همه رو

کدوم پسر ؟

جواب بده کدوم پسر ؟

استاد ! اون عقلشو از دست داده -

خانم ، تکون نخور بشین -

,,,قربان ، من

من سعی کردم جلوشو بگیرم هی -

تو چیزی زدی ؟

,,,میخوای بگی که ی بچه 9 ساله

درست جلوی چشم خودت بچه ها رو میکشته ، و تو روحتم خبر نداشته ؟

نه ، قربان, نه

,,,قربان ، من که گفتم

خفه شو ، خفه شو

پسره رو بیار

مالهار بابا -

بابا ، حالت خوبه ؟

خوبی ، بابا ؟

پسرم ، بیا بشین اینجا

سرکار میخواد ازت چند تا سوال بپرسه بشین

اسمت مالهاره ، درسته ؟

اوهوم بعد از ظهر چیکار میکردی پسرم ؟ -

داشتم لباسا رو پهن میکردم

پدرت چیکار میکرد ؟

بابا داشت اون بیرون موتورو تعمیر میکرد

بعدش چی شد ؟

بعدش اومدم طبقه پایین

و بابا هم برگشت داخل

بعدش ما هر دو

صدای جیغ خاله سوفیا رو شنیدیم

,,,ولی پدرت میگه که

تو پسرِ خاله سوفیا رو کشتی

حق با باباست

پس یعنی تو روشنو کشتی ؟

آره

و شریا و شروتی رو چی ؟

آره

عزیزم

مالهار ، چرا اونا رو کشتی ؟

جتوا

کانون اصلاح و تربیت

بیا

خودتو کنترل کن

مالهار

مالهار

نه

مالهار

اگه من خوب طبل نزنم چی ؟

,,,از نظر من که تو الآن واسه خودت یک استادی و

همیشه هم استاد میمونی

خانم ، این همونی نیست که 3 تا رو کشته؟

بیا مالهار ، حالت چطوره ؟ -

من دکتر نارایان بهارگو هستم

اونم دکتر واندا ست ، تو اونو ملاقات کردی

تو اینجا خیلی خوشحال خواهی بود

,,,اینجا چندتا قانون کوچیک داره که

کاملیش واست توضیحشون میده باشه ؟

با توجه به گزارشهای پلیسی ، اون سه تا قتل بیرحمانه انجام داده

و همینطور یک سگم کشته

بنابراین مهمه که بدونین تو سرش چی میگذره

خیلی ضروریه که آزادش بزارین

و بصورت شبانه روزی تحت نظرش بگیرین

ولی اون نباید متوجه شه

اون باید احساس کنه تو خونه ست

دکتر منتظرته

نارایان ، به نظرم باید پشتشو بررسی کنید

پسرم ، یک دقیقه

کی تو رو زده ؟

مالهار ، اگه راستشو بهمون نگی چطور میتونیم کمکت کنیم ؟

با کسی دعوا کردی ؟

فکر میکنم امروز حال و حوصله حرف زدنو نداری

اشکال نداره, بعدا باهم حرف میزنیم ، باشه ؟

برو پسرم بیا -

اون داره ی چیزی رو مخفی میکنه

احتمال داره خودش به خودش صدمه زده باشه

وقتی داشته اون قتلا رو مرتکب میشده,,,

اون شبیه قاتلای زنجیره ای نیست ، اما

ما باید فرضو بر این بگیریم

دوگو

دوگو

دوگو

اونا منو انتخاب نکردن من خیلی خوب بازی میکردم

سلام ، من "دوگو" ام

مالهار

,,,گوش کن ، اصلا نگران این نباش که تو بشقابت غذای زیادی بمونه

و نتونی تمومش کنی من اینجام ، باشه ؟

تو واقعا با استعدادی

اینجا بهت خوش میگذره ؟

آره ، ولی دلم واسه خونه تنگ شده

طبیعیه

تو میدونی واسه چی اینجایی ، درسته ؟

به جز فرستادنت به خونه ، هر چیزی که بخوای میتونم بهت بدم

تو چی میخوای ؟

مالهار ، تو چی میخوای ؟

من میخوام تنبیهش کنم

,,,اونی رو که

بسازش

مالهار ، بایست به همه نشونش بده

واو واو -

اون چیه ؟

این چیه دیگه ؟

یالا ، بچه ها

تو واسه چی اینجایی ؟

، چون دیوالی رو دوست دارم

ولی اونا نمیخوان من تو آوریل دیوالی رو جشن بگیرم

,,,این یعنی اینکه ، تو جلوی چشم همه

تو ماه آوریل ترقه میترکونی ؟

نه ، ترقه ترکوندن که کار بچه هاست

من دو تا ماشین و یک موتورو ترکوندم

به سبک فیلمای هالیوودی ، خیلی کیف داد

تو چرا اینجایی ؟

همونطور که تو عاشق جشن دیوالی ای

منم عاشق بابامم

چی ؟ فراموشش کن -

کسی اون دوربین مدار بسته رو نگاه میکنه ؟

یا فقط واسه ترسوندن ماست ؟

اونا حواسشون هست

یک بار وانمود کردم که میخوام یک کبریتو روشن کنم

