All language subtitles for lost S02E24

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هماهنگ شده توسط mehdi tisoon www.imovie-dl11.com

صبر کن ،هارلي بهم نشون داده بود ،يه جايي همين اطرافه

...اون مي تونه - سريعتر چارلي -

داره وقتمون تموم ميشه چارلي

آهان

اينجاست

بهت گفته بودم پيداش مي کنم

مراقب باش ، مراقب باش

ديناميت خيلي حساسه

نمي خوام سرنوشتت مثل دکتر آرز بشه

مراقب باش

...اکو

هي اکو

گوش کن

اگه با اينکار بهشون صدمه بزنيم ، چي ؟

يا اگه کامپيوتر منفجر بشه ؟

تو مي توني بري چارلي

جان ، منم چارلي

داريم يه کاري مي کنيم ،جان

جان

اکو خيلي عصبانيه ،جان

در رو باز کن تا با هم صحبت کنيم

جان بايد بدوني که اکو ميخواد در رو منفجر کنه

با چي منفجر کنه ؟

با ديناميتي که از کشتي قديمي توي جنگل اورديم

اون در برابر بمب اتم هم مقاومه ، برادر

بهشون بگو زحمت نکشن

مطمئني دوام مياره ؟

البته

مطمئنم

شش...پنج...چهار...سه...دو...يک

چطوري از گذشته ات چيزي يادت نمياد ؟

آروم دزموند ؟

خيلي خيلي آروم

تو بايد رادزينسکي رو ديده باشي که اين کار رو مي کنه

اون حافظه خوبي داشت ، تمام اينا فکر اون بود

درسته رادزينسکي

رادزينسکي متوجه شد که چطوري بتونيم درها رو قفل بکنيم

رادزينسکي اين نقشه نامرئي رو ساخت

يه عالمه داستان درباره همکار سابقت

تو هيچ وقت نمي خواي بگي چه بلايي سرش اومد

اون لکه قهوه اي رو مي بيني ؟

خون رادزينسکيه

اون ، وقتي خواب بود اسلحه رو تو دهنش گرفت و شليک کرد

فقط 108 دقيقه وقت داشتم اون حرومزاده بيچاره رو دفن کنم

...اگه نمي خواي منم ديوانه بشم

دفعه بعدي بذار برم بيرون

تو مي خواي از قرنطينه خارج بشي و پيش دشمن بري ؟

من دو ساله که بيرون نرفتم

آره مي خوام برم بيرون ، من قبلا توي ارتش بودم

اوه درسته ، ارتش ملکه ، درسته ؟

بگو ببينم چرا اون ارتش زيبا رو ترک کردي ؟

اوه يادم اومد

تو اخراج شدي براي اينکه نتونستي از دستورات پيروي کني

تو چرا ارتشت رو ترک کردي ، کلوين ؟

براي اينکه افرادم از دستورم پيروي کردن

ولي بعدش ، خدا رو شکر به ابتکار دارما پيوستم

ازتون متشکرم و آرزوي موفقيت دارم

خواهش مي کنم کليون

بذار برم بيرون

هان ؟

فقط يکبار

متاسفم دزموند همينجا مي موني و دکمه رو فشار ميدي

اين يه دستوره

جان

ببين جدي دارم مي گم الان منفجر ميشيد

هي

اگه حق با جان باشه چي؟

شايد اين يک شوخي بزرگه

مي دوني ، چند تا کامپيوتر قديمي که به هيچ جا متصل نيستن

...شايد اين يه

اين هم شوخيه ؟

من ميرم بيرون

جان اين آخرين فرصته که اين جريان رو خاتمه بدي

در رو باز کن در اين صورت تو رو مي بخشم

براي چه کاري منو مي بخشي ؟

هي

هي ، اکو ؟

صبر کن

يه لحظه صبر کن

فکر کنم ، فکر خوبي نباشه، اکو

ما توي يه منطقه بسته هستيم

احمق

هماهنگ شده توسط mehdi tisoon www.imovie-dl11.com

کلوين

هي کلوين

نتونستم اون کار رو بکنم

نتونستم انجامش بدم

اين چيه ؟

اين تنها راه خروجه ، همکار

داري در مورد چي حرف مي زني ؟ - شکست امنيتي -

