Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تبدیل زیرنویس از نسخه ساب/آی دی ایکس به اِس آر تی توسط: س.سمنگانی S.Samangani.S2A T.me/@SSamanganiS2A با ما در تلگرام در ارتباط باشید
ار ائه شده توسط وبسایت مووی باز WwW.MovieBaz.Us
""نیمه دوم قرن نوزدهم .
دوره اصلاحات در عثمانی.
دریافت مالیات سرانه از غیر مسلمانان برچیده شد ...
...در برنامه های جدید ، غیر مسلمین در مقابل قانو ن ...
...با مسلمانان بر ابر اعلام شدند .""
ترجمه، زمانبندی و زیرنویس رضــــاپـــــاد
# از قلبم بپرس#
توبا بویوک اوستو ن
کنا ن اِجه هاکان اِر اتیک
آیلا آلگان هاکان کاراهان
تومرو س اُزآلپ جیو ان جانو ا
الیف اویکن سود ا اوزر
نیهات ایلری نیها ن بویوک آقاچ مرت ترنو ا
شو ال سام
تا غروب برمیگردیم . شما هم دیر نشده ر اه بیافتین .
میخو ای اسمت ""توسباش"" باشه؟
- بنظرت پیرهنم حاضره؟ - میپرسم .
- بر ام آبنبات میخری ، بابا؟ - آره .
یا لا ، ر اه بیافت .
- زود با ش ""یعقوب""؟ - باشه. .
- ""و اسیل"". - هی.
- یا لا دیگه. - اومدیم ، اومدیم !
""اسما""!
""اسما""!
""مصطفی"!
""مصطفی"!
""اسما ""
""مصطفی"!
""مصطفی"!
""مصطفی"! - د اره میاد ننه!
- ""فریه""، ""اسما"" کجاست؟ - د اره میاد .
ننم صد ات میزنه. - خیله خب ، اومدیم .
پیرهنت رو درآوردی؟
آخه، دکمه هات بازه .
این مه به تنت بخوره ، قوی میشی. مثل آهن .
میدونستی؟
نکن دیگه!
@آو از با لحجه لاز دریای سیاه#
خو ش اومدین
صحر ا قشنگ بود؟ - خیلی، خیلی قشنگ بود ، ماریا خانم .
از پنیری که دوست د اری بر ات آوردیم .
دستتو ن درد نکنه.
نماز جمعه رو از دست ندین .
جنسا رو چیکار کینم؟
""و اسیل"" میبره ، ""و اسیل"" ما میریم نماز جمعه.
ارزش دین خودتونو بدونین .
ما تازه باید وضو بگیریم و نماز بخونیم !
یعنی اونهمه نماز باید از روی دو ش ما رد بشه!
ملای اهل ""اف"" اونهمه بهت التما س کر که بیا مسلمو ن شو .
به حضرت عیسی گفتند که پسر خد است !
پسرش !
یعنی، مگه میشه که خد ا پسر د اشته باشه؟
یعنی... اگر بگیم که خد ا پسر د اره . استخفر الله !
همر مادر د اره و هم پدرر !
گو ش کنین ، بر ادر ای مسلما ن من .
...به هم روستاییها و همسایه های مسیحیمو ن بگین .
اونارو به ر اه ر است دعوت کنین .
در روز قیامن ...
...در حالیکه میشه زیر سایه پرچم حضرت پیغمبرمو ن پناه گرفت ،
و در حالیکه میشه از نعمتها و حوری های بهشت ...
و اونا شراب رو هم دوست دارن .
در حالیکه میشه از شراب کوثر استفاده کرد ،
""اویت""، نمک خوب ند اری؟ - تموم شد .
امروز و فردا کشتی میاد .
بر ات میذارم کنار . خدا برکت بده .
دو تا چهارصد درهمی برمید ارم .
برو دو تا قهوه بر امو ن بیار .
""استلیو"" افندی گفت شب به جلسه بیان .
اینجا کسی از ""دره بویو"" هست؟
من از اونجا هستم .
اینو بر ای آقای ""مجید فنداغلو"" ببر.
باشه. . - مر اقلب با ش . از طرف فرماند اره .
باشه. .
پیش ""استلیو"" افندی میری؟
پیرهن "مصطفی"" رو فراموش نکنم .
دیگه خودت اینارو بفرست به اسکله.
ننه بزرگ ... ننه بزرگ ... ننه کجایی؟
ننه بزرگ ، ما اومدیم .
اومدم ، اومدم .
یا لا ... یا لا ... برو .
چر ا دیر کردین؟
خیلی دلم بر ات تنگ شد .
لطفی، ننه بزرگتو اذیت نکن .
منم همینطور .
ممنونم ""دیمیتری"".
شکر که خلاص شدیم .
اصلا خوب نمیشه.
حالت خوبه؟
""سافیه""؟ "یعقوبب "" اومده؟
نوه ته. پسر یعقوبه. ""مصطفی".
خب ... خب .. . . پس چی؟
تو کی هستی؟
تو ، چیزو میدونی؟
چی رو ، بابایزررگ .
پس بر ای تو تعریف نکردم !
همو ن که، مسکو به مرزها رسیده بود ...
ما هم چیزشونو **** بودیم .
نه!
من این نامه رو به آقا مجید بدم و بیام .
منتظریم .
با آقا مجید کار داشتم .
خو ش اومدی محمد . - ممنو ن ، آقا یعقوب .
تحصیلاتت تموم شد؟
یه سا ل دیگه مونده . - دیگه به آخرش رسیدی .
- باید دید . . - نه، درست میگم .
موضوع چیه، ""یعقوب""؟
فرماندار بر ای شما فرستاده . نظامیا د اد ن .
- به ""مصطفی" سلام برسون . - چشم .
"یعقوبب ""، بیا یه قهوه با هم بخوریم .
قاطر گرفتیم . دوستم هم هست .
باشه. ولی بر ای دفعه بعد منتظرم .
حا ل حاجی چطوره؟
از صحر ا اومدیم به "ماپاوری"".
هنوز ندیدمش.
- سلام برسو ن . - چشم ، ممنو ن .
""لطفی""؟
چوب منو چر ا برد اشتی؟ - د ارم بازی میکنم .
با ما ل خودت بازی کن . اونو بذ ار سر جا ش .
تو هم با این چوب آشغالت !
او ن سنگینه، پسر. میزنی به خودت .
آره . ر است میگی!
با چوب خودت بازی کن . - نخو استم . بگیرش .
ننه، بابام د اره میاد .
خو ش اومدی ، بابا . - ممنو ن .
""لطفی"".
بر ام آبنبات خریدی بابا؟
- همه شو نخور . - باشه. .
- دستتو ن درد نکنه! - به سلامن . .
