Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشی از سمیه
!بارکا
!بارکا
"روح"
گرفتيش؟
ايناهاش
مرسي مل
اين آخرين باريه که ازم تشکر ميکني
با اين نسخه ديگه نميتونم برات اين دارو رو بگيرم
واقعا متاسفم رئيس
دکتر داروخونه گفت که نسخه قديمي شده
وقتي به قرص نياز پيدا کردم يه کاريش ميکنم
فعلا همين ها کافيه
گچت رو دو هفته پيش در آوردن
براي راه رفتن هم مشکلي نداري
فکر نکنم دردي داشته باشي
رئيس فکر ميکنم به اين قرص ها معتاد شدي
به مورفيت معتاد شدين
مل، ازت خواستم برام مسکن بگيري نه نقش مادرم رو بازي کني
...متاسفم
منظوري نداشتم
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.xyz
صبح بخير
صبح بخير جان
خانمت کجاست؟
تو تختخوابم سيم ، تو تختخوابم
فعلا تصميم گرفته بازي رو کنار بذاره و خونه بازي کنه
خب، باز خوبه
اگه ميخواي ميتونم دوباره ببينمش واسه تو رايگانه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا
وقتي تو دادگاه بودم سيد زنگ زد؟
نه، زنگ نزن
اولين قرار ملاقاتم با کيه؟
خب، فردي اُوونز بود
...مجبور شدم يه ساعت عقب بندازمش
به خاطر درخواست فوري
درخواست فوري؟
باب آناند
...مدير کمپين انتخاباتي کارن کانا
درخواست ملاقات فوري با شما رو داشت
متوجه م
ممنونم ديويد خواهش ميکنم رئيس-
بفرماييد
بله، البته
خب، مطمئنم که دليل اومدنم رو ميدونيد
بله ميدونم
ميتونم با اطمينان بگم که اون زنش رو نکشه
آقاي آناند، تو اين همه سال تجربه کاريم ...بهم ياد داد که
که تو اين دوره و زمونه ...همه بيگناه نيستن
جتي اونايي که فکر ميکني بيگناهن...
ولي کارن بيگناهه
و ميتونم ثابتش کنم
واقعا؟
,شبي که بارکا کشته شد کارن همراه من بود
براي اون يه يه برنامه کمک مالي برگزار کرده بودم
آدمايي معروف و قدرتمندي تو اون برنامه شزکت داشتن
کارن بايد نوشيدني زيادي ميخورد
منم بهش گفتم که رانندگي نکنه
و به جاش خونه من بمونه
تا صبح خونه من بود
بله
,ولي آقاي آناند اين فقط بيانيه شماست
چطور ميتونيد ثابتش کنيد؟
ممکنه شا بخاطر آقاي آناند دروغ بگين
من فقط مدير کمپين اون هستم نه دوستش
اگه به خاطر اون دروغ بگم آبرو و اعتبار هردومون زيرسوال ميره
باشه، الان بگيم حرف هاي شما رو باور دارم
خانوم سينگ، انتخابات دو ماهه ديگه ست
حزب مخالف حتما اين مورد رو تبديل به رسوايي ميکنن
اگه بيشتر از اين ادامه پيدا کنه حتي نميتونه تو انتخابات شرکت کنه
حرفه سياسيش قبل اينکه شروع بشه تموم ميشه
کارن براي اينجا رسيدن راه زيادي رو اومده
عضو پارلمان شدن، روياي اونه
واقعيتش ميخواد براي جامعه کوچيک خودشون کاري کنه
و فکر کنم اگه تو زندان باشه ديگه اينکار ممکن نيست
براي همين پيش شما اومدم
ببينيد آقاي اناند هيچ قولي بهتون نميدم
ولي فقط ميخوام يه بار آقاي کانا رو ببينم
بعد از اون تصميم ميگيرم که پرونده رو قبول ميکنم يا نه
حتما
بيرون منتظر ميمونم
ممنونم
خواهش ميکنم
زنداني هاي سلول بي، دي" "اي که مشغول به کاري نيستن
'به سمت منطقه گردهمايي بيان'
'تکرار ميکنم'
زنداني هاي سلول بي، دي" "اي که مشغول به کاري نيستن
'به سمت منطقه گردهمايي بيان'
!مراقب رفتارت باش
اينا بهم دستبند زدن
مطمئنا براي اين ملاقات نيازي نبود
بهم اعتماد کنيد
فعلا براي اعتماد کردن زوده
...اگه فکر ميکنيد که من اينکه من چي فکر ميکنم مهم نيست-
چيزي که ميتونم ثابت کنم، مهمه
منظور؟ ...يعني اينکه آقاي کانا-
راستش براي من فرقي نميکنه
شما همسرتون رو کشته باشين يا نه
ولي براي دفاع کردن از شما حتما خيلي فرق ميکنه
پس اگه درباره اون شب حقيقت رو بهم بگيد براتون خيلي خوب ميشه
چون اگه دادستان چيزي که من ندونم رو بدونه
اونوقت براي شما مشکل بزرگي ميشه
من دروغ نميگم
حقيقت اينه که بيگناهم
زنم رو نکشتم
پليس اين تصاوير دوربين مدار بسته رو از خونهتون گرفته
شبي که زنتون کشته شد اون شب ساعت 2 شب به خونه رفتين
و ساعت 4 خونه رو ترک کردين
بعدش ساعت 6:30 برگشتين
پليس بر اساس اين مدارک شما رو دستگير کرده
ميدونم
پس اين رو هم ميدونيد که اظهارات باب بخاطر وجود اين عکس ها، ديگه فايده اي نداره
ديديد آقاي کانا حقيقت اوني نيست که شما باورش داريد
حقيقت اونه که بتونيد ثابتش کنيد
اون شب رو خونه باب موندم
اين من نيستم
باشه
پس به هيئت ژوري ميگيم که اين دوقلوي بد ذات تونه
که تو نمايشگاه لندن ازتون جدا شده
داريد شوخي ميکنيد؟
شمايين که فکر ميکنيد من و قانون مسخره بازي هستيم
چيکار کنم، حقيقت همينه
هر چقدر راستش رو به شما بگم شما بيشتر فکر ميکنيد که دارم دروغ ميگم
به غير از گفتن حقيقت چاره ديگه اي نداريد
تو خونهمون يه روح هست
من و بارکا هردومون حضورش رو حس ميکرديم
اون روح بارکا رو کشت
...زنم
يه روح اون رو کشت
بهتون که گفتم باور نميکنيد
اگه فکر ميکنيد که يه روح زنتون رو کشته
خب، ديگه حرفي ندارم
منظورم اينه که منم خدا رو نديدم
ولي به اين معني نيست که خدايي وجود نداشته باشه
ولي آقاي کانا متاسفانه ...قانون فقط با آدما سر و کار داره
نه روح و شبح
خب ديديد، نميتونم کمکتون کنم
...به متخصص جادوي سياه نياز داريد
نه متخصص قانوني...
...خانوم سيمرن
هميشه يه زماني تو ...زندگي يه نفر پيش مياد
که نياز داره تا بهش باور داشته باشن...
حتي يه نفر هم کافيه
منم فکر کردم، شايد براي من اون يه نفر، شما باشيد
خداحافظ آقاي کانا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!آهاي
کسي اونجاست؟
آقاي کانا، هنوز ميتونيم زنتون رو نجات بديم
بيايد
اين عکس هارو ببينيد
ديشب اين اتفاق افتاد
کارن فکر ميکرد که کابوس ديده
ولي وقتي صبح بيدار شد اين نشونه ها رو بدنش بود
آقاي آناند، ميدونيد که ...بر اساس اين عکس ها
نميشه چيزي رو تو دادگاه ثابت کرد...
