All language subtitles for Setters.2019.All.Web.BollyCine.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

شماره‌ی 103، همینه

عجله کنید شماره 103 هم اینجاس-

آره

اول این یکی- بذاریدش اینجا-

زود باشید

بفرمایید، شماره‌ی 106 همونجا بذاریدش-

قفل‌ها رو هم چک کنید

خیلی خب همه چی درست و مرتبه قربان-

نگران نباشید

شماره 103 رو بیارید بیرون

شماره 103 رو ببرید بیرون

شماره 103 رو ببرید بیرون

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.xyz

بفرمایید شروع کنید

دقت کنید که شماره‌های درست رو علامت بزنید

آینده‌ی راه آهن هند به همه‌ی شما بستگی داره

نگران نباشید

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي - ويرايش: سميرا

زودباشید، زود باشید

آفرین عجله کنید خانم

زود پنجاه تا کپی از اینا بگیر

آدرس ایمیل‌ها اینجا هستن

دهلی، جیپور، بنارس، کلکته، لاکناو

خیلی خب بهشون ایمیل بزن-

بفرما

قبل از اینکه گیر بی‌اُفتین برگه‌ها رو بسوزونین

فهمیدید؟- باشه داداش-

عصر تو هتل می‌بینمتون به همراه نیهال

فهمیدین؟ باشه داداش-

حالا دیگه برید

تو شهر، خانواده‌ی یه سردار رو جلوی اداره‌ی پست بلدپیر میبینی

برو دیگه

حوزه‌ی کالا گورا

روغن مقدس سفید رنگ رو پیشونیشه

اسم پدرش کوتی‌ـه خانواده جنوبی ان

و لنگ پوشیده

برو

لوکاندوالا، عشق و لاته

تو دست پدره یه بطری آب معدنی هست

جعبه رو چک کنید

از همه طرف

مشکلی نیست قربان

همه چی خوبه؟ بله-

ببریدش داخل

وارشا اسگاونکار؟- بله-

بفرمایید

عجله کنید، بگیریدش

خیلی خب

بهتون قول یه چک تاریخ دار رو داده بودم اما نتونستم معامله بکنم

یه خونه‌ی قدیمی که از اجدادم بهم رسیده تو ناشیک دارم

ای عمو

این هم اسنادش

وقتی چک رو بهتون دادم پس می‌گیرمشون

درغیر اینصورت می‌تونید نگهش داری

چیکار دارین می‌کنین؟

این خونه تنها چیزیه که برامون باقی مونده

...و

ببینید ما نیازی به این نداریم

من به خودم ایمان دارم

میدونم که قبول میشم

اولین باره یه دانشجو میبینم که برگه‌ی جواب رو نمی‌خواد

خوشمون اومد

آدمایی مثل تو باید جای مسئولین رو بگیرن

اگه می‌خوای کار خوبی برای کشورت و پدربزرگت انجام بدی

باید به راه آهن ملحق بشی و تغییری ایجاد کنی

نگهش دار

بگیرش، بگیرش دارم میگم بگیرش

جواب‌ها رو حفظ کن و بعد آتیشش بزن

و یه نفر صد هزار دلاری که بابت پیش پرداخت دادین رو بهتون پس میده

می بینمتون

داداش آپو

تعداد شرکت کننده‌ها پنجاه نفره

همه چیزهای غیر قابل استرداد رو گرفتیم

چک‌های سفید، اسناد اصل و کلی چیز دیگه

یک نفر از پنجاه کمتر

نه داداش، پنجاه نفر بودن

گفتم که، از پنجاه یکی کمتر

بنویسش

چهل و نه شرکت کننده، هر کدوم 2 میلیون پرداخت کنن میشه 9.8 میلیون

دویست هزار تا میره برای کنترل کننده‌ی امتحان

پنجاه هزار برای نگهبان

بیست و پنج هزار روپیه برای آمبولانس و نعش کش روی هم میشه پنجاه هزار

جوشکاری و دستگاه کپی بیست و پنج هزار

سه تا استاد دانشگاه که هر کدوم صد هزار میشه سیصد هزار

دویست هزار تا برای موتورسوارها و موتورها

صد هزار تا هم برای هرکدوم از شما

بقیه‌ش تو کیفه؟

بله البته، همین جاست

بفرمایید

صد هزارتای دیگه بردار

بفرستش به این آدرس

جواب‌ها کی میان؟

نهم ماه بعد

پرواز من به بنارس کی هست؟

وقتی اول صبح از دهلی زنگ میزنن حس خوبی به آدم دست نمیده ،سینگ

برگه امتحان‌های راه آهن لو رفته

یه تیم جمع کن

تو اینجا بزرگ شدی نه؟

منظورم اینه که اینجا مدرسه و دانشگاه رفتی

و حتی همینجا خودت رو برای امتحان ورودی نیروی پلیس آماده کردی؟

بله قربان

شنیدم که مردم بنارس می‌تونن غیرممکن رو ممکن کنن

این افراد، بومی همینجا هستن

اهل بنارس

این مافیای لعنتی فقط از اینجا کارشون رو انجام میدن

تو یه چیزایی راجع به این مافیا میدونی

درست میگم آدیتیا؟

شاید قربان

درود بر لرد ماهادو

من خوشحالم

کاری کنید اون‌ها هم خوشحال بشن برید

رئیس

پولی که از امتحان راه آهن به دست اومده تو ماشین تونه قربان

شک داشتم

اما تو پیروز شدی

آفرین، خیلی خوشحالم کردی

ممنون

شما همه‌ی عادت‌های بدتون رو به من میدین

سم رو فقط باید به اونهایی بدی که می‌تونن تحملش کنن

و توو، خوب و بد رو، مثل هم می‌تونی تحمل کنی

عصری یه سر بیا پیشم- چشم-

باید خودمون رو برای امتحان استخدام بانک آماده کنیم

چشم- آفرین-

می بینمتون

خداحافظ

خداحافظ

یه نگاه به این هم بندازین

هی کدار

بله داداش بیارش اینجا-

خب آقای میشرا، دوست دارین یه نگاهی به منو بندازین؟

نه، تو خونه غذا گذاشتن

مادرش غذا آماده کرده

بیایید بریم سر اصل مطلب

چرا انقدر درمانده به نظر میرسی اول یه نگاهی به منو بنداز

کاملا واضح نوشته شده یه نگاه بندازین

اون ستاره بغل دست نرخ چیه؟

شرایط و ضوابط اعمال شود

حتما تو رادیو این رو شنیدی، نه؟

همگی خوب گوش کنید

همه باید 10 درصد پیش پرداخت بدن که به هیچ وجه قابل استرداد نیست بقيه‌ش رو هم چک تاریخ دار

