Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اون نقاشی از اون دختر
فهمیدم چرا فکر می کردم تو بودی
لارم نیست توضیح بدم
برات یه ایمیل فرستادم. ببینش
(تولدت مبارک چا ووکیونگ)
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
تولدت مبارک
تولدت مبارک ووکیونگ عزیز
همون لباس تنته
تولدت مبارک
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
یه هدیه
کادوی تولد
مامان
این لباس منه
مامان برای تولدم خرید
این لباس منه
Farasot , Shandy , Melody : مترجمین
اون دختر
اون لباس منو پوشیده
تو
کی هستی؟
کی هستی؟
سه کیونگ
تو اون دخترُ می شناسی؟
...همون دختری که
لباس منو دوست داشت
اون دختره
کیه؟
چی؟
باز چه خبرته؟
چی شده؟ وسایلا کجاس؟
بهت که گفتم دارم اینجا رو تر تمیز می کنم
وقتی داشتی جمع و جور می کردی
...احیانا اون لباس سبزه ی
بچگیامو ندیدی؟
نه
واسه چی؟
نکنه اون دختره باز پیداش شده چیزی گفته؟
اون سو کجاس؟
بردمش مهد کودک
خدا رو شکر
اقلا هنوز یادته باید بچه تو ببری مهد کودک
چرا همون طوری وایسادی اونجا؟
نمی خوای بری سر کار؟
چرا
امروز فقط بعد از ظهر جلسه مشاوره دارم
اولین باری که منو دیدی چطور بود؟
باز می خوای حرف گذشته رو وسط بکشی؟ ولش کن
مامان ، من واقعا دوستت داشتم
انقد زیاد دوستت داشتم
که می خواستم تو هم منو دوست داشته باشی
یادمه کلی زور می زدم تا تو همه چی بهترین باشم
...من از نظر تو
چجور بچه ای بودم؟
عقلت بیشتر از سنت می رسید
و یه بچه افسرده بودی
من؟
با خودم می گفتم چون تو کوچیکی مامانتو از دست دادی اینجوری شدی
از اینکه از همون اول منو قبول کردی خوشحال بودم
که اینطور
خونواده ما خیلی کوچیکه
فامیل نداریم
خانواده مثل گروهیه که خاطراتشونو با هم تقسیم می کنن
...اینکه کسی رو نداشته باشی که خاطراتتو باهاش شریک شی
تو رو گوشه گیر کرده
سی سال باهام زندگی کردی که حالا از این حرفا بزنی؟
فقط یاد سه کیونگ افتادم
این اواخر بدون اون خیلی احساس تنهایی می کنم
خب دیگه من میرم
خداحافظ مامان
(قسمت 17: در جستجوی چهره پنهان)
لباس جدیدتون مبارک
خیلی ممنون
خداحافظ
می دونی چقد ترسیده بودم؟ قلبم داشت میومد تو دهنم
بهت که گفتم گوشی برادر کوچیکمه
چرا نگران باشی؟
ترسیدم چون پلیس اومد اینجا
اگه مامانم مچمو می گرفت
کارم تموم بود
وقت کلاستون تموم نشده؟
قبل ار کلاس خصوصیت یه ساعت وقت داری
حتما درسای امروزتو مرور کن
دیگه نبینم با معلم خصوصیت دل بدی قلوه بگیری
دخترم دوستت دارم
(صورت مامانمو دیدی؟)
(شاید دوست موستت داره)
(همچین چشم غره می رفت انگار حسودیش شده)
(دیگه داره خیلی پیر میشه. چرا من خجالت کشیدم؟)
چی شده؟
چیکار می کنی؟ چی شده؟
ببخشید
غلط کردم
اینو از کجا آوردی؟
بگو دیگه
از کجا آوردیش؟
جواب بده
ببخشید مامان
ببخشید. معذرت می خوام
گوشی رو از کجا آوردی؟
