Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!رمبو
!اسمورف
!گُل
!گُل - !ایول به گرگ -
!گرگ
یالا. یه دست دیگه قبل از خواب
...بانو - چیه؟ -
میبینیـش؟
بانو؟
قاصد اینجاست
!شدیدتر
!شدیدتر، سربازان
!سوئدی
!اسمورف، بالأخره بزرگ شدی
!سگ
!چهرۀ جنگیتون رو نشونـم بدید
گرگ، به حال خودت که !بذارمـت، کلفت میشی
یالا، «مونو»ها! قدرت نشونـم ...بدید، توان نشونـم بدید در واژگان اسپانیایی «مونو» به معنای «میمون» و در واژگان یونانی ] [ به معنای «یکه» و «تنها» میباشد، و اشاره به «تکاوران» دارد
!شهامت نشونـم بدید
!ما برای «سازمان» کار میکنیم
!سازمان خانوادۀ ماست
!شما فرزندان من هستید
!شما «مونو»ها هستید
!ادامه بدید
!پرش ببری! بلندتر
!خبردار
!تفتیش
اسمورف، اون تفنگ باید !کنار پات استراحت کنه
!گرگ، اون که موضع نظامی نیست
تو سرجوخهای، اون چهجور الگوییه؟
!خبردار
!اون دوشآویز رو باز کن، سرباز
!من براتون سلامرسانی و تسلیحات میارم
!و همچنین یک عضو جدید
!اسمـش شکیراست
!شکیرا یه گاو شیردهست
!شیر خیلی گوارایی میده! با کُلی ویتامین
!ولی شکیرا یک پیشکش نیست
!اون یک امانت به سازمانه !کمکی به جنبشمون
،در انتهای این مأموریت !برـش میگردونیم به صاحبـش
!به همین قشنگیای که امروز هست
اگه این کار رو نکنیم، هیچکس !چیزی بهمون امانت نمیده
،در عوض، بهمون خیانت میکنن !و موقعیتمون رو لو میدن
...محافظت از شکیرا به اندازۀ !امنیت اسیر جنگیمون مهمه
روشنه؟
کسی چیزی واسه گفتن داره؟
!حرف بزن، سرباز - !اجازه برای دوشیدن شکیرا، قربان -
میدونی اگه یه گاو شیرده شیر نده چی میشه؟
!نه، قربان - !منفجر میشه -
!الآن دیگه تو مسئول شکیرائی !برگرد توی صف
کس دیگه؟
!حرف بزن، سرباز - گرگ یه چیزی واسه گفتن داره -
!برگرد توی صف
!حرف بزن، سرجوخه
!قربان! اجازه میخوام که شریک بانو باشم - !برگرد توی صف -
حقیقت داره، سرباز؟ میخوای شریک گرگ باشی؟
بله، قربان
!من این شراکت رو تأیید میکنم
...انقدر بدقلقی نکن - بده، بذار من انجامـش بدم -
میخوای موهات رو ببافم؟
ببافی؟ - آره، ببافم -
ما تنها کسهایی هستیم که بلدیم ببافیمشون
چون خیلی خاصان
بیا، نگاه کن
میخوای ببافمشون؟
وایسا، وایسا. تکون نخور
ببین، خیلی قشنگان
تو بهم بگو
میدونم قراره ازشون خوشـت بیاد
ولی دست نزن
قشنگه، نه؟
گرگ، یه سیگار بده بهش
نظرت راجع به کفشهای جدیدت چیه؟
یه خرده گشادن، ولی خوبان
رمبو، روزنامه رو بده بهش
پتو رو از روی دوشـش بردار و شلوارش رو ور بزن
سیگار برای سلامتیـت مضرّه
بهتره از زمانـت در اینجا استفاده کنی و ترک کنی
از اسب من خوشـت میاد؟ - آره -
روزنامه رو بگیر بالا
حالا بخونـش
کلاهبرداری در ژاپن
...یکصد زن باردار
!خفهخون بگیرید اونپشت
از اول شروع کن
