Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
MrShadowKiller & YukiHimeES : مترجمین کاری از تیم ترجمه ی اختصاصی انیمه لیست AnimeList.eu | @AnimeList_ir
، همون جوری که برنامه ریزی شده بود
تمرین قرار نبود اونقدر سخت باشه
اگه جنگلو ترک میکردیم ، آخرش همه برمیگشتن
...اون
...تنها دستورالعمل ما بود
، این دفعه
ما ، 104 امین گروه کارآموزی، به دو گروه تقسیم شدیم
ما می بایست به مکان تعیین شده میرفتیم و برمیگشتیم و تمام اطلاعات پیشروی مون رو در مدت زمان تعیین شده ضبط میکردیم
سفرمون تا مقصد حدود 40 کیلومتر بود
مارکو رهبر گروه بود ، در حالیکه من مسئول نگهداری اطلاعات ضبط شده بودم
اون یکی گروه توسط توماس رهبری میشد ، و میکاسا هم مسئول نگهداری اطلاعات بود
، هر دو گروه با هم سفر را شروع کردند و به سمت جنگل بزرگ پیش رفتند
ما وظیفه داشتیم که اطلاعاتمون رو در مکان تعیین شده جابه جا کنیم و به نقطه شروع برگردیم ، یک حلقه رو کامل میکردیم
هدف از این تمرین این بود که توانایی همه در
در حفظ خود در نبود بحران سنجیده بشه
همین . خیلی راحت و ساده
شاید فکر کردین که این همون تمرینیه که شما احمق ها به راحتی درش موفق میشین
! اما اینطور نیست
!در هر شرایطی ، ارادتون رو برای جنگیدن فراموش نکنید
!اضطراری باشه یا نه ، سرباز همیشه یه سربازه
!تسلیم خستگی نشید
!هرگز از ورزش دادن دست ها و پاهاتون متوقف نشید
!این تمرین هم یک مبارزست
!اینو فراموش نکنید
!بله قربان
...پس
ما اجازه نداریم که حمله کنیم؟
د_درسته
احمقیم اگه اینکارو کنیم
میتونیم وقت بگذرونیم
تو حد خودتو نمیدونی
جین ، اگه میخوای اینقدر کند حرکت کنی ، من جلوتر میرم
...صبر کن ، ارن
...اما ، اطلاعات گروه
چیکار کنیم ، جین؟
برام مهم نیست
تلاش کردن اضافی تو اینجا منو داخل پلیس نظامی نمیبره
...این درست نیست
به هر حال ، بیاید به تمرین ادامه بدیم
بی فایدست
!هی ، عجله کن دیگه
تو اصلا استقامتی برای اینکار داری؟
مهم نیست اگه غر میزنم
خیلی بهتر میشد اگه زمان زودتر میگذشت
...حق با توئه
ما راه طولانی رو در پیش داریم
این خیلی خسته کنندس
اگه حرفت درست باشه ، پس ممکنه که ما تا قبل شب نرسیم اونجا
پس ، شاید باید یکم به سمت شرق بریم
به علاوه ، ممکنه یکم خطرناک باشه
چیشده ، میکاسا؟
.هیچی
...تصورم بود
لعنتی
اون مارولک داره همون مسیری رو میره که ما میریم
اینا به ندرت دیده میشن
میدونی ، اونا خیلی خوشمزن
چی؟
! واقعا خوشمزن
منو خانوادم قبلنا از اینا میخوردیم
مزه ی مرغ میدن
میتونی بپذیش؟
!البته که میتونم ! مثل آب خوردنه
!خیلی خب
H-Hey!
!اگه شکار کردن برای غذا هم جزو تمرینه ، پس چی بهتر از گرفتن اون مارمولک
!اینکارو نکن
!من جلوتر میرم
Gotcha!
