All language subtitles for Lee Soon Shin Is The Best Episode 48 V1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

웃❤유

ت

تر

ترج

ترجم

ترجمه

ترجمه

ترجمه ش

ترجمه شد

ترجمه شده

ترجمه شده

ترجمه شده ت

ترجمه شده تو

ترجمه شده توس

ترجمه شده توسط

ترجمه شده توسطِ

ترجمه شده توسطِ

ترجمه شده توسطِ

ترجمه شده توسطِ -

ترجمه شده توسطِ -=

ترجمه شده توسطِ -=

ترجمه شده توسطِ -= D

ترجمه شده توسطِ -= D

ترجمه شده توسطِ -= D &

ترجمه شده توسطِ -= D &

ترجمه شده توسطِ -= D & X

ترجمه شده توسطِ -= D & X

ترجمه شده توسطِ -= D & X =

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

. خواهشا برو مارو به حالِ خودمون بذار

. برو ؛ ديگه هم جلويِ من و خانوادم پيدات نشه

. " همينطور جلويِ " سونشين

. مي خوام براي هميشه بري

. حرص و طمعت همه ي مارو بدبخت کرده

. احتمالا به اون قدر راضي نشده بودي

. اما ما هم ديگه نمي خوايم بدبخت بيچاره باشيم

. لطفا ديگه جلويِ خانوادم پيدات نشه

اين چيزيه که " سونشين " هم مي خواد ؟

خودش گفته مي خواد برم پي کارم ؟

. بخاطر " سونشينِ"ـه

مي دوني الان چه حس و حالي داره ؟

که " بخاطرِ سونشينِ"ـه هان ؟

نمي توني دست از وانمود کردن به اينکه . تنها مادرِش هستي برداري

. سونشين " دخترمِه "

. دخترِ " چانگهون " نيست چرا به اين رفتارت ادامه ميدي ؟

. " ببخشيد " سونگ ميريونگ

. . من

. هيچ وقت ازت خوشم نيومده . .

وقتي گذاشتي " سونشين"ـو ببرم ؛ . از همونجا ازم متنفر شدي

. طوري که اينگار خودمُ از خودم بهتر مي شناختي

. مثل اينکه بگي داري يه لطفِ خاصي بهم ميکني

. يا اينکه يکي يه دونِه مادرش تو دنيايي

. حالم از رفتارهات بهم ميخورد

طوري رفتار ميکردي اينگار که . . هيچ وقت مادري مثل تو نميشم

. اما . . من مادر " سونشين"ـم . .

. منم به اندازه ي بقيه دوسِش دارم

. فقط تو نيستي که خاطرش برات عزيزه

. لازم نکرده بهم بگي چيکار کنم

. فقط " سونشين " حق داره بهم بگه

هيچ دليلي نداره بذارم برم ؛ اگرم قرار باشه . همچين اتفاقي بيفته ؛ با اراده ي خودم ميرم

. " هي " سونگ ميريونگ

چطور مي توني اينقدر گستاخ باشي ؟

کي باعث شد شوهرم بميره ؟

اصلا مي دوني چقدر دارم سعي ميکنم که صبور باشم ؟

. بخاطر " سونشين " خودمُ نگه داشتم . " بخاطر " سونشين

ميگي مادرشي ؟

ببينم ؛ اگه اينطوره اونوقت اصلا اهميت نميدي که اين وسط دخترت صدمه ببينه ؟

. باشه . حتما . اگر اتفاقي افتاد بهت زنگ مي زنم

چي شد ؟ چي ميگفت ؟

. تلفني با وکيل " کانگ " صحبت کردم . درست همونطوريه که گفتم

. قانونا هيچ کار خلافي انجام ندادي

اگه بتونيم جلوي شايعه هايِ بدخواهانه رو بگيريم . هيچ خطري تهديدمون نمي کنه

. مضحکه

تو که همه ي اينا رو مي دونستي چطور تونستي ازمون مخفي کني ؟

. خوب به حرفام گوش بده

. . اگر هرزماني برگردي پيش " کيونگ سوک " ؛

. اونوقت تمام رابطه هامُ باهات قطع ميکنم . .

. حالا ؛ اگه اونکارُ مي خواي بکني . . بکن

فهميدي ؟

. مادر . . بسه

. هيچ کار اشتباهي نمي کنم

. عجب دختر بيچاره اي هستي

. خيلي بدبختي

. " سونشين "

. معذرت مي خوام مامان

چرا معذرت خواهي ميکني ؟

. . اگه به دنيا نيومده بودم

. بابام اونطوري نمي مُرد . .

. . اگه به دنيا نيومده بودم

. خانوادم اينطوري صدمه نمي ديد . .

