All language subtitles for The.Big.Bird.Cage.1972.1080p.BluRay.H264.AAC-RARBG

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak Download
sl Slovenian Download
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

پس اون همسر ادیه.

اصلاً اونطوری نیست که برام توصیفش کردی.

میدونی اون کی بود؟

اون بازیگر زن آمریکایی که تقریباً نخست وزیر رو گیر آورده بود.

دوئل اسلحه برای اون.

اون زه اشتباهه!

نه، درسته.

زه درست رو بهت نشون میده، لعنت بهت!

اونو بده من!

خیلی‌خب، همگی.

همه‌شون رو جمع کنید.

درسته، رفقا.

اینی که اینجاست یه سرقت مسلحانه‌ست، و این واقعیت طبیعیه.

خیلی‌خب، زودباشید. زودباشید. همه‌شون رو بدید.

زودباشید. زودباشید.

از پولدارا بدزدید، میتونید نگهشون دارید.

این شعار منه.

ساعت، حلقه، کیف پول‌ها، همه‌چیز، بگیریدشون.

هی، اینا واقعین یا چی؟

ساعت.

اینجا جای خوبی برای یه دختری مثل تو نیست.

زودباش.

نه، ولش کن.

اوه!

زودباشید، پسرا.

خیلی‌خب، همگی، بخوابید روی زمین.

برید پایین روی زمین!

هی، بچه‌ها، برگردید!

هی، تاکسی.

منو واسه چی میخوای؟

میخوام بهت تجاوز کنم.

فکر میکنی چی میخوام؟

اوه، چرنده.

باورش نمیکنم.

تازه، تو نمیتونی بهم تجاوز کنی.

از سکس خوشم میاد.

هو هو، خیلی‌خب.

باشه، تو یه گروگانی.

اینطوری خوشت میاد؟

عاشقشم.

اوه، عزیزم، واقعاً کلاس داری، مَرد.

یه نفر کلی پزو پرداخت میکنه،

تا تو رو به خونواده برگردونه.

کجا داری میری؟ به مخفیگاه راهزنیت یا چیزی؟

راهزنی؟

منظورت چیه؟ راهزن؟

من راهزن نیستم.

من یه انقلابی‌ام.

یا مسیح، میدونم که تو کی هستی.

تو اون دختر دیوونه‌ای که با نصف

دولت تکون خورده.

حالا، یه دقیقه صبر کن.

یا مسیح، برای تو یه سکه هم نمیتونم بگیرم.

مَرد، بهم پول میدن که از شرت خلاص شن.

تو چیزی جز یه بنفش ساده‌ی...

یا مسیح.

شاید اینجا جاییه که من و تو راهمون رو جدا کنیم.

بهشون بگو من راه دیگه رو میخوام، تو میخوای؟

ما دستیار زن رو دستگیر کردیم.

فکر میکنی چه غلطی میکنی، احمق؟

خفه شو.

تو دستگیری.

تو ما رو تو موقعیت سختی قرار دادی، خانم ریچ.

البته،

درک میکنی که این فقط یه روند خلاصه‌ی رسمیه.

باید یه چندتایی ترتیب موقت انجام بدیم.

این چیزا وقت میگیرن تا درست شن.

درخواست میکنم تا با سفارت آمریکا تماس بگیرم.

البته.

میتونی یه نامه بنویسی.

به هر حال، رفتارت اینجا،

دولتت رو مورد شرم قرار داده.

انتظار پاسخ مشتاق‌ای ندارم،

اگه جای تو بودم.

یه وکیل میخوام.

قبلاً بهت گفتم.

این وکیلته، خانم ریچ.

باور کن، خانم ریچ،

من تو دلم توجهت رو دارم.

به عنوان وکیلت،

بهت توصیه میکنم که بهتره که بذاری اوضاع یه خرده آروم شه.

بله، زمان میبره.

این چیزا همیشه زمان میبرن.

هی، شما دوتا، پاشید.

اینور، اینور.

باشه، دخترا، اونجا صف ببندید.

زودباشید.

زودباشید.

تو، بیرون.

هیچ الطاف خاصی برای هیچکسی وجود نداره.

قانون اصلی اینجا دعوا نکردنه.

و هیچگونه زناء با هر کسی به هر شکلی.

حالا، میخوام یه چیزی ببینید.

ببینید.

اونا میدونن شما کی هستید.

و همیشه میتونن پیداتون کنن.

مهم نیست که چقدر سریع یا چقدر دور در برید.

جنگو!

جنگو داره میاد!

جنگوئه!

کجا بودی؟

ها؟

گفتم، کجا بودی؟

اوه!

از تو جنگل رد شدم، خنگِ کل گهی!

او!

عزیزم، اوه، عزیزم.

شکوفه، عزیزم.

تو حروم زاده‌ی زن بازِ فاحشه!

تو با اون دختره لاغر دو رو پیچوندی.

و برمیگردی اینجا و من رو عزیزم صدا میکنی؟

حالا، یه دقیقه صبر کن، شکوفه، عزیزم.

بهت گفتم که بهمش میزنم،

اگه سعی کنی چنین مسخره بازی‌ای در بیاره.

سوسک متجاوز!

زودباش.

زودباش، عوضی.

پست، ناکار...

کونت مال منه، زن.

متاسفم، عزیزم.

اما فکر کردم نیاز به آروم شدن داری.

آفرین!

جنگو، عزیزم.

عجب مردیه، اون جنگو.

عجب زنیه، اون شکوفه.

اگه بیشتر ازش داشتیم.

اون موقع عجب انقلابی داشتیم.

آره، آره.

عجب ارتشی میتونستیم به وجود بیاریم اگه کلی زن داشتیم.

هی، این ایده‌ی خوبیه.

بیاید چندتایی بدزدیم.

چی؟

ما مردیم.

بیاید چندتایی زن برای انقلاب بدزدیم.

فکر میکنی چندتا باید داشته باشیم؟

100, 200.

عالیه.

عالیه، مَرد.

با شکوهه.

حالا، از کجا؟

چی؟

از کجا میخوایم 200 تا زن پیدا کنیم که بتونیم بدزدیم، ها؟

اوه.

باید جایی باشه.

برام ناز نکن، لوسی.

تو هیچی نداری که هیچ جوره بهش علاقه داشته باشیم.

