All language subtitles for Lee Soon Shin Is The Best Episode 34

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ت

تر

ترج

ترجم

ترجمه

ترجمه

ترجمه ش

ترجمه شد

ترجمه شده

ترجمه شده

ترجمه شده ت

ترجمه شده تو

ترجمه شده توس

ترجمه شده توسط

ترجمه شده توسطِ

ترجمه شده توسطِ

ترجمه شده توسطِ

ترجمه شده توسطِ -

ترجمه شده توسطِ -=

ترجمه شده توسطِ -=

ترجمه شده توسطِ -= D

ترجمه شده توسطِ -= D

ترجمه شده توسطِ -= D &

ترجمه شده توسطِ -= D &

ترجمه شده توسطِ -= D & X

ترجمه شده توسطِ -= D & X

ترجمه شده توسطِ -= D & X =

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

. آفرين

. بعدي . . اسمِتون

. لي سونشين " هستم "

کي اين اسمُ براتون انتخاب کرده ؟

. پدر و مادربزرگم

. اسمِ خيلي سينمايي ايه . ديالوگُ بگين

. نقشِ کوچکترين دختر خانواده . صحنه ي 47

. باشه

. ببخشيد مامان

. اگه مي دونستم ؛ با خودم مي بُردمت

. شماره هاي 24 ؛ 25 و 26 . بياين اينجا

هي . . چطور بود ؟

. . رَد شدم

. بدجوري گند زدم

. هيچ وقت نبايد گولِ شکستِ اولين تلاشِتُ بخوري

بهت که گفتم ؛ . قراره کلي تستِ بازيگري بدي

بالاخره اگه با همون تلاش اول برنده بشي . که ديگه لذتي نداره

. خيلي رقت انگيزم

به خودم گفتم بدون کمک گرفتن از کسي . بازيگر ميشم

. اول نتونستم سريالي که مي خواستمُ بدست بيارم

. بخاطر دستپاچگي زياد خراب کردم

چه مهارت خاصي داري ؟

چي گفتي ؟

تو دنيا ؛ صدها نفر پيدا ميشن که . مي تونن مثل تو ؛ با همين سطح بازي کنن

اگه قرار بود هرکسي بدون اينکه . . عزمشُ جزم کنه همينطوري بازيگر بشه

. اونوقت هرکسي مي تونست بازيگر بشه . .

چي بهت اعتماد بنفس ميده ؟ بخاطر چهره اتِه ؟

. تازه اولِ کارِتِه

. دنيا اينطور مي چرخه ديگه

اگه با شدت دنبال چيزي نباشي ؛ . اونطوري که انتظارشُ داري پيش نميره

سخت ترين کارِ دنيا اينه که . ذهنتُ از فکراي آزاردهنده خالي کني

. منم همين وضعُ پشتِ سر گذاشتم

. مي خواستم به پدرم نشون بدم چه کارايي ازم برميان

اما هروقت رو صحنه مي رفتم . هول برم مي داشت

. بخاطر همين ؛ حتي يه آهنگم اجرا نکردم . به همين سادگي دورانم تموم شد

بگذريم ؛ آروم باش و . از فردا بيا تمرين

بيا دوباره از اول قدم به قدم شروع کنيم ؛ خب ؟

. اسمِ خودتونُ مادر نگذاريد

چي باعث شده فکر کنيد که حاضر ميشم " مادر " صداتون کنم ؟

اونم بعداز حرفايي که اون روز بهم زديد ؟

چطور تونستيد ؟

. نه دخترِ مامانمَم ؛ نه دختر بابام

. اما دختر شما هم نيستم

. فقط خودم تنهام

همين قدر که تصميم گرفتم بيام اينجا . زندگي کنم ؛ بايد خوشحال باشيد

هنوز بيداري ؟

سونشين " کجاس ؟ " هنوز خونه نيومده ؟

. اگه بخواد . . مياد

تستِ بازيگري چطور پيش رفت ؟

خوب از پسِش براومدي ؟

. صبح بخير . بيا صبحونه بخور

. صبحونه ؛ کيکِ برنجي مي خورم

جدي ؟ . پس به آجوما ميگم برات درست کنه

لازم نيست ؛ نمي خورم ؛ . يه جايي قرار دارم

چرا اينهمه غذا آماده کردي ؟

. تو که صبحونه نمي خوري

آره ؛ . اما از امروز مي خوام بخورم

ايلدو " ؛ بيا از امروز " . صبحونه برنج بخوريم

چرا مي خندي ؟

چرا داري مي خندي ؟

اينهمه سالِ مي شناسمت . اما هيچ وقت نديده بودم اينطوري رفتار کني

بايد چکارش کنم ؟

. تو برو باهاش حرف بزن - . ازم حرف شنوي نداره -

. حتي به حرفايِ خودتم گوش نميده

اون کيه ؟

. " يوشين "

خوبي ؟ - . البته که هستم -

. يجورايي ازدستِت عصبانيم ها . حتي اونقدرها بهمون زنگ هم نمي زني

. بايد از اونجا زندگي کردن خوشحال باشي

نه بابا ؛ . سرگرمِ تست هاي بازيگري بودم

مادرت باهات خوش رفتاري ميکنه ؟

چي ؟ . آره . . خوبه

مامان چطوره ؟

مادربزرگ هنوز ازدستم عصبانيه ؟

شوخي ميکني ؟

. غصه نخور . خيلي طول نمي کِشِه

. نگرانِش نباش . درست ميشه

. . خانواده امون ؛ بخاطر مشکلِ ازدواجم

. حتي وقتِ عصبانيت از دستِ تو رو ندارن . .