...یکصد زن باردار
در پی اجرای عدالت... بهخاطر فروش قرصهای پیشگیری از بارداری قلابی هستند
!جوخه! مرخص
دکتر رو به اتاقـش همراهی کنید
!مواظبـش باشید! تا دفعۀ بعد، تکاوران
!بیا اینجا، رمبو
!پاگنده، بگیرـش - !نذار در بره -
!نگهش دارید! نگهش دارید !بزنـش! بزنـش
!یک! دو
!سه! چهار - !نوبت منه -
!پنج! شش - !نوبت منه -
!بزنـش! محکمتر
!باید محکم بزنی
!هفت! هشت
!توی سر نزن - !نُه! ده -
!یازده - !من، من، من -
!دوازده
!سیزده! چهارده
!برو توی کارـش، گرگکوچولو
!بجنب - !بجنب، دکتر -
!بجنب! اگه نزنی، من میزنم
بجنب، دکتر، شروع کن - !شروع کن! - محکم -
!بهش فکر نکن. فقط بزن
!محکم - !بزن، دکتر -
!نه
محکمتر، وگرنه میدم به پاگنده
!محکم، باید محکم بزنی
به خدا میدم به پاگنده
!بزن! محکم
!پونزده
چیه نظرت؟
!داری میشی پیر، سرد و افسرده
اما هیچکس نیست زنده که !باشه از تو به خودت شبیهتر
...میخوابی شاد و خرم با یه اسلحه !و بیدار میشی با خورشید
!مبارک باشه تولدت
دیگه پیرمرد شدی - !تولدت مبارک -
!15سالگیـت مبارک، رمبو !بزنید به افتخار پسرک تولد
!بیاید یه جشن بگیریم
اینجا رو امتحان کن
خودشه
من نمیتونم
چیه؟ - هیچی -
پس چرا میخندی؟ - عجیب لب میگیری -
عجیب؟ عجیب از چه نظر؟
نمیدونم، حس عجیبی داره. قلقلک میده
داری از خودت حرف در میاری - چرا اون رو از خودم در بیارم؟ -
تا من رو احمق جلوه بدی - نه، چرا با رمبو امتحان نمیکنی؟ -
رمبو عین داداشـمه - نه، واسه چی؟ -
فقط واسه اینکه بفهمیم
چی؟
قول میدی؟ - آره -
چطور بود؟ - عادی -
نه، نه، نه، نه. بیاید اینجا
کجاش انقدر خندهداره؟
حالا راضی شدی؟ - آره -
!داره میوفته
واسه بومبوم و تنه راه باز کنید
چیز دیگهای هم هست؟ - نه، نه، نه، همین بود -
اسمورف، قراره یه قمۀ دیگه گُم کنی؟
آشیانهم چطوره؟ - خیلی خوب به نظر میرسه -
اینهمه زحمت بکِشی این رو درست کنی فقط واسه اینکه گرگ و بانو امشب بشکننـش
تموم شد
خوشـت میاد؟
!به سلامتی گرگ و بانو
!به سلامتی گرگ و بانو
...بگیر که اومدم. سه، دو
!سگ، نگهش دار !تو روحـش
داره بیدار میشه - !گندش بزنن -
کیه؟
برو اونور، میخوام ببینم - انقدر هُل نده -
برید ردّ کارـتون
چون دعوتـش نکردیم به جشن گرگ، ناراحته
!یالا! برید ردّ کارـتون
!خدافظ
اوه، پاگندۀ کوچولو
ببند، ابله
!جشن ادامه داره، ننهخرابها
!برو که رفتیم! چه لعبتی
:پدرم قدیمها میگفت ♪ ♪ «چرا انقدر قحبهای؟»
♪ «!به کُل محله دادی» ♪
♪ «چرا انقدر قحبهای؟» ♪
!خفهخون
!گرگ
!آروم باش، گرگ
!میکُشیـشها
!نه! بس کن دیگه
!ولد زنا! گاوه رو کُشتی
!دیگه کارم تمومه
!مسئولیتـش با منه
بیل
آماده؟
ببندیدش
.تقصیر گرگ نیست سگ به گاوه شلیک کرد
.ولی گرگ سردستهمونه اون باید گردن بگیره