سلام بهت، روکو.

اسب تخمی بزرگ، چه خبره؟

هیچ خبری برای تو نیست، جونزِ گاوِ نر.

مشکلات خودت رو حل کن.

او، بیخیال، روکو،

این برات یه چیز کوچولو انجام نمیده؟

نه حتی یه غلغلک کوچولو اون پایین؟

اوه، خیلی ازت ممنونم.

خب، این چیه؟

داشتیم الآن میرفتم.

از چی میترسه؟

جذام، واضحاً.

خیلی‌خب، خانم‌ها، زودباشید.

زودباشید.

به شپش کون‌ها توجه نکنید.

اونا هم باید بخورن.

عجله‌ی تو کجاست، روکو؟

دوست پسرت منتظر میمونه.

ها، عجب حسادتی به کیر.

تو.

زودباش، تو هم همینطور، احمق.

پاشو و حشرات رو مثل بقیه رو ازش بشور.

زودباش.

همونطور که بهت میگن انجام بده.

خیلی‌خب، دخترا.

سریع راه برید.

امشب چندتا مهمون جدید داریم.

میخوام بهشون مهمون نوازی و احترام نشون بدید.

اون اتاق‌ها رو تمیز کنید.

اون حشره‌ها رو بردارید.

نمیخوام رو انگشت‌های پاهام باشن.

زودباشید. زودباشید.

سریع‌تر با هم برید جلو.

آه، برو با خودت ور برو، جونز.

بعداً دوست دارم، ممنون.

اوه.

وای من، تو بوی خوبی میدی.

مطمئناً میکی عاشقت میشه.

آه، آره.

بیاید دخترا، یه خورده سریع‌تر.

بیاید.

خونه‌تون رو بهتون نشون میدم.

شماره 18.

فکر میکنم خوشت بیاد.

تخت سفت، تشت خوب.

زنگ سمت راسته،

بهم زنگ بزن، خدمات اتاق... ممنونم.

اگه بهم نیاز داشتی.

این یکی مال توئه.

یه خوک جدید داریم، پسرا و دخترا.

او، بیخیالش، جونز.

نمیتونی ببینی دختره کلاس داره؟

یه جنده مثل تو چی از کلاس میدونه؟

اون کلاسی نداره.

اونم فقط یه جنده‌ی دیگه‌ست.

به کلبه‌ش شماره دو خوش اومدی.

ساعت 4 صبح شروع به کار میکنیم.

آماده‌ای؟

عجب روزی بشه.

فکر کن نکنم.

دهنت سرویس میشه.

نگرانش نباشید.

یکی دو روزه از اینجا میرم بیرون.

آره؟

کی ردت میکنه؟

دوستت، نخست وزیر؟

یعنی، اون واقعاً نخست وزیر رو میشناسه؟

نمیدونم اگه میدونی،

اما این دور و ورابین ما دزدها و قاتل‌های شریف،

یه زندانی سیاسی،

کم‌ترین آشغال کثیفی هستید که میشه باشی.

بیخیال، بیخیال، کارلا.

بهمون بگو با نخست وزیر چیکار میکرد.

براش تکون میداد.

یه دقیقه صبر کن.

پس خیلی خوبه.

این باعث میشه یه جنده بشه.

اشکالی نداره.

نه، این همون چیز نیست.

با نخست وزیر نه.

ببین، تکون دادن برای یه آدم مشتاق

تو اتاق پشتی یه بار تو کاخ سلطنتی پادشاه گه،

عزیزم، هنوز جندگیه.

اشکالی نداره.

مگه این که برای لذت کرده باشدش.

و اون یه هرزه نیست.

یه سیاستمداره.

جالبه، با اون عجیبِ چاق.

چطوره، خوک؟

خوشت میومد یا نه؟

همیشه خوشم میاد.

تو خوشت نمیاد؟

هی، چیزای من رفتن.

خیلی‌خب.

کدوم یکی از شما جنده‌ها چیزای منو برداشته؟

باید کلی ازشون یه جایی داشته باشی، عزیزم.

هیچکسی اینجا هیچی رو نمیدزده،

که بهشون تعلق نداشته باشه.

اوه.

خب، میرم به نگهبان بگم بیاد تو،

و ببینم اون چی در موردش میگه.

میدونی، صورت خوشگلی داری.

خب، فراموشش کن، عزیزم.

ازت خوشم نمیاد.

فقط دارم بهم بگم اگه به نگهبان بگی،

دیگه خیلی خوشگل نمیمونه.

اوه، این یه تهدیده؟

یه حقیقته.

صادقانه.

فقط دارم سعی میکنم بهت کمک کنم.

زودباشید، دخترا.

تو یه صف.

شما دوتا، تکون بخورید.

صاف وایستید.

برید تو خط.

زودباشید.

این صف‌ها رو صاف کنید.

صاف‌تر.

خیلی‌خب.

این قفس بزرگ پرنده چیه؟

این چیزیه که اینجا به ماشین میگیم.

اون ماشین بزرگ که شکر رو از نیشکر فشار میده بیرون.

رئيس زاپا در موردش دیوونه‌ست.

تموم چیزه رو با نقشه خودش داده ساختن.

و همه‌ش بهش اضافه میکنه، بزرگتر و بزرگتش میکنه.

اونایی که تو قفس پرنده کار میکنن،

اونایین که نتونستم دووم بیارن.

تخته سنگ‌هاشون تو زمین،

یا دخترهایی که دردسر درست میکنن.

مثل دعوا کردن و دزدین چیزی.

این به خاطر اینه که مردم بعضی وقت‌ها تو قفس بزرگ پرنده آسیب میبینن.

مخصوصاً خبرچین‌ها آسیب میبینن، شاید حتی کشته شن.

همونطور که میگفتم.

خبرچین‌ها همیشه پیدا میشن.

خیلی‌خب، شما دخترا.

میریم سراغ کار.

خب، به خانم کوچولوی تجملی‌مون نگاه کنید.

به نظر با یه نارگیل تو دهنت به دنیا اومدی.

سریع یاد میگیرم.

تقریباً همه چیز رو.

اوهف خیلی خوبه.

تو سال‌های طولانی‌ای که میاد میبینیم.

تو خوش شانسی.

ازت خوشش میاد.