گفتم از کجا آوردیش؟
حالا دیگه به من چشم غره میری؟
همون معلم خصوصی که عاشقشی برام خریده
برام ناراحت بود
چیه؟ حسودیت شد؟
فکر کردی اون طرف تو عه؟
اشتباه کردی
اون منو خیلی بیشتر دوست داره
حتما خوشحالی که دوستت داره
باید درستو بخونی
باید بری دانشگاه
من فقظ به این فکر می کنم
کی به یه معلم بی ارزش اهمیت میده؟
تو دختر دوست داشتنیه منی
ولی چرا هی خلاف حرف من عمل می کنی؟
!با کارات خیلی ناراحتم می کنی
(جاده عشق)
درش بیار
روز مرگ پارک جی هه، مین ها جانگ با کارگرش رفته بود بیرون
وقتی آن سوک وون مرد، خونه پدر مادرش بود
من که به هر حال فکر نمی کردم اون مجرم باشه
دارم بهت میگم که ناامید نباشی
روز 30 نوامبر بین ساعت 1 تا 2 یعد از ظهر
قکر می کنم جاده المپیک بوده
چی؟
تو جامسیل یه قرار ناهار داشته
اونوقت قبل از ساعت 2 برگشته مغازه ش تو بانپو
به احتمال زیاد از جاده المپیک اومده
جونگدام دونگ، آپگوجونگ دونگ
جاموون دونگ. مسیرش اینه
با ردیابی مکان اشک سرخ جور درمیاد
از اولم بهتون گفتم اون عجیب غریبه
ممکنه اشک سرخ باشه؟
اقلا می شناستش
حتما بینشون یه رابطه ای هست
واقعا که
یعنی اون موقع فقط من تو جاده المپیک بودم؟
نه حتما هزار نفری بودن
ولی شما تنها کسی هستی که یه گوشی مشکوک به اسمته
ولی هویتمو دزدیدن
...من اصلا نمی دونم
این اشک سرخ که میگین کیه
من خودم قربانیم
نشونش بده
این چیه؟ - حکم بازرسی و توقیف -
شوخی می کنید؟
چرا به من مشکوکید؟
چرا باید گوشی ای که به اسممه قایم کنم؟
خیلی خب برید بگردید. تمام روز وقت دارید
!حالا مگه تلفنِ نداشته مو پیدا می کنید
خب، این اتاق چیه؟
اونجا اتاق مطالعه دخترمه
بیت نا هیچوقت نمی تونه کار دیگه ای بکنه
برای همین اینجا رو دوست داره بهش کمک می کنه تمرکز کنه
این چیه؟
موقع مطالعه چکش می کنی؟
دختر من خیلی حواسش پرت میشه
اگه یکی تماشاش کنه بهتر درس می خونه
اون که واقعا کار نمی کنه
برای اینکه حواسشو جمع کنه زدمش اونجا
جواسشو جمع کنه؟
پس فکر کنم شاگرد اول کلاس شدن کار هر کسی نیست
معلومه که نیست
این چیه؟
جاده عشق"؟"
منم بچه که بودم یکی از اینا داشتم
خونواده های بچه دار اینو برای سمبل می ذارن
سمبل باشه؟
من که فکر نمی کنم. مامانم واقعا ازش استفاده می کرد
تا راهنمایی باهاش کتک می خوردم
جدی؟
ای وای
تو که بیت نا رو با این نزدی مگه نه؟
همین که نشونش بدی کافیه
بهش میگن تداعی تصویری
تداعی تصویری"؟"
جستجو رو تموم کردیم ولی گوشی پیدا نشد
...چی بهتون گفتم؟ هیچی
اون مال منه. دست تو چیکار می کنه؟
اینو ضبط می کنیم
چی چی؟
با اجازه کی؟
گوشیتونم بدید
چیکار می کنید؟
همه تون یه مشت دزدید
ما دزدا رو می گیریم. بهمون نگو دزد
گوشیتو بده
حالا فهمیدی چرا بیت نا انقد دستشو می خارونه که خون بیاد؟
هی داره بیشتر و بیشتر ازش بدم میاد