. اين چه حرف احمقانه ايه

بينمون ؛ اوني که بيشتر از بقيه . صدمه ديده خودتي

. . مامان

خودتُ سرزنش نکن . . باشه ؟

. هي

شوهرت و " بوکمان " کجان ؟

. مادر ؛ اينُ بدينِش به من - چرا ؟ -

. خودم درستِش مي کنم . شما فقط بنشينين اينجا

امروز ؛ روزيه که قراره مثل شاهزاده ها . باهاتون رفتار بشه

فقط کافيه همونطور اونجا بشينين تا . غذا حاضر بشه و بعدش . . مِيل کنين

بخاطر اينکه خيلي با همکارام پيک نيک رفتم . تويِ کباب درست کردن مهارت دارم

. قراره شب خيلي فوق العاده اي براتون بشه

. راس ميگه مامان . اين يه شبَه رو هرچي ميگه گوش کن

. آخه اين که کاري بلد نيس

فقط بشين و همونطور که بهت گفت ! يکم دندون روجيگر بذار پيرزن زشت

! بسه

هي . . کمک نمي خواي ؟

چي ؟ . نه . . فکر کنم همه چي داره خوب پيش ميره

. غذا بزودي حاضر ميشه

. خوشمزه درست کنيا - . باشه -

. بياين نوشيدني خوردنُ شروع کنيم - . تا گوشت داره مي پزه ؛ بياين عکس بگيريم -

دوباره عکس مي گيريم ؟

. بله

. حتما . حتما - . بيا -

ميشه نگيريم ؟

. شما دوتا . . يکم نزديک تر بشين

. برو عقب - . اي بابا -

! يک . . دو . . سه

! يکي ديگه

! يک . . دو . . سه

! يکي ديگه ! يک . . دو . . سه

. عکسِش عالي دراومد ! خيلي خوش عکسين

جدي ؟ . آره ديگه . . هستم

راستشُ بخواي اينقدر مشهور بودم . . که بعضي از اطرافيا

. ميگفتن برو بازيگر بشو . .

. هي . . اينقدر تحويلِش نگير ! اينطوري فقط لوسِش مي کني

! فقط دارم حقيقتُ ميگم

. تقصير توئه که اينقدر پير نشون ميدم

دوباره داري منُ سرزنش مي کني ؟

. پدر . . خواهشا باهاش خوشرفتاري کن

. باشه

. هي . . دوربينُ بده من . مي خوام از شما دوتا عکس بگيرم

. حتما

. حالا عکسِتونُ مي گيرم

! يه ژستِ خوشگل بگيرين و لبخند بزنين ! يک . . دو . . سه

. خوبه - . فکر کنم گوشت داره مي سوزه -

. بشين - . خودم ميرم بهش ميرسم -

. سردِه

. بابت امروز ممنونم

. مامان خيلي خوشحال بنظر مي رسيد

. . هميشه اينقدر سرگرمِ رستوران بود

که حتي يه سفر درست و حسابي هم . نمي تونست بره

قبلا دلم براش مي سوخت . . اما حالا که مي بينم اينطوري لبخند ميزنه

. خيلي خوشحالم . .

. حس کردم پسر خوبي براشم . بايد زودتر از اينا اين کارُ مي کردم

. " ازت ممنونم " يوشين

. چيز خاصي نبوده که حالا

اما خب ؛ وقتي داشتيم شام مي خورديم . يه حس عجيب و غريبي هم داشتم

چطور ؟

. همه ـش قيافه ي مامانم جلويِ چشمَم بود . آخه هيچ وقت با پدر و مادرم مسافرت نرفته بودم

هميشه سرگرم کار بودم ؛ . . بخاطر همين تا مي رسيدم خونه

غذايي که مادرم پخته بودُ مي خوردم و بعدش مي . . . رفتم مي خوابيدم و فرداش دوباره سرکار مي رفتم

. . حتي بعدازاينکه بابام از دنيا رفت

. اونقدرها به مادرم رسيدگي نکردم . .

. غصه نخور

بيا وقتي پروژه ـت تموم شد ؛ مادر و . . مادر بزرگ و خواهرت و " اوجو " رو برداريم

. و باهمديگه بريم مسافرت . .

اون روز ؛ . تا جايي که بتونم بهتون خدمت ميکنم

همينطوري که نميگي ؛ هان ؟

نه بابا ؛ اصلا ميخواي الان بهش زنگ بزنم و تاريخ سفرُ معلوم کنيم ؟

. نمي خواد

. وضعيتِ انعطافِت داره بهتر ميشه

. فکر ميکردم آدم خشکي باشي

. همه ـش بخاطر همسر خوشگلمه

. بسه اگه مادرت ببينه چي ؟

. احتمالا تا الان ديگه خوابش بُرده

. نه

چرا نه ؟

حالا راضي شدي ؟ . بيا شنا کنيم

. نه . . نمي خوام

فردا براي تحقيق از شهود حادثه اداره ي پليس ميرين ؟

. " آقاي " شين

چرا بايد بخواد بره ؟

حتي اگه اونجا هم بوده باشه ؛ . بازم هيچ خلافِ قانوني اي مرتکب نشده

کدوم قانونُ شکسته ؟

. اون که باعث حادثه نشده اگه اونجا بره و همه چي بدتر بشه چي ؟

. تمام رسانه ها بشدت جنجال به پا ميکنن

بخاطر اينکه نگران " سونشينِ"ـه . دچار ترديد شده

اگه اوضاع بدتر از اين بشه . هيچ فايده اي براي " سونشين " نداره

اگر اين ماجرا برملا بشه ؛ ! سونشين " بشدت از جانبِ رسانه ها زجر ميکِشه "

