Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ویرایش و هماهنگی و ترجمه بخش های پایانی از میثم
سلام، ميشه لطفا با آقاي دکتر صحبت کنم
اين خيلي مضخرفه
افتضاحه
سلام
سلام تارا هافمن هستم، و ساعت 8:15 قرار ملاقات دارم و کاملا اينجا گير افتاديم
خيلي متاسفم، ميشه يه لحظه صبر کنيد؟
سلام؟
سلام سيليا، پشت خطيم بودي
صبر کن، سيليا هست؟
خيلي خب، باشه
سريع، سريع ممنون
سلام، چي شده؟
چي؟
چرا؟
دوباره بهت زنگ مي زنم، فقط بزارش طبقه پايين
باش؟
پيترز الان استعفا داد
يه 25 سنتي بهم بدهکاري #به خاطر فحشي که داد#
چرا؟ چي شده؟
نميدونم، نميدونم چي شده
خب دو تا بلوک اون طرف تر يه ايستگاه مترو هست، چرا نمي ري اونجا؟
مطمئني؟
آره آره
متاسفم
اشکالي نداره
ممنون
مراقب مامانت باش باشه؟
خداحافظ موفق باشي
به محض اينکه فهميدم تماس گرفتم
کار تو دور نگه داشتن من از دردسر و شره تو جليقه ضد گلوله مني!!
از کجا بايد مي دونستم که وزير ميخواست کنفرانس مطبوعاتي داشته باشه، چه برسه به اينکه امروز استفعا بده
دليلي براي اين کارش داشته؟
- وزير آره، ميخواد وقت بيشتري رو وقت بيشتر کنار خانواده؟؟
يا مسيح
استانتون اونجاست؟ اون پيراشکي آورده
البته که آورده
امروز چيکارا دارم؟
قرار ساعت 11ات زود اومده و ناهارت خط خورد
کدوم قرار؟؟
گروهبان توماس تالي
تاحالا اسمشو نشنيدم
تو جلسه نبودي
خوبه گوشم به ريل قطار بود وگرنه ممکن بود قطار از روم رد شه
خب اگه سر وقت اومده بودي مثل بقيه ما خبردار ميشدي
حتما يه چيزايي مي دونستي
من اينجا بودم، تو نبودي
تقصير خودته، من برات پيراشکي گرفتم
خوبه، روش از اينا داره
زنم مشکل داشت
اره درسته، اولويت بندي
نميدونم چطوري انجامش ميدي
زن
بچه، همستر
اون موش گربيل بود
اگه صبور باشي زندگي خودشو درست ميکنه
شکه کننده بود، اما بالاخره فراموشش کردم
خوبي؟ چي اذيتت ميکنه؟
من يه وکيل دولتي هستم که به زودي بيکار ميشه
بيخيال، تو يه سوپر استار هستي که به زودي ازين زدو بندا راحت ميشي و ميتوني تو بازار آزاد کار پيدا کني
وسط سال انتخابات حتي تايگر هم نميتونه اينکار رو بکنه چرا فکر ميکني من ميتونم؟
چون داروينيسم سياست کاملا منقرض شدنيه
ممنون
قابلي نداشت
اون مرور مدال دادن رو که در جولاي بهت دادم يادته؟
يه چيزايي مبهم يادمه
يه مدال افتخار بود
يه جلسه اعلام وضعيت داري
کي؟ الان
با کي
گروهبان توماس تالي بازنشسته از پارا نجات نيرو هوايي
روان صحبت ميکنه
قرار ساعت 11ات
اين رفيق اون طرف هست
کي؟ کدوم طرف؟
همون کانديد مدال افتخار
چرا خودش نيومده؟
چون نميشه
بهتره اينو بخوني
بفرما
يا مسيح از جولاي تاحالا بهت يادآوري کردم
موضوع راجع به روزايي هست که رفيقم تو جنگ بود
پيت جون مردم رو نجات داد
و يه نشان نيرو هوايي بهش جايزه دادن، مشکلش چيه؟
با اون نشان ارزشش کم شد، ما براي مدال افتخار اسمش رو گذاشتيم
اينا باهم فرق دارن
گروهبان
يه چيزي همين الان بهت ميگم
ارائه يه مدال با ارزشتر کار خيلي نادريه
معيار تجديد نظر اطلاعات جديده
فکر کنم بررسي اطلاعات جديد بخشي از کار تو باشه
اين واسه 30 سال پيشه
اخه دستور جلسه ي خاصي براش صادر شده که بخواي بهم اطلاع بدي؟
عدالت، تاخير عدالتي که انجام نشده
اين خواسته منه
گروهبان تالي، وزير نيرو هوايي
امروز استعفا داد
تا 3 ماه ديگه
همه آدما تو اين دفتر از جمله من، از اينجا ميرن
انجام اين کار چندين سال وقت مي بره
اين بحث رو هفته ي آينده ادامه ميديم
بله
توماس تالي
آژانس حسابرسي قرارداد دفاعي دنبال مدير منطقه اي هست
پيدات کردن خانم
خب الان ديگه رسما خودتي و خودت
اينجوري نباش
ليست تماس رو کامپيوترت هست، وزير دنبالته و زنت تماس گرفت
صبر کن، چرا؟
نگفت
نه پيترز رو ميگم
ميخواد تا 5 دقيقه ديگه تو دفترش ببينت
شغلت رو تبريک ميگم کارل
اينده خوبي در انتظارته
ممنونم آقاي وزير
بشين، بشين
آقاي گروهبان توماس تالي
فکر نميکنه که ما تو اين مسئله داريم با عدالت رفتار ميکنيم
اين يه سو تفاهمه
من همينو گفتم
قربان؟
عمليات «ابولين» يکي از
خونين ترين نبرد ها در تمام جنگ بود
جنگ ويتنام
ممنون
اگه به علت تلاش هاي پي جي نبود کل يه گروهان از بين ميرفت
نيرو پارا نجات
تو جامعه پارا پرش پيتسون بارگر يه افسانه هست
مي فهمم
خب کارل داره برنامه کارت رو راست و ريست ميکنه، تو شهادت هاي جنگ رو شخصا جمع آوري ميکني
و براي يه تجديد نظر کامل مدال آماده باشي
اما ميخوايم بودجه رو به کميته اعلام کنيم
آره، کارل انجامش داده
من کل سال
رو داشتم انجامش ميدادم
و حالا رو اين مسئله کار ميکني
مدال افتخار
بالا ترين شناخت موجود شجاعت نظامي هست
پتن گفت حاضر بوده مقامش رو با اون مدال عوض کنه
آيزنهاور تو کاخ سفيد
خب فکر ميکني چرا ژنرال چهار ستاره و رييس جمهور حاضرن همچين حرفي بزنن؟
راستشو بگم، نميدونم
خب اين نقطه خيلي خوبي براي شروع هست
منو از بودجه برداشتن چون يه گروهبان سوتي رفت دنبال پيترز شوخيت گرفته؟
گروهبان سوتي نيست، نيرو هواييه
و از بودجه برت داشتن چون شرمسارش کردي
تالي رو؟ نه پيترز
ببين من هرگز تجديد نظر مدال انجام ندادم، وقتش رو ندارم
راستي تو چه کاري گرفتي؟
من مدير قانونگذار مديسون هالت هستم، به تو هيچ ربطي نداره
رئيس هيئت مديره خدمات مسلح؟
کس ديگه اي هم مگه هست؟
بابا حتما بايد برات بشکافمش؟
خيلي عجيبه
چند روز وقت بذار، برو چند تا داستان جنگ جمع کن
بده سيليا يه اعلاميه بنويسه درخواست وقت بيشتر کنه
طوري به نظر ميايم که برامون مهمه
اينطوري کارت رو ازت نمي گيرن
قبل از اينکه حتي به جريان بودجه برسن
همين قدر راحت؟ آره
همه بخوابيد
پناه بگيريد
تالي هستم ژنرال
زخمي هستيم، و دارن بهمون شليک مي کنن
ديويد 1 خطر نزديکه حدود 2 مايل
دريافت شد چارلي 6 رسيديم
چارلي 6
فقط سلاح اتوماتيک ندارن، اين يه تله هست
حرکت کنيد
هي تالي
اون پايين خيلي خوب به نظر مياي
نميدونيم چطوري بايد بريم به ليترز
اي کوفتي
اين دکترشونه
خيلي خب
يکي بايد بره اون پايين و بهشون برسه
عمرا، اوضاع اونجا از جهنم هم بدتره پيتز
اونا نميتونن صبر کنن، دکترشون رو از دست دادن
بذار من برم پايين، سريع تر کار کنيد
به محض اينکه برگرديم تو اين بالايي
دريافت شد
مراقب باش
دارم ميرم پايين
به نظر ماموريت خود کشي مياد (غير ممکن)
تو خود کشي اميدي نيست
کاري که پيتس انجام داد، شجاعت بود
از اونجايي که من بودم، کارش خيلي با ارزش بود