یه ذره هم بده به من .
- همین؟ - همینه که هست !
بده ، بده . . .
- این اند ازه من نمیشه؟ - یکم بزرگ شو ، بعد .
و ل کن دیگه!
به مادرت کمک کن .
اومدم ننه.
میخو ام گوساله رو به ""امین"" بدم . میخو اد بزرگش کنه.
""توسباشم"" رو نمیدم .
خیله خب نه. که فرد ا بابام ازش غرمه درست کنه.
چه بلایی سر گوساله ای که پارسا ل متولد شد ، اومد؟
توی نونو ایی که کار میکنه شریک شده .
گفته قبل از زمستو ن میاد و عروسی میگیره .
چیزی به زمستو ن نمونده .
پس میخو ای تو استانبو ل زندگی کنی، ها؟
تا قسمت چی باشه؟
- ""امین"" آقا نیست؟ - بر ای هیزم رفت ، چی شده؟
- یه گوساله خو استه بود ... - گوساله میخو اد چیکار؟
توی روستا گاو که نیست !
میخو اد بزرگش کنه.
نمیتونه ر اه بره؟
البته که میتونه.
خب ، بذ ار ش زمین؟ - آخه اینجا پله هست !
برم بر اش جا درست کنم .
صبر کن .
صبر کن .
من انجام میدم . تو برو جهیزیه تو درست کن .
نامزد ش د اره از استانبو ل میاد . بزودی عروسی د اریم .
- اسمش چیه؟ - "توسباش "".
""لطفی"" اینو بهش میگه.
جونم! ""توسباش"" تویی؟
- امشب منتظرم . - بعضی وقتا نمیخو ابن .
انگار که من نمیخو ام .
بابا د اره میاد !
د ارم جاشو آماده میکنم .
""فریه""، یکم انگور بیار بخوریم .
باشه بابا . ...
چیکار میکنی، ""اسما""؟
اینو یکم نگهد ار !
این از بیخ دیوونه ست !
این دیگه چجور عاشقیه؟
""اسما""، میافتی!
فانوسو بده پایین .
ولش کن . من میگیرمش.
نفت میریزه روت آتیش مگیری ! - تو ولش کن !
فریهای باهو ش خودم .
""فریها"" چیه؟ خو اهر، خو اهر!
نمیدونم شبیه کی شده؟
الان ""ماریا"" خانوم میشنوه . - او ن خیلی وقته خو ابیده .
مبارک باشه.
خیلی قشنگه.
نمیشد صورتتو اصلاح کنی؟
پوست معلوم میکنه. مادرم شک میکنه.
پیرهن نو رو بر ای عروسی می پوشیدی .
بابا ! یکم حرف نزنن .
ببین ستاره ها چقدر قشنگن؟
الا ن نه.
چی د اری بهم میدی؟
این سمه، سم .
بابا بخور بر ات خوبه.
نمیخو ام بخورم خیلی تلخه.
مرد گنده . نمیذ ارم منو و ل کنی و بری .
این حرفو مادر .
زنده باد مادر . د اری رشته درست میکنی، ها؟
کجا بودی؟ منتظر تو بودیم . پیرهن تازشم پوشیده !
بچه رو اذیت نکن .
""مصطفی".
د اری اشتباه میکنی، پسرم .
دختر جوونه. بعد ا عاشقت میشه.
دحتر مسلمانه. عاقبتی ند ارین .
با اینکه سلطنت اعلام کرده بود ولی هفت مسیحی...
...رو که خودشونو فا ش کرده بود ن توی تر ابزو ن د ار زد ن .
بهشو ن گفتن به دین پشت کردین .
هر چی گفتن ما همیشه ""ارتودکس"" بودیم و مسیحی مخفی شدیم ، سودی نکرد .
دیگه اینطور نیست . وضعیت تغییر کرد .
قو انین جدید صادر شده .
بخاظر مسیحی بود ن دیگه کسی تحت فشار قر ار نمیگیره .
هیچکس نباید مالیات پرد اخت کنه.
عثمانی...
...در مقابل فشار روسیه و اروپا این قو انین رو صادر کرد .
حرفت درست ""استلیو"" افندی ،...
...اما اروپا ، فر انسه و انگلستا ن کجا ...
...و ما کجاییم .
یونا ن که نمیاد جلوی عثمانی بایسته.
روسیه هم درگیر میشه ولی در آخر با عثمانی به تو افق میرسه.
از ما کی حمایت میکنه؟
وضعیت این طور نیست .
اروپا اجر ایی قو انین رو دنبا ل میکنه.
همینجا ...
...توی تر ابزو ن سفارت د ار ن .
بفرمایین جناب سفیر.
بر ای شما پیغام عالیجناب تز ار رو آوردم .
به همه شما سلام رسوند .
بر ای اجر ای قو انین جدید به پادشاه یک یادد اشت د اد .
پادشاه هم به عالیجناب ضمانت د اد .
به هیچ وجه نترسید .
عالیجناب تز ار ...
به ما دستور د اد که اگر حتی یه مو از سر یک ""ارتودکس"" کم بشه بهش خبر د اده بشه.
درسته، هیچ دلیلی بر ای ترسیدنتو ن وجود ند اره .
در روز مریم مقد س همه شما دینتو ن رو فا ش می کنین .
این خبر رو به کسانیکه اینجا نیستن و خبر ند ار ن برسونین .
بر ای تغییر دین و مسلما ن شد ن تحت فشار قر ار گرفتیم .
بخاطر اد امه د اد ن به دینمو ن از ما مالیاتهای سنگینی گرفتن .
""گیزیا""... یعنی باج.
بعضی از ما وضع مناسبی بر ای پرد اخت این باج ند اشتن .
خودشونو مثل مسلما ن نشو ن د اد ن .
کلیسا اونارو بخشید .
بخشید چو ن میدونست خد اوند ما روی خو ش نشو ن میده .
شماها 0 0 2 ساله که در این وضع هستید .
کلیسا از رنجهایی که میکشید خبر د اره .
به مسجد رفتید ، نماز خوندید !
مرده هاتونو توی قبرستونهای مسلمانها دفن کردین .
ولی، دیگه شر ایط تغییر کرد .
دیگه بخاطر مسیحی بودنتو ن باج پرد اخت نمیکنید .
دیگه فقیرترین شما هم میتونه علنا به دینش عمل کنه.
کلیسای شما اینو از شما انتظار د اره .
ما قبل از اینکه مسیحی باشیم ، چی بودیم؟
آخه اینهمه دین بر ای چی درست شد؟
مگه یه دین به کجامو ن نمیرسه؟
و ل کن بابا !
میدونی چر ا به بابای من میگن حاجی ""سلیمان""؟
چو ن بجای یکی که مجا ل حج رفتن ند اشت به مکه رفت .