از این مین ها جانگ
این اطلاعات آماری مادرتونه
مادر ایشون مادربزرگ مادری شما میشه
ممکنه آدرس فعلیشو بهم بدید؟
الان اطلاعاتشو می بینم. یه لحظه
ایشون فوت کردن
سال 2008 فوت کردن
خانواده دیگه ای نداشته؟
یه خاله دارید
واقعا؟
ایناها، خواهر کوچیکتر مادرتون
میشه آدرس الانشو بهم بدید؟
فامیل درجه یک شما نیست، نمی تونم بدم
میشه اقلا بدونم زنده س یا نه؟
اگه فامیل درجه یک نباشید چیز بیشتری نمی تونم بگم
(پیدا کردن اقوام)
شی وان اومده. بفرستمش بیاد تو؟
حتما
چرا اومدی منو ببینی؟
بهم گفتن دیگه لازم نیست بیام اینجا
مشاوره ت تموم شد؟ - بله -
بابا از مدیر خواست زودتر تمومش کنه
واقعا؟
حتما خوشحالی
دیگه مجبور نیستی این جلسه های خسته کننده رو تحمل کنی
بله
...سعی کن با دوستات قاطی بشی
و خوب ورزش کنی
کلی هم غذای خوشمزه بخور
باشه؟
وای، حالا دیگه گوشی هم داری؟
لطفا شماره تونو بهم بدید
باشه
اون دخترتونه؟
نه
واسه چی؟
شبیهتونه
جدی؟
هیچوقت هیچکس اینو بهم نگفته
شبیهید
بابا
بهت خوش گذشت؟
یکم اون سو رو می برم بیرون
اون همیشه از دوست بابا حرف می زنه
می خواستم با چشمای خودم ببینمش
بله
دختر خوبیه
با اون سو هم خوبه
مادر
چرا اومدین اینجا؟
می خوای وو کیونگُ همینجوری ول کنی؟
...تو که می دونی اون توهم داره
همینجوری ولش می کنی؟
فکر کردم درمان شده
خیلی بی خیالی
تعجب نداره که بچه داری ولی بازم خیانت کردی
نگران اون سو نیستی؟
...اگه من جات بودم ، از اینکه زیر دست یه مادر بی ثباته
خواب به چشمم نمیومد
وو کیونگ مادر بی مسئولیتی نیست
بله معلومه که خیلی مسئولیت پذیره
مشکلش اینه که بعضی وقتا حواسش پرت میشه
چی می خواید بگید؟
...به وو کیونگ کمک کن
که حواسش بیاد سر جاش
تو تنها کسی هستی که می تونه
مادر
اصلا اگه لازم باشه
من اِبایی ندارم طرف تو رو بگیرم
کار بیشتری از دستمون بر نمیاد تا کمکت کنیم کسی رو پیدا کنی
قوانین اطلاعات شخصی خیلی محکمه
تو این موقعیت باید چیکار کنم؟
...میتونی با یه کاراگاه خصوصی تماس بگیری یا
درباره ی دختر بچه هس؟
که لباس سبز پوشیده بود؟
,میخوام از آدمای دو رو برم بپرسم
ولی هیچکس بچگی منو یادش نیست
,پدرم مرده
...مادر الانم نامادریمه, و خواهرم
ببینم چه میکنم
ممنون. خیلی مزاحمت شدم
درباره ی مین ها جانگ
... برای این شما دو تا جدا شدین که
برای کودک آزاری بهش مشکوک بودین؟
حقیقت داره؟
کی همچین حرفی زده؟
بیت نا
مامان
مامان؟
مامان
چی؟اوه
از کلاس برگشتی؟
چرا تو تاریکی ای؟
سرم درد میکنه
لپ تاپ داری, نه؟بهم قرضش بده
لپتاپ خودت چی شد؟ - چی؟ -
چون شکسته فرستادمش تعمیرگاه
ممنون. برو لباستو عوض کن و دوش بگیر
اوکی
(پلیس تلفن و لپ تاپمو گرفت. چیزی نمیشه؟)
(لطفا جواب بده. خیلی نگرانم)
(وقتی تو سایت ثبت نام کردی از قوانین تبعیت کردی؟)
(البته.)
(پلیس نمیتونه چیزی پیدا کنه.)