که چی؟

اول، فکر کردم که باعث

کلی دردسر اینجاها میشی.

اما میتونم بگم که از بقیه باهوش‌تری.

میدونی چطوری روی خوششون رو به دست بیاری.

ببین، به هیچ دوستی نیاز ندارم،

و هیچ دشمنی نمیخوام.

تموم چیزی که میخوام اینه که از اینجا برم بیرون.

در مورد تو و نامه‌هات شنیدم.

اما بهت یه چیزی میگم.

نامه‌هات هیچ کمکی بهت نمیکنن.

باورت نمیکنم.

من حتی یه محاکمه هم نداشتم.

یه نفر من رو از اینجا در میاره.

خب، خیلی از ماها همین رو گفتیم.

میبینید.

تکون بخورید.

تویی که اونجایی، بالای پله‌ها.

زودباش.

نه!

لطفاً همین الآن بفرستیدش به دیوونه خونه.

وحشتناکه.

اونا هیچوقت بیرون نمیان.

نه برای هیچ چیزی.

هی، کارن، تو یه آدم گنده‌ی خنگی.

چرا نمیری اون تو با بقیه‌شون؟

به جایی که تعلق داری؟

لعنت بهش!

باشه، همگی، همگی، برگردید سر کار.

برگردید سر کار.

هی!

بفرما، دیگه گیر نمیکنه.

اوه، شکوفه، عزیزم، تو یه نابغه با وسایلی.

آه، لمس یه زن رو میخواد.

گونگا دین.

برام یه کوزه‌ی دیگه درست کن، مَرد.

این یکی داره یه چیز درنده رو توی من گرم میکنه.

باشه "دی".

بله، شکوفه، عزیزم،

تو باهام بمون و یکی از همین روزا،

تو زن نخست جمهوری اینجا میشی.

دراز خوبت رو سرش شرط ببیند که هستم،

و وقتی هستم، چندتایی هم دهن سرویس میکنم.

طلب‌های جامعه رو بهشون نشون میدم.

چطوری یه ریاست جمهوری رو به هم بزنن.

خب.

به محض این که اون انقلاب رو داشته باشیم،

که تو بهم قولش رو میدی.

بگو، کی میخوایم این انقلاب رو داشته باشم، به هر حال؟

خیلی زود.

خیلی زود.

فردا، انقلاب.

امشب، جشن میگیرم.

این شعار منه، عزیزم.

نه بابا.

هی، اونو بده من.

اِیس، چه خبره؟

من و پسرهام داشتیم در مورد انقلاب حرف میزدیم،

چیزایی که دوست داریم.

آره.

آره، مثل این که چطوری واقعاً شروعش کنیم.

میدونی.

خب، اونطوری که انقلاب فرانسه رو شروع کردن.

چی رو؟

انقلاب فرانسه، میدونی، تو فرانسه.

اوهف آره، اون یکی، درسته.

با یورش به قلعه‌ی باستیل شروعش کردن.

اینکار رو کردن؟

آره، به گمونم کردن.

و این چیزیه که ما میخوایم انجام بدیم.

شما هیچ قلعه‌ی باستیل خاصی تو ذهنتون دارید؟

در واقع، انتخابش کردیم.

پر از زنه.

100ها ازشون.

بهش فکر کن، مَرد.

عجب ضربه‌ی آزادی‌ای.

آزاد کردن تموم اون دخترهای جوون و خوشگل.

در مورد انجامش چه فکری کردید؟

باید یه نفر رو داخل داشته باشیم.

دکنر، دکتر!

آه!

هی، اسب تخمی، دنبال کس خاصی میگردی؟

اِه.

چانگ.

زندانی چانگ.

نه.

اوناهاش، اونجا.

آه، ایناهاشی.

چرا اینقدر کثیفی؟

باید بری تمیز کنی.

اوه، خواش میکنم. دوباره نه.

این دفعه یه نفر دیگه رو ببر.

کی رو مسخره میکنی، خوشگله؟

الآن باهام بیا.

چه خبره؟

رئیس حس یه مهمون رو داره.

خب، خوبه که بدونی.

حداقل یه مرد این دور و وره که تمایل طبیعی داره.

خیلی امیدوار نشو.

لین چانگ تنها کسیه که بهش متمایل شده.

چرا نه؟

اگه چاپ سوئی بخوای، ظرف خیلی خوبیه.

واو، باید خیلی تشنه‌ت باشه.

آره.

اما، میدونی، فکر کنم الآن بهترم.

تقریباً شنیدن اون صداها برام متوقف شدن.

اما بقیه... اونا دیوونه‌ن.

دیگه نمیخوام اینجا باشم.

گوش کن، میبینم اگه بتونم از اینجا خارجت کنم.

من با رئیس حرف میزنم، باشه؟

اوه، خواهش میکنم.

الآن خوب میشم.

من... من قول میدم.

ببین، رینا، فقط دووم بیار، باشه؟

باشه.

هنوز نمیاد؟

هنوز چراغ قرمزش روشنه.

تو چیز دیگه‌ای برای گزارش نداری.

نه، چیز دیگه‌ای نیست.

قول میدم.

خب، میبینم.

پس به این گوش کن.

مامانی، من خیلی دلم برات تنگ شده.

من هر شب گریه میکنم و گریه میکنم.

کی میخوای برگردی؟

نه، حالا نه.

کافیه.

شاید دفعه‌ی بعد اگه برام اطلاعات مهمتری بیاری،

به جای یه کم الکل به درد نخور از درمونگاه.

خب، دیگه هیچ ظنی به تو نداریم.

نه حتی به نگاهبان‌ها.

این زن‌ها یه راهی برای یادگیری از نگهبان‌ها رو دارن.

لعنتی، پسر.

من جایی نمیرم.

فقط داریم نگاه میکنیم.

خب، دخترا، فنجون‌هاتون رو در بیارید.

جینا فردا میره خونه،

و یه خورده سوپرایز برای ما داره.

اون چیزا رو بده من.

آه.

بذار برم سراغش.

اوه، شاتو گرین لیور سال 1912.

تظمین میکنم باعث میشه مثل یه اورانگوتان تو گرما حس داشته باشید.

واو-زو!

مم، الآن وقته کوکتیله.

بیدار شید، دخترا.

