All language subtitles for Midnight Sun (2018) WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک .: LiLMeDiA.TV :.

رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند NightMovie.Co

یه رویای تکراری می‌بینم

توش یه دختر کوچیکم که کنار مادرم نشستم

و مادرم برام آواز میخونه

گرمای آفتاب روی پوستم

و آرامش دستاش که دورم هست رو حس میکنم

و دلم میخواد همونجا بمونم

برای همیشه

وقتی بیدار میشم، دلم برای رویا تنگ میشه

خیلی دلم میخواد که این رویا واقعی باشه

ولی غیرممکنه

چون وقتی خیلی کوچیک بودم مادرم فوت کرد

و منم نمیتونم بیرون و زیر آفتاب برم

به هیچ عنوان

من یه بیماری ژنتیکی به اسم گزرودرما پیگمنتوزوم" دارم"

.بهش "ایکس‌پی" هم میگن معنیش اینه که

حساسیت شدیدی به نور خورشید دارم

،اگه آفتاب به پوستم بخوره ،سرطان پوست میگیرم

مغزم شروع به از کار افتادن میکنه و ممکنه بمیرم

خیلی باحاله، نه؟

واسه همین، تمام زمانم رو داخل خونه و پشت پنجره‌ی مخصوص

صرف وقت گذروندن با پدرم که بهترین پدر دنیاست میکنم

،خدا رو شکر ،چون موقع بزرگ شدن

بچه‌ها همونی هستن که ازشون انتظار میره

امکان نداره - آره، اون یه خون‌آشامه -

واسه همین پنجره‌ی مخصوص دارن

نگران نباش. موقع روز نمیتونه ما رو بگیره

ولی شب‌ها، نباید نزدیک اینجا بشیم

البته همه ازم نمیترسیدن

سلام، مورگان - مشکل اون چیه؟ -

یه بیماری به اسم ایکس‌پی داره

نور خورشید بهش صدمه میزنه

واسه همین هیچوقت نمیتونه زیر آفتاب بره

منم زیاد نمیتونم زیر آفتاب باشم

شب‌ها میتونه بازی کنه؟

...آره، ولی - امشب می‌بینمتون -

راستی، پیتزا هم دوست دارم

،از اون موقع به بعد

من، مورگان و بابام بودیم

تا اینکه یه روز، چارلی رو دیدم

خودش بود

کاملاً و مطلقاً جذبش شدم

درخت مسخره

هر روز می‌دیدمش

با این حال، اون حتی نمیدونست که من وجود دارم

با گذشت زمان، تماشای رد شدن چارلی

جزئی از کارهای روزانه‌ام شد

همراه با قرار ملاقات‌های دائمی با دکتر

طول روز رو میخوابم و تمام شب رو بیدار میمونم

،البته از اونجایی که شنیدم

برنامه‌ی اکثر نوجوون‌ها هم همینطوریه

و هر فرصتی که پیدا میکنم آهنگ میزنم

،با در نظر گرفتن همه‌ی این چیزها زندگی خیلی خوبی دارم

ولی هنوزم با رویاهام زندگی میکنم

درخت مسخره

مهم نیست چقدر دست نیافتنی به نظر میان

:.: ترجمه از آرمـان و ارمـیا و رضـــا :.: .: Arman333 & SiGMA & DeathStroke :.

جرمی پیرس

کندال پورتر

تبریک میگم

پیتر رثبارد

چارلز رید - ایول، چارلی -

تبریک میگم، چارلی

!کیتی پرایس

این چیه پوشیدی؟

کلاه و ردای فارغ‌التحصیلی

معلم‌ها و کارکنان مدرسه همیشه از اینا میپوشن

بفرمایین - ممنون -

از همه مهمتر، این برای توـه

گمونم به عنوان سخنران پایان سال تحصیلی متن سخنرانی آماده کردی دیگه؟

آره

دارم عینکم رو میذارم

خوشم اومد. خوب اومدی - ممنون -

اول از همه، دوست دارم از مدیر مدرسه تشکر کنم

...خب، البته - همینطور معلم زبان اسپانیایم -

اسپانیایی)خواهش میکنم)

