Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!آکون
.الان باید راه بیافتیم
این لباس دیگه چیه؟
{OP}
: ترجمان
kiakong
Forums.Animworld.Net
{Part A}
امروز برنامه ای داریم؟
.دوتایی میریم بازار کمک کنیم
.به یوزو چان گفته بودم که بهت بگه
.وا، یادم لفته بود
.....رئیس
.آکون، امروز بریم کمک کنیم
....من
!من حداکثر تلاشم رو میکنم
سیب زمینی تنوری، پرستاری، دختر پوستری
مشروب فروشی یاتسوهو
اینجا باید کمک کنیم؟
.آره
....آروم و بی سر و صدا
!خوش اومدی
!منتظرت بودم
.بوی الکل میده
باهاش مهربون باش، باشه؟
چه کاری میخوایم بکنیم؟
.امروز فستیوال اکتبرفست ـه .فستیوالی که توش مشروب میخورن
فستیوالی که مشروب میخورن؟
پس همون بیرفست ای که میگفتید همینه؟
.آره
.ولی اونقدر ها هم چیز جدی ای نیست
.خب، بدو برو تو
!چه قدر مشروب هست
.بابا بزرگم خیلی مشروب دوست داشت
.خب، منم به این چیز خانوادگی ام افتخار میکنم
از زمانی که یاتسوهو سان مغازه .رو میگردونه، فروششون بهتر شده
!اینقدر ازم تعریف کنی لپام گل میندازه ها
.ولی بنظر نمیاد که جدی گرفته باشدش
یاتسوهو سان این ایده رو داده بود که هر سال یکی از بچه های خوابگاه بیاد و کمکش کنه
.تا اونا به زندگی در اینجا سریع تر عادت کنن
.ولی واقعا فقط یکی رو میخواستم تا کمکم کنه
.خب آروم آروم شروع کنیم
.باشه، پس تو اینو بپوش
هه؟ بپوش؟
.اینو
!حدس میزدم
.خب هر سال یه دختر میاد، برای همین فقط همینو داریم
.تو خیلی نازی، پس مشکلی نیست
یعنی نمیتونم نه بگم؟
!یادم اومد
احتمالا این نیازت میشه .اگه مشکلی پیش اومد اینو بپوش
.هنوز اون کیفی که یوری سان بهم داده رو دارم
......مطمئنم توش یه لباس فرم پسرونه
.نیست.....
.آکون، بهت میاد
.همم همم، خیلی ناز شدی
.باد رو حس میکنم
.تصورش کن
.اکتبرفست یه فستیوال آلمانیه
....اینجا الان
!آلمانه
!نه، دیگه اینقدر هم نمیتونم تصور کنم
!خب، بریم شروع کنیم
مغازه بازه؟
.بازم اومدیم بزنیم بر بدن
!ها! خوش اومدی
.خوش اومدید
به همین زودی مشتری اومد؟
.بعد از اینکه آیاکا چان کمکم کرد، خیلی مشتری هامون بیشتر شد
.فکر کنم بدونم چرا
!سفارش دارم
!او... اومدم
.بدو، اولین کارته
......خب
.این، و اینو میخوام
......خب
.بذار ببینم
.یدونه چوفر هوفر وایزن، یدونه فاولنر اکتر بیر و یدونه بویلد وایسورت
!باشه
!چه باحال
.آکون تو هم سریع یاد میگیری
!با ... باشه
.اینو ببر
.باشه
.از اون چیزی که فکر میکردم سنگین تر ان
.نزدیک مسابقه ی جهانی جودو ایم
......بفرماییـ
آره، شنیدی اون خواهر برادر با هم وارد مسابقه شدن؟
.دارم میام
.بفرمایید
.خیلی بهش امید دارن
.اون همه رو ورداشته بود
.واقعا باحاله
....بفرماییـ
!وای
!بـ... ببخشید
.نگران نباش
اینکه یه دختر نازی مثل تو .روم آبجو بریزه اصلا یه جور جایزه است
چی داری میگی عزیزم؟
روی لباستون ریخت؟
.الان میز رو پاک میکنم
.این هم مزه است، مجانیه، از طرف خود مغازه است
.این آبجو ریختنت همچین بدک هم نشد
.نگران نباش
.این خیلی آدم ساده لوحیه
......تو
.بازم برای کانرینین سان دردسر درست کردم
.من اصلا نمیتونم با مشتری ها کار کنم
.همه اشتباه میکنن
.من همیشه پشتتم، خیالت راحت باشه
لبخند یادت نره، باشه؟
!تلاشم رو میکنم
!خسته نباشید
!وای، واقعا کمک کردید
بازم داری میخوری؟
.شدی بودی یه گارسون خیلی ناز
میخوای دختر پوستری مغازه ی ما بشی؟