چیکار داری میکنی؟
!اینکه بازی نیست
ما که اصلا مربی نداریم
این تمرین ما رو به جایی نمیرسونه
!وایستا
!داری مثل بچه لوسا رفتار میکنی
!نمیخوام اینو از تو بشنوم
!جین ، خودتو کنترل کن
این الان مهم نیست
اگه تاخیر کنیم ، باید یادداشتش کنیم{If we're late, we won't make it in time!}
!لطفا فعلا اینو یادداشت نکن ، ارمین
با _ باشه
بنویس ": کیرشتاین سعی میکنه تا در طول تمرین غذا پیدا کنه
"اما ارن یاگر سر راهش قرار میگیره
!چی گفتی؟
!خوشمزس
بیا بریم
باشه
از روی اندازش میشه گفت که به هممون میرسه
مطمئنی؟
هیچ شکی درش نیست
همینجا گذاشتیمش
...هر چیزی که در اینجا نگه داشتیم
...مانور سه بعدیمون هم نیست
اینجارو
مدتیه که رفتن
مثل همونیه که اونجا پیدا کردیم
چند نفرن؟
...و
اونجا هم همینطور
...رده پا کالسکه
...چند نفری هستن
ما هیچ اطلاعاتی درباره ساکنین این منطقه نداریم
احتمالا یه گروه دزدن
به نظر میرسه که اونا فهمیدن که اسلحه ها کجا قرار گرفتن ، و در طول شب دزدیدنشون
اونها تجهیزات مانور سه بعدی رو جمع میکنند و توی بازار سیاه معامله میکنن
پس ما رو هدف قرار دادن؟
اگر هم گیر میوفتادن ، نمیتونستیم جلوشونو بگیریم
باید الان خوشحال باشی که هنوز زنده ای
لازمه که تمرینو متوقف کنیم و اینو گزارش بدیم؟
نه ، هدفمون درست جلومونه
سرعتمونو افزایش میدیم ، به ماکو و تیمش درباره این موضوع اطلاع بده
.و بعد به منطقه تمرین برگرد
...پس مزه ی تمام مواد غذایی گروه اینجوریه
اگه اون مارمولکو گیر مینداختیم خیلی بهتر بود
کافیه دیگه . به اندازه ی کافی درباره مارمولک شنیدیم
این تو نبودی که همین چند دقیقه پیش داشت سعی میکرد شکارش کنه؟
خب ، ماقراره تایتانها رو شکار کنیم درسته؟
منظورت از این حرف چیه؟
اصلا چرا عضو گروه تمرین شدی؟
که حداقل زندگیی بهتر از یه زندگیه حقیرو داشته باشم
!چی گفتی؟
بعضی چیزا قابل تحملن ، اما بعضیا نمیتونن تحملشون کنن
U-Uhm...
مشکلی نیست ارمین ، این فقط یه گپ دوستانه موقع غذاست
تو فکر میکنی وقتی که یه تایتان پیداش میشه نتیجه تمامی تمرینای سخت معلوم میشه؟
...خسته نبا
!تمومش کن دیگه
!اینکارو نکنین
!اینو من باید بهت بگم احمق ! خفه شو
!ولم کن
!بهر حال هیچ غلطی نمیتونی بکنی
خب مثلا تو چه غلطی میتونی بکنی؟
چطوره که واقعا بریم مارمولکا رو شکار کنیم؟
!بعد از اون حالتون بهتر میشه
...هی ، بچه ها
!من خیلی از تو بهترم{You wanna die so badly?!}
!خفه شو ! میزنم داغونت میکنم
!هی ، شما دوتا
!تمومش کنید دیگه
!!همون بهتر بود میرفتیم شکار مارمولک
تجهیزات مانور سه بعدیشون رو جمع کنین
تجهیزات مانور سه بعدی رو جمع کن
زود باش
با اونا میخواید چیکار کنین؟
آدمای به خصوصی هستن که برای اینا پول خوبی میدن
، به هر حال که شما نمیتونین تایتانهارو شکست بدین
پس بردن تجهیزات بی فایده چه اشکالی داره؟
!همگی حالا
!ارن
. بهتر که قبل از تکونخوردن خوب فکر کنی
. ساکت شو
ما قرار نیست جونتون رو بگیریم ، یه جایی رهاتون میکنیم
!ولی اگه جرئت کنید و دنبالمون بیاید ، میکشیمتون
فهمیدید ؟
...شماها
.اگه ما تیمی حمله میکردیم ، میتونستیم یه کاری بکنیم