متاسفم
ازتون نميخوام چيزي رو ثابت کنيد
فقط ازتون ميخوام کارن رو باور کنيد
اگه نميتونيد تو اين پرونده کمکش کنيد حداقل کمک کنيد براش وثيقه بذاريم
باشه
ولي بايد بهش فکر کنم
ممنونم
لطف بزرگي ميکنيد
هنوز جواب بله ندادم آقاي آناند
فقط گفتم که بهش فکر ميکنم
ميدوني ولي براي الان همين هم کافيه
سلام سلام-
ميز رزروي به اسم سيد شارماداريد؟
بله البته
کنار ميز پيش پنجره، منتظرتون هستن
اجازه بديد نشونتون بدم
اونجا هستن
ممنونم خواهش ميکنم-
!سلام
ببخشيد دير کردم
باورت نميشه که چه پرونده عجيبي گيرم اومده
راستش ميخواستم دربارهش باهات حرف بزنم
ببخشيد
اشکالي نداره بخاطر همين دير اومدم-
اول بيا سفارش بديم
بعدا هم ميتونيم صحبت کنيم
سيد، حالت خوبه؟
نه سلامي نه عليکي
حتي يه بوس درست و حسابي هم گيرم نيومد
مستقيم رفتي سر سفارش غذا
واسه اينکارا وقت ندارم
بايد به دادگاه برگردم
بايد چندتا پرونده رو بررسي کنم
...باشه
منم با دادگاه و پرونده سر و کار دارم سيد
اين رو هم ميدونم که ...تو يه قاضي جووني و
من يه وکيل معمولي ام...
ولي ديگه اينقدر سرت شلوغ نيست که تماسام رو جواب ندي و ناديدهم بگيري
واسه اين چيزا وقت ندارم
خواهش ميکنم سيمرن
بيا ناهارمون رو بخوريم و به دفترمون برگرديم
چت شده سيد؟
چرا اينقدر ناراحتي؟
تماسام و پيامام رو ناديده ميگيري
يهويي چي بينمون تغيير کرده؟
!لعنت بهت سيمي
!دوباره نه
متاسفم
ديگه نميتونم تحمل کنم
ديگه ميرم
!سيد
الان من رو ول کردي و رفتي؟
چرا اينقدر ناراحتي؟ چيکار کردم آخه؟
از وقتي بابات مرده ...دردت رو همهش بهونه ميکني
تا اعتيادت رو مورفين رو توجيه کني...
ديوونگيه
نميدوني چقدر درد دارم ميکشم سيد
نميدوني دردم چقدر عميقه
موضوع همينه
موضوع همينه سميرن من هيچي نميدونم
ولي به عنوان دوست پسرت بايد بدونم
نميدونم چي اينقدر تو رو بهم ريخته
طلاق پدر و مادرت بوده
يا اينکه چون تک فرزند بودي
ولي تو هيچي به من نميگي
!من همه چي رو به تو ميگم
...من !سيد، من همه چي رو بهت ميگم-
دارم درباره احساساتت حرف ميزنم سيمرن
درباره احساساتت حرف ميزنم !که به هيچکس نميگي
ميدوني چيه؟ ...تو
تو يه بدبخت احساساتي هستي تو هميني
...ميترسي عاشق شي
,يا احساساتت رو به کسي بگي يه دلت رو به روي کسي باز کني
دور قلبت يه مرز گذاشتي
"از اين حد به سيمرن نزديکتر نشو"
بعد باز ازم ميپرسي من چرا ولت کردم و رفتم ها؟
انصاف نيست سيد
من همه چي رو بهت ميگم
خودت ميدوني
اگه حرفت درست بود !به من نياز نداشتي نه اين مسکن ها
فکر ميکني دارم دروغ ميگم؟
اينکه دردم فقط بهونه ست؟
من که رو بدنت زخم يا نشونه دردي نميبينم
راستش رو بخواي باور کردنت خيلي سخته و مشکله
پس يعني باورم نداري؟
نه
ميدوني چيه سيد؟
هميشه فکر ميکردم اگه دنيا باورم نکنه ولي باز تو باورم ميکني
ولي فکر کنم اشتباه ميکردم
من بودم که اشتباه ميکردم سيمرن
اشتباه کردم احساساتت رو خرج دختري مثل تو کردم
متاسفم اين رو ميگم ولي تو ديگه از دست رفتي
يه شرط بندي بدي
و ديگه نميخوام وقتم رو براي کسي مثل تو هدر بدم
'...تو زندگي هر کسي يه زماني ميرسه'
'که نياز داري يکي باورت داشته باشه...'
'حتي يه نفر هم کافيه'
هميشه فکر ميکردم اگه دنيا باورم نکن' 'ولي باز تو باورم ميکني
الو؟
آقاي آناند، ترتيب وثيقه آقاي کانا رو بديد
ممنونم خيلي خيلي ممنون
خواهش ميکنم
مل، کار زمانبندي پرونده رو باهاتون انجام ميده بله حتما-
!آهاي
کسي اونجاست؟
لوسي
هنوز اينجايي؟
!آهاي
کسي اونجاست؟
کي اونجاست؟
عاليجناب آقاي کانا شهروند نمونه اي هستن
شخصيت معروفي هستن و زندگي شخصيشون داره در معرض عموم قرار ميگيره
...دادگاه بايد ايشون رو از اتهامي که
بهشون نسبت داده شه، تبرئه کنن...
ولي تا اونز مان، مسئوليتي دارن که بايد بهش رسيدگي کنن
عاليجناب، آقاي کانا شهروند بريتانيا هستن
و يه کانديداي مسئولت پذير
ايشن نماينده حوزه انتخابيشون در انتخابات آتي هستن
,دارايي شون، کارشون درآمدشون، همه تو اين کشور هستن
موکل من جايي نميرن
همينجا هستن تا با پرونده اي که رو به رو هستن، بجنگن
عاليجناب شايد فکر کنن که ايشون
بعد از آزاد شدن ممکنه مانع از بررسي پرونده بشن
با شاهدها صحبت کنن يا غيره
اگه قبول ميکنيد جناب قاضي
...موکل من قبول کرده تا
همه تماس هاي تلفنيش ضبط بشه...
همينطور اجازه دادن به اطلاعات شخصي شون دسترسي داشته باشين
تا دادگاه، از خلوص نيتشون مطمئن ببشه
آقاي کانا حقيقت داره که از
کانديداتوري و انتخابات استعفا دادين؟
حزب براي شما جايگزيني پيدا کرده؟
آقاي کانا، تصاوير دوربين مدار بسته ...کاملا نشون ميده که شما تو خونه بودين
شب قتل همسرتون...
از کجا ميومدين و کجا ميخواستين برين آقاي کانا؟
ميتونيد بگيد که کي همسرتون رو کشته؟
دوستان، بله. آقاي کانا جواب همه سوالاتتون رو ميده، فقط امروز نه
لطفا به دفتر زنگ بزنيد تا ما سريع خودمون رو برسونيم
...اوه! متاسفم، من
...سيمرن! سيمرن لطفا صبر کن ...سيمرن
ببخشيد که اون صحنه رو ديدي
...پس دليلت اين بود
که نميخواستي وقتت رو با من هدر بدي...