اون سرباز محاکمۀ نظامی میشه - مطمئناً -
خفه - چرا؟ حقیقته -
اون اعدام میشه - انقدر شر و ور نگو -
چه شر و وری، رمبو؟ قوانین رو که من وضع نکردم
اگه خوشـت نمیاد، برو با گرگ گریه کن
بسّه. همه خفه
چی شده، رمبو؟ میخوای من رو خفه کنی؟
میتونید این یارو رو باور کنید؟ - رمبو، نه -
پفیوز
!یالا
!نه، نه
بذار همدیگه رو نفله کنن - !خفه -
!پاگنده، بس کن
نمایش تموم شد
!پاگنده
داری میری؟
بازم کتک میخوای، پفیوز؟
!بسّه! کافیه - !آروم باش -
رمبو، دست از سرـش بردار - یالا -
فکر کردی دیگه رئیس شدی؟ - بیا بریم -
نمیذارم اونهمه گوشت حروم بشه
حق با پاگندهست، باید بخوریمـش
همه باید کمک کنن. دکتر هم
!گوشت، گوشت، گوشت کُل فکروذکرـت همینه؟
!گاوه مُرده
نمیذارم گوشتـش فاسد بشه
یک، دو، سه
!یک، دو... سه
گاو رو نگه دارید
اسمورف، اینجا رو ببُر
اون چاقو رو بده من
!چه بیلی؟ با بیل که اصلاً نمیشه - شماها بازش کنید، من میکِشم -
بچهها، قلبـش
گرگ خودش رو کُشت
گوشت شکیرا از شیرـش خوشمزهتره
باید با رادیو اتفاقی که افتاد رو گزارش بدیم
و چی میخوایم بگیم؟
گرگ گاوه رو کُشت و بعد خودکُشی کرد
!اون که دروغـه - پس چی میخوای بگیم؟ -
که سگ گاوه رو کُشت، تا به دست جوخۀ آتش، اعدام بشه؟
اون چه فایدهای داره؟
نمیتونیم دروغ بگیم
همهمون محاکمۀ نظامی میشیم
لزومی نداره این قضیه از اینجا خارج بشه
به نظرم دستِکم درخور یه رأیگیری هست
کی میخواد سگ رو بکُشیم؟
.سگ گاوه رو کُشت من اون رو یادم نمیره
بانو فقط یه شریک جدید نیاز داره
مثل اینکه اونیکی هم یه شریک جدید نیاز داره
.من دیگه جا ندارم اون رو ببَر واسه دکتر
!سگ
بیا اینجا
.از قاصد به مونوها صدام رو دارید؟
از قاصد به مونوها
.از قاصد به مونوها صدام رو دارید؟
از رادیوی چهار صداتون رو داریم
مونوها یه خبر دارن
به گوشـم. گزارش بده
ادامه بده
!خبرت رو گزارش بده
سرجوخه پر زد به درون شب
!ادامه بده، ادامه بده
چطور؟
!جواب من رو بده
.سرجوخه، شکیرا رو کُشت بعد به خودش شلیک کرد
یه اتفاق بود. مست بود
ما یه مدرک حیات لازم داریم
فرماندهمون روی یه خط آزاد با خانواده تماس گرفته
سوئدی، اسمورف، برید دکتر رو بیارید
کارـت خوب بود، بانو
اسم دختر کوچولوی همسایهبغلی در خیابون کالِوا چیه؟ اونی که به شکلات حساسیت داره
لورا، اسم دختره لورا بود
باید به یک سؤال دیگه هم جواب بدی
صبر کن، صبر کن، نه، من سؤال دارم
با دقت گوش بده
بزرگترین قهرمان تاریخ کیه؟ سوپرمن، اسپایدرمن، یا بتمن
اسپایدرمن
اسپایدرمن بزرگترینه
...خیلیخب، حالا من یه سؤال برات دارم. آم
کدوم قسمت از بدن مامان بابا رو عبوس میکنه؟
الو؟
خدافظ
صبر کن، صبر کن، صبر کن
کدوم قسمت از بدن مامان بابا رو عبوس میکنه؟
الو؟ الو؟ الو؟ الو؟