.این نظر توئه
. من موافق نیستم
.درواقع ، به خاطر رفتار احمقانه تو همگی تو خطر بودن
.تمرین تموم شده
.درسته
ما قراره کریستا رو رها کنیم؟
اینطور نیست
.ولی ما به تنهایی نمیتونیم کاری بکنیم
...برای همینه که باید از مربی بپرسیم
اگه نتونیم انجامش بدیم چی میشه؟
!من نمیتونیم اینو قبول کنم
.من حتما کریستا رو نجات میدم
!تنهایی میرم
...ارن
!ارن
!صبر کن
همه ی اسب ها فرار کردن ! چطوری میخوای پیداش کنی؟
به تو ربطی نداره
! چرا داره
! من با تو میام
دوست ندارم به خاطر این رفتار خجالت آور کوچیک بشم
...بچه ها
،در هر صورت
چطوری قراره اونا رو پیدا کنیم؟
حتی اگه پخش بشیم هم نمیتونیم پیداشون کنیم
،در این صورت
!میریم به جاهای بلند تر
وقتی تو کوهستان گم شدی ، به سمت بالا برو
!وقتی هم که توی جنگل گم شدی ، برو بالای درخت
این چیزیه که پدرم به من گفته
!هی
به محض اینکه وسایلو جمع کردیم راه میوفتیم
!زود باشید
چیکار باید بکنیم؟
اینجوری دیر میرسیم
.اون ها اسلحه دارند
.بهمون تیراندازی میشه
.یه فکری دارم
.اونا به احتمال زیاد قراره چیز هایی رو که دزدیدن بفروشن
در اون صورت احتمالا یه خروجی پرت این دور و برا پیدا میکنن
تا قبل از اینکه برسن کمین میکنیم
چون اسب نداریم کار سختی میشه
اگه خروجی پرت باشه ، ممکنه
اگه جنگلو ترک کنیم
!یاهو
. بعد از عبور از جنگل ، یه دوراهی قرار داره
یکی از راه ها به خروجیه پرت میرسه ، و اگه اونا از اون راه برن ، دیگه دستمون بهشون نمیرسه
...بنابراین
!اونا اینجان
!بسیار خب
و اگه خوب پیش بره؟
کریستا و تجهیزات مانور سه بعدی توی کدوم کالسکه هستن ؟از کجا میتونیم بفهمیم؟
اگه صدای تلق تلق بشنویم ، میتونیم حدس بزنیم
. اگه تجهیزات توی کالسکه اول بودن یکبار طنابو میکشم
اگه توی عقبیش باشه دوبار
و اگه توی هر دوتا باشه ، سه بار طناب و میکشم
...و در اون صورت
! دیر کردی
تو دیگه کدوم خری هستی؟
چیشده ؟
! لعنتی
! هر بار که شکست میخوری همین کارو میکنی
!ای بچه پررو
لعنتی
! بعدی دیگه خطا نمیره
! اینکارو نکن
! کریستا
!...تو
حالت خوبه؟
...آره ، یه جورایی
! جین ! ارن
! ما خوبیم
تجهیزات مانور سه بعدی هم همینطور
...اما کریستا هنوز
!بریم دنبالشون
ساشا ، تو فشفشه ی علامت دهنده داری؟
...آ-آره ، دارم
میتونم ازت قرض بگیرمش؟
! دختره ی هرزه
!گفتم که تمومش کن
!نکشش ! اون جایزمونه
!پس اینجوریه
!به لطف دوستای تو ، امتیازمونو از دست دادیم
!تو باید مسئولیتشو بپذیری
!چی؟
!لعنتی
!عقب وایستا
!سلاحاتونو بزارید کنار
!کاری که گفتمو انجام بدین ، تجهیزات مانور سه بعدی رو رد کنین بیاد
!زود باشین
...لعنتی ! داری شوخی میکنی
چطور همچین چیزی اتفاق افتاد؟
...حتی اگه از دست تایتانها فرار کنیم
پس دیگه این بیرون چیکار میتونیم بکنیم وقتی هیچ خطری نمیتونیم بکنیم؟
انسان بودن خیلی دردسر داره{Being human is such a nuisance.}
باید خیلی چیزا به دخترم یاد میدادم
!زود باش
!چی؟
!میکاسا
!نکشش
. فهمیدم
مثل اینکه خیلی بهت سخت گذشته
در آخر گروه دزدها توسط پلیس نظامی دستگیر شدند