مدرک مدرسه و دبیرستان همه رو لازم داریم

بعد از انجام کار و پرداخت کامل هزینه

کارنامه و چک بهتون پس داده میشه

و پول هم برای ما

مشکلی ندارین؟ متوجه شدین؟

یک و نیم میلیون برای امتحان بانک زیاد نیست؟

...کارآموز بانک هم

به معنای استخدام شغل دولتیه

مطمئنم که رویاهای بزرگی برای پسرتون دارین

اگه فکر می‌کنید هزینه‌ش زیاده پس برای معلمی اقدام کنید

هزینه‌ش هم فقط پونصد هزارتا هستش

به همسرتون بگید که از این به بعد پول‌هاش رو با احتیاط بیشتری خرج کنه

حالا دیگه برید

امتحان استخدامی بانک ماه آینده س

به جایگزین نیاز داریم

انجام میشه قربان

نرخ چقدره؟

یک و نیم میلیون

خیلی خب ....رئیس-

امسال اون‌ها از تکنولوژی روز استفاده می‌کنن

حتی فرم‌ها رو هم آنلاین پر می‌کنن

اثر انگشت و امضا توسط دستگاه چک میشه

...آره

اصلا چیزی از تکنولوژی میدونه؟

میدونی؟

بسپریدش به من

شنیدم که پلیس دهلی به پلیس محلی اینجا هشدار داده

سرپرست پلیس خودش این پرونده رو به عهده گرفته

این که با سرپرست رفیق‌ـه

اونا با هم برای خدمات اداری هند امتحان دادن

و وقتی قبول نشد

دوستش مدرک، شغل و دختره رو به دست آوورد

چرا مزخرف میگی داداش؟

چه مزخرفی

بسپریدش به من آره، تو کشور رو اداره می‌کنی؟-

آره می‌تونم، مشکلی داری؟

حداقل احمق نیستم کساریا-

ببین چقدر اعتماد به نفس کاذب داره

کساریا، احمق بازی درنیار

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

ممنون

برای امتحان خوب می‌خونی؟

وقتی جواب‌ها بیاد می‌فهمیم

داشت یادم میرفت که بهت بگم

دیروز آقای چوهان صدام کرد

چرا؟

باید یه تیم تشکیل بدم

چیزی درباره‌ی مافیای امتحان میدونی؟

همونایی که برگه‌های امتحانی رو پخش می‌کنن بیرون؟

خب تا دستگیرشون کنم-

باشه

ضمنا، شنیدم که آپوروا هم عضو گروه اونهاست

خیلی خوبه دیگه لازم نیست درس بخونم

آپوروا می‌تونه برگه‌ها رو برامون بیاره

حتما این کار رو می‌کنه اما به هیچ وجه نمی‌تونم 2.5 میلیون پول بهش بدم

تو با یه افسر درست کار ازدواج کردی

باید بهاش رو بپردازی

دیگه از غذای بیرون خسته شدم داداش

دلم خانواده می‌خواد

اینطور می‌تونم غذای خونگی بخورم

غذات رو تموم کن

رئیس لیست شرکت کننده‌ها رو بهت داد؟

چند تا هستن؟

یه نفر کمتر از 50

اصلا این رو نمی فهمم

به زودی کاری می‌کنم بفهمی

بانو کجاست؟

الان‌ها دیگه میاد اونه‌ها داداش بانو

سلام داداش آپو

سلام می‌خوری؟

نه نه، چیزی نمی‌خورم ممنون وضعیتم رو ببینید

خیلی وقته ندیدمتون

حالا که اینجاست خوب ببینش

البته که میبینم رفیق

حالا می‌تونیم راجع به کار صحبت کنیم؟- البته-

میدونی، این بار 25 تا شرکت کننده داری

درسته یا نه؟

یه بررسی کامل راجع به اونا انجام بده هم راجع به زندگی شخصیشون و هم شغل و حرفه شون

اونا مسئولیت تو هستن

می‌خوای بترسونیم؟

فقط میگیم که بدونی اولین بارم که نیست-

خیلی خب باشه، اما قیمتش چقدره؟

یک و نیم میلیون یک و نیم میلیون؟-

آروم باش بابا

1.5

آزمون استخدامی بانکه‌ها آزمون پزشکی که نیست

کی همچین پولی میده؟

میبینی

وقتی 25 تا شرکت کننده اسمشون رو تو لیست پذیرفته شده‌ها ببینن

اون وقت می‌تونی یه پلاکارت بزرگ جلوی آموزشگاه مربیگری بزنی

درست نمیگم؟

بمبی که هیروشیما رو منفجر کرد یه بمب اتمی بود

و کسی که می‌تونه اسم شما رو ببره تو لیست پذیرفته شده‌ها اسمش بانوئه-

حالا شما دوتا دارین سر به سرم میذارین

باشه داداش، قرار همون 1.5 میلیون

من 25 تا شرکت کننده میارم- خداحافظ-

خداحافظ

بیا قبل از اینکه بریم لاکناو یه نماینده پیدا کنیم

باشه

اهل بنارس نباشه

اهل جای دیگه‌ای باشه- باشه-

قربان

چرا بهم احترام نظامی میذاری؟

دیروز استعفا دادی دیگه نه؟

یه مقدار زمان لازمه تا عادت‌هام رو ترک کنم

چرا استعفا دادی؟

قربان، تو خونه‌ی من چی می‌بینید؟

چیز خاصی نمیبینم

منم می‌خوام همینطور بمونه قربان

از دهلی دستور دادن

باید یه تیم از افسر‌های درست کار تشکیل بدم تا به مافیای برگه‌ها پایان بدم

اما افسرهای درست کار دارن استعفا میدن

بگذریم

چطور می‌تونم با این سرعت تیمی تشکیل بدم؟

میبینمت

آیفونه... آخرین مدلش

برای شما

شنیدم تو آزمون استخدامی بانک اسمت جزو لیست نمره‌های بالا بوده

بله

اما اگه مجبور بشی دوباره این کار رو می‌کنی؟

چرا باید دوباره این کار رو بکنم؟

برای شروع یه رابطه‌ی قشنگ با من

تو امتحان به جای شرکت کننده میری سر جلسه

و بعد از هر امتحان

حقوق یک سالت رو میریزم تو حسابت

باهات تماس میگیرم

جواب بده، فهمیدی؟

میبینمت

جانشین بازرس دیبانکار مانی گزارش می‌کنه قربان

خوش اومدی

چند روز پیش، یه افسر از شاخه جرم شناسی به نام عبدل انصاری از اینجا منتقل شد

قبلا باهاش کار کردی

اون الان کجاست؟

مایه‌ی دردسره قربان

اگه اون یکی از ما نبود

اونوقت یه نفر بالاخره میکشتش

دیوونه ست

برای اینکه جلوی همچین رمی رو بگیریم به یه همچین دیوانه‌ای نیاز داریم

صداش کن

چشم

ایشون سرپرست پلیس، آدیتیا سینگ هستن

می‌خواید تبعیدم کنید؟

خب آلوک، دوس داری مثل شاهرخ خان بشی یا گریش کارناد؟

قربان، شاهرخ خان

پس بلند شو

و گردنت رو به سمت راست کج کن

عالیه

حالا دستات رو باز کن ،درست مثل یه عقاب که بالش رو باز می‌کنه

عالیه مچ دستت رو بچرخون

عالی

و خانم کاجول شما رو هم لازم داریم

نزدیکتر

حالا سرتون رو بذارید رو شونه ش

عالی شد حالا شما می‌تونید برید.... شما بیایید

بیایید لطفا- داداش بلم، حالت چطوره؟-

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

داداش آپو کارت داره- واقعا؟-

و منتظرته

باشه، براش دسر هم میارم

سر فرمه نه؟

عالیه، اما من رو فراموش نکن

دسر بیشتر بیار حتما-

یکی دیگه

چند دقیقه‌ی دیگه برمیگردم

از هفته‌ی بعد، مشتری زیاد قبول نکنی

باشه داداش- کار جدید تو راهه-

چشم داداش

پولش هم خوبه

ممنون داداش

کامپیوترت رو درست کن فهمیدی؟- بله-

اگه نسخه جدید فوتوشاپ هم اومده دانلودش کن

همیشه آماده ست قربان

در ارتباط باشین- بله داداش-

بریم دیگه میبینمتون

ممنون داداش

این رو بگیر

این دیگه چیه؟

اصلا مزه نداره

ببرش

اگر به اندازه‌ی کافی اطلاعات راجع به آپوروا چودری داری

بذار فقط دستگیرش کنیم

یه کتک مفصل که بخوره مثل بلبل همه چی رو میگه

نه قربان، نمیگه میشناسمش

شاید اون رو بشناسی اما من رو نمیشناسی

وقتی من باشم حتی مرده‌ها هم زبون باز می‌کنن

در حین انجام جرم با مدرک می‌گیریمشون

اما چطور قربان؟

ایشا بهمون میگه چطور

کی قربان؟

عضو جدید تیم مون

چرا تعلیق شدی؟

به دستور افسر ارشدم سیستم یه بانک رو هک کردم قربان

بانک ازمون شکایت کرد

افسرهای ارشدم گفتن اطلاعی از این موضوع ندارن

من هم تجربه‌ای مشابه این دارم خانم

حتی من هم به عنوان کسی که هر چیزی رو بخواد به دست میاره شناخته میشم، فقط روشم متفاوته

