All language subtitles for Lee Soon Shin Is The Best Episode 41

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

« قسمت چهل و يکم »

، آماده

. حرکت

مي پرسين آيا پوستم پير ميشه ؟

. از من نپرسيد

. فقط دخترم اينو ميدونه

اينجا چکار ميکني ؟

! هِي

. اِي دروغگو . . دروغگو

تو چِته ؟ . . چرا اينطور ميکني ؟

چرا از من ميپرسي ؟ . . دستتُ بذار رو قلبت و

. اين سوالُ از خودت بپرس . .

چيُ از خودم بپرسم ؟ مگه چکار کردم ؟

. پدر

. صبر کن

موضوع چيه ؟

. هيچي

. بعدا ميبينمت

رئيس ؟

. " سونشين "

ميشه بپرسم موضوع چيه ؟

، چيزي نيست . چيزِ خاصي نيست ، خودتو اذيت نکن

. پدر و مادرم جديدا اوضاع خوبي باهم ندارن

. ببخشيد ، فکرکنم بايد برم

. فيلمبرداريُ تموم کن

. برگرد سرِ کارت

. مامان

، حتي اگرم از دستش ناراحتي . . نبايد جلوي اين همه آدم

. تحقيرش کني . .

احتمالا ديگه از شدت شرم نميتونه . سرشُ جلوي بقيه بلند کنه

. ميخوام طلاق بگيرم

طلاق ؟

. آره

. مطمئن نيستم بتونم اينطوري باهاش زندگي کنم

آخه به چه دليلي ؟

چون دوست دختر داره ؟

واقعا مطمئني دوست دختر داره ؟ - . آره -

از کجا اينقدر مطمئني ؟

من با پدر دراينمورد صحبت کردم و . اون ميگه دوست دختر نداره

بگو کيه ؟ . . زني که باهاشِ کيه ؟

. سونگ ميريونگ"ـه"

چي ؟ - . با "سونگ ميريونگ"ـه -

. اون الان زيادي با " ميريونگ " مهربون شده

. شوخيت گرفته

. حتما دچار سوء تفاهم شدي

سوء تفاهم ؟

. . فکرکردي براي چي از خونه زده بيرون و

براي خودش آپارتمان گرفته ؟ . .

. . بخاطرِ اينه که

. شايد تنها دليلِش اين نباشه

. بيخيال

چطور . . آخه چرا استاد " سونگ " ؟

. . ميدونستم اين دختر

داري چکار ميکني ؟

. صبح بخير ، مادر - داري چکار ميکني ؟ -

دارم يوگا ميکنم ، يه مدتي انجام نداده بودمش و . بدنم خيلي سفت شده بود

ميخوايد بهم ملحق بشيد ؟ . خودم بهتون ياد ميدم

. کارِ آسونيه ، مادر

. هِي . . چه کارِ خجالت آوريه ، تمومش کن

! هِي

پدر " پارک " ، خوب خوابيديد ؟ . صبح بخير

. بله ، صبح بخير

. بياييد صبحانه بخوريم

شوخيت گرفته ؟ . براي صبحانه درست کردن ديگه خيلي ديره

. برو آماده ي رفتن سرِ کار بشو

. مادر ، من از قبل صبحانه رو آماده کردم

کِي وقت کردي همه ي اينارو درست کني ؟

. تازه اينکه چيزي نيست

. کارِت حرف نداره

منو بگو فکرميکردم اصلا هيچ جوره . کاراي خونه ي داري بلد نيستي

مگه کاريَم هست که يوشين " نتونه بکنه ؟ "

، ببخشيد . . بايد برم سرِ کار

. آخه کاراي زيادي براي انجام دادن دارم

. از صبحانه لذت ببريد

. باشه

. خداحافظ

. عجب عروسِ دسته گُليه

. اين روزا ديگه عروسي مثل اون پيدا نميشه

. حالا ببينيم تا کِي دووم مياره

، چه خوشمزس . خوشمزه تر از غذاي توئه ها

مگه نه ، بابا ؟ خوشمزه نيست . . اوپا ؟

. آره

خانم " پارک " ؟ - چيه ؟ -

چرا با اين اسماي عجيب غريب صِدام ميکني ؟

آخه تو خانم " پارک " هستي و . مادرشوهرِ دخترم

پس . . ميخواي چطوري صِدات کنم ؟

، تمومش کن . مثلِ قبل اسممُ بگو

. اينطوري معذب ميشم

اشکالي نداره ؟

. . راستي

يوشين " تو خونه هم از اينکارا ميکنه ؟ " . .

چکار ميکنه ؟

کِي بهش خونه داري ياد دادي ؟

. خونه داري ؟ . . اونکه از اينکارا بلد نيست

. . راستش ، خيلي نگرانش بودم

. آخه اون يه ذره هم خونه داري بلند نيست . .

