Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سلام . با یک سریال تایلندی دیگه در خدمتتان هستیم امیدوارم از تماشای این سریال لذت ببرید.با ما همراه باشید
اغفال دلربا قسمت 1
مادر. بلند شو. مادر
پا عزیز دوست دارم و به یادتم. من یک خبر تازه خوب برای گفتن بهت دارم
من فارغ التحصیل شدم. برمی گردم به تایلند
این زمانیه که من بلاخره چهره شما را می بینم و احترامات خودم را به بانی خیرم انجام می دهم
نوچ. چکار می کنی؟ چمدانت را جمع کردی؟
یک نامه برای پا فرستادم که بهش بگم برمی گردم به تایلند
پا, همون کسیه که تو را بورسیه کرد تا فارغ التحصیل بشی؟
بله
من خیلی خوش شانس بودم که با آدم مهربونی مانند پا برخورد کردم. کسی که هزینه تحصیل منو تا فارغ اتحصیلی پرداخت کرد
من هنوز دارم فکر می کنم چطوری باید براش تلافی کنم
سلام آقای رییس
سلام
-پرونده ها آمادس؟ -بله آمادس
متشکرم ما امیدواریم که به زودی با همدیگه کار کنیم
خیلی خوب. من زود آنجام
لطفا سیا. التماست می کنم. نوچ هیچی درباره این موضوع نمی دونه
سیا, مبلغ خیلی زیاده, من چطوری می تونم در این زمان مقدار کافی پول نهیه کنم؟
سیا. التماست می کنم. من قول میدم. من
الو . الو سیا؟
الو؟
لعنتی
آب تخم پروانه(برای زیبایی استفاده میشه) , خون لیتا
من سعی کردم درستش کنم. مردم میگن برای جریان خون خوبه و پوست را زیبا و محکم می کنه
بنابراین خون ای سیت عاشقتون می مونن و همیشه برده شما می ماند _فوضول
کجا؟بیارش امتحانش کنم _حتما
من نمی دونم کجا رفت. لباس کامل پوشیده بود و یک عینک بزرگ زده بود
او شبیه ماهی طلاییه
شاید او می ترسه مردم در فرودگاه او را بشناسن
او اوریچیا ویچاوایته کسی که از ثروت استفاده می کنه
شما خون آنوچ ویچاوایت هستید؟ _بله
خون سیت و خون اورن بیکار نبودن. به من گفتن که بیام دنبال شما
واقعا؟
اما پی سیت و پی اورن به من نگفتن کسی میاد دنبالم
عجله کن بریم _اوکی
یک لحظه صبر کنید. نوک
مادر این نوچه دوست من کسی که اغلب دربارش صحبت می کردم
سلام
_من حالا می رم _تو با این عجله کجا می ری؟
تو صبر نمی کنی که عمو کرو را ببینی؟او در راهه
خودخواه نباش عسلم, دوستت خستس, اجازه بده بره استراحت کنه و فامیلش را ببینه
- تو می تونی بعدتر ببینیش _اوکی
خیلی بد شد. اگه عمو کراو را می دیدی از زیباییش گیج می شدی
باعث تاسف منه, عمو کراو کسیه که به خاطرش نفس می کشی
پس من باید معذرت خواهی کنم _بله
-بای -بای. بعدا می بینمت
بای
-تو چی گفتی پی سیت؟ - گفتم نرو دنبال(استقبال) نوچ
-برای اینکه -برای اینکه چی؟
پی سیت به من نگو که سیا یوت
بریم پیام از اورن نوشته در راه آمدن به فرودگاهه
لطفا
لازمه که برم توالت, سریع برمی گردم
چکار می کنید؟ ولم کنید کمک
بزار برم
اتومبیل را نگه دار گفتم اتومبیل را نگه دار
وایسا اتومبیل را نگه دار
گفتم نگهش دار
نمی تونی هیچ جا بری
- کمک کنید - این چه جور رانندگیه؟ _خون کمک کن
-کمکم کن خون کمکم کن _کمک چی؟ راننده اتومبیلت
عجله کن بیا بریم دنبالش
_خون آنها آمدن بریم _کیا آمدن؟چی شده؟ همه اینا یعنی چی؟
_اورن بدش به من _پی سیت _ولش کن اورن
_تو چکار کردی پی سیت؟ _ من با پلیس تماس گرفتم
_منو متوقف نکن(جلوی منو نگیر _اورن _پی سیت
احمق نباش اورن!فکر می کنی این موضوع به پلیس مربوطه
اون سیا دیوانه اجازه می ده نوچ بره بنابراین او می تونه شاهد باشه که آنها را زندانی کنن
ها؟ _اما
من نمی تونم اینا قبول کنم اورن. نمی تونم قبول کنم هرکسی درباره فقر ما بدونه
یا می تونی اینا قبول کنی؟ - اما من درباره نوچ نگرانم
اما حالا من نمی دونم نوچ در خطره یا نه
خون بیا فرار کنیم - خون صبر کن خون
خون چرا فرار نمی کنی؟آنها به ما می رسن
خون آنها اسلحه دارن _خون صبر کن
تو اول به من بگو چی شده؟ و آن دو نفر کی هستن؟
من نمی دونم
خون, اجازه بده صادقانه ازت بپرسم, کار غیرقانونی انجام دادی؟
خون, اگه چیزی نمی دونی, منو متهم نکن
اگه نمی خوای کمک کنی پس کمک نکن
از سر راهم برو کنار _خون کجا می ری؟خطرناکه
خون خون صبر کن
کجا می ری؟ خطرناکه
تو کسی هستی که خطرناکه . من نباید از ببر به تمساح فرار می کردم. ولم کن
مهربانانه صحبت کردن مناسب....صورت قشنگ توست. من وقتما تلف کردم فقط واسه اینکه بیام و کمکت کنم.