(واقعا؟)
(نگران نباش. حتی اگه نگاه کنن, چیزی پیدا نمیکنن)
برای حمایت از مترجمین و ادامه روند ترجمه، زیرنویس ها رو دنبال کنید @KTteam مستقیماً از کانال تلگرام ما
مامان - خدای من -
ترسوندیم
چی؟
با معلمم صحبت کردی؟
آره
تلفنشو پس دادم و بهش گفتم دیگه هیچوقت برنگرده
مامان
معلم کار اشتباهی نکرده
,برادرش رفته خارج درس بخونه
برا همین ازش خواستم تلفن برادرشو بده بهم
اون گفت نه, ولی من اصرار کردم
مامان, اون اونقدر همه چیزو آسون توضیح میده که یادم میمونه
هیچکس مثل اون درس نمیده
میدونی که نمره ی ریاضیم پیشرفت کرده
چی میخوای بگی؟
نمیشه بزاری بازم معلمم باشه؟
از کجا بدونم دوباره تو دردسر نمیفتی؟
قسم میخورم
جوری درس میخونم انگار زندگیم بهش بستگی داره
مامان, لطفا. لطفا
بیا. بهش فکر می کنم
خوشگل تر شو. خوشگل تر شو
اون کیه؟
اون سوئه
انقدر خوشگل شدی که نشناختمت
خب دیگه بریم بخوابیم
این خرس جدیده
بامزه نیست؟
دوست بابا کمکم کرد از ماشین عروسکا بیارمش بیرون
دوست بابا؟
امروز دیدیش؟
آره.مادربزرگ امروز بردم پیش بابا
بابا رو هم دیدم
واقعا؟
بریم بخوابیم
اون سو اصرار کرد و منم نتونستم نه بگم
خب بازم، چرا رفتی اونجا؟
چطوری تونستی؟
وقتی بچه گریه میکنه چیکار باید بکنم؟
فکر میکنی آسونه که تو سن من از یه بچه نگهداری کنی؟
بازم, اشتباه بود
چرا اون سو باید برا دیدن اون زن اصرار کنه و هیچوقت برا تو نکنه؟
کس دیگه رو سرزنش نکن
اگه درست مواظبش میبودی, این اتفاق نمیفتاد
...اگه حواس مادرشون به جای دیگه ای پرت شه
بچه ها زودتر از بقیه میفهمن
من لپ تاپ و گوشی مین ها جانگو چک کردم
در کل پاکه
یعنی چی؟
خیلی کم استفاده شده
گوشی فقط برای تماس,پیام, یا عکس گرفتن استفاده شده
,نه رسانه ی جمعی
نه حساب بانکی یا خرید اینترنتی
از وسایل الکترونیکی استفاده نمیکنه؟
یا استفاده نمیکنه یا از کل چیزای دیجیتالی بدش میاد
خیلی کم استفاده شده,جایی برای شک نیست
برا همین خیلی پاکه
سایتی هست که اغلب ببینه؟
یه لحظه صبر کن
(تنظیمات)
(جستجوی تاریخچه)
,چند تا گروه رفاه کودکان
چند تا وبلاگ مد و زیبایی
فقط خوانندس و هیچوقت پست نذاشته
چند تا سایت مد خارجی رو هم چک میکنه
یه سایت چشممو گرفت
میخوای یه نگاهی بندازی؟
چرا انقدر رنگی رنگیه؟
واسه آدماییه که فیلم ارزونِ تجاری و فیلم ترسناک دوست دارن
جالب نیست؟
سن و جنس فقط یه تعصبه
...بچه ش شاگرد اول کلاسه
...و اونم یه پرونده از خشونت و آزار اجتماعی زیر بغلش داره
و فیلمای ترسناک می پسنده
اصلا درکش نمی کنم
هیچی درموردش عادی نیست
فریبندست
چی؟
از زنای دمدمی مزاج خوشم میاد
ببند اون دهنتو
اگه می خواستی دو روز بیشتر نگهش داری باید بهم می گفتی
چرا حالا اینطوری می کنی؟
بهت گفتم. میگی از خودم درآوردم؟
کی حرف زدیم ما؟
مرخصی گرفتم برم سفر