حریف میطلبم، دخترا.

حریف میطلبم.

بذار اون فنجون رو داشته باشم. ممنونم.

مم.

اون از کجا اومده؟

اون تو درمونگاه کار میکنه.

یه دقیقه صبر کن.

این که دوباره از همون کوزه‌ای که دل و روده توش هست که نیست، هست؟

نه، این دفعه نه. چیز خوبه.

صادقانه.

چی میشه اگه بفهمن که اون گرفته‌ش؟

بعدش فردا نمیره خونه.

یا حتی برای یه مدت طولانی بعد از اون.

هی، هی، داره میاد.

اوه، لعنتی.

ببخشید، دختر بزرگ.

برای حفاظت از خودته، میدونی.

این چه جهنمیه؟

این برای حفاظتم از اون روانیه سکسه که اونجاست.

نمیتونید خفه‌ش کنید؟

خفه‌ش کن.

خفه شو.

همه چیز رو در موردت میدونیم.

داری آماده میشی که خودت رو تو یه دردسر بزرگ بندازی.

یه نفر دیگه هم اینجا تو دردسر بزرگیه.

جینا؟

ه.

نه! نه!

بیخیال، عزیزم.

بری تو انفرادیه و صبح هم قفس پرنده.

زودباش.

نه، نه!

من این کار رو نکردم.

ولم کنید.

بذارید من برم!

نه، نه!

نه!

نه!

چطور بود، لین؟

خوب بود، ها؟

ولم کنید، خواهش میکنم.

زودباش، لین، در موردش بهمون بگو.

آره، میخوایم بشنویم.

بهمون بدهکاری.

هی، ولش کنید.

نمیتونید ببینید که به خاطر واضحاً آسیب دیده؟

بفرما شروع کرد.

لعنت بهش.

حق نداره که بهمون نگه.

تنها کسیه که اینجا گیرمش میاد،

و اصلاً بهمون در موردش نمیگه.

خلافکار!

هیچکس دیگه جک کثیف دیگه‌ای نمیدونی؟

البته، بعضی مردم اینجا نیاز به حرف زدن ندارن.

میتونی بگی که فکر میکنن که بهشون نگاه کنن.

حالا، این مانع بزرگ اینجا رو ببینید،

میتونید جوری که به من نگاه میکنه بگید،

دقیقاً چه فکری میکنه.

و خوب نیست.

میتونید بگید که چطوری عاشق اینه که،

اون دست‌های بزرگ حشری رو روی پوست من بذاره.

اون بدن بزرگِ زشت رو روی من فشار بده.

هی، یه دقیقه صبر کن!

پس بهم کمک کن جنده‌ی کوچولو، گیرت میارم.

میارم.

امیدوارم تموم اینها اونطوری که گفتی کار کنن.

اگه نکردن، مجبورش کن.

خب، عزیزم، همینه.

موفق باشی.

یادت باشه: این برای انقلابه.

اون خیلی خوب بود، پسرا.

خیلی خوب.

خانم‌ها و آقایون.

مهمون افتخاری امروز ما نیازی به معرفی نداره.

دوست شما و من، فرماندار کارلوس رودریگز.

برای تو، خوک.

او، اه.

برگردید اینجا!

برید تو، همه‌تون!

ممنونم. ممنونم.

اوه، حالا حالت خوب میشه، رینا.

آره، حالا خوبم.

قول میدم.

مطمئنم که میدی.

من به رئیس گفتم، و گذاشت که بیرون بیای.

و میدونی دیگه چی؟

به یه پارتی میری.

چی؟

بعضی از آدم‌های دولتی دارن میان که کمپ رو بازرسی کنن.

و بعضی از دخترا انتخاب شدن که باهاشون ملاقات کنن.

حالا، این فرصت ماست که یه کم کمک بگیریم.

نمیبینی؟

اوه، بله.

اگه فقط بتونیم با کسی حرف بزنیم.

میزنیم.

اما اول، باید تمیزت کنیم.

رئیس میخواد تو رو خوشگل ببینه.

اوه، آره.

البته.

ما تقریباً یه جامعه‌ی مستقلیم،

نیازهای خودمون رو تامین میکنیم،

با کار صادقانه‌ی دست خودمون.

میخوام که همه‌تون متوجه اثر مفید بشین،

که این زن‌های جوونِ خوب، کار تمیز میکنن.

و اگه این بازدیدتون تموم بشه،

با باور درست شده نسبت به ویژگی‌های انسانی باشه.

من تاکید کردم...

زودباش، زاپا، بذار با دخترا ملاقات کنیم.

خب، بله، بله.

ممنونم، آقایون، سناتور، آقای منشی.

اوه، میبینم که چیزات رو پیدا کردی.

مطمئناً کردم.

و الآن واقعاً نیاز به پوشیدن چیزی دارم.

خوبه.

کاشکی میتونستم برم.

فقط برای یه فرصت تا با مردهای واقعی حرف بزنم.

تو نمیری؟

نه.

من در حال حاضر یه دردسرساز واقعی حساب میشم.

خب، برات باهاشون حرف میزنم،

برای همه‌مون.

بهشون میگم این مکان واقعاً چیه.

و وقتی از اینجا برم بیرون،

مطمئن میشم که برای بقیه‌تون هم یه کاری انجام شه.

آره، فکر میکنی واقعاً بتونی؟

حتماً، واقعاً دوستای کله گنده‌ای دارم.

تموم چیزی که نیاز دارم اینه که با یه کسی از بیرون حرف بزنم.

فقط برای برای چند دقیقه، فقط برای این که یه پیام بفرستم بیرون.

فکر نمیکنم این رفقا برای صحبت اومده باشن اینجا،

عزیزم.

برای کس اومدن اینجا.

در موردش خفه‌شو.

نمیتونم فکر کردن در موردش رو تحمل کنم.

اگه فقط میتونستم با یه مرد واقعی هر چند وقت یه بار بخوابم،

فکر کنم میتونستم تحملش کنم.

نگران نباش، راه رو بهت نشون میدم.

میدونم که این عجیب‌ها رو چطوری کنترل کنم.

این فقط یه خورده از موزهای منن.

یا خدا.

چیزی که میبینم رو میبینی؟

حق با توئه.

خودشه.

چه غلطی میکنه اینجا؟

اون رئیس احمق.