پس چرا تو همون سال 66 مدال رو نگرفت؟
بايد يه نظري داشته باشي
اگه نظر من اهميت داشت، اين کار خيلي وقت پيش انجام ميشد
کاري انجام ميدي گروهبان؟
شغل يا سرگرمي داري، يا اين کار تمام وقتته؟
من يه پرستارم
من با بيمار هايي که بيماريشون علاجي نداره و خانواده هاشون کار ميکنم
که اهداف پايان زندگي رو مشخص کنم و علائم بيماري رو مديريت کنم، علائم رواني اجتماعي
کمک روحي
تو جا خوابت رو خودت ميندازي؟
چي؟
يه سوال ساده هست
زنم اين کارو ميکنه
بايد براش خيلي بد باشه
منظوري داري؟
ما قبلا هم اين کارو کرديم
تو فقط اف ان جي هستي
گروهبان
اين
پروژه تو حدود 30 ساله که تو کما بوده
انجام اين کار هيچ فايده اي واسه من نداره، اما به هر حال من اينجام
پس چي ميخواي؟
ببخشيد که منتظرتون گذاشتم
بيشتر از اوني که عادت داشتم
چرت ميزنم
جناب پيتسون بارگر
من دارم پير ميشم، به اندازه کافي بيدار موندن که ازش لذت ببرم سخته
او متشکرم خب
خب
تو جديده هستي
جديده؟
اگه داستان واقعي ابولين رو ميخواي، بايد با سرباز هايي که تو گل بودن صحبت کني
و اونا کي هستن؟
تو هم تو قسمت دفاع هستي، درسته؟
بين بچه هاي ارتش، رو زمين
گروهان چارلي، پياده نظام 16
اون قرمز بزرگه
البته از نظر اونا نه بيل نيرو هواييه
گروهان چارلي 80% کشته داد يعني 34 نفر تو جنگ کشته شدن
همه تو يه روز
بيل هم جز اونا بود البته
اما يکي از اونا نبود
بايد به اين موضوع احترام بذاريم
بسيار خب
بيلي توکوتا تو شهرستان استرلين زندگي ميکنه از اينجا ميشه حدود يک ساعت رانندگي
در طول سال ها همسر هاشون بيشتر بچه ها رو پيدا کردن
شايد بايد با اونا شروع کنيد
و اين يارو
بيلي
باهام صحبت ميکنه؟ مشکلي نداره؟
شما 2تا بايد خوب باهم کنار بياين
سلاااااااااااااااااام
واسه چي داري داد ميزني؟
يا مسيح
بيلي توکوتا
پيدا کردنت کار آسوني نيست
اونجا مراقب باشيد، فهميدين؟
جرمي، تو آب نرو
داستان تو چيه؟
چرا اومدي اينجا؟
خب
قدر چيزايي که برات اتفاق افتاده رو ميدونم، اينجام که کمک کنم
اگه ميخواستي کمک کني يه اسلحه بر ميداشتي و ميومدي جلو رفيق
قبول ميکردي که تو صاحب يه تکه بمب، و هر گلوله اي که شليک شده و کشمکش از وقتي که به دنيا اومدي هستي
که باعث مرگ ديگران شدي، مي فهمي؟
شانس دوم
چرا اومدي اينجا؟
کارمه
چاره اي ندارم
ببين حالا شد
آسيب پذيري تو ارتباط برقرار کردن
صداقت باعث اعتماد ميشه
صداقت تنها شجاعتيه که تو اين دنيا مونده
حالا مي توني بهم اعتماد کني؟
نه
اشکالي نداره اگه
اينجام که بتونم طرف تو رو از داستان بشنوم
من صحبت ميکنم، تو گوش ميدي
ويتنام اولين جنگ من نبود
من يه مبارز جنگ بالقوه بودم
عاشقش بودم
هيچي باعث نمي شد بيشتر از اون حس زنده بودن بکنم
ولي هيچوقت همچين چيزي نديده بودم
اونجوري نيرو هامون رو از دست بديم
دکتر
دکتر
من تير خوردم
زخمي شديم، و دارن بهمون تير اندازي ميکنن
اونا الان بيشتر از فقط سلاح اتوماتيک دارن
يه تله هست
پيتسون بارگر
اون کجاي همه اين ماجرا ها بود؟
خب من دکترم رو از دست داده بودم
جاي فرود نداشتيم ...پس
هلکوپتر هاي نيرو هوايي رو صدا کرديم
چارلي 6 هستم، آماده باشيد که شرايط ما اين پايين خيلي سخته
چندين کشته داديم، بهتون نياز داريم
اون جلو دست راستمون هستن
وقتي مارو ديديد بهمون بگيد تمام
دريافت شد چارلي 6
پيدروس دود شما رو مي بينه
پيتس اومد پايين، جون آدما رو نجات داد
زخمي شده ها رو فرستاد عقب
در حال جنگ کنار آدمايي هيچوقت نمي شناختشون مرد
بخواب
بخواب
خيلي خب
يواش تر
هيچ چيز به جز اين نيرو تو اين سبد نذاريد
خب، حالا
تو، خب؟
اينا رو نگه دار
آروم و آهسته
يک... دو سه
خيلي خب، طاقت بيار رفيق
ميخوام يه کاري برام بکني، باشه؟
ميخوام اينو برام نگه داري، باشه؟
تمام مدتي که ميري بالا، اينو اونجا فشار بده
خيلي خب، داري ميري خونه
خيلي خب
خيلي خب
ببريدش بالا
باشه
همينجا نگهشون داريد
بجنب، داستان تو چيه ستوان
صد متر محيط داريم
از همه طرف دارن بهمون شليک مي کنن
دو نفر کشته داديم، و حد اقل هشت نفر تا اونجايي که من مي دونم زخمي شدن
خب من دو نفر از نيرو هاتو ميخوام
کار خودته نيرو هوايي
مات
تالي ميگه کل ماجرا مدال ايده تو بوده
درسته؟
من کاغذ بازي هاشو کردم، فرستادم به نيرو هوايي فقط همين
اما هيچوقت مدال رو نگرفتي
نه
چرا نه؟
جنگ بود
فقط پيتس نبود
من احتمالا ده ها نامه به پدر و مادر ها و نامزد ها فرستاده بودم
بعد از اون تنها کاري که ميتوني بکني اينه که جبران کني
و فراموش کني
چطور اين کارو مي کني؟
من که گفتم
بري تو ماجرا
دوباره رفتي ويتنام؟
نه من دنيا رو درک کرده بودم، نه دنيا منو پس ديگه کدوم گوري ميرفتم؟
بعد از اينکه خوب شدم
يه رفيق قديميم از دبيرستان بهم زنگ زد و دعوتم کرد به نوشيدني
وقتي که نشسته بوديم، داشت راجع به دخترا و اينکه ما اون موقع چه کارا که نمي کرديم صحبت ميکرد
هرچي بيشتر صحبت ميکرد بيشتر متوجه ميشدم
که هيچ تيري بهم نخورده بود
بعد يهو بهم گفت چرا داغ کردي، چيه تير خوردي؟
سکوت شد
همه اين عوضي ها که بهم خيره شده بودن
فقط صداي جيغ هاي تو جنگل رو مي شنيدم
و توپخانه
اعصابم داشت خورد ميشد
پس پيراهنم رو کشيدم بالا
که دهنشون بسته شه
يکم خجالت زده به نظر رسيد
بعدش شروع کرد به خنديدن و گفت
داشتي چي کار ميکردي، فرار؟
مي دوني، شايد داشتم فرار مي کردم
شايد تمام اين مدت داشتم همين کارو مي کردم
من تو کشور خودم پناهنده بودم، و آسيبش خيلي از گلوله بيشتر بود
هنوز درد ميکنه بابابزرگ؟
فقط از داخل عزيزم
بيايد بچه ها، وقت غذا خوردنه
بجنبيد، فکر کنم اين گامبو آماده باشه
بايد صداتون رو رکورد کنم
اين ته رکورديه که بهت ميدم
سلام
دانا بر
سلام
ببين اون اصلا تا ساعت 8 بيدار نميشه
او، عذر ميخوام
اسکات هافمن از وزارت دفاع
شبا کار مي کنه؟
جيمي مسئول حمل و نقل معلولين هست
وسواس فکري داره
مبتلا به توهم و حدود 50 تا آسيب ديگه مربوط به جنگه
روز رو مي خوابه، چون شب براش وحشتناکه
اصلا از ويتنام چيزي مي دوني؟
نه، برام تجربه جديدي هست
شما چطور باهم آشنا شديد؟
يعني چي تو جيمي مي بينم؟
نه
اصلا نه خانم، من فقط
پرستارش بودم
تو امور ايثارگران
با اطراف اين آدما بودن چيزاي زيادي ميشه ياد گرفت
کاري که کردن، و بهايي که دادن
و هروز اين شجاعت رو داره که يه تفنگ تو دهن خودش نذاره
پس فکر مي کنم که لايق يکم محبت باشه
و باور کن خيلي بيشتر از اونچه که محبت ميکنم اون باهام مهربونه