پس کمکم نکن
آنها آنجان برو _زودباش بلند شو
تو اول فرارکن برو _خون
خون بیا فرار کنیم _بیا بریم عجله کن
لعنتی _نه
چرا داخل بیمارستانی؟ تو حالت خوبه درسته؟
اورن و من سریع می آییم پیشت اوکی
بریم اورن _باشه
او چطوری فرار کرده؟
بیماری که به تازگی بردید چطوره؟ _کدوم یکی؟
کسی که به اینجاش(منظورش بازوشه) شلیک شده
او خوبه, گلوله عمیق نرفته بود
دکتر زخمش را تمیز کرد خیلی زود می تونه بره خونه
متشکرم _بله
تو هنوز گزارش ندادی؟
گزارش دادن؟ _بله گزارش به کی؟
گزارش به پلیس, به بیمار شلیک شده, این جنایته
تو باید سریعتر گزارش بدی _متشکرم
نوچ _نوچ
پی سیت پی اورن
جاییت آسیب دیده؟
من برات نگران بودم وقتی متوجه شدم
چیزی نیست. خوبه که تو سالمی, اگه کاری نیست اجازه بده داخل خونه صحبت کنیم
بیا بریم _یک لحظه صبر کن پی سیت
من فکر می کنم ما باید بریم گزارش بدیم
پرستار اینجا بهم گفت سریعتر باید برم درباره......گزارش بدم
من فکر می کنم ما نباید این کار را انجام بدیم درسته اورن؟
اگه چیزی نیست اجازه بده در خانه بحث کنیم _باشه _بریم
اخم های صورتت را شبیه منقار اردک نکن
جهنم هم آدمی مانند مرا رد می کنه(قبول نمی کنه
بازیگری سخته(کنایه می زنه), یک روز با یک موقعیت واقعی روبرو میشی
بنابراین این چیز(منظورش گلوله است) که مرا مجروح کرده واقعی نیست؟
نه هنوز, موقعیت واقعی اینطوریه, درست داخل قلبت
می خوای با دست خالی مبارزه کردن با جنایتکاران تبدیل به یک قهرمان مرده بشی؟
یا فکر می کنی که قهرمان درام هستی؟ _خانمی که همراه من بود کجاست؟
او مرا به اینجا رساند و ناپدید شد, او را ندیدی؟ _من فقط آمدم اینجا و کسی را ندیدم
پرستار گفت که یک نفر قبض بیمارستان تو را پرداخت کرده
چه اتفاقی افتاده پی سیت؟
آنها این وسایل را کجا می برن؟
همین حالا بس کنید
تو نمی تونی اینا هیچ جا ببری
همین حالا ولش کن. لطفا بزارش زمین. تو نمی تونی اینا هیچ جا ببری
ولش کن
ولش کن نوچ, ولش کن این یک جسم بی ارزش دور انداختنیه
این بی ارزشه
پی لیتا, تو این عتیقه ها را فروختی؟ _ببریدش
بله _پی لیتا چطور می تونه این کارا انجام بدی؟
پدر این عتیقه ها را دوست داشت. تو می دونی با چه سختی آنها را به دست آورد؟
پی سیت
پی سیت چطور می تونی این کارا انجام بدی؟
پی سیت چطور می تونی با این کار موافقت کنی؟ _خون نوچ چرا نباید موافقت کنه؟
خون سیت تو به خواهر کوچکترت نگفتی
خانواده ویچاوایت شما بچه ها, با افتخار ورشکسته شده
اگه ما این میراث ها را نفروشیم, این ماه آب و برق قطع می شود
همه چیز درسته _متشکرم
و هرکاری که من انجام می دهم برای حفظ غرور و ظاهرمان است
تو نمی تونی بگی من آدم بدی هستم
من متاسفم, من فرد بدیم, نتونستم میراث پدر و مادرمان را حفظ کنم
همچنین شرکت که من اداره می کنم, زیان و زیان می ده
نوچ من همه راه ها را امتحان کردم
ولی اوضاع بهتر نشد. تمام پولی که داشتم سعی کردم برای مدیریت شرکت بدهم
من حتی از سیا یوت هم قرض گرفتم و توانایی پرداختش را هم ندارم
حتی ...خواهرهام را هم در خطر انداختم
پی سیت چرا هیچی به من نگفتی؟
پولی که تو قرض کردی کمیش برایش پرداخت هزینه های گرون من بوده درسته؟
برای همین پی سیت قدغن کرده بود که کسی درباره وضعیت لوازم منزل به تو حرفی بگوید
پی سیت می ترسید تو از کامل کردن تحصیلاتت امتناع کنی
نوچ, حتی اگر تمام میراثمان را از بین ببرم حالا خوشحالم
که دوتا خواهرم تحصیلات بالایی دارن و می تونن زندگی کنن
حتی اگه اتفاقی برای ویچاوایت بیفته
نوچ تو مرا درک می کنی درسته؟
تو دیگه از من ناراحت نیستی؟ _پی سیت چطور می تونم از تو ناراحت باشم
فقط ما سه نفر برای همدیگه موندیم
مهم نیست چه اتفاقی برای ویچاوایت بیفته من هرگز نمی تونم از پی سیت و پی اورن ناراحت باشم
اورن من هنوز مشکوکم, سیا یوت چطوری می دونست که نوچ امروز به تایلند میاد؟
بگیر دهنتا محکم ببند. نبینم دهن گشادت باز بشه
اوکی, من به هیچ کس نمی گم خون لیتا که این پیشنهاد را شما به آنها دادید که خون نوچ را بگیرن