حقيقت من رو زير سوال بردي
چون جرات نداشتي حرفاي خودت رو بزني؟
داري بزرگش ميکني سيمرن
هر چي بينمون بود، ديگه تموم شده
وقتي رابطه اي در کار نيست
پس ميتونم هر کاري بخوام با زندگيم بکنم
ميدوني چيه؟
راست ميگي
!برو و با اون بخواب
لياقتت همينه
چرا نمايش راه انداختي؟ نمايش نيست-
فقط اومده بودم وسايلم رو ببرم
کيلدارو، طبقه پايين تو اتاق گذاشتم
تو بهم گفتي که يه آدم درونگرام *منظورش کسي که احساساتش رو از ترس ديده شدن بيان نميکنه*
که احساساتم رو در ميون نميذارم
دردم رو نميگم
اون مسکن ها خيلي بهتر از تو بودن
دردم رو کم نميکردن
ولي حداقل درد بيشتري بهم نميدادن
!اوه سلام سيمرن
ريچارد
سيمرن، نميتونم با اين نسخه قديمي بهت اين داروها رو بدم
موضوع اينه که وقت ندارم دکتر برم
خيلي درد دارم
اگه فقط ميتونستي بهم مسکن هارو بدي
سيمرن، تو خودت وکيلي قانون رو بهتر ميدوني
بخاطر اين تو دردسر بزرگي مياُفتيم
...متاسفم، نميتونم
بابت هيچي ممنون
لئونا، بايد مل رو برام پيدا کني
حالتون خوبه؟
!هر گوري که هست !هر غلطي که داره ميکنه
بيارش پيش من
بله خانوم يکي براي ديدن شما اومده
...الان نه لئونا، من فقط هي سيمرن-
...آقاي کانا
ببخشيد بدون قرار قبلي اومدم فقط خواستم بگم
...شما خيلي متاسفم-
حالتون خوبه؟ خوبم، خوبم-
به نظر خوب نميايد
من...فقط نميتونم نفس بکشم ...من
لطفا آمبولانس خبر کنيد
چي نياز داريد؟ فط يکم خسته م-
من..من فقط ميخوام نفس بکشم ...باشه، فقط-
نميتونم نفس بکشم
...نفس بکشم...من
...من تو دفترم بودم
...ولي الان
چه اتفاقي برام افتاد؟
دکتر گفت بخاطر مصرف دارو بوده
بخاطر مصرف زياد مورفين بهش معتاد شدين
و حالا که بدنتون بهش مورفيني نرسيده واکنش شديد نشون داده
مورفيت رو براي دردم ميخوردم
پدرم چند هفته پيش فوت کرد
بعدش تصادف کردم
مچ پام پيچ خورد
براي کمتر شدن درد، مورفين مصرف ميکردم
با اين درد آشنا هستم
ولي طبق تجربه من، داروها فقط جاي زخم رو بدن رو از بين ميبره
نه دردهايي که روح آدم رو زخمي ميکنه
احساساتت رو هم سرکوب کردي، نه؟
تو زندگيم دردهاي زيادي رو تجربه کردم
فقط اين رو بدونيد که درد من درد شما رو حس ميکنه
بعضي وقت ها غريبه ها ميتونن چيزايي رو درک کنن که آدماي نزديک بهمون نميتونن
"...ناگفته هايي که به کسي نگفتم"
"آرزو ميکنم که اونارو به تو بگم"
"چرا چشمام دنبال تو ميگردن؟"
"روحمون با هم پيوند خورده"
"دنبالت راه افتادم"
"تو مسير و مقصد مني"
"تو هموني که نياز دارم"
"اين رو چطور بهت بگم؟"
"ازت ميخوام خودت رو تسليمم کني"
"روحمون با هم پيوند خورده"
"دنبالت راه افتادم"
"تو مسير و مقصد مني"
"تو هموني که نياز دارم"
"اين رو چطور بهت بگم؟"
"ازت ميخوام خودت رو تسليمم کني"
"حس بيقراري دارم"
"...ديگه صبري برام نمونده"
"حس بيتابي دارم"
"...يه زندگيم نفس بده"
"زندگيم تو خطره"
"...منم جزئي از توام"
"خودت رو ازم پنهون نکن"
"...اگه من يه گل خشبوام"
"تو باغ مني..."
"روحمون با هم پيوند خورده"
"دنبالت راه افتادم"
"تو مسير و مقصد مني"
"تو هموني که نياز دارم"
"اين رو چطور بهت بگم؟"
"ازت ميخوام خودت رو تسليمم کني"
"از وقتي ديدمت ديگه کنترلي روي خودم ندارم"
"چسم هاي محسور کننده ت، من رو افسون کرده"
"...اميدوارم خدا من رو ببخشه"
وقتي خواستم صداش کنم" "اشتباهي تو رو صدا زدم
"تو همون حس خوشحالي که هميشه برام ميموني"
اين اولين باره که تو زندگيم خونه خودم رو دارم
بعد از اينکه پدر و مادرم طلاق گرفتن
يا خونه پدرم بودم يا مامانم يا خوابگاه
ممنون که کمک کردي اين خونه رو پيدا کنم
خواشه ميکنم
عجيبه نه تو اومدي پيش من تا زندگيت رو نجات بدم
ولي در عوض زندگي من رو بهتر کردي
قبلا بهت نگفتم ولي خيلي ازت ممنونم
ممنونم
خوشحالم که تونستم کمک کنم
نکنه اين حقهت بود که محبورم کني براي پروندهت بجنگم؟
,خب من يه سياست مدارم هميشه يه نيت پنهون دارم
پس فکر کنم قبوله
...من کاري ميکنم که زندان نري
در عوض تو هم کاري کن... که از بيمارستان سر در نيارم
قبوله
از لحاظ گفتار قانوني بهش مدرک "فراتر از دلايل منطقي" گفته ميشه
طبق قانون، تا زمانيکه با دلايل منطقي ثابت نشه
متهم که مجرم شناخته شده نميتونه مجازات بشه
فقط بايد تو پرونده دادستان شک و شبه زيادي درست کنيم
ثابت کردن قتل تو دادگاه وظيفه دادستانه
ولي براي اينکار به پرونده دادستان نياز داريم
حق با شماست
وليالان شما بايد اظهاراتتون رو بگيد
از اول تا آخر، همه چي
هيچي رو جا نندازيد هر چقدر هم کوتاه باشه
هيچ رازي وسط نباشه
...رو برگه و سند، من و بارکا با هم خوب بوديم
بارکا شانس يه زندگي خيلي خوب رو پيدا کرده بود
'و براي حرفه سياسي من هم حرکت درستي بود'
'اون روز، روز ولنتاين بود، دقيق يادمه'
نه بخاطر اينکه روز ولنتاين بود' 'چون روزي بود که همه اين داستان ها شروع شد
کيه؟
اوه...ممنون
نميدونم اين رو آورده بود
اين چيه؟
!اووه
چه هديه رومانتيکي
آره، رومانتيکه
آدم بخشنده رو من ميشناسم؟
نه، کسي نيست که تو بشناسي
راستش، خودم هم نميدونم کي فرستاده
عاليه
همچين خاطرخواهي داري و نميدوني کيه؟
نپرسيدي کي برات فرستادش؟
پرسيدم ولي چيزي نگفت
فقط دادش و بعدش هم رفت
معلمومه که يکي از خاطرخواه هاي پنهوني ته
خوبه، حداقل يکي ميدونه که تو روز ولنتاين چجوري عشق بورزه
تو هم که تشنه عشق و عاشقي
همه بهونه هات رو ميدونم
شوهرم باهام وقت نميگذرونه
منم وقتم رو با بقيه مردا ميگذرونم
!چطور جرات ميکني
چي ميخواي بگي؟
که با کسي رابطه دارم؟
فکر کردي احمقم بارکا؟
فکر کردي من نميفهمم؟
اين روزا چرا اينقدر حواس پرتي؟
مشخصه که يکي ديگه تو زندگيته
تو هم باهام ازدواج کردي تا حرفه سياسيت رو پيش ببري
تو يه جامعه هندي، يه مرد متاهل خيلي قابلتر از يه مرد مجرده
با من ازدواج کردي تا بتوني راي جمع کني