. تنها کاري که بلدِ کارايِ شرکتِشه

. احتمالا بايد چيزاي زيادي بهش ياد بدي

که اينطور ؟

. چقدر عجيب - مگه چطور ؟ -

کارِ اشتباهي کرده ؟

. شوخيت گرفته ؟ . . اون عاليه

، هم تو کار و هم کاراي خونه حرف نداره . دخترِ زرنگيه

. همينطورم خيلي مهربونه

. جديدا بخاطرِ اون خيلي خوشحالم

واقعا ؟ . خوشحالم که اينو ميشنوم

. حتما اين روزا احساس دلتنگي ميکني

. يوشين " و " سونشين " از خونه ات رفتن "

. حتما خونه بدونِ اونا بدجور خاليه

. آره ، يه کم بگي نگي خونه خاليه

، " صبح بخير " سونشين . بيا صبحانه بخوريم

همه ي اينارو خودت درست کردي ؟

، آره ، من آشپزِ خوبيَم . فقط خيلي به ندرت غذا درست ميکنم

نونا ، داري چکار ميکني ؟ - . سلام -

بيا بشين ، از امروز به بعد ميخوام . صبحانه درست کنم

. بياييد بشينيد و صبحانه رو شروع کنيم

نکنه دارم خواب ميبينم ؟ . باورم نميشه تو صبحانه درست کردي

، برنج درست کردن که کاري نداره . آدم فقط بايد دکمه ي پلوپزُ بزنه

اين چه سوپيه ؟ - . سوپ خمير سويا -

يه کميَم غذاي دريايي توش ريختم ؛ خوبه ؟

خوشمزس ، مگه نه ؟

نميشه از خدمتکار بخوايم صبحانه رو درست کنه ؟

خوشت نيومد ؟

. خوشمزس

. ديدي ؟ . . ميگه خوشمزس

، ايلدو " ، بايد دست از مشروب خوردن برداري " . فکرکنم الکل حس چشاييتُ خراب کرده

برنامه ي امروزت چيه ؟

براي تمرين ميرم اتاق تمرينم و . بعدشم براي فيلمبرداري ميرم استوديو

واقعا ؟ . پس . . بذار خودم برسونمت

، فکرنکن تحت فشار ميخوام بذارمت . خودمم ميخوام برم همونجا

. فقط ميرسونمت

واقعا خوشمزس ؟

، اگه " سونشين " ميگه خوشمزس . پس . . خوشمزس ديگه

رئيس ؟

. " سلام ، " سونشين

داشتي چکار ميکردي ؟

. اومده بودم تورو ببينم

تازه رسيدي ؟ - . آره -

با پدرت و مادرت اوضاع خوب پيش رفت ؟

. مشکلي ندارن ، نگران نباش

. خيالم راحت شد

استاد " سونگ " حالش خوبه ؟

چي ؟ . . منظورت چيه ؟

. هيچي

. چيزي نيست

. بريم تمرين کنيم

. بريم

سرِت شلوغه ؟

اينجا چکار ميکني ؟

، پدر

چه رابطه اي با استاد " سونگ " داري ؟

باهم قرار ميذاريد ؟

کي اينو گفته ؟ مادرت گفته ؟

باهم نيستيد ، درسته ؟ مامان دچار سوء تفاهم شده ، آره ؟

. آره ، من با اون نيستم

، من هرگز کار اشتباهي نکردم . مادرت زيادي داره حساسيت به خرج ميده

مطمئني همينطوره ديگه ، آره ؟

تو هم بهم اعتماد نداري ؟

. چرا ، دارم

. بهت اعتماد دارم ، پدر

. راستي ، ديگه بايد برگردي خونه

، چون هنوز برنگشتي خونه . مامان داره اينطوري ميکنه

. مامان گفت ميخواد ازت طلاق بگيره

چي ؟ . . طلاق ؟

. آره

. باشه ، مشکلي نيست . . تنها زندگي کردن راحته

. برو بهش بگو خيليَم ممنونش ميشم

خيلي منتظر موندي ؟

. نه ، بريم

سخته ، مگه نه ؟ - چي سخته ؟ -

. همه چي

. هم بايد کار کني و هم خونه داري

. سخت نيست ؛ تورو دارم . . عزيزم

برميگردي بيمارستان ؟

. آره - آخه چرا ؟ -

. امروز شيفتِ شبَم هستم

واقعا ؟ . زودي بيا خونه

. منو کنار سوپرمارکت پياده کن

چرا ؟ - . ميخوام يه چيزي بخرم -

چي ؟

مادر ، هنوز شام درست نکردي . . درسته ؟

. به زودي برميگردم خونه و شام درست ميکنم

. نه ، زودي برميگردم . . صبر کنيد

، ميدونستم اينطور ميکنه . نزديک بود گولِشُ بخورم

. مادر . . من برگشتم

. الان شامُ درست ميکنم

اين چيه ؟ - چي ؟ -

اين چيه ؟ . . تو تمام اين روزا

ميرفتي از بيرون غذا ميخريدي ؟ . .

