Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
خب
از زیر پوزه
بذارش روی لایهی رویی پوست، لایهی دوم رو سوراخ کن
!باریکلا
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
کدومیکی؟ قهوهای یا آبی؟
!حداقل نگاه کن
رجینا، آروم باش. فهمیدی؟ اونا تأخیر داشتن
تمام شب رو؟ باید یه اتفاقی افتاده باشه
اگه گیر افتاده باشن چی؟
خود شیطان هم نمیتونه پریمو رو گیر بندازه
آبی. درست میشه
همهچیز مرتبه؟ - آره، همهچیز مرتبه -
خیلی شیک شدی
امروز، روز توئه. تقریباً به خوشتیپی پدرتی
اگه فالگوش واینمیستادی، خوشتیپتر هم نمود میکردی
...بیا کراواتـت رو درست کنیم - بلد نیستم -
من امروز تبدیل به یه مرد میشم، درسته؟ - اونطور که میگن
اونوقت میذاری بهت کنم کنم
چه نوع کمکی؟ - خودت میدونی -
نمیدونم - توی خونـمه، بابا -
نه، نیست
تنها چیزی که توی خونـته، خونـته
گلبولهای قرمز خون، گلبولهای سفید خون
فهمیدی؟
میدونی کِی تبدیل به یه مرد میشی؟
...نه در مراسم بلوغـت
زمانی که یه بچه داشته باشی که ازش مراقبت کنی
!چرا دیر کردید؟ - سوار شو. سوار شو -
همهچیز مرتبه؟ هان؟
کجا داریم میریم؟ هان؟
چی شد؟
!باهام حرف بزن، پریمو، محض رضای خدا
!با توئما
میخوای بدونی چی شد؟ اینطوری شد
درخواست باج: 5 میلیون دلار پیشنهاد گتی: لغو شد
من چهار ساعت توی اون ماشین منتظر شدم
چهار ساعت یعنی حرومیها نمیان
بعدش برگشتم اینجا... و در مورد
کُشتن یا نکُشتنش فکر کردم
پس، از تو میپرسم، «پروفسور»... بکُشیمـش؟
هی، تصمیمـش با ما نیست
میخوای از سالواتوره اجازه بگیری؟ - آره -
!اون مایهی خندهست. همهمون داریم مضحکه میشیم
میدونی مشکل چیه؟
خبرش بپیچه، توی ده خودمون حلقآویز میشیم
فکر میکنن قراره طلا بباره سر و رومون
،پسره رو توی غار مخفی میکنیم
برمیگردیم و میگیم همهچیز مرتبه، فهمیدی؟
کدوم خری به سالواتوره میگه؟
ما باید فکر کنیم. چون من دیگه بریدم
!البته، من امروز بیکارِ بیکارم
!لعنتی
کُتشلوار قشنگیه - کون لقت -
بقیه کجان؟ لئوناردو؟
چی شد؟ - هیچی نگو -
تموم شد؟
کجا بودی؟
پسره؟
هنوز در اختیارش داریم
زنده؟ - آره، زنده، زنده -
لبخند بزن
لبخند بزن. مردم دارن نگاه میکنن
همهچیز مرتبه. بگو
همهچیز مرتبه. بگو
همهچیز مرتبه - باریکلا -
حالا اخمهات رو وا کن
بنام پدر، پسر، و روحالقدس - آمین -
در دلهای شما صلح خدا حاکم باشد
و در روحتان
برادرانم... برای جشنگرفتن مراسم مقدس عشای ربانی
بیایید گناهانمان را به خاطر بیاوریم
به خداوند متعال اعتراف میکنم، و به برادرانم
به خداوند متعال اعتراف میکنم، و به برادرانم
من با افکارم، اعمالم و حرفهایم مرتکب گناه شدهام
سراسر تقصیر خودم است، خودم، خودم
از حضرت مریم مقدس، فرشتگان، و صدیقین
و برادرانم میخواهم
برای من به درگاه خداوند، پروردگارمان، دعا کنند
