All language subtitles for I.Miss.You.2024.promovies - UniCode

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

(اسم من بای شیائو یو هست)

(چیز جالبی دربارم وجود نداره)

(به لطف پدر و مادرم)

(کودکی تقریبا یکنواختی داشتم)

(میشه گفت)

(آدم اجتماعی نیستم)

(ولی خوشبختانه)

(طراحی هام تنهام نمیذارن)

(اکثر افراد درک نمیکنن که چرا)

(فقط نقاشی های رازآلود و ترسناک میکشم)

(بخاطر اینه که نویسنده ی موردعلاقم)

(ادگار آلن پوئه)

(وانگ جین‏ جین)

(آره خودمم)

(میدونم، اسم جالبیه)

(توی بچگی بیشتر پسرونه بودم تا دخترونه)

(از یاد گرفتن متنفر بودم برای همین زیاد از زیر مدرسه درمیرفتم)

(و از دعوا کردن پدر و مادرم هم متنفر بودم)

(برای همین خودمو توی دنیای داستان ها حبس میکردم)

(با آثار ادگار آلن پو که آشنا شدم)

(یهویی درگیرش شدم)

(دنیای تاریکی که توسط پو خلق شده بود)

(بزرگترین الهام بخش من شد)

(اونقدر درگیر پو شده بودم که)

(شروع به نوشتن داستان های خودم کردم)

(و خیالپردازی میکردم که یکی از دخترهای رازآلود داستانهاشم)

(چقدر رمانتیک)

(ولی حیف)

(خیلی از مردم پو رو درک نمیکنن)

(همون جور که منو درک نمیکنن)

(از نظر من)

(کارهای پو اصلا هم ترسناک نیستن)

(بیشتر رمانتیکن)

(یکی از جمله‌های اسرارآمیزش همیشه آویز گوشمه)

(سرنوشت خواه ناخواه)

(از پیش تعیین شده‏ٍ ست)

آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

مامان

بهت گفتم ساعت 6:30 بیدارم کنی

الان ساعت 7:30ئه

ای وای یادم رفت

میخواستم رادیو گوش بدم

برای همین باتریهای ساعت رو دراوردم

چرا باز اون بیلبیلک اسکلتی رو زدی؟

واسه کنکور بدشانسی میاره

نه شانسمو برای درصد گرفتن بالا میبره

صبحانه نمیخوری؟

شیائو یو، آروم باش

(اگر سرنوشت همونطور که پو گفته)

(واقعا از پیش تعیین شده ست)

مراقب باش

موفق باشی

(2010 پس روز هشتم ژوئن)

(آخرین روز کنکور که)

(تخم مرغو با عجله قورت دادم)

(دست سرنوشت بود که)

(منو به اون رسوند)

داداش

بذار از روی جوابهات بنویسم

چیکار میکنی؟

خانم،‌ من تمام کردم

شکمم درد میکنه

برگه ‏ات رو بذار روی میز

برو

هیچ درکی از قوانین نداری؟

برگرد اینجا

به نوشتن ادامه بدین

لعنت، فکر کنم تخم مرغی که صبح خوردم فاسد بوده

زمان بندی واقعا عجیبه

گفتن قوانین آزمون رو زیرپا گذاشتی

و همه ی نمراتت باطل میشن

بقیه کجان؟

مراقب آزمون کو؟

همه رفتن؟

مگه قرار بود واسه شام بمونن؟

خدایا

د

دل

دلم

دلم

دلم ب

دلم بر

دلم برا

دلم برات

دلم برات

دلم برات ت

دلم برات تن

دلم برات تنگ

دلم برات تنگ

دلم برات تنگ ش

دلم برات تنگ شد

دلم برات تنگ شده

دلم برات تنگ شده

بای شیائو یو

چهارسالی میشه که بیماریت تشخیص داده شده

رتینیت پیگمانتوزا چیزیه که باعث کاهش دیدت شده

سعی میکنیم تحت کنترل بگیریمش

مامان

من که قرار نیست کور بشم، نه؟

زبونتو گاز بگیر

زود باش

دور از جون

همچین حرفی نزن

خوب میشی

شیائو یو

دکتر گفت

شرایط در بین افراد متفاوته

فقط مراقب باش

اینجوری بیماریت به سرعت بدتر نمیشه

فقط نگران اینم که نتونم دیگه طراحی کنم

بای

از بین همه ی دخترایی که توی دانشگاه دنبالتن

حتی یکیشونم دوست نداری؟

هیچکدومشون سلیقم نبودن

چرا؟

جذبشون نشدم

هنوز توی فکر اون دختره توی کنکوری؟

شاید چیزی از عشق ندونم ولی تورو میشناسم

معذرت میخوام

ببخشید

مریضی؟

بیخیال خر چه داند مزه نقل و نبات

دنیا خیلی بزرگه،‌ قرار نیست آسون باشه

داداش

اول یه شغل پیدا کن،‌ بعد دختره رو

نمیتونی تا ابد درگیرش باشی

اول باید کار پیدا کنیم

میرم یه نگاه به اونجا بندازم

بعدا بهم زنگ بزن

آرایش کردن و مدل دادن مو؟

این چجوری اومده اینجا؟

وانگ جین جین؟

واقعا خودتی؟

ما قبلا همدیگرو دیدیم؟

روز کنکور

توی یه اتاق آزمون بودیم

توی ردیف اول کنار در نشسته بودی

منم همونطور که با عجله میرفتم سمت دستشویی

خوردم به میزت

هنوز یادت نیومد؟

من به یو یینگ رفتم و تو به شماره هشت

دانشجو اگر میخوای مصاحبه بدی

رزومه ‏ات رو بهم بده

توی صف وایستادیا

بله درسته

رشتت طراحیه؟

شرکت رو اشتباه اومدی

ما آژانس مسافرتی هستیم

...ولی من

من زیاد سفر میرم

دست از بازی درآوردن بردار

چه خبره؟

هیچی

چطوره مصاحبه رو ادامه بدیم؟

تمام شد و تو هم قبول نشدی

چطور؟

دلیلی نداره

ولی آخه چرا؟

چون من میگم

رفیق

دیگه بسه

بذار یکی دیگه امتحان کنه

سلام

من رشتم گردشگریه

برای این شغل عالیه

درباره تجربه های کاریتون بگین

حتما

من به عنوان راهنمای تور چندتا گروه کوچیک کار کردم

تقریبا یک سال

(بای شیائو یو)

(بالاخره اسمت رو گیر آوردم)

(وانگ جین جین)

(فکر نمیکردم دوباره ببینمت)