نانگ ون,دهن گشاد!بهت گفتم هیچی نگو
یکی می شنوه _متاسفم _تو
پدر, مادر, من فارغ التحصیل شدم. من یک مدرک تحصیلی دارم که به شما بدم
باعث تاسفه که پدر خیلی زود از کنار ما رفت. نیست که به تو تبریک بگه
من فکر نمی کردم خونمون بشه اینقدر زیاد تغییر کنه
من با تو موافق نیستم پی سیت. فکر نمی کنم لازم باشه
اما من فکر می کنم لازمه, همین حالا هیچ کس حاضر نیست با شرکت ما کار کنه, به خاطر شایعاتی که درباره ورشکستگی ما وجود داره
این مهمانی به مشتریان قدیمی ما تضمین می دهد که شایعه ورشکستگی ما حقیقت ندارد. مثل کشتن دو برنده با یک تیر است(با یک تیر دو نشان زدن
بله من موافقم. خونمون خیلی وقته که ساکته
برگزار کردن یک مهمانی پر از رنگ و جنب و جوش است و ناراحت کننده و غمگین نیست
چطوری ما هزینشا پرداخت می کنیم؟
وسایلی که ما در خانه داشتیم برای پرداخت قبض آب و برق است
من این موضوع را مدیریت می کنم _این به این معناست که بدهی های ما زیادتر میشن
پی اورن تو با من موافقی؟ _من با هرکاری که پی سیت انجام بده موافقم
پس ما با این کار موافقیم
آیا او(منظورش نوچه) سالم و سلامت هست؟
اسمشا نمی دونم, نمی دونم مال کجا بود, هیچی دربارش نمی دونم
آن مرد گستاخ
حالا, حالش چطوره؟
بله, پرنده کوچولوی من؟
عمو کراو
فردا یک مهمانی در منزل دوستمه. من می خوام عمو کراو با من بیاد. تو وقتت آزاده؟
حتما. فردا وقتم آزاده
خونه دوستت کجاست؟ _خونه ویچاوایت
خونه ویچاوایت؟ _تو می شناسیشون؟
می شناسمشون, خیلی خوب می شناسمشون
پس فردا همدیگه را می بینیم. داروهات را بخور و خیلی استراحت کن عمو کروا. شب بخیر
هیچ کدومشون قشنگ نیستن
تو خسته ای؟
لیتا چه درخواستی می خواهی از من داشته باشی؟ _وقتی کسی منو پیش بینی می کنه حوصلم سر می ره
سیت من هنوز لباس برای پوشیدن در مهمانی ندارم
می تونم درخواست کنم 20000 تا 30000 بهم بدی که برم فروشگاه؟ _چی لیتا؟ کمد لباس هات پر لباسه
حتی بعضی از لباس هایی که خریدی نپوشیدی
سیت, همه لباس ها حالا قدیمی شدن
اگه آنها را بپوشم مهمان ها مسخرم می کنن
آنها می گن همسر ای سیت ویچاوت هیچی نمی دونه(از تمدن عقبه)
من اهمیتی نمی دم که آنها متمدنن یا نیستن
لیتا, به من گوش کن, من فکر می کنم ایده خوبیه اگه تو لباس های قدیمیت را بپوشی
اگه کسی از تو سوال پرسید, می تونی بهشون بگی تو خودت کافی هستی(ارزشمندی)
فکر کنم این روش خیلی خوبیه, درسته؟
کجا می ری؟
نمی تونم حالا بخوابم. می رم طبقه پایین کار کنم
سلام, سیا یوت؟
چه اتفاقی افتاده سیا؟
سگ ولگرد
چطور جرات کرد به من دروغ بگه!او گفت پولی نداره که بدهیش را پرداخت کنه
اما پول داره که مهمانی خوش آمدگویی برای برگشت خواهرش برگزار کنه
ای گای _بله سیا
فردا 4 , 5 نفر را آماده کن. من می رم که یک درس عبرتی بهشون بدم
کجا سیا؟ منوروم منسیوم(اسم خانه نوچ و خواهر و برادرش, به معنای عمارت اناری
فردا مهمانی به هم می ریزه با همه اعتبار تو ای ویچاوایت
پی اورن؟
لباس مزخرف. حتی قشنگم نیست
خون لیتا _بیا داخل
وحشتناکه _چی؟
خون نوچ, او در لباس خون اورن به نظر خیلی زیبا شده. بعلاوه خون اورن ست جواهراتش را بهش قرض داده
من فکر می کنم خون نوچ در مهمانی از تو جلو می زنه(از نظر زیبایی
خون لیتا حتما می میری(از حسادت می میری
نانگ وین, حالا فقط چی گفتی؟
نوچ از من خیلی زیباتر و درخشانتره؟ _من فقط چیزیا که دیدم گفتم
زیبا و درخشان, درسته نوچ؟
لطفا در را باز کنید, کسی آنجا نیست؟
کسی اینجا نیست؟
اینجا بمون تا مهمانی تمام بشه. کارتا درست انجام بده
کسی اینجا نیست؟
لطفا در را باز کنید
اورن, بیا به دوستانم سلام بگو
سلام. سلام
نونگ اورن هنوز زیباست. تغییری نکرده
کی شما به ما خبر خوب می دهید(منظورش ازدواجه؟ _هنوز وقتش نیست
اورن شگفت انگیزه
ای نوچ کجاست؟ من به خاطر او آمدم درصورتی که نمی بینمش؟
درسته, منم نمی بینمش
درسته, نوچ در منتظر گذاشتن بزرگترها برای خودش وحشتناکه
او آداب و رسوم را رعایت نمی کنه. براش اهمیت نداره. من متاسفم