من برای این کلاه گیس گذاشتم .که کسی منو با این لباس نشناسه
!آکون! پسر خوب
.خیلی باحال شده بودی
نکنه به کانرینین سان مشروب دادی؟
!بعد این همه کار باید بخوری
!آکون! خیلی باحال شدی
ببین چیکارش کردی؟
.لیاقتش رو داشت
!کانرینین سان نکن خطرناکه
.خیلی نزدیکی! نمیتونم نفس بکشم
{Part B}
.کیوتو این وقت سال خیلی زیباست
.چون ما نیستیم کار عجیب نکنی ها
عجیب دیگه چیه؟
.خوش بگذرونید
!باشه
!ما رفتیم
میتونم عکس خوب بگیرم؟
.دلم میخواد مجسمه ی بزرگ بودا ببینم
رئیس، چیزی جا نذاشتی؟
.نه
.بریم کلی معبد ببینیم
.باشه
.رفتن
.آره
.بدون یوزو چان و بقیه احساس تنهایی میکنم
پس امشب پیش من میخوابی؟
!برام مشکلی پیش نمیاد
.برم میز صبحونه رو تمیز کنم
{Part C}
الان یوزو چان و بقیه دارن چیکار میکنن؟
.هوا دیگه داره سرد میشه
!اونه چان
!اومدم بازی کنم
.ها، نانا چان خوش اومدی
.گشنمه
.یه چیزی بده بخورم
باشه، چی میخوای؟
.یه چیز گرم باشه بهتره
.....گرم
.یه فکر خوب به ذهنم رسید
.بفرمایید
.ممنون
البته این نوع سیب زمینی شیرینه
!ایول! سیب زمینی تنوری
!ایتاداکیماس
!شیرینه و خوشمزه
!عالیه
.خوشحالم خوشتون اومده
.توی حیاط خوردن خیلی میچسبه
.واقعا
یوچی و بقیه الان رفتن اردو؟
!اینجا که بیشتر خوش میگذره
.فکر نکنم
.براشون عکس بفرستم
.از طرف نانا سنپایه
چی هست؟
شیب زمینی تنوری؟
دارن چیکار میکنن؟
.جواب داد
.دانگو ها خوشمزه بنظر میان
.دارن خوش میگذرونن
.خوب دارن میخورن
.اینجا هم هنوز کلی هست
!اگه اون همه بخورم چاق میشم
اونه چان اگه تو به اندازه ی !یه بچه ی توی سن رشد غذا بخوری خیلی چاق میشی ها
.خب، کارم خیلی سخت و انرژی بره
.نادیده گرفت
.میدونم رسم اینه که بیرون خورده بشه، ولی بریم تو
.آره
!پاهام یخ زدن
اونه چان برم حموم؟
.پس با هم بریم
هه؟ واقعا؟
!آره
حمام
پر است
.وای
.....این اواخر یکم ناپرهیزی کرده بودم، ولی تا این حد
.نانا چان امروز یه لایه بیشتر نسبت به بقیه ی روزا داشتی
متوجه اش شده بودی؟
.اونه چانم دیگه
اگه متوجه اش شده بودی چرا سیب زمینی که پر از کالریه رو بهم دادی؟
خوشمزه بودن، نه؟
.....خب آره، ولی
.میخواستم یه چیزی بخوری که معمولا نمیخوری
!اونه چان بیا بدن خودت رو هم ببینیم
!هی وای من
.اونه چان مثل همیشه استیل بدنت عالیه
.....صبر کن ببینم
.....میگم، نانا چان
!اونه چان
!اینجوری اصلا خوب نیستا
!صو... صورتت خیلی ترسناکه ها
!اصلا خوب نیست
!اصلا خوب نیست
.....نکن نانا چان
دارن چیکار میکنن؟
دارن چیکار میکنن؟
!بای بای! بازم میام
.باشه، توی راه مواظب باش
.نانا سان رفت خونه
!نکنه دزده
!محافظت از کانرینین سان وظیفه ی منه
.همونجوری که نانا چان گفت
.اصلا خوب نیست
خب، کدوم دکمه بود؟
.شتر دیدم، ندیدم
.خب، پاییز فصل ورزشه
{Part D}
!ما اومدیم
!کانرینین سان
از اینکه هر روز صبح بیدارم میکنی ممنونم ......ولی اگه میشه یکم معمولی تر بیدارم
.....آکون
......صبح... شده
کانرینین سان؟
!رئیــــــــس
چی چی چی شده؟
......کاکاکا کانرینین سان
!کانرینین سان بیهوش شده
.....و، خب
.......بیمارستان
!آ...آ....آمبولانس
.اول... اولا آروم باش
.و از اتاقم برو بیرون
میتونیم نجاتش بدیم، نه؟
.خیلی بزرگش کردی
.خیلی
.....این همه پریشون بودی برای همین گفتم چی شده
.خب، فقط یه سرماخوردگیه
.ها، آره، دیروز با لباسای نازک ورزش میکرد