پس اگه بخواد تو روز بخوابه
از نظر من مشکلي نداره
من فرنک پيتسون بارگر رو ديدم
و
بهم گفت که شما يه ليست تماس از همه بچه هاي گروهان چارلي داريد
پس اين چيزيه که ميخواي؟
خب
نه من
دوست دارم با همسر شما هم صحبت کنم
اميدوارم راجع به اين موضوع راست گفته باشي
جيمي آدم سفت و سختيه
و ميتونه آدم بد رو خيلي خوب بشناسه
خب من اينجا موضع يا نظري ندارم
اين ليستت
ممنون
ميخواي با جيمي صحبت کني، بايد صبر کني
هيچ قولي نميدم
ممنون
هي
تو گروه من اينجوري کباب ميشي
مردم اطراف اينجا
فکر مي کنن من يه خون آشامم، شايد حق با اوناست
چون 32 ساله که من تو تاريکي نخوابيدم
چيزايي که من ديدم
ميدوني اين چيه؟
آره
نه
نه نميدونم
آره
قرمز بزرگ
اولين پياده نظام
خفن ترين سرباز هايي که پوتين پوشيدن
اون فشنگ داره؟
ميدوني اسم اسلحه اي که فشنگ نداره چيه؟
بهش ميگن يه تيکه چوب قربان
ميدوني چيه جيمي اومم، ميتونم، ميتونم جيمي صدات کنم؟
من يه غير نظامي هستم پس
نيازي نيست بهم بگي قربان
تنها دليلي که من دارم صحبت ميکنم و شليک نميکنم
تاليه
گفت اين ماجرا راجع به مدال گرفتنه پيتز هست، درسته؟
درسته
قطعا
چون تو اصلا برام مهم نيستي
هيچي برام مهم نيست
فقط ميخوام تنها باشم
مي فهمي چي ميگم؟
منظورم اينه که اونجا داغون شدم
هيچ کس نميدونه اونجا به من چي گذشت
هيچ کس نميدونه
مي فهمي من چي ميگم قربان؟
ببين
من نيمدم اينجا که بهم شليک شه
يا اينکه اذيتت کنم، من فقط
من فقط اينجام چون تالي و همينطور پيتسون بارگر گفتن صحبت هاي شما مهمه
من پير ترين اف ان جي بودم که اونا ديده بودن
آلمان
گوام
و اوکيناوا لعنتي
ده سال و من هرگز يه گلوله هم شليک نکردم
مي فهمي چي ميگم قربان؟
اف ان جي يعني چي؟
آدم تازه وارد
خيلي بي ارزش بودن
اف ان جي ها افراد رو به کشتن ميدادن
اون همه سال صبر کردم
عيد پاک سال 66 که رسيد من تو ويتنام بودم
خودم رفتم اونجا
سي و سه سالم بود و آماده کشتن بودم
ري
مطمئني؟
سي و دو روز ديگه من ميرم تو عشق و حال مگه اينکه تو به کشتنم بدي
چقدر طول ميکشه؟ بيخيال من شو باو
مشکلت چيه؟
ميخواين همديگه رو به کشتن بدين؟
ازش دور شو
بايد بيشتر حواست جمع باشه
طرف تو دست و پا هست
برو برو برو
چه خبره
من يکي رو کشتم
يکي رو کشتم
لعنتي
آفرين
چارلي 6 چارلي 3
چارلي 6
اونجا چه خبره ستوان؟
اف ان جي ذوق مرگ شده
دريافت شد، چيز ديگه اي هم هست؟
نه
دريافت شد چارلي 3 پايان
بگردش
اينا يکي دو تا نارنجک با خودشون دارن
اگه کسي دنبالش اومد بهم بگيد
به ويتنام خوش اومدي جيمي
بيا، دارمت
تا اون موقع مرگ کسي رو نديده بودم
بالا آوردم
مي فهمي چي ميگم قربان؟
خيلي حس بدي داشتم
دقيقا به مدت 12 ساعت
بعدش ديگه راجع به هيچي حس بدي نداشتم
فکر ميکردم اين ميره اون پايين مايينا
ما اون پايين مايينا هستيم
يکي به اسم ري مات زنگ زد و گفت تاييد ميکنه
ماجراي امروز در جنگ گيري بعد از سانحه هست
اميدوارم اسلحه نداشته باشي
بشين بهم بگو بايد براي اعطا مدال چيکار کرد
اظهاريه شاهد جديد
خب اينو داريم انجام ميديم
گزارش کشته شده از وزارت دفاع
خب اون قطعا مرده، پس شد 2 تا
و تاييد زنجيره فرمان
خب، اينا کجان؟
چون يکي به اسم کپر
گزارش رو نوشته و فرستاده بالا
خيلي طول مي کشده که از اينجا به پنتاگون برسه
خب پروتوکلش همينه
درسته، خب کجاست؟
احتمال گم شدن خيلي چيزا تو 32 سال هست، داريم راجع به دولت حرف ميزنيم
خب اگه نتونم تاييد زنجيره فرمان رو پيدا کنم، ديگه چيزي نيست
ديگه به من ربطي نداره
چرا از کپر نمي پرسي؟
چون تو ترانگ زندگي ميکنه که تو ويتنامه، و 11 تا منقطه زماني با اينجا فاصله داره
يه اختراع جديدي به اسم تلفن هست
ببين ظاهرا اين بابا از اين آدماي عجيب غريبه، من نميرم اونجا
اين برگه بودجه هست؟ آره
خيلي خب
از تو جاده بهت زنگ ميزنم
ميام اينجا يکي 2تا هدف رو ميزنم
اينجوري اخلاقم با بچه ها درسته مي مونه
شنيدم ميخواي جيمي بر رو ببيني
آره، واسه استرس چيز ميز مي کشه
جعبه آرد 75 متر فاصله
آره هنوز تو سرش يه گلوله هست
نکشتش پس فرستاندش بخش ايثارگران
حدود 20 سال بهش دارو دادن
اصلا نميشه فهميد چرا
کار خيلي سختيه ميدوني
بذاري يکي بميره تا تو بتوني هندونه بزني و تو نور ماه خرگوش بزني
اسلحه تميزه جين
اسلحه تميزه
قبل از خودت شهرتت اومده
جيمي ازم خوشش نمياد
آره تالي هم نيست
خب
خب اگه ميخوايد اين بابا مدال رو بگيره، من بايد صحبت هاتون رو جمع کنم
شهادت
يه روز بود
ده ها سال پيش
پيتسون بارگر خودش اومد تو اون وضعيت منظورم اينه که چطور ميشه جبرانش کرد
وظيفه، پايبندي، ماموريت
يکيش رو انتخاب کن
هي بهش ميگفتيم بره بيرون
اما نمي رفت
فرمانده عقب نشيني نميکرد، هلکوپتر داشت تکه تکه ميشد
اما همشونو فرستاد
احتمالا اونا رو هم نجات داد
اون نيرو هوايي بود، اصلا نبايد ميومد اونجا
هيچ کدوممون نبايد ميرفتيم چطور؟
خب ما 2 هفته اونجا گشت ميزديم
اما وقتي که با دشمن درگير شديم، ديگه وظيفه داشتيم
وظيفه
بيث، داداش
همه بخوابيد
ما رو تا اونجا کشوندن که باهامون درگير شن ماهم نابودشون کرديم
به هر قيمتي که شده بود بکشيمشون
جستو جو و نابود کردن، رو هفتير به نشون کشتن خط کشيدن
کشتن آدما
همش مزخرف بود
اينجوري پول رو واسه خودشون نگه داشتن
روز بعد دشمن دوباره بر مي گشت
چه خبره؟
دشمن کجا؟ اونجا قربان
مثل مور و ملخ ريختن اينجا
رو درختا هستن
رو درختا هستن
پوششم بدين
هيچ شانسي نداشتيم
داري ميري دنبالش
فقط محض اطلاعت تاييد زنجيره فرمان رو تو پوشه پيتسون بارگر پيدا نکردم
خب بذارش تو گزارشت
يه چيزي نيست
چيکار داري مي کني؟
چي؟
اين موضوع قبل از اينکه تو به دنيا بياي 100 سالش بوده
بذار يه چيزي بهت بگم
يه حقيقت شنيده نشده هست که تو پنتاگون تمام مدارک فيزيکي ميرسه دست افسر ها
تو تمام تاريخ نيرو هوايي يه نفر اسمش براي مدال افتخار رفته
پس يه نفر تاييد رو ناپديد ميکنه چون اين اسمش رفته براي مدال؟
اين چيزي نيست که توش سرک بکشي
چرا نه؟
چون رو در رو شدن با هيئت مدال دادن نيرو هوايي به نفعت نيست
لعنتي
من ميرم دوش بگيرم
باشه
سلام خفن
فکر ميکردم از اين سياره رفتي
دارم سعي ميکنم، مسير خيلي طولاني هست
چه کاري از دستم بر مياد؟
تاحالا اسم ژنرال جان اي هکماير رو شنيدي؟
اون يکي از آدماي ارتش بود تو زمان جنگ
همچنين کسي بود که مدال افتخار شما رو تاييد کرده بود