شنيديد که مي خواد چکار کنه ؟

. ميريونگ " ؛ بيا فردا بريم خارج از کشور "

. بيا بريم يه مدت استراحت کن . فردا برات بليط مي گيرم

بيا بريم اونجا بمونيم . تا آبها از آسياب بيفتن

. پدر

شنيدم فردا براي تحقيق از شاهد . ميرين اداره ي پليس

. درسته

تحقيق از شاهد " ؟ "

. زود برميگردم

جونهو " ؛ داشتي درباره ي چي حرف مي زدي ؟ " مگه بابات کار اشتباهي کرده ؟

. نه . چيز مهمي نيست - جزئياتِشُ بگو . موضوع چيه ؟ -

خبري از اداره ي پليس نشده ؟

هنوز مظنونُ نگرفتن ؟

. چند دقيقه پيش تلفني با کاراگاه صحبت کردم

قراره از " سونگ ميريونگ " ؛ . بعنوانِ شاهد بازجويي بشه

جدي ؟

فکر نکنم " کيونگ سوک " حاضر بشه . که با پليس همکاري کنه

. تمام اين مدت گولِمون زده بود

شرط مي بندم ميگه اون روز حتي . چانگهون"ـو نديده بوده "

. . سونشين " ؛ "

. هي . بيا صبحانه بخور

. نه . براي فيلمبرداري ديرم شده

جدي ؟

. برمي گردم

. من اومدم - . خوش برگشتي -

چطوره ؟ واقعا مثل يه سيب نيستيم که از وسط نصف شده باشه ؟

ميريونگ " ؛ حاضري ؟ "

. بليط ها رو رزرو کردم

چمدونِت کو ؟

. مي خوام برام اداره ي پليس

. " ميريونگ "

همونطور که گفتي ؛ اگر قانون شکني . نکرده باشم ؛ مشکلي هم پيش نمياد

. نگران نباش

اومدي ؟

. شرمنده که پايِ شما رو هم گيرانداختم

. فکر نمي کردم بياي

بنظرت مي توني تحملِش کني ؟

يه وقت چيزي نگي . که بعدا برامون دردِسر ساز بشه

. . اگه بگي تقصير تو بوده و

. " سونگ ميريونگ "

چه حسي داره که براي بازجويي اداره ي پليس اومدي ؟

چي گفتي ؟ هان ؟

چت شده ؟ مگه نمي دوني الان کجاييم ؟

. ناسلامتي اينجا اداره ي پليسِه ها

. ايلدو " ؛ ولِش کن " - چرا اينکارُ باهامون ميکني حرومزاده ؟ -

هان ؟

. گفتم ولِش کن

حرفِ ديگه اي هست که بخواي بهم بگي ؟

مقاله اي که خيلي سخت روش کارکردم . امروز منتشر ميشه

با دقت بخونش و اگه ديدي مشکلي داره . خواهشا بهم زنگ بزن

. زنگ بزن تا تصحيحِش کنم

. موفق شدي

تونستي خرابم کني و تا اونجايي که مي خواستي . نابودم کني

. " شين جونهو "

بخاطر تهديدِ " يونا " با " سونشين " بهم زدي ؟

کي بهت گفته ؟

. نميدونم تهديدِش چقدر وحشتناک بوده

اما ؛ اگه ميخواستي اين کارُ بکني ؛ اصلا چرا از اول باهاش قرارگذاشتي ؟

. بذار بعدا درباره اش حرف مي زنيم

. آقاي " شين " ؛ يه موردِ اضطراري پيش اومده

اخبارُ ديدين ؟

خبر فوريُ ديدين ؟

کدوم خبر ؟

. استاد " سونگ " داره بعنوان شاهد بازجويي ميشه

بخاطر اينکه تو قضيه ي مرگِ . پدرِ " سونشين " درگير بوده

چي داري ميگي ؟

شما خبر داشتين ؟

همين الان برو هرچي مقاله درموردِش . چاپ شده رو برام بيار

. تلفن هيچ خبرنگاريُ هم جواب نميدي

. تا مدتي هم هيچي درموردِ پرونده نگو

فقط بهشون بگو که بعدا . جوابيه منتشر مي کنيم

از قبل درباره اش ميدونستي ؟

سونشين " امروز فيلمبرداري داره ؟ "