. بله . . آخه غذا درست کردن بلد نيستم

فکرنميکنيد اين غذاهاي چندجوره يِ سوپرمارکت خيلي خوشمزن ؟

. تا تونستم از اينا خريدم

به غذاهاشون بهبود دهنده نميزنن و . تمام مواد اوليه اشون تازه هستن

. يه کم گرونه ، اما . . خيلي خوشمزس

. از پول خودم اينارو خريدم ، نگران نباشيد

. راستش ، ما هردومون زنايِ شاغل هستيم

وقت نداريم که هر روز پاشيم و . غذاهاي جور واجور درست کنيم

. خودم زندگيتونو حسابي راحت ميکنم

. اينو امتحان کن ، مادر . . دهنتُ باز کن

. نميخوام - . آخه خيلي خوشمزس ، مادر -

. گفتم نميخوام

کي اونجاست ؟

جِيونگ " ؟ "

حالتون چطوره ، مادرزن ؟

کِي برگشتي کُره ؟

. چندروزي ميشه

، هنوزم يه ذره پير نشديد . هنوز به زيباييِ گذشته هستيد

چطور تونستي بيايي اينجا ؟

. واقعا شرمنده ام

. مادرزن و مادربزرگ " شيم " ، عذرميخوام

چي ميخواي بهمون بگي ؟

. اول از همه ، اينو بگيريد

. اين لباسا مالِ شماست

. و يه کيفَم براي شما خريدم

، يکي از معروفترين محصولاتِ مارک دارِ . يکي از جديدترين محصولاته

خودتون که ميدونيد من خوب سليقه اي دارم ، آره ؟

. چه ميدونم ؛ اينارو بردار

. مادرزن

مگه از " هيشين " طلاق نگرفتي ؟

. من ديگه مادرزنت نيستم

. خب . . بايد اونکارو ميکردم

. مادرِ " اوجو " دچار سوء تفاهم شده

، خودم همه چيُ شنيدم . هيچ سوء تفاهمي درکار نيست

. چرا ، سوء تفاهم بوده

. راستش ، من نميخواستم طلاقش بدم

. من با اون زن بهم زدم

. اون دخترِ بدي بود

چطور ميتوني جلوي بچه ات همچين حرفي بزني ؟

راستي ، ميخوايد بريم بيرون شام بخوريم ؟

يه رستورانِ فرانسوي ميشناسم و . غذاهاش حرف نداره

. نه ، خودمون غذا درست کرديم

. ميتوني بري

. باشه - داري کجا ميري ، بابا ؟ -

. بمون اينجا و باهامون شام بخور

مامان بزرگ ، ميشه بابام امشبُ با ما شام بخوره ؟

. مادرزن ، " اوجو " نميخواد برم

آخرش برم يا نرم ؟

، " مادربزرگ " شيم نيازي نيست برم ، درسته ؟

. زيادي اين لباسُ ميپوشي

. هرروز ميپوشمش

. صبح شستمش و دوباره پوشيدمش

. به اين لباس به چشمِ يونيفُرمم نگاه ميکنم

. واقعا خوب سليقه اي داري

. هم رنگ و هم جنسِش عاليه

. بهت مياد

. خوب لباسيُ برام انتخاب کردي

. صبر کن

. . خمير

. فکرکنم خمير هم عاشقِ لباسه

. ببخشيد

. خداحافظ ، تکليفتُ يادت نره انجام بدي

. باشه

! خداي من

. بهم دست زد

بابا . . خوشمزس ؟

. حرف نداره

. هنوزم آشپزِ ماهري هستي ، مادرزن

کِي برميگردي هونگ کونگ ؟

، ميخوام يه چندماهي همينجا کار کنم و

. با " اوجو " برگردم هونگ کونگ

راس ميگي بابا ؟ - . آره -

، " مادرزن و مادربزرگ " شيم

. ميخوام دوباره از سر با " هيشين " زندگي کنم

. لطفا کمکم کنيد

داري چکار ميکني ؟

کجا بودي ؟ . خيلي منتظرت بودم

پاشو . . چطور جرأت کردي بيايي اينجا ؟

. برو بيرون . . از اينجا برو

! مامان

جلويِ مادربزرگ " شيم " چکار ميکني ؟

چرا اينقدر بداخلاق شدي ؟

. لطفا برو - . هيشين " ، آروم باش " -

، هنوز داريم غذا ميخوريم . نبايد اينطوري کني

. جِيونگ " ، غذاتُ تموم کن و برو "

. نه ، غذام تموم شد

. ممکنه معده ام درد بگيره

. پس ، برو

، مادربزرگ " شيم " و مادرزن

. بعدا دوباره بهتون سر ميزنم

. فکرکنم بهتر باشه فعلا برم

. آره ، بايد بري

. " خداحافظ ، " اوجو

. بابايي دوباره مياد ديدنت

مادربزرگ ، لطفا لباسايي که . براتون آوردمُ امتحان کنيد

. ديگه برو

اينجا چکار ميکني ؟

. زودباش برو

. هميشه بهم ميگي برم

. خودت گفته بودي بعدا باهام حرف ميزني

. نميشه همينطوري پاشي بيايي خونه ام که

. من حرفي براي گفتن بهت ندارم ؛ برو

. باشه ، باشه . . ميرم

. جديدا زياد همديگه رو ميبينيم

گفته بودي اينجا مستاجري ، درسته ؟

تو زيرزمين زندگي ميکني ؟

مگه اونجا انباري نبود ؟

چطوره خودمونو به همديگه معرفي کنيم ؟

، من داماد بزرگه يِ اين خانوادم

. همينطورم مديرِ يه شرکت سرمايه گذاري

کارت نداري ؟

. " جِيونگ "