وانگ جین جین

شبیه تعقیب کننده هایی

میدونم تو وانگ جین جینی

باید یه چیزی بهت بگم

جین جین بیا بریم

امشب ساعت هشت

بار خیابانی لیانگ ماهه

باشه

هفت، بار

وانگ

بیا

بشین

همگی بیاین بنوشیم

خوش اومدین، واسه چند نفر میز میخواین؟

هرجا دوست دارین بشینین

بفرمایین

خانم وانگ

انتظار نداشتم

انتخاب لباستون خارج از ساعت کاری

اینقدر منحصر به فرد باشه

آقای پیتر

دخترم وانگ

یجورایی خوره ی کتابه

حتی خودشم رمان مینویسه

واقعا؟

اسم کتابت چیه؟

فقط واسه سرگرمیه، هیچوقت قرار نیست منتشرش کنم

نویسنده موردعلاقت کیه؟

ادگار آلن پو

حالا هرچی

نوشیندی سفارشی هم سرو میکنین؟

بستگی داره. چی میل دارین؟

من از ترکیب یهویی خوشم میاد

عالیه

پس بهت یه نظر میدم

خوبه

د.ن پیدا شده در بطری

میدونی که، از اون بطری های شناور

و د.ن مخفف دست نوشته است

اسم خلاقانه ایه

من درستش نکردم

آلن پو کرده

یه بطری شناور باید توی دریا باشه

برای همین آبی درستش کردم

و به نظرم یه دست نوشته باید روی کاغذ پوستی نوشته شده باشه

برای همین پوست دارچین

بفرما

دست نوشته ی پیدا شده در بطری

میخورمش

خانم وانگ

چطور شد آدم عاشق ادبیاتی مثل تو

سر از صنعت گردشگری درآورد؟

به تو ربطی نداره

وانگ جین جین فکر کنم خیلی نوشیدی

این خیلی خوبه

بیا، بیا یه چیز دیگه رو امتحان کنیم

هی آقا

میشه یکم صدات رو بیاری پایینتر؟

ببخشید

یکی دیگه

چیه؟

یه ترکیب دیگه؟

آره

...این قسمت

نه منظورم این لیوان

اسمش میشه لی جیا

لی جیا؟

نگو که اینم یکی دیگه از داستان های پو ئه؟

آفرین

این لی جیا

یه زن مرموز

و خوشگله

که تو جوونی بخاطر بیماری میمیره

شوهرش خیلی عاشقش بوده

برای همین هر روز دعا میکرده که

زنش دوباره زنده بشه

زنده شد؟

حدس بزن

طبق اصل مالکیت

یین و یانگ بهم میرسن

از وقتی زیبایی لی جیا منو محصور خودش کرده

مثل یه مکان مقدس تو قلبم میدرخشه

من معتقدم که موجودات زیادی توی این دنیا

احساسات و عاطفه عمیق دارن

همیشه حسی که

تو چشم های درشت و درخشان لی جیاست

من رو به وجد میاره

با این حال نه میتونم اون حس رو توضیح بدم

نه میتونم بفهممش و نه میتونم مدام بهش خیره بشم

اون برخورد 4سال پیش حتما سرنوشت بوده

برای همین الان دوباره همدیگرو دیدیم

سرنوشت بدون شک از پیش تعیین شده است

بنظر من سرنوشت اصلا هم از پیش تعیین شده نیست

ما قرار نبوده دوباره همدیگرو ببینیم

اگه موقع کنکور نمی‌خوردی به میز من

و باعث نمیشدی برگه امتحان رو خراب کنم

من هیچوقت از اون دانشگاه مزخرف سر درنمی‌آوردم

تو برام بدشانسی بودی

باید باهات چیکار کنم؟

کی دوباره میبینمت؟

کی میخوای ببینیم؟

فردا

همین الانش هم وارد فردا شدیم

منظورم امروزه

تو خواب و خیال نباش، صبح شده

حقیقته

حقیقت حوصله سربره

جرات چطوره؟

باشه

میخوای چیکار کنم؟

لب تر کن

با من بیا خونه

کی؟

همین الان

باشه

پس بیا از اول آشنا بشیم

سلام

اسم من بای شیائو یو ئه

وانگ جین جین ام

وقتی گفتی خونه

نمیدونستم منظورت زادگاهته

خب در غیر این صورت که جرات نمیشد

الان دیگه برای پشیمونی خیلی دیره

چند وقته مامانت رو ندیدی؟

چهارسال

چهارسال؟

چرا؟

اون تو درخواست دانشگاهم دخالت کرد

اینکه دلیل نمیشه

فقط اون نیست

بهرحال، بنظرم ما تو زندگی قبلی حتما باهم دشمن بودیم

اون علامت پشت سرم رو میبینی؟

غذای دریایی خواهر وانگ

مامانمه

ها؟

بفرما

نمیری سلام کنی؟

همین که میبینم حالش خوبه کافیه

چیشد؟

نباید من رو ببینه

من رو که نمیشناسه

بیا پایین

هرچیم که باشه اون مامانته

نمیتونی تا آخر عمر باهاش قطع ارتباط کنی که

یه بچه شاد مثل تو نمیفهمه

رفت؟

نه هنوز

بس کن

بچه که بودم اینجا زندگی میکردم

همیشه میومدم به این پارک

واقعا؟

اون خانه وحشت رو یادته؟

فکر کنم 20 سال گذشته

یه ذره هم عوض نشده

حتی یه بار هم نرفتم توش

چرا؟

میترسیدم

بزدل

هر چی میخوای بگو

پس امروز باید بری توش

امروز شرایطم جور نیست

باید بری

بیا یه روز دیگه بریم

تو برو، من منتظرت میمونم

من دفعه بعد میام، نه

این چیه داره بهم دست میزنه؟

چقدر دیگه مونده؟

این دیگه چه کوفتیه؟

وانگ جین جین

چیه؟

نمیتونم ببینم

میشه بیای بیرون حرف بزنی؟

شل کن

میخوای حس و حالمون رو خراب کنی؟

ما تو خانه وحشتیم

حداقل بذار بترسونمت

که پولم حیف نشه

همین الانش هم بنظرم پولت رو دور انداختی

جدی میگم، نمیتونم ببینم

مخصوصا تو جاهای تاریک

فکر کنم حتما کوری

خوردی به اون دختر روحه

تو خودتم شبیه روحی

شاید واقعا روح باشم

من چشمهام مشکل داره

جدی میگی؟

تاحالا اسم ورم رنگیزه ای شبکیه رو شنیدی؟

چی هست؟

...یه بیماری

یه بیماری مادرزادیه

وقتی بچه بودم شب کوری داشتم

بعد

سالی که کنکور داشتم رفتم بیمارستان

اون موقع تشخیص داده شد

درمان میشه؟

قابل درمان نیست

پس چه بلایی سرت میاد؟

کور میشم

سر کارت گذاشتم

بچه

اما دیدم

قطعا تا یه حدی کم میشه

که روی زندگی روزانه ام تاثیر میذاره

به مراقبت دائمی نیاز دارم

الان هم هنور میترسی؟

الان دیگه نه

یکم استراحت کن

کافیه

کمک کن درو ببند برام

باشه، مراقب باش

ممنون

باید بگم

تو واقعا زن خاصی هستی

میدونی چرا اسمم وانگ جین جین ئه؟

چرا؟

من پیش از موعد به دنیا اومدم

هرچند

مامانم خرافاتی بود

و میخواست زود وزنم زیاد بشه

پس اسمی گذاشت روم که معنی کیلوگرم میده

که اینطور

به لطف این اسم

با یه نگاه تو ذهنم موندی

وقتی 6 سالم بود

با مامان و بابام اومدیم اینجا

کلی بهشون التماس کردم که بیارنم

ولی وقتی اومدم بیرون

بابام رفته بود

اون آخرین باری بود که دیدمش

همش با خودم فکر میکردم

شاید اگه اون موقع نمیومدم اینجا

بابام هنوز پیشمون بود

برای همین

اینجا آخرین خاطره ایه که ازش دارم

(آقا)

(میشه بی زحمت)

(یه عکس ازمون بگیری؟)

(باشه)

ممنون

نمیدونستم انقدر ترسویی

شماها اینجا چیکار میکنین؟

تو کی هستی؟

من تو کنکور پشت سرت نشسته بودم

تو همون دختری نبودی که ردیف جلو نشسته بودی؟

بهم تقلب نمیدادی

اینجا مال توئه؟

آره

ترسناکه؟

اصلا

همه ترفندات از مد افتاده ان

جدی میفرمایید؟

حساب کن اینجا مال چند سال پیشه

بذار چندتا توصیه بهت بکنم

چند تا داستان از اِدگار آلن پو بخون

بعدش اینجا رو بر اساس اون بازسازی کن

تا بهترین تونل وحشت جهان رو داشته باشی

آلن کی؟

آلن پو

یه نویسنده معروف

که اصطلاح "وحشت" رو عملا اون اختراع کرد

داری وقتت رو با اون کودن هدر میدی

هی، حرف دهنتو بفهم

یادت باشه

آلن پو

حالا هرکی

آروم تر

فکر کنم زیاد از دیوارها بالا رفتی

آره پس چی

مراقب باش

خوبی؟

چیزیت نشد؟

خوش اومدی

چقدر نقاشی

همه اینارو تو کشیدی؟

آره

تک تکش رو

واقعا با استعدادی

کلاغ

سوسک طلایی

نقاب مرگ سرخ

لی جیا

درسته

این صحنه ایه که لی جیا از تابوتش بلند شد

تا دوباره به وصال عشقش برسه

دختر باهوشی هستی

این کیه؟

نمیتونم بگم

تویی

میزنم دهنت رو سرویس میکنما

به اون سنجاق سر دقیق نگاه کن

بعد از دیدنت تو اتاق آزمون

برگشتم و اینو کشیدم

2010

بای شیائویو

این همه مدت کجا بودی؟

باید این سوالو از تو پرسید

هشتم ژوئن

بدترین روز زندگیم

هیچ وقت فراموشش نمیکنم

منم فراموش نمیکنم

چی داری میگی واسه خودت؟

قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی

بدترین روز زندگیم بود

بخاطر اینکه از دست دادمت

بای شیائویو

بله

دیگه هیچ وقت منو از دست نده

(به نظر میرسه که)

(سرنوشت مقدر شده رو به دست آوردم)

(ازم میخواد که مراقبش باشم)

(و دیگه هیچ وقت از دستش ندم)

پس من چی؟

تولدت مبارک، مولی

اسم من بای شیائویوئه

گروه خونی، نماد برج تولد و تاریخ تولدتم رو کن

(اولین سالیه که با همیم)

(در کنارش از خواب بیدار شدن)

(مثل رسیدن به آرزوهامه)

(مثل هر جوون خیال پردازی که به پکن میاد)

(حسابی کار میکنیم)

(برای ساختن یه زندگی بهتر)