آره ؛ . تو رستوران

سونگ ميريونگ " تو صحنه ي تصادف بوده ؟ "

. پس بابايِ " سونشين " جلويِ اون مُرده

. . و

هي . . خوبي ؟

. آره

يعني واقعا مشکلي برات پيش نمياد ؟

فکر ميکني بتوني از پسِ فيلمبرداري بربياي ؟

. اگه نمي توني ؛ فقط بهم بگو . کارگردان درک ميکنه

. بيا بهش بگيم فيلمبرداريُ به تعويق بندازه

. خوبم

. لازم نيست اونکارُ بکني

هي . . هي . . اينُ ديدي ؟

. . اونوقت " سونشين " مي تونه که

. بيا يه لحظه بريم بيرون

. متاسفم . حرفي براي گفتن نداريم

دوباره خبرنگاره ؟

. باتريشُ در بيار

. نمي دونستم به اين زودي مقاله رو چاپ ميکنن

. فکر کنم بخاطر تحقيقِ امروز باشه

حالا تو مقاله چي نوشته ؟

نوشته بابا ؛ بخاطر " سونگ ميريونگ " ؛ . با اون ماشين تصادف کرده

. و اينکه بعدش " ميريونگ " از صحنه فرارکرده

. درست همونطور که خودش بهمون گفت

عکسِ " سونشين " هم بود ؛ . شايد بخاطر اين که اونم بازيگره

فکر کنم يه عده اي شروع کردن . " به پخشِ شايعه واسه " سونشين

بايد چکارش کنيم ؟

! هي . . اينجا رو

اين خيار کاملا رسيده ـس که . . زرد شده . . اگر اينطوري

. جالبه عزيزم . . ميدوني اين چيه ؟

اين چيه ؟ پنکه ـس ؟

خانم . . اينا پرواز مي کنن آره ؟ - . بله -

با چي پخته شده ؟ - . ذرت -

. خوشمزه ـس

! عجب باغي ! اون سيبا رو باش

خوشحالي که اينجا اومديم ؛ درسته ؟

نمي خواستي بياي ؛ . اما الان خيلي خوشحالي

مادر ؛ گرسنه ـتون نيست ؟ . بياين ايستگاه بعد پياده بشيم و ناهار بخوريم

. يه رستوران خيلي عالي اونجاس

اين مادرشوهرت همينقدر که صورتِ . چانيو " رو نيگا کنه سير ميشه "

. مي تونه ناهارُ بي خيال بشه

. آخه تمام روزُ با پسرِ قندِ عسلِش بوده

مامان ؛ " يوشين " اونجا رو از اينترنت پيدا کرده ؛ . جايِ خيلي معروفيه

جدي ؟ ! پس بريم همونجا

چانيو " ؛ حواست باشه اينم " . تو عکس بيفته ها

. مامان ؛ دستِ بابا رو بگير

. با شماره ي سه ! يک . . دو . . سه

ميگم " چانيو " ؛ . بيا يه عکسم اونجا بگيريم

. وايسا . . وايسا . . وايسا

. با شماره ي سه ! يک ؛ دو ؛ سه

اينجا رو ميگين ؟ - . بله -

. اين مسيرُ تا آخر برين و بعدش سوار اتوبوس بشين . حدود 15 دقيقه راهِه

. ممنونم

واقعيت داره ؟ واقعا " سونگ ميريونگ " اون کارُ کرده ؟

! واي خدا ! چه وحشتناکِه

. " يوشين "

پرسيدي ؟

. بريم

چي شده ؟

طوري شده ؟

. " چانيو "

درموردِ پدرمِه ؛ مگه نه ؟

سونگ ميريونگ " با حادثه ي مرگِ پدرم " رابطه داره ؟

آره ؟

. " يوشين "