بعداز اينکه تو رفتي ؛ . من شدم دردِسر درست کنِ خانواده

آقاي " شين " ؛ . اين ليستِ تست هاي بازيگري براي سريال هاس

هنوز براي نقش اول تصميم نگرفتن ؟ - . نه . . فعلا که نه -

کارگردان بينِ " چوي يونا " و . لي هيوجو " مُردَدِه "

چوي يونا " ؟ " - . آره -

چوي يونا " بخاطر فيلمي که قراره بازي کنه " . يمقدار دودِلِه

اين يکي ؛ قراره نقشِ خواننده باشه ؛ هنوز کسيُ براش انتخاب نکردن ؟

. خير

چکار مي کنيد ؟ - . يه آهنگ بخون -

مي توني همون آهنگي که دفعه ي پيش . تو تياتر خونديُ بخوني

خوب صدامُ داري ؟

. بله - . هروقت خواستي مي توني شروع کني -

هرچي بخونم خوبه ؟

چطوره ؟

. بدَک نيس

. صِداش خيلي جذابه . . اگر چندتا درسِ خوانندگي بگيره

. مي تونه اون نقشِ خواننده رو بدست بياره . .

چطوره ؟ - ! يه لحظه -

. بايد خيلي باحال باشه

جدي ؟ . پس ؛ بيا همينُ انتخاب کنيم

بيا شخصيتِشُ آناليز کنيم و . ديالوگ ها رو حفظ کنيم

. . البته بخاطر اينکه قراره نقشِ يه خواننده باشه

. بايد يه آهنگ براي تستِ بازيگريت آماده کني . .

. پس ؛ به فکر انتخاب يه آهنگ براي اجرا باش

. باشه

راستي . . هيچ ساز خاصي هست که بلد باشي بزني ؟

مثل گيتار يا پيانو ؟

. يکم گيتار بلدم - گيتار " ؟ " -

بچگيام ؛ . يکم از " چانيو " يادگرفتم

البته خيلي مهارت ندارم ؛ . اما مي تونم همراه به خوندن ؛ ساز هم بزنم

. خوبه . گيتار هم تمرين کن

راستي ؛ کارگردانِش هم کسيه که اصلا . تسليمِ سفارش اين و اون نميشه

پس ؛ اصلا اهميتي نميده که . . دختر " سونگ ميريونگ " باشي

. يا دختر رئيس جمهورِ . .

. اين تستِ بازيگري ؛ کامل به خودت بستگي داره پس تمام تلاشتُ بکن . . خب ؟

! آره . تمام تلاشمُ مي کنم

براي هديه اس ؟ - . چي ؟ . . آهان . . بله -

بنظرتون کدوم بهتره ؟

. براي يه خانم حدودا شصت و خورده اي ساله اس

اين خانم کي هست که اينقدر براش وسواس بخرج ميدين ؟

. شما که خيلي خوب همه ي محصولاتمونُ مي شناسيد

. بايد بکِشونمِش سمتِ خودم

جالبه ؛ . . فکر ميکردم آدمي هستيد که اگه

. از يکي خوشتون نياد ؛ نمي بينيدِش . .

. کاشکي مجبور نبودم باهاش کنار بيام و ببينمش

. اما مشکل اينجاس که حتما بايد ببينمش و باهاش باشم

کيه ؟ - کيِه اين موقع شب ؟ -

کيه ؟

. . يوشين " ؛ "

. " هي . . " يوشين

اينجا چکار مي کني ؟

شام خوردين مادر ؟

مادر " ؟ "

. اينا از محصولاتِ جديدِ شرکتمون هستن

. براي شما هم چندتايي آوردم

. اين براي پدر

. " براي " چانمي

. و . . اينم براي مادرجون

واسه منم آوردي ؟ . دستِت دردنکنه

. " ممنون " يوشين

. خواهش ميکنم . . خانم " پار

مادر ؛ خوشتون اومد ؟

. بهش احتياج ندارم . بهرحال اصلا اهلِ پياده روي نيستم

جدي ؟ پس ميشه مالِ شما رو بردارم ؟

چي ؟ - . آخه فکر کنم خيلي بهم بياد -

چي ؟ . يوشين " . . همه رو بردار ؛ پس ببر "

فکر کردي از اين کارا بکني نظرمون عوض ميشه ؟

. منُ نگو ؛ چونکه مخالفتي ندارم

! عزيزم

چي داري ميگي ؟

. حسابي بهم مياد

. ممنون پدر . بفرمايين يکم هندونه ميل کنين

. حتما

اين هندونه ؛ . بخاطر اينکه تو بهم دادي شيرين ترِه

واقعا ؟

چانمي " ؛ طرفِ کي هستي ؟ "

. من که از هرطرف باد بياد ؛ اونطرفي ميشم

. واي خدا . شماها داريد ديوونه ام مي کنيد

چطور ممکنه هيچکي تو خانواده بهم کمک نکنه ؟

. با ازدواجِشون مواقت کن بره

نديدي " چانيو " گذاشت از خونه رفت ؟

خودت که خوب مي شناسيش ؛ . عُمرا نظرشُ عوض کنه

پس ؛ از همين اولِ کار . از اين مادرشوهرهايِ بدجنس نباش

. با ازدواجشون موافقت کن

الان داري باهام شوخي ميکني يا جدي ميگي ؟

هِي مي خواي اينُ بگي ؟

. پسرم هيچ وقت ازم نافرماني نمي کنه . اصلا توانِشُ نداره

. خيلي بدجنسي . . اگه من جايِ " يوشين " بودم

. خيلي وقت بود از دستِت فرار کرده بودم . .