نوچ اینطوری نیست که آداب و رسوم را رعایت نکنه. من فکر می کنم احتمالا مشکلی براش پیش آمده
ممکنه منو برای اینکه می رم پیداش کنم ببخشید؟
اورن. من کمکش می کنم _اوکی
متشکرم
متشکرم
متاسفم. شما خوبید؟ _روپ
کی رسیدی اینجا؟ _لیتا!من فقط آمدم اینجا
ایشان روپه, خویشاوند من. ایشان اورنه, خواهر خون سیت
بله _سلام
سلام. از آشناییتون خوشحالم _منم از آشناییتون خوشحالم
اورن می تونی بمونی و روپ را همراهی کنی؟
روپ کسی را اینجا نمی شناسه _من نمی تونم این کار را انجام بدم پی لیتا
باید برم نوچ را پیدا کنم. منو ببخشید
روب, تو نباید کمکش می کردی _چه کمکی لیتا؟
سلام. چرا دیر کردی تا بیایی؟
عمو کراو
عمو کراو
عموکراو,تو خوبی؟صورتت رنگ پریدس یا بیماری؟
نه
من نمی دونستم تو ویچاوایت را می شناسی, چطور هرگز بهم نگفته بودی؟
من با کسی به خاطر نام فامیلیش دوستانه رفتار نمی کنم
نوچ حیلی وقت بود که با من تماس نگرفته بود. ممکنه منو ببخشی که برم دیدن او؟
حتما
چایت هونگ
نوک _هنوز نوچ را ندیدی؟
من ندیدمش. هیچ کدام از تماس هام را جواب نداده
عجیبه.او کجا رفته؟
پی سیت, من همه جا را دنبال نوچ گشتم, اما نتونستم پیداش کنم
چکار می کنی؟
بزار من برم
اینجا چکار می کنی؟
تو اینجا یک چیزی دزدیدی, درسته؟
هی خون, تو فقط منو دیدی و با من بددهنی می کنی(حرف بدی می زنی). آخرین بارت باشه به من تهمت می زنی
برای اینکه تو کارهای مشکوک انجام می دی. آخرین باری که همدیگه را دیدیم از دزدهای مسلح فرار می کردی
و اینبار هم کار مشکوک در خانه کس دیگری انجام می دی
خونه کس دیگه یعنی چه؟ این خونه _عمو کراو
نوچ. بچه های دیگه می دونن تو اینجایی؟
نوچ, ایشان عمو کراو است
عمو کراو, این نوچه. دوست من
ای نوچ ویچاوایت
ای نوچ ویچاوایت؟ _بله
بیا بیرون!این همه سرو صدا برای چیه؟
چکار می کنید؟
ولم کن!بزار برم
نوچ. بیا اینجا
عمو کراو
نوچ تو خوبی؟ _من خوبم _اوکی
عاقبت صورتت را نشون دادس ای سیت
پی سیت مراقب باش
خون فاروپ _خون روپ
سیا یوت می خواد با تو صحبت کنه
سیا یوت
تو خیلی جسوری که به آدمی مثل من دروغ گفتی
تو به من گفتی پولی برای پرداخت بدهیت نداری اما می تونی یک مهمانی بزرگ راه بندازی
تو فکر کردی من احمقم؟ _سیا
سیا, با من کاری نداشته باش(بلایی سرم نیار). من زود پولت را برمی گردونم
لطفا, التماس می کنم, سیا
امروز بدون شک من دست خالی برنمی گردم
درسشا یادش بدید و اجازه بدید بفهمه اطراف آدمی مثل من نباید بازی کنه
سیا _پی سیت _خون سیت
کاری با پی سیت نداشته باشید. بزارید بره
خون نوچ _بزار نوچ بره.ولم کن
بزار نوچ بره _بزار نوچ همین حالا بره. نوچ
وایسا
خون سیت چقدر پول به تو بدهکاره؟
فقط بهره ای که باید پرداخت کنه ده میلیونه
چرا می پرسی؟می خوای بدهیش را پرداخت کنی؟
ده میلیون. امیدوارم این بتونه کمی زمان بخره
چطوری می تونم به آدمی مثل تو اعتماد کنم؟
اگه مشکلی با این چک وجود داشت این آدرس منه. می تونی منو پیدا کنی. من هیچ کجا نمی رم
اوکی
امروز تو خیلی خوش شانسی, سرنوشت(امروزت) آخرش مرگ نبود
با اجازه می ریم
پی سیت, تو خوبی؟
افراد سیا یوت چشم و گوش تیزی دارن. من فقط از مهمانان نزدیک دعوت کردم آنها چطوری متوجه شدن؟
از حالا به بعد شما بچه ها باید بیشتر مراقب باشید _بله
خون کراو من متاسفم که به خاطر من شما در دردسر افتادید
زیاد فکر نکنید. در وضعیت بحرانی مانند آن هرکسی کمک می کنه
و یک چیز دیگه درباره پول....من سریعا به شما برش می گردونم
عجله ای نیست. ما با هم آشناییم
به نظر می رسه که روی مود(حالت) خوبی هستی؟ _من؟
شاید چون کمک کردن به مردم باعث میشه احساس خوشحالی کنم
عمو کراو همیشه قلب مهربونی داره
مردی که اسمش چایت هونگه دوست توست؟
بله _یک دوست ویژه؟
ویژه, اما نه برای من برای نوچ
بیا بریم
من از پدرم می خوام که کمکت کنه
نه چایت هونگ. من نمی خوام بدهکار کسی باشم
نوچ
حتی اگه تو نخواهی به طور کامل کمک مرا قبول کنی, می خوام بدونی که من همیشه کنارت هستم.
