Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
{Intro}
میگم، به نظرت فاصله ی سنی زیاد بین عاشق ها چجوریه؟
.به نظرم مشکلی نداره
.واقعا؟ ولی فاصله ی سنی بین معلم و دانش آموز خیلی زیاده
!میگم، رئیس. اینجا اتاق منه ها
.چون که درست ضعیفه، بهت یکم علوم تجربی یاد میدم
.باشه
در طبیعت هوای گرم بالا میره و هوای سرد پایین میاد
.و با اینکه توی اردیبهشتیم، امروز خیلی گرمه
اتاق من توی طبقه ی دومه .مال تو توی طبقه ی اول
.اوضاع از این قراره
نمیتونی بری توی هال یا آشپزخونه؟
!اینقدر جوش نزن، کچل میشی ها
....بعدش هم، تخت تو
.خیلی بوی خوبی میده
.یه جورایی خجالت آوره
{OP}
: ترجمان
kiakong
Forums.Animworld.Net
{Part A}
.راستی الان ما دو تا، توی اتاق تنهاییم
.فقط ساکت میمونم و عادی رفتار میکنم
به چی زل زدی؟
.....نه، اینجوری نیست
.اوه، اگه از مانگا خوشت اومده میگفتی
{=13}استروئید چشم قرمز
.با اینکه پسری چقدر خجالتی هستی
.بدو بیا اینجا بشین
....نه، لازم نیست
به حرف سنپایت گوش نمیدی؟
.....ولی
!دستور رئیس شوراست
.چقدر ظالمی
!بدو بیا دیگه کوهای
کوهای : سال پایینی
.....باشه، پس
!از اونجا که هیچی نمیبینی
!آخ! درد داره
.خـ.... خیلی نزدیکه
.دستام خسته شد
ها؟
من از این به بعد رو میخوام بخونم .اگه خواستی تو هم بخون
.چقدر پر روـه
.عجب گیری کردیم
.اینجوری اصلا نمیتونم تکون بخورم
.کاریش نمیشه کرد، منم همراهش میخونم
!نمیشه دید
.پس رئیس از شوجو مانگا خوشش میاد
.این مانگا ها بعضی هاشون بدجور صحنه دار ان
ها؟ چرا نمیره صفحه ی بعدی؟
!نمـ... نمیدونشتم همچین صحنه ای هم داره
رئیس؟
نمیزنی صفحه ی بعدی؟
.با... باشه
!صـ صـ صـبر کن ببینم
تا به حال به شینا به عنوان یه پسر فکر نمیکردم
ولی من یه حرکتی روی اون مثل مانگا نزدم؟
.من خودم صفحه رو عوض میکنم
!فکر اشتباه به سرت نزنه
.بیسکوییت پختم
.بفرما
!وای، خوشمزه میزنه
!خیلی ممنونم
یوزو چان یهو از اتاقت اومد بیرون و دویید، چی شده بود؟
.والا نمیدونم
داشتیم با هم اینو میخوندیم، ولی یهو دویید و رفت
اگه کارایی که با یوزو چان کردی .رو با هم انجام بدیم شاید بفهمیم
با هم؟
چجوری با هم میخوندینش؟
....خب
حالا که بهش فکر میکنم .خجالت آور بود
.بین پاهام نشسته بود
!که اینطور
.بفرما بشین
.اگه دلت میخواد بخونش
.با... باشه
.....ولی
!اینجوری اصلا نمیتونم تمرکز کنم
.....دیگه فهمیدم
واقعا فهمیدی؟
.....هوی
....شینا، مانگا ی منو
!بازم شما دوتا؟
!هروقت با هم تنها میشید ازین کارای بد بد میکنید
.عزیزم، بفرما بیسکویت
!باشه میخورم
.شاید توهم میزنم
!اومدم
!خوش اومدی
.کل امروز حس میکردم که کسی داره نگاهم میکنه
.......هوی هوی هوی
چیه؟
!چیه دیگه چیه؟ اینجا دستشوییه ها
.من امروز تو رو زیر نظر گرفتم
پس وقتی حس میکردم یکی دنبالمه تو بودی یاماناشی سنپای؟
این روزا رئیس فقط از تو حرف میزنه
.نمیدونم
.میخوام بدونم
چه چیزی هست که تو داری و من ندارم؟
.وقت تحقیقاته
!مطمئنم به خاظر چیزی که فیزیکی بهم چسبیده نیست
....پس
چرا به جای این کارا از خودش نمیپرسی؟
.رئیس خیلی سرش شلوغه
.برای چیزای الکی نباید مزاحمش شد
....که اینطور
....یاماناشی سنپای و رئیس دوتایشون عجیبن، ولی با هم فرق دارن
.نگران نباش، مزاحمت نمیشم
.اینو میگه، ولی فکرشو نمیکردم که بیاد توی اتاقم
خب، دیکشنریم کو؟
!نمیتونم تمرکز کنم
چی شده؟
.بکم حرکاتت عجیب شده
چرا اینقدر به من نزدیک میشی؟
.....میگم