...چند روز اون سو رو بار خودم می برم
بهت پیام دادم
نخوندمش
تو مغزت چی می گذره؟
واقعا هنوز دنبال اون بچه میگردی؟
گفتم نه. مامانم بهت گفت؟
وو کیونگ
نمی خوام بیشتر از این اذیتت کنم
من نمی خوام آدم بده باشم
پس آدم خوبه باش. نگرانیت سر چیه؟
ول کن - هی -
,اگه به این رفتارات ادامه بدی
هیچ چاره ای ندارم جز اینکه اون سو رو ازت بگیرم
اگه چیز دیگه ای بشنوم, واقعا چاره ی دیگه ای ندارم
چرا اون سو همش برا دیدن اون زن اصرار میکنه و برا تو نمیکنه؟
اگه همین طوری بیوفتی دنبال یه خیال آخر بچه خودت از دستت میره
خودتو جمع و جور کن
می تونید مثل قبل ازشون استفاده کنید
,میدونم کاراگاهی
ولی زیادی شهروند خوبی مثل منو اذیت نمی کنی؟
مرسی از همکاریتون
(قسمت 18)
میدونه بهش مشکوکیم
فکر میکنی مین ها جانگ با اشک سرخ تماس میگیره؟
چرا؟
می خوای چون فکر می کنی چیزی نمیشه یه چرت بزنی؟
نکنه تو تحقیقات به احتمالات تکیه می کنی؟
بعضی وفتا اینکه الکی یه گوشه وایسی و منتظر بمونه واقعا به درد می خوره
شاگرد اول داره میره خونه
اون اینجاست
ها جانگ, دهنتو باز کن
خوشمزس
عه، ریخت
بیت نا
خونه ای
بیت نا
آفرین
ماهی
(بیت نا)
سلام, بیت نا.چه خبره؟
خانم چا
ای کاش مامانم مرده بود
خانم چا
لطفا نجاتم بدین
بیت نا
خانم چا
کی شروع شد؟
تا رفتم راهنمایی ، اتاقک مطالعه رو نصب کرد
سه ساعت تو روزای غیر تعطیل بود پنج ساعت آخر هفته
تو دبیرستان شد 5 ساعت روزای غیرتعطیل هشت ساعت آخر هفته
وقتی اون تو زندانیت می کرد
درس می خوندی؟
...وقتی مریض می شدم یا
باید می رفتم دستشویی زنگ اضطراری رو می زدم
مامان, باید برم دستشویی
به جز اونا، نمی تونستم برم بیرون
(کارت گزارش)
وقتی نمره هام پاییم میومد
یا وقتی یه کاری می کردم ناراحت شه
کتکِ عشق شروع میشد
چرا قبلا بهم نگفتی؟
چون مامانمه
حالا چه کارش درست باشه
چه از رو علاقه ش باشه
...کتک خوردن
و صدمه دیدن
همش موقته
پام که برسه دانشگاه اینا تموم میشه
,ولی
فکر می کنم ممکنه قبل از این بمیرم
شیفتت کی تموم میشه؟
تا 27 دقیقه دیگه
همکار ربات داشتنم خوبه ها
این چیه دیگه؟ - فکر کنم از پاسگاه ما باشن -
چه خبره؟
چرا مین ها جانگ داره باهاشون میره؟
برای ادعای کودک آزاری؟
می خواستیم برای شما بفرستیم
ولی چون به ما گزارش دادن خودمون نیرو اعزام کردیم
بچه گزارشش داده؟
نه, مشاورش
چا وو کیونگ؟
میشناسینش؟داره میاد اینجا
چرا میاد اینجا؟
متهم زیر بار نمیره
میگه فقط با مشاور حرف میزنه
میدونستم یه روز برا بچه م دردسر درست می کنی
تو متقاعد و تشویقش کردی, درسته؟
دو سال پیش نتونستم مواظب بیت نا باشم
خیلی حسرت خوردم
وانمود کردن کافیه
فکر می کن وضعیتمون منطقیه؟
دنیا میدونه من چطوی بچمو بزرگ کردم
چطور جرئت میکنی به من تهمت بزنی؟
هه چانو یادته؟
Farasot , Shandy , Melody : مترجمین
هردومون عصبانی بودیم