برگرد - راجع به گاوه ازت پرسیدن؟ -
امروز چه روزیه؟ - دکتر؟ -
امروز چه روزیه؟ - راجع به گاوه ازت پرسیدن؟ -
چی؟
گرگ رو داخل یه قبر بینامونشون دفن کنید
لوازمـش رو بین جوخه تقسیم کنید
نوبت بانوئه
حالا من. سگ
اسمورف
پاگنده، سرفرماندهی تو رو سرجوخه کرده
بومبوم، تو معاون خواهی بود
بانو
سوئدی
بومبوم
توجه کنید، گزارشاتی از وجود دشمنها در منطقهتون وجود داره
واحد سیار 33مون دارن میان سمتتون تا براتون پشتیبانی فراهم کنن
قدرت. شهامت. تمام
اسمورف
بومبوم
من
سگ
رمبو
قاشق رو کی میخواد؟
شما احمقها دارید توی پِهن شکیرا غلت میخورید
ببینید چی برامون به جا گذاشت
!قارچ
این رو چجوری از تنـت درآرم؟
باید یه تختخواب برای خودمون پیدا کنیم - چیکار داری میکنی، پاگنده؟ -
چیه، ننهخراب؟
!سوئدی
نمیتونی صدام رو بشنوی؟
!بوم
!بومبوم
!کمین! کمین
!کمک! برو جعبۀ کمکهای اولیه رو بیار
!پاگنده
کجائی؟
!مونوها، واحد رو زدن
کُد قرمز داریم. تکرار !میکنم، کُد قرمز داریم
مجروحین عقبنشینی میکنن به پناهگاهتون
اگه سعی کنن نجاتـت بدن، مجبورم بکُشمـت. اونا دستورات منان
!تکون بخور
تقصیر توئه که اینجائیم
تقصیر توئه که توی این خرابشدهایم و داریم قندیل میبندیم
تابهحال کسی رو کُشتی؟
...من میتونم بهت کمک کنم
...با
هر چیزی
چی میخوای؟
چی میخوای؟
هوم؟ چی میخوای؟
میخوام توی تلویزیون برقصم
تلویزیون؟
با همدیگه از اینجا خارج میشیم
!پاشو
ببخشید، پاگنده
هی، دکتر
ما دیشب پیروز شدیم
داریم میریم. مختصات جدید دارم
خفنه، نه؟
بیا. بذار به چندتا از دوستهام معرفیـت کنم
واحد سیار 33 از سازمان شورشی
همه از نیروهای ویژه و نیروهای شبه نظامیان
دوآتیشهان
بیا، دکتر - بله -
هی، شماها دیروز سخت جنگیدید
بیا
بیا، دکتر
بجنب، دکتر. وسایلـت رو جمع کن
من الآن برمیگردم
داریم میریم، دکتر
اونا میدونن کجائیم
قدمرو میریم به مختصات جدید
سفر درازیه، ولی باید دکتر رو از اینجا خارج کنیم
رمبو، تو میشی پیشقراول
سگ و بومبوم، شما هم پسقراول
بانو، تو با منـی
بریم
امیدوارم از گرما خوشـت بیاد، دکتر
!دکتر
!دکتر
!دکتر
!دکتر
!دکتر
!دکتر از دستـم در رفت
.از مونوها به قاصد صدام رو دارید؟
بسامد رو تغییر بده
.از مونوها به قاصد صدام رو دارید؟
!هرچی زودتر فرار رو گزارش بدیم... نه
!پاگنده، نکن
!پاگنده
باید این رو به قاصد گزارش بدیم
لزومی نداره به کسی گزارش بدیم
ما دیگه سازمان خودمونایم
دکتر مال ماست
اسمورف
بدون اون برنگرد
بدون اون اینجا جایی نداری
!برو
همهتون چطور؟
.منطقه رو تفتیش کنید سگ، تو برو غرب
بومبوم، دنبال اون برو
سوئدی، برو شرق
پفیوز
بانو، تو اینجا بمون
ولی جلیقهام رو برام بیار
رادیو رو خراب کردی
از قاصد به مونوها
!دکتر
!قمۀ من رو کش رفتی
!بگیرش، بومبوم