از نظر تو یه زندگی بهتر چیه؟

تو اون زندگی هستی که من میخوام

پس بهت تبریک میگم

تو این سن کم به چیزی که میخوای رسیدی

اوخی چه عشقولانه

تو تمام این سالها

تو تنها کسی بودی که

شیائویو قایمکی از من دوستت داشته

چرا شیائویوی عزیزت هنوز نیومده خونه؟

کی فکرشو میکرد شاهدخت کوچولوی دیوونه من

زن کسی بشه

یا کمک کن یا بزن به چاک

دست از مسخره کردن من بردار

آخر این ماه، تو فیلیپین غواصی داریم

همه چیز مهمون من

به جز پرواز

میای؟

من شروع به کار کردم

وقت ندارم باهات بیام تفریح و خوش گذرونی

درباره اینا بهم توضیح بده

چرا یه کافه رو این همه سیاه کردی؟

تو یه طراح دکوراسیون داخلی هستی

چیزی که مشتری بهت میگه رو انجام بده

تا وقتی چیز جدیدی ارائه ندی حق خونه رفتن نداری

وانگ جین جین

تو فقط 23 سالته

فکر نمیکنی خیلی زوده که

تشکیل خانواده بدی؟

همه که مثل تو نیستن

تو یه خانواده پولدار به دنیا اومدی

پس میتونی بعد از فارغ التحصیلی

سه سال بری مسافرت و گردش

حسود

این با قبلی چه فرقی داره؟

روشن تره

کجاش روشن تره؟

تو کوری یا من؟

اگه چشمات مشکلی داره یه سر به دکتر بزن

اگه اینو درست نکنی باید شغلتو ببوسی بذاری کنار

سلام، آقا؟

هنوز اینجایی؟

سوار شو

بشین کنارم

ازم دور شو

داری چیکار میکنی؟

وانگ جین جین

یادت باشه

یه زندگی معمولی و پیش پا افتاده ارزش زندگی کردن نداره

برگرد داخل

سرتو به باد میدی

من اومدم

شام رو میزه

دوباره همه چراغها رو روشن گذاشتی

اسرافه

داری داستانت رو مینویسی؟

مگه چشمهات ضعیف نیست؟

بذار ببینم چقدر تو نوشتن مهارت داری

نه

باشه

چشمهام درد میکنه

چشمهام درد میکنه

بیا اینجا

برام ناز میکنی، نه؟

چشمهات رو بچرخون

بهم قول بده

باید تمومش کنی

چشمهات رو ببند

باشه

به هر حال کسی که قرار نیست اونو بخونه

چطور ممکنه؟

من بهت ایمان دارم

واقعا؟

آره

چشمهات رو ببند

چون تو یه آدم خاصی

منم به تو ایمان دارم

باشه

فردا من غذا میپزم

فقط فردا؟ بلند شو ببینم

تا آخر عمرم چطوره؟

کی گفته من میخوام یه عمر باهات زندگی کنم؟

یه عمر اونقدارم طولانی نیست

بای شیائو یو

هان؟

به نظرت زندگیمون معمولی و پیش پا افتاده ست؟

چطوری منو پیدا کردی؟

اینقدر گنده اش نکن

موقعی که بابات رابطه نامشروع داشت

هرجایی قایم میشد

باز میتونستم اون بی مصرف رو گیر بندازم

داری در مورد چی حرف میزنی؟

اینجا خونه منه و بهت خوشامد نمیگم

باید بری

بخاطر اینکه درخواست دانشگاهت رو عوض کردم

چیه؟

قراره برای همیشه ازم متنفر باشی؟

دست از سرک کشیدن تو وسایلم بردار

تو یه آدم کنترل گر سوء‌استفاده‌گر بودی

باید تحمل شکست هات رو داشته باشی

من دخترتم، نه برده ات

نه یه سطل آشغال

ازت متنفرم

مگه چیه؟

خب، خیلی طول نمیکشه

من دارم میمیرم

داری چی واسه خودت میگی؟

بای شیائویو

اسمش رو از کجا میدونی؟

هان؟

خاله

اگه اون مکمل های غذایی رو برام پست نمیکرد

اینجا رو پیدا نمیکردم

تو این کارو کردی؟ دست مریزاد

نه، من اونو از یه مشتری گرفتم

در رو ببند

چمدونم رو بیار داخل

چشم

خاله، عصبانی نشین

...من و جین جین

چند سالته؟

24

اهل کجایی؟

های چنگ

پس چرا با لهجه پکنی حرف میزنی؟

ها؟

نه اینطور نیست

کارت چیه؟

طراح داخلی تجاری

پس یه پیمانکاری؟

طراح

خفه شو

چقدر تو ماه درآمد داری؟

6800

تازه شروع کردم

شامل پاداش نمیشه

اجاره ات چقدره؟

4500

پس بعد از پرداخت اجاره، چیز زیادی برات نمیمونه

بازجویی نکنش

اون دوست پسرمه

دوست پسر؟

دوست پسر به عنم

مردها همه عین همن

بعد یکی دوسال خسته میشن

بعدم ولت میکنن

و تو اینجا رو خونه میدونی؟

بعد جدا شدن برات فقط یه غریبه میشه

اون موقعس که می‌شینی گریه میکنی

خاله

من به جین‌جین یه خونه میدم

قسم میخوری؟

دیوونه شدی؟

قسم میخورم

تو هم دیوونه شدی؟

ماشین زیر بگیرتت له شی

اگه به جین‌جین دروغی بگی

اگه به جین‌جین دروغ بگم

ماشین لهم کنه

اگه در عرض 3 سال باهاش ازدواج نکنی

رعد و برق بزنه بهت

اگه در عرض 3 سال باهاش ازدواج نکردم

رعد و برق بزنه بهم

فکر میکنی بامزس؟

دستتو بیار پایین

(چیزایی که گفت رو جدی نگیر)

(اگه بگیرم؟)

(اگه پشیمون شدی من هیچ مسئولیتی درقبال قسم‌ت قبول نمیکنم)

(اگه پشیمون شدم سگ بشم الهی)

(شب بخیر آقا سگه)

(شب بخیر، هاپ هاپ)

استعفا دادی؟

تو به مادرش قول دادی

کارتم که از دست دادی

چرا کار خودمونو راه نندازیم؟

الان بازی گرگینه بزرگترین بازی تخته‌ایه

بعدش گریه کردم

...بعدش

خب شما همه میدونین چه اتفاقی افتاده

ممنون خلوت

بهترین جای خلوت

ممنون

ممنون متشکرم

برگرد صفحه عنوان

سریع باش گفتم

ممنونم متشکر

جین‌جین برو یه بسته دیگه بگیر

ممنون خیلی ازتون ممنونم

ممنون آقا

خوبی؟

هرموقع زمین‌ خوردی همونجا بشین استراحت کن

این میتونه فلسفه زندگی جالبی باشه

اینطور فکر نمیکنین؟

جین‌جین زود باش

بدو جین‌جین

متاسفم

یکم بهم ریخته‌است

شما دوتا برگردین صفحه عنوان

(دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد)

شوشو

هی

یه بغل بده

باشه اومدم

بالاخره اومدی خونه

دلم برات تنگ شده بود

اوه

این بوی چیه؟

چقدر خوردی؟

حال به هم زنم؟

نه دوستش دارم

واقعا دارم

زود باش

کلیدامو خونه جا گذاشتم

دست و پا چلفتی

تو یه روز منم گم میکنی

امکان نداره

دوباره تکرار نمیشه

انگار فرشته نجاتتم

اره

منم کلیدارو فراموش کردم

!و تو برام سخنرانی میکنی

هنوز درد داره؟

یه کار جدید میخوام

مولی منو بعنوان مدیر ادبی

به یه استودیوی فیلم معرفی کرده

حداقل شغلیه که توش خلاقیت نیازه

عالیه

اما ما تازه شروع به پس انداز کردیم

نمیخوام فشار زیادی روت باشه

پس اینطور

خب قرار بود

کمی صبر کنم تا بعدا

درمورد برنامه کاریم بهت بگم

حدس بزن الان چی میخوام بگم

من و سای تصمیم گرفتیم باهم یه کاری رو شروع کنیم

شوخی میکنی؟

فکر میکنی من از اون آدمای عجول و بی فکرم؟

چیکار میکنین؟

یه کلوب بازی گرگینه

نظرت چیه؟

چقدر سود داره؟

این الان بین جوونها معروفترینه

حتما ازش پول درمیاریم

بهم اعتماد کن

خب بهت اعتماد دارم

بالاخره تو تونستی مخمو بزنی

فکر کردم عشق در نگاه اول بود

پس دنبالم راه نیفتاده بودی؟

من؟

زدی زیرش؟

زدی زیرش؟

شاید

اره

من مختو زدم

اوهوم

بهرحال حرفم اینه که

اجازه داری

بری دنبال رویات

من پشتتم

چه مرد خوبی

هی

هوم

اونموقع وقتی پایین بودیم

چی صدام کردی؟

چی بود؟

یادم نمیاد

انقدر زود انکارش میکنی؟

هی

خستم

یالا دوباره بگو

نفهمیدم

دختر بد

پسر خوب

خب

هرجور که تو خوشحالی

(باور دارم)

(اون شب تابستونی)