، هيچ مردي تو اين خونه نيست . لطفا به خوبي مراقبِشون باش

. آخه ميترسم يه دزدي چيزي به خونه بزنه

. از آشناييتون خوشحال شدم

. منم همينطور

. برو ديگه - . باشه ، خداحافظ -

اون چيه ؟

. لباسه

براي من خريديش ؟ - . بدِش به من ، مالِ تو نيست -

ميدونستي که " جِيونگ " کُره ـست ؟

. آره

چرا زودتر بهم نگفته بودي ؟

ميخواي دوباره باهاش آشتي کني ؟

. نه ، به هيچ وجه

. باشه

. يه ذره ام عوض نشده

درست مثل هميشه بانمک رفتار ميکنه و . زياي رفتاراش بچگونه ـست

. حتما اوقات سختيُ گذروندي

. " هيشين " - . بشين ، مادر -

، حتي اگرم خيلي ازش متنفري

. نبايد اينطوري از خونه بندازيش بيرون

، حالا که فکرشُ ميکنم . هرطور که باشه ، اون بازم پدرِ "اوجو"ـئه

نميشه نظرتُ عوض کني و يه کم درموردِ شوهرت دوباره فکرکني ؟

. مادربزرگ

. ميدونم ، ميدونم چه احساسي داري

اما ، وقتي " اوجو " با پدرش بود ، خيلي خوشحال و . سرحال بود

، از ديدنش خيلي هيجانزده شده بود . از خوشحالي بال بال ميزد

نميشه ببخشيش ؟

. حتما خودش ديگه فهميده چه کارِ اشتباهي کرده

، نه . . مادربزرگ . هرگز نميتونم اونو ببخشم

. ديگه نميخوام باهاش زندگي کنم

واقعا نميتوني ببخشيش ؟ - . نه ، نميتونم -

. هرگز نميبخشمش

. مامان ، فردا قرارِ بابارو ببينم

. ميخوايم باهم ناهار بخوريم

. هرکار ميخواي بکن

شونه ات درد ميکنه ؟ - . آره -

. بذار ماساژت بدم

. چقدر خوبه

. انگار شوهرم تو ماساژ دادن عاليه

آره ، تازه فهميدي ؟

. چقدر شونه هات محکمَن

. بيا تو

. بيا ، لباساتونه

. ممنون ، مادر

. همينجا صبر کن

نميخواي بخوابي ، مامان ؟

مگه فقط اونه که تو شرکتش کار ميکنه ؟

. ميدوني که آدمِ پُرکاريه

چرا داري ميري آشپزخونه ؟ چي ميخواي ؟

، چون " يوشين " سخت کار کرده

. ميخوام براش چاي عسل درست کنم

چي اينقدر ناراحتت کرده ؟

. اگه هوا گرمه ، کولرُ روشن کن

. خداي من . . خودم لگد به بختِ خودم زدم

مامان ، عسل کجاست ؟

، تو خونه عسل نداريم . نميخواد دنبالش بگردي

سلام به همگي ، الان تو محل فيلمبرداريِ سريالِ . دستورِ عشق در آشپزي " هستم "

. اولين قسمت اين سريال امشب پخش ميشه

. بريم و يه سري به بازيگراي اصلي بزنيم

. سلام

. چقدر قيافه ي شما آشنائه

شما دخترِ " سونگ ميريونگ " نيستي ؟

. . درسته ، بخاطرِ اينکه مادرت آدم خيلي معروفيه

احساس نميکني زير فشارِ زيادي هستي ؟ . .