فکر ميکني بتوني پيداش کني؟
احتمالا تا الان ديگه کود شده طرف، تازه تو مجوز وزارت دفاع رو داري
شايد نميخوايم وزارت دفاع بدونه
يه لحظه صبر کن
نميخوايم که وزارت دفاع بدونه؟
تاييد زنجيره فرمان يه قسمت ضروري براي اين کار هست
و تو پرونده نيست
چي داري ازم مي پرسي؟
دارم ازت ميپرسم امکانش هست چيزي که دنبالشم واقعا گم نشده باشه؟ (يکي عمدا اين کارو کرده)
داري چيکار ميکني؟
دارم کارم رو ميکنم
منظورت چيه که دارم چيکار ميکنم؟
اين روزا اين خصلت خوبيه
چيه يهو وجدان دار شدي؟
اصلا
فقط تلف کردن انرژيه
خب يکم بو بکش
باشه
بابايي حالت چطوره آقا؟
مهمون داريم
سلام
مسير طولاني اي از ويلينگتون با اتوبوس مدرسه هست
ماشين ندارم
بهم اجازه ميدن ببرمش خونه
کي دوس داره بره تو قلعه؟
من
خيلي خب
بابت قهوه ممنون
باعث افتخاره
رفتي تو مخم
از وقتي بهم گفتي
دوباره دارم خوابشو مي بينم
خوابم نميره
احتمالا با در نظر گرفتن اوضاع عاديه
بشين
من
وقتي از بيمارستان ارتش اومدم بيرون
گفتم ميخوام يونيفرمم رو بپوشم، براي مادرم
حتي وقتي منو با هوپيما ميبردن اون، اون داشت گريه ميکرد وقتي منو ديد
روبان و قلب بنفشم
مستقيم منو بردن قسمت ايثارگران
چندين ماه اونجا بودم قبل از اينکه برم خونه، ديگه هم اون يونيفرم رو نديدم
همه چيز جنگ رو تو کيفم گذاشت
انگار که هيچوقت همچين چيزي نبوده و برام اهميتي نداشت
دخترم
يه روان شناسه
فکر ميکرد شايد
خوب باشه که
از کيف بيارمشون بيرون
همه چيز هنوز اونجا بود
بوي جنگ هنوز تو لباسام بود
و
پيتس اينو بهم داد
ازم خواست که مراقبش باشم
ازم خواست که بهش بدم
زندگيم رو نجات داد و همين خواسته کوچک رو ازم داشت
انجامش ندادم
نمي تونستم
ميدوني با اين من چيم؟
1954
تمام شب برف اومد
کريسمس قشنگي بود
براي بيل اسباب بازي گرفتم
هنوز اونجا تو گاراژه
نزديک بودين؟
حتما
اما من تو اون روزا
تو جاده بودم
و خيلي چيزا رو از دست دادم
اره
تو با پدرت نزديک هستي؟
راستش من هيچوقت نديدمش
چرا گذاشتي بياد؟
چرا جلوش رو نگرفتي؟
نميتوني
به بچه هات ارزش رو ياد بدي
بعد ازش بگذري چون ميترسي چيزي رو از دست بدي
به نظر بهاي سنگيني مياد
اگه پسر من نبود
پس پسر کي؟
همسايه هام؟
خواهر هام؟
خواهر هاي تو؟
بيل
با خدمت کردن باعث افتخار هممون شد
و اين چيز کوچکي نيست
قصد بي احترامي نداشتم
نکردي
تو سال 1965
اولين نيرو هاي زميني
تو داننگ فرود اومدن
اون تلويزيون رو هميشه داشتم
دو هفته بعد
سفارت آمريکا رو بمباران کردن
آمريکايي هاي هم سنش کشته ميشدن
بچه هاي شهر خودمون
فکر کنم محرکش شد
يه شب اومد پيشم
ميدونستم چي تو سرشه
خدايا، برام جوک ميفرستاد
اما بهم سخت نگرفت
هيچوقت ازم اجازه نگرفت
فکر کنم ميدونست بعدا اين اجازه معنيش چي بود
اگه اتفاقي براش مي افتاد
وقتي که من بيدار شدم
اون رفته بود
دفعه بعد که ديدمش
مو هاشو کوتاه کرده بود، و دستوراتي داشت
هيچ وقت به اون اندازه نه ترسيده بودم و نه افتخار ميکردم
دست خودم نيست، هنوزم دلم براي اينکه ببينمش اون بيرون چمن ميزنه تنگ ميشه
بوي چمن تازه زده که از کفش هاش ميومد
و اينکه چطور لباس هاشو تا ميکرد، حتي وقتي که کثيف بودن
چون ميدونست مادرش رو خوشحال ميکنه
و دلم براي کوبيدن پاهاش براي خوش شانسي وقتي که آماده کارش ميشد تنگ ميشه
و اينکه اون هميشه منو چطوري ميديد
هزار تا خاطره اينطوري هست
اما بيشتر از همه
دلم براي کاري که نتونستم ببينم انجام بده تنگ ميشه
منظورت چيه
نتونستم ازدواج کردنش رو ببينم
يا اينکه به بچه خودش عشق بورزه
چون فقط اون موقع
مي تونست بفهمه که پدرش چقدر دوسش داشت
من يه پسر دارم
پس ميدوني ما چي ميگيم
جني کيه؟
جني
خيلي زيبا بود
وقتي بيل خارج از کشور بود، اومد با ما زندگي کنه
ميدوني آقاي هافمن
ما اون روز 2 فرزند رو از دست داديم
نامه هاشون اينجاست
وقتي ازدواج کرد اينا رو داد به ما
اما هيچوقت نتونستيم بخونيمشون
آقاي پيتسون بارگر
ميخوام واضح بگم
اين پروسه چند ماه طول نميکشه
سالها طول مي کشه
اسکات
من سرطان دارم
اگه به حرف دکتر ها بود
همين الانشم بايد مرده باشم
اما اون يه مبارزه
همسر من
متاسفم
مردن نسبت به از دست دادن فرزند سخت تر نيست، بهت قول ميدم
کاري که از دستت بر مياد رو انجام بده پسرم
خيلي آروم خوابيده
هيچ نگراني اي نداره
پيتسن بارگر
همه چي داشت
مردم واقعا بهش اهميت ميدادن
و دوسش داشتن
چطور تونسته بيخيال همش شه؟
ميدونست چيو داره ول ميکنه، و بازم اينقدر اطمينان داشته
به چي؟
اينکه
هيچ گلوله اي نمي تونست
جلوشو بگيره که کسي که بود باشه
تو تمام زندگيم هيچ وقت راجع به هيچي اينقدر مطمئن نبودم
من بودم
هرچي که شد حرکت نکنيد، نفس نکشيد
بجنبيد
از همه طرف بهمون حمله ميشه
فکر کنم تمام گردانشون براي اين کار بيدار شدن
بايد اين دايره رو محکم کنيم
اون هنوز اونجاست قربان
ويلي و بر هم همينطور
هيچ کس بيرون نمونه
سلام
هرچي ميخواي
اشکالي نداره
پيس
کسي زنده مونده؟
آره
نمي تونم نفس بکشم
بدجور داغونت کردن ستوان
منو از اينجا ببر، باشه؟
بايد واسه ستوان بهم کمک کني
باش؟ اينجايي؟
بايد به ويلي کمک کني
نمي تونيم ويلي رو ول کنيم
ويلي مرده رفيق، حالا اينجايي؟
منو نگاه کن، باهام هستي؟
خيلي خب، بجنب
خيلي خب، بلند شو
بيا شونه اش رو بگير
يک دو
بريم بريم
اين طرف
بلند شو
خودي هستيم، شليک نکن
بذارش اونجا
اونجا، خوبه
آروم، آروم
بپيچونش و ببندش، باش؟
خيلي محکم نه
فقط فشار
خيلي خب، خوبه
خوبه
يه دقيقه بيشتر طول نمي کشه، باش؟
هي کارت عاليه
کارت عاليه
خيلي خب
يک دو سه
بايد نگهش داري، باش؟ نذار تکون بخوره
باش؟
چرا اينجايي؟
چون تو اينجايي
چيزي گفت؟
هيچوقت هيچي نميگه
هي
يکي هواتو داره
سلام کارل
اف بي آي داره ارزيابي باسته ميکنه، تو ليست کوتاه براي معاون دبير امور قانونگذاري هستي
چي بهشون گفتي؟
که تو يه دروغگو عوضي هستي
بهم اطمينان دادن که همه اينا لازمه
پس مدال افتخار چي؟
اون همين الانشم تمومه
يعني احتمالا بايد از همون اول اين کارو ميکردم، يکي بايد اين کارو ميکرد
ديدم ساينر هالتز تو قسمت انتخابات يه کارايي ميکرد
آره بايد بخونيش شايد يه چيزي ياد بگيري تو چيزيش رو نوشتي؟
تمامش رو من نوشتم
خوبه کارل
تو 4 سال اولين باره که حقيقت رو گفتي
چته؟ بهترين شغل غير نظامي تو پنتاگون رو نميخواي؟
يعني اينجوري از حالا به بعد همه چيت بهتر ميشه
از همه اينا گذشته اينجوري برميگردي به بودجه