کليد رو مي جرخوني و همه چيز ميره روي هوا

پشت اون ديوار چيه کلوين ؟

هان ؟

جريان چيه ؟

الکترومغناطيس

نيروي زميني منحصربه فرد

يه سوراخي وجود داره

مواد به تدريج انباشته ميشه و هر باري که اون دکمه ...رو مي زنيم

خالي ميشه

قبل از اينکه خيلي زياد بشه

چرا ما رو مجبور کردن که دکمه رو فشار بديم ؟

...اگه فقط مي تونستيم

يه سوالي وجود داره دزموند

...آيا جراتش رو داري که

همه چيز رو منفجر کني؟

فکر کنم دوستانت ، خودشون رو منفجر کردن برادر

شايد بهتر باشه بازش کنيم - نه ، نه -

اين يه حقه اس

حقه ؟ ممکنه صدمه ديده باشن

دکتر اين اطرافه ؟

مي تونم يه سوالي ازت بپرسم ، برادر ؟

البته

...اينکه مي خواي اون شمارشگر

به لحظات پاياني نزديک بشه

دليلش اينه که مي خواي انتهاي ماجرا رو ببيني

و بفهمي که چقدر حدست درست بود ، جان ؟

مي خوام انتهاي اين ماجرا رو ببينم براي اينکه واقعا مطمئنم

...من فکر مي کردم

سرنوشتم منو به اينجا کشونده

...و يه نفر مرد

براي اينکه اونقدر احمق بود که حرفهام رو باور کرده بود

...در اون شبي که به خاطر هيچي مرد

...من اين بالا تنها نشسته بودم

...دستم رو روي دريچه احمقانه مي کوبيدم

و به آسمون فرياد ميزدم که چه کار بايد بکنم

بعدش يه نوري روشن شد

فکر کردم يه نشانه بود

ولي نشانه نبود

احتمالا تو حمام رفته بودي

جک ؟

اينا چي هستن ؟

با دست نوشته شده

همش پر شده ، تمامش

اونا دفتر ثبت وقايع هستن

نوشته 0400 دوباره ميز پينگ پونگ رو تکون داد

نوشته 0415 دوش گرفت

اين ديگه چيه ؟

هي ، دکتر گفته بودي سعيد وقتي علامت ميده

که ساحل پاکسازي شده باشه ؟

معنيش اينه که سعيد اونا رو پيدا کرده ؟

اون چند مايل از اينجا فاصله داره

ما رو داشتي کجا مي بردي ؟

چي ؟

سعيد گفت به ما علامت ميده ، بعدش مي تونيم اونو کنار ساحل ببينيم

چرا به سمت ساحل نميريم ؟

...ما داريم ميريم به - ما نزديک ساحل نيستيم -

...گوش کن من مجبور بودم - چي ؟ -

ساوير

فرار کنيد ، بريد ، بريد

در مورد اون دريچه اي که پيدا کردي برام بگو

ايستگاه مرواريد يه ايستگاه نظارت با کلي تلوزيونه

و دو نفر رو صندلي ميشينن و دفترچه هاي يادداشت رو

با اتفاقاتي که در اينجا ميفته ، پر مي کنن

و بعدش اون نوشته ها رو توي لوله هاي پلاستيکي ميذارن

که به سازمان مرکزي فرستاده ميشه

و بدين ترتيب ، اونا مي تونن ما رو به عنوان يک عنصر ، ارزيابي کنن

چي شده ؟

اگه برعکس فهميده باشن چي ؟

برعکس ؟

اگه عنصر آزمايش به جاي آدمهاي اينجا همون دو نفر ناظر باشن چي ؟

ببين مي خوام اون نوار رو ببينم جان

نه نمي توني راهي نيست که اينجا بتوني ببيني

چيز ديگه اي در اون ايستگاه بود ؟

اونجا کامپيوتر بود ؟ - آره -

کارش چي بود ؟ - هيچي ، هيچ کار خاصي انجام نمي داد -

اون شماره هاي خيلي خيلي زيادي رو پرينت مي گرفت

چي پرينت مي کرد ؟ اون کاغذها کجاست ؟

بيا ظرف 19 دقيقه آينده خودت رو با خوندن اينا داغون کن

ظزف مدت اين سه سال هر روز ريشهات رو مي تراشي

بايد يه کمي بري بيرون