همینطور معلم زبان انگلیسیم - باعث افتخارم بود -

ولی واقعاً میخوام این رو هم ذکر کنم

که معلم ورزشم به هیچ عنوان نمیدونست داره چیکار میکنه

.چی؟ گمشو من وزنه میزنم

هی، این واسه توـه

این یکی از ضایع‌ترین چیزهاییه که تو عمرم دیدم

!ایول

مجبور شدم به سه تا مغازه برم تا یه چیزی به این ضایعی پیدا کنم

این وحشتناکه - آره! بدترینه -

آره

خیلی خب

واسه هدیه‌ات آماده‌ای؟

هدیه هم هست؟ - اوه، هدیه هم هست، آره -

.معلومه هدیه هم هست جشن فارغ‌التحصیلیه

جشنم داره بهتر و بهتر میشه

این مال مامانه

ببین، میدونم یه جورایی قدیمیه

...پس اگه بخوای جدیدش رو بگیری کاملاً

!نه، عاشقشم ممنون. خیلی ممنونم

درست شبیه مادرتی

.شانس آوردی اون خیلی جذاب بود

اه

.سعی کن یکم بخوابی باشه؟

باورم نمیشه این اتفاق داره می‌افته

این قشنگ افتاده

اینجات یکم عجیب و غریب افتاده

بابا، میخواستم بدونم

میتونم امشب به ایستگاه قطار برم

و هدیه‌ی جدید و قشنگم رو بزنم؟

ساعت 10 شبه

چرا مورگان نمیاد اینجا؟ میتونی اینجا واسه من بزنی

مورگان پیش خانواده‌اشه

،بابا، من عاشق اینم که واسه تو گیتار بزنم جدی میگم

ولی میخوام به گیتار زدن

جلوی بقیه هم عادت کنم

خواهش، خواهش، خواهش

.فرد قراره اونجا باشه اون ازم مواظبت میکنه

تازه من امروز فارغ‌التحصیل شدم

این جزو سنت‌های آمریکایی نیست که دیرتر از زمان معین بیرون بمونم؟

خیلی خب، زمانت رو یه ساعت تمدید میکنم

یعنی تا نیمه شب برمیگردی، باشه؟

هی، وقتی رسیدی اونجا بهم پیام بده

وگرنه به فرد هم زنگ نمیزنم

خودم پا میشم میام اونجا

و اونقدر خجالت‌آور میشه که تبدیل به یه افسانه در مورد اینکه

نباید بذاری بچه‌ها شب‌ها بیرون برن میشه - دوستت دارم -

وای پسر

هی، از این کارها نکن

کدوم کار؟

همین دیگه. قیافه‌ی ناراحت میگیری و منم ناراحت میکنی

لطف کن این آبجو رو سر بکش و بیا تو جمع

رفیق، خطر از بیخ گوشت رد شد

هر روز صبح علی الطلوع قرار بود بیدار بشی

،و امتحان بدی اونم جایی که اصلاً نزدیک ساحل هم نیست

ولی حالا، میتونیم تمام زندگیمون این کارها رو بکنیم

یادم رفته بود کل زندگیمون انجام دادن این کارها

خیلی بهتر از بورسیه‌ی کامل تو دانشگاه برکلی‌ـه

زوئی کارمایکل. سمت راست

چارلی... تو دردسر افتادی - این بار چیکار کردم؟ -

واسم نوشیدنی نگرفتی

نمیدونستم تشنه‌ای

حالا دیگه میدونی

ببخشید - اشکالی نداره -

این زخم بدته؟

،خب، حالا که شنا نمیکنی

شاید یکم وقت اضافی برای من داشته باشی

منم وقت اضافی برات دارم

شنا هم نمیکنم - تو که هیچوقت شنا نمیکنی، خنگول -

!زوئی، بیاد اینجا، دختر

!وایسا

واسه مهمونی فارغ‌التحصیلیم میای دیگه؟

آره، فکر کنم

خوبه

!ایول

چیکار داری میکنی؟

میخوام یه خطر دیگه از بیخ گوشم رد بشه

.بیخیال، رفیق شب فارغ‌التحصیلیمونه

حسش رو ندارم، پسرها

بعداً می‌بینمتون

ممنون - خواهش -

سلام، فرد

تو فکر بودم که امشب می‌بینمت یا نه

چی؟ اونوقت طرفدارهام رو ناامید میکردم؟

سلام

نمیخواستم بترسونمت

بیا

.من؟ نترسیدم نگران نباش

بیا، بذار کمکت کنم - من که ترسو نیستم -

چرا داری گیتارت رو جمع میکنی؟ کجا میری؟

.خونه باید برم خونه

خونه؟ وایسا ببینم، اینجا زندگی میکنی؟

وایسا، به دبیرستان پردو نمیری؟

نه. یه مدرسه‌ی دیگه میرم

امروز فارغ‌التحصیل شدم و پدرم خیلی زود نگران میشه

...واسه همین باید برم وای خدا

باید برم

!وایسا! وایسا ...معذرت میخوام، واسه چی

چرا عجله داری؟

باید برم خونه به گربه‌ام برسم

گربه‌ات؟ - آره، مرده -

پس اونوقت عجله نداری؟

.نه، نه، عجله دارم باید یه مراسم بگیرم

برای گربه‌ی مرده‌ام که مرده

آره، کاملاً مرده

!وایسا! وایسا! وایسا

!اسمت رو نگفتی

متوجه تغییری توش نشدی؟ کارکرد مغزش هنوز به نظر قوی میاد؟

،آره، آره کارکرد هوشش افتی نداشته

مشکلی توی قورت دادن با حرف زدن هم نداشته

حرفم رو باور کن

زخمی هم روی قرنیه‌ی چشمش به وجود نیومده

هیچ علائمی از بیماری نورودژنراتیو نداره

در معرض نور خورشید قرار گرفته؟

نه، البته که نه

این بار نسخه‌اش رو برات می‌نویسم

ولی خودش هم باید واسه این قرار ملاقات‌ها بیاد

آره، خب، نوجوون‌ها رو که میشناسی

خجالت میکشن با پدرشون دیده بشن

اون ایکس‌پی داره، جک - میدونم دقیقاً چی داره -

قرار نیست بهبود پیدا کنه

و هر سال خطراتش براش بیشتر میشه

واسه همین اگه حتی یه ذره ...در معرض نور خورشید قرار بگیره

نمیگیره

به سنی که در موردش حرف زده بودیم رسیده - نمیگیره -

خبری از تحقیقات دانشگاه واشنگتن نشده؟

،اسم کیتی رو برای آزمایشات مرحله‌ی دومشون ثبت کردم البته اگه بتونن تا اون مرحله پیش برن