باید قبل از این که با کسی حرف بزنه ببریمش بیرون.

این یکی از دوستای منه، رینا.

فکر میکنم به حرف زدن باهاش علاقه داشته باشید.

ببخشید.

خانم ریچ.

یه نفر خواسته که خصوصی با شما حرف بزنه.

میبینی، همین الآن.

گفتم که آدم‌هایی اون بالاها دارم.

همینطوری میریم بیرون.

فقط از اینجا ببرش بیرون.

آروم نگه‌ش دار.

همین کار رو میکنم، رئیس.

و یادت باشه، اگه کسی به تخت من گند بزنه.

امشب ملافه‌های تمیز گیرم میاد.

بله، بله، فقط برو.

خواهش میکنم بذارید باهاشون حرف بزنم!

برگرد، برگرد، پسر، برگرد.

خواهش میکنم بذارید باهاشون حرف بزنم!

در رو باز کن!

این باید خفه‌ت کنه.

اوه، گیرت میارم.

عجب جنده‌ای!

و از اینجا هم میرم بیرون!

به هر نحوی!

تو.

از اونجا دور شو.

دیگه هیچکس نزدیک این نمیشه.

زودباش، برگرد سر کار.

کار، کار، کار!

من به اندازه‌ی کافی سهل انگاری رو توی این کمپ تحمل کردم.

از الآن به بعد،

نظم خیلی محکمی اینجا برقرار میشه.

و برای کسایی که سهم کارشون رو رد میکنن،

مجازات.

مجازات!

این زن هم مرده.

اون زاپای دیوونه فکر میکنه داره چیکار میکنه؟

ببینید، میتونید بهم کمک کنید؟

اشتباهی اینجا فرستاده شدم.

باید یه تماس تلفنی بگیرم.

یه پیام بفرستم بیرون.

چی، یه تلفن؟

بیا، زودباش.

اینجا، تلفن.

خواهش میکنم بهم آسیب نزنید.

لعنتی.

چیزی مثل این تا حالا سرم نیومده بود.

پس میبینید،

این مجازاته،

برای هر کسی که سعی کنه از اینجا فرار کنه.

این درس رو با قلبتون یاد بگیرید.

از الآن به بعد، حجم کارتون زیاد میشه.

هیچ تفریح نیست.

هیچ استراحتی نیست.

نظم تو این کمپ برقرار میشه.

خیلی‌خب، دخترا.

اون تموم سرگرمی امروز بود.

برگردید سر کار.

برگردید سر کار!

هی، خواهر.

اون چیکار کرده؟

سعی کرده فرار کنه.

آره؟

خیلی جرئت داره، ها؟

نه، فقط چیزی بلد نبوده.

هیچ راه بیرونی از اینجا نیست.

نیست، ها؟

نه، پس بهترین کاری که میتونی بکنی

زمان رو به آسون‌ترین راه ممکن بذاری رد شه.

و یکی رو گیر بیاری که با مردا سَر و سِر داشته باشه.

میتونی گیر بیاری؟

آره، کی؟

خب، من برای خودم کلی رفت و آدم دارم اینجا.

میفهمی که منظورم چیه؟

و به یه نوکر جدید نیاز دارم که لباس‌هام رو بشوره.

تو خوابگاه آویزونشون کنه، خشک...

کاکاسیاهه، فکر میکنی کی هستی؟

فقط یه بدبختی.

و اگه کون سیاهت رو از راهم نکشی کنار،

دهنت رو سرویس میکنم.

از زندونی جدید دور شو، میکی.

تو، حرف زدن ممنوع، ها؟

هی، هی، هی.

تموم شما آشغال‌ها خنگ به اینجا توجه کنید.

کدوم یکی از شما مسخره‌ها فکر میکنه اینجا رو میگردونه؟

تو کی هستی؟

اسمم شکوفهه، اما هیچ معنی‌ای نمیده.

تموم چیزی که باید بدونید اینه که حالا من اینجا رو میگردونم.

هیچ سوال دیگه‌ای هست؟

آره.

کجا میخوای دفن شی، کاکاسیاهه؟

و برای تو خانم سیاهه‌ست، باشه؟

باشه.

راحت جور شد.

رو من امتحانش کن، خوک.

آه.

اوه، هو، هو.

اوه،

باشه.

باشه، جمعش کنید.

جمعش کنید!

اینجا چه خبره؟

جریان چیه؟

هیچی.

شکم درد دارم.

خیلی‌خب.

به اندازه‌ی کافی دیدید.

همین الآن فکرهاتون رو بکنید که طرف کی میخواید باشید.

وایستا! وایستا!

هی، وایستا!

بسش کنید.. شما دوتا، همین الآن بسش کنید.

اِاِاِ!

آه، لعنتی.

به اندازه‌ی کافی داشتیم.

تو بردی.

تا حالا که خوب بوده.

وقتی به کمپ رسیدیم ازم میبینید.

میبینید!

بگو، رفیق قدیمی، فکر کنم نوبت منه که یه حرکتی کنم.

روز بخیر، میگل.

امروز لازمش دارم.

قایق نامه‌ها بازم دیر کرده.

میدونی، میگل،

آدم‌های خیلی کثیفی تو دنیا هستن،

آدم‌هایی که میتونستن خیلی جذاب باشن،

اگه فقط یه کم شل میکردن.

میدونی که چی میگم؟

کفش‌های بزرگیه؟

چهارده و نیم...

"دی".

میتونم برات یه نوشیدنی بخرم، دوستم؟

خیلی خوشحال کننده میشه.

لازم نیست به من دروغ بگی.

از مشکلی که اینجا درست کردی مطلعم،

و تو هم باید مطمئن باشی که مجبور میشی تاوانش رو بپردازی،

مگه این که...

مگه این که بهم اطلاعات بدی.

راجع به مخفیگاه دوستت، جنگو.

من هیچ جنگویی نمیشناسم.

تو شناسایی شدی.

ما میدونیم.

دروغ گفتن باعث زجرت میشه.

حالا، جنگو کجاست؟

بهت گفتم. من هیچ جنگویی نمیشناسم.

فکر نمیکنی بهت میگفتم

قبل از این که این خپلو شروع به زدنم کنه؟

احتمالا، ازش لذت میبری.

