All language subtitles for Kamisama Hajimemashita FINAL OVA

af Afrikaans
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani Download
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Translated By ‏‏‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏‏‏ AyAne ChaN & Ayan0

Forums‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏Net

بهت قول میدم‏.‏‏.‏‏.‏

که در آینده‏.‏‏.‏‏.‏

عروس تو بشم‏.‏

یوکیجی‏.‏

امروز در آینده ست‏.‏

همیشه منتظر همین روز بودم‏.‏‏.‏‏.‏

چته‏،‏ توموئه؟

نکنه باز خواب ترسناک دیدی؟

ترسناک نبود‏.‏

این چی بود دیگه؟

انگار یه شهاب سنگ افتاد رو زمین‏!‏

از تو حیاط اومد‏.‏

چی شده چی شده؟

انگار مهمون داریم‏!‏

مهمون؟

خانم ها و آقایون‏.‏

چطورید؟

منم

اوکونینوشی ساما‏!‏

اصلا انتظارِ شما رو نداشتم‏.‏

این جلف بازیا چیه‏!‏

نمی تونستی مثلِ آدم از در بیای داخل؟

مثل همیشه خشنی‏،‏ روباه‏.‏

اومدم که کاری که کورومارو سان آرزوش داشت تموم کنم‏.‏

کورومارو سان؟

منظورم‏.‏‏.‏‏.‏ تشریفاتِ تغییر شکله‏،‏ روباه‏.‏

من‏،‏ یعنی اوکونینوشی‏،‏ اومدم تو رو تبدیل به انسان کنم‏.‏

انسان؟

راست میگین‏،‏ اوکونینوشی ساما؟

همینطوره‏.‏

توموئه‏.‏‏.‏‏.‏ قرارِ آدم شی‏!‏

یه آدم‏!‏

یه لحظه‏.‏

با تمام احترامی که براتون قائلم‏،‏ اوکونینوشی ساما

باید بگم واسه توموئه زوده که به انسان تبدیل شه‏.‏

میکاگه‏!‏

به علاوه نانامی سان‏.‏‏.‏‏.‏

آمادگیشُ نداری کنارِ توموئه ی انسان زندگی کنی

میکاگه سان‏.‏

با تبدیل شدن به یک انسان‏،‏ اون باید یاد بگیره چطوری مثلِ اونا زندگی کنه‏.‏

تازه تو هنوزم خدای زمینی‏.‏

تو هم باید تبدیل به دختر انسان شی‏،‏ نانامی

درسته‏.‏

حق با میکاگه ست‏.‏

باید بذاریم خودشون واسه آینده تصمیم بگیرن‏.‏

اگه ممکنه یه مقدار دیگه بهمون وقت بدین‏،‏ اوکونینوشی ساما؟

حله‏.‏

چقدر دیگه منتظر بمونم؟

اگه میشه‏،‏ یک سال‏!‏

ما دوتا‏.‏‏.‏‏.‏

باید از دبیرستان فارق التحصیل شیم‏!‏

خدا خوشحال می شود

{i}الان یکسالی از اون روز می گذره فردا روزیِ که با اوکونینوشی ساما قرار گذاشتیم‏!‏