نمیخوام امیدت رو زیاد بالا ببری

بودجه‌ی تحقیقاتشون خیلی کمه

این یه بیماریه که فقط از هر میلیون نفر یه نفر بهش مبتلا میشه

،پس شانس آوردیم چون اون بین یه میلیون نفر تکه

مراسم ختم گربه؟

خواهشاً با صدای بلند نگو

نه، فکر کنم شنیده بودم حیوانات خانگی مرده

ممکنه قوای جنسی رو تقویت کنن

مورگان، چی باید میگفتم؟

هرگونه کلمات دیگه‌ای که توی زبان انگلیسی هست

مثلاً، "سلام، من کیتی پرایس هستم

توی ده سال گذشته تو رو بیرون پنجره‌ام تماشا کردم

و عاشقت بودم "و هر دقیقه‌ی روز رو نظاره‌گرت بودم

خیلی خب، شروع نکن - این چطوره؟ "سلام، شاید زمان مهدکودک یادت باشه -

"که همه من رو خون‌آشام صدا میکردن

!کسی اون رو یادش نیست

چه کاری بود که کردم؟ - بده، ولی درستش میکنیم -

حس میکنم خیلی احمق و ضایعم

...خب، حداقلش اسمارتیز داری

ممنون

پس باید دفعه‌ی دیگه جبرانش کنی

دفعه‌ی بعدی وجود نداره

تو که نمیدونی - میدونم -

.خوبه تیلور سوئیفت هم این کار رو میکنه

رابطه‌های ناجوری با پسرها برقرار میکنه

و بعدش آهنگ‌های معرکه‌ای در موردشون مینویسه - چی؟ -

وای نه، نه

بیخیال - چی شده؟ -

وقتی اومدی دفترچه‌ام رو ندیدی؟

همون دفترچه‌ی معروفت؟

فکر کنم توی ایستگاه قرار جا گذاشتمش

وای خدا - میشه لطفاً بری و برام بیاریش؟ -

.مورگان خیلی مهمه خواهش میکنم

...میدونی، این کار رو میکردم، ولی

چند تا مراسم ختم گربه‌ی دیگه هست که باید برم

!نه، نه! این گوشه گیرم انداختی

سلام

دوستم داشت دنبال اون میگشت

میشناسیش؟ وایسا ببینم

تو مورگانی، درسته؟ کلاس زبان انگلیسی باهم بودیم

...من چارلی - چارلی رید، آره. میدونم -

کلاس تاریخ بود

تو از کجا اونو میشناسی؟

تازه اومدن به شهر؟ - اول دفترچه رو بده -

چطوره بهم بگی کجا زندگی میکنه و منم ببرم تحویلش بدم

من فکر بهتری دارم

.دفترچه رو گیر آوردم ولی باید میرفتم سر کار] [گذاشتمش توی دکه‌ی بلیط فروشی

بابا، باید برم ایستگاه قطار تا دفترچه‌ام رو تحویل بگیرم

دست فرد هست

باشه، وقتی رسیدی اونجا بهم پیام بده و مراقب خودت باش

فرد؟

گاومون زایید

وای خدا وای خدا

وای خدا

ممنون

بستنی‌فروشی پردو

مورگان - سلام. قرار دومت چطوره؟ -

چطور تونستی این کار رو باهام بکنی؟

وای خدا، شلوار راحتی پوشیدم

.موهام وحشتناکه بستمش

خدای من، شبیه احمق‌ها شدم

بیخیال، کیتی، تو خیلی هم جذابی، خب؟

الان نمیتونم ببینمت ولی میدونم که خوشگل شدی

.سلام، ببخشید ...میشه یه بستنی

نمی‌بینی دارم با تلفن حرف میزنم؟

اون خیلی ازت خوشش میاد، خیلی خب؟ معلومه

.سعی کن خودت باشی زیاد هم وراجی نکن

بعدش بهم زنگ بزن

خداحافظ

...وای

عجب، پس واقعی هستی

فکر کردم دیشب خوابی چیزی دیدم

تو مرحله‌ی آر ای ام خواب بودی؟

چی؟

اون موقع بیشتر خواب دیدن‌ها اتفاق می‌افته

آره، اون موقع فعالیت و کارکرد مغزت خیلی بالاست

و چشم‌هات پشت پلکت تند تند حرکت میکنن

.خیلی چیز عجیبیه مثل ماشین تایپه

...بگذریم، ممنون به خاطر

وایسا، هنوز اسمت رو نمیدونم

کیتی - کیتی، من چارلی هستم -

چه اسم عجیبی

،خدا رو شکر که بهم گفتی چون امکان نداشت از جای دیگه بفهمم

ممنون

وایسا - ...تو که -

تو که نخوندیش، خوندیش؟

...فقط یکمی

چی؟ - چی؟ -

شوخیت گرفته؟ دفترم رو خوندی؟

...ببین من - ممکن بود دفتر خاطراتم باشه -

البته یه جورایی هم هست

خیلی متاسفم

اون شب خیلی سریع رفتی

و نمیدونستم این مال کیه

واسه همین یه نگاه سریع بهش انداختم

ولی خوشم میاد که هنوز چیزها رو دستی مینویسی

.باحاله سنتیه

ممنون... که پیداش کردی

خواهش

!وایسا

چیه، یه گربه‌ی دیگه‌ات مرده؟

...من... باید دارم میرم خونه

میشه منم باهات بیام؟

آره

خب، تو خونه درس خوندی؟ وای، حتماً خیلی هیجان‌انگیز بوده

راستش دقیقاً برعکس هیجان‌انگیزه

بابام زیادی سخت‌گیره

الان که نگاهمون نمیکنه، میکنه؟

چرا. گوشیش رو به همه‌ی دوربین‌ها وصل کرده

خب، نظرت رو آهنگی که خوندی چی بود؟

اضافه کنم که بدون اجازه‌ام خوندی

راستش، نمیدونم

منظورم اینه، نمیشه که یه آهنگ رو فقط رو کاغذ خوند، درسته؟

درسته

فکر کنم باید بخونیش تا گوش کنم

به هر حال، من میرم اونجا

پس نیازی نیست دیگه باهام بیای

وایسا ببینم، اونجا زندگی میکنی؟

نمیفهمم چطوری تا حالا همدیگه رو ندیدیم

تقریباً هر روز واسه رفتن به تمرین

با اسکیت از کنار خونه‌اتون رد شدم

تصادف بامزه‌ایه

ممنون

هی، نمیخوای بعضی‌وقت‌ها یه جایی بریم؟

باهمدیگه؟

.آره، باهمدیگه بریم بگردیم

روزها سرم خیلی شلوغه

ولی... شب‌ها وقتم آزاده

منم میتونم شب‌ها وقتم رو آزاد کنم

خب، پس بهتره شماره‌ات رو اینجا بنویسی

منم آدم سنتی‌ایم

دمت گرم

ممنون

اینقدر رمانتیکه که داره حالم به هم میخوره

راجع‌به بیماریت چی گفت؟

حرفش پیش نیومد

منظورت چیه که حرفش پیش نیومد؟

حرفش رو پیش نکشیدم

:نمیتونم که یه دفعه همینطوری بگم

هی، پسر، راستی" "...نور خورشید باعث میشه من

مثلاً ببین، وقتی به یکی میگی مریضی

بعدش بیشتر به مریضی تبدیل میشی تا انسان بودن

بهش میگم، قول میدم

ولی نمیدونم دوباره کِی قراره ببینمش

من میدونم

اون پسر اعصاب‌خردکن که باهام تو بستنی‌فروشی کار میکنه رو میشناسی؟

همون اسکل که ازش متنفری؟ - آره، گارور -

امشب پدر و مادرش بیرون شهرن و میخواد یه مهمونی راه بندازه

و بهم گفت که دوست‌هام رو بیارم

واسه همین تو رو میخوام ببرم - نه، نه، نه، نه، نه -

و تو هم چارلی رو میاری - نه -

...اون باید، میدونی

باید وایستم تا اول بهم پیام بده، درسته؟

آره، صد در صد

بعدش نوکر باوفاش به وسیله‌ی جغد برات نامه میفرسته

و ازت میپرسه میخوای قلمروهاتون رو باهم ادغام کنین

چته تو، مگه تو قرن هجدهم انگلیس داریم زندگی میکنی؟

تو یه زن جوون و جذاب و خفنی

هر وقت که دلت بخواد میتونی بهش پیام بدی

اعتماد به نفس داشته باش، خب؟

جریان رو بهش بگو - خیلی خب -

.سلام. دوستم امشب یه مهمونی داره] [اگه میخوای بیا

نشون بده راحت به دست نمیای - خیلی خب -

[واسم مهم نیست که میای یا نه]

مطمئن شو که میدونه فقط به خاطر اون نیست که میری

باشه

خیلی خب

واویلا

[خودم دوست‌های زیادی دارم]

[پایه‌ام]

