Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
{Intro}
چیزی درمورد جون براید شنیدی؟
جون براید؟
ژوئن میشه بین خرداد و تیر
میگن اگه توی ماه ژوئن .ازدواج بکنی توی زندگیت خوشبخت میشی
.تقریبا این وقت ساله
.هر دختری آرزوشه که جون براید بشه
پس کانرینین سان هم به این چیزا فکر میکنه؟
!آکون
شینا! چیکار میکنی؟
.هی وای من
.ببخشید
.باشه باشه
{OP}
: ترجمان
kiakong
Forums.Animworld.Net
{Part A}
شروع فصل باران، ازدواج، روی پا خوابیدن
پس زن ها به جون براید و این چیزا فکر میکنن؟
.خب، ما توی سنی نیستیم که به ازدواج و اینا فکر کنیم
.پس معلومه که من به این چیزا فکر نکردم
.قیافه اش داره داد میزنه ازم درباره اش بپرس
...رئیس، تو
میخوای بدونی؟
.حالا که اصرار میکنی باشه
آره
من میخوام از اون زن هایی بشم .که شوهرشون که سخت کار میکنه رو از خونه حمایت میکنن
.فکر کنم یه چیزی که نباید شروع میشد رو شروع کردم
!عسلم، اومدم
!خوش اومدی عزیزم
میری حموم؟ شام میخوری؟
یا اینکه... منو میخوای؟
!تو میتونی لیف حموم منو بخوری
!آخ، درد داره
چی؟ چی؟ ازدواج؟
برای آیاکا سان؟
.نه
.....ازدواج، ها
.نمیدونستم که به جنس مخالف علاقه داشتی
.سومیره چان تو یکی دیگه نباید اینو بگی
.من میخوام برای شوهرم هر کاری بکنم
.تا اینکه بالاخره، یک روز، بدون من نتونه هیچ کاری بکنه
.نمیخواد بری سر کار عزیزم
!یه زن بی عیب و نقص
.من که فکر نمیکنم
.ازدواج، ها؟ اصلا بهش فکر نکرده بودم
.به نظر من تو اینجوری میشی
.در ظاهر یه زن سرسخت و کاری
.به این اسناد یه نگاهی بنداز
!ولی، توی خونه خیلی عشقولانه رفتار میکنه
.به خاطر کار خیلی خسته ام، میو
.اینجوری
!من عمرا همچین صورت شلخته ای به خودم بگیرم
آیاکا سان شما چه جور ازدواجی میخوای؟
!منم میخوام بدونم
....خب بذار ببینم
بنظر من رابطه ای که توش زن و شوهر .از همدیگه حمایت کنن و به هم کمک کنن بهترینه
.چقدر بالغ
.ولی الان به ازدواج کردن فکر نمیکنم
.من از زندگی الانم خیلی راضیم
!الهه است
.خدا رو شکر
شینا تو چی؟
مـ... من؟
بین ما با کسی میخوای ازدواج کنی؟
.نه، ولش کن
.بالاخره ما حق انتخاب داریم
.خیلی نامردی
حمایت و کمک، ها؟
.کاری نیست که من بتونم برای کانرینین سان بکنم
.نه، دیگه درباره اش فکر نکن
....یه روزی بالاخره باهاش از... ازدواج میکنم
.آکون
از این به بعد همه ی کارا رو من میکنم، باشه؟
!این دیگه چی بود؟
یعنی هیچ کاری نیست؟
.....یه کاری
مرد هایی که میتونن آشپزی کنن خیلی بین زن ها محبوبن
!خودشه
.خب بزن بریم
.کانرینین سان
.لطفا به من آشپزی کردن یاد بده
وای، چی شده که یهویی اینو میگی؟
.....خب
.یدفعه هوش آشپزی کردن کردم
.که اینطور
.پس، کارای آماده سازی رو تو انجام بده
آماده سازی؟
برای پختن یه غذای خوشمزه .خیلی کارا باید انجام بشه
اینجوری مرغ رو میریزیم توی یه کیسه ی زیپ دار
.میمالیم میمالیم
.میمالیم میمالیم
میـ... میمالیم؟
.آره، میمالیم میمالیم
.میـ.. میمالیم