{i}همچنین‏.‏‏.‏‏.‏

{i}روزیِ که توموئه تبدیل به انسان میشه‏.‏

{i}همینطور روزیِ که من از خدا بودن بازنشسته میشم‏.‏

{i}روزیِ که من و توموئه باید از معبد میکاگه خدافظی کنیم‏.‏

نظرتون در مورد اختراع جدیدم چیه‏،‏ میکاگه ساما؟

خیلی عالیه‏.‏

ایول‏!‏

یکسال از اون روز میگذره‏.‏

روزی که اوکونینوشی ساما قرار گذاشت رسیده‏.‏‏.‏‏.‏

روزی که جلوشون گرفتید‏.‏

نانامی و توموئه با آیندشون شجاعانه برخورد کردن‏.‏

درسته‏.‏‏.‏‏.‏

دیگه دلیلی نداره جلوی این کار گرفته شه‏.‏

احساس تنهایی می کنم‏.‏‏.‏‏.‏

تنهایی‏.‏‏.‏‏.‏

دردم گرفت‏.‏‏.‏‏.‏

فکرِ اینکه جزئی از آینده ی نانامی چان نیستم عذابم میده‏.‏

کی میدونه

وقتش برسه‏،‏ باز می تونید همدیگه رو پیدا کنید‏.‏

الان ديگه تنها چيزي كه ميمونه اينه كه به عقل و هوش از هوش رفته امون اعتماد كتيم

این حرفا فقط از خدای ازدواج بر میاد

یکم بهتر شدم‏.‏

سام علیک‏،‏ روباه‏!‏

شنیدم چند دیقه دیگه به آدم تبدیل میشی‏.‏

چرا انقدر آرومی؟

کی باورش میشه والا؟

من دیگه نمی تونم ببینمت‏.‏

از دستت خلاص میشم‏.‏

به به‏،‏ کلاغه‏!‏

سوغاتی موغاتی نیاوردی؟

نه‏،‏ نیاوردم‏.‏

پس واسه چی اومدی؟

یعنی چی واسه چی اومدم؟

مگه نانامی اینجا نیست؟

رفت بیرون‏.‏

کجا؟

با کِی چان و آمی چان رفت‏.‏

آمی؟

نانامی چان فردا فارق التحصیل میشه‏.‏

همش یه روز مونده که با ما می گذرونه‏.‏

فقط یه روز بعدش دیگه خدافظی می کنیم‏.‏

کلاغ ترسناک

منم برمی گردم به کوهستان‏.‏

آشنای وفادار

من تو معبد میکاگه میمونم‏.‏

روباه شیطانِ خوب‏.‏

منم یه آدم میشم‏.‏

فکرشُ بکن‏،‏ عجب رفقایی هستیما‏.‏

دختری به اسم نانامی مسئولِ گره خوردن سرنوشت ماست

که باعثِ دوستیمون شد‏.‏

حالا واسه آخرین بار که باهمیم‏.‏‏.‏‏.‏ چطوره یه مسابقه بدیم؟

مسابقه ی سه گانه الکل اعلا‏.‏

خیلی خب‏.‏‏.‏‏.‏

بزن بریم‏.‏

شبِ طولانی در پیش داریم‏.‏

تا بعد‏،‏ کِی چان آمی چان‏.‏

فردا تو مدرسه می بینمتون‏.‏

ممنون که با ما بودی نانامی چان‏!‏

فردا می بینمت‏.‏

چه بیخوده‏.‏‏.‏‏.‏

.این کالسکه اشون میارزه به صدتا از ماشینای ما ولی حیف که قسمت نیست باهاش بریم دور دور

...کی

اگه هی بخوام فکر کنم فردا قراره چی بشه .استرس میوفته به جونم

.بانو نانامی

.بانو نانامی، انگار دوستاتون نمی تونستند ما رو ببینند

.وقتی بانو نانامی هم دوباره انسان بشه دیگه نمی تونه ما رو ببینه

،حتی اگر هم دیگه نتونی ما رو ببینی

.لطفا فراموشمون نکن

!اونیکیری و کوتتسو هیچوقت شما رو از یاد نمی برن

.درسته... من دیگه نمی تونم روح های آتش رو ببینم

!معلومه که هیچ وقت فراموشتون نمی کنم

!جفتتون عشقولیای منید

!بانو نانامی

{i}.من قراره کلی از دوستای باارزش زندگیم رو رها کنم

{i}پس به خاطر اونا هم که شده شاد زندگی می کنم

{i}سرم رو بالا می گیرم و با تمام قدرت این زندگی ای رو که .که با حضور اونا تبرک شده، ادامه میدم

{i}مگه نه، توموئه؟

!هوی، روباه

!چلمنگ، من رو دست کم بگیری هرچی دیدی از چشم خودت دیدی

چشم بهم بزنی می بینی شدی یه کلاغی که افرادش یه لحظه .هم راحتش نمی ذارن، اون موقع ست که می میری واسه ی یه قطره الکل ولی دریغ