همه اومدن محاصره م کردن

منم که کبریت نداشتم

منم به همه گفتم بزنین قدش و برگشتن

15, 16, 17,

یکیشون گم شده

مالهار

1, 2,3,4,5,6,7,8

مالهار ، تو چیزی رو برداشتی که اجازه نداشتی ؟

اره ، یک میل بافتنی

چرا ؟ ,,,من فکر کردم اگه میل بافتنی گم شه

بعدش مجبور نیستم چیزی ببافم

با اون میل چیکار کردی ؟

من به ی گل تبدیلش کردم باهاش چی درست کردی ؟

یک گل

این گل کجاست ؟

تو اینو درست کردی ؟

آره چطوری ؟ -

ساختمش دیگه

فوق العادست

مالهار ، دزدی کار بدیه

دکتر وانادا ، این قشنگه ، میزاریمش تو نمایشگاه کاردستی

و اسم مالهارو قید میکنیم حتما -

دیگه چیزی ندزد ,, باشه ؟ برو

بیا بریم پیش بابات ، مالهار

نه! - بیا نمیخوام ببینمش -

مالهار ، اون پدرته من نمیخوام ببینمش -

نه

نمیخوام باشه - هر طور میخوای

آروم باش ,,,من -

ما دیدنش نمیریم, وایسا

یالا

مالهار

مالهار

شنیدم که به دیدن بابات نرفتی

نمیخوای کسی از اعضای خانوادت رو ببینی ؟

,,,میخوام مامان بزرگو ببینم

مامان ، عمو

شروتی و شریا,,,

و بابات ؟

باونا ، همه ش تقصیر منه

,,,بعد از مرگ دخترا تازه

,,,اینو فهمیدم

,, که

,,,اونا

دخترای ما بودن

هر اتفاقی که واسه مالهار م افتاد

اونم تقصیرش گردن من بود

من نتونستم یک شوهر خوب باشم

,, من از عهده این برنیومدم که

یک پسر خوب و یک پدر خوب باشم

متاسفم

مالهار به زودی برمیگرده

,, ما باید

,,کاری کنیم که بفهمه

دلمون واسش تنگ شده بود

باونا ، میترسم که اون ازمون متنفر شه

ما نمیتونیم اجازه بدیم همچین اتفاقی بیافته

ما باید

,,,اونو غرق

,,,در عشق و محبت کنیم، ولی قبلش

تو باید خوب شی

باونا

باونا

باونا ، من دوستت دارم

مالهار

کاملیش بهم گفت

که از صبح اینجا دراز کشیدی

تو بعد دعای صبح از جات بلند نشدی

همه چی خوبه ؟

مالهار ، اگه حرف دلتو بزنی احساس بهتری پیدا میکنی

میدونم که نمیخوای حرف بزنی

ولی تو نقاشی میکشی

میدونم که خیلی عالی نقاشی میکشی واسه من نقاشی میکشی ؟

طبل ؟ کی طبل میزنه ؟ من میزنم -

واو ، تو طبلم میزنی ؟

آره ، من مثل ذاکر حسین طبل میزنم

مامانم اینطور میگه

باشه

ما فورا طبلتو میاریم, خوبه ؟ آره -

بله ؟ وقت ناهاره

بیا

قربان ، باید ی چیزی نشونتون بدم این کار واقعا فوریه

ببخشید ، دیر کردم ، نشونم بده

مالهار میخواست اینو نشونم بده

و من اینا رو تو سطل آشغال پیدا کردم

جناب دامانیا

من "بهارگو"م دکتر بهارگو ؟ بله -

لطفا بفرمایین داخل ممنون -

بفرما اومدم اینجا تا درباره قضیه مالهار باهاتون صحبت کنم

شما حتما گزارشو خوندین

بله بچه اعتراف کرده -

جناب دامانیا

شما میدونبن که ذهن یک بچه خیلی پیچیده ست

اونا والدینشونو دوست دارن ، و از طرد شدن وحشت دارن

و میخوان قهرمانشونو نجات بدن

پدرش برای اون مثل یک قهرمان بود

مایلم ی چیزی نشونتون بدم

به این نگاه کنین, این کمر مالهاره

این زخمو ببینین ،یک نفر بارها و بارها به کمر مالهار ضربه وارد کرده

چیزای بیشتری دارم که باید نشونتون بدم

این چنتا از نقاشیای مالهاره

ببینین

تو دستش یک میخه

مالهار اینجا ایستاده ، و یک نفر دیگه در حال ارتکاب قتله

اینو نگاه کنید ، یک نفر داره بچه ها رو از پنجره به بیرون هل میده

یک نفر داره اونا رو کتک میزنه

,,,وقتی یک بچه همچین نقاشیایی میکشه

همیشه راستشو میگه

,,,ما فکر میکنیم که این آدم

پدرشه

شما تحقیقاتتونو به نحو احسن انجام دادین

و الآن یک مدرک تازه دارین

,,,فکر کنم همه مون میخوایم که

عدالت در حق مالهار رعایت شه

اون خیلی حساس و به شدت با استعداده