چی شده؟
.اینجا رو اشتباه نوشتی
.اوه
.اینم
.سوال بعدیش رو هم
حواست هست؟
!ببخشید
یاماناشی سنپای درست خوبه، نه؟
.یکی از اعضای شورا ام، معلومه که درسم خوبه
داری مسخره ام میکنی؟
.ما باید الگوی بقیه ی دانش آموز ها باشیم
شورای دانش آموزی؟
که یعنی رئیس هم؟
منظورت از اون حرف چی بود؟
!نه، هیچی نیست
.خب
.حالا اینجا رو خوب بخون
!فهمیدم
!وقتی بهم کمک میکنی، خیلی راحت میفهمم و برام جذاب میشه
من دارم چیکار میکنم؟
.یکم اتاقت رو بازرسی میکنم
.خب، بهتر از اینه که کنارم وایسته
!من هیچی ندیدم! من هیچی ندیدم
ها؟
....این
.آها، اینو یکی قبل از اینکه بیام اینجا بهم داد
یاماناشی سنپای؟
.آه.. نه.... ببخشید
نکنه از این چیزا خوشت میاد؟
.پس واقعا این چیزا بهم نمیاد
!اصلا هم اینجوری نیست
چون که مردونه نیست، یکم خجالت میکشم
.ولی از این چیزا منم خوشم میاد
.به نظرم خیلی نازه
!مـ..... مگه نه؟
چیزای ناز رو دوست داشتن چیز بدی نیست، نه؟
.این دیگه چیه؟ تا به حال اینقدر هیجان زده ندیده بودمش
.آکون، لباسای شسته شده ات رو آوردم
هی وای من، مزاحمتون شدم؟
!اینجوری نیست
.آیاکا سان، هیچ چیزی بین ما دوتا نیست
.خدا رو شکر که یاماناشی سنپای آدم رکیه
.فقط جاهای خجالت آورمون رو به همدیگه نشون میدادیم
این دیگه چه جور بیان کردنیه؟
که اینطور، آکون هم؟
خیلی خوب شد، نه آکون؟
درباره ی چی صحبت میکنیم؟
.شینا
.فکر کنم فهمیدم که چرا رئیس همه اش از تو حرف میزنه
....و حالا که خوب نگاه میکنم
!نزدیکه
.نه، ولش کن
.برای امروز کافیه
.ببخشید که برات دردسر درست کردم
برای امروز؟
.....نه، دردسری نبود که
.....ولی بدجوری خسته شدم
.اوه، داشت یادم میرفت
مطمئن شو مجله های خاک بر سریت .رو جایی بذاری که دست رئیس بهشون نرسه
!اصلا ندارم
{Part B}
یوری سان، یاماناشی سنپای چرا اینطوری شده؟
.....خب
قبل از این، ما سه تایی رفته بودیم شهر بازی
.خیلی بهمون خوش گذشت
.تا اینکه اون اتفاق افتاد
.اصلا جدی نیستن
!بعدش بریم اونو سوار شیم
....رئیس، اون
حداقل قد برای سوار شدن : 140 سانتیمتر
سومیره چان؟
.تقصیر منه
.اگه نمیگفتم بریم شهربازی این اتفاق نمیافتاد
!با مرگم جبران میکنم
!لازم نیست
.قضیه اینجوریه
.اون خیلی نسبت به یوزو چان حساسه
.به طرز عجیبی شکننده است
آیاکا سان خونه نیست، از توی اتاقش .هم بیرون نمیاد چون نمیخواد مارو ببینه
.شینا تو یه کاریش بکن
......ولی یه پسر تنهایی بره توی اتاق یه دختر
.آره، راست میگی
اگه دختر باشه مشکلی نیست، نه؟
.آه، اصلا احساس خوبی ندارم
بازم؟
!خیلی بهت میاد
!خب برو
.با اجازه
کیه؟
!آکیکو ام
.کو آخر اسمش، اسمش رو دخترونه میکنه
.چه تفریح نازی داری
!وحشتناک دارم خجالت میکشم
تفریح ناز، ها؟
.....یاماناشی سنپای هم داره
.اتاقش چقدر دخترونه است
اومدی اتاق رو ببینی؟
!نـ... نه
.لطفا به همون حالت همیشگی برگردید
همیشگی؟
.من همیشگی، همه اش برای رئیس مشکل درست میکنه
........فقط همنیجا میمونم و
!اگه کاری هست که من بتونم حتما انجام میدم
.پس، کمک کن لباسم رو عوض کنم
.چقدر خنک و خوبه
.پیژامه ام توی کشوی دومیه
.با... باشه
!نمیخوام وقتی یاماناشی سنپای اینجوریه، پیشش باشم
.....باید سریع لباسش رو بپوشونم
این؟
.حالا دیگه خیالم راحت شد
امروز رئیس رو روی شونه هام نذاشتم .بدنم درد میکنه و بی حالم
مگه معتادی؟
.نمیتونم هم ازش کمک بخوام
.کارم دیگه تمومه
....میگم
منو به جاش استفاده میکنی؟
.....ولی تو
.نه، خوبه