بايد اين گزارش رو تموم کنم
شوخيت گرفته؟ منو ببين
تو يه درنده اي تو گوشتخواري
همون يه غريزه تو رو به خيلي جاها تو مدت زمان خيلي کوتاهي رسونده
پس حالا واسه من احساساتي نشو
پس تو تجديد نظر رو تموم مي کني؟
آره حتما
يه کار آموز ميفرستم به همش رسيدگي کنه
کار آموز
واو، تبريک ميگم
فکر ميکردم دفعه دوم تو اين کار بهتر ميشم
خب
ميتوني دستورالعمل رو بخوني
اينجوري ميشه تقلب
استانتون دنبالت بود خب منو ديد
تو ليست کوتاه براي معاون دبير امور قانونگذاري هستم
ديو کرافت چي؟
کرافت ديگه نيست
خب خيلي عاليه اين شغل آدم رو مي سازه
يورين با منظره رودخانه
خب حالا که منظره رو هم دادن
آره
مگه چه اشکالي داره؟
مدال افتخار
پيتسن بارگر ها اينجان
فرنک داره يه سري تست به وکيل منطقه مي فرسته
مشکلش چيه؟
سارکوم يوينگ
خدايا
جشن شکر گزاري رو اينجان
شايد شرايط مارو ببينن يعني منو تو و لوک
از ما به عنوان بهونه ات استفاده نکن
زندگي بهونه نيست تارا، حقيقته
تازه استن گفت يه نفر رو ميفرسته از همونجا که ما رهاش ميکنيم ادامه بده
ما خيلي قبل از اينکه بريم کشور بوکه بريم طرفدار ميشيگان بوديم
وقتي که ولورين ها به کلمبيا بيان از يه بازي فوتبال بيشتر ميشه
هنوزم ميريد بازي رو تماشا کنيد؟
- اوه خداي من، نه، نه از از سال 1965
متاسفم
صحبت درباره ويل يکي از بهترين لذت هاي زندگي ماست
يادش رو زنده کردن، مارو قوي نگه ميداره
به همين خاطره که ميتونيم بين اندوهمون تعادل ايجاد کنيم
و بدون اون به شادي زندگي کنيم
اون يه بازيه؟
خب، اين ماشينيه که داروهاي من رو ميده
- اووه، غذامونم درست شد آره، ما آماده ايم
کمکتون بکنم؟
اوه، خب، لوک عزيزم چرا اتاقتو به آليسون و فرنک نشون نميدي؟
- اوه، خيلي ممنون - خيلي ممنون
به نظرت چطوري بايد اين کارو بکنم؟
صادق باش
منظورم بوقلمون بود
اسکات
ميشه من... دعاي قبل از غذا رو بگم؟
آره، البته
پدر مقدس
لطفاً به اين غذا برکت بده تا قوتي براي اين خانواده در حال رشد
و دوستي بين ما باشد
و براي اين مرد جوان دعا مي کنم
همانطور که مارا با تعهدش مفتخر مي کند که
فداکاري پسر من... پايمال نمي شود
و هيچگاه فراموش نخواهد شد
آمين
چي ميگي آقا؟
اينجا چيکار مي کني؟
تولي... شمارتو بهم داد
پس... من زنگ زدم، با همسرت صحبت کردم
خانم خوبيه
بهم گفت کجايي
بشين
- قهوه؟ - نه
پيدام کردي که اينو بهم بدي؟
شما
هيچوقت قدر کاري که يک توپخونه آمريکايي ميکنه رو نمي دونيد
از ديد شما آدم هاتون رو هدر ميده
در مورد چي صحبت مي کني؟
اولين دور به طور قطع 3 کشته داديم
نميتونم بگم چند نفر زخمي مي مردن اگه اون اول بهشون نمي رسيد
اگر به تيراندازات نقشه خوبي بدي
ميتونه تو سه سوت دخل ارتش اطرافتو بياره
من مختصات فاصله رو اشتباه دادم
ما تو گل و لاي خودمون گير کرده بوديم
منظورت از اينا چيه؟
آبي ها با آبي ها درگير شده بودن داداش
تفنگ ها و توپ هاي دوستانه هيچ کدوممون رو اونجا زنده نذاشت
آسيب! آسيب! درخواست پرتاب توپ دارم
از مختصات 310 با 300 متر اختلاف. هرچه سريعاً پرتاب شه
مرکز، اين فقط 100 متر اختلاف داشت!
اين چه کوفتي بود؟
يه نفر افتاد!
جوخه 3 درخواست آتش داره. 100 متر دورتر از مختصات 545
1نزديک پرتاب کنيد! نزديک پرتاب کنيد
بياين اينجا! بياين اينجا!
پس وقتي تولي گفت که من کسي بودم که شروع کردم
منظورش همين بود
حقيقت اينه که
من آدم هاي خودمو کشتم
اگر ارقام و مختصات و درست ميدادم
پيتسنبرگر احتمالا هيچوقت اون تماس رو دريافت نمي کرد
هيچوقت پايين نميومد، هيچوقت
زندگيمو نجات نمي داد
شايد اون کسيه که اطراف رودخونه به همراه نوه هاش نشسته
و اين در مورد نمي بود
و با اينحال اون مرده
و اينا مدال ستاره نقره اي کوفتي رو به من دادن
براي چي؟ کشتنشون؟
سال هاست دارم به اون 20 ثانيه 32 سال پيشم فکر مي کنم
آرزو داشتم که خدايا به اون 20 ثانيه برگردم
زنده موندن جرم نيست
نه نيست
حس زندگيه
گرفتن اون مدال براي پيتس، خانواده و آدم هايي که از دست دادم
تنها چيز نجيبي هست که از اون جنگ ميتونم با خودم بيارم
پس
ميشه بري واشنگتن و يه کاري کني به حقيقت بپيونده، باشه؟
بابايي
هي
تشنمه
خيلي خب پسر، بيا يه نوشيدني بديم بهت
بابا، همه ادم هاي ارتش کمک مي کنن؟
آره، کمک مي کنن
ميخواي وارد ارتش بشي؟
هي، اينجا چه خبره؟
اون فقط يه نوشيدني مي خواد
اوه، فهميدم. بريم يه ذره آب بهت بدم
- همه چي خوبه؟ آره، منم ميام بخوابم
بيا بريم بهت آب بديم
خب جيم، من تو دوران جالبي تو جنگ ويتنام مستقر بودم
و همين باعث شد تا اين کتاب رو بنويسم
من در ابتدا به عنوان افسر مامورتي جي3 براي جوخه اول خدمت مي کردم
جوخه قرمز بزرگ
و ما تو شمال سايگون مستقر بوديم
ناحيه اي در نزديکي پايتخت ويتنام که پرخطر بود و
سلام؟
سلام
- کجاست؟ مي تونم ببينمش؟ آروم باش
خيلي خب
هي، فرانک
ببين کي اومده ببينتت. تازه وارد
- آقاي هافمن - چطوري فرانک؟
با ديدنت بهتر شدم
- مرسي اومدي - البته
تولي زنگ زد و
اومدم اينجا
داره ميميره؟
ما همه داريم مي ميريم پسر
فکر مي کنم خودش رو نگه داشته
تا تو اين کارو تموم کني
چرا تو وسط همه چي هستي؟
منظورم اينه
براي تو چي داره؟ اون که زندگي تورو نجات نداد
نداد؟
پس فکر مي کني مديوني
کاملا
اگر ازم بپرسي برنامه اي دارم، اين آدم هايي ان که بالا هستن
حالا تو چطور؟
ما همينطوريش دو هفته گشت زني ميکرديم
اما بعد از اينه نيرو هاي آژانس دفاع موشکي اومد طبيعتاً وظيفمون شروع شد
وظيفه؟
طعمه برادر، طعمه زندگي
بهمون دستور داده شد تا از جناح حمله کنيم
و با بمب سخت حمله کرديم
چرا سراغ جانسي کپر نرفتيد؟ اون گزارش هاي اصلي رو نوشت
اون تازگيا تو تنهايي خودشه. همگي اميدواريم ببينيمش
اگه کسي بدونه جسدها کجا دفن شده اون کپر هست
اينو پيدا کردم
مي 1966. مصاحبه با آقاي کرتس
دوست قديمي گروهبان جانسي کپر
اون گزارش پس از اقدام رو نوشت
ظاهراً
چيزي که نمي فهمم اينه که چرا هيچکي از وزارت دفاع تا حالا باهاش صحبت نکرده؟
جنوب شرقي آسيا، بايد جاي زيبايي باشه
- درست اونجا - باشه
دعا مي کني آقاي هافمن؟
نه راستيتش
منم همينطور
اون روز دعا کردم
دعا براي يه معجزه
و يه نفر اومد، اسمش پيتس بود
ميخواي برگردي خونه، نه؟ ميخواي برگردي؟
مرد يه داستان خفن واسه تعريف کردن داري
زنت تحت تاثير قرار مي گيره
خيلي خب يه مقدار مسکن دارم
خيلي خب محکم بگير رفيق. محکم بگير
همينه رفيق، همينه
1، 2، 3!