بعدش باید سبزیجات رو خورد کنیم
.ولی باید مراقب چاقو باشیم
.استرس گرفتم
.برای خورد کردن پیاز دست رو باید شبیه پنجه ی گربه بکنیم
گربه؟
!آره، پنجه ی گربه
!میو
!میـ... میو
.آخرین چیز هم سالاد سیب زمینیه میتونی سس مایونز بریزی توش؟
.این کارو میتونم بکنم
.ها؟ مثل اینکه چیزی دیگه توش نیست
.ای وای
....این جور مواقع
از ته ـش میگیری و تکونش میدی
.اینجوری تا آخر میتونی مصرفش کنی
!که اینطور
.ایول، امروز مرغ سوخاری داریم
!خوشمزه میزنه
.آکون هم توی آشپزی بهم کمک کرد
واقعا؟
هه؟ تو اینارو درست کردی؟
.خیلی زن خوبی میشی
!نمیشم
....خیلی زور داره
!شینا از من دختر بهتریه
دختر؟
.ولی... من میخواستم مرد بشم
.پخت و پز معمولا کار زن خونه است
!ممنون
.کاشکی اینجوری نمیشد
رئیس؟
چی شده؟
.میگم، شینا
....ادامه ی بحث ازدواج و اینا
خب؟
واقعا پسرا سینه ی بزرگ رو به کوچیک ترجیح میدن؟
.اینو مخفیانه خریدم
.ولی خیلی خجالت میکشم، نمیتونم بپوشمش
.این تیکه رو نگم بهتره
چی... چی شده یهویی؟
!بدو جواب بده
!خـ.. خیلی نزدیکه
.بـ... بنظر من شما اینجوری خیلی خوبی
کی گفت بحث درباره ی سینه های منه؟
.تو یکی دیگه نمیخواد منو دلداری بدی
!ببخشید
.خوب بهش فکر کن، من هم سن سومیره و یوری ام
.ولی تفاوت قدی رو نگاه کن
.نمیتونم بهش فکر نکنم
.حالا فهمیدم
.رئیس هم مثل من یه سری مشکل ها داره
.ولی مشکل اون خیلی بیشتره
!کاملا درکت میکنم
تو هم سینه ی بزرگ میخوای؟
.این یکی رو، نه
راستی، چرا از من میپرسی؟
بهتر نیست از یوری سان یا یاماناشی سنپای بپرسی؟
.عمرا بتونم از اون دو تا بپرسم
.خیلی خجالت میکشم
.بعدشم، سومیره مطمئنم مخالفت میکنه
.کوچیک و ناز بهترینه (کوچیک و ناز عدالته)
.بزرگ. شدن. ممـ.. ـنوع
.راست میگی
.بعدشم اگه از تو بپرسم خجالت نمیکشم
.ساکت کردنت هم آسونه
فکر کردی من چی ام؟
.اولین باره اومدم اتاق رئیس
.اینقدر به اینور اونور نگاه نکن
رئیس تو کامپیوتر داری؟
.خب، آره
.عینک؟ انتظارش رو نداشتم
عینکی که شدت تور آبی رو کم میکنه، برای کار با نمایشگر ها
.از اون عینک های بلو لایته
باهوش نشونم میده، نه؟
....ولی سرچ کردن این موضوع
.بلند بلند نگو
.خب
من باید سرچش کنم؟
خودت سرچش نکردی؟
.معلومه نکردی
اگه خودم سرچش کنم ممکنه .یه چیزایی ببینم که ناراحتم کنه
.رئیس، این انگلیسی مینویسه
اصلا به حرفام گوش کردی؟
سینه بزرگ چگونه
.ماساژ غدد لنفاوی
.مثل اینکه باید ناحیه ی نزدیک زیربغل رو ماساژ بدی
اینجوری؟
.حس میکنم بهتره برنگردم و نگاه کنم
....خب، بقیه شون
چرا نمیخونیش؟
.....خب
.....ماساژ سینه. از نوک سینه شروع میشه... و
!چی داری بهم نشون میدی باکا
!من بی تقصیرم
اگه بحث سینه است بهتره ار کانرینین سان بپرسم، نه؟
آکون، داری به کجا نگاه میکنی؟
.....نه، من
.اینجوری زل زدن کار خوبی نیست
دلم برای رئیس میسوزه، ولی
ولی این اندازه ی بزرگ نشونه ی .مهربونی و گرما و قلب بزرگ کانرینین سانه
....نکنه
اندازه ی سینه همون اندازه ی قلب انسانه؟