.حس میکنم که انرژیم داره برمیگرده
.من دیگه خوب شدم
.ببخشید که نگرانت کردم
.خدا رو شکر
پس میشه منو بذاری پایین؟
.داره خجالت آور میشه
.ببخشید که براتون دردسر درست کردم
.خدا رو شکر که برگشتی
.بدون تو خوش نمیگذره
.منم چون امروز روی شونه هات نرفتم، یه حس عجیبی دارم
!رئیس
.بعدشم من به این راحتی ها تسلیم نمیشم
.منو دست کم نگیرید
سومیره تو دیگه باید بدونی که .من از پس خیلی از مشکل ها بر اومدم
....برای همین
!وقت انتقامه
!ایول رئیس
.نمیشه
.....رئیس
!شینا کون
!شینا کون
........صدا از کجا میـ
.از اینجا
چی شده یوری سان؟
.راستی یه درخواستی ازت داشتم
من؟
.آره، کاریه که فقط تو میتونی بهم کمک کنی
کاری که فقط من میتونم؟
!برای اینکه یه مردم به من گفته
!انجام میدم
!هر کاری که از دستم بر بیاد انجام میدم
!مرده و قولش
.پس خدا رو شکر
.پس، بریم توی اتاق من
!باشه
......ولی توی اتاق یه دختر، یه پسر تنهایی
!نگران نباش بیا
.تنها کسی هستی که میتونم اینو ازش بخوام
!باشه
.بیا تو، فقط یکمی اتاقم شلوغه
.با اجازه
.این اولین باریه که اومدم توی اتاق یوری سان
.یکم استرس دارم
این عکسو اینجا گرفتید؟
.آره
.همه چقدر جوونن
.یکیم بی ادبیه اینو به یه دختر بگی
....خب، درخواستم
!بگو انجام بدم
!کار سخت و فیزیکی، یکم سخته ولی بازم انجام میدم
!اینو بپوش
هه؟
اینو... بپوشم؟
از اون روز حدس میزدم که دلت .میخواد به من لباسای دخترونه بپوشونی
من خوشم میاد لباسامو خودم درست کنم، ولی برای اندازه زدن
یوزو چان خیلی کوچیکه و .سومیره چان و آیاکا سان خیلی بزرگن
.تنها کسی که سایزش به من نزدیکه تویی شینا کون
....درسته، ولی اینا دخترونه است
!شینا کون تو نازی مشکلی نیست
بعد گفتی هر کاری که بتونی میکنی، نه؟
......نمیتونی خودت بپو
گفتی هر کاری که بتونی میکنی، نه؟
.باشه، میپوشم ولی روتون رو برگردونید
.اونه چان هم همیشه از این کارا باهام میکرد
چجوری انتظار داره که یه لباس .....با سایز سینه ی اون اندازه ی من
ها؟
.پو... پوشیدمش
سایزش چطوره؟
.خیلی عجیبه، کاملا اندازمه
.چون که از همون اول برای تو درستش کرده بودم
.....میگم
حالا که سایز رو فهمیدیم لباسم رو عوض کنم؟
.نه هنوز
!برای امروز باید تمام اینا رو امتحان کنی
!همه شون؟
!دیگه خیلیه
فقط امروز، باشه؟
!ژست های ناز هم برام بگیر
!خوبه
!شینا کون خیلی خوبه
!عالیه
!اینم خوبه
!ای جان
!اون نگاهت عالیه
!عاشقشم
!خیلی نازه، خیلی
!ایول! تمام لباسام عالی بودن
.خب، اینم از آخریش
!عمرا
!صبر کن! بپوشیش میبینی که میشه
!عمرا! عمرا بپوشمش
!بیا اینجا ببینم
!گفتم نمیشه
اوا، چرا میترسی؟
!واستا
!شینا کون شینا کون
!این که دیگه به سایز لباس ربطی نداره
این یکی چطور؟
!موقعی که کمک خواستی فکر نمیکردم این چیزا باشه، من پسرم ها
وای، چرا فرار میکنی؟
مشکلی پیش اومده؟
!ولی خیلی ناز میشی
حالتون خوبه؟
کانرینین سان؟
!خیلی بد شد! نباید بذارم منو اینجوری ببینه
!این تنها راهه
!یوری سان
.دارم میام تو
ها؟
....چرا
!ساکت
.احتمالا تصوراتم بوده
.شینا کون
میدونی توی چه موقعیتی هستیم؟
.فکر میکردم سنپای های مهربونی باشن
.خیلی بوی خوبی میداد
.واقعا بچه ی باحالیه
عکسی با شینا کون نداشتیم
.ولی الان همه با همیم
{ED}
: ترجمان
kiakong
Forums.Animworld.Net
کانال زیرنویس انیم ورلد
@AwSub
{Preview}
شروع فصل باران، ازدواج، روی پا خوابیدن
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.