. لطفا درموردش برام توضيح بده

شوخي ميکني ؟ . اون دخترِ خيلي مصمم و با اراده ايه

. کارشَم عالي انجام ميده

يکي از ارشدهاي عرصه ي بازيگري . بجاي " سونشين " جواب سوالُ داد

پس اينطوريه که ميگن مادر و دختر مثل همَن ؟

، خيلي خوشحال شدم که اينجا ديدمت . لطفا به بيننده ها سلام کن

. سلام به همگي

، و يه سوال ديگه هم دارم . البته الان ممکنه يه کم دستپاچه باشه

. سلام به شما

. سلام

. " اينم از بازيگر اصليون " چوي يونا

. خيلي خوشحالم که اينجا ميبينمت

بعنوان صاحب رستوران در سريال ، به دنياي تلويزيون برگشته

. " بهترين بازيگرِ موجود . . " چوي يونا

. سلام - . طرفداراي زيادي منتظرِ اين سريال هستن -

انتظاراتِ بالايي بايد از اين سريال داشته باشيم ؟

، البته . . ما داريم تمام تلاشمونو ميکنيم . لطفا سريالمونو ببينيد

، ببخشيد ، اما . . بايد اين سوالُ بپرسم

شنيدم درحال حاضر با يکي رابطه داريد ، درسته ؟

با دوست پسرتون مشکلي نداريد ، درسته ؟

. درسته

فکرکنم چون زيادي مشغولِ سريال هستي ، براي همينم وقت نميکني زياد ببينيش

دوست پسرتون از اين بابت ناراحت نميشه ؟

، ما مدت زياديِ که همديگه رو ميشناسيم

. براي همينم به خوبي درکَم ميکنه

. چه آدمِ مهربونيه

ميشنوي که تمام پسراي کشور دارن زار زار گريه ميکنن ؟

. چيه ؟ . . بايد برم سرِ فيلمبرداري

ماجراي اون مصاحبه چي بود ؟

ميخواي با اينکارا به کجا برسي ؟

فکرنميکني اگه الان برم و همه چيُ براي همه توضيح بدم ، خيلي ضايع ميشي ؟

چيه ؟ ميترسي نکنه " سونشين " قضيه رو بفهمه ؟

. " چوي يونا "

مادرت بهت چيزي نگفته ؟

چي بايد بگه ؟

واقعا نميدوني چرا اون روز مادرت اونطوري رفتار کرد ؟

ميخواي حتي اگه تمام اين چيزارو هم بدوني بازم به قرار گذاشتن با " سونشين " ادامه بدي ؟

چه اهميتي داره ؟

چي ؟

، تو که از هيچي خبر نداري . اينقدر چيزاي الکيُ پيش خودت فرض نکن

. مادرم فقط دچار سوء تفاهم شده

سوء تفاهم ؟

. . سوء تفاهم

فکرميکني واقعا سوء تفاهم باشه ؟

، وقتي رفته بودم به اون جزيره . استاد " سونگ " و پدرتُ باهم ديدن

. انگار حسابي بهم نزديک بودن

، بشه ، گيريم سوء تفاهم بوده

اما ، فکرميکني اگه بقيه دراينمورد چيزي بفهمن ، چه فکري پيش خودشون ميکنن ؟

ميگن دخترِ " سونگ " و ، پسرِ اون يارو هم باهم قرار ميذارن که

فکرميکني بقيه چه فکري ميکنن ؟

. داري داستان مسخره اي براي خودت بهم ميبافي

از شايعه ها نميترسي ؟

به چه هدفي داري اينارو بهم ميگي ؟

چون نگرانتم و نميخوام صدمه ببينيِ که . دارم اينارو ميگم

نميخوام زندگيت بخاطرِ يه سري . شايعاتِ مزخرف نابود بشه

نگرانمي ؟

واقعا بخاطرِ اينکه نگرانميِ که داري اينارو بهم ميگي ؟

يا داري تهديدم ميکني ؟

. اگه ميخواي شايعه پراکني بکني ، بکن

. من يه ذره هم ازت وحشت ندارم

بله ، " سونشين " ؟

. مامان ، اولين قسمت سريالَم امشب پخش ميشه

ميدونستي ؟

. آره که ميدونم

. از امروز صبح تاحالا منتظرم که پخش بشه

. من تو صحنه هاي زيادي نيستم

پس ، اگه ديدي زياد تو سريال نشونم ندادن . خيلي نا اميد نشو

، " سونشين "

. بيا براي فيلمبرداري آماده بشو - . باشه ، الان ميام -

. مامان ، بايد برم . . خداحافظ

لي سونشين " ؟ "

. اولين کارتُ بهت تبريک ميگم

مادرت حالش چطوره ؟

ببخشيد ؟

من خبرنگار " پارک يونشيک " از . روزنامه يِ " تاپيک " هستم

ميشه يه وقت بذاري باهاتون مصاحبه کنم ؟

سونشين " ؟ "

. ببخشيد ، بايد به فيلمبرداري برسم

. تو اصلا آدم نيستي ، انگار خدايي

کاريَم هست که نتوني بکني ؟ کاري هست که توش وارد نباشي ؟

سونشين " کارِش خوبه ، مگه نه مامان ؟ "

. چه خوشگله

، بهتر از اوني که فکرشُ ميکردم خوبه . مادربزرگ

واقعا ؟ . خب . . بدَک نيست

داري گريه ميکني ، مامان ؟

. نه ، نميکنم

. داستانِش غمگينه

مامان بزرگ ، چرا ميگي غمگينه ؟ . اينکه صحنه ي خنده داريه

. خودمم نميدونم

به رئيس نگفتم که . ميخوام برم آزمون هنرپيشگي بدم

چي شد ، مادر ؟ . بايد تا آخرشُ ببينيد

. براي بچه هايِ جوونه

. من خوابم گرفته ، ميرم بخوابم

. تو تلويزيون خوشگل افتاده

. اينِشُ از من به ارث برده

. بالاخره امروز هم رسيد

فکرشُ نميکردم " سونشين " واقعا . بخواد تو سريال بازي کنه

. ميدونم

اما ، يه کم ناراحتم که همه ميگن . اون دخترِ "سونگ ميريونگ"ـه

تو هم اينطور فکرنميکني ؟

، اشکالي نداره . به حرفاي بقيه اهميتي نميدم

، فکرکنم " سونگ ميريونگ " ناراحت بوده

اون پولي که براي کمک به عروسيِ . يوشين " داده بود ، خيلي زياده "