این حادثه بدون هیچ تلفاتی پایان یافت{Having willingly offered themselves up, we returned to base after the incident was over.}
با وجود اینکه تمرین معلق شد
ما هنوز مجبور بودیم که گزارشات یادداشت شده واقعه رو بدون هیچ تظاهر و با صداقت کامل ارائه بدیم
میتونم یه سوال بپرسم؟
چیه؟
اون زمان که تجهیزات مانور سه بعدیمون دزدیده شد باید بر میگشتیم؟
یا اینکه دزدا رو تعقیب کردیم کارمون درست بود؟{Or were we right to have gone up against those thieves?}
...لازم نیست که به این سوال پاسخ بدم ، اما{You don't need the answer to that. But...}
، چه یه سرباز باشی یا شهروند عادی،
ما هممون تصمیم میگیریم که در مقابل بحران چیکار کنیم
...برگردیم ، یا اینکه دنبال مجرم بریم{In that moment in time, when you're up against the criminal,}
از نظر تو کدوم یکی مهم تره ، ارلت؟ {It's a difficult problem however you might look at it, Arlet.}
...ا-این
. نتونستم جوابی بدم{I didn’t get an answer.}
...شاید
...دیدن دزدها در طول تمرین
به عنوان بخشی از تمرین بهمون تحمیل شده بود
نباید رهبری گروه رو به عهده میگرفتم{I'm going to take a break as group leader.} {ED: Removing question mark}{why is this a question}
واقعا ؟ به نظرم که خیلی بهت میاد{Really? Well, if it's what you want, then I guess that's fine with me.}{Really? If it's okay with you I guess that's fine by me.} {needs a change}
نه من مناسب اینکار نیستم {ED: TLC check -- can we add in the "not"?} {i'm not}
جین بیشتر به درد این کار میخوره
جین ؟ پس اصلا رو من حساب نکن
یه روزی اینو میفهمی
...فکر نکنم
دوست دارم بدونم همه تبدیل به چه نوع سربازی میشن؟
...سال 848 بود
...وقتی که اولین مبارزمونو انجام دادیم ، دوسال پیش{in the year 848, when all this happened.}
پریشانی
پریشانی
اطلاعات در دسترس
m 2 98 l 11 99 21 96 26 92 35 88 48 95 58 91 76 91 88 93 115 96 123 98 128 92 100 89 103 83 134 89 141 92 149 95 170 95 192 97 217 97 228 98 240 99 246 99 241 92 257 92 274 93 291 94 298 90 312 88 360 89 370 86 390 87 416 85 418 80 464 84 497 88 496 101 501 106 496 116 498 127 493 130 490 134 498 144 494 152 480 152 461 158 452 155 438 155 418 158 396 150 381 151 345 147 332 140 323 144 303 144 286 138 276 142 256 146 232 147 216 145 204 149 180 143 171 138 160 143 140 145 123 145 104 142 90 138 80 133 73 126 69 129 69 135 61 142 49 144 42 146 32 138 28 132 21 132 12 134 5 139 1 139
m 1 264 l 668 264 668 500 1 500
تمرین راهپیمایی صحرا
دو تیم از گروه های تمرین به صحرا میرن و برمیگردن
هر دو تیم در مکان مشخص شده همدیگر رو ملاقات میکنند
.وقتیکه به مکان تعیین شده برسند
قبل از اینکه به مسیر دیگری بروند ، تمامی دانشجویان به محل تمرین باز میگردند
هدف از این تمرین این هست که توانایی آنها در احساس خطر و ادامه دادن در شرایط تحت نظارت مورد بررسی قرار گیرد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.