. . آخه با وجودِ يه مادرشوهر بدجنس

شوهر دکتر داشتن به چه دردي مي خوره ؟

مادرشوهرِ بدجنس " ؟ "

. آره ! مادرشوهرِ بدجنس . راستي . . پيرهنِتُ خودم برمي دارم

. جوونيام ؛ قاطيِ يه دعوا شدم

. بخاطر همينم افتادم حبس

. محبس ميدوني چي ميگم ؟

. اه . . متوجهم

. بالاخره هرکسي ممکنه اشتباه کنه

. من خودم هم اشتباهايِ زيادي کردم

هي ؛ ميتوني بازم بهم بوکس ياد بدي ؟

. هميشه واقعا مي خواستم يادبگيرم

تو بهم بوکس ياد بده ؛ . منم بهت انگليسي درس ميدم

چطوره ؟

. بُردِ دوطرفه اس ؛ ميدي ؛ ميگيري

. " سلام خانم " شيم

اون چيه ؟

. کيسه بوکس

ميشه اينجا آويزونش کنم ؟

. . هروقت از چيزي عصباني بوديد

مي تونيد بيايد اينجا و . . . تا دلتون مي خواد محکم بزنيدِش

مگه بوکس هم بلدي ؟

. البته . . چرا نه . . چيزاي زيادين

. که اين روزا بهم استرس ميدن . .

. اتفاقا ايده ي خوبي بنظر ميرسه - . باشه پس -

. اينجا آويزونش ميکنم

. . هروقت به فکرِ يکي که ازش متنفريد افتاديد

. بيايد با تمام نيرو به اين کيسه مشت بزنيد . .

. سلام

داري ميري مدرسه " اوجو " ؟

. ديرمون شده . . بايد عجله کنيم

. خداحافظ مادربزرگ . " بريم " اوجو

. حتما . خدا نگهدارت

مامان . . چي شده ؟

اتفاقي بين تو و اون آقاهِه افتاده ؟

. نه . چيزي نشده

. بريم

. نمي تونم توش چشاش نگاه کنم

. فکر کنم بدجور خاطرخواش شدم

آقاي " شين "؛ . امروز با گروهِ " کِي تو کِي " جلسه داريد

. " ساعت 5 هم با گروهِ " دخترايِ شيري

. . بعدشم با کارمندها جلسه داريد که

. يکي گفت بايستي به بينِشِ خودت از زندگي اعتماد کني

. به بينشِ خودت از زندگي اعتماد کن

. . هروقت مي خواين درباره ي چيزي تصميم گيري کنيد

. بايستي به بينشِ خودتون از زندگي اعتماد کنيد . .

ميگم آقاي " شين " ؛ اينقدر ازش خوشتون مياد ؟

چي ؟

. خودتونُ جمع و جورکنيد . مردم دارن نگاه ميکنن

. نه بابا

. عجب سليقه ي بيخودي داره ها - ! هي . . اونطور نيست که تو ميگي -

مامان . . داري چکار ميکني ؟

. کيمچي تربچه درست ميکنم

. سونشين " خيلي دوس داره " . کاشکي بشه براش ببرم

. اونجا که هست ؛ احتمالا غذاهايِ بهتري ميخوره

. اينقدر نگرانش نباش

بالاخره چکار ميکني ؟ - چيُ ؟ -

! چانيو " رو ديگه " مي خواي بازم تلاش کني ؟

. خيلي کنار مادرش معذبم

آخه چرا " چانيو " ؟

. عشق و عاشقي که دليل نمي خواد

. فقط بايد خودِش باشه

مي خواي مادرش بيفته غش کنه ؟

. اگر نگرانِ آجومايين . . نمي خواد غصه اشُ بخورين

. . يوشين " ؛ " - . بسه مامان . خودم درستِش مي کنم -

. خيلي بدجنسي . . اگه من جايِ " يوشين " بودم

. الان خيلي وقت بود فرار کرده بودم . .

. . با وجودِ همچين مادرشوهر بدجنسي

شوهر دکتر داشتن چه فايده اي داره ؟ . .

! آره ! مادرشوهر بدجنس چرا به فکر خودم نرسيده بود ؟

مي خواستيد منُ ببنيد مادر ؟

گفتي حاضري هرکاري برام بکني ؛ درسته ؟

! " آره خانم " پارک . يعني ببخشين . . مادر

. هرچي باشه بهم بگين . حس خوبي بهش دارم

. مي تونم همه چيُ مطابق ميلتون انجام بدم مادر

. مادر صدام نکن . همون خانم " پارک " خوبه

. بايد برم رستوران

آشپزخونه رو تميزکن ؛ لباسايِ تو بالکنُ جمع کن و . بعدش تا بزن ؛ شامُ هم آماده کن

. لعنت ! يادم رفت توالتُ هم تميزکنم

. اونجاها رو هم تميزکن - ببخشيد ؟ -

. فعلا خداحافظ

. شنيدم داري ازدواج مي کني . مبارک باشه

. بله . ممنونم دکتر

. ميدونم دخترم مزاحمت شده

. هنوز جوونه . ديگه تکرار نميشه

معذرت مي خوام . مي دونم بدجنسي کردن با ايشون . گستاخيه

. بابت رفتارم عذرخواهي ميکنم

. عيب نداره

. به اين شوق و اشتياقِت غبطه مي خورم

تو سن و سالِ تو که بودم ؛ . فقط و فقط کار مي کردم

. اما خب . . تونستيد تو حرفه اتون تا اين حد موفق بشيد

شدم ؟ - . بله . شديد -

. برمي گردم سر کار - . حتما -

« سونگ ميريونگ »