داداش نظام رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟

داداش نظام

شایعات میگن که شما استعدادهای زیادی دارین

اونا یه سری کارهای اضافه ان که در کنار شغلم انجام میدم تا همسرم خوشحال باشه

بیشتر عمرم رو دور از خونه بودم

اما مطمئنم که همسایه‌ها از این خوشحال بودن

اگه قول بدین که پول بیشتری بدین من هم بااشتیاق کار رو قبول می‌کنم

ببینید، وقت‌مون خیلی کمه

اما کار باید بدون ایراد انجام شه

دفعه قبل یه نفر اهل بنارس این کار رو کرد درسته؟

برای یه امتحان تو دهلی

اون یارو هم دستگیر شد

داداش

این کار، کار هر کسی نیست

درسته که خیلی وقته دیگه کار نمی‌کنم ...اما

شغل‌ـم درآمد خوبی نداره

چند تا؟

یکی کمتر از پنجاه

...چی

اینجا منتظر نشستم که روزای خوب برسه

اما این تویی که هی اوج میگیری؟

انگار شغل‌تون تقاضای بالایی داره

کی؟

بیست و چهارم

دوتا ماشین برگه‌های امتحان رو به بانک‌ها میرسونن

یکی داخل بانک و اون یکی جلو در

فکر نمی کنیم مشکلی پیش بیاد

اما اگه شک دارین می‌تونین یکی از افرادتون رو بفرستین

و سایت ثبت نام آنلاین کی باز میشه؟

فردا

قربان دکوراتور عروسی رو دیدم

آره، داماد هم دیدم

کپی لیست رو ازت نخواستن؟- نه داداش-

به مهمون‌های عروسی بگو بیشتر مراقب کفشاشون باشن

دامادف 3 تا خواهر زن داره

فهمیدی

قربان همه رو فهمیدم

اما این داماد و سه تا خواهر زن‌ها کی هستن؟

داماد که اینه داداش

تو، من و این خانم سه تا خواهر زن‌ها هستیم

حالا که دوماد کاری می‌کنه ...ما هم کاری می‌کنیم

تا اونموقع کاری جز بیکار نشستن نداریم

بریم سراغ ردیاب باشه-

روشنش کن

بله آقای تریپاتی؟

پسر شما همین الان هم شبیه یه مدیر بانکه

آقای بانو

داداش کدار میگفت که شما با گروه پخش برگه‌ها در ارتباطین

پسرم قبول میشه دیگه نه؟

چرا نباید بشه؟

پول رو آوردی؟- بله-

پس بده دیگه

میدونی، باید پول رو ببینم

بله البته- پول کامله؟-

می‌تونید بشماریدش

چرا بشمارمش؟ به شما اعتماد کامل دارم آقای تریپاتی

خجالت زده‌م نکن

این فرم رو کامل پر کن

میدونید.. کسی که قراره به جاش امتحان بده باید شناخت کامل ازش داشته باشه

این امضا نمیشه

این رو خط بزن و یه امضای راحت بزن

این امضا رو تمرین کن

اسمت چیه؟

بابلو شرما

"اعمال"

"اعمال اون‌ها شیطانیه"

" کارای غیرقانونی می‌کنن"

"و زیرکانه دزدی می‌کنن"

"اعمال اون‌ها"

و بقیه‌ش هم بعد از اعلام نتایج

" کارای غیرقانونی می‌کنن"

"و زیرکانه دزدی می‌کنن"

این تفنگ پدرمه و من دخترش‌ـم

وقتی بچه‌های همسن من با عروسک بازی می‌کردن

من با این تفنگا بازی می‌کردم

اما من چیکار کردم؟

تو کاری نکردی اما می‌کنی

عجب- کاری که بهت میگم رو بکن-

چیکار می‌تونم برات بکنم؟

می‌خوام برای استخدام بانک، اسم بنویسم

اما پدرم و آدم‌هاش

می‌خوان کاری کنن که یه نفر دیگه به جای من امتحان بده

اگه قبول کنی

موقع رفتن همینجا حسابت رو میرسم

با همین تفنگ

و با گلوله میزنم وسط پیشونیت فهمیدی؟

فهمیدم قبول نمی‌کنم

چیز دیگه‌ای هم هست یا می‌تونم برم؟

برو

کساریا میگفت که سرپرست پلیس بیشتر احتیاط می‌کنه

باید با وزیر صحبت کنم؟

نه نه داداش

نمی‌تونه کاری بکنه خودم همه چی رو ردیف می‌کنم

بابا

نه، پایین میل کردم

تفنگ‌تون رو نمیبینم داداش

تفنگ تون

فرستادمش برای تعمیر

عجب

نظرت راجع به این چیه؟

...این

پررنا دانشجوی خوبیه چرا اون؟

کاری می‌کنم که همه‌ی مشتری‌هام تو لیست پذیرفته شده‌ها باشن درسته-

فکر نمی‌کنی می‌خوام اسم دختر خودم هم اونجا باشه؟

یه کاریش می‌کنم

صد هزار روپیه برای نظام بفرست

بهش بگو که کارش رو شروع کنه

باشه داداش- فهمیدی؟-

باشه، ممنون

ایشا می‌خوام تماس‌های این شماره‌ها رو ضبط کنی

آپوروا تاکور، کساریا، نیهال، بلم، بانو

قربان، تا کی می‌خوایم دنبالشون کنیم؟

بیایید فقط دستگیرشون کنیم

میدونی برای کی کار می‌کنن؟

بله- خوبه-

پس مطمئنم راجع به روابطی که داره هم میدونی؟

سرت به کارت باشه تا اخراج نشی انصاری

تو فقط بخشی از سیستمی

می‌تونم جایگزین‌ـت کنم

قربان

این رو لازم دارم کانال 5

چهره که کاملا شبیه هست- بله-

اما باید یکم رو موهاش کار کنید

مدل مو

بله قربان، به همین خاطر آوردمشون اینجا

نگران نباشید کاری می‌کنم دقیقا شبیه هم بشن

الو

آپو، مجبورم نکن

خودم می‌تونم تو این امتحان قبول بشم

موهات

موهات

تفنگت یادم نرفته

خب، چی پیشنهاد میدی؟

باید موهاش رو از بغل کوتاه کنیم- خب-

چون موهای اون کمی کوتاه تره

کوتاهشون کنی؟

آپو، موهام رو کوتاه نمی‌کنم

آره، مشکلی نیست

راستش

نیازی نیست موهاش رو کوتاه کنید

همینطور که هست بذارید باشه

فقط از پشت ببندینش

اینطور بهتر به نظر میرسه

فهمیدی؟- بله-

برید

این هم برگه ورود به جلسه امتحان

کار من تمومه

حالا دیگه برید برای اثر انگشت

دو روزه که جلوی آموزشگاه مربیگری من پرسه میزنه

چطور انتظار داری کارم رو انجام بدم؟

آره، هنوز پایین رو موتورشه

کاری بکنید

قربان

این هم از فرم

کارت خوب بود ایشا

این دختره کیه که نمی‌تونی ازش چشم برداری؟

نگران نباش، معشوقه‌م نیست

دختر بهیاجیه

با استفاده ازش می‌تونم به آپوروا برسم

من رو میرسونه به آپوروا و آپوروا هم من رو میرسونه به بهیاجی

یه جانشین بازرس هست به نام دیبانکار بانی

و بازرس عبدالکریم انصاری

و یه دختر هم باهاشون کار می‌کنه

ایشا شاشتری

اون از بخش پلیس سایبریه

کسی از اونا هست که جا بزنه؟

نه قربان

آدمایی مثل اونا جا نمیزنن

و حتی نمیشه خریدشون

شخصیت قوی‌ای دارن

بگیر

می بینمتون قربان

میشه یکی‌شون رو خرید؟

مسلمان‌ـه

بهش زنگ بزن

"درود بر لرد ماهادو"

"درود بر لرد ماهادو"

"درود بر لرد ماهادو"

بفرمایید قربان

شنیدم که

یه کتک مفصل به پانده زدی

خوشم اومد

این بار اون عوضی رو درگیر قضیه نمی‌کنم

تمام کارهای من رو تو انجام میدی

هم خدا گیرت میاد

هم خرما

این بار عید بزرگی منتظرته

فقط چشم و گوش من باش

آدم من شو

ببین بهیاجی

هی انصاری، دستت رو بکش

پایین رو ببین

برو عقب

فقط به خاطر این که تو این مکان مقدس هستی الان زنده ای

وگرنه با یه گلوله خلاصت کرده بودم

خب بهیاجی

خیلی به مرد علاقه داری

من ازدواج کردم و خوشحال هم هستم

از عید هم بگم که تا حالا 40 تا عید رو تجربه کردم

و برای عید بعدی به تو نیاز ندارم

و درباره‌ی پیشنهادت بگم که

حیف که سرپرست دست‌هام رو بسته

وگرنه به خداقسم درسی بهت میدادم

که دیگه به هیچ جنسیتی علاقه‌ای نداشته باشی چه مرد و چه زن

شما جلوی من رو گرفتین قربان

وگرنه اون انصاری لعنتی رو میفرستادم به جهنم

به هیچ عنوان ولش نمی‌کردم

من جلوت رو گرفتم؟

من کی جلوت رو گرفتم؟

فکر می‌کنی کی هستی؟

فکر کردی تایگر شروفی؟

اگه یه بار دیگه همچین اشتباهی بکنی آخرین اشتباهت خواهد بود

قربان، این دفعه پلیس فرم‌ها رو از طریق کامپیوتر میفرسته

حتی پلیس سایبری هم کمک‌شون می‌کنه

این بار

بیایید بیخیال شیم

از وقتی به دنیا اومدی من تو این شغل بودم

اون موقع هم پلیس بود

الان هم هست

و همیشه خواهد بود

اما این بیزینس هرگز متوقف نمیشه

میدونم خیلی وقت نداریم اما بیایید این کر رو انجام بدیم

ایشا، دیبانکار، شما حواستون به شرکت کننده‌ها باشه

میدونم تعدادشون زیاده اما تلاشتون رو بکنید

هیچکس از گوشی موبایل برای صحبت کردن استفاده نکنه

و بانو، باید اثر انگشت‌ها رو

بعد از امتحان از شرکت کننده‌ها بگیری فهمیدی؟

نیهال، تو حواست به بانو باشه

امروز هیچ معامله‌ای با پول نقد انجام نمیشه

انصاری، حواست به حرکات بانو یاداو باشه

بیشتر فرم‌ها با آدرس آی پی اون پر شدن

اون شاهد اصلیمونه

بعد از امتحان دستگیرش کنید

""اعمال"