ميتونيم قبولش کنيم ؟

بهتر نيست پولُ پس بديم ؟

. خودم درستش ميکنم

. ممنون

. خيلي ممنون

. اينکه درآينده چطور پيش ميره مهمه

. اين تازه شروعشه

. باشه ، بعدا مهمونتون ميکنم

. باشه ، بعدا تماس ميگيرم

سريالُ از کجا نگاه کردي ؟

. با بچه ها غذا خورديم و نگاه کرديم

تو هم ديدي ؟

. آره که ديدم

. کارِت عالي بود ، فقط چشمام تورو ميديد

داري چکار ميکني ؟ . براي اولين شبِ سريالِ " سونشين " بايد جشن بگيريم

، بريم رو تراس و مشروب بخوريم . " بريم " سونشين

، " به سلامتيِ اولين سريالِ " سونشين ! به سلامتي

راستش ، خوشم نميومد که ، نقشِت اينقدر کمه

. اما ، وقتي اولين قسمت سريالُ ديدم ، خيالم راحت شد

. شخصيتت تو سريال خيلي خاص و جذابه

. تو بيشتر از همه تو چشمي

. ممنون ، استاد

سونشين " ، ميشه ديگه بهش نگي " استاد " ؟ "

. ميتونه هرجور که دوس داره صِدام بزنه

. چيزي نيست ، بگذريم . . آفرين

. اينم بگير

اين چيه ؟

وقتي داشتم بازيگريتُ ميديدم ، چندتا . نکته درموردش نوشتم

، همينطورم به ضعف هايي که داشتي يه اشاره اي کردم . اميدوارم به پيشرفتِ بازيگريت کمک کنه

. ممنون

. . اون صحنه اي که داشتي آهنگ ميخوندي

، احساسي که تو اون لحظه داشتي . . . عالي بود

. اسمِ آهنگ "فصلِ فراموش شده"ـست

از کجا اين آهنگُ بلدي ؟ . آهنگِ قديمي ايه

. آهنگ مورد علاقه ي پدرم بود

. اون عاشقِ اين آهنگ بود

. . اگه هنوز زنده بود

. حتما امروز خيلي خوشحال ميشد . .

. تمام امروزُ داشتم به همين فکرميکردم

. که اينطور ، آهنگ موردعلاقه ي " چانگهون " بوده

تو خيلي پدرتُ دوس داري ، درسته ؟

. بله

، بيخيال . . بياييد يه بار ديگه به سلامتي بگيم . تو خيلي کم خوردي

! " به سلامتيِ " سونشين

! به سلامتي

رئيس ، واکنش مردم نسبت به بازيِ سونشين " تو اينترنتُ نگاه کردي ؟ "

، « لي سونشين " کيه ؟ " . . اون فريبنده و دلرُباس " » . تمام نظرا عالي بود

بهت چي گفته بودم ؟ . گفته بودم که از پسِش برمياد

عاليه ، تهيه کننده ها ميخوان براي سريالِشون . اونو براي خودشون داشته باشن

، فقط اولين قسمت بوده . اينقدر شلوغش نکن

. اينکه درآينده چطور پيش ميره خيلي مهمه

. يه شروع خوب ، يعني نصف راهُ رفتي

. همه ميگن اون بهتر از "چوي يونا"ـئه

امروز فيلمبرداري ندارن ؟

. نه

سونشين " گفت امروز چکار ميخواد بکنه ؟ "

چرا از من ميپرسي ؟ . تو که نسبت به من به اون نزديک تري

چيزي شده ؟

. آره

. بابت کلاس آشپزي ممنون

. فکرکنم بهتر باشه براي مدتي استراحت کنم

چرا ؟

، يونا " که سرگرمِ کارِشه "