می فهمین؟
آدم خیلی پولد اری بود .
آدمای زیادی بود ن که میخو استن بجای او ن به حج برن .
ولی او ن از بابای من خو است .
به بابام گفت ، تو یه انسا ن کاملی،
اگر تو بجای من به حج بری ، خیالم ر احت میشه.
گفت ، فریضه دینمو به دست تو میسپرم .
بابام نتونست حرفشی زمین بند ازه .
ازش خیلی خوبی دیده بود .
ویلایی که تو ش نشستیم رو هم بخشید به ما .
او ن مرد بعنو ان حاجی مُرد .
بابام بعنو ان ""حاجی سلیمانن "" محترم شناخته میشه.
حا لا ، فرد ا بلند بشه...
...و بگه، ای اهالی من مسلما ن نبودم . من ارتودوکسم .
یکم از هم فاصله بگیریم و همه باهم و ارد ساحل نشیم .
همه با هم دیده نشیم .
او ن خوب نمیشه. - این حرفو نزنن .
""امینه"" اومده .
بذ ار بخو ابه، ننه.
بچه رو نیاورده .
بر اتو ن نیاش گرم کنم؟
آره ، خوبه.
""یاشار"".
از شیر گرفته شده؟
بچه ""امینه"" از شیرگرفته شده؟
نه! - تو بردی پیش خودت؟
دیدی چی شد؟ چطور بید ار نشدیم؟
وقتی خو اب بودیم ، ""احمد"" اومده اونو برده .
دعو ا کرد ن؟
""امینه"" میخو اد جد ا بشه. ""احمد"" و خانو اد ش میخو ان مسلما ن بشن .
- یعنی چی؟ - تصمیمشو ن رو گرفتن .
و بچه رو هم غسل تعمید نمیکنن .
ننه؟
حالت چطوره ، ننه؟
شوهرت بچه تو دزدیده .
- چی میکی، ننه؟ - دزدیده .
مردک ""بز پدرر"". چطور شد من بید ار نشدم؟
چطور نشنیدم؟
بابا که نیست ، دزده !
خونه شونو آتیش میزنم . بچه مو دزدید .
#خو اهرز اده د اییش ""یاشار"" حالش خوب میشه#
#خو اهرز اده د اییش...
چه میکنی، ""لطفی""؟ بچه سرد ش میشه.
""یاشار"" خیلی مریضه، د اد اش .
توی مه گرفتمش، حالش خوب میشه.
""امینه""، ننه، ""یاشار"" اینجاست ، د ارم میارمش.
- بچم کجا بود؟ - ""لطفی"" برده بود بیرو ن .
- برو یه چیزی تنت کن . - این موقع شب بچه رو بردی بیرو ن؟
برو تو رختخو ابت ببینم ، میکشمت !
""سافیه""، بچه نمیذ اره من بخو ابم . نذ ار گریه کنه.
نگذ ار گریه کنه.
د ارم همین کارو میکنم آدم گنده . همین کارو میکنم .
فور ا باید غسل تعمید ش ننه.
وگرنه وقتی بمیره نمیتونه بره به بهشت .
باشه دخترم ، باشه.
#پسرم که توی ننو خو ابیدی#
#قربونی چشمات بشم من #
#شکر مادر ش#
""پدرر ، پسر و روح مقد س .""
""اشهد ان لا اله الا الله""
""و اشهد ان محمد رسو ل الله""
بدین به من . شما برین د اخل .
خو ش اومدین . - خیلی ممنو ن . پسرم .
خو ش آمدین .
خسته شدین . یکم بشینین .
نه، لازم نیست . اجازه بدین کارمونو بکنیم .
من بیرونم ، بابا .
""امینه""!
چه خبره؟ چر ا هجوم آوردی؟ - اومدم زنم و پسرم رو ببرم .
خو اهرم اگر خود ش بخو اد میاد .
اگر خو اهر توئه ز ن منم هست . میخو ام ببرمش.
چه جوری میبری؟ مگه لات چاله میدونی؟
برو تو !
وقتی د اشتین مسلما ن میشدین ، از اونم پرسیدین؟
اینهمه صحبت کردیم ، ""مصطفی". مگه نمیدونی؟
تو اصلا نمیدونی چی د اریم میکشیم؟
مگه چاره دیگه ای د اشتیم؟
از اینطرف میترسیم که افشا بشیم ،
از اونطرف هم مسیحی ها تحقیرت کنن .
بسه بابا ! ...
نمیتونی بگی، میبرمش. میفهمی؟
خو اهرم اگر بخو اد باهات میاد .
خیله خب . پس بذ ار باها ش حرف بزنم .
نمیشه. - چر ا نمیشه؟
آمین .
درو ببند . بچه سرد ش میشه.
او ن درو ببند !
عجب زن لجبازی هستی!
خیلی تب کرد . منم خیلی ترسیدم .
گفتیم که غسل تعمید ش کینم .
بچه من هیچیش نیست . یه جوری حرف نزنن که انگار د اره میمیره !
یا لا ، جمع و جور کن بریم .
بچه تو غسل تعمید هم کردی . دیگه چی میخو ای؟
خوبه دیگه.
اگر شما نبودین ، ننه بزرگم نمیذ اشت خو اهرم بره .
کاری نمیشه کرد .
با مسلما ن شد ن بلا به سر خودشو ن آورد ن .
ما به خاطر عیسی بخشیده شدیم .
ما ، ""ارتودکس""ها ...
...مسیحی ها هم . عیسی بخاطر ما او ن عذ اب رو کشید .
بخاطر اینکه ما بخشیده بشیم .
با ترک عیسی گناه بزرگی مرتکب شد ن .
خو اهرم ، گناهی مرتکب نشده؟
دینشو که تغییر نمیده .
ما بعنو ان کلیسا ر اضی به اینکار هستیم .
تحت شریعت اسلام د اریم زندگی میکنیم .
مادر ان پادشاه و زنا ن پادشاه ، توشو ن مسیحی هست .
اگر برعکس بشه چی؟
اگر یه دختر مسلما ن با یه مسیحی ازدو اج بکنه چی؟
این خیلی ر احتتر قبو ل میکنیم .
مذهب از طرف مرد اد امه پید ا میکنه.
اما اسلامیت ما رو از دین برگشته حساب میکنه.
مجازاتش... تا مرگ ر اه د اره .
تمام روز رو توی خونه حبس شدی .
نه، بابا ! میتونستم برم . کی میخو است منو بشناسه.
یکم صحبت کردیم .
هو ا هم د اره تاریک میشه.
یکم بگذره ، میرم .
- او ن مرد کی بود؟ - کدوم مرد؟
همونکه پیشش بودی . توی اتا ق؟
دوست سربازی بابابزرگ .