"اعمالشون غیر اخلاقیه"

"کارهای غیرقانونی می‌کنن"

"و با فریبکاری دزدی می‌کنن"

"اعمال"

"اعمالشون شیطانیه"

"کارای غیرقانونی می‌کنن"

"و با فریبکاری دزدی می‌کنن"

بله

سلام عمو- سلام-

اسم دختر شما دیویاست؟

دختر من؟

بله ایشا؟

قربان فرد جایگزین پررنا تو کانپوره

جایگزین پررنا الان جلوی چشمامه ایشا

بهیاجی اشتباه کرده

تا عصر دستگیرش می‌کنیم

دیویا، از این طرف

متاسفم

منم می‌تونم بزنم تو گوشت و بگم متاسفم

اما امتحانم داره دیر میشه

می بینمت

بلند شو

اسمت چیه؟

کیشان تریپاتی هستم آقا

بشین

انصاری، همه رو دستگیر کن

عرض ارادت

کل کسب و کار رو به فنا داده

چرا هیچوقت از اون کله‌ت کار نمیکشی؟

چیزی رو به فنا نداده در حقیقت نجات‌مون داد

وگرنه همه‌مون تو زندان می‌پوسیدیم

احمق

تو کارت رو انجام دادی

به من هم یک لطف کردی

من همیشه مدیون‌ـت هستم

اما نمی‌تونم ضمانت بقیه رو بکنم بهیاجی

نمیدونم چقدر می‌تونن در مقابل شکنجه‌ی پلیس دووم بیارن

نجاتشون بدین

می بینمتون

خداحافظ

خداحافظ

آپو

ممنون

من برای پدرت کار می‌کنم

لایق این هست

آره، تو برای اون کار می‌کنی

اما به من لطف کردی

راستش آپو

اگه برای این امتحان نمی رفتم

دیگه تا آخر عمرم نمی تونستم به خودم نگاه کنم

دوباره ممنونم

می بینمت

راستی

اگه دوباره تو دردسر بی‌اُفتم چی؟

هنوز تفنگ پدرت رو که داری

ببخشید

اشکال نداره

گوشیت رو بهم بده

ببخشید؟- گوشی-

فقط می‌خواستم ببینم شماره‌م رو یادم هست یا نه

عجب

هر موقع یادت رفت بهم بگو

بهت میگم

می بینمت

الان مهمان نوازی پلیس رو بهت نشون میدم

نه آقای انصاری، نه

درد می‌کنه

بشین، بشین

پدر نداری

تو از خواهر و مادرت مراقبت می‌کنی

مسئولیت ازدواج خواهرت هم رو دوش توئه

زندگیت حتما خیلی مشکله، نه؟

چیز دیگه‌ای میل دارین؟

چایی؟

قهوه؟

نوشیدنی خنک؟

یا این؟

کامپیوترت پیش ماست بگو ببینم رئیست کیه؟

بفرمایید دسر

آپوروا چودری و بهیاجی رو تحویل‌مون بده

و ما هم هیچ پرونده‌ای علیه‌ـت راه نمیندازیم

خانم...خانم

چیزی گفت؟

بستنی می‌خوای؟

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

سلام بهیاجی

من تو این شهر بزرگ شدم، بنارس

اگه کسی بهم بگه که از اینجا برم

تو رودخانه‌ی گنگ غرق می‌کنم

چون وفق پیدا کردن خیلی سخته

شنیدم که

اهل دهلی هستین

...بهیاجی

درکت می‌کنم

می‌خوای برگردی دهلی

فکر می‌کنی که اگه یه پرونده‌ی مهم رو حل کنی مسیر برگشتت به دهلی باز میشه

بهیاجی، دستورات ما مستقیم از دهلی داده شده

این موضوع از دست من خارجه

جناب آقای معاون بازرس

شما به سرپرست‌تون آزادی عمل زیادی دادین

وقتشه که افسارش رو بکشید

و الان این کار رو بکن

آقای معاون دهلی از اینجا خیلی دور نیست

اما قسم می‌خورم

کاری می‌کنم این مسیر برات خیلی دور بشه

پان می‌خوری؟

پان نمی‌خورم

باید بخوری

این یه رسمه تو بنارس

درود بر لرد ماهادو

کجا می‌خوای همدیگه رو ببینیم؟

جای همیشگی

باشه

مهمونیه؟

یه چیزی تو همین مایه‌ها

اما این گروه، گروه دیگه ایه

شام منتظرم نباش بیرون یه چیزی می‌خورم

باشه

چرا گفتی بیام اینجا؟

قبلا اینجا همدیگه رو میدیدیم

می‌خواستم یه کم از گذشته یاد کنیم

کارت عروسیم رو برات فرستادم چرا نیومدی؟

موضوع رو عوض کن

بعد از عروسی آروشی رو دیدی؟

دیگه به گذشته فکر نمی کنم

ممنون

تمام تیم تو الان تحت بازداشت من هستن

و بالاخره یکی‌شون به حرف میاد

بیا راجع به چیز دیگه صحبت کنیم

شنیدم کسب و کارت خوبه

حتی یه خونه‌ی ییلاقی هم برای خودت خریدی

راجع به چیز دیگه‌ای صحبت کن

شنیدم جانشین بهیاجی شدی

می‌تونستم جایی باشم که تو هستی

آره

اما من هیچوقت نمی‌تونم جای تو باشم

هنوز خیلی دیر نشده آپو

هنوز هم می‌تونی این کار رو رها کنی

من همه چی رو درست می‌کنم

من هم دقیقا همین نصیحت رو برای تو دارم

همین الان این کار رو رها کن

من همه چی رو درست می‌کنم

و فکر نمی‌کنی الان برای این نصیحت دوستانه دیگه دیره؟

هیچوقت دیر نیست آپو

چیزایی که به همین آسونی به دست آوردی رو به همین آسونی هم از دست میدی

خانه ییلاقی، ماشین، پول و خودت رو

رفتار خوبی که مردم باهات دارن شغل و قدرت

من هم دیدم که مردم به سادگی این چیزها رو از دست دادن

تهدیدم می‌کنی؟- نه داداش-

فقط یه کم نصیحت‌ـت می‌کنم

دیر یا زود آپو

فکر می‌کنی تا کی می‌تونی دووم بیاری؟

دستگیرت می‌کنم

امیدوارم الهه گنگا خواسته‌ت رو برآورده کنه

اوه آره

می‌خواستم پرداخت کنم

اما پول حروم من رو قبول نمی‌کنی

آقای پلیس پرداخت می‌کنه

فعلا

درود بر لرد ماهادو

کسی به حرف اومده؟

داریم تلاش می‌کنیم قربان

تلاش می‌کنید؟

بیا بشین

مشکلی هست قربان؟

نه، نه، مشکلی نیست

فقط دارم می‌پرسم

شما دوتا دوستین، درسته؟

دوست بودیم الان دیگه نیستیم

...شاید تو نباشی، اما اون

منظورم اینه که هنوز هم با همسرت در ارتباطه؟

با هم دوست بودن دیگه، درسته؟

عالیه

نباید این همه راه رو میومدین اینجا

اما حالا که اومدین باید اینجا بشینید

...من می‌خوام

به صندلی‌های راحت عادت دارم آقای دوبی

هیچ تمایلی به صندلی مقامات نداشتم

فاصله‌م رو باهاش حفظ می‌کنم

چرا یه بار امتحانش نمی کنید؟

فقط یک سال

خدمت کردن پاداش‌های زیادی به همراه داره

اون رو که دارم میبینم

بذار فکر کنم

بهت بگم که آماده هستم خدمت کنم یا نه