نگهش دار، بانو. ول نکنید - !نه -
!محکم نگهش دارید !محکم نگهش دارید
بیا، اسمورف
غلوزنجیرـش کن - !نه -
نه. نه
!نه! نه - !سوئدی، پاهاش رو نگه دار -
چه وضعـشه، اسمورف - !نمیتونم -
!سگ! نگهش دار
همۀ کارها رو من باید بکنم؟ - !نه -
رمبو، بیا اینجا. اسمورف، ول کن
نوبت توئه
!اوه، رمبو. رمبو. نه، نه، نه. نه - !انجامـش بده، رمبو! الآن -
!نه! نه
نگهش دار، سوئدی - !الآن انجامـش بده -
!دستهاش رو بگیر - !بجنب، رمبو -
!نه! نه! نه - ممکن بود یه حیوون وحشی بخوردت! خودت رو ببین -
!نه - !قفلـش کن -
!تمومـش کن بره دیگه، رمبو
!نه
به صلاح خودته
ازش دور شید. ازش دور شید
دکتر، چرا باید فرار میکردی؟
ما که خوب باهات تا کردیم. بهت غذا دادیم، بهت محبت کردیم. نکردیم؟
چارهای برامون نذاشتی، دکتر
تصمیم گرفتی فرار کنی
اون زنجیر رو چک کردی؟
آبغوره نگیر
دلـت میخواد تو هم غلوزنجیر بشی؟
رمبو! اینجا گریه نداریم
!امشب جشن میگیریم
خیلی احساساتیه
تو برو کونـت رو بده - آفرین، رمبو -
شکار خوبی بود، مونوها
قرار نیست حرف بزنی؟
دکتر، یه چیزی برات دارم
به دوربین سلام بده
پاگنده، جریان چیه؟
چیزی نمیگه
اینجا چه خبره؟
دارم وقتـم رو تلف میکنم
.ببین باهاش چیکار کردی کنترل این پُخ از دستـت در اومده
این سِمت زیادی برات بزرگ بود؟
از پس سرجوخهبودن بر نمیای؟
چه دلسردیای
سوئدی، چرا کسی جواب رادیو رو نمیده؟
نمیدونم، قربان
!تو هم که هیچوقت هیچی نمیدونی
!سربازان
سگ، چرا لباس تنـت نیست؟
تو یه سربازـی یا یه راهزن؟
لباس من خیمۀ منه، قربان
اون دیگه چهجور جوابـیه؟
بومبوم، تو امید بزرگ ما !بودی! بهترین سربازمون
پاگنده چشه؟
اون بهترینه
به چه دلیل بهترینه؟ چون این ماجرا رو تبدیل به یه آشفتهبازار کرده؟
نه، قربان
بانو، کی گفت تو و پاگنده میتونید شریک باشید؟
من و اون شریک نیستیم
اوه، واقعاً؟ پس چرا با هم میخوابید؟
چی واسه گفتن داری، بومبوم؟
هیچی، قربان
!تندتر! یالا، یالا، یالا
!اسمورف! زانوها بالا
!تندتر، سرباز
!تندتر! نشونـم بده
!تندتر! شدیدتر
!کاری کن حسـش کنم
!بانو! تندتر
!چشمها بالا! دستها تا سینه بالا
!رمبو! شدیدترش کن
!سطح 5
!تقریباً 300
...302
...303
...304
!نگهش دارید
!کثافتهای حقیر چرا گذاشتید بیوفته؟
باید دوباره انجام بدیم؟
کسی چیزی واسه گفتن داره؟
!گوش کنید، سربازان
کسی چیزی واسه گفتن داره؟
!سگ، پاشو وایسا
بانو سر نگهبانی خوابـش میبره، قربان
!بگیر بشین
!بانو، پاشو وایسا
!حرف بزن
رمبو بچهننهست
!بگیر بشین !رمبو
بانو فاحشهست. فقط درجه براش اهمیت داره
!اتفاقات جدیتری اینجا در جریانه
!اتفاق خیلی جدیتری
سوئدی، چی واسه گفتن داری؟
پاگنده نمیذاره من شریک بومبوم باشم
!بومبوم، پاشو وایسا
مسلکمون رو فراموش کردی؟