...به پدرش گفتیم
حیوون
چرا اینو می کشی وسط؟
...اینا عکسای بیت نائن
که امروز گرفته شدن
میتونی این دو تا بچه رو از هم تشخیص بدی؟
...نه
نه
...چه فرقی با پدر هه چان داری
که بهش گفتی حیوون؟
من متفاوتم
!معلومه که فرق دارم
من این کارو به خاطر خود بیت نا می کنم
اگه تحمل کنه
آیندش تغییر میکنه
ولی هی سر خودشو گرم می کنه
تو یه مادری, پس باید بدونی
برا آینده ی دخترم این کارو کردم
پدر هه چانم همین حرفو زد
گفت این کارو برای درست کردنِ عادتای بد پسرش می کرده
برا آینده ی بچه این کارو کرد
گفت هیچ چاره ای نداشته جز اینکه هه چانو بزنه
ها جانگ
...تو
یه بچه رو آزار دادی
مطمئنی رو مبل بخوابی راحتی؟
نمیخوام تنها تو اتاق بخوابم
جدی؟
بیا. دراز بکش
اوکی, پس
امروز پیشت میخوابم
خانوادتون کجان؟
...خوب, اون سو
رفت باباشو ببینه
شما طلاق گرفتین؟
بله
حداقل اون سو میره پدرشو میبینه
من سالهاست که بابامو ندیدم
یعنی چی؟ دلت واسه بابات تنگ شده؟
نه، اصلا
این چیه؟
(فرزندان هیچکس)
خدایا
ببخشید، احتمالا اون سو اونجا انداختتش
این همون داستان گرگیه که با لباس مادر بچه ها
میره خونه و میخوردشون، نه؟
خب
گرگ اونا رو نمیخوره
...بچه ها فرار میکنن و
تبدیل به ماه و خورشید میشن
وقتی بچه بودم، برداشتم ازش کاملا متفاوت بود
فکر میکردم مامان لباس گرگ پوشیده
چرا همچین فکری میکردی؟
بخاطر مامانم
در حالت عادی یه مامانِ خوبه
ولی هر چند وقت یه بار به یه گرگ تبدیل میشه
...هر وقت اینطوری میشد، تصور میکردم
که فقط لباس یه گرگو پوشیده
و اگه من بچه ی خوبی باشم
مامانم به حالت عادی برمیگرده
...به همین خاطر
باید بشم یه دختر خوب و بیشتر از قبل درس بخونم
ولی
فکر کنم همه ش بی فایده بود
تایید میکنین که به دخترتون، لی بیت نا، آزار فیزیکی رسوندین؟
دخترتون رو توی اتاق مطالعه حبس میکردین و در رو روش قفل میکردین؟
تایید میکنین که با ترکه دخترتون رو میزدین؟
و در آخر ، همه ی این اظهارات رو تایید میکنین؟
...کسی که به اون شدت
برای جلوگیری از کودک آزاری مبارزه میکرد
خودش توی خونه به دخترش آزار میرسوند
چطوری همچین چیزی رو هضم کنم؟
یه فیلمی هست راجع به مردی که از همجنسگرا ها متنفر بود
ولی خودش هم همجنس گرا بود
قالبش یکیه
چطور ممکنه که خودِ هاجانگ ندونه که کودک آزاره؟
چطور میشه بعد از اون همه کتکت زدن اون بچه نفهمیده باشه؟
واسه خودش دلیل داشت
"....بخاطر آینده ی دخترمه"
"اینطوری میتونم به یه دانشگاه خوب بفرستمش"
...به خودش میگفت
"کاری که میکنم آزار نیست، عشقه"
اصلا نمیتونم بفهممش
ولی ماشاالله تو خوب درکش میکنی
اشک سرخ و مین هاجانگ هنوز به هم مرتبطن؟
چرا میپرسی؟
اونطوری که معلومه مین هاجانگ کاملا تغییر کرده
نمیتونه دوست اشک سرخ باشه
با این وضع، میشه طعمه ی اشک سرخ، نه؟
(خیلی شوکه کننده بود، ازت ناامید شدم)