!یه کشف انقلابی کردم
!باید به رئیس بگم
!رئیس! بالاخره فهمیدم
{=138}یوزو کتکش زد
خب، چیو فهمیدی؟
خب، میدونی که کانرینین سان چقدر مهربونه و قلب بزرگی داره
که یعنی، رئیس اگه تو هم .قلب بزرگی داشته باشی، سینه هات بزرگ میشن
اتاق سرپرست
....آیاکا سان، اون
.اوه، یوزو چان
.این لباس شنای قدیمیمه
.چقدر خاطره باهاش دارم
.ولی خب دیگه اندازه ام نمیشه
!هه؟ چقدر کوچولوـه
یعنی از اون اندازه ی سینه رسیده به این؟
!که یعنی هنوز امیدی هست
!ایول رشد یهویی
!ایول
!ایول! ایول
بهتره بهش نگم که .این مال زمان دبستانمه
{Part B}
ها؟
مشکل چکه کردن سقف؟
آره، فصل بارون داره شروع میشه
.ببخشید که ترسوندمت
.پس منم کمک میکنم
ولی مگه وسط درس نبودی؟
!نگران نباشید
.به اینکه یکی مطالعه ام رو قطع کنه، به لطف رئیس و بقیه عادت کردم
.پس از سقف منظره اینجوریه
!تا اون دور دورا رو میشه دید
!آکون، مواظب باش
.ببخشید
این که قلبم بخاطر ارتفاع تند تند .میزنه یا بخاطر کانرینین سان رو خودم هم نمیدونم
.اینم از این
.واقعا ساختمون قدیمیه
خب پر از خاطرات دانش آموزاییه که .توی این چند دهه اینجا زندگی کردن
مادربزرگم میخواد که این خاطرات اینجا بمونن .برای همین گفت که بدون نوسازی اینجا به همین شکلی که هست استفاده بشه
.چه مادربزرگ مهربونی
.منم میخوام که به خواسته ی اون عمل کنم
.خب تموم شد
.هفته ی بعدی نجار میاد و تعمیرش میکنه
.خیلی سریع تموم شد
.به لطف تو که کمکم کردی
.قابلی نداشت
ها؟
.هی وای من
.یه چیزی انداختتش
چیکار کنیم؟
.یوزو چان و بقیه هم خونه نیستن
.گوشیم.... نه نیست
.توی اتاقمه
.اونقدر ها هم بلند نیست
.شاید بتونم یجوری از گوشه ی سقف برم پایین
.نمیتونم بذارم همچین کار خطرناکی بکنی آکون
.اگه کسی بره، اون منم
.ولی کانرینین سان خیلی خطرناکه
اگه کسی از همسایه ها رد بشه
.میتونیم ازش بخوایم نردبون رو برامون بیاره
.بیا تا موقعی که کسی میاد استراحت کنیم
.بعدشم، یوزو چان و بقیه یذره دیگه میان
.یجورایی دلم میخواد تا ابد همینجوری اینجا بمونیم
.ببخشید، فکر نمیکردم اینجوری بشه
.تقصیر شما نیست
.فصل بارونه، پیش میاد
.یکمی سرد شده
!فهمیدم
اینجوری یکم گرمتر میشه، نه؟
.بـ... بله، ممنون
.رئیس و بقیه هنوز برنگشتن
.احتمالا کارای شورا خیلی زیاد بوده
.....اگه کسی نیاد که کمکمون کنه
.شاید دوتایی با کانرینین سان برای همیشه اینجا زندگی کنیم
آکون، بازم میخوای؟
.بله، ممنون
چرا من درست میرم سر زندگی بعد ازدواج؟
!آکون
حالت خوبه؟
.بـ... ببخشید
.عجب موقعیتی شد
این بالا دارید چیکار میکنید؟
!رئیس؟
.آکون و من داشتیم سقف رو درست میکردیم
.ولی بنظر میاد که داشتید با هم عشقبازی میکردید
!اشتباه میکنید
.نردبون افتاد و ما این بالا گیر کردیم
.آها، پس اینجوری شد
وقتی برگشتیم خونه دیدیم شما نیستید .و گوشی هاتون هم توی خونه است
.گفتیم که اینا کجا رفتن
رئیس، بهتر نیست سریع بریم توی خونه؟
.آره
واقعا که، چقدر باید بی احتیاط .باشید که بذارید نردبون بیافته