حالا به من ميگي با کسي رابطه دارم؟
مجبورت نکردم
تو خودت يه زندگي لاکچري ميخواستي
تو اين خوونه يه روح هست کارن
يه روح شيطاني که ميخواد من رو بکشه
ميخواد من رو بکشه
خيلي ترسيدم کارن ...و
ميخواد من رو بکشه
خيلي ترسيدم
ميدونم که حرفام رو باور نميکني
ميدوني که داري حقيقت رو ميگي
چي؟
منم اون روحي که ميگي رو حس کردم
...صداي خنده يکي رو شنيدم و بعد
...اون لکه هاي خون
!بعد اون چهره ترسناک
کارن، ديشب که خوابيدم چيزي رو دستم نبود
ولي صبح که بيدار شدم اين نشونه ها رو دستم بود
هر چي هست بايد براش يه راه حل پيدا کنيم
من و بارکا سعي کرديم بفهميم' 'که روح متعلق به کيه
به نام پدر
'از ما چي ميخواست؟'
و روح القدوش
'ولي چيزي دستگيرمون نشد' اين خونه رو پاک کن-
'فکر کردم خونهمون رو پاک کنم'
'تا از شر همه ناخالصي و ناپاکي ها رد بشيم'
به نام پدر 'اين کار رو هم کردم'-
و روح القدوس
'تا چند روز بعدش همه چي خوب به نظر ميومد'
'...ولي بعد'
صبح که به خونه برگشتم
ديگه خيلي دير شده بود خونه رو پاک و منزه کن-
بارکا مرده بود
اگه تو اون خونه اينقدر مشکل داشتين چرا از اون خونه نرفتين؟
بهش فکر کرديم
...ولي بعد ...من بهش گفتم که کاري نکنه-
تا بهونه اي براي مسخره کردنش... دست رسانه ها نده
"!عضو پارلمان از روح فرار ميکنه"
همچين تيتر خبرهايي برامون مناسب نيست، نه؟
'باب، ازت ميخوام با رهبر حزب کارن حرف بزني'
'حمايت اون الان برامون خيلي مهمه'
اگه گناهکار بودم خودم استعفا نيدادم و نميذاشتم رسوايي در حزب به بار بياد
ولي من بيگناهم
باور داريم که بيگناهي، باور داريم
ولي الان شرايط سختي داريم
باه شرايط سختي داريم
ولي من ايده اي دارم که همهمون ميتونيم قبولش کنيم
ببخشيد آقايون بايد جواب بدم
عذر ميخوام
داشتم ميگفتم، اگه همه قبول کنيم
ايده اي دارم که همهمون رو از اين اوضاع سخت بيرون مياره
...اگه به رسانه ها بگيم که الو، ساعت 7 خونه باش-
کارن کانا، مرد شريف و درستکاريه
با سختي و تلاش خودش تونسته به اينجا برسه و جايگاهي داشته باشه
اونوقت چون يه اشتباه کرده تو پول ميخواي؟
آقاي آناند، آدماي شريف اشتباه نميکنن
بهت گفتم، ميليون پوند مبلغ کمي نيست
مبلغي نيست که گوشه کنار خونه داشته باشمش
وقت ميخوام...واسه جور کردنش
پس جورش کن
بيست و چهار ساعت وقت داري
بعد از اون، کارن کاناي شريف و درستکار رو به رسانه ها لو ميدم
بيست و چهار ساعت
*رو پنجره برعکس نوشته شده سونيا*
اين نميتونه واقعيت داشته باشه
ممکن نيست
*ليدز...120 کيلومتر*
*مرکز سلامت روان ليدز*
سلام بله؟-
مرکز داره بسته ميشه؟
هندي هستين يا پاکستاني؟
هندي هستم
منم، اهل بيرمنگهام هستم
پس حتما چند ساله اينجا کار ميکنيد؟
بله همينطوره
شما اين رو....مي شناسيد؟
چطور ميتونم فراموشش کنم؟
اينجارو بخاطر اون داريم ميبنديم
'سلام، کارن کانا هستم'
لطفا پيغامتون رو بذاريد' 'باهاتون تماس ميگيرم
کارن، ميدونم اون روح شيطاني کيه
الان تو راه خونه تم
بعدش با هم به ديدن سيمرن ميريم
باشه؟
همه اينجا جمع شديم تا با باب آناند خداحافظي کنيم
و اون رو به دست خدا بسپاريم
به نام پدر، پسر و روح القدوس
لرد، خداي ما تو منبع زندگي هستي
زندگي ميکنيم و به زندگي ادامه ميدهيم
در زندگي و مرگ کنار ما باش ,و با لطف تو
'کارن، ميدون اون روح شيطاني کيه'
'الان تو راه خونه تم'
'بعدش با هم به ديدت سيمرن ميريم'
نميدونم چرا اين بلاها داره سر من مياد
کجا اشتباه کردم؟
منظورت چيه کجا اشتباه کردي؟
بارکا به قتل رسيد
من رو متهم کردن
حالا بابا کشته شد
انگار اتفاق هاي بد همه ش دور منه و تمومي ندارن
کارن، مرگ باب يه حادثه بود
!بيخيال
بهمون زنگ ميزنه و ميگه همه چي رو ميدونه
بعد اتفاقي که براش مياُفته ميميره
فکر کنم حق با توئه
نگران نباش کارن
وقتي زمان درستش برسه جواب همه اين سوالارو ميفهميم
چطور ميتونم نگران نباشم
وقتي که شرايط اينقدر زندگي رو برام سخت کرده
...کارن، شرايط هر جوري که باشه
!نبايد بذاريم رو زندگيمون تاثيري بذاره...
!واسه تو گفتنش راحته
يعني چي؟
تو از قبل تصميم گرفتي که تو دادگاه نميتوني حقيقت رو بگيم
تا حالا هم هر کاري کردي کمکي به پرونده قتل نکرده
مقابل اون روح هم نميتونم برنده شم
ولي حداقل ميتونم بيگناهيم رو ...به دادگاه ثابت کنم
!که متاسفانه تو نميتوني...
چون باب اصرار کرد بهت نزديک شدم
بهش گفتم که يه وکيل درست و حسابي نياز داريم *وکيل شرور*
وکيلي که بدونه با کاراي غيرقانوني چجوري کار رو پيش ببره
فکر نکنم تو وکيل مناسبي براي من باشي
متوجه م
پس الان حق با من نيست
ميدوني چيه کارن؟ درست ميگي
بايد يه وکيل ديگه واسه خودت پيدا کني
و سريع هم از خونهم بزني بيرون
اين سايه تاريک تو زندگيم زندگي تو هم نابود ميکنه
خودم ميخوام ازت دور باشم
چون اگه بخاطر من اتفاقي براي تو بياُفته
اونوقت نميتونم خودم رو ببخشم
:کاملترين آرشيو سينما و تلويزيون هند Www.Bollycine.org
"دلم اجازه ميخواد تا همراه دلت بتپه"
"براي تو زندگي کنه"
"براي تو بميره"
"دلم اجازه ميخواد تا همراه دلت بتپه"
"براي تو زندگي کنه"
"براي تو بميره"
"مثل سايه کنارت ميمونم"
فقط بهم اجازه بده تا" "خودم رو درون تو گم کنم
خسته شدم کارن
از اين رابطه هاي ناقص خسته شدم
"...از وقتي تو رو ديدم، ميدونستم"
"هموني هستي که ميخوام"
خودم رو فراموش کردم و" "فقط تو رو به ياد دارم
"لطفا بذار دلم رو تسليمت کنم"
"دلم اجازه ميخواد تا از حد و حدودش بگذره"
"براي تو زندگي کنه"
"براي تو بميره"
"دلم اجازه ميخواد تا همراه دلت بتپه"
!هي بچه ها، تمومش کنيد "براي تو زندگي کنه"-
"براي تو بميره"
"مثل سايه کنارت ميمونم"
فقط بهم اجازه بده تا" "خودم رو درون تو گم کنم
يه کم شکسته شدم
...احساساتم رو کنترل ميکنم
قبل اينکه اونا من رو کنترل کنن....