. اول آروم بگير

. بايد همين الان برم خونه - . وايسا -

. وايسا پدر و مادرمُ بيارم

. " نه " چانيو . بذار از سفرشون لذت ببرن

. نمي خوام حس و حالشونُ خراب کنم

. باشه . پس بيا بريم

بهشون ميگم يه موردِ اضطراري . تو شرکتِتون پيش اومده بوده

اشکالي نداره ؟ . مي تونم خودم تنهايي برم

نمي تونم با اين وضع و حالي که الان داري . تنهايي بفرستمِت بري

. بيا اينجا

. همينجا وايسا . الان ميرم بليطِ " سئول " مي گيرم

. پدر

مامان کو ؟

. رفته دستشويي

چطور ؟

تو شرکتِ " يوشين " ؛ . يه موردِ فوري پيش اومده

. " همين الان بايد بريم " سئول

. ما با يه قطار ديگه برمي گرديم

شما و مادر بمونين و . از سفرتون لذت ببريد

. راستي ؛ ناهارم يه غذايِ خوب بخورينا

. باشه . . حتما يعني اينقدر جديه ؟

. بله

. اينم پول و بليط هاتون

. پس . . " سئول " مي بينمتون

. شرمنده . وقتي مامان برگشت براش توضيح بدين

. باشه . . بهش ميگم

. عيب نداره . آروم باش

. درست ميشه

سونگ ميريونگ " چطور تونسته " اينقدر خبث باشه ؟

چرا داره با خانواده ام اينطوري ميکنه ؟

حالا سر " سونشين " چه بلايي مياد ؟

. اينجا رو . يه مقاله ي ديگه درموردش اومده

. هي . . چندتا ظرف براش بياريد

. شروع مي کنيم

. آماده

بيشتر از صدتا کامنتِ نفرت انگيز . براش گذاشتن

! شماها

! خفه شين

! خفه خون بگيرين ! گم شيد بيرون

. آماده

! شروع

جيوو " ؛ اين مقاله رو خوندي ؟ " - چه مقاله اي ؟ -

! تادا . رستورانمون بهترين رستوران انتخاب شده

. واو

! مبارکه رئيس

. بياين امشب جشن بگيريم

. ممنونم

. داريم براي صحنه ي بعدي آماده ميشيم

. مردم خيلي بابت مقاله هيجان زده ان

فيلمبرداري تموم شد ؟

وضع چطوره ؟ هنوز هِي مقاله هاي جديد ميان يا وضع آروم شده ؟

. بايد باهات حرف بزنم . " الان برمي گرديم " سونشين

. وضع داره بدتر ميشه

. مردم دارن يه کلاغ چهل کلاغ ميکنن

مثلا ميگن " سونگ ميريونگ " برداشته . بابايِ " سونشين"ـو هُل داده جلويِ اون ماشين

بعضيا هم ميگن استاد " سونگ " ؛ . مظنون پرونده اس

. الان همه جور شايعه اي راه افتاده

بخاطر کنفرانس مطبوعاتي دفعه ي پيشِش . مردم بهش لقب " جادوگر " دادن

ظاهرا پايِ " سونشين " هم داره . به پرونده باز ميشه

مردم پشتِ سرش ميگن . مادر و دختر عينِ همديگه ـن

چي ؟ مگه " سونشين " چکار کرده ؟

حقيقتش ؛ . استاد " سونگ " آدم بده ـس

سونشين " بيچاره هيچي نمي دونسته و " . استاد " سونگ " از پشت بهش خنجر زده

چطور تونسته بعداز اين کارايي که کرده سونشين"ـو هم از خانواده ـش جداکنه ؟ "

. راس ميگي

. فکر نکنم بتونه اين سريالُ تموم کنه

. خيلي دلم براش مي سوزه

همه چي روبراهِه ؟

چيُ ميگي ؟

. همه چي مامان چطوره ؟

چرا از من مي پرسي ؟

. فقط دلنگران بودم . منم بابت اين موضوع ناراحتم

اگه نگرانشي . برو از خودش بپرس

. " سونشين "

ميشه حرف بزنيم ؟

روبراهي ؟

. آره . . خوبم

از قبل خبر داشتي ؟

. چقدر بايد برات سخت بوده باشي

. حتي نمي تونستي به کسي بگي

. درست ميشه . بالاخره اين شايعه ها هم از بين ميرَن

. " تحمل کن " سونشين

. ممنونم رئيس

. جونهو " رو خبر کردم بياد " . باهاش برو

. . اوم

مگه هنوز نمي دونين ؟

. ما ديگه رابطه نداريم

. اون حرفا رو جدي بهت نگفته

چي ؟

اگه زودتر از اينا خبردار ميشدم . جلوشُ مي گرفتم

. ميدوني ؛ آخه يکم بگي نگي خرِه

. . حقيقتش

يونا " قبل از تو " . . . اين چيزا رو فهميده بود

. . بهش گفته بود ازت جدا بشه

. والا ميره اون رازُ عمومي ميکنه . .

آخه همچين چيزي چطور باعقل جور دَرمياد ؟

جونهو " هم فقط بخاطر تو " . هرکاري ازش خواسته بودُ انجام داده

. بهت که گفتم ؛ بگي نگي خُلِه

بعداز اينکه باهات بهم زده بود . خيلي ناراحت بود

حتي الان هم اگه ازش بپرسي . . احتمالا نمي تونه توضيحي بده

. چونکه خودشُ سرزنش مي کنه . .