- خیلی جوونه، نه؟ - جوو ن نشو ن میده .
کی به من کمک مبکنه؟
"مصطفی""، ""مصطفی".
بید ار شو .
پاشو پسرم . د اره اذ ان میگه.
- باید بری نماز. - بابام بره .
بابا بر ای چوب بری رفته جنگل .
یه مرد از خونه باید بره . بابابزرگت هم که نمیتونه بره .
همه که به مسجد نمیرن !
ما همه نیستیم . ما باید بریم .
دختر ا خیلی پسند میکنن .
یه دختر پسند کن که عروسی هم بر ای تو بگیریم دیگه!
محمد !
محمد ، زود با ش بیا !
د ارم میام .
""مصطفی".
کجا موندین تا حا لا؟
چو ن تحصیل کرده ، ما رو منتظر میذ اره . - به به، محمد ! . .
خو ش اومدی .
ممنون ""مصطفی"". پدرربزرگت مریض بوده . حالش چطوره؟
همونجوری .
- سلام . - سلام .
این جدیده ، پسر؟
""سو لا""، بیا !
""امینه""!
رقص کمانچه شروع شده .
د اد اشام د ار ن میا ن .
- پسر، ""لطفی""! - آقا ""سامی"" سلام .
خو ش اومدی .
خو ش اومدین . - خیلی ممنو ن/
خو ش آمدی ، ""مصطفی""، حالت چطوره؟
عروسی خیلی قشنگی د اری .
- چقدر انگور از ما ل شما درمیاد؟ - چهار یا پنج سبد .
صبح ما ل شما رو جمع میکنیم ، بعد میریم سر اغ ما ل ما .
باشه. .
- فرد ا می بینمت . - شب بخیر.
شب میای؟
اگر خو ابیده باشن ، چر اغ میند ازم .
- به چی نگاه میکنی؟ - چی حرف میزدین؟
پرسید کجا قر اره اتگور جمع کینم .
آره ! منم باور کردم !
- ای ""لطفی""! - نکن دیگه!
""توسباش"" هم از این سفیدی روی سر تو د اره !
- نه بابا ! . . - دروغ میگم؟
تو برو خونه. برو دیگه.
خیر باشه؟
اهالی ما بر ای ملاقات پدرربزرگت اومد ن .
اگر چیزی لازم د اشتین به ما خبر بدین . خوبی های زیادی به ما کرده .
سایه تو ن کم نشه.
- ""مصطفی""؟ - منم پدرر .
"آیشه""، ""لطفی"" رو ببر بخو ابو ن .
بچه هنوز نمیدونه؟
هنوز کوچیکه. خیلی کوچیکه.
همه این مشکلات تموم میشن . تموم میشن .
اگر کار با پیرها باشه، اینکار همینجوری پیش میره .
ما پا پیش میذ اریم . جوونا .
قو انین هم که اجازه مید ن . دیگه منتظر چی هستیم؟
میریم میگیم : دوست من ما ""ارتودکس""یم .
- شب بخیر. - شب بخیر.
صبح دیر نیاین . - باشه، شب بخیر.
شبتو ن بخیر. - شب بخیر.
- شب بخیر. شب بخیر، ""محمد"".
شما رو تا خونه میرسونم .
بر ات زحمت نباشه؟ - چه زحمتی؟
شب بخیر.
ممنو ن .
شب بخیر.
کسایی که از عروسی برمیگرد ن تیر اند ازی میکنن .
خیره انشا ا...
به دو گروه تقسیم بشیم . ما رو پر جمعیت نبینن بهتره .
من نمیخو ام ، بابا .
افشا کرد ن ""ارتودکس"" بودنمو ن رو .
میدونم ساده نیست .
اینهمه مدت فکر کرد ن ما مسلمانیم .
من ""اسما"" رو دوست د ارم ، بابا .
اگر افشا کینم ، نمیتونم اونو بگیرم .
اگر افشا هم نکنیم چجوری میخو ای اینکارو بکنی، پسرم؟
با یه دختر مسلما ن؟
- یه ر اهی بر اش پید ا میکنم . - مگه ر اهی هم د اره ، پسرم؟
همیشه با امثا ل خودمو ن ازدو اج کردیم .
بابابزرگت با ننه بزرگت . مادرت و من .
خو اهرت .
دوست د اشتیم یا ند اشتیم ، با همدیگه ازدو اج کردیم .
""اسما"".
""اسما"".
دیشب کلی چر اغ اند اختم .
مهما ن د اشتیم . بر ای دید ن بابابزرگم اومده بود ن .
تا نصف شب منتظر شدم .
خب ، نشد ! .
""اسما""!
""اسما""!
خیله خب . میخو ام انگورها رو بریزم تو سبد .
و ای ! قاچاقچی های توتو ن .
بذ ار من بگیرمت .
دختر تو چقدر هم خوشگلی. نکنه اهل رومی؟
ما به ایر ان میریم ، میخو ای تو رو هم ببرم؟
تو رو لای ابریشمای ایر ان میپیچم .
- آشغا ل بی همه کس! - و ایسا ، میکشمش!
- صبرکن ، ""محمد"" اومد . - برید گمشید ، ببینم !
صبر کن . پسر ""فند اغلو""هاست .
آفرین پسر.
""ماریا"" خانم ، یا لا یه د استا ن بر ای ما تعریف کن .
خو اهش میکنم .
قبلا در جایی که صومعه ""سوملا"" قر ار د اره ...
...یه دختر شاه پریو ن خیلی زیبا زندگی میکرد .
انقدر خوشگل بوده که حتی ماه بهش حسادت میکرد .
اینو دیروز توی آسیاب تعریف کردی . یه قصه جدید تعریف کن .
خو اهرتو تعریف میکنی؟
- آره، ""ماریا"". - اونو نمیتونم تعریف کنم .
دیشب توی خو ابم دیدمش.
هنوز د اشت میسوخت؟
د اره قصه میگه؟ - آره .
یا لا دیگه "ماریا"" خانم . آخی! بازم خو ابش برد .
دلش نمیخو اد خو اهرشو تعریف کنه.
مگه ""ماریا"" خانم خو اهر د اشته؟
آره . یه دختر خیلی خوشگل بوده .
عاشق یکی شده . خیلی همدیگه رو دوست د اشتن .
ولی عاشقش مسیحی بوده .
نه، عاشقش مسلما ن بوده . خود ش مسیحی بوده .
و اقعا؟ - دینشو ن فرق د اشته، آره؟
هم مسیحیها و هم مسلمانها ، نذ اشتن او ن دو تا بهم برسن .
فصل صحر ا بود . همه به صحر ا رفته بود ن .