ميتونم درک کنم غريبه چه حسي دارن ...ولي
نميتونم احساساتم رو به آدمايي که بهم نزديکن بگم
همچين دختر ناقصي
...که از اعتراف عشقش هم ميترسه
...همچين دختري رو
يه زندگيت راه ميدي؟
"دلم اجازه ميخواد تا همراه دلت بتپه"
"براي تو زندگي کنه"
"براي تو بميره"
"مثل سايه کنارت ميمونم"
فقط بهم اجازه بده تا" "خودم رو درون تو گم کنم
سيمرن سينگ، درسته؟
ببخشيد معطلتون کردم
تو مدرسه برنامه درسي رو داشتم توضيح ميدم
مشکلي نيست
زياد منتظر نموندم
بفرماييد، بشينيد
ممنونم
از اون چيزايي که دربارهتون خوندم مطمئنم که ميتونيد کمکم کنيد
شما چيزاي زيادي درباره ماورالطبيعه ميدونيد، درسته؟
هيچکس چيز زيادي درباره ماورالطبيعه نميدونه
اگه کسي همچين ادعايي کرد بدون حتما داره دروغ ميگه
ماورالطبيعه خودش يعني اينکه چيزي فراتر از درک انسان
من فقط يه ذهن خون هستم يه تصاويري ميبينم
بر اساس اينا، هر چقدر بتونم به مردم کمک ميکنم
باشه، پس شروع کنيم
خب طبق اون چيزايي ...که پشت تلفن بهم گفتي، فهميدم
ميخواي به يکي از موکل هات کمک کني...
درسته؟
بله
!اوه خداي من
چيه؟
فکر کن يه چيزي دارم ميبينم
يه خونه
يه جاي خيلي بزرگ
نه، خونه نيست يه هتله
آره، هتله
از اينجا دوره، بيرون از شهره
اسمش وار وارينگتونه
آره
اسم هتل وارينگتونه
!سلام
همه چي مرتبه؟
يادته درباره يه ذهن خون بهت گفتم؟
به ديدنش رفتم
,تو جلسه متوجه اسم يه هتل شديم
هتل وارينگتون
بعدش به اونجا رفتم
بعد از کلي بحث کردن و راضي کردن مدير
تونستم تصاوير دوربين مداربسته رو ببينم
اون شبي که زنت کشته شد
بيا يه نگاه بندازيم
گفتي کل شب رو خونه بابا بودي
اونجوري که فکر ميکني نيست
ميتونم توضيح بدم چي رو توضيح بدي کارن؟-
چي رو ميخواي توضيح بدي؟
که اونم يه روح شيطانيه؟
...که بعد از خوش گذروندن تو هتل
رفت خونهت و زنت رو کشت؟...
ميخواي اين رو بگي؟
...نه، اين خودمم ولي بسه ديگه کارن-
بهت گفتم اگه چيزي ازم پنهون کني فقط خودت ضرر ميکني
ولي اشتباه ميکردم
فقط منم که اين وسط صدمه ديدم
...احساساتم، اعتمادم ...تو فقط
بهتره که پروندهت رو پيش يه وکيل ديگه ببري
يکي که مثل خودت فريبکار باشه
...سيمرن
...سيمرن
بيدار شو سيمرن
ميخوام يه موضوع مهمي بهت بگم
سيمرن، لطفا
سرنخ جديدي در پرونده قتل بارکا کانا پيدا شده
آقاي کارن کانا که در حال حاضر متهم به قتل همسرشون هستن
الان درگير رسوايي بزرگتري شدن
همونطور که ميبينيد کسي که ...در اين تصويره، آقاي کاناست
که شب قتل همسرشون، همراه با خانمي ديگر... در هتل وارينگتون بودن
...مشخصه که آقاي کانا براي بحث سياسي
به همچين هتل شخص... و دور از شهر نرفته بوده
با مخبرمون نيتن راوانت صحبت ميکنيم
که تونست تصاوير اين دوربين مداربسته رو پيدا کنه
...به عنوان يه گزارشگر اين وظيفه ماست
که حقيقت رو نشون مردم بديم...
سياست مدارهايي مثل کارن کانا با راي عموم مردم انتخاب ميشن
ولي بعد از مسئوليت هاش دوري ميکنن
پس فهميدن حقيقت براي ما خيلي مهمه
آقاي کانا، وکيلتون 15 دقيقه کامل دير کرده
لطفا به دادگاه اعلام کنيد که وکيل تون ...از اين پرونده دست کشيده
يا وکيل جديدي براي اين پرونده گرفتين...
...عاليجناب، مطمئنم که تو راهن
معذرت ميخوام عاليجناب معذرت ميخوام
لاستيک ماشينم پنچر شد خيلي طول کشيد تا تاکسي گيرم اومد
مجبور شدم کل شهر رو دور بخورم
عذرخواهي ميکنم
شانس آوردين که بهونه تون پذيرفتنيه خانوم سينگ
وگرنه تقصير هارو گردن ترافيک انداختن يهونه خيل يقديميه
حالا با اجازه تون، دادگاه رو شروع کنيم؟
بله عاليجناب البته
سيمرن؟
ممنون که امروز اومدي
من...خيلي ازت ممنونم
نميخواستم بيام
ولي فکر کردم اگه الان فريبت بدم
پس ديگه فرقي بين من و تو نميمونه
مسئوليت نجات دادنت رو قبول کردم
فقط دارم به اون مسئوليتم ميرسم
به غير از کار حرفه اي چيزي ديگه اي در نظرش نگير
حاضرم هر چيزي بخواي بگي رو بشنوم ولي يه بار به حرفم گوش کن
!چرت و پرت هات رو تموم کن کارن
ميدوني چي عجيبه؟
جسم آدم خيانت رو نميفهمه ولي دل ميفهمه
بخاطر همين ترجيح ميدم سکس داشته باشم تا اينکه عاشق بشم
همه دنيا ميگن سيمرن سينگ آدم درونگراييه
!نميذاره کسي نزديکش بشه
چرا بايد اجازه بدم؟
تا يکي بياد و قلبم رو تيکه پاره کنه؟
چرا از لحاظ احساسي بايد ...به کسي وابسته باشم
وقتي که ميدونم آخر سر خودم... بايد از پس احساساتم بربيام
تنها بودن و اينکه تنها باشي دو چيز خيلي متفاوته کارن
ترجيح ميدم تنها باشم تا اينکه کسي بخاطر تنها بودنش سمتم بياد
پس براي همه چي ممنونم آقاي کانا
ولي نه، ممنون
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اين همون دخترهست که اون شب همراهت بود؟
آره
ولي اين رو از کجا پيدا کردي؟
چطور ممکنه گم شده باشه؟
...اون که گفت
بعد از اينکه عکس رو پيدا کردم
رفتم ديدن نينا
سيمرن وقتي به ديدنم اومد اين عکس رو نشونم داد
بعد اون همهش تصاويري ميديدم
ريچل رو ديدم که مرده بود
...و يکي که صورتش رو نميديدم
ميخواست جنازه ريچل رو... تو جنگل خاک کنه
تو پس زمينه هم چراغ کريسمس بود
اون دختر کريسمس کشته شده
دو ماه بعد روز ولنتاين
تو خونهت اون اتفاق هاي عجيب شروع شد