دارم چکار ميکنم ؟ . حتي توالتِ خونه ي خودمونُ هم تميز نمي کنم

! " يوشين "

اينجا چکار مي کني ؟

. خانم " پارک " بهم گفته همه جا رو تميز کنم

. بدِش به من . خودم تميز مي کنم

نه ؛ اگه ببينه تو داري تميز مي کني ؛ . هول برش ميداره

عيب نداره ؛ مامانم رستورانه ؛ . خودم ديدم اونجاس

. ديروقت مياد خونه

. بشين اينجا يکم استراحت کن

. . نبايد

چي شده خوشحالي ؟ . اين چند روزه خيلي ناراحت بودي

امروز چي شده که لبخند مي زني ؟

. هيچي . لازم نکرده تو بدوني

نکنه از گرمايِ هوا عقلتُ ازدست دادي ؟

. وايسا ببينم . بايد برم يه سري بهش بزنم

. هوايِ رستوانُ داشته باش - داري کجا ميري ؟ -

. " سلام " جونگه - . هي -

. يوشين " ؛ بيا اينُ بچِش "

. وايسا

چرا داري تميزکاري ميکني ؟ . گفتم که خودم مي کنم

. بايد يکاري بکنم به اين زودي غذا رو درست کردي ؟

. فوق العاده اس - . آره . سربازي که بودم آشپزيُ يادگرفتم -

. بيا . . بچِش - . باشه -

. خيلي خوشمزه اس . واي خدا

خوشمزه اس . . آره ؟ . تميزکاري بسه . . بشين

چرا موقع تميزکاري دستِکش دستِت نمي کني ؟

. براي دستِت ضرر داره

مادرم واقعا مجبوره اينطوري کنه ؟

. . اگه جلويِ مامانت اينطوري رفتار کني

. اونوقت حسابي ازم متنفر ميشه . .

. خيلي خب . غصه نخور

. باهردوتاتون خوشرفتاري ميکنم

. اما با من همچين يه ذره مهربون تر باش

. تميزکاريُ بذار براي بعد حالا چطوره پاتُ ماساژ بدم ؟

چي ؟ . نه

. بشين

. تو اين کار مهارت دارم

. نه . نمي خواد

حال نميده ؟

! " چانيو "

. مامان - . . مادر -

! تو . . همين الان بزن به چاک

! همين الان برو پي کارت

. مامان . يوشين " . . برو "

. مامان . مامان

. ديرکردي داري از سرِ تمرين مياي ؟

. آره - . ميريونگ " خيلي خسته بود ؛ زود خوابيد " -

. خب

. اينگار هيچکي تو اين خونه زندگي نمي کنه

موافق نيستي ؟

. . حالا که تصميم گرفتي اينجا زندگي کني

. اميدوارم بتوني با " ميريونگ " کنار بياي . .

چيزي هست که بخواي بدوني ؟

مثلا ؛ درباره ي مامان و بابات ؟

. نه . نمي خوام بدونم

پس ؛ چرا اينجا اومدي ؟ اومدي " ميريونگ"ـو اذيت کني ؟

. لطفا فردا باهاش صبحونه بخور

از امروز ؛ . تنها کاري که بايد بکني . . خوشحال بودنه

. به هرچي خواستي رسيدي

. ديگه چيزي باقي نمونده که بخواي

اومدي ؟ - . آره -

. " هي " گيلجا . بيا بشين

چرا ؟ چي شده ؟

مي خواي بهم بگي " سونشين"ـو قبول کنم ؟

. اگه اينِ . . نگو

چطور تونستي اينجوري دختر بزرگ کني ؟ - هان ؟ -

. مهم نيس . ترجيح ميدم حرفشُ نزنم

اگه مي خواي درباره ي " يوشين " حرف بزني ؛ . . هيچي نمي خواد بگي

. چونکه نظرمُ عوض نمي کنم . .

. نگران نباش . بازم سعي ميکنم منصرفش کنم

. بهش ميگم " چانيو " رو بي خيال بشه

. دستِت دردنکنه

. . گيلجا " ؛ حرفي که دفعه ي پيش بهم گفتي " - چي بهت گفتم ؟ -

يعني وقتي شوهرم زنده بود ؛ واقعا اونقدر خودبين بودم ؟

يعني پُزِ شوهر و دخترامُ برات مي دادم ؟

. . خب . نه . . نمي دادي

. اگه اينطور بوده . . منُ ببخش

. ببخشيد که احساساتِتُ جريحه دار کردم

. اشکال نداره . اينا مالِ گذشته ان

. درک ميکنم که از " يوشين " خوشت نمياد

. اما اون با ديدِ تحقيرآميز نگاهِت نمي کنه

. اينُ به قطع ميدونم

حالا مگه چي گفتم ؟

گليجا " ؛ درست مثلِ خودت " . منم کلي اميد و آرزو براي بچه هام دارم

. بهترين چيزا رو براي دخترام مي خواستم

مي خواستم " هيشين " ؛ " يوشين " ؛ . و " سونشين " ؛ تو کاراشون موفق بشن

بعنوان مادرشون ؛ . فکر ميکردم اعتبارش به خودم ميرسه

کي فکرشُ مي کرد " چانگهو " بميره ؛ . . هيشين " طلاق بگيره "

و " سونشين " مادرِ واقعيشُ پيدا کنه ؟ . .