پدرر ش دخترو توی خونه حبس کرده بود .
چو ن پسره تو صحر ا بود .
هردوشو ن هم د اشتن مثل شمع آب میشد ن . عشقشو ن دیوونه و ار بود .
دختر، از پنجره به صحر ا نگاه میکرد و گریه میکرد .
یه روز دیده که از طرف دریا ابرها د ار ن اونطرف میا ن .
به خود ش گفته، چی میشد اگر...
...قاطی این ابرها میشدم و به صحر ا میرفتم و عشقمو بغل میکردم .
بعد چی شد؟
خب بعد ش خودشو آتیش زده .
آتیش زده که دود ش همر اه ابرها بشه.
اونجوری تونسته بره به صحر ا.
بعد عشقشو پید ا میکنه و کاملا به دور ش میپیچه.
پسره از گرما گر گرفته بود .
همه توی صحر ا با بلوز میگشتن ولی پسرک عرق میریخت .
بعد همه چیزو فهمید . فهمید که...
...عشقش بر ای اینکه بیاد پیش او ن خودشو آتیش زده و ...
...دود ش رو قاطی ابرها کرده .
بعد پسر گفت ، ای مردم ،
ای مسلمانها و مسیحیها ...
...دست به دست هم د ادین و جلوی خوشبختی ما رو گرفتین .
...امیدو ارم که شما هم رنگ خوشبختی نبینین .
بعد هم خودشو آتیش زد .
و دودشو با دود عشقش یکی کرد .
بیاین اینجا که مردم ""دره بویو"" شما رو ببینن .
- اسمت چیه؟ - ""الکس"".
- اهل کجایی؟ - ""یومر ا"".
بگیر!
تو ""حسنی""، نه؟ رییس کارو ان .
دیگه پاتو توی این زمینا نذ ار ، فهمیدی؟
پایه ""ساج"" رو بذ ار اینجا .
پیش پدرر ش دفنش میکنیم ، ننه.
تو او ن قبرستا ن ده ها آدم مثل ما دفن شده .
ر احتش نمیذ اره !
دلت میخو اد توی کدوم قبرستا ن دفن بشی؟
""سلیمان""؟
دوست د اری کجا دفن بشی؟
""سلیمان""؟
میخو ای کجا دفن بشی؟
من نمیخو ام دفن بشم !
""سلیمان""، ""سلیمان""؟
بیا ننه بزرگ . - کجا؟ - اجازه بده بخو ابه.
تا وقتی هوشش سر جاشه باید باها ش حرف بزنم .
باید بدونیم کجا میخو اد دفن بشه؟
- شب همتو ن بخیر. - شب بخیر.
- دستت درد نکنه، ""اسماعیل""، تو برو . - نه، بذ ارین بمونم .
- اینجا نور هست دیگه. - خوبه پس.
""اسما""، فرد ا با هم بریم بر ای شیره انگور گرفتن . - باشه.
""اسما""؟
- بیا فر ار کینم ! - دیوونه شدی؟
بیا از اینجاها فر ار کینم ""اسما"".
د اری شوخی میکنی، مگه نه؟
خو اهرم تا دو ماه دیگه ازدو اج میکنه.
بعد از او ن هم ما ازدو اج میکنیم . بابام قبو ل میکنه.
""اسما""!
الا ن میام .
نکنه خانو اده تو نمیخو ان؟ - نه، نه.
اگر خیلی میخو ای ...
...قبل از عروسی زنت میشم .
پس کجا موند؟
""اسما "" کجاست؟ .
الا ن پشت سرم بود !
""اسما""؟
دستشویی د اشتم .
- دو قدم تا خونه مونده ! - خب خیلی فشار آورد .
بدهش به من .
خو ش اومدین . - خیلی ممنو ن .
بفرمایین .
اگر خو اب باشه چی؟
نه، نه. شما رو ببینه خوشحا ل میشه.
خو ش اومدی .
فرد ا رو که یادت نرفته؟ - مگه میشه؟
خوبه. ""یورگو"" رو هم ببریم . - ببریم .
اینار باید اونارو ببریم . - میبریم .
این حرفو نزنن . خیلی خوب بازی میکنن . مثلا "نجمی"".
برنده میشیم .
خوبه. پس به کارت برس .
فرماند ار تا دم پل اومده بود ،...
...اونطرف دره از زیادی سرباز دیده نمیشد .
ما 0 5 یا 0 6 نفر بودیم .
خد ا بیامرز پدررت رفت با لای پل و به فرماند ار گفت :
...اگر یه قدم دیگه برد اری ،
با گلوله میزنمت .
پدررت تیر اند از نامد اری بود .
فرماند ار رو از زما ن ""قتلعامم"" میشناخت .
در مقابل مسکو با هم جنگید ن .
فرماند ار به پدررت گفت : ""تو از دولت سرپیچی میکنی، ""اسماییل""؟
""حتما میدونی مجاز اتش چیه؟""
پدررت گفت : ""میدونم .
جو ن این ملت از مالیات در اومده و ...
...تو مالیات رو اضافه میکنی؟""
""با لاتر از مرگ وجود ند اره .""
""هیچ بنده خد ایی قبل از اینکه از روی ...
...جسد من نشه، نمیتونه و ارد اینجا بشه.""
پدررت مرد حرفش بود .
فرماند ار فهمید که ساده نیست ، حرفشو عوض کرد .
به پدررت گفت : ""اسماییل""، ""اسماییل""،
""مسکو تا دم درو ازه ما اومده ...
...و تو د اری شور ش به پا میکنی.
فرد ا که و ارد اینجا شد ن چیکار میخو ای بکنی؟""
پدررت گفت : ""هیچکس هیچ گوهی نمیتونه بخوره !""
""تو چیز مسکو هم ****
عجب آدم عوضی بود !
""سو لا""ی بیچاره ... میگه بخاطر محمد حاضره دینش رو هم عوض کنه.
چر ا بهش میگی بیچاره؟ خب عاشقه. .
همینطوره .
به روح مُرده هات صلو ات .
تموم شد؟ یعنی برنده شدین؟ - هنوز نه.
نه، الا ن قر اره با لای کوه بریم .
با نوکش باید بزنی، درسته؟
""محمد""، آب میخوری؟
خیلی عرق کردی .
لباساتو عوض کن . مریض میشی.
بگیر.
- آب د اری؟ - آره .
""محمد""!
این پیش من میمونه.
بگیرش .
و اسه چی میخندی ، مردک؟
مثل زنا !
چی د اری میگی، مرتیکه؟
- ""مصطفی"! زشته! - ""نجمی"! نجمی، و ایسا ، زشته.
- الا ن مادرتو ... - و ایسا ببینم تو !
زشته بابا ! - بهت نشو ن میدم .