(مقدر شد که برامون خوش شانسی بیاره)

سلام این رزومه امه

(از اون روز به بعد)

(هردومون شروع کردیم به دنبال کردن رویاهامون)

(اون شب و روز در راه نویسنده شدن)

(تلاش میکرد)

(ولی احساس رضایت)

(و خوشحالی بیشتری‌ هم داشت)

(ازش انتظار نداشتم که)

(جدی بره دنبال کلوب)

دلیل این کارها چیه اخه؟

(و فقط کمتر از 6 ماه به سود رسید)

به کلوب بازی گرگینهٔ علف خوش اومدی

همه دکور و

طراحی ها رو خودم انجام دادم

شبیه یکی از صحنه های فیلم توعه؟

جین‌جین وقتی کلاس سوم یا چهارم بود

شروع کرد به کمک کردن تو رستوران

یه بار زمین لیز بود

و اون زمین خورد

یه بریدگی روی رانش بوجود اومد

ولی بازم گریه نکرد

جین‌جین دختر سرسختیه

هیچ مادری اینو برای بچش نمیخواد

اون هیچ انتخابی نداشت

لجباز و

حساس

و سرکشم هست

حتی وقتی که مردم قصدشون خیره

بازم جلوشون وایمیسه

(اون دوباره باهام اومد زادگاهم)

(و بردتم پیش مامان و باباش)

(غبطه میخورم که چطور)

(تو یه خانواده شاد بزرگ شده)

(و اونموقع بود که فهمیدم)

(برخلاف همه شباهتهامون)

(چقدر)

(متفاوتیم)

همه این برای کاربرای حرفه‌ایه

عمو میدونین چطور ویدیوها رو ویرایش کنین؟

با اسکنر

کل عکسها رو‌ وارد کردم

چه حرفه ای

شما دوتا باهم عکس گرفتین؟ حتی اگه قدیمی باشه

برام بفرستشون

برات یه آلبوم درست میکنم

وقتی برگردیم چندتا براتون میفرستم

(وقتی برگشتیم پکن)

(من و سای کارمونو به اتاق فرار تغییر دادیم)

(جدیدترین مدل)

(تجارت درحال رشده)

(همه چی بنظر درست پیش میره)

من خیلی صریح

بهت گفتم

از جاده فیلم میگیرم

چرا اینهمه راهو بیام

تا تو یه استودیو فیلمبرداری کنم؟

باشه بعدا باهاشون حرف میزنم

این دیگه چه کوفتیه؟

همه چی تمومه

امشب ساعت 7 یادت نره) (یه چیز خوب بپوش

(فهمیدم)