هر زمان مشکلی داشتی, لطفا به من به عنوان اولین نفر فکر کن
من حالا می رم _باشه _خداحافظ
امضا کردن یک چک ده میلیون باهاتی براش هیچی نیست. رفتارش شبیه کساییه که یک معاوضه بالاتر داشت
کروا سوپاجان
ده میلیون؟تو می خوای این مبلغ زیاد را بدی؟
حالا ویچاوت این پول را به عنوان دسر می بینه. من می خوام غذا دادن به آنها را ادامه بدم
تا زمانی که آنها به طور کامل به من اعتماد کنند, قبل از اینکه متوجه بشن که آنها فقط جوجه هایی در دستهای من هستن
تو خیلی شروری. من احساس بدی برای ویچاوایت دارم
حالا شاید آنها خوشحالن و فکر می کنن با خدا ملاقات کردن اما در حقیقت با شیطان ملاقات کردن
ما نباید برای آدم های بد احساس تاسف داشته باشیم
درباره زنی که خواستی من دربارش تحقیق کنم(منظور نوچ). من از افراد بیمارستان سوال پرسیدم. هیچ کس دربارش نمی دونه
لازم نیست دیگه بیشتر از این تحقیق کنی _چرا؟
نمی خوام بیشتر بدونم
هی, کراو, کراو چه نقشه ای براش(منظور برادر نوچ) داری؟
عمو کراو, این نوچه, دوست من
ای نوچ ویچاوایت
چرا باید تو باشی؟ چرا؟
سلام پا. اول معذرت می خوام برای تاخیر در فرستادم ایمیل برای شما
از وقتی به تایلند برگشتم خیلی چیزها اتفاق افتاده
حالا من دنبال شغلی هستم که سنگینی بار خواهر و برادرم را کم کنم. لطفا مرا حمایت کنید پا
من از لطف شما برای اینکه هزینه تحصیل مرا تا فارغ التحصیلی دادید متشکرم
حتی به برگرداندن هزینه هم فکر نکردید. اگر هر کاری باشد که من برای جبران بتوانم برایتان انجام بدهم با خوشحالی انجامش می دهم
در پایان می خوام خواهش کنم مراقب سلامتی خودتان باشید. با عشق و احترام از طرف نوچ
درباره گفتن به من فکر می کردید, دایی؟
ای نوچ ویچاوایت فارغ التحصیل شده و برگشته تایلند
کراو, کی آمدی اینجا؟
و چطوری درباره ای نوچ می دونی؟ _من او را در خانه ویچاوایت ملاقات کردم
چرا از من پنهانش کردید دایی؟نگفتید که شروع کردید به دوست داشتن آن بچه
و نسبت به آن بچه بخشنده بودید
فراموش نکنید دایی آن دختر, دختر دشمنه
افرادی که مادر من و خواهر کوچک شما را کشتند
دلیلی که ما به او فرصت تحصیل رایگان دادیدم فقط قسمتی از نقشیمان برای انتقام از ویچاوایت بود
کراو, تو باید یک زندگی خوب را شروع کنی
تو در شغل خودت موفق هستی. من می خواهم آن بخش را فراموش کنی و در حال بمونی, پسرم
فراموش کنم؟ _بله
من نمی خوام که انتقام زندگی موفق تو را خراب کنه
شما جای من نیستید دایی!شما نمی دونید
تصویر مردن مادرم هربار که چشمام را می بندم برام تازس
خیلی شفافه انگار دیروز اتفاق افتاده
مادر
مادر
چیون _مادر
چیون _مادر
چیون
مادر
بستگان بیمار باید بیرون بمانند. شما نمی تونید بیایید داخل
دکتر
مادر _چیون
چیون _مادر
پدر
پدر!بلندشو!پدر!بلند شو
دایی چطور می تونی به من بگی همه چیز را خیلی راحت فراموش کنم؟
من هرگز نمی توانم شرارتی که او(منظور پدر نوچه) درباره مادرم انجام داد فراموش کنم
مادرم صدمه دید و تحقیر شد. تا جایی که نتونست مدت طولانی با کسی روبرو بشه
همه اینها به خاطر حرومزاده اییه که اسمش فاسیت ویچاوایته
من مثل پدرم نیستم. کسی که همه سرزنش را را برای خودش نگه داشت
و آنقدر افسرده(دلشکسته) شد که دنبال او(منظورمادرشه) رفت داخل گور
من آنها را دنبال خودم می کشم و آنها باید تاوان گناهشون را پرداخت کنند
کروا, این موضوع خیلی وقت قبل اتفاق افتاده
فاسیت دچار تصادف شد و مرد _اما بچه هاش هنوز زنده هستن
همه بچه هاش هنوز چهره خوشحالشون را در گرده همایی های ما نشون می دهند
آنها باید تاوان کاری که پدرشان با خانواده من انجام داد پرداخت کنند
ویچاوایت باید یک میلیون برابر بیشتر از چیزی که من تحمل کردم تحمل کنه
خون نوچ, کجا می ری؟ _برای مصاحبه شغلی می روم
واقعا؟می تونم برسانمت آنجا؟
تو به من اعتماد نداری؟ _نه اینطور نیست
پس لطفا, بیا بریم
خون؟ _آه, اینجا
من خوشحالم که یک فرد با استعداد مثل تو با من کار می کنه
من واقعا خوشحالم
من واقعا از عطری که به خودت زدی خوشم میاد
احمق
حالا احساس بهتری داری؟
حالا احساس بهتری دارم
اولین مصاحبه شغلی من اصلا خوب نبود. خیلی وحشتناک بود
شرکت من حالا دنبال استخدام کارمند درباره علاقه مندی ها(توانایی های) توست
دوست ندارم از پارتی استفاده کنم. می خوام شغلی با توانایی های خودم پیدا کنم
اگه می خوای دوست بمونیم دیگه چینین کاری را انجام نده
سلام خون کراو, امروز قرار ملاقات با ارباب رجوع دارم