قراره مهمونی آروم و امنی باشه که پدر و مادرها دوست دارن

آهان! پس قراره مهمونی ضایعی باشه

میدونین باید چیکار کنیم؟ بهتره همینجا بمونیم

.غذای چینی "هونان" میگیریم هونان دوست دارین دیگه، نه؟

.می‌شینیم نتفلیکس نگاه میکنیم عالی میشه

بابا، خودت که میدونی من بچه‌ی خوبیم

میدونی که کار احمقانه‌ای نمیکنم

،ولی قسم میخورم اگه یه شب دیگه اینجا بمونم

و فقط به بقیه بیرون پنجره‌ام گوش بدم

،که دارن زندگیشون رو میکنن ممکنه دیوونه بشم

فردا شب میتونیم کلی غذای "چاو مین" سفارش بدیم و کلی فیلم ببینیم

خیلی خب - ایول، مرسی -

تو بهترین بابای دنیایی

ممنون، آقای پی

خب، چارلی قراره ساعت 8 خونه‌ی گارور باشه

!باید آماده بشیم

رفیق، چی داری میگی؟

هنوز سه ساعت وقت داریم

الانش هم زمان کم داریم

تموم شد

!آقای پی کاترین پرایس از واشنگتن رو بهتون معرفی میکنم

وای

عزیزم... محشر شدی

خداحافظ، آقای پی

بریم

وای، باورم نمیشه گارور بشکه‌ی آبجو آورده

اومدی

احتمالش هست که تو یا دوست خوشگلت، سلام

بدونین که چطوری آبجو رو از بشکه بیرون میارن؟

وای، نه

بهش شیر وصل نکردی؟ - نمیدونستم که باید بهش وصل کنم -

چرا باید یه بکشه آبجو بهم بفروشن که حتی نتونم بهش دسترسی داشته باشم؟

گارور! چه غلطی میکنی؟

!این یه مهمونی ساده و امن و خانودگی و دوستانه‌ست

توی مهمونی های ساده بستنی میدن؟

بنظرم خیلی خفنه

نه، به حرف اون گوش نده

خیلی خب، اون تاحالا به مهمونی نرفته

درک نمیکنه که چقدر وضعیت وحشتناکه

باید بریم - چی؟ داری میری؟ -

نه، نه، نه. تازه کُلی غذای فلفلی درست کرده بودم

گارور، غذای فلفلی رو برای مهمونی درست نمیکنن

دیدین، مهمونی همین لحظه شروع شد

چارلی رید اینجا چیکار میکنه؟

وای، خدای من

سلام

خیلی خوشگل شدی

اوه ... همه‌ش کارِ مورگانه

نه، فکر نکنم

اینم برای شما، پسر خوب

اوه، ممنون

ممنون

خوراک گوشتِ فلفلی، آره؟

اوه، گوشتش درجه یک‌ـه، پسر خیلی تازه‌ست

میدونی، من فکر میکردم که ... تعداد خیلی بیشتری بیان، ولی

بهت گفتم که با یه تشویق‌کننده در نیوفت

کدوم تشویق‌کننده؟

همون دختر مو بلوند بدجنس که ماشین‌ کروک داره

زوئی کارمایکل؟ - آره

اونم امشب یه مهمونی داره

حتما همه رفتن به مهونی اون

شما هم دلتون میخواد برین اونجا؟

خب، از این ایده بدم نمیاد

هی - داشتم با خودم فکر میکردم که کجایی -

این آدما دیگه کی‌اند؟ - اوه، اینا دوستای من هستن -

و یه بطری آبجو برات آوردن

عالیه. بفرمایین داخل

!چارلی

سلام، چطوری پسر؟

حالت خوبه؟

هی، من میرم طبقه‌ی بالا یه چرخی بزنم

که شما دوتا رو تنها بذارم

ممنون

دوستت مورگان، بنظر دختر باحالی میاد

آره. واقعا دختر باحالیه

چند وقته که همدیگه رو میشناسین؟

نمیدونم ... یه عمره

اون برگشت - !اوه -

چارلی! وای

هی. این کیه؟

اوه، اوِن، ویس، ایشون کیتی پرایس هستن

سلام - سلام -

... کیتی، تو ... تو

تو باعث شدی که چارلی به یه مهمونی بیاد

و انقدر از ته دل لبخند بزنه

رفیقمون خیلی وقت بود که اینجوری حالش خوب نبوده

پس اینجایی

من هنوز تشنمه

الان میخوای اون نوشیدنی رو بهم بدی؟

راستش میخواستم اطراف خونه رو به کیتی نشون بدم

خب. آماده‌ای؟

زود برمیگردیم - از دیدنتون خوشحال شدم، بچه ها -

از دیدنت خوشحال شدم، کیتی - مواظب خودتون باشین -

من میتونم تشنگیت رو برطرف کنم - خفه -

:.: ترجمه از آرمـان و ارمـیا و رضـــا :.: .: Arman333 & SiGMA & DeathStroke :.