آدم هيچ وقت نميدونه . تو زندگيش قراره چه اتفاقي بيفته

. داري خيلي شرمنده ام ميکني

. اينا رو نميگم که شرمنده بشي

. منظورم اينه که احساسِتُ درک ميکنم

فکرشُ که مي کنم ؛ بالاخره واقعا نمي تونيم بچه هامونُ کنترل کنيم . . ميدوني ؟

راستي ؛ " سونشين " ديگه با مادرش زندگي ميکنه ؟

چطور تونست ؟ . . برداشته مادرشُ ناراحت کرده و

. عيب نداره

الو ؟ - تمرينِت کِي تموم ميشه ؟ -

. هنوز نمي دونم

ميشه بيام دنبالت ؟

نه ؛ . نمي دونم کِي کارم اينجا تموم ميشه

. باشه

منتظر تماسِ کسي هستي ؟

. نه

انتخاب کردي چه آهنگيُ اجرا کني ؟

. نه . هنوز نه

. آهنگِ رقصي نباشه

يجورايي مي دونستم ؛ . اما الان مطمئنم رقصيدنت افتضاحه

حالا خودت مگه بلدي برقصي ؟

رقص " ؟ " . هي . . ناسلامتي تو گروهِ موسيقي بودم ها

. نخيرم ؛ گفتي شعر ترانه ها رو مي گفتي

تو همه چي يکِ يک بودم . . مي فهمي ؟

. پس نشونم بده

. وايسا . دوباره شروع مي کنم

. واردي ها

. خوبه . خوبه

. دوباره که افتادي - . خودم ميدونم -

! رئيس - هان ؟ -

. . ديگه تابلوئه که - . آره . خواننده نبودم -

. دستمُ بگير

. يونا " ؛ فردا تولدته " درسته ؟

. تبريک ميگم

. ممنون

. سلام استاد - . سلام -

. " يونا "

چي شد اينجا اومدين ؟

مي خواي فردا باهام ناهار بخوري ؟

. يادتونه

چيُ ؟

چه ساعتي برات مناسبه ؟

. مي خواستم درباره ي " سونشين " باهات حرف بزنم

. اون تستِ بازيگري که خواسته بودم ؛ بي مصرفه

. گفت مي خواد بدون کمک من بازيگر بشه

. خوبه . . بهرحال منم تو اون سريال بازي نمي کنم

. چونکه چندتا از شرايطِ مورد نظرم مهيا نشد . .

جدي ؟ - پس " سونشين " داره تست ميده ؟ -

. فکر کنم

. نمي دونم با آقاي " شين " چه برنامه اي ريختن

. مي خوام از امروز مراقبش باشم

. نمي خوام با جروبحث کردن اوضاعُ بدتر کنم

اما تو اين حرفه ؛ تنهايي . به سختي ميشه معروف شد

. دستِ آخر مياد ازم کمک مي خواد

. آقاي " شين " زيادي ساده اس

. نمي دونه دنيا چه جايِ ترسناکيه

حالا ؛ سريالِ خوبِ ديگه اي هم هست که براي " سونشين " خوب باشه ؟

اگه يه سريالُ بهم پيشنهاد بدي ؛ . به آقاي " شين " خبرميدم

. شرمنده . فردا کار دارم

. الان هم فيلمبرداري دارم . بعدا باهاتون حرف مي زنم

يونا " . . جديدا چت شده ؟ "

چرا اينقدر باهام بدجنسي مي کني ؟

طوري شده ؟

چطور مي تونيد اينُ بگيد ؟

اينهمه کاري که براتون کردمُ فراموش کرديد ؟

چي ؟

من براتون چيم ؟

واقعا به چشمِ دخترتون بهم نگاه مي کرديد ؟

. " يونا "

. من بهتون ؛ به ديدِ مادرِ واقعيم نگاه مي کردم

. خودتون درجريانيد که زندگيم چطور بوده

خودتون مي دونيد که چقدر تنها بودم . . و سختي کِشيدم

. تا امروز به اينجا رسيدم . .

. فکر مي کردم فقط شماييد که درکم ميکنيد

. قبلا گفته بودي من ؛ خودِ ديگه اتم

يادته ؟

. اينقدر خوشحال بودم که کلي تنهايي اشک ريختم

. . فکر ميکردم تنها کسي هستي که

. مي تونه زندگي تنها و از جون افتاده امُ درمان کنه

. پس ؛ نهايت تلاشمُ برات کردم

. " يونا "

چِش شده ؟

. . واي خدا

ميدوني فردا تولدشِه ؟

چي ؟

. کلي هديه براي تولدش استوديو آوردن

نمي دونستي ؟

. . اي بگم

. ديگه داري پير ميشي ها . . پارسال ؛ براي تولدِش

. باهمديگه " استراليا " رفته بوديد . .

. بايد بهم مي گفت

. سونشين " ؛ سوارشو "

. " سوار شو " سونشين

گواهينامه داري ؟

. نه

چرا نگرفتي ؟ . بايد گواهينامه اتُ بگيري

. برات ماشين مي خرم

. همينطوري خوبه - . نه . . نيست -

اگر معروف بشي ؛ استفاده کردن از . وسايل حمل و نقل عمومي برات سخت ميشه

آخه با عقل جوردَرمياد . . که دختر " سونگ ميريونگ " ؛

پياده اينطرف اونطرف بره ؟ . .