میشه یک روز دیگه باشه؟ _اوکی, خون اورن درعوض می تونه بیاد
اوراچیا؟اوکی , اورن میاد, باشه
لطفا مراقب این باش _چیه؟
تو می خوای من برم؟ _بله
اما من هیچی نمی دونم. و امروز باید برم سر کار
می تونی یک نصفه روز مرخصی بگیری؟این پروژه بزرگه, اگه بفروشیمش برامون خیلی خوبه
بگیر.یکم به من کمک کن
اوکی, اما تو فقط می خواهی من این را به او(منظور کراو) برسونم درسته؟ _بله
بفرمایید, نقشه های ریمودلینگ شرکت
اگه چیز ویزه ای می خواهید بدونید باید از پی سیت سوال کنید
من نمی توانم جوابی بدهم چون این در مورد کاری من نیست
چرا می خندید؟
تو باید خیلی شیرین تر از این با من صحبت کنی
تو باید سعی کنی یکم از من خواهش کنی. نمی ترسی نتونی این کار را بگیری؟
وظیفه من تمام شده. اگه منو ببخشید می تونم برگردم سرکارم؟
صبرکن
بمون و با من صحبت کن _متاسفم. من کار دارم
صبر کن _چکار می کنی؟
من خوشم نمیاد مردم ردم کنن(قبولم نکنن) _ و من دوست ندارم کسی را راضی کنم
من کارمند تو نیستم. تو نمی تونی به من دستور بدی. لطفا از سر راهم برو کنار
ولم کن!چکار می کنی؟
آشغال احمق _حتی فکرشم نکن خون اوراچیا
آدمی مثل من, هرقدر مردم بهش آسیب بزنن صد برابر بیشتر برمی گردونه
یکم با دقت فکر کن قبل از اینکه با آن کیف بزنی به صورتم
برای اینکه تو خیلی زود بدترش را می گیری
چرا امروز زود برگشتی؟سرکار نرفتی؟
چرا چشمات قرمزه؟به نظر می رسه که گریه کردی
من با او صحبت می کنم با این وجود مرا نادیده می گیره
نانگ تا, واقعا خودتی
وای, وضع لباسات را ببین
چون شوهرت ثروتمنده تو خیلی تغییر کردی
ولم کن. من نمی شناسمت. تو منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
منو تو با هم بزرگ شدیم. ما داخل دریاچه شنا می کردیم وقتی که بچه بودیم
حتی اگه شبیه قبل هم نباشی, من هنوزم تو را یادمه
نمی فهمی؟بهت گفتم من دوست تو نیستم
چرا به من سیلی می زنی؟
اگه حرف زدن درباره این چرندیات را تمام نکنی آنقدر سیلی می زنمت که نتونی حرف بزنی
تو خوشبخت(کامیاب) شدی و حالا یادت رفته از کجا آمدی؟
متاسفم, چه اتفاقی افتاده؟ _این کارمند آداب و رسوم را نمی دونه
او چرند و پرند های بی معنی می گه. شما باید اخراجش کنید. اگه اخراجش نکنید من دوباره پام را داخل این فروشگاه نمی زارم
بله, من به این موضوع رسیدگی می کنم _نانگ تا!!نانگ تا!نانگ تا _تو
خیلی دیونس. چطوری اینجا دیدمش؟چرا دنیا اینقدر کوچیکه؟
مراقب باش
خون لیتا _خون کراو
خون لیتا, به نظر می رسه از کسی فرار می کنی _آه, چیزی نیست. یک دیوانه را دیدم
نوچ, من باید یک موضوعیا بهت بگم
من عاشقتم. من حالا خیلی وقته که دوستت دارم
چایت هونگ _و تو؟
تو مرا دوست داری؟
ما مثل هم فکر می کنیم
من می خوام ما دوستای خوبی باشیم همانطور که همیشه بودیم
چرا؟ما می تونیم بیشتر از دوست باشیم؟
یا تو کسی را در قلبت داری؟
من به این موضوعات فکر نمی کنم . حالا من فقط درباره شغل و اینکه زودتر پول به دست بیارم که بدهیم را پرداخت کنم فکر می کنم
چایت هونگ, تو می دونی که در حال حاضر در خانه من مشکل هست
من می تونم صبر کنم, مهم نیست چقدر زمان ببره
احساس من عوض نمیشه, چون عاشقتم. تو تنها فردی هستی که عاشقشم
و من هرگز نمی تونم دوباره عاشق کس دیگری بشم
چایت هونگ, لطفا دستم را رها کن. اگه کسی ما را ببینه خوب نیست
متاسفم
خون لیتا, چند لحظه صبر کن
من خون کراو را تصادفی ملاقات کردم
من آمدم که با خون سیت درباره حساب و کتاب های بیزینسمون صحبت کنم
پس لطفا بفرمایید داخل _خون کراو _اوکی
خون کراو, من می رم سیت را بیارم
نوچ برو به ون بگو برای مهمانانمان آب بیاره _حتما, من برمی گردم _لطفا چند لحظه صبر کن
به نظر می رسه تو و خون نوچ خیلی به هم نزدیکید
بله ما به هم خیلی نزدیکیم, چرا؟ _چطور شما بچه ها اینقدر نمایشی هستید(کنایه از اینکه صداقت ندارید)؟
تو چی می گی؟
بی خیال من فکر می کنم موضوعاتی مثل این را ما دوتا می دونیم. ما مردیم
خون نوچ جذابه. بعلاوه او فارغ التحصیل شده
او یک زن مدرنه. من فکر نمی کنم درباره تخت خواب سخت گیر باشه. اگه من یا تو نخواهیم ترکمون نمی کنه(توهین کرد)
نوچ از این مدل زنهایی که تو فکر می کنی نیست _واقعا؟
این یعنی بیشتر از آن چیزیه که من فکر می کردم؟ _دهن کثیفت را ببند
تو حق نداری به او توهین کنی
من به او توهین نمی کنم. من فقط چیزی را که دیدم, می گم _تو حرومزاده
خون کراو