جشن میگیریم؟ - آره -
مطمئن؟ - مطمئن -
اوضاع موفقیتآمیز بود؟
خوبه
چه روزیه! حمد و ستایش مخصوص خداست
همیشه
پدر تعمیدی، اسم این پسر چیه؟ - فرانچسکو -
فرانچسکو، صحهی روحالقدس را بهعنوان یک هدیه در نظر بگیر
آمین
در دلـت صلح خدا حاکم باشد
و همچنین در دل شما
عشای ربانی به پایان رسیده. خدا نگهداراتان باشد
پروردگارا، از تو متشکریم
باید باهات صحبت کنم
چیه؟ هان؟ - سه روز مهم در زندگی من وجود داره -
ازدواجمون. تولد پسرمون. و امروز
از چی حرف میزنی؟ - امروز رو خراب نکن. خواهش میکنم -
نه، نه، نه. باید بهش بگم، وگرنه همهمون رو میکُشه
خب؟ هم میتونه امروز ما رو بکُشه، هم فردا، نه؟
امروز، روز فرانچسکوئه
...و فقط روز ما نیست که خرابـش میکنی
روز سالواتور رو هم خراب میکنی
دیدی چقدر به پسرمون افتخار میکنه؟
تنها خواستهم همین یک روزه، به خاطر خدا. التماس میکنم
من این وضع رو درست میکنم. نگران نباش
حالا بجنب، لبخند بزن
امروز تو تبدیل به یه مرد میشی
!بزنید به افتخار فرانچسکو
یه عکس خانوادگی با دون
من و رجینا میخوایم ازتون تشکر کنیم که تشریف آوردید
ببخشید. تحت تأثیر قرار گرفتم... من اهل سخنوری نیستم
،اونایی که من رو وقتی همسن فرانچسکو بودم، میشناختن
میدونن که من کمی تخس بودم
پس، خوشحال و متعجبم که پسرم، علمدوسته
...قیافهی قشنگـش به من رفته
و میتونه به خاطر هوشش از مادرش تشکر کنه
من هم قیافه رو قبول میکنم، هم هوش رو
...میخوام همهتون بدونید
پسرم مسیر متفاوتی رو دنبال خواهد کرد
فرانچسکو اولین نفری در خانوادهی من خواهد بود
که به دانشگاه میره
باید از اینجا بره. از اینجا برو
...و
به سلامتی فرانچسکو
به سلامتیش
به سلامتی فرانچسکو
اگه اجازه هست؟ - البته -
دوستان من. اولین باری که فرانچسکو رو گرفتم بغلم
بهم نگاه کرد و لبخند زد
یه لبخند بیغلوغش و صادقانه
بچهی زرنگیه. میدونه این طرفها به کی لبخند بزنه
امروز فرانچسکو تبدیل به یه مرد میشه
اون آمادهست که به این جامعه ملحق بشه
به این دلیل... یه هدیهی ویژه برات دارم
پدرم ازش در طول جنگ استفاده کرد
یه چیزیه که از پدر به پسر میرسه
ولی خدا من رو با یک وارث، مستفیض نکرد
پس میدمـش به تو، فرانچسکو
نزدیکترین چیزی که به عنوان یه پسر دارم
تقدیم به فرانچسکو. از یک مرد به مردی دیگر
و شعار هنگی؟
« به یه ورمم نیست »
پدر من در میدان جنگ در حال محافظت از خانوادهش مُرد
از خانواده همیشه باید محافظت بشه
لیوانـت رو بده من
!یهنفس برو بالا. به سلامتی فرانچسکو
خوشحالم این وضعیت آشفته به پایان رسید
آره. خدا رو شکر
تموم شده دیگه؟
کارم هنوز تموم نشده. وقتی کسی نگام میکنه، خجالتزده میشم
ذرت من به بار نشست، چون حواسم بهش بود
یه چیزی در ازاش لازم دارم
کُلی آدم طلبکارن
منم طلبکارم
مطمئنی تموم شده؟ - تموم شده -