من هيچوقت نمي خوام از اينجا برم بيرون

اوه عجب روحيه اي

خداحافظ دزموند

خداحافظ ؟

آره خداحافظ ، چند ساعت ديگه مي بينمت

فکر نمي کردم که تعقيبم کني

من ظرف اين چند سال شبيه روح شدم ، دزموند وقتي يکي تعقيبم ميکنه ، مي فهمم

با قايق من چي کار داري ؟

دارم تعميرش مي کنم

قصد داشتي از اينجا بري ؟

هنوز نه ، تعميرش يک هفته زمان ميبره

تو خيلي داغونش کردي دزموند

چي فکر مي کني ؟ مي خواي باهام بياي ؟

کجا ؟

پس دکمه چي ميشه ؟

بي خيال دکمه ، از کجا مي دوني سر کار نيستيم ؟

...تو چيز ديگه اي گفتي وقتي اون پايين

در مورد الکترومغناطيس و دکمه شکست امنيتي صحبت مي کردي

خوب من مست بودم

چرا بهم دروغ گفتي ؟

دروغ گفتم براي اينکه به يه احمق نياز داشتم تا بعد از رفتنم دنيا رو نجات بده

تو ديوانه اي ، حرومزاده

اوه بي خيال - تو زندگي منو دزديدي -

چه دروغ ديگه اي بهم گفتي ؟ بهم بگو

چطور تونستي بهم دروغ بگي ؟

بلند شو

اوه خداي من

(سيستم با شکست مواجه شد)

زود باش

چکار داري مي کني ؟

شما کي اومديد اينجا ؟

چي؟

کي به اين جزيره اومديد ؟

چند روز پيش؟ - حدود 60 تا 65 روز

چه تاريخي بود ؟

بيست و دوم سپتامبر

بيست و دوم سپتامبر بود

فکر کنم من باعث سقوط هواپيماي شما شدم

...حرومزاده پدرت رو در ميارم

هي

همه آروم باشن

اون مصنوعيه

ما مي دونيم ريشت مصنوعيه

متاسفم خانم نفهميدم چي گفتي

اون ميگه مي دونه ريشت مصنوعيه ، تام

از اينکه به اين مورد اشاره کردي ممنونم ، کيت

نمي دوني چقدر باعث خارش ميشه

و از شما هم ممنونم که اسمم رو بهشون گفتي

دوباره سلام

ريشت کو ؟

فکر کنم اونا ميدونن

خيلي خوب بذار معامله رو انجام بديم ، باشه ؟

اکو ، اکو

هي

منم چارلي بيدار شو

بايد دکمه رو فشار بديم - نه ، اينکار رو نمي کنيم -

نشنيدي چي گفتم برادر ؟ من باعث سقوط هواپيما شدم

تو چطوري اين کار رو کردي ؟

اون روز ، اون شمارشگر تبديل به ...تصاوير مختلف شد

و وقتي تصوير ثابت شد ، تمام اينجا شروع به لرزيدن کرد

و تمام صفحه کامپيوتر پر از پيغام شد (پيغام (سيستم با شکست مواجه شد

و اون شماره ها اينجاست 92204

يعني 9/22/2004 ، روزي که هواپيماي شما سقوط کرد

اين واقعيه ، همه اينا واقعيت داره ، حالا اون دکمه رو بزن

دروغه ، اين واقعيت نداره ، هيچکدوم از اينا واقعيت نداره

نمي خواي دکمه رو بزني ؟ پس خودم مي زنم

نه

تو ما رو به کشتن دادي

تو همه ما رو به کشتن دادي

نه

من همه رو نجات دادم

هي ، اکو بيدار شو

هي

هي ، مي توني کمکم کني ؟

ميشه کمک کني ؟ - دارم تلاشم رو مي کنم برادر -

دزموند عزيز

اين نامه رو در حالي که داري به زندان ميري ...برات مي نويسم

...و اينو پنهان کردم

تا در زماني که خيلي نا اميد هستي ، بخوني

مي دونم به خاطر اتفاقي که بار سنگيني به دوشت انداخته ...داري به زندان ميري

و مي دونم تنها نفري هستم که مي تونم اين با رو از روي دوشت بردارم

لطفا نا اميد نشو دز

براي اينکه تنها چيزي که نياز داريم تا زنده بمونيم اينکه يه نفر واقعا عاشقمون باشه