چایت هونگ _خون کراو _چایت هونگ چکار می کنی؟
از سر راه برو کنار, نوچ,برو کنار _نه
او به تو توهین کرد. من یک درس حسابی بهش میدم _نه من اینکار را نکردم
خون چایت هونگ درباره من دچار سو تفاهم شده _دروغگو!تو گفتیش, من شنیدمش
نوچ, دوستت را ببر بیرون خانه
بله _بیا بریم چایت هونگ
نوچ _به من اعتماد کن. بیا بریم. عجله کن
نوچ چرا جلوی مرا گرفتی؟ _چایت هونگ چرا به خون کراو مشت زدی؟
او به تو توهین کرد
او گفت
او گفت تو راحت به دست می آیی _چی؟
خون کراو؟چرا چینین حرفی گفت؟ _من نمی دونم. اما گفت
نوچ به من گوش کن. از این مرد دور بمون. او حتما آدم بدیه. به من اعتماد کن
باشه. اما حالا تو برو, اوکی؟
او مهمان پی سیته, نمی خوام تو با او درگیر بشی
لطفا؟ _بعدا با تو صحبت می کنم _اوکی
خون کراو من به خاطر چنین اتفاقی معذرت می خوام
نوچ نباید با چنین گانگستری دوست باشه. من با او صحبت می کنم که دوستیش را با او قطع کنه
مشکلی نیست. جوان ها اینطوری آتیشی هستن. این طبیعیه
و شما آمدید اینجا دیدن من, موضوع مهمی هست؟
یا موضوع درباره بازسازیه هتله؟ _بله
من تصمیم گرفتم که شرکت شما هتل مرا بازسازی کنه
خون کراو خیلی از شما متشکرم
او(منظور کراو) چرا اینجاست؟
نوچ؟ _پی اورن
اینجا چکار می کنی؟بیا بریم داخل
نه _پی اورن بیا بریم
من نمی خوام _بیا, بیا بریم
اورن تو اینجایی, بیا خبرهای خوب را بشنو
بیا, اول بنشین
خون کراو موافقت کرده که با ما کار کنه برای این موضوع من باید به تو هدیه بدهم
من نمی دونم خواهر چطوری کار کرده که خون کراو با این سرعت قبول کرده
تو بهتر از یک حرفه ای هستی
خون اورن یک استراتژی خوب داره که کسی نمی تونه پیش بینی کنه
باید منو ببخشید. حالم خوب نیست
پی اورن
پی اورن عجیب رفتار می کنه. می روم دنبالش _اوکی
با توجه به بازسازی, این ایده شما را بعدا می آورم _اوکی . متشکرم
من می روم به خدمتکاران بگویم غذای بیشتری آماده کنند.
مقدار زیادتر _اوکی
می تونم از توالت استفاده کنم؟
حتما, از این طرفه _متشکرم
پی اورن تو خوبی؟پی اورن
من خوبم. فقط احساس خستگی می کنم. بعد از اینکه بخوابم بهتر می شم
خون کراو, آنجا چیزی هست؟
من حالا می روم
تو می دونی؟ من امروز خیلی خوشحال بودم حتی اگر برای تو بی معنا باشه خون لیتا
من انتظار هیچی را ندارم چون خون لیتا خون سیت را داره
من خیلی خوشحالم
واقعا؟
نوچ _پی سیت
اتفاقی افتاده؟ _اورن چطوره؟
سیت. نوچ
من فقط از خون لیتا سوال می پرسیدم که خون اورن چطوره
بله. خون کراو فقط از من می پرسید که اورن چطوره؟
پی اورن خوبه. گفت فقط کمی بیماره. بخوابه بهتر میشه
من برای موضوع خوت چایت هونگ معذرت می خوام
من کسیم که باید از طرف چایت هونگ برای اشتباهش معذرت خواهی کنم
من او را درک می کنم. طبیعیه که او از این دوست دختر خوشگلش مراقبت کنه
تو اشتباه می کنی. چایت هونگ و من دوستیم
خون نوچ چرا اینطوری به صورتم نگاه می کنی؟
اولین باری که ما همدیگه را ملاقات کردیم, تو گفتی من اشتباهی انجام دادم, برای همینه که تعقیبم می کنن
اما امروز مهربان(شیرین) با من صحبت می کنی
مثل اینکه یک فرد دیگه(متفاوت) هستی
من معذرت می خوام. اگه می دونستم تو یک ویچاوایت هستی, آن طوری با تو حرف نمی زدم
چرا؟خوب یا بد بودن چه ربطی به نام خانوادگی فرد داره؟
و تو چی؟در آن موقعیت از من خوشت آمد؟
تو کاری انجام دادی. هرچند طول کشید تا خودت کار درست را انجام بدی
من اینجا نگهت داشتم
با همه شرکت ها و انجمن هایی که زیر نظر من هستند تماس بگیر و
که هیچ کدامشان زنی به اسم اینوچ ویچاوایت را استخدام نکنن _بله خون کراو
چرا شغل اینقدر سخت پیدا میشه؟مهم نیست کجا برم, بهم میگن من تجربه ندارم
اما تو کارآموز شرکت های بزرگی بودی, این هیچ کمکی نمی کنه؟
من به پدرم می گویم که کمکت کنه شغل پیدا کنی
متشکرم چایت هونگ, اما من می خوام یک شغل با استعداد خودم پیدا کنم
خون کراو شما از من درخواست ملاقات کردید, موضوعی هست که نیاز دارید؟
من متوجه شدم که خون نوچ دنبال شغل می گرده
شرکت من یک موقعیت قابل استفاده داره, اما من می ترسم او نخواد که کمک مرا قبول کنه
او حتما قبول نمی کنه. نوچ متننفره که از پارتی استفاده کنه. او دوست داره کارها را خودش انجام بده حتی اگه کم باشه
دقیقا به همین دلیل خون سیت باید به من کمک کنه
شرکت دوست من برای کارهای اجرایی منشی استخدام می کنه
من می خوام تو درخواست بدی. آنها پارتی بازی برات نمی کنن.قبول بشی یا نه به خودت بستگی داره
