Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
کـاری از هـومـن صـمـدی و سـجـاد مـارول Raylan Givens & SajadMarvel
!این رو باز کن
!تُف
!فقط این رو بده من
آتیشـش میزنم، پسر میلیارد دلاری رو
درخواست باج: هفده میلیون دلار
پیشنهاد گتی: ششصد دلار بهعلاوهی مخارج
♪ Nat King Cole - Nadie Me Ama ♪
کُل شب رو منتظر بودم
کدوم گوری بودی؟ مردم بنزین لازم دارن
از موشکها خوشـت میاد؟
آره؟ آره
باید توی تازدنشون وارد باشی
بجنب، باک رو پُر کن. تکون بخور
دوچرخهی وامونده
.اون بزودی برمیگرده باید تندتر بری
وایسا. وایسا. پاهام غیرعادی شدن
...مدتی میشه راه نرفـ - اوه، نه، نه، نه -
متوجه نیستی چی به سر من میاد
خواهش میکنم، فقط یه دقیقه
اوه، یا خود خدا... پریمو
باید برگردیم
سریعاً
من برنمیگردم
گوش کن، میگیم که تو آزاد شدی و من !برت گردوندم، باشه؟ نه، نه، نه، نه، نه
!هی
!بس کن! مغزت رو به کار بنداز
اون یه احمق نیست
چطوری از اونجا خارج شدم؟
کلید رو کی داره؟
هان؟ من یا تو؟
باریکلا. بهش عادت میکنی
پریمو
پریمو
...بذار توضیح بدم
فرستادمـش هیپیـه رو بیاره
من آماده بودم، پریمو. اینطوری بودم
من همچنین چال رو کندم
...اون برنگشت، واسه همین رفتم ببینم چه خبره
در باز بود
چی داری میگی؟
اونا رفتن؟
چطوری؟
نمیدونم
نمیدونی؟
!نه، نه، نه! پریمو
!چند وقته رفتن؟ چند وقته
قسم میخورم. نمیدونم. نمیدونم
!نه! نه! نه، نه، پریمو
!نه! نه، نه، نه - نمیخوام این رو حروم کنم -
این رو حروم نمیکنیم
چند وقته رفتن؟
!یه چند ساعته
!خفهشو
برو تو و خفهخون بگیر
برو تو
چه سورپرایزی
عجب جایی
سلام
پریمو
.میخواستم شخصاً ببینم چی توی چنته داری - چشمها به آدم دروغ نمیگن - البته، البته
ولی یه مشکلی وجود داره
منظور؟
اون فرار کرده
داری دستم میندازی؟ - زمان زیادی نیست که رفته... پیداش میکنم -
،و این چیز خوبیه؟ ما توی زمین کالاتیها هستیم - اونوقت ولش میکنی بره؟ - با یکی از همون کالاتیها رفته
...میدونستم اینطوری تموم میشه - ...گفتم نگران نباش -
!تو باید خفهخون بگیری
!یک کلمه هم نگو
...دارم فکر میکنم
اونا میرن به ارتفاعات
کاری که میگم رو بکن. با مذاکرهکنندهت از رُم تماس بگیر
،بهش بگو تا زمانی که از ما خبری نگرفته با گتیها صحبت نمیکنه
.تا اون موقع، هیچکاری نمیکنه فهمیدی؟ سکوت
سکوت محض
باید یه تلفن گیر بیاریم - هیس -
باید یه جایی چندتا خونه باشه - خفهشو -
چیه؟
نه
نه، نه، نه، نه، نه
چیه؟
زنگولهها
خب؟ زنگولهها چی شدن؟ هان؟
هی، هی
قضیهی زنگولهها چیه؟
همه رو دور هم جمع میکنه
چی؟
همه میدونن
همهجا
در مورد من؟
آره. و در مورد من
...همه میدونن... ما ما نجات پیدا میکنیم، درسته؟
نجات نه
اینجا رُم نیست
ممنون که تشریف آوردید
ما اینجائیم تا کسی رو پیدا کنیم که فرار کرده
پسره
پیداکردنـش پول کلانی برامون به ارمغان میاره
من به افرادی که پیداش کنن، قول یک انعام بزرگ رو میدم
به افرادی که بهش پناه بدن یا کمکـش کنن، قول مرگ میدم
ما باید یک گروه جستجو شکل بدیم، و مثل یک حیوون شکارش کنیم