اسمورف قمهش رو گُم کرد
!بیشتر برام بگو. حرف بزن، سرباز !بومبوم
اون همچنین گذاشت دکتر فرار کنه
!بگیر بشین، سرباز
این خیلی افتضاحـه
!اسمورف
!پاشو وایسا
!اسمورف
!حرف بزن، بلند و رسا
سگ گاوه رو کُشت
!تو از همهچیز خبر داری !بیشتر برام بگو
!ادامه بده، سرباز
پاگنده گفت که ما سازمان خودمون هستیم... و اینکه دکتر مال ماست
!بگیر بشین، سرباز
پاگنده، پاشو وایسا
من بزرگـت کردم
من تو رو پسر خودم و سرجوخهت کردم
با من میای تا یه گزارش کامل به سرفرماندهی بدی
من نمایندگیـت رو به عهده میگیرم
!اسمورف
!اسمورف، تو یه خبرچینـی
کی اونجاست؟ - هیس، ساکت -
چیکار داری میکنی؟ - ساکت باش، داریم از اینجا خارج میشیم -
کجا میریم؟ - یه جای دیگه -
کجا؟ - یه جای بهتر. ساکت بمون -
پاگنده من رو میکُشه - ساکت. هیچکس کُشته نمیشه -
پاگنده زندهمون نمیذاره
نه، اینطور نیست، ما از اینجا میریم. دستـت رو بکِش بیرون
!رمبو
!رمبو
!رمبو
رمبو
رمبو
!رمبو
!بانو! یه چیزی اونجا تکون خورد
!یه نگاه بنداز
...رمبو. رمبو
انقدر تند نه
...«شهر آلمانی «بُن [ «از شهرهای ایالت «نوردراین-وستفالن ]
زادگاه آهنگساز بزرگ لودویگ فان بتهوون» است»
پسرم، برو اونور تا اون هم بتونه بشینه
نلسون، بیا اینجا
خاستگاه «پاستیل خرسی»ِ در حقیقت پُرطرفدارتر نیز هست
،ابداعشده در سال 1922
اکنون سالانه به قدری «پاستیل خرسی» درست میکنند که با آن میتوان چهار مرتبه دور دنیا چرخید
پاستیلهای خرسی» باید به قدر کافی» ...سفت باشند تا شکل خود را حفظ کنند
اما به قدری هم نرم باشند که قابل جویدن باشند
شناسایی «پاستیلهای خرسی»ِ معیوب کار مردان جوانی مثل ایشان است
!سوئدی
!سوئدی
!سوئدی
!سوئدی
!نه
!نه
نه
!پنجههاش رو ببُر
من رو هم با خودت ببَر
من رو جا نذار
!دکتر
!دکتر
!دکتر
!رمبو
خبر فوری! به نظر میرسد سارا واتسونِ آمریکایی... از دست «سازمان» گریخته است
...دقایقی پیش، منبعی فاش کرد که مهندسِ ربودهشده در ناحیۀ شمال غرب، زنده مشاهده شده است
صحت و سقم این خبر توسط نیروهای مسلح تصدیق نشده است
با این حال، ما گزارشاتی دریافت کردهایم که عملیات نظامی بزرگی در منطقه در حال اجرا میباشد
.با ما همراه باشید اخبار بیشتری پیش روـست
!رمبو
!رمبو
!رمبو
بالگرد «هارپی 137» صحبت میکنه. در حال آغاز فرود
.پایگاه، شهر قابل رؤیتـه ما خبری برای گزارشکردن داریم
شخصی ناشناس رو سوار بر بالگرد داریم. تکرار میکنم، شخصی ناشناس رو سوار بر بالگرد داریم
تقاضای دستور داریم
پایگاه، با شخص ناشناس چیکار باید بکنیم؟
تقاضای دستور داریم
کاری از هومن صمدی Raylan Givens
« مونوها »
« فیلمی از اَلحاندرو لاندس »
@RaylanGivensSubs
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.