. سونشين " ؛ لطفا " جونهو " رو ببخش "

ميشه لطفا صحبت کنيم ؟

. نه

. حرفي براي گفتن ندارم

. حالا خبرنگارا ميرن خونه ـتون

اگه داري ميري خونه ؛ . بيا با من بريم

. گفتم نه

چطور تونستي اونکارُ بکني ؟ چطور تونستي اينقدر خودخواه باشي ؟

درباره ي چي حرف ميزني ؟

بهت گفته بودم کاري برام بکني ؟

بهم گفتي هميشه کنارمي بعدش ! حتما بايد ميرفتي اونکارُ مي کردي ؟

چرا زدي زير قولت و باعث شدي که اينطوري عذاب بکِشم ؟

پس بخاطر اين بود که باهام بهم زدي ؟

. نه ميشه اسمشُ عشق گذاشت ؛ نه اهميت دادن

. . اين

. . اون

. معذرت مي خوام

. " سلام " جيووک

. . هي

. مقاله رو ديدم همه چي روبراهه ؟

. آره . خوبيم . نگران نباش

کمکي ازم برمياد ؟

. نگران نباش . اگه کمک خواستم خبرت مي کنم

. باشه خب

. بعدا بهم زنگ بزن . باي

شما بايد مادرِ " لي چانگهون " باشين ؛ درسته ؟

نظرتون درباره ي اين حادثه چيه ؟

کِي متوجه ارتباطِ " سونگ ميريونگ " ؛ با اين حادثه شدين ؟

. نه . هيچي نمي دونم . اون زنُ هم نمي شناسمِش

. لطفا يه چيزي درباره ي پرونده بگين خانوادتون چه احساسي دارن ؟

! گفتم که نمي دونم

خوبين ؟

خوبين خانم ؟

! مادربزرگ

حالتون خوبه ؟

. اجازه بدين کولِتون کنم - . نه . خوبم -

. خوب نيستين . اجازه بدين

چي شده ؟ - . افتادن -

خوبين ؟

. خوبم . قوزکِ پام پيچ خورده

چرا اين بلاها سرم ميان ؟

چندتا خبرنگار جلويِ خونه ـن ؟ هان ؟

! کيونگ سوک " داره ديوونه ام ميکنه "

هنوز بيرون خونه خبرنگار هست ؟

ببينم ؛ تو جلويِ خونه ام چکار ميکردي ؟

. . چيزه

فکر کردي اينکارُ کردي حالا ازت تشکر هم ميکنم ؟

! حالا مي توني بري

. . مادر

. گفتم مي توني بري

. باشه . پس . . برمي گردم مغازه

. مراقب خودتون باشيد

. خيلي عجيب و غريبه

. بهرحال به کمکِش احتياج نداشتم

. مجبور نيستي تا درِ خونه دنبالم بياي - . ممنون -

. خواهش ميکنم

خونه بودي " اوجو " ؟ - اينجا چکار مي کني ؟ -

. داشتم مي رفتم

. حالا ديگه ميرم

چکار ميکني ؟

راستي ؛ تحقيقات چطور بود ؟

. خواهشا کاري در اين رابطه انجام نده چه فايده اي داره که بري سراغش ؟

. دلم براش مي سوزه

مگه من چکارش کردم که الان داري اينطوري طرفشُ مي گيري ؟

اگه همين اتفاق براي من افتاده بود ؛ . . اونوقت بازم راز نگهِش مي داشتي

و مثل کاري که امروز براش ميکني . . مخفي ميکرديش ؟

چرا اينُ ميگي ؟

. فکرشُ بکن

بعدازاينکه جلويِ روت اون اتفاق افتاد . ازم مخفيش کردي

و حتي باوجود اينکه براي بقيه . . سوء تفاهم پيش بياد که باهاش

رابطه ي غيرقانوني داري بازم کمکِش کردي خب . . چه دليلي داشته ؟

کمکِش نکردم . فقط بخاطر اين بهت نگفتم . که مجبور نبودم برات بگم

. هيچ دليلي براي اينکه بهت بگم وجود نداشت

چندين و چند مرتبه بهت گفتم که مرتکبِ . هيچ کار اشتباهي با اون زن نشدم

باوجود احساس معذب بودن . بازم برگشتم خونه

اونوقت بگو ببينم ؛ چرا همه ـش داري سعي ميکني که باهام دعوا راه بندازي ؟

هرقدر سخت تلاش ميکنم که درکِت کنم . بازم اصلا نمي تونم

اون لحظه اي که اونطوري با چشمات به . ميريونگ " خيره شده بودي همه ـش جلويِ چشمَمِه "

. مامان

اينجا چکار ميکني ؟ مگه مسافرت نرفته بوديد ؟

. اون موضوع الان اهميتي نداره چطور تونستي بهم نگي ؟

. هي - ! احمق ! دستِکم بايد بهم زنگ مي زدي -

خوبين مادر ؟

. خوبم

. لازم نبود برگردي

بخاطر اين بهت نگفتم که مي خواستم . موقع مسافرت خيالِت راحت باشه

سفر چيه ؟ الان همه تو کشور . دارن درباره ي اين موضوع حرف مي زنن

بخاطر اينکه ازدواج کردم آدم حسابم نکردين ؟

. نگو اين حرفا رو

مي خواستم وقتي برگشتيد . همه چيُ برات بگم

پس حقيقت داره ؟ همه چي عينِ واقعيته ؟

راستِه که بابام بخاطرِ سونگ ميريونگ " مُرده ؟ "