بهیاجی، اگه شما برید دهلی کسب و کارمون چی میشه پس؟

مگه رفتم؟

الان من تو دهلی ام؟

بهیاجی

آپوروا

عرض ادب

...می‌خواستم باهاتون صحبت کنم

...آپو، من

دارم به حزب ملحق میشم

نمی‌خوام از لحاظ قانونی تو دردسر بی‌اُفتم

حزب حواسش بهم هست

تو هم که اون سرپرست پلیس لعنتی رو میشناسی

آدم‌هامون که چیزی بهشون نگفتن؟

هنوز نه

به خاطر این بهشون پاداش بزرگی میدم

اما نجات‌شون نمیدین؟

...آپو...تو

تو درک نمی‌کنی

الان نمی‌تونم درگیر این قضایا بشم

فکر کنم تو هم باید یه کم استراحت کنی

کساریا به همراه تیم بعدی به امتحان مهندسی رسیدگی می‌کنه

کجا میری؟

یه کم استراحت کنم

می بینمتون

آپوروا

الان کساریا کاپیتان‌ـه

اون تیم خودش رو انتخاب خواهد کرد

فکر می‌کنید به حرف شما عمل می‌کنه؟

اگه نکنه میکشمش

چهارده روز بازداشت تو این پرونده طبیعیه

پلیس پرونده‌ای رو برای تمدید این مدت زمان ارائه میده و قاضی هم سریعا قبول می‌کنه

قراره فردا به دادگاه فرستاده شن

قاضی کیه؟

آقای قاضی

فردا میرن دادگاه

تمیزشون کنید

هنوز هم وقت دارین

اعتراف کنید که برایپ آپوروا و بهیاجی کار می‌کنید

ما پرونده‌ای نمیفرستیم دادگاه

خودتون رو از شر شکنجه نجات بدین

فقط حبس قضایی بهتون می‌خوره

بعد به راحتی می‌تونید با قید وثیقه آزاد شید

چی میگین؟‌ها؟

انصاری

بهیاجی شما رو از اینجا نمی بره بیرون

آپوروا هم به اندازه کافی پارتی نداره

دیگه به خاطر اون‌ها سکوت کردن کافیه

وگرنه جز زندان و شکنجه چیزی در انتظارتون نیست

تا فردا بهمون وقت بدین

یه چیزی براشون بیارید که بخورن

آبجو می‌خورین؟

خنک باشه قربان

خنک

آبجو خنک براشون بیارید

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي - ويرايش: سميرا

هر چیزی که پرسیدن

حتی یک کلمه هم حرف نمیزنید

... سرورم، پلیس درخواست یک

صبر کن، دارم اسناد رو مطالعه می‌کنم

با وثیقه موافقت شد

اون همه رو، درست جلوی چشم سرپرست پلیس آزاد کرد

حالا خودش به صورت مستقل برای امتحان مهندسی شروع به کار می‌کنه

و تو نمی‌تونی کاری کنی

از قبل برنامه‌هایی براش چیدم

امشب میرم جیپور

گروه بهارتی برگه‌های امتحان مهندسی رو چاپ می‌کنن

منابع این خبر رو تایید کردن

گروه بهارتی امتحان‌ها رو تو جیپور برگزار می‌کنن

حتی برگه‌های امتحان رو هم خودشون چاپ می‌کنن

اونجا پارتی داری؟

داداش نظام، تلفن باهات کار داره

یعنی کی می‌تونه باشه

الو؟

آره

باشه باشه

داداش نظام، بگو ببینم

چرا خانواده‌ت به موبایلت تماس نمی گیرن؟

حالا به اینجا زنگ بزنن چی میشه مگه؟

بگذریم، دیگه نمی‌خوام واسه تو کار کنم

حقوقم رو تسویه کن

لازم نیست انقدر عصبی بشی فقط سوال کردم

خانومم بود تماس گرفته بود

میگفت که تا کی می‌خوای به این کار قلاب دوزی ادامه بدی

یه کم بزرگ تر فکر کن

دارم میرم دنبال یه کار بهتر بگردم

نه نه، گوش بده داداش نظام

نه- ناراحت نشو بابا-

گوش بده

مفصل کتک‌مون زدن‌ها

گفتم این تا یک هفته‌ی دیگه ادامه پیدا می‌کنه

بهیاجی هم هیچ کاری نکرد

اما شما چطور تونستین بیارینمون بیرون؟

رفتم پیش قاضی

واقعا؟

فهمیدم که پسر بزرگش دکتره

خب

کاملا واضح بهش گفتم که اگه با وثیقه موافقت نکنه

اونوقت آدم‌های من تو دادگاه میگن که پسرت برگه‌های امتحان پرشکی رو از ما خریده

واقعا؟

گاهی اوقات تیری که تو تاریکی پرت می‌کنی هم به هدف می‌خوره داداش

منم فقط شلیک کردم- خوب زدی داداش-

تو یه نابغه‌ای نایغه- ممنون-

نیهال کجاست؟

نیهال آدم شیک و پیک‌ـیه

طول میکشه تا بیاد

ایشا، شماره‌های اونارو دوباره زیرنظر بگیر

انصاری، دوباره جلوی کلاس مربیگری کشیک بده

دیبانکار، تو برو جیپور

به چاپخونه

اگه بتونیم جلوی اون‌ها رو اونجا بگیریم دیگه کاری نمی‌تونن بکنن

بریم؟

فردا ساعت 7 همدیگه رو می‌بینیم دیگه؟

فردا دوشنبه ست

بهیاجی برای دعا حتما میاد

باید برای آخرین بار تو دربار بهیاجی حاضر بشم دیگه

خیلی خب

زودباش

آفرین

بگیرش زودباش

مثل دخترا کشتی نگیرید

این چه طرز کشتی گرفته؟

ولش نکن

محکم بگیرش

خب... بالاخره اومدی

بله

اما برای کار نیومدم

تو مثل حقیقت تلخی و مثل طلا خالص

چیکار کنم باهات؟

فقط یه چیز بهیاجی

به آدم‌هات بگو

که تو کار من مداخله نکنن...همین

پس داری تهدیدم می‌کنی

مجبور بودم بیام اینجا بهیاجی

شاید فکر کنید دشمن شما هستم اما من اینطور فکر نمی‌کنم

ای آپوروا

الان دیگه دشمن من شدی

باشه بهیاجی

حداقل افسوس نمی‌خورم که چرا تلاش نکردم

شما می‌تونید کاری رو انجام بدین که فکر می‌کنید درسته

منم هم کاری رو می‌کنم که خودم فکر می‌کنم درسته

فعلا

باشه پس

اگه این به معنای جنگه پس می‌جنگیم

برو

برای امتحان آماده شو

امتحان خودت

بگیرش

بندازش رو زمین اون عوضی رو

آقای مورلی

رئیس صدات می‌کنه

چاپ برگه‌های مهندسی دو روز دیگه شروع میشه

انجام میشه قربان

گفته بودی که به یه دستیار جدید نیاز داری

انگلیسی بلده قربان؟

تحصیل کرده ست؟

چرا باهاش انگلیسی صحبت می‌کنی؟

نمیبینی چطور لباس پوشیده؟

به زبون هندی باهاش صحبت کن

قانونی هست که با هواپیمای تجاری پرواز می‌کنی

نباید لونگی بپوشی؟

ضمنا

پول هیچ مشکلی نیست

بی سواده

عجب پاهای سکسی‌ای داری آبجی

یارو جدیده رو بفرستید داخل

اومد

بله قربان

کلیه‌ی افسرهای ارتباطات پلیس رو در یک کیلومتری چاپخونه‌ی بهارتی در حالت پیگیری قرار بدین