. موضوع غرورِ خودمه

. نگه داريد - چرا ؟ -

. وايسا . ماشينُ نگه دار

چي شده ؟

. من همينجا پياده ميشم . شما برين

! مامان

چرا اينهمه چيز خريدي ؟ . سنگين بنظر ميرسه

تو يخچال هيچي خوراکي نداشتيم ؛ . اومدم بخرم

. بده به من . من ميارم - . لازم نيست -

. خواهش ميکنم بذار بيارم - . عيب نداره -

. خيلي خوشحال بنظر ميرسه - . بريم -

. خيلي ناراحت نشو . هنوز جوونه

. . اين حقيقت که بعداز اينکه اون حرفا رو بهش زدي

اينقدر خوب تحمل کرده ؛ . . . خودش خيلي قابل ستايشِه

. بدون شک دخترته

. خفه شو رانندگيتُ بکن

خوبي ؟ داري بازيگري ياد مي گيري ؟

. آره

تستِ بازيگريت کِيِه ؟ - . پس فردا -

چه نقشيِه ؟

يه دستيار آشپز . که مي خواد خواننده هم بشه

. خيلي باهاش رابطه برقرار کردم

خوانندگي هم بايد بکني ؟ - . آره . اين روزا خيلي خوندنُ دوس دارم -

راستي ؛ . آقاي " شين " گفت خوانندگيم خوبه

. . همه ي دخترام خوب مي خونن

. آخه از باباتون ارث برديد . .

اصلا بخاطر اينکه عاشقِ صداش بودم . باهاش ازدواج کردم

آهنگِ چي بود ؟

. آره . . همون . ترانه ي مورد علاقه ي بابات بود

. « فصلِ فراموش شده » - . آره -

. هميشه تو کارائوکه مي خوندش

. ميرم بالا

چايِ درخت بادکنکيمُ نديدين ؟

چايِ درختِ بادکنکي ؟ . نميدونم

. عجيبه . گذاشته بودمش رو ميز

. من انداختمش دور

چي ؟

دورِش انداختي ؟ - . آره -

. آره . . ميريونگ " گفت که "

چرا بدون اينکه بهم بگي دورِش انداختي ؟

. . خب . . اون

. مامانم برام درستِش کرده بود

واسه وقتايي بود که . گلوم خشک ميشه

چرا دورش انداختي ؟

. چونکه ظرفِش خيلي کثيف بنظر ميومد

چرا انداختيش ؟

چطور ؟ مي خواي بري برش داري ؟

. فقط چايِ درختِ بادکنکيه . . همين

. از بازار برات مي خرم

چرا اينقدر بزرگِش مي کني ؟

. خيلي خب . . حالا

. وايسا ببينيم کي برنده ميشه

. عزيزم

کجا رفته ؟

« سونگ ميريونگ »

اين چيه عزيزم ؟

چيه ؟ چرا اينهمه به " سونگ ميريونگ " زنگ زدي ؟

چت شده ؟

بهش زنگ زدم درباره ي اينکه قراره . مُدلِ تبليغاتيِ آگهميمون بشه حرف بزنيم

مُدلِ تبليغاتي " ؟ " چرا به من چيزي نگفتي ؟

مگه بايد همه چيُ برات بگم ؟

. موضوع " ميريونگِ"ـه - خب ؟ -

ببينم ؛ اصلا واسه چي رفتي سرِ تلفنم ؟

چرا تلفنمُ گشتي ؟

مامان . . چي شده ؟

. هيچي . بياين صبحونه بخورين

. مامان ؛ " يونا " الان بهم زنگ زد

. گفت امروز تولدشه

. دعوتمون کرد بريم مهمونيش

تو چرا ميري ؟

. باهاش نزديکم

. تو که گفتي هميشه ناراحت و افسرده اي

اونوقت براي مهموني رفتن وقت داري ؟

خب همينه ديگه ؛ بخاطر همينکه ناراحتم . دارم ميرم مهموني

. مامان . . دارم ميرم سر کار - . منم رفتم -

. . مرداي اين خونه خيلي

مامان . . باهام مياي ديگه . . هان ؟

. بيا محضِ تغيير هم شده بريم از مهموني لذت ببريم

. بابا

. با مامان خوب باش

. خيلي باهاش بدخُلقي ميکني

ببينم ؛ بايس نق نق هاي تو رو هم گوش بدم ؟

. فقط براي ناراحتم

خودتُ اذيت نکن ؛ راستي . . شنيدم که

. داري با دختر " سونگ ميريونگ " کارميکني . .