اون زنيکه الان کدوم گوريه ؟ . عُمرا بذارم ايندفعه ديگه قسِر دربره

چطور تونسته اينقدر بي حيا باشه ؟

. . يوشين " ؛ "

. " معذرت ميخوام " يوشين

. . تو

. از همگي معذرت مي خوام

تو چرا متاسفي ؟ چرا ؟ ! دختره ي خر

! تو چرا بايد معذرت خواهي کني ؟

دختره ي خر ؛ . بايد رويِ من و " هيشين " حساب کني

. بايد بهمون مي گفتي

امروز " سونگ ميريونگ " و حادثه اي که براش . اتفاق افتاده ؛ نُقلِ همه ي محافل بود

بتازگي دخترشُ پيداکرده بود و . بطرز هيجان انگيزي باهمديگه جور شده بودن

متوجه شديم که " ميريونگ " از طرف پليس ؛ بابتِ . حادثه ي مرگِ آقاي " لي " موردِ تحقيق قرار گرفته

منتها آقاي " لي " پدرخوانده ي دخترِ ايشون بوده . و بخاطر همينه که همه رو شوکه کرده

در صحنه ي تصادف ؛ آقاي " لي " درحاليکه سعي ميکنه . خانم " ميريونگ " رو نجات بده جانشُ ازدست ميده

اما ايشون از صحنه فرار ميکنن و . همينه که همه رو شوکه کرده

حالا جزئياتِ خبرُ . از خبرنگار " کيم " مي شنويم

چرا داري تماشا ميکني ؟

چطور ؟ نمي خواي تماشا کني ؟

بالاخره نمايشيه که واسه خودت راه انداختن ! " اسمش هم گذاشتن " سقوطِ سونگ ميريونگ

پليس ديگه ازت تحقيق کرده و حالا هم . ديگه هيچ کاري ازت ساخته نيست

اينطوري تا مدتي خيلي سخت بشه . که دوباره به سينما و تلووزيون برگردي

بزودي هم بايد همه ي . قراردادهايِ تبليغاتيُ کنسل کنم

. تازه ؛ بايد خساراتِ فسخِ قراردادُ هم بدم

حالا چطوري ميخواي به زندگي ادامه بدي ؟

. " ايلدو "

آره . . حتما مي خواي بگي بالاخره يه جوري . از اين ماجرا جونِ سالم بدر مي بري ديگه

آره ؟

. من بيچاره هم کارمُ ازدست ميدم و بي پول ميشم

ايلدو " ؛ يکم پول بهت ميدم " . . که احساس ناراحتي نکني و

چي ؟ پول ميدي که ناراحت نباشم ؟ چطور مي توني اينُ بگي ؟

. خيلي باهات خوب بودم

. . وقتي يتيم خونه بودم

بخاطر اينکه بهت اعتماد داشتم . . . تصميم گرفتم از اونجا بيام بيرون

براي من ؛ هنرپيشه ي مورد علاقه ؛ ! خانواده و تمام زندگيم بودي

اما . . من براي تو چيم ؟

تو خيلي برام باارزشي و ميدونم که . چقدر باهام خوب بودي

. نه جونم نمي دوني . اگه مي دونستي که باهام اينطوري نمي کردي

. جهنمش . . ديگه برام مهم نيس . از امروز ؛ هرکاري عشقِت ميکِشه بکن

. . کيونگ سوک " ؛ "

. " کيم کيونگ سوک "

چي باعث شد اينطوري بشي ؟

حالا ديگه همه ي تهيه کننده ها مي خوان . قراردادهاشونُ با استاد " سونگ " بهم بزنن

. ديگه نمي خوان ازش بعنوان هنرپيشه استفاده کنن

حتي کارگردان فيلم بعدي " سونشين " هم . . گفته

. يه مدت بايد درباره ـش فکر کنه . .

. فکر کنم بحاظ قانوني هم دعوا بزرگي راه بيفته

بايد چکار کنيم ؟ ممکنه آژانسِ بازيگريمون هم . به باد بره . سرمايه گذارها پشت سرهم تماس مي گيرن

. خيلي هم ناراحتن

تونستي با استاد " سونگ " تماس بگيرِي ؟

. نه . تلفنشُ برنمي داره

باشه ؛ حالا برو با سرمايه گذارها حرف بزن و . آرومشون کن و بگو بعدا باهاشون تماس مي گيرم

« استاد سونگ »