هیچ مشکلی نیست. من می توانم کارم را فورا شروع کنم. متشکرم
نوچ تو شغل پیدا کردی؟ _آنها مرا استخدام کردن پی سیت
خواهر با استعداد من
من سخت کار می کنم که پول به دست بیارم و به پی سیت کمک کنم
نوچ. اورن من معذرت می خوام که بی استفادم و باعث شدم خواهرهام خسته بشن
پی سیت خیلی فکر نکن. تو بهترین برادری
اگه پدر هنوز اینجا بود حتما برای تو احساس غرور می کرد
خون؟
برای خون اورن
ولم کن. خون, ولم کن. گفتم ولم کن
چشمات ورم کردن. نگو که چون منو نداشتی تمام شب نتونستی بخوابی
اما تو چی از دست دادی؟
ولم کن. گفتم ولم کن _صبر کن تو هنوز گل ها را از دست من قبول نکردی
فقط یکبار که گل را بگیری اجازه می دم بری
حالا راضی شدی؟
تو اورنی درسته؟ من پرونده هایی دارم که امضا کنی
چرا مرا تعقیب می کنی؟
چرا نمی تونم تو را تعقیب کنم؟
خون اورن _خون فاروپ _سلام
خون کراو سلام _سلام
خون فاروپ من موضوعی برای گفتگو با شما دارم
واقعا؟درباره چه موضوعی؟ _بیا بریم
ما می تونیم اینجا صحبت کنیم _بیا بریم _خون کراو من حالا می رم
واقعا که تو فقط یک زن ضعیف هستی اوراچیا ویچاوایت
خون اورن درباره چی می خواهید با من بحث کنید؟ من حالا آمادم
موضوعی که برای بحث دارم برای یک وقت دیگه. باید معذرت بخوام و برگردم سرکارم
صبر کنید خون اورن, من خیلی هدیه برای شما دارم
من میوه, پاستای میگو و سس ماهی از کارخونم آوردم. براتون تضمین می کنم که خیلی خوش مزن
متشکرم _قابل شما را نداره
و یک چیز دیگه...من می خوام از خون اورن تقاضا کنم که شام با من باشه
من وقتم آزاد نیست. این غروب در خانه یک گرده همایی کوچیک فامیلی داریم
اگه وقتتان آزاده, لطفا تشریف بیاورید
واقعا؟ پس من میام. می تونم این غروب شما را همراهی کنم(بیام دنبالت)؟
بله _پس من حالا بر می گردم سر کارم
و یک موضوع دیگه...من اینها را داخل اتومبیلم می گذارم _عالیه, پس من حالا برمی گردم سر کارم
لطفا
به چه مناسبتی ما امروز جشن گرفتیم؟
به مناسبت پیروزی سیت در یک مناقصه کاری مهم
من تضمین می کنم که همگی خوشحال میشیم
این موضوع خوبیه برای اینکه حالا جشن بگیریم؟ ما باید تا نتیجه اولیه صبر کنیم
ما فقط نمی خواهیم هیچ بی احترامی بشه _خون کراو نظر شما چیه؟
من هیچ نظری ندارم
اما این کار حتما انجام میشه چون پی سیت می دونه که پولی زیادی در آن هست
خون روپ این را امتحان کن. خوش مزس. از رستوران مورد علاقه منه
متشکرم
خوشمزس _بله
خون نوچ سالمون(ماهی آزاد) را امتحان کن. خوش مزس
متشکرم. من گرسنمه _بفرمایید
خوش مزس
نوچ اینا بخور, مورد علاقته
چایت هونگ , نوچ را خیلی خوب می شناسه _البته
در انگلستان که درس می خواندیم به هم نزدیک بودیم هیچ کس به خوبی من نوچ را نمی شناسه
می رم پیش غذای بیشتری بیارم
من می رم _خون اورن
آه, متشکرم
لازمه که از توالت استفاده کنم. مرا ببخشید
صبر کن
چکار می کنی؟ از سر راهم برو کنار
نه. ما باید اول صحبت کنیم
من می دونم تو با فاروپ مهربونی فقط برای اینکه من برگردم
یک توپ احمق مانند او به چشم تو نمیاد(کنایه از اینکه بهش محل نمی زاری) _تو در چشم من نیستی(نظر منو نمی دونی)
در چشمات نه, اما در قلبت هستم, درسته؟
من می دونم تو هرگز نمی تونی فراموش کنی _درست نیست, من همه چیز را فراموش کردم
پس اجازه بده دوباره تکرارش کنم که نتونی فراموش کنی _ولم کن
اگه نزاری برم داد می زنم و کمک می خوام _حتما, بفرما
ایده عالی هست. پس همه می تونن متوجه بشن. برای کمک داد بزن _ولم کن
پی اورن؟ پیش غذا آمادس؟
پی اورن تو خوبی؟صورتت رنگ پریدس _من خوبم
سیت اینجاست
سیت من برات خوشحالم. سیت . من اینا می گیرم
منظورت چیه لیتا؟ _من یک جشن برای کار بزرگی که به دست آوردی گرفتم
ما حالا ثروتمندیم. بیا بریم _هیچ کاری نیست. هیچ پولی نیست. هیچی
کاری که تو در مناقصش برنده شدی, سیت _گفتم هیچ نیست. هیچی
سیت
پی سیت
سیت
پی لیتا, چه اتفاقی افتاده؟
اگه تو از من می پرسی من از چه کسی بپرسم. بیرون ناگهان سر من فریاد زد
منو ببخشید
من خبرها را می دونم. تو خیلی خوبی
ای سیت ویچاوایت, من به آرامی دستها و پاهات را قطع می کنم
تو نمی تونی از دست من فرار کنی. تو باید فقط به من بدهکار بشی
بعدش من می تونم هرکاری می خوام با فامیلت انجام بدم
همانطوری که پدر تو با فامیل من انجام داد
ترجمه و زمانبندی سمیرا
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.