دون سالواتوره. نوهی من کجاست؟
کی هست؟ - انجلو کالاتی. نوهی پسریم -
برای شما کار میکرد
کجاست؟
من از کجا باید بدونم؟ چی میخواد این؟
خانم... ما اینجا داریم جشن میگیریم
این صحبت مناسبی برای جشن تکلیف نیست
،میدونی... وقتی اون پسر سوخته رو دیدم
....قسم خوردم اگه انجلوی من باشه
شراب دون سالواتوره تبدیل میشه به سرکه
نونـش هم تبدیل میشه به سنگ
!این المشنگهها چیه دیگه؟ یه سلامتی بریم بالا
نوهش رو پیدا میکنن
،میدونید با اونطور صحبتکردن
خودتون رو در چه خطری قرار دادید؟
فکر کردی برام مهمه؟ اونم توی این سن؟
...بازم انجامـش میدم، همین الان
مگر اینکه بهم بگید انجلو کجاست
متأسفم
خیلی متأسفم
میدونستم
اون 17 سال بیشتر نداشت
اونا نباید پسر شما رو درگیر میکردن. هیچ پسری رو
این مردا فکر نمیکنن، همینطوری عمل میکنن
و ما موندیم که گندکاریشون رو پاک کنیم
همیشه
کاری هست که بتونیم براتون انجام بدیم؟ برای خانوادهتون؟
فکر کردی میتونید من رو بخرید؟
شما همون روزی که متولد شدی، خریده شدی
همهمون همینطوریم
یه دایره تشکیل بدید
هرگز دلم نمیخواد دوباره اونکارو انجام بدم. هیچوقت
بیا تمومـش کنیم بره
!همینه
!پریمو
استفانو! - دون سالواتوره -
چیکار داری میکنی؟ قایم شدی؟
یه خرده به خاطر سفر خستهام
پیش خودم میگفتم اون حرومزادهها هرگز پول نمیدن
حرومزادهها
پیرمرده چه قیریه
نوهش رو میذاره بپوسه، تا زمانی که قیمت مناسب باشه
...زیادی پیر شده
به حرف کسی گوش نمیده
استفانی! عاطفه نداره، میدونی؟
«مهمترین چیز اینه، «عاقبت که خوش باشه به همهچیز میارزه
برم بازم شراب بیارم
به عمو بگو - چی رو، دون سالواتوره؟ -
چیزی که باید بهم بگی رو
تیزه، نه؟
هی، بابات رو دیدیم که با پریمو داشت از اون کوه میومد پایین
کدوم؟ - همونجایی که پائولو بزهاش رو نگه میداره -
اون؟ - آره، همونی که جلوی روته -
پس بیاید بریم - نه، داره تاریک میشه -
اوه، بیخیال
!بهتره نریم، فرانچسکو - سوسولا -
خیلیخب، برید. خودم رو بهتون میرسونم
!یه دور نوشیدنی دیگه به حساب من! یه آهنگ بزنید
چرا نباید همینجا جلوی زنت، پسرت و کل ده بهت شلیک کنم؟
به حضرت مریم دعا کن جواب خوبی باشه
...پول من کو؟ - چهار ساعت منتظر شدم -
!چهار ساعت توی ماشین منتظر شدم
!پیداشون نشد، منم برگشتم
چرا باید یک کلمه از حرفهای
شما دودرهبازها رو باور کنم؟
چون پسره هنوز دست ماست
توی غاره، اون بالا - دقیقاً کجا؟ -
!زیر آبراهه! جایی که پائولو بزهاش رو نگه میداره
و به من پدرسگ نگفتی؟ - چطور میتونستم؟ هان؟ -
توی کلیسا وقتی همه دارن نگاه میکنن
نمیخواستم قیافهت عوض بشه
چرا باید قیافهم عوض بشه؟
آره. فکر کردی اونا همه بهخاطر
جشن تکلیف اون فسقلی خوشحالن؟
خبرش پیچیده
اونا فکر میکنن ما ثروتمندیم
که قراره اوضاع اینجا عوض بشه
،اگه میدونستن هنوز پسره دست ماست