تو ما ل این حرفا نیستی!
ازت یه خو اهش د ارم ""سو لا"".
انگور هم هست . ولی خیلی زیاد آوردی ، دخترم .
نو ش جانت باشه، ""ماریا"" خانم .
خیلی خوشمزست .
انشا ا... امسا ل میوه زیاد میشه.
بهش بگو یکی دیگه رو دوست د اره ، ""سو لا"".
سلام برسو ن .
منو بعنو ان خو اهرش بدونه.
"مصطفی""؟
"مصطفی""؟
""مصطفی"!
""مصطفی"!
""مصطفی"!
"مصطفی""؟
کی بوده؟ - نپرسیدم .
باید درکش کنی.
چی د اری میگی ""سو لا""؟ چه درکی؟
من ""اسما"" رو دوست د ارم .
سر تو د اد نزندم ""سو لا"".
زود بفرست خو استگاریم .
همین فرد ا.
مگه چی شده؟
قر اره بیا ن خو استگاریم . - کی؟
پسر ""فند اغلو""ها .
"محمد"". میخو اد منو بگیره .
اگر ""فند اغلو"ها بیا ن خو استگاری . خانو اده من نمیتونه جو اب رد بده .
- فر ار میکنیم ! - چر ا؟
اگر قبل از اونا بیاین خو استگاری ... - فر ار میکنیم ""اسما"".
الا ن چیزی نپرس .
دلیلشو بعد ا بهت میگم .
به من اعتماد د اری ، درسته؟
آماده با ش . بهت خبر میدم .
قبوله؟
قبوله.
باشه. .
آدمای دنیا دیده ای هستن .
دخترشو ن هم قشنگه.
بذ ار پسره او ل ببینه.
اومد .
من بر ای این میگم که بهم میا ن .
بهش بگو از نظر پدررت مناسبه.
- د ارم عذ ا آماده میکنم ، آقا . - گرسنه نیستم .
دیر کردی ، پسرم .
چیه؟
پدررت دختر ""کند اکچی"ها رو دیده .
بر ای تو خیلی مناسب دیده .
تحصیلت هم که د اره تموم میشه.
تو تنها مرد ""فتد اغلو "ها هستی.
یه لحظه بیا ، مادر .
- آقا ""یعقوب"". - بیا ""رجب""، بفرما .
مجید خا ن منو فرستاد . آخه فرماند ار د اره میاد .
میدونم . بر ای استقبا ل میایم .
نه، ""مصطفی" خبر کرده .
قر اره با "محمد "" جلوی فرماند ار نمایش چاقو بد ن .
باشه. .
""اسما""؟
چیکار میکنی؟ موقع شب ایتا بر ای چیه؟ - میخو ام بهشو ن هو ا بدم .
""اسما""، از این بر ای من هم میبافی؟
- ما ل تو باشه. - نه، نمیشه.
من بر ای خودم میبافم . عروسی تو نزندیکه.
برم اینارو آویزو ن کنم .
بیا بریم تماشا ، فرماند ار "تر ابزو ن"" اومده .
خو ش اومدید جناب فرماند ار .
حالتو ن چطوره، ""مجید"" خا ن؟
زیر سایه شما ، خوبم خد ا رو شکر.
کشیش و ملا کنار هم . چقدر قشنگ . چقدر قشنگ .
مردم ""دره بویلو""...
...الا ن به افتخار فرماند ار محترم "هورون ""(رقص محلی) برگذ ار میشه.
و بعد از او ن ""هورو ن چاقو"" برگذ ار میشه.
و بعد ضیافت ""مجید"" خا ن برگذ ار میشه. حسابی بخورین و بنوشین .
تو دختر ""امبن"" هستی، درسته؟
کوچیکه؟
ماشا ا..
صبر کن "آین"" خانم . بذ ار یه سرشو من بگیرم .
از اینجاها بذ ار برو !
دیشب د اشتم بهت شلیک میکردم .
بزور جلوی خودمو گرفتم .
بجز تو هر کس دیگه ای بود شلیک میکردم .
تو نمیدونی، "محمد "". من و ""اسما--
دیگه نبینم !
- تو مگه آدمکشی؟ - اگر لازم باشه!
خودت میدونی.
جلوت دشمن نایستاده .
"مصطفی""، با گلوله میزنمت !
بذ ار او ن انتخاب کنه.
یو اش !
او ن حرکتای چاقو چی بود؟
""هورو ن چاقو"" اونجوریه. مگه اصلا ندیدی؟
نه، نه. انگار از روی کینه بود .
انگار میدونست تو رو دوست د ارم .
بدونه چی میشه؟
چشم مادر ش هم همش روی من بود .
فر ار میکنیم ""اسما ""، امشب .
امشب؟ چجوری؟
با خودم چی برد ارم؟
""اسما""!
امنیه فرماند اره .
حد اقل بذ اریم فرد ا شب .
باشه. فرد ا شب .
""فریه""، چه خبرته؟
""فریه"" نه، خو اهر، خو اهر. به مادرمو ن چی میخو ای بگی؟
وقتی ملا و کشیش همدیگه رو بغل کرد ن ...
...گفت من فرماند ار هر دوی شما هستم .
تبعیضی وجود ند اره .
آره ، برو جلو بگو من ""ارتودکس"" هستم ، اونموقع ببین چی میشه؟
او ن فرق د اره . اونا فکر میکنن تو مسلمانی.
از دین برگشته بحساب میای و د ارت میزنن .
وقتی در ر اه دین بمیری میری بهشت دیگه!
زبو ن بازی نکن .
اگر دست جوونا باشه، یه لحظه هم صبر نمیکنن .
پسر من میگه میخو ام برم بیرو ن فریاد بزنم که من "" ارتدوکس"" هستم .
باید عاقل بود ، عاقل .
اینروزا، روزای به هم ریخته ایه.
- با اجازه ! - به سلامن . .
بابا ! . .
میخو ام یه چیزی بهت بگم .
بگو پسرم .
بخاطر خد ا بهم نه نگو .
میخو ایم فر ار کینم .
""سلیمان""!
و ای ! بابام مُرد .
"یعقوببم"".
بابات رفت !
"یعقوببم"".
""یعقوبم"" مردمو ن رفت !
رفت ! با ل و پرم شکست !
تسلیت میگم ، بر ادر . - خیلی ممنو ن .
- خد ا صبر بده . - خد ا بهش آر امش بده .
دوستا ن سلامن باشن .
حا لا باید چیکار کنم؟
"آیشه""؟
مر اقلب مادر با ش .
یه کاسه آب بدین .
"مصطفی""، بیا باهات حرف د ارم .
""لطفی""، تو همینجا بمو ن .