و تو من داري

من هميشه منتظرت مي مونم

دوست دارم

پن

همه چيز تموم شده

همه چيز تموم شده ، همه چيز از بين رفته

من هر کاري که ازم خواستي انجام دادم

پس چرا اينکار رو کردي؟ چرا ؟

يه روز قبل از اينکه اين پايين بيايي ، قبل از اينکه ...همديگه رو ببينيم

من شنيدم يه چيزي روي دريچه داره کوبيده ميشه

اون تو بودي جان، درسته ؟

تو ميگي اين سرنوشت نبوده ؟

ولي تو زندگي منو نجات دادي ، برادر منم تونستم زندگي شما رو نجات بدم

نه ، نه ،هيچکدوم از اينا واقعيت نداره

هيچ اتفاقي برامون نميفته

من بايد برم و تو هم تا جايي که مي توني از اينجا دور شو

کجا ميري ؟ صبر کن

من بايد اون مخزن رو بترکونم ، جان

متاسفم که يک سري از اتفاقات ...باعث شد از عقيده ات دست بکشي

ولي همه اينا واقعيت داره

حالا بايد برم و همه چيز رو از بين ببرم

صبر کن دزموند

توي يه دنياي ديگه مي بينمت برادر

(سيستم با شکست مواجه شد)

اکو ، بلند شو

تو حالت خوبه ؟

اوه ، مراقب باش

...خيلي خوب با من بيا چارلي

نه اين کار رو نکن

از اينجا برو چارلي

اشتباه کردم

تنها چيزي که نياز داريم تا زنده بمونيم اينه که يه نفر واقعا عاشقمون باشه

و تو منو داري

منتظرت مي مونم

براي هميشه

دوستت دارم

دوستت دارم ، پني

چارلي ؟

تو حالت خوبه ؟

گفتنش سخته ، ولي گوشهام...ميدوني ؟

اکو و لاک کجا هستن ؟

هنوز بر نگشتن ؟

نه

به خاطر کارهايي که مجبور شدي انجام بدي خوشحال نيستم ، مايکل

ما هم مجبور شديم که والت رو مبادله کنيم

فکر کنم اينجوري بهتر بود

و تو ، منو آزاد کردي

تو به قولت عمل کردي

ما هم به قولمون عمل مي کنيم

مي دوني چطور بايد قايق رو هدايت کني ؟

آره ، مي تونم کنترلش کنم

خوبه ، پس بايد اين قايق رو برداري

و در جهت 325 درجه قطب نما حرکت کني

و اگه دقيقا اين کار رو انجام بدي تو و پسرت نجات پيدا خواهي کرد

فقط همين ؟

بايد دنبال جهت قب نما برم و ما نجات پيدا مي کنيم ؟

آره

از کجا مي دوني که به افرادم نگم که شما اينجاييد ؟

شايد بگي و شايد هم نگي

ولي مهم نيست

اگه اينجا رو ترک کني ، ديگه نمي توني به اينجا برگردي

احساسم بهم ميگه تو به کسي چيزي نميگي

...براي اينکه اگه اين کار رو بکني

افرادت متوجه ميشن که براي برگردوندن پسرت چه کارهايي کردي

دوستانم

به من قول دادي که بهشون صدمه نميزني

معامله ، معامله اس

شما کي هستيد ؟

ما آدمهاي خوبي هستيم ، مايکل

خيلي خوب ، اون قايق مال تو

چي ؟ فکردي احمقم ؟ پسرم کجاست؟

والت داخل قايقه

والت ؟

سفر بخير مايکل

والت

پدر ، پدر

بيا اينجا ، بيا اينجا

تو حالت خوبه ؟ - آره خوبم -

مطمئني ؟ خيلي خوب ، من الان پيشتم

همه چيز مرتبه ، داريم ميريم خونه والت داريم ميريم خونه

هوگو تو مي توني به کمپت برگردي

چي ؟

برگرد

وظيفه تو اينه که به بقيه نفراتت بگي

هيچوقت نمي تونن به اينجا بيان

ولي...دوستانم چي ؟

دوستانت با ما به خونه ميرن

برو

چه اتفاقي اونجا افتاد چارلي ؟

...مي خواي در مورد من بدوني که

نزديکبود توسط شعله هاي آتش يا پرواز اجسام کشته بشم ؟

خواهش مي کنم جدي باش

هيچ اتفاقي نيفتاد

يه اتفاقي افتاد

يه صدايي اومد و آسمون بنفش شد

واقعا

...دفاعت رو شکستم

و اين آخرين باريه که مهره رخت رو مي بيني

اينا همش قسمتي از نقشمه

پس نقشه ات اينه که ببازي

نوبت حرکت توئه

چي شده ؟

چه مدته که اينجوري شده ؟

تمومه ، درسته ؟ دوباره گمش کرديم

ما گمش نکرديم

پس اين دفعه آلارم اشتباه نميزنه ؟

فقط خفه شو و تماس بگير

الو ؟ - خانم ويدمور ؟ -

بله ؟ - ما هستيم -

فکر کنم پيداش کرديم

هماهنگ شده توسط mehdi tisoon www.imovie-dl11.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.