(دلایل خودمو داشتم)
(دلایل خودمو داشتم)
(بچه ت دلایلتو فهمید؟)
(اعلان سیستم: نقشه ی ماهواره ای سیگنالی دریافت کرد)
موبایل اشک سرخ روشن شد
چی؟
نشون بده
یه دفتر پست تو پیونگتک ه
با ایستگاه پلیس اون منطقه تماس بگیر، زود
!دارین چیکار میکنین؟ داریم میریم دنبال مظنون قتل
بله
...یه پرونده داریم
و داریم دنبال مظنون میگردیم
فقط چندتا سوال میپرسیم
...دفتر پست محاصره شده
و دارن مردمی که داخلن رو بررسی میکنن
الو؟
اشک سرخ از مکانش حرکت کرد
گفتی محاصره شده که
احتمالا قبلش رفته، داره با ماشین میره
...اطلاعاتو برای پلیس محلی بفرست
و درخواست پشتیبانی کن- بله-
داره مستقیم میره، پیچید چپ
داره وایمیسته
سرعتش کم شد، وایستاد
...اون الان تو
یه لحظه... مرکز پسته
دارن همه ی کامیون هایی که اونموقع تو مسیر ۴۵ بودن، چک میکنن
هیچی پیدا نشد، نه؟- هنوز نه-
...ولی هنوز دارن میگردن، پس
آدم نیست
چی؟
اون یه آدم نیست
یه بسته ست، نه یه آدم
(مرکز ارسال پست)
فرستادمون پِی نخودسیاه
چرا؟
چرا؟ چرا؟ چرا الان؟
که حواسمونو پرت کنه؟- از چی؟-
از مین هاجانگ؟
(انتظار دارم هرچه سریع تر به نتیجه برسی)
بله
...همه ی اظهارتو تایید کرده
دیشب دیروقت رفته خونه
فایده ای نداره
نمیتونن پیداش کنن، تلفنشم خاموشه
اون آشغال داشت بازیمون میداد
...دیشب ساعت ۱۰:۲۱ ایستگاه پلیس رو ترک کرده
و با یه تاکسی ساعت ۱۰:۵۴ دقیقه رسیده خونه
تا ساعت ۱:۳۷ دقیقه ی امروز ظهر که از خونه رفته بیرون
مونده خونه
...با ماشین تا کمرندی نامبو و پُل سوچو رفته
سوابق تماساشم دارم
...آخرین تماسش با
چا وو کیونگ بوده؟
تو با اونی؟
کجایی؟
باشه
مین هاجانگ بهش زنگ زده و خواسته دخترشو ببینه
الآنم باهاشونه
واو، بعد از اون همه برو و بیا، باز رسیدیم به چا وو کیونگ
طبیعی نیست؟ تصادفیه؟
باید ثابت کنیم که طبیعیه یا تصادفی
!تو چشاتو باز کن رد اون موبایلو بگیر
فهمیدی؟
باشه
بریم
...با خودم گفتم اگه بخوام
بیای اینجا، قبول میکنی
تقریبا ۱۰ سال گذشته، ولی هنوزم همونطوریه
چون خیلی کوچیک بودی یادت نمیاد نه؟
یادمه
واقعا؟
...از اون ور دریاچه با قایق اومدیم اینور
و اینجا پاتبینگسو خوردیم
با اینکه تو پاتبینگسو دوست نداشتی
خوب یادته
...من و بابا
پشت سرت سه پرس پاتبینگسو خوردیم
دل درد گرفتی
من و پدرتم سر این قضیه کلی دعوا کردیم
بابات مثل یه بچه رفتار میکرد، خام و بی تجربه
اگه تو میخواستی
همه کاری برات میکرد
...بابات
تو رو ول نکرد
من دروغ گفتم
تا تورو ازش دور نگه دارم
بعد از طلاقمون
به اعتماد به نفسم ضربه ی بزرگی خورد
تو بهم کمک کردی تا دوباره به دستش بیارم
من فقط یه وسیله برای برگردوندن اعتماد به نفست بودم
فکر کردی نمیدونستم؟
!بیت نا
منو نبخش
!بیت نا
خیلی متاسفم
هیچوقت منو نبخش
متاسفم
هنوز داره حرکت میکنه