هي، يالا بيا بالا!
خيلي خب رفيق. آماده ايم
يالا! پيتس، بدو بيا!
گزارش بعد از اقدام
که تو جنگ نوشتيد
خيلي هاش گم شده
هرچيزي که نوشتم، 33 سال پيش به مقر سايگون فرستاده شد، داداش
بيين، من با آدم هاي زيادي تو گروه صحبت کردم و هيچکدومشون در اينباره چيزي نمي دونن
کي از اول اين عمليات به ذهنش رسيد؟
رئيس گروه، مدي هولت بد
مديسون هولت؟
سرهنگ
الان که يادم اومد تو جنگ تيرانداز خوبي بود
آره، آقاي هولت
احتمالاً يه روز وزير دفاع بشه
اون رئيس خوبي بود... اون روزا روزاي بدي بودن
خب، چرا اين کهنه سربازا ميان ببيننت؟
اومدنشون به من ربطي نداره
پس تو اينجا چيکار مي کني؟
زندگي مي کنم، عشق مي ورزم و گوش مي کنم
- خب پس به حرفاشون گوش ميدي؟ - آره
- به سرباز هاي پير؟ - آره
سعي مي کنم داستان رو دوباره بنويسم کمکشون کنم
نميتوني گذشته رو تغيير بدي اما مي توني نحوه ديد رو تغيير بدي
ميتوني خاطراتي بسازي، خاطرات خوب. حتي تو اين مکان غمگين
انتخابه
آدماي ما به اينجا ميان؟
مردم ميخوان بدونن که بعد جنگ، چه اتفاقي واسه اون آدما افتاده
من فقط مي خوام يه جورايي... با نبودش کنار بيام
هي، ميخوام يه چيزي بهت نشون بدم
اين خارق العاده است
هيچوقت کسي نبوده که اينجا نيارمش و احساس خوبي نکنه
تو همه اين کارارو کردي؟
آره
ميدوني کجاييم؟
آه
نه
اينجا جاييه که اومد پايين
پيتس
فکر کردم يه فرشته ديدم
و اون درست جلوي من بود، يه نيروي هوايي تميز و با وقار
اين آبلين هه
اينجا؟
درست همينجا
درست زير پات
اما حالا شده آبلان
آبلان
آبلان
حالا اين چطور ممکنه، که هر دوي اين ها تو يه مکان وجود داشته باشن؟
فقط يه مدت اينجا بمون
دارم نفس مي کشم
خودتو رها کن
جنگ يه چيزي از هممون کشيد بيرون
اون ها شرمساري جنگ، انکار
عصبانيت رو کشيدن بيرون
اون ها فقط ميان اينجا تا يکي بهشون گوش بده
به همين خاطره که مدال ها اينقدر مهم ان
اونها کمک مي کنن تا مارو کنار هم نگه دارن
داستان مون رو بگن
من فقط يه شاهدم. تو هم يه شاهدي
محلي هاي اينجا اين بالن هارو دوست دارن
نماد رها کردنه واسشون
و مي گن که تو مي خواي اينجارو ترک کني
پس با خودت بالن رو مياري
نميخواي به گذشته برگردي، فقط رهاش کن
دشمن داره مياد!
دارم با رنلي صحبت مي کنم!
بهش بگو بالا سرمون بندازه
دستور آتش داريم
همين الان بزن!
آسيب! آسيب! جوخه چارلي 6 درخواست پرتاب اضطراري داره. مختصات 633
آسيب! آسيب! جوخه چارلي 6 درخواست پرتاب اضطراري داره. مختصات 633
اينجا وضعيت خوب نيست. ما داريم شکست مي خوريم
نگهش دار، روشو فشار بده
يکي هنوز اونجاست!
ازت ميخوام يه لطفي بهم بکني
- ميخوام اينو به يه نفر برسوني نه
- لطفاً - نه
فقط نگهش دار
نگهش داشتم تا تو بياي
- چيکار داري مي کني، مرد؟ به اندازه کافي جنگيدي، بايد زنده بموني
بچه اومد پايين، جون خيلي هارو نجات داد زخم هارو خوب کرد
در کنار آدم هامون جنگيد حتي اونايي که نميشناخت
دعا مي کني آقاي هافمن؟
اون روز دعا کردم، دعا براي يک معجزه
هيچوقت مردن يه نفر رو نديده بودم
تا اينکه دوستام يکي يکي جلوم افتادن زمين
ميفهمي چي ميگم قربان؟
همه اين بمب ها و انفجارا ميومدن
براي اون اين شکلي بود... هيچي بهش صدمه نميزنه
اون اينجا بود تا جون آدم هارو نجات بده
و اونم همين کارو انجام مي داد
خدا ميدونه چند تا آدم به خاطر اون الان مي تونن راه برن
چه کاري کرد
وقتي برنگشت
حس کردم بهترين بخش من هم با اون رفته
هنوزم بعضي اوقات بهش فکر مي کنم. هيچکس جز اون لايق بيرون اومدن از اون جهنم نبود
احساس کن خونه خودتي
آره مي تونم بگم دستگيرت کنن
سناتور مديسون هالت با لقب سابق سرهنگ مديسون هالت
جزو اولين اعضاي جوخه قرمز بزرگ
کارنامه کاري برجسته نظامي سناتور براساس گزارشات عمومي غير قابل انکاره
خب، من که تحت تاثير قرار گرفتم
آره؟ خونديش يا فقط به عکساش نگاه کردي
هالت بخشي از تيمي بود که دستور عمليات آبلين رو صادر کردن
تو که نمي خواي بگي هولت دستور کمين دادن جوخه رو داده؟
ميخوام بگم اين خيلي برات راحته که اين موضوع رو از گزارشات حذف کني
که به همين خاطر منو وارد اين قضيه کردي چون مي دونستي لو نمي دم
ميدوني هالت قراره يه روز وزير دفاع بشه، حتي شايد رئيس جمهور
تو کل اين مدت تاييديه فرمان رو داشتي
اينارو ميبرم
تاحالا مورد تحقيقات سياسي مخالف قرار گرفتي؟
چون اگه حتي پيگير اين بشي، مثل رنگ اسپري اونارو رو سر و صورتت ميريزم
هيچوقت يک رهن، پاسپورت يا کارت عضويت ماشين کلوب سم گيرت نمياد
بدون يه قرار ملاقات سياسي
- ولي من نگران هيچ کدومشون نيستم چرا که نه؟
بخاطر اينکه تو ذات تو نيست تا رو صورت مردي که مي تونه نابودت کنه، تف کني
ذات من چيه؟
بالا رفتن، چشم اندازي، گسترش قدرت درست مثل همه ما
ممنون ميشم اگه اينجارو همونجوري که بوده باقي بذاري
و يادت نره، چهارشنبه ميريم اسکواش
جني، بعضي اوقات سخته بفهميم چرا به اينجا فرستاده شديم
چطوري توضيح بديم چه اتفاقي افتاده
همين 1 دقيقه پيش تماسي دريافت کردم از زاک کام ماي حدود 30 کيلومتري اينجا
ميدوني جني... تنها ترسي که از مرگ دارم، اينه که روياهاي تو نيان
مرگ تاريکه اما با اينحال... بي انتها مثل شب هاي جنگل
اما بعضي اوقات جن فکر مي کنم
اين مکانيه که توش بيدار ميشم
امن، گرم رو تخت تو
پرتوي صبح به داخل خونه ميتابه
و اگر در مورد نامه شنيدي و نامه به جاي من به دستت رسيد، پس حقيقت داره
بدون که من هيچوقت دور نيستم
از مامان مراقبت کن و مخصوصاً بابا
چون اين خبر براش بدتر از همه است
بهشون بگو متاسفم واسه شرايطي که اونا رو واردش کردم
که من از مقصودم مطمئنم و در دنيايي که همه ما زندگي مي کنيم
اين کارارو انجام ميديم، تا بقيه زنده بمونن
ويل
يه کارنامه بي عيب و نقص داري
وزير توصيه زيادي درموردت بهمون کرد
ممنون قربان
خب فکر ميکني چجوري تو اين مقام تاثيرگذار خواهي بود؟
خب
من خوب ارتباط برقرار مي کنم
بلند پروازم
متقاعدکننده ام
از دشمن پيدا کردن نمي ترسم و بيشتر از هر کس ديگه اي اين شغل رو ميخوام
حداقل اين چيزي بود که چند ماه پيش ميگفتم
باشه
و امروز؟
امروز من
مفيد نيستم
نيروي هوايي؟
آره
خيلي متاسفم مرد
خيلي متاسفم
کل مدتي که مي شستمش
پاهاش
دست هاش
هيچ احساسي نداشتم
هيچي
و اونجا بود که فهميدم براي مدت زيادي وايستاده بودم
تيم برگشت
و ماموريتم رو تموم کردم و پيش زنم برگشتم
آيا شما؟
آيا من چي؟
با زندگيتون کنار اومديد؟
اينجا وايستادم
مي دونيد
وقتي 5 سالم بود
پدرمو تماشا مي کردم که وسايلشو جمع مي کرد و داخل ماشين ميذاشت
مادرم و من رو تنها مي ذاشت
خيلي ترسيده بودم
خيلي ضربه خوردم
دوييدم سمت جاده و
و با دستام مشت زدم به در ماشين همونطور که داشت ميرفت
فکر مي کردم اگه مي ديد زخمي شدم و خيلي آسيب ديدم
مجبور ميشد منو ببره بيمارستان و دکتر ميگفت وايسه و ازم مراقبت کنه
اما فقط به رانندگي ادامه داد
من
ماشينشو تا پايين خيابون دنبال کردم، دستام بريده شده بود
اين ميتونه آخر داستان باشه
آه... اون ملاحظه کرد
درست مثل شما
يازده آوريل 1966 چه اتفاقي براي شما افتاد؟
دوستم مرد
چه اتفاقي براي شما افتاد؟
- بهت گفتم - عيبي نداره
عيب داره، هيچ چيز درباره اين خوب نيست
فقط بهم بگين.