!مهمترین چیز: اون رو زنده تحویلم بدید. زنده
مطمئن بشید زنده میاریدش
!بجنبید! بجنبید! راه بیوفتید
بچهها، پیداش کنید
دنبال چی میگردی؟
اون درّه جاییه که من با «نانا»ـم زندگی میکردم [ به ایتالیایی: مادربزرگ ]
مادربزرگم
میدونی با آدمایی که خیانت میکنن چیکار میکنن؟
با من؟
من رو میکُشن
راحت. بدون هیچ مشکلی
...خانوادهی طرف
...اونا
اونا طرد میشن
نامرئی میشن
کسی باهاشون صحبت نمیکنه
توی بازار کسی بهشون غذا نمیفروشه
روشون رو اونور میکنن
تُف میندازن
...اونا تنهان
تا زمانی که بمیرن
و سر نانای من هم همین بلا میاد
متأسفم، از نانات خبر نداشتم
آره
آخه تو گُلدن هیپی هستی
هیچی نمیدونی
باید قبل از عصر
بریم اون پایین - چرا؟ نقشهای داری؟ -
میدونی کجا میریم؟
خیلیخب، نمیدونی
!هی، بچهها! ما یه بو پیدا کردیم. از این طرف
توی این کشور هیچی کار نمیکنه
هیچی
هرگز نباید میذاشتمـش به عهدهی شما
...ششصد دلار
بهعلاوهی مخارج
،اگه از موقعیتشون درست استفاده کنن
بهعلاوهی مخارج» میتونه» خیلی پُرسود باشه
خیلی واضح این رو بهشون گفتم
...مخارج
برای یه گتی؟
اگه من یه آدمربا بودم، بهم توهین میشد
نمیدونم چرا با صحبت متقاعد میشم
هردفعه
...تو
پل، لنگ
،بذار مردها بهش رسیدگی کنن ما درستـش میکنیم
و این اتفاقیه که میوفته
یه پیشنهاد اولیه در یه مذاکره وجود داره
اونا موضعشون رو در نظر میگیرن
...خودشون با ما ارتباط برقرار میکنن
به وقت ایتالیایی خودشون
با این تفاوت که نکردن - هنوز -
پل کوچولو رو که بهخاطر همنشینی خوبـش ندزدیدن
چون پول پدربزرگـش رو میخوان دزدیدنـش
تماس میگیرن
از لحاظ منطقی، با عقل جور درمیاد
فکر میکنی زندگی منطقیه، چیس؟
،خب، اگه پای پول وسط باشه بیشتر مواقع آره
شما اینطور فکر نمیکنی؟
نه
...اگه آدمرباهای پسرم دارن گوش میدن
...فقط باید بدونم
...این سکوت
ظالمانهست
و من فکر نمیکنم شما آدمای ظالمی باشید
شما خانواده دارید. احتمالاً چندتا پسر دارید
اون پسر منه
...آم
...اگه اتفاقی افتاده
فکر میکنید پسرتون مُرده؟
اون فقط شونزده سالـشه
اوه، پسر، دارم از گرسنگی تلف میشم - به اینا چی میگید؟ -
بلکبری؟ [ شاتوت ]
آره، بلکبری
رسیده نیستن
هی، انگلیسی رو از کجا یاد گرفتی؟
مدرسه
آره، ولی خوبه
میدونی، بقیه، اونا یک کلمه هم انگلیسی بلد نیستن
بچه باهوش کلاس رو میشناسی؟
من بودم
فرستاده شدم به... ناپل
آره. بدجور باهوشم
بدو، فرار کن
اینجا، اینجا
چرا؟ - بومون رو از دست میدیم -
باید فرار کنیم - هیس -
بومون رو از دست دادن. مشکلی نیست
ممنونم خدا، ممنون. فکر میکردم فرصت رو از دست داده بودیم
از اون طرف برو
بهم اعتماد کن. از اون طرف برو
!از این طرف! نزدیکـیم
بجنب
!دستم رو بگیر! دستم رو بگیر
فکر میکردم... فکر میکردم مُرده بودم
هرجا من برم، تو هم میری، درسته؟
آره
!خارج شدیم
واقعاً تونستیم
!اوه
تو یه نابغهای، پسر
تو یه نابغهای
بد بهنظر میرسه، پسر
خوب میشم
.فقط بیا خودمون رو برسونیم به ناپل توی شهر در امانـیم
میبریمـت پیش یه دکتر - نه، توی ناپل... فامیل زیاد دارم -
...باید برم رُم و
ناپدید بشم