شبتو ن بخیر. - شب شما هم بخیر.
فرد ا صبح ""یونس"" باید قبل از ملا اونو بشوره .
بابام ختنه نشده بود .
اگر ملا بشوره ...
""یونس"" از خودمونه.
باید بهش خبر د اد که بیاد .
تو کدوم دهاته؟ - ""مایر او ا"".
خونه کنار مسجد .
اگر بگی مرده شور ، همه میشناسن .
بابا . . .
به هر چیزی فکر کردم بابا .
حتی به مسلما ن شد ن هم فکر کردم .
اما نتونستم به عیسی خیانت کنم .
نتونستم شما رو زیر پا بذ ارم .
فر ار میکنیم ، چاره دیگه ای نیست .
او ن چی میگه؟
- قبو ل میکنه. - نه، به مسلما ن نبودنت؟
هنوز نتونستم بگم .
وقتی رفتیم بهش میگم .
چب میخو ای بهش بگی، پسرم؟
نمیدونم بابا .
میدونم که دوستش د ارم . خیلی دوستش د ارم .
اونم منو خیلی دوست د اره .
مصادف شد با مرگ پدرربزرگم .
""لطفی""؟
بیا ببینم !
دیگه بزرگ شدی .
بیا صحبت کینم .
منم به سن تو بودم که بهم گفتن .
که مسلما ن نیستیم .
که اعتقاد اتمو ن فرق د اره .
یعنی...
به بعضی چیز ایی که ما اعتقاد د اریم ، اونا ند ار ن .
به بعضی چیز ایی هم که اونا اعتقاد د ار ن ، ما ند اریم .
خد ا رو باور ند اریم؟
نه، ""محمد"" رو .
سلام علیکم . - علیکم سلام .
دنبا ل خونه ""یونس"" د ایی میگردم . - ""یونس""؟
نه، نه. ملا رو نه. مرده شور رو .
خیله خب . باشه. ""یونس"".
- پدرر بزرگم فوت کرد . - خد ا رحمتش کنه.
بهت تسلیت میگم .
اهل کجایی؟ پدرربزرگت کیه؟
حاجی ""سلیمان"". از ""مورچیو ا"".
بیافت جلو .
بیا اینو بگیر. آخ!
به ""مورچیو ا"" بر ای تشییع جنازه میرم .
او ن اینجا چیکار د اره؟
پدرر بزرگش مُرده . حرفی د اری؟
دیگه تو رو اینطرفا نبینم . وگرنه حسابت رسیده میشه.
- خو اهیم دید . - ببین منو !
برو کاسه آب رو از د اخل بیار !
مسئله دختره؟
با پسر من؟
نه، الک دولک بازی کردیم .
یا لا ر اه بیافت .
پیش نماز بودی ! - وقتی امام جماعت نیست .
که متوجه نشن ""ارتدوکس"" هستین !
اولش اونجوری بود ولی الا ن پیش نمازی میکنم .
در اصل میشد یه ر اه میانی پید ا کرد ، ولی...
تولدها ، مرگ ها و عقدها کار ا رو میریزه به هم .
هر دینی میگه که باید حرف ، حرف من باشه.
یکم گشت زدم .
پدرت قبو ل کرد . ""اسما"" رو میگیریم . خیالت ر احت باشه.
به چی نگاه میکنین؟ برین ببینم .
برین .
ای جماعت این آدم رو جطور میشناسین . - خوب .
حقتون رو حلال میکنین؟ - حلال باشه.
حقتون رو حلال میکنین؟ - حلال باشه.
حقتون رو حلال میکنین؟ - حلال باشه.
از طرف من هم حلال باشه.
صبر کنین .
صبر کنین ، صبر کنین ، صبر کنین .
شوهر من ""سلیمان"".
با اسم ""یوهانس"" غسل تعمید شده .
مسلمان نیست .
شوهر من مسیحیه.
مادرم راست میگه.
خد ا گناهانمون رو ببخشه.
همین چند وقت پیش با هم نماز جمعه خوندیم . زشته!
آره . این بی احتر امیه!
هی، ساکت ، ساکت بشین !
حکم دادن در حد ما نیست .
این مسئله ای بین خدا و اونهاست .
اینهمه سال همسایگی کردین .
چه بدی ازشو ن دیدین؟
باهاتو ن بی عدالتی کردن؟ حقتون رو خوردن؟
به نامو س هیچکدومتو ن نگاه چپ کرد ن؟
""سلیمان"" جانباز جنگه. اینو میدونین؟
تو گردان پدرم ، در مقابل روسیه...
...بخاطر این وطن جنگید .
پدررم مثل بر ادر ش دوستش د اشت .
همین الا ن همتو ن گفتین که حقتو ن رو حلا ل کردین .
در حضور خد ا دروغ گفتین؟
دروغ گفتین؟
ما نمیتونیم تو کار ای اعتقادی دخالت کینم .
اینو خد اوند میدونه.
بریم بابا ! کافر بوده ! مگه نشنیدین؟
و ل کن دیگه!
از ما میخو ای چیکار کینم؟
توی قبرستا ن مسیحی دهات ""اوشومی"" دفن بشه.
چشم !
به خاطر رضای خد ا، متوفی رو به روستای ""اوشومی" میبریم .
اگر آماده بشید خوب میشه، ملا افندی . - باشه. .
خد ا ازت ر اضی باشه.
- فکر کنم آدمای فقیری هستن . - درسته.
د ار ن اشتباهی میرن . - اینجا ، اینجا . کجا میرین؟
بیا . برو تو تویله.
زود باش .
مگه بر ای تشییع جنازه نرفتی؟
ولش کن اونو ""فریه""!
مال کافر رو ببرین بهش پس بدین !
""فریه""، ""اسما""! اینو از اینجا ببرین .
چه کافری؟ چی د اری میگی؟
یارو دین مخفی د اشته.
- حاجی ""سلیمان""؟ ! - حاجی! کدوم حاجی؟
کافر بوده . ""ارتدوکس""!
""اسما ""، خو اهرم . نار احت نشو .
اگر بعد از ازدو اج فا ش میشد ، چی؟
""فریه"" ""اسما""، کجایین؟
اینو از اینجا ببرین .
من میبرم.
خو ش اومدین . اونجا بذ ارین .
حو استو ن باشه!
حیوونا از گشنگی مرد ن .
من و ""مصطفی" نگاه میکنیم .
""توسباش"" اومده .
معلومه ""امین"" خیلی عصبانی شده .
""اسما"" رو ندیدی ، نه؟
حتما حالش خیلی بد شده ، بیچاره .
یکم اطر اف آروم بشه، یه ر اهی بر اش پید ا میکنیم .
بر ای امشب حرف زدیم .
ایکا ش دیروز میرفتین .