چيه؟ چي بود؟ چه اتفاق افتاد
اون مرد، اون کشته شد. تو سرش گلوله خرد
- اين جنگه - درسته، درسته. جنگ بود
- تا کي ميخواي خودتو مجازات کني؟ خودمو
تمام اون کارايي که انجام دادي
- من انجام دادم؟ - آره
- فقط بهم بگين. چي کار کردين نه بس کن
- فقط بگين چيکار کردين بس کن! بس کن! بس کن!
تو گفتي
چي گفتم
اون ميدونست خطرناکه. من بهش هشدار دادم
- که تورو خدا مراقب باش - و... چي؟
نه، نه، نه، نه. من اين کارو انجام نميدم
- چه کاريو؟ - اين کارو
من بهش گفتم برگرد بالا، برگرد تو هليکوپتر
چرا اين کارو نکرد؟ چرا به هليکوپتر بر نگشت؟
نميتونست چون بقيه بهش نياز داشتن
آره؟ آره؟ آره؟ خب لعنت بهت
و
اوه خدا!
- کشتن اون بايد واست دردناک باشه آره!
چه اتفاق ديگه اي واست افتاد تام؟
من تو هليکوپتر وايستادم. من، من
پايين نرفتم، من... خيالم راحت شده بود چون جاي ايمني وايستاده بودم
جايي مونده بودم که ايمن بود
خدايا وقتي پيداش کردم
من
خوشحال بودم
که من جاي اون نيستم. من نميخواستم بميرم. زنده بودم
اون
- حس خوبي داشت تو يه احساسي داشتي
نه من احساس شرمساري مي کردم!
تو يه ترسو نيستي تام
ته يه قهرماني
باهاش کنار بيا
بهم اجازه بده
يه مدت اينجا هستم يالا
تو... ميدوني من چي ميخوام؟
آره ميدونم
يکم رحمت ميخوام، يکم آرامش. ميخوام کشورم به برادرم افتخار کنه
قبل از خانوادش
ميخوام دوستانم، دوستان تو
ميخوام پدرش اينجا رو با آرامش ترک کنه
- چيز ديگه اي واستون بيارم سناتور؟ نه ممنون
- حساب مارو بگيد - حتما
آقايون، سلام
سرهنگ، شما رو ميشناسم؟
آره، اميدوارم
گروهبان سابق توماس تالي از تيم ماموريتي و نجات آبلين
ميخوايد با سناتور صحبت کنين؟ بايد اول وقت بگيريد
مشکلي نداره کارل. من با اين آقايون صحبت مي کنم
قربان، اين يک دست نوشته از سال 1966
بين شما و ژنرال هک ماير هست براي درخواست مدال افتخار
ويليام اچ پيتنسبرگر از نيروي هوايي در 7 اکتبر 1966
آقايون ميشه يه لحظه به ما فرصت بديد؟
مرسي
بشينيد
ما يه فرصت داريم
تا مدال صليب نيروي هوايي رو به مدال افتخار تبديل کنيم
براي انجام اين کار، به يک حامي از کنگره نياز داريم
ايشون فکر نمي کنن که شما بخاطر تبليغات در رابطه با عمليات آبلين
در طول انتخابات، اين کارو انجام بدين
تو ايده اي نداري که چيو شروع کردي
فکر کنم دارم کارل
آيا تا به امروز هدف تحقيقات سياسي مخالف قرار گرفتي؟
چون حتي اگه اين موضوع رو پيگيري کني مثل اسپري رنگ رو سر و صورتت مي ريزمش
اطلاعات از پکيج اصلي حذف شده بود
که تجديد نظر شوراي اعطا مدال رو مردود کنه
ما اون اسناد رو پيدا کرديم
اين، اين فقط يه جواب به درخواست مدال افتخار سرهنگ هست ميگه که به جاش نشان نيرو هوايي داده شده
مفهومش اصلا مشخص نيست
اصلا اجباري به جواب دادن هيچ کدوم از اينا نداري
اگه به زنجيره فرمان فرستاديش
چرا اون موقع به دستش نرسيده؟
صادقانه بگم نميدونم
شايد
يه جايي گم و گور شده
شايد مکفي نميخواسته
براي يکي از خونين ترين روز هاي جنگ توجه بيش از حد جذب شه
يا
شايد من
به اندازه کافي نجنگيدم که اين مرد به چيزي که لايقش هست برسه
سناتور
دشمن هاي سياسيت از هر قبول اشتباه شما کاملا به نفع خودشون استفاده ميکنن
راجع به قضاوت نظاميت مردد ميشن، مي برنت پاي محاکمه
درست ميگه قربان، ممکنه اين کارو بکنن
اتفاقي که تو عمليات ابولين افتاد
تيره ترين روز هاي زندگي منه
صدمه ديدي ستوان
چرا هنوز اينجايي؟
تا همه زخمي هام رو پيدا نکنيد نميرم
اينجا چه اتفاقي افتاد؟
صاف مارو فرستادي تو دل مرگ بدون اينکه بدوني ما چطور قراره بيايم بيرون
اين اتفاقيه که اينجا افتاد
ميشه يه نفر اينو بهم توضيح بده؟
ميشه يه نفر اينو بهم توضيح بده؟
شما بگيد
اون روز يه قسمت از هممون مرد
شما بهم بگيد
اشتباهاتي شده بود، اين احتمالا يکي از هموناست
ما رفتيم ژنرال هکماير رو ببينيم
تو بخش ايثارگران
اون راستي داستان شما رو تاييد ميکنه
سناتور لطفا
شغل من محافظت از شماست
در مقابل چي ازم محافظت کني؟ همه چي
معمولا با کار هايي که ميکنيم قضاوت ميشيم
اما به نظرم کاري که نميکنيم
دنبالمون مياد
نقشه اينه
شانسمون رو امتحان مي کنيم، حقيقت رو مي گيم
مهم نيست چقدر غير عادي يا سخت باشه
جناب رئيس به اس 2549 صفحه 44 رجوع کنيد
عنوان پنجم، سياست پرسنل نظامي
زير عنوان اي موضوعات ديگر
بله
آقاي منمن مدال افتخار پس از مرگ رو
براي ويليام اچ پيتسن بارگر گروهبان دوم نيرو هوايي تصويب ميکنه
براي شجاعت آشکارش در ويتنام
در 11 آوريل 1966 در عمليات ابولين
جناب رئيس اين خلاف قانونه
جناب متمايز از شمال کرولاينا شناخته شده هست
قوانين اين کميته چنين تصويبي رو منع ميکنه
اجازه ميديد؟
از جنتلمن اهل اوهايو عذر خواهي ميشه اما اين کميته درگيري هاي زيادي داره
و بنابراين بايد از اين مسئله رد شيم
جناب رئيس واقعا متشکرم اما بايد کاملا واضح باشه که نميشه اين کارو کرد
جنگ ويتنام خيلي وقت پيش
تموم شد
ميدونم باب، من اونجا بودم
شايد بايد يه استراحتي بکني
شايد نبايد ديگه يه موضوع تموم شده رو بياري وسط
آقايان اين خلاف قوانينه، متاسفم و بايد ازش رد شيم
بانو اهل فلوريدا شناخته شده هستن
بله، متشکرم جناب رئيس
استاينر، چي شد؟
اون آقاي متمايز اهل شمال کارولاينا کارمون رو ساخت، اين اتفاقيه که افتاد
همينقدر راحت؟
ببين
ميخواد تلافي کنه، تو جلسه قبليش نذاشتم به تنباکو بودجه بدن، متاسفانه مقامش از من بالا تره پس کاري از دستم بر نمياد
اما بهت قول ميدم، اينو تو سال آينده انجام ميدم
اميدوارم تا اون موقع اين بابا مرده باشه
پدر پيتسن بارگر هم مي ميره
چي؟
اون داره مي ميره قربان
يا مسيح
نميدونستم، شرمنده
واقعا شرمنده ام
همين؟
مگر اينکه بودجه تنباکو رو به سناتور کارولاينا بدي
اون آدما چي؟
پيتس چي؟
هالت ميگه سال ديگه درست ميشه
و فرنک؟
نميتونم سرطان رو درمان کنم
اگه بيشتر از اين دنبالش برم، شغلم رو از دست ميدم
جالبه
چي؟
من تو 12 سال تاحالا نديدم جايي پا پس بکشي
مي ترسم
ترس
خوبه
ترس غريزه زنده موندنه
بايد بترسي
ازش استفاده کن
فرصت شغل خيلي خوبي رو رد کردي که اينو تموم کني