.احتمالا دلیلش همونه
.....حالا از این چیزا بگذریم
معذرت خوای بخاطر اینکه بدون در زدن اومدی توی اتاقم کو؟
.بلخشید
.نباید زیاد حرکت کنه
.فعلا باید توی اتاقت بخوابه
.پیژامه های آیاکا سان رو آوردم
مطئنم خیلی عرق کرده، برای .همین یه پیژامه ی دیگه و یه حوله آوردم
.ممنون
.خب، بیا لباسش رو عوض کنیم
.سومیره و یوری، کمکم کنید
میخوای بمونی و تماشا کنی؟
.هوی شینا
.از این به بعدش با توـه
.ما امروز باید بریم کارای شورا رو انجام بدیم
.ازت میخوایم که تو مراقب آیاکا سان باشی
.من به مدرسه میگم که امروز نمیای
.....با اینکه خوشم نمیاد تو رو باهاش تنها بذارم، ولی
از پسش برمیای؟
!آ... آره
.پسر چقدر جمله ام سنپای طوری بود
.....اودنِ داغِ داغ
!به خوردت میدیم
چرا اینقدر شیطانی شدید؟
!یوزو چان! آکون! خوب بهش فکر کنید
!خیلی داغه
خواب بود؟
اینجا
اتاق آکونه؟
.همه رفتن مدرسه
.....آکون
!اوه! کانرینین سان
.بیدار شدی
.فرنی درست کردم
شـ... شنیدی چی میگفتم؟
ها؟
آکون مدرسه چی؟
!نمیشه الکی الکی نری
.رئیس و بقیه گفتن اونا یه کاریش میکنن
.نمیتونم کانرینین سان رو توی این حالت تنها بذارم
خوب استراحت کن، باشه؟
امروز خوب بهم تکیه کن، باشه؟
به پسرای بدی که مدرسه .رو میپیچونن تکیه نمیکنم
......وای
.شوخی کردم
.ممنون
خب آکون، بهم فرنی میدی؟
.آ، باشه
.بفرما
.آآآ
آآآ؟
.آآآ
.آ.. آآ
.من بدجوری دارم خجالت میکشم
.ممنون، خوشمزه بود
.خیلی عرق کردی
.....باید عوض کنی
!ببخشید! من میرم بیرون
!صبر کن
میتونی پشتم رو خشک کنی؟
پـ... پشت؟
.اگه نمیخوای اجبارت نمیکنم
.میکنم
.پس، ممنون
!صـ... صبر کن
.....آره، حوله
!مسئله این نیست
!متوجه نبودن هم حدی داره
.گوش کن
.اصلا برنگردی ها
چرا من باید نگران این باشم که بدن لخت شما رو نبینم؟
.باشه
.آروم، تمرکز کن
.این پرستاریه
.تمرکز کن
.تمرکز کن
.تمرکز کن
.تمرکز کن
.....میگم، یه درخواست دیگه هم دارم
من اینجوری بلندشون میکنم میتونی زیرشون رو پاک کنی؟
.اگه بکنی خیلی ممنون میشم
.باشه
.آ... آره
.این پرستاریه
.....اگه من نتونم، کی میتونه کانرنین سان رو
نجات بده؟
.خیلی ممنون
.خوا.... خواهش میکنم
!صبح بخیر
.ببخشید که دردسر درست کردم، الان کاملا خوب شدم
.آکون دیروز خیلی کمکم کرد
.کاری نکردم که
چون مریض و ضعیف بود کارای عجیب که باهاش نکردی؟
شینا کون؟
چیکار کردی؟
!هیچ کاری نکردم
.....من همیشه جدی
هی وای من، سرماخوردگی منو گرفتی؟
.نه، یه چیزی توی گلوم بود
اگه تو تب کردی .دفعه ی بعدی من ام که کل بدنت رو پاک میکنم
دفعه ی بعدی؟
کل بدنت؟
پاک میکنم؟
!خب، بیا بریم مدرسه و غیبت دیروز رو جبران کنیم
{ED}
: ترجمان
kiakong
Forums.Animworld.Net
کانال زیرنویس انیم ورلد
@AwSub
{Preview}
لباس، پنگوئن، خواهر بزرگ تر الکی
لباس، پنگوئن، خواهر بزرگ تر الکی
m 59 178 l 68 165 81 151 97 139 113 136 132 135 153 141 166 151 176 167 184 184 189 204 194 229 196 249 198 278 198 306 198 324 196 343 187 361 172 376 152 382 128 381 113 383 96 378 82 368 71 350 61 329 52 299 48 273 45 247 47 221 50 200
.....هی وای من
.لیز خوردم و افتادم
.ممنون که بیننده ی این انیمه هستید
طراح این طرح، مانگاکا ی کوبایاشی سان چی نو میدو دوراگون هست
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.