بای شیائو یو

امروز عجیب شدی

من؟

اوهوم

میدونم یکم پول درآوردی

اما دلیل بر ولخرجی نمیشه که

اینجا خیلی با کلاسه

گاه و بیگاه یه ذره تجملات آسیبی نمیزنه

واو

تو واقعا اصلا نمیتونی بد عکس باشی

بذار ببینم

صبر کن تا ظاهر بشه

اگه زشت باشه باید خودتو مرده بدونی

بیا اول بخوریم

استیک فوق العاده‌ست

به سلامتی

وانگ جین جین

سونگ بین

خدایا چه اتفاقی

....من و مولی همین الان داشتیم درباره ی تو و

بذار معرفیتون کنم

دوست پسرم بای شیائویوئه

این سونگ بین از هم دانشگاهیامه

سلام

عجب تصادفی

آره، داشتم میگفتم

چی باعث شده امشب بیاین اینجا؟

ما خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم

اهمیتی نمیدین اگه

با هم غذا بخوریم، درسته شیائویو؟

اونا سر قرارن

بشینین

پس به حساب من

این چیه؟

مال منه

فهمیدم شما طراحین

درسته؟

بیرون اومدم از کارم

شما چیکار میکنین؟

من نقاشی میکنم

خیلی فروتنی

اون هنرمند جوان معروفیه

من قراره یه کتاب منتشر کنم

پس ازش خواستم برای جلد کتابم نقاشی بکشه

جین جین

وقتی کتابت بیرون اومد

خوشحال میشم مجانی برات انجامش بدم

تو نمیدونی

ولی سونگ بین

قبلا دنبال جین جین بود

دوباره مستی‌؟

بهش گوش ندین

زمان دانشگاه، من 3 سال ازش جلوتر بودم

فورا بعد از اینکه ثبت نام کرد

من رفتم خارج

تعجبی نداره

من هیچوقت درباره‌اتون نشنیدم

قبلا یه جورایی خرخون بودم

تمام روز وقتم رو توی استودیو میگذروندم

من کوچکترین شانسی باهاش نداشتم

داری اغراق میکنی

من دقیقا دانشجوی سخت‌کوشی نبودم

این حقیقت داره که تو خیلی تغییر کردی

من؟

آره

دیگه اون دختر جوون بی باک نیستی

درسته؟

چرا هممون نریم کلاب شیائویو گرگینه بازی نکنیم؟

آهان شغلتون اینه؟

این الان بزرگترین مده

من اونم کنار گذاشتم

کار نکرد برات؟

کی؟

من‌ بیخیال گرگینه شدم

تا بازی اتاق فرار رو شروع کنم

میبینم این روزا خیلی چیزا رو از من مخفی میکنی

قرار بود غافلگیرت کنم

دارن میان دنبالمون

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

سونگ بین، تو خیلی بی پروایی

شیائویو

فقط اینجا زیادی کوچیکه

پس چرا داری نفس نفس میزنی؟

پس کی میریم خونه؟

نفس نکش

بیخیال شو بای شیائویو

من خسته شدم

باشه

پس بیا تمومش کنیم

مرحله بعدی

متوقف شدن

چند مرحله دیگه هست؟ خوابم میاد

این آخرین مرحله‌ست

مرگ پژواک زندگیست

خب

باید استراحت کنی

باشه

جین جین

من این کار رو برای تو آماده کردم

نمیتونم نفس بکشم

بیا از اینجا بریم بیرون

فقط یکم بیشتر بمون

...این آخرین

این آخرین مرحله‌ست

چرا سعی نمیکنی هر روز جلسه داشته باشی و سرت داد بزنن

بعدش مجبور بشی مغزت رو بترکونی تا یه پازل حل کنی؟

باشه فهمیدم

ببین، سرنخ رو

مرگ پژواک زندگیست

معنیش چیه؟

چیه؟

از مغزت استفاده کن

برو داخل و یه نگاه بنداز

بهت التماس میکنم، باشه؟

این یکی؟

از کجا اوردیش؟

باید میرفتم سراغ چندتا مغازه زیراکس تا بتونم این رو چاپ کنم

جلدش رو خودم طراحی کردم

خوشت میاد؟

کپی دیجیتالیش رو از کجا اوردی؟

رفتی سراغ لپ تاپم؟

یعنی چی؟

دست نویسی که بیرون انداختی رو برداشتم

و هر کلمه اش رو خودم تایپ کردم

تمام 200,000 کارکترش رو؟

آره

بای شیائو یو

چرا این کار رو با چشمهای خودت کردی؟

خودم راضی بودم

چرا چیزی که دور انداختم رو دوباره جمع کردی؟

اتفاقی پیداش کردم

تو دو سال رو صرف اون داستان کردی

حتی اگه هیچکس دیگه‌ای براش ارزش قائل نشه

نباید اینجوری دورش بندازی

خروجیش این نیست

اگه آشغال نیست پس چیه؟

من توسط پنج تا انتشاراتی رد شدم

پس چه فایده اگه من 2 سال وقت صرف نوشتنش کردم؟

برخلاف مولی

که یه بلاگ احمقانه رو نوشت و خبرساز شد

من چی؟

من رو وسط نکش

نباید به خودت به دیده تحقیر نگاه کنی

بهش میگن خودآگاهی

باشه

میدونیم ولی جایی برای پنهان شدن نیست

ببخشید

باشه، دیگه دعوا نکنیم

بازش کن و بخونش

یه قسمتایی

فقط توی تاریکی مشخص میشن

فقط بازش کن و بخونش

خیلی برای این کار خستم

خروجی کجاست؟

خودت پیداش کن

چطور قراره یه چیز خوب بنویسم

وقتی توی این زندگی گیر افتادم؟

اونوقت چرا با سونگ بین اینقدر بد رفتار بودی؟

نبودم

اون خیلی از بازی لذت برد

دروغگو

دوتامون دروغگوییم

من درباره‌ی چی دروغ گفتم؟

تو بهم گفتی که

فقط یه دوست پسر توی دانشگاه داشتی

اسم سونگ بین هیچوقت نیومده بود وسط

چیه؟

اونو آدم حساب نمیکنی؟

من هیچوقت حتی باهاش بیرونم نرفتم

چرا باید اسمش رو بیارم؟

به یه فهرست از پسرهایی که

تا حالا بهم علاقه داشتن نیاز داری؟

دوران دانشگاه خودت چی؟

تاحالا بخاطر اون همه خاطرخواهت

ازت ایراد گرفتم؟

این حوصله سربره

چی حوصله سربره؟

منظورم رو فهمیدی

نفهمیدم، بهم بگو

نمیتونم باهات منطقی صحبت کنم

آقا ماشین رو نگه دارین

چیکار میکنی؟

چیه؟

خودت برو خونه

برین

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

میخوام برم خونه

دلم برای مامانم تنگ شده

اینجا خونه اته

نقطه‌ی تاریک توی دیدت بزرگتر شده؟

فکر کنم

ام

کلی بگم

شرایطتت سریع بدتر شده

به مصرف ویتامین ادامه بده

و از چشمات بیش از حد استفاده نکن

سعی کن شبها نری بیرون

ذهنیت مثبت داشتن هم مهمه

متوجهم

آقای لیو

میخواین دخترم نقش دوم رو داشته باشه؟

این غیرقابل قبوله

در واقع

این داستان درباره‌ی خواهریه

و بخش‌های داستان به طور مساوی تقسیم شده

پس سختگیرانه بگم

اونها دوتا نقش اول زنن

من یا نقش اصلی رو برمیدارم یا انجامش نمیدم

اون قبلا هیچوقت نقش دوم بازی نکرده

خواهر لی

من میتونم یه سری تطابق انجام بدم

و قسمتتون رو بیشتر کنم

ساکت شو

شیائو

ما با هم روی خیلی از پروژه ها کار کردیم

همیشه میگی خودت ترتیب کارها رو میدی

اما نتونستی از عهده ـش بربیای

...در کل فکر میکنم که

این فقط یه نقش مکمل بی اهمیته

نیازی نیست الکی سرش بحث کنیم

ببخشید

من میتونم چیزی بگم؟

شخصا خودم فکر میکنم که

اون نقش برای من نقش جالب تریـه

وقتی داشتم فیلمنامه رو میخوندم

رسید به جایی که اون دختر میمیره

اون موقع براش گریه کردم و خوابیدم

اون نقش مکمل

بنظرم به درد هر کسی نمی خوره و نقش سختیه

هر بازیگری نمیتونه از عهده ـش بربیاد

همه فکر میکنن خواهر لی لیاقت اون جایزه رو داره

بنظرم این میتونه به فرصتی براش باشه

تو طول تولید قراره باهامون باشی؟

هر یه روز در میان یه چیزیمون میشکنـه

اینجوری نمیشه ادامه داد

به جای تعمیرشون باید یکی جدیدشون رو بخرم

با این وضع مالی که الان داریم به زور دستمون به دهنمون میرسه

فعلا با همینها کنار بیا

بالاخره چندتا مشتری گیرمون میاد

نور چشمم رو زد

سیصد هزار تا

حتی یه قرون هم کمتر نیست

اون دختره شبیه مدل هاست

الان که چهره ـش این ریختیه انگار از دست رفته

هر جور حساب میکنم نمی تونم غرامت رو بدم

با محاسباتی که کردم

حتی اگه اون کلوپ بازی رو بفروشیم

فقط نصف هزینه ـش رو جور کردیم

یعنی میگی که گاومون زاییده؟

حتما باید راه دیگه ای هم باشه

...سون

ازمون خواست تو یه شهر دیگه

یه شعبه دیگه باز کنیم

میگم بهش بگیم کار رو پیش بردیم

و پیش پرداخت رو بگیریم

بذار بهش فکر کنم

(ساعت 7 شب منتظرتم دیر نکنیا، لباس رسمی بپوش)

مگه کوری؟ جلوی چشمهات رو ببین

ببخشید

تهیه کننده کله گنده‌ی ما

چی شده که تنهایی داره سیگار میکشه؟

بای شیائو یو کجاست؟

نمیدونم

جواب گوشیش رو نمیده

خبر داره که ترفیع گرفتی؟

یکی از ما خیلی زود پیشرفت میکنه

اما اون یکی هنوز داره درجا میزنه

نمیدونم چطوری باید بهش بگم

اینکه تو رابطه پا به پای هم نباشین

اصلا نشونه‌ ی خوبی نیست

بای شبائو یو ازم خواستگاری کرد

معلومه که بهش جواب مثبت ندادی

ولی چرا؟

هنوز تصمیم نگرفتم

برای همین هم دنبال پیشرفت و موفقیتم

از اینکه ادامه ندم می ترسم

الان اون زندگی که

اون دنبالشه رو نمی تونم بهش بدم

وانگ جین جین

خودت کم نمیاری؟

نمیارم

هرچند دوست دارم کارای مختلف رو امتحان کنم

...دوست دارم یه

لی جیا

با عشقت دعوات شده؟

من براش فقط یه حامی بودم

امیدوارم از من دل بکنه و دنبال رویاش بره

فقط می خوام بگم که

برام اهمیت نداره که اون چقدر قراره پیشرفت کنه

و به جلو حرکت کنه

من حاضرم همیشه ازش عقب تر بمونم

و از چیزایی که برام مهمن مراقبت کنم

یعنی اشتباه کردم؟

شاید کاری که به چشم تو باعـث خوشبختی باشه

برای اون خوشبختی حساب نشه

این دنیای منه

و اون تنها

روشنی دنیامه

باید بهت یه چیزی بگم

بگو

من قراره که برای فیلمبرداری به هاینان برم

فکر میکردم تا ماه دیگه هنوز مهلت داری

این دفعه من تهیه کننده ام

برای همین باید زودتر اونجا باشم

تا کی اونجا میمونی؟

حداقل سه ماه

از نویسندگی به تهیه کنندگی رسیدم

فکر کنم یه پیشرفت حساب بشه

خوبه

تا وقتی خواسته ی خودت باشه خوبه

یادت نره که حواست به خونه هم باشه

راستی

یادم رفت بهت بگم که

منم دارم میرم یه سفر کاری

کجا؟

های چنگ

سون ازم خواست که باهاش شریک بشم

تا یه شعبه جدید از خانه فرار بزنیم

هم من و هم سای فکر میکنیم خیلی فرصت خوبیه

تا کی میمونین؟

هنوز معلوم نیست

کی میرین؟

هفته‌ی بعد

باشه

(میخواستم ازش بخوام)

(تا بمونه)

(و هرجور که دلمون میخواد زندگی کنیم)

(اما نمیدونم چرا)

(آخرش بهش گفتم که)

(منم میخوام برم)

(با اینکه میدونستم اون مجبور نبود بره)

(اینکار رو کرد که منو ناراحت کنه)

(بنظرم خیلی مسخره میومد که)

(حتی حوصله نداشت یه توضیح درست و حسابی بده)

انگار واقعا داریم از پِکَن میریم

به سلامتی همه

نوش جان

حالا که یه تهیه کننده شدی

وقتشه بهت تبریک بگم

به سلامتی

وانگ جین جین

باید به خاطر این فرصتی که

بهم دادی ازت تشکر کنم

بذار لیوانت رو پر کنم

راحت باش

حواست باشه که دیر نری خونه

(ما با هم قرار گذاشته بودیم که اولین برف هر سال)

(کنار هم هات‌پات بخوریم)

(فکر کنم خیلی وقته که فراموش کرده)

(شاید)

(واقعا نیاز باشه که برای یه مدتی از هم دور باشیم)

(برفی که کل زمستون منتظرش بودیم)

(بالاخره داره میاد)

(تو اون لحظه تصمیم گرفتم که)

(برم خونه ازش بخوام که)

(پیشم بمونه)

باز دوباره مشروب خوردی

من برگشتم

این چیه؟

فیلمنامه جدید راز قتل

راستی

باید بهت یه چیزی بگم

نظرت چیه که

بهت سبک بازیم رو نشون بدم؟

باشه

اما فعلا دارم از گشنگی میمیرم

باز با شکم خالی شراب خوردی

بیا حین بازی غذا هم بخوریم

مرد نیاز داره که زنش هر روز

پرستاریش رو بکنه

زن چوب های غذاخوری رو جلوی تخت میذاره

و بعد رومیزی رو آروم پهن میکنه

تو این فیلمنامه

شوهر زنـه یه بازنده به تمام معناست

چرا زنـه باید همه کارها رو بکنه؟

جزئیات رو بخون

مگه چی نوشته؟

شوهرِ زنـه کوره

تو فیلمنامه حرفی درباره ـش نزده

بازم یه آدم کور باید بتونه از خودش مراقبت کنه

به خاطر یه تصادف بیناییش رو از دست داده

برای همین هنوز به تاریکی عادت نکرده

اگه قراره خودمون رو جای اونها بذاریم

باید قضیه رو جدی تر بگیریم

من خیلیم جدی گرفتم

خوبه

خوب بیا ادامه بدیم

بریم ادامه ـش

شوهر میگه که

شوهر میگه که

شوهر میگه که

شوهر میگه که

ممنون

عشقم

خواهش میکنم

شوهر

شروع به خوردن میکنه

زن برای تمرین پیانو زدن دخترش به طبقه‌ی پایین میره

اون خیلی خوشحال بود که

اون موقع ساعت

هفت و ربعـه

چون که

اون زمان

تونسته بود

روزمرگی ثابتی به اسم

زندگی پیدا کنـه

هر چند

اون شب

ریفه پیانو یه دفعـه ای

فقط بعد از گذشت ده دقیقه متوقف میشه

...ناگهانی

(این همه فرو رفتن توی بازی)