دوست داری باهام برقصی؟

گارور، خداییش چی باعث شد که حتی یک لحظه فکر کنی که من دوست دارم با تو برقصم؟

میدونی، اگه در این باره به کسی چیزی بگی خودم میکُشمت

حتما

!هی، هی

هی - نباید گلوت خشک بشه -

ممنون

این واقعا جالبه

فکر نکنم تاحالا همچین چیزی دیده باشم

آره

یه مهمونی کلاسیکِ دبیرستانیِ مسخره

فقط توی فیلم ها همچین چیزی دیدم

باید یه چیزی بهت نشون بدم. بیا بجنب

اِی خدا - زود باش -

خیلی خب، مثل کاری که همه دارن میکنن

باید دستمون رو بذاریم اینجا

و باسنمون رو به شکل مسخره‌ای تکون بدیم

دارم درست انجامش میدم؟ - آره، یه جورایی -

و بعد من به آرومی به عقب میرم

!همگی، این بهترین شب زندگی منه !ایول

میخوای بریم یه جای دیگه؟

باشه

من ... متوجه نمیشم

چطوری یهو بورسیه‌ی تحصیلیت رو ازت گرفتن؟

خب، من باید یه عمل جراحی انجام میدادم

و اونا فکر نمیکردم که من دیگه هرگز بتونم شنا کنم

و وقتی بورسیه نباشه یعنی دیگه نمیتونم به دانشگاه برکلی برم

من واقعا متاسفم - آره -

خب، چطوری اینجوری شد؟ چطوری به خودت صدمه زدی؟

یه تصادف عجیب و غریب بود

... میدونی، من از چندتا پله افتادم و بعد

این حقیقت نداره

یه جورایی به همه همین رو گفتم

یه شب بدجوری توی خونه ی اووِن مست کردم

و دوستام بهم گفتن که اگه جرئت دارم ... از بالای پشت‌بوم بپرم داخل استخر

و من با شونه به لبه‌ی استخر خوردم

من خیلی احمقم

دلم نمیخواد همچین آدمی باشم، میدونی؟

پس نباش

میدونی، وقتی بچه بودم مامانم همیشه منو به اینجا میاورد

واقعا؟ - درست منو همینجا مینشوند -

و سعی میکرد بهم یاد بده که چطوری گیتار بزنم

در حقیقت، این ساعت مال اونه

یه مدت زیادی رو صرف نگاه کردن به این ساعت روی دستش کردم

... و

وقتی کوچولو بودم فوت کردم

در یه تصادف رانندگی - خیلی ... خیلی متاسفم -

... میدونی، میتونیم بریم یه جای - نه -

نه، نه، نه، من حالم خوبه

مطمئنی؟ - آره، آره، قول میدم -

میخوای یه چیز باحال ببینی؟

!بفرما

این مال توئه؟ - نه؟ -

ولی چیزیه که دارم برای تابستون آماده‌اش میکنم

مدل جسپرسن 53 هستش

وای

یکی از همین روزا میتونیم باهاش اطراف بندر بگردیم

میتونیم غروب خورشید رو تماشا کنیم

بنظر خیلی عالی میاد

... فقط بذار که

شرمنده

خب، میخوای امسال چیکار کنی

حالا که به دانشگاه برکلی نمیری؟

خب، اول از همه یه ماشین جدید میخرم

و بعد باهاش اطراف کشور رو سفر میکنم

میدونی، من کل زندگیم رو توی استخر بودم

... و نتونستم چیزهای زیادی رو ببینم

... تو میخوای چیکار کنی من هیچکاری نمیکنم -

فکر کنم یه چندتا کتاب آموزشی اینترنتی رو بخونم

ولی من همینجا میمونم

منظورم این بود که فردا میخوای چیکار کنی؟

اوه. خدای من. وای

... من

صبح رو سرم شلوغه

ولی فردا شب وقتم آزاده

عالیه

پس فردا شب میبینمت؟ - باشه -

باید یه چیزی بهت بگم

من واقعا گربه ندارم

شوخی نکن

به کی داری اس‌ام‌اس میدی؟ - ها؟ هیچکس -

مورگان، به کی داری اس‌ام‌اس میدی؟ - گارور -

ها؟

وقتی زیر لب حرف میزنی نمیتونم بشنوم

!گارور !من از گارور لب گرفتم

نه بابا! اون واقعا خیلی پسر نازیه

و کاملا ازت خوشش میاد

راستی، میشه به بابام بگم که ... امشب میام خونه‌ی شما

که بتونم به با چارلی برم بیرون؟

داری ازم میخوای که بهت کمک کنم ،تا به پدرت دروغ بگی

تا بتونی با یه پسر بری بیرون؟

!تاحالا هیچوقت انقدر بهت افتخار نکرده بودم

اوه، بابا، امشب دارم میرم خونه‌ی مورگان

اشکالی نداره؟ - نه، نه، مشکلی نیست -

هی، مهمونی چطور بود؟

مهمونی هم خوب بود

با آدم باحالی آشنا شدی؟

نه. راستش نه

همه یه جورایی فقط ... انگار ... اَه، میدونی؟

... آدم های زیادی نیومدن

پس من دیگه میزنم به چاک

دوست دارم - من بیشتر دوست دارم -

دارم دروغ میگم

خب، معلومه استرس داری خودم فهمیدم

دارم میرم به دیدن پسری به اسم چارلی رید

که واقعا پسر خوب و مهربونیه

و من واقعا خیلی خیلی ازش خوشم میاد ... خیلی

عصبانی شدی؟ - از این خوشحال نیستم که بهم دروغ گفتی -

... میدونی که میتونی همیشه همه چیزو بهم بگی

میدونم. میدونم. ببخشید

به این پسره اعتماد داری؟ - آره -

من ازش بدم نمیاد؟ - نه، نه، هرگز. بهت قول میدم -

... اون چیزی درمورد - هنوز بهش نگفتم -

نه، کیتی - ... ولی بهش میگم -

نه، از اینکه در جریان نباشه حس خوبی ندارم

میدونم، بهش میگم. فقط میخوام ... یه مدت بیشتر

چی؟ آدمی باشم که درگیر بیماری نیست -

کیتی - فقط چند روز دیگه، خواهش میکنم -

مثل یه دختر معمولی

سلام

اشکالی نداره که امشب منو کیتی کل شب رو بریم به خونه‌ی ما؟

خودم همه چیزو اعتراف کردم

چی، حتی دو ساعت هم نتونستی دوام بیاری؟

رقت انگیزه. منم میتونم 2 ساعت دوام بیارم

کیتی پرایس دوست داره چیکار کنه؟

کارهای زیادی هست که دوست داره بکنه

همیشه دلم میخواست اینکارو بکنم

آماده‌ای؟

اون یکی که اونجاست چطوره؟

بهش میگن ستاره الطایر

و اون 16 سال نوری با ما فاصله داره

یعنی این نوری که ما الان داریم می‌بینیم

در حقیقت وقتی ما 2 سالمون بوده به وجود اومده

حالت خوبه؟

مربی دانشگاه برکلی دیشب به خونه‌مون زنگ زد

واقعا؟

آره، فکر کنم یکی دیگه از شناگرها

به یه دانشگاه دیگه منتقل شده و یه جایگاه دیگه خالی شده

وای

خیلی عالیه. میتونی جایگاهت رو پس بگیری؟

عملا آره

یه مسابقه ی مهم برای ماه بعد هستش

و مربی دانشگاه برکلی برای دیدنش میاد

ولی من باید خودم رو تا اون موقع آماده کنم، که احتمالا غیرممکنه

و بعدش باید حتی بهتر از دوران اوجم شنا کنم تا نشون بدم که کاملا درمان شدم

قطعا از پسش برمیای

البته دلایل دیگه ای هم هست که سال دیگه اینجا بمونم

کیت، فردا میخوام به یه قرار عاشقانه‌ی واقعی ببرمت

باشه

و تو هم باید با پدرم آشنا بشی

چرا نمیای یکم نزدیکتر، کودی

اسم ... اسم من چارلیه

چارلی - آره -

اوه، نمیدونستم

همه همینجوری صدات میکنن؟ یعنی بجای چاک یا چاکی یا سی‌تاون بهت میگن چارلی؟

نه، جناب، فقط چارلی صدام میکنن - چارلی، بسیار خب -

تاحالا دستگیر شدی؟ - نه، آقا -

ساعتی که باید حتما خونه باشی کِیه؟ - حدودا 1 صبح -

در حقیقت کِی میرسی خونه؟ - حدوداً 2 صبح -

یعنی ساعت 1 نمیری، درسته چارلی؟

درسته، جناب - گفتی که ساعت 1 باید خونه باشی -

آره - آره -

آروم باش، من که پلیس نیستم

در هفته چندبار ریش‌هات رو میزنی؟

ریشامو ... حدودا ... 4 بار در هفته، جناب

طرفدار چه تیمی هستی؟ - سیهاک -

برای چی؟

خب، چون اونا کارشون عالیه

... و اینکه یه بار توی یه همبرگر فروشی بودم

و ریچارد شرمن یکی از سیب‌زمینی‌های منو خورد ( بازیکن تیم سیهاک )

چه باحال

خیلی خب. چارلی، جریان از این قراره

کیتی بنظر خیلی قدرتمند میاد، و همینطورم هست

هی - ... ولی اون دچار -

سلام - سلام -

داشتین راجع به چی صحبت میکردین؟ - هیچی -

... ما داشتیم - فقط داشتیم همدیگه رو میشناختیم -

خیلی ممنون که اجازه دادین ببرمش بیرون، آقای پرایس

خیلی خب

... هی، یادت نره که

جعبه‌ی گیتارت رو برداری؟

صبر کن، من برات میارمش

اوه، یه لحظه صبر کنین میخوام یه عکس از این صحنه بگیرم

خیلی خب

خیلی خب. یکم اون‌طرف‌تر بفرما

یکم فاصله‌ی شرعی رو هم رعایت کنین

... و

و ... باز کن

فکر کنم اینا برای شما باشه

وایسا ببینم

کجا داریم میریم؟ - من هیچی نمیدونم -

فرد

حتی تلاش هم نکن - ممنون، فرد -

خب، قانون شماره‌ی 1

،وقتی توی قطار هستی

باید همیشه غذای چینی توی کوله پشتیت داشته باشی

خب، من نمیدونستم. من تاحالا سوار قطار نشده بودم

منم همینطور

واقعا؟ - واقعا -

به سلامتی

هنوز باورم نمیشه که ما از بچگی توی یه شهر بزرگ شدیم

و من هرگز تو رو درحال دوچرخه سواری کردن

یا درحال فروختن لیموناد برای مدرسه، ندیدم

باید یه لیموناد برات میخریدم

نه، نباید میخریدی. من از لیموناد خوشم نمیاد

کدوم آدمی از لیموناد خوشش نمیاد؟

من

میدونی که داستان اصلی رو میدونم، درسته؟

تو و پدرت در گروه شاهدان محافظت‌شده هستین

و هر 2 تای شما بر علیه یه خلافکار شهادت دادین

خیلی نزدیک شدی، ولی در حقیقت

من به اینجا فرستاده شدم تا تو رو زیر نظر بگیرم

درسته، و به من دستور جدی دادن که ،هرگر در طول روز دیده نشم

و من تمام این مدت داشتم رو از اتاق خودم تو رو تماشا میکردم

همون داستان همیشگیِ کسانی که در گروه شاهدان حفاظت‌شده هستن

خیلی خب، چشمات رو ببند و دستات رو بیار جلو

خیلی خب

حالا باز کن

سعی کن با دهن بگیریشون - هی -

ممنون

نگاه کن، رسیدیم

وایسا ببینم، منو داری کجا میبری؟

رسیدیم

چارلی، اینجا کجاست؟

قراره سورپرایز بشی - چارلی، رفیقم -

فکر کردم اومدن به سیاتل سورپرایزه

بجنب

کجا داریم میریم؟

این اولین اجرای زنده‌ایه که میبینی - آره -

:.: ترجمه از آرمـان و ارمـیا و رضـــا :.: .: Arman333 & SiGMA & DeathStroke :.