مضحکهی ده میشدیم. بعد از اینهمه مدت
سالواتوره. من ازش خواستم بهتون نگه
تا بتونیم یک روز رو جشن بگیریم
من، شما، فرانچسکو، کُل ده
یک روز بدون اینکه فکرمون مشغول این قضیهی مزخرف باشه
باریکلا! باریکلا! پس دیگه اون همهکارهست؟ یه زن
سلام؟
آب
خوبه
اسم من پله
پل؟ - آره -
گلدن هیپی؟ - نه، نه، نه، همون پل خالی -
...من فرانچسکوئم - فرانچسـ -
قراره من رو بکُشن، درسته؟
من بودم همینکارو میکردم
هیچکس نیومد
هیچکس پول نداد. هیچکس هم قرار نیست بده
من هیچ ارزشی ندارم
هیچی
خواهر برادر نداری؟
من خیلی دلم واسه خواهر برادرهام تنگ شده
به این فکر میکنم توی خونه چیکار دارن میکنن
...مثلاً، الان، احتمالاً دارن
سر خوراکی دعوا میکنن
سر همدیگه داد میزنن که ظرف کرهی بادومزمینی رو بدن به هم
...و مامانم، اون
توی ایتالیا کرهی بادومزمینی گیر نمیاری
حداقل جنس اصلش رو نه
آره، میگیم برامون بفرستن
اینجا واقعاً قشنگه
به نظرت این بیرون انجامـش میدن؟
توی فضای باز؟
اونقدرا برام موردی نداره
اگه بتونم آسمون و درختها رو ببینم
مرسی، فرانچسکو
ما مضحکه شدیم. وقتی آدمربایی میشه
و پولی داده نمیشه، طرف رو میکُشن
بیاید بکُشیمـش. دست کمش یه احترامی به دست میاریم
حالا نظر هم داری واسه ما؟ - بیاید بکُشیمـش -
چه خبره؟
جلسهی مهمیه. سالواتوره خیلی کُفریه
تو مشکل رو درست کردی. خودت انجامـش میدی
مشکل؟ من نوهی یه میلیاردر رو براتون آوردم
یه میلیاردر که یه لیر وامونده هم نمیده
اونوقت تقصیر کیه؟
چی داری میگی؟
من که با گتی ارشد صحبت نکردم
تو کردی
منظورت چیه؟
شاید یه اشتباهی صورت گرفته باشه
یه سؤتفاهم در مورد محل معاوضه؟
چی؟ نهبابا! خیلی صریح بودم
در مورد زمان، مکان، همهچیز
خودم انجامـش میدم. با دستهای خودم
کاری که من میگم رو میکنی
هی. من نمیخوام چیزی بدونم
من با شما نیستم
داریم تبدیل به چه آدمایی میشیم؟
!بخور! بخور
بجنب، بیا بریم. بجنب، تکون بخور
بجنب
!برو
چه گُهی داری میخوری؟
!اونا میخوان بکُشنـت! متوجهی؟ میکُشنـت. برو
!گورت رو گُم کن
جایی برای رفتن وجود نداره
!جایی برای رفتن وجود نداره
ببُرش - نه -
آره. ببُر - نه -
پُستـش کن برای مامان و بابام
ببُر
!ببُر - نه -
.خواهش میکنم. نه، نه، نه، نه باید اینکارو انجام بدی، چون هنوز نمیخوام بمیرم
نه - هی! خواهش میکنم. خواهش میکنم -
!نه - !خواهش میکنم. خواهش میکنم! ببُر -
نمیخوام بمیرم. هنوز زوده
خواهش میکنم
چیکار کردی؟
چیکار کردی؟
:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از Raylan Givens
.این سریال الهامگرفته از رخدادهای حقیقیست .برخی دیالوگها مطابق با آن رخدادها ایجاد شدند .رخدادهای گوناگونی بهمنظور بار دراماتیک وارد ماجرا شدهاند
♪ Rare Bird - Sympathy ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.