...اين يعني اينکه قبل از ديدن تو اون مرده بود-
الان وقتشه همه سرنخ هارو کنار هم بذاريم
فقط اونموقع ميتونيم حقيقت رو بفهميم
اون شب من و باب به يه مجلس براي جمع کردن سريماه و اسپانسر رفته بوديم
'برنامه تو هتل وارينگتون بود'
'باب مشغول صحبت با چندتا سرمايه گذار بود'
'منم توي بار تنها بودم'
اگه يه کانديداي خوش تيپ برام يه نوشيدني بخره
به اين معني نيست که داره رشوه ميده تا راي جمع کنه؟
نه فکر ميکنم بيشتر شبيه خدمت به مردمه
اوه، دقيقا جوابي که منتظر شنيدنش بودم
بله آقا، راي من رو دارين
و شما خانوم يه نوشيدني داريد
آرني، لطفا به خانوم هر چيزي که ميل دارن بده
حتما آقا
از انگشتت داره خون مياد
انگار دستت رو بريدي
اوه، چيزي نيست
دستم رو بريدم، موقعي که ميخواستم اون تونيک لعنتي رو باز کنم
بايد بيشتر مراقب باشي
ممکنه عفونت کنه
شايد تو بتوني بهترش کني
ببخشيد، متوجه نشدم
نميخواي به مردم خدمت کني؟
ميخواي بذاري انگشت بيچارهم ازش خون بياد؟
ميتوني دستمال روش نگه داري
از نوشيدنيت لذت ببر و يادت باشه براي برگشت به خونه رانندگي نکني
"...چه شب زيبا و مسحورکننده اي"
"چطور ميتونم بذارم بري؟"
"بخاطر توئه که همه چي اينجوري شده"
"...چه شب زيبا و مسحورکننده اي"
"چطور ميتونم بذارم بري؟"
"بخاطر توئه که همه چي اينجوري شده"
"بذار همه رازها پنهون بمونن"
"بذار اين لحظه بياد و تا اين نزديکي رو حس کني"
"دوباره همون داستان تکرار ميشه"
"احساسمون هم همونه"
"چطور ميتونم بذارم بري؟"
"بخاطر توئه که همه چي اينجوري شده"
"هوا هم داره بر عليه ما ميشه"
"يواش يواش خواسته هامون جون ميگيره"
"اين تويي که شبم رو عطرآگين کردي"
"تويي که باعث بارون شدي"
"چطور ميتونم بذارم بري؟"
"بخاطر توئه که همه چي اينجوري شده"
'شبي که بارکا کشته شد با ريچل بودم'
'ولي نميتونستم اين رو به کسي بگم'
براي همين با مشاوره باب' 'يه داستان سر هم کرديم
'...ولي حقيقت اينه که از اون شب'
'چيز زيادي يادم نيست...'
'چطور به اون اتاق هتل رفتم؟'
'کي اونجارو ترک کردم؟'
'هيچي'
'وقتي برگشتم خونه، بارکارو پيدا کردم'
تسخير
يه مورد تسخيره
چي؟
چطوري؟
ارواح ميتونن جسم رو تسخير کنن اينطوري جسم و روح با هم پيوند ميخوره
اين اتفاق براي ريچل مرده افتاد
يه روح شيطاني، جسمش رو تسخير کرد
و براي رسيدن به کارن ازش استفاده کرد
بعد همون روح، کارن رو تسخير کرد
و ازش براي کشتن بارکا استفاده کرد
کارن، شبي که ساعت 2 به خونه برگشت تسخير شده بود
حتي بعد از کشتن بارکا ساعت 4 از خونه زد بيرون هم تسيخر بود
براي همين چيزي يادش نمياد
اين روح خيلي خبيثيه
براي همين تو رو به اتاق هتل برد و اون کار رو کرد
...تا همه فکر کنن تو با کسي رابطه داري
و براي همين زنت رو کشتي...
بهت انگيزه براي قتل داد
ولي اين رو نميفهمم کي داره همچين کاري با من ميکنه؟
با کستن زنم اينجوري من رو تو تله انداختن
چرا يکي بايد ثابت کنه که من قاتلم؟
!سيمرن
!نينا
!سيمرن
!سيمرن
!سيمرن
!سيمرن
متاسفم نينا
بخاطر من، هدف اين روح شدي
نه
تو نجاتم دادي
روح خيلي شيطانيه
...گردنبند
...گردنبند
,ببخشيد خانوم، اينجا صحنه جرمه نميتونم اجاره بدم کسي وارد شه
متاسفم
همه چي از گردنبند شروع شد
راز همون گردنبنده
اون گردنبند رو کجا نگه داشتي؟
اين رو ميشناسي؟
تا حالا اين رو ديدي؟
کيه؟
اه، ممنون
آره، همونه که هديه رو براي بارکا آورد
مطمئني؟
آره مطمئنم
همونه ولي تو کجا ديدش؟
چي شده بابا؟
امروز انگار سرحال نيستين
اوضاع تو مرکز رو روال بود؟
...يه موردي هست
يه دختري
خيلي مورد متفاوتيه
خيلي من رو بهم ريخته دخترم
اين دختر تمام دانش روانشناختي من رو زير سوال برده
درک نميکنم
بابا، چرا بيخيال کارت توي آسايشگاه رواني نميشي؟
نميفهمم، اين همه سابقه کار داري
هرجايي بخواي ميتوني مشغول به کار بشي
اصلا ميتونيد کار خودتون رو راه بندازيد
واقعا نميفهمم چرا خودت رو وارد اين جريانات ميکني؟
اگر بازجوييت تموم شد ميشه سفارش بديم؟
البته
بيا
جعبه جواهرات؟
!واي بابا
همچين قلب سرخ بزرگي اون هم !يه روز قبل از ولنتاين پيشته
چه خبره؟
چيزي نيست
اوه بيخيال، دروغ نگو اون خانم کيه؟
مال من نيست
مال يکي ديگهست
...فقط بايد با مسئوليت کامل
به اون شخص تحويلش بدم...
يعني پدرت به درخواست يک بيمار اون گردنبند رو به بارکا داده
به رابطهاي بين بارکا و اون بيمار هست
باب ميدونست
شايد واسه همين بود که اون شب داشت از آسايشگاه برميگشت
آره، منطقيه
...و روز بعدش
آره ميدونيم
"همه دور بوته توت ميچرخيم" *يک لالايي و يه نوع بازي*
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم" !هي! هي تو! وايسا-
"بوته توت، بوته توت"
بله؟
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت" !ببخشيد، کي هستين-
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم" تو کي هستي؟ چي ميخواي؟
چي؟
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
!هي.. تو
!وايسا
بيا پايين
!اوه
*ليدز...165*
بابات مطالعاتش رو توي دفترش مينوشت؟
آره
...اگه بابا اون بيمار رو درمان کرده، پس
بايد در موردش توي دفتر نوشته باشه...