ببينم ؛ خوب به حرفات گوش نميده ؟

کي گفته ؟ استاد " سونگ ميريونگ " ؟

ميدوني که قراره مدلِ تبليغاتيِ محصولِ جديدمون باشه . . هان ؟

. بزودي قراردادُ برات مي فرستم

. صبرکنيد

از کِي تاحالا اينقدر درموردِ اون زن سخاوتمند شديد ؟

. شما که حتي نمي خواستين مامان باهاش دوست باشه

. . وقتي آدم اينقدر ناگهاني عوض ميشه

. همه ي دخترام خواننده هاي خوبين

. چونکه به پدرشون رفتن

اينجا چکار ميکني ؟

مگه قرارنبود استوديويِ ضبط باشي ؟

. آقاي " شين " ؛ مي خوام آهنگُ عوض کنم

الان ؟

ديوونه شدي ؟ . فراد تست داري

. اينُ بهتر ميتونم بخونم . واقعا مي خوام اين ترانه رو اجرا کنم

چه آهنگيه ؟

. آهنگِ موردِ علاقه ي بابامه

ترانه ي موردِ علاقه ي بابات ؟

. " تولدت مبارک " يونا

. تولدت مبارک - . " ممنون خانم " شين -

. خيلي ممنون - . بفرمايين -

. خيلي خوشمزه بنظر ميرسن

يونگهون " ؛ خودت براي تولدِ " يونا " ؛ " غذا درست کردي . . هان ؟

. براي شاگردايِ عزيزم ؛ غذايِ تازه اي به مِنو اضافه کردم

. لذت ببريد

. " دستِت دردنکنه " يونگهون

زيادي ضايعه ؛ . بيا گيتارُ بي خيال بشيم

سخت نيست هم بخوني هم گيتار بزني ؟

. بذار امتحان کنم - . خيلي کله شقي -

. بدِش به من

. . شروع کن

هي . . چه خبرا ؟

کجايي " جونهو " ؟

. تو دفترم

ديشب پيامکمُ نگرفتي ؟

قرار بود با مامانت و " ايجونگ " و تو . ناهار بخوريم

. شرمنده . يادم رفته بود

. ببخشيد . الان سرم شلوغه . بعدا بهت تلفن ميکنم

اگه قرارِ ديگه اي داري ؛ . مي توني بري

. مهم بنظر ميرسيد

. مهم نيس . اين ؛ الان از همه چي برام مهم تره

. تو برام مهم تريني

. البته تستِ بازيگريتُ گفتما . خودتُ جمع و جورکن

. . فقط يه روز باقي مونده

. نگاه کن تو جي.3/4 رو گرفته بودي . . درسته ؟

. اما ميتوني از خودِ سيمِ جي شروع کني

. بخون

جونهو " خيلي سرش شلوغه ؟ "

. آره فکر کنم

. فکر نکنم اين روزا زياد ببينيش

چيه ؟ طوري شده ؟

. نه . . چيزي نشده . هردو سرمون خيلي شلوغه

اگر به اين کار ادامه بديد ؛ . باعث جداييتون ميشه

. ميدونم که هردو سرگرمِ کاراتون هستيد

. . اما تو همچين روزِ خاصي

چطور ميشه فقط با ما دوتا ناهار بخوري ؟ . .

. ميريونگ " هم امروز بايد خيلي سرش شلوغه باشه "

قرار نيست بياد براي تولدِت باهمديگه ناهار بخوريد ؟

مي دونستم سرش شلوغه ؛ . بخاطر همين دعوتش نکردم

چرا اينهمه کار داره ؟

. ضرب و لحنِ آهنگ هردو مهم هستن

اما اونچه آهنگُ به آهنگ تبديل ميکنه . احساسِه

. ميدونم . ميدونم . ميدونم يه روزي خواننده بودي

! " جونهو "

. " جونهو "

پس اينجا قرار ناهار داشتيد ؟

چطور باهمديگه اومديد ؟

دوباره داري باهاش کار مي کني ؟

. آره

. ايشون مادرم هستن - . سلام -

ميريونگ " بهت گفته ؟ "

. نخير . خودم کشفِش کردم

. . تو که گفتي کار داري

اما وقت داري با " سونشين " غذا بخوري ؟

. پس . . از غذاتون لذت ببريد

ما مي خواستيم درباره ي موضوعي . . باهمديگه حرف بزنيم . . پس

چطوره به ما ملحق بشيد ؟

چي ؟

. . نميدونم قراره درموردِ چي حرف بزنيد

. اما قبلش . . بيايد ناهار بخوريم . .

اول ناهار بخوريم بعد حرف بزنيم ؟

. حتما

. شنيدم داري براي تستِ بازيگري آماده ميشي

. بله

براي اين سريال ميخواي تست بدي ؟ . من ردِش کردم

براي نقشِ دختر دومِ خانواده اس ؟

نخيرم ؛ برايِ دوستِ شخصيتِ اوله ؛ . يکيه که مي خواد خواننده بشه

. اون که نقشِ کوچکيه

. چيزي به اسم نقش کوچک وجود نداره . همه اش بستگي داره به اينکه چطور بازي کنه

مگه اون نقش قبليَه رو با سفارش مادرش نگرفته بود ؟

اِ . . اينجايي " سونشين " ؟ - . رئيس -

. روز به روز خوشگل تر ميشم

. شما هم روز به روز خوش تيپ تر - جدي ؟ -

راستي ؛ وقتي مادر واقعيتُ پيداکردي چه احساسي داشتي ؟

ببخشيد ؟ - ميريونگ " باهات خوبه ؟ " -

. مامان ؛ از اينجور سئوالا نپُرس

سونشين " ؛ مي خواي بياي يه سلامي " به همکاراي قديميت بکني ؟

ميشه بيام ؟

. ببخشيد

. دختره يه ذره هم وقار و جذابيت نداره

جونهو " ؛ چرا انتخابش کردي ؟ "

يعني چي ؟ . خوشگله

. نه . نيست . . مطمئنم بخاطر اينکه استاد " ميريونگ " بهت گفته

. داري باهاش کار ميکني . .