منم تو وضعيتي نيستم که . بتونم از آشپزي و اينکارا لذت ببرم

. جديدا بدجور احساس افسردگي ميکنم

حس ميکنم زندگيم مثلِ قصريِ که . رو ساحل شِني ساخته شده

چرا زودتر از اين نفهميدم که اين قصر ميتونه به راحتي از هم بپاشه ؟

. نميدونم تا الان براي چي زندگي کردم

چي شده ؟

دوباره " جونهو " غذاهاتونو نميخوره ؟

چطوره که يه کُتکي بزنمش ؟

. ممنون

. هميشه منو ميخندوني

اگه برات فرني درست کنم ميخوري ؟

. بايد غذا بخوري تا سرحال بشي

. ميرم درستش ميکنم و تا داغه بايد بخوريش

. رئيس - . " سونشين " -

. اصلا خوب نيست - چي شده ؟ -

اين چه وضعيه ؟

. بيا دنبالم

چي شده ؟

داريم کجا ميريم ؟ . . چي شده ؟

اگه معروف بشي و ، اونوقت همه تورو بشناسن

. اونوقت شايد ديگه نتوني باهام وقت بگذروني

چي ؟

. بيا امروز باهم قرار بذاريم

. بيا

. چقدر تو بامزه اي

خوشمزس ؟

. آره

اين چيزِ قرمزُ که ميبينم ، باعث ميشه . دلم بخواد کيک برنجيِ تُند بخورم

. ببخشيد ، جگرسفيد و جگرِ بيشتري بهمون بديد

. گوش هم بديد

سونشين " ؟ " - بله ؟ -

، حالا که هوا امروز خوبه

ميخواي بريم پارک سرگرمي ؟

پارک سرگرمي ؟

. باشه براي هفته ي ديگه

. چهارشنبه ي ديگه خوبه

. باشه

حالا کجا بريم ؟

. بريم اونجا

زياد اينجا ميايي ؟

. بيا

ريلکس باش ، شايد نتوني به خوبي . بازي کني ، اما . . مشکلي نيست

. سخته

. بيا ببينم

. يک ، دو ، سه

. ما باهم يکي هستيم

. اين يکي مالِ توئه - . نه ، اون يکيُ ميخوام -

. من اينو نگه ميدارم و تو هم اون يکيُ

. نه ، اونو ميخوام

، پس . . اين و اون مالِ تو باشه . اين يکي کوچولو هم مالِ من

. . اون يکي مالِ تو و - . تو که اينو داري -

. اصلا اين دوتا مالِ خودت

. من يه گُنده اشُ ميخوام

، پس . . بيا سنگ کاغذ قيچي کنيم ! سنگ ، کاغذ . . قيچي

. اينجارو ، رئيس

. شبيهِ بچه پسرايِ 21 ساله شدي

. ببين چطور داري ميخندي

ميخواي به اينکارات ادامه بدي ، مامان ؟

ميخواي با پدر صحبت کنم ؟

داري کجا ميري ؟

داري چکار ميکني ؟

. . تو

تو با اين دختره قرار ميذاري ؟

، راستشُ بگو با " لي سونشين " قرار ميذاري ؟

. آره

چي ؟ . . پس ، " يونا " چي ؟

، تو که گفته بودي ميخواي ازش ستاره ي معروف بسازي

حالا آخرسر باهاش قرار گذاشتي ؟

. مامان - . تو ديوونه اي -

اصلا يعني چي ؟

چرا اون ؟

. آروم باش ، مامان

. نه . . نميتوني باهاش قرار بذاري

. نميتوني - چرا نميتونم ؟ -

چطور ميتوني همچين حرفي بزني ؟

. خودت ميدوني چرا دارم اينکارو ميکنم

. تو درمورد پدر دچار سوء تفاهم شدي

با پدر حرف زدم و مطمئنم که . بهت خيانت نميکنه

ديگه ميخواي چکار کنم ؟

، اون روز موقع فيلمبرداريِ اون تبليغ

چشمايِ پدرتُ ديدي ؟

ديدي چطور داشت با اون چشماش به " ميريونگ " نگاه ميکرد ؟

. اگه ديده بودي ، ديگه همچين حرفي نميزدي

، تو تمام اين سال هايي که باهام زندگي کرده

. هرگز حتي يه بارَم اينطور نگاهم نکرده

. اون واقعا دوستش داره

. مامان

، کاري که کردن اصلا برام مهم نيست

، فقط نگاهِ تو چشماشِ که برام مهمه . تنها چيزي که مهمه همينه

اونوقت بهم ميگي که داري با دخترِ " ميريونگ " قرار ميذاري ؟

منو چطور پيش خودت فرض کردي ؟

چطور تونستي مثل پدرت اينطوري کوچيکَم کني ؟

. بيا تو

. اومدي

. سلام

چي شده ؟

اين چيه ؟

، از تو خيابون خريدمش . خيلي گرون نيست

. آخه بنظرم خوشگل بود

براي منه ؟

هديه ـست ؟

. شب بخير

« سونگ ميريونگ »