زیاد دور نیست، اگه نشد موقع ارسال بگیریمش
میتونیم زود توقیفش کنیم
چشاتو بدوز به مانیتور
اگه گمش کنیم، کلتو میکَنم
بیت نا
بهش گفتم بره یه قدمی بزنه تا آروم شه
یه چیزایی هست که باید بهت بگم
ممنون که کمک کردی ببینمش
فکر میکردم هیچوقت نتونم دوباره ببینمش
اگه بیت نا نمیخواست
نمیاوردمش
بسته رسید به مقصد
...وون هیورو ۸۹
!ماییم که
بسته رسیده ایستگاه ما
چی؟- یه بسته برات رسیده-
بگو بازش کنه- باشه-
چیه؟
هدفش بعدیش مین هاجانگه
(امروز میخوام رسید یه مرگ رو بگیرم)
اولین باری که دیدمت یادمه
یهویی شروع کردی یه کتاب بچگانه رو برای مادرا خوندی
هممون رو تحت تاثیر قرار داد
شاید به همین خاطر ازت بدم میومد
همش بهم حس تقلبی بودن میدادی
یه لحظه
الو؟
آره، تو کافه
نه آدمای زیادی نیستن
شلوغ نیست
مشکل چیه؟
ما سریع میرسیم اونجا
وقتی رسیدم جزئیات رو توضیح میدم
همونجایی که هستین بمونین
...کارِ دیگه ای نکنین
و از کافه هم خارج نشین
دارین میان اینجا؟
بله، میشه گوشی. رو به مین هاجانگ بدین؟
الو؟ ووکیونک؟
وو کیونگ
مین هاجانگ با شما نیست؟
من مین هاجانگم
سلام، من کاراگاه کانگ جی هونم
یکی قصد داره به شما آسیب بزنه
من؟
زیاد نگران نشید
ما ازتون محافظت میکنیم داریم میایم اونجا
افراد کمی تو کافه ن؟
تا وقتی برسیم، حتما تو معرض دید باشین
اگه افرادی ازتون خواستن که باهاشون برین، بگین نه
نباید کافه رو ترک کنین، فهمیدین؟
دیروز دستگیرم کردن
امروز میخوان ازم مراقبت کنن
پلیسو میگم
مسخره نیست؟
...یکی هست که راه افتاده و
داره کودک آزارها رو میکشه
احتمالا میخواد منم بکشه
...من واقعا فکر میکردم
کارم به صلاح بیت نا بود
حرص و طمعت کورِت کرده بود
سعی نکن اسمشو بذاری عشق
آگار میخوای تو صورتم تف بندازی، نه؟
حتی اگه نمیخواستی هم ، نمیگی نه
ببخشید، دستشویی کجاست؟
مستقیم برید، سمت راستتونه
ممنون
ببخشید، دستشویی کجاست؟
(اشک سرخ: فکراتو کردی؟)
(اشک سرخ: همه عصبانین)
(خیانت خشم و نفرت رو بیشتر تحریک میکنه )
Farasot , Shandy , Melody : مترجمین
(میخوای قضاوتت کنن؟)
مین هاجانگ
(خودت خودتو قضاوت میکنی؟)
!مین هاجانگ
(فکراتو بکن، هرچه سریعتر)
!مامان
!مامان! مامان، مامان
مامان
مامان
بذارین برم
مامان
مامان- بیت نا-
!مامان
!مامان
بذارین برم
!مامان
!بذارین برم
!مامان، مامان
!مامان
!نه
برای دریافت بهترین وباکیفیت ترین زیرنویس سریال و برنامه های را به خاطر بسپارید KTteam در حال پخش کره ای
(فرزندان هیچکس)
بعضی وقتا آخر فیلم
"زیرنویس میاد بالا و میگه "پایان
هر روز اینو مینوشتم
ولی فکر میکنم معنیشو نمیدونستم
پر هانا میخواد ببردش
مگه نگفتی رها شده بود؟
الان میگه نشده
بهشون گفتی؟
گفتم اگه چیزی بگی چی میشه؟
گردنتو میشکنم
مین هاجانگ
یه دعوتنامه؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.