. ميدونم که نمي توني روحرفِش حرف بزني

ميريونگ " چطور تونسته اينطوري کنه ؟ "

از وقتي دخترشُ پيداکرده . يونا " رو بيخيال شده "

جونهو " ؛ " ميدوني امروز تولدِ " يونا"ـس ؟

. اه . . درسته

. معذرت مي خوام . تولدت مبارک

. خيلي غم انگيزه

. رئيس . . من ديگه ميرم

. فکر نکنم بايد اينجا باشم

. با بچه ها ناهار مي خورم

واقعا ؟

. پس ؛ من اول ميرم

. خداحافظ

. هي

داري کجا ميري ؟

. بايد درباره ي موضوعي حرف بزنيم

. از غذاتون لذت ببريد

. بيا باهمديگه ناهار بخوريم

. يه ليوان ديگه برام بريز

. امروز خيلي مشروب ميخوري . ديگه بايد تمومش کني

. " يونگهون "

. مي خواستم يه چيزي ازت بپرسم

چيُ ؟

تو هم فکر ميکني " جونهو " ؛ به " سونشين " علاقمند شده . . مگه نه ؟

بخاطر احساس مسئوليت نيست که اينهمه بهش اهميت ميده . . درسته ؟

بنظرت اينطوره ؟

وقتي " جونهو " رو مي بينم . . احساس اوندفعه اي بهم دست ميده

. که براي اولين بار ديده بودمش . .

چيه حالا ؟ حسوديت ميشه ؟

. بايد باهاش مهربون تر مي بودي

. " يونگهون " - . احساسِتُ درک مي کنم -

. اما بايد تمومش کني

خودت خوب ميدوني . اينطوري فقط خودت صدمه مي بيني

آخه تو چي ميدوني ؟

. " هي " يونا

چي شد يهويي نظرتون عوض شد ؟

. از داستان خوشم اومد . . هرقدر بيشتر خوندمش

. شخصيتِ داستان برام جذاب تر ميشد . .

. ميدونستم با تجربه انتخاب ميکنيد

. اينقدر خوشحال بودم که ديشب خوابم هم نبُرد

. شما خيلي بامزه اين

. . پس ؛ بايد براي نقش دوم

. از بين بقيه تستِ بازيگري بگيريد . .

. درسته . براي امروزه

. اين کار انتخاب نقش دوم داره ديوونه ام ميکنه

اطرافيا هي ازم درخواست ميکنن که . بازيگرِ آژانسِ بازيگريِ اونا رو انتخاب کنم

. اما بايد بدونن که با کي طرفن

کارگردان ؛ ميشه منم همراهتون براي گرفتنِ تست بيام ؟

شما ؟ . اگه بياين که خيلي هم ممنون ميشم

. تازه ؛ اونجا مي تونين ديالوگها رو تمرين هم بکنين اما . . وقتِ اين کارُ دارين ؟

براي سريالي که قراره توش بازي کنم . خيلي هم با ميل و علاقه وقت ميذارم

حالا کجا تستُ مي گيرين ؟

. فقط همونطوريکه تمرين کردي انجامِش بده

. سعي نکن خيلي عالي باشي

. سونشين " ؛ دستپاچه نشو " . تو ميتوني

رئيس ؛ ! فکر کنم خيلي از من دستپاچه تري ها

. آروم باش

ببينم ؛ تو کار ديگه اي نداري ؟

همه جا دنبالِ " سونشين"ـي ؟

. يکم هم تجربه هاي تلخ تر بايد داشته باشه

حالا همچين ستاره ي بزرگي اينجا چکار ميکنه ؟

مگه نميدونستي ؟ . تصميم گرفتم تو اين سريال بازي کنم

. موفق باشي . شايد هم همکار شديم

. شيش سال دانشکده ي پزشکي رفتم . يک سال انترن بودم

. کلا ميشه هفت سال . . از وقتي واردِ دانشگاه شدم

. هيچي آرايش نکردم . .

. هيچ وقت با کسي قرار نذاشتم

. آفرين

. ممنونم

شما ايشونُ مي شناسيد ؟

. دخترِ " سونگ ميريونگِ"ـه

ميدونيد که ايشونُ مثل مادرم ميدونم ؛ مگه نه ؟

واقعا ممنون ميشه اگه بشه . خواهرمُ براي اين نقش انتخاب کنيد

. لي سونشين " ؛ اول ديالوگ هاتون رو بگن "

بازيگر " چوي يونا " هم . ديالوگهايِ روبروتونُ ميگه

. " خانم " لي سونشين - بله ؟ -

. حتي فکرشم نکن با پارتي بازي نقشُ بگيري

ميدوني که مهم ترين چيز مهارت هاي خودت هستن ؛ درسته ؟

. مي توني شروع کني

. باشه

. خواهر . . تو همه چي داري

. من هيچي ندارم

. تنها چيزي که دارم . . رويامِه

. خواهش مي کنم . لطفا اين کارُ نکن

اگر به اين کار ادامه بدي ؛ اونوقت مامان چي ميشه ؟

. نه . ايندفعه ديگه بي خيال نميشم

. کافيه

. ظاهرا آهنگيُ هم آماده کرده بوديد

. بخونين بشنويم

. باشه

اين آهنگُ از کجا بلدين ؟ . خيلي قديميه

. . اين ترانه رو ؛ يکي که خيلي دوستِش داشتم

. قبلا زياد مي خوند . .

. خواهش ميکنم ازش لذت ببريد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.