.چی؟ نه، نه، نه، نه اونجا در امان نیستی
با من میای نیویورک
من؟ توی نیویورک؟ - آره، عاشقـش میشی، پسر -
بهنظرم تو... وقتی پیش دوستهای معروفـت باشی دلـت نمیخواد من رو بشناسی
چی داری میگی؟ تو زندگی من رو نجات دادی
نه
تو زندگی منو نجات دادی - دقیقاً -
ما دیگه برادرـیم
..بهت که گفتم، پسر هرجا من برم توهم میای
آنجلو
چی؟
آنجلو
اسممـه
آنجلو
آنجلو
آشنایی باهات باعث افتخاره، آنجلو
نبايد زياد دور شده باشن
نگران نباش. پيداشون ميکنيم
ميخواي اینو به سالواتور بگي؟
!نه
ميخوام چند کلمه با کالاتيها حرف بزنم
پسر کوچولوـشون خيلي مشکل برامون درست کرده
میدونی چی؟
فقط یک سیب سبز پُرآب
سیب؟ همین؟
آره - دیوونه -
مرغ و سیبزمینیسرخکرده - آره، آره -
..مرغ
،مرغ پختهشده توی لیموترش و رُزماری همونجور که نانام درست میکنه
دیگه نمیبینمش
چرا، میبینی
میاریمش آمریکا
میتونه آشپزـمون باشه
فکرمیکنی بتونی اینکارو بکنی؟ - آها -
مثل یک شعبدهبازی؟
گتیها تقریباً هرکاری از دستـشون برمیاد، پسر
بجز پول دادن برای پسرـشون
!آره، بجز اون
توی تلگراف چیزی نیست؟
!نه از پل
یک چک پنج پوندی از زنی در اکزتر
،یک چک دیگه از بانویی در اسکاتلند که حقوق بازنشستگیشه
..و پنجاه پنی سَفته از طرف
« نایجل استوکس » از « هیلفاکس »
پنجاه پنی؟
،پول تو جیبیشه کمک کرده تا شما پول باج رو بدین
نگفتم، نمیتونم بدم
گفتم، نمیدم
اینا باهم فرق دارن
نایجل هشت سالشه
پس بفرست - وقعاً؟ -
ممکنه یک روز بدرد بخوره
بولیمور
!بولیمور
!الساعه اومدم، قربان
داری کَر میشی؟
نه تا جایی که خبر دارم، قربان
پس چرا هرمرتبه باید اسمـت رو فریاد بزنم؟
چرا پیشنهاد متقابل نمیدن؟
چه مرگـشونه؟
چیه؟
چيه؟
مال اونه؟
هان؟
صبرکن. سگها رو ميارم
پریمو
چیه؟
هان؟
از راهآهن کي رو ميشناسيم؟
!بريـم
!سوار بشين
ميدوني بايد چيکار کنيم؟
بايد پسرـه رو بکشيم
اينجوري دفعه ديگه کسي « مخارج » بهمون پيشنهاد نميده
يادته، سالواتور پسرـه رو زنده ميخواد. گرفتي؟
ميدوني سالواتور واقعاً چي میخواد؟
خونه بمونه و به حيوونها نگاه کنه
وقتشه بازنشست بشه - ميدوني چيه؟ -
شايد وقتي خايههاتو به ديوار خونه سالواتور
آويزون کردن، يک سر بهشون بزنم
..فقط حرف ميزنم
باعث ميشه زمان سريعتر بگذره
پس بذار اجازه بديم زمان خودش بگذره
ميدوني بقيه دارن چيکار ميکنن؟
آدمربایی میکنن، تیراندازی میکنن
اونا روی ردهبالاهای دولت، اتحاديهایها و پليسها نفوذ دارن
عملاً کشور دستشونه
ما چي؟
داريم نونواها رو ميتيغيم
يه چندرغاز از قرارداد جادهها گيرمون مياد
خيلي بدبختـيم
ما به روش قديمي کار ميکنيم
خيلي مزايا داره
من درصد کوچيکي از دارايي گتيها رو نميخوام
ميخوام خودم گتيِ کوفتي باشم
!لعنتی
بلند شو
هنوز توی کالابریا هستیم؟
..هنوز توی - ..هیس -
باید بریم
!برو
من آب و غذا میخوام
نه
امن نیست
دیگه نمیتونم جلوتر بیام
توان ندارم
میدونم
میدونی چیه؟
هرکار میخوای بکن
من میرم یک خونه پیدا میکنم
،یک خونه پیدا میکنم کمی آب، تلفن
قصدم همینه
هی.. میخوای ما رو به کشتن بدی؟
!هی
!بیا، بیا، بیا، بیا
خوبی؟ - آره -