!وای

خیلی خفنه

!ممنونم - !ممنونم -

واقعا خیلی خفن بود

میدونم

یعنی در واقع یکی از بهترین اتفاقات زندگیم بود

موافقم - وای، خدای من -

موسیقی زنده واقعا قشنگه

توئی که قشنگی

تو بهترینی

ممنون - قابلی نداشت -

خیلی خب. نوبت توئه

برای چی؟

اوه

... نه، نه، نه، نه، نه

... اوه، آره، آره، آره، آره ... من عمرا -

یه آهنگ بهم بدهکاری - نمتیونم اینجا ... گیتار بزنم -

چرا، میتونی

یادته چی گفتی؟ موسیقی زنده عالی‌ترینه

گرسنه‌ت نیست؟ چون من گرسنمه

و تو همیشه گرسنته

ببین، هم میتونیم این همه راه تا ،این شهرِ جدید رو بیایم

و زیر ستاره ها بشینیم ... و تو برام یه آهنگ نخونی

هم میتونیم بهترین شب زندگیمون رو ادامه بدیم

من همینجا میمونم و نگاه میکنم

بجنب. زودباش، ما منتظریم

کارش خوبه

!وای

خب، احتمالا باید اینجور مواقع هرطور که باشی بگم ،که کارت خوب بود

ولی واقعا کارت خیلی خیلی خوب بود

میدونی، باید از هنر موسیقی‌ت استفاده کنی

نه، نمیتونم - باید اینکارو بکنی، کیتی. کارت عالی بود -

آماده‌ای؟

برای چی؟

که بری شنا کنی

نه، کیتی، میدونی که من دیگه شنا نمیکنم

چرا، میکنی. فقط یه مدت شنا نکردی

و تاحالا هرگز توی این آب شنا نکردم

پس منم با خودت میبری

آها

!بجنب - نه، جدی میگم. شنا نمیکنم -

ولی تو منو مجبور کردی آواز بخونم درحالی که نمیخواستم بخونم

اون کاملا فرق داشت - نه، فرق نداشت -

خیلی خب، تو اصلا میدونی این آب چقدر سرده؟

چارلی

هم میتونیم این همه راه تا ساحل بیایم

و زیر این ستاره‌های زیبا شنا نکنیم

یا اینکه بپریم داخل آب

و ادامه بدیم به ساختن بهترین شب زندگیمون

من اصلا لباس شنا ندارم - منم همینطور -

کیتی

داری میای؟

عجله کن

وای، خدای من. خیلی سرده

دستات رو به جلو بگیر و هول بده

حرکت برست استروک؟ بنظر میاد یه حقه‌ست

یه جورایی

.دیدی، اونقدرا هم بد نیست تو از آب بدت نمیاد

وقتی که با تو ام از هیچی بدم نمیاد

درمورد جایگاهت در دانشگاه برکلی بیشتر فکر کردی؟

نه

میدونی، من همش به بعد از عمل فکر میکنم

که دیگه نمیتونم شنا کنم

میدونی، من تازه فهمیدم که حتی نمیدونم که کی بودم

و بقیه هم نمیدونن

تمام کسایی که به مدت 15 سال باهاشون به مدرسه میرفتم

فقط منو به عنوان یه پسر توی استخر دیدن

مجبور نیستم که اون زندگی رو ادامه بدم

... میدونی

تو فقط یه پسر که توی استخره، نیستی

ولی تو کسی که دیگه تلاش نمیکنه هم نیستی

هر کاری که الان میتونی بکنی رو انجام بده و بعدش تصمیم بگیر

چون فقط همین حالاست که اهمیت داره

‫حق با توئه

‫خیلی خب

‫حالا که بحث فردا صبح شد

‫برای بهترین طلوع زمین آماده‌ای؟

‫چی؟

‫چارلی، ساعت چنده؟

‫4:50 ـه

‫ضد آب نیست

‫- وای خدا ‫- چیه؟

‫- وای خدا! وای خدا! ‫- کیتی، کیتی!

‫- لعنتی ‫- داری چیکار می‌کنی؟

‫- باید برم! ‫- کیتی، وایسا! کیتی!

‫کیتی!

‫لعنتی

‫هی، سوار شو. ‫بذار برسونمت

‫راه بیوفت چارلی، راه بیوفت!

‫کیتی!

‫- جریان چیه؟ ‫- تو نمی‌فهمی

‫- باید هر چه سریعتر منو برسونی! ‫- باشه، می‌رسونمت. می‌رسونمت

‫- کیتی، چه... ‫- خواهش می‌کنم گاز بده، چارلی

‫- داری می‌ترسونیم ‫- باید گاز بدی! سریعتر!

‫باشه، باشه!

‫خدای من

‫کیتی!

‫کیتی!

‫کیتی!

‫کیتی. کیتی!

‫کیتی

‫کیتی، میشه باهام حرف بزنی؟

‫- کیتی، خواهش می‌کنم، باهام حرف بزن! ‫- هی!

‫- داخله؟ ‫- آره

‫داخل خونه‌ست؟ برو کنار! ‫زود برو کنار!

‫- چطور گذاشتی این اتفاق براش بیوفته؟ ‫- چه اتفاقی؟

‫مگه چه اتفاقی افتاده؟

‫اون... بهت نگفته؟

‫- چی رو؟ نمی‌دونم جریان چیه! ‫- اون مریضه. اون مریضه

‫- منظورت چیه که مریضه؟ ‫- اون ایکس‌پی داره

‫اصلا نمی‌تونه جلوی آفتاب بمونه. ‫می‌تونه باعث مرگش بشه. متأسفم

‫کیتی؟

‫بیمارستان خوبیه

‫مطمئنم غذای خیلی خوبی هم دارن

‫کیتی پرایس؟

‫آماده‌ایم

‫اگه حساب کنین، چند ثانیه بیشتر طول نکشید

‫خب؟ همه چی روبراه میشه

‫مشکلی نداریم، آقای پی

‫هی

‫حالش خوبه؟

‫خیلی خب کیتی، می‌تونی بشینی. ‫پرستار جین تو رو بیرون می‌بره

‫راستش می‌خوام بمونم

‫خیلی خب. خیلی کم زیر نور آفتاب بودی

‫اثرات جسمی‌ای که در حال حاضر می‌بینی ‫به زودی خوب میشن

‫ولی همونطور که می‌دونی ایکس‌پی معمولا ‫تا وقتی که چیزی باعث تحریکش نشه، بروز نمی‌کنه

‫تا وقتی نتایج آزمایش خون و سی‌تی‌اسکنت نیاد

‫نمیشه فهمید چی بوده

‫و اگه یه حادثه‌ی محرک بوده باشه چی؟

‫اگه کار به اونجا هم برسه، ‫اون شرایط هم می‌گذرونیم

‫اگه علائمی رو تجربه کردی...

‫لرز غیرمنتظره، درد عضلانی، ‫فقدان عملکرد حرکتی...

‫باید فوراً به ما خبر بدی

‫باشه. پس میرم لباس بپوشم

‫روزها حسابی سرم شلوغه ‫ولی شب‌ها وقتم آزاده

‫شب وقتم آزاده

‫بابام زیادی سخت‌گیره

تحقیقات دانشگاه واشنگتن چی؟

تحقیقات چی میشه؟ ‫مرحله دوم رو شروع کردن؟

‫هفته پیش ازشون خبر گرفتم. ‫ولی هنوز خبری نیست

‫خیلی خب. ممنون

‫خب چارلی. بیا برگردیم سر کار

‫ببین، می‌دونم که بهت گفتم یه جوری باش ‫که به دست آوردنت سخت باشه ولی حداقل گوش کن چی میگه

‫- پرسیده که می‌تونه بیاد تا باهات حرف بزنه یا نه ‫- نه

‫لطفاً حذفشون کن

‫کیتی

‫ببین، اگه من بخونمشون ‫پس جواب میدم

‫بعدش اون جواب منو میده ‫و بعدش باهم ملاقات می‌کنیم

‫که شدنی نیست

‫چرا نشه؟

‫لازم نیست فقط واسه ملاحظه‌ی ‫احساسات چارلی، یه فدایی باشی

‫اون یه مرد گنده‌ست. ‫مطمئنم می‌تونه باهاش کنار بیاد

‫من نمی‌تونم باهاش کنار بیام، خب؟

‫دلشکسته میشه و من نمیخوام اونی باشم ‫که دلش رو شکسته

‫پس خواهش می‌کنم، میشه حذفشون کنی؟

‫آره. باشه

‫باید دوباره آزمایش بگیریم

‫ممکنه نتایج متفاوت باشن

‫مغزش کم کم داره منقبض میشه

‫- وقتی رشته‌های نورونی... ‫- تحقیقات چی شد؟

تعطیلش کردن، جک

‫امروز صبح فهمیدم. ‫هیچ بودجه‌ای نیست

‫نه، من...