(به این خاطر بود که می ترسیدم تو چشمهاش نگاه کنم؟)

(یا شایدم از خداحافظی باهاش می ترسیدم؟)

(داریم دقیقا چیکار میکنیم؟)

(الکی میتونیم وانمود کنیم که داریم از بازی لذت میبریم)

(اما چه فایده ای داشت؟)

(بجای بازی باید مینشستیم و درست و حسابی حرف میزدیم)

عینکت رو بذار

صبر کن

تو این صحنه حتما عینک داشتن مهمـه

بگیر

باشه

پس

مرد عینک رو به چشم میذاره

...و جوری رفتار میکنه که

نظرت چیه؟

این عینکها نور رو فیلتر میکنن

مخصوص خودت ساخته شدن

تو هنگ کنگ از دوستم خواستم یکی برات بگیره

همین امروز بدستم رسید

اونقدر هم که فکر میکنی چشمهام ضعیف نیست

خیلی وقته که دیگه بهش عادت کردم

رفتم تحقیق کردم

اگه وضعِ چشمهات بدتر بشه

این خیلی به کارت میاد

واقعا؟

بیا بازیمون رو ادامه بدیم

مرد وقتی عینک رو زد، رفت دست به اسلحـه ببره

اما متوجه شد که

اسلحه ای اونجا نیست

تو اون لحظه

صدای کوتاهی از تعویض

خشاب اسلحه شنید

فهمید که

اسلحه به دست شخص دیگه ای افتاده

و سمتش نشونه گرفته شده

فکر کنم برای امروز بس باشه

قابلمـه داره میجوشـه، بریم فعلا یه چیزی بخوریم

بر خلاف انتظارش

زنی که به سمتش اسلحه گرفته بود

زن خودش نبود

:اون زن ازش پرسید که

هنوزم زنش رو دوست داره؟

نوبت توئـه

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

قبل از اینکه مرد جواب بده

اون گلولـه شلیک

و بازی تموم شد

پس این اون داستان جدیدی بود که میگفتن

زیادم مالی نبود

خبر داری چند نفر میخوان این

تجربه نمایشی رو داشته باشن

اما فرصتش رو هیچ وقت پیدا نمی کنن؟

یه فیلمنامه مثل این رو ترسناک صدا میزنین

اما بنظر من ترسناک نبود

بعدا برات ترسناکتر میشه

:ترسناکترین قسمتش اون خطی بود که میگفت

"روزمرگی ثابتی به اسم زندگی پیدا کنـه"

یه زندگی خسته کننده

داری جمع میکنی بری؟

فردا به های چنگ میرم

پروزات کیه؟

ساعت ده

میخواستی یه حرفی بزنی

چی بود؟

یادم رفت

حواست به قطره‌ی چشمت باشه

دیگه باید برم

Q a S e M S a M a N g A n I

چجوری برگشتی؟

یه کلیدساز رو خبر کردم

تو راهه

انتظار نداری که خودم قفل رو باز کنم؟

خُب پس چرا با من تماس گرفتی؟

باهات تماس گرفتم ببینم

کلیدهات همراهت هست یا نه

وقتی تو هم کلید نداری پس چرا اومدی؟

برو به پروازت برس

آخه الان دیگه؟ بهشون گفتم بدون من برن

چمدونت کجاست؟

چرا عصبانیتت رو سر من خالی میکنی؟

چند بار بهت یادآوری میکنم

بازم تو یادت میره

حالا چرا داد میزنی؟

اصلا تا حالا خواستی این عادت گندت رو عوض کنی؟

خود تو هم همینی

من دارم میرم مسافرت کلید به چه دردیم میخوره؟

شاید چون میخواستی بری و دیگه هم برنگردی

تا زنگ زدی برگشتم

دیگه میخواستی چیکار کنم؟

من بهت گفتم برگرد

اصلا برگشتنت بدرد خورد؟

وانگ جین جین

خیلی وقته که این رفتارهات رو تحمل میکنم

کدوم رفتارهام؟

این تویی که داری عجیب رفتار میکنی، حالیته؟

بای شیائو یو

خبر دارم که اون روز به نمایشگاه اومده بودی

چرا نیومدی داخل؟

ترسیدم

اونجوری که فکر میکردم نبود

بیشتر شبیه به گردهمایی بود

اصلا بگیم که یه گردهمایی بود خوب که چی؟

همه اونا هنرمند بودن

هنرمند، زکی

اونا فقط یه مشت آدم پر مدعا و مغرور بودن

خودت رو بالغ میبینی؟

جوری رفتار میکنی انگار از همه بهتری

فکر میکنی خیلی شاخی؟

اما در اصل یه آدم خودبین

و خودخواهی بیشتر نیستی

به خاطر همین اخلاقت اون داستانهات رد شد

میتونستی بیشتر روشون کار کنی

اون کاری که با سای دنبالشی اصلا فایده ای داره؟

اصلا اون کتاب هایی که تو وی چت برام فرستادی رو

خودت تا حالا یدونه ـشون هم خوندی؟

وانگ جین جین

اصلا تا حالا فکر کردی که

این چیزیه که واقعا دنبالشی؟

عالی شد همین کم مونده بود یه بیکار

برام سخنرانی کنـه

من خودم نخواستم که از اون شغل بیرون بیام

منو بیرون انداختن

مگه نرفتم سر کار پول دربیارم؟

من گفتم که بری سر کار؟

ازت خونه بزرگتر خواستم؟

همش به خاطر چشمهامـه

الکی به خاطر اونا منو سرزنش نکن

دیگه به خاطر چشمهام نمی تونستم ادامه بدم

وانگ جین جین، بگو ببینم

من کی تو رو به خاطر چشمهام سرزنش کردم؟

به خاطر شرایطی که داری

من حتی حق تسلیم شدن هم ندارم

حتی اگه بخوام ادامه هم ندم بقیه فکر میکـنن یه عوضی خودخواهم

فکر میکردم راجع بهت اشتباه فکر می کردم

پس به تسلیم شدن فکر کردی؟

بازم که شماهایین؟

تو تنها کسی نیستی که دنبال رویاهاتی

منم میخوام یه هنرمند باشم

اما دیگه راهی برام مونده؟

فقط نمیخواستم که یه بار اضافه باشم

میخواستم با هم زندگی کنیم

تو چی؟

من میترسم

می فهمی؟

باشه

متوجه ام

سیگار رو ترک کن

(تا ده میشمارم)

(اگه برگشت نگاهم کرد)

(میرم میپرم تو بغلش)

(ده)

(نُه)

(هشت)

(هفت)

(شش)

(پنج)

(چهار)

(سه)

(دو)

(یعنی دلش نمیخواد حرفی بزنه؟)

(حتی یه کلمه؟)

(بعدا هم رو میبینیم)

(تو طول این شش ماهی که از هم دور بودیم)

(جرأت نداشتم مزاحمش بشم)

(حتی میترسیدم ازش بپرسم حالش خوبه یا نه)

(چون میترسیدم واقعا خوب نباشه)

(از طرفی هم میترسیدم حالش بدون من)

(خیلی خوب باشه)

(حتی بیشتر از این میترسیدم که حرف اشتباهی بزنم)

(و همین شانس برگشتن به هم رو از دست بدیم)

(هر روز از خودم میپرسیدم)

(هنوز اُمیدی)

(برای ما مونده؟)

(الان دقیقا چی هم هستیم؟)

(این یعنی اینکه قراره جدا بشیم؟)

(اگه نه)

(پس هر دو منتظریم تا اون یکی اولین قدم رو برداره)

(چجوری رابطه ـمون به اینجا رسید؟)