اما تو میدونی، و بهم میگی.

این فقط یه تمرین دست گرمیه، خوش دهن.

بهت گفتم، من هیچی نمیدونم.

من این جنگو رو نمیشنا...

میسوزه، نه؟

بازم میخوای، ها؟

ها؟

چه اتفاقی افتاده؟

سعی به خودکشی.

خودش رو انداخته رو یه چاقو.

یکی دیگه.

اینجا چه اتفاقی داره می‌افته؟

رئیس زاپا سهمیه کارها رو دو برابر کرده.

چی؟

داره دیوونه میشه.

نه، بذار بمیرم.

میخوام بمیرم!

روکو، رئیس میخواد ببیندت.

خب، خب، خب.

اینجا چی داریم؟

یه مَرد تازه تو خونه، مورنو.

دوست من،

سم اسمیت.

ساموئل اس. اسمیت.

از دیدنت خیلی خوشحالم.

بدون شک، خوش اومدی.

همیشه میگم، همیشه شادتر.

اسموئل اس.، ها؟

"اس" برای بیرحم.

روکو تو پیری احمق شده، متاسفانه.

چرا، جنده!

من فقط 20 سالمه.

ها!

خب، بیا و با رئیس ملاقات کن.

آه، رئیس، این شخص رو تو روستا ملاقات کردم.

اسمش اسمیته.

درسته.

سم اسمیت.

از نظر من خیلی خوبه، رئیس زاپا.

یه مرد جدید این دور و ورا میخوایم.

من دنبال استخدام میگردم، آقای رئیس.

چرا اینجا، مخصوصاً؟

خیلی دور از جامعه‌ی عادی؟

خب، به نظر خیلی مناسب نیستم

برای جامعه‌ی عادی.

نمیتونم تصور کنم چرا.

درسته.

میتونم از یه مرد دیگه استفاده کنم، مخصوصاً همین الآن.

خیلی‌خب، اما باید بتونم به وفاداریت حساب کنم.

نترس، رئیس زاپا.

همین الآنش هم یکی از ماست.

پس، انجام شده.

میتونی الآن شروع کنی،

و به روکو کمک کنه یه زندونی رو ببره به درمونگاه.

بی‌هوشه،

پس باید مراقبش باشید.

از اینور.

بیداری، عزیزم؟

این همبازی جدید ماست.

اسمش اسمیته.

حالا میخوایم ببریمت به درمونگاه.

درسته، عزیزم.

سم اسمیت.

هی، چه بلایی سرت اومده؟

حالت خوبه؟

وحشتناکم،

اما نه برای مدت طولانی.

نه برای مدت طولانی؟

منظورت چیه؟

دارم کون سیاهم رو از اینجا جمع میکنم برم.

خب، از دیدنت تو چنین مکانی خوشحال شدم.

من تو رو از جایی میشناسم؟

بهتره بشناسی.

تو و دوست پسرت من رو به اینجا انداختید.

اوه، آره، حالا یادم اومد.

اونجا خیلی بهتر به نظر می‌اومدی.

خیلی ممنونم.

خیلی‌خب.

محض اطلاعت،

میخوای لومون بدی؟

دلیلی میدونی که بهتره این کار رو نکنم؟

آره.

این که از اینجا بیرون نمیری.

هیچ ایده‌ای داری چی بیرون میبره؟

شاید.

اگه پایه باشی.

سعی‌م کن.

این دفعه اون جوجه کوچولو رو گیر میارم،

و تا خود چین دهنش رو سرویس میکنم.

وایستا! وایستا!

چیکار میکنی، کارن؟

- کمکش کنید. - نگهش دارید.

نمیتونم نگهش دارم. کاملاً لیزه.

- نگهش دارید! - خدای من.

کاملاً با چربی مرغ پوشیده شده.

کارن، نه!

نگهش دارید!

بگیریدش، شما رو به حضرت مسیح!

اوه، کمکم کنی! بس کن، کارن!

خدا لعنتش کنه!

سریعتر!

سریعتر!

زودباشید، به اندازه‌ی کافی سریع کار نمیکنید.

زودباشید، دخترا، تکون بخورید.

پاهاتون رو تکون بدید.

اون چرخ رو سریعتر بچرخونید!

زودباشید، تو، سریعتر.

تند.

احمق‌ها!

خنگا!

کارخونه رو خراب کردید!

مشکلی نیست.

یه دوست قدیمیه.

یادته؟

اوه، آره، سلام.

سلام.

ببین باید سریع انجامش بدم، زن اول.

فقط بهم بگو کِی.

امشب، دقیقاً قبل از طلوع.

اِیس و پسرا اونور رودخونه منتظر ما میشن.

حالا، فکر میکنی حدوداً اون موقع‌ها بتونی یه شورش کوچولو به پا بندازی؟

معلومه که آره.

من اینجا رو اداره میکنم.

اوه، آره؟

یا مسیح، باور نمیکنی باید چه کارهایی میکردم

تا بیام این تو.

بای.

پس شما دستگاه رو شکوندید.

باید آسیب رو تعمیر کنید!

به یه نفر به اندازه‌ی کافی کوچیک نیاز داریم

که بین شکاف‌ها بره

و یکی دیگه به اندازه‌ی کافی قوی تا وزنش رو تحمل کنه.

خطرناکه.

تو مسئول امنیت‌شی.

سقوط میکنه.

منطقی نیست.

کاملاً خوبه.

زودباشید، درش بیارید.

کمک کنید! کمکم کنید، چنده‌ها!

اینا رو بردارید.

کمکم کنید اینا رو بردارم، خواهش میکنم.

هر دو طرف.

نگهش دارید. نگهش دارید.

زودباش.

بالا نگهش دارید.

بکشیدش بالا!

وایستا!

آه!

شلیک کن!

چته؟

شلیک کن!

نگهش دارید!

فکر میکنی چیکار میکنی؟

عجب احمق‌هایی هستید.

فکر میکنی اینطوری به جایی میرسید؟

نصف شما ده قدم بیشتر برنمیدارن

قبل از این که ی گلوله پر از سرب نصیبتون شه!

بعضی‌هامون میشن!

کافیه.

مختون از کار افتاده.

بهتر از اینه که اینطوری ادامه بدیم.

کسشعره.

فقط بدترش میکنید.