‫هر کاری که باید می‌کردم رو کردم

‫از وقتی بچه بود...

‫هر چقدرم که...

‫گریه می‌کرد...

‫یا جیغ می‌کشید و ناله می‌کرد...

‫نمی‌ذاشتم بره بیرون

‫نمی‌ذاشتم بره پارک

‫حتی نمی‌ذاشتم بره ساحل

‫و اون التماسم می‌کرد

‫التماسم می‌کرد

‫تا اجازه بدم کارایی رو بکنه ‫که حق داشت انجام بده

‫ولی من همه‌ی کارا رو براش منع کردم

‫آخه واسه چی؟ هان؟

‫واسه این؟ نه

‫ایکس‌پی بیماری‌ایه که هدفش ‫گرفتن خوشی از زندگی یه بچه‌ست

در تمام این سال‌ها که دکتر کیتی بودم

‫اون هیچوقت شکایتی نکرد، ‫هیچوقت اخم نکرد

‫همیشه نیمه پر لیوان رو می‌بینه

‫و اونطور که درموردت حرف می‌زنه...

‫تاحالا هیچ جوونی رو ندیدم ‫که اینقدر صریح باباش رو تحسین کنه

‫تو پدر خوبی هستی، جک

‫چه مدت؟

‫به قطع گفتنش سخته

‫- سلام بچه جون ‫- سلام بابا

‫دارم از گشنگی میمیرم. ‫غذای چینی می‌خوری؟

‫- آری ‫- یعنی آره؟

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫برات یه پروفایل قرار اینترنتی درست می‌کنم

‫- چی؟ ‫- آره

‫ببین. این عکس رو ازت دارم

‫که به نظرم توش موهات بهتر افتاده

‫- ولی توی این یکی دوربین دستته ‫- وای نه، نه، نه

‫- عمراً بذارم ‫- نه، نه، نه. می‌ذاری

‫بیا بشین. ‫کمکم می‌کنی بنویسم؟

‫نمی‌دونم والا

‫خیلی خب. تا اینجای کار اینا رو نوشتم

‫- "بهترین پدر و خوشتیپ‌ترین عکاس دنیا" ‫- مخالفم

‫"به دنبال یک ماجراجوی همراه

‫که به هنر، عکاسی، نوستالژی درمورد "مافوق صوت‌ها علاقه داشته باشد

‫- مافوق صوت خوبه. مهمه ‫- می‌دونستم خوشت میاد

‫- "یک شریک جرم برای سفر دور دنیا" ‫- من سفر نمیرم، عزیزم

‫ولی میری

‫خیلی خب، این کارو نمی‌کنیم

‫لطفا، لطفا، لطفا. من می‌خوام

‫تو مادرو از دست دادی ‫و الان داری منو هم از دست میدی

‫نه، نه، همیشه یه احتمالی هست

‫همیشه می‌دونستیم که دیر یا زود می‌میرم

‫پس ازت می‌خوام خودخواه باشی و...

‫بری بیرون و عکس‌های خوشگل بگیری

‫و دوباره دور دنیا بگردی

‫- می‌خوام همه عکسات رو ببینن، بابا ‫- تمومش کن

‫خیلی خب، نمی‌تونم... ‫نمی‌تونم...

‫می‌خوام...

‫قول بدی که از خودت مراقبت می‌کنی

‫ازت می‌خوام زندگیت به اون خوشی‌ای باشه ‫که برام فراهم کردی

‫و سعی کنی کسی رو پیدا کنی که

‫بتونی این ماجراجویی‌های خارق العاده ‫رو باهاش سهیم بشی

‫چون کسی رو داشتن...

‫بهترین بخش زندگیه

‫پس خواهش می‌کنم هر خانمی که ‫دیدی رو بردار و باهاش قرار بذار

‫باشه

‫باشه

‫- قول بده ‫- قول میدم

‫خوبه

‫حالا میتونی غذای چینی سفارش بدی

‫- بیخیال! ‫- پرتاب خوبی بود

‫این حتی بیسبال هم حساب نمیشه. ‫نمی‌دونم این چیه

‫بالاخره غذا رسید. ‫چرا اینقدر لفتش دادن؟

‫خدای بزرگ. ‫چارلی بیرونه

‫می‌دونم. من خبرش کردم

‫چی؟ چرا؟

‫چون...

‫گفتی بهترین بخش زندگی اینه که کسی رو داشته ‫باشی تا ماجراجویی‌ها رو باهاش سهیم بشی

‫برای همین باهاش حرف زدم ‫و حقیقت رو بهش گفتم

‫حقشه

‫حق تو هم هست

‫اومدی

‫این دفعه مطمئن بودم که ‫خوابت رو دیدم

‫چارلی، خیلی متأسفم

‫کیتی، این از اون مسئله‌ها نیست که نگی

‫خیلی خیلی متأسفم که بهت نگفتم

‫این...

‫این کارم غیرقابل بخششه و خودخواهی بود

‫رابطه‌مون هیچوقت جواب نمیداد

‫ولی می‌خواستم جواب بده

‫تو، من، ما...

‫آخر داستان به هم نمی‌رسیم

‫برای همین...

‫برای همین ازت خداحافظی می‌کنم، چارلی

‫خداحافظ

‫راستش این بدترین سخنرانی‌ای بود ‫که برای به هم زدن رابطه شنیدم

‫- چی؟ ‫- آره. نمره 5 بهش بدم، لطف هم کردم

‫همه داورا 0 دادن. ‫واقعا گند زدی

‫تاحالا با کسی به هم نزدم! ‫چه انتظاری داری؟

‫جداً چارلی، نمی‌تونیم

‫میتونیم

‫فقط اینو نمی‌تونم که...

‫دیگه باهات نباشم

‫کیتی، روی ایکس‌پی تحقیق کردم

‫می‌دونم چه بیماری‌ایه. می‌دونم چی می‌کشی

‫ولی ما زوجی نیستیم که ‫سعیشون رو نمی‌کنن

‫اینو قبل از من می‌دونستی

‫تو زندگیمو عوض کردی، کیتی

‫می‌تونی جلوی در خونه ولم کنی و بری

‫یا اینکه می‌تونیم بهترین تابستون عمرمون رو بگذرونیم

‫انتخابت چیه؟

‫یالا چارلی! زور بزن!

‫یالا چارلی!

‫همینه، چارلی! یالا!

‫چارلی، برو!

‫یالا چارلی! یالا چارلی! یالا!

‫ایول!

‫ایول!

‫ایول!

‫مربی برکلی تحت تأثیر قرار گرفت ‫و قول داد که باهامون در تماس خواهد بود

‫در تماس خوبه. باهات تماس می‌گیرن. ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، عزیزم

‫خیلی خوب شد

‫هی، الان میام

‫البته

‫- هی چارلی ‫- سلام

‫- شایعات حقیقت دارن. تبریک میگم ‫- ممنون

‫- کارت عالی بود ‫- ممنون که گذاشتین کیتی بیاد

‫نمی‌تونستم جلوشو بگیرم

‫آقای پرایس

‫ناراحت نمیشین فردا کیتی رو ببرم بیرون؟

‫نه

‫نه، به نظرم عیبی نداره

‫ممنون

‫- یالا، یالا بیا ‫- گیج شدم. چیکار...