بله قربان

داداش نظام- بله داداش-

برگه‌های خالی به زودی از طرف شرکت میرسن

بذارشون تو انبار- چشم-

از فردا فقط برگه سوال‌ها رو چاپ می‌کنیم

چشم داداش

و گوشیت رو هم بذار تو کابین

پلیس هم به همراه برگه‌ها میاد اینجا

عجب امنیتی داداش موری

باید این کار رو بکنیم چون بعضی وقتا برگه‌های امتحانی لو میرن

مسئولیت بزرگی برای ما داره

درست میگی

میرم یه سیگار بکشم

ریه‌هات از بین میره بابا

مهم نیست بابا- مال من که نیست-

بله

حواست به جنبش هند پاک باشه

محموله‌ها رو میندازم توش

من هوای برگه‌ها رو از جیپور دارم

نیهال، با اساتید تماس بگیر

هیچ علاقه‌ای به نرخ بهیاجی ندارم

نرخ جدید برای هر شرکت کننده 2 میلیون روپیه ست

جمع شرکت کننده‌ها میشه 100 نفر

حالا این بیزینس ماست

شراکت متوجه هستین؟

بانو، برامون سیمکارت‌های جدید جور کن

و شماره‌های قدیمی رو خاموش کنید

قربان، نیهال ، کساریا، بانو، آپوروا و بلم گوشی‌هاشون رو خاموش کردن

عجب پشتکاری دارن

دارن برای رقابت آماده میشن

این که کلا سیاه‌ـه

خاموشش کن

جوهر که خوبه

کلا سیاه‌ـه بابا

دوباره بزنم؟

نه نه، اصلا نه

من آشغال‌ها رو میبرم بیرون

بعد ناهار هم می‌تونی این کار رو بکنی

میرم یه سیگاری هم بکشم

گوشی قشنگیه قربان

سامسونگه؟

اجازه هست؟

...این لعنتی

این جنبش هندوستان پاک ارزش آشغال رو هم بالا برده

باید یه راه دیگه پیدا کنم

پان؟

بله

خب، لوازم آماده س

اما یه چیزی داره مشکل ایجاد می‌کنه

اما آدم‌هامون دارن تلاش می‌کنن یه راه حلی پیدا کنن

یه کاری کن به جای حرف زدن عمل کن

حداقل اون موقع یه نفر کاری می‌کنه

مربای معطر گذاشتی؟ آره-

تنباکو هم گذاشتم

میبینمت

جعبه رو باز کن- چی؟

گفتم بازش کن

آدم‌هایی مثل اون ما رو هم بدنام می‌کنن

برو

احمق

اسمش موریل‌ـه قربان

قدیمی ترین کارمند انتشارات بهارتی

سعی کرد برگه‌ها رو بذاره تو نون و ببره بیرون

ببینید برگه‌ها رو برای کی می‌برده

یه کاری بکن بیارش اینجا

بله بهیاجی

من هنوز تو جیپورم

دارم غذا می‌خورم

گفتم که زنگ نزن

چرا زنگ زدی؟

قربان، شیرینی گیرمون نیومد

قربان باید به این گوش بدین

قناد آشپز رو اخراج کرده

چیکار کنم؟

تو فقط ادعا داری

به هیچ دردی نمی‌خوری

حالا قطع کن

به چی داری گوش می‌کنی؟

کارت خوب بود ایشا- ممنون قربان-

بهیاجی به شیرینی‌هاش نرسید

حالا آپوروا از کجا می‌خواد محموله‌هاش رو گیر بیاره

قرمزه

داداش نظام

داداش نظام

جور نشد؟

داداش نظام

جور شد جور شد

اما یه کمش رو ریختم رو جلیقه م

من همیشه برای منفعت مردم کار کردم

حتی الان هم اومدم اینجا تا کار شما رو راحت تر کنم

شما آپوروا رو می‌خواید، درسته؟

اون اینجاست

برای انجام وظیفه‌م حقوق میگیرم

خودم گیرش میارم

تونستی من رو بگیری؟

حرفم میزنی

روزی که به عنوان رئیس تیم تحقیقاتی ویژه انتخاب شدم

یه سلول برای آپوروا و یه دونه برای تو آماده کردم

باید به خوابیدن روی زمین عادت کنی بهیاجی

به دردت می‌خوره

مرکز مربیگری پرساد

این به دردت می‌خوره

بله پرساد؟- کجایی داداش؟-

شرکت کننده‌ها منتظرتن

شیرینی‌ها رسیدن خودم شخصا دارم میارمشون

باشه داداش خداحافظ

خداحافظ

بده من

بلند شو

قربان، تو راهه

فکر می‌کنی خیلی زرنگی،‌ها؟

نشونت میدم

ایشا اون داره میاد بذار بره بالا

برو کنار

قربان داره با یه کیف میره

کیف؟

برو دنبالش

فرودگاه، قربان

فرودگاه؟ کجا داره میره؟

با فرودگاه صحبت کردم قربان یه بلیط به مقصد بمبئی رزرو کرده

سوار اون هواپیما شو ایشا

به پلیس بمبئی خبر میدم

ازش چشم بر ندار

آره

داره از مرزهاش خارج میشه

بمبئی و بنارس

انصاری، چند تا افسر اضافه هم میفرستم

چشم ازشون برندارید

مکان دقیقشون رو می‌خوام همچنین مکان شرکت کننده‌ها رو

جا به جایی از امروز شروع میشه

قربان

با دقت بهم گوش بدین

باهاتون تماس میگیرم

همه شما باید باهام بیایید برای مربیگری

باشه؟

اما فقط مادر یا خاله می‌تونه همراه شرکت کننده دختر بیاد

وسایل‌تون رو جمع کنید

هیچکس با خودش گوشی نمیاره

موبایل‌تون رو بذارید خونه

سوالی ندارید؟

بله؟

بچه‌های ما در طول شب قراره با شما بمونن

امیدوارم میزبان خوبی براشون باشید

پرواز بعدی به بمبئی لطفا

قربان، آپوروا تو صف پرواز دهلی‌ـه

دهلی؟

پس ایشا داره کی رو تعقیب می‌کنه؟

بانو، نیهال، بلم

درست یک روز قبل از امتحان مهندسی

جابه جایی شرکت کننده‌ها مسئولیت توئه

همه‌ی افرادمون رو به کار بگیر

پلیس حواسش به همه‌تون هست

هر جا برید دنبال‌تون میان

حواستون باشه

انصاری، ایشا تو بمبئی‌ـه و دیبانکار تو جیپوره

پس باید حواسمون به بانو، بلم و نیهال باشه

این 3 نفر امروز شرکت کننده‌ها رو می برن به یه مکان مشترک

دوباره این فرصت گیرمون نمیاد

که در حین ارتکاب جرم بگیریمشون

بیایید بگیریمشون

"وقتی خودکارم وارد عمل بشه"

"دما رو میبرم بالا"

"و هرگز از نوشتن حقیقت خجالت نخواهم کشید"

"آسیبی که میزنه غیرقابل جبرانه"

"نوکش رو میزنم تو جوهر"

"قلم من به افکار تو چنگ میندازه"

"من خواهم درخشید"

"و آرامش برای خانوادم خواهم آوورد"

"سال‌های طولانی در این افکار غرق شده بودم"

"و از افراد ثروتمند و قدرتمند چیزی نمیدونستم"

"هرشب وقتی قلم رو تو دستام میگیرم"

"قلبم با سرعت بیشتر شروع به تپیدن می‌کنه"

"وقتی که برگه‌ها لو رفتن"

"حتی دعای خیر مادرم هم نتونست کمک کنه"

"ای پرنده‌های بی‌گناه"

من میرم دهلی

تا برای امتحان ورودی دانشکده پزشکی آماده بشم

"ای پرنده‌های معصوم"

"آن‌ها برای شما تله گذاشتن"

"اون‌ها برای زنده موندن کارهای زیرکانه‌ای می‌کنن"

"اونان که این توطئه‌ها رو شکل میدن"

"باید سخت کار کنم، یا نجیب باشم"

"باید فقط یک نفر رو نفرین کنم یا تمام سیستم رو"

"باید سخت کار کنم، یا نجیب باشم"

"باید فقط یک نفر رو نفرین کنم یا تمام سیستم رو"

"می‌خوام بدونم چند تا خونه رو خراب کردن"

"و از خانواده‌ها دزدی کردن"

"اعمال"

این اولین شغل مستقل ماست

پس مدرکی از خودتون به جا نذارید

تمام چشم‌ها و نیروهای انسانی رو در اختیار خودتون بگیرید

تا پلیس هیچوقت نفهمه که چه خبره

عجب کیف بزرگی

کارت شناسایی و کارت ورود به جلسه‌ت رو بده

اگه می‌خوای تو این جامعه زندگی کنی" "باید تمام شب بیدار بمونی و تمام روز بدوی؟

"اونا میدونن که چطور تو خونشون پول تولید کنن"

"کاری می‌کنن که دنیا باورشون کنه."