درو باز گذ اشته بودیم؟
آسیبی نزند ن .
از اینجا اسباب کشی کنین ، چطوره؟
دیگه نمیتونین فر ار کنین ، ""مصطفی".
حا لا که ""ارتودکس"" بودنت معلوم شده !
التما س میکنم ، بابا .
بخاطر خد ا.
به مادرم نگو .
فعلا .
""مصطفی".
تمام شب بخاطر اینکه نظرت عوض بشه دعا کردم .
حا لا دعا میکنم که خد ا کمکت کنه.
ممنونم بابا .
بر ای عروسیت جمع کرده بودم .
ممنونم بابا .
برو.
هیچ جا نمیتونی بری !
یو اش ! التما س میکنم !
برو تو . دیوونه شدی؟
- ""اسما""! - بابام میشنوه ، التما س میکنم؟
""اسما ""، مگه نشنیدی چی شده؟
متوجه نشدی؟ مسلما ن نیست .
من عاشق او ن شدم .
چو ن بهم قشنگ نگاه میکنه دوستش د ارم .
برو تو ""اسما "".
دوستش د ارم چو ن حتی وقتی کنارشم دلتنگم میشه.
حا لا فهمیدی؟
شما رو میکشن . د ار میزنن .
او ن بخاطر من خطر میکنه. من نکنم؟
اینجوری نیست ""اسما"". حتی اسمش ""مصطفی" نیست . - من بهش ""مصطفی"" میگم .
نترس ،
خد ا به ما کمک میکنه.
کار بدی که نمیکنیم .
الا ن منتظره .
اجازه بده برم ، خو اهر.
برو.
ولم کن .
بیخودی سعی نکن !
اگر بیاد میزنمش. یا لا د اد یزن .
یا لا ببینم .
به خاطر خد ا.
میزنم ""اسما"". هم ""مصطفی" رو ، هم خودمو و هم تو رو میزنم !
""مصطفی" پسرم کجایی؟
"مصطفی"" جو اب بده .
""مصطفی".
به من جو اب بده ""مصطفی"؟
کجایی پسرم ، ""مصطفی"؟
""مصطفی""، خودتو آتیش نزنن .
""اسما "" رو هم آتیش نزنن .
""مصطفی".
میشنوی که؟ او ن ز ن د اره درست میگه.
خودمو آتیش میزنم .
قبل از اینکه تو خودتو آتیش بزنی، من خودمو آتیش میزنم .
""مصطفی".
نرو ، ""مصطفی".
یا بیا ...
یا قبل از تو من خودمو آتیش میزنم .
مادر !
خودشو آتیش زد . - تو و ایسا !
مادر ، قربونت برم مادر !
مادر ، مادر ، چیکار میکنی؟
چیکار میکنی، مادر؟ چیکار میکنی؟
چیکار کردی ، مادر؟ چیکار کردی؟
"آیشه"".
قربونت برم مادر . چیکار کردی؟
آیشه؟ - چیکار کردی مادر؟
مادر؟
آیشه، چیزی نیست ، چیزی نیست .
خوبی آیشه. - خوبم ، خوبم . - چیکار کردی مادر؟
- قربونت برم . - پسرم؟ نمیری ، مگه نه پسرم؟
نمیری ، مگه نه ""مصطفی""؟
بیارینش اینجا .
باید لباساشو دربیاریم . بیارینش.
بیارین بهش ماست بمالم .
وقتی رفتیم میخو استم همه چیزو بهت بگم .
فرد ا به شهر میرم ، پیش رییس دیانت اسلام .
فرد ا بر ای خو استگاری من میا ن .
اگر قسمت بود عرو س ویلا میشم .
""اسما"".
من به دعایی که شدنی نبود ، آمین گفته بودیم .
د اره میاد . بیا "آیشه"".
""مصطفی""، ""مصطفی" خودم .
بگو مادر .
اومدی پسرم؟
""اسما""!
""اسما""!
""اسما""!
د ار ن قصه میگن ، بیا .
قصه ""اسما "" رو میگفت . - ""اسما"" و ""فوتی"".
- ""فوتی""، ""محمد"" بود؟ - نه، ""مصطفی" بود .
"محمد"" اونیکی بود . همونی که با ""اسما"" ازدو اج کرد .
""اسما""، ""محمد"" ازدو اج کرده؟
مگه عاشق ""مصطفی" نبوده؟
عزیزم ، ""محمد"" بزور ""اسما "" رو دزدیده بود .
بعد دختره با دنیا قهر کرد و بی رنگ و پژمرده شد .
من شنیده بودم با اونیکی فر ار کرده .
خوشبختی شو ن افسانه شده .
""اسما "" گفت: ""ای مردم ، ای مسلمانا ن ، ای مسیحیا ن ،""
""همه دست به دست د ادین و جلوی خوشبختی منو گرفتین .""
""امیدو ارم شما هم روی خوشبختی نبینین .""
بعد ش ...
خودشو آتیش زده و از صخره پرت کرده پایین .
هم ظلم ما ل انسانه و هم ترحم .
بعد آدمای با انصاف پید ا شد ن .
خو استن بر ای ""اسما"" یه آر امگاه قشنگ درست کنن .
که مسیحی و مسلما ن برن زیارت کنن .
هر کس خو است دعا کنه و کسی هم خو است طلب بخشش کنه.
چندین روز جستجو کرد ن ولی هیچ اثری از ""اسما"" پید ا نکرد ن .
حتی یه ذره خاکستر.
یعنی چی شده؟
یه ""ماریا""ی قصه گو وجود د اشت .
شاید شنیده باشین .
ملکه قصه گوها بود . خد ا رحمتش کنه.
مادربزرگ من هم از ش پرسیده .
گفته، ""پید اش نمیکنن .""
"آخرین بار ""اسما"" رو من دیدم .""
""با ابرهایی که از طرف دریا میومد ن پرو از میکرد .""
""بیشتر مثل پرنده ای بود که در حا ل سوختن پرو از میکرد .""
""ای یار من روی گِل پا نذ ار ، ردمو ن پید ا میشه""
""همر اه دود بشیم ، که فکر کنن ما رفتیم .""
""دنبا ل ر اه چاره گشتم . از نویسنده هر چهار کتاب .""
"آتش هم خنکه میشه، بر ای کسیکه از عشق میسوزه .""
تبدیل زیرنویس از نسخه ساب/آی دی ایکس به اِس آر تی توسط: س.سمنگانی S.Samangani.S2A T.me/@SSamanganiS2A با ما در تلگرام در ارتباط باشید
ترجمه، زمانبندی و زیرنویس رضــــاپـــــاد
ار ائه شده توسط وبسایت مووی باز WwW.MovieBaz.Us
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.