حتی با وجود مدرک محکمی که دارم

الکی اتهامات بی پایه و اساس میزنی

کارگردان

شما هم از دید من کاملا مشکوکین

کلمات خیلی ریز نوشته شدن

اصلا نمی تونم بخونمشون

بذار برات بخونم

به جز ژانگ

هیچ کی تو بیمارستان نیست

شما و پرستار اویانگ عاشق هم هستین

پرستار اویانگ کیه؟

منم

برای امروز بسه، تمومش کنین

فردا این فیلمنامـه جدید رو منتشر میکنیم

فردا شب سرت خلوته؟

چرا می پرسی؟

فردا تولدته

تو از کجا میدونی؟

چون عاشق همدیگه ایم

اما من از قبل زن دارم

خیلی هم دوستش دارم

شیائو یو اصلا از کارت سر درنمیارم

اگه دوستش داری، چرا نرفتی دنبالش؟

همگی خداحافظ

بعدا می بینمتون

انگار بازم اخمهات رفته تو هم

الان چند وقته که بای شیائو یو رفته؟

شش ماه

یعنی شما همدیگه رو تو این 6 ماه ندیدین؟

فکر نمی کنم چیزی جز بهم زدن باشه

پس بگو چرا همیشه اخمات تو هم عه

اومدیم بیرون که خوش بگذرونیم

یکم بخند

فقط حواست باشه که

تو اول بهش زنگ نزنی

بذار اون کوتاه بیاد، باشه؟

اونی که تا آخر دوام بیاره برنده ست

مولی میخوام یه چیزی ازت بپرسم

بنظرت رابطه مثل یه بازی میمونه؟

منظورت چیه؟

یه وقتایی هست که

از تَهِ دل بهت حسودیم میشه

اما بعضی وقتها هم دلم به حالت میسوزه

وانگ جین جین مگه من هیزم تر بهت فروختم؟

من میرم خونه

انگار خوشت میاد که منو اذیت میکنی

(تولد شیائو یو)

(تولدت مبارک)

بلیط ها خیلی گرون شدن ارزش خرید ندارن

برای امروز فقط یه بلیط تجاری مونده

قیمتش هم بالای 5000 تاست

برام بگیرش

ساعت دَه شبه

خیلی دیر نیست؟

به موقع نمیرسم

الو سلام

میخواستم برای فردا صبح یه بلیط به مقصد های چنگ بگیرم

سلام

اینجا چه خبره؟

چی؟

بلیط قطارهای سریع السیر هم فروخته شده؟

همه پرواز ها به خاطر شرایط بد جوی لغو شدن

امروز پروازی ندارین؟

هنوز معلوم نیست

(شیائو یو)

(یه سری ماشین های باری به سمت پِکَن میرن)

(الاناست که حرکت کنن)

باشه

مشکلی نیست

دارم میام

عمو

الو؟

(کجایی؟)

تو پِکَنم

تو کجایی؟

(های چنگ)

(انگار سرنوشت)

(تو این یه مورد از قبل تعیین نشده)

(یعنی برای یه بار دیگه نمی تونیم همدیگه رو ببینیم؟)

(اصلا فکرشو نمی کردم که)

(آخرین کارمون از دست دادن هم باشه)

(شاید من مقصر باشم)

هر دوی شما

میخواستین همدیگه رو غافلگیر کنین

خُب چرا از قبل بهم خبر ندادین؟

اون موقع دیگه غافلگیری نمیشد

من و همسرم

برای تحصیل مجدد از همدیگه دور شدیم

و هفت سال از هم جدا بودیم

اون روزها

برای من مثل یه شکنجه بود

عمو

بنظرتون دو نفر میتونن

تا ابد عاشق همدیگه بمونن؟

الو

حدس بزن چی شده؟

من پشت در خونه ـمونم

(اما نمی تونم برم داخل)

یادم رفت بهت بگم که

یه قفل دیجیتال نصب کردم

(چرا زودتر ازم نپرسیدی؟)

چند باری تلاش کردم

دفعه اول تاریخ تولدت رو زدم

دفعه دوم مال خودم رو زدم

انگار هیچ کدوم نبودن

یه بار دیگه تلاشت رو کن

حداقل یه راهنمایی کن

(خیلی سخت نیست، رمزش شش رقمیه)

یادته برای اولین بار کی هم رو دیدم؟

واقعا جوابش آسونه

(100608)

رفتم داخل

برقمون قطع شده

باز دوباره چراغ ها رو روشن گذاشتی

چون من نبودم مجبور نبودی

(بالاخره ترک عادت موجب مرضـه)

(پس)

(همین دیگه)

(دیگه خداحافظی کنم)

چیزه

(بای شیائو یو)

هان؟

میخواستم بهت یه چیزی بگم

آها

بگو

اون روز سر جلسه کنکور

(اگه خودت رو به میز من نزده بودی)

(و من ده نمره از دست نمی دادم)

(دانشگاهی قبول میشدم که)

(مامانم خیلی دوست داشت برم)

(و الان یه حسابدار میشدم)

اما میدونی

من از اعداد متنفرم

حتی نمی تونم هزینه‌ی ناهار بچه های گروه رو حساب کنم

پس هیچی بهم بدهکار نیستی

(تو منو نجات دادی)

دوباره با بابام شراب خوردی؟

(بای شیائو یو)

واقعا بهت حسودیم میشه

تو همیشه میدونستی دنبال چی هستی

اما یهو با من روبرو شدی

گاهی اوقات حس میکنم لیاقت محبت هایی که میکنی رو ندارم

هیچ وقت از عهده‌ی این مسئولیت برنمیام

ببخشید، تقصیر منم هست

نه

میتونیم با هم ازعهده‌ی کارامون بربیایم

دوباره میتونیم مثل قبل از اول شروع کنیم

الان نمیدونم دیگه باید از کجا شروع کنم

چجوری باید ادامه بدیم؟

پس اگه نمیدونی منتظرم بمون

این دفعه هرگز از پیشت نمیرم

باشه؟

اما فاصله ای که بین ما افتاد

قبل از این بود که از پِکَن بری

چهار سال به

خودم میگفتم که پیش تو

میتونم زندگی خوش و خرمی داشته باشم

اما از یه طرفم میدونستم همه چی درست پیش نمیره

میدونم که خیلی زحمت کشیدی

اما نه میخواستم تو رو نااُمید کنم

نه خودم رو

متوجه ام

که اینطور

هنوز مسائلی هست که

ازشون سر درنمیارم

اما اینم میدونم که به اندازه کافی تجربه ندارم

الان نمیخوام تسلیم بشم

و میدونم که نمیتونم

منو ببخش

اگه فکر کنی آدم بدی هستم سرزنشت نمی کنم

مثل اینکه یادت رفته بهت چی گفتم

از همین صداقتت خوشم میاد

اصلا مگه میشه یه آدم صاف و صادق بد باشه؟

باشه حالا اینقدر هندونه زیر بغلم نذار

تولدت مبارک

بای شیائو یو

وانگ جین جین

الان یعنی از دستت دادم؟

آقای لیو، ممکنه بهم بگین که

چرا اسم خانم لی بالاتر از همه نویسنده ها قرار گرفته؟

اینجوری در حق بقیه نویسنده ها ظلم نیست؟

اون وظیفه ـش رو انجام داده خودت باید متوجه باشی

نمی تونم متوجه بشم

فقط با سفارش چند نفر اسمش رو جزء نویسنده ها گذاشتن

حتی اگه اخراج بشم هم نمی تونم این قضیه رو قبول کنم

وانگ جین جین

چه اتفاقی

ماست گرفتی؟

سالمـه

با شکم خالی نمیشه چیزی نوشید

واسه خودت مهمونی گرفتی؟

امروز تولدمـه

تولدت مبارک

بازم یه اتفاق تصادفی دیگـه

تو دعوتی

میای؟

مولی هم اونجاست؟

هست

پس بیخیالش

میخوام حساب کنم

لطفا چند لحظه صبر کنین

کامپیوتر کند کار میکنه

باشه

شما بچه ها چیکار میکنین؟

اتاق فرار رو میگم؟

خُب داریم ترسناکترش میکنیم بنظرت جالب میشه؟

همیشه دنبال خودنمایی هستی

بعدا میبینمت

فندک داری؟

من ترک کردم

ترک کردی؟

واقعا؟

از اون همه قولی که به بای شیائو یو داده بودم

فقط تونستم به این عمل کنم

بعدا میبینمت

وانگ جین جین

حالا که تو اول اسم اون رو بردی

میخوام باهات روراست باشم

من از دستت عصبانیم

حتی اگه جدا شدی

حداقل میتونستی

تو اون شرایط سخت

کنارش باشی

تازه اینکه پدرش خیلی از تو خوشش میومد

مگه پدرش چی شده؟

بهت نگفته؟

اون 6 ماه پیش مُرده

خونریزی مغزی کرد

این دفعه قراره تا کی بمونی؟

تو یه سفر کاریم

مجبورم زود برم

فقط هر دو سال یه بار

هر بارم دو ساعت میبینمت

بهم بگو ببینم

تا قبل از مرگم چند بار دیگه میتونم ببینمت؟

اینجوری نگو

برای جشنواره بهار پارسال یه فیلم درست کردیم

بنظرت خودم میخواستم اینجوری باشه؟

من خبر ندارم خودت چی میخوای

فقط میدونم که خیلی سرت رو گرم کردی

هیچ وقت واسه خودت یه خونه نگرفتی

و دوست پسرتم که ولت کرد

وانگ می لان

کلاه خودتو بچسب، خب؟

از رفتار این دفعه ـت خوشم نیومد

طوری شده؟

بای شیائو یو

باباش رو از دست داده

(ببخشید)

(شما مادر وانگ جین جین هستین؟)