اما دفتر بايد توي آسايشگاه باشه
که الان بستهست
نه، شبها تا ديروقت داخل خونه مينوشت
پس ممکنه که دفتر خونه باشه
خوبي؟
خوبم
نسخهم رو پيدا نميکنم
ديگه قرص برام نمونده
چرا نسخه من دست توئه؟
تو سعي ميکني جونم رو نجات بدي
پس وظيفه منم هست که مراقب جون تو باشم
!ميدوني که
اگه نخورم ممکنه دوباره دچار حمله بشم
اگر اينطور بشه کي ميخواد مدافع پروندهت باشه؟
پرونده برام مهم نيست
نميتونم بخاطر اين پرونده رو جونت ريسک کنم
"ما براي همديگه ساخته شديم"
"حتي مرگ هم نميتونه از هم جدامون کنه"
"تصميم گرفتم تو رو مال خودم کنم"
برام مهم نيست دنيا چجور" "ميخواد مجازاتم کنه
"ما براي همديگه ساخته شديم"
"حتي مرگ هم نميتونه از هم جدامون کنه"
"تصميم گرفتم تو رو مال خودم کنم"
برام مهم نيست دنيا چجور" "ميخواد مجازاتم کنه
"هر موقت سرنوشتم تصميم بگيره"
خدا کاري ميکنه که تو" "قسمتي از سرنوشتم باشي
"ما براي همديگه ساخته شديم"
"حتي مرگ هم نميتونه از هم جدامون کنه"
چي شده، افسر؟
حکم دستگيري آقاي کانا رو داريم
متاسفم جناب اما فکر ميکنم اشتباه ميکنيد
آقاي کانا به قيد ضمانت آزاد هستن
و در حقيقت، بنده وکيل ايشون هستم
اين خانم ريچل بينگدليـه
در آخرين تصاوير ثبت شده توسط دوربينها با آقاي کانا بودن
...شواهدي داريم مبني بر اينکه آقاي کانا
اون رو به قتل رسونده... و در جنگل رها کرده
!چي
!چرنده
...شما نميتونيد بر اساس
خواهش ميکنم خانم
ما حکم قضايي داريم
اگر ميخواين اعتراض کنيد لطفا تشريف ببريد دادگاه
اگر بيصدا تشريف نياريد، جرم مقاومت در برابر دستگيري هم بهتون اضافه ميشه
...جانب اين سيمرن، عيبي نداره-
فکر کنم الان باهاشون برم بهتر باشه
بايد تنهايي به خونه پدرت بري
اون دفتر براي ما خيلي مهمه
بريم جناب
خواهش ميکنم، خانم
'هجدهم ژانويه 2019'
'امروز يه مورد عجيب بهم محول شد'
'نام مريض سونياست'
'سونيا مهرا'
...سونيا
چرا گريه ميکني، سونيا؟
من گردنبندم رو ميخوام
خيلي برام باارزشه
اينجا يه سري قوانين داريم
همراه داشتن جواهرات ممنوعه
من ديوونه نيستم، دکتر
يادم رفت يه چيزي رو بهتون بگم
ميدوني ديروز کي رو ديدم؟
!خانوم "کانا"تون رو
دروغ ميگين، نه؟
دارم راستش رو ميگم
شما از طرف کدوم روزنامه اومدين؟
از طرف روزنامه اي نيومدم
من دکتر سينگ هستم
خيلي وقته که سعي دارم باهاتون بگيرم
بله دکتر سينگ، ايميلتون بهم رسيد
ولي ميدونيد، دوران انتخاباته و ما هم خيلي سرمون شلوغه
بله، البته درک ميکنم
براي همين مجبور شدم براي ديدار با شما به اين جلسه مطبوعاتي متوسل شم
معذرت ميخوام
فقط سه ثانيه از وقتتون رو ميخوام
راستش آقاي سينگ، الان اصلا ...وقتش نيست، وگرنه
فقط سه ثانيه
...اين
ميخواستم بدون اين دختر رو ميشناسيد
ميشناسيدش؟
خب...نه
اولين باره که ميبينمش
کي هست؟
نظر شما چيه، دکتر؟
که در جمع عمومي ...درباره روابط شخصيش
حرف ميزنيد و... اون هم قبول ميکنه؟
ببين سونيا، خيلي برام سخت ميشه که !تصميم بگيرم حرف کي رو باور کنم
مشخصه که حرف اون رو باور ميکنيد، دکتر
چون من ديوونهام
اما ميخوام حرف تو رو باور کنم
داستانت رو برام بگو
اگر همه چيز رو بهم نگي چطور باورت کنم؟
"...به ياد دادن عشق بهم"
"بهم که پشت نميکني و بري؟..."
"دستت رو قبلت بذار و بگو"
"هيچوقت تنهام نميذاري"
اگه کسي ديگه رو دوست داشته باشي" "من ميميرم
همه فکر ميکردن که من و بارکا دوست بوديم
اما ما بيشتر از دوست بوديم
خيلي بيشتر
ازدواج بارکا با همسرش کارن فقط فرماليته بود
اون عاشق من بود
حداقلش اين چيزي بود که من فکر ميکردم
انتخابات نزديک بود
يه روز که بارکا از خونهم رفت
ديدم باب آناند مدير کمپين کارن بيرون منتظرش بود
باب عکس من و بارکا رو در کنار همديگه داشت
مدرکي از عشق ما رو داشت
بارکا گفت که کارن تهديد کرده در عموم بيآبروش ميکنه
خيلي ترسيده بود
ازم خواست براي مدتي همديگه رو نبينيم
ميخواست بعد از انتخابات کارن رو ترک کنه و براي هميشه پيش من بياد
...ميدونستم بارکا من رو ول ميکنه و
به پول و قدرت کارن ميچسبه...
به هرحال بخاطر پولش باهاش ازدواج کرده بود
چطور بخاطر عشق ولش ميکرد؟
اما من از اون دخترايي نبودم که به راحتي تسليم بشم
به بارکا گفتم که جلسه مطبوعاتي ميذارم و حقيقت رو به همه ميگم
کارن و اون رو لو ميدم
اما قبل از اينکه چنين کاري بکنم اون سه تا باهم همدست شدن
و يه کلک کثيف بهم زدن
از نفوذشون استفاده کردن و من رو اينجا گير انداختن
حالا کي حرف يه دختر ديوونه رو باور ميکنه؟
حتي اگر با صداي بلند هم حقيقت رو بگم؟
همه فکر ميکنن دروغ ميگم
سونيا، اگر اين اتفاقيه که واقعا براي تو افتاده
پس واقعا اشتباه بوده
اگر فکر ميکنيد اشتباهه
پس لطفا بذاريد از اينجا برم
اينقدر آسون نيست
نميتونيم همينطوري اجازه بديم که بيمار بره
بايد يه سري آزمايش انجام بديم
تا اونموقع خيلي دير ميشه
چي دير ميشه؟
...دکتر
ميخوام قبل از انتخاب هرسهتاشون رو بکشم
ميخوام به قتل برسونمشون
...دکتر
ميذاري برم يا نه؟
ميذاري برم يا نه؟
ميخوام بکشمشون دکتر
لطفا سعي کنيد بفهميد
'بيستم ژانويه 2019'
سونيا مهرا من رو با کلي سوال بيپاسخ ترک کرد
وضعيت رواني سونيا پايداره يا نه؟
چطور دختري که ميخواد بقيه رو بکشه ميتونه ذهن سالمي داشته باشه؟
به چي ميخندي؟
به همهتون
براي چي؟
ميخواين سونيا رو اينجا بستري کنيد، نه؟
نميتونيد
چرا نميتونيم؟
چون ميخواد خودش رو از هر بندي رها کنه
اوه، جدي؟
اون شاگرد منه
اين تنها کاريه که ميتونم براش انجام بدم
بهش گفتم که تمام محدوديتها وابسته به جسمه
روح هميشه رهاست
اگر دنبال انتقام گرفتن از دشمنانشه
بايد قيد جسمش رو بزنه
همونطور که جسم اينجا بازنده ميشه روح برنده خواهد شد
'بيست و دوم ژانويه 2019'
اين تاريکترين روز دوران کاري من بود
سونيا مهرا طي سه روز گذشته بسيار آروم به نظر ميرسيد
يواش يواش داشت باورم ميشد که يک فاجعه رو پششت سر ميذاريم
ولي اين رو نميدونستم که سخت در اشتباهم
شما؟
اين بار نيومدم سوالي بپرسم
اومدم امانت يکي رو بهتون بدم
اين چيه؟
يه بيمار داشتم به اسم سونيا
...ميخواست بعد از مرگش
اين دست شما برسه...