به هر حال، نیازی به بحث در موردش ندارم.

فقط بهتون میگم که عقب بکشید.

حالا!

رئیس، دیگه برات امن نیست که بدون نگهبان‌های مسلح

دیگه این بیرون باشی.

بله، به مردهای مسلح بیشتری نیاز داریم.

خیلی بیشتر.

روکو، برو و درخواست یه دسته از ارتش کن.

امشب اینجا میخوامشون.

رئیس، امشب؟

اونا خیلی فاصله دارن.

پس، بهشون بگو سریع باشن!

برای شب زندونی‌ها رو قفل کنید.

حالا، مورنو!

بله، قربان. بله، قربان.

خیلی‌خب، همه برگردید به کلبه‌هاتون.

زودباشید، تموم شما دخترا.

میخوام با رئیس صحبت کنم، خواهش میکنم.

نه، همگی برگردید به کلبه‌هاتون.

تو هم همینطور.

حالا حرکت کن.

زودباشید، عجله کنید.

درسته، شما جنده‌های احمق.

برگردید به کلبه‌هاتون.

امشبه.

به بقیه بگو.

امشبه.

به بقیه بگو.

امشبه. به بقیه بگو.

چراغ‌ها خاموش، دخترا، در عرض ده دقیقه.

بقیه کجان؟

تموم کسایی که حاضرن هنوز زنده‌ن، قربان.

باشه، زشت‌های خواب رفته،

اگه یه قورباغه اود و بوسیدتون،

چشم‌هاتون رو باز نکنید.

اون دختره کنار راهروئه.

برای خودت حرف بزن، آقای گی.

خواهش میکنم، روکو، من مریضم.

میخوام برم درمونگاه.

دوتا آسپرین بخور و برو به تخت.

اگه صبح حالت بهتر نشد، باهام تماس بگیر.

آه!

تو، در رو ببند.

خیلی یه هویی شد، نشد؟

فکر میکنم جرعتش رو از دست داده.

فکر میکنم بهتره که حواسمون بهش باشه.

گرفتمت.

خیلی‌خب، وحشی‌ها،

حالا، نمیدونم مهمونی کِی شروع میشه،

اما وقتی شروع بشه، هرکسی سعی کنه عقب بکشه،

با کارن و میکی پرت میشن تو اون سوراخی.

نگران نباش.

همه‌مون مقاومت میکنیم.

- آره، درسته. - درسته.

آره.

همینه.

حالا، بیاید مطمئن شیم خوب و آمده‌ایم.

اوه، لعنتی.

اون حنده کوچولو رو شلوارم خون ریخته.

مثل این که مشکل کلیه داره.

خواهش میکنم، باید اجازه بدی با رئیس حرف بزنم.

مهمه.

منطقی نیست. دختر، تو مریضی.

نه، نیستم.

خواهش میکنم باهاش تماس بگیر.

براش اطلاعات دارم.

اطلاعات؟

چه جور اطلاعاتی؟

من، من فقط میتونم به خود رئیس بگم.

متاسفانه الآن ممکن نیست.

خیلی‌خب، بهت میگم.

اما باید بعدش بریم پیش رئیس.

میتونی تو اتاق من بخوابی، سم.

بگید، شما رفقا نظرتون درباره‌ی

یه کم شراب ویژه‌ی نارگیل چیه؟

یکی از رفقای خوبم خودش درست کرده.

گفتم شاید اوضاع رو یه خرده شل کنه.

فکر خوبیه.

لعنتی.

چرا همیشه تو چنین موقعیتی باید صدا کنه؟

گم نشی، اس. اس.

یادت باشه، من اول دیدمش.

خدایا، فکر کردم هیچوقت نمیره.

بیا تو اتاق من یه نوشیدنی داشته باشیم.

جایی که هیچکدوم از این علاف‌ها نمیان تو.

چرا... این خیلی عالی میشه، چشم قهوه‌ای.

آره، درسته.

آره، همینه.

ششش، زیاد صدا نکنید.

آره، خوبه. خوبه.

مطمئن شو میمونه.

حالا، اون کون یه مگس رو هم زخمی نمیکنه.

تیزترش کن.

اوه، زودباش.

حالا، اینطوریه که یه پارتی رو شروع میکنی.

اوهف عجب مردی!

مطمئنم که سربازها امشب میان اینجا،

اما نمیتونی اینقدر سریع منتظرشون باشی.

خب، خب، ببین میتونی مرکز رو پشت تلفن بیاری.

باید یادبگیری که بیشتر آروم باشی، رئیس زاپا.

مضطرب شدن برای قلبت بده.

من مضطرب نیستم!

تو درمونگاه کاری نداری انجام بدی؟

به نظر قطعه، قربان.

احمق، بده دست من.

خط قطع شده.

خب، میخواستم باهات حرف بزنم، اما گوش نمیکنی.

فکر کنم باید این حادثه رو توی گزارشم ذکر کنم.

فقط یه لحظه.

در مورد همه اینا یه چیزی میدونی؟

چیه؟

روکو، برو و دوستت اسمیت رو بیار.

خب...

اون منو زد...

این پایین.

اوه، حالم بده.

سم؟

سم؟

سم، عزیزم؟

کجایی..

سلام، روکو، عزیزم.

داشتم چیزای خوب رو برای پارتی گیر میاوردم.

بذارش زمین.

ای بابا.

خیلی‌خب، پسر عاشق پیشه.

میدونم کجا گلوله رو خالی کنم،

که از تو آروم و دردناک خونریزی کنی.

و اگه کوچیکترین جیر جیری کنی همین کار رو هم میکنم.

چسب رو بیار.

باشه، کله الاغ، پاشو.

میدونی چیکار کنی؟

آره، به گمونم بتونم بفهمم.

تکون بخور.

سگ خوب.

آروم، سگ.

خوبه، دخترا. جنگوئه.

آه، خوب به نظر میاید، دخترا.

خوب به نظر میاید.

اینی که اینجاست یه گروگانه.

هرکاری باهاش میخواید بکنید رو بکنید.

فقط ساکت نگهش دارید.

اوه، آه.

ببخشید، دخترا. دارم رد میشم.

خیلی‌خب، بچه گربه‌ها، جمع شید.

صبح کریسمسه.