کجايين استاد " سونگ " ؟

. بايد بخاطر خيلي سرت شلوغ باشه

احتمالا داري پشيمون ميشي . که چرا باهام قرارداد بستي

کجايين ؟

چرا مي خواي بدوني ؟ . دفترچه حساب بانکيمُ به آقاي " هوانگ " دادم

مي توني با اون پول . هزينه هايِ جريمه ي فسخِ قراردادها رو بدي

امروز همه درباره ي حادثه اي که . براي " سونگ ميريونگ " پيش اومده حرف مي زنن

بتازگي دخترشُ پيداکرده بود و . بطرز هيجان آوري همديگه رو پيدا کرده بودن

آجوما . . نميشه تلووزيونُ خانموش کنن يا لااقل اون کانالُ عوض کنين ؟

. باشه

چيه ؟ - استاد " سونگ " کجاس ؟ -

. نمي دونم

الان بهم زنگ زده بود و . خيلي مشکوک ميزد

گفتم که نمي دونم کجاس ! در ضمن استعفا دادم

! لعنتي ! به جهنم . . به من چه

. نونا

خوابيدي ؟

يعني کجا رفته ؟

. " ميريونگ "

يعني کدوم گوري رفته ؟

. تو راهم

. ميريونگ " رفته "

چي ؟ - ! ميريونگ " رفته " -

چي داري ميگي ؟

. قبلا هرگز همچين کاري نکرده بود اگه يه کاري که هيچ وقت نميکردُ کرده باشه چي ؟

. تقصير منه . نبايد اونطوري تنهاش ميذاشتم

. آروم باش

. برو به جاهايي که ممکنه رفته باشه سربزن

. باشه . لطفا شما هم دنبالش بگردين

. مي گردم

. بعدا بهم زنگ بزن

! اگه مي توني منُ بگير

! وايسا

« سونشين »

« استاد سونگ »

وقتي يتيم خونه بزرگ ميشدم ؛ . اون راهبه اينُ بهم داد

حتي نميدونستم که . پدر و مادرم چه شکلي بودن

بخاطر همين ؛ . اون راهبه برام مثل مادر بود

يتيم خونه که بودم . هميشه دردسر درست مي کردم

. . يه روز ؛ اون راهبه اينُ بهم داد و

گفت بخاطر اينکه صورت زيبا و قلبِ مهرباني دارم . حتما تو زندگيم موفق ميشم

تا اون روز ؛ . هيچ وقت فکر نمي کردم زيبام

. بخاطر همين تو فکرم مسخره ـش مي کردم

من ؛ اونطوري که تو فکر ميکني . زنِ مغروري نيستم

. خيلي وحشتناکم

بدون اينکه بدونم پدر و مادرم کين ؛ . تويِ يتيم خونه بزرگ شدم

و بعدها از خودم درموردِ پدر و مادر و . تحصيلاتم داستان سرايي کردم

مي خواي بدوني بابات کيه ؟

. حتي اسم و قيافه اشُ درست بخاطر نميارم

احتمالا مثل خودم يه آدم بي حيا . پست بوده

. آره

. مادر وحشتناکيم

اونچه درباره ام ميدوني يه مُشت . دروغ و حرفايِ تقلبيه

. . پس

. اگه ميخواي از پيشم بري . . برو . .

. اينطوري فقط بيشتر ازم نااميد ميشي

. . رئيس ؛

. سونشين " ؛ جلويِ خونه ـتونم " ميشه بياي بيرون ؟

اتفاقي افتاده ؟

استاد " سونگ " بهت زنگ زده ؟

اگرم بزنه ؛ . جوابشُ نميدم

حالا چي شده يهويي داري اينُ ازم مي پرسي ؟

. چيزي نيست

. " هي . . آقاي " هوانگ

يونا " ؛ امروز " ميريونگ"ـو ديدي ؟ "

چطور ؟ - . ناپديد شده -

جايي هست که ممکنه اونجا رفته باشه ؟

. " سونشين "

اينجا چکار مي کني ؟

. ميريونگ " . . ناپديد شده "

! نتونستم پيداش کنم . همه جا رو دنبالش گشتم اما نتونستم پيداش کنم

امروز بهت زنگ نزده ؟

. نزده ؟ آخه احساس شومي دارم . عجيبه

. نمي دونم

. به من ربط نداره

. " سونشين " . " سونشين "

« استاد سونگ »

امروز بهت زنگ نزده ؟ هان ؟

. يه احساسِ شومي دارم . عجيبه

يادمه وقتي گلوت گرفته بود . روسريمُ دورِش انداختم

اينُ پيش پيش برات گرفتم . که فصلِ پاييز ازش استفاده کني

. دستِت دردنکنه

. ميريونگ " . . بندازش "

. آره . امتحانش کن

متاسفي ؟

قبلا واقعا احساس تاسف هم کرده بودي ؟

اصلا ميدوني خانواده ـم سر اين موضوع چه زخم بزرگي برداشته ؟

مي دوني چقدر بابام برام مهم بود ؟

اگه واقعا متاسفي ؛ چطور تونستي اون کارُ بکني ؟

! خيلي وحشتناک و بي رحمي

! همچين آدمي ؛ بدجوري منُ مي ترسونه

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.