مرگ؟
چطور؟
کيه؟
ممنون
!خدايا.. باورنکردنيه
فوقالعادهست
بايد يه راهي پيدا کنيم که از اين قضيه خلاص بشيم
سونيا داره انتقام ميگيره
بارکا، باب و حالا هم کارن
بايد براي نجات جون کارن از زندان بياريمش بيرون
هرطوري که شده
بايد يه راهي پيدا کنيم که تو زندان مراقب جونش باشيم
باور کن، سيمرن
نه از ماجراي سونيا و بارکا خبر داشتم
و نه قصد داشتم از هم جداشون کنم
باب اين کار رو کرد که کمپين من رو نجات بده
ميدونم
بارکا نميخواست که سونيا بهت نزديک بشه
براي همين دروغ گفت که تو همه چيز رو ميدوني
حالا من متهم به دو قتل شدم
اول فکر ميکردم فقط چند سال زندان باشه
حالا به حبس ابد تبديل شده
!و حتي شايد اعدام
تا وقتي که من اينجام اتفاقي براي تو نمياُفته، کارن
بهم اعتماد نداري؟
تو تنها کسي هستي که بهش اعتماد دارم
دروغ، دروغه
مهم نيست کار انسان باشه يا روح
بايد با قدرتي که حقيقت داره دروغ رو برملا کنيم
منظورت چيه؟
يعني ديگه راهي نداريم
بايد قضيه سونيا رو به دادگاه بگيم
سميرن
ميدونم گفتي در مورد مسائل خصوصي حرفي نزنم
اما فکر ميکنم امروز حرف زدن در موردش مهم باشه
دوستت دارم
شايد، بيشتر از هر زمان ديگهاي
لطفا با اون روح در نيوفت
...کسي که اينقدر زياد ازم متنفره
فقط توسط کسي شکست ميخوره... که من رو خيلي زياد دوست داشته باشه
که شايد من رو اونقدر دوست نداشته باشي
نميخوام بخاطر من جونت رو به خطر بندازي
سميرن، مواد ميزني؟
چرت محضه
هيچ قاضي چنين حکمي نميده
قانون چنين اجازهاي بهش نميده
ميدونم، سيد
براي همين اومدم پيشت
هر راهي که ممکن بود رو امتحان کردم
هيچ چيز جز حقيقت نميتونه بيگناهي کارن رو اثبات کنه
از من چي ميخواي؟
تسخيره روح يک تئوري مستنده
و در خيلي از کشورها، کليسا قبولش ميکنه
توي کتاب مقدس بايبل هم اومده
سعي ميکنيم با احضار روح در دادگاه اثباتش کنيم
و چطور اثباتش ميکني؟
هممم
فکر کنم بايد به روح درخواست بفرستي
همچين چيزي
متاسفم
نميتونم تو اين ديوونگي شريک باشم
!اوه، يالا سيد
اگر با قاضي صحبت کني ممکن ميشه
هرچي باشه تو هم قاضي هستي
و ما از کسي نميخوايم که قانون رو عوض کنه
فقط اجازه ميخوايم تا به همه حقيقت رو نشون بديم
براي نجات جون يه بيگناه قانون نميتونه اين کار رو بکنه؟
عاشقشي نه؟
بريا اين داري اينکارا رو ميکني
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
فرص هارو گرفتي؟
بله خانوم
ولي با سختي اون هم فقط يکي
فکر کنم اين رو براي موقع اضطراري کنار بذارم
سيده
الو
اجازه رو گرفتيم
ممنون
خيلي ممنون سيد
هيچوقن اين لطفت رو فراموش نميکنم
زيادي هيجان زده نشو اول خوب گوش کن
قاضي دو تا شرط داره
بگو
به غير از دوربين فيلمبرداري
بايد دو تا شاهد که مورد تاييد دادگاه باشن رو با خودت ببري
مشکلي نيست
جنازه رو هم ميتوني از کالج پزشکي بگيري
ولي نتيجهش هر چي باشه سر موکل خودت مياد
البته
خوبه، پس موفق باشي
قبول کردن
اين اتاقيه که سونيا مهرا خودش رو کشته
امروز تلاش ميکنيم تا روحش رو به اين جسد برگردونيم
و ثابت کنيم که تسخير وجود داره
!اوه خداي من
...چي
!سيمرن
!اوه خداي من
!اوه خداي من
!نينا
!نينا
همين الان ببرينش بيمارستان
بايد برگردم داخل تا مدرک رو گير بيارم
بله حتما
'!اين مسخره ست'
'يکي بايد فورا من رو خبر ميکرد'
'کسي اون وسط نبود؟'
'!خداي من' 'ببخشيد آقا'-
به بقيه دکترا خبر دادين؟ بله-
'!همين الان به يه آمبولانس نياز دارم'
محض احتياط اتاق عمل رو هم آماده کنيد چشم آقاي دکتر، همين الان-
بابا؟
'داروهاش رو چک کردي؟'
'مطمئني چيزي که نبايد ميخورد رو مصرف کرده؟'
'مطمئنيم آقا'
'مطمئن مطمئن؟' 'بله آقا'-
ياسمين صدام رو ميشنوي؟
!ياسمين
!اين براي زندوني کردن سونيا
فقط نياز بود من تو رو بکشم
روح سونيا بقيه رو ميکُشه
با دادن اون گردنبند اشتباه بزرگي کردي
اون خونه سونياست !به خونه اون فرستاديش
!بابا
'لطفا، با اون روح نجنگ'
'کسي که به اين شدت ازم متنفره'
'فقط توسط کسي شکست ميخوره'
'که خيلي من رو دوست داشته باشه...'
'ممکنه تو هم اونقدر دوسم نداشته باشي'
دوست دارم
دوست دارم کارن
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
"بوته توت، بوته توت"
"همه دور بوته توت ميچرخيم"
زنداني هاي سلول بي، دي" "اي که مشغول به کاري نيستن
'به سمت منطقه گردهمايي بيان'
!کارن! کارن
'همه چي با گردنبند شروع شد'
'راز همون گردنبنده'
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
!اين خارق العاده ست
!جدي ميگم
آقاي داگلاس؟
بايد يه معامله کنيم
و مردم هم نبايد چيزي از اين موضوع بدونن
فقط نميتونيم
خانوم سيمرن؟
موافقم
تا وقتي که همه دنبا بدونه آقاي کانا بيگناهه
'حالا به خبرسازترين داستان اين سال ميپردازيم'
'...آقاي کارن کانا که'
'متهم به قتل زن و دوست دخترش بود...'
'ولي دادگاه ايشون رو از همه اتهامات تبرئه کرد'
اين پرونده عجيب هم همونطور که" "به عدالت رسيد به تاريخ قانون پيوست
'و هم اکنون نتايج انتخابات رو ميبينيم'
آقاي جرارد مورفي از" "حزب محافظه کار 300 راي
خانوم کريستين سوترن از" "حزب کارگر 3200 راي
'و نفر اول انتخابات'
کانديداي که با بيست هزار راي" "بيشتر برنده شده
!آقاي کارن کانا
!ممنونم
!خيلي ممنون !ممنون
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا
!تو بردي
!ما برديم
من تو رو از نفرت نجات دادم
تو هم بهم عشق ورزيدن رو ياد دادي
اوه واقعا؟
ثابت کن
دوست دارم
دوباره بگو
لطفا؟
!برو ام پي شو *ام پي: عضو پارلمان*
!آفرين! تبريک ميگم !ممنونم-
اين براي شماست ممنون-
ممنونم
:کاملترين آرشيو سينما و تلويزيون هند Www.Bollycine.org
First Edited - Farsi Version 01.01.2020 - By Bollycine Copyright(Copyright) Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.