بفرما، عزیزم. این یکی هم برای تو.

بیا، اینو بگیر.

ممنونم.

ببخشید، عزیزم.

باید اینو خودت کادو کنی.

اوه، نورا ول.

قبلاً تو قفس بزرگ پرنده کار میکرد.

همم.

منو اینجا تنها نذار، دوست من.

رحم داشته باش.

بکشید و بسوزونید، دخترا.

بکشید و بسوزونید.

میگم، یه ایده‌ای دارم.

متاسفانه این باید فعلاً صبر کنه.

پس بهتره میشه.

برات یه کادو دارم.

واو، عزیز من.

باشه، دخترا، امشب چندتایی دهن سرویس میکنیم.

آر، همینه، آره.

رئیس.

رئیس زاپا!

نه.

نه، نه.

نه.

خب، بالاخره داری از اون چیزه استفاده میکنی،

برای چیزی که واقعاً ساخته شده.

نه، نمیتونم.

اینطوری نه.

اوه، آره، میتونی.

زودباش، پسر.

بالا، پسر، بالا.

بلندش میکنم.

نه.

هی، هی، هی.

اول من.

من بعدیم.

دووم نمیاره.

دووم میاره یا از دستش میده.

نکن... نکن.

میشه حرومزاده رو خفه کنید؟

من خفه‌ش میکنم.

اوه.

بهم بگو چیکار میخواید بکنید، یا من...

خیلی‌خب، خیلی‌خب.

جنگوئه، راهزنه.

نگهبان جدید، اسمیت، جنگوئه.

احمق.

پیداش کن. نمیتونه دور باشه.

بله، قربان.

نگهبان‌ها، اینجا، سریع!

تو، چراغ‌ها رو روشن کن.

- بله، قربان. - سریع، زمین‌ها رو بگردید.

میخوام که این مرد جدیده رو پیدا کنید، اسمیت رو، همین الآن.

بیاریدش پیش من.

زودباشید!

سریعتر!

لعنتی.

اوهف خب.

پس جنگو، به گمونم، ها؟

سلام!

شما بردید. من تسلیمم!

وقتی که مستم میدونم،

به سیخ کشیده میشم،

و شما هم همینطور، شما کونی‌های همجنسگرای حرومـ...

یا مسیح، قبلاً هیچوقت چنین چیزی نداشتم.

و بازی شروع شد. بیاید بریم.

اون کرم‌ها رو بکشید!

بسوزید، حرومزاده‌ها!

آه!

زودباش!

زودباش!

فکر میکنی کجا میری، وراج؟

هی، آروم، آروم.

ممکنه لازممون شه.

از کدوم ور جنگو رفت؟

نمیدونم، اما دوستاشون رو ملاقات میکنن،

کنار رودخونه.

خب، پس شروع به حرکت کنید.

از اینور. زودباشید.

رینا.

وایستا، زودباش!

بگیرش!

شما مادرجنده‌ها!

خدا لعنتشون کنه!

بذارید بسوزه!

بسوز!

زودباش، عزیزم، باید بریم به رودخونه.

نه!

نه! نه!

نه!

کجا میری، حرومزاده‌ی پیر؟

نمیتونی...

داره می‌افته!

داره می‌افته!

زودباش، عزیزم. از اینور.

آه!

آه.

او، لعنتی.

جنگو، نه. نه.

متاسفم، عزیزم.

فراموش نکن.

تو به اون جامعه‌ی آشغال‌ها،

چطوری یه زن اول مشت میزنه.

اوه، نه.

اوه، نه، جنگو، عزیزم.

اوهف تو...

میتونیم از بالای آبشارها از کنار رودخونه رد شیم.

کم عمقه.

گوش کنید.

سگ‌ها.

دارن سریعاً نزدیک میشن.

با وجود اون سخت تر میشه.

میخواید بکشیدش؟

قانون رو در مورد خبرچین‌ها میدونید.

دیگه لازم نیست قانون‌ها رو دنبال کنیم.

حالا بیرونیم.

سگ‌ها.

بیاید بریم، سریعاً.

خواهش میکنم!

اینور.

یه پائه.

خرد شده، لعنت بهش.

سگ‌ها گیرمون میارن. همینجا ولش کن.

تو همونجایی که هستی بمون.

یه تخته درست میکنیم، و حملت میکنیم.

حالا مشکلی برامون نمیاد. از آب رد شدیم.

من تو این سفر با بقیه فرق دارم، اما شما میتونید از پسش بربیاید.

زودباشید.

تو دیوونه‌ای. اونو بده من.

اگه الآن نرید، به هر حال میمیرید.

یه لطف بزرگ بهتون میکنم اگه بهتون شلیک کنم.

خبرچین رو با من بذارید بمونه.

منو بکشید اونور.

بعدش دوستمون رو به یه درخت ببندید.

سگ‌ها میان سراغش، میبینی،

و قبل از این که بتونن بهش برسن میتونم بهشون شلیک کنم.

بهم قول بده میذاری زنده بگیرنش.

اینطوری برات بهتر میشه.

قول میدم.

ما برمیگردیم.

حتماً.

به جای منم استراحت کنید، باشه؟

حتماً.

شلیک کن.

شلیک کن!

شلیک کن!

دیگه نمیتونم برم.

باید بری.

ببین، اگه الآن به راه رفتن ادامه بدیم میتونیم در بریم.

به راه رفتن ادامه بدیم؟

کجا؟

جایی برای رفتن نیست.

ببین.

خب، به گمونم همینه.

هی!

ما دوستیم.

ما دوستای جنگوییم!

پیرمردی که اونجاست آدم خوبیه.

مطمئن میشه که به سلامت به هنگ کنگ برسید.

فقط برای یه مدت کوتاه.

برمیگردم.

میبینیم.

میتونم این سیاستمدارها رو به بازی بگیرم،

دقیقاً دور انگشت کوچولوم.

آخرین حرف‌های تری رچ رو تو این کشور نشنیدن.

هنوز تونستن شکوفه و جنگو رو پیدا کنن؟

هنوز نه.

اما اونا یه جایی اون بیرونن، تو کوه‌ها با هم حال میکنن.

عوض وقت‌های هدر رفته رو درمیارن.

یه روزی برمیگردن،

و درود بر انقلاب.

ارائه‌ای از بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.