{Part C}
.چتر اصلا به دردم نخورد
!حموم! حموم! حمو...م
!اول
!ولی من زودتر رسیدم
این فقط با
!سنگ کاغذ قیچی حل میشه
!کسی جر نزنه، سنگ کاغذ قیچی
.یوزو چان و شینا کون بردن
.من و سومیره چان باختیم
.شما دوتا با هم اول برید
بنظرت فکر خوبیه؟
بنظرت به شینا کون ظلم نکردیم؟
.وللش وللش
بعدشم، از خداشم باشه که ....توی آبی که ما رفتیم حموم
همون آب؟
.....یوزو چان، یکمی حرفت منحرفانه بود
!فراموشش کن
حمام
پر است
.هی وای من، چقدر خیس شدی حالت خوبه؟
چرا نمیری حموم؟
.رئیس و بقیه اول رفتن
.وای، چقدر نامردن
.آه، این یکی خیلی بهتره
!عجب حمومیه
!سومیره بدو بیا وگرنه سرما میخوری ها
من دلم نمیخواد توی آب قرمز حموم کنم پس لطف کن و زیاد سومیره چان رو هیجان زده اش نکن، باشه؟
ها؟
.پس با جازه، من میام تو
!درست و حسابی بیا توی وان دیگه
ها؟
سومیره چان بزرگتر نشدن؟
....خب توی سن رشدم دیگه
منظورش قدت نیست
.کاشکی نصف رشد کردنت رو میدادی به من
.....رئیس
.تو دو میلیمتر بزرگتر شدی
!واقعا؟
!ایول
!این همه تلاشم بالاخره جواب داد
.والا نمیدونم چی بگم
.خیلی وقت بود که سه نفری نیومده بودیم حموم
.آره
.این پاییز میریم اردو، احتمالا دفعه ی بعدی بشه اون موقع
اردو، ها؟
میدونم خیلی تا اون موقع مونده، ولی .دلم برای شینا کون میسوزه که تنها میمونه
چرا؟
.باید تمام محبت کردن های آیاکا سان رو تنهایی تحمل کنه
.آها پس منظورت اینه
.شاید بهتر باشه به یکی بگیم زمانی که ما نیستیم مراقب اوضاع باشه
.میدونیم که شینا ممکنه چه کارایی بکنه
!دیگه خیلی نگرانی
.میتونیم از نانا سنپای بخوایم
.اون به درد این کارا نمیخوره
.آره
.مطمئنم نانا سان هم قاطی این چیزا میشه و اوضاع بدتر میشه
.واقعا وقتی یه پسر توی خونه هست باید مراقب خودت باشی
!بنظرم خونه رو سرزنده تر و باحال تر میکنه
.بعدشم، شینا کون خیلی نازه
هنوز سردته؟
.نه اینجوریا نیست
.برات یه پتو میارم
.یا یه نوشیدنی گرم
.نه، واقعا مشکلی نیست
!فهمیدم! با گرمای بدنم گرمت میکنم
!آروم باش کانرینین سان
.محض اطمینان چک کنم که یه وقتی تب نداشته باشی
.بنظر نمیاد که داشته باشی
.ها؟ داره گرمتر میشه
!من... من حالم خوبه
.آکون
این اواخر کانرینین سان .خیلی از بقیه میخواد که روی پاش بخوابن
.پسر خوب
.اون روز خود یوزو چان اومد روی پام سرشو گذاشت
.خیلی خوشحال شدم
مگه گربه است؟
.یوری چان تنها کسیه که این کارو نکرده
.میخوام تمرین کنم تا برای اون روز آماده باشم
مگه روی پا خوابوندن هم تمرین داره؟
!بستنی
!بستنی! بستنی
نمیری حموم؟
با همدیگه درباره ی چی حرف میزدید؟
بهش گفتم که ای کاش یوری چان .یه روزی بذاره که روی پام بخوابونمش
.باشه، بیا
.فکر میکردم که میتونم مقاومت کنم
!دختر خوب
{ED}
: ترجمان
kiakong
Forums.Animworld.Net
کانال زیرنویس انیم ورلد
@AwSub
{Preview}
هندوانه، سنسی، مستی
هندوانه، سنسی، مستی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.