"باید زرنگ بازی در بیارم یا با شخصیت برخورد کنم"

"و یا داستان دیگه‌ای از حرص و طمع بسازم"

"باید زرنگ بازی در بیارم یا باشخصیت برخورد کنم"

"و یا داستان دیگه‌ای از حرص و طمع بسازم"

"می‌خوام بدونم چند تا خونه رو خراب کردن"

"و از خانواده‌ها دزدی کردن"

"اعمال"

"بزرگتر از شرارت"

"اون‌ها با ذهن حیله گرشون ازتون دزدی می‌کنن"

"اعمال"

همه‌ی شرکت کننده‌ها رو بیرون شهر جمع کنید

تو و اساتید باهم، کاری کنید که تمام جواب‌ها رو حفظ کنن

همه‌شون باید قبول بشن

"اعمال"

"استاد، دستور کار منـه"

"کسب و کار معلم منه" "پول معلم منه"

"به راستی که معلم من مافیاست"

"من به اون معلم درود میفرستم"

"اعمال"

ایشا، شماره تلفن‌ها رو زیر نظر داشته باش بالاخره یکی‌شون اشتباه می‌کنه

بله قربان

اینجا وایسا

زود باش، برو دیگه

موقع امتحان حواست باشه، خیلی خب؟

بریم دانشکده پی کی

خانم، یه کم آب بزن صورتت و تلاش ما رو ضایع نکن

بعد از امتحان هر چقدر خواستی بخواب

بریم

پیاده شید، تو امتحان موفق باشید

بوق بزن برن کنار

الو، بله داداش

پلیس‌ها اینجان

از اونجا برو- باشه-

بیام دنبال‌تون یا خودتون می‌تونید بیایید

خودمون میاییم- باشه پس-

قربان

ایشا چیزی شده؟

نه قربان

دیبانکار خبری نیست؟

تا الان کسی رو ندیدیم قربان

انصاری خبری نیست؟

وقتی زنگ زدین قیمت رو بالا بردم

حتی 100 تا شرکت کننده هم نهایی شد

ضمنا، هزینه دانشکده پزشکی چقدره؟

پنج میلیون

خوبه

عصرتون بخیر می‌تونم کمک‌تون کنم؟

سلام

آپوروا چودری، اتاق شماره 1901

بهشون بگید که نیلا بابو اومده

چی آووردی برام؟

این میره تو گوش- تو گوش؟-

آره

اینم میره دور گردن

آها

با گردنبند حرف بزن و با اون که تو گوشته گوش بده

با گردنبند حرف بزنم؟ و با اون که تو گوشمه، گوش بدم؟ -بله-

خوبه

و ببینید

این چیه؟

امتحانش کنید

عینک؟

حالا اون دکمه که سمت چپ عینکه رو بزنید

دکمه داره؟

حالا به کاغذ نگاه کنید

حالا دکمه‌ی سمت چپ عینک رو بزنید

چیزی نشد- پیش منه-

بهش میگن اسکنر

و حالا بگید ببینم کدومش رو می‌خواید و چند تا می‌خواید؟

عالیه

همه رو می‌خوام

همه رو

یکی کمتر از 50 تا

باشه

و این

چرا انگشتر میفروشی؟

انگشتر عروسی

رفتی تو بیزینس عروسی؟

به عنوان گوشی موبایل کار می‌کنه

این حلقه‌ها مثل موبایل کار می‌کنن؟

فکر نکنید

باور نمی‌کنید چه تکنولوژی‌هایی که دارن تولید میشن

بلند شو

بلند شو

دروغ نمیگم- دستت رو بده من-

چیکار می‌کنید؟

حالا من نامزد توام

مبارکه

آنیرود کیه؟

منم آقا

آنیرود روی، گروه 2016، پزشکی رتبه‌ی اول

نامیت شتی پزشکی، گروه سال 2016، رتبه دوم

به کمپانی خوش اومدین

آماده اید؟- بله آقا-

شغل پرمسئولیت‌ـیه

میدونیم آقا

کشور ما درگیر بیماریه

این وظیفه‌ی ماست که چند تا دکتر خوب تربیت کنیم

کاملا درسته آقا

تایید شده که آپوروا تو دهلیه

و امتحان پزشکی چهار روز بعده

اما قربان، تیم اون هنوز اینجاست

به زودی کارشون رو شروع می‌کنن

پس بیایید ترتیب کالبدشکافی‌شون رو توی راجدانی بدیم

یه بسته برای نظام احمد هستش

بذارش اینجا

قربان بسته دارید- بفرستش بالا-

این هم از بچه‌های با استعدادمون

دقیقا دو ساعت قبل از امتحان باهاتون تماس میگیرم

و بهتون میگم که چطور ازشون استفاده کنید

این‌ها عینک اسکن هستن

دانشجوها با استفاده از این برگه رو اسکن می‌کنن

و برای شما میفرستن

و شما باید حل‌شون کنید

و براشون بفرستید

فهمیدین؟

بیایید لطفا

بیایید اینجا

اسمتون چیه؟

ریا

گردنبند میندازین؟

این یه دستگاه بلوتوثه

چی؟- دستگاه بلوتوثی-

این یه گوشواره س

و اینم می‌کروفن‌ـشه

اول از دانشجوها میپرسین که شماره برگه‌شون چیه

و بهشون گزینه‌ها رو هم میگین

ای...بی....سی... یا دی

و آروم آروم هم بگید

و دانشجو وقتی شماره‌ی صحیح رو شنید سرفه می‌کنه

چی؟- سرفه می‌کنه-

اما حرف نمیزنه

شما برگه رو حل می‌کنید و میفرستید براش

متوجه شدین؟

کجا میری؟

بابا، یادتونه که بهتون گفتم

که با دوستام میرم شیملا

بابام هیچوقت نمی فهمه آپو

باشه

...میدونم ازش میترسی

بهش احترام میذارم

احترام

ازش نمیترسم

اون این موضوع که ما از لحاظ حرفه ای از هم جدا شدیم رو تحمل می‌کنه

اما این رو نه

برگرد لطفا

تو از شغل پدرت متنفری

من هم که دارم دقیقا همون کار رو می‌کنم

من از شغل‌تون متنفرم

نه از خودتون

می‌خوام بخشی از زندگی شما باشم

آپو

آپو

من دوستت دارم

قربان یه تماس دریافت کردم

پاهارگانج، کریشنا لاج

سرپرست پلیس، آدیتیا سینگ

تو صندوق چی داری؟

اسباب بازی بچه، قربان

بازش کن

چرا باید بهتون دروغ بگم قربان

خودتون ببینید

قربان

اون هنوز اینجاست

نه قربان، هنوز نه کسی باهاش تماس گرفته و نه اون با کسی تماس گرفته

قربان از اینجا تکون نخورده

قربان

فعلا که درجه پنجه

قربان من آب سیب می‌خورم و درباره‌ی نیهال صحبت می‌کردم

حواست بهش باشه

خودت با ادب بهم میگی یا

یا بعد از اینکه حسابی کتکت زدم به حرف میای؟

نیلا بابو یا همون آقای بلوتوث

مکان آپوروا تو دهلی کجاست؟

لیلا

بریم

راه بی‌اُفت

هنوز داره می‌خوره قربان

بله قربان

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

بله قربان، هنوز دنبالشم

داره بریونی می‌خوره

بریانی ماتن

اون درست بیرون صحنه‌ی نمایش رام لیلاست

داره غذا می‌خوره

بریونیش تموم شده والان داره حلوا می‌خوره

چوله بطوره"، قربان"