. سلام

چطوري ؟

امشب وقت داريد ؟

ميشه همديگه رو ببينيم ؟

. حتما

ميشه بيايي خونه يِ خودم ؟

. حتما ، فردا ميبينمت

. استاد ، مهمون داريد

. " سلام ، استاد " سونگ

، چندبار باهاتون تماس گرفتم . اما ، جوابمُ نداديد

، خوشحالم که خونه هستيد ميشه باهم صحبت کنيم ؟

. بشين

. ممنون

حالتون چطوره ؟

، دخترتون اولين کارشُ داده بيرون . خيلي خوبه

. ممنون

چرا از ديدن من طفره ميريد ؟

کِي همچين کاري کردم ؟

. خيلي ناراحتم

يادتونه که تاحالا چطور چندين بار منو پيچونديد ؟

درمورد چي ميخواي صحبت کني ؟

، پدرِ واقعيِ " لي سونشين " ، " لي چانگهون " نيست درسته ؟

فقط به همين خاطر ميخواستي باهام صحبت کني ؟

فکرکردي پدرِ واقعيش آدمِ معروفي چيزيه ؟

. باشه ، پدرِ واقعيش " لي چانگهون " نيست

پدرِ واقعيش مُرده و . يه آدمِ عادي بود

. حالا هرکاري ميخواي بکن

فکرکردي با همچين چيزي خيلي معروف ميشي ؟

، خب . . راستش ديگه ميخواستم بيخيال بشم

، هيچ مدرکي نتونستم پيدا کنم و

کسيَم نبود که . بخواد حرفامُ ثابت کنه

اما ، وقتي داشتم دراينمورد تحقيق ميکردم . يه داستانِ خيلي شگفت انگيزي شنيدم

حالا چي هست ؟

ميدونيد که " لي چانگهون " بخاطرِ تصادف با ماشين مُرده ، درسته ؟

. آره

که چي ؟

. يه چيزي اين وسط مشکوک ميزنه

. روزي که اون مُرد ، شما همراهش بوديد

. شنيدم که ماشين بهش زده و رفته

شما سرِ اون صحنه نبودي ؟

چي . . از چي حرف ميزني ؟

. تو اون باري که اون شب رفته بوديد ، عضويت داريد

. حرفايي که گارسون بهم زده رو ضبط کردم

چي گفتي ؟

يعني ميگي من بودم که کُشتمش ؟

اين چه حرفيه ؟

دارم ميگم همينطور که . . دارم دراينمورد تحقيق ميکنم

چيزاي بيشتر و بيشتري ميبينم که . . . ميخوام درموردشون بفهمم

. نميخوام شما به دردسر بيفتيد

. اينقدر مزخرف نگو و برو

. حالا ميبينيم مزخرفه يا نه

. اينجاست

ميشه ديگه بري ؟

. به زودي باهاتون تماس ميگيرم

. لطفا بريد

. باشه

. به زودي ميبينمتون

اون چيه ؟

. اومدم پولي که داده بوديدُ پس بدم

. آخه مبلغش خيلي زياد بود

، ميخواستم قبولش کنم

. اما ، بنظرم کارِ درستي نيست

. قبولش کنيد

. نه ، ممنون

. خيلي زياده

. دليلي نداره که بخوام اينو قبول کنم

منظورتون چيه ؟ . قبولش کنيد

فکرکنيد دارم با اين پول زحمتي که . براي بزرگ کردنِ دخترم کشيديدُ جبران ميکنم

. من "سونشين"ـو براي پول بزرگ نکردم

هيچ پدر و مادري نيست که . بچه رو بخاطرِ پول بزرگ کنه

. باشه ، نگيرش

. اگه نميخواي ، مشکلي نيست

. کار دارم ، بعدا ميبينمتون

استاد کجاست ؟

. گفت حالش خوب نيست و رفت بخوابه

مريضه ؟ - . نميدونم -

خيلي خوشحال بود که ، بهش هديه دادي

. اما ، نميدونم چرا يهويي حالش بد شد

. همگي براي فيلمبرداري آماده بشيد

! آماده

سونشين " ؟ " - بله ؟ -

. واکنشُ بيننده ها نسبت بهت عالي بود

. ممنون

. اينقدر ازش زيادي تعريف نکن

. فقط قسمت اول پخش شده

. ميدونم . . تمام تلاشمُ ميکنم

، بگذريم . . خيلي بد نبودي . به کارِت ادامه بده

. ممنون

. آماده بشيد - . کارگردان ، يه لحظه بياييد -

. يه لحظه

. اين خطُ نميتونم بفهمم

. " جونهو "

خانوادت خوبَن ؟

چي ؟

، چندروز پيش مادرتُ ديدم

يه جوري بنظر ميرسيد که . انگار داره اوقات سختيُ ميگذرونه

. باهاش خوب باش

چيه ؟ . . چيزي گفته ؟

، يه جايِ اين داستان مشکوک ميزنه »

. اون روز که مُرد ، شما همراهش بودي

. « حالا ميبينيم مزخرفه يا نه

، اگه پدرم زنده بود . . امروز خيلي خوشحال ميشد »

. « تمام روزُ به اين فکرميکردم

الو ؟

. بله

کي ؟

استاد " سونگ ميريونگ " ؟

. بفرماييد

سلام . . استاد کجاست ؟

. اونجاست

چي شده ؟

. از صبح زود تاحالا داره مشروب ميخوره

. حتما اوقاتِ سختيُ داره ميگذرونه

. سعي کردم جلوشو بگيرم ، اما . . گوش نميکنه

مامان . . مامان ؟

حالت خوبه ؟

مامان ، خوبي ؟

. " متاسفم ، " سونشين

. متاسفم

. پدرت بخاطرِ من نبود که مُرد

. تقصيرِ من نيست

، فقط يه تصادف بود . فقط يه تصادف

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.