‫- جریان چیه؟ ‫- واسه توئه

‫- تو کیتی هستی؟ ‫- آره

‫بریم تو کارش

‫- نه. وای خدا، نه ‫- کیتی، کیتی، چرا

‫- نه، نمی‌تونم. نمی‌تونم ‫- چرا، چرا، چرا

‫چرا

‫احمقانه‌ست. اصلا... ‫اصلا پولش رو از کجا آوردی؟

‫- نگرانش نباش ‫- چارلی، پول وانتت؟

‫- نمی‌تونم بذارم... ‫- کیتی، دیگه پرداخت شده

‫تو کمکم کردی آرزوهام رو بفهمم چیا هستن ‫و حالا وقتشه جبران کنم

‫دیگه نمی‌تونم بنوازم

‫پس بخون

‫هر وقت آماده بودی بخون، کیتی

‫یه لحظه استراحت کنیم

‫ممنون

‫اینو از کجا آوردی؟

‫این آهنگیه که روش کار می‌کردم

دوباره دفترچه‌ات رو دزدیدم

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

:.: ترجمه از آرمـان و ارمـیا و رضـــا :.: .: Arman333 & SiGMA & DeathStroke :.

‫

‫

‫

‫

‫

‫اوه، نه

‫آره، کارت عالی بود

‫بذار ببینم چقدر چیپس داریم

‫- اون یکی ‫- اون یکی؟

‫اون چارلینیومه

‫چون بزرگه و قوی

‫و اون یکی ستاره موردعلاقمه

‫اون یکی بوریتیومه

‫چون شکل بوریتوئه

‫اون یکی اسمس پروسیونه

‫11 سال نوری با ما فاصله داره

‫پس وقتی اون نور تولید شد ‫ما هفت سالمون بود

‫پس اونموقعی بوده که ‫اولین بار اسکیت برد خریدی

‫چی؟

‫چارلی، اون شب که توی قطار هم رو دیدیم...

‫از قبل می‌شناختمت

‫منظورت چیه؟

‫توی مدرسه ابتدایی

‫هر روز که می‌رفتی شنا ‫تو راه از جلوی پنجره رد می‌شدی

‫و توی سال چهارم

‫اسکی رو شروع کردی

‫و توی ششم هر روز لباس تا یه ماه ‫کن گریفی جونیور جرسی

‫می‌پوشیدی

‫و توی کلاس نهم

‫کل موهات رو وزوزی کردی

‫

‫و...

‫هر روز...

‫منتظرت بودم بیای جلوی پنجره...

‫و این بهترین لحظه‌ی روزهام بود

‫اگه بالا رو نگاه می‌کردم...

‫کل این مدت می‌تونستم باهات باشم

‫بودی

‫من...

‫دوستت دارم، چارلی

‫منم دوستت دارم

‫باورم نمیشه هنوزم بعد اون وزوزی کردن موهام ‫ازم خوشت میاد

‫خیلی زشت بودی. ‫خدای من

‫خب بازم مرغ مونده ‫ولی اگه کسی نودل نمی‌خواد

‫باقیش رو خودم می‌خورم

‫باشه. من میرم لنگرگاه. ‫یه ساعته برمی‌گردم

‫یه روزی این قایق ارزشمندی ‫که تمیز می‌کنی رو می‌بینم

‫دیگه فرصتش پیش نمیاد

‫صاحبش فردا برمیگرده. ‫این آخرین روزیه که میرم به قایق سر بزنم

‫- یه ساعت دیگه می‌بینمت؟ ‫- خیلی خب

‫- من تا بیرون همراهت میام ‫- باشه. فعلا

‫یکی از این روزا می‌تونیم ببریمش

‫برای یه قایق سواری اطراف لنگرگاه

‫می‌تونیم غروب آفتاب رو ببینیم

‫وایسا

‫منم باهاش میرم

‫کجا میری، عزیزم؟

‫بیرون

‫قایق سواری

‫می‌خوام باهاش سوار قایق بشم. الان

‫عزیزم

‫- خوب میشه اگه... ‫- خواهش می‌کنم بابا

‫لذار این کارو بکنم

‫طوری نمیشه، بابا

‫خیلی دلم می‌خواد

‫باشه

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫ایناهاش اومد

‫سلام آقای پرایس

‫خوشحالم قبل اینکه بری ‫خودت رو رسوندی اینجا

‫البته. من... ‫راستش امروز میرم

‫آره

‫اولین روز تمرین چند روز دیگه‌ست، واسه همین...

‫- هیجان انگیزه! ‫- آره، مشتاقانه منتظرشم

‫مربیت برنامه‌ات رو برام فرستاده ‫واسه همین امیدوار بودم ببینمش

‫ولی چرا باید مربیم برنامه‌ام ‫رو واستون بفرسته؟

‫فکر کنم بعد از اینکه کیتی باهاش تماس گرفت ‫باهم در تماس موندیم

‫- کیتی تماس گرفت؟ ‫- آره

‫اون بهش زنگ زد. بهش گفت که باید ‫یه بار دیگه تو رو بررسی کنه

‫نه، کیتی هیچوقت بهم نگفت

‫می‌دونی چیه؟ یه لحظه وایسا، خب؟

‫یه چیزی برات دارم

‫می‌خواست اینو تو داشته باشی

‫من...

‫هیچوقت معذرت خواهی نکردم

‫هیچوقت ازتون عذر نخواستم

‫هیچوقت نباید کیتی رو ‫تا اونموقع شب بیرون نگه می‌داشتم و...

‫تمومش کن

‫تمومش کن

‫تقصیر کسی نیست، خب؟

‫از اونموقع که بچه بود می‌دونستیم

‫هر روز که زنده می‌مونه، یه موهبته

‫باید ازت تشکر هم بکنم

‫تنها چیزی که می‌خواستم ‫خوشحال کردنش بود

‫و تو اونو خوشحال کردی

‫ممنون

‫- توی مدرسه موفق باشی، پسرم ‫- ممنون

‫در ادامه آهنگی رو پخش می‌کنیم ‫که با بازدید بالای دو میلیون

‫در ظرف دو هفته یوتیوب رو ترکونده

‫آماده باشید که در سراسر ‫شبکه رادیویی بشنویدش

‫فقط یادتون باشه که اولین بار ‫اینجا شنیدین

‫"آهنگ چارلی" از کیتی پرایس

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

[بزن رادیو موج 98.7]

‫

‫

‫

‫ایول!

‫ایول! هی!

‫هی، صدای دخترمه! دخترم داره می‌خونه!

‫شنیدی؟ بذارش کنار. ‫بذارش کنار! گوش کن!

‫

‫

‫

‫چارلی عزیز

‫همیشه با نوشتن متن آهنگ بیشتر ‫از جملات معمولی راحت بودم

‫هیچ جوره نمی‌تونم ارزشی که ‫برای من داشتی رو با کلمات توصیف کنم

‫از اون لحظه‌ای که همدیگه رو دیدیم

‫یا لذتی که وقتی اولین بار ‫بیرون پنجره دیدمت برام آوردی

‫حتی با اینکه مدت کمی باهم بودیم

‫ستاره‌ها در هر لحظه‌اش می‌درخشیدن

‫و نور حاصل از اون لحظات ‫برای هزاران سال بعد خواهد درخشید

‫

‫امیدوارم که یه جوری بتونم ‫پایین رو نگاه کنم و تو رو ببینم، چارلی

‫با تمام لحظات خارق العاده‌ای که در انتظارتن

‫و اگه بهم نیاز داشتی

‫تنها کاری که باید بکنی ‫اینه که بالا رو نگاه کنی

‫و یادت باشه...

‫دوستت دارم

:.: ترجمه از آرمـان و ارمـیا و رضـــا :.: .: Arman333 & SiGMA & DeathStroke :.

ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک .: LiLMeDiA.TV :.

رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند NightMovie.Co

5/Jun/2018

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.