واسه ی چی اصن...؟

!ما دوتا که از فردا به بعد هر روزمون مثل ماه عسله، تا جا داره بسوز

.عوضی مافنگی

.هوی، لشت رو جمع کن، مارِ نامرد

!مارمون که زودتر همه از دست رفت

میشه یه نفر برادری کنه بازم برامون آب شنگولی بیاره؟

ها، توموئه...؟

{i}!این آخرین شبمون توی معبد میکاگه ست

{i}آخه چرا اینقدر ریختی تو اون خندق بلات که !هوش و حواست رو به باد دادی رفت، ها؟

...جونم برات بگه رفیق، برای اینکه بتونی توی این دنیا به عنوان یه انسان

...زندگی کنی، باید حسابی از دل و جون مایه بذاری

این گربه ی خوش شانسیت رو کجای دلم بذارم الدنگ؟

.انگار سر قضیه ی کوه کروما حسابی استرس داری کلاغ

!خفه بمیر

...من

.توموئه کون رو دوست دارم

...به خاطر همینه که

خیالم راحته تو کسی هستی که قراره .مراقبت نانامی چان باشه

.من خیلی خوشحالم

{i}.امشب آخرین شبمون توی معبد میکاگه ست

{i}.شب دوست داشتنی و آرومی خواهد بود

{i}.اینجا اولین اتاقی بود که می تونستم بگم مال منه

{i}.همیشه توی این اتاق تنها بودم اما هیچ وقت احساس تنهایی نکردم

{i}.به خاطر اینکه... همیشه حس می کردم توی خونه ی خودمم

{i}.با خیلی ها دوست شدم

{i}.و در عوض عشقشون رو هم دریافت کردم

{i}.همه واقعا مهربون بودند و از هیچ کمکی دریغ نکردند

{i}.و الان اونا قراره رفتن من رو ببینند ...و من شکی ندارم که

{i}.اینجا یه خانواده ی واقعی داشتم

!ازتون... به خاطر همه چیز ممنونم

!بالاخره فارغ التحصیل شدم

!ایول، فارغ التحصیل شدیم

روزای دبیرستانی دلچسبی داشتیم، مگه نه؟

!آره

!من که خیلی بهم خوش گذشت

!نانامی

!اومدم دنبالت

!میزوکی

همچین جایی چیکار می کنی؟

.بد به دلت راه نده، آدما نمی تونند این دروازه رو ببینند

توموئه، دکمه هات کجا رفتن؟

.یه نفر گرفتشون

.معطل چی هستی؟ اونا منتظرموند

!خوب، بزن بریم نانامی

!باشه

!بازم همدیگه رو می بینیم بچه ها

!مراقب خودت باش

{i}.رفتن از دنیای آدم ها به دنیای آیاکاشی ها

{i}.داخل شدن و بعدش خارج شدن از هر دو دنیا

{i}.این آخرین باره

.هی

.چه راه درازیه

کی این مسیر رو ساخته؟

.بنده! فکر کردم کیف میده یه کم بیشتر معطلتون کنم

آداب عروسی حالیت نمیشه توموئه؟

آداب عروسی؟

.بسیار خوب، نانامی ساما

.ما شما رو به زیباترین عروسی که تا حالا وجود داشته تبدیل می کنیم

.نانامی چان، به زودی می بینمت

{i}...درسته

{i}...توموئه و من

{i}.این آخرین شبمون توی دنیای آیاکاشی هاست

...نانامی چان

!خیلی زیباست

می خوای بهم یه چیزی بگی؟ .بگو، گوش میدم

تو قبلا من رو با لباس عروس دیدی که، مگه نه؟

....بالاخره

.تو مال من شدی

{i}...بهت قول میدم

{i}...که در آینده

{i}.عروس تو بشم

...توموئه

...من

.همون نیمه ی گم شده ی تو بودم

بریم؟ با جفتتونم؟

.همه منتظرند

.نانامی

چی شده؟ دل درد داری؟

چیکار کنم توموئه؟

.یه بخشی از من می خواد که زمان همین الان وایسه

.خیلی منتظر این لحظه بودم

....و چی میشه اگه

...این شادترین لحظه ی توی زندگیم باشه؟ چیکار کنم؟

.لحظه های شادتر بیشتری خواهد بود

از امروز به بعد تو مدام با این نوع لحظه ها و حتی .بهترش روبه رو میشی

.قسم می خورم که شادت کنم

...پس

.بیا بریم

.بریم

{i}...ما سر قولمون موندیم

{i}و این قول قوی تر خواهد شد... .و روابطمون رو مستحکم تر میکنه

{i}.ما دوتا سرنوشتمون رو یکی می کنیم

{i}.می تونیم ببینیم که تا آخرش همینجور قوی و مسحکم می مونه

Translated By ‏‏‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏‏‏ AyAne ChaN & Ayan0

Forums‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏Net

{i}.بیایید دوستان من

پایان

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.