میتونم نگهشون دارم ؟

حتما حتما ,,بله که میتونین

ممنونم دکتر

ممنون قربان ,, خیلی خیلی ممنونم ، ممنون

اول از همه ، همه چیز رو درباره خودت و امین بهمون بگو

پدرامون باهم دوست بودن

,,,وقتی پدرش متحمل ضرر و زیان زیادی شد

از پدر من پول قرض گرفت

و نتونست قرضشو پس بده

بنابراین ،در عوضش بخشی از خونه ش رو به ما داد

همین ؟

همین ؟ بله ، همه ش همینه

,,,آمیت چندین بار سعی کرد

که اون خونه رو به دو برابر قیمت بخره

ولی آنتونی راضی به فروختن نبود

من شنیدم که شوهرتون خلق و خوی تندی داره

اون با تاکسیرانی این کارو راه انداخت

برای همین خلق و خوش تنده

اون تا حالا شما رو کتک زده ؟

بله ، ولی در عوض منم اونو زدم

چطور با آنتونی دوست شدی ؟

ما تو دانشکده با هم بودیم

بعدش شروع کردیم به حرف زدن با هم

آمیت با دخترا صمیمی بود یا با مالهار ؟ مالهار-

هیچوقت دخترا رو کتک میزد ؟

هرگز

,,,همسرت برای چند ماه رفته بود خونه مادرش

,,,در حقیقت

دفعه بعد به میز ضربه نمیزنم

,,,سوفی شک کرده بود که

بین من و باونا یک خبراییه

آمیتم شک کرده بود ؟ من از ابن قضیه مطمئن بودم -

از دامان به کلکته کلکته به پنجاب

پنجاب به بنگلور ، بنگلور به دامان

بعد از 16 ساعت رانندگی تو بزرگراه من خسته بودم

وقتی برمیگشتم به هتل و همسرم جواب تلفنام رو نمیداد

تلفنش همیشه مشغول بود

این باعث میشه آدم عقلشو از دست بده

فکرای عجیب غریب میزد به سرم

واسه همین شریا ، شروتی و روشن رو کشتی

چی ، این مزخرفات چیه ؟

حتما شنیدنش خوشحالت میکنه که بدونی,,,

پسرت حتی یک کلمه هم علیهت حرف نزده

ما این نقاشیا رو تو سطل آشغال پیدا کردیم

اون یقین داشت که شریا و شروتی دخترای آنتونی ان

,,,من سعی کردم

چندین بار واسش توضیح بدم ,,,اما اون

ذهنش بیمار بود

,,,با دور کردن خودش از شریا و شروتی

هر روز اونها رو میکشت

هر روز

چیکار میکنی ؟

مگه برات مهمه ؟

این به تو مربوط نیست

به مامان بزرگ و مامانت مربوطه

آمیت ببین ، اون زخمی شده

من میرم دوا بیارم

اون ،اونا رو کشته

اون اینکارو کرده

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار

مالهار

"آمیت باروت"

,,,تو به خاطر قتل

شریا باروت ، شروتی باروت و

روشن دی سوزا بازداشتی

تو این حقو داری که سکوت اختیار کنی

هر حرفی که بزنی

در دادگاه بر علیهت استفاده میشه

برای ارتکاب قتل ، استعمال خشونت علیه کودکان

و فرستادن بچه به کانون اصلاح و تربیت به خاطر جرمی که مرتکب نشده

طبق بند 302 قانون جزایی

و بند 75 قانون جزایی تحت بازداشتی

مالهار

چند هفته بعد

مالهار

آمیت از زندان آزاد شد

آمیت و باونا سرپرستی سه دختر را بر عهده گرفتن و آنها را شریا ، شروتی و سینها نامیدند

آنها دیگر هرگز مالهار را ندیدن

آنها از خانه باروت نقل مکان کردن

با توجه به ارزیابی دادگاهی این یک مورد اسکیزوفرنی ه

اما این مورد در بچه های کم سن و سال نادره

خدای من ، اون خیلی نیرنگ باز بود

اون ساکت موند و اجازه داد خودمون به نتیجه برسیم

طوری که اون از دیدن آمیت اجتناب میکرد و از نشون دادن زخماش امتناع میکرد

اون میدونست که ما از طریق دوربین مدار بسته تحت نظرش داریم

اون میل بافتنی رو دزدید

و باهاش گل درست کرد

کاری کرد که عذاب وجدان بگیریم

و بعدش اون نقاشیا

اون از همه ی ما سوء استفاده کرد

اون حتی من رو هم تحت تاثیر قرار داد

چرا یک نفر ، خون یکی دیگه رو میریزه؟

,,,فرضیه های بسیاری وجود داره ، ، اما جواب درست اینه که هیچکس بدرستی جوابشو نمیدونه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.