(راستش)

(من و مادر شیائو یو)

(بدون اینکه بدونیم)

(چطور باید زندگی کنیم)

(کنار هم زندگی کردیم)

(ناگفته نمونه که)

(اونا هنوز خیلی جوون هستن)

(هنوز خبر ندارن که چقدر قراره زندگی براشون سخت باشه)

(میخواستم)

(اینو بهشون هدیه بدم)

(بعد پیش خودم فکر کردم که)

(بهتره که اینو برای جین جین نگه دارم)

(بهش قول داده بودم)

بیا یکم بیشتر بخور

دیگه چی دوست داری بخوری؟

شاید یکم میگو خوب باشه، این فرنی خیلی شوره

میرم برات درست کنم

وانگ می لان

چی شده؟

من دارم میرم

برو

مراقب خودت باش

تو مراقب خودت باش

دفعه بعدی که میای خونه

لاغرتر نشده باشیا

چرا یکم بیشتر پیشم نمیمونی؟

مراقب خودت باش

برو جلو

خوبه

دستت به اجاق گاز خورد

بریم سراغ بعدی

بریم بعدی

اول باید میز رو تمیز کنیم

برای اینجور فعالیت ها

باید تو گروه از قبل

به همه اطلاع بدیم

اگه هر سوالی دارین

تو وی‌چت ازم بپرسین

...اگه سوالی داشتم که

غروب آفتاب

قشنگـه، مگه نه؟

نظر خودتون چیه؟

ببخشید

چند سال داری؟

28

هنوز خیلی جوونی

راه طولانی در پیش داری

بهت حسودیم میشه

ترسناکـه؟

هان؟

منظورم اینه که

یه روزی

بیدار بشم و ببینم

همه چی دور و ورم تاریک شده

فکر میکنین برام ترسناک باشه؟

آره

اما بهتره که خودت رو از قبل

براش آماده کنی

اما یه سری پشیمونیهات برات میمونه

حداقل از اینکه

دنیا و آدماش رو

تا وقتی که هنوز میتونستی، دیدی

پشیمون نمیشی

بخصوص اونایی که دوستشون داری

خیلی خُب

دیگه وقت رفتنه

خداحافظ

مراقب خودتون باشین

غروب امروز خیلی زیبا بود

اوه

باشه

کم پیدا شدی

این چه لباسیه که پوشیدی؟ داری اینجا رو تزئین میکنی؟

اون سرم رو شیره مالید

نه

جفتتون گولم زدین

چی میگی؟

مگه این نظر شما نبود؟

اون خونه وحشت رو اجاره کرد

تا به پارک موضوعی ادگار آلن پو تبدیل کنیم

سر این طرح

کلی خرج کردیم

بعد اینکه کارمون تموم شد

بنظرت باید هزینه‌ی هر بلیط رو چقدر بذاریم؟

پنجاه تا خیلی زیاد نمیشه؟

دارم از تو میپرسم

بای شیائو یو کجاست؟

مگه اون با تو برنگشت؟

فکر میکردم برای دیدن چشم پزشکش پِکَن رفته

مادرشم همراهش رفت

دو هفته پیش بود

حتی به تو هم خبر نداده؟

ما جدا شدیم

چی؟

صبر کن ببینم

فکر کنم نگرفتم چی شد

(اون موقع بود که)

(یه دفعه ای متوجه شدم)

(تو یه خیال پردازی)

(فقط یه خیال پرداز میتونه)

(اون شوخی رو جدی بگیره)

(چندتا داستان از ادگار آلن پو بخون)

(بعدش اینجا رو درست مثل اون داستانها بازسازی کن)

(اون موقع بهترین خونه وحشت دنیا رو داری)

(همه‌ 200,000 حروف رو)

(چرا اینقدر از چشمهات کار کشیدی؟)

(هنوزم دوستش داری؟)

(اون زندگی که دنبالشی چیه؟)

(این همون زندگیه که میخوام)

(این کیه؟)

(تویی)

یه تجربه همه جانبه

با موضوع وحشت

یه اتاق فرار داستان‌دار شده

تو فکرت همین بود، نه؟

تا حدودی

همش مال توئه رئیس

نقشه رو بگیر

این به چه دردم میخوره؟ خودم اینجا رو طراحی کردم

اما تو طول ساخت که اینجا نبودی

اگه یه جایی برای غافلگیری اضافه کرده باشم چی؟

بس کن

بریم داخل

پس حداقل لباسش رو بپوش

بفرمایین داخل

(به قلعه ‌ی آلن پو خوش آمدین)

(ایشون استاد ترس آمریکایی قرن نوزدهم)

(و نویسنده کتابهایی چون)

(کلاغ سیاه)

(گربه سیاه)

(نقاب مرگ سرخ)

(نوشته‌ای در بطری)

(شیطانی در برج کلیسا)

(و لی جیا بود)

(اون یه قلمروی سایه ای پر از)

(راز و رمز)

(و تخیلی وصف نشدنی تشکیل داد)

باشه ترسیدم

حالا درش بیار

چیکار میکنی؟

چی فکر کردی؟

من خودم داستانش رو نوشتم، طرحش رو خودم کشیدم شخصیت ها هم از ذهن خودم بوده، حالا نظر خودت چیه؟

الان حس میکنم به بازیگریم توهین شده بازیگریم ارزش اسکار رو داشت

ضد حال

خوبه

بدک نیست

برو اینا رو دربیار، برای امروز بسه

هنوز یه در مخفی اون داخل هست

فکر کردی خودم خبر ندارم اونجا یه در مخفی هست؟

راستش نه

اگه باور نمیکنی خودت برو ببین

هنوز نقش بازی میکنی؟

آخرین سرنخـه

مخصوص خودت ساخته شده

باشه

پس مخصوص من ساخته شده

کجاست؟

سای؟

لطفا زیباترین منظره جهان رو به من نشان بدین

حالا مهمترین روز زندگیتون رو به یاد بیارین

(100608)

(جین جین)

(شیائو یو)

(حالتون چطوره؟)

(از روزی که جین جین اومد خونه‌ی ما)

(قول دادم این هدیه رو بهتون بدم)

(قرار بود هدیه عروسیتون باشه)

(اما برای مدت زیادی)

(دست من مونده بود)

(حتی اگه الان دیگه با هم نیستین)

(بازم امیدوارم که هر دوتون)

(یه زندگی پر از آرامش، سلامت و خوشبختی داشته باشین)

(جین جین یه بار ازم پرسید)

(چرا دو نفر)

(نمی تونن تا ابد عاشق هم باشن؟)

(باور دارم که)

(عشق و زندگی)

(ذاتا مثل همدیگه ان)

(شروع از همه چیز مهم تره)

(و مهمتر از شروع)

(یافتن یه زندگیِ با عشق)

(و یه عشق خوب در زندگیـه)

(وقتی که پیداش کردین)

(تا ابد اون عشق موندگار میشه)

(اون لحظه لی جیا از تابوت خودش برخواست)

(تا دوباره عشقش رو در آغوش بگیره)

لی جیا

خوشگل شدم؟

خودم تغییرش دادم

نمی تونم قشنگ ببینمش

باشه

الان میام پیشت

بای شیائو یو

میدونم که خودخواه

یه دنده

بد اخلاق

و بی‌ظرفیتم

برای همین همیشه امیدوار بودم

بتونم کسی رو پیدا کنم که منو با تمام عیب هام دوست داشته باشه

یکی که وقتی سرگرم کاری شدم

حواسش بهم باشه

یکی که وقتی زمین خوردم دستم رو بگیره

یکی که بتونه تا ابد کنارم بمونه

چون من خیلی سر به هوام

همیشه از داشتن مسئولیت می ترسیدم

و بقیه رو نااُمید میکردم

هیچ وقت انتظار نداشتم مرد رویاهام رو ببینم

تا اینکه فهمیدم

فقط نتونستم وقتی که

تو رویاهام غرق بودم اون مرد رو ببینم

حالا که بیدار شدم

بای شیائو یو

دیگه دلم نمیخواد تو رو از دست بدم

ولی این بار من بیناییم رو دارم از دست میدم

پس از این به بعد کنارت میمونم

و چشمهات میشم

اگه شرایطمون بدتر شد چی؟

برای بعد، بعدا فکر میکنیم

کل چیزی که الان میخوام

همین لحظه ست

یه چیزی بگو دیگه

فکر میکنی اینجا رو برای کی ساختم؟

انگار سرنوشتمون از پیش تعیین شده

منظورت چیه؟

آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

اینو بابات بهم داد

میدونم

اینا عکس های بچگی منه؟

از اولش همه چی اینجوری شروع شد

منم

تویی؟

(ببخشید میتونین بی زحمت از ما یه عکس بگیرین؟)

(حتما)

(ممنون)

(شیائو یو بیا اینجا)

(میخوایم عکس بگیریم)

(به دوربین نگاه کنین)

(...سه، دو، یک)

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.