بیا
چیزی نیست، بیا بریم
بیا ادامه بدیم
آدما کجان؟
یالا
!یالا دیگه
نه! نه! نه
یالا، مامان
بردار
!هی، هی، هی !هی، هی، هی
اومدن - داره زنگ میخوره -
داره زنگ میخوره - !اومدن -
الو؟ الو؟
پل؟
پل؟
پل، خودتی؟
پل، مامان هستم
پل، باهام حرف بزن
خوبی؟
پل
پل
شما؟
آره، پل
17ميليون دلار
هی - سلام -
توي وانت من چيکار ميکنيد؟
شرمنده. ما يواشکي يک سواري مفت گرفتيم
که اینطور
ميتونم.. میتونم از تلفنـتون استفاده کنم؟
هان؟
ميشه از تلفنـتون استفاده کنيم؟
کمکم کنيد بارُ خالي کنم
چی؟
هی
کمکم کنيد بارُ خالي کنم
باید بریم
!نه، نه، نه به مادرم زنگ میزنم، بعدش از اینجا میریم
یک ارتش میفرستن دنبالـمون، باشه؟
،داره کمکـمون میکنه مطمئنم
لوئيجي
لوئیجی - سلام -
اينا کي هستن؟
دوتا پسر که پريدن عقب وانتـم
ميخوان از تلفن استفاده کنن
!پس بياين
!بياين
کار.. نمیکنه
بعداً، بعداً. بيرون هوا طوفانيـه
همسرم بايد بهتون ميگفت، وقتي هوا بده، هيچي کار نميکنه
خطوط تلفن قطع ميشه
فکرمیکنه کار طوفانـه
!دوستام منو رُزاريا صدا ميکنن، نميتونم بگم دشمنام بهم چي ميگن
اسم شما چيه؟
..اسم من بنيتوئه.. اين هم
پائولو
چي؟ - پائولو -
پائولو؟ - آره -
تازه « ناپيتل » درست کردم، هنوز گرمه
باید بریم
ببينید
...چند ساله « ناپيتل » نخوردم
بخور. تو هم همينطور
اوه
چت شد؟
توي جنگ بودي؟
نه، واقعاً چيزي نيست
لوس نشو. بيا اينجا، بيا
هوا که طوفانی نبوده
خداي من، چيکار کردي؟
سرده؟
لوئيجي، کمي برندي براش بيار
برندي دوست داره
بايد بخوري تا دردت تسکين پيدا کنه
و حالا بايد يه چيزي بخورين
اوه، نه. ممنون
ما کمي عجله داريم
از دست جوونا.. هميشه عجله دارين
کجا ميرين؟
ناپل
!ناپل
لوئيجي دنبال بهانهست تا بره « تورتوره » خوشبگذرونه
ميگم شما رو تا بزرگراه ببره، چطوره؟
جدي؟ آره، آره، آره
ممنون، شما فرشتهاين
میگه.. میگه که.. اون ما رو تا جاده اصلی میبره
،بعدش میتونیم تا ناپل ماشین بگیریم بدون مشکل
چی، الان؟
الان؟
همسرم شکم خالي جايي نميره، مهمونا هم همينطور
بايد يه چيزي بخورين
دوست داريد؟ ببين چقدر خوردن؟
!درست مثل پسرام، عين آدمخوارها غذا ميخورن
،خوشحالم که دوتا پسر خوشگل
با اشتهای سالم توي آشپزخونهم هستن
يک قاشق ديگه
اوه... باشه
يک ليوان برندي ديگه، چطوره؟
خیلی خوبه
« آره، نانای من میتونه « کاپرا آلا بوویسه فریتوله »، « کاپوناتا » درست کنه »
،مردم اینجا، هیچی ندارن
اما فقط دوست دارن همهچیز بهت بدن
بعدش من میخوام برم کشوری زندگی کنم که مردم همهچیز دارن
محشر میشه
به سلامتی
آره؟ به سلامتی برادرها - !آره، آره -
!اوه. نه، نه، نه برندی بیشتری میخوایم
!رُزاریو - !رُزاریا -
!رُزاریا
همین بود، ملت
!هی! صبرکن، صبرکن، صبرکن
!نـه
:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از Raylan Givens & SajadMarvel
.این سریال الهامگرفته از رخدادهای حقیقیست .برخی دیالوگها مطابق با آن رخدادها ایجاد شدند .رخدادهای گوناگونی بهمنظور بار دراماتیک وارد ماجرا شدهاند
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.