متوجه شدي چرا ژنرال 4 ستاره و رئيس جمهور حاضرن مقامشون رو با مدال افتخار عوض کنن؟
چون ميدونن کسايي مثل پيتسن بارگر براي اونا کارشون رو انجام نميدن
براي همديگه اين کارو ميکنن
زندگي در عوض يه زندگي
اين چيز کمي نيست
براي يه مرد چيزاي بدتري هست که براش اتفاق بيفته از اينکه تو جنگ کشته بشه
مثل چي؟
مثل از دست دادن نيرو
از دست دادن فرزند
پدر
چطور ميشه باهاش زندگي کرد
فکر ميکني يه تيکه روبان تغييرش ميده؟
داستان رو به عموم ميگم
اسم ميبرم
باعث شرم تخصيصات شدن .در آستانه انتخابات ملي جلو مطبوعات در مقابل واشنگتن يه کم خطرناک به نظر مياد
آره
اما خيلي خوب ميشه
آفرين
ممنون
آقاي هافمن
من مري هستم، تهيه کننده ناظر ميکروفون بهت وصل ميکنيم بسيار خب
ميريد رو آنتن، اونا ميتونن صداتون رو بشنون اما نميتونن ببيننتون
بسيار خب همراه من بيايد
استرس داري بابايي؟
دارم اما نمي ترسم
در حرکتي غير عادي، عضوي از وزارت نيرو هوايي، فردي به اسم اسکات هافمن
در مقابل دوربين رفت تا سناتور هاي مقام بالا و کارکنانشون رو متهم کنه به
فوتبال سياسي بازي کردن با ارزش سياسي
لايحه اي از جمله توصيه اي براي مدال افتخار پس از مرگ براي ويليام اچ پيتسن بارگر داره ميره به دفتر رياست جمهوري
و از رئيس جمهور کلينتون انتظار ميره که امضاش کنه
يک نيرو هوايي به اسم ويل پيتسن بارگر براي خدمتش در ويتنام مدال افتخار جايزه ميگيره
او به کشوري چيزي داد که آبراهام لينکن آنرا "بررسي نهايي" ناميد
الان بر ميگردم
سلام
از ديدنت خوشحالم از اومدنم خوشحالم
خب اون خانمي که پشت سرم قرمز پوشيده
اون
آدرس تو اين نامه هست
خانم
ويل اينو بهم داد
ازم خواست که بدمش به شما
متاسفم که اينقدر طول کشيد
ممنونم
ممنونم
در ميان اندوه و از دست رفتگي هاي جنگ
گه گاه شاهد نوري کوتاه اما عالي از شجاعت شخصي مي شيم، به حدي نوراني هست که ناديده گرفتنش غير ممکنه
شجاعت ويليام هارت پيتسن بارگر چنين بود
که فرشته هاي والا مقام وظيفه محرکش بودن
شجاعت و فداکاري اي که
از طرف آدمايي که نميشناخت انجام بده
و ملتي که تا الان داستانش رو نمي دونست
والا ترين فداکاري
فرنک، اليس
از جانب رئيس جمهور ايالات متحده آمريکا
به نام کنگره
شجاعت آشکار
دلاوري شديد و شهامت
به قيمت جون خودش
بالاتر و فراتر از نداي وظيفه
مدال افتخار رو به
نيرو هوايي ويليام هارت پيتسن بارگر تقديم ميکنم
اين يه برنامه جديد نيست، اما فقط اگه بشه يه لحظه ديگه از وقتتون رو بهم بديد
مايلم که چند نفر به رسميت شناخته شن
که به علت انجام اين کار ازم متنفر ميشن
امروز چند نفر از کهنه سرباز هاي عمليات ابولين اينجا باهامون هستن
گروهان چارلي، دومين گروه پياده نظام 16 ام
اين افراد شاهد شجاعت ويل پيتسن بارگر بودن، و به مدت 32 سال تلاش کردن و تلاش کردن
که همچين روزي رو ببينن
ميشه لطفا بهمون افتخار بديد؟
که بايستيد و شناخته بشيد؟
و ميشه افراد گروه نيرو هوايي پيتس و افراد نجات هم بايستند؟
و هر نيرو ديگه اي از ويتنام
ميشه بايستيد؟
اگر کهنه سرباز ديگه از آمريکا اينجا هست، ميشه لطفا بايستيد؟
اگر همسر يا پدر و مادري اينجا هست، ميشه بايستيد؟
هر فرزند يا نوه، ميشه به ما ملحق بشيد؟
و هر دوست يا خانواده ديگري، هرکسي که به هر صورتي به وسيله کار هاي گيرنده اين مدال افتخار تحت تاثير قرار گرفته، ميشه شما هم بايستيد؟
اطرافتون رو ببينيد
اين قدرت کاريه که يه نفر ميتونه انجام بده
متشکرم پسرم
مارو فراموش نکن
متشکرم
بابااااايي
سلام کوچولو
خوشحالم که تونستيم بيايم منم همينطور
مامانت کجاست؟
تو اون يونيفرم خوب به نظر مياي جيمي
اين پسرم لوکه
از ديدنت خوشحالم
ميخواستم بگم
ميخواستم بگم ممنونم
مي فهمي چي ميگم قربان؟
خواهش ميکنم جيمي
اما واقعا نيازي نيست منو قربان صدا کني
معلومه که هست
چرا؟
چون لايقش شدي قربان
مواظب خودت باش
چون اون بيرون يه جنگله
اسمت چيه؟
لوک
من تالي ام
اولش گفتي اين کار هيچ فايده اي واسه تو نداره
از بين ميليون ها مرد و زن که در ارتش آمريکا خدمت مي کردند ، 3،498 نفر مدال افتخار دريافت کردند
فقط 18 عضو از نيروي هوايي ايالات متحده وجود داشتند
فقط 3 نفر عضو هواپيمايي بودن
يکي از آنها Wiliam Hart pitsenbarger بود
در 11 آوريل 1966 براي اون ماموريت پرواز کرديم
پيتس يه جمله گفت و از چيزي که گفت خوشم نمياد
گفت من نسبت به اين ماموريت حس خوبي ندارم
براي ما آماده بودن ميدونستن ما داريم ميايم
اونا تو سوراخ هاي زمين، رو درختا و روي زمين بودن
و همونطور که ما ميرفتيم اونا خيلي راحت درب پشت سر رو بستن
خب اونا مارو صدا زدن تا کمکشون کنيم از اونجا بيان بيرون
بذار من برم پايين، ميتونم خيلي بهتر بهش رسيدگي کنم
من گفتم نميخوام از دستت بدم پيت
و اونجا اوضاع از جهنم بدتره چون بود کل مدت ميتونستي صدا شليک رو بشنوي
پس رفت پايين
اولين فکري که کردم وقتي ديدم داره از هلکوپتر مياد بيرون اين بود که اين بابا با خودش چي فکر کرده داره مياد اينجا؟
يه نفر بين ما نيست که اگه ميتونست اونجا رو ترک نکنه، تنها کسي که ميتونست بره پيتسن بارگر بود و نرفت
مارتي کرويد اونجا بود و فرستاد دنبال من، چون گفت چون ميخوام بدونن پيتس چيکار کرد
که اگه من مردم گزارش بشه
اون موقع مارتي 5 بار تير خورده بود
صبح بعدش وقتي فهميديم که کشته شده فقط
ميتونستيم خداحافظي کنيم
به نظر من اين يکي از مهم ترين کار هايي هست که به عنوان وزير تو نيرو هوايي کردم، بايد خودش انجام ميشد، اين يه اشتباه اساسي بود
در حق پيتسن بارگر کوتاهي شده بود، کوتاهي در حق خانواده اش، در حق افراد نيرو هوايي که حمايتش کردن
بعد بهش فکر کني ميبيني چقدر خارق العاده هست که مردم 30 سال تلاش کنن که انجام بشه
اينا خودشون زندگي، همسر، فرزند و نوه داشتن
و اين براشون اهميت داشت، و من فکر کردم خارق العاده هست
من اين حس رو داشتم، و به پيتس مديون بودم
و نه فقط خودم، مردم ديگه اي هم همين حس رو داشتن، مخصوصا بچه هاي خودمون بهش مديونيم
خون ويل با خون ما تا ابد يکي شده، اون برادرمونه
ویرایش و هماهنگی و ترجمه بخش های پایانی از میثم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.