داره چوله بطوره می‌خوره

غذای اصلی‌ـش تموم شد قربان

حالا داره پان می‌خوره

الان قربان

داره دسر می‌خوره

یه کلاه رمپوری برای خودش خرید

فکر کنم می‌خواد بره داخل مسجد

داره نمایش رام لیلا رو نگاه می‌کنه قربان

منم همینطور

داره قوالی گوش میده

منم همینطور

اینا از کی تا حالا فداکار شدن

و انقدر هم مذهبی

بگذریم، درباره‌ی دستگاه‌های بلوتوثی چی میدونی؟

خیلی قربان

و مسدود کننده‌ی سیگنال ؟

مسدود کننده‌ی سیگنال؟

دیوونه شدی؟

فکر می‌کنی به این راحتی‌هاست؟

داری درباره‌ی مسدود کردن تلفن‌های دهلی حرف میزنی نه یه روستای کوچیک

قربان از تکنولوژیهای پیشرفته استفاده می‌کنن ما هم باید این کار رو کنیم

از وسیله‌های بلوتوثی برای تقلب استفاده می‌کنن قربان

اگه فقط در طول برگزاری امتحال اتصالات تلفنی رو قطع کنیم

کارشون تمومه

مجبور میشن پول‌ها رو پس بدن

بالاخره یه نفر لوشون میده

شانسی گیرمون میاد که بگیریمشون قربان

گفتم نه آدیتیا

فهمیدی؟

چشم قربان

بفرمایید

تا فردا می‌تونیم ویزا بگیریم؟

البته پسر خاله‌ـم تو سفارت کار می‌کنه

اونجا عملا خالیه

قربان کسی نیست

قربان مسافر اتاق 1901 ده دقیقه پیش اتاق رو تحویل داده

داری باهامون بازی می‌کنی؟

دستت رو بهم نشون بده

اون یکی

به خاطر این بود که همیشه یک قدم از اون‌ها عقب بودیم

نیلا بابو

با چه شماره‌ای به آپوروا زنگ زدی؟

ایشا، یه شماره برات میفرستم

پرینت تماس‌هاش رو بگیر

لیست مسافرای هواپیماهای امارات رو که فردا به سمت دُبی پرواز می‌کنن رو هم بگیر

بررسی کن ببین آپوروا و هم تیمی‌هاش هم داخل اون پرواز هستن یا نه

به حفاظت فرودگاه خبر بدین و عکس‌هاشون رو هم براشون بفرستید

نباید از کشور خارج شه

ای احمق

برگه پان خیلی تلخه

اون طور که من دوست دارم نیست

بدم انگشت‌هات رو قطع کنن؟

بهیاجی

با دنبال کردن آپوروا و دختر شما

من از تو خواستم بیای اینجا؟

من از تو کمک خواسنم؟

نه

شبیه کسی ام که به کمک احتیاج داره؟

بیست ساله که برام برگ پان درست می‌کنه

خودم بهش یاد دادم

همونطور که به آپوروا یاد دادم

تمام این سال‌ها هیچ اشتباهی نکرد

اما برای اولین بار بیش از حد به کار خودش اعتماد کرد

من هم همینطور

از حد خودش فراتر رفت

آپوروا هم همینطور

اون عوضی از خونه‌ی من دزدی کرد

میدونی چیه؟

الان همه چی طعم تلخی میده

دیگه هیچوقت برای من برگ پان درست نمی‌کنه

میدونی

تو سیاست بهم جایزه میدن

نه برگ پان

به رسوم بنارس عادت کنید

چون الان دهلی دیگه خیلی دوره

و نگران آپوروا و دختر من نباشید

به زودی یه درس حسابی به اون میدم

برید و حواستون به بنارس باشه

باقی رو خودم انجام میدم

تمام حرکات دانشجو‌ها رو زیر نظر داشته باشید

چشم و گوش‌تون بازه باز باشه

اگه بتونیم تماس‌ها رو مسدود کنیم اونوقت هیچ مشکلی نیست

اما اگه این اتفاق نیوفته

اونوقت به کمک شما نیاز داریم

بفرمایید

"شماره‌ی "بی؟

اون سرفه کرد "شماره‌ی "بی

پرسشنامه رو بخون

چه خبر؟

هواپیمایی امارات تاییدیه فرستاده قربان

آپوروا چودری، پررنا سینگ، نظام احمد

و نیهال سینگ تو پرواز امشب هستن

مسئولین فرودگاه؟- بهشون خبر دادیم قربان-

آپوروا و تیمش نمی‌تونن کشور رو ترک کنن

خوبه، من رو در جریان بذار- بله قربان-

داداش نظام، پاسپورت‌هاتون اومده

دستت درد نکنه امروز مدرسه نرفتی؟

رفتم

Aسوال شماره‌ی 3

جوابش رو بنویس

همه سوال‌ها به نظر آسون میاد هیچ مشکلی نیست

جواب سوال "بی" هستش

یه فعالیت تلفنی غیرمعمول دریه کلبه تو دهلی قدیم مشاهده شده

آدرس دقیق رو پیدا کن ایشا

آب؟

نه

کی این رو بهت داده؟

می‌خوام با پدرم صحبت کنم

ریا درسش ضعیفه

آدی لطفا به خاطر من آینده‌ی اون رو خراب نکن

دو سال دیگه بازنشست میشم

چرا داری این کار رو می‌کنی؟

امتحان‌های دیگه‌ای هم هست، میگیریمشون

من کمکت می‌کنم

به خاطر همین نذاشتین تماس‌ها رو مسدود کنم قربان

چون اونوقت دخترتون گیر می‌اُفتاد

به هرحال گیر افتاده قربان

تبریک میگم

شما آینده‌ی کلی شرکت کننده‌ی لایق رو به خاطر دخترتون خراب کردین

با من یه معامله می‌کنید قربان؟

چه معامله ای؟

میذارم ریا بره سر جلسه امتحان

آماده هستین که بدونین معامله چیه؟

بگو

برای امتحان ریا مستقیما با آپوروا معامله کردین؟

آره

قربان، می‌خوام آپوروا رو دستگیر کنم شما هم باید کاملا به همه چی اعتراف کنید

شما شغل‌تون رو از دست میدین اما آینده‌ی ریا خراب نمیشه

چیزی نیست که شما می‌خوایید؟

معامله همینه

قربان، آدرس کلبه

بریم

بلند شید گفتم بلند شید

اینجا چه خبره؟

نظام کجاست؟

همه‌شون فرار کردن قربان

این آخرین امتحانت بود

همه چیز رو بردارین

ازشون اعتراف بگیرید

تصاویر دوربین مدار بسته و اعتراف کارکنان

ما فقط آپوروا رو می‌خواییم

چوهان این تیم رو تشکیل داد و اون رو میفرسته زندان

این پرونده کاملا ثابت شده س

بریم دستگیرش کنیم

قربان، قربان

بشین بشین

برید کنار

ببخشید پرواز شماره‌ی ای.کی517

آپوروا چودری سوار شده؟

ببخشید قربان آپوروا چودری سوار نشده

قربان، گوشی پررنا روشنه اون اینجاست

قربان اونا همین الان رسیدن

باید تو سالن باشن

قربان لوکیشن داره اینجا رو نشون میده

به شماره‌ی آپوروا زنگ بزن

پررنا سینگ

بله

نیهال سینگ بله قربان-

نظام احمد- بله-

کی این گوشی‌ها رو به شما داده؟

این گوشی‌ها؟ قربان تو مسابقه برنده شدیم

به همراه بلیط دُبی و تمامی هزینه‌های سفر

ما هم همینطور

می‌تونید برید

اون عوضی همه‌مون رو گذاشته سرکار

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

پلیس دهلی

دنبال مافیای برگه‌های امتحانی هستیم

آخرین لوکیشنی که ازشون داریم، کاتماندو هستش

مافوق‌هات خبر ندادن که ما داریم میاییم؟

بهشون نگفتی؟

گفتم، مشکل چیه؟

باشه

ممنون، بریم

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي - ويرايش: سميرا

"وقتی خودکارم وارد عمل بشه"

"دما رو میبرم بالا"

"از نوشتن حقیقت خجالت نخواهم کشید"

"آسیبی که میزنه غیرقابل جبرانه"

"نوکش رو میزنم تو جوهر"

"قلم من به افکار تو چنگ میندازه"

"من خواهم درخشید"

"و آرامش برای خانوادم خواهم آوورد"

"سال‌های طولانی در این افکار غرق شده بودم"

"از افراد ثروتمند و قدرتمند چیزی نمیدونستم"

"هرشب وقتی قلم رو تو دستام میگیرم"

"قلبم با سرعت بیشتر شروع به تپیدن می‌کنه"

"وقتی که برگه‌ها لو رفتن"

"دعای خیر مادرم هم نتونست کمک کنه"

"ای پرنده‌های بی‌گناه"

"ای پرنده‌های معصوم"

"اونا براتون تله گذاشتن"

"برای زنده موندن کارای زیرکانه‌ای می‌کنن"

"اونان که این توطئه‌ها رو شکل میدن"

"باید سخت کار کنم، یا نجیب باشم"

"فقط یک نفر رو نفرین کنم یا تمام سیستم رو"

"باید سخت کار کنم، یا نجیب باشم"

"فقط یک نفر رو نفرین کنم یا تمام سیستم رو"

"می‌خوام بدونم چند تا خونه رو خراب کردن"

"و از خانواده‌ها دزدی کردن"

"اعمال"

"میدونن چطور پول در بیارن"

"اعمال"

"زرنگ بازی در بیارم یا با شخصیت برخورد کنم"

"و یا داستان دیگه‌ای از حرص و طمع بسازم"

"اعمال"

"بزرگتر از شرارت"

"اعمال"

"زرنگ بازی در بیارم یا باشخصیت برخورد کنم"

"یا داستان دیگه‌ای از حرص و طمع بسازم"

"اعمال"

"استاد، دستور کار منـه"

کسب و کار معلم منه" "پول معلم منه

"به راستی که معلم من مافیاست"

"من به اون معلم درود میفرستم"

"اعمال"

